متاهلم اما فکرم مدام درگیر خانم‌ها می‌شود

متاهلم اما فکرم مدام درگیر خانم‌ها می‌شود

خراسان/ اهل ایجاد مزاحمت برای خانم‌ها نیستم اما مشکلی دارم که از گفتن آن به دیگران خجالت می‌کشم. راستش این است که طی روز، بارها و بارها ذهنم درگیر خانم‌ها و فکر کردن به آن‌ها، وضعیت زندگی‌شان و … می‌شود، فکرهای الکی و بی‌فایده. متاهلم و 40 ساله. دست خودم نیست. چه کنم؟
 
پاسخ
  گاهی به جای خجالت کشیدن باید دنبال راهکار باشیم تا با روانی سالم‌تر به زندگی ادامه دهیم. متاهل هستیدبنابراین  باید کیفیت رابطه شما با همسرتان بررسی شود. آیا از ارتباط زناشویی تان رضایت دارید؟ آیا ازدواج تان از روی علاقه بوده است یا خیر؟ چقدر فکر می کنید که همسرتان به نیازهای شما پاسخ می دهد؟ چنین افکاری می تواند ناشی از نوعی وسواس فکری در شما باشد اما تشخیص قطعی، نیاز به مصاحبه دقیق تری دارد. از طرفی محیط زندگی و اجتماعی شما هم می تواند نقش داشته باشد. آیا در محیطی زندگی می کنید که  زمینه این کج روی ذهنی در شما ایجاد می شود ؟ و سوالاتی از این قبیل که به ما کمک می کند، تشخیص بهتری برای مسئله شما پیدا کنیم. با این حال ،برای کمک به شما پیشنهادهایی داریم.
درباره انتظارات‌تان با همسرتان صحبت کنید
اگر در ارتباط با همسرتان مشکل دارید، حتما به فکر اصلاح آن از طریق گفت‌و‌گو با مشاور باشید. در یک ارتباط زن و شوهری اگر مشکلی هم وجود داشته باشد، نیازهای شما می تواند ناکام بماند! پس صرفا با ازدواج کردن نمی توانید انتظار داشته باشید که نیازهایتان برطرف شود. ارتباط شما باید همراه با احترام متقابل باشد. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم درباره توقعات و انتظارات شان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آید، درباره آن گفت و گو می کنند تا به توافق برسند.
در موقعیت‌های مشکل‌زا قرار نگیرید
از قرار گرفتن در معرض موقعیت های تحریک کننده بپرهیزید. دیدن فیلم ها یا حضور در مکان هایی که مرتب ذهن شما را مشغول می کند یا جلوی چشم بودن تصویری تحریک کننده، می تواند ذهن تان را درگیر کند. این رفتارها منجر به نارضایتی و اشتباه شما در مواجهه با واقعیت زندگی می شود. عمده ترین اثر مشغولیت فکری این است که باعث می شود تمام انرژی را که باید صرف رشد خودتان به عنوان یک انسان کنید، هرز رود و هدر رفتن این انرژی به این معناست که زندگی تان کسل کننده و بی تنوع خواهد شد.
به دنبال تفریحات سالم باشید
تفریح و سرگرمی داشته باشید. تنهایی و بیکاری می تواند باعث افزایش این افکار وسواسی شود. بیکاری چه به دلیل فراهم نبودن زمینه کار باشد یا نداشتن تلاش خود فرد، در هر دو صورت باعث می شود فرد اعتماد به نفس خود را ازدست بدهد و مورد سرزنش اطرافیان به خصوص خانواده قرار گیرد یا حداقل اطرافیان توجه لازم را به فرد بیکار نداشته باشند. در این صورت، فرد احساس بی ارزشی می کند و مشکلات جدی برایش به وجود می آید.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روان‌شناس سلامت

باتلاق شیشه به بهانه بهبود روابط زناشویی!

باتلاق شیشه به بهانه بهبود روابط زناشویی!

خراسان/ افزایش مصرف شیشه بین زوج های جوان به بهانه کیفیت رابطه زناشویی خطر اعتیاد به این افیون خانمان سوز را زیاد کرده است
 مدیرعامل جمعیت احیای انسانی کنگره 60 (سازمانی مردم نهاد و فعال در حوزه ترک اعتیاد و …)در جدیدترین گفت‌و‌گویش به نکته‌ای اشاره کرده که بازتاب زیادی در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشته است. «حسین دژاکام» از افزایش مصرف شیشه توسط زوج ها برای افزایش توانایی جنسی خبر داده و گفته: «متاسفانه این روزها زوج ها برای افزایش توانایی جنسی و بهبود کیفیت رابطه زناشویی اقدام به مصرف شیشه می‌کنند و ما شاهد افزایش این موضوع در جامعه هستیم که نگران کننده است. چه از لحاظ پزشکی تاثیر شیشه بر این موضوع تایید شود چه نشود، به هرحال در جامعه وجود دارد و زوج ها پس از استفاده و افتادن در دام اعتیاد، دیگر نمی‌توانند به راحتی از دست آن رهایی پیدا کنند و بعدها آسیب‌های فراوانی برای‌شان ایجاد خواهد شد.»(منبع خبر: برنا). امروزه تغییر مصرف مواد از سنتی به مواد صنعتی و شیمیایی و استفاده از مواد محرک به یک مشکل جدی تبدیل شده است. مواد صنعتی ترکیبی از مخدرهای سنتی با مواد شیمیایی و دست‌ساز هستند که از میان پرمصرف‌ترین آن‌ها می‌توان به متامفتامین(شیشه) اشاره کرد. طبق برخی پژوهش‌های داخلی، مصرف شیشه به خصوص بین جوانان یعنی در گروهی که در سن تولیدمثل هستند و توانایی جنسی برای آنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، رو به افزایش است و باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنابراین با توجه به اهمیت شناسایی عوامل موثر بر توانایی جنسی مطلوب، مطلب حاضر با هدف بررسی خطرات استفاده از  شیشه بر  رابطه زناشویی نگاشته می‌شود.
 
   عاقلانه نبودن تکیه به مزیت‌های کوتاه‌مدت
این ماده بسیار اعتیادآور، جزو ماده‌های محرک سیستم عصبی مرکزی شناخته و با افزایش انتقال دهنده عصبی دوپامین، باعث تحریک مدار لذت در مغز می‌شود و بدین وسیله خلق را بالا می‌برد و باعث احساس شادی بیش از حد(شنگولی)، افزایش برانگیختگی جنسی، کاهش اشتها و افزایش انرژی می‌شود. اما ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که افزایش میل جنسی و عملکرد جنسی  از آثار بسیارکوتاه مدت مصرف شیشه محسوب می‌شود. در نتیجه این ادعا که مصرف متامفتامین موجب افزایش میل و توانایی جنسی می‌شود، ادعای نادرستی نیست اما با توجه به تاثیر دراز مدت آن، تکیه بر این ادعا به هیچ عنوان عاقلانه نیست. شیشه ماده‌ای بسیار اعتیادآور است به طوری که حتی با یک بار مصرف آن احتمال اعتیاد به شیشه وجود دارد. بنابراین بعد از مصرف چند باره نه تنها کمکی به قوای جنسی فرد مصرف کننده نمی‌کند بلکه باعث بروز اختلالات و کژکاری‌های جنسی متعدد از جمله اختلال ارگاسم  و زودانزالی می‌شود.
   اثر لذت‌بخش اما زودگذر و پردردسر
همان‌طور که مشخص است، سازوکار اثر ماده شیشه مانند اغلب مواد اعتیادآور در ابتدا دارای یک سری از تقویت کننده‌ها و پاداش‌ها از جمله افزایش توجه و تمرکز، سرخوشی، رفع غم و اضطراب، افزایش میل جنسی و … است ولی در ادامه تمام این تقویت‌کننده‌ها و پاداش‌های اولیه جای خود را به آثار دراز مدت و مخربی همچون اختلال توجه، اختلالات هیجانی(افسردگی، اضطراب و …)، اختلالات شناختی و جنسی می‌دهد. به یاد داشته باشید که اگر همین تقویت کننده‌های اولیه و زودگذر سوءمصرف مواد نبودند شاید کمتر کسی دچار بیماری اعتیاد می‌شد و به نظر می‌رسد که این آثار لذت‌بخش اما زودگذر، به اصطلاح در حکم دانه پاشیدن برای گرفتاری طولانی مدت باشد.
   اشتباه رایج زوج های مصرف‌کننده شیشه
باید پذیرفت بسیاری از افراد پس از استعمال شیشه، افزایش موقتی قوای جنسی و اعتماد به نفس را تجربه می‌کنند. این افراد، افزایش توانایی جنسی و اعتماد به نفس خود را با مصرف شیشه مرتبط می‌دانند و به نوعی یک ارتباط ذهنی بین مصرف و افزایش فعالیت جنسی پیدا می‌کنند و به اصطلاح در برابر استعمال و حتی تصور شیشه شرطی می‌شوند. بنابراین از سایر عوامل مهم و اثرگذار روانی(مانند ارتباط عاطفی مناسب با همسر) و جسمانی غافل می‌شوند و آن‌ها رابه طور کلی نادیده می‌گیرند و همین موضوع سبب می‌شود درباره آثار مصرف شیشه در افزایش توانایی جنسی دچار مبالغه شوند. همچنین درباره خطرات و عوارض جدی این ماده(اختلالات شناختی، مشکلات خواب، تعارضات زناشویی، افسردگی و اضطراب و رفتارهای پرخطر) درک خطر پایینی داشته باشند و همین مسئله، رایج‌ترین اشتباه چنین زوج هایی است که سلامت آینده جسم و زندگی مشترک‌شان را تهدید خواهد کرد.
 راه‌حل اشتباهی برای حل تعارضات زناشویی
تحقیقات مختلف نشان می‌دهد که تعارضات بین فردی و زناشویی با نارضایتی و گاه ناتوانی‌های جنسی در زوج ها رابطه دارد. به عبارتی ارضا نشدن نیازهای عاطفی از طرف هر یک از زوج ها و کشمکش‌های زناشویی منجر به بروز برخی اختلالات جنسی حتی در افراد سالم به لحاظ جسمانی می‌شود. بنابراین به افرادی که به دنبال افزایش چنین توانایی و کسب لذتی هستند، پیشنهاد می‌شود قبل از هر چیز به دنبال راهی به منظور تعامل سالم با همسر خود باشند و به جای استعمال موادی همچون شیشه، سعی در بهبود ارتباط با همسر خود به کمک یک زوج درمانگر داشته باشند.
   فرسایشی‌ترین درمان، ترک معتادان به شیشه
درمان افراد معتاد به شیشه از مشکل‌ترین و فرسایشی‌ترین درمان‌ها محسوب می‌شود. یکی از دلایل آن‌  هم  تاثیر عمیق و گاه پایدار استعمال این مواد در مدارهای مغزی است، به طوری که فرد ولع شدیدی برای مصرف دوباره دارد که از آن به عنوان وابستگی روانی یاد می‌شود. به منظور درمان هرچه بهتر اعتیاد به شیشه نیاز به کمک گرفتن از یک تیم تخصصی همچون روان درمانگر، خانواده درمانگر، زوج درمانگر، روان پزشک و متخصص تغذیه است. البته نقش دوستان، خانواده و اجتماع نیز بسیار مهم ارزیابی می‌شود.
   قبول نکردن هر توصیه کوچه‌بازاری
کلام آخر این‌که توجه داشته باشید اختلالات جنسی مانند بسیاری از اختلالات دیگر درمان‌های خاص خود را دارند و افراد می‌توانند با کمک پزشک متخصص و یک درمانگر اختلالات جنسی مجرب، اختلالات را درمان کنند و پذیرفتن هر توصیه کوچه‌بازاری از دوست و آشنا، می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری داشته باشد که در وهله اول، باورکردنی نخواهد بود اما عاقبت تلخی خواهد داشت.  
نویسنده : مصطفی نجمی| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی و پژوهشگر اعتیاد

چالش‌های عشق در سنین نوجوانی

چالش‌های عشق در سنین نوجوانی

جام جم/ عشق در نوجوانی فرآیندی از رشد محسوب می‌شود و نبایدبه چشم یک مشکل نگاه کرد، بلکه این احساس اغلب در نوجوانی رخ می‌دهد بنابراین نمی‌توان مانع عاشق شدن در نوجوان شد بلکه می‌توان این احساس را تعدیل کرد.
دکتر مژگان ناقل در آستانه‌ روز نوجوان با بیان اینکه گرایش به جنس مخالف و عشق با توجه به تغییرات بلوغ در نوجوانی امری طبیعی محسوب می‌شود، ادامه داد: در سنین نوجوانی همزمان با رشد جسمی نوجوان، به دلیل عدم رشد کافی در بخش‌هایی از مغز، نوجوان ریسک‌ پذیرتر است و تصمیمات ناقص‌تر و کارکردهای ضعیف‌تری دارد بنابراین ممکن است بسیار راحت و گاها به طور تکانشی درگیر عشق شود.
وی معتقد است که احساس عشق و ارتباط با جنس مخالف، تاثیر گذاری و گرفتن بازخورد از جنس مخالف در تشکیل خودپنداره نوجوان که هسته‌ی هویت او محسوب می‌شود موثر است، بنابراین این ارتباطات به کسب هویت نوجوان نیز کمک می‌کند.
ناقل افزود: برخی از روانشناسان مانند اریکسون معتقدند که این احساسات به روابط بزرگسالی نوجوان  کمک می‌کنند و از طرفی بخشی از خودشناسی و خود آگاهی نوجوان محسوب می‌شوند. همچنین در اغلب نوجوانان این مراحل بدون ایجاد مشکل طی می‌شود اما اگر والدین نتوانند درک مستقیم و حمایتی از احساسات نوجوان داشته باشند ممکن است منجر به رفتارهای تکانشی‌ مانند فرار از خانه و… در نوجوان شود.

عشق نوجوانان را انکار نکنید
این روانشناس با بیان اینکه پذیرا بودن والدین باعث اطمینان نوجوان و بیان احساساتش با پدر و مادر و آگاهانه طی کردن این مسیر می‌شود، ادامه داد: منع این احساسات در نوجوانان باعث می‌شود آن‌ها نیاز به عشق را از طرق غیر منطقی تامین کنند، بنابراین بهتر است والدین به صورت دورادور روی این موضوع نظارت داشته باشند چراکه انکار این احساس نوعی مانع تلقی می‌شود و نوجوان را اذیت می‌کند.
وی با اشاره به اینکه نوجوانان اغلب در سنین ۱۲ تا ۱۵ سالگی و همزمان با سن بلوغ درگیر احساسات عاطفی می‌شوند، گفت: نوجوانان اغلب عاشق فردی می‌شوند که مورد توجه عموم قرار دارد و تصور می‌کنند اگر بتوانند این عشق را تجربه کنند درواقع شایستگی خود را اثبات کرده‌اند.
به گفته‌ی ناقل بهتر است والدین عشق نوجوان را بپذیرند و به او از امکان ناکامی در این عشق آگاهی بدهند، همچنین به نوجوان فرصت شکست در عشق را بدهند تا برای ارتباطات آینده به پختگی برسد، چراکه معمولا عشق های دوره نوجوانی در سنین بالاتر غیر منطقی به نظر می‌ایند و از بین می‌روند.

عشق نوجوان الزاما به ازدواج ختم نمی‌شود
وی ادامه داد: والدین باید آگاه باشند قرار نیست عشق نوجوانی منجر به ازدواج شود بنابراین اگر نوجوانشان عاشق شد باید با او همانند یک دوست برخورد کنند تا نوجوان بتواند درباره احساسات خود با ان‌ها صحبت کند. از طرفی والدین نباید تصور کنند نوجوانان اطلاعاتی در چنین زمینه‌هایی ندارند بلکه با توجه به گسترش تکنولوژی نوجوانان به آگاهی لازم رسیده‌اند پس چه بهتر است والدین به عنوان منبع موثق در کنار آن‌ها باشند و اطلاعات لازم را خودشان در اختیار نوجوان قرار دهند.

اهمیت حمایت والدین در شکست عاطفی نوجوان
این روانشناس معتقد است که والدین باید دورادور بر روی فردی که نوجوان ان را انتخاب کرده است و مورد اطمینان بود او نظارت داشته باشند، از طرفی این نظارت نباید به طور مستقیم و همراه با سرزنش نوجوان باشد چراکه در نهایت منجر به  دوری نوجوان از خانواده می‌شود. همچنین اهمیت کمک والدین به نوجوان در این مسیر، پس از شکست عاطفی نوجوان احساس می‌شود چراکه برخی نوجوانان گاها پس از شسکت عاطفی و نبود حمایت از جانب والدین دچار مشکلاتی نظیر افت تحصیلی، گرایش به اعتیاد و… می‌شوند.

عشق نباید مانع اهداف آینده نوجوان شود
ناقل در انتها به بیان توصیه‌هایی به نوجوانان پرداخت و اظهار کرد: نوجوانان باید آمادگی پذیرش شکست در عشق را داشته باشند و به آن به عنوان مرحله‌ای از رشد نگاه کنند، بدانند که معیارهای دوست داشتن برایشان در سنین بالا تغییر می‌کند بنابراین نباید اکنون برای زندگی آینده خود تصمیم بگیرند، همچنین باید به گونه‌ای این حس را مدیریت کنند که به اهداف، تحصیلات و آینده‌شان لطمه‌ای وارد نشود.

مراحل طلاق توافقی

مراحل طلاق توافقی

بیا نی نی/ یکی از مهم ترین رویدادهای زندگی انسان ازدواج است که البته در برخی موارد به جدایی و طلاق منجر می‫شود.« طلاق» کلمه ای است که این روزها زیاد می‫شنویم ولی شاید همه به مسایل جزیی آن اشنا نباشند.
بسیاری از زوجین، طلاق توافقی را بعنوان راهی اسان و کم هزینه برای انجام این جدایی انتخاب می کنند. در این مطلب به شرایط طلاق توافقی و مراحل طلاق توافقی، تقاضای طلاق توافقی از سوی زن و مرد می پردازیم.

طلاق توافقی چیست؟
به طور خلاصه طلاق توافقی به طلاقی گفته می شود که زوجین به هر علتی تمایل دارند با تفاهم از هم جدا شوند هر توافقی که آن ها در خصوص مهریه، نفقه، جهیزیه، حضانت و ملاقات فرزند داشته باشند از نظر دادگاه محترم و قابل قبول خواهد بود.
به عنوان مثال زوجین توافق می کنند زوجه مهریه را در قبال طلاق ببخشد یا کل آن رادریافت کند و یا با شرایط توافق شده مهریه پرداخت شود و یا حتی بخشی از مهریه بخشش و بخشی دیگر پرداخت شود. بنابراین تمام موارد توافق در رای دادگاه منعکس خواهد گردید و قابلیت اجرا دارد.
رویه گروه وکلای پارسای چنین است که درآغاز توافقات زن و شوهر از آن ها پرسیده میشود و آنگاه صورتجلسه شده و به امضاء ایشان می رسد و در ادامه به وکالت از زوجین رأی دادگاه بر اساس توافق آن ها از دادگاه خانواده اخذ میشود.

 مدارک لازم برای درخواست طلاق توافقی
کارت ملی؛شناسنامه؛ سند ازدواج( عقدنامه) زوجین.

ثبت دادخواست طلاق
در صورت تحقق عملی موردهای فوق، زوجین باید به یکی از دفترهای خدمات قضایی قوه قضاییه مراجعه و دادخواست طلاق توافقی را در آن جا ثبت کنند و بعد از دریافت پیامک باید به شعبه مربوطه دادگاه خانواده مراجعه نمایند.

مشاوره اجباری
دادگاه خانواده بدون جلب نظر مشاوره خانواده نمی تواند اقدام به صادر کردن رای گواهی عدم امکان سازش نماید.
بنابراین نخستین اقدام مراجعه به سامانه نوبت دهی طلاق( تصمیم) و ثبت اطلاعات زوجین در این سامانه است.
زوجین باید به مرکزهای غربالگری و مشاوره خانواده مراجعه نمایند. بعد از انجام جلسات مشاوره با مشاوران ذکر شده( حدودا ۵ جلسه)، چنانچه زوجین هم چنان بر تصمیم خویش مبنی بر طلاق پافشاری داشته باشند، مرکز مشاوره اقدام به صادر کردن گواهی عدم انصراف از طلاق می نماید.

مهریه
بسته به اینکه طلاق توافقی از چه راهی انجام شود. شرایط مهریه مختلف است. اگر زوجین هر دو خود و یا توسط وکیل طلاق توافقی، بخواهند مراحل را انجام دهند، می بایست توافقات خود را نهایی کند. در خصوص مهریه هم همین شرایط صادق است.
در واقع زوجین باید توافق کنند که آیا زوجه مهریه قسمتی یا تمام مهریه را دریافت نماید یا خیر. در بسیاری از مواقع، در طلاق توافقی، زوجه در ازای مبلغ یا مالی مانند ماشین، ملک یا هر چیز دیگری بقیه مهریه را بخشش می نماید. همینطور گاهی وقت ها، زوجین در ازای مبلغی به صورت اقساط مالی مثلا دو میلیون تا مدت معین مثلا ۵ سال بقیه مهریه را بخشش می نماید.
چنانچه زوجه با وکالت طلاق به دادگاه مراجعه نماید، طبق عرف و رویه قضایی می بایست بخش اعظمی از مهریه خویش یعنی حداقل نصف آنرا به زوج بخشش نماید.

جهیزیه
زوجه در صورتی که فاکتور اجناسی را که خریداری نموده داشته باشد و یا سیاهه ای که در موقع عقد و یا پیش از آن به امضای داماد رسیده موجود باشد میتواند جهیزیه خود را از خانه شوهر استرداد نماید.

حضانت، نفقه و ملاقات فرزندان در طلاق توافقی
حضانت تا پیش از ۷ سالگی با مادر است و پس از ۷ سالگی با پدر در صورتی که این بین اختلاف وجود داشته باشد رفع آن با دادگاه است. البته در طلاق توافقی میتوان بر این امر توافق حاصل کرد که حضانت با چه کسی باشد.
نفقه فرزندان با پدر است حتی چنانچه فرزند با مادر زندگی کند ولی ضمن طلاق توافقی امکان دارد مادر برای گرفتن طلاق و یا شرط ضمن آن نفقه فرزند خود را برعهده گرفته و بر آن توافق کند که امر مستلزم آن است که به امضا دو طرف برسد.
ملاقات فرزندان هم بر اساس اصل بر آن است چنانچه زوج و زوجه در یک محل اقامت نداشته باشند هر کدام که فرزند در پیش وی نگهداری نمی شود، این حق قانونی را دارد که فرزند خود را ملاقات کند البته دیگر جزئیات این امر بر اساس توافق دو طرف است که باید ضمن توافق نامه در طلاق توافقی ذکر شود.
درصورتی که در هر یک از موارد فوق توافق حاصل نشود، دادگاه مطلقا اقدام به صدور رأی نخواهد کرد.

بهترین سن ازدواج چه زمانی است؟

بهترین سن ازدواج چه زمانی است؟

حامی هنر زندگی/ سن ازدواج من رسیده است یا نه؟ چگونه می‌توان فهمید که سن ازدواج نگذشته است؟ آیا او آمادگی کامل برای تشکل یک زندگی مشترک را دارد؟ این سوالات از جمله سوالات مشترک بسیاری از جوانان و والدین آن‌ها در مورد سن مناسب برای ازدواج می‌باشد. شاید تا کنون از بسیاری از آشنایان یا دوستانتان شنیده باشید که افرادی که در سنین بالاتر ازدواج می‌کنند، زندگی با ثبات‌تری نسبت به افرادی دارند که در سنین جوانی ازدواج کرده‌اند. بر اساس این تفکر، ازدواج در جوانی بسیار ریسکی بوده و به احتمال زیاد به طلاق منتهی خواهد شد. آیا چنین تفکری درست است؟ در مقابل این تفکر برخی از والدین معتقدند که ازدواج در سنین جوانی باعث می‌شود تا فرد از بسیاری از کج روی‌ها و مشکلات دوره جوانی در امان بماند. با آگاهی از عوامل موثر بر سن ازدواج می‌توانید گامی موثر در جهت ازدواج موفق خود بردارید. 
 
بلوغ هیجانی و اجتماعی مهم‌تر از سن ازدواج
برای ازدواج تنها رسیدن به بلوغ جنسی و جنسی در پسران و دختران کافی نیست. بلکه باید فرد به بلوغ هیجانی، روانی یا عاطفی نیز برسد. منظور از بلوغ روانی این است که نگاه به زندگی فرد با یک کودک یا نوجوان تغییر کند و این چیزی نیست که خود فرد متوجه آن شود و بیشتر اطرافیان او متوجه این تغییر رفتار می‌شوند. از جمله ویژگی‌ها و مشخصه‌های بلوغ عاطفی، هیجانی و اجتماعی می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:
-اعتماد به نفس و عزت نفس دارد.
– می‌تواند تکیه گاه باشد.
– می‌تواند عادات غلط خود را ترک کرده و توانایی تغییر و اصلاح شدن دارد.
– درک بالا دارد و می‌تواند با تغییرات و مشکلات سازگار شود.
– بر هیجانات و احساسات خود کنترل دارد.
– آینده نگر و هدفمند است.
– توانایی مدیریت خود و خانواده را دارد.
– مسئولیت پذیر است.
– می‌تواند نیاز‌های مالی، علمی و بهداشتی خانواده را تامین کند.
– توانمند و پخته است و به شناخت کافی از خود رسیده است.
– مستقل است یا برای مستقل بودن تلاش می‌کند.
– توانایی درک جنس مخالف و انسان‌های دیگر را دارد و متعصب و لجباز نیست.
– تلاش‌گر، پر انرژی و دارای خلق متعادل است.
– با وجدان و با اخلاق است و به منافع جمع احترام می‌گذارد.
– از چیزی ترس ندارد و برای هر شکست یا مشکل، برنامه‌ای دارد.
تشخیص اینکه فرد به بلوغ روانی و اجتماعی رسیده است کار آسانی نیست و مشاوره گرفتن از یک روانشناس می‌تواند به شما کمک کند تا به شناخت بهتری از خود و شرایطتان برسید. 

بهترین سن ازدواج چه زمانی است؟
سن مناسب برای ازدواج محدود به یک عدد خاص نمی‌شودد. ممکن است 20 سالگی واقعا زمان مناسب برای ازدواج یک فرد باشد در حالی که فردی دیگر حتی در 35 یا 40 سالگی نتواند ازدواج کند. اصل تفاوت‌های فردی می‌گوید که سن و زمان مناسب برای ازدواج در هر کس تفاوت دارد. برخی از ملاک‌های کلی که برای ازدواج لازم است عبارتند از :

1. اختلاف سنی مناسب
زوجین نباید بیش از 7 یا 8 سال باهم اختلاف داشته باشند. این مسئله می‌تواند هم در تربیت فرزند و هم در نگاه به زندگی و درک یکدیگر تفاوت ایجاد کند. با این حال نمی‌توان یک قانون کلی درباره مناسب‌ترین اختلاف سنی در ازدواج بیان کرد. برای کسب اطلاع بیشتر در زمینه اختلاف سنی در ازدواج کلیک کنید.

2. بچه دار شدن تعیین کننده سن ازدواج
اگر تصمیم بر بچه دار شدن دارید، باید شرایط فیزیکی خود را بررسی کنید. بچه دار شدن برای زنان بالاتر از 35 سال می‌تواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد. بالا رفتن سن ازدواج موضوعی است که بسیاری از مادران آینده را نگران و حتی شاید افسرده بکند. اگر تصمیم به ازدواج در سن بالا، ازدواج با دختر بزرگ‌تر و یا ازدواج با مردان مسن را دارید نیز باید به موضوع فرزندآوری فکر کرده و در مورد آن پرس و جو نمایید. برای کسب اطلاع بیشتر در این زمینه، مقالات بالا رفتن سن ازدواج و ازدواج در سن بالا را مطالعه فرمایید.

3. تجربه زندگی مستقل داشته باشید
 کسی که دائم زیر نظر خانواده و تحت حمایت و کنترل آن‌ها بوده است، نمی‌تواند یکسری از تجربه‌های لازم برای زندگی مشترک را کسب کند. پس توصیه می‌شود که قبل ازدواج تجربه استقلال را داشته باشید. 

4. وضعیت مالی و پشتوانه مناسب
اگر توانایی تامین مستقل هزینه‌های زندگی (نه تجملات عروسی و وسایل غیر ضروری) را ندارید، در هر سنی که باشید هرگز نباید به ازدواج فکر کنید. منظور از پشتوانه مناسب، پول خانواده نیست بلکه داشتن هنر یا تحصیلات است که اگر چه به صورت زود بازده درآمد ندارد، اما سوپاپ اطمینانی برای روز‌های آینده است. البته برخی از افراد به خاطر ول با افراد سن بالا ازدواج می‌کنند که آن نیز مشکلات خاص خود را دارد. 

5. خودشناسی
باید بفهمید از زندگی چه می‌خواهید و ایده‌آل‌ها و رویاهایی واضح داشته باشید. نگاهتان به زندگی و آینده چگونه است و آیا همسری که می‌خواهید، پذیرش رویاها و اهداف شما را دارد یا نه.

6. ازدواج با صلاح شما باشد، ولاغیر
هیچکس نباید شما را مجبور به ازدواج کند. اگر کسی اینکار را کرد باید مشکلات شما را نیز او حل کند. بنابراین تا زمانی که واقعا آمادگی ازدواج ندارید، بخاطر هنجار‌ها، خانواده، جامعه و حتی بچه ازدواج نکنید. ازدواج باید با رضایت و تنها به صلاح شما صورت گیرد.

7. تنهایی و فشار جنسی را کنترل کنید
هرگز برای رهایی از تنهایی، بی‌هدفی در زندگی و یا برای رفع نیاز‌های جنسی خود ازدواج نکنید. نیاز جنسی عاملی است که برای بسیاری از افراد ازدواج زودهنگام را رقم می‌زند. به جای ازدواج دائم به دنبال روش‌هایی برای ارضای نیاز جنسی در زمان مجردی باشید. 

8. زندگی، سخت است
زندگی دائمی با یک نفر زیر یک سقف، با رویا‌ها و آرزوهای شما فرق دارد. هر چقدر هم خوشبین باشید و از خود مطمئن، تا چیزی را تجربه نکنید نمی‌توانید آن را درک نمایید. پس باید بدانید که زندگی مشترک نیز در کنار تمام زیبایی‌ها و لحظات خوب، سختی‌هایی را نیز به همراه دارد. 

9. از نظر جسمی و روانی سالم باشید
یکی دیگر از ملاک‌های مهم ازدواج، این است که شرایط جسمی آن را داشته باشید و مشکلی که در زندگی زناشویی شما اختلال ایجاد کند وجود نداشته باشد. همچنین باید مطمئن باشید که از نظر روانی و روحی ثبات و سلامت نسبی دارید که این دو مورد با یک چکاپ ساده پزشک و روانشناس قابل بررسی است.

10. فرار از خانواده و واقعیت زندگی خود
ازدواج، راه مناسبی برای دور شدن از مشکلات شخصی زندگی شما نیست. اگر از خانواده خود، از کنترل‌های آن‌ها، از بی پولی‌ها و یا از یکنواختی زندگی گلایه دارید، ازدواج راه مناسبی برای آن نیست.

سن ازدواج در مقایسه با عشق
مهم‌ترین لازمه ازدواج بعد از بلوغ عاطفی، عشق است. ازدواج بر اساس منطق صرف و یا بخاطر اصرار‌ها و هنجار‌ها، جز عادت و وابستگی چیزی به شما نمی‌دهد و شما را از اهدافتان دور خواهد کرد. نیاز به گفتن نیست که ازدواج بدون عشق، چه آسیب‌هایی دارد اما فراموش نکنید، عقل و عشق باید هر دو به یک اندازه در هر ازدواجی دخیل باشند. مشاوره ازدواج این امکان را به شما می‌دهد تا در هر سن و شرایطی که تصمیم به ازدواج گرفته‌اید بهترین تصمیم را بگیرید. 

تاثیر خدمات روانشناسی بر سن ازدواج
همانطور که گفته شد سن ازدواج به عوامل متعددی بستگی دارد و نمی‌توان سن دقیق و مشخصی را برای تمام افراد مشخص کرد. اما شما می‌توانید با رسیدن به خودآگاهی و کسب مهارت‌های لازم، آمادگی برای ازدواج را به دست آورید. چراکه سن تنها معیار ازدواج نیست. با کمک گرفتن از روانشناس می‌توانید این خودآگاهی را در خود ایجاد کرده و مهارت‌های لازم را یاد بگیرید. اینگونه می‌توانید ازدواج موفقی داشته باشید و خانواده سالم خود را تشکیل دهید.

زنگ‌ خطر در روابط زناشویی

زنگ‌ خطر در روابط زناشویی

بیا نی نی/ برخی از رفتارها ممکن است در ابتدا به عنوان یک رفتار ساده و عادی قلمداد شوند؛ اما وقتی طولانی مدت ادامه پیدا می‌کنند و تبدیل به عادت می‌شوند نتیجه‌ای را به بار می‌آورند که ایده‌آل هیچ رابطه‌ای نخواهد بود.
ناراحتی‌، دلگیری‌، حرف‌های ناگفته، حسادت، دلتنگی‌ و احساسات پاسخ داده نشده از دلایل به وجود آمدن سردی و فاصله در روابط هستند و انقدر ادامه پیدا می‌کنند تا رابطه را به جدایی می‌رسانند. اگر هوشیار باشیم می‌توانیم قبل حاد شدن موضوع، متوجه سیگنال‌های منفی شویم و با کمک همسر، رابطه خود را نجات دهیم. اگر این موارد را به میزان‌های نوشته شده که در ادامه می‌خوانید، در خود یا همسرتان مشاهده نمی‌کنید یعنی هنوز به درجه‌ی قرمز نرسیدید. برای حل موضوعات در هر مرحله‌ای می‌توانید از مشاوران روابط و خانواده کمک بگیرید.

۱. از دست دادن جذابیت‌ همسرتان برای شما یا بالعکس
گاهی دیگر همسرمان برای ما جذابیت گذشته را ندارد و خودِ ما بیشتر از او، نگران این موضوع هستیم. احساس می‌کنیم به یک روال عادی و فرساینده در زندگی دچار شدیم که دیگر هیچ جذابیتی در زندگی با همسرمان وجود ندارد.

۲. دقتی به رفتارهای ظریف همسرمان نمی‌کنیم یا او دیگر دقتی در رفتارهای ما ندارد
این موضوعات در حسادت‌ها، ناراحتی‌ها و دلخورهای لحظه‌ای پیش می‌آید که ممکن است با یک جمله محبت‌آمیز برطرف شوند؛ اما چون دیگر حوصله کافی نداریم به رفتارهای ظریف همسرمان دقت کنیم، پاسخ مناسب را به احساسات و رفتارهای او نمی‌دهیم بنابراین فاصله و سردی میان ما ایجاد می‌شود.

۳. از بروز احساسات دوری می‌کنیم
نه تنها دیگر خیلی وقت است که در واقع احساس خوبی از او در قلب ما نیست؛ بلکه از گفتن و بروز دادن احساسات خوب نیز دوری می‌کنیم. اگر هم همسرمان از مهر و محبت خود به ما بگوید باز هم حرفی برای گفتن نداریم.

۴. شما یا همسرتان زمان بیشتری را بیرون از خانه می‌گذرانید
دوست داریم که کمتر در خانه باشیم و احتمال گفت و گو با همسرمان را کم می‌کنیم. برای مثال ترجیح می‌دهیم، دوستانمان را در رستوران ملاقات کنیم یا برای انجام کارهای شخصی به کافه و کتابخانه می‌رویم. در این مورد شخص می‌کوشد تا جایی که می‌تواند دیر به خانه بازگردد؛ زیرا از وجود احساسات درونی خویش عمیقاً ناراحت است و از مواجه با شریک عاطفی خود دوری می‌کند.

۵. زمان کمتری را برای یکدیگر می‌گذاریم
دیدارهای دو نفره دیگر الویت‌های اول ما نیست و به علت کارهایی که ممکن است کم اهمیت‌ نیز باشند، دیدارهای خود با همسرمان را لغو می‌کنیم. دیگر از وقت گذراندن با او احساس خوشحالی و رضایت نمی‌کنیم.

۶. هر موضوع ثابت و پایدار بین روجین، متزلزل می‌شود
موضوع‌های پایدار شامل مواردی می‌شوند که گفته یا ناگفته بین خود و همسرمان برقرار است. مانند میزان ساعاتی که بیرون از خانه هستید (ساعات خاص)، برنامه‌های تفریحی آخر هفته (به طور مداوم)، مسافرت‌های فصلی. یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید به عنوان زنگ خطر رابطه خود به یاد داشته باشید متزلزل شدن و لغو بی مورد برنامه‌های ثابت زندگی مشترک‌ است.

۷. گفت و گوها دیگر نتایج خوبی نخواهند داشت
موضوعاتی وجود دارند که با یک‌بار گفت و گو درباره‌ آنها به نتیجه نمی‌رسیم و این در هر رابطه‌ای طبیعی است؛ اما اگر هیچ گفت و گویی در هیچ زمینه‌ای به نتیجه نمی‌رسد و تنها دل‌زده تر از یکدیگر می‌شوید از موارد نگران کننده است.
منیع: بست‌لایف

همسرم کم حرف و ساکت است

همسرم کم حرف و ساکت است

مشاوره 24/ سوال: سلام. من ۲۶ و همسرم ۳۶سال و ده سال ازدواج کردیم. شوهر من خیلی ساکت اما من پر انرژی و تقریبا پر حرف بودم که به دلیل سکوت ایشون الان انرژی و حرف زدنم افت کرده….به نظرتون چیکار کنم و چه مدل شوخی بکنم که ایشون یک کم حرف بزنن توی خونه و شوخی کنن… دائم سرشون توی گوشیه حتی وقتی مهمان داریم مخصوصا خانواده ی من…هرچی بهشون میگم برو یک کم صحبت کن میگه چی بگم …خب مهمون دلخور میشه دیگه از این بی احترامی….و مسئله دوم اینکه جدیدا شوهرم سرویس از محلمون به شهرستان قبول میکنه ولی من اصلا این کار رو دوست ندارم آخه هم نمیدونم مسافراش زنن یا مرد مسیر طولانی تقریبا ۴۰ دقیقه و هم کار خطرناکیه…. چجوری بهش بگم من این کار رو دوست ندارم و نرو….ممنون میشم اگه راهنمابیم کنید.

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز هر کدوم از ما انسانها دارای ویژگیها و خصایص مختلفی هستیم و نمیشه انتظار داشت که همه مثل ما باشند و مثل ما رفتار بکنند. همسر شما نیز به نظر می رسد بر خلاف شما فردی درون گرا هستند و کمتر میل دارند با دیگران ارتباط برقرار کنند. چه خوبه که به این تفاوتها احترام بگذارید و این ویژگی ایشون رو بپذیرید. با پذیرش این موضوع و احترام به ایشان می توان تشویق به تغییراتی هر چند ناچیز نمود. این کار با یادگیری مهارتهای ارتباطی تا حدی می تواند صورت پذیرد. در مورد موبایل هم چه خوبه قوانین مشخصی داشته باشید و در ساعتهای خاصی استفاده از اون صورت بگیرد. اما در مورد سرویس محلی که دارند به دیده مثبت نگاه بکنید و بدونید که برای رفاه بیشتر شما و خانواده این کار رو انجام می دهند و در صورتیکه تا الان مشکلی نداشته اند به ایشان اعتماد بکنید و مخالفتی نداشته باشید.مشاوره مهارت های فردی

عاقبت عشق دختر خاله به پسر خاله اش

عاقبت عشق دختر خاله به پسر خاله اش

خراسان/  روزی که پزشک معالجم گفت: «شما هیچ گاه نمی توانید باردار شوید!» مثل یک مترسک خشک شدم! باورم نمی شد بعد از پنج سال زندگی مشترک تنها آرزویم به خاکستر یأس تبدیل شود، در حالی که فقط محبت های همسرم امیدبخش زندگی ام بود. ناگهان روزی …

زن 33ساله ای که با دیدن صحنه ای در خیابان، همه رویاها و آرزوهایش را بر باد رفته می دید، هراسان و نگران وارد کلانتری شد و با تشریح سرگذشت خود، به مشاور و مددکار اجتماعی گفت: 17ساله بودم که عاشق پسرخاله ام شدم. این عشق و علاقه هر روز عمیق تر می شد تا این که من دیپلم گرفتم. پسرخاله ام دو سال از من بزرگ تر بود و در دانشگاه تحصیل می کرد اما خانواده ها رضایت قلبی به این ازدواج نداشتند.در این شرایط من و «عارف» دست به دامان مادربزرگم شدیم و او را به عنوان بزرگ تر فامیل واسطه کردیم تا با پدر و مادر مان صحبت کند. مادربزرگم نیز که علاقه ما را به یکدیگر دید، پا پیش گذاشت و در نهایت، من و عارف پای سفره عقد نشستیم.

آن قدر به هم علاقه مند بودیم که ازدواج فامیلی را فراموش کردیم، به طوری که سراغ آزمایش های ژنتیکی هم نرفتیم. پدر عارف از وضعیت اقتصادی بسیار خوبی برخوردار بود و با کمک های هر دو خانواده خیلی زود صاحب خانه و ماشین شدیم. در حالی که همسرم در رشته مهندسی ساختمان دانش آموخته شده و شرکتی تجاری برای خودش راه اندازی کرده بود، من هم در رشته مهندسی رایانه وارد دانشگاه شدم. آن قدر در خوشبختی و سعادت غرق بودم که گذر زمان را حس نمی کردم. اگرچه به خاطر تحصیل من در دانشگاه و فراهم نبودن شرایط از بارداری اجتناب می کردم، اما از سوی دیگر هم می ترسیدم که با به دنیا آمدن یک فرزند فاصله ای بین من و همسرم ایجاد شود. در واقع از این وحشت داشتم که عارف همه محبت اش را نثار فرزندمان کند و من از این عشق و علاقه دور بمانم. 

با  این حال، پس از مشورت با خانواده ام و اندیشیدن به یک زندگی هدف دار تصمیم عاقلانه ای گرفتم، سپس به همراه همسرم نزد پزشک متخصص رفتیم تا اولین بارداری را تجربه کنم. پزشک معالج وقتی روز بعد نتیجه آزمایش هایی را دید که برایم نوشته بود، خیلی راحت به چشمانم خیره شد و گفت: شما به هیچ عنوان نباید باردار شوید چرا که فرزندتان معلول خواهد شد! 
با این جمله دکتر روح و روانم به هم ریخت، مثل یک مترسک خشک شده بودم و تنها اشک می ریختم. در این لحظه نوازش ها و جملات محبت آمیز عارف بود که آرامم می کرد. او می گفت دیگر هیچ گاه به بارداری فکر نکن. من و تو در کنار هم خوشبختیم و تا پایان عمر با عشق به یادماندنی زندگی خواهیم کرد. اگرچه حرف های همسرم آرامش بخش بود اما باز هم نزد چند پزشک متخصص دیگر رفتیم ولی نتیجه تغییری نکرد. 
خلاصه زمان می گذشت و زندگی من  و عارف دیگر آن گرمای سابق را نداشت. برخی از اطرافیان مان پیشنهاد می کردند دختری را از بهزیستی به فرزندخواندگی بپذیریم ولی عارف موافق نبود. برخی نیز به من پیشنهاد طلاق می دادند اما زندگی بدون عارف برای من معنی نداشت. تا این که سال ها به همین ترتیب سپری شد و من نمی دانستم بالاخره تقدیر مرا به کدام سو خواهد برد. 10سال از این ماجرا می گذشت تا این که روزی من تصمیم گرفتم با خودروی شاسی بلند همسرم به خرید بروم. به همین دلیل آن روز صبح خودروام را از پارکینگ بیرون نیاوردم و سوار خودروی همسرم شدم.

او را به شرکت رساندم و خودم با خودروی شاسی بلند به بولوارجانباز رفتم. در حالی که مشغول پارک خودرو مقابل یکی از مراکز خرید بودم، ناگهان پسربچه ای به سوی من دوید و فریاد زد: «مامان، ماشین بابا!» با این جمله لبخندی زدم و به آن خانم جوان گفتم حتما رنگ ماشین پدرش شبیه خودروی ماست اما پسرک دستش را از میان دست مادرش کشید و خطاب به من ادامه داد: نخیر، این ماشین باباعارف است! با شنیدن کلمه عارف با تعجب پرسیدم: فامیل پدرت چیست؟ آن کودک پنج ساله در حالی که شهرت همسرم را بر زبان جاری می کرد، بسیاری از مشخصات و نشانه های داخل خودرو را نیز بازگو کرد. زن جوان که با خشم دست پسرش را می کشید، سعی می کرد هر چه زودتر از این معرکه رهایی یابد اما من که دیگر به ماجرا حساس شده بودم، رهایش نکردم تا این که آن خانم جوان راز عجیبی را فاش کرد و گفت: «من از 9سال قبل هووی تو هستم و این هم پسر عارف است!»

دیگر نمی دانستم چه کار کنم. عارف فقط یک سال بعد از مشخص شدن آزمایش های پزشکی با زن دیگری ازدواج کرده بود و اکنون در حالی کودکی پنج ساله را در آغوش می فشرد که من هنوز از عشق او تب می کردم و…

دامادم احترام من را نگه نمی‌دارد

دامادم احترام من را نگه نمی‌دارد

خراسان/ دو سال پیش دخترم با پسر مورد علاقه‌اش ازدواج کرد. چند وقتی می‌شود که دامادم با من شفاف نیست و دروغ می‌گوید. هر وقت هم که با او صحبت می‌کنم، احترام من ، مادر زنش و حتی همسر خودش را نگه نمی‌دارد. با دخترم هم به مشکل خورده است. لیسانس هم دارد. راهنمایی کنید که چطور این مسئله را مدیریت کنم؟
پاسخ
به ندرت دعوای زن و شوهری پیش می‌آید که فقط یک طرف مقصر باشد و در بیشتر مواقع، دو طرف با درصدهای مختلفی، مقصر ماجرا هستند. بهترین روش این است که دلیل این رفتارها را از دخترتان جویا شوید. ممکن است سر منشأ اختلافات، رفتار دخترتان باشد. شاید بی‌اهمیتی به همسر، قطع رابطه با والدین او و در بیشتر مواقع رفتارهای متقابل، باعث این گونه رفتارها در دامادتان و در طول زمان باعث بی‌احترامی و اختلاف با خانواده شما و دخترتان شده است. بیان شکایت از رفتار و گفتار دامادتان و جانبداری از دخترتان، فقط رنج و ناراحتی را تشدید می‌کند و در طول زمان باعث عمیق شدن اختلاف می‌شود.
همیشه جانب دخترتان را نگیرید
حتی در مواردی که یقین دارید حق با دخترتان است، بهترین کار برخورد خوب و بزرگ منشانه و  دور از جانبداری است. شما زمانی می‌توانید در حل مشکل، بیشترین تاثیر را داشته باشید که خود را در یک طرف دعوا قرار ندهید طوری که دامادتان به شما اعتماد کند و بداند در مقابل او نیستید و اگر حرفی می‌زنید، می‌خواهید مشکل را حل کنید نه این‌که از دخترتان جانبداری کنید. 
بیش از حد در زندگی دامادتان دخالت نکنید
اگر اختلاف دختر و دامادتان ریشه اساسی و جدی پیدا کرد و بعد از مدت‌ها زندگی‌مشترک، هنوز هم درباره آن موضوع اختلاف دارند و خودشان به تنهایی توانایی حل آن را ندارند، فراموش نکنید نحوه ورود و برخورد شما به عنوان بزرگ‌تر خانواده و میزان توانایی شما در حل مشکل بسیار مهم است به طوری که این حمایت، حالت دخالت و قضاوت از طرف داماد پیدا نکند. چنان‌چه خودتان توانایی حل آن را دارید، می‌توانید کمک کنید ولی با توجه به شرایط کنونی، پیشنهاد می‌شود برای حل مشکل‌شان از یک فرد با تجربه یا مشاور خانواده که تخصص کافی در این زمینه دارد کمک بخواهید چون ممکن است حمایت و کمک شما باعث شود خسارت بیشتری به زندگی شان وارد شود.
به دخترتان اصول کاهش تنش‌ها را آموزش دهید
در نهایت فراموش نکنید در این‌جا تدبیر و مدیریت شما به عنوان بزرگ‌تر خانواده، بسیار اهمیت دارد که دخترتان را در این مسیر هدایت کنید و با برخورد محبت‌آمیز با دامادتان، از حساسیت‌های اخلاقی او آگاه شوید. به دخترتان آموزش دهید که هر رفتار و سوء تفاهمی را منفی تلقی نکند و با کنار آمدن و صبوری در مشکلات ایجاد شده، تنش‌ها را در زندگی کمتر کند و حساسیت‌ها و خلقیات همسرش را بشناسد. اگر هم برخورد ناملایمی پیش آمد، هوشمندانه رفتار و سعی کند آگاهانه مشکل را حل کند.
نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی | روان‌درمانگر و مشاور خانواده