به خانمت بگو «چقدر خوشگلی شما»!

پربازدید شدن ویدئویی از واکنش خانم‌ها به‌شنیدن «چقدر خوشگلی شما»، بهانه‌ای شد تا از ضرورت گفتن آن به همسر، مادر، دختر و … بگوییم
 مشاوران خانواده بارها و بارها به شوهرها و مردها توصیه کرده‌اند که از گفتن جمله «دوستت دارم»، «چقدر زیبایی» و … به همسرشان دریغ نکنند. به‌تازگی ویدئویی در فضای‌مجازی پربازدید شده که یک عکاس خانم در زمان عکس گرفتن از بانوان به آن‌ها می‌گوید: «چقدر خوشگلی شما» و ناگهان لبخند زیبایی روی صورت این خانم‌ها نقش می‌بندد. به همین بهانه، خوب است از اهمیت و تاثیرات گفتن چنین جملاتی به همسر، خواهر، مادر و حتی مادربزرگ بگوییم.

     تاثیر شنیدن چنین جملاتی بر زنان
کلمات، به‌طرز عجیبی، قدرتمندترین نیروی در اختیار بشر هستند. انسان می‌تواند قدرت کلمات را برای سازندگی به کار ببرد یا از آن برای ویرانی استفاده کند. کلمات با نیرو و انرژی‌ خود قادرند زخم‌ها را التیام ببخشند، از انجام کارها ممانعت کنند، دیگران را بیازارند، تحقیرکنند و برعکس فروتنانه باشند. در علم روان شناسی ‌ثابت شده که زنان از طریق شنیدن جذب می‌شوند و مردان از طریق دیدن. بنابراین گفتن جملاتی مانند تو چقدر زیبایی، چقدر جذابی، خوشگلی و حتی ادای کلماتی با حس مالکیت یعنی گفتن خانمم، عزیزم، جانم و … از آن جا که خانم‌ها به لحاظ شنوایی قوی‌تر از آقایان هستند و از طرفی حافظه بلند مدت قوی‌تری هم دارند،  تاثیر بیشتری روی آن‌ها می‌گذارد. هر قدر جملات، لحن تحسین‌برانگیز و توجه مثبت بیشتری به حالات و رفتارها و حتی همراهی خانم در مشکلات و سختی‌ها کنار شوهرش داشته باشند، خانم‌ها به دلیل دیده شدن و جلب توجه، عاشق‌تر و مشعوف‌تر خواهند شد.
      شنیدن، کلید ورود به دنیای زنان
همان‌طور که گفتیم زنان از طریق شنیدن جذب می‌شوند بنابراین بهتر است با شناخت تفاوت‌های روانی زن و مرد، بهتر یکدیگر را بشناسیم و از آن‌ها برای تقویت رابطه عاطفی کمک بگیریم. کلید ورود به دنیای زنان، شنیدن و شنیدن و شنیدن است. برای زنان، شنیدن عبارت‌های محبت‌آمیز مانند چه نازی و چه زیبایی، دلنشین است و آثار شگفت‌انگیز روانی دارد چون واقعیت نیاز به محبوب بودن، ساختار وجود زنان را هم در بر می گیرد. ویژگی‌های خاص بودن، محبوب دل بودن و یکه تاز بودن در میدان قلب مردان همیشه با شنیدن این عبارت‌ها تامین شده و این رمز بازگشایی قفل دل زنان است. پس بیایید نیازهای روان شناختی زنان از جمله همسر، مادر، دختر  و حتی مادربزرگ‌مان را ببینیم و پاسخگو باشیم. بعد از آن و در مقابل، نیاز به قدرت و اقتدار در مردان تامین می‌شود و این چرخه سالم طبق ساختار وجود زنان و مردان قابل دست‌یابی و تاثیرگذار بر بالا رفتن کیفیت رابطه عاطفی دوطرف است.
     خانم‌ها هم بازخورد نشان دهند
در آخر می خواهم بگویم لازم است خانم‌ها در پاسخ به جملات تحسین‌برانگیز و خوشایند خودشان در رابطه و آن چه به آن‌ها حس خوبی را منتقل می‌کند، به همسر، برادر یا نوه‌شان بازخورد نشان بدهند تا هم‌ مردان متوجه نیاز زنان به این کلمات تحسین‌برانگیز شوند و هم تقویت رفتار صورت بگیرد و تکرار شود. این اتفاق به نوعی انتظار شما در رابطه عاطفی را بیان می‌کند و دریافت آن رفتار از همسرتان منجر به پربارتر شدن رابطه و افزایش تبادل عاطفی همسران می‌شود.

نویسنده : صدیقه معدنی| ‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی
 

شوهرم می‌گوید نوه شلوغ‌کارمان نباید به خانه‌مان بیاید

عروس‌مان یک دختر 2 ساله دارد که خیلی شلوغ‌کار است. شوهرم هم به تمیزی حساس است. حالا می‌گوید اگر می‌خواهی به خانه‌مان دعوت‌شان کنی به عروس‌ بگو که جلوی خرابکاری‌های بچه‌اش یعنی نوه‌مان را بگیرد وگرنه دیگر خانه ‌ما دعوت‌شان نکن. چه کنم؟
رفتارهای کودکان به ویژه در سنین 2 تا 3 سالگی مبتنی بر کشش، غریزه و تمایلات طبیعی آن‌هاست و کاملا عاری از قصد و عمد. بنابراین با قبول این اصل می‌توان حدس زد که والدین چه مسئولیتی در قبال فرزندان خردسال خود دارند. در ادامه چند توصیه به شما داریم.
    به نوه‌تان برچسب «شلوغ‌کار» نزنید
همسر گرامی شما نیاز جدی به تغییر نگرش درباره  برچسب «شلوغ کاری» نوه خود دارند، به عبارتی کنجکاوی، میل به بازی، برقراری ارتباط به روش‌های کودکانه تحت عنوان شلوغ‌کار و گاه بی‌ادب و لوس تلقی می‌شود و والد را مجاب می‌کند با بی‌ادبی برخورد کند و در صدد اصلاح آن برآید، در صورتی‌که خود والد نیاز به اصلاح دارد. کودکان نازنین ما با توجه به زندگی شهری و آپارتمانی از حداقل تحرک و اغناء میل کنجکاوی برخوردارند بنابراین بر اساس گرایش طبیعی خود برای  کشف محیط و یادگیری مهارت‌های اجتماعی تلاش می‌کنند. در همین زمینه، آن‌ ها محیط را به سبک خود می شناسند و با آدم‌ها ارتباط می‌گیرند که بی‌شک این سبک ممکن است به مذاق برخی والدین و به خصوص پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها چندان خوش نیاید چراکه خود این عزیزان هم از بی‌حوصلگی و زودرنجی آزرده خاطرند.
    راه‌حل، وفاق بین والدین و فرزند است
در مجموع راه‌حل این است که بین والد و فرزند خردسال وفاق ایجاد شود، نه آن گونه که فرزند آپارتمان را پارک پندارد  و نه آن گونه که والدین خانه را پادگانی تصور کنند که همه به فرمان و سلیقه  آن ها  رفتار کنند.
این وفاق اول با تغییر نگرش والدین و دوم با فراهم کردن فضای مناسب بازی کودک رخ می‌دهد. زوجین جوان باید تمام هوش و ذکاوت خود را به کار گیرند که والدین‌شان هم نوه‌هایشان را ببینند و لذت ببرند و هم با اتخاذ تمهیداتی ،فرزند،کمتر باعث آزرده خاطر شدن پدربزرگ و مادربزرگ شود.
    از ترفند قصه‌گویی کمک بگیرید
یکی از بهترین شیوه‌های ارتباطی با نوه‌ها قصه‌گویی بوده است که این روزها به ندرت رخ می‌دهد. قصه‌گویی به حس تخیل و رشد فکری کودک کمک می‌کند و به‌خصوص اگر با ادا و اطوار شخصیت‌های قصه گویش شود، به شدت موجب جذب کودک می‌شود چراکه مغز خردسال آن را واقعی می‌پندارد و با آن ارتباط عمیقی می‌گیرد. چه والدین و چه پدربزرگ و مادربزرگ کودک می‌توانند با چنین روش‌هایی بی سروصدا، هم به رشد کودک کمک کنند و هم از آرامش بیشتری در خانه برخوردار باشند.
    قطع ارتباط، آسیب‌زاترین انتخاب است
در پیامک‌تان نوشتید که شوهرتان گفته، دیگر فرزند و نوه‌مان را به خانه‌مان دعوت نکن. در مجموع راه‌حل‌های بسیاری برای این مشکل وجود دارد ولی آسیب‌زاترین کار، قطع ارتباط با فرزندان عزیزتان است که کودکانی به اصطلاح شوخ‌طبع و شلوغ‌کار دارند. بعید می دانم رضایت قلبی  به این کار داشته  باشید ولی گاهی واقعا حوصله و تحمل نوه‌تان را ندارید و عرض شد قابل درک است منتها اگر به کودکی خود بازگردید و قیاسی بکنید حال درونی نوه‌تان را بهتر درک می کنید. بازیگوشی نوه شما نشانه بارز سلامت جسمی و روانی اوست و بعید می‌دانم قدردان سلامت او با بردن او به پارک یا قدری حوصله‌کردن برای  بازی او نباشید.

نویسنده : رضا زیبایی | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

8 نباید برای زوج خوشحال در زندگی مشترک

اگر به دنبال یک زندگی خوب هستید و میخواهید یک زوج خوشحال باشید باید در کنار همسرتان با شرایط خوب و بد خودتان را وفق دهید.
دوری زوج خوشحال از 8 عادت نامناسب 
رابطه شاد یک موهبت است، پس باید به آن دقت کنید و زمان و توجه خود را به آن اختصاص دهید ، زوج های خوشحال باید روابط خود را حفظ کرده و پرورش دهند مثل یک گل . ارتباط آن ها باید هر روز مورد توجه قرار گیرد و بسیار مهم است که عادات بد را هنگام زندگی با یکدیگر کنار بگذارید.
واقعیت این است که عادات اغلب با گذر زمان ظاهر می شوند و می توانند برای زوج ها بسیار آسیب رسان باشند عاداتی که شامل:

خستگی
بی اعتمادی
فاصله
عدم علاقه
فقدان پشتیبانی
و… است.
8 عادتی که زوج های خوشحال باید از آن اجتناب کنند
مهم است بدانید چطور این عادت ها را تشخیص دهید تا اگر واقعا می خواهید با شریک زندگی تان شاد باشید ، از آن ها دوری کنید.
 
تغییر دادن همسر:
یک زوج لزوما مجبور نیستند روی همه چیز توافق کنند. در واقع، عدم توافق کاملا طبیعی است موفقیت یک رابطه عاطفی در توانایی هر دو طرف است که از یکدیگر یاد می گیرند، به هم احترام بگذارند، یکدیگر را بپذیرند، و درک کنند همیشه اختلاف های خاص باقی خواهند ماند.
زمانی که یک نفر روش همسرش را قبول ندارد و مداوم سعی می کند آن را تغییر دهد، می تواند به این معنی باشد که آن را دوست ندارند و یا شاید شریک مناسبی برای اونیست.
 
خیانت نکردن از عوامل سبب ساز زندگی شاد
 
سپری نکردن اوقات با یکدیگر :
داشتن فضای مشترک علی رغم فعالیت های روزانه، مسئولیت ها و استرس خوب است. زوج های خوشحال به دنبال این فضا هستند تا از لحظات صمیمی با هم لذت ببرند ، کمبود زمان یا ارتباط می تواند اوضاع را سخت تر و حتی فاصله بین آن ها را ایجاد کند.
 
داشتن حالت تدافعی و انتقادی :
همیشه تدافعی بودن و گفتن اولین چیزی که به ذهنتان می آید ، انتقاد کردن خسته کننده است همه ی ما کاستی های داریم اما انتقاد همیشگی فقط عزت نفس را پایین می آورد و می تواند فاصله ایجاد کند
 
روزمرگی :
ترک کردن روتین یک عادت دشوار است. هر چه باشد، زندگی یک ماجراجویی مداوم نیست. در تمام طبقات زندگی اجتناب ناپذیر است با این حال ، آنچه یک زوج نباید اجازه دهند این است که روتین آن ها رابطه را یکنواخت می کند.
 
دوری از رفتاری های نامناسب برای زندگی شاد

دروغ و فریب:
افرادی در دنیا هستند که دروغ می گویند و می توانند ارتباطاتشان را سمی کنند، که به نوبه خود اعتماد بین مردم را از بین می برد ، خیانت و پیمان شکنی می تواند عشق بین دو نفر را کاملا از بین ببرد. به خاطر این تجارب ، اعتماد به افراد دیگر بسیار دشوار است.
 
خود خواهی :
زوج های شاد تصمیماتی که بر زندگی روزمره و آینده آن ها تاثیر می گذارد ، به اشتراک می گذارند اگر آن ها بدون فکر کردن درباره اهداف و یا رویاهای افراد دیگر تصمیم گیری کنند، احتمال بیشتری وجود دارد این رابطه دوام بیاورد.
 
برگشتن به مشکلات
تمام روابط متفاوت هستند ، هیچ کدام کامل نیستند. همیشه عدم توافق، ناامیدی و یا زمان غم انگیزی وجود دارد. با این حال، مخرب ترین چیز این است مشکلات را نادیده بگیرید، ساکت باشید، هیچ کاری نکنید و مشکل را حل نکنید.
این عدم ارتباط به حل این مساله کمک نمی کند. در حقیقت، اوضاع را بدتر و بن بست ایجاد می کند که می تواند حتی سو تفاهم بیشتری ایجاد کند ، یک زوج محکم و بالغ سعی در حفظ ارتباط صادقانه دارند و هر کاری که بتوانند با هم برای حل مشکل انجام می دهند.
 
تاثیر رابطه جنسی بر رفتار زوج ها
نداشتن رابطه جنسی :
رابطه جنسی برای یک زوج مهم است که در بلند مدت با هم متحد بمانند. منظور ما این است روابط جنسی آن ها باید ارضا کننده باشد و آمیزش جنسی به تقویت پیوند کمک می کند، اما اغلب زوج ها آن را کنار می گذارند چون زندگی روزمره آن ها را خسته می کند.
روابط جنسی با گذشت سال ها تغییر می کند، اما بنیادی هستند که این جنبه از رابطه را زنده نگه دارند این لحظات ضروری را با هم سپری کنید.
 
نتیجه گیری
رابطه همیشه پیچیده است و به توجه مداوم نیاز دارد. با این حال، اگر از این عادت ها اجتناب کنید، قادر خواهید بود از مشکلات و سو تفاهم جلوگیری و اطمینان حاصل کنید یک ارتباط سالم و شاد را حفظ کرده اید.

راه‌هایی برای کنترل دخالت‌های خانواده همسر

قبل از ازدواج با همسرتون بدون هیچ تعارفی در مورد میزان و نحوه رفت و آمد با خانواده‌های هر دو طرف، زمانبندی ارتباط‌تون با اونا، ارتباط اقتصادی و سایر موارد مرتبط صحبت کنید. 
🔸دخالت خانواده همسر می‌تونه به زندگی مشترک زوجین آسیب جدی بزنه، اما خود زوجین می‌تونن با تعیین کردن حد و حدودی از این دخالت‌ها راحت بشن.

انواع رفلکس های نوزادی و حقایق مهم آنها

رفلکس نوزادی، معیار و نشانه ای برای سالم و طبیعی بودن کودک است. آگاهی از تمام اطلاع موجود از این الگویی رفتاری و انواع آن برای والدین ضروری است.
همه چیز درباره رفلکس نوزادی؛ چنگ زدن یا گرفتن (Grasping reflex)
رفلکس گرفتن در نوزادان دو نوع کف دست یا کف پا است که می تواند به شکل فشار ملایم تحریک شود. در این صورت نوزاد تمایل دارد دست خود را ببندد یا پای خود را قوس دهد، در هر دو مورد، رفلکس چنگ زدن، پاسخ حرکتی اندام فوقانی و تحتانی را ارزیابی می کند. توجه به این نکته مهم است که اگر زمانی رفلکس رخ ندهد، ممکن است نشانه ای از یک مشکل عصبی احتمالی باشد زیرا هر دو رفلکس توسط نخاع تنظیم می شوند.

رفلکس های اولیه
برخی از پاسخ های حرکتی غیرارادی در نوزادان وجود دارد که قبل از تولد شروع و با رشد کودک تکامل می یابند و تا زمانی که به طور طبیعی ناپدید شوند ادامه دارند. این حرکات که رفلکس های اولیه نامیده می شوند، توسط ساختارهای مختلف سیستم عصبی در بخش های زیر تعدیل می شوند:

نخاع
مغز میانی
ساقه مغز
غشاء مغزی
انواع رفلکس در نوزاد
این نوع حرکات نوزادان انواعی دارد که شامل:

رفلکس مکیدن
این رفلکس مربوط به تغذیه است و خود را در حرکت مکیدن و یا لمس و برخورد دهان کودک با چیزی نشان می‌دهد.

 

رفلکس جستجو
در پاسخ به یک محرک مشخص رخ می دهد. نوزاد سر خود را از یک طرف به طرف دیگر می چرخاند. این پاسخ در 4 ماهگی ناپدید می شود.

رفلکس مورو
اگر سر نوزاد به عقب برود، دست ها و پاهایش را دراز می کند و سپس آنها را به هم نزدیک می کند. این رفلکس بعد از 2 ماه شروع به ناپدید شدن می کند.

تونیک گردن
وقتی نوزاد سرش را می‌چرخاند، دستش را هم از آن طرف دراز می‌کند و دست دیگر را خم می‌کند. این یک حرکت دفاع مانند است شبیه آنچه بوکسورها انجام می دهند.

اگر کودک را روی بازوهایش نگه دارید و به او اجازه دهید کف پاهایش را روی سطحی نگه دارد یا لمس کند، سعی می کند با قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر راه برود.

تونیک لابیرنت
از زمان تولد تا 2 ماهگی ظاهر و در 4 یا 6 ماهگی ناپدید می شود، این واکنش با چرخش سر همراه است و باعث می شود کودک دست ها و پاهای خود را به همان سمت دراز کند.

علاوه بر موارد ذکر شده، موارد دیگری مانند ردیابی بصری، جهت گیری شنوایی و رفلکس درک وجود دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

رفلکس گرفتن چیست؟
رفلکس گرفتن به حرکت یا واکنش حرکتی(کف دست یا پا) برای برقراری تماس با یک جسم اشاره دارد.

برای ایجاد این رفلکس، نوزاد تازه متولد شده می تواند با اعمال فشار ملایم تحریک شود. در هر دو مورد، پاسخ مشابه است و کودک یک حرکت بسته را انجام می دهد، گویی می خواهد شی را بگیرد. برای ایجاد این رفلکس، نوزاد تازه متولد شده حتی می تواند با اعمال فشار ملایم تحریک شود. در هر دو مورد، پاسخ مشابه است و کودک حرکتی را انجام می دهد که گویی می خواهد شی را بگیرد.

رفلکس گرفتن کف دست
اکثر ما این واکنش نوزادان را تجربه کرده ایم. وقتی انگشتی را به نوزاد تازه متولد شده نزدیک می کنیم یا دستان کوچک او را لمس می کنیم، آنها انگشت ما را محکم گرفته و رها نمی کنند که به دلیل رفلکس گرفتن کف دست آنها است.

این پاسخ، حرکتی غیرارادی است که از بدو تولد تا رشد عصب به صورت طبیعی رخ می دهد. رفلکس گرفتن کف دست در 2 ماه اول وجود دارد، پس از آن کاهش یافته و معمولاً پس از 5 ماهگی به طور کامل ناپدید می شود.

رفلکس پلانتار فلکشن
در رفلکس پلانتار فلکشن، حرکت به صورت قوس شدن انگشتان پا به سمت داخل است، گویی سعی در بستن اندام دارد. در برخی موارد هنگام تحریک یا لمس یک شیء، انگشتان به گونه ای خم می شوند که حتی جسم را نیز می گیرند. با وجود این رفلکس، گاهی اوقات پوشاندن جوراب یا کفش برای نوزاد دشوار است.

مانند نکته قبل، رفلکس گرفتن کف پا از بدو تولد وجود دارد. با این حال، برای مدت طولانی‌تری باقی می‌ماند و تقریباً در 9 یا 10 ماهگی همزمان با اولین ایستادن کودک یا برداشتن اولین قدم‌هایش ناپدید می شود.

در حال حاضر با وجود علائم دیگر، رفلکس های چنگ کف دست و کف پا شاخص های مهمی برای پزشک در هنگام ارزیابی و تشخیص بیماری نوزادان و کودکان هستند.

حضور آنها همچنین به تأیید این موضوع کمک می کند که توسعه سیستم عصبی مرکزی به درستی در حال انجام است. اگر این عمل در سن مناسب ظاهر نشود، ممکن است نشانه ای از اختلال باشد.

رفلکس می تواند بر رشد یا کسب برخی از مهارت های بعدی تأثیر بگذارد، به طور مثال اگر رفلکس چنگ زدن کف پا ادامه یابد، شروع به راه رفتن عادی برای نوزاد دشوار خواهد شد، زیرا او نمی تواند پاهای خود را به درستی روی زمین قرار دهد.

از سوی دیگر، رفلکس چنگ زدن کف دست برای برخی از مهارت‌های حرکتی ظریف یا حتی بزرگ مهم است. به عنوان مثال، هنگام گرفتن یک مداد یا یک کارد و چنگال با انگشتان دست به این مهارت نیاز است.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
در بدو تولد آزمایش‌های مختلفی روی نوزادان انجام می شود تا وجود بیماری های خاص، رد یا تشخیص داده شود. رفلکس های چنگ کف دست و کف پا در این مرحله مشاهده می شوند. این موارد نشان دهنده یک تکامل عصبی صحیح هستند و اگر همه چیز خوب باشد جای نگرانی وجود ندارد اما، اگر با گذشت زمان وضعیت نامنظمی در رابطه با این رفلکس‌های اولیه مشاهده شد (مثلاً در زمان مقرر ناپدید نشدند)، باید به پزشک مراجعه کنید زیرا ممکن است پزشک انجام آزمایش های خاصی را برای تعیین علت این علائم توصیه کند.

دعوای سالم و عاشقانه 

بسیاری افتخار می‌کنند که تاکنون هرگز با شریک زندگی‌شان دعوای لفظی نداشته‌اند. او تأکید می‌کند این یک مشکل جدی است. 
ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «در عشق و جنگ هر رویدادی عادلانه است.»، اما محققان می‌گویند وقتی با شریک عاطفی‌تان دعوای لفظی می‌کنید این ضرب‌المثل را فراموش کنید. به گفته کارشناسان رفتار و گفتار ناعادلانه نباید جایی در این دعوا‌های لفظی داشته باشد و دو طرف رابطه باید گفت‌وگویی بی‌پرده بر مبنای عشق و صداقت داشته باشند.

جیم مک‌نالتی، استاد روان‌شناسی در دانشگاه فلوریدا می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین یافته‌های ما در این پژوهش این بود که دیدیم گروه‌های مشارکت‌کننده در این آزمایش بیش‌ترین فایده را از گفت‌وگوی بی‌پرده و مستقیم می‌بردند. درعوض، حاشیه رفتن، در لفافه سخن گفتن، کنایه‌آمیز حرف زدن و متلک‌پرانی به شدت اثری معکوس داشت.»

مک‌نالتی می‌گوید: «وقتی رویکرد‌های متفاوتی نسبت به موضوعات داریم ـ چیزی که اغلب وجود دارد ـ مهم است که درباره آن‌ها صحبت کنیم. اما این کار را باید به طریقی انجام دهیم که حرف‌های‌مان شفاف و تا حدِ ممکن سازنده باشد.»

دعوا کردن سالم و عاشقانه است
چرا اصلاً با شریک زندگی‌مان دعوا کنیم؟ مک‌نالتی می‌گوید، بسیاری افتخار می‌کنند که تاکنون هرگز با شریک زندگی‌شان دعوای لفظی نداشته‌اند. او تأکید می‌کند این یک مشکل جدی است.
مک‌نالتی می‌گوید: «پرهیز از دعوا، پرهیز از گفت‌وگوست. همیشه به شریک زندگی خودم می‌گویم که اگر چیزی اذیتت می‌کند، ترجیح می‌دهم بدانم و اگر امکان دارد آن را درست کنم تا اینکه چیزی ندانم. اگر ندانم، چطور می‌توانم کاری انجام دهم.»

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۸ به مدت ۱۷ سال به روی ۲۰۰ نفر انجام شد نشان داد زوج‌هایی که خشم‌شان را در طول دوران ازدواج سرکوب کرده بودند، در مقایسه با آن‌هایی که خشم‌شان را ابراز کرده بودند، زودتر از دنیا رفته بودند.

کیتلین کنتور، درمان‌گر زوج و روابط زناشویی، می‌گوید: «پرهیز از درگیری و دعوا اصلاً شیوه مؤثری نیست. اگر با هم دعوا کنید و یاد بگیرید با وجود تفاوت‌هایی که دارید با هم رابطه برقرار کنید و از طریق دعوا همدیگر را عمیق‌تر بشناسید، رفتار‌تان واقعاً سالم‌تر است.»

زمان مناسبی برای دعوا کردن انتخاب کنید
اکثر آدم‌ها خودشان را ناگهان در میانِ یک جدال عشقی می‌بینند که اغلب با احساساتی نظیرِ «دیگر نمی‌توانم تحمل کنم»، ایجاد می‌شود. مک‌نالتی می‌گوید: «در این لحظات زبان به کام گرفتن و فکر کردن قبل از حرف زدن بسیار سخت است. اغلب مردم بعداً از حرف‌هایی که زده‌اند پشیمان می‌شوند، بنابراین تلاش کنید در آن لحظات حساس از حرف زدن پرهیز کنید.»

مک‌نالتی می‌گوید: «به‌محضِ اینکه حس می‌کنید فشار درحالِ افزایش است، به شریک زندگی‌تان بگویید لازم است که برای صحبت کردن درباره آن موضوع وقتی تعیین کنید و هر دو بدونِ استرس و با تمرکز بتوانید درباره‌اش صحبت کنید.»

مک‌نالتی می‌افزاید: «درعمل کار ساده‌ای نیست، زیرا اغلب آدم‌ها آنقدر سکوت می‌کنند تا خیلی مسائل رویهم انباشت می‌شود و وقتی به حرف می‌آیند که در آستانه انفجار هستند یا وقتی وارد بحث می‌شوند که خسته، پراسترس و گرسنه هستند.»

حالا اگر در چنین زمانی وارد دعوا شدید، چه کنید؟
مک‌نالتی می‌گوید: «فشردن دکمه توقف بحث و برنامه‌ریزی کردن برای بحث در آینده مفید است. اما باید در همان زمان به وضوح به هم اطمینان بدهید که به رابطه‌تان و حل مشکل متعهد هستید و الان فقط تصور می‌کنید که فرصت مناسبی برای بحث کردن نیست.»

احساسات‌تان را تجزیه‌ و تحلیل کنید
کارشناسان می‌گویند، برنامه‌ریزی کردن برای بحث، کمک می‌کند تا احساسات‌مان را بهتر درک کنیم. اما هرگز نباید بحث را در یک جلسه خیلی طولانی کرد. مک‌نالتی می‌گوید: «نباید هر اشتباهی را در یک جلسه و یک‌باره بیان کرد. این نوعی از رفتار است که من نامش را “تفکر آشپزخانه‌ای”، گذاشته‌ام.»

کانتور می‌گوید: «بسیار مهم است که این اتفاق نیفتد. اگر فقط درباره یک‌چیز و احساسی که در شما ایجاد کرده است، صحبت کنید، تفاوت را احساس می‌کنید.»

اگر علتِ احساسی که دارید را ندانید چه؟
مک‌نالتی می‌گوید: «اگر حس می‌کنید عصبانی هستید و مدام در حالِ عصبانی‌تر شدن هستید، اما نمی‌دانید دلیل واقعی عصبانیت‌تان چیست و حتی از خودتان می‌پرسید “چرا چنین چیز کوچکی دارد تا این حد روی اعصابم است؟ “، احتمالش بسیار زیاد است که کلاً موضوع به آن چیز کوچک مربوط نباشد و مسئله چیز دیگری باشد.»

او می‌گوید: «اینجاست که آدم‌ها باید بیش‌تر تحقیق کنند و حتی اگر لازم است با حرفه‌ای‌ها مشورت کنند. اگر فکر می‌کنید که این موضوع مدام تکرار می‌شود، احتمالاً زمان آن رسیده که از یک متخصص کمک بگیرید.»

شنونده خوبی باشید
بسیاری از آدم‌ها فکر می‌کنند یک دعوای لفظی خوب زمانی رخ می‌دهد که آن‌ها بتوانند خیلی خوب همه احساساتِ خودشان را به سمعِ طرف دیگر رابطه برسانند. کارشناسان اهمیت این موضوع را رد نمی‌کنند، اما تأکید می‌کنند شنونده خوبی بودن، به اندازه سخنران خوبی بودن، مهم است.

کانتور می‌گوید، شنونده خوبی بودن به این معنی است که بتوانید احساسات‌تان را تنظیم کنید. وقتی چیزی می‌شنوید که خلاف عقیده‌تان است، بتوانید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید و به جای آنکه دفاعی برخورد کنید، به او آسیب وارد کنید یا عصبانی شوید، تلاش کنید روی واژگانِ او تمرکز کنید تا درکش کنید.

کانتور می‌گوید: «وقتی آنچه شنیده‌ام را با طرف مقابل‌مان درمیان نمی‌گذاریم تا از درستی ادراک‌مان از حرف‌های او مطمئن شویم، سوءتفاهم ایجاد می‌شود. در این مواقع ما بحث را با تکیه بر آنچه که شنیده‌ایم ادامه می‌دهیم و معمولاً این نوع بحث‌ها بر مبنای واکنش‌های دفاعی‌مان شکل می‌گیرد نه بر اساس آنچه که طرفِ مقابل واقعاً گفته است.»

مک‌نالتی می‌گوید: «باید مدام ادراک‌تان از حرف‌های همسرتان را با او در میان بگذارید، نه آنکه بر اساس احساسِ خودتان از حرف‌های او به او پاسخ بدهید.»

مک‌نالتی می‌گوید: «وقتی مکث می‌کنید و از طرفِ مقابل می‌خواهید ادراک‌تان را تأیید کند، از اینکه اغلب اوقات از طرف او این جمله را می‌شنوید که “نه منظورم این نبود! ” شگفت‌زده می‌شوید.»

مک‌نالتی تأکید می‌کند که این کار نباید به شکلی انجام شود که گویی دارید اتهامی به طرفِ مقابل وارد می‌کنید. «برخی اوقات مردم فکر می‌کنند فعالانه شنیدن به این معنی است که هر چیزی که از صحبت‌های طرفِ مقابل احساس کرده‌اند را مستقیم توی صورتش بکوبند. نه، اینطور نیست. فعالانه گوش دادن یعنی خیلی ساده با خونسردی و لحنی آرام از او وضوح بیش‌تری را درخواست کنید.»

نگویید «تو»، «هرگز» یا «همیشه»
کانتور می‌گوید، در هیچ بحثی طرفِ مقابل‌تان را در موقعیتی قرار ندهید که بخواهد از خودش دفاع کند. وقتی جمله‌تان را اینطور شروع می‌کنید: «باعث می‌شوی که حس کنم…»، مسئولیتِ احساسِ خودتان را به گردنِ او میندازید انگار که مالکِ احساس‌تان نیستید.

«بین این دو جمله: “داری این کار را می‌کنی… ” یا “تو همچین آدمی هستی… ” با جمله “وقتی فلان کار را می‌کنی فلان حس را به من می‌دهی… “، تفاوت از زمین تا آسمان است. استفاده از واژه “من احساس می‌کنم”… کم‌تر تحریک‌کننده است.»

او میفزاید: «در دعوای لفظی، به‌خصوص وقتی با شریک عاطفی‌تان باشد، استفاده از «من» به جای «تو» کار سختی است». کانتور می‌گوید: «اوایل خیلی متمرکز باید بحث کنید و قبل از هر جمله باید عامدانه فکر کنید و احساسی که واقعاً در آن لحظات دارید را بررسی کنید.»

مراقبت نشانه‌های غیرکلامی‌تان باشید
ناگفته پیداست که اگر با لحن بدی با شریکِ زندگی‌تان صحبت کنید، نتیجه خوبی نمی‌گیرید، اما کارشناسان می‌گویند، باید مراقب پیام‌های غیرکلامی‌ای که در بحث‌ها مخابره می‌کنید هم باشید.
مک‌نالتی می‌گوید: «چشم‌غره رفتن، یکی از بدترین کار‌هایی است که می‌توانید میان بحث با شریک عاطفی‌تان انجام دهید. با این کار به‌صورتِ غیرمستقیم این پیام را به طرف مقابل مخابره می‌کنید که او یک احمق است.»
کانتور می‌گوید: «اگر خیلی عصبانی هستید، نفس عمیق بکشید. اگر واقعاً روی تنفس‌های عمیق تمرکز کنید، آرام می‌شوید. شما باید کسی باشید که فعالانه توجه می‌کند و باید این رفتار را از طریقِ کلام و زبان بدن‌تان هم مخابره کنید.»

رازهایی که باید در دوران نامزدی بگویید

در دوران نامزدی باید دختر و پسر برای یکدیگر نقش صندوقچه اسرار را داشته باشید و رازهای نامزدشان را به خانواده خود منتقل نکنند تا مشکلاتی در آینده نداشته باشند.

اهمیت راز داری در دوران نامزدی
در دوران نامزدی چون دختر و پسرها هنوز در زندگی با والدین خود هستند ، تعلق خاطر بیشتری نسبت به خانواده دارند تا به همسرشان . از سوی دیگر برخی از خانواده ها از فرزند خود انتظار دارند که مانند سابق، اسرار خود را برای آنها بازگو کنند.

همین امر موجب می شود که برخی از دخترها و پسرها اسرار نامزدشان را نیز با اعضای خانواده خود درمیان بگذارند در نتیجه مشکلات مختلفی در زندگی مشترک آنها در آینده به وجود می آید.

بسیاری از افرادی که در زندگی خود دچار شکست شده اند در دوران نامزدی مشکلات عدیده ای را تجربه کرده اند ، اما با تصور تغییر دادن همسرشان ، سکوت اختیار کرده اند .اما مشکلات آنها پس از ازدواج نیز ادامه داشته و پشیمانی دیگر سودی برای آنها ندارد.

رازهایی که باید گفته شوند

اگر مایل به داشتن رابطه ای سالم هستید ، باید در رفتار خود کمترین میزان پنهان کاری را داشته باشید . چنانچه در بیا نی نی اشاره کرده ایم اگر راز بزرگی در زندگی خود دارید که روی زندگی شما تاثیرگذار است ، همسر آینده تان حق دارد که آن را بداند . از آنجایی که اغلب زجوج ها دیر پی به راز ها می برند ، نگهداری آنها زندگی آینده شما را با خطر مواجه می سازد . برخی از این رازها عبارتند از :

1:بیماری های پنهان شده

یکی از مسائل مهمی که برخی از افراد از بیان آن هراس دارند ، داشتن بیماری است .برخی از افراد با صداقت کامل تمام مسائل مربوط به سلامتی و عدم سلامتی خود را بازگو می کنند که می تواند اعتماد طرف مقابل با این کار را جلب کرد و حتی فرصتی به او داد که اگر او هم دچار مشکلات جسمی و روحی است ، به راحتی ابراز کند.

ازدواجی که با پنهان کردن این مسئله مهم آغاز شود ، دوام چندانی نخواهد داشت .همچنین برخی از اسرار را باید با اعضای خانواده مطرح کرد مانند بیماری های حاد روانی و جسمی یا اعتیاد ؛ زیرا این موارد زندگی مشترک را به خطر می اندازد.

بنابراین در اولین فرصت باید با والدین یا اعضای دیگر خانواده در این خصوص مشورت نمائید تا آنها تصمیمات درست در مورد زندگی شما را اتخاذ کنند .در این مسائل ، سکوت کردن اصلا قابل قبول نیست.

2:امید به تغییر

پسر و دختر ، هر دو دارای ایراداتی می باشند ، اما می توان قبول کرد که این مسائل قابل حل هستند ، امید به تغییر و اصلاح رفتار یکی از رمزهای موفقیت در زندگی است . با بهترین روش ممکن رفتارهای همسرتان را اصلاح کنید.

متاسفانه در برخی از خانواده ، با مشاهده کوچکترین نکته منفی در رفتار نامزد خود ، آن به اعضای خانواده خود می گویند . تکرار این موضوع ، دید خانواده را نسبت به عضو جدید خانواده تغییر می دهد و موقعیت او را در خانواده متزلزل خواهد ساخت . در این شرایط فرد از بازگو کردن آن نکته منفی ، پشیمان می شود.

زیرا با بازگو کردن آن ، ارزش نامزد خود را در جمع خانواده کم کرده است .هر چند اگر زندگی مشترک آنها در آینده هم به خوبی پیش برود باز هم دید منفی خانواده نسبت به همسرشان تغییر نمی کند و در برخوردهای خود با یکدیگر مشکلاتی ایجاد می شود.

3:نداشتن وضعیت مالی مناسب

گاه برخی از افراد کمبودهای مالی خود را از همسر آینده اشان پنهان می کنند ، این مسئله بیشتر در زمان رخ می دهد که وضعیت اقتصادی هر دو طرف همسان نباشد .افراد از ترس اینکه طرف مقابل خود را از دست دهند ، شرایط مالی خود را بهتر از آنچه هستند نشان می دهند و هر ترفندی را به کار می گیرند تا راز آنها فاش نشود .اما دریغ از اینکه پس از ازدواج همه چیز عیان شده و مشکلات آغاز شوند.

4:رفتارهای ناگفته

شخصیت و رفتار فرد یکی از مواردی است که امکان دارد ناگفته بماند . بسیاری از افراد در جلسات خواستگاری ، شخصیت واقعی خود را نشان نمی دهند . این افراد مانند یک بازیگر طوری رفتار می کنند که خود را انسانی ایده آل نشان دهند . اما گذشت زمان شخصیت واقعی همه افراد را نشان خواهد داد زیرا روزی می رسد که فرد از نقش بازی کردن خسته شود.

 اسرار مهم و اهمیت رازداری در دوران نامزدی

ضرورتی ندارد که دختر و پسر ، همه اسرار قبل از ازدواج خود را برای یکدیگر فاش کنند مگر صحبت هایی که مطرح نکردنشان در آینده منجر به به هم خوردن زندگی مشترک شود . مثلا اگر شما در گذشته ، رابطه عاطفی با فرد دیگر داشته اید لزومی ندارد که همسرتان آن را بداند.

برخی از افراد به نامزد خود از تعداد خواستگارانی و یا کیس های ازدواج خود می گویند که ضرورتی برای گفتن آنها وجود ندارد .اما اگر نامزد کرده و ارتباط شما به هم خورده است ، مسئله مهمی است که حتما همسر آینده تان باید از آن باخبر شود . از سوی دیگر مطرح کردن برخی از اسرار شخصی و خانوادگی می توان موجب سوءاستفاده و سوءتفاهم طرف مقابل شود.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت ، این است که رازدار بودن نامزدتان را بررسی کنید تا مشخص شود که امانت دار راز خوبی هست یا نه؟ البته به راحتی می توان این مسئله را متوجه شد ، زیرا اگر نامزدتان اسرار دیگران را به راحتی با شما درمیان می گذارد به طور یقین راز نگه دار خوبی نخواهد بود.

بهترین سیاسیت ، داشتن صداقت است . اما افرادی که زمان زیادی از آغاز زندگی مشترکشان می گذرد به خوبی می دانند که گاه نگه داشتن برخی رازهای کوچک حس استقلال به فرد می دهد و نشان از وضعیت سالم او می باشد . مثلا حرفهایی که در میان جمع دوستان قدیمی مطرح می شود تنها به خودتان ارتباط دارد.

صندوقچه اسرار

تا حد امکان صحبت های نامزدتان را به اعضای خانواده تان منتقل نکنید .اگر همسرتان انتقادی نسبت به خانواده شما می کند ، فقط شنونده باشید چرا که اگر ظرافت کافی در این زمینه نداشته باشید و سخنان او را به خانواده منتقل کنید ، در آینده با دردسر مواجه خواهید شد.

شما باید صندوقچه اسرار همسرتان باشید و صحبت و اسرار او را در نزد خود محفوظ بدارید . اگر سخنان او را به خانواده تان بازگو کنید تنها موجب کینه و کدورت میان آنها خواهید شد.

روزمرگی پرآسیب من و همسری

زندگی لاکچری و درآمد بالای تبلیغات ، خیلی از زوج ها را وسوسه می کند که زندگی شان را در اینستاگرام به اشتراک بگذارند

  تنها کافی است کمی اهل اینستاگرام باشید تا چشمتان به صفحاتی که حول زندگی مشترک دو نفر و کارهای روزمره آن‌ها می‌چرخد، افتاده باشد. این صفحات به طور معمول حول کارهای روزمره و آشپزی،‌ خرید خانه، سفر و خلاصه زندگی روزمره یک زوج و فرزندانشان می‌چرخد. در کنار این محتوای مشترک اما برخی زوج‌ها موضوعات دیگری را هم در صفحه خود رو می‌کنند؛ از داستان آشنایی با همسر (که برخی اوقات داستان‌ها به صورتی اغراق‌آمیز تعریف می‌شود) تا اختلافات جزئی بین خود و البته کارهایی که همسران به صورت معمول و در زندگی روزمره انجام نمی‌دهند مانند سورپرایز کردن‌های پرهزینه و آن چنانی. شاید   با دیدن این صفحات وسوسه شده باشید که شما هم چنین صفحه‌ای ایجاد و با تولید محتوایی از فعالیت‌های روزمره، مخاطب جذب   و از تبلیغات درآمدزایی کنید. اگر چنین وسوسه‌ای سراغ شما هم آمده، پس همراه ما باشید تا کمی بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم.

  چرا رونمایی از زندگی خصوصی این قدر جذاب است؟
بسیاری از افراد تصور می‌کنند تنها دلیل راه‌اندازی چنین صفحاتی، جذب فالوئر و به دنبال آن گرفتن تبلیغ و کسب درآمد است. البته که اهمیت این بخش را نمی‌توان کتمان کرد اما واقعیت این است که این تمام ماجرا و داستان نیست. به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی با افراد غریبه، جذابیت‌های دیگری هم دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد به اشتراک گذاشتن مسائل خصوصی در شبکه‌های اجتماعی به فرد احساس خوبی می‌دهد. یکی از دلایل این حس خوب آن است که فرد احساس تعلق بیشتری به آن فضا می‌کند و این موضوع خوشایند است. بهتر است بدانید روان‌شناسان احساس تعلق را یکی از نیازهای مهم روانی می‌دانند که البته پاسخ مناسب دادن به این نیاز می‌تواند به حفظ بهداشت روانی هم کمک کند. اما آیا این نکته که این سبک به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پاسخی به یکی از نیازهای روانی ما باشد، به آن معناست که این کار عوارض خاصی ندارد؟
  وقتی سلامت روان به خطر می‌افتد
مزاحمت‌ها و آزارها| بیان کردن مسائل زندگی خصوصی همیشه با واکنش‌های مثبت روبه رو نمی‌شود. دریافت پیام‌های منفی، سرزنشی، توهین و … هم بخشی از ماجراست. موضوعی که گاهی می‌تواند سلامت روان صاحب صفحه را با خطراتی جدی روبه‌رو کند.
کاهش عزت نفس| یکی از اولین عوارض دریافت نظرات منفی به دفعات، کاهش عزت نفس و احساس ارزشمندی است. این موضوعی است که در بسیاری از افرادی که در زندگی خصوصی خود مطالب متعددی را به اشتراک می‌گذارند، زیاد دیده می‌شود.
متهم شدن به روراست نبودن| غالب صفحاتی که با نمایش زندگی خصوصی خود، مخاطب جذب می‌کنند، در نهایت ناچارند زندگی خود را بهتر از آن چه هست و خود را قوی‌تر و موفق‌تر از آن چه هستند، ‌نمایش دهند چراکه زندگی پردردسر و اتفاقات تلخ، در طولانی مدت مخاطب را پس می‌زند. اما از طرف دیگر نمایش بیش از حد مثبت زندگی هم عوارض منفی خود را دارد چرا که گروهی از مخاطبان موضوع روراست نبودن را مطرح می‌کنند و همین موضوع تبدیل به اهرمی برای فشار آوردن به صاحب صفحه می‌شود.
  وقتی زندگی مشترک آسیب می‌بیند
تغییر جایگاه همسر| اما عوارض داشتن چنین صفحاتی فقط فشار روانی بر صاحب صفحه نیست. یکی دیگر از موضوعات، تحت تاثیر قرار گرفتن رابطه همسران است. تغییر جایگاه همسر و القای احساس ابزار بودن، فشار بر همسر برای عمل کردن به شکلی خاص، فشار برای گرفتن عکس و … همه و همه می‌تواند رابطه همسران را با چالش‌های اضافه‌تری روبه‌رو کند.
مرزهای مخدوش‌شده زندگی‌مشترک| ما برای این که زندگی خانوادگی مستحکمی داشته باشیم، نیاز داریم مرزهایی برای خود و زندگی مشترک خودمان ترسیم کنیم و بین فضای‌خصوصی خود با دیگران فاصله بیندازیم. تولید محتوا بر اساس زندگی روزمره و مسائل خصوصی می‌تواند این مرزها را کم رنگ کند. این موضوع جدای از اظهارنظرهای نامناسب دیگران و افزایش احتمال دخالت دیگران، تاثیری منفی بر صمیمیت همسران هم دارد.
احساس خاص‌بودن| گاهی اما در این بین یکی از همسران که بازخورد بیشتری را از مخاطب دریافت می‌کند، بعد از مدتی درگیر احساس مهم و خاص بودن می‌شود. احساسی که شکل‌گیری آن البته با وجود برخی تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز شبکه‌های اجتماعی چندان عجیب نیست. اما این احساس مهم بودن می‌‌تواند به منزله آغاز دردسر در زندگی مشترک و حتی پیش کشیده شدن موضوع طلاق و جدایی باشد.
  نکته پایانی
در نهایت این که هرچند این روزها دیگر چه خوشمان بیاید و چه نیاید، بلاگر بودن یک حرفه است که ناچاریم آن را به رسمیت بشناسیم اما یادمان باشد برخی زیرشاخه‌های این حرفه می‌تواند عوارضی بسیار جدی برای سلامت روان و زندگی ما ایجاد کند.

نویسنده: نرگس عزیزی| کارشناس‌ارشد مشاوره