رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

یک پرستار ۳۲ ساله که پس از خواندن داستان غم انگیز مردی ۲۴ ساله که به خاطر تصادف و سوختگی شدید پیوند صورت و دو دست انجام داده عاشق او شد، از سوی ترول ها متهم به این شده که «سر کیسه کُن» است اما این زوج اهمیتی به این برچسب ها نمی‌دهند.

جسیکا پرز، ۳۲ ساله، پس از خواندن داستان غم انگیز جو دی میو ۲۴ ساله در اینترنت از طریق شبکه های اجتماعی با او آشنا شد و از آن زمان این جفت جدایی ناپذیر بوده‌اند.

جسیکا اهل اوهایو ایالات متحده می‌گوید: «از همان اولین تماس تلفنی، جو برایم خاص بود.»

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

جو که در نیوجرسی زندگی می‌کرد، در سال ۲۰۱۸ در پی تصادف شدید با ماشین ۸۰ درصد بدنش دچار سوختگی درجه سه شده بود. از آن زمان تاکنون، او ۲۰ عمل جراحی پلاستیک ترمیمی و پیوند پوست روی صورت و دستانش انجام داده است.

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

 

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

جو دی میو پیش از تصادف

برای جسیکا اما، جو تمام ویژگی های یک دوست پسر بی‌نقص را دارد. او می‌گوید: «جو فردی شیرین، مهربان و دلسوز است که می‌داند چه می‌خواهد، بسیار بالغ‌تر از سنش است و خواسته‌های ما با هم همسوست.»

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

 

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

اما با وجود اینکه رابطه جدید این دو شروع خوبی داشت، جسیکا می‌گوید که به دلیل نفرت پراکنی های آنلاینی که دریافت می‌کند، احساس می‌کند «مثل یک کیسه بوکس» است. این پرستار می‌گوید: «مردم می‌گویند من پول پرست و به دنبال جلب توجه هستم و مرا دغلکار و حقه باز می‌نامند.»

این زوج البته سهم نسبتا برابری را از قلدری‌ها دریافت می‌کنند. جسیکا می‌گوید: «نوجوان‌ها گاهی با بی ادبی به صورتش اشاره می‌کنند. جو اهمیتی نمی‌دهد اما برای من سوال است که مردم چرا این‌قدر بد تربیت می‌شوند.»

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

این زوج دوست داشتنی هشت ماه پس از پیوند جو با هم آشنا شدند. رابطه آنها به سرعت پیش رفت زیرا آنها عشق مشترکی به سگ های نژاد بوستون تریر داشتند و حالا باستر شش ساله و کرکلند هفت ساله را با هم سرپرستی می‌کنند.

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

 

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

باآنکه جو پس از عمل های جراحی خود بهبود یافته اما هنوز هم هرازگاهی در بیمارستان بستری می‌شود. جسیکا می‌گوید: «ما مجبور شدیم سفرها و برنامه‌هایمان را لغو کنیم. در تابستان حتی برای پیاده روی هم نمی‌توانیم بیرون برویم چون نور خورشید جو را اذیت می‌کند. این هرگز برایم مهم نبود و چون پرستار هستم در مورد مراقبت از او چیزهای زیادی را درک می‌کنم.»

جسیکا گفت که نه خودش و نه جو هرگز اجازه نمی‌دهند نظرات منفی آزارشان دهد و هر دو نسبت به آینده‌شان مثبت و امیدوار هستند. این زوج اکنون مشتاقانه منتظر تشکیل خانواده هستند.

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

جو که پیوند صورت خود را از یک مرد ۴۸ ساله (دو برابر سن خودش) قربانی سکته مغزی دریافت کرده می‌گوید خیلی سریع با چیزی که اکنون هست کنار آمد. او می‌گوید: «وقتی سوختم به دنبال عشق نبودم اما همیشه مطمئن بودم که درنهایت این اتفاق می‌افتد چون از درون من همان آدم قبلی‌ام. هیچ چیز به جز پوستم تغییر نکرده است.»

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

 

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

 

رابطه عاشقانه زن ۳۲ ساله با مردی با صورت پیوندی

جو پنج سال پیش هنگام بازگشت به خانه پس از شیفت شب کار در یک آزمایشگاه مواد غذایی پشت فرمان خوابش برد. ماشین دوج چلنجر او از جاده منحرف شد، به جدول خورد، چند بار معلق زد و سپس آتش گرفت.

در سال ۲۰۲۰ تیمی متشکل از ۱۴۰ جراح، پرستار و کارکنان در شهر نیویورک او را تحت عملی قرار دادند که پیش از آن تنها دو بار انجام شده بود.

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

حالا شاید باورش سخت باشد اما برند ویکتوریا سکرت در واقع برای مردان ساخته شد. و این تنها یک نمونه از باریک بودن مرز میان دو جنس زن و مرد است.

در ادامه از چیرهایی خواهیم گفت که گرچه حالا متعلق به زنان دانسته می شوند، اما در ابتدا برای مردان ساخته شدند.

۱- نوار بهداشتی

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

نوار بهداشتی های یک بار مصرف توسط فردی به نام بنجامین فرانکلین تولید شدند. کارکرد اصلی آن ها کمک به توقف خونریزی در سربازان زخمی بود و بعدها پرستاران زن به استفاده از این نوارهای بهداشتی روی آورند چرا که از قدرت جذب برخوردار بودند و استفاده از آن ها راحت بود.

2- کفش پاشنه بلند

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

قدمت کفش های پاشنه بلند می تواند به ایران قرن پانزدهم میلادی بازگردد. در حقیقت، سربازان ایرانی کفش های پاشنه بلند به پا می کردند تا پاهایشان در رکاب اسب محکم بماند. بعدها مهاجران ایرانی کفش های پاشنه بلند را به اروپا آوردند و اشرافیون مرد برای بلندتر دیده شدن قدشان از آن استفاده می کردند.

3- یوگا

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

تصور می شود ریشه ی یوگا به برهمین ها بازمی گردد که روحانیون سیستم طبقاتی هند بودند. بعداً یوگا توسط مردان به غرب آورده شد و رفته رفته میان زنان محبوبیت پیدا کرد.

4- کراپ تاپ

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

کراپ تاپ این روزها محبوبیت زیادی میان زنان دارد. با این حال، این لباس در ابتدا توسط مردان و برای مردان به وجود آمد و پیش از آنکه زنان شروع به پوشیدن آن کنند، سال ها در مُد آقایان وجود داشت. مردان بدنساز برای در رفتن از قوانین پوشش آن زمان باشگاه های ورزشی، پایین پیراهن های خود را را می بریدند، چون اجازه نداشتند بدون لباس ورزش کنند.

5- کیف دستی

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

کارکرد اولیه کیفی دستی برای حمل پول بود. این کیف ها به دلیل کاربردی بودن شان میان مردان محبوبیت داشتند. به مرور زمان، زنان شروع به استفاده ی هر چه بیشتر از این کیف ها کردند و اینگونه شد که کیف های دستی به جزئی از مُد بدل شدند.

6- جوراب شلواری

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

جوراب شلواری ها و جوراب های بالای زانو در ابتدا برای مردان بودند. مردان اروپایی هنگام اسب سواری از آن ها استفاده می کردند.

پیام فیس‌بوکی خانم همسایه یک جامعه را تکان داد؛ این خوک کثیف رو سلاخی کردم

ماجرا با تماس دختر جوانی با پلیس شروع شد؛ او گفته بود فیس‌بوک خانم همسایه را چک کرده که در آن نوشته شده: «این خوک کثیف رو سلاخی کردم و به دخترش…». در خانه همسایه بسته و خودروی همسایه جلوی در پارک شده بود. اهالی محل به‌ این دلیل نگران بودندکه این زن، مادری تنها بود که با دخترک مریضش زندگی می‌کرد. دختری که مبتلا به انواع بیماری‌ها بود و نمی‌توانست از خودش مراقبت کند. این مادر و دختر چهره‌های محبوب و الهام‌بخش شهر بودند که بارها فیلم زندگی‌شان از شبکه‌های محلی پخش شده بود، اما حالا کسی در اکانت فیس‌بوک مدعی شده بود مادر را به‌قتل رسانده و به دختر بیمارش تعرض کرده است. پلیس از راه رسید و در ادامه یکی از تلخ‌ترین، پرحاشیه‌ترین و عجیب‌ترین پرونده‌های تاریخ رقم خورد.

شخصیت‌های این ماجرای باورنکردنی

شخصیت اصلی: دی‌دی بلینچارد

زنی میان سال که در عین فقر بسیار سخاوتمند و دوست‌داشتنی بود به طوری که همه اهالی محل و حتی شهر دوستش داشتند. او به تنهایی از دخترش جیپسی که مبتلا به سرطان، کم‌توانی ذهنی، دیستروفی ماهیچه‌ای و… بود، نگهداری می‌کرد. جیپسی انواع حساسیت‌ها را داشت و نمی‌توانست راه برود، غذا بخورد و مثل بقیه عادی زندگی کند، اما دی‌دی به‌رغم آن‌که فقیر و تنها بود، همیشه لبریز از امید و لبخند بود؛ اهالی را دورهم جمع می‌کرد و روی دیوار خانه‌اش با کمک دیتاپروجکشن برای بچه‌های فقیر که نمی‌توانستند سینما بروند فیلم پخش می‌کرد. طی برنامه‌هایی که برای محله برگزار می‌کرد، خیلی‌ها از طریق صندوقی که او برای درمان دخترش ایجاد کرده بود کمک مالی می‌کردند. بعد از توفان کاترینا بی‌خانمان شده بود و یک موسسه خیریه در ایالت میسوری خانه‌ای برای زندگی او و دخترش در اختیارشان قرار داده بود. او هیچ حمایتی از سمت خانواده خودش و شوهرش نداشت. پدرش فرزندش را اذیت می‌کرد. شوهر سابقش هم هیچ مسئولیتی در قبال دختر بیمارش قبول نمی‌کرد و او به‌تنهایی باید بار دشوار این زندگی را به‌دوش می‌کشید. همه از این که چطور دختری با این حجم از انواع بیماری زنده مانده و زندگی سرشار از امید دارد، متعجب بودند. خیریه‌ها هم به این مادر و دختر توجه و کمک می‌کردند.

شخصیت دوم: جیپسی رُز

دختر نوجوانی که پدر و پدربزرگش او را طرد کردند. پدرش در کودکی مدام کم‌توانی ذهنی و جسمی او را مسخره می کرد. مدارک پزشکی‌اش در توفان کاترینا از بین رفته و با هر اتفاق ساده‌ای مثل خوردن نوشابه، سرماخوردگی و… تا یک قدمی مرگ می‌رود. مادرش می‌گوید ذهن او اندازه یک بچه 7 ساله است. به‌خاطر انواع بیماری‌ها به مدرسه نرفته و در خانه کمی آموزش دیده است. صدای بچه‌گانه‌ای دارد، همیشه کچل است، دندان‌هایش خراب است و بدون کپسول اکسیژن نمی‌تواند زندگی کند. از چند سرطان ترسناک جان سالم به‌در برده اما نمی‌تواند بدون مراقبت‌های مادر زنده بماند. مادری که تمام زندگی‌اش را وقف او کرده است و هر روز با او در بیمارستان و مکان های دیگر حضور دارد. علاوه بر انواع مشکلات ذهنی و جسمی، چون از اجتماع دور بوده، هوش هیجانی پایینی دارد و مادرش دی‌دی یک تنه او را بزرگ کرده است.

فاجعه بزرگ در راه است…

ژوئن 2015، زمانی که جیپسی 23 ساله بود، استاتوسی در فیس‌بوک دی‌دی باعث نگرانی همسایه‌ها شد، در این استاتوس نوشته شده بود: «من اون خوک رو سلاخی کردم و به دخترش…»، همسایه‌ها که دیدند ون معروف دی‌دی که با کمک آن جیپسی را به بیمارستان و جاهای دیگر می‌برد جلوی خانه است به ماجرا مشکوک شدند و با پلیس تماس گرفتند. پلیس چون مجوز ورود نداشت از همسایه ها یعنی لیزی و مِل خواست وارد خانه شوند، اما در جست‌وجوی اول چیزی پیدا نشد. همه نگران این مادر و دختر بودند. کم کم مجوز پلیس هم رسید و آن‌ها وارد شدند تا این‌که در طبقه بالا با جسد غرق در خون دی‌دی مواجه شدند، اما هیچ خبری از جیپسی نبود. نگرانی‌ها درباره جیپسی به‌خاطر وضعیت جسمانی او زیاد بود تا این‌که لیزی دوست و همسایه جیپسی به پلیس گفت جیپسی مدتی است به مرد جوانی به‌نام نیکلاس علاقه‌مند شده و به‌صورت مجازی با او در ارتباط است. او ادامه دادهمیشه متعجب بوده که چرا یک پسر از شهری دیگر به جیپسی علاقه‌مند شده است. پلیس در مدت کوتاهی این پسر را پیدا کرد و در کمال تعجب جیپسی هم در همان شهر و همان خانه با نیکلاس بود، اما نه در وضعیتی که همه انتظار داشتند.

شوک بزرگ در راه است

پلیس در کمال تعجب جیپسی را درحالی پیدا کرد که روی پاهایش ایستاده بود و هیچ بیماری خاصی نداشت، بدون کپسول اکسیژن، بدون مصرف دارو، بدون ویلچر و…، این‌جا بود که پلیس، همسایه‌ها و تمام کسانی که جیپسی و دی‌دی را می‌شناختند در بهت فرو رفتند؛ حتی راد پدر جیپسی. آن جا معلوم شد پشت پرده قتل دی دی، خود جیپسی بوده که از پسر مورد علاقه اش استفاده کرده بود و بعد هم برای رد گم کردن آن استاتوس را در فیس بوک دی‌دی منتشر کرده بودند. راد وقتی 17 سال داشت، صاحب جیپسی شده بود، اما خیلی سریع از دی‌دی جدا شده و در شهر دیگری ازدواج کرده بود. در تمام این مدت دی‌دی کمک‌های مالی زیادی از راد برای بزرگ کردن و درمان جیپسی می‌گرفت؛ درحالی‌که مانع از دیدار او و دخترش شده بود و به دروغ او را فردی بدون مسئولیت پذیری معرفی  می کرد.

دروغی که ۲۳ سال طول کشید

دی‌دی از سه ماهگی جیپسی، به راد و دیگران گفته بود که او مریض است. مشکل کروموزومی دارد و هر روز یک علامت جدید از بیماری در او پیدا می‌کرد. دی‌دی که زمانی دستیار پزشک بود به‌خاطر معلومات و دایره‌واژگانش به‌خوبی می‌توانست با بیان اصطلاحات پزشکی و رفتارهای مادرانه، هر پزشکی را متقاعد کند که دخترش بیمار است. حتی گاهی خودش نسخه تقلبی برای دی‌دی می‌گرفت و برای 23 سال، بدون آن‌که یک روز دخترش را برای مدرسه یا چیز دیگری از خودش دور کند او را تحت درمان برای بیماری‌هایی قرار می‌داد که اصلاً به آن‌ها مبتلا نبود. او عکس‌هایی را از خانه‌ای ویران بر اثر توفان کاترینا به دیگران نشان می‌داد و مدام ترحم می‌خرید. دی‌دی مدعی بود زندگی و تمام مدارک پزشکی‌شان در توفان از بین رفته است. او برای مراقبت شبانه‌روزی از دخترش که مدعی بود مبتلا به انواع بیماری‌هاست، مورد توجه و حمایت خیریه‌ها، رسانه‌ها و همسایه‌ها بود و توانسته بود در این زمان طولانی همه، حتی خود جیپسی را گول بزند.

عمق دروغ‌گویی دی‌دی

اولین واکنش راد پدر جیپسی و همسرش با شنیدن خبر قتل دی‌دی این بود که چطور بدون او می‌توانند از جیپسی نگهداری کنند؟ درحالی‌که جیپسی در حقیقت حکم یک زندانی را برای مادرش داشت. وقتی جیپسی با پسر مورد علاقه‌اش نیکلاس دستگیر شد، فکر می‌کرد 19 سال دارد، او سال‌ها در دنیایی که مادرش برایش ساخته بود، زندگی می‌کرد به طوری‌که باورش شده بود سرطان دارد، اما می‌دانست می‌تواند راه برود، به شکر و خیلی چیزهای دیگر حساسیت ندارد، خبر داشت که لازم نیست همیشه با سرنگ غذا بخورد و برای همین شب‌ها که مادرش خواب بود در خانه راه می‌رفت و شکلات و نوشابه می‌خورد و از لپ‌تاپ مادرش استفاده می‌کرد.

چرا و چطور دی‌دی دروغ گفته بود؟

به‌نظر می‌رسد دی‌دی دچار سندروم مونشهاوزن نیابتی بود. فرد مبتلا به سندروم مونشهاوزن به دلایلی مثل باور قلبی، خرید ترحم و… به همه و حتی خودش می‌قبولاند که به‌شدت بیمار است، اما در مونشهاوزن نیابتی، فرد چنین رفتاری را به همسر، فرزند یا دیگران تحمیل می‌کند به طوری که ممکن است کم‌کم خودش و آن‌فرد باور کنند پای بیماری‌های لاعلاجی درمیان است ولی دی‌دی عجیب‌ترین فردی است که مرتکب این رفتار شده، چون 23 سال موفق شده با تغییر منزل، تغییر هویت، خوب دروغ گفتن و حتی تغییر شهر، کاری کند که همه داستان او را باور کنند.

چرا هیچ‌کس شک نکرد؟

در تمام این سال‌ها دکترهای زیادی بودند که بیمار نبودن جیپسی را تشخیص دادند، اما چون مبنای کار پزشک اطمینان به صحت ادعای بیمار و همراهان اوست دلیلی نمی‌دیدند که تصور کنند مادری با این رفتار در حال شکنجه فرزندش باشد. آن‌ها بارها جیپسی را آزمایش می‌کردند اما هیچ‌وقت نفهمیدند چرا به‌رغم سلامت کودک، مادرش درمان‌ها را ادامه می‌دهد. در این بین دو نفر به‌ دی‌دی مشکوک شدند. یک پزشک فهمید که ممکن است دی‌دی مبتلا به این سندروم باشد اما کسی با او همکاری نکرد و نفر دیگر هم که به اوضاع مشکوک بود از پلیس و انجمن حمایت از کودکان کمک خواست، اما رفتار متقاعدکننده دی‌دی که انگار با فداکاری در شرایط سخت از جیپسی مراقبت می‌کرد، باعث شد گیر نیفتد. راد هم صرفاً به کمک مالی بسنده می‌کرد و هیچ پزشکی هم شک‌هایش را با او در میان نگذاشت. بنابراین تمام مسیرها برای کشف حقیقت مسدود بود.

چرا جیپسی مقاومت نمی‌کرد؟

او از دوران نوزادی درگیر این ماجرا بوده و با آن بزرگ شده بود. در مراحلی از چنین سندرومی، فرد قربانی به دلایلی مثل عادت، جلب رضایت یا رابطه عاطفی، حاضر به همکاری است و اگر مثل جیپسی از وقتی چشم باز کرده با آن دست و پنجه نرم کند نمی‌تواند راحت از آن خارج شود. جیپسی از دوران نوجوانی تا حدی به ماجرا شک کرده بود، به خصوص این که از سال 2007 و با نظر یک پزشک اعصاب فهمیده بود که می‌تواند راه برود و لازم نیست همیشه روی ویلچر باشد اما فقط یک‌بار در 17 سالگی فرار کرد که هیچ‌کدام از همسایه‌ها متوجه ماجرا نشدند و بعد هم دی‌دی با او برخورد کرد. او درس نخوانده بود، اجازه استفاده از اینترنت را نداشت و تمام کارهایش را یواشکی انجام می‌داد تا این‌که در 23 سالگی، از نیکلاس خواست مادرش را به‌قتل برساند. بعد از قتل مادر،  با 4 هزار دلار پول نقدی که راد به دی‌دی داده بود، آن‌هابه شهر محل زندگی نیکلاس فرار کردند.

آیا جیپسی هم فریبکار بود؟

خیلی‌ها معتقد بودند جیپسی قربانی دی‌دی نبود و خودش در این فریبکاری بزرگ همدست بود. خیلی‌ها هم معتقد بودند او کاری از دستش برنمی‌آمد. خود جیپسی در مصاحبه‌هایش می‌گوید قصد فریب دیگران را نداشته چون تنها چیزی که بیشتر از بقیه می‌دانست این بود که می‌تواند راه برود و غذا بخورد، اما درباره سالم بودن و مبتلا نبودن به سرطان‌ها اطلاعی نداشته است. بسیاری هم راد را جزو متهمان می‌دانستند، اما او معتقد بود وقتی همیشه حمایت مالی داشته، امکان ندارد در این کلاهبرداری بزرگ مشارکت داشته باشد. حجم واکنش‌ها و تحلیل‌ها در فضای مجازی چنان بالا بود که حتی به راهروهای دادگاه جیپسی و نیکلاس هم رسید. آن‌دو به قتل عمد متهم شدند؛ جیپسی 10 سال زندان و نیکلاس حبس ابد. چرایی دخالت مستقیم و غیرپیچیده نیکلاس در ماجرا هنوز محل ابهام است، اما چیزی که مسلم است جیپسی با کمک وکیل تسخیری‌اش همان اول اتهام را پذیرفت و قاضی هم حداقل حکم برای مشارکت در قتل یعنی 10 سال را صادر کرد که حدود دو سال دیگر تمام می‌شود.

جیپسی در زندان

جیپسی در این هشت سال در زندان مشغول نوشتن کتاب زندگی‌اش بوده، مستندی معروف درباره‌اش ساخته شده و حتی بعد از پخش آن به پسری که بیرون از زندان عاشقش شده قول ازدواج داده است. او از هیچ‌کدام از پزشک‌ها بابت تشخیص‌های‌شان شکایت نکرد و برخلاف همه که به‌خاطر وضعیت غذا و نگهداری در زندان لاغرتر می‌شوند چاق شد و معتقد است در زندان احساس آزادی بیشتری می‌کند.

 

درباره سندروم مونشهاوزن

 بیشتر بدانید

جیپسی از دوران نوزادی قربانی رفتار مادرش بود، اما مبتلا به سندروم مونشهاوزن نبود. دی‌دی هم که کشته شده و کسی به او برای بررسی بیشتر دسترسی نداشت، اما مهم‌ترین حدسی که درباره علت رفتار او زده می‌شود، ابتلا به همین سندروم اما به صورت نیابتی است؛ یعنی تحمیل این تظاهر بزرگ به دیگری. در این سندروم شخص علایم و چیزهایی را به خودش یا فرد دیگر تحمیل می‌کند بدون آن‌که درگیرش باشند. شخص هیچ‌وقت به ساختگی بودن رفتارش اعتراف نمی‌کند. تشخیص آن دشوار است، چون ممکن است فرد صرفاً تمارض کند و واقعاً مبتلا به این سندروم نباشد که امکان درمانش هم سخت می‌شود. عزت‌نفس پایین می‌تواند یکی از زمینه‌های ابتلا باشد. انگیزه هم سود مالی و کلاهبرداری صرف نیست و خرید توجه و ترحم هم وجود دارد. اگر فرد در معرض اسامی بیماری‌ها و علایم باشد، مثل دی‌دی که مدتی دستیار پزشک بوده، احتمال ابتلایش قوی‌تر و فرورفتن‌اش در نقش جدی‌تر می‌شود و در نهایت افراد 20 تا 40 ساله بیشتر به آن مبتلا می‌شوند. درست وقتی که دی‌دی در 24 سالگی با رفتن راد تنها می‌شود و باید نوزادی را بزرگ کند.

 

اگر می‌خواهید درباره این اتفاق بیشتر بدانید

مینی‌سریال The act با محوریت همین ماجرا و البته کمی دراماتیزه کردن وقایع ساخته شده است. سریالی که نقدهای مثبتی هم گرفت و با حضور جیپسی و دی‌دی در ایالت میزوری داستانش شروع می‌شود.  جویی کینگ بازیگر جوانی که نقش جیپسی را بازی می‌کرد برای این نقش نامزد جایزه اِمی شد اما جیپسی از این نقش‌آفرینی و درکل سریال استقبال نکرد چون معتقد بود تصویر ناخوشایندی از او ارائه شده، به همین دلیل هیچ‌وقت با عوامل آن هم دیدار نکرد تا به‌نوعی باعث تایید محتوا نشود. مستند «مامان مرده عزیزم» هم برپایه این اتفاق از شبکه HBO پخش شد که جیپسی آن‌را واقعی‌تر می‌داند. بعد از پخش این مستند و به‌رغم این‌که نیکلاس گودجان به‌خاطر جیپسی به حبس ابد محکوم شده بود، فردی به‌صورت مکاتبه‌ای با جیپسی در ارتباط بود و قرار شد بعد از آزادی او ازدواج کنند. میچل دیان روزنامه‌نگاری است که گفت‌وگویی اختصاصی با جیپسی داشته و مقالات او منبع بخش زیادی از آثاری است که حول این موضوع کار شده است. پادکست «چنل بی» هم جزو منابع فارسی بود که ما در تهیه این پرونده علاوه بر دیگر منابع از آن کمک گرفتیم.

داستان ازدواج یک درباری با همسر سابق پادشاه

اگر اهل مطالعه تاریخ تهران باشید حتماً با نام افراد مختلفی مواجه شده‌اید که بنا به هر دلیلی نام‌شان در کتاب تاریخ تهران حک شده است.

یکی از این افراد مهدی موش است که نامش بار‌ها در قصه‌ها و روایت‌هایی که از روزگار قدیم تهران نقل می‌شود شنیده شده.

 حالا برسیم به جواب این سؤال که مهدی موش که بود؟ او یکی از خدمه دربار ناصرالدین شاه بود که در حوالی بازارچه قوام‌الدوله در میدان شاهپور قدیم زندگی می‌کرد. مهدی موش در دربار ناصرالدین شاه شغل عجیبی داشت و به قول معروف «خازن» جیب شاه بود. هر گاه ناصرالدین شاه به محفلی می‌رفت و می‌خواست انعامی بدهد به مهدی موش اشاره می‌کرد که مثلاً یک تومان به فلانی بده. به همین خاطر همیشه در جیب مهدی موش پول خرد به وفور یافت می‌شد و هنگامی که راه می‌رفت صدای پول خرد به گوش اطرافیانش می‌رسید.

داستان ازدواج یک درباری با همسر سابق پادشاه

مهدی موش صدای زیر، دندان‌های‌ریز و اندام کوچکی هم داشت و به همین خاطر درباری‌ها لقب موش را به پسوند نامش اضافه کردند. مهدی موش فردی درستکار و از خانواده‌ای متمول بود و خانه‌اش در ابتدای خیابان فروزش امروزی که در دوره ناصرالدین شاه به نام خیابان مهدی موش شناخته می‌شد قرار داشت. او برای باقیات الصالحات در ابتدای همین خیابان یک مسجد ساخت که به نام مسجد مهدی خانی معروف شد و این روز‌ها به آن مسجد مهدیه می‌گویند.

ازدواج پرماجرا

ماجرای ازدواج مهدی موش هم خواندنی است. او با ستاره خانم که قبلاً صیغه ناصرالدین شاه بود و زیر نظر انسیه خانم، همسر رسمی ناصرالدین شاه در دربار حضور داشت ازدواج کرد که یک ازدواج پرماجرا بود. او بعد از ازدواج با ستاره خانم راهی کربلا شد و همان جا درگذشت. بعد از فوت مهدی موش، ناصرالدین شاه که از شنیدن خبر ازدواج مهدی موش با همسر سابقش خشمگین شده بود، به انسیه خانم یا همان انیس الدوله مأموریت داد که ستاره خانم را به اقرار وادار کند تا اموال همسرش را لو بدهد. ناصرالدین شاه که چشم به ثروت مهدی موش داشت دستور داد اموالش را به نفع دربار مهر و موم و مصادره کنند.

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه که روزنامه‌خوان ناصرالدین شاه بود در کتاب معروف «روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه» در باره مصادره اموال مهدی موش نوشته است: خدا لعنت کند کسی که چنین کاری را به شاه یاد داد.» ناصرالدین شاه همه اموال مهدی موش را به تعبیر عامیانه بالا کشید و مسجد قدیمی مهدیه که در ابتدای خیابان فروزش فعلی قرار دارد، تنها یادگاری است که از این فرد به جا مانده. نام مهدی موش با گذشت زمان از تابلوی یکی از قدیمی‌ترین خیابان‌های تهران محو شد و این کوچه یا خیابان با نام مهدی خان شناحته می‌شد که در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شهید فروزش تغییر پیدا کرد. در دوره قاجار بخش قابل ملاحظه‌ای از املاک مهدی موش در همین خیابان بود و به همین دلیل به این نقطه از تهران گذر مهدی موش می‌گفتند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

۳پسر که دختران ۱۳ و ۱۵ ساله را به دام شیطانی انداخته و آزار داده‌اند در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شوند.

رسیدگی به این پرونده با شکایت ۲ دختر نوجوان آغاز شد. سارینا ۱۵ ساله و دوستش آیدا ۱۳ ساله که به پلیس آگاهی رفته بودند از ۳ پسر جوان شکایت کردند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

فروش عکس‌های سیاه

سارینا در تشریح جزئیات شکایتش گفت: من در خانواده فقیری زندگی می‌کنم. پدرم بیکار و معتاد است و من همراه مادر و خواهرهایم به سختی زندگی‌مان را می‌گذرانیم. مدتی قبل در اینستاگرام با پسر جوانی به نام آرش آشنا شدم. او از من خواست تا عکس‌های خصوصی‌ام را برایش ارسال کنم و در عوض به من پول بدهد. من هم چندین عکس برایش ارسال کردم و وقتی ماجرا را به دوستم آیدا گفتم او هم گفت حاضر است عکس‌هایش را در فضای مجازی ارسال کند و در عوض پول بگیرد.

وی ادامه داد: من عکس‌های آیدا را نیز برای آرش و دو نفر از دوستانش ارسال کردم و آنها قول دادند در عوض به ما 9 میلیون تومان پول بدهند اما به قولشان عمل نکردند.

آزار سیاه

دختر نوجوان گفت: من چند بار با آرش و دوستانش تماس گرفتم تا پولم را بدهند اما آنها با من قرار ملاقات گذاشتند و خواستند تا سر قرار بروم و پول را به من بپردازند. به همین خاطر من و آیدا با هم سر قرار رفتیم و سه پسر جوان ما را به خانه‌شان در غرب تهران دعوت کردند تا آنجا با هم تسویه حساب کنیم اما وقتی به آنجا رسیدیم یکباره دست و پای ما را بستند و ما را آزار دادند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنیم عکس‌ها را پخش می‌کنند و آبرویمان را می‌برند.

بازداشت ۳ شیطان

 به‌دنبال اظهارات دختر نوجوان، مأموران به ردیابی سه پسر جوان پرداختند و آرش و 2 دوستش را بازداشت کردند اما آنها مدعی شدند دو دختر جوان را نمی‌شناسند.

3 متهم در ادامه بازجویی‌ها و در مواجهه حضوری پذیرفتند دو دختر را به خانه‌شان دعوت کرده‌اند اما مدعی شدند با میل دختران نوجوان با آنها رابطه برقرار کرده‌اند.

در دادگاه

نخستین جلسه تحقیق درباره این پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد.

 در این جلسه سارینا و آیدا برای سه پسر اشد مجازات را خواستند.

آنها گفتند: این سه جوان به بهانه تسویه حساب ما را به خانه‌شان کشاندند و بی‌رحمانه آزار دادند و ما برای آنها اشد مجازات می‌خواهیم.

سپس سه پسر یک به یک از خود دفاع کردند و اتهام آزار 2 دختر نوجوان را نپذیرفتند. آرش گفت: سارینا وقتی در اینستاگرام با من آشنا شد، عکس‌های خصوصی خودش و دوستش را برای من ارسال ‌کرد.

آخرین بار هم آنها همراه هم به خانه ما آمدند اما آنها قصد اخاذی از ما را داشتند  ولی چون مبلغ ۹ میلیون تومانی را که از ما خواسته بودند به آنها ندادیم به دروغ چنین شکایتی را علیه ما مطرح کردند. بنا به این گزارش؛ با ادعای متهمان، قرار شد تحقیق درباره این پرونده تکمیل شود که با تکمیل تحقیقات، متهمان در دادگاه از خود دفاع می‌کنند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

۳پسر که دختران ۱۳ و ۱۵ ساله را به دام شیطانی انداخته و آزار داده‌اند در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شوند.

رسیدگی به این پرونده با شکایت ۲ دختر نوجوان آغاز شد. سارینا ۱۵ ساله و دوستش آیدا ۱۳ ساله که به پلیس آگاهی رفته بودند از ۳ پسر جوان شکایت کردند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

فروش عکس‌های سیاه

سارینا در تشریح جزئیات شکایتش گفت: من در خانواده فقیری زندگی می‌کنم. پدرم بیکار و معتاد است و من همراه مادر و خواهرهایم به سختی زندگی‌مان را می‌گذرانیم. مدتی قبل در اینستاگرام با پسر جوانی به نام آرش آشنا شدم. او از من خواست تا عکس‌های خصوصی‌ام را برایش ارسال کنم و در عوض به من پول بدهد. من هم چندین عکس برایش ارسال کردم و وقتی ماجرا را به دوستم آیدا گفتم او هم گفت حاضر است عکس‌هایش را در فضای مجازی ارسال کند و در عوض پول بگیرد.

وی ادامه داد: من عکس‌های آیدا را نیز برای آرش و دو نفر از دوستانش ارسال کردم و آنها قول دادند در عوض به ما 9 میلیون تومان پول بدهند اما به قولشان عمل نکردند.

آزار سیاه

دختر نوجوان گفت: من چند بار با آرش و دوستانش تماس گرفتم تا پولم را بدهند اما آنها با من قرار ملاقات گذاشتند و خواستند تا سر قرار بروم و پول را به من بپردازند. به همین خاطر من و آیدا با هم سر قرار رفتیم و سه پسر جوان ما را به خانه‌شان در غرب تهران دعوت کردند تا آنجا با هم تسویه حساب کنیم اما وقتی به آنجا رسیدیم یکباره دست و پای ما را بستند و ما را آزار دادند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنیم عکس‌ها را پخش می‌کنند و آبرویمان را می‌برند.

بازداشت ۳ شیطان

 به‌دنبال اظهارات دختر نوجوان، مأموران به ردیابی سه پسر جوان پرداختند و آرش و 2 دوستش را بازداشت کردند اما آنها مدعی شدند دو دختر جوان را نمی‌شناسند.

3 متهم در ادامه بازجویی‌ها و در مواجهه حضوری پذیرفتند دو دختر را به خانه‌شان دعوت کرده‌اند اما مدعی شدند با میل دختران نوجوان با آنها رابطه برقرار کرده‌اند.

در دادگاه

نخستین جلسه تحقیق درباره این پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد.

 در این جلسه سارینا و آیدا برای سه پسر اشد مجازات را خواستند.

آنها گفتند: این سه جوان به بهانه تسویه حساب ما را به خانه‌شان کشاندند و بی‌رحمانه آزار دادند و ما برای آنها اشد مجازات می‌خواهیم.

سپس سه پسر یک به یک از خود دفاع کردند و اتهام آزار 2 دختر نوجوان را نپذیرفتند. آرش گفت: سارینا وقتی در اینستاگرام با من آشنا شد، عکس‌های خصوصی خودش و دوستش را برای من ارسال ‌کرد.

آخرین بار هم آنها همراه هم به خانه ما آمدند اما آنها قصد اخاذی از ما را داشتند  ولی چون مبلغ ۹ میلیون تومانی را که از ما خواسته بودند به آنها ندادیم به دروغ چنین شکایتی را علیه ما مطرح کردند. بنا به این گزارش؛ با ادعای متهمان، قرار شد تحقیق درباره این پرونده تکمیل شود که با تکمیل تحقیقات، متهمان در دادگاه از خود دفاع می‌کنند.

ماجرای آزارجنسی 2 دختر نوجوان به دست 3 پسر

دو دختر نوجوان که بابت پول عکس‌های خصوصی خود را برای چند مرد فرستاده و سپس مورد آزار آنان قرار گرفته‌اند با شکایت به دادگاه خواستار مجازات متهمان شدند.

رسیدگی به این پرونده با شکایت دو دختر نوجوان آغاز شد. سارینا ۱۵ ساله و دوستش آیدا ۱۳ ساله که به پلیس آگاهی رفته بودند از سه پسر جوان شکایت کردند.

ماجرای آزارجنسی 2 دختر نوجوان به دست 3 پسر

سارینا در تشریح جزئیات شکایتش گفت: من در خانواده فقیری زندگی می‌کنم. پدرم بیکار و معتاد است و من و مادر و خواهرهایم به سختی زندگی‌مان را می‌گذرانیم. مدتی قبل در اینستاگرام با پسر جوانی به نام آرش آشنا شدم. او از من خواست عکس‌های خصوصی‌ام را برایش ارسال کنم و در عوض پول بگیرم. من هم چندین عکس برایش ارسال کردم و قرار شد پول بدهد، مقداری هم پول به حسابم واریز کرد.

او گفت اگر بتوانم از دختران عکس بگیرم و برای آنها بفرستم پول بیشتری به من می‌دهد. من که در اینستاگرام با آیدا آشنا شده بودم، موضوع را به او گفتم. آیدا هم قبول کرد. او از خودش عکس گرفت و برای من فرستاد من هم برای آرش و دوستانش فرستادم و قرار شد 9 میلیون تومان به من بدهد. این پول می‌توانست زندگی من و آیدا را تغییر دهد؛ اما آرش و دوستانش به قول‌شان عمل نکردند.

دختر نوجوان گفت: چند بار با آرش و دوستانش تماس گرفتم تا پولم را بدهند. آنها با من قرار ملاقات گذاشتند و خواستند سر قرار بروم تا پول را بپردازند. به همین خاطر من و آیدا با هم سر قرار رفتیم و سه پسر جوان ما را به خانه‌شان در غرب تهران دعوت کردند تا آنجا با هم تسویه‌حساب کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم یکباره دست و پای ما را بستند و ما را آزار دادند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنیم، عکس‌ها را پخش می‌کنند و آبرویمان را می‌برند.

به دنبال اظهارات دختر نوجوان، ماموران به ردیابی سه پسر جوان پرداختند و آرش و دو دوستش را بازداشت کردند. آنها مدعی شدند دو دختر نوجوان را نمی‌شناسند.

سه متهم در ادامه بازجویی‌ها و در مواجهه حضوری پذیرفتند دو دختر را به خانه‌شان دعوت کرده‌اند اما مدعی شدند با میل دختران نوجوان با آنها رابطه برقرار کردند.

در ادامه نخستین جلسه تحقیق درباره این پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. در این جلسه سارینا و آیدا برای سه پسر ارشد مجازات خواستند.

آنها گفتند: پسران جوان به بهانه تسویه‌حساب ما را به خانه‌شان کشاندند و تجاوز کردند.

سپس سه پسر یک به یک از خود دفاع کردند. آنها اتهام آزار دو دختر نوجوان را نپذیرفتند.

آرش گفت: سارینا وقتی در اینستاگرام با من آشنا شد، عکس‌های خصوصی خودش و دوستش را برایم ارسال ‌کرد. آخرین بار هم آنها همراه هم به خانه ما آمدند و من و دوستانم با میل خودشان با آنها رابطه برقرار کردیم؛ اما آنها قصد اخاذی از ما را داشتند. چون مبلغ ۹ میلیون تومانی را که از ما خواسته بودند، ندادیم به دروغ شکایتی علیه ما مطرح کردند.

با ادعای متهمان، قرار شد تحقیق درباره این پرونده تکمیل شود. با تکمیل تحقیقات متهمان در دادگاه از خود دفاع می‌کنند.

دلیل عجیب یک مرد برای ازدواج با 8 زن!

در حادثه‌ای عجیب یک عراقی ساکن کردستان عراق ادعا کرد به دلیل رفتارهای همسر اولش مجبور شده است تاکنون هشت بار ازدواج کند.

دلیل عجیب یک مرد برای ازدواج با 8 زن!

به نقل از رسانه‌های عراقی، این مرد 53 ساله اهل شهر اربیل عراق اعلام کرد نمی‌خواهد تنها با همسر اول بیمارش زندگی کند، اما اقدامات و رفتارهای همسر اولش باعث شده است هر هفت ازدواج بعدی‌اش با شکست مواجه شوند.

او که در سال 1994 با همسر اولش ازدواج کرد گفت، ماجرای چندهمسری‌اش از سال 2008 آغاز شد و طی 15 سال اخیر هفت بار دیگر ازدواج کرده و هفت فرزند دارد.

او معتقد است همسر اولش باعث می‌شود همسران بعدی‌اش پا به فرار بگذارند، و او همچنان مجبور است با همسر اولش که بیمار و در منزل مجاور خانه‌اش زندگی می‌کند روزگار بگذراند.

به گفته دلیر، هرچند تلاش کرده از همسران بعدی‌اش به اتهام سرقت پول و طلا و کلاهبرداری در دادگاه شکایت کند، اما به دلیل آنکه اکثر این ازدواج‌ها به شکل غیررسمی انجام گرفته تاکنون راه به جایی نبرده است.

این در حالی است که خانواده‌های همسرانش هم متقابلاً او را به کلاهبرداری در زمان خواستگاری متهم کرده و مادر یکی از آنها به رسانه‌ها گفت: دخترم در زمان ازدواج 17 ساله بود و بعد از رفتن به خانه شوهرش متوجه شد همسر هشتم این مرد است.

از سویی برخی دیگر نیز به دلیل غیرشرعی بودن بیش از چهار همسری تاکید می‌کنند روحانیون باطل بودن ازدوج دختران‌شان را اعلام کرده‌اند.

گفتنی است بر اساس قانون عراق، در صورت ازدواج مرد با همسر دوم بدون کسب اجازه از همسر اولش مجازات می‌شود.

رئیس اتحادیه علمای دین اربیل هم این اقدام مردم مذکور را حرام و غیرجائز شمرد.

خوراکی‌هایی که موهای شما را براق می‌کنند

با این وجود داشتن موهایی درخشان و سالم آرزوی هر فردی است؛ بنابراین قصد داریم ۱۰ روش مفید و ساده برای شادابی و درخشندگی مو را به شما معرفی کنیم، با ما همراه شوید.

اهمیت بیولوژیکی موها

علاوه بر اهمیت مدل و رنگ مو در زیبایی ظاهری افراد، روییدن مو روی سر هدف بیولوژیکی ارزشمندی را نیز دنبال می‌کند و آن نگه‌داشتن گرمای سر و کمک به تنظیم حرارت بدن است.  

درمان‌های خانگی

این راهکارها اگر چه ساده‌اند و در هر زمانی می‌توانید آنها را استفاده کنید ولی فراموش نکنید آنها  موقتی هستند؛ بنابراین اگر موهایتان با مشکل حادی روبه‌رو است حتما قبل از هر کاری با متخصص پوست و مو مشورت کنید.

مقداری جعفری را با دو لیتر آب به مدت ۲۰ دقیقه بجوشانید و بگذارید کمی سرد شود؛ سپس سرتان را با آن بشویید.

نصف لیوان آب لیموی ترش را با دو لیتر آب بجوشانید و بعد از سرد شدن موهایتان را با آن بشویید.

چهار عدد سفیده تخم‌مرغ را خوب هم بزنید و بگذارید روی موها به مدت دو تا سه دقیقه بماند؛ سپس موهایتان را با آب بشویید.  

بعد از استفاده از نرم کننده، موهایتان را با آب سرد آبکشی کنید تا نرم و براق شوند.

خوراکی‌هایی که موهای شما را براق می‌کنند

توصیه‌های تغذیه‌ای

آب کافی بنوشید. ویتامین‌های لازم برای داشتن موهایی زیبا شامل ویتامین‌های گروه A، B و E هستند. ویتامین A برای پوست سر و داشتن موهایی پر پشت مفید است، ویتامین‌های گروه B مقاومت مو را افزایش می‌دهند و ویتامین E به رشد سالم مو کمک می‌کند. بنابراین برای تامین این ویتامین‌ها، در طول روز در برنامه غذایی‌تان از میوه‌ها و سبزیجات تازه استفاده کنید.

مواد معدنی‌ای که برای سلامت مو لازم هستند شامل کلسیم، مس، روی و آهن است. برای تامین این مواد لازم است در برنامه غذایی خود مصرف

فلفل دلمه‌ای سبز یا قرمز، نخود، پنیر چدار، بروکلی، خیار و ماست را فراموش نکنید.

گوشت، شیر و مشتقات آن، لوبیا، عدس و آجیل سرشار از پروتئین هستند. ۹۰ درصد مو از پروتئین تشکیل شده است؛ بنابراین با مصرف این مواد غذایی موهایی مقاوم‌خواهید داشت.

نکات عمومی

شامپویی مناسب برای موهایتان انتخاب کنید. برای این کار ابتدا باید بدانید موهایتان از چه نوعی است زیرا با انتخاب شامپوی نامناسب به موهایتان آسیب می‌رسانید.

استفاده از سشوار و صاف کننده‌های مو را به حداقل برسانید. همچنین در مصرف رنگ مو و مواد شیمیایی آرایشی نیز زیاده‌روی نکنید.

10 روش پس انداز مخصوص خانم های خانه دار

پس‌انداز کردن بهترین نوع برنامه‌ریزی برای آینده است که می‌تواند استقلال مالی ما را رقم بزند.

بسیاری از خانم های خانه‌دار هم دوست دارند پس انداز قابل توجهی برای خود داشته باشند اما نمی دانند چطور پس انداز نموده و مخارج زندگی را کاهش دهند. اگر شما خانم خانه‌دار هم دوست دارید روش پس انداز کردن را یاد بگیرید.

10 روش پس انداز مخصوص خانم های خانه دار

مقداری از پولتان را همان ابتدا پس انداز کنید

یکی از راه های اثر بخش در پس انداز کردن این است که مقداری از پولتان را در همان ابتدا تا جایی که می‌توانید کنار بگذارید. این پول برای شماست و وقتی این پول را کنار گذاشتید باید فرض کنید اصلا وجود ندارد.

این کار سبب می شود از خرج شدن بیهوده پول شما جلوگیری ‌شود و با انجام مداوم اینکار و مشاهده افزایش موجودی پس‌انداز، انگیزه شما برای پس‌انداز بیشتر افزایش ‌یابد. مهم نیست چقدر پس انداز کنید، از هر مبلغی که به دست می‌آورید، اندکی را پس انداز کنید.

با برنامه غذا درست کنید

اگر می خواهید پول کمتری خرج کنید و بیشتر پس انداز نمایید، اول هفته مواد غذایی موجود در خانه را بنویسید و سعی کنید با مواد غذایی موجود در خانه غذا بپزید.

الگوی پس انداز خود را بیابید

روش های مختلفی برای پس انداز وجود دارد، شما می توانید پولتان را قلک بخرید و یا حساب پس انداز باز کنید خرید طلا هم پس اندازی با سود محسوب می شود.

خرید کلی را اول ماه انجام دهید

شما می توانید خرید یک ماه را به صورت عمده از فروشگاه های دارای تخفیف انجام دهید. خرید عمده به صرفه‌تر از خرید کوچک است. علاوه بر این هر روز کالاها گران می‌شود.

بیرون از خانه غذا نخورید

بیش از حد در بیرون از خانه و در رستوران غذا نخورید زیرا باید هزینه زیادی را بپردازید. غذاهای خانگی خوشمزه تر و کم ضرر تر هستند پس از تهیه غذای خانگی غافل نشوید.

قرعه کشی خانگی نام نویسی کنید

صندوق وام خانگی نه ضامن می‌خواهد و نه آشنایی با رئیس بانک و بهره پرداختی آن صفر است. تنها کافی است چندین نفر از افراد که مورد اعتماد همدیگر هستند دور هم جمع شوند و تصمیم بگیرند ساز و کاری برای تشکیل یک صندوق قرض‌الحسنه خانگی طرح‌ریزی کنید تا پولتان پس انداز شود.

پول نقد نگه ندارید

اگر می خواهید کنترل خرج‌هایتان از دست‌تان خارج نشود و پول‌های زیادی را هدر ندهید، اولین و ساده‌ترین راهکار این است که به اندازه نیاز هر روزتان پول حمل کنید.

از خرید غیرضروری انصراف دهید

هزینه های زندگی را کاهش بدهید اما خود را از ضروریات محروم نسازید، بلکه خرید غیر ضروری نداشته باشید و از تجملات و هر چیزی که به آن نیاز ندارید بکاهید تا پس انداز بیشتری داشته باشید.

تنها خرید کنید

اگر می خواهید پس انداز داشته باشید تنهایی به خرید بروید زیرا همراه بردن بچه‌ها، دوستانی که به خرید علاقه دارند، ممکن است باعث شود پول اضافه خرج کنید.

برای خرید سقف بگذارید

قاعده و قانون خاصی برای هر نوع خرید از لباس و تفریح گرفته تا مسافرت رفتن خود تعریف کنید. اگر جزو ولخرج ها هستید و نیاز به کنترل دقیق دارید، این کار به پس انداز بیشتر شما کمک می کند.