خراسان/ از ما خواسته بودید در صفحه مثبت 60 بنویسیم چرا بسیاری از سالمندان کشورمان با افزایش سن، بهویژه از 70 سالگی به بعد، دیگر حوصله دورهمی و تفریح را ندارند ، آیا این موضوع طبیعی است؟
وجه مثبتی که ارزش دیدن دارد
دیدن توجه و دقت نظر یک نفر به آدمهای اطراف، وجه مثبتی است که درست نیست بدون پرداختن به آن، در باره بیحوصلگی سالمندان صحبت کنیم. این توجه به اطرافیان میتواند منشأ اتفاقات مثبتی باشد؛ چه این که فرد، درست مانند این مخاطب صفحه که پیام داده بودند، تصمیم میگیرد در باره مسئله اطلاعات بیشتری کسب کند و چه این که ممکن است بعد از کسب اطلاعات تلاش کند تا جایی که میتواند تغییری در وضعیت موجود ایجاد کند.
بیحوصلگی سالمندان واقعی است
متاسفانه باید گفت بیحوصلگی سالمندان موضوعی واقعی است. این مسئله دلایل متعددی دارد اما به عنوان یک نمونه در نظر داشته باشید که در یکی از آخرین مقالات در حوزه افسردگی سالمندان که در نشریه Iranian Journal of Psychiatry وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران و به زبان انگلیسی در سال 2018 منتشر شده است، مشخص شد نزدیک به نیمی از سالمندان ایرانی از افسردگی رنج میبرند. در این مقاله که از نوع مروری بود، نویسندگان 26 مطالعه مختلف را که در ایران انجام شده بود بررسی کردند. در نهایت مشخص شد شیوع افسردگی در جمعیت سالمند در ایران نزدیک به 43درصد است. نکته قابل تامل آن که این نتیجهگیری بر اساس مطالعات انجام شده پیش از شیوع کرونا بوده است. شاید اگر این روزها مطالعاتی در این زمینه انجام شود، میزان شیوع افسردگی بالاتر هم باشد.
حالا ما چه کنیم؟
در زمینه افسردگی سالمندان هر یک از ما میتوانیم به نکاتی توجه داشته باشیم تا بتوانیم تا حدی از بروز افسردگی و شدت آن پیشگیری کنیم. مواردی چون:
داشتن تحرک و ورزش روزانه
گنجاندن سبزیجات، میوه و غلات کامل در تغذیه روزانه
توجه به خواب باکیفیت برای 7 تا 9 ساعت در شبانهروز
حفظ و تقویت رابطه با اقوام و دوستان
تلاش برای انجام فعالیتهای مورد علاقه
البته یادتان باشد تا وقتی سیاستگذاریهای کافی در زمینه حمایت از سالمندان نداشته باشیم، متاسفانه نمیتوان امید به بهبود چشمگیر وضعیت داشت. با توجه به این نکته مطالبه از مسئولان برای حمایت بهتر از سالمندان را هم باید همه ما جدی بگیریم.
نویسنده : نرگس عزیزی |کارشناس ارشد مشاوره
عکاس : میثم دهقانی
چرا برخی به مرگ عزیزان خود راضی میشوند؟
بیا نی نی/ قتل، معضلی است که پیامدهای منفی آن می تواند آثار جبران ناپذیری را در جامعه به جای بگذارد. در این سال ها به ویژه یک سال اخیر, شاهد بروز اتفاقاتی هستیم که پیش از این هم در جامعه رخ داده بود و نمی توان با قاطعیت گفت که به دلیل جامعه امروزی, این رویدادها در حال وقوع است امّا تفاوت چنین اتفاقات تلخ امروزی با گذشته در این است که در آن سال ها به دلیل نبود فضای مجازی, اطلاع رسانی به مثابه امروز نبوده و در نتیجه نشر اخبار به سرعت برق و باد انجام نمی گرفته است. به طور مثال؛ در آن زمان هم قتل, خودکشی, سرقت و آسیب های اجتماعی وجود داشت امّا اغلب اوقات, این اتفاقات در خانواده ها می ماند و هیچ گاه عنوان نمی شد امّا در حال حاضر، به خاطر فضای ارتباط جمعی، اطلاعرسانی, بیشتر از قبل اتفاق میافتد و ما از این مسائل مطلع میشویم و این بدان معنا نیست که چنین اتفاقاتی بیشتر شده باشد.
راحیل شمسایی, روانشناس در گفت و گو با بیا نی نی جوان، در رابطه با چرایی بروز قتل های خانوادگی بالاخص قتل بابک خرمدین و آسیب ها و پیامدهای منفی آن در جامعه اظهار کرد: یکی از معضلات جامعه امروز این است که انسان ها حتی در خانه و میان اعضای خانواده خود, آنقدر فشار و حرف های نگفته وجود دارد که تا جایی پیش می رود که زندگی های بسیاری به خاطر وجود همین خلاها از هم می پاشد و اینجاست که نقش مشاور و روانشناس پررنگ تر از همیشه می شود.

وی بیان کرد: همه ما به عنوان عضوی از خانواده و جامعه مان باید در خصوص این موضوع آگاه باشیم که اگر در روابطمان چه با والدین, چه با همسر, فرزند, همکار و…مشکلی وجود دارد، آگاهانه آن را برطرف کنیم و برای این منظور از روانشناس و مشاور استفاده کنیم و نگذاریم که اینقدر این مشکلات تلنبار شوند که به شکل یک خشم بزرگ درآیند، چراکه اگر این خشم بروز کند منجر به اتفاق های سخت و ناگواری می شود که پس از آن, پشیمانی دیگر فایده ای ندارد و سوال این است که چرا باید رابطه ها به جایی برسد که راضی به مرگ عزیزانمان شویم؟
وی با اشاره به راهکارهایی مبنی بر کاهش بروز چنین حوادث و آسیب های اجتماعی تصریح کرد: اولین و اصلیترین راهکار برای جلوگیری از بروز چنین حوادثی این است که ما یاد بگیریم با گفتوگو کردن، مسائل را حل کنیم و نباید بگذاریم مشکلاتمان سر جای خود باقی بمانند، چراکه در گذشته به دلیل مسائل پدرسالاری و مادرسالاری گفتمان شکل نمیگرفت امّا الان به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعی و فضای مجازی, گفتوگو در میان اعضای خانواده کم شده است.
شمسایی تأکید کرد: فرهنگ گفتوگو کردن باید در جامعه جا بیفتد تا اعضای خانواده یاد بگیرند که اگر مشکلی دارند، آن مشکل را حل کنند، ولی متأسفانه خانوادهها یاد گرفتهاند به جای گفتوگو کردن، از یکدیگر فاصله بگیرند و با هم روبرو نشوند تا اصطکاکی بین دو فرد ایجاد نشود.
این روانشناس در خصوص یادگیری تعامل و صحبت کردن اعضای خانواده با یکدیگر گفت: اولین بستری که برای این مسئله لازم است، فرهنگ سازی گفتوگو کردن است و حتی یک روانشناس هم تا حدی می تواند بر جامعه آماری بالا تاثیر بگذارد و بخش عمده ای روی دوش خانواده هاست و حتی اگر یک روانشناس و مشاور هم بتوانند در فضای مجازی و حقیقی تاثیرگذار باشند حداکثر می توانند روی ۴ تا ۵ میلیون نفر اثرگذار باشند، این در حالی است که کشور ما ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد.
وی با تأکید بر اینکه این حرکت یک جنبش همگانی است، ادامه داد: هر کدام از ما در جایگاهی که هستیم باید برای آموزش این مسئله تلاش کنیم و وقتی که چیزی را نمیدانیم، باید از یکدیگر کمک بگیریم و هنگامی که با مشکلی هم برخورد میکنیم، برای برطرف کردن آن به متخصص مراجعه کنیم، اما رابطه ما با اطرافیانمان به هم میخورد، خودمان همه چیز را میدانیم و دچار سندروم همهچیزدانی میشویم و برای حل مشکل اقدام نمیکنیم.
شمسایی افزود: ما توصیه میکنیم خانوادهها برای مشکلات ارتباطی خود به روانشناس مراجعه کنند، زیرا حالا مشاهده میکنیم که برخی از افراد به خاطر این مشکلات جان خود یا جان عزیزانشان را میگیرند و اقدام نکردن خانوادهها برای حل مشکل کمتر از خودکشی و دگرکشی نیست.
این روانشناس در پایان خاطرنشان کرد: این مسائل, امنیت و اعتماد را در جامعه خدشهدار می کند؛ به طوری که بسیاری از نوجوانان و جوانان از این ترس دارند که توسط پدر و مادر خود کشته شوند و این مشکلات باید از ریشه حل شود.
چطور استرس کودکان از آموزش آنلاین را کم کنیم؟
بیا نی نی/ شیوع کرونا باعث تعطیلات اجباری مدارس شد و سبب گردید تا دانشآموزان از روش فضای مجازی سال تحصیلی را به آخر برسانند. اضطراب کودکان در مورد آموزش آنلاین تا اندازه ای عادی است، چون کودکان به این شیوه جدید یادگیری عادت ندارند و نگرانی والدین هم می تواند در کودکان اثرگذار باشد. به علت استرس، نقش والدین در این بین خیلی مهم است.
در این وضعیت والدین می توانند با استفاده از نکات زیر به کودک کمک کنند تا با استرس های آموزش آنلاین کنار بیاید:
کمک کردن به کنار آمدن کودکان با استرس های آموزش آنلاین
ترس و نگرانی خود را به فرزندتان منتقل نکنید
در بیشتر موارد کودک هیچ ترس و نگرانی از رفتن به مدرسه با رعایت پروتکل بهداشتی و آموزش مجازی را ندارد ولی ترس و اضطراب والدین سبب میشود کودک فکر کند سال تحصیلی دشواری را پیش رو دارد.
یکی از نکات مهمی که والدین باید به آن دقت داشته باشند این است که در حضور کودک، چیزی از دشواریها و مشکلات درس خواندن با روش فضای مجازی نگویند و با استفاده از شیوه هایی که گفته می شود، کودک را برای روبرو شدن با شرایط جدید آماده کرده و با کمک و راهنماییهایشان او را تشویق به درس خواندن در چنین شرایطی کنند.
با فرزند خود با محبت رفتار کنید
پدر و مادر باید با کودک مهربان بوده و آنها را درک کنند تا با این شیوه آموزش سازگار شوند. نکته دیگری که به والدین سفارش میکنیم، در شرایط آموزش اکنون رعایت کنند این است که به هیچ وجه کودکتان را به خاطر یادنگرفتن سرزنش نکنید بلکه با شیوه های دیگر مانند گرفتن معلم خصوصی مشکل عدم یادگیری وی را رفع کرده و یا چنانچه کودکتان در موضوع خاصی مشکل دارد میتوانید آن را یادداشت کرده و شخصا از معلم کودکتان بپرسید تا مجددا برای کودکتان توضیح دهد.
عامل های حواس پرتی را از بچه دور کنید
هر چیزی که سبب حواس پرتی بچه می شود را برطرف کنید؛ از باز بودن پنجره و گرم بودن بیش از اندازه اتاق گرفته تا هر چیز دیگری که می تواند تمرکز وی را کنند.
بهتر است از فرزندتان بپرسید و ببینید دوست دارد در کدام مکان آموزش آنلاین را آغاز کند؛ اتاق خواب یا پذیرایی، پشت میز یا روی زمین، حتی بعضی اوقات بودن والدین در کنار کودک می تواند سبب استرس و عدم یادگیری وی شود؛ در این شرایط توصیه می کنیم والدین تا حد ممکن از دور به کودک نظارت داشته و زمان تدریس کنار او ننشینند تا احساس ترس و خجالت بر او غلبه نکند. چگونه اضطراب ناشی از آموزشهای مجازی را در کودکان کاهش دهیم

به کودک استراحت دهید
آغاز سال تحصیلی به معنی تعطیل شدن بازی و تفریح پچه نیست. بچهها در کنار درس خواندن، احتیاج به استراحت دارند و والدین باید درعینحال که شرایط را برای آموزش مجازی آماده میکنند، به همان ترتیب به احتیاجات و خواستههای کودک دقت کرده و به آنها گوش کند.
چنانچه بچه ها مثل وقتی که به مدرسه میرفتند نظم و ترتیبشان حفظ شود، بهترین بازدهی را خواهند داشت. پس، کلاس مجازی را درست مانند یک کلاس حقیقی در نظر بگیرید و در موقع استراحت اجازه دهید کودک خوراکی بخورد و بازی کند تا برای آغاز ساعت دوم کلاس و یا انجام تکالیف آماده شود.
به بچه ها اجازه دهید از روش تماس تصویری با دوستانش ارتباط برقرار کند
یکی دیگر از عوامل استرس، دور شدن کودک از همکلاسیها است. کودک در این فضای آموزشی حس میکند از تفریح و ارتباط با دوستانش دور شده است. گرچه امکان دارد دیدن حضوری کودک با دوستانش پرخطر باشد ولی میتوانید به کودک اجازه دهید تا به صورت آنلاین با آنها گفتگو کند. تماس تصویری غالبا بهترین وسیله برای برقراری ارتباط و راهی عالی برای گذراندن وقت های اجتماعی، بدون خطر انداختن خود و دیگران است.
گفتگوی آزاد داشته باشید
کودک خود را تشویق کنید تا حس های خود را بروز دهد. صبور باشید و او را درک کنید چون فرزندتان امکان دارد عکس العمل های گوناگونی نسبت به استرس داشته باشد. وی را تشویق کنید تا درباره مسئله ای که سبب استرس اش شده حرف بزند و تلاش کنید بدون واکنش منفی، با دلگرمی دادن به وی نگرانی هایش را رفع کنید؛ به طور مثال چنانچه کودکتان می گوید: می ترسم نمره ام پایین شود، در پاسخ به او بگویید: من می دانم که تو درس هایت را خوب متوجه می شوی حتی اگر نمره ات پایین باشد.
یا چناچه کودک تان استرس شیوه یادگیری در فضای مجازی را دارد، به جای دعوا، تحقیر وسرزنش کردن، وی را راهنمایی کنید که کلاس مجازی را درست مانند کلاس حضوری در نظر بگیرد، خوب به صحبت های معلم گوش کند و چنانچه جایی عقب افتاد یا چیزی را متوجه نشد، بدون خجالت بپرسید.

از فواید آموزش آنلاین برای کودکتان بگویید
بازگو کردن فواید این شیوه آموزشی میتواند به کودکان کمک کند تا با استرس به وجود آمده از آموزش آنلاین کنار بیایند. برای کاهش استرس کودک میتوانید به وی بگویید که: «در آموزش آنلاین برعکس آموزش حضوری امکان ضبط تدریس معلم وجود دارد؛ پس چنانچه جایی از درس را متوجه نشدی میتوانیم بعد از کلاس، دوباره ویدیو را با هم ببینیم و اشکال را برطرف کنیم. همینطور در این شیوه تو میتوانی اشکالات و سؤالاتت را بنویسی و برای معلمت بفرستی تا به سؤالت جواب دهد.»
همینطور مدت زمان کوتاه، آزادی، انعطافپذیری و عدم رفتوآمد به مدرسه در سرما و گرما و ترافیک از دیگر فواید کلاس آنلاین است که میتوانید برای کودکتان توضیح دهید
پیری جمعیت و زنانه شدن سالمندی در ایران
شهربانو/ با بهبود شاخصهای سلامت و بهداشت، نرخ جمعیت و امید به زندگی چهره مثبتی به جامعه نشان داد. این مسئله در ارتباط با زنان، با توجه به کاهش نرخ مرگ و میر نوزادان و مادران باردار، به طور معناداری تغییر کرد. اگرچه شاخصهای امید به زندگی در میان زنان عدد بزرگتری را در مقایسه با مردان نشان میدهد، این امر وجه دیگری دارد که از آن با عنوان «زنانه شدن سالمندی» یاد میشود. زنانه شدن سالمندی به افزایش تعداد زنان سالمند در مقایسه با مردان اشاره میکند که مطابق آخرین آمار کشوری، بیش از 51 درصد از سالمندان را زنان تشکیل دادهاند و پیشبینیها نشان میدهد با گذشت زمان سهم زنان بیشتر از مردان خواهد بود. آمارها میگوید هرچند زنان بیش از مردان به دوران سالمندی میرسند، در مقایسه با آنها دوران سالمندی سختتری را میگذرانند و در این دوران به دلیل سیر فیزیولوژیک جسمیشان، آسیبپذیرتر و زودرنجتر از مردان هستند. نکته مهم دیگر در ارتباط با افزایش آهنگ رشد سالمندی در کشور است. گزارشهای جهانی حکایت از آن دارد که افزایش جمعیت سالمندان در کشورهای پیشرفته طی 100 تا 200 سال اتفاق افتاده است، درحالیکه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران این مسیر طی 30 تا 40 سال رخ میدهد. سرعت آهنگ رشد سالمندی همراه با پدیده زنانه شدن سالمندی، الزامات مقتضی و جدیدی پیش روی جامعه و سیاستگذاران میگذارد.
یکی از مهمترین پیامدهای زنانه شدن سالمندی توجه به ارائه خدمات بهداشتی و فیزیکی است. اگرچه سالمندی به معنای بیماری نیست، بیشتر سالمندان متأثر از آسیبها و دردهای رایج و مربوط به این دوران هستند. این در حالی است که آسیبپذیری جسمی و فیزیکی زنان بیش از مردان است. زنان حدود ۴۳ و مردان ۳۹ درصد از بیماریهای رایج در دوران سالمندی رنج میبرند. این مسئله در میان زنان به ایجاد نوعی درماندگی منجر میشود که نشئتگرفته از نبود سازماندهی مسائل درمانی و بهداشتی سالمندان بهویژه درباره زنانی است که بهتنهایی زندگی میکنند. رنج و آسیبهای جسمانی در دوران سالمندی برای زنان همراه با آسیبهای روحی متأثر از طردشدگی اجتماعی دوچندان میشود. در نتیجه هستهای شدن خانواده، کاهش تعداد فرزندان و همچنین رشد فردگرایی، زنان سالمند از منزلت و اعتباری که مادربزرگان در خانوادههای سنتی برخوردار بودند تقریبا بیبهرهاند. آشنا نبودن آنها با فناوریهای جدید و ساز و کار اداره امور فردی و اجتماعی سبب شده است زنان سالمند نهتنها در اجتماع بلکه حتی در خانوادههای خود به حاشیه رانده شوند. آسیبهای روحی و عاطفی زنان سالمند در عرصه خصوصی در نتیجه وابستگیهای اقتصادی و حمایتی آنها به فرزندانشان دوچندان میشود. واقعیت این است که زنان چه در نقش همسر چه در جایگاه مادر در دوران سالمندی دارای نقش تبعی و فرعی هستند. این وابستگی که به ایجاد احساس تابعیت مضاعف منجر میشود، خود، به نوعی کاهنده منزلت و جایگاه اجتماعی آنان است. به علاوه، به علت نابرابریهای موجود در میزان اشتغال، مالکیت داراییها و کنترل پسانداز و اداره امور مالی، سالمندی برای زنان مشکلات اقتصادی بیشماری به همراه دارد که متعاقب آن، نبود پشتوانه مالی به ناتوانی در مدیریت زندگی و احساس «غیرمولد» و «باری بر دوش دیگران بودن» را برای آنان ایجاد میکند.
با ایـــن همــــه، باید در نظر داشت سالخوردگی جمعیت در واقع یک موفقیت بهداشتی است زیرا نشاندهنده بهبود شاخصهای سلامت است اما تنها در صورت نبود برنامهریزی مناسب، به چالشی بزرگ تبدیل خواهد شد. این مسئله در ارتباط با زنان و جایگاه آنها در جامعه ایرانی توجهی مضاعف از سوی خانوادهها و همچنین دستاندرکاران مدیریت شهری میطلبد. پوششدهی به برخی نیازهای جسمی و روحی سالمندان بهویژه در بهروهوری از خدمات رفاهی و تفریحی از طریق نهادهایی همچون شهرداریها و سراهای محله امکانپذیر است. ساماندهی به وضعیت زنان سالمند به عنوان سرمایههای اجتماعی نیازمند برنامهای هدفمند و چشماندازی غنی است. انتظار میرود در کنار تشویق خانوادهها به فرزندآوری، بازاندیشی درباره جایگاه سالمندان در خانوادهها و توجه به وضعیت آنها نیز در دستور کار قرار گیرد.
دکتر محدثه جزایی – دبیر انجمن علوم سیاسی شعبه خراسان
سیاستهای تشویقی در دنیا و سیاستهای تنبیهی ما!
جوان آنلاین/ چند سال میشود بسیاری از کشورهای دنیا نگاه مثبتی به افزایش جمعیت دارند و بر همین اساس هم سیاستگذاریهایشان را به سمت و سوی سیاستهای تشویقی افزایش جمعیت پیش بردهاند. کشورهای اروپایی با نرخ رشد جمعیت منفی در رأس کشورهایی هستند که برای تغییر در سیمای جمعیتیشان اقدام کردهاند و تسهیلات متعددی را برای خانوادههایی که اقدام به بچهدار شدن میکنند در نظر میگیرند.
این مشوقهای جمعیتی شامل در نظر گرفتن تسهیلات شغلی و مرخصیهای طولانی مدت برای مادران و همچنین پرداخت کمک هزینههای قابل توجه برای خانوادههاست. در ایران، اما هنوز موانع فرزندآوری و حتی بالاتر از آن موانع ازدواج از پیش پای جوانان برداشته نشده و دولت نشان داده نه فقط برای این موضوع برنامهای ندارد بلکه چندان باوری هم به مسئله افزایش جمعیت و تسهیل ازدواج ندارد. به همین خاطر هم هست که هر از گاهی با اخبار و اقداماتی از سوی دولت مواجه میشویم که با سیاستهای تشویقی جمعیت یا ازدواج در تقابل است. این در حالی است که ۶۵ درصد کشورهای غربی سیاستهای حمایتی از فرزندآوری را دنبال میکنند. به طور مثال دولت فرانسه ۸۳ میلیارد یورو، یعنی حدود پنج درصد تولید ناخالص ملی کشور را صرف حمایت از فرزندآوری میکند. این میزان هزینه به نوبه خود بالاترین رقم در سطح اروپاست.
زنان فرانسوی، ۱۶ هفته مرخصی زایمان دارند که از شش هفته پیش از تولد کودکانشان آغاز میشود. جالب این است که سیستم فرانسه، داشتن فرزند بیشتر را با افزایش قابل ملاحظه مزایا برای فرزند سوم نیز تشویق میکند.
در آلمان آنگلا مرکل صدر اعظم این کشور پیشنهاد داده برای مادرهایی که در خانه مراقب بچههای خود هستند حقوق هزار و ۸۰۰ یورویی در نظر گرفته شود. از دیگر اقدامات دولت آلمان، کمک مالی به پدران و مادران شاغلی است که به دلیل تولد فرزند خود یا مرخصی به واسطه نگهداری از فرزند، دستمزدی دریافت نکردند. بدین منظور دو سوم تا صد درصد حقوق این افراد به آنها پرداخت میشود. همچنین اگر یکی از والدین در مرخصی باقی باشد، تا ۱۲ ماه میتواند به صورت فوق در مرخصی باقی بماند، با ضمانت این مسئله که بعد از ۱۲ ماه به همان شغل قبلی خود بازمیگردد و اگر هر دو والدین در مرخصی باشند تا ۱۴ ماه میتوانند این گونه درکنار خانواده خود حضور داشته باشند.
روسیه هم چند سالی میشود تسهیلات تشویقی متعددی را برای فرزندآوری خانوادهها در نظر گرفته است. بر اساس قوانین این کشور، خانوادههایی با سطح درآمد پایین به ازای فرزند اول تا ۱۸ ماهگی کودک کمک معیشتی دریافت میکنند.
این تسهیلات به منظور افزایش شمار فرزندان بیشتر میشود به طوری که فرزندان دوم خانواده به مدت ۱۰ سال یارانه یا کمک معیشتی دریافت میکنند.
طرح دیگر دولت روسیه برای تسهیل شرایط فرزندآوری اعطای وام مسکن به خانوادهها است. بر اساس این طرح، آوردن فرزند دوم و سوم منجر به پرداخت وام مسکن با سود بسیار پایین به خانوارها میشود. مدت بازپرداخت این وام به ازای فرزند دوم، سه سال و به ازای فرزند سوم پنج سال خواهد بود.
سال گذشته هم رسانههای روسی اعلام کردند ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه به هر خانوادهای که در سال جاری میلادی صاحب فرزند شود ۴۶۶ هزار و ۶۱۷ روبل معادل حدود ۷۶۰۰ دلار هدیه خواهد داد.
رئیسجمهور روسیه قول داد در صورت تولد فرزند دوم در همین سال این خانواده ۱۵۰ هزار روبل (۲۴۰۰ دلار) دیگر هم دریافت میکند.
حتی چین هم چند سالی میشود از رویکرد سختگیرانه تکفرزندی بازگشته است. این کشور از سال ۲۰۱۶ سیاست تکفرزندی را لغو کرد و به سیاستهای تشویقی رو آورد. در برخی شهرهای این کشور خانوادهها به ازای تولد فرزند دوم ماهانه یارانه مشخصی دریافت میکنند به علاوه تا سن سه سالگی نیز به کودکان یارانه شیر پرداخت میشود.
ارائه تسهیلات تحصیلی به فرزندان دوم خانوادهها، کمکهای مالی و رفاهی، اجرای معافیتهای مالیاتی و تسهیل شرایط زایمان کمهزینه برای مادران از جمله دیگر مشوقهای دولت چین برای افزایش جمعیت بوده است.
در ایران، اما مشوقهای ازدواج و فرزندآوری تنها روی کاغذ نوشته شده و حتی مواردی همچون افزایش مرخصی زایمان بانوان شاغل هم هنوز در اجرا لنگ میزند و تنها زنانی موفق به استفاده از این مزیت قانونی میشوند که کفش آهنین به پا کرده و به دیوان عدالت اداری شکایت کنند! این در حالی است که تغییر در سیاستهایی نظیر جمعیت از یک سو و ضرورت توجه بیشتر به مسئله تشکیل خانواده از سوی دیگر موضوعاتی هستند که در کنار فرهنگسازی نیازمند مشوقهای اقتصادی و اجتماعی هستند.