فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد که من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم؛ لذا اين احتمال وجود دارد که برخي اوقات تحمل خامي‌ها، بي‌تجربگي‌ها و کندي همسرش را در باره مسايل زندگي نداشته باشد. تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است، پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نيز چنين باشد، مگر اينکه واقعاً شرايط ديگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از اين مسأله صرف‌نظر کرد و همسري با سن مساوي برگزيد. به نقل از فارس، ازدواج و تشکيل خانواده يکي از موضوعات حساس‌، مهم و سرنوشت‌ساز دوران زندگي است؛ چنين تصميمي نيازمند آگاهي، دقت، هوشياري و مشورت با افراد با تجربه است؛ چرا که غفلت، بي‌توجهي، بي‌دقتي و اشتباه در اين زمينه يک عمر پشيماني و درد و رنج توانفرسا را به دنبال خواهد داشت.

ازدواج نبايد بر پايه احساسات، عوامل سطحي و زودگذر، بلکه بر پايه‌ها و معيارهاي عقلاني و منطقي بنا و استوار شود. در نظر گرفتن معيارهاي صحيح براي انتخاب همسر و ازدواج، ضامن ثبات و استحکام اين بناي مقدس است. تحقيقات نشان مي‌دهد؛ مشکلات بسياري از خانواده‌ها و حتي اختلافاتي که منجر به طلاق مي‌شود، ريشه در انتخاب نادرست و تصميم نسنجيده آن‌ها براي ازدواج دارد. با توجه به اين مسأله، اين سؤال مطرح مي‌شود که رعايت تناسب سني در امر خطير انتخاب همسر چقدر مي‌تواند به سهم خود در استحکام و ماندگاري اين بناي مقدس مؤثر واقع شود؟

واحد شبهه‌شناسي مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم در يادداشتي اينچنين پاسخ مي‌دهد:

انتخاب همسر، يکي از مهمترين و سرنوشت ساز‌ترين انتخاب زندگي هر فرد است. براي انتخاب همسر بايد دو دسته معيار را مدنظر قرار داد؛

معيارهاي اصلي نظير ايمان و تدين، اخلاق نيک، شرافت و نجابت خانوادگي، سلامت جسمي و رواني.

معيارهاي فرعي و ترجيحي مانند تناسب در زيبايي، تناسب سني، تناسب تحصيلي، تناسب جسمي و جنسي، تناسب اقصادي، تناسب فرهنگي- اجتماعي و هماهنگي روان‌شناختي. تناسب سني نيز يکي از ملاک‌هاي فرعي و ترجيحي است که رعايت آن موجب تفاهم عاطفي، روحي، فکري، اجتماعي و جنسي بيشتر مي‌شود و اختلاف سني ممکن است باعث عدم درک و تفاهم، بازي کردن نقش والد/کودک، احساس ضعف و حقارت، ناهماهنگي در ارضاي نيازهاي عاطفي و جنسي و مانند آن شود.

مقدمه ازدواج

پيوند بين دو انسان و دو خانواده است که اجزاء اصلي و اساسي آن زن و مرد است و هر قدر بين اين اجزاء و عناصر هماهنگي، تناسب و سنخيت بيشتري باشد، آن پيوند استوارتر، مستحکم‌تر، پرثمرتر و لذت بخش‌تر خواهد شد. علم و تجربه گوياي آن است که علت اساسي بيشتر ناهنجاري‌ها و ناسازگاري‌هاي زندگي زناشويي، عدم تناسب و ناهماهنگي بين زن و شوهر است. بنابراين، شناخت اموري که موجب هماهنگي و تناسب بين زوجين است، ضروري و لازم است. يکي از اموري که در آن هماهنگي و تناسب لازم است سن زوجين است.

تناسب سني در ازدواج در انتخاب همسر دو دسته معيار را بايد مد نظر قرار داد:

الف) معيارهاي اصلي و کليدي؛ معيارهاي اصلي، آن دسته از ملاک‌هايي هستند که وجود شان براي يک زندگي موفق و رسيدن به کمال حتما لازم است و اين معيارها عبارتند از: دينداي، اخلاق حسنه، تدين، نجابت و اصالت خانوادگي و سلامت جسمي و رواني.

ب) معيارهاي و فرعي و ترجيحي: نظير تناسب سن، تناسب در زيبايي، تناسب تحصيلي، تناسب فرهنگي، تناسب اقتصادي و… . پس تناسب سني نيز يکي از ملاک‌هايي است که به سهم خود موجب کمال و موفقيت ازدواج مي‌شود، تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است. پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نيز چنين باشد. مگر اينکه واقعاً شرايط ديگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از اين مسأله صرف‌نظر کرد و همسري با سن مساوي برگزيد؛ ولي به هر حال تفاوت سني نکته‌اي حائز اهميت است.

آثار و پيامدهاي مثبت تناسب سني تناسب سني بين زن و شوهر

موجب تفاهم عاطفي، روحي، فکري، اجتماعي و جنسي بيشتر مي‌شود. همديگر را بهتر درک خواهند کرد و در نتيجه در زندگي زناشويي کمتر دچار اختلاف و مشکل خواهند شد. تناسب سني موجب تناسب بيشتر در توانايي‌هاي جسمي خواهد بود و اين امر باعث مي‌شود که توقع بيش از حد از همديگر در مورد فعاليت هاي جسمي نداشته باشند.

معمولاً افراد مسن‌تر قابليت انعطاف‌پذيري کمتري دارند. وقتي که دو نفر جوان با تفاوت سنّي کمتر ازدواج مي‌کنند براي دست يافتن به سازگاري تلاش مي‌کنند؛ به نظر همديگر توجه مي‌‌کنند و خود را طوري تطبيق مي‌دهند که مورد پسند ديگري واقع شوند و بدين ترتيب رضايت طرف مقابل را جلب کنند، حال آنکه با افزايش سن، انعطاف‌پذيري انسان کاهش مي‌يابد و همين امر ممکن است باعث اختلاف و ناسازگاري در زندگي مشترک شود. تناسب سني باعث شود از همديگر رو در بايستي نداشته باشند و مشکلات و خواسته‌هاي خود را راحت‌تر به همديگر منتقل کنند، اگر فاصله سنّي زياد باشد شخص بزرگتر بايد براي جذب فرد کوچکتر امتيازات زيادي بدهد و اين براي شخص بزرگتر هميشه ميسّر نيست و ممکن است باعث اختلاف شود، ولي اگر فاصله کم باشد ديگر لزومي ندارد شخص بزرگتر امتياز دهد.

آثار و پيامدهاي منفي ناهمگوني سني

عدم درک مطلوب يکديگر فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد که من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم؛ لذا اين احتمال وجود دارد که برخي اوقات تحمل خامي‌ها، بي‌تجربگي‌ها و کندي همسرش را در باره مسايل زندگي نداشته باشد. در واقع ممکن است شاهد باشد که همسرش با مسايلي دست به گريبان است، که او مدت‌ها پيش آن‌ها را پشت سر گذاشته است، و از اين وضعيت خسته شود. ممکن است اين واقعيت يا احساس زمينه‌اي فراهم کند که اين شخص ارزش لازم را به مسائل و نظريات فرد کوچک‌تر ندهد و همين مسأله زمينه عدم تفاهم و در نهايت بروز اختلافات خانوادگي را فراهم ‌آورد.

بازي کردن نقش والد

فرد بزرگتر چون تجارب بيشتري نسبت به فرد کوچک‌تر دارد، ممکن است براي همسر خود نقش والد را بازي کرده و او را امر و نهي و پند و اندرز دهد و با او مانند کودک رفتار کند. اين گونه ارتباط به مرور زمان باعث خشم و انزجار طرف مقابل و در نتيجه باعث اختلاف مي‌شود. بازي کردن نقش کودک فرد کوچک‌تر ممکن است براي همسر خود نقش کودک را بازي کند، به نصيحت‌هاي او گوش دهد و از همسرش بخواهد که به او بگويد چه بکند و چه نکند و در نتيجه مانع رشد و خلاقيت و شکوفايي‌اش شود. احساس ضعف و حقارت فرد کوچک‌تر ممکن است به همسر خود به عنوان يک الگو و آموزگار نگاه کرده و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کند.

ناهماهنگي در ارضاي نيازها

يکي از اهداف ازدواج ارضاي نيازهاي عاطفي و جنسي است. عواطف و احساسات و نحوه ارضاي آنها در سنين مختلف متفاوت است. اگر هماهنگي عاطفي بين زن و شوهر وجود نداشته باشد، آن‌ها نمي‌توانند همديگر را از نظر عاطفي ارضا کنند. اگر زن حدود 10 سال از مرد بزرگ‌تر باشد، به طور طبيعي اميال جنسي او نسبت به مرد 24 ساله کمتر است و احتمال اختلاف نظر و عدم ارضاي جنسي مرد و بي‌ميلي زن وجود دارد و يا شايد نتواند نيازهاي عاطفي يک مرد 24 ساله را آن‌ چنان که نياز دارد، برطرف کند. عدم تناسب در توانايي‌هاي جسمي به مرور زمان و بالا رفتن سن توانايي‌هاي انسان تحليل مي‌رود و يک زن 28 ساله با توجه به مشکلات زنان مثل زايمان و… به لحاظ جسمي متناسب با يک جوان 24 ساله با نشاط و طراوت نيست و با گذشت چند سال از زندگي آثار پيري در زن ظاهر مي‌شود و ممکن است موجبات نارضايتي مرد را فراهم ‌کند؛

همچنين سن بارداري به تعويق افتاده و فرد به زودي توان بارداري مطلوب را از دست مي‌دهد. احساس پشيماني پس از وقوع ازدواج و بروز مشکلات يکي پس از ديگري و علاوه بر آن طعنه‌هاي اطرافيان که تو پير دختر گرفته‌اي، زن شما بزرگتر از خودتان است و… ممکن است موجب پشيماني شده و هميشه انسان را در يک حالت نامطلوب نگه دارد. و اگر فرد از نظر معنوي هم ضعيف باشد، ممکن است دچار اضطراب و افسردگي شود.