نکاتی درباره تغذیه نوزاد

نکاتی درباره تغذیه نوزاد

نکاتی درباره تغذیه نوزاد

 والدین باید بدانند که نوزادشان به چه مواد غذایی نیاز دارد و چگونه باید او را تغذیه کنند، و چگونه این برنامه تغذیه نوزاد را با افزایش سن تغییر دهند.


برای تغذیه نوزادتان به این نکات توجه کنید:
نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، باید هر یک تا سه ساعت یک بار انجام شود.
نوزادانی که شیرخشک می‌خورند، باید هر دو تا چهار ساعت تغذیه شوند، چرا که شیرخشک برای هضم شدن به مدت بیشتری نیاز دارند.
نباید به نوزاد زیر یکسال شیر گاو داد، زیرا هضم کردن آن برای نوزاد مشکل است.
تا قبل از چهار ماهگی نوزاد سعی نکنید به او غذاهای جامد بدهید، و ترجیحا این کار از شش ماهگی به بعد انجام دهید.
دادن غذاهای جامد را بین ۶ تا ۱۲ ماهگی شروع کنید، و در ابتدا با غذاهای له‌شده یا پوره شروع کنید و بعد به غذاهای جامدتر روی بیاورید.
ی غذاهای جدید یکی یکی با فواصل زمانی برای نوزاد شروع کنید، و به طور دقیق علائم واکنش‌های آلرژی را دنبال کنید. امتحان غذاهای جدید را هنگامی نوزاد گرسنه است، آغاز کنید.

نکات تغذیه کودکان بعد از 6 ماهگی

نکات تغذیه کودکان بعد از 6 ماهگی

نکات تغذیه کودکان بعد از 6 ماهگی

 دانستن نکات لازم برای حفظ سلامتی و تغذیه سالم کودکان از ابعاد مختلف برای مادران جوان، آنان را به طور موثر در زمینه پرورش جسمی و روحی کودکشان یاری می دهد.یکی از این موارد چگونگی شروع تغذیه تکمیلی برای نوزادان پس از 6 ماهگی است. طبق توصیه پزشکان شیر مادر برای تغذیه نوزاد تا پایان 6 ماهگی کافی است اما پس از آن باید تغذیه تکمیلی کودک شروع شود و توجه به میزان و کیفیت موادی که بعد از 6 ماهگی به کودک داده می شود می تواند بخش عمده ای از سلامت او را در آینده پایه گذاری کند.بعد از پایان 6 ماهگی، نیازهای تغذیه ای کودک با شیر مادر تامین نمی شود و باید به کودک غذای کمکی داده شود. غلاتی مانند برنج، برای شروع تغذیه تکمیلی مناسب است. فرنی بهترین غذا برای شروع غذای کمکی است و می توان مصرف آن را از یک بار در روز و به اندازه 1 تا 3 قاشق مرباخوری شروع و در هفته دوم شیربرنج و حریره بادام نیز، به آن اضافه شود.از هفته سوم مصرف انواع سبزی ها مثل سیب زمینی، هویج، گشنیز، جعفری، کدو و… برای کودک شروع می شود و می توان این سبزی ها را تک تک و به مرور به سوپ کودک اضافه کرد.اضافه کردن گوشت به سوپ کودک باید از هفته چهارم شروع شود.سوپ باید بعد از پختن، له و به کودک داده شود.

پوره سیب زمینی و هویج به صورت پخته و نرم شده همراه با کمی روغن یا کره، غذایی مناسب برای نوزاد شیرخوار است. در ماه هشتم زندگی، زرده تخم مرغ که آب پز شده است را می توان به اندازه یک قاشق چای خوری که در آب یا شیر له شده است به کودک داد و به تدریج بر مقدار آن افزود تا درعرض یک هفته به یک زرده کامل تخم مرغ برسد و سپس هر روز، نصف زرده تخم مرغ به کودک داده شود. دادن تکه های نان و بیسکویت و همچنین ماست باید از ماه هشتم برای کودک شروع شود.

اضافه کردن تدریجی غذاهای سفت تر، باعث تکامل جویدن در شیرخوار می شود. سن شروع استفاده از حبوبات 9 ماهگی است. عدس، ماش، لوبیا، جوانه حبوبات که پوست آن ها کنده و خیسانده شده است را باید به طور کامل پخت و به صورت نرم شده به کودک داد.آخرین ماده غذایی که به کودک داده می شود آب میوه است که در ابتدا باید رقیق باشد و از یک قاشق مرباخوری شروع شود و بین اضافه کردن هر نوع آب میوه، باید یک هفته فاصله باشد تا اگر بدن کودک با میوه خاصی ناسازگاری دارد، شناسایی شود.

توجه داشته باشید که هیچ گاه نباید برای کودکان زیر یک سال از اسفناج، عسل، سفیده تخم مرغ، شیرگاو، آلبالو، گیلاس و توت فرنگی استفاده شود.
از افزودن نمک، شکر و ادویه به غذای کودک باید به صورت جدی خودداری شود.غلاتی که شیرخوار قدرت جویدن آن ها را دارد مثل برنج به صورت کته های مختلف مخلوط با سبزی ها، حبوبات و گوشت های نرم غذاهای مناسبی هستند.
نکته مهم: در سال اول زندگی ابتدا کودک باید با شیر مادرتغذیه شود و سپس غذای کمکی در 5 وعده روزانه به او داده شود. در سال دوم زندگی ابتدا غذای کمکی 5 وعده در روز و بعد شیر مادر داده می شود.
سن شروع استفاده از غذای خانوار پایان 12 ماهگی است.هم زمان با شروع غذای کمکی به کودک، آب سالم و بهداشتی نیز داده می شود.

در فصول گرم تر و مناطق گرمسیر و همچنین در هنگام بیماری، میزان نیاز بدن به آب بیشتر می شود و باید آب بیشتری به کودک داده شود.اگر از همان ابتدا برای تغذیه کودک از مواد غذایی بی ارزش مثل پفک، چیپس، نوشابه های گازدار، پاستیل و… استفاده نکنیم کودک در آینده تمایل کمتری به مصرف این مواد غذایی از خود نشان می دهد و به این ترتیب ما می توانیم با تاثیرگذاری بر علایق کودک یک الگوی سالم غذایی را برای او پایه گذاری کنیم.

آموزش نظم و قوانین به کودکان

آموزش نظم و قوانین به کودکان

آموزش نظم و قوانین به کودکان

برای حفظ امنیت کودک و آرامش خودتان به عنوان والدین لازم است تا محدودیت هایی را برای کودک در نظر بگیرید اما قبل از آن بهتر است بدانید که کدام قوانین مهم تر هستند و چگونه می توانید کودک را به رعایت این قوانین تشویق کنید.

پس از 9 ماهگی کودک مفهوم “نه” را می فهمد اما قبل از 2 تا 3 سالگی نیاز او به تجربه کردن باعث می شود تا از این “نه” اطاعت نکند و بارها یک عمل را برای مشاهده ی تاثیرات آن تکرار کند.

واقعیت این است که نمی توان از کودکان کوچک تر انتظار داشت که به قوانین احترام بگذارند و آنها را اجرا کنند اما در عین حال نباید والدین را از وضع قوانین و محدودیت ها منع کنیم. کودک در هر سنی که باشد در مواردی لازم است تا به طور جدی قوانین را به او گوشزد کنیم، خصوصا در مواردی که کودک به خودش و یا یک موجود زنده دیگر آسیب می رساند و یا می خواهد وسیله ای را خراب کند. در موارد دیگر آنچه که مهم است میزان صبر و بردباری والدین و میزان زمانی است که می توانند به تربیت کودک  خود اختصاص دهند.

رفتارهای دیگری هم وجود دارند که می توانند باعث بروز مشکلاتی برای کودک شوند، به طور مثال کشف راه پله ها که می تواند بسیار خطر آفرین باشد و یا عادت پاره کردن و یا پرت کردن اشیا و یا راه انداختن سرو صدا زمانی که به خرید می روید، در همه ی این موارد لازم است که “نه” بگویید اما هیچ تضمینی وجود ندارد که به “نه” شما اهمیت داده شود.

اگر واقعا می خواهید که کودک به وسیله ای آسیب نرساند و یا کار خطرناکی انجام ندهد بهترین روش حذف هرگونه محرک وسوسه برانگیز است تا از شکل گیری رفتار جلوگیری کنید. سعی کنید تا اشیا شکستنی را پنهان کنید و یا از دسترس کودک خارج کنید مثلا می توانید آنها را داخل یک کمد و یا در ارتفاع قرار دهید و راه های دسترسی و ورود کودک را نیز به فضاهایی که ممکن است خطرساز باشد ببندید.

زمانی که تصمیم می گیرید به کودک “نه” بگویید اطمینان حاصل کنید تا تمام افرادی که در تربیت کودک نقش دارند نیز به این “نه” پایبند خواهند بود و همانند شما در برخورد با کودک از صبر کافی برخوردارند. برای گفتن “نه” از صدایی آرام و در عین حال محکم استفاده کنید و این تن صدا را هر بار که کودک رفتارش را تکرار می کند حفظ کنید. باید آرام و در عین حال جدی باشید و به جای استفاده از توضیحات طولانی از جملات کوتاه و سرراست مانند ” با غذا بازی نکن”  یا “روی میز نپر” استفاده کنید و حتما وقتی کودک به حرفتان گوش می کند او را تشویق کنید.

در مهمانی ها و یا محیط های خارج از خانه می توانید از روش  دادن جایگزین  استفاده کنید  تا از جنجال و گریه در حضور دیگران جلوگیری کنید. مثلا می توانید یک کیف پر از وسیله به کودک بدهید تا آن را خالی کند و یا مجلات قدیمی را در اختیارش بگذارید تا آنها را پاره کند

 بهتر است تا جایی که امکان دارد به کودک فرصت تجربه بدهید زیرا کودک درآینده تمایل کمتری به انجام آنچه که تجربه کرده است نشان خواهد داد.

نحوه شروع و چگونگی غذای کمکی در نوزادان

نحوه شروع و چگونگی غذای کمکی در نوزادان

نحوه شروع و چگونگی غذای کمکی در نوزادان

آیا می دانید از چه زمانی باید کمک غذایی را برای نوزادتان آغاز کنید؟ در ابتدا با چه مواد غذایی باید شروع کرد؟

تغذیه کمکی در پایان 6 ماهگی (180 روزگی) شروع می شود، همزمان با شروع غذای کمکی تغذیه با شیر مادر باید همچنان مکرر و بر حسب میل و تقاضای شیرخوار ادامه داشته و حتی دفعات تغذیه با شیر مادر افزایش می یابد. همچنین در این زمان باید بر اساس نیاز کودک به او آب جوشیده سرد شده داد.

نحوه تغذیه تکمیلی در هفته اول ماه هفتم:

شروع غذای کمکی با فزنی آرد برنج است که روز اول از یک قاشق مرباخوری یک بار در روز (مثلا” ظهر) شروع شده و کم کم به مقدار و دفعات آن متناسب با اشتهای کودک اضافه می شود تا نهایتا” در پایان یک هفته مقدار آن به حدود 12 قاشق مرباخوری برسد. بخاطر بسپارید همچنان شیر مادر غذای اصلی شیرخوار شما است.

نحوه تغذیه تکمیلی در هفته دوم ماه هفتم:
در این هفته می توان حریره بادام را به رژیم غذایی کودک اضافه نمود. شروع آن نیز مانند فرنی از یک قاشق مرباخوری یک بار در روز است تا روز ششم و هفتم به 12 قاشق مرباخوری در روز برسد. فراموش نشود که در این هفته بتدریج که مقدار و دفعات تغذیه با حریره بادام افزایش می یابد مقدار و دفعات تغذیه با فرنی کم می شود بنابراین در هر وعده و یا در تمام دفعات می توان حریره بادام را جایگزین فرنی نمود، یا یک وعده فرنی و وعده بعد حریره بادام به شیرخوار داد.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته آخر ماه هفتم:

ضمن ادامه تغذیه با شیر مادر در این دو هفته شیرخوار با غذای جدیدی آشنا شده و سوپ به رژیم غذایی او اضافه می شود. بــــدین ترتیب که روز اول، صبح و عصر وشب از فرنی یا حریره بادام استفاده می کند و ظهر علاوه بر فرنی یا حریره بادام، یک قاشق مرباخوری سوپ هم می خورد. به این ترتیب، هر روز بر مقدار سوپ افزوده شده و از مقدار حریره بادام یا فرنی کم می شود تا بر حسب اشتهای کودک مقدار سوپ به 3 تا 6 قاشق مرباخوری در هر وعده برسد.

چند نکته مهم در تهیه سوپ برای کودک:

1-در ابتدای شروع سوپ برای کودک آن را از گوشت بدون چربی (گوشت گوسفند، مرغ یا گوساله) به اندازه یک تکه خورشی، برنج و هویج تهیه کنید.

2-هر سه روز یک بار یک نوع سبزی به سوپ اضافه کنید مانند جعفری، گشنیز، لوبیا سبز، کدو سبز، کرفس، گوجه فرنگی، کدو حلوایی.

3-به سوپ کودک نباید نمک، شکر یا چاشنی اضافه کرد.

4-بهتر است کدو، کرفس، لوبیا سبز را اول پخته و بعد به سوپ کودک اضافه نمود.
 
5-
سبزی ها باید در آخــــرین لحظات پخت سوپ اضافه شود. در ظرف نیز باید بسته باشد تا ویتامین های آن از بین نرود.

6-استفاده از اسفناج تا پایان یکسالگی مجاز نبوده و نباید به سوپ شیرخوار اضافه شود.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته اول ماه هشتم:
در این دو هفته ضمن دادن سوپ، فرنی یا حریره بادام، زرده تخم مرغ هم به رژیم غذایی شیرخوار اضافه می شود. بنابراین در این سن باید به کودک 5 وعده غذا داده شود. بدین ترتیب که صبح زرده تخم مرغ، ساعت 10 صبح (بین صبحانه و ناهار) فرنی یا حریره بادام، ظهر سوپ، عصر مجددا” فرنی یا حریره بادام و در شب دوباره سوپ به کودک داده می شود. در این زمان می توانید کم کم از سبزیهای نشاسته ای مثل سیب زمینی، کدو حلوایی و نخود فرنگی (نخود سبز) به فاصله هر 3 روز به سوپ اضافه کنید. ضمنا” غلظت سوپ باید مانند حلیم باشد.

 برای اضافه کردن سیب زمینی به سوپ ابتدا آن را بشویید و با پوست بپزید. سپس پوست آن را جدا کرده و سیب زمینی پخته شده را به سوپ کودک اضافه کنید دقت کنید اگر بعد از پوست کندن سیب زمینی، بخشی از آن سبز رنگ بود باید آنرا جدا کرده و دور بریزید.

در این زمان همراه با سوپ می توانید به کودک ماست بدهید. بهتر است ماست با سوپ مخلوط نشود تا کودک با طعم ماست آشنا شود. ولی اگر کودک مخلوط ماست با سوپ را دوست دارد این کار بلامانع است.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته دوم ماه هشتم:

برای تنوع بخشیدن به غذای کودک باید هر چند روز یک بار مواد تشکیل دهنده سوپ را تغییر داد. هر سه روز یکبار می توان جو، بلغور گندم، رشته فرنگی را که قبلا” پخته و نرم شده است به اندازه یک قاشق مرباخوری به سوپ اضافه کرد. بعد از اضافه کردن جو، گندم و ………… بهتر است به اندازه یک قاشق مرباخوری کره یا روغن مایع به سوپ اضافه نمود. افزودن کره یا روغن مایع به غذای شیرخوار به ویژه شیرخوارانی که رشد کافی ندارند به رشد آنان کمک می کند.

نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته اول ماه نهم:

از 9 ماهگی می توان حبوبات را نیز به سوپ کودک اضافه کرد. معمولا” از عدس و ماش که هضم آسانتری دارند شروع کنید. در صورت امکان می توان از جوانه عدس یا ماش در تهیه سوپ استفاده کرد. در مورد سایر حبوبات مثل لوبیا چیتی، لوبیا قرمز و ….. بهتر است قبلا” آنها را خیس کرده و پوستشان را جدا نموده و بعد از پختن به سوپ کودک اضافه کرد. اگر از آرد حبوبات استفاده می شود یک قاشق مرباخوری سر صاف کافی است.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته دوم ماه نهم:
در این سن با استفاده از میوه های فصل آب میوه تازه تهیه کنید و به کودک بدهید. ابتدا از یک قاشق مرباخوری در روز همراه با یک قاشق مرباخوری آب جوشیده سرد شده شروع کنید تا کم کم به 6 قاشق مرباخوری آب میوه خالص برسد. آب میوه را می توان بعد از فرنی یا حریره ساعت 10 صبح داد.
نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته اول ماه دهم:
از ماه دهم می توان به جای آب میوه، خود میوه را به کودک داد. برای این کار باید از یک قاشق مرباخوری میوه های فصل (هلو، سیب، موز، گلابی، ……..) شروع نمود ومقدار آن را به سه قاشق مرباخوری رساند.
 
میوه مورد نظر باید کاملا” رسیده و شسته شده باشد و بعد از جدا کردن پوست و هسته آن، میوه را با پشت قاشق کاملا” نرم کرده و سپس به کودک بدهید. مقدار میوه را بتدریج زیاد کرده و به 5 تا 6 قاشق مرباخوری در روز برسانید. در این زمان کم کم بر حسب اشتهای کودک بر مقدار سوپ او به میزان حــداکثر 10-6 قاشق مرباخوری در ظهر و شب بیافزایید. همچنین کودک را با غذاهایی که خود می تواند به دهان ببرد مانند نان، بیسکوئیت ساده، ماکارونی پخته، تکه های سیب زمینی پخته، کوفته قلقلی و ……………. آشنا کنید.

بخاطر داشته باشید نیاز کودک به میوه در این سن کم است اگرچه دادن میوه و آبمیوه لازم است ولی بیش از حد دادن آن سبب پرشدن معده کودک می شود در نتیجه وعده های اصلی غذایی را که برای رشد وی لازم است نمی خورد و این سبب کندی رشد کودک می شود.

نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته دوم ماه دهم:

در این زمان علاوه بر تنوع بخشیدن بر سوپ کودک می توان از کته نرم که در آب گوشت یا آب مرغ پخته می شود همراه با خود گوشت استفاده کرد. همچنین از گوشت ماهی که تیغ های آن کاملا” گرفته شده باشد و همراه با کته نرم و سبزی پخته شده باشد می توان به کودک داد.

 نحوه تغذیه تکمیلی در ماه یازدهم ودوازدهم:
تنوع غذای کودک را رعایت کنید با توجه به اشتهای کودک بر مقدار غذای هر وعده او اضافه نمایید همچنان برای کودک غذای جداگانه تهیه کنید و از دادن غذای سفره خانواده به کودک بدلیل داشتن نمک و چاشنی اجتناب نمایید.
یک نکته مهم در تغذیه کودک زیر یکسال:

از پایان 6 ماهگی و همزمان با شروع غذای کمکی تا پایان 12 ماهگی غذای اصلی شیرخوار هنوز شیرمادر است لذا به تغذیه با شیر مادر بطور مکرر و بر حسب تقاضا و تمایل شیرخوار در تمام مدت شب و روز باید توجه شود. معده کوچک کودک را با غذاها پر نکنید. چه این امر سبب می شود که کودک برای مـــدت طولانی تر سیر بماند و در نتیجه کمتر پستان مادر را بمکد. در نتیجه هم شیر کمتر به او می رسد و هم حجم کلی شیری که مادر تولید می کند کاهش خواهد یافت.

 در تغذیه کودکان زیر یکسال همواره به این نکات توجه کنید:

1- همزمان با شروع تغذیه تکمیلی نیاز کودک به آب افزایش می یابد و این نیاز با خوردن شیر مادر به تنهایی تامین نمی شود و باید بر حسب نیاز و تمایل کودک آب جوشیده سرد شده به او داده شود.
2- دادن آب میوه به مقدار زیاد و یا شیرینی قبل از غذا، سبب کم شدن اشتها می شود و رشد کودک را به خطر می اندازد. بنابراین آب میوه و یا میوه رسیده و نرم را که با پشت قاشق له کرده اید، دوبار در روز بعد از غذای وسط روز و با حجم کم به کودک بدهید، ویتامین های مورد نیاز کودک به ویژه ویتامین C از راه شیر مادر تامین می شوند.
3- از اضافه کردن نمک، شکر و ادویه به غذای کودک زیر یکسال جدا” خودداری کنید. زیرا ذائقه کودک در این زمان شکل می گیرد. در صورتی که کودک زیر یکسال دچار ایست یا افت وزنی است و غذای کاملا” بی نمک خود را نمی خورد هنگام طبخ غذا از مقدار بسیار کمی نمک یددار استفاده کنید
 4- برای بهتر کردن طعم غذای کودک به سوپ او آب لیموی تازه یا آب نارنج تازه اضافه نمائید.
5-
همزمان با شروع تغذیه کمکی (از پایان ماه ششم زندگی) قطره آهن به میزان 10 تا 15 قطره بــرای کـــودک شـــروع کــنــید قطره آهن تا پایان 2 سالگی باید به کودک داده شود.
 6-
قطره مولتی ویتامین یا A+D را که از 15 روزگی برای کودک خود شروع کرده اید تا پایان یکسالگی ادامه دهید در صورت صلاحدید پزشک این قطره را نیز تا پایان 2 سالگی ادامه دهید.
به خاطر داشته باشید:

7- غذا خوردن کودک در سنین 12-6 ماهگی فقط به منظور تامین نیازهای غذایی او نیست بلکه برقراری یک ارتباط اجتماعی بین والدین و کودک است. کودک همیشه از این که چیز جدیدی را از فردی که دوستش دارد می گیرد، بسیار خوشحال می شود

8- غذای کمکی علاوه بر اینکه بخشی از انرژی مورد نیاز کودک را تامین می کند راهی برای آشنایی او با مزه و قوام غذاها و فراگیری و تکامل او برای استفاده از غذاهای سفره خانواده است.

مواد مغذی مورد نیاز کودکان 1 تا 6 سال

مواد مغذی مورد نیاز کودکان 1 تا 6 سال

مواد مغذی مورد نیاز کودکان 1 تا 6 سال

 در طول دومین سال زندگی سرعت رشد کودک کم می شود . وزن یک کودک در 2 سالگی تقریباً 4 برابر وزن هنگام تولد و در 4 سالگی قد کودک دو برابر قد زمان تولد است . الگوی رشد و میزان فعالیت به طور وسیعی در کودکان متفاوت است. ولی در کل اگر غذای کافی در دسترس کودک بوده وضعیت روانی محیط نیز مطلوب باشد؛ کودک فقط به اندازه نیاز غذا مصرف خواهد کرد.

ـ چربی ها :
کودکان باید از سنین پایین برای دریافت رژیم با چربی کمتر عادت کنند. چرا که بیماری های قلبی عروقی از سنین اولیه زندگی آغاز می شود . توافق بر این است که طی دو سال اول زندگی چربی و کلسترول در رژیم غذایی کودکان نباید محدود شود. ولی در کودکان بالای دو سال توصیه می شود که میزان چربی دریافتی به 30% انرژی دریافتی محدود گردد .

 

ـ کربوهیدرات ها :
بیش از نصف انرژی کسب شده توسط کودکان از کربوهیدرات هاست. در مقایسه با بزرگسالان در رژیم غذایی کودکان این سنین ،مواد قندی درصد بیشتری از انرژی دریافتی روزانه را فراهم می کند. بهتر است این مواد از قندهای طبیعی مثل میوه ها ، شیر و کربوهیدرات های پیچیده از قبیل غلات ، نان ها ، حبوبات و … باشد.

-فیبر رژیم غذایی :

غذاهایی که حاوی فیبر بالا هستند اصولا حجیم بوده و ممکن است بر روی انرژی دریافتی کودکان خردسال کم اشتها اثر بگذارند . لذا بهتر است این مواد در میان وعده مصرف شوند. بهتر است به دلیل تاثیرات مفید فیبر در پیشگیری از انواع بیماری ها کودکان از سنین پایین به مصرف مقدار کافی سبزیجات ، میوه ها و دانه های گیاهی تشویق شوند.

 

ـ پروتئین ها :
پروتئین های حیوانی دارای کیفیت بالاتر نسبت به پروتئین های گیاهی هستند . ولی خوشبختانه پروتئین های گیاهی کمبودهای یکسانی ندارند وبا مصرف روزانه غذاهای متنوع مثل غلات ، سبزی ها ، حبوبات ، آجیل ها و… یک غذای پروتئینی با ترکیب خوب به دست می آید . به عنوان مثال مصرف حبوبات و غلات به صورت توأم با همدیگر را کامل کرده و از این همراهی پروتئین با کیفیت بالا حاصل می شود(مثلاً عدس پلو). روش دیگر برای بهبود کیفیت پروتئین های گیاهی مصرف آن ها به همراه مقدار کمتری پروتئین حیوانی است. مثلا مصرف ماکارونی با پنیر یا لوبیا با گوشت کم و…؛ شیر نیز منبع پروتئینی قابل دسترس و خوبی است. به طوری که یک لیوان شیر حدود 8/5 گرم پروتئین و دولیوان شیر نصف پروتئین مورد نیاز کودک 6-4 ساله را تامین می کند. تخم مرغ نیز جزو پروتئین های با ارزش بسیار بالاست. حبوبات پروتئین زیادی داشته و می توانند جانشین گوشت شوند . به شرطی که همراه با غلات مصرف شوند.

 

عادات غذایی کودکان یک تا 6 سال :
در مقایسه با بزرگسالان تکرار مصرف غذا می تواند تنفر کودکان را از آن غذا کاهش و آن ها را از عدم پذیرش به سوی تمایل سوق دهد. چون رشد کودک در این دوران نسبتاً کند می شود اشتها نیز کاهش یافته و این مسئله باعث نگرانی والدین می شود. اغلب این بازه، دوره سختی برای والدین است؛ چون آن ها در مورد کافی بودن رژیم غذایی کودکان خود نگران بوده و از رفتار نامعقول کودک ناامید می شوند. جنجال بر سر غذا خوردن این کودکان بی فایده است و نمی توان کودکان را با زور وادار به خوردن غذا کرد. ولی خوشبختانه این دوران موقتی و گذرا است. اشتهای کودکان نیز دراین دوره غالباً غیر قابل پیش بینی است . ممکن است مصرف غذا در یک وعده همراه با اشتهای کافی باشد و در وعده بعدی اصلا غذایی توسط کودک مصرف نشود. عموماض وعده های بعد از ظهر بهتر مورد پذیرش است.

 

ویژگی های غذای کودکان 6-1 ساله :

باید بین غذاهای خشک و مرطوب تعادل برقرار شود. اگر به کودک تکه ای گوشت خشک داده می شود، می توان همراه آن از سیب زمینی آب پز استفاده کرد.
ترکیباتی از غذاهای با طعم تند مثل غذاهای با طعم اسیدی ، غذاهای پررنگ مثل گوجه فرنگی ، فلفل سبز و هویج در وعده های غذایی کودک داده شود.
خوردن سالادهای مخلوط سخت تر از خوردن قطعات سبزی های خام به صورت مجزا است.
غذاهای با قطعات کوچک که کودکان می توانند با وسایل غذاخوری آن ها را بردارند؛ بیشتر مورد توجه کودکان است.
بهتر است برای کودکان غذاهایی تهیه کرد که نرم بوده و جویدنش آسان باشد. ترد بوده و در دهان صداهای جالبی داشته باشد.
*
اصلی ترین علت عدم پذیرش گوشت طعم آن نیست ؛ بلکه بافت سفت آن است. گوشت به شکل کتلت یا کباب بهتر قبول می شود

 استفاده از سالاد برای بچه ها هیچ مانعی نداره . ولی در مورد کلم و خانواده کلم مسئله ای که هست آنکه ، این خانواده ترکیباتی دارند که اصطلاحاً گواتروژن هستند و مانع از جذب ید در بدن می شوند. بهتره هر روز بهش کلم ندید و حتما از نمکهای ید دار برای تهیه غذای کودکتون استفاده بکنید . سعی کنید نمک رو سر سفره به غذاش اضافه کنید؛ تا حرارت پخت ، ید را از بین نبره ، این طوری می توانید جبران ید جذب نشده را بکنید

 
 
شیرهای با ماندگاری طولانی به دلیل استریل شدن توسط حرارت و بسته بندی مناسب مطمئن از نظر عدم آلودگی میکروبی هستند و می توانید مطمئن باشید که نگهدارنده نیز ندارند. ولی برخی از ویتامین های این شیرها در اثر همین فرایند حرارتی از دست می رود. اگر غذای عمده فرزند شما شیر نیست این امر مشکلی ندارد و سایر غذاها ویتامین های مورد نیاز او را تامین خواهند کرد؛ ولی اگر فرزندتان بیشتر مواد مغذیش را از طریق شیر تامین می کند بهتر است از شیرهای پاستوریزه بدون جوشاندن استفاده کنید. البته اخیراً شیرهای استریل غنی شده با انواع ویتامین ها هم به بازار آمده که قابل توصیه است.
کاکائو و قهوه به دلیل داشتن کافئین ، تانن و اگزالات مانع از جذب کلسیم شیر می شود. شیرهای میوه ای بهتر از شیر کاکائو است. ولی اگر فرزندتان ابدا شیر ساده یا میوه ای نمی خورد چاره ای نیست و این آخرین راه شما برای خوراندن شیر به اوست.

نوع شیر توصیه شده برای کودکان را اگر بخواهیم طبقه بندی کنیم :

ـ شیرهای باماندگاری طولانی غنی شده 
ـ شیرهای یارانه ای پاستوریزه بدون جوشاندن 
ـ شیرهای با ماندگاری طولانی معمولی 
ـ شیر یارانه ای جوشیده شده
ـ شیرهای فله جوشیده شده
ـ شیر خام هم که اصلا توصیه نمی شود.

 

انضباط و همکاری برای کودک چه مفهومی دارد؟

انضباط و همکاری برای کودک چه مفهومی دارد؟

انضباط و همکاری برای کودک چه مفهومی دارد؟

با رشد شیرخوار و تبدیل شدن او به یک کودک نوپا بسیاری از والدین فکر کردن و صحبت کردن در زمینه آموزش انضباط را آغاز می کنند. تعجبی ندارد: کودک شما یاد می گیرد که خیلی کارها را انجام دهد و البته همه این کارها نیز از نظر شما مطلوب نیستند.

در محدوده اولین سالگرد تولد

کودک شما که اکنون قادر است کمی راه برود و اندکی صحبت کند مسلما مفهوم کلمه “نه” را می فهمد؛ همچنین قادر است که همکاری با بزرگترها را (حتی در برخی اوقات که واقعا تمایلی به این کار ندارد) آغاز کند. اما او نمی تواند با عصبانیت بزرگترها هنگامی که با آنها همکاری نمی کند کنار بیاید؛ زیرا قادر به درک علت عصبانیت آنها نیست (به نظر او دلیل خاصی برای این عصبانیت وجود ندارد: کار خداست؛ صاعقه است!).

کودک شما نمی تواند بفهمد که کاری که او کرده است یا اتفاقی که افتاده است (ریختن شیر روی پیراهن تمیز شما یا خالی کردن ساک دستی شما) آخرین اتفاق کوچک از سلسله اتفاقاتی بوده که منجر به عصبانیت شما شده است. حتی اگر او تنشها و مشکلات قبلی شما را هم درک کرده بود نمی توانست علت آن را بفهمد: ساعت کوک شده به موقع زنگ نزد، شما صبح دیر از خواب بیدار شدید، کودک را دیر از خواب بیدار کردید، رساندن او به مهدکودک دیر شد و نهایتا دیر سر کار خود رسیدید. او چیز زیادی در مورد احساسات یا کارهای شما نمی فهمد و نباید هم بفهمد. این موارد هنوز به بخشی از نگرانیهای او تبدیل نشده اند. اگر بداخلاقی کنید او ممکن است خنده و بیمزه بازی را شروع کرده و شما را عصبانی تر کند؛ اگر داد و بیداد راه بیندازید، او از جای خود می پرد و گریه و زاری راه می اندازد؛ اگر خونسردی خود را به حدی از دست بدهید که دست به تنبیه فیزیکی او بزنید (مثلا او را محکم تکان بدهید، یک سیلی نه چندان محکم به او بزنید یا او را در تختخوابش رها کنید) او مانند شما (هنگامی که سگی ناگهان به طرف شما پریده و پایتان را محکم گاز بگیرد) بهت زده شده و وحشت می کند. قبل از زمانی که کودک شما بتواند علت عصبانیت بزرگترها را درک کند، از تنبیه هیچ چیز مفیدی یاد نمی گیرد. از طرف دیگر هنگامی که توانست دلایل عصبانیت شما را بفهمد قادر خواهد بود که حتی بدون تنبیه شدن هم “یاد بگیرد“.

فرض کنید که کودک شما یک گلدان کریستال یا ظرف شیرینی خوری را از روی میز پذیرایی بکشد و بشکند. شما ممکن است عصبانیت خود را اینگونه توجیه کنید که بارها به او گفته اید به این چیزها دست نزند و او نباید این کار را می کرد و در هر حال باید بیشتر مراقب می بود. اما یک دقیقه فکر کنید! او به ظرف با ارزش شما دست زد چون آنجا بود: کنجکاوی (که یک بخش حیاتی از زندگی او است) به او دستور داده که گلدان را امتحان کند و حافظه و درک او نیز هنوز آنقدر رشد نکرده اند که بتوانند چیزهای ممنوع را به او یادآوری کنند. او گلدان را شکست چون مهارتهای حرکات دستی او هنوز به اندازه کافی برای نگه داشتن اشیا ظریف پیشرفت نکرده اند. پس آیا واقعا این اتفاق تقصیر او بود؟ اگر آن ظرف یا گلدان گران قیمت بود، پس چرا آن را در دسترس کودک رها کرده بودید؟ در این حالت اگر او را تنبیه کنید او را به خاطر آنچه هست تنبیه کرده اید: به خاطر بچه بودن!

حالا فرض کنید که کودک تمام غذای خود را از بشقاب بیرون ریخته و روی کف اتاق که شما به تازگی آن را شسته اید پخش کرده است. شما با ناراحتی می گویید: «او باید می دانست این کار را نکند». اما آیا واقعا او باید این را می دانست؟ چند دقیقه قبل از این شما به او کمک کردید تا آجرهای اسباب بازی خانه سازی اش را از کیسه درآورد و کف اتاق بریزد. آیا او باید همانقدر که شما تفاوت بین غذا و اسباب بازی را می فهمید، بفهمد؟ همانطور که در زمان تمیز کردن کف اتاق او دیده بود که شما آب و کف را روی زمین می ریختید. آیا انتظار دارید که او بفهمد که آب صابون کف اتاق را تمیز می کند اما آبگوشت آن را کثیف می کند؟ مجددا شما دارید صرفا به خاطر سن کم او و انجام دادن کارهایی که از کودکانی در سن او انتظار می رود با او بدخلقی می کنید.

دیگران هرچه می خواهند بگویند؛ اما مهربان بودن با کودکی در این سن، او را لوس بار نمی آورد و موجب بروز مشکلات رفتاری او در آینده نیز نمی شود. در واقع هر چقدر او را با آگاهی و فهم بهتر نسبت به شرایط سنی او، دوست داشته باشید و از ابراز عشق و علاقه او به خودتان لذت ببرید، بهتر است. اگر بتوانید میل سیری ناپذیر او را به بوسه ها و آغوش خودتان درک و ارضا کنید، او به دنبال راهی برای اذیت کردن شما نخواهد گشت. با این حال هنوز زمان زیادی باقی مانده است تا او بفهمد که چه چیز می تواند شما را واقعا خوشحال کند. شادی و لذت شما با شادی و لذتی که او در این سن درک می کند یکسان نیست: شما از ریختن آبگوشت کف اتاق خوشتان نمی آید!

از یکسال تا دو و نیم سالگی

در این ماهها تقویم رشد کودک به او می گوید که بهتر است دوران نوزادی را رها کرده و به سمت یک شخصیت مستقل حرکت کند. اگر به رفتار با او به عنوان یک نی نی کوچولو ادامه دهید او در هر مرحله جدید از این مسیر با شما درگیر خواهد شد و نهایتا هم پیروزی از آن اوست: او استقلال خودش را به دست می آورد چون مجبور است که این کار را بکند! اما در این حالت او بهای سنگینی برای پیروزی خود می پردازد؛ و آن هم از دست دادن عشق شما است.

با این حال هنوز هم گاه شمار رشد فرزند شما به مرحله “کودکی” نرسیده است؛ پس تلاشهای شما برای مدیریت و منضبط کردن برنامه های او (آنگونه که از یک کودک بزرگتر انتظار دارید) نیز بی ثمر خواهند ماند. شما در این دوره با عدم درک و فهم موقعیتها و شرایط از سوی کودک روبرو می شوید؛ اما رفتارهای کودک به گونه ای هستند که عدم درک او را به شکل مبارزه طلبی و لجبازی نمایش می دهند؛ هر بار که با او وارد دعوا شوید، نهایتا منجر به تخریب بخشی از رابطه عاطفی و عاشقانه بین شما و او می شود. پس در پی به دست آوردن کنترل بدون قید و شرط نباشید و وارد جدالهای عاطفی نشوید. کودک شما در صورتی “یک کودک خوب” است که با علاقه و داوطلبانه کارهایی را که شما از او انتظار دارید انجام دهد ؛ و انجام دادن کارهایی را که شما دوست ندارید دوست نداشته باشد. با کمی ذکاوت می توانید زندگی را (به طور کلی) و جزئیات آن را (به صورت خاص) به گونه ای برنامه ریزی و تنظیم کنید که در اکثر موارد شما و کودکتان هر دو به یک کار تمایل داشته باشید.

کودک شما آجرهای اسباب بازی خانه سازی اش را کف اتاق پخش می کند؛ و شما می خواهید که اتاق منظم و مرتب باشد. اگر از او بخواهید که آنها را جمع کند به احتمال زیاد از این کار امتناع خواهد کرد. در صورتی که به این کار اصرار کنید یک دعوا شروع می شود که شما در آن پیروز نخواهید شد. شما می توانید سر او فریاد بزنید، او را تنبیه کنید و بگویید که او مایه بدبختی و مصیبت شده است؛ اما هیچ کدام از این موارد موجب نخواهد شد که او آجرها را از روی زمین جمع کند. اما اگر بگویید: «شرط می بندم که نمی توانی قبل از اینکه من همه کتابها را جمع کنم همه آجرها را توی کیسه شان برگردانی» یک کار سخت و طاقت فرسا را به یک بازی و هیجان تبدیل کرده اید. اکنون او می خواهد همان کاری را انجام دهد که شما از او انتظار دارید. او آجرها را “به خاطر مامان” جمع نمی کند؛ همچنین “چون بچه خوبی است” هم این کار را نمی کند. او این کار را می کند چون شما شرایطی را پیش آوردید که او “می خواهد” این کار را بکند. و این بهترین شیوه ای است که شما می توانید در پیش بگیرید. بهتر است در ارتباط با کودک خود مشکلات احتمالی در زندگی روزمره را پیش بینی کرده و برای عبور از آنها برنامه ریزی کنید؛ از دستور دادن بپرهیزید زیرا او از پذیرش دستورات شما امتناع خواهد کرد؛ او را به سمتی که دوست دارید هدایت کنید تا مطابق میل شما رفتار کند، زیرا در این صورت عامل دیگری وجود ندارد که او را مجبور کند که به شیوه دیگری (که دلخواه شما نیست) رفتار کند.

نتیجه زود هنگام این روش آن است که جنگ و جدل به تفریح و شادی تبدیل می شود؛ اما پیامد درازمدت آن هم بسیار اهمیت دارد. این کودک که نمی تواند صحیح را از غلط تشخیص دهد و در نتیجه نمی تواند بین رفتار خوب یا بد انتخاب کند در حال رشد است. بزودی زمانی فرا می رسد که او می تواند دستورهای شما را به یاد بیاورد و نتیجه رفتارها و کارهای خودش را پیش بینی کند؛ ظرافتهای زبان روزمره را درک کند؛ احساسات و حقوق شما را نیز بفهمد و به آنها احترام بگذارد.

با فرا رسیدن آن زمان، کودک شما قادر خواهد بود که تعمدا “خوب” یا “بد و شیطان” باشد. انتخاب او تا حد زیادی به احساس او نسبت به بزرگسالانی که رابطه ویژه ای با او داشته و بر او تسلط دارند بستگی دارد. اگر او در آن مرحله از رشد این احساس را داشته باشد که شما اساسا به او علاقه مند هستید و او را دوست دارید، او را تحسین می کنید و کلا طرفدار او هستید؛ او در اکثر مواقع مایل خواهد بود که شما را خوشحال کند؛ در نتیجه آنگونه که شما دوست دارید رفتار خواهد کرد (که البته در برخی از موارد اشتباهاتی را نیز مرتکب می شود).

اما اگر کودک در آن مرحله از رشد این احساس را داشته باشد که شما می خواهید بر او سلطه داشته باشید، نتواند شما را درک کند و کلا احساس کند که در جبهه مخالف او قرار گرفته اید، احتمالا به این نتیجه می رسد که برای خوشحال کردن شما تلاش نکند؛ زیرا شما هیچ وقت خوشحال نمی شوید. همچنین سعی نمی کند که علت کج خلقی های شما را بفهمد، زیرا شما در اکثر مواقع بداخلاق هستید. بعلاوه برای نشان دادن عمق عشق خودش به شما تلاش نخواهد کرد، زیرا شما هیچگاه تلاش نکرده اید که ابراز علاقه او را جبران کنید.

اگر می خواهید بدانید که آیا بیش از حد با نرمش با او برخورد می کنید، یا خواسته های او را بیش از حد برآورده می سازید، یا کسی به شما گفته است که بهتر است از این به بعد کمی در مورد او سخت گیری کنید، بهتر است به سالهای بعد فکر کنید. اگر کودک شما در شرایطی به سال قبل از دبستان برسد که دیگر برای کارهای خود منتظر تائید و رضایت شما نباشد، با شما یا دیگران در کارهای مختلف همکاری نکند و نسبت به ابراز عشق به شما یا ابراز عشق شما به خودش مطمئن نباشد، می توان گفت که شما فرصتها و مبانی لازم برای “انضباط ساده و موثر” را در طول دوران کودکی او از دست داده اید. یک بچه شاد و آرام در این دوران نوپایی، در واقع یک بچه بی دردسر است و کودکی که در این دوران بی دردسر باشد، در آینده نیز به راحتی می توان با او ارتباط برقرار کرده و او را هدایت کرد.

دستور غذا برای کودکان 1 تا 3 سال

دستور غذا برای کودکان 1 تا 3 سال

دستور غذا برای کودکان 1 تا 3 سال

 مواد لازم


سینه مرغ تمیز و پاک شده=به اندازه 2 گردو کوچک

هویج=1 عدد متوسط

سیب زمینی=1 عدد متوسط

کره پاستوریزه یا روغن کلزا, rapsöl به زبان آلمانی وcolza oil به زبان انگلیسی=نصف قاشق چایخوری

برنج=1 قاشق چایخوری

پیاز=نصف یک پیاز کوچک

طرز تهیه

سینه مرغ را کاملا شسته و سیب زمینی و هویج را پوست گرفته و متوسط خردشان کنید و به همراه برنج و پیاز مقداری آب بگذارید تا خوب بپزد(مدت پختش بستگی به اجاقتان دارد)

بعد از پخته شدن تقریبا 100 تا 130 سی سی آب داشته باشه و آب سوپ را جدا کنید و با گوشت کوب برقی کاملا بقیه مواد را له کنید تا کاملا پوره شود و بعد هم آب را اضافه کنید و دوباره با گوشت کوب برقی بزنید تا کاملا با هم مخلوط شوند یا اینکه میتوانید همگی مواد را یکباره با هم با گوشت کوب برقی له کنید.


مقدار که به کودک دلبندتان میدهید،بستگی به خودتان دارد و به چه مقداری که کودک شما نوش جونش میکند.

به کودک خود کمک کنید تا حرف بزند

به کودک خود کمک کنید تا حرف بزند

به کودک خود کمک کنید تا حرف بزند

چگونه می توانم به کودک خود کمک کنم تا حرف زدن را یاد بگیرد؟

هر چقدر می توانید به صورت مستقیم با کودک خود صحبت کنید. سعی کنید بعضی وقتها، این صحبتها صرفا بین شما و او بوده و شخص ثالثی بین شما نباشد. اگر شما در حال حرف زدن یا کتاب با شعر خواندن برای او به همراه یکی از برادر یا خواهرهای بزرگترش باشید، نمی توانید لغات و اصطلاحات را به میزان مورد نیاز او تکرار کنید، یا برای او توضیح دهید؛ در واقع اگر شما با او تنها بودید، او می توانست خیلی بیشتر از این فرصت استفاده کند. هنگام حرف زدن، به او نگاه کنید؛ اجازه دهید صورت و حرکات صورت شما را ببیند.

با تطبیق دادن حرفهای خود با کارهایی که انجام می دهید، این امکان را برای کودک فراهم کنید که معنای حرفهای شما را بهتر بفهمد. می توانید بگویید: «حالا پیراهنت را در می آورم»، و پیراهنش را دربیاورید؛ سپس بگویید: «حالا نوبت کفشهایت است»، و به سراغ کفشهایش بروید.

همچنین می توانید با تطبیق دادن حرفهای خود با حرکات مختلف صورت، احساسات خود را به صورت نمایشی به او نشان دهید. سن او به اندازه ای نیست که بتوانید او را دست بیندازید (و البته در هیچ سنی نباید این کار را بکنید). اگر او را به گرمی در آغوش بگیرید و بگویید: «عفریته شلخته بدریخت مامان کیه؟» او گیج خواهد شود! صورت شما، و در آغوش گرفتن او، احساس دیگری را به او منتقل می کند با این مضمون که «دختر خوشگل مامان کیه؟».

به کودک کمک کنید تا معنای کلی حرفهای شما را بفهمد؛ و اگر او نمی تواند حرفها و کلمات شما را تک تک و به صورت دقیق متوجه شود، ایرادی ندارد. اگر در حال غذا پختن هستید، بشقابها را روی میز بچینید، با دست به او اشاره بکنید، و بگویید: “الآن وقت ناهار است”. کودک می فهمد که ناهارش آمده شده و به زودی می تواند غذا را جلوی خودش و روی میز ناهارخوری ببیند! البته اگر شما با حرکات دست و نشان دادن بشقاب و غذا، او را راهنمایی نمی کردید، او ممکن بود معنای “الآن وقت ناهار است” را نفهمد. او معنای لغات را با تکرار آنها در موقعیت مناسب و درک لغات و کاربردشان، یاد می گیرد.

او را در احساساتی همچون اشتیاق، هیجان و تاکید، مشارکت دهید. صحبت کردن در مورد جریان عشق یا در مورد گروهی از پرندگان نادر در آسمان، می تواند ابزار مفیدی برای جلب توجه کودک و انگیزه دادن به او باشد تا برای درک مفهوم حرفهای شما تلاش کند.

چگونه می توانم به کودکم کمک کنم تا با دیگران، صحبت کند؟

به کودک خود کمک کنید تا بفهمد که “حرف زدن” تنها وقتی معنا پیدا می کند که انسان با افراد دیگر حرف بزند. اگر شما با خودتان حرف بزنید و منتظر جواب دادن دیگران نباشید، یا حداقل کودک اینطور احساس کند؛ یا هنگامی که کودک یا یکی دیگر از اعضای خانواده با شما حرف می زند، به او جواب ندهید؛ او احساس خواهد کرد که کلمات و جملات، صداهایی بی معنا و کاملا به درد نخور هستند.

سعی کنید برنامه های رادیو و تلویزیون به عنوان “صدای زمینه” دائمی هنگام مکالمات شما و فرزندتان نباشند. اگر می خواهید رادیو را زمانی که در آشپزخانه هستید و یا در تمام طول روز روشن بگذارید، فقط وقتی این کار را بکنید که رادیو در حال پخش موسیقی باشد. هنگامی که یک برنامه جدی در حال پخش است و یک، دو یا چند نفر در آن در حال صحبت کردن هستند، به دقت به حرفهای آنها گوش دهید. در ضمن، به کودک خود نشان دهید که شما معنای حرفهایی را که از رادیو پخش می شود (و کودک شما قادر به دیدن آنها نیست)، می فهمید.

در این دوره، شما تقریبا به مترجم کودک خود تبدیل شده اید. شما خواهید دید که فهمیدن حرفهای کودک برای شما آسان تر از غریبه ها است؛ کودک شما هم می بیند که شما و دیگر افرادی را که ارتباط ویژه ای با او دارند، بهتر از غریبه ها درک می کند.

چگونه می توانم “راست” و “دروغ” را به کودک خود یاد بدهم؟

کودک شما ممکن است کلمات جدید را یاد بگیرد و آنها را به درستی مورد استفاده قرار دهد، اما معنای ظریف و دقیقی را که بزرگترها از این کلمات برداشت می کنند، متوجه نشود. به عنوان مثال، او ممکن است معنای کلمه “قول” یا “تعهد” را نفهمد؛ اما با این حال به درستی از آن استفاده کند. اگر شما بگویید: «اجازه داری پنج دقیقه بیشتر بازی کنی، اگر قول بدهی بعد از آن مستقیم به اتاق خوابت بروی»، او ممکن است با شادی بگوید: «قول می دهم». با این حال، این کلمه برای او فقط این معنی را می دهد که می تواند پنج دقیقه دیگر هم بازی کند. پس از پنج دقیقه، او از شما می خواهد که پنج دقیقه دیگر هم بازی کند؛ و البته وقتی با کنایه و سرزنش به او می گویید: «اما تو قول دادی»، نمی تواند بفهمد که چرا مورد سرزنش واقع می شود.

همچنین، استفاده او از کلمات ممکن است همواره منطبق بر واقعیت نباشد. کودک شما ممکن است بتواند به راحتی صحبت کند، دیگران را متهم کند و یا حرفهای دیگران را رد و انکار کند، در حالی که معنای حرفهای خود را به طور دقیق نفهمد. او آنگونه که احساس می کند، حرف می زند. ممکن است در یک دعوا با خواهرش، زمین بخورد و پایش زخمی شود؛ بعد به سراغ شما بیاید و بگوید که خواهرش او را هُل داده است (در حالی که واقعیت ندارد). هرچند خواهرش زانوی او را زخم نکرده، اما احساسات او را اذیت کرده است؛ و کودک شما بر طبق احساسش حرفی را می زند که ممکن است از نگاه بزرگترها و در مقایسه با واقعیت، صحیح نباشد.

با رشد سن او، شما می توانید ارزش قولهایی را که آگاهانه داده شوند و با دقت نیز رعایت شده و به آنها عمل شوند، به او نشان دهید؛ همچنین اهمیت راست گفتن و پرهیز از دروغ را نیز به او آموزش دهید. اما هنوز برای این کار خیلی زود است. با گفتن چیزها و مفاهیمی که کودک قادر به درک آنها نیست، او را گیج نکنید. او تمام تلاش خودش را می کند تا شما را خوشحال کند؛ اما اگر شما به این مقدار راضی نیستید و تواناییهای طبیعی یک کودک نمی تواند موجب خوشحالی شما شود، باید بدانید که او (شاید هرگز) نخواهد توانست شما را راضی کند!

 

 

به کودک خود کمک کنید تا مستقل تر شود

به کودک خود کمک کنید تا مستقل تر شود

به کودک خود کمک کنید تا مستقل تر شود

 با رشد شخصیت، او نیاز پیدا می کند که بعضی کارها را خودش انجام دهد. در اینجا راهکارهایی ارائه شده است تا موجب تقویت تمایل او به استقلال شود:

خانه را برای کودک نوپای خود، امن کنید: کودک باید بتواند محدودیتهای خود را با جستجو در محیط اطراف، مورد بررسی قرار دهد تا استقلال واقعا در او رشد کند. به همین دلیل است که باید مطمئن شوید که خانه برای کودک شما، ایمن است. بهتر است به جای اینکه دائم دور او بگردید و هر بار که می خواهد به یک چیز خطرناک دست بزند، با فریاد زدن: “نه”، مانع او بشوید، بهتر است اشیا خطرناک را از دسترس او دور کرده و اسباب بازیهای شاد و بامزه را در اختیار او قرار دهید. این کار موجب می شود که هم او استقلال بیشتری داشته باشد و هم شما آرامش خاطر بیشتری پیدا کنید.

اجازه دهید کودک شما، تصمیم بگیرد: مسلما والدین باید محدودیتهایی را برای فرزند خود قائل شوند، اما بعضی وقتها بهتر است اجازه دهید که زمام کار در دست کودک باشد، حتی اگر او تصمیمهای عجیب و غریب بگیرد. مثلا اگر می خواهد که در وسط تابستان، پالتو بپوشد به او اجازه دهید که این کار را بکند؛ پس از مدتی گرمش می شود و می فهمد که پوشیدن یک لباس نازک در این فصل، مناسب تر است. اگر شما اجازه دهید که او خودش به این نتیجه برسد، به او امکان یادگیری و رشد داده اید.

روش انجام کارهای مختلف را به او یاد بدهید: توانایی انجام درست کارهای مختلف، یک نکته کلیدی برای احساس استقلال و پیشرفت در کودک است. اما برای پرورش تواناییهای او، شما باید نحوه انجام کار را به آرامی به او نشان بدهید و یک کار را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید. به عنوان مثال، نحوه تمیز کردن بخشی از میز غذاخوری که به خودش مربوط می شود را مرحله به مرحله به او نشان بدهید: مثلا اول باز کردن پیش بند، بردن بشقاب و گذاشتن آن داخل ظرفشویی و سپس بردن فنجان. سپس می توانید ببینید که او این کار را خودش انجام می دهد و البته بهتر است برای دلگرمی بیشتر، او را نوازش و تشویق کنید.

اجازه دهید او هم در کارهای شما شریک شود: هنگامی که کودک می بیند که شما یک کار جالب اما پیچیده و سخت (مثل غذا پختن، تمیز کردن خانه یا مرتب کردن لباسها) را انجام می دهید، می خواهد که او هم وارد کار شده و به شما کمک کند. در این حالت، بهتر است راهی پیدا کنید که کودک شما هم بتواند در آن کار به شما کمک کند. به عنوان مثال، او ممکن است نتواند ظروف را روی میز غذاخوری بچیند، اما می توانید از او بخواهید که در آوردن سبد لباسهای کثیف و گذاشتن آنها داخل ماشین لباسشویی به شما کمک کند.

وقتی او دارد کاری را انجام می دهد، شما دخالت نکنید: اگر از کودک خود خواسته اید کاری را انجام دهد، بگذارید خودش آن کار را تمام کند (حتی اگر در مقایسه با مدت زمانی که شما می توانید آن کار را انجام دهید، به دوبرابر آن زمان یا مقدار بیشتری وقت نیاز داشته باشد). حتی اگر جمع کردن لباس خواب برای او پنج دقیقه هم طول می کشد، بگذارید که او خودش این کار را انجام دهد (مگر اینکه واقعا عجله داشته باشید)؛ در این حالت، در مقایسه با زمانی که شما کار او را تمام کنید، او احساس موفقیت بیشتری خواهد کرد.

اگر کودک شما از “اضطراب جدایی” رنج می برد، احتمالا در هنگام نبودن شما، با مشکلات بیشتری مواجه می شود. در اینجا راهکارهایی ارائه شده اند که شما با استفاده از آنها می توانید به او کمک کنید که در هنگام تنهایی نیز، احساس راحتی و آرامش بیشتری داشته باشد.

هنگام خداحافظی، از خودتان نگرانی بروز ندهید: جدایی از شما برای کودک دشوار است، اما اگر شما به گونه ای رفتار کنید که گویا این اتفاق چندان جدی نیست و می دانید که به زودی بر می گردید، به کاهش نگرانیهای او کمک کرده اید. با او به صورتی جدی اما مهربانانه خداحافظی کنید و سپس مستقیم به سمت در خروجی بروید. اگر کودک شما شروع به گریه کرد، نگذارید بفهمد که احساسات و گریه های او موجب ناراحتی شما شده است.

غیاب” خود را تمرین کنید: شما می توانید از یک ساعت آشپزخانه برای تمرین ترک کردن کودک و برگشتن نزد او، استفاده کنید. زمان سنج را بر روی پنج دقیقه تنظیم کنید و به کودک بگویید: «مامان برای 5 دقیقه به یک اتاق دیگر می رود و بر می گردد». هنگامی که او فهمید که شما بر می گردید، مدت زمان جدایی را به تدریج افزایش دهید تا نهایتا او برای رفتن به مهد کودک آماده شود.

پنهانی از خانه خارج نشوید: هرچند ممکن است فکر کنید که پنهانی از او دور شدن برای او بهتر است، اما این کار موجب ناراحتی بیشتر او می شود. همینکه او بفهمد که شما بدون خداحافظی کردن او را ترک کرده اید، شروع به گریه می کند و نگران برگشتن شما می شود.

به کودکان کمک کنیم تا انتخاب کنند

به کودکان کمک کنیم تا انتخاب کنند

به کودکان کمک کنیم تا انتخاب کنند

 تصمیم گیری بخشی از فرآیند رشد است. کودک شما باید یاد بگیرد که در مورد کارهایی که باید انجام دهد فکر کند نه اینکه صرفا کارهایی را که به او می گویید انجام دهد یا در برخی موارد از انجام دادن آنها طفره برود! اما با این حال شما در این دوران نمی توانید دست کودک خود را برای انتخاب کاملا باز بگذارید؛ زیرا او ممکن است تصمیمهایی بگیرد که یا برای سلامتی او مضر باشند (مثلا تصمیم بگیرد که فقط یک بار در هفته دندانهایش را مسواک کند) یا برای شما قابل تحمل نباشند (مثلا بخواهد لباس مهمانی اش را در مدرسه بپوشد). بهترین راه برای اینکه امکان تمرین برای تصمیم گیری را در محدوده انتخابهای مطمئن و ایمن برای کودک خود فراهم کنید این است که به نحوی زندگی خود را برنامه ریزی کنید که کودک برای انتخاب کاملا آزاد باشد اما گزینه های در دسترس او به دقت انتخاب و محدود شده باشند. او می تواند انتخاب کند که دندانهایش را قبل از داستان شب یا پس از آن بشوید یا اینکه یکی از دو بشقابی را که برای شام به او پیشنهاد می دهید انتخاب کند.

 

به کودک خود کمک کنید تا تصمیم بگیرد

حتی احساسات خود کودک هم ممکن است برای خودش رازآلود و مبهم باشند. مطمئن نبودن در مورد احساسات فعلی اش به همراه اینکه نمی تواند احساسات قبلی اش را به یاد بیاورد و همچنین نمی تواند احساسات آینده اش را پیش بینی کند، تصمیم گیری را در برخی موارد برای او مشکل می کند. به نظر می رسد که این سوال که «دوست داری پیش من بمانی یا با پدرت به فروشگاه بروی؟» یک تصمیم ساده و نه چندان مهم باشد؛ اما برای کودک این تصمیم نه صریح و روشن و ساده است و نه بی اهمیت. او از کدام مورد بیشتر لذت خواهد برد؟ دفعه قبل از کدام یک از اینها بیشتر لذت برد؟ اکنون دوست دارد که کدام مورد را انتخاب کند؟ او نه پاسخ این سوالها را می داند و نه می تواند پاسخ آنها را بداند. او دودل است و هر کدام از موارد نیز که برای او انتخاب شود نهایتا او با مشکل و ناراحتی مواجه خواهد شد. البته او در آینده مجبور خواهد بود که یاد بگیرد که خودش تصمیم بگیرد؛ این هم بخشی از فرآیند رشد است.

اما او در صورتی که بتواند در مواردی که ضرری برای او ندارند تصمیم گیری را تمرین کند، سریعتر و شادمانه تر یاد خواهد گرفت که چگونه تصمیم بگیرد. اگر دو جور شیرینی یا شکلات داشته باشد این سوال که: «کدام یک را می خواهی اول بخوری؟» می تواند یک سوال مناسب باشد که او بدون استرس در مورد آن فکر کند. او هر دو شکلات را دارد. کسی هم نمی خواهد شکلات دیگر را از او بگیرد. او می تواند در صورتی که دوست داشته باشد نظرش را شش بار عوض کند!

 

انتخاب لباس

معمولا والدین از احساسات شدید کودکان خردسال خود (حتی کودکان 3 یا 4 ساله) پیرامون لباسهایی که می پوشند شگفت زده می شوند. این مساله صرفا به رشد درک و احساسات کودک نسبت به لباسها مربوط نمی شود، بلکه به رشد درک و احساسات او در مورد خودش نیز ارتباط دارد. لباسها بخشی از تصور انسان نسبت به خودش را تشکیل می دهند و همچنین بخشی از تصویری هستند که انسان از خودش به دنیا نمایش می دهد. کودک شما دوست دارد چه کسی باشد یا دوست دارد که امروز دیگران در مورد او چه فکری بکنند؟ و اگر گروهی از کودکان وجود دارند که در زندگی او مهم هستند، او می خواهد چگونه و با چه قیافه ای بین آنها ظاهر شود؟

کودک شما هنوز آنقدر رشد نکرده است که بتواند برای خریدن یا پوشیدن لباس انتخاب کند؛ اما مسلما آنقدر بزرگ شده است که حق داشته باشد در این باره حرف بزند. چرا باید لباس و ظاهر او مطابق سلیقه فرد دیگری انتخاب شده باشد؟ در هر زمان سعی کنید دو یا سه دست لباس که برای آن موقعیت مناسب بوده و برای شما نیز قابل قبول باشند به او پیشنهاد بدهید و به او اجازه بدهید که با آزادی کامل از بین آنها انتخاب کند. سعی کنید او را واقعا آزاد بگذارید؛ اگر هر دو دست لباس واقعا مناسب هستند نباید انتخاب او (مثلا پیراهن مخملی قرمزرنگ با شلوار نارنجی) را رد کنید.

جنگ و دعوا سر لباس می تواند اولین مشکل شما در آغاز روز باشد. شاید بهتر باشد که شب قبل و پیش از خواب مجموعه ای از لباسها را برای انتخاب در اختیار کودک خود قرار دهید. اگر کودک شما دوست ندارد که انتخابهایش برای لباس بسیار محدود باشند می توانید همه لباسهای فصلی یا لباسهایی را که تنها برای مراسم خاصی مناسب هستند از دسترس او دور کنید تا او بتواند با آزادی کامل از بین لباسهای باقیمانده انتخاب کند. شاید در برخی مواقع به لباسهای مختلف و متعدد نیازی نباشد و تنها چند لباس هم برای کودک شما کفایت کنند: او ممکن است از یک یونیفورم شخصی برای روزهای هفته استفاده کند و دو دامن و جوراب شلواری یا پیراهن را نیز به طور متناوب انتخاب کند.

هرچند شما لباسهای مختلف و انتخاب آنها را مدیریت می کنید اما اطمینان حاصل کنید که استفاده از این لباسها نیز تا حد امکان برای کودک شما آسان باشد. به جای استفاده از زیپهای داخلی که استفاده از آنها بسیار مشکل است دکمه ها و قلابهایی را انتخاب کنید که او بتواند به تنهایی آنها را باز و بسته کند. حتی الامکان به جای شورتها، دامنها و شلوارهای زیپ دار، از لباسهایی که کمر آنها کشی است استفاده کنید (مگر اینکه کودک شما با اصرار بخواهد که دامن، شلوارک یا شلوار زیپ دار به او بدهید)؛ و همچنین کفشهای چسبی (به جای کفشهای بنددار) بخرید. موارد اضافی و خسته کننده از قبیل دستکش یا کلاه را تا حد امکان کاهش دهید و در صورت ضرورت این موارد را به لباس او بدوزید که گُم نشوند.