چگونه اضطراب جدایی کودکان را کاهش دهیم؟

چگونه اضطراب جدایی کودکان را کاهش دهیم؟

چگونه اضطراب جدایی کودکان را کاهش دهیم؟

 اضطراب جدایی معمولا می تواند قبل از یکسالگی تا نهایتا 4 سالگی رخ دهد، همچنین امکان دارد این مساله در طی زمان به دلایلی دوباره برگشت کرده و آثار و علایم خود را نشان دهد. اگر این اضطراب به قدری شدید باشد که کودک را ماه ها از کارها و فعالیت های روزانه اش (مثل رفتن به مهد، مدرسه و برقراری ارتباط موثر و مشارکت با دوستان و هم سالانش) باز دارد، می تواند هشداری برای مساله ای جدی تر باشد. 

علایم معمول اضطراب جدایی:

       –ترس از وقوع اتفاقی جدی و خطرناک که برای افراد نزدیک و مورد علاقه اش (بخصوص مادر) پیش می آید.

       –نگرانی از وقوع اتفاقی غیر منتظره که منجر به جدایی و طرد همیشگی او شود.

       –دیدن کابوس های شبانه در مورد جدایی.

       –خودداری از رفتن به مهد یا مدرسه.

       –خودداری از به خواب رفتن قبل از دیگران یا خواب در اتاق خودش.

       –از بیماری های جسمانی مثل دل درد یا سردرد شکایت می کند.   

        –هنگام جدایی به شدت بهانه گیری کرده و مدام به یکی از والدین (بیشتر مادر) میچسبد

دلایل وقوع این اضطراب:

      –تغییرات محیطی (خانه، مدرسه یا مهد جدید – تغییر در وضعیت نگهداری یا کارهای روزانه)

      –وقوع استرس (تعویض مهد یا مدرسه، دور شدن یا از دست دادن شخص مورد علاقه)

      – والدین حمایتگر افراطی (گاهی حمایت ها، کنترل ها و حساسیت های بیش از حد والدین حاکی از اضطراب یا وسواس های خود آنهاست. همچنین بعضی والدین ناخودآگاه دوست دارند کودک را نسب به خود وابسته و نیازمند نگه دارند)

چه کاری برای این اضطراب کودک می توان انجام داد؟

تمرین جدایی. سعی کنید قبل از نام نویسی کودک در مهد یا قبل از ورود کودک به مدرسه، او را با فرستادن به کلاس ها یا کارگاه های کوتاه مدت، سپردن به شخصی مورد اطمینان و با محبت، بردن به خانه های بازی یا پارک که کودک باید زمانی را در محیطی دلپذیر و خوشایند تنها و مستقل باشد، استقلال و جدایی های کوتاه مدت را تمرین کنید تا کودک برای رفتن به جایی آموزشی با قوانین و تمام وقت آمادگی پیدا کند

 زمان جدایی را بعد از خواب یا غذا تنظیم کنید.بدترین زمان برای جدا کردن کودک وقتی است که او خسته، گرسنه یا مریض است، در این زمانها کودک بجای شکایت از خستگی یا گرسنگی، جدایی را بهانه می کند و با جرو بحث های احتمالی بعد از آن خاطره ای بد در ذهنش نقش میبندد که به اشتباه آن را به جدایی، مهد، دوستان و تنهاییش نسبت می دهد.

 وقت جدایی خداحافظی خوبی داشته باشید، بیا نی نی و جنجال راه نیندازید بزرگترین اشتباه این است که والدین از ترس گریه ها یا بهانه گیری های کودکشان،هنگام سپردن به مهد یا مکانی دیگر، غیب شوند.  هرچقدر از بهانه ها یا گریه های کودک بیشتر بترسید و نگرانی در چهره تان جلوه گر شود، کودک بیشتر به بهانه جویی و ناسازگاری ادامه خواهد داد. سر و صدا، دعوا، پرخاشگری و به زور کندن کودک هم اوضاع را بدتر می کند. فقط کافیست مطمئن، متین و آرام به او توضیح دهید که چرا او را به فلان جا می برید و قرار است چه کارهایی در آنجا انجام دهد. سپس به او قول دهید که حتما برمی گردید یا کس دیگری (با ذکر نام) را به دنبالش می فرستید. سعی کنید قبل و بعد از بردن و آوردن کودک محیط را شاد و آرام کرده تا او در محیطی پرتشنج و با دعوا از شما جدا نشود. بعد با اطمینان او را به فرد مورد نظر بسپارید و خداحافظی کرده، مطمئن و سریع محیط را ترک کنید. نایستید با کودک کلنجار بروید، این اوضاع را فقط بدتر می کند. موقع برگشت هم با آغوش باز و لبخند او را تحویل گرفته و از آموزش ها و کارهای آن روزش سوال کنید. در ضمن از او بپرسید که مطمئن شد شما برمی گردید و سر حرفتان هستید؟ 

 رفت  و آمد با جمع های فامیلی، دوستان و آشنایان را گسترش دهید. جالب است وقتی والدینی، خود بسیار منزوی با روابط اجتماعی محدود و بسته هستند از گوشه گیری و اجتماعی نبودن فرزند خود شکایت می کنند. بسیاری از الگوهای رفتاری از خود والدین گرفته می شود. پس روی روابط اجتماعی و نحوه رفت و آمدهای خود با سایرین توجه داشته باشید.

از مراقب جایگزین استفاده کنید برای مثال اگر می بینید کودکتان در مهد رفتن مساله دارد در صورت امکان مدتی او را پیش خاله، مادربزرگ و… بسپارید یا بهتر از آنها پرستار بگیرید. چرا که گاهی نزدیکان از مادر اصلی کودک بیشتر دلسبتگی ایجاد می کنند و روش های غلط تربیتی را با توجیه مهربانی و محبت بیش از اندازه بکار می گیرند.

 تا آنجا که می توانید برنامه های تلویزیونی ترسناک و پر بیا نی نی و جنجال را کم کنید. 

تاحد امکان محیط خانه را با آرامش حفظ کنید.این بدین معنی نیست که هیچ دعوا یا مشکلی نباید پیش آید، بلکه باید شما مهارت حل مساله تان را تقویت کنید که کودک هم از شما الگو بگیرد. حفظ آرامش و متانت هنگام وقوع یک مساله تماما می تواند به افراد خانواده منتقل شود. 

تسلیم نشوید. فکر نکنید دو روزه باید همه ناراحتی و ناسازگاری کودک رفع شود یا به موقعیت جدید و تنهایی یا استقلال عادت کند، هر چیزی وقت لازم دارد. پس تسلیم نشوید و به تلاشتان بابت جدا کردن او از خود و متقاعد کردنش به لزوم تنهایی و استقلال در ساعاتی از روز ادامه دهید. 

 در مورد اضطراب جدایی در کودکان مطالعه بیشتری داشته باشید، این کار آمادگی شما را در مواجهه با مشکلات فرزندتان بالا می برد و همچنین مسال را به اشتباه بغرنج و یا بی اهمیت نمیگیرید. 

 به احساسات کودکتان گوش دهید، برای آنها احترام و اهمیت قاعل شوید و درمورد آنها صحبت کنید . گاهی کلنجار رفتن های ما مبنی بر بی اهمیت یا نادرست جلوه دادن ترس یا هراحساس دیگر کودکمان فقط  اوضاع را بدتر می کند و مشکلی حل نمیشود.نگویید “درموردش فکر نکن” یا “اینکه موضوع مهمی نیست اینقدر بزرگش کردی، وای… حالا انگار چی شده!” یا “اه چقدر الکی لوس می کنی خودتو… چه خبرته؟ 

کودک را بشنوید و با او همدردی کنید، لحظه ای خود را جای او بگذارید و با کلمات و رفتار آرامش بخش نشان دهید او را می فهمید و برایش ارزش قاعلید. همین ! این می تواند کوهی از بغض ها و ناراحتی های کودکتان را رفع کند. گاهی هم به دلیل سن کم بچه نمی تواند خود یا احساسش را توضیح دهد پس با بهانه گیری های نامربوط یا در بازی ها، نقاشی ها، هنگام برخورد با سایرین ویا در کابوس های شبانه مشکل و احساسش را بروز می دهد. اینجا باید هوشیار باشید و خود موضوع را وسط بکشید، او را تشویق کنید که حرفش را بزند البته این درصورتی امکان پذیر است که بعد از بیان مساله کودک توبیخ یا سرزنش نشود تا برای بار بعد به شما اعتماد نکند و موضوعات را کتمان کند. 

 به او عواقب جدایی های قبلی را یادآور شویدمثلا: دیدی دیروزم اومدم دنبالت باهم تا خونه پیاده روی کردیم و شعر خوندیم. یا  یادته اون روز که کامل موندی مهد بعدش اومدم دنبالت و باهم رفتیم یه پارک خوشگل کلی بازی کردی؟ دیدی هیچ اتفاقی نیوفتاد و من یا پدرت یا …صحیح و سالم بودیم؟

 می توانید از والد دیگری که کودک از او حرف شنوی بیشتری دارد یا آن والدی که محکم تر و استوار تر است کمک بگیرید. مادر یا پدری که خود به کارشان مطمئن و آگاهند در رفع اضطراب کودک و بهانه جویی هایش موثرترند. چراکه کودک هم مطمئن می شود قرار نیست با جدا شدنش اتفاق بدی بیفتد یا برای همیشه تنها بماند. 

برای خانه و روابطتان قانون ها و محدودیت هایی داشته باشید. اینکه کودک فقط در محیط آموزشی قانونمند شود اصلا کار درستی نیست. به این صورت بدترین جای دنیا برایش مهد یا مدرسه یا خانه فلانی می شود و بهترین جا خانه… پس چه بهتر که به هر وسیله ای شده خودش را به مادر و پدرش بچسباند و در خانه بماند. همچنین متوجه می شود دیگران هم برای خود حریمی دارند و نمی شود همه جا با آنها بود و خود را تحمیل کرد. مثلا شاغل بودن والدین. کودک باید بداند هر روز هر کس وظیفه ای دارد و باید به کارش برسد. این برای سایر قوانین در سالهای بعدی زندگی او هم بسیار پراهمیت است.

 آرامشتان را حفظ کنید. هرچه شما بیشتر بهم بریزید، اضطراب کودکتان و بعد مسال پشت آن هم بیشتر میشود 

 مشارکت ها و همکاری های کودک را تشویق و حمایت کنید تا متوجه شود شما می بینید و قدردانید.

سعی کنید اگر کودک را در مهد نام نویسی کرده اید یا به آموزشگاهی می رود، غیبتی نداشته باشد یا یکی درمیان نرود تا عادتش خراب نشود.

 

 

 
 

 

مرجان حسینی زاده – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی  

متخصص امور کودک و خانواده

 

ترس کودکان ترسی ندارد!

ترس کودکان ترسی ندارد!

 ترس کودکان ترسی ندارد!

ترس واکنشی است در برابر عوامل تهدید کننده ای که فرد قدرت مقابله مستقیم با آن را ندارد این واکنش در صورتی که به طور کامل کنترل شده و به طور منطقی تعبیر شود ،طبیعی ،لازم و مفید است.واتسون پایه گذار مکتب رفتار گرایی معتقد است که ترس یکی از 100 غریزه یا انگیزه ایست که انسان با آن به دنیا می آید.

 


 


ترس یکی از پدیده هایی است که نقش بسیار تعیین کننده ای در تکامل انسان ابتدایی داشته است،همچنین در شکل گیری و توضیح شخصیت انسان و در روابط اجتماعی ،ترس جزو یکی از فاکتور های اساسی محسوب می شود.

 

 


 


 


تفاوت بین ترس و اضطراب :

 


 


اضطراب به عنوان احساس رنج آوری که با یک موقعیت کنونی یا با انتظار خطری که به شیئی نا معین وابسته است،تعریف می شود ، به عبارت دیگر ، اضطراب مستلزم مفهوم نا ایمنی یا تهدیدی است که فرد منبع ان را به وضوح درک نمی کند.در حالی که اصطلاح ترس به احساسی پوشش میدهد که در مقابل یک شیئ که به منزله شیئ خطرناک محسوب می شود ،به وجود می آید ، از همین زاویه است که اغلب راوانشناسان ترس را از اضطراب متمایز کرده اند.

 

 


 

 


 


عناصر ترس :

 


 


هنگامی که خطر را تجربه می کنیم ، دستخوش تغییرات بدنی و هیجانی گوناگونی می شویم که پاسخ ترس دارای 4 عنصر است :

 

 

 

 


 


1.      عناصر شناختی (انتظار های آسیب قریب الوقوع)

 


 


2.      عناصر بدنی (واکنش های اضطراری بدن به خطر، به علاوه تغییرات موجود در ظاهر ما)

 


 


3.      عناصر هیجانی (احساس های دلهره و وحشت و وحشتزدگی)

 


 


4.      عناصر رفتاری (گریه ، جنگ و گریز)

 

 

 

 

 

 


 


علل ترس در کودکان :

 


 


اینکه چرا کودکان می ترسند مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و روانشناسان بوده است.برخی از محققان ، عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس ها عنوان کرده اند و برخی دیگر عوامل روانشناختی ، عوامل خانوادگی و سایر علل مختلف آن به انواع زیر تقسیم می شود :

 

 


 


 ترس های عمدی : علت ترس ممکن است عمدی باشد، یعنی کودک را از چیزی ترسانده باشیم،مثل ترساندن کودک از چیز های خطرناک ، نظیر آب جوش ، وسایل تیز و غیره .

 

 


 


 ترس های تصادفی : علت ترس ممکن است تصادفی باشد،یعنی بدون انکه شما بخواهید کودکتان تصادفا در شرایط ترسناکی قرار بگیرد و بترسد ، مثل تجربه تلخ حمله سگ که سبب پیدایش ترس از حیوانات میشود.

 

 


 


 ترس های اکتسابی : ترس ممکن است از مادر به کودک سرایت کند، و کودک ترس را از مادر خود کسب کند . مادر که به محض مواجه شدن با شرایط نامطلوب ، جیغ میزند، میلرزد و به لکنت می افتد، ترس خود را به آسانی به کودکش منتقل می کند ،مثل ترس از رعدو برق وحشرات .متاسفانه اثر این نوع ترس ممکن است تا مدت ها در ذهن کودک باقی بماند.

 

 


 


 


 ترس های عاطفی : ترس ممکن است به علت هیجانات عاطفی و فشار های روحی کودک باشد.تنش های عصبی و عاطفی ابتدا به صورت اضطراب و سرانجام به صورت ترس دائمی در کودک ظاهر میشود.مانند:

 

 


 

 


 


اضطراب ناشی از دوری پدر و مادر : این حالت عاطفی به صورت ترس از تاریکی و تنهایی ظهور میکند.

 

 


 


 


احساس گناه : گاهی اوقات برخی از والدین ، هنگامی که کودکشان قواعد اخلاقی یا اجتماعی را رعایت نمیکند ، احساس گناه و تقصیر رادر درونش بر می انگیزد .مثلا وقتی کودک شیطنت می کند یا در خیابان بهانه خریدن چیزی را می گیرد ، به او می گویند که خانه را ترک خواهند کرد یا در خیابان رهایش خواهند ساخت.این نوع ر فتار ها در کودک احساس گناه و ترس را به وجود می آورد.

 

 


کشمکس پدر و مادر : دعوای والدین و جدال دائمی آنها ، کودک را دچار احساس عدم امنیت و ترس خواهد کرد.

 

 

 

 

مرجان حسینی زاده / کارشناس ارشد روانشناسی بالینی 
متخصص امور کودک و خانواده

 

75 درصد کودکان بیش فعال به ریتالین جواب مثبت می‌دهند

75 درصد کودکان بیش فعال به ریتالین جواب مثبت می‌دهند

75 درصد کودکان بیش فعال به ریتالین جواب مثبت می‌دهند

دکتر محمد حسین سلطان زاده، متخصص اطفال و استاد دانشگاه شهید بهشتی گفت: با توجه به علائم اختلال بیش فعالی و عوارض زیاد ناشی از آن مانند انواع بدرفتاری و بی توجهی به کودک که در نهایت منجر به کاهش حس احترام به خود و اعتماد به نفس در وی می‌گردد. ضروری است که این گونه کودکان و نوجوانان تحت درمان قرار گیرند.

وی ادامه داد: بهترین درمان این اختلال، استفاده از داروهای محرک می‌باشد که یکی از بهترین انواع این داروها، ریتالین است که در ایران نیز وجود دارد. در حدود 75 درصد کودکان به این دارو جواب مثبت می‌دهند.

وی تصریح کرد: معمولا اولین علامتی که با مصرف ریتالین از بین می‌رود، پر تحرکی کودک و آخرین علامت کمبود توجه و تمرکز است.

وی ادامه داد: در ابتدا دارو به مدت دو هفته امتحان می‌شود و در صورت بروز پاسخ مثبت که از طریق خود کودک، والدین و معلمین تایید می‌گردد، دارو به مدت طولانی تجویز می‌گردد.

سلطان زاده گفت: با توجه به این که نیمه عمر دارو کوتاه است، در دو یا سه نوبت تجویز می‌گردد. مصرف این دارو باعث افزایش توجه و تمرکز شده و در نتیجه افزایش یادگیری و در نتیجه عملکرد بهتر تحصیلی (کسب نمرات بهتر) و افزایش اعتماد به نفس در کودک و نوجوانان می‌شود.

وی گفت: از عوارض شایع مصرف داروی ریتالین، بی اشتهایی، درد معده، سردرد و بیخوابی است. با توجه به عوارض این داروها، تعطیلات دارویی به صورت عدم مصرف آن در روزهای تعطیل (جمعه‌ها)، تعطیلات رسمی، ایام عید و گاه تابستان در نظر گرفته می‌شود.

وی در پایان تاکید کرد: از روشهای دیگر درمان می‌توان از رفتار درمانی، آموزش و مشاوره با والدین و گروه درمانی برای کودکان و نوجوانان مبتلا به بیش فعالی نام برد.

 

منبع : بیا نی نی  

 

ویژگی های یک اسباب بازی مناسب

ویژگی های یک اسباب بازی مناسب

ویژگی های یک اسباب بازی مناسب

 

اسباب بازی های کودکان چنانچه با دقت و بر طبق اصول روانشناسی و هدف های آموزشی انتخاب شوند، در زندگی اجتماعی و روانی و در رشد فکری و تربیتی آنان بسیار مؤثر خواهد بود. به همین جهت است که روانشناسان و مربیان مشهوری چون «منتسوری»، «والن»، «کلاپارد»، «دوبس» و دکتر «هوشیار» در این زمینه به تفصیل بحث کرده و بازی و اسباب بازی را در رشد فکری و تربیت قوای عقلانی کودک مؤثر دانسته اند.

کودکان هنگام بازی مخصوصا با اسباب بازی هایی که جنبه فکری و آموزشی دارند بهتر می توانند به فعالیت های مختلف ذهنی، حرکتی و روانی بپردازند.

از نظر روانشناسی باید دانست که تمایل کودکان به بازی و علاقه شدید آنها به اسباب بازی، یکی از علایم سلامت عقل، کنجکاوی و هوشیاری آنان است.

 

ویژگی های یک اسباب بازی مناسب عبارتند از :  

1-       پرورش نیروی سازندگی 

کار اسباب بازی سرگرم کردن ، ساکت نگه داشتن و پر کردن وقت کودک نیست . اسباب بازی باید مایه و حرفی تازه داشته باشد . در واقع اسباب بازی باید علاوه بر سرگرم کردن کودک او را به گونه ای فعال به کاری مثبت و سازنده وادارد و نیروی سازندگی و خلاقیت او را پرورش دهد .

2-      نزدیکی به واقعیت ها  و فرهنگ جامعه

3-      تحریک حواس مختلف

هر اندازه اسباب بازی بتواند حواس بیشتری از کودک را به کار گیرد و  لذت بیشتری ایجاد کند مناسب تر است . کودکان از هر چیزی که آن را لمس کنند ببینند و بشنوند بیشتر لذت می برند تا چیزهایی که تنها مشاهده کننده آن باشند . 

4-      پرورش خیالات و تصورات

اسباب بازی باید بتواند تصورات و خیالات کودک را گسترش دهند

5-      کشف و جستجو

اسباب بازی باید به کودک در اکتشاف و جستجو از طریق تجربه کمک کند ، کودک باید قادر باشد آزادانه به اسباب بازی خود دست بزند این وسایل نباید فقط یک هدف را در خود داشته باشد بلکه باید استفاده از آن باعث شود که کودک بسیاری از تجربیات روزمره و یا آموخته های خود را به وسیله تمرین ، کاربرد صحیح و کشف کردن را از این طریق بیاموزد .

6-      داشتن انگیزه یا محرک

اسباب بازی مناسب بایستی بتواند نظر کودک را جلب کند ، اگر بازی با اسباب بازی توام با موفقیت باشد کودک به ادامه بازی ترغیب می شود . برای مثال وقتی کودکی قطعات رنگی را بر اساس رنگ خاص هماهنگ می کند یا قطعات پازلی را در کنار یکدیگر می چیند ، احساس موفقیت می کند و این بهترین پاداش است. 

7-      پرورش مهارتها و توانایی های بدنی

برای پروش کلیه حواس ، باید اسباب بازی مناسب آن را در اختیار کودک قرار داد تا کودک علاوه بر سرگرمی به توانایی جسمی خویش آگاه گردد .

8-      تناسب با سن کودک

اسباب بازی باید مناسب سن و همخوان با علایق و در خور توانایی های ذهنی و رشدی کودک باشد نه آن قدر سخت و پیچیده که کودک از بازی با آن عاجز شود نه آن قدر ساده که علاقه کودک را از بین ببرد .

9-      تناسب با جنسیت کودک

اسباب بازی باید متناسب با جنس کودک باشد در زمینه نقش جنسیت در انتخاب اسباب بازی تحقیقات فراوانی شده ، اگر پدر و مادری مشاهده کردند که پسرشان عروسک بازی می کند یا دختر آنان تفنگ بازی می کند حساسیتی نشان ندهند تفاوت جنسی در 7 تا 8 سالگی آشکار می شود و هر کدام به بازیهای خود خواهند پرداخت که با طبیعت و انتظارت جامعه از آنان منطبق است . 

10-   دوام و استحکام 

11-   قیمت

      یک اسباب بازی مناسب الزاما یک اسباب بازی گران قیمت نیست . بنابراین خریدن یک اسباب بازی ارزان غیرمنطقی  نخواهد بود  مخصوصاً وقتی که باعث رشد ذهنی ، جسمانی و اجتماعی کودک باشد .

 

 

لیستی از اسامی اسباب بازی های مناسب

شن، خاک رُس (که به آسانی تبدیل به گل شود)، آب، خمیرهای بازی، رنگ برای نقاشی انگشتی، آبرنگ، قلم مو در اندازه های مختلف، مداد رنگی، مداد شمعی، گچ (برای استفاده تخته سیاه)، قیچی با لبه های گرد، انواع لگوها، قطعات ساختمان سازی، مکعب های چوبی و قطعات چوبی در اندازه های مختلف، اسباب بازی های پیچ کردنی (هزارسازه ها، پیچ و مهره ها، سرامیک ها، انواع پازل ها، لوتوی ارتباط، دومینوها، حلقه های اهرمی شکل، انواع عروسک ها، عروسک های پلاستیکی، پارچه ای، کاموایی، خانواده عروسکی (شامل مادر، پدر، نوزاد، برادر، خواهر، مادربزرگ، پدربزرگ)، شیشه پستانک، وسایل اتاق خواب، گهواره، کالسکه عروسک، گیره های بند رخت، لباس های کوچک با دکمه های نسبتا درشت که کودک بتواند لباس های عروسک را به سهولت عوض کند، اتو و میز اتوی کوچک اسباب بازی برای خانه عروسک ها، تلفن، لوازم نظافت مانند جارودستی، جاروبرقی، تی، خاک انداز، کهنه برای گردگیری، وسایل آشپزخانه نظیر یخچال، گاز، ظروف آشپزی، سرویس چایخوری نشکن، لوازم خیاطی، اسباب و لوازم دکتری و پرستاری، گاری، اتومبیل، هواپیما، آمبولانس، ماشین آتش نشانی، هلی کوپتر، کامیون، چرثقیل، بلدوزر، گریدر، ترن، تراکتور، زنبیل کوچک، سبد، نخ کردن مهره های رنگین، ترازو (که مفهوم سبک، سنگین، کیلو، گرم و … را یاد می گیرد)، تخته میخ زدن، چکش، اشکال مختلف آهن ربا، وسایل هُل دادنی و کشیدنی (فرگون، دوچرخه، سه چرخه)، انواع توپ ها (پارچه ای، پلاستیکی، چرمی) برای سنین بالاتر، اره های مخصوص که کار با آنها تا حدودی مشکل است همراه با چند قطعه چکش، میخ و چسب چوب.

 

(گینوت) به طور کلی پنج اصل را در انتخاب اسباب بازی مهم می داند که عبارتند از:

1ـ برقراری ارتباط و تماس کودک با دیگران را آسان کند.

2ـ در ابراز و تخلیه یک احساس کودک را تشویق کند.

3ـ به افزایش بینش و بصیرت کودک کمک کند.

4ـ فرصت هایی برای آزمایش واقعی ایجاد کند.

5ـ وسیله ای باشد برای جبران ناکامی ها و اظهار تمایلات و آرزوهای سرکوب شده کودک.

 

 

 

 
گرد آوری : علیرضا صدیق منش 
کارشناس روانشناسی و نوروتراپیست

 

 

منابع :

 

 

1 -کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان شورای نظارت بر اسباب بازی 

 

 

2 ـ ایللینگورث، رونالدس، کودک و مدرسه (ترجمه شکوه نوابی نژاد)، ص129.

 

 

3 ـ احمدوند، محمدعلی، روانشناسی بازی، ص106.

 

 

4 ـ مجله پیوند، مردادماه 1359، ص38 و منبع شماره 3، ص107 و 106.

 

 

5 ـ شهرآرای، مهرناز، راهنمای انتخاب اسباب بازی، ص104.

 

 

6 ـ واثقی، مینو، آموزش ضمن بازی (سال سوم هنرستان)، ص12.

 

 

7 ـ Mayesky mary creativities for young children P.p 67.

 

 

8 ـ قربانیان، غلامرضا، مجله فرزند سالم، بهمن ماه 1375، ص35 و منبع شماره 5، ص4.

 

 

9 ـ منبع شماره 3، ص108.

 

 

10 ـ Ginott Haim Group psychotherapy with children P.P 52.

 

 

 

 

 

کودکتان را به زور پاشویه نکنید

کودکتان را به زور پاشویه نکنید

 کودکتان را به زور پاشویه نکنید

 دکتر حمید روان پارسا، متخصص اطفال گفت: یکی از مسائل آزار دهنده برای خانواده‌ها کنترل تب در کودکان است. والدین باید بدانند وقتی کودک آرام و بی‌حال است، بیمار است، بنابراین باید از لحاظ داشتن تب او را بررسی کنند.


وی ادامه داد: والدین سعی کنند به کودک مقدار زیادی مایعات بنوشانند، در شیرخواران بهترین چیز شیر مادر است، خوردن مایعات درجه حرارت بدن او را پایین آورده و از کم شدن آب بدن جلوگیری می‌کند. در صورت تمایل کودک او را با آب پاشویه و تن شویه کنید، کودک را با اجبار پاشویه نکنید زیرا اضطراب کودک و گریه کردن خود منجر به افزایش دمای بدن می‌شود. 

وی اذعان داشت: از داروهای پایین آورنده مثل استامینوفن و ایبوبروفن برای پایین آوردن تب بدون دستور پزشک استفاده نکنید و برای پایین آوردن تب هیچ‌گاه به کودک آسپرین ندهید زیرا اختلال در عملکرد مغز و کبد او ایجاد می‌کند. در صورتیکه کودک شما سابقه تشنج ناشی از تب را دارد در تب بیش از ۳۹ درجه با مشورت پزشک از دیازپام به صورت خوراکی و یا شیاف استفاده کنید. 

وی در پایان اظهار داشت: اگر در زمان تشنج رنگ کودک به آبی متمایل شد یا بیشتر از چند دقیقه تکان‌های شدید داشت یا اینکه بعد از تشنج در نفس کشیدن مشکل پیدا کرد به سرعت به اورژانس مراجعه کنید، پاشویه کردن کودک بطور صحیح در زمان بروز تشنج از اهمیت بسیار برخوردار است. 
 
 
منبع : بیا نی نی

در این دوره بحرانی، کودکتان را دریابید

در این دوره بحرانی، کودکتان را دریابید

در این دوره بحرانی، کودکتان را دریابید

  سمیرا خضری کار‌شناس بهداشت خانواده گفت: متأسفانه یک تصور غلط باعث می‌شود تا مادران در هنگام از شیر گرفتن، کودک را کمتر در آغوش بگیرند. این مسأله نه تنها برای کودک بلکه برای مادر نیز مشکلات روحی، روانی زیادی ایجاد می‌کند. 

 
وی ادامه داد: اغلب بچه‌ها در سنین ۱۴ تا ۲۱ ماهگی بیشتر تمایل دارند در آغوش مادر باشند، مادران نباید نگران این تمایل کودکشان باشند، زیرا این حالت وابستگی نیست بلکه حس دلبستگی است. حس دلبستگی با وابستگی و بغلی شدن تفاوت دارد. 
 
این کار‌شناس افزود: کودکی که در آغوش مادر رشد می‌کند، امواج مهر و محبت را از او می‌گیرد و این به افزایش وزن او کمک می‌کند. تحقیقات دانشمندان نشان داده است که تماس پوستی مادر با کودک بویژه در سال اول زندگی باعث افزایش اشتها شده و به رشد مناسب او کمک خواهد کرد. 
 
وی در پایان اظهار داشت: از شیرگرفتن کودک به معنی از آغوش گرفتن کودک نیست، بلکه فقط نحوه بغل کردن کودک عوض می‌شود، در این دوران کودکان بیشتر به عشق و محبت مادر خود نیاز دارند. بنابراین مادر نباید آن را از فرزند دلبندش دریغ کند. 
 
 
 
منبع : بیا نی نی
 

ترسناک‌ترین اثرات “دیابت نوع یک” بر بدن کودکان

ترسناک‌ترین اثرات "دیابت نوع یک" بر بدن کودکان

 کار‌شناسان در یک تحقیق جدید دریافته‌اند دیابت نوع یک در کودکان می‌تواند سبب تغییراتی خاص در مغز آنها و به وجود آمدن مشکلات سلامتی مضاعف در آنها شود

گفتنی است، کار‌شناسان دریافته‌اند این عارضه که به نام diabetic ketoacidosis شناخته می‌شود می‌تواند سبب ضعف حافظه و کاهش سطح تمرکز بر روی کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شود

بررسی‌ها نشان می‌دهند، دانشمندان با انجام آزمایش تصویربرداری MRI از مغز کودکان داوطلب مبتلا به دیابت نوع یک به این نتایج دست یافته‌اند

کودکانی که مبتلا به ketoacidosis بوده‌اند دارای علائمی مانند انقباض ماده خاکستری مغز و تورم مادهٔ سفید مغزی در تصاویر MRI مغزشان بوده‌اند

این تحقیقات توسط پزشکان مرکز دیابت بیمارستان کودکان ویکتوریا در کشور استرالیا صورت گرفته است

در حال حاضر تنها در کشور ایالات متحده ۳۰ هزار فرد بزرگسال و کودک مبتلا به دیابت نوع یک وجود دارند و هر سال بر این تعداد افزوده می‌شود

کار‌شناسان در حال جستجوی راه‌حلی برای رفع این مشکل در کودکان هستند زیرا این مشکل می‌تواند مانع از یادگیری دروس و همین‌طور یادگیری مهارت‌های جدید در کودک شود.
 

 

منبع : بیا نی نی

راهکارهایی برای افزایش تمرکز در کودکان

راهکارهایی برای افزایش تمرکز در کودکان

 راهکارهایی برای افزایش تمرکز در کودکان

یکی از بیشترین مشکلاتی که بچه های پیش از دبستان و والدین یا مربیان با آن روبرو هستند، عدم تمرکز و توجه بچه ها و تلاش برای افزایش دقت و تمرکز در آنها است. رفتارهای سرزده، اعمال بدون فک،ر حواس پرتی،  پیش فعالی و عدم تمرکز و توجه جزئی از مشکلات قابل توجه در کودکان به حساب می آیند

برای اصلاح رفتار و افزایش توجه و قدرت تمرکز در کودکان راه ها و روش هایی پیشنهاد شده است که با به کارگیری آنها می توان در افزایش قدرت تمرکز در بچه ها کمک های زیادی کرد. این شیوه ها عبارتند از  فعالیتهای سرگرم کننده ای که در کمک به افزایش توجه و تمرکز کودکان بسیار مفید بوده و به راحتی توسط والدین در داخل منزل قابل اجرا است.

 راههای افزایش توجه و تمرکز در بچه ها

 اولین گام پیشنهادی درگیر کردن کودک با هنرهای خلاق و گویا نظیر نقاشی و طراحی است. این فعالیتها نیازمند این هستند که کودک در مکانی نشسته و برای مدت زمانی که مشغول انجام این فعالیت است تمرکز کند. حتی می توان تعداد فعالیتها در این زمینه را نیز به مجسمه سازی و کوبلن دوزی گسترش داد. بعضی از کودکان در انجام این نوع فعالیتها بسیار مشتاق هستند، بنابراین می توان با گذاشتن مدلهایی چون هواپیما یا ماشین جلوی آنها این فعالیتها را برای آنها جذاب تر نیز کرد. از نمونه های دیگر این فعالیتها می توان به نجاری و ساختن یک رشته مهره اشاره کرد.

 از جنبه های مهم این فعالیت قبل از هرچیز به وجود آوردن علاقه در کودک است. این فعالیتها علاوه بر آنکه باعث ایجاد تمرکز و توجه در کودکان در حین انجام فعالیتها می شود، فرصتی را به وجود می آورد تا والدین قسمتی از وقت خود را با کودک سپری کرده و از علاقه کودک نسبت به انجام کار خاصی آگاهی پیدا کرده و پیوند بین آنها نیز قوی تر شود. راه دیگری که در افزایش قدرت تمرکز کودکان پیشنهاد شده است گوش دادن به داستان است. از کودک خود بخواهید تا به یک داستان ضبط شده گوش فرا دهد و آن را برای شما توضیح دهد. این کار را می توان با توجه به سن کودک و میزان رشد او به روشهای مختلف انجام داد.

 اگر کودک شما به کتاب های خاصی علاقه نشان می دهد سعی کنید نوارهای قصه های مورد نظر او را برایش تهیه کنید. در هنگام گوش کردن به داستان بهتر است کودک دراز کشیده یا بنشیند و چشمان خود را ببندد و محیط اطراف او نیز آرام باشد. پس از به پایان رسیدن هر فصل از فرزند خود بخواهید تا این قسمت از داستان را برای شما تعریف کند

 اگر فرزند شما به مدرسه می رود و نوارهای داستان مورد نظر او در بازار پیدا نمی شود خودتان داستان های مناسب سن او را ضبط کرده و برای او بگذارید. به تدریج به جای انتخاب کردن داستانهای کوتاه داستان های بلند را انتخاب کنید و بعد از پایان هر فصل از فرزند خود بخواهید تا آن را برای شما تعریف کند به این شکل زمان گوش فرا دادن به قصه و تمرکز بچه روی آن طولانی تر می شود

 زمانی که می خواهید این گام را در جهت افزایش توجه و تمرکز در کودک شروع کنید به خاطر داشته باشید که باید محیط آرامی را برای گوش کردن کودک به قصه فراهم کنید. همچنین محیط باید بگونه ای باشد تا مانع از حواس پرتی او شده تا او به خوبی بتواند در این فعالیت تمرکز کند. کم کم انجام این کار برای کودک عادی و راحت تر می شود. از دیگر مزایای انجام این فعالیت بدست آمدن فرصتی است تا والدین و فرزند بتوانند درباره داستان با یکدیگر صحبت کرده و دغدغه های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. سومین گامی که در خصوص افزایش قدرت تمرکز در کودک پیشنهاد شده است، فراهم کردن پازل و جدول های مخصوص به گروه سنی مناسب است. حل کردن جدول و مرتب کردن پازل قدرت تمرکز و توجه در کودک را تقویت کرده و فزایش می دهد. به ویژه حل جدول توجه کودک نسبت به کلمات و نظم و ترتیب دهی در او را افزایش می دهد. همچنین مرتب کردن پازل توجه کودک در زمینه تشخیص شکل اشتباه و تلاش برای یافتن تصویر درست بالا می برد.

  روش پیشنهادی دیگر بازی با سکه است. این بازی از آنجایی که باعث پرورش قدرت تمرکز و توجه در کودک می شود مورد توجه بسیاری از والدین قرار گرفته است کودکان نیز از انجام دادن این بازی لذت میبرند چون این بازی برای آنها سرگرم کننده است. برای انجام این بازی ابتدا به تعدادی سکه های کوچک دسته بندی شده و یک عدد مقوا برای پوشاندن آنها و یک عدد کرونومتر نیاز دارید. ۵ عدد از سکه ها را انتخاب کرده و آنها را به ترتیب بچینید. سپس از فرزند خود بخواهید تا آنها را به دقت نگاه کند. سپس روی سکه ها را با مقوا بپوشانید. کرونومتر را روشن کنید. از فرزند خود بخواهید تا الگویی مشابه آنچه شما چیده اید با گروه دیگر از سکه ها ایجاد کند. زمانی که کار او به پایان رسید کرونومتر را نگه دارید و زمان را محاسبه کرده و مقوای روی سکه ها را بردارید. زمانی را که او صرف انجام این کار کرده است را یادداشت کنید سپس الگوی چیده شده توسط او را با الگوی خود مقایسه کنید اگر الگوی او با الگوی شما متفاوت بود به او مجدد فرصت  بدهید تا الگو را اصلاح و تکمیل کند. به همین شکل در هر نوبت از بازی می توانید مدل الگو را دشوار تر و پیچیده تر کرده و حتی سکه ها یا پول های کاغذی نیز به الگوی خود اضافه کنید. هرچقدر این بازی را بیشتر انجام دهید متوجه می شوید که قدرت تمرکز در فرزند شما افزایش پیدا کرده است.

 

 

چگونه به کودک خود نه بگوییم؟!

چگونه به کودک خود نه بگوییم؟!

چگونه به کودک خود نه بگوییم؟!

یکی از مهم ترین اصول تربیت ، یادگیری مهارت نه گفتن به کودک است. گاهی اوقات کودکان خواسته هایی دارند که قابل قبول نیست ، باید در این شرایط به آنها نه بگوییم ، اما نه گفتن روش خاصی دارد که در صورتی که درست از این روش ها استفاده کنیم زودتر به نتیجه ی مطلوب خواهیم رسید.

نه گفتن زیاد باعث می‌شود که کلمه نه بی‌اثر شود. بعضی از متخصصان معتقدند کودکانی که زیاد کلمه نه را از زبان بزرگترها می‌شنوند کم‌کم این کلمه را ناشنیده می‌گیرند و یا تنها به صورت خشمگین شما در هنگام به زبان آوردن این کلمه توجه می‌کنند.

پس یک مادر چه باید بکند؟! آِیا به کودکش اجازه دهد تا دیوانه وار بدود و هیچ محدودیتی برای او قائل نشود؟ نه نیازی به گفتن این همه «نه» نیست. والدین می‌توانند با روش بهتری برای کودکان محدودیت تعیین کنند بدون اینکه به آنها این همه نه بگویند. می‌توان با بله گفتن هم همان کار را کرد بدون اینکه پاسخ منفی به کودک دلبندتان بدهید. البته در بله گفتن هم باید تعادل داشت.

محیط امن و مناسب فراهم کنید
کودکان نوپا دوست دارند راه بروند، بدوند، از پله بالا و پایین بروند و خلاصه محیط خود را بشناسند و چیزهای تازه را تجربه کنند. اگر شما دکوراسیون منزلتان را طوری بچینید که وسایل شکستنی و خطرناک در دسترس باشد، طبیعی است که مجبورید مرتب به فرزندتان نکن، ندو، دست نزن و جملات منفی دیگر را بکار ببرید. بنابراین بهترین راه برای اینکه خود را از نه گفتنهای مکرر و بیهوده خلاص کنید این است که محیط منزل و دکوراسیون اتاقها را طوری بچینید که برای بازی و حرکات کودک امن و مناسب باشد.

نه را با جملات مثبت بگویید
کودکتان را برای خرید برده‌اید و او مدام دامان شما را می‌کشد و شکلات می‌خواهد. شما هم به او می‌گویید قبل از شام نمی‌شود شکلات بخوری. او پاهایش را بر زمین می‌کوبد و شما دوباره نه می‌گویید. او این بار محکمتر پا می‌کوبد و بلندتر جیغ می‌زند. تا شما به راهروی چهارم برسید او پنج بار قشفرق به راه می‌اندازد تا به خواسته‌اش برسد. شما هم یا تسلیم خواسته او می‌شوید تا از شر سرو صدا و آبروبریهای او در فروشگاه خلاص شوید و یا محکم بر سر حرف خودتان می‌ایستید و سرخ و سفید می‌شوید. که در هر دو حالت شرایط برای شما و کودک سخت می‌شود. بعضی از کودکان تنها با شنیدن کلمه نه نمی‌توانند علت بعضی از قوانین را بفهمند. متخصصان روانشناسی خانواده معتقدند می‌توانید با این کودک به گونه مثبت حرف بزنید و به همان نتیجه برسید. مثلاً به جای اینکه بگویید قبل از شام نمی‌توانی شکلات بخوری می‌توانید به او بگویید بله تو اجازه داری شکلاتت را بعد از شام بخوری.

حق انتخاب بدهید
کودک شما توپش را به سمت اتاق نشیمن شوت می‌کند و شما در حالی که خودتان را برای شنیدن صدای شکستن آماده می‌کنید داد می‌زنید: نه توپ بازی در خانه ممنوع است. اما در عوض بهتر است بگویید پسرم می‌توانی در خانه با توپت قل قل بازی کنی روی زمین تا چیزی نشکند یا اینکه بروی در حیاط. با دادن حق انتخاب به کودک خود القا می‌کنید که بر شرایط مسلط است و می‌تواند به خواسته‌اش برسد. حتی کودکان 1 تا 3 ساله هم با داشتن موارد ساده برای انتخاب می‌توانند حس استقلال و شایستگی را تجربه کنند. البته یادتان باشد در این سن گزینه‌های انتخاب نباید خیلی زیاد باشد تنها انتخاب از بین 2مورد کافی است.

ببینید و جایگزین پیشنهاد کنید
کودک 2ساله شما دارد دست و یا سر خواهر کوچکترش را فشار می‌دهد. شما به او می‌گویید نکن اما او نمی‌تواند دست از این کار بردارد چون نمی‌داند در عوض این کارچه بکند و چگونه محبت خود و علاقه‌اش برای بازی با خواهر کوچکش را نشان بدهد. شما می‌توانید با گفتن یک جمله کوتاه راه جایگزین را به او نشان دهید. و به جای نکن بگویید: خواهرتو ببوس، نازش کن! با این کار او یاد می‌گیرد که برای بازی با یک نوزاد می‌تواند چه بکند. برای اینکه کودکان کوچکتر بتوانند خواسته شما را درک کنند بهتر است خودتان عملی به آنها نشان دهید که چه می‌خواهید. مثلاً وقتی کودک شما جوجه‌ای را می‌زند و در دستانش فشار می‌دهد می‌توانید به او نشان دهید که به جای این کار چگونه می‌تواند حیوان را آرام بدون اینکه فشارش دهد ناز و نوازش کند و به او دانه بدهد. وقتی او چندین بار ببیند شما این کار را به آرامی و بدون آزار حیوان انجام می‌دهید یاد می‌گیرد.


این را بدانید که خیلی از کارهای کودکان عمدی نیست مثلاً وقتی در ماشین پشتی صندلی شمارا با لگد فشار می‌دهد، قصد او آزار شما نیست بلکه بسیاری از کودکان که فعال هستند نیاز دارند این انرزی خود را به طریقی خالی کنند و تکان دادن یکی از اندامها بدون توجه و قصد خاص یکی از راههای تخلیه این انرژی است. در این موارد کافی است توجه کودک را به کاری که می‌کند جلب کنید تا آرام بگیرد یا اینکه راه جایگزین به او نشان دهید مثلاً به جای اینکه سرش داد بزنید: پاهاتو تکون نده می‌توانید به او بگویید یک مسابقه! ببینم دخترم می‌توانی به پاهات دایره‌های کوچک روی زمین بکشی طوری که پاهات به صندلی‌ها نخورند؟ اگه پات به صندلی بخوره می‌بازی! در مورد بچه کوچک‌تر می‌توانید به جای اینکه دستورتان را مدام تکرار کنید دستتان را آرام روی پاهایش بگذارید و به سادگی بگویید: پا‌ها مجسمه بشن!

اما اگر کودک شما با این کارها آرام نمی‌گیرد و مدام در خانه هم این طرف و آن طرف می‌دود بهتر است به جای نکن گفتنهای مکررساعاتی از روز او را به محلی امن و مناسب برای بازی و دویدن ببرید تا بتواند انرژی‌اش را خالی کند وگرنه نشستن در خانه و مرتب نکن گفتن تنها کودک را لجباز و شما را خسته می‌کند.

می‌توانید به کودکتان کمک کنید به جای کاری که نباید انجام دهد یک فعالیت لذتبخش دیگر انجام دهد مثلاً اگر کودک نوپای شما یک جعبه برشتوک راروی زمین خالی کرده و دارد با آن کثافتکاری می‌کند، می‌توانید حواس او را به یک سرگرمی یا بازی مورد علاقه‌اش پرت کنید. وقتی شما با کودک در ارتباط باشید و به لذت و کنجکاوی او اهمیت بدهید او هم بهتر با شما همکاری خواهد کرد و به خواسته‌ها و دستورات شما توجه بیشتری نشان خواهد داد. با این کار وقت کافی هم خواهید داشت که زمین را سر فرصت تمیز کنید.

لحن و حرکات مناسب داشته باشید
نکته مهمی که کلا در حرف زدن و بیان دستورات به کودک باید رعایت کنید این است که همیشه برای اینکه کودک به حرف شما توجه کند باید در فاصله یک متری او و در سطح چشمان او قرار بگیرید و به چشمانش نگاه کنید و آرام، محکم و شمرده حرف خود را بزنید.کودکان بسیاری از حرفهای شما را از روی لحنی که بیان می‌کنید می‌فهمند. بنابر این می‌توانید با یک لحن محکم بدون گفتن کلمه نه با کودک حرف بزنید. البته یادتان باشد این لحن محکم را برای مواقعی نگه دارید که می‌خواهید کودک حتما حرف شما را گوش کند. با یک نگاه معنی دار و نافذ به کودکتان بگویید اصلاً از این کارت خوشم نمیاد بهتره ادامه ندی!

در ضمن می‌توانید با حرکات سر و بدن خود به کودکتان نشان دهید که لازم است کار خود را رها کند. مثلاً به تدریج به کودک نشان دهید که وقتی کاری خطرناک است حرکات بدن و چهره شما برای حفظ سلامت او تغییر می‌کند و به او اجازه نخواهید داد که سلامتش را به خطر بیندازد چون او را دوست دارید. اگر می‌خواهید او را از خطری حفظ کنید با در بغل گرفتن او می‌توانید به او نشان دهید که چقدر به سلامت او اهمیت می‌دهید. بنابر این صدای بلند و داد زدنها را برای زمانی نگه دارید که خطری جدی او را تهدید می‌کند.

سر حرف خود بایستید
اگر کودک خواسته‌ای داشت که شما نمی‌توانید و یا صلاح نمی‌دانید به او جواب مثبت بدهید، بر سر نه خود بایستید. اگر کودک ببیند که بعد از اصرار و گریه و قشقرق می‌تواند شما را تسلیم خواسته خود کند یاد می‌گیرد که دفعات بعد هم از همین روش برای رسیدن به خواسته‌اش استفاده کند. بنابر این تنها زمانی به فرزندتان نه بگویید که مطمئنید از حرف خود برنمی‌گردید.

تعادل داشته باشید
بچه‌هایی که در عمر خود نه نشنیده باشند. لوس می‌شوند و اغلب در بزرگسالی دچار مشکل می‌شوند چون فکر می‌کنند همه دنیا باید به دلخواه آنها باشد و وقتی خلاف آن را می‌بینند، دلخور و گاهی افسرده و گوشه گیر می‌شوند. بنابر این به کودکتان یاد بدهید که همه جا قوانینی دارد که لازم است به آنها احترام بگذارد. در منزل هم از کودکی 3-4 قانون اساسی برای کودک تعیین کنید و البته توجه داشته باشید که این قوانین در حد درک کودک در هر سن باشد و در مورد این قوانین جدی باشید و اگر کودک خواست آنها را زیر پا بگذارد، به او نه بگویید و اگر باز هم اثری نکرد او را جریمه کنید تا بداند که سرپیچی از قانون جریمه دارد.

 

چند نکته دیگر:

1. راهی برای اجتناب وجود ندارد “نه گفتن ٬خلاف غرایز طبیعی ماست٬ اما بهروزی فرزندمان٬به توان  ما در انجام این کار وابسته است.

2. شما نمی تونید فقط با صحبت کردن ٬فرزندتان را به رفتار درست وادارید.البته برای بهرگیری از گفت گو در یک برنامه موفقیت آمیز کنترل و مدیریت رفتار٬راههای دیگری هم وجود دارد.

3. کودک با تربیت٬کودکی است که هنگام قرار گرفتن در موقعیت مناسب٬واکنش مثبتی به خواسته های والدینش نشاه می دهد

4. در مقایسه با رفتارهای نادرست کودک٬جر و بحث شما و همسرتان درباره چگونگی کنترل و مدیریت فرزند نوپایتان٬ممکن است مشکل بزرگتری باشد.

5. رفتار مودبانه٬ با الگوسازی بهتر یاد گرفته می شود تا با تهدید و اعمال مجازات.

6. کمک به فرزندتان برای ایجاد عادات طبیعی خواب٬احتمال شکست بسیاری از روشهایی را که برای گفتن “نه” به کار می رود٬به سادگی از بین می برد.

7. کودک به علت کنجکاوی٬رفتارهای نادرست خواهد داشت.او نمی تواند همیشه پیامدهای کنجکاوی اش را پیش بینی کند

و در آخر قبل از نه گفتن این 3 سوال را از خود بپرسید:

1. آیا این بار واقعا مهم است که نه بگویم؟

2. اگر موافقت کنم، آیا فرزندم را به خطر خواهم انداخت؟

3. اگر مخالفت کنم آیا دلیل خوبی برای این مخالفتم خواهم داشت؟

 

 

در نظر گرفتن این سه سوال قبل از مخالفت می تواند بسیار کمک کننده باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

گرد آورنده : علیرضا صدیق منش-روان شناس و نوروتراپیست

 

 
منابع:
1-دکتر مهشید چایچی
2-چگونه به کودک خود نه بگوییم.نویسنده :دکتر ویل ویلکاف٬مترجم:زهرا جعفری

 

بازی، بن مایه تشکیل شخصیت کودک

بازی، بن مایه تشکیل شخصیت کودک

بازی، بن مایه تشکیل شخصیت کودک

والدین از آغازین روزهای تولد کودک خود و یا حتی پیش از تولد، تمام تلاش و همّ و غمّ خود را در جهت آراستن ظاهر زیبای او به کار می‌بندند و برنامه‌ریزی‌های کلانی برای رشد و ارتقای سلامت جسمی و روحی کودک خود به کار می‌گیرند تا درآینده از مقبولیت اجتماعی بالایی برخوردار باشد و تکامل شخصیت کودک خود را در برنامه‌ریزی آینده جستجو می‌کنند اما غافل از اینکه ثانیه، ثانیه‌های زندگی کودک و گذر زمان که کودک به فراغت و بازی می‌پردازد تاثیر بسزایی در تکامل شخصیت کودک دارد و حال اینکه بسیاری از والدین از میزان اثرگذاری بازی در رشد شخصیت کودک خود بی‌خبر هستند.

 در همین خصوص، حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس، درباره اثرات مثبت بازی در رشد شخصیت کودک گفت: روانشناسان بر این باورند بازی تفکر کودک شناخته می‌شود به عبارت دیگر استفاده از فرآیند بازی و بازی کردن منجر به افزایش هوش شناختی و البته مهارتهای اجتماعی کودک خواهد شد و کودکانی که از فرآیند بازی به درستی استفاده نکنند در دوران بزرگسالی با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهند شد تا جایی که عده‌ای از متخصصان علوم رفتاری معتقدند کودکی که در دوران کودکی بازی نکند در بزرگسالی با زندگی خود بازی خواهد کرد البته شرایط بازی، مکان بازی و ابزارهای مورد استفاده اسباب بازی در رشد روانی و اجتماعی کودک موثر است. 
 
وی در ادامه با اشاره به اینکه برخی از بازی‌ها منجر به نظم فکری و سازمان یافتگی روانی کودک خواهد شد، عنوان کرد: اسباب‌بازی‌هایی که حالت جورچین و تکه تکه دارند (پازل) کودک موظف به سازماندهی و کنار هم قرار دادن و نظم دهی آنها است و منجر به نظم فکری و سازمان یافتگی روانی کودک خواهد شد. 
 
وی در زمینه ارجحیت بازی‌های گروهی و تیمی نسبت به بازی‌های انفرادی تصریح کرد: کودک در هنگام بازی در گروه یا تیم از جمع گریزی به جمع‌گرایی تمایل پیدا می‌کند از سوی دیگر کودک در حین بازی گروهی فرآیند برقراری ارتباطات اجتماعی درست، ملاحظه‌های رفتاری و از همه مهمتر قانونمندی را یاد می‌گیرد به عبارت دیگر کودکی که انفرادی با خود  بازی می‌کند به هر نوعی که دوست داشته باشد برای خود قانون می‌گذارد اما بازیهای تیمی قانونمندی را یاد می‌دهد و این کودک در آینده که وارد اجتماع واقعی می‌شود از قوانین و قواعد حاکم بر جامعه بهتر تعقیب خواهد کرد و بالاخره اینکه فرد در بازیهای گروهی با چشیدن طعم شکست یاد می‌گیرد کمتر متوقع باشد و بیشتر واقع‌بین بوده و برای برطرف کردن و نقاط ضعف خود تلاش بیشتری کنند بنابراین کودک تلاش می‌کند در ذهن دوستان خود جایگاه داشته باشد و مهارتهای خود را افزایش دهد و همین فرمول را در بزرگسالی به عنوان رقابت سالم انتخاب خواهد کرد. 
 
مقدم به اهمیت مکان بازی اشاره داشت و تاکید کرد: از دیگر ویژگی‌ بازی خوب مکان بازی است، بررسی‌ها نشان می‌هد در صورتی که کودک در فضای باز با همنوعان خود بازی کنند نسبت به کودکی که در فضای بسته باشد تعاملات اجتماعی بیشتری برقرار می‌کند به نظر می‌رسد که طبیعت می‌تواند به انسان درسهای بزرگی بدهد به عنوان مثال بچه‌هایی که بیشتر به کوهنوردی برده می‌شود از نیروی اراده، قدرت، اعتماد به نفس بیشتری برخوردار می‌شوند، بچه‌هایی که در محیط‌های مملو از گل، سبزه، پارکها، بوستان بازی می‌کنند از سخاوت و لطافت بیشتری برخوردار هستند. 
 
این روانشناس از تاثیرگذاری بازی در پذیرش نقش کودک اذعان داشت: کودک دختر رفتارهای زن‌وار و کودک پسر رفتارهای مردوار را تمرین می‌کند تا در آینده به هویت جنسی واضح‌تری دست پیدا کنند و رفتار خود را در اجتماع به نحو مطلوب‌تری ایفا کنند. 
 
مقدم در ادامه از مزایا و معایب بازیهای رایانه‌ای گفت: کاربران بازی‌های رایانه‌ای عمدتا رفتارهای اجتماعی ضعیفی دارند و این امر تاثیرات نامطلوب اجتماعی در زندگی این افراد خواهد داشت. 
 
از سوی دیگر بازی‌های رایانه‌ای، پرخاشگری و مسائل خلاف اجتماعی را گسترش می‌دهد، تبع مسائل اخلاقی در نظر آنها از بین می‌رود اما مزایای بازیهای رایانه‌ای تقویت اعتماد به نفس کودک است چه بسا که در این بازی‌ها به موفقیت‌های پی در پی دست می‌یابد و همین امر اعتماد به نفس او را تقویت می‌کند و همچنین قدرت تخیل و هماهنگی چشم و دست را در کودک افزایش می‌دهد اما نباید فراموش کرد که بازی‌های رایانه‌ای نباید از میزان تعیین شده در روز فراتر رود که به مشکلات عدیده‌ای برخورد خواهند کرد که از جمله آن می‌توان به اعتیاد، مشکل در انگشتان، آرتروز گردن، تپش قلبی اشاره کرد. 
 
ابراهیمی مقدم در خاتمه به اهمیت همسان بودن بازی با سن کودک اشاره کرد و اذعان داشت: همسانی بازی با سن کودک مهارتهای زیادی را به وی آموزش می‌دهد این در حالی است که اهمیت این مسئله از نظر آنان دور مانده و زمان مناسبی را برای بازی با کودک خود اختصاص نمی‌دهند و به طرق مختلف از این امر سر، باز می‌زنند. امید است با مطالعات بیشتر در زمینه ارتقای روحی کودک زمینه بهداشت روانی او را تامین کنند.

 

 

منبع : بیا نی نی