قصه بگویید، قصه مشکلات زیادی را حل می‌کند

https://www.ninisite.com/article/7021/قصه بگویید، قصه مشکلات زیادی را حل می‌کند

https://www.ninisite.com/article/7021/قصه بگویید، قصه مشکلات زیادی را حل می‌کند

فرزند شما هم مثل بسیاری دیگر از کودکان، کتاب‌ قصه‌های فراوانی دارد؟ رنگارنگ و در قطع و اندازه‌های مختلف؟ اما چند بار تا به حال برایش واقعا قصه گفته‌اید؟ از قصه‌های کودکی خودتان تعریف کرده‌اید؟ قصه را چه‌طور انتخاب کرده‌اید؟ چه‌قدر به محتوای قصه فکر کرده‌اید؟ چه‌قدر سعی کرده‌اید مشکلات فرزند خود را در دل یک قصه جای بدهید و آن را با ظرافت برایش تعریف کنید تا در قالب همین قصه،‌ به او راه‌حل‌هایی را معرفی کنید که می‌توانند کمک‌کننده باشند؟

اصلا چه‌طور برایش قصه می‌گویید؟ قصه گفتن در خانه شما هم مثل خیلی از خانه‌ها فراموش شده؟ یا گاهی که فرزندتان حسابی اصرار کند،‌ برای خلاص شدن از اصرارهایش قصه‌ای سر هم می‌کنید؟ احتمال این که پاسختان به این سوال‌ها، خوشایند خودتان هم نباشد، زیاد است. ناراحت نشوید، والدین زیادی مثل شما هستند. اما شاید فکرش را هم نکنیدکه خودتان را از چه قدرت جادویی و خارق‌العاده‌ای محروم کرده‌اید! بله، قدرت جادویی! تصور کنید بسیاری از حرف‌هایی که هر روز با اعتراض و گلایه و دعوا مجبورید به فرزندتان بگویید را بتوانید با حوصله و دل خوش و تازه خیلی موثرتر بیان کنید. خوب نیست؟  فقط کافی است بدانید چه قصه‌ای را انتخاب کنید یا این که چه‌طور یک قصه مناسب اوضاع موجود بسازید، چه شخصیت‌هایی را در آن جای بدهید و ماجرا را چه‌طور پیش ببرید. مرحله بعدی و البته تاثیرگذارترین و لذت‌بخش‌ترین بخش، این است که بدانید قصه‌ای که انتخاب کرده یا خودتان پرداخته‌اید را چه‌طور تعریف کنید.

در مورد من که نیست!

شاید باورتان نشود، اما تجربه، مطالعه و بررسی نشان داده قصه ابزاری عالی در دست والدین و معلمین برای آموزش است. چرا؟ آموختن مطالب، مفاهیم،‌ رفتارها و ایده‌ها از طریق قصه، به چند دلیل بسیار موثرتر از بسیاری دیگر از روش‌ها است. اول این که قصه به شخصیت‌هایی می‌پردازد که هر کدام ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. به همین دلیل، هر قدر هم که شنونده با شخصیت‌ها همراه شود و با آن‌ها همانندپنداری داشته باشد، باز تصورش این است که هر چه گفته می‌شود، مربوط به شخصیت‌های داستان است،‌ نه او! بیایید خودمان تجسم کنیم که کسی دارد برایمان چیزی تعریف می‌کند. وقتی ذهنیت من این باشد که جمله‌ها، اتفاق‌ها،‌ نصیحت‌ها، پیامدها و …. به شخصیت داستان مربوط می‌شود و نه من، راحت‌تر و بازتر به آن نگاه مي‌کنم. بنابراین دیگر دفاع و یا حتی لجبازی ندارم و مي‌توانم آن را راحت‌تر بپذیرم. شما این‌طور فکر نمی‌‌کنید؟ در واقع، در قصه می‌توان از هر چیزی صحبت کرد، پیامد رفتارها را به تصویر کشید،‌ نصایح دیگران را بازگو کرد،‌ در مورد احساسات حرف زد و همه این‌ها غیرمستقیم هستند. همین آموزش غیرمستقیم از سخنرانی‌های مستقیم، تنبیه و بسیاری دیگر از روش‌ها در تربیت کودک موثرتر است.

دنیای بی‌حد و مرز!

به علاوه، در قصه، امکانات بیشتری در اختیار شما قرار می‌گیرد. در قصه می‌توانید فضایی را تجسم کنید که در دنیای واقعی نمی‌توانید آن را خلق کنید یا در آن‌جا حضور داشته باشید. پس دستتان بازتر است و محدودیت کم‌تری دارید.

دنیای موجودات سخنگو و احساساتی!

امتیاز دیگر قصه‌ها، امکان جان‌بخشی به موجوداتی است که واقعا رفتارهای شبیه به انسان ندارند. در قصه همه موجودات می‌توانند حرف بزنند،‌ حرکت کنند و احساس داشته باشند. در قصه شما، یک لیوان هم می‌تواند ناراحت شود، یک عروسک می‌تواند با عجله حرکت کند، یک خرگوش می‌تواند خسته حسادت کند و ……. در قالب همین جان‌بخشی، می‌توانید مفاهیم بسیاری را به کودک انتقال دهید. مطالعات روان‌شناختی فراوان نشان داده‌اند کودکان با حیوانات بیشتر از انسان‌‌ها هم‌ذات‌پنداری دارند. انگار که حیوان‌ها را بهتر درک مي‌کنند و با آن‌ها و دنیایشان راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. در نتیجه از آن‌ها بیشتر هم تاثیر می‌گیرند. به همین دلیل هم شخصیت‌های بسیاری از کارتون‌های کودکان، حیوانات هستند.

دنیای خیالبافی‌ها!

از طرف دیگر، با توجه به این که کودکان از تخیل خود برای تکمیل، پردازش و درک آن‌چه در زندگی روزمره دریافت می‌کنند، استفاده می‌کنند، قصه سهم زیادی در هدایت این خیال‌پردازی‌ها دارد. با گفتن یک قصه خوب، می‌توانید به تصویری که فرزندتان از دنیا دارد شکل بدهید و به او کمک کنید درک بهتری از افراد، احساس‌ها، رفتار، پیامدهایی که هر رفتار به دنبال دارد، معنای کلمات، رفتار مناسب هر موقعیت و ….. داشته باشد، بی این که او را تحت فشار قرار داده باشید یا خط و نشانی کشیده باشید. خیلی جذاب‌تر است، نه؟

شاید در ابتدا قصه‌گویی به نظر دشوار برسد،‌ اما بعد از مدتی،‌ اگر نکات لازم را در نظر بگیرید،‌ خودتان می‌بینید که قصه چه تاثیر شگفت‌انگیزی دارد. پس تنها کاری که باید انجام بدهید این است که شروع کنید به قصه گفتن. می‌بینید که کودکتان لذت خواهد برد و آموزش برایتان ساده‌تر خواهد شد. امتحان کنید!

 

حیوان خانگی‌ برای کودکان، آری یا نه؟

حیوان خانگی‌ برای کودکان، آری یا نه؟

حیوان خانگی‌ برای کودکان، آری یا نه؟

امروزه در بیشتر نقاط جهان، حیوانات خانگی و دست‌آموز، دوستانی نزدیک برای کودکان و بخش مهمی از زندگی آن‌ها محسوب می‌شوند. کودکی که نگهداری و مراقبت از حیوانات را فراگرفته و با مهربانی و صبر با آن‌ها رفتار می‌کند، با انسان‌های دیگر هم برخورد سالم‌تری خواهد داشت. به همین ترتیب، رفتار نامناسب با حیوانات می‌تواند صدمات زیادی هم برای آینده کودک و اجتماعی که در آن زندگی می‌کند و هم برای حیوانات در پی داشته باشد. امروزه در خانواده‌های بسیاری، با اطلاع از فواید نگهداری از حیوان خانگی برای کودکان، برای اینکه داشتن یک حیوان خانگی به تجربه‌ای مثبت برای همه بدل شود، پدر و مادرها با فرزندانشان صحبت کرده و برنامه‌ریزی‌هایی را انجام می‌دهند.

مزیت‌های داشتن یک حیوان خانگی

کودکانی که با حیوانات خانگی زندگی می‌کنند، نسبت به دیگر کودکان، زندگی غنی‌تری خواهند داشت. تجربه احساسی مثبت نسبت به حیوانات، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس را در کودکان برمی‌انگیزد. روابط مثبت با حیوانات می‌تواند کودک را در درک دیگران و همین‌طور توسعه روابط سالم با دیگر انسان‌ها یاری دهد. از طرف دیگر، رابطه داشتن و زندگی با حیوانات خانگی می‌تواند به کودکان در توسعه مهارت‌های غیرکلامی، شفقت و ابراز همدردی با دیگران در زندگی کمک بسزایی کند. در ادامه به چند مورد دیگر از مزیت‌های داشتن حیوان خانگی اشاره می‌کنیم:

  • کودکان می‌توانند صحبت‌های محرمانه و افکار خود را با حیوانات در میان بگذارند. حیوانات، فضایی امن برای این امر در اختیار کودکان می‌گذارند.
  • زندگی با حیوانات و مشاهده تولد، بیماری، اتفاقات ناگوار، مرگ و عزاداری آن‌ها می‌تواند درس‌هایی عمیق از تجربه زندگی برای کودکان داشته باشند.
  • زندگی با حیوانات، مسئولیت‌پذیری و احترام به موجودات زنده را به کودکان آموزش می‌دهد.
  • زندگی با حیوانات، می‌تواند کودکان را هر چه بیشتر به طبیعت نزدیک کند.

داشتن حیوانات خانگی و دست‌آموز، می‌تواند فواید دیگری نیز برای کودکان داشته باشد. فوایدی مانند:

  • فعالیت فیزیکی
  • تجربه ارتباط تسلی‌بخش
  • عشق، وفاداری و عطوفت
  • درک تجربه از دست دادن (در صورت مرگ حیوان)

انتخاب یک حیوان مناسب

باوجودآنکه تقریباً داشتن هر نوع حیوانی می‌تواند برای کودکان لذت‌بخش باشد، اما مهم است بدانید که چه نوع حیوانی می‌تواند برای خانه، خانواده و سبک زندگی شما مناسب باشد. همین‌طور باید بدانید که آیا کودکتان قادر به نگهداری از آن هست یا نه. والدین باید در مورد حیواناتی که روحیه خشن‌تری دارند، دقت به خرج بدهند. حیوانات غیرمعمول و خاص معمولاً شرایط نگهداری سخت‌تری داشته و به همین دلیل، می‌بایست در انتخاب آن‌ها دقت بیشتری به خرج داد.

نگهداری از حیوان خانگی

نگهداری از حیوانات خانگی، معمولاً مهارت‌های اجتماعی را در کودکان توسعه می‌دهد. با این‌حال، بهتر است چند دستورالعمل را در این زمینه مدنظر داشته باشید:

  • از آنجاکه کودکان تا سال‌های ۳ یا ۴ زندگی خود، قادر به کنترل احساسات خشم‌آلود خود نیستند، والدین می‌بایست در تمام اوقات، بر نحوه برخورد کودک با حیوان نظارت داشته باشند.
  • کودکان زیر ۱۰ سال قادر به نگهداری از حیوانات بزرگی مانند گربه یا سگ نیستند و باید از بزرگ‌ترها کمک دریافت کنند.
  • والدین می‌بایست بر نحوه نگهداری حیوانات توسط فرزندانشان نظارت داشته باشند، حتی اگر تصور می‌کنند که آن‌ها به‌اندازه کافی برای این کار بزرگ‌شده‌اند.
  • اگر کودکان در وظایف خود درزمینه نگهداری از حیوانات، سهل‌انگاری کردند، والدین می‌بایست تذکر بدهند و نشان بدهند که راحتی و جان یک موجود زنده ارزشمند است و حتی اگر لازم شد، خودشان قدم پیش گذاشته و مسئولیت‌های آن‌ها را به عهده بگیرند. در عین‌حال بی‌مسئولیتی در قبال حیوان خانگی از طرف کودک باید با پیامدهایی همراه باشد. وگرنه به رشد مسئولیت‌پذیری در کودک کمک نخواهد کرد.
  • والدین باید با لحنی مهربان و آرام و نه سرزنش‌گر به کودکان یادآور شوند که حیوانات هم مانند انسان‌ها به غذا، آب و ورزش نیاز دارند.
  • اگر کودک پس از مدتی علاقه‌ای به نگهداری از حیوان از خود نشان ندهد، باید به فکر یافتن صاحبی جدید برای آن حیوان باشید.
  • فراموش نکنید که والدین، همیشه بهترین الگوی فرزندان خود هستند. فرزندان نیز پذیرفتن مسئولیت در مورد حیوانات را مانند هر مسئله دیگری با مشاهده رفتار والدین خود، فرامی‌گیرند.

باوجودآنکه بیشتر کودکان با حیوانات رفتار ملایم و مناسبی دارند، اما ممکن است کودکانی نیز ممکن است برخورد خشن و حتی آزاردهنده‌ای با آن‌ها نشان دهند. اگر این مسئله پس از مدتی برطرف نشد، می‌توانید تقریباً مطمئن باشید که این کودکان از مشکلات روانی یا احساسی جدی رنج می‌برند. اگر در کودک خود، رفتارهایی مانند آزار یا کشتن حیوانات را مشاهده کردید، حتماً با یک روان‌شناس باتجربه در این مورد مشورت کنید تا در آینده دچار آسیب‌های بیشتر و جدی نشوید.

چه کودکانی بیشتر مستعد استرس امتحان هستند؟

چه کودکانی بیشتر مستعد استرس امتحان هستند؟

چه کودکانی بیشتر مستعد استرس امتحان هستند؟

کم‌تر کسی در دوران تحصیل خود استرس امتحان را تجربه نکرده است. در حقیقت همین استرس باعث می‌شود که دانش‌آموزان برای امتحان درس بخوانند، اما همین استرس اگر از حد مناسب فراتر برود، می‌تواند عملکرد فرد را مختل کند و باعث شود که دانش‌آموز نتواند از عهده امتحانش به خوبی بربیاید.

عوامل متعددی می‌توانند روی میزان استرس کودکان در زمان امتحانات موثر باشند، اما برخی از کودکان بیشتر از سایرین مستعد تجربه استرس زیاد و مخرب در زمان امتحان‌ها هستند.

کمال‌گرایی

یکی از گروه‌های مستعد اضطراب امتحان،‌ کمال‌گراها هستند. کمال‌گرا کسی است که انتظار دارد همیشه همه کارها را به بهترین نحو انجام دهد. والدین کمال‌گرا می‌توانند با انتظارات خود،‌ کمال‌گرایی را به فرزند خود منتقل کنند. کمال‌گرایی باعث می‌شود نمره زیر 20 قبول نباشد. کمال‌گرایی باعث می‌شود فرد خطاهای خود را نپذیرد، یا خود را سرزنش کند و یا نسبت به معلم خود خشمگین شود. در مجموع، کمال‌گرایی کودک باعث می‌شود بیشتر از توانش از خود انتظار داشته باشد، به خودش اجازه خطا کردن را ندهد و استرس داشته باشد که مبادا از نمره کامل،‌ نمره کم‌تری بگیرد. گاهی استرس نمره کامل نگرفتن به حدی است که کودک کلا از خیر امتحان می‌گذرد، مثال بسیار آشنای آن، کودکانی هستند که در همه دروس نمره بالایی دارند، اما حاضر به شرکت در کوچکترین مسابقه ورزشی نیستند، مبادا اول نشوند.

احساس مورد غفلت قرار گرفتن در خانه

کودکان به توجه نیاز دارند. مهم‌ترین منبع گرفتن توجه برای کودک،‌ والدینش هستند. اما اگر والدین به اندازه کافی به فرزند خود توجه نکنند چه اتفاقی می‌افتد؟ در مواردی، کودک تصمیم می‌گیرد منبع توجه دیگری پیدا کند. در این موارد،‌ مدرسه، آموزگار و مسئولین مدرسه می‌توانند منابع جایگزین خوبی محسوب شوند. در این صورت،‌ کودک همه توان خود را به کار می‌گیرد تا با گرفتن نمره‌های بالا، همیشه داوطلب بودن،‌ همیشه آماده بودن برای پاسخگویی و همیشه پذیرفتن مسئولیت‌هایی مانند آماده کردن روزنامه دیواری مدرسه،‌ توجه همه را به سمت خود جلب نماید. در شرایطی که توجه مسئولین مدرسه و  به خصوص آموزگار، جایگزین توجه خانواده می‌شود،‌ نمره و نظر آموزگار و مسئولین در جایگاه بسیار مهمی قرار می‌گیرد. بنابراین از دست دادن بهترین نمره‌ها برای کودک می‌تواند به معنای از دست دادن منبع مهم توجه باشد.

عزت‌نفس پایین

زیر اعتماد به نفس،‌ مفهوم مهمی به نام عزت‌نفس نهفته است که اگر چه کم‌تر از آن صحبت می‌شود، اما در واقع بسیار تعیین‌کننده است. اما عزت‌نفس چیست؟

هر کس در ذهن خود در مورد ویژگی‌های خودش تصویری دارد، تصویری که اگر قرار باشد خود را توصیف کند،‌ بدان استناد می‌کند. ویژگی‌هایی که فرد در این تصویر دارد،‌ هر کدام می‌توانند مثبت یا منفی قلمداد شوند. این که برای مثال پرخاشگری یک پسربچه در ذهن خودش مثبت باشد یا منفی، به نظر اطرافیانش و به خصوص والدینش در این مورد بستگی دارد،‌ پسری که مدام با پرخاشگری تحسین به دست آورده در مقایسه با پسری که برای پرخاشگری‌اش توبیخ یا تحقیر شده، ذهنیت متفاوتی در مورد مثبت یا منفی بودن پرخاشگری خواهد داشت.  

وقتی تصور کودک از خود این باشد که خنگ، دست‌و پاچلفتی،‌ بی‌عرضه یا …. است، از خودش انتظار ندارد که به خوبی از عهده امتحان‌ها بربیاید. به خوبی از عهده امتحان برنیامدن همان و شنیدن دوباره سرزنش‌های والدین در مورد خنگی و بی‌عرضگی همان. شما جای چنین کودکی باشید، با شنیدن نام امتحان دچار استرس نمی‌شوید؟


اسنادهای شناختی

فرض کنید در یک امتحان مهم،‌ مثلا امتحان استخدامی کاری که به آن علاقه دارید رد شدید. چه فکر می‌کنید؟ می‌توانید افکار احتمالی خود را روی کاغذ بیاورید؟

فکر می‌کنید: چه‌قدر امتحانش سخت بود. اصلا منصفانه نبود. سوال‌ها را از منابعی که اعلام کرده بودند طرح نکرده بودند و …. (اسناد بیرونی)

یا فکر می‌کنید: چه‌قدر من خنگ شدم. هیچی یادم نمی‌مونه. نتونستم از پس امتحان بربیام و …… (اسناد درونی)

فکر می‌کنید: چه بدشانسی، امتحان پارسال آسون بود، ‌امسال ولی شانس نیاوردم (اسناد ناپایدار)

یا فکر می‌کنید: همیشه همین‌طوره، من خیلی بدشانسم. نشد من توی امتحانی شرکت کنم و از پسش بربیام، ‌از وقتی یادمه همین‌طور بوده و ….. (اسناد پایدار)

فکر می‌کنید: خب، اینم از این،‌ ببینیم امتحان هفته آینده شرکت فلان چی می‌شه. این یکی را باید خوب بگذرونم،‌ خوبه برم خونه بیشتر بخونم (اسناد تعمیم نیافته)

یا فکر می‌کنید: دیگه چه فایده داره،‌ این که این‌طوری شد،‌ دیگه اصلا نمی‌خوام امتحان بدم،‌ چه فایده داره هی امتحان بدم و خراب بشه،‌ بیخود به تجربه‌های شکستم اضافه نکنم، به هر حال که از پسش برنمیام (اسناد تعمیم‌یافته)

کودکان هم اسنادهای خود را دارند و اتفاقات بیرونی را به سبک خاص خود تعبیر می‌کنند. وقتی اتفاق‌های بد، همه با اسناد درونی تعبیر شوند، فرد احساس تقصیر،‌ گناه و عدم اعتماد به نفس خواهد کرد. چنین فردی بیشتر مستعد احساس استرس خواهد بود،‌ به خصوص در زمانی مانند امتحان که قرار است مورد ارزیابی قرار بگیرد،‌ اما پیشاپیش در ارزیابی ذهنی که خودش از خود دارد، مردود است.

همچنین وقتی در موارد منفی،‌ اسنادها پایدار و تعمیم‌یافته باشند، همین اتفاق می‌افتد. فرد با موقعیتی روبرو است که انتظار ندارد از عهده آن بربیاید، در نتیجه دچار استرس می‌شود.

توانایی کم‌تر در مقابل آن‌چه از او انتظار می‌رود

ما هر وقت در موقعیتی قرار می‌گیریم که توانایی‌هایمان خیلی کم‌تر از انتظاراتی است که از ما می‌رود،‌ دچار استرس می‌شویم. ترازویی را تصور کنید که یک کفه آن خیلی سنگین‌تر است. این ترازو، نمی‌تواند در حالت تعادل قرار بگیرد.

توانایی کودک باید به درستی و واقع‌بینانه ارزیابی شود،‌ مهم نیست که والدین دوست دارند فرزندشان تیزهوش،‌ نابغه یا هر عنوان دیگری داشته باشد،‌ مهم این است که توانایی واقعی کودک در چه حدی است و چه‌قدر می‌توان از او انتظار داشت. کودک سطح انتظار را درک می‌کند و وقتی خودش می‌داند توانایی‌های لازم را ندارد،‌ دچار استرس می‌شود.

در شرایطی، حتی ممکن است توانایی وجود داشته باشد،‌ اما برداشت و باور کودک از توانایی‌هایش، کم‌تر از حد واقعی باشد. این ارزیابی کم‌تر، به عزت‌نفس، ارزیابی‌های سایرین، سرزنش‌ها و تشویق‌ها و ….. وابسته است. در چنین شرایطی هم فشار نمی‌تواند کمک‌‌کننده باشد، بهترین راه، ارزیابی واقع‌بینانه،‌ شناخت کافی و تشویق موثر است.

 

با بلوغ زودرس آشنا شوید

با بلوغ زودرس آشنا شوید

با بلوغ زودرس آشنا شوید

بلوغ به خودی خود، خانواده‌ها را نگران می‌کند، بحران بلوغ، آشفتگی‌های بلوغ، بی‌نظمی‌ها، مشکلات خواب،‌ مشکلات اشتها، بدقلقی‌ها و … همه و همه برای این که خانواده‌ها با شنیدن کلمه بلوغ نگران شوند کافی است. اما در مواردی، اوضاع از حد معمول نگران‌کننده‌تر هم ‌‌‌می‌شود. گاهی، علائم بلوغ خیلی زودتر از آن‌چه باید سروکله‌شان پیدا می‌شود. البته، بلوغ زودهنگام که بلوغ زودرس خوانده می‌شود، یک بلوغ واقعی و تمام‌عیار نیست. یعنی موضوع فقط این نیست که کودک،‌ در مراحل رشدش، با سرعتی بیشتر از بقیه جلو می‌رود، بلکه بیشتر در سنی که انتظارش را ندارید، با مسایلی مواجه می‌شود که نه خودش، نه دنیایی که در آن زندگی می‌کند، برای‌ آن‌ها آماده نیست. به همین دلیل، هم جسم و روانش آسیب می‌بیند، هم از اجتماع دور می‌ماند و رشد اجتماعی طبیی نخواهد داشت و هم، در معرض خطرهایی قرار می‌گیرد که شاید از عهده‌شان برنیاید.

بلوغ زودرس چیست؟

بلوغ طبیعی، دوره‌ای است که در آن، صفاتی که به اصطلاح صفات ثانویه جنسی نامیده می‌شوند، خودشان را نشان می‌دهند و فرد توان باروری پیدا می‌کند. اغلب این صفات را تغییرات فیزیکی تشکیل می‌دهند که نتیجه‌ مستقیم یا غیرمستقیم بلوغ غده هیپوتالاموس در دستگاه عصبی مرکزی، تحریک اعضای جنسی و ترشح هورمون‌های جنسی هستند. این تغییرات به یک‌باره اتفاق نمی‌افتند و طی چند سال خودشان را نشان می‌دهند. پس چه‌طور می‌گوییم که بلوغ در فردی، زودتر از موقع اتفاق افتاده؟ برای بلوغ زودرس، زمان مشخصی تعریف شده است؛ ظاهر شدن علائم بلوغ‌  فیزیكی و هورمونی زیر 8 سال در دختران و زیر 9 سال در پسران مهم‌ترین ویژگی بلوغ زودرس به شمار می‌رود. البته،  این روزها با پیشرفت‌هایی كه در زندگی شهری صورت گرفته و با توجه به تغییرات زندگی اجتماعی، این سن‌ها در دختران و پسران گاهی ممکن است کم‌تر هم بشود. نکته مهم این است که این سنین، در مورد شروع بلوغ گفته شده است چون، همان‌طور كه گفته شد، بلوغ دوره‌ای چند ساله دارد.

بلوغ زودرس از 2 جنبه اهميت زيادی دارد؛

اول، علت ايجاد کننده بلوغ زودرس است که پزشک متخصص با انجام آزمايش‌های لازم و پیگیری‌های منظم و دقيق، طی مدت لازم، می‌تواند علت‌های احتمالی را تشخیص دهد. شناسایی علت، به پیدا کردن راه چاره و پیشگیری از مضرات بلوغ زودرس کمک خواهد کرد.  

دوم، اثر بلوغ زودرس بر رشد جسمانی و رواني کودک است‌. ‌کودکانی که زودتر از موقع وارد دوره بلوغ می‌شوند، بدون آمادگی‌های لازم، در برابر استرس‌های دوره نو‌جوانی قرار می‌گیرند، در شرایطی که حتی نمی‌دانند با آن‌ها چه کار بايد بکنند. آن‌ها از نظر جسمانی،‌ ‌تظاهرات بلوغ را در خود دارند ولی تجربه، توانمندی‌ها و اطلاعات کافی ندارند. حتی ‌ممکن است دچار وحشت و مشکلات روحی هم بشوند.

هرزودهنگامی، زودرس نیست

البته نباید بلوغ تدريجی فرزندان را با بلوغ زودرس اشتباه گرفت. درست است که والدین بايد نسبت به تغييرات جسمی و روحی فرزندان خود حساس و دقیق باشند، اما نباید هر تغييری را نشانه بلوغ زودرس قلمداد کنند و نگران شوند. به گفته متخصصین، بلوغ زودرس به مواردی گفته می‌شود که اغلب علائم اوليه و ثانويه بلوغ در سنین پایین ظاهر شوند و بروز يک يا 2 تغيير، نشانه اين نوع بلوغ در فرزندان نيست.

تشخیص به موقع، مسئله را حل می‌کند

تشخیص بموقع و اقدام سریع درمانی اغلب کمک زیادی به رفع مشکل بیمار می‌کند. بروز علایم ثانویه جنسی به طور زودرس یکی از علایم مهم است. یکی از این علایم پرمویی و رویش زودرس موهای زیر بغل و ناحیه زهار است. حتی گاهی رویش مو در صورت هشداردهنده است. اگر چنانچه اعضای تناسلی خارجی دختری مبهم باشد و در تشخیص مذکر و مؤنث بودن او تردید وجود دارد در اسرع وقت باید به پزشک مراجعه شود.

باید در نظر داشت که شواهدی از علایم کم کاری تیروئید و سابقه مصرف داروهای حاوی استروژن عواملی هستند که منجر به بلوغ زودرس کاذب می شوند. رشد نامتناسب و یا متوقف شده طولی استخوان‌ها هم مهم است. همچنین سردردهایی که با تغییرات جنسی زودرس همراهند از اهمیت خاصی برخوردارند. وجود ناراحتی گوارشی همراه مثل پولیپ‌های روده نیز در چنین مواردی قابل توجه‌اند. حتی در مواردی وجود برخی تغییرات مخاطی و تغییر رنگ مخاط و پوست و لکه های شیر قهوه ای پوستی ممکن است در تشخیص بیماری مؤثر باشد. گاهی نیز با وجود ترشح شیر از سینه به طور زودرس یا «گالاکتوره» باید به فکر بلوغ زودرس جنسی باشیم. در کنار علایم جسمانی بلوغ زودرس، آنچه نباید از آن غافل شویم، علایم عصبی و روانی است. اضطراب و افسردگی ممکن است در اثر بروز عدم تعادل هورمونی و یا ناشی از اختلال در هویت جنسی ایجاد شوند؛ بنابراین تشخیص بموقع و درمان سریع و مناسب در پیشگیری از بیماری اعصاب و روان و حفظ بهداشت روانی به طور نسبی مؤثر است.

اگر فرزندتان دچار بلوغ زودرس است…

اگر فرزندتان دچار بلوغ زودرس است...

اگر فرزندتان دچار بلوغ زودرس است...

اگر فرزند شما تشخیص بلوغ زودرس گرفته، لازم است خطرات و مضرات بلوغ زودرس را بشناسید و حداقل بدانید چه خطراتی در کمین فرزند شما است. از بلوغ زودرس چیزی نمی‌دانید؟ این مطلب را بخوانید.

مشکلات فردی
عوارضی نظیر ضعف بدن، افت توانایی‌های ذهنی، بروز و ظهور اضطراب، هیجانات پردامنه و غیرقابل‌کنترل، بروز حالت یاس و تزلزل روحی، اختلالات عصبی، کندی در رشد فکر و…. از جمله مسائل فردی است که کودک را شدیدا دچار مشکل می‌کند. این ویژگی‌ها روی کارکردهای طبیعی او تاثیرگذار است و نمی‌گذارد او مانند همسالانش بازی کند، با دیگران ارتباط برقرار کند یا در مدرسه به بهترین نتایج برسد. این مشکلات باعث می‌شود کودک از رشد طبیعی خودش جا بماند و حتی با وجود هوش طبیعی که دارد، در مدرسه پایین‌تر از بقیه به نظر برسد.

مشکلات اجتماعی
بلوغ زودرس، باعث عوارضی از قبیل خشونت و لجاجت، عصیان در برابر دیگران و تن دادن به انزوا و گوشه‌گیری می‌شود. کودکی که با بقیه همسالانش در مدرسه یا سایر محیط‌ها فرق دارد، دغدغه‌هایی دارد که دیگر همسالانش حتی بدان‌ها فکر هم نمی‌کنند و نگرانی‌هایی دارد و استرس‌هایی را تحمل می‌کند که او را از بقیه متمایز و جدا می‌کند، نمی‌تواند رابطه خوبی با بقیه داشته باشد. دچار احساس شرم و نگرانی می‌شود و خودش را تنها می‌بیند.

مشکلات روانی
افرادی كه دچار بلوغ زودرس می‌شوند از نظر روانی دچار مشكلات زیادی خواهند شد. رشد اندام‌ها و بروز علائم بلوغ در نوجوانان كم‌سن در مقایسه با سایر همسالان، باعث ایجاد اضطراب شدید در این كودكان و‌ ‌والدین آن‌ها می‌شود. از سوی دیگر، در ارتباط والدین و فرزندان آنقدر رودبایستی و پنهانکاری و مانع وجود دارد، كه کودکان نمی‌توانند مشكلات‌شان را با والدین در میان بگذارند و این امر هم، اضطراب مضاعفی را بر آن‌ها تحمیل می‌كند.
این در حالی است كه والدین باید به جای جبهه‌گیری و رویگردانی، انتظار چنین علائمی را داشته باشند و آن را پیگیری كنندو خیلی مهم است که در چنین مواردی،  والدین با کودکان  ارتباط خوبی بگیرند و همه آنچه لازم است بدانند را به شكل درست در اختیار آن‌ها قرار بدهند، قبل از این كه بچه‌ها این اطلاعات را از همكلاسی‌ها و دوستان خود به‌طور ناقص و نامفهوم دریافت كنند.

مشکلات اخلاقی
بلوغ زودرس از لحاظ اخلاقی هم یک مشکل خوانده می‌شود به این علت که نوجوان از نظر عقلانی، فکری و هیجانی، یک کودک به حساب می‌آید، اما از نظر جسمی و هورمونی، ویژگی‌های نوجوانان بزرگ‌تر را دارد. به همین دلیل، این بچه‌ها خیلی مستعد مورد سواستفاده قرار گرفتن خواهند بود. آن‌ها نمي‌دانند با تکانه‌های خود چه کنند و وارد جریان‌هایی مي‌شوند که کودکی به سن و سال آن‌ها به طور طبیعی از آن‌ها سر در نمي‌آورد. این، یک مشکل جدی و خطرساز است، تا جایی که می‌تواند به طور جدی کوک را در معرض مشکلات فراوان قرار دهد.

بلوغ زودرس گاهی خطر مرگ هم دارد!
درست است که بلوغ زودرس در دختران شایع‌تر از پسران است، اما این مسئله در دختران معمولا علت پاتولوژیك ندارد. این در حالی است كه در پسران وقتی علائم بلوغ زودرس مشاهده می‌شود، این نگرانی وجود دارد كه اتفاق بیمارگونه‌ای در حال وقوع باشد.

به بیان ساده‌تر، گاهی بلوغ در شرایطی آغاز می‌شود كه فرد دچار تومور مغزی است یا آنسفالی مغزی دارد. این آسیب‌های مغزی باعث می‌شوند تغییرات هورمونی كه آغازكننده بلوغ هستند زودتر ایجاد شوند كه در این حالت به آن بلوغ ثانویه یا مرضی می‌گویند. عفونت‌های مغزی، ضربه‌های مغزی، تومور مغزی و مصرف داروهای استروژن و آندروژن قبل از بلوغ، از مهم‌ترین عوامل بلوغ زودرس بیمارگونه در پسران است. به همین دلیل هم بروز بلوغ زودرس در پسران باید جدی گرفته شود و در صورت مشکوک شدن به چنین مسئله‌ای، هر چه زودتر باید بررسی‌های لازم انجام شوند.

آمارها نشان می‌دهند که بلوغ زودرس با علت نامعلوم، در دختران 80 درصد و در پسر بچه ها 40 درصد است. به همین دلیل در دختران زیر 6 سال، معمولا از مغز ام، آر آی گرفته می‌شود. ولی در پسرها در هر سنی باید این عکس‌برداری صورت بگیرد تا مشخص شود علت بلوغ زودرس آسیب عصبی نیست، به همین دلیل در پسران بخصوص وقتی بلوغ زیر 9 سال اتفاق می‌افتد باید سی تی اسکن مغزی صورت بگیرد.

 

قبل از فرستادن فرزندتان به اردوهای تابستانی باید بدانید

قبل از فرستادن فرزندتان به اردوهای تابستانی باید بدانید

قبل از فرستادن فرزندتان به اردوهای تابستانی باید بدانید

برای بچههای امروزی که اغلب یا تک‌فرزندند و یا امکان زیادی برای تعامل کردن با همسالان خود ندارند، چشیدن طعم اردوهای تابستانی، تجربهای مغتنم است که میتواند بسیار سازنده هم باشد. البته به شرط آنکه شما قبل از فرستادن فرزندتان به این اردوها نکاتی را لحاظ کنید.

از چندسالگی بچهها را به اردوهای تابستانی بفرستیم؟
در پاسخ به این سؤال که شاید سؤال شما هم باشد، واقعیت این است که نمیشود برای همه بچهها یک سن قطعی را تعیین کرد، چون این موضوع به عوامل مختلفی مانند ویژگیهای روانی و خلقی فرزند شما، میزان تنوع اردوهای تابستانی، امکانات خانواده و چندین عامل دیگر بستگی دارد.

اما به طور کلی از آنجا که ایجاد فرصتهای گاه و بیگاه برای دور شدن موقتی دانش‌آموزان کودک و نوجوان از فضای خانه و خانواده و تجربه زندگی در اردوها که مسئولیت‌پذیری بیشتری را از طرف آن‌ها ایجاب می‌کند مفید است، در صورت در نظر گرفتن سایر شرایطی که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، میتوانید حتی از سالهای ابتدایی تحصیل هم فرزندتان را به اردوهای تابستانی بفرستید.

قبل از فرستادن فرزندمان به اردوهای تابستانی به چه نکاتی باید توجه کنیم؟
اردوهای تابستانی مانند سایر موقعیتهایی که در زندگی وجود دارند، هم میتوانند دربردارنده فرصت باشند و هم دربردارنده تهدید. اگر شما به دنبال تبدیل آن به فرصتی ناب برای فرزندتان هستید لازم است به چند مطلب توجه کنید:

فرزندتان کودک است یا نوجوان؟
همان‌طور که گفتیم نمی
شود یک سن مشخص را برای همه بچهها تعیین کرد ولی به طور کلی توصیه میشود که اردوهای کوتاه‌مدت مانند اردوهای یک‌روزه برای بچههای کلاس­های ابتدایی و اردوهای بلندمدت‌تر برای نوجوانان در مقاطع سنی بعدی در نظر گرفته شوند.

برنامه اردو چقدر مناسب فرزند شما است؟
فرزند شما ویژگی
های خلقی و هوشی و همین‌طور علایق و توانمندیهای خاص خودش را دارد. بنابراین مهم است که قبل از فرستادن فرزندتان به یک اردوی تابستانی مثلاً یک اردوی علمی تفریحی رباتیک، به میزان تناسب بین ویژگیها و علایق او و برنامههای خاص این اردو توجه ویژه داشته باشید.

اردو چه فایدهای غیردرسی برای فرزند شما دارد؟
آیا اردویی که برای فرزندتان در نظر دارید، می
تواند او را با یک بُعد تازه از زندگی آشنا کند؟ آیا فرصت کسب تجربههای تازه در زمینه‌های مختلف ارتباطی، هیجانی و فکری را برای او فراهم میکند؟ آیا میتواند به شناخت بیشتر او از توانمندی‌ها و نقصهایش کمک کند؟ به طور کلی آیا این اردو میتواند برای فرزند شما فرصتسازی کند؟

مسئولین همراه اردو را ملاقات کنید.
با اینکه اغلب اردوهای تابستانی از سوی نهادهای معتمدی مانند وزارت آموزش‌وپرورش و یا مراکز فرهنگی ورزشی تحت نظارت برگزار میشوند اما شما به عنوان والدین باید قبل از اردو درباره مسئولینی که فرزند شما را در اردو همراهی می­کنند، اطلاعات کسب کنید؛ به صورت حضوری آن‌ها را ملاقات کنید، از آن‌ها درباره برنامههای اردو اطلاعات بگیرید ، درباره سابقه حرفه‌ای‌شان تحقیق کنید، شماره تماسشان را داشته باشید و

    فواید روان‌شناختی داشتن حیوان خانگی برای کودکان

    فواید روان‌شناختی داشتن حیوان خانگی برای کودکان

    فواید روان‌شناختی داشتن حیوان خانگی برای کودکان

    روان‌درمانگران در تحقیقات جدیدی که در مورد روابط انسان‌ها و حیوانات انجام‌شده، دریافته‌اند که داشتن حیوانات خانگی فواید روانی بسیاری برای کودکان دارد. آن‌ها می‌گویند حیوانات خانگی می‌توانند در فرایندهای درمانی مختلف از کودکانی که مشکل ارتباطی دارند گرفته تا کودکانی که دچار زخم‌های روانی عمیق شده‌اند به کمک روان‌درمانگران بیایند.
    دکتر ساموئل رأس
    مدیر مرکز خدمات کودکان شومینه‌های سبز در شهر بروستر در ایالت نیویورک است. در این مرکز از حیوانات برای کمک به کودکانی که مشکلات عاطفی دارند، استفاده می‌شود. اما فواید ارتباط کودکان با حیوانات به همین‌جا ختم نمی‌شود.

    بهترین عضو گروه
    دکتر سو دوشر که یکی از محققان در این مطالعات جدید است، می‌گوید: «داشتن حیوانات خانگی باعث می‌شود کودکان در کارهای گروهی، مشارکت بیشتری از خود نشان داده و با دیگران همکاری بیشتری داشته باشند. یکی از دلایل این امر، این است که کودکان در هنگام وقت گذراندن با حیوانات به اینکه حیوان چه چیزی را تصور، تجربه یا احساس می‌کند، توجه بیشتری خواهند داشت. آن‌ها خود را جای حیوان می‌گذارند. این تجربه، تحول عمیقی در ادراکات حسی کودک ایجاد می‌کند.»
    کودکانی که در پیش‌دبستانی از آن‌ها خواسته‌شده بود تا مواظبت از یک توله‌سگ را بر عهده بگیرند، درست مانند کودکانی که در خانه، یک حیوان دست‌آموز دارند، از نظر اجتماعی، کارایی بیشتری داشتند. آن‌ها محبوبیت بیشتری دارند، زیرا عواطف دیگر کودکان را بهتر درک می‌کنند. این کودکان در کل، نسبت به اطرافیانشان، احساس بهتری در مورد خودشان دارند.
    بخش دیگری از این یافته‌ها نشان می‌دهد که این ارتقای کیفی زندگی کودکان به شرایط و محیط زندگی آن‌ها هم‌ بستگی دارد. این تحقیق که بر روی
    ۳۰۹ کودک انجام‌شده، نشان می‌دهد کودکانی که از والدین خود حمایت بیشتری دریافت کرده و درعین‌حال، یک حیوان خانگی داشتند، نسبت به دیگر کودکان، اعتمادبه‌نفس بیشتری داشتند.

    کمبود عاطفی
    حیوانات دست‌آموز برای کودکانی که از کمبود عاطفی رنج می‌برند، نقش یک همدم را بازی کرده و تا حد زیادی، احساس تنهایی را در آن‌ها برطرف می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، حیوانات جایگزینی برای مادر این کودکان هستند. دکتر یولاند مایکلز می‌گوید این کودکان در هنگام بروز مشکلات، با حیوان خود درددل کرده و آرامش پیدا می‌کنند.
    طی یک تحقیق که در دانشگاه کاپیتال در اوهایو انجام گرفت، مشخص شد کودکان با معلولیت عاطفی که با حیوانات دست‌آموز زندگی می‌کردند، توانستند پیشرفت‌های بیشتری در کنترل احساسات و درک دیگران داشته باشند.

    حیوانات مزرعه
    بیشتر کودکانی که در مرکز شومینه‌های سبز تحت درمان هستند، یا کودکانی رهاشده هستند یا تحت آزارهای فیزیکی و احساسی بوده‌اند. دیگر مشکلات این کودکان شامل مدرسه‌گریزی مزمن و بیش فعالی شدید هستند. چند کودک هم والدین معتاد دارند. حیواناتی که در این مرکز به کودکان کمک می‌کنند، فقط سگ و گربه نیستند، بلکه حیوانات مختلف مزرعه، چند شاهین و قوش هم در بین آن‌ها وجود دارند.
    در این مجموعه، بازی‌های مختلفی با این حیوانات انجام می‌گیرد. بیش از
    ۳۰ هزار کودک سالانه در این مرکز درمان می‌شوند. به باور دکتر رأس: «هیچ‌کس نمی‌تواند زمانی که یک خرگوش را نوازش می‌کند یا بر پشت اسبی سوار شده، ناراحت بماند. مهم نیست چقدر حالتان بد باشد، چون حیوانات همیشه شما را می‌پذیرند.» کودکان در برخوردهایشان با حیوانات به‌نوعی احساس عزت‌نفس دست پیدا می‌کنند. این رفتارها می‌تواند به زنجیره‌ای از سوء‌رفتارها که چندین نسل ادامه داشته، پایان بخشد. این کودکان می‌آموزند که چگونه از دیگران مراقبت کنند، حتی اگر کسی از آن‌ها مراقبت نکرده باشد.

    پرستاری از حیوانات آسیب‌دیده
    در یکی از آخرین برنامه‌های درمانی این مرکز از کودکان می‌خواهند که به حیوانات وحشی آسیب‌دیده کمک کنند.
    دکتر رأس دراین‌باره می‌گوید: «این تجربه به کودکانی که خود به‌نوعی، زخم خورده هستند، کمک می‌کند. اگر کودکان بتوانند به حیوانی معلول کمک کرده و ببینند که او از این آسیب‌های شدید، جان سالم به در می‌برد، خود نیز احساس امید بیشتری خواهند داشت. شاید برایتان قابل باور یا معنادار نباشد، اما واقعیت دارد.»
    در یک تحقیق در بیمارستان روانی براک‌ویل
     انتاریو، یک سگ، روان‌درمانگر را در جلسات خود همراهی می‌کرد. در انتهای این تحقیق، مشخص شد حاضرین در جلساتی که با حضور سگ انجام‌شده بودند، پیشرفت درمانی بهتری در مقایسه با دیگر جلسات داشته‌اند. دلیل پیشرفت بیشتر هم این‌طور توضیح داده‌شده که بیماران با دیدن رابطه دوستانه درمانگر و سگ، در درون خود اعتماد بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردند.

     

    بر چه اساسی برای بچه‌ها کلاس انتخاب کنیم

    بر چه اساسی برای بچه‌ها کلاس انتخاب کنیم

    بر چه اساسی برای بچه‌ها کلاس انتخاب کنیم

     بسیاری از خانواده‌ها در فصل تابستان فرزندشان را روانه کلاس‌های آموزشی می‌کنند که در طول سال تحصیل فرصت شرکت در آن را ندارند. با این کار، هم بچه‌ها مهارت‌هایی را یاد می‌گیرند که شاید در مدرسه کم‌تر بدان‌ها پرداخته شود،‌ هم خودمانیم، تعارف که نداریم، پدر و مادرها باز وقتی برای نفس کشیدن با خیال راحت پیدا می‌کنند!‌ تازه از این‌که فرزندشان دائم بیشتر و بیشتر می‌آموزد لذت هم می‌برند. اما انتخاب کلاس خیلی مهم است.
    بعضی‌ها فکر می‌کنند بالاخره کلاس کلاس است، شاید یکی به اندازه دیگری محتوا برای آموزش نداشته باشد،‌ اما بالاخره از هیچی که بهتر است!‌ نه، ‌نه واقعا هر کلاسی از کلاس نرفتن بهتر نیست. برخی کلاس‌ها به خصوص برای کودکان، اگر اصولی نباشند، اگر درست با بچه‌ها رفتار نکنند، تازه می‌تواند آسیب‌زننده هم باشند. پس خوب به انتخاب کلاس دقت کنید و سرسری از آن نگذرید.

    جایگاهی برای تمرین مهارت‌های اجتماعی
    امروزه کلاس‌های گوناگونی برای کودکان در سنین مختلف، در مراکز متنوع، از مهدهای کودک و خانه‌های فرهنگ گرفته تا کلینیک‌های روانشناسی و انواع مراکز با عنوان‌های متفاوت، برگزار می‌شود. صرف‌نظر از این که در هرکدام از این کلاس‌ها به بچه‌ها چه چیزهایی آموزش داده می‌شود،  کلاس یک ویژگی بسیار مهم دارد: امکان برقراری ارتباط با سایر کودکان و ارتقای مهارت‌های اجتماعی.

    مطالعات نشان می‌دهند که حتی کودکانی که تک‌فرزند هستند، با ورود به فضاهای اجتماعی مانند مهدکودک و کلاس‌های آموزشی، ‌می‌توانند مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی آینده خود را بیاموزند. بنابراین، شرکت در یک کلاس مناسب، قبل از هر چیز، فرصتی است برای خروج از فضای محدود خانواده، وارد اجتماع شدن، آشنا شدن با انواع تعامل‌ها و رفتارهای اجتماعی و آموختن مهارت‌هایی که شاید هیچ‌کجای دیگر نمی‌توانند به این شکل بیاموزند.
    البته که مدرسه خود فضایی تعیین‌کننده، تاثیرگذار و مهم در این راستا است،‌ اما در‌عین‌حال به دلیل شرایطی که دارد،‌ مثلا نظم و مقررات از پیش تعیین‌شده، اهمیت تکلیف و نمره، محدودیت‌ کلاس‌ها و … قدری با کلاس‌های آزادترِ مطلوب و متناسب با سلیقه بچه‌ها تفاوت دارد.

    درهمین‌راستا، ‌برای انتخاب یک کلاس مناسب،‌ توجه به فضای آن به‌طور کلی،‌ اهمیت دارد. می‌توانید با مشاهده ببینید که چه‌قدر ارتباط کودکان در آن محیط با هم دوستانه است. چه‌قدر به ارتباطات اجتماعی کودکان توسط مربیان اهمیت داده می‌شود. نحوه برخورد خود مربیان باهم و با کودکان به‌چه‌صورت است،‌ چه‌قدر به کودک توجه می‌کنند، چه‌قدر دوستانه برخورد می‌کنند یا در مقابل، رفتاری پرخاشگرانه و یا سرزنشگر دارند.

    بها دادن به خلاقیت و آزادی عمل
    یکی از بحث‌های مهمی که درمورد آموزش کودکان باید مورد توجه قرار داد،‌ خلاقیت و آزادی‌عمل است. یکی از انتقادات مهم و اساسی به آموزش و پرورش،‌ محدود کردن خلاقیت کودکان و شکل دادن به نظام فکری آن‌ها در جهتی خاص است که شاید با ویژگی‌های فردی همه بچه‌ها سازگار نباشد و در نتیجه، باعث از‌دست‌دادن بخشی از توانمندی‌ها و بالفعل نشدن بسیاری از بالقوه‌های کودک شود.

    شاید برای شما، پرواز یک شاپرک مزاحم،‌ یا خار داشتن یک بوته اصلا جالب نباشد، اما برای یک کودک مثل معجزه می‌ماند. شاید شما به مخلوط‌کن و اتفاقی که درون آن برای میوه‌ها می‌افتد عادت کرده‌باشید، یا این‌که وقتی آب روی قاشق می‌ریزد چه‌طور به اطراف می‌پاشد، اما کودک به آ‌ن‌ها به چشم پدیده‌ای متفاوت نگاه می‌کند که گاه باید بارها و بارها آن‌ها را تماشا کند تا درکی بهتر از آن‌ها داشته باشد و اطلاعات کافی در مورد هر‌کدام را به ذهن بسپارد. زندگیِ پر از نه، نکن، دست‌نزن، برندار، ندو، ….. در واقع بستن درهای تجربه و یادگیریِ به‌روز کودک است. او به حدی از آزادی عمل برای رشد سالم نیاز دارد، البته تا حدی که امنیت خودش و دیگران به‌خطر نیافتد. اما له کردن یک شکلات، پرپر کردن یک گل، انداختن دانه دانه قندها توی یک لیوان آب، روشن‌کردن تک به تک چراغ‌های لوستر و هزاران مثال دیگر، چه خطری می‌تواند داشته باشد؟

    درحالی‌که واکنش اغلب والدین به همین تجربه‌های ساده، پر از خط و مرز است. واقعیت این است که خیال‌پردازی و خلاقیت از ابزارهای حیاتی رشد کودکان است که باید بدان‌ها توجه داشت. کودک با خیال‌پردازی خود،‌ دنیای اطرافش را هر آن‌چه دوست دارد تصور می‌کند و با استفاده از خلاقیتش،‌ قوانین تازه را در دل محیط اطراف خود می‌آموزد: وقتی صندلی، کشتی می‌‌شود، عصا، اسب می‌شود، سبزیجات، موجودات فضایی می‌شوند و … کودک با تمام وجود در حال تمرین آموخته‌های خود است. چندبار پیش‌آمده که ابزار بازی خیال‌پردازانه او را برهم بزنید و یا او را به این‌دلیل سرزنش و توبیخ کنید؟ اگر تکالیف مدرسه بودند و او مشغول تمرین بود، همین واکنش را می‌داشتید؟ یادتان نرود که بازی، ابزار یادگیری و تمرین او است.

    از آن‌جا که کودکان معولا با ورود به مدرسه و روبرو شدن با قوانین خاص محیط آموزشی و نیز سیستم تدریس، نحوه آموختن خود را تغییر می‌دهند. مهم است که کلاس‌هایی را برای فرزندتان برگزینید که راه‌های یادگیری او را محدود نکنند و با قوانین ثابت و سختگیرانه، جلوی خلاقیت و آزادی عمل او را نگیرند. بسیاری از آموخته‌های اساسی کودکی، به واسطه بازی‌های آزادانه و بدون چارچوب آموخته می‌شوند و نباید این سیستم یادگیری را کلا از روند زندگی یک کودک حذف کرد.

    تناسب با استعدادهای فردی
    شما حتما علایق و آرزوهایی دارید. ممکن است عاشق پیانو باشید یا به مسابقات ورزشی بسیار علاقمند باشید. البته داشتن فرزندی که یک ارکستر را رهبری می‌کند یا فرزندی که در مسابقات المپیک جهانی شرکت می‌کند،‌ وسوسه‌انگیز است. اگرچه بارها این جمله را شنیده‌اید،‌ اما دست از چنین وسوسه‌هایی کشیدن آسان نیست.

    از یاد نبرید که در هر زمینه‌ای، پیشرفت می‌تواند غرورآفرین باشد. بنابراین، قبل از تصمیم‌گیری، اجازه بدهید فرزندتان هم علایق خودش را محک بزند. او را مجبور به کاری نکنید. فرصت فراوانی برای یادگیری در پیش روی او است. به واکنش‌هایش حساس باشید. کارهایی که با کنجکاوی دنبال می‌کند و یا برایشان زمان بیشتری می‌گذارد، ‌می‌توانند نشانگر علایق او باشند.

    زیاد نمی‌توان از کودکی در آن سن انتظار داشت که مثلا خودش اعلام کند عاشق کدام ساز است،‌ به چه ورزشی بیشتر علاقه دارد یا در رفتارهای اجتماعی یا … جذابیت بیشتری می‌بیند. بلکه علاقه به رنگ‌ها، حافظه بصری خوب،‌ دقت زیاد به جزییات و نکات دیداری برای مثال، می‌توانند نشانه علاقه و توانمندی او در زمینه‌های هنری بصری، از نقاشی و عکاسی گرفته تا معماری و فیلم‌سازی باشد. والدین،‌ بهترین افراد برای تشخیص علایق فرزند خود هستند، ‌به این شرط که در این زمینه دید بازی داشته باشند و چشمشان را روی واکنش‌های فرزند خود نبندند. البته از نظر متخصصین و تست‌های مربوطه هم برای درک بهتر علایق، توانمندی‌ها و نقاط ضعف  فرزند خود می‌توانید کمک بگیرید.

    7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان- بخش اول

    7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان- بخش اول

    7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان- بخش اول

    در نگاه اول، قصه گفتن خیلی کار ساده‌ای به نظر می‌رسد. مخصوصا اگر قرار باشد از روی یک کتاب بخوانیم که دیگر اصلا کاری ندارد! اما چه می‌شود که قصه‌گویی برخی خیلی به دل می‌نشیند و بچه‌ها و حتی بزرگ‌ترها با آن ارتباط خوب و عمیقی برقرار می‌کنند، اما برخی دیگر به زور هم نمی‌توانند بچه‌ها را بنشانند و برایشان قصه بخوانند؟
    قصه خواندن یا قصه گفتن، علیرغم ظاهر ساده‌ای که دارد، نکات و اصولی دارد که برای موثر بودن، باید آن‌ها را رعایت کنید. این اصول البته آن‌قدر مطلق نیستند و در هر خانواده‌ای یا در هر شرایطی ممکن است با هم فرق داشته باشند. مهم این است که اصول را بشناسید و به آن‌ها آگاه باشید.

    1. چه زمانی برای قصه‌گویی مناسب‌تر است؟
    قبل از هر چیزی، ‌مهم است که چه زمانی برای کودک قصه بگویید. در واقع قصه زمانی موثر است که فرزند شما آرام باشد و به سخنان شما گوش بدهد. وقتی او در حال بازی یا شیطنت است یا حواسش متوجه چیز دیگری است، قصه گفتن بی‌فایده است. در حالی که برخی از والدین،‌ وقتی بچه سرش جای دیگری گرم است،‌ می‌خواهند او را کشان کشان نزد خود ببرند و برایش قصه بخوانند،‌ چون خودشان در آن زمان حوصله قصه‌گویی دارند، بعد هم شاکی می‌شوند که چرا فرزند من علاقه‌ای به قصه و کتاب و امثال آن ندارد!‌

    اغلب، همان‌طور که خیلی هم مرسوم است و در فیلم‌ها و سریال‌ها و الگوهای معمول اجتماعی می‌بینیم، قبل از خواب زمان خوبی برای تعریف قصه است. این زمان می‌تواند قبل از خواب شبانه یا خواب بعدازظهر باشد، البته نه در حالتی که کودک شما کاملا خواب‌آلود است و تمرکز کافی برای شنیدن قصه ندارد. حتی در طول روز هم، اگر زمانی را با فرزند خود هستید،‌ تلویزیونی در کار نیست، مهمان ندارید و مثلا دور هم قرار است چای و شیرینی بخورید،‌ در صورتی که فرزندتان آرام باشد و احساس می‌کنید پذیرا است، می‌توانید برایش قصه بگویید و یک فضای خانوادگی صمیمی ایجاد کنید.

    2. قصه چه‌قدر طول بکشد؟
    این هنر شما است که زمان قصه را طوری تنظیم کنید که فرزندتان خسته نشود و قصه را رها نکند. زمان خیلی دقیقی برای این کار وجود ندارد. برخی بچه‌ها، حوصله و توجه بیشتری دارند، ‌برخی خیلی زود حوصله‌شان سر می‌رود. حتی یک کودک، یک شب خیلی سرحال‌تر است و مدت بیشتری دوام می‌آورد، اما شب دیگر ممکن است خسته باشد و زیاد حوصله نداشته باشد. بنابراین بهترین راه این است که فرزند خود را بشناسید و به علائم خستگی یا کسل شدن در او توجه کنید تا بتوانید به موقع یا قصه را تمام کنید یا آن را به سمتی ببرید که هیجان‌انگیزتر شود.
    حتی می‌توانید فرزند خود را در روند قصه‌گویی شرکت دهید تا بیشتر درگیر ماجرای قصه شود. می‌توانید بیان کردن برخی جمله‌ها را به او بسپارید. یا او صدای زمینه را تولید کند یا حتی در تعیین مسیر قصه و اتفاقاتی که می‌افتد، فعالانه نقش داشته باشد. البته اگر تصمیم گرفتید چنین امکانی را به او بدهید،‌ باید حسابی در پردازش داستان ماهر باشید‌، بنابراین اگر در قصه‌گویی تازه‌کار حساب می‌شوید،‌ این خطر را نپذیرید. چون ممکن است مسیر قصه از دست شما خارج شود و در نهایت قصه‌ای بی سر و ته و بدون نتیجه‌گیری روی دستتان بماند!

    3. گاهی لازم است مکث کنید
    وقتی می‌خواهید مطلب خاصی را به نحوی تاثیرگذارتر بگویید،‌ می‌توانید قبل از آن لحظه‌ای مکث کنید. وقتی مکث می‌کنید، خودبه‌خود باعث می‌شوید توجه کودک به جمله بعدی معطوف شود. این دو جمله را برای خود بخوانید و ببینید چه تفاوتی با هم دارند:
    پاندا کوچولو یاد گرفته بود که وقتی عصبانی می‌شود،  بگوید من عصبانی هستم.
    پاندا کوچولو یاد گرفته بود که وقتی عصبانی می‌شود (یک لحظه مکث کنید) بگوید من عصبانی هستم.

    شاید خودتان در جلسه‌های سخنرانی یا کلاس‌های مختلف دیده باشید که وقتی سخنران یا مدرس می‌خواهد توجه حضار یا شرکت‌کنندگان در کلاس را به خود جلب کند، یا آن‌ها را به سکوت و توجه بیشتر تشویق کند، لحظه‌ای مکث می‌کند. وقتی صدای سخنران یا مدرس لحظه‌ای قطع می‌شود، شنونده،‌ حتی اگر با دقت گوش نمی‌کرده، دقت می‌کند ببیند چه اتفاقی افتاد که صحبت قطع شد و به همین دلیل، توجه بیشتری به جمله بعدی خواهد داشت. در تعریف قصه برای کودک هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد.
    به علاوه با مکث، جمله بعدی را از قبلی جدا می‌کنید و همین کار باعث می‌شود جمله دوم معنای خاصی پیدا کند.

    همچنین می‌توانید در لحظه‌ای که می‌خواهید جمله مهم و تاثیرگذار خود را مطرح کنید، از اسم فرزند خود استفاده کنید. بدین ترتیب توجه او جلب می‌شود:
    پاندا کوچولو یاد گرفته بود که وقتی عصبانی می‌شود، نگار، بگوید من عصبانی هستم.

    مکث کردن بین تعریف داستان، علاوه بر این که توجه فرزندتان را جلب می‌کند، تعریف قصه را از حالت یکنواختی در می‌آورد. هم فرزند شما به لحن یکنواخت عادت نمی‌‌کند و حوصله‌اش سر نمی‌رود، هم خودتان! چه‌‌طور؟ وقتی قرار باشد قبل از جمله‌های مهم و تاثیرگذار مکث کنید،‌ توجه خودتان هم به ماجرا بیشتر می‌شود، ‌بیشتر درگیر قصه‌گویی می‌شوید و این کار برایتان جالب‌تر می‌شود. در نتیجه دیرتر حوصله‌تان سر می‌رود.

    4. کلمه‌ها یا جمله‌ها را با لحن مشخص کنید
    می‌توانید علاوه بر استفاده از مکث، برای پررنگ کردن یک جمله،‌ عبارت یا حتی کلمه خاص، وقتی آن را می‌خوانید،‌ صدای خود را عوض کنید. بدین ترتیب، ‌همین تغییر صدا،‌ توجه کودک شما را به خود جلب می‌کند. حتی بعد ممکن است ببینید که در زندگی روزمره، کودکتان از همین جمله‌ها با همان لحن خاص استفاده می‌کند و در واقع از آن‌ها به عنوان یادآورهایی استفاده می‌کند که مطمئنا شما از این شکل کاربردشان راضی خواهید بود‍!

    خودتان قضاوت کنید، ‌شما دائم حرفی را به او یادآوری کنید دوست‌داشتنی‌تر است،‌ یا این که خودش با لحن قصه‌هایی که برایش گفته‌اید، ‌همان جمله را به خودش یادآوری کند.
    مثلا در طول قصه، دوست خرگوش کوچولو ممکن است با صدایی خاص به او بگوید: «فکر کن! فکر کن! جوابش رو پیدا می‌کنی!»
    کودک اگر از این جمله خوشش بیاید و بتواند در زندگی خودش با آن ارتباط برقرار کند، روزهای بعد، وقتی در موقعیتی احساس درماندگی می‌کند یا انتظار دارد والدین جواب حاضر و آماده به او بدهند، با همان صدای دوست خرگوش، این جمله را به خودش یادآوری می‌کند. به جای این که والدین به او بگویند: «باز تو جواب را از ما می‌خواهی؟ خب خودت هم کمی فکر کن. یک کم از مغزت استفاده کن!» به نظرخودتان کدام روش برای هم کودک و هم والدین جذاب‌تر و موثرتر است؟

     

    با علاقه کودکان به‌ استفاده از لوازم آرایش چه کنیم؟

    با علاقه کودکان به‌ استفاده از لوازم آرایش چه کنیم؟

       با علاقه کودکان به‌ استفاده از لوازم آرایش چه کنیم؟

      کافی‌ست فقط چند دقیقه از فرزندتان غافل شوید و او را در اتاق‌تان تنها بگذارید تا با صحنه‌ای آشنا برای اکثر مادران مواجه شوید! لوازم‌آرایش‌تان کاملا بهم‌ریخته و صورت فرزندتان رنگی است. در یک دستش رژ و در دست دیگر یک قلم‌مو گرفته و با هیجان سعی می‌کند خودش را آرایش کند. البته که میز و صندلی و در و دیوار اتاق هم در‌ امان نیستند.
     تقریبا همه کودکان، به ویژه دختربچه‌ها علاقه غیرقابل وصفی به لوازم‌آرایش دارند. بیایید بپذیریم رنگ‌بندی‌ متنوع و بسته‌بندی‌ها‌ی جذاب لوازم‌آرایش در‌این کنجکاوی بی‌تاثیر نیست. البته که نباید فراموش کنیم الگوبرداری از شخصیت‌های کارتونی، اطرافیان و مهم‌تر از همه خودتان، دلیل اصلی کشیده‌شدن بچه‌ها پای میز آرایش شماست.
    برای شما راهکارهایی داریم تا  از اشتیاق کودک‌تان به آرایش بکاهید.
    مراقب باشید! واکنش اولیه شما هنگام مواجه با فرزندتان بسیار مهم است. برخورد عصبی شما می‌تواند حس کنجکاوی او را شدیدتر کند. از طرفی اگر او را تشویق کنید یا از او که حالا یک کوچولوی رنگارنگ است عکس بگیرید، احساس می‌کند که شما این‌ کار او را دوست‌ دارید و حالا برای‌تان جالب‌تر شده‌است. بنابراین خونسرد باشید و از راهکار‌های زیر استفاده کنید:

    کاملا منطقی صحبت کنید
     برای کودک‌تان توضیح بدهید که استفاده از لوازم‌آرایش برای سن آن‌ها اصلا مناسب نیست. چون معمولا افرادی از این وسایل استفاده می‌کنند که عیب‌ و‌ نقضی روی صورت‌شان دارند یا می‌خواهند جوان‌تر به‌نظر برسند. به او بگویید که کودکان آنقدر بی‌نقص و زیبا هستند که نیازی به استفاده از این مواد ندارند. آن‌ها باید بدانند پوست لطیف‌شان در اثر استفاده از لوازم‌آرایش آسیب می‌بیند.

    جایگزین مناسب داشته باشید
    چه اشکالی دارد که دخترکوچولوی شما بخواهد زیباتر باشد؟ برای او گل‌سر، تاج، سنجاق‌سر و تل‌های رنگارنگ تهیه کنید و روش‌های مختلف بستن مو را به‌او آموزش‌دهید و نشان‌دهید که این‌ وسایل جزئی‌ از لوازم‌آرایش مناسب سن اوست.

    یادآوری یک خاطره
    حتما شما هم یک روز تلخ را به‌خاطر دارید که پوست دلبندتان در اثر یک شیطنت زخم کوچکی برداشته بود. آن‌روز را به او یادآوری کنید تا بداند زخم یا خراش یا آسیب‌های پوستی آزاردهنده هستند. در ادامه به‌ او بگویید که استفاده بی‌جا از لوازم آرایش باعث آسیب به پوست حساس و لطفا او خواهد شد. 

    شما الگوی کودکان‌تان هستید
    این‌بار شما قایم شوید! بله. باید سعی کنید جلوی چشم کودکان کمتر آرایش کنید. آن‌ها شما را الگوی خود می‌دانند و هرچه از شما ببینند تکرار می‌کنند. برای آرایش کردن جایی بروید که در دید کودکان نباشید.

    وسایل آرایش‌رنگارنگ و وسوسه‌انگیزتان را جلوی چشم نگذارید
    کودکان رژ لب، لاک و رژگونه را بیشتر از بقیه وسایل شخصی شما دوست‌ دارند. سعی کنید جای مخصوص و دور‌از‌دسترس برای این رنگارنگ‌های کوچک در نظر بگیرید.

    لوازم‌آرایش مخصوص کودکان
    این‌بار که دارید برای خودتان خرید می‌کنید از فروشنده، لوازم‌آرایش مخصوص کودکان بخواهید. این محصولات جدید ضد‌حساسیت هستند و آسیب کمتری به پوست حساس بچه‌ها وارد می‌کنند. اگر روند تربیتی شما با این مسئله مغایرت ندارد می‌توانید با توجه به سن فرزندانتان برایش لاک یا رژ مخصوص بخرید. اما پیشنهاد ما این است که فرزندتان را به هرروشی که می‌توانید مطمئن کنید که او زیباترین فرشته است و هیچ نیازی به آرایش ندارد.