چه کنم از واکسن نترسد؟

چه کنم از واکسن نترسد؟

چه کنم از واکسن نترسد؟

بعد از تولد نوزاد، همه والدین از برنامه‌های ایمن‌سازی برای فرزندانشان استفاده می‌کنند و واکسیناسیون نیز یک بخش اجتناب‌ناپذیر از این برنامه است. بچه‌ها معمولاً از واکسن زدن وحشت دارند و بی‌قراری می‌کنند. با اینکه قرار است این مشکل در آینده حل شود اما در حال حاضر و به‌عنوان پدر و مادر برای آرام کردن فرزندمان چه کاری از دستمان برمی‌آید؟ این نوشته جواب این سؤال را می‌دهد.
مطالعات اخیر نشان می‌دهند میزان درد و اضطرابی که یک کودک پیش‌دبستانی در طول واکسیناسیون با آن مواجه می‌شود به مقدار زیادی به نحوه برخورد والدین قبل و در هنگام واکسیناسیون مربوط می‌شود! این گزارش از میان ۵۵۰ کودک پیش‌دبستانی و سنین پایین‌تر از آن به‌دست‌آمده است.
جالب است بدانید که کودکان پیش‌دبستانی که شکایت بیشتری از درد واکسن داشتند همان‌هایی نبودند که پیش‌ازاین یعنی در سال‌های پایین‌تر بیشترین تجربه درد را داشتند. محققان متوجه شدند کسانی که بیشتر منجر به تلقین درد در کودک می‌شود والدین هستند و از نحوه تسکین دادن یک کودک ۱۲ ماهه توسط والدینش، میزان دردی را که همان کودک ۴ سال بعد تحمل خواهد کرد، پیش‌بینی کردند.

اقداماتی که باید برای آرام کردن بچه‌ها انجام دهید

  • تصدیق کنید: صادقانه تصدیق کنید که سوزن دردناک است. نباید به فرزندتان به‌دروغ بگویید که سوزن درد ندارد چراکه این دروغ، شرایط را بهتر نمی‌کند. بهتر است این‌طور بگوییم: «بله عزیزم کمی درد دارد ولی خیلی زود تمام می‌شود.»
  • نزدیکش باشید: باید در کنار فرزندتان باشید. در حقیقت زمانی که مضطرب هستیم شدیداً به کسی نیاز داریم که در کنارمان باشد. ما در چنین مواقعی نیاز داریم که نزدیک کسانی باشیم که به ما احساس آرامش و امنیت می‌دهند.
  • به او شیر دهید: بگذارید از شیر شما تغذیه کند. شیر دادن یک راهکار خارق‌العاده برای کم کردن درد است.
  • در زمان مناسب حواسش را پرت کنید: پرت کردن حواس کودک البته در زمان مناسب خیلی کمک‌کننده است. اینکه بخواهید درست در زمان تزریق واکسن این کار را انجام دهید، انتخاب درستی نیست چون در این لحظه کودک برای اینکه آن صحنه را نبیند محکم چشم‌هایش را می‌بندد، در عوض درست زمانی که تزریق تمام شد و چشم‌هایش را باز کرد بهترین فرصت برای پرت کردن حواسش است؛ مثلاً تلفن همراهتان را به او دهید تا با آن بازی کند و یا اینکه باهم از پنجره بیرون را نگاه کنید تا حواسش را به چیزهای بیرون پرت شود.
  • شلوغش نکنید: وقتی فرایند تزریق به اتمام رسید برای آرام کردن فرزندتان بیش‌ازاندازه با گفتن جمله «دیگر تمام شد، دیگر تمام شد، دیگر تمام شد» تلاش غیرمعمول نکنید. این کار بیشتر استرس و اضطراب با خودش به همراه دارد. یک‌بار گفتنش کفایت می‌کند.
  • کودکتان را موردانتقاد قرار ندهید: جملات انتقادی مثل «مرد گنده که گریه نمی‌کند» یا «خواهرت اندازه تو بود اصلاً گریه نمی‌کرد» و امثال این‌ها را به کار نبرید. این جملات نه‌تنها کارساز نیستند، بلکه درد ناشی از تزریق را نیز تشدید می‌کنند.

علاوه بر مدیریت احساسات و رفتارتان در این شرایط، می‌توانید از مسئول تزریق بخواهید با تائید پزشک، از بی‌حسی موضعی برای کاهش درد استفاده کند. پماد بی‌حسی که ۴۵ دقیقه قبل از تزریق بر روی موضع قرارگرفته باشد، قطعاً می‌تواند خیلی کمک کند.

اما احتمالاً مهم‌ترین و شاید سخت‌ترین نکته‌ای که باید رعایت شود این است که احساسات و اضطراب خودتان را جلوی فرزندتان در مطب دکتر کنترل کنید. بسیار مهم است والدینی که خودشان فوبیا یا ترس شدید از تزریق دارند جلوی ترس خودشان را بگیرند. فرزندتان زمانی که شما در کنارش هستید، می‌تواند اضطرابتان را از ضربان قلبتان متوجه شود و خودش مضطرب شود. آرامش خودتان را حفظ کنید و چند نفس عمیق بکشید؛ با این کار این تجربه هم برای خودتان و هم برای فرزندتان راحت‌تر خواهد بود.

چطور فرزند نوع دوستی بار بیاورم؟ (راهنمای همه سنین)

چطور فرزند نوع دوستی بار بیاورم؟ (راهنمای همه سنین)

چطور فرزند نوع دوستی بار بیاورم؟ (راهنمای همه سنین)

هیچ سنی برای اینکه به فرزندانمان یاد دهیم که به افراد نیازمند کمک کنند زود نیست.
یادم هست چند سال پیش بود که برای اولین بار یک شخص بیخانمان توجه دخترم را به خودش جلب کرد. در آن زمان ۴ سالش بود، ما در حال ترک کردن فرودگاه بودیم که او شخص بیخانمانی را دید که در یک جعبه مقوا کنار ساختمانی خوابیده بود. فکر می‌کرد که آن مرد با مقوا یک قلعه برای خودش ساخته و می‌خواست که از او بپرسد آیا می‌تواند آنجا را با او شریک شود. داشتم وسوسه می‌شدم بگویم که آن مرد فقط دارد بازی می‌کند، دوست نداشتم بفهمد که در این دنیا بعضی افراد یک‌خانه راحت، تخت خواب، کولر و بخاری و هیچ خانواده‌ای ندارند. ولی در لحظه آخر نظرم عوض شد و کار عاقلانه‌ای کردم و حقیقت را به او گفتم. نفس عمیقی کشیدم و به او گفتم که آن مرد درون جعبه، در حال بازی کردن نیست بلکه آن جعبه مکانی است که او آنجا زندگی می‌کند.

انتظار داشتم بترسد اما در عوض او به من زل زد و شروع کرد به پرسیدن سؤالاتی از این قبیل: «اسباب بازیهاشو کجا نگه میداره؟ خوراکیاشو کجا میزاره؟ مسواک هم داره؟ مامان بابا چطور؟ کجا حموم میره؟»
برای مدتی بعدازآن دخترم تمام توجهش به سمت افراد بیخانمان بود. او وقتی داشت با عروسک‌هایش بازی می‌کرد، نقش بی‌خانمان‌ها را اجرا می‌کرد و وقت شام می‌پرسید که آیا افراد بیخانمان هم مرغ و سبزیجات (هر چیزی که مشغول خوردن آن بود) می‌خورند؟ آرزو می‌کردم که چیز دیگری که می‌توانستم بعد از همه این‌ها نشانش دهم کمک کردن به افراد بیخانمان می‌بود؛ اما در عوض فقط به سؤالاتش پاسخ می‌دادم. در آن زمان اصلاً فکر نمی‌کردم که یک بچه ۴ ساله بتواند کاری برای یک فرد بیخانمان و نیازمند انجام دهد. فقط می‌خواستم شرایط را طوری تنظیم کنم که او هرچه سریع‌تر برگردد به این اطمینان که جهان جای امنی است.
به گفته یکی از متخصصین مطالعه کودک و توسعه روابط انسانی ما باید به فرزندانمان کمک کنیم تا درک کنند که کسی مسئول است که می‌تواند چیزهای بد را از آن‌ها دور نگه دارد و درعین‌حال این بدان معنا نیست که ما باید چشم آن‌ها را نسبت به همه واقعیت‌های خشن زندگی دور نگه داریم و تصویر آرمانی از جهان به آن‌ها ارائه دهیم بلکه باید تعادلی در این میان به وجود آوریم. مسائل این‌چنینی بهترین راه برای به دست آوردن این تعادل هستند.

وقتی مراقبش هستید هم‌زمان به او یاد می‌دهید که مراقب دیگران باشد. وقتی گرسنه است به او غذا می‌دهید، وقتی می‌ترسد در آغوشش می‌گیرد و نوازشش می‌کنید در حین تمام این کارها به او می‌آموزید که چگونه احتیاجاتش را پاسخ می‌دهید. در اصل این تمام چیزی است که بشردوستی در آن خلاصه می‌شود.

در حدود ۱۸ ماهگی کودکان نسبت به احساسات دیگران آگاه می‌شوند. البته این آگاهی هنوز یک درک کامل و واضح نیست اما آن‌ها نشانه‌های اندوه و پریشانی را تشخیص می‌دهند. به‌عنوان‌مثال زمانی که کودک شما صدای گریه یک کودک را می‌شنود نگران می‌شود و یا زمانی که به او بگویید گرسنه هستید او خوراکش را با شما تقسیم می‌کند.

در این سن مهارت‌های زبانی و شناختی کودک توسعه بیشتری پیدا می‌کند. آن‌ها می‌توانند شناسایی کنند که دیگران چه زمانی غمگین، شاد و عصبانی هستند. در بین بازی‌هایشان آن‌ها نقش‌های مختلفی را به عهده می‌گیرند. مثلاً نقش یک ناجی بچه‌گربه در حین حمله یک هیولا را ایفا می‌کند. علاوه بر اینکه نگران افرادی است که نیاز به کمک دارند راه کمک کردن به آن‌ها را نیز می‌داند. هم‌اکنون زمان ایده آلی است که از او بپرسید «وقتی به دیگران کمک می‌کنی چه احساسی داری؟»

در این سن کودکان قادر هستند که تصور کنند اگر در موقعیت فرد دیگری قرار بگیرند چه احساسی خواهند داشت. یک کودک ۵ ساله می‌تواند بگوید که اگر جای یک کودک دیگر در بیمارستان، بدون اسباب‌بازی‌ها و دوستانش باشد چه حسی خواهد داشت. در این سن کودکان می‌توانند احساساتشان را به‌صورت عملی بیان کنند به این صورت که می‌توانید در چنین شرایطی از او بپرسید که اگر شیرینی دوستش زمین بیفتد و کثیف شود آیا مایل است شیرینی خودش را با او سهیم شود؟ در این سن کودک نمی‌تواند مسائل بزرگ جهانی مثل فقر جهانی را درک کند.

بچه‌ها در این سن آماده هستند تا خودشان در خصوص کمک به دیگران با کمک والدینشان اقداماتی را انجام دهند. بی‌شک کودکان به آشپزی و نقاشی کردن علاقه زیادی دارند ولی بهتر است از خودشان بپرسید که در چه زمینه‌ای می‌خواهد کمک کند. ورود کودک در چنین پروژه‌هایی تأثیر ماندگاری در زندگی او خواهد گذاشت. زندگی زمانی که به دیگران اهمیت می‌دهیم و حمایتشان می‌کنیم یا زمانی که موردحمایت قرار می‌گیریم خیلی باارزش‌تر خواهد شد. شما به آن‌ها کمک می‌کنید تا در حین این اقدامات معنای زندگی‌شان را درک کنند.
 

بدغذایی کودکان را چطور اصلاح کنیم؟

بدغذایی کودکان را چطور اصلاح کنیم؟

بدغذایی کودکان را چطور اصلاح کنیم؟

ممکن است خیلی از عادت‌های فرزندمان در سنین پایین ما را ناراحت کند؛ مثل عادت بازی کردن بیش‌ازاندازه با موهایش، دست در دهان کردن و عادت‌هایی شبیه این‌ها ولی بیشتر این عادت‌های ناخوشایند درگذر زمان از بین می‌روند؛ به‌جز عادت‌های غذا خوردن. بیشتر عادت‌های غذا خوردن از کودکی به بزرگ‌سالی منتقل می‌شوند. پس بهتر است در کودکی این عادت‌ها را اصلاح کنید. ازآنجایی‌که مسلماً نمی‌خواهید هر وعده غذایی تبدیل به یک میدان جنگ تمام‌عیار شود، نیاز است تا دراین‌بین اقدامات کوچک و هوشمندانه‌ای انجام دهید تا به کودکتان کمک کنید روش غذا خوردنش را تغییر دهد.

1. با برنامه منظم به او غذا بدهید

غذا خوردن نامنظم در این سنین خیلی رایج است. بچه‌ها دوست دارند مدام هله‌هوله بخورند و مقدار زیادی کالری دریافت کنند. بهترین راه این است که در مقابله با بد غذایی در کودکان با یک برنامه منظم به آن‌ها غذا بدهید. صبحانه، ناهار و شام و دراین‌بین یک یا دو بار میان وعده برایش آماده کنید. با این برنامه او می‌داند که کی وقت غذا خوردن است. ازآنجاکه گاهی فرق بین تشنگی و گرسنگی را خوب متوجه نمی‌شود در طول روز حتماً نوشیدن آب را به او یادآوری کنید.

2. آب‌میوه بیش‌ازاندازه هم مضر است

مقدار کمی از آب‌میوه‌ صد در صد طبیعی می‌تواند برای کودکتان مفید باشد اما اگر بیش از نصف فنجان و یا بیشتر در طول روز به او آب‌میوه دهید معده‌اش پر می‌شود و جایی برای غذا باقی نمی‌ماند. زمانی که فرزندتان تشنه است در درجه اول به او آب بدهید. بهترین راه برای مبارزه با بد غذایی در کودکان و رسیدگی به بچه‌هایی که زیاد آب‌میوه دوست دارند این است که آن را با آب رقیق کنید؛ به این صورت که نصف آبمیوه و نصف آب را با کمی آب‌لیمو را باهم مخلوط کنید. علاوه بر اینکه طعم خوبی خواهد داشت کالری مناسبی نیز دارد.

میزان زیاد نوشیدنی و آب میوه برای فرزندتان ضرر دارد.

3. حواسش را پرت کنید

بچه‌ها در این سنین دوست دارند زیاد غذا بخورند، چون حوصله‌شان سر می‌رود! اگر کودکتان بین وعده اصلی غذایی و میان وعده از شما درخواست غذا کرد، حواسش را با چیز دیگری پرت کنید. پارک بروید. برایش کتاب بخوانید و یا با هم انیمیشن محبوبش را ببینید.

4. به‌آرامی به او غذا بدهید

تند غذا خوردن علاوه بر خطر خفگی، باعث می‌شود که کودک متوجه نشود کی سیرشده است. بهتر است برای اینکه حواسش در حین غذا خوردن به چیزهای دیگر نباشد، تلویزیون را خاموش‌کنید و موبایل و تبلت را از او دور نگه‌دارید. حتماً برای از بین بردن عادت بد غذایی در کودکان از آن‌ها بخواهید هنگام غذا خوردن سر سفره یا میز غذا بنشیند. غذاهایی با فیبر بالا مثل میوه‌ها و سبزی‌ها را فراموش نکنید.

5. شکر بیش‌ازحد مصرف نکنید

بچه‌ها عاشق خوردن شیرینی‌ها هستند؛ اما شکرهای داخل شیرینی‌ها و دسرها بدون اینکه هیچ ارزش غذایی مفیدی داشته باشند، فقط کالری بیش‌ازحد به آن‌ها اضافه می‌کنند. بررسی‌های غذایی نشان می‌دهد که کودکان بین ۱۴ تا ۱۷ قاشق چای‌خوری شکر در روز مصرف می‌کنند.
بهتر است برای مقابله با عادت بد غذایی در کودکان ، حد مشخصی از مصرف شیرینی‌ها را در طول روز برای کودکتان مشخص کنید. مثلاً یک‌تکه کوچک از شکلات و شیرینی. بهتر است که مقدار زیادی شیرینی‌ها در خانه نگاه ندارید تا کارتان راحت‌تر شود. بعدازاینکه حد روزانه شیرینی را معین کردید می‌توانید به‌طور مثال از او بپرسید که الآن می‌خواهی شکلاتت را بخوری یا بعد از شام تا در جریان باشد که حد مشخصی برای مصرف روزانه دارد و نه بیش از آن.

6. سبزی‌ مصرف کنید

سبزی‌ها سرشار از ویتامین A، C و فیبر هستند. میوه‌ها هم حاوی این مواد هستند، ولی خیلی مهم است که به آن‌ها بیاموزید سبزی‌ها را دوست داشته باشند. کودکانی که سبزی می‌خورند در بزرگ‌سالی هم این عادت را حفظ خواهند کرد. هنگام آماده کردن سبزی‌ها می‌توانید از کمی روغن مفید و سالم برای خوشمزه‌تر شدن سبزی‌ها استفاده کنید. در ضمن این کار کمک می‌کند تا بدن ویتامین‌ها را بهتر جذب کند. یک قاشق چای‌خوری روغن‌زیتون یا کمی پنیر خردشده می‌تواند کودکتان را مجاب کند تا سبزیجاتش را با اشتیاق بیشتری بخورد.

در غذای کودکان از سبزیجات استفاده کنید

7. نه بگویید

بله خیلی سخت است وقتی‌که کودکتان با آن چشم‌ها به شما زل می‌زند و می‌گوید «گشنمه» به او بگویید الآن نه. اگر هر زمانی تقاضای غذا را اجابت کنید او کم‌کم به پرخوری رو می‌آورد… اگر کودکتان تازه غذا خورده است و مطمئن هستید که گرسنه نیست می‌توانید زمانی که از شما تقاضا می‌کند به او توضیح دهید که الآن وقت غذا خوردن نیست و وقتی زمان میان وعده رسید می‌توانی چیزی بخوری.

8. از فواید غذاها به او بگویید

اگر این‌قدر خوش‌شانس هستید که فرزندی دارید که میل به غذا خوردن دارد، می‌توانید حین غذا خوردن به او درباره خواص غذاها، مزه و اجزای تشکیل‌دهنده‌شان توضیح دهید. اگر میل به غذا دارد و حسابی گرسنه است وقت خوبی است تا غذاهایی را که برایش مفید است، حاضر کنید؛ مانند سبزیجات و ماهی. همچنین می‌توانید در این حین به او شمردن هم یاد دهید مثلاً یک، دو و سه برش سیب. همچنین رنگ غذاها را به او نشان دهید و نام ببرید؛ اینکه توت‌فرنگی قرمز است و سبزیجات سبز هستند. او هنگام غذا خوردن از این درس‌ها لذت می‌برد.
 

تنها گذاشتن کودک در خانه

تنها گذاشتن کودک در خانه

 تنها گذاشتن کودک در خانه

برای بسیاری از خانواده‌ها اتفاق می‌افتد که در موقعیتی قرار بگیرند که ناچار شوند فرزند خود را برای مدتی در خانه تنها بگذارند. چطور از قبل فرزند خود را برای چنین موقعیتی آماده می‌کنید و از کجا مطمئن می‌شوید شرایط برای تنها ماندنش فراهم است؟

ویژگی‌های کودکی که می‌تواند تنها بماند

کودکی می‌تواند در خانه تنها بماند که از اعتماد به نفس کافی برخوردار باشد. زیاد نترسد و از بیان خواسته خود خجالت نکشد. بتواند احساس خود را با والدینش در میان بگذارد و آن‌قدر با والدین خود رابطه خوب و صمیمی داشته باشد که در صورتی که هر مشکلی به وجود آمد،‌ یا هر نگرانی داشت،‌ قبل از هر چیز، آن را با والدین خود در میان بگذارد. به علاوه او باید مهارت‌های کلامی کافی را برای برقراری ارتباط با دیگران داشته باشد.

چطور برای تنها ماندن آماده شود؟

اگر قرار است در آینده‌ای نه چندان دور، فرزند خود را هر از گاهی در خانه تنها بگذارید، ‌بهتر است هر چه زودتر برای آماده‌کردن او برای تنها ماندن، دست به کار شوید:

تواناهایی فرزندتان برای تنها ماندن در خانه را پرورش دهید

مهارت‌های خانگی

هر روز کار کوچکی را در خانه به او بسپارید. مراقب باشید کاری را به او بسپارید که متناسب با سن و توانایی‌های او باشد که احساس شکست و سرخوردگی نکند. با این کار،‌ به او کمک مي‌کنید اعتماد به نفس خود را بالا ببرد و توانمندی‌هایش را بهتر بشناسد. همچنین، مي‌تواند کم‌کم مهارت‌هایی را بیاموزد که در صورت تنها ماندن بدان‌ها نیاز خواهداشت،‌ مانند درست کردن یک ساندویچ یا سالاد ساده، کار کردن با وسایلی مانند مایکروویو، ….

از عهده شرایط بحرانی برآمدن

در مورد موقعیت‌های خاص و این که در چنین شرایطی، ‌قدم به قدم چه باید کرد، در موقعیت‌های مناسب با او صحبت کنید. سخنرانی‌ به جایی نمی‌رسد. مهم است که این کار را در شرایطی انجام بدهید که موضوع واقعا برای او جالب است و گوش می‌دهد. مثلا وقتی برق می‌رود، به او بیاموزید که چه‌‌طور لامپ اضطراری را پیدا کند،‌ جای شمع‌ها را به او نشان بدهید و حتی در مواقعی این کار را مثل یک بازی تمرین کنید. در موارد دیگر، مانند این که اگر بوی گاز بیاید، ‌اگر یکی از پرده‌ها آتش بگیرد،‌ لوله آب بترکد و همه‌جا پر از آب شود و …. هم با بازی،‌ تصور موقعیت و تمرین، آموزش‌های لازم را به او بدهید.

شماره‌های ضروری

لیستی از شماره‌های ضروری تهیه کنید. اورژانس، آتش‌نشانی، همسایه نزدیک مطمئن،‌ محل کار پدر و یا مادر، یکی دو نفر از اقوام مطمئن و نزدیک و …. مطمئن شوید که کودک جای لیست را می‌داند و شماره‌ها را یاد گرفته است. همچنین به او بیاموزید که در صورت تماس،‌ چه باید بگوید. به علاوه او باید آدرس خانه خودتان را به خوبی بلد باشد.

برخورد با غریبه‌ها

به فرزند خود بیاموزید در غیاب شما، جواب تلفن یا زنگ در خانه را چه‌طور بدهد. اصلا جواب بدهد یا نه. مثلا می‌توانید با او قرار بگذارید فقط به شماره تلفن والدینش و مثلا مادربزرگش جواب بدهد و بقیه تلفن‌ها را جواب ندهد. همچنین با فراهم کردن یک آیفون تصویری، ‌می‌توانید به کودکتان امکان دیدن فردی که پشت در است را بدهید تا او در صورتی که فردی غریبه پشت در است، ‌اصلا جواب ندهد. همچنین به او بیاموزید در مقابل غریبه‌ها،‌ چه حضوری، چه پای تلفن و چه پشت در،‌ چه‌طور حرف بزند که غریبه نفهمد او در خانه تنها است. احساس کودک را در نظر بگیرید. اگر همراه با ترس افراطی یا غیرعادی است، یا ضرروت این احتیاط‌ها را درک نکرده است،‌ برای تنها ماندن آماده نیست.

او را کم‌کم به تنهایی عادت بدهید

دفعات اول،‌ برای چند دقیقه فقط او را تنها بگذارید و بعد، در مورد احساسش با او صحبت کنید. اگر نگران شده یا ترسیده،‌ هنوز زمان مناسب برای تنها گذاشتن او نرسیده است. اگر هم شرایط را خوب ارزیابی کرده بود، کم‌کم او را به تنها ماندن عادت بدهید و هر بار هم توصیه‌های لازم را به او ارائه کنید،‌ از جمله این که در نبود شما چه کند: تلویزیون ببیند،‌ ساندویچی که برایش آماده کرده‌اید بخورد، بازی کند،‌ تکالیفش را تمام کند،‌….

با فرزندتان درباره تنها ماندن در خانه صحبت کنید و به او آموزش دهید

چک‌لیست آخر

قبل از این که تصمیم بگیرید فرزندتان را تنها بگذارید، ‌این موارد را چک کنید:

  • آیا کودکتان از اعتماد به نفس و جرات کافی برای تنها ماندن برخوردار است؟
  • آیا فرزندتان راضی است در خانه تنها بماند؟
  • آیا کودکتان می‌داند در نبود شما چه کند و چه‌طور خودش را سرگرم کند؟
  • به مهارت‌هایی که در مورد غریبه‌ها به او داده‌اید مسلط است و دلیل این احتیاط‌ها را به خوبی درک کرده است؟
  • کمک‌های اولیه را بلد است؟
  • محله امنی دارید و به همسایه‌ها اعتماد دارید؟
  • کسی هست که در نزدیکی محل زندگی شما باشد و کاملا به او اعتماد داشته باشید، تا کودک را به او بسپرید که یا به کودک در نبود شما سر بزند یا در صورت مشکل،‌ کودک بتواند با او تماس بگیرد؟
  • کودک شماره‌های لازم را بلد است؟ می‌داند در هر مورد چه بگوید؟
  • اضطراب و ترس غیرمعمول یا نامتناسب در کودک خود نمی‌بینید؟
  • امکان ارتباط با او در زمان تنها بودنش را دارید؟

آموزش همزمان دو زبان به بچه، خوب یا بد؟

آموزش همزمان دو زبان به بچه، خوب یا بد؟

آموزش همزمان دو زبان به بچه، خوب یا بد؟

امروز ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری است. در سال ۱۹۵۲ در این روز دانشجویان بنگالی پاکستان برای به رسمیت شناختن زبان بنگالی به عنوان زبان دوم کشورشان تظاهرات کردند و تعدادی از آن‌ها کشته شدند. حدود نیم قرن بعد، در سال ۱۹۹۹ یونسکو یا پیشنهاد بنگلادش برای نامگذاری این روز موافقت کرد و ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری نام گرفت.
زبان مادری در اصطلاح یعنی اولین زبانی که کودک پس از تولد یاد می‌گیرد. زبان به عنوان پدیده‌ای اجتماعی می‌تواند حامل فرهنگ، طرز تفکر و نگرش فرد باشد. دانشمندان معتقدند آهنگ و زنگ صدای مادر از زمانی که کودک در رحم مادر است به او انتقال می‌یابد. در واقع یادگیری پایه‌های زبانی و آشنایی با صداها از زمان جنینی آغاز می‌شود و کودک با اندوخته‌ای از زبان مادری خود به دنیا می‌آید.
اولین برداشت‌های کودک از جهان پیرامونش بر اساس زبان مادری‌اش شکل می‌گیرد. همچنین اولین تجربه‌های شناختی و عاطفی خود را با زبان مادری بیان و ابراز می‌کند.
از نظر نورولوژیست‌ها زبان اول یا همان زبان مادری با زبان دوم، یعنی زبان‌هایی که فرد بعدها در بزرگسالی می‌آموزد، جایگاه متفاوتی در قشر مغز دارند. جایگاه زبان در مغز  با پایان خردسالی و بلوغ به طور کامل تغییر می‌کند. به همین دلیل است که زبان آموزی کودکان در سنین پایین توصیه می‌شود. اگر کودک آموختن زبان دوم را از اولین سال‌های تولد و حتی همزمان با زبان اول یاد بگیرد این دو زبان در یک جایگاه در مغز قرار می‌گیرند. این هم‌جایگاهی باعث می‌شود فرد برای استفاده از زبان دوم خود مجبور به ترجمه از زبان اول نشود و با کیفیت و سرعت بیشتری از زبان دوم استفاده کند.

در گذشته عده‌ای از دانشمندان معتقد بودند آموختن زبان مادری و زبان دوم به طور همزمان می‌تواند برای کودک مشکل آفرین باشد و باعث شود کودک دیر شروع به حرف زدن کند یا کلمات دو زبان را با یکدیگر قاطی کند.
اینکه کودک چه زمانی شروع به حرف زدن کند به عوامل متعددی ربط داشته باشد اما این باور که دو زبانه شدن کودک باعث دیر زبان باز کردن او می شود باور اشتباهی است. یادگیری همزمان دو زبان شاید برای کودک چالش برانگیز باشد اما این چالش نه تنها باعث به تاخیر افتادن حرف زدن او نمی‌شود که باعث رشد مغزی کودک هم می‌شود. تلاش دائمی و مضاعف کودک برای انتخاب بین دو واژه در هر لحظه سایر فعالیت‌های مغزی او را تقویت می‌کند و باعث می‌شود کودک حافظه قوی تر و قدرت تمرکز بیشتری داشته باشد و بتواند چند کار را به طور همزمان انجام دهد. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد کودکان دو زبانه دارای توانایی‌ای به نام «کنترل شناختی» هستند. کنترل شناختی یعنی توانایی ذهنی برای طراحی و ایجاد مجموعه‌ای از اطلاعات که رفتار فرد را کنترل و هدایت می‌کند. افراد دارای این توانایی احتمالا در مدرسه شاگردان بهتری هستند، در بازار کار موفق‌تر عمل می‌کنند و بدن‌های سالم‌تری دارند. کنترل شناختی کمک می‌کند فرد اهداف بلند مدت را مدنظر قرار دهد و رفتار خود را متناسب با آن تغییر دهد.
 

ایراد دیگری که به دو زبانه شدن کودک می‌گیرند این است که کودک ممکن است کلمات دو زبان را قاطی کند و کلمات یک زبان را در زبان دیگر استفاده کند. این کار اصلا عجیب نیست و بزرگسالانی که زبان دوم می‌آموزند هم این کار را انجام می‌دهند. در مغز کودک دو زبانه هر دو زبان همواره فعال هستند و اینکه کلمه‌ای از یکی زبان در جمله‌ای به زبان دیگر استفاده شود عجیب نیست. این اتفاق لزوما به این دلیل نیست که کودک کلمات را اشتباه گرفته است. ممکن است آن کلمه دقیق‌تر منظور او را برساند یا آن کلمه را بیشتر دوست داشته باشد! این موضوع با تکمیل مراحل اولیه زبان آموزی کودک به مرور کمرنگ تر می‌شود.
نگرانی دیگر پدران و مادران کودکان دو زبانه این است که کودک مهارت‌های کلامی لازم را کسب نکند و وقتی بزرگ‌تر شد نتواند به شیوایی کودکان یک زبانه صحبت کند. دو زبانه بودن تاثیری بر کسب مهارت‌های کلامی ندارد. ممکن است در مراحل یادگیری زبان کودک چالش‌هایی داشته باشد اما این چالش‌ها مخصوص کودکان دو زبانه نیست و اگر این موضوع زیادی نگرانتان کرده است می‌توانید با آسیب‌شناس گفتار و زبان مشورت کنید.
از آنجایی دانش‌ زبانی مفید در ماه‌های اولیه زندگی پایه‌گذاری می‌شود، توصیه دانشمندان این است تا آنجایی که ممکن است در این ماه‌ها با کودکان خود صحبت کنید.

تک فرزندی، خوب یا بد؟

تک فرزندی، خوب یا بد؟

تک فرزندی، خوب یا بد؟

پیش از این، خانواده‌ها به طور معمول تعداد زیادی فرزند داشتند. به طوری که هر کس حداقل 3- 4 خواهر و برادر داشت و در مواردی حتی خیلی بیشتر. اما رفته‌رفته، خانواده‌ها ترجیح می‌دهند فرزندان کم‌تری داشته باشند. در واقع به نظر می‌رسد این تغییر اجتناب‌ناپذیر باشد. در زندگی امروز، در بسیاری از خانواده‌ها، پدر ساعات زیادی از روز را بیرون از خانه می‌گذراند و مادر هم، یا خود شاغل است، یا مشغولیتی چون درس دارد. به علاوه در دوران گذشته، معمولا خانواده‌ها دور هم زندگی می‌کردند،‌ مادربزرگ و پدربزرگ و خاله و دایی و … بنابراین همیشه بزرگ‌تری برای مراقبت از بچه‌ها بود و لازم نبود پدر و مادر خودشان، تمام مسئولیت‌های مراقبت از فرزند را بر عهده بگیرند. در آن شرایط،‌ آن‌ها از کمک و حمایت دیگران برخوردار بودند اما در زندگی امروز، والدین دست تنها باید فرزند خود را بزرگ کنند.
علاوه بر این،‌ هزینه‌های زندگی امروز خیلی بیشتر شده است. امکانات فراوانی به بازار آمده و بچه‌ها را نمی‌توان با یک توپ پلاستیکی یا عروسک پارچه‌ای قانع کرد. کتاب‌ها، ‌رایانه‌ها، اینترنت، بازی‌های رایانه‌ای، ایکس‌باکس، انواع و اقسام کلاس‌های آموزشی و ….. همه و همه هزینه هنگفتی دارند. همچنین حساسیت خانواده‌ها در مورد شیوه تربیت فرزندان بالاتر رفته است. خانواده‌ها حالا کم‌تر اجازه می‌دهند فرزندشان وقتش را به بازی در کوچه‌ها بگذراند و اهمیت بیشتری به مراحل رشدی او می‌دهند.

حرف‌ها و باورهای عمومی

بسیاری می‌گویند بچه‌هایی که خواهر و برادری در خانه ندارند، ‌دچار مشکلات رفتاری می‌شوند. آن‌ها همیشه تنها هستند و افسرده‌اند. هیچکس را ندارند که با او بازی و درددل کنند و در آینده هم همیشه تنها خواهند ماند. حتی بسیاری به نوه‌ها هم فکر می‌کنند که ممکن است دیگر خاله و دایی و عمه و عمویی نداشته باشند. اما این حرف‌ها چه‌قدر درست هستند؟ واقعا تک‌فرزندها سالم بار نمی‌آیند؟ در اطرافتان خانواده یا فردی را می‌شناسید که تجربه تک‌فرزندی داشته باشد؟ به نظرتان با بقیه متفاوت است؟

تک فرزندی تا چه اندازه بر روی فرزندتان تاثیر دارد؟

مهارت‌های اجتماعی

در واقع یکی از نگرانی‌های مهم در مورد کودکان تک‌فرزند این است که آن‌ها چه‌طور مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی را می‌آموزند و چه‌طور هوش هیجانی خود را پرورش مي‌دهند. آ‌ن‌‌ها، همبازی در خانه ندارند. با کسی دعوایشان نمی‌شود. اسباب‌بازی‌ها، شیرینی‌ها و هدیه‌ها را مجبور نیستند با کسی قسمت کنند. کسی وسایلشان را بی‌اجازه برنمی‌دارد و موقعیتی پیش نمی‌آید که مجبور شوند برای حفظ حریم خود یا دفاع از حرف خود،‌ دعوا کنند. همچنین،‌ کسی نیست که با او بر سر جلب توجه والدین رقابت کنند و خلاصه، بسیاری از تجربیاتی را که کودکان با خواهر و برادرهای خود دارند، نخواهند داشت. همین امر می‌تواند باعث شود که مهارت‌های اجتماعی آن‌ها به خوبی رشد پیدا نکند. وقتی مطالعه‌ای بر روی کودکان 5 ساله نشان داد که تک‌فرزندها در مقایسه با بچه‌هایی که خواهر و برادر دارند،‌ مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌تری دارند، ‌این نگرانی‌ها بیشتر شد. اما بعد،‌ محققین نشان دادند که بعد از ورود به مدرسه، ‌این تفاوت از بین می‌رود و بچه‌های تک‌فرزند خیلی زود در مهارت‌های اجتماعی، به بقیه می‌رسند و دیگر تفاوتی با آن‌ها ندارند. بنابراین می‌توان گفت مهارت‌های اجتماعی، در حقیقت فرایندی است که داشتن خواهر و برادر فقط باعث تسریع این فرایند می‌شود.

خودتان این فرایند را تسریع کنید

اگر نمی‌خواهید در همین حد هم فرزندتان منتظر مهارت‌های اجتماعی بماند، بهتر است دوستان و اقوامی در اطراف خود داشته باشید که فرزندان هم‌سن فرزند شما دارند. با خانواده‌های دارای فرزند، بیشتر رفت و‌ آمد کنید و به فرزندان اجازه بدهید تجربیاتی را که معمولا کودکان با خواهر و برادرهایشان دارند، با فرزندان دوستان و آشنایان مورد اطمینان شما،‌ تجربه کند. مهد کودک و فضای بازی پارک‌ها هم موقعیتی مناسب برای یادگیری این مهارت‌ها خواهد بود. سعی کنید او را هدایت کنید تا ارتباطات بهتری داشته باشد. بی‌جهت از او حمایت نکنید و بگذارید یاد بگیرد مشکلاتش را با دیگران به بهترین نحو حل کند. در مورد مشکلات در ارتباط با آدم‌ها با او صحبت کنید و به او یاد بدهید در مورد خواسته‌ها و احساساتش حرف بزند و از جمله‌ها و کلمات برای برقراری ارتباط خوب و موثر با دیگران استفاده کند. خودتان هم همین کار را انجام بدهید و در مورد احساسات و تجربه‌هایتان در ارتباط با دیگران در خانه حرف بزنید.

تک فرزندی خوب است یا نه؟

زودتر بزرگ شدن

یکی از مسائلی که در ارتباط با تک‌فرزندها عنوان می‌شود، ‌این است که تک‌فرزندها، همیشه در خانه‌ای هستند که با دو بزرگسال به سر می‌برند. بنابراین، ‌همیشه با مسائلی روبرو هستند که به بزرگ‌ترها مربوط است. همین امر باعث می‌شود که زودتر بزرگ شوند و زودتر به بلوغ فکری برسند. آن‌ها معمولا مهارت‌های رفتاری و کلامی بالایی دارند، ‌با بزرگ‌ترها خوب رابطه برقرار می‌‌کنند، در حدی که تعجب و تحسین همه را برمی‌انگیزند و در آينده هم زودتر وارد بازار کار و کسب درآمد می‌شوند و از پس مشکلات مربوط به دوران بزرگسالی به خوبی برمی‌آیند.
همه این‌ها اتفاقات خوبی است، ‌اما مراقب باشید که فرزندتان از تجربیات کودکی مربوط به سن و سالی که در آن قرار دارد محروم نشود. او باید دوران رشد طبیعی خود را طی کند تا در آینده دچار مشکل نشود. بنابراین، او را درگیر مسائل خود نکنید. حواستان به سنش باشد و متناسب با سن او هم برنامه‌هایی در خانواده داشته باشید. او را تنها همدم خود قرار ندهید که همه مشکلات را با او در میان بگذارید و نگذارید از سنین پایین درگیر مسائل دوران بزرگسالی شود. این که همه مشکلات را به او بگویید، در سنین پایین،‌ ممکن است باعث احساس اضطراب در او شود. او می‌فهمد مشکل و ناراحتی وجود دارد که او نمي‌تواند آن را حل کند. حتی ممکن است احساس گناه کند. استرس می‌تواند به او آسیب بزند. بنابراین، برای حرف‌های سنگین و استرس‌های روزمره، گوش دیگری پیدا کنید.

با دخالت پدربزرگ و مادربزرگ در تربیت نوه چه کنم؟

با دخالت پدربزرگ و مادربزرگ در تربیت نوه چه کنم؟

با دخالت پدربزرگ و مادربزرگ در تربیت نوه چه کنم؟

پدر و مادرها اغلب از سر عشق و دلسوزی دوست دارند بی‌وقفه نصیحت کنند و البته ناگفته نماند که خیلی این نصایح مفید هستند؛ اما زمانی که این نصیحت‌ها بیش‌ازاندازه می‌شود، چه راهکاری باید در نظر گرفت؟ اگر ما روشی برای تربیت فرزندانمان انتخاب کردیم که با نظر پدر و مادرهایمان یکی نبود باید چه‌کار کنیم؟ ما به شما می‌گوییم ضمن احترام گذاشتن به پدر و مادر، چطور روش مخصوص خودتان را ادامه دهید.

یادتان باشد آن‌ها نیت خیر دارند

شاید این جمله‌ها برای شما هم آشنا باشند: «چرا با بچه این‌طوری رفتار می‌کنی؟»، «روش تربیتی‌ات اشتباه است!» وقتی پدر و مادرتان درباره اینکه چطور باید مراقب بچه‌ها باشید نصیحتتان می‌کنند، به‌جای اینکه حالت تدافعی بگیرید و عصبی شوید این نکته را در نظر داشته باشید که پشت این نصیحت‌های همیشگی آن‌ها نیت خیری وجود دارد. جمله اصلی که در زیر تمام این نصیحت‌ها وجود دارد جمله «من می‌خواهم برایت مفید باشم» است. درواقع این طبیعت والدین است که به کمک فرزندشان بیایند و شما هم باید در احترام گذاشتن به آن‌ها سنگ تمام بگذارید؛ دقیقاً مثل تمام سال‌هایی که با آن‌ها زندگی می‌کردید. پس زمانی که مادرتان می‌بیند که شما برای خواباندن بچه با مشکل مواجه شده‌اید یا به‌درستی نمی‌توانید به او غذا دهید به خودتان یادآوری کنید این در ذات اوست که به کمکتان بیاید.

توصیه های مادر بزرگ و پدربزرگ برای نوه ها

با همسرتان یک‌صدا باشید

مهم است که شما و همسرتان در حین احترام گذاشتن به نظرات هم درباره تربیت فرزندان به توافق برسید. بعدازاین توافق باید همیشه در برابر عقاید اطرافیان مانند پدربزرگ، مادربزرگ‌ و دوستان و معلم‌ها باهم متحد بمانید و یک حرف واحد بزنید. مسلماً زمانی که پدر و مادر همسرتان بی‌وقفه به شما نکاتی را در خصوص تربیت بچه گوشزد می‌کنند، این کار برایتان سخت خواهد بود؛ بنابراین در این شرایط با احترام گذاشتن و احتیاط بیشتری نسبت به آن‌ها برخورد کنید. به‌عنوان‌مثال بهتر است به‌جای ناراحت شدن و شکایت بردن نزد همسر، هردو در قالب یک تیم با آن‌ها صحبت و از توافق‌هایی که باهم در خصوص تربیت بچه دارید آگاهشان کنید و به آن‌ها بگویید که همچنان به حمایتشان نیاز دارید. گاهی از دل این صحبت‌ها نکات خیلی خوبی بیرون می‌آید که هر دو طرف از آن بی‌خبر بوده‌اند.

لبخند را فراموش نکنید

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها اغلب دوست دارند درباره جزییات نظر بدهند؛ مثلاً اینکه آیا نوزاد تمام مدت نیاز به پوشیدن کلاه دارد یا نه کی بهتر است بخوابد و چه غذایی بخورد بهتر است. لطفاً عصبانی نشوید و بی‌دلیل انرژی‌تان را هدر ندهید. در عوض یک جواب دقیق به همراه یک لبخند زیبا به آن‌ها بدهید تا نکته آن را دریافت کنند؛ مانند «خیلی ممنون از نظرتان. حتماً درباره آن فکر می‌کنم». در ضمن قرار نیست هر وقت یک توصیه شنیدید، حتماً آن را بکار بگیرید. توصیه‌ها را بشنوید و بعد می‌توانید با در نظر گرفتن خواست خودتان و همسرتان بهترین آن‌ها را به کار بگیرید.

از کوره درنروید

ممکن است پدربزرگ و مادربزرگ‌ها در ارتباط با فرزندتان اقداماتی انجام دهند که شما اصلاً با آن‌ها موافق نباشید؛ برای مثال زمانی که تمام تلاشتان را می‌کنید که نوزاد فقط از شیر شما تغذیه کند، خیلی راحت به او با شیشه شیر ‌دهند، زمانی که کودکتان بزرگ‌تر شد و برای خوردوخوراک او قوانین و مقرراتی تنظیم کردید، پدربزرگ مهربان با جمله حالا یک شکلات که اشکالی ندارد تمام برنامه‌های تربیتی شمارا به هم بریزد و یا زمانی که اسباب‌بازی‌هایش را به اطراف اتاق پرت می‌کند و شما سرزنشش می‌کنید، ناگهان مادرتان شروع ‌کند به سرزنش شما که چرا با فرشته کوچولوی من این‌جوری صحبت می‌کنی؟
اگر نصیحت‌ها و اقداماتی که آن‌ها انجام می‌دهند با برنامه‌های اصلی شما برای تربیت فرزندتان تداخل پیدا می‌کند و یا باعث می‌شود حس خوبی نسبت به خودتان در قالب والدین کودک نداشته باشید، به‌شدت نیاز است که یک گفت‌و‌گوی خیلی جدی درجایی ساکت و آرام که بچه‌ها آنجا نباشند، با آن‌ها داشته باشید. با عشق و احترام گذاشتن زیاد اما خیلی شفاف درباره مرزهای مهم خودتان در اقدامات تربیتی صحبت کنید. در این گفت‌و‌گو مهم است که همسرتان نیز شما را حمایت کند. هرگز فراموش نکنید که با چه افرادی مشغول صحبت کردن هستید؛ آن‌ها تمام وجودشان سرشار از عشق و خیرخواهی برای شما، همسر و فرزندتان است، پس با احترام گذاشتن و مهربانی صحبت کنید نه با عصبانیت و تندروی.

با توصیه های مادر بزرگ با لبخند برخورد کنید!

از نقاط قوت آن‌ها بهره ببرید

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها عاشق این هستند که مفید باشند و کمک کنند اما گاهی نمی‌دانند چطور. این به شما برمی‌گردد که چطور نقاط قوت آن‌ها را شناسایی کنید و از آن‌ها بهره‌مند شوید. هرکدام از آن‌ها دارای قابلیت‌های متفاوتی هستند. به‌طور مثال بعضی از پدربزرگ یا مادربزرگ‌ها با نوزادان راحت‌ نیستند اما زمانی که فرزندتان به هشت‌ماهگی می‌رسد عاشق این هستند که با نوه‌شان روی زمین بنشینند و بازی کنند، پس می‌توانید از آن‌ها در این خصوص کمک بخواهید. از طرف دیگر بعضی از پدربزرگ یا مادربزرگ‌ها نیز عاشق نوزادها هستند و شما می‌توانید از آن‌ها تقاضا کنید که زمان بین غذا دادن به نوزاد از او مراقبت کنند.
مهم‌ترین نکته این است که آن‌ها به‌هیچ‌وجه موظف نیستند از بچه شما نگهداری کنند، پس حالا که این عزیزان در کنار شما هستند، سپاسگزار و قدردان محبت‌های آن‌ها باشید.

توصیه‌های آن‌ها را شخصی‌سازی کنید

درست است که شاید سال‌ها از زمانی که پدر و مادر شما بچه‌داری می‌کردند گذشته باشد؛ اما یادتان باشد که آن‌ها یک دنیا تجربیات ارزشمند دارند که خیلی‌هایشان می‌تواند بسیار سودمند باشد. باید همیشه حواستان به نکات و توصیه‌های ارزشمند آن‌ها باشد. همیشه به یاد داشته باشید که مادر خودتان یا مادر همسرتان، ممکن است بهترین‌ها را بدانند. بهترین کار این است که از نکات و توصیه‌های آن‌ها بهره‌مند شوید و این نکات را با الگوی تربیتی خودتان تطبیق دهید.

از پزشکتان کمک بگیرید

اگر پدر و مادر شما یا همسرتان در انجام اقداماتی در خصوص بچه که ازنظر شما صحیح نیست، به‌شدت پافشاری می‌کنند بهترین کار این است که این گزینه را با پزشک کودکتان مطرح کنید و اگر امکانش را دارید از پدر و مادر خودتان یا همسرتان درخواست کنید با شما به مطب دکتر بیایند. معمولاً در چنین شرایطی پزشک در قالب یک برنامه آموزشی رو به همه و نه شخص خاصی نکات مفیدی را مطرح می‌کند و بعد یک برنامه کلی را برای همه بازگو خواهد کرد. با این کار پدر و مادرها احساس بدی نخواهند داشت و به خودشان نمی‌گیرند. با آگاهی آن‌ها نسبت به این آموزش‌ها شما نیز به هدفتان رسیده‌اید.
 

بعد از سفر استعدادها را کشف کنید!

بعد از سفر استعدادها را کشف کنید!

بعد از سفر استعدادها را کشف کنید!

بعد از سفر، خیلی‌هایمان غصه‌‌داریم! کی بدش می‌آید که سفرش قدری طولانی‌تر باشد؟ بچه‌ها شاید زودتر ولی بهانه‌گیری کنند و دلشان بخواهد باز سفر بروند. یک راهکار خوب این است که اجازه بدهید با آن‌چه از سفر آورده‌اند، از خاطره و تجربه و عکس گرفته تا سوغات و غیره، استعدادهایشان را شکوفا کنند. خصوصا این روزها که احتمالا قصد بازگشت از سفر دارید  یا به تازگی سفرتان تمام شده است. 

عکاسی و نقاشی

از جمله استعدادهایی که در سفر شکوفا می‌شوند، نقاشی و عکاسی از مناظر تازه است. اگر می‌بینید فرزند‌تان علاقه نشان مي‌دهد، او را تشویق کنید و فرصت لازم را در اختیارش قرار بدهید. کسی چه می‌‌داند،‌ شاید در وجود او یک هنرمند نهفته باشد‍!

وبلاگ

اگر فرزندتان اهل اینترنت و نوشتن است و به صفحه کلید رایانه مسلط است،‌ برایش یک وبلاگ کودکانه بسازید تا تجربیاتش را بنویسد. با این کار، ‌او هم با اینترنت بیشتر آشنا می‌شود، ‌هم می‌تواند نوشته‌ها و عکس‌ها و حتی فیلم‌هایی که گرفته را جایی برای همیشه ثبت کند، هم می‌تواند با آدم‌های تازه آشنا شود،‌ دوستان همسال خودش را پیدا کند و تجربه‌هایش را با آن‌ها به اشتراک بگذارد و ….

روزنامه‌دیواری

اگر فرزند‌تان اهل کار دستی و کلاژ ساختن است، به او کمک کنید در طول سفر،‌ یادگاری جمع کند،‌ گل‌های خشک، عکس‌ها،‌ برگه‌ها،‌ بلیط‌ها و … هر چیزی که تکه‌ای از خاطره سفر را در خود داشته باشد. در بازگشت، یک مقوای بزرگ به او بدهید تا یادگاری‌ها را روی مقوا بچسباند و کنار هر کدام خاطره آن روز، آن چه آن روز یادگرفته یا احساس آن روز را بنویسد. دست او را باز بگذارید تا خودش انتخاب کند. یادتان باشد این سفرنامه او است، ‌اگر دلتان می‌خواهد می‌توانید یکی برای خودتان درست کنید،‌ دائم در روزنامه او دست نبرید!
می‌توانید با مسئولین مدرسه هماهنگ کنید و سفرنامه را در مدرسه نصب کنید. این کار به اعتماد به نفس فرزند‌تان بسیار کمک خواهد کرد.

کتابچه شخصی

اگر فرزندتان بیشتر درون‌گرا و اهل خاطره‌نگاری است، اما می‌خواهد آن‌ها را برای خودش نگه دارد، یک دفترچه زیبا برایش تهیه کنید تا بتواند خاطراتش را بنویسد و یادگاری‌های سفر را در آن بچسباند. شاید هم دوست داشته باشد نویسنده بشود، بدین ترتیب کتابی شخصی خواهد داشت که می‌تواند به دیگران امانت بدهد تا بخوانند.

سفرنامه‌نویسی

از کارهای هیجان‌انگیزی که بچه‌ها می‌توانند در سفر انجام بدهند، سفرنامه‌نگاری یا نویسی است. سفرنامه به آن‌ها کمک مي‌کند اطلاعات و خاطراتشان را یک جا جمع کنند. به علاوه وقتی قررا باشد تجربه‌هایشان را ثبت کننند، با دقت بیشتری، به محیط نگاه می‌کنند و یاد می‌گیرند. سفرنامه‌نگاری به آن‌ها کمک می‌کند تجربه‌های سفرشان را با دیگران به اشتراک بگذارند و از آن‌ها وجه و تشویق دریافت کنند،‌ دوست‌های جدید پیدا کنند و با آن‌ها در مورد تجربیات سفر حرف بزنند و …
راه‌های مختلفی برای ثبت وقایع و تجربه‌های سفر وجود دارد. بسته به امکانات و علاقه فرزندتان می‌توانید یکی از آن‌ها را به او پیشنهاد بدهید و قدم به قدم هم در این راه با او همراه شوید تا در لذتی که می برد سهیم شوید.

نمایشگاه

اگر در سفر مثلا استعداد عکاسی فرزندتان شکوفا شد،‌ مي‌توانید در خانه خودتان در روز مشخصی نمایشگاهی از عکس‌ها برگزار کنید تا دوستان و اقوام نزدیک از آن دیدن کنند. یا میتوانید فیلمی که فرزند‌تان در سفر گرفته را دسته‌جمعی ببینید. تشویق‌های این‌چنینی، خاطرات بی‌نظیری را برای فرزند‌تان رقم خواهد شد که برای همیشه در ذهنش می‌ماند. با این کار، استعداد او در زمینه ارائه به جمع را شکوفا می‌کنید. شاید بتواند دقایقی هم سخنرانی کند.

بازی جنگی برای کودکان، فایده هم دارد!

بازی جنگی برای کودکان، فایده هم دارد!

بازی جنگی برای کودکان، فایده هم دارد!

آیا بازی‌های جنگی برای کودکان بد هستند؟ اجازه بدهید که همین ابتدا خیالتان را راحت کنم. جواب این سؤال، منفی است. شاید برایتان عجیب به نظر برسد، اما حقیقت این است که بازی‌های به‌ظاهر خشن در کودکی، می‌توانند از فرزندتان، یک انسان بالغ مهربان بسازند.
دو برادر کوچک را می‌شناختم که خیلی باهم بازی می‌کردند. چیزی نبود که آن‌ها به سمت همدیگر پرتاب نکنند. هرازگاهی هم یکی از آن دو، دیگری را دستگیر کرده و او را به‌سوی زندان (کاناپه) می‌برد. گاهی هم بازی‌های آن‌ها به شمشیربازی (با لوله‌های کاغذ کادو) و حتی تیراندازی‌های لیزری می‌کشید. والدین این دو کودک با دیدن این بازی‌های خشونت‌آمیز، کمی نگران می‌شدند. آیا آن‌ها قرار است وقتی‌که بزرگ شدند، تبدیل به افرادی خشن یا خطرناک شوند؟
بر اساس یک تحقیق، حدود ۶۷ درصد از والدین در آمریکا معتقدند که کودکانشان نباید بازی‌های تفنگی کنند، اما محققان می‌گویند که این طرز فکر بسیار خطرناک‌تر از آن بازی‌های خیالی است. ولی چرا چنین است؟
زمانی که یک بزرگ‌تر، برچسبی منفی روی بازی‌های خشن زده و آن‌ها را از بازی، نهی می‌کند، درواقع به آن‌ها می‌گوید که تصورات و فانتزی‌هایشان بد است. این هم به‌نوبه خود، بسیار خطرناک است، زیرا از کودک خواسته می‌شود که افکار و احساسات خود را بروز نداده و شخصیتی ریاکار و متظاهر بر خود بگیرد.
تاکنون هیچ تحقیق علمی نتوانسته است رابطه‌ای بین خشونت دربازی‌ها و خشونت در زندگی واقعی پیدا کند، بلکه برعکس، تحقیقات نشان داده‌اند که بازی‌های خشن می‌توانند جرقه دوستی‌ها، رفتارهای اجتماعی مثبت و حتی اعتمادبه‌نفس بیشتر را در کودک شعله‌ور کنند. حال بیایید ببینیم که چرا باید اجازه بازی‌های جنگی را به کودکانمان بدهیم.

پرورش تخیل

زمانی که کودکان نقش‌های مثبت و منفی را بازی می‌کنند، درواقع در حال کشف فاصله بین احساسات و عواطف خام خود و دنیای منطق، ادبیات و اخلاقیات بزرگ‌ترها هستند. از اینها گذشته، وقتی‌که کودک با یک جعبه و مداد شمعی، یک تانک جنگی می‌سازد، درواقع در حال کسب روحیه و اعتمادبه‌نفس بیشتر برای ارائه ایده‌های خلاقانه خویش است.
برای کمک به کودک در این زمینه، می‌توانید او را به ایجاد اختراعات بیشتر، ترغیب کنید. به‌جای پر کردن اتاق او از اسلحه‌های مختلف، به او اجازه بدهید که از تخیلش در ساخت سلاح‌های مختلف استفاده کند.

احساس قدرت

وقتی‌که پسرتان تصور می‌کند که یک نینجاست یا چند هیولا را با سلاح لیزری‌اش، پودر می‌کند، فقط هدفش سرگرمی نیست، بلکه می‌خواهد بر ترس‌هایش (مخصوصاً ترس از مرگ) غلبه کند. او همینطور در حال فراگرفتن مدیریت احساسات پرخاشگرانه‌اش است، زیرا در بستر بازی، اوست که کنترل موقعیت را در دست خود می‌گیرد.
اگر کودک را در هنگام سروصدا و کشتن دشمن فرضی‌اش وادار به سکوت کنید، از تخلیه شدن خشونت درونی‌اش جلوگیری کرده‌اید. این در آینده می‌تواند به بروز خشونت‌های بیشتر در زندگی‌اش منجر شود.
این حس قدرت‌طلبی در دخترها و پسرها به یک میزان وجود دارد، اما شکل‌های آن‌ها تفاوت دارد. یک پسر ممکن است یک جاسوس را از پا درآورد و یک دختر، در کلاسی خیالی، شاگردش را برای تنبیه در کلاس نگه می‌دارد. این دو رفتار، شکل متفاوتی دارند، اما در عمق خود، تمایل به قدرت را در کودکان نشان می‌دهند.

مهارت‌های اجتماعی

ممکن برایتان عجیب باشد، اما بازی‌های خشونت‌آمیز، همکاری و کار گروهی را در کودکان برمی‌انگیزند. ممکن است صحبت‌های کودکان را در حین بازی شنیده باشید؛ چیزهایی مانند «تو مُردی!»، «وقتی گفتم سه از جات پا میشی.» یا «دست‌ها بالا. تو بازداشتی!» جملاتی از این دست به کودکان مهارت‌های مذاکره، صحبت از طرف خود و شنیدن صحبت‌های دیگران را آموخته و باعث می‌شوند کودک، قوانین زندگی را بهتر بیاموزد.
کودکان در هنگام بازی به سرعت متوجه می‌شوند که آیا دیگران در حال لذت هستند یا نه. برای مثال، کودکی که بیش از حد در زندان مانده، حوصله‌اش سر رفته و دیگران متوجه این مسئله می‌شوند. این درک به پرورش حس همدردی در کودک کمک کرده و مفاهیمی مانند وفاداری، روابط انسانی و فرصت‌هایی برای کمک به یک دوست را به او می‌آموزد.

ریشه نگرانی‌ها

در دوران نسل گذشته، وقتی بچه‌ها بازی‌های دزد و پلیس را انجام می‌دادند، والدین با آن‌ها کاری نداشتند، اما در طول ۲۵ سال گذشته، والدین به دلیل انتشار اخبار فاجعه‌آمیز و شرایط جهان، به شدت و بیش از حد نگران فرزندانشان شده‌اند. آن‌ها مفهوم «اول ایمنی…» را با «فقط ایمنی!» جایگزین کرده و به این ترتیب، کودکان را از مهم‌ترین تجارب کودکی، محروم کرده‌اند.
با این حال و باوجودآنکه بازی‌های پرخاشگرانه، کاملاً برای کودک سالم هستند، اما می‌توان محدوده‌هایی را هم برای آن‌ها تعیین کرد تا همه در این بازی‌ها حس راحتی داشته باشند. می‌پرسید چگونه؟

چند پیشنهاد

اگر کسی نمی‌خواهد آدم بد باشد، به آن‌ها بگویید که خودشان یک آدم بد خیالی را در نظر بگیرند. به آن‌ها محدوده‌ها را یادآوری کنید. برای مثال، کشیدن مو، هل دادن، کشیدن و کارهای دردآور ممنوع است. به این ترتیب، علاوه بر امنیت، احترام به قوانین را هم به آن‌ها خواهید آموخت.
اگر دیدید که یک کودک منزوی‌شده است، از همه بپرسید که آیا دارند خوش می‌گذرانند؟ همینطور یک دستور مثل «استوپ!» را برای همه در نظر بگیرید تا همه برای چند ثانیه هم که شده، بازی را متوقف کنند. این می‌تواند به قانون‌مندتر شدن بازی کمک کند.

راه‌های سرگرم کردن بچه‌ها در یک روز بارانی بهاری

راه‌های سرگرم کردن بچه‌ها در یک روز بارانی بهاری

راه‌های سرگرم کردن بچه‌ها در یک روز بارانی بهاری

روزهای زیبای بهار از راه رسیدند و کم‌کم هرکسی قبل از خارج شدن از خانه هوا را چک می‌کند تا اگر در دل آسمان باران بود، چترش را هم به همراه ببرد. وضعیت پدر و مادرهایی که بچه‌های کوچک دارند در این روزها کمی با بقیه فرق دارد و ممکن است چون نمی‌توانند بچه‌ها را بیرون ببرند، مجبور شوند در خانه بمانند؛ اگر شما هم ترجیح می‌دهید در هوای بارانی داخل خانه بمانید، برای سرگرم شدن خودتان و فرزندانتان از این پنج ایده کمک بگیرید

۱- وانمود کنید که در جنگل هستید و چادر بزنید

با پتو و صندلی در سالن نشیمن چادر بزنید. حتماً چراغ‌قوه، خوراکی و چند کتاب همراه خودتان داخل چادر ببرید یا وانمود کنید که یک خانه اسکیمویی یا ایگلو ساخته‌اید و با خرس‌های قطبی، سورتمه و پنگوئن‌ها سروکار دارید. قرار گرفتن در دنیای تخیلات بچه‌ها آن‌قدر شیرین هست که حداقل یک‌ساعتی سر هردوی شما را گرم کند.

2- سالن نشیمن را به سالن سینما تبدیل کنید

صندلی‌ها و متکا را طوری کنار هم ‌ردیف قرار دهید تا فضای خانه شبیه سینما شود. چراغ‌ها را خاموش‌کنید، کمی خوراکی و نوشیدنی آماده کنید و با هم یک کارتون خوب ببینید؛ درست مثل‌اینکه سینما رفته‌اید. بیشتر انیمیشن‌های امروزی برای بزرگ‌ترها هم سرگرم‌کننده هستند.

3-از چیزهای قدیمی اختراعات جدید به ثبت برسانید

مداد شمعی‌های نصفه‌نیمه و قدیمی را جمع کنید، همه را باهم داخل ظرف پخت کاپ کیک بریزید و برای مدت کمی داخل فر بگذارید تا آب بشوند. بعد آن‌ها را بیرون بیاورید و بگذارید خنک شوند. بعدازاین کار صاحب یکی از زیباترین مداد شمعی‌های دنیا هستید؛ مداد شمعی رنگین‌کمانی. با این مداد شمعی جدید می‌توانید برای مامان‌بزرگ و بابابزرگ عزیز نقاشی‌های رنگین‌کمانی خیلی زیبا خلق کنید و چندساعتی سرگرم شوید.

۴-آموزش و سرگرمی را باهم داشته باشید

مجلات و کاتالوگ‌های قدیمی را بیاورید و از کودکتان بخواهید عکس حیوانات، غذا، ماشین و بچه‌ها را از داخل آن‌ها پیدا کند. قیچی مخصوص و چسب به او بدهید تا عکس‌ها را به‌صورت کلاژ کنار هم قرار دهد. زیباترین کلاژها را قاب کنید و روی یکی از دیوارهای خانه قرار دهید. این دیوار می‌تواند به‌عنوان گالری خانوادگی شما مورداستفاده قرار گیرد.

۵- خاک‌بازی از نوع خانگی

یکی از بازی‌های موردعلاقه بیشتر بچه‌ها خاک‌بازی است؛ اما ازآنجایی‌که در هوای بارانی نمی‌شود این بازی را انجام داد، می‌توانید به بچه‌ها اجازه دهید در حمام با رنگ‌های مخصوصی که بر پایه آب هستند و راحت شسته می‌شوند، بازی کنند یا اگر می‌خواهند خارج از حمام از کیفیت بازی‌هایی از همان نوع لذت ببرند، نقاشی با انگشت‌های رنگی می‌تواند پیشنهاد خوبی باشد. برای اینکه تمیز کردن راحت‌تر باشد به بچه‌ها اجازه دهید که با شکلات نقاشی کنند که خوشمزه‌تر هم هست.