خارش پوست کودک، دلایل اصلی آن را بشناسید

خارش پوست کودک، دلایل اصلی آن را بشناسید

خارش پوست کودک، دلایل اصلی آن را بشناسید

بثورات یکی از رایج‌ترین دلایل مراجعه والدین به مطب پزشکان اطفال است. در اغلب موارد، والدین نگران، با خیال راحت از مطب بیرون می‌آیند و پزشک هیچ وضعیت خطرناکی را روی پوست کودک گزارش نمی‌کند. اما در برخی موارد، نگرانی والدین چندان هم بی‌دلیل نیست و بثوراتی که همراه با تب، مشکلات تنفسی، استفراغ یا مشکلاتی در سلامت عمومی کودک بروز می‌کنند، از وقوع مشکلاتی جدی در بدن او خبر می‌دهند. اگر فرزند شما هم این روزها از خارش، قرمز شدن پوست و بروز دانه‌ها روی آن شکایت می‌کند این مطلب را بخوانید. کودک شما به کدام یک از مشکلات زیر مبتلاست.

شپش سر

عجیب نیست اگر این روزها موجودات سفید ذره‌بینی را در لا‌به‌لای موهای فرزندتان مشاهده کنید. شپش‌های پوستی، چند سالی است که در مدارس و مهدکودک‌ها شایع شده‌اند و روی ریشه مو، گردن و پشت گوش، خود را نشان می‌دهند. این حشرات، به سرعت تکثیر شده و اطرافیان فرد مبتلا را هم گرفتار خود می‌کنند. پس اگر فرزندتان از خارش سر شکایت کردن و شما هم دانه‌های سفیدی شبیه شوره را لا‌به‌لای موهایش دیدید، تصور نکنید که به حساسیت پوستی دچار شده است.

زگیل

یکی دیگر از بیماری‌های پوستی رایج در کودکان، زگیل است. این زایده‌ها به شکل‌های مختلفی خود را روی پوست نشان می‌دهند و معمولا روی انگشتان دست و پا مشاهده می‌شوند. زگیل‌ها اغلب زایده‌هایی سخت و خشن هستند که با برجستگی اندکی روی پوست مشخص می‌شوند و در اغلب موارد، بدون نیاز به درمان تخصصی یا با تجویز پمادهای موضعی، بهبود پیدا می‌کنند.

مولوسکوم عفونی

مولوسکوم عفونی یک بیماری پوستی ویروسی است و دانه‌های گوشتی به رنگ قهوه‌ای مایل به سفید یا زرد، سفید یا صورتی نشانه ابتلا به آن هستند. قطر این دانه‌ها معمولا 2 تا 5 میلی‌متر است و معمولا کودک مبتلا به این مشکل، از درد و سوزش شکایت نمی‌کند. البته خارش پوست، یکی از مشکلاتی است که این کودکان را آزار می‌دهد. این زایده‌ها معمولا بعد از چند هفته خود به خود محو می‌شوند و گاهی هم تا چند سال روی پوست می‌مانند. اما حتی در صورت ماندگار شدنشان، معمولا درمانی برای آنها توصیه نمی‌شود. چراکه علت اصلی ابتلا به مولوسکوم، ویروس است.

اگزما

اگزما از بیماری‌های پوستی است که به دلایل متفاوت پوست را مورد تهاجم قرار می‌دهد و انواع مختلفی نیز دارد.
خارش مزمن پوست، نشانه ابتلا به درماتیت آتوپیک است و اغلب کودکان با سابقه ابتلا به آلرژی دچار آن می‌شوند. خشکی و خارش، قرمزی و تحریک شدن پوست، نشانه این نوع اگزماست و گاهی خراشیدن موجب ایجاد شکاف‌هایی در پوست شده و عوارض ثانویه‌ای مثل زخم و عفونت را ایجاد کند.
درماتیت سبورییک معمولا کودکان زیر دو سال را مبتلا می‌کند و در اغلب موارد، سراغ نوزادان زیر 3 ماه می‌رود. علت ابتلا به این مشکل ناشناخته است اما تصور می‌شود که مواد موجود در عرق پوست، زمینه‌ساز آن بوده و در نواحی مثل چین زیر گردن یا زیر بغل که بیشتر عرق روی آن می‌نشیند بروز می‌کنند. این بثورات خارش ندارند و خود را با خشکی، قرمزی و کمی پوسته پوسته شدن پوست نشان می‌دهند.
درماتیت تماسی زمانی رخ می دهد که مواد خاصی مانند نیکل، مواد آرایشی و شیمیایی، کرم‌ها و مواد شوینده در اثر تماس با پوست باعث ایجاد واکنش در آن شوند. این بثورات اغلب خارش دارند و با درمان‌های موضعی آرام می‌شوند.

جوش پوشک

این بثورات اغلب با اصطلاح سوختگی ناشی از پوشک معرفی می‌شوند و به دلیل هجوم باکتری‌‌ها و قارچ‌ها، برخی نواحی زیر پوشک را قرمز و دچار خارش و سوزش می‌کنند. واکنش نشان دادن به جنس مواد به کار رفته در پوشک یا ماندن ادرار و مدفوع برای ساعات طولانی از دلایل دچار شدن به آن است. گاهی نیز اسیدی شدن ادرار و مدفوع کودک زمینه را برای دچار شدن به آن فراهم می‌کند.

عفونت‌های عمومی با بثورات گسترده

سرخجه و سرخک، آبله مرغان و رزولا هم از جمله بیماری‌هایی هستند که بثورات به عنوان یکی از عوارض متعددشان روی پوست ایجاد می‌شود. در این موارد، طی شدن دوره بیماری و درمان‌های کلی برای بهبود وضعیت کودک، به از میان رفتن سریعتر بثورات پوستی هم کمک کرده و گاهی نیز داروهای موضعی برای کاهش خارش پوست و جلوگیری از ایجاد خراش و زخم تجویز می‌شود.

اهمیت دادن به دیگران را به بچه‎های امروز بیاموزیم!

اهمیت دادن به دیگران را به بچه‎های امروز بیاموزیم!

اهمیت دادن به دیگران را به بچه‎های امروز بیاموزیم!

پدر و مادر پیمان، همیشه آرزو داشتند که پسرشان، بتواند به آدم‌ها احترام بگذارد، به بقیه کمک کند و خلاصه، رابطه خوبی با دیگران برقرار کند و بتواند آن‌ها را درک کند. آن‌ها همیشه خودشان از این که تا پایشان را از خانه بیرون می‌گذارند،‌ دائم از رفتارهای این و آن آزار می‌بینند خسته شده‌اند و دلشان می‌خواهند پسر خودشان یکی از این آدم‌ها نشود،‌ آدم‌هایی که از کنار هم رد می‌شوند و به هم تنه می‌زنند،‌ آدم‌هایی که وقتی کسی را ضعیف می‌بینند، به جای کمک، ‌به او می‌خندند، آدم‌هایی که وقتی دردی را می‌بینند که شاید بتوانند درمانی برای آن باشند،‌ بی‌اعتنا رد می‌شوند، آدم‌هایی که اصلا نمی‌دانند حق و حقوق و مسئولیت چه معنایی دارد،‌ چه برسد به این که به آن احترام بگذارند،‌ احترام!‌ اصلا این که نمی‌دانند احترام چی هست خودش مشکل بزرگی است. اما مطئمن نیستند که چه‌طور می‌توان به فرزندشان چنین اصولی را آموخت.

چرا حس‌های هم را نمی‌فهمیم؟

همه آدم‌ها، می‌دانند گرسنگی و تشنگی یعنی چه،‌ همه غمگین، خوشحال، عصبانی و … می‌شوند و حسش را می‌فهمند. پس چه‌طور می‌شود که حس‌های همدیگر را درک نمی‌کنند؟ بچه‌ها هر چه بزرگ‌تر می‌شوند، بیشتر احساس‌های خودشان را کشف می‌کنند و درک می‌کنند. آن‌ها کم‌کم می‌فهمند رنجیدن، آزرده شدن، طرد شدن، شرمگین شدن و …. چه حس‌هایی هستند و چه‌طور به وجود می‌آیند، بعد، وقتی توانستند حس‌های خود را درک کنند،‌کم‌کم حس‌های بقیه را هم می‌فهمند. اما، وقتی والدین، جلوی ابراز احساسات بچه‌ها را می‌گیرند، یا وقتی آن‌ها را گیج‌ترمی‌کنند، مثلا وقتی آزرده است با او طوری رفتار می‌کنند انگار عصبانی است یا همه ناراحتی‌هایش را با خوراکی برطرف می‌کنند، به جای این که با او در مورد حس‌هایش حرف بزنند و کمک کنند بهتر کشف کند، این مسیر اتفاق نمی‌‌افتد. نتیجه‌اش خیلی از آدم‌بزرگ‌هایی است که هنوز نمی‌دانند چه حسی دارند و با این حسی که دارند باید چه کار کنند! چنین افرادی، چه‌طور قرار است حس‌های دیگران را درک کنند و کاری برایش انجام بدهند؟

حقوق من با تو برابر است، اما حق من کمی بیشتر است!

این که انسان‌ها برابرند را لابد زیاد شنیده‌اید. اما اصلا این جمله چه معنایی دارد؟ آیا واقعا همه مثل هم هستند؟ البته که نه. ولی وقتی پای حق و حقوق به میان می‌آید، ما حقوق مشترکی داریم. همه ما حق‌هایی داریم، به عنوان یک انسان، که چیزی این حق را از ما نمی‌گیرد. ما همه حق داریم مورد احترام باشیم،‌ حق داریم حریم خصوصی داشته باشیم، حق داریم … همه این‌ها را همه بلدند. موضوع این است که وقتی در موقعیتی قرار می‌گیریم، چه‌قدر به این که حق دیگری را ضایع می‌کنیم اهمیت می‌دهیم. مثلا، حریم خصوصی، شما اگر کسی وارد حریم خصوصی‌تان بشود، خیلی آشفته می‌شوید و احتمالا سعی می کنید وارد حریم خصوصی دیگری هم نشوید. اما همه جا مسئله این‌قدر واضح نیست، وقتی مثلا فیلمی را برایتان بلوتوث می‌کنند که می‌دانید بدون اجازه گرفته شده، حریم خصوصی آن افراد را رعایت می‌کنید، آن فیلم را پاک می کنید،‌ بدون این که حتی ببینید؟ امیدوارم از آن افراد نباشید که فیلم را می‌بینند،‌ برای بقیه هم بلوتوث می‌کنند،‌استدلالشان هم این است که من نفرستم، یکی دیگه می‌فرسته! در این صورت،‌احترام به حریم خصوصی دیگران را رعایت نمی‌کنید، این کار خیلی فرقی با دزدکی وارد خانه کسی شدن ندارد،‌ فقط خاصیت دنیای مدرن و ابزارهایش،‌ موارد متفاوت است. همین نکته‌های ظریف هستند که اخلاقیات را در فرزندان ما شکل می‌دهند. آن‌ها همیشه نگاهشان به ما است و از رفتارهای ما ریز به ریز، قانون‌های کلی زندگی خودشان را می‌سازند.

راهکار:

  • حس‌های فرزندتان را به رسمیت بشناسید. در مورد حس‌هایش مفصل با او حرف بزنید و در قدم‌های بعدی، او را تشویق کنید حس‌های دیگران را کشف و درک کند. خودتان هم تا می‌توانید در مورد احساس‌هایتان حرف بزنید. به این ترتیب، یک راهنمای خوب برای فرزندتان در این راه خواهید بود.

 
  • حق و حقوق فرزندتان را به او یاد بدهید. یک شهروند، باید بداند در زندگی اجتماعی با دیگر آدم‌ها، چه حقوقی دارد. در عین حال، یادش بیاندازید که دیگران هم،‌ همه این حقوق را دارند و او باید در ارتباط با آن‌ها، حق و حقوقشان را رعایت کند.
  • فرزندتان را تشویق کنید که به دیگران تا جایی که می‌تواند کمک کند. می‌توانید در یک انجمن خیریه عضو شوید، در بازارچه‌های خیریه فعالیت داشته باشید. می‌توانید مسئولیت تحصیل یک کودک دیگر را برعهده بگیرید و فرزندتان را تشویق کنید هر چه برای مدرسه خودش می‌خرد، ‌یکی هم برای کودکی که مسئولیتش را قبول کرده‌اید بخرد و بفرستد.
  • مصداق‌های احترام به حق و حقوق دیگران را با کمک فرزندتان بنویسید و یک لیست تهیه کنید. از لیست ما می‌توانید کمک بگیرید.

لیست:

  • یک شهروند خوب، وقتی در یک مکان عمومی، متوجه ناراحتی یا ناتوانی یک نفر می‌شود، سعی می‌کند اگر توانش را دارد،‌ به او کمک کند، مثلا یک نابینا یا فرد پیر را راهنمایی کند، وقتی می بیند کسی مسیر را گم کرده، کمک کند آن را پیدا کند، اگر حالش بد شده، او را به مرکز درمانی برساند، یا اگر قندش افتاده، یک خوراکی شیرین به او برساند و …
  • یک شهروند خوب وقتی می‌داند کسی دچار احساس خجالت‌زدگی شده، کاری نمی‌کند که این احساس بدتر شود. مثلا اگر کسی زمین خورده، به او نمی‌خندد یا زل نمي‌زند، فقط اگر به کمک نیاز داشت،‌ به او کمک می‌کند.
  • یک شهروند خوب،‌ سعی می‌کند تا جایی که از دستش برمی‌آید، در فعالیت‌های معتبری که به سایر انسان‌ها یاری می‌رساند شرکت کند.
  • یک شهروند خوب، در صف، در ترافیک، در بانک، در فروشگاه، … همان حقی که برای خودش قائل است را برای دیگران هم قائل می‌شود.
  • یک شهروند خوب….

با این 7 راهکار، نگذارید فرزندتان از چاقی رنج ببرد

با این 7 راهکار، نگذارید فرزندتان از چاقی رنج ببرد

با این 7 راهکار، نگذارید فرزندتان از چاقی رنج ببرد

چاقی در کودکان به سرعت در سراسر جهان در حال افزایش است. تحقیقات امپریال کالج لندن و سازمان جهانی بهداشت در سال گذشته نشان داده است که بیش از 4 میلیون نفر از کودکان در انگلستان بیش از حد چاق هستند. اما چطور می شود با راهکارهای ساده نسخه چاقی را پیچید؟

1. بچه ها را با شیر مادر تغذیه کنید

شیر مادر بهترین غذا برای نوزادان است. دپارتمان سلامت انگلستان به مادران توصیه می‌کند تا شش ماه نوزادان خود را به طور انحصاری با شیر مادر تغذیه کنند چون این شیر تا شش ماهگی همه نیازهای کودک را از نظر درشت مغذی‌ها و ریز مغذی‌ها تامین می‌کند. بر اساس مطالعات انجام شده، بچه‌هایی که شیر مادر می‌خورند 4 درصد کمتر از باقی کودکان در معرض ابتلا به چاقی هستند.

2. بچه ها را به داشتن رژیم متعادل و سالم تشویق کنید

هدف اصلی شما در تنظیم برنامه غذایی کودک باید رعایت تعادل، تنوع و تناسب در روز باشد تا کودک بتواند همه نیازهای خود به ریزمغذی ها و درشت مغذی ها را تامین کند. بچه‌ها به وعده‌های منظم و اسنک‌های سالم نیاز دارند تا بتوانند وزن سالم‌شان را حذف کنند.

3. بچه ها را فعال نگه دارید

مطالعات نشان داده است بچه‌های امروزی نسبت به نسل قبلی بی‌تحرک‌تر هستند. در حال حاضر مطالعاتی که در انگلستان انجام شده نشان داده است فقط 9 درصد پسران و 10 درصد دختران 2 تا 4 ساله مقدار فعالیت توصیه شده روزانه‌شان را انجام می‌دهند. این در حالی است که بچه‌های زیر 5 سال باید روزانه حداقل 3 ساعت فعالیت فیزیکی غیرمداوم داشته باشند. این در حالی است که متخصصان می‌گویند 7 تا 16 درصد کودکان امروزی روزی 3 ساعت و بیشتر از وقتشان را پای بازی‌های کامپیوتری و… می‌گذرانند و این مساله منجر به افزایش شیوع چاقی در بچه‌ها شده است.

4. سوابق خانوادگی را جدی بگیرید

یکی از عواملی که می‌تواند روی وزن فرزند شما تاثیر منفی داشته باشد، وجود سوابق خانوادگی چاقی و اضافه وزن است. ریسک ابتلای کودکانی که پدر یا مادرشان چاق هستند، به اضافه وزن و چاقی چیزی حدود 8.4 درصد است و این رقم در مورد کودکانی که هم پدر و هم مادر چاق دارند تا 19.8 درصد افزایش پیدا می‌کند. بنابراین لازم است همه اعضای خانواده نسبت به وضعیت تغذیه‌ای شان تجدید نظر کنند و از آداب و رسوم خانوادگی چاق کننده دوری کنند.

5. سعی کنید غذاهایتان را تا حد امکان سرخ نکنید

گریل کردن، جوشاندن و پختن مواد غذایی بدون اضافه کردن چربی و روغن نسبت به روش‌هایی مانند سرخ کردن و تفت دارد، ارجحیت دارد. نوشیدنی‌ها را فراموش نکنید و حتما انواع کم کالری آن مانند شیرهای بدون چربی یا کم چرب و آب را نسبت به نوشابه و آب میوه‌های صنعتی که مملو از شکر هستند، در اولویت قرار دهید.

6. حجم وعده غذایی را کنترل کنید

اشتهای بچه‌ها در وعده‌های غذایی متفاوت بوده و بسیار لازم است که هر کودکی در هنگام غذا خوردن به اندازه اشتهایی که دارد، غذا بخورد. از ابتدای تولد بچه‌ها می‌توانند اشتها و کالری دریافتی روزانه‌شان را کنترل و تنظیم کنند. آنها دقیقا همان قدری غذا می‌خورند که بدنشان احتیا ج دارد. بنابراین نباید به کودک بیش از اشتهایی که دارد غذا داد یا او را وادار به خوردن کرد چون باعث می‌شود او درباره احساس سیری و گرسنگی‌اش دچار سوء برداشت شود.
اگر می خواهید برای کودک غذا بکشید، اول حجم وعده کوچکتری را برایش درد نظر بگیرید و اگر او همه چیزهایی را که در بشقابش بود تمام کرد می‌توانید دوباره مقدار دیگری غذا برایش بکشید. سعی کنید وعده غذایی کودک را با سبزیجات، سالاد و میوه غنی کنید و او را تشویق به آرام جویدن غذا کنید. به او یاد بدهید که بین هر دو لقمه کمی صبر کند و به مغزش مهلت بدهد که احساس سیری را درک کند.

7. مطمئن شوید که کودکتان به اندازه کافی در طول شب می‌خوابد

یکی دیگر از ریسک فاکتورهای چاقی در کودکان کم خوابی است. برای بچه‌هایی که سنین یک تا سه سالگی هستند، 11 تا 12 ساعت خواب در طی شب توصیه می‌شود. اگر کودک شما در طول شب به اندازه کافی نخوابد در طول روز مدام احساس خستگی می‌کند و این مساله روی میزان فعالیت‌های بدنی‌اش تاثیر منفی می‌گذارد و به همین خاطر احتمال بیشتری وجود دارد که در طول روز از اسنک‌های پر کالری و پر انرژی استفاده کنند بدون اینکه لزوما گرسنه باشند. برای اینکه خواب فرزندتان را بهبود ببخشید، سعی کنید زودتر تلویزیون و لپ تاپ و تبلت و… را خاموش کنید و یک سیکل روتین همیشگی برای خواب کودک داشته باشید. قبل از خواب برایش کتاب بخوانید یا خانوادگی بازی کنید تا او برای خواب آماده شود.

 

رازهای تربیت دختر شاد و قوی

رازهای تربیت دختر شاد و قوی

رازهای تربیت دختر شاد و قوی

تربیت دختران کمی پیچیده است همه‌جا شما با تبلیغات دختران قوی و تأثیرگذار و دستاوردهای چشمگیر آن‌ها روبرو می‌شوید اما افسردگی و اضطراب تهدیدی بسیار واقعی برای دختران است. ما در اینجا به شما راهکارهایی ارائه می‌دهیم تا به‌رغم همه مشکلات دخترتان بهترین و کامل‌ترین خودش باشد.
درست است که دختران روی کاغذ خیلی خوب عمل می‌کنند اما زمانی که دقیق‌تر نگاه می‌کنیم این داستان موفقیت، کمی رنگ می‌بازد. درحالی‌که دستاوردهای دختران در سطح دانشگاهی در حال رشد است و آن‌ها همواره عملکرد بهتری نسبت به پسرها داشته‌اند، به همان نسبت میزان استرس، اضطراب و افسردگی آن‌ها نیز در حال رشد است. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که میزان افسردگی در بین دختران تقریباً سه برابر پسران است. این آمار نشان می‌دهد زمانی که دختران تمام تلاششان را می‌کنند تا به بهترین نحو خودشان را نشان دهند، از آن کار لذت نمی‌برند؛ و این شکاف موجود دقیقاً جایی است که والدین و معلم‌ها باید بر روی آن متمرکز شوند. مهم‌تر از اینکه دختران موفقی داشته باشیم باید یاد بگریم که چگونه شادی را به آن‌ها یاد بدهیم و دختران شادی داشته باشیم آن‌ها باید از روحیاتی برخوردار باشند تا بتوانند با چالش‌های زندگی در دوران بعد از بلوغ با موفقیت کنار بیایند و همچنین نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند.

تأثیرپذیری از مادر

فراموش نکنید که والدین بخصوص مادران بشدت بر روی دختران تأثیرگذارند. طبق آماری که از حدود ۱۱۰۰ دختر ۱۳ تا ۱۸ ساله گزارش‌شده ۶۳% آن‌ها بیان کردند که الگوی آن‌ها در زندگی مادرشان است و ۴۸% آن‌ها نیز گفتند زمانی که به مشکلی برمی‌خورند به اولین فردی که مراجعه می‌کنند مادرشان است. فقط ۱۵% آن‌ها گفتند که برای مشورت گرفتن به دوستانشان رجوع می‌کنند. دختران جوان‌تر بیشتر به مادرشان گرایش دارند. دختران در دوران راهنمایی با دوستانشان مشورت می‌کنند اما مادرشان مطمئن‌ترین فرد برای آن‌هاست. با توجه به یافته‌های تحقیق بالا و سایر نتایج باید در نظر داشته باشید که شما به‌عنوان مادر همه‌چیز دخترتان هستید. تمام گزارش‌ها تأیید می‌کنند که رفتار مادر جلوی دخترش تأثیر خیلی زیادی بر روی رفتار او خواهد گذاشت. سعی کنید در خانه یک مادر اکتیو باشید وقتی دخترتان می‌بیند که شما برای دویدن بیرون می‌روید و یا در خانه ورزش می‌کنید درواقع دارید به او یاد می‌دهید که بدنش را دوست داشته باشد.

به او کمک کنید تا احساس خاص بودن داشته باشد

بنا بر گزارش انجمن زنان دانشگاهی امریکا میزان اعتمادبه‌نفس در میان دختران در دوران راهنمایی و دبیرستان سه و نیم برابر کمتر از پسران است. حال چه باید کرد؟ با تشویق شخصیت و فردیت دختر جوانتان شما سکوهای قدرتمند عاطفی را در وجودش پایه گزاری می‌کنید تا زمانی که به سن نوجوانی می‌رسد بتواند با پیچیدگی‌های آن سن به‌خوبی کنار بیاید. بگذارید خودش را باور داشته باشد به او اجازه دهید تا استعدادهایش را بشناسد و خودش تصمیم بگیرد که در چه زمینه‌ای استعداد دارد. به‌جای اینکه اسمش را کلاس شنا بنویسید چون همه همکلاسی‌هایش این ورزش را انتخاب کرده‌اند و ورزش محبوبی است، فهرستی از گزینه‌هایی که می‌تواند انتخاب کند را برایش آماده کنید و اجازه دهید خودش از میان آن‌ها یکی را انتخاب کند. وقتی به چیزی علاقه نشان داد بگذارید تا برود و آن مسیر را تجربه کند.

اشتباهاتش را بپذیرد و تشویقش کنید

شاید برایتان عجیب باشد بدانید یکی از بهترین راه‌های بالا بردن اعتمادبه‌نفس دخترتان این است که اجازه دهید اشتباه کند. فلسفه پشت این ماجرا ازاین‌قرار است که ما سهواً زمانی دختران را با واژه «آفرین دختر خوب» تشویق می‌کنیم که کامل و بی‌نقص باشند. پس آن‌ها از این طریق به‌سرعت یاد می‌گیرند که اشتباه کردن به این معنی است که به‌اندازه کافی خوب نیستی. مشکل این روش این است که باعث می‌شود او در آینده از قدرت ریسک‌پذیری پایینی برخوردار شود و اعتمادبه‌نفسش را از دست بدهد. ما می‌خواهیم که همه کارها را خودمان برای بچه‌ها انجام دهیم تا آن‌ها راحت‌تر زندگی کنند چراکه معتقدیم آنها در انجام آن کار موفق نخواهند بود. به دخترتان یاد دهید که اشتباهات امری عادی در زندگی هستند. درباره اقدامات اشتباه زندگی خودتان با او صحبت کنید و به او فرصت اشتباه کردن بدهید حتی اگر این اشتباهات از دید شما خیلی احمقانه به نظر برسند. فهرستی از کارهای کوچکی که می‌توانید به او یاد دهید آماده کنید تا با کمک هم انجامش دهید کارهایی مثل نیمرو درست کردن. فرایند یادگیری از طریق روش آزمون‌وخطا می‌تواند اعتمادبه‌نفسش را بالا ببرد. گاهی نیز می‌توانید باهم چیزهای جدید را امتحان کنید تجربه پخت یک شیرینی جدید، رفتن به کلاس هنرهای رزمی جایی که هردوی شما می‌توانید از ناکامل بودن و اشتباهات یاد بگیرید و شادباشید.

اعتمادبه‌نفس اجتماعی‌اش را بالا ببرید

شاید فکر می‌کنید که در حال حاضر نیاز نیست که نگران این مباحث در رابطه با کودکتان باشید اما شرایط سخت اجتماعی زودتر از آنکه فکرش را بکنید شروع می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهند که نیمی از کودکان و نوجوانان که تعداد زیادی از آنان دختران هستند خشونت در رابطه را تجربه می‌کنند. خشونت در رابطه زمانی است که سایر کودکان عمداً یک کودک را طرد می‌کنند یا دیگر کودکان را مجبور می‌کنند تا فرد مشخصی را طرد کنند. برخورد و دعوا در زندگی کودکان اجتناب‌ناپذیر است؛ و به همین دلیل نیاز هست که به دخترتان یاد دهید که چطور از پس این شرایط برآید. احساسات ابزار فوق‌العاده قدرتمندی هستند و ما باید به مادران و دخترانمان آموزش دهیم که زمانی که شما عصبانی و ناراحت هستید چنین احساساتی نشان‌دهنده این است که چیزی برایتان مهم است و شما باید آن را بیان کنید. اول‌ازهمه عصبانیتتان را امری نرمال نشان دهید به این صورت که به دخترتان با توجه به شرایط سنی‌اش توضیح دهید که چه چیزی موجب آشفتگی شما شده است. وقتی دخترتان دچار یکی از انواع مشکلات در ارتباطات اجتماعی‌اش شد مثلاً به یک مهمانی تولد دعوت نشد این اتفاق را نادیده نگیرد و به او نگویید که این اتفاق خیلی بزرگی نیست. وقتی این‌گونه رفتار می‌کنید این برایش به این معناست که احساساتش اهمیتی ندارند. بجای آن سعی کنید با او صحبت کنید و حرف‌هایش را بشنوید. اجازه دهید دخترتان عضو یک گروه باشد، چه این گروه یک تیم ورزشی باشد یا جمعی از دوستانش که در یک کلاس یک‌هفته‌ای هنر شرکت کرده‌اند. دختران وقتی با بچه‌های دیگر بر روی یک هدف مشترک کار می‌کنند از حس استقلال و افتخار سرشار می‌شوند حتی اگر این‌یک کار ساده مثل درست کردن یک تصویر کلاژ باشد. ورزش‌های تیمی بخصوص می‌تواند برای دختران خیلی سودمند باشد زیرا بردوباخت انعطاف‌پذیری را به آن‌ها یاد می‌دهد. در نظرسنجی اخیری که از ۴۰۰ زن که جزو مدیران ارشد در سراسر جهان هستند صورت گرفت، ۹۴ درصد از آنان در فعالیت‌های ورزشی شرکت می‌کردند و ۷۴ درصد از آنان اذعان داشتند که آن تجربه بر توانایی‌های شغلی آن‌ها تأثیرگذار بوده است. در انتها باید بگوییم که برای تمام چالش‌هایی که دخترتان با آن‌ها روبرو است و تمام تلاش‌هایی که شما می‌کنید تا به او کمک کنید تا در این میان راه خودش را پیدا کند هیچ‌چیزی مهم‌تر و قدرتمندتر از عشق بی‌قیدوشرط شما نسبت به او نیست. بیشتر از هر چیزی بچه‌ها دوست دارند پاسخ این سه سؤال را بدانند:

۱- درباره من چه فکر می‌کنی؟
۲- منو درک می‌کنی؟
۳- چه آرزویی برایم داری؟
جوابهای شفافی به دخترتان در خصوص این سوالات بدهید و آینده او روشن‌تر از همیشه خواهد شد.
 

آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان، به تفکیک سن

آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان، به تفکیک سن

آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان، به تفکیک سن

آیا فرزندتان را برای مستقل بودن آماده کرده‌اید؟ آموزش مهارت‌های زندگی به فرزندانمان نه‌تنها برای مراقبت از خودشان مفید است و آن‌ها را افراد شایسته‌ای بار می‌آورد بلکه احساس توانمندی بیشتر و اعتمادبه‌نفس مثبت را نیز در آن‌ها افزایش می‌دهد. فهرستی از مهارت‌های مناسب در هر سن به شما کمک می‌کند تا فرزندتان را برای هر بخش از زندگی‌اش آماده کنید. ما در اینجا فهرستی از مهارت‌های زندگی از دوران قبل از مدرسه تا زمانی که برای تشکیل زندگی مستقل از پیش شما خواهد رفت را آماده کرده‌ایم

دو تا سه‌سالگی: کارهای کوچک و اولیه

این سن زمانی است که فرزندتان شروع به یادگیری مهارت‌های ابتدایی زندگی می‌کند. در سه‌سالگی فرزند شما می‌تواند کارهای زیر را انجام دهد:

  • در جمع‌کردن اسباب‌بازی‌هایش به شما کمک کند
  • با کمک شما لباسش را بپوشد
  • وقتی لباسش را در می‌آورد آن را در سبد لباس‌ها قرار دهد
  • در چیدن میز به شما کمک کند
  • با کمک شما دندان‌هایش را مسواک بزند و صورتش را بشوید

چهار تا پنج‌سالگی: اسامی و اعداد مهم

زمانی که فرزندتان به این سن می‌رسد مهم است که به او مهارت‌های ایمنی را آموزش دهید. او باید در این سن بتواند:

  • اسم کامل خودش، شماره تلفن و آدرس خانه را بداند
  • بتواند یک تماس اضطراری بگیرد
  • از عهده نظافت عمومی منزل مانند گردگیری مکان‌های در دسترس و تمیز کردن میز بعد از غذا برآید
  • بتواند به حیوانات خانگی غذا دهد
  • پول‌ها را بشناسد و مفاهیم اولیه درباره چگونگی استفاده از پول را بداند
  • بدون کمک شما دندان‌هایش را مسواک بزند، موهایش را شانه کند و دست و صورتش را بشوید
  • لباس‌هایش را عوض کند و لباس‌های کثیفش را داخل ماشین لباس‌شویی بیندازد
  • لباس‌هایش را خودش انتخاب کند

شش تا هفت‌سالگی: تکنیک‌های اولیه آشپزی

کودکان در این سن می‌توانند یاد بگیرند که چطور در آشپزی به شما کمک کنند و موارد زیر را انجام دهند

  • مواد موردنیاز برای غذا را باهم مخلوط کنند، هم بزنند و از یک چاقوی کند برای بریدن استفاده کنند
  • یک ساندویچ ساده درست کنند
  • ظرف‌ها را بشورند
  • برای تمیز کردن از پاک‌کننده‌های خانگی بی‌خطر استفاده کنند
  • پس از استفاده از حمام آن را تمیز کنند
  • بدون کمک شما تختخوابش را مرتب کند
  • بدون نظارت حمام کند

هشت تا نه‌سالگی: نگهداری از وسایل شخصی

در این سن فرزندتان باید از وسایل شخصی خودش به‌خوبی مراقبت کند. او باید بتوانند موارد زیر را انجام دهد:

  • لباس‌هایش را تا کند
  • دوختن‌های ساده را یاد بگیرد
  • از اسباب‌بازی‌های خارج از خانه‌اش مانند دوچرخه یا اسکیت به‌خوبی نگهداری کند
  • بدون اینکه به او تذکر داده شود بهداشت فردی خودش را رعایت کند
  • گردگیری کند و از جاروبرقی استفاده کند
  • از روی دستور آشپزی بتواند یک غذای ساده آماده کند
  • لیست مایحتاج ضروری خانه را فراهم کند
  • پول بشمارد و بتواند پول را خورد کند
  • پیام متنی ارسال کند
  • اشغال‌ها را بیرون بگذارد
  • گل‌ها را آب بدهد

ده تا سیزده‌سالگی: استقلال

ده‌سالگی سنی است که فرزند شما می‌تواند خیلی از کارها را به‌طور مستقل انجام دهد. ازجمله کارهایی که می‌توانند کودکان در این بازه سنی انجام دهند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تنها در خانه بماند
  • به مغازه برود و خرید کند
  • روتختی خودش را عوض کند
  • از ماشین لباسشویی استفاده کند
  • غذاهایی که دارای مواد لازم متنوع هستند را آماده کند
  • بتواند از فر استفاده کند
  • لباس‌هایش را اتو کند
  • از ابزارهای ساده مانند پیچ‌گوشتی و چکش و از این قبیل استفاده کند
  • دنبال خواهر برادر بزرگ‌ترش برود

چهارده تا هجده‌سالگی: مهارت‌های پیشرفته‌تری یاد می‌گیرند

در چهارده‌سالگی فرزند شما تمام مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره شد را با مهارت خیلی بیشتری انجام می‌دهد. در رأس آن‌ها او همچنین باید بتواند موارد زیر را نیز انجام دهد:

  • کارهای مربوط به نظافت و تعمیر و نگهداری را به‌خوبی انجام دهد
  • بنزین بزند، پنچری ماشین را بگیرد و بتواند لاستیک ماشین را عوض کند
  • بتواند عنوان داروها و مقدار مصرف آن‌ها را بخواند
  • برای گرفتن یک شغل مصاحبه بدهد
  • در صورت لزوم مواد اولیه برای تهیه غذا را آماده کند و غذا درست کند

سن جوانی: آماده شدن برای تنها زندگی کردن

فرزند شما باید یاد بگیرد که چطور به‌تنهایی بتواند از پس خودش بربیاید. در این سن او چه برای کار، ازدواج و یا دانشگاه از شما دور می‌شود. در این سن او نیاز دارد قبل از ترک خانه و تنها زندگی کردن چند مهارت دیگر را نیز یاد بگیرد این مهارت‌ها شامل موارد زیر هستند:

  • توانایی تنظیم قرار ملاقات برای دکتر و دندان‌پزشک
  • درک درستی از مسائل پایه‌ای امور مالی داشته باشد اینکه چطور یک حساب در بانک باز کند و آن را مدیریت کند، چطور قبض‌ها را پرداخت کند.
  • درک درستی از قراردادهای معمول داشته باشد. مثل اجاره یک‌خانه و یا یک ماشین
  • از مسائل پایه‌ای تعمیرات خودرو آگاه باشد

با حسادت فرزند بزرگتر چه کنیم؟

با حسادت فرزند بزرگتر چه کنیم؟

با حسادت فرزند بزرگتر چه کنیم؟

به یاد دارم روزی یکی از دوستانم ماجرای نه‌چندان جالبی از یکی از همکارانش که صاحب فرزند دوم شده بود، برایم تعریف می‌کرد. می‌گفت زمانی که نوزاد نورسیده در اتاق‌خواب بود کودک بزرگ‌تر به دوستش می‌گفت: «وقتی مامان در آشپزخانه است برویم اذیتش کنیم!» وقتی این ماجرا را شنیدم ترسیدم که مبادا روزی این حجم از حسادت برای فرزندان من هم اتفاق بیفتد. در مورد فرزندانم اتفاق مشابه این ماجرا نیفتاد؛ ولی قطعاً نوعی از حسادت همچنان وجود داشت.
حسادت در خصوص بچه اولی‌هایی که برادر یا خواهر جدید دارند اتفاقی طبیعی است. بااین‌حال این شما هستید که شرایط را طوری درست می‌کنید که خواهر یا برادر جدید تبدیل به دوست شود یا دشمن. راهنمایی‌هایی که اینجا برای شما در نظر گرفته‌ایم کمکتان می‌کند تا در هر فاصله سنی که بین بچه‌ها هست، بتوانید بهترین راهکار را انتخاب کنید.

1. وقتی سن فرزند بزرگ‌تر زیر ۲۴ ماه است

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

در این سن کودکتان درک درستی از شرایط ندارد و نسبت به کودک تازه به دنیا آمده کمی گیج است. زمانی که کودک بزرگ‌تر زیر دو سال، به برادر یا خواهر بزرگ‌تر تبدیل می‌شود، شرایط سختی را خواهد داشت و پذیرش یک بچه جدید برایش دشوار است.
هر کودکی نیاز به توجه تمام و کمال مادر دارد. در نظر داشته باشید اگر فرزند شما با آمدن نوزاد جدید به‌طور آشکار ناراحتی خودش را بروز نداده، ممکن است به این معنا باشد که هنوز در غم از دست دادن زندگی قبلی خود است. اغلب این ناراحتی بعد از مدت‌زمانی (معمولاً وقتی‌که فرزند کوچک‌تر شروع به حرکت می‌کند و سراغ اسباب‌بازی‌هایش می‌رود) خودش را به‌صورت حسادت و کج‌خلقی نشان می‌دهد.

چطور شرایط را کنترل کنیم

الآن فقط از آرامش لذت ببرید و حتماً دقایقی از روز را برای خلوت کردن با فرزند اولتان کنار بگذارید. حواستان باشد که هر وقت به اتاق شما می‌آید به او لبخند بزنید. مطمئن باشید لبخند زدن و بوسیدن و در آغوش کشیدن کودکتان که به شما نیازمند است، آن‌قدرها هم از شما انرژی نخواهد گرفت. او مرتب پیش شما می‌آید و وقتی می‌بیند که در حال پرستاری از نوزاد هستید شروع می‌کند به بهانه گرفتن و نق زدن، در این زمان حواستان باشد که شروع به سخنرانی و توجیه او نکنید. او فقط می‌خواهد که بغلش کنید و به او توجه کنید، پس به او بگویید که «منم خیلی ناراحتم که نمی‌توانم الآن بغلت کنم و با تو بازی کنم. بیا فعلاً اینجا کنار من و نی‌نی دراز بکش. وقتی کارم تمام شد حسابی بغلت می‌کنم.»

2. سن فرزند بزرگ‌تر دو تا سه سال

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

بیشتر بچه‌ها در این سن نق‌نقو و گریان هستند، به‌خصوص زمانی که یک نوزاد جدید هم در کار باشد. ازآنجایی‌که بچه‌ها می‌بینند که شما چطور از نوزاد پرستاری می‌کنید، دوست دارند که همان کارها را با آن‌ها نیز انجام دهید. آن‌ها در این سن آن‌قدر دادوفریاد می‌کنند تا به آن چیزی که می‌خواهند برسند. همچنین گریه‌های نوزاد در طول شب می‌تواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد؛ برای مثال کودک بزرگ‌تر که در تخت خودش خوابیده ناگهان تصمیم می‌گیرد که بیاید و پیش شما بخوابد. به‌خصوص زمانی که نوزاد در اتاق شما باشد. اغلب بچه‌ها در این سن درباره برادر یا خواهر جدیدشان کمی گیج هستند، بخشی از آن‌ها می‌خواهد همچنان یک نوزاد باقی بماند و بخش دیگری از آنان می‌گوید که من خودم می‌توانم کارهایم را انجام دهم و می‌خواهد مستقل باشد.

چطور شرایط را کنترل کنیم

با فرزندتان که دچار چنین احساسات دوگانه‌ای شده، صحبت کنید. این‌طور بگویید که به نظر می‌رسد دوست داری نی‌نی باشی و بعد بگذارید که نقش بچه‌های خیلی کوچک را بازی کند؛ مثلاً مثل نوزادان او را در گهواره بگذارید. بغلش کنید و تکانش دهید. کلی از این شرایط باهم لذت ببرید و بخندید. برای اینکه کودکتان با شرایط جدید بهتر کنار بیاید، بهتر است مجموعه‌ای از اقدامات را قبل از زایمان و در زمان بارداری فرزند دوم انجام دهید. اگر عادت کرده که شما صبح‌ها بیدارش کنید و به او صبحانه بدهید، قبل از زایمان این عادت را به پدرش محول کنید تا زودتر به او عادت کند. پدر باید خودش را خیلی مشتاق و هیجان‌زده نشان دهد.
 

3. سن فرزند بزرگ‌تر چهار تا شش سال

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

کودکان در این سن اغلب خیلی بهتر شرایط را درک می‌کنند و بهتر پذیرای ورود یک خواهر یا برادر جدید هستند. پس اگر نوزاد روی او شیر بالا بیاورد، شما خیلی راحت‌تر می‌توانید به او توضیح دهید که این کار را از قصد انجام نداده است. اگر اسباب‌بازی‌هایش را از او گرفت به او کمک کنید تا اسباب‌بازی‌های موردعلاقه‌اش را درجایی دور از دسترس نوزاد قرار دهد. در این سن دنیای فرزند شما بزرگ‌تر شده و دیگر مثل قبل تماماً به شما وابسته نیست. بااین‌حال هنوز بیشترین ارتباطش با شماست؛ اگر او توجهی را که لازم دارد از شما دریافت نکند ممکن است مضطرب و سرخورده شود.

چطور شرایط را کنترل کنیم

بهترین روش این است که زمانتان را با دقت بین او و فرزند جدید تقسیم کنید تا او سرخورده یا مضطرب نشود. حتی زمانی که به خرید می‌روید یک‌بار فقط با او بروید و اگر امکانش هست فرزند کوچک‌تر را پیش همسرتان در خانه بگذارید. اگر فرزند کوچک‌تر کاری کرد که او ناراحت و عصبانی شد طرف او را بگیرید و عصبانیتش را با چیزی که دوست دارد جایگزین کنید و بعد به او بگویید می‌دانم شرایط سخت است؛ بیا باهم نفس عمیق بکشیم و آرام باشیم.

4. سن فرزند بزرگ‌تر هفت تا هشت سال

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

اگر از او بپرسید که روزش چطور بود، ممکن است در جواب بگوید: «خوب بود.» معمولاً خیلی باید تلاش کنید تا بچه را در این سن به حرف زدن بیشتر وادار کنید و بتوانید از احساسات او آگاه شوید. چالش اصلی این است که از او بخواهید که احساساتش را در خصوص حس حسادتی را که منجر به یک رفتار ناخوشایند مانند حاضرجوابی، دعوا و بی‌توجهی آشکار نسبت به کودک کوچک‌تر شده، بیان کند.

چطور شرایط را کنترل کنیم

یکی از راه‌هایی که می‌تواند سودمند باشد خلوت‌های قبل از خواب است تاکمی باهم درد دل کنید. از او بخواهید هنگامی را تنها فرزند خانواده بود، به یاد آورد و آن شرایط را مرور کند. بپرسید که حس حال حاضرش چطور است. از او بپرسید آمدن فرزند جدید چه سختی‌ها و شادی‌هایی با خودش به همراه داشته است. اگر با شما از حس حسادتش چیزی گفت به او اطمینان بدهید که عاشقش هستید و از او بپرسید که در چه خصوصی می‌توانید کمکش کنید یا از دورانی که شما هم نسبت به خواهر یا برادر کوچک‌ترتان حسادت می‌کردید، به او بگویید. تمام تلاشتان را به کار ببرید تا رابطه آن‌ها را باهم تقویت کنید و آن‌ها باهم متحد شوند. از او بخواهید تا در قسمتی از کارهایی که مربوط به کودک کوچک‌تر است، سهیم باشد؛ مثلاً زمانی که شما کنارشان هستید از او بخواهید برای برادر یا خواهر کوچک‌ترش داستان بخواند یا زمانی که شما مشغول عوض کردن پوشک برادر یا خواهرش هستید، برایش آهنگی بگذارد تا حواس نوزاد را پرت کند و او را بخنداند.

 

راهنمای بازی با کودک یکساله در خانه

راهنمای بازی با کودک یکساله در خانه

راهنمای بازی با کودک یکساله در خانه

بچه‌ها بین 12 ماهگی تا دوسالگی کم‌کم سعی می‌کنند بعضی کارها را خودشان انجام دهند. متوجه روابط علت و معلولی می‌شوند و با محیط اطرافشان ارتباط برقرار می‌کنند؛ به همین دلیل آموزش و در معرض چالش‌های مناسب سن قرار دادن بچه‌ها بسیار ضروری است. برای اینکه موفق شوید توسط بازی با کودک یک ساله توانمندی‌هایش را بالا ببرید و او را به چالش بکشید، پیشنهادهای ما را از دست ندهید. این پیشنهادها برای محیط خانه طراحی شده‌اند و در خوب گذراندن روزهای بهاری کمکتان می‌کنند. ضمن اینکه بعضی مهارت‌های اساسی فرزندتان را هم پرورش خواهید داد.

1. طبل‌زن کوچولوی من

  • وسایل موردنیاز: جغجغه، قاشق، قابلمه و ماهیتابه، زنگ، سنج
  • نحوه بازی: با استفاده از این وسایل سعی کنید ریتم ایجاد کنید و چیزی شبیه موزیک بنوازید. فرزندتان را تشویق کنید تا او هم همین کار را انجام دهد. مراقب باشید صداها آن‌قدر بلند نباشند که گوش او را بیازارند. نواختن ساز، این بازی کودک یک ساله را به چالش گوش دادن می‌کشاند.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: هماهنگی، مهارت‌های شنیداری، تجربه کردن موسیقی
 
طبل زدن کودک، بازی با کودک یکساله
 

2. خاله‌بازی

  • وسایل موردنیاز: خانه اسباب‌بازی بزرگ آماده پلاستیکی یا کاغذی
  • نحوه بازی: این بازی کودک یک ساله را سر ذوق می‌آورد. اگر بودجه‌تان به خرید خانه آماده برای بازی می‌رسد که هیچ؛ اگرنه با استفاده از پارچه می‌توانید چادر بزنید. مسیر ورود و خروج را مشخص کنید و فرزندتان را تشویق کنید وارد خانه شود. اگر متوجه نشد بهتر است خودتان چند بار این کار را انجام دهید. الکی به در بکوبید و بپرسید کسی خانه هست یا نه. این مهارت به‌خصوص برای روزهای عید مناسب است و بچه را بیشتر با مفهوم ارتباطات آشنا می‌کند.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: بهبود مهارت‌های اجتماعی و تجربه محیط اطراف

3. تلفن بازی با کودک یکساله

  • وسایل مورد نیاز: تلفن اسباب‌بازی یا تلفن قدیمی که ازکارافتاده
  • نحوه بازی: یک گوشی را به دست فرزندتان دهید و دیگری را خودتان در دست بگیرید. تظاهر کنید در حال شماره‌گیری و داشتن مکالمه فرضی هستید. می‌توانید برای خودتان شخصیت بانمکی بسازید که با صدای کودکانه‌ای صحبت می‌کند؛ از این طریق بازی کودک یک ساله را جذب خودش خواهد کرد.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: مهارت‌های زبانی و ارتباطات اجتماعی

 

بازی با کودکان، تلفن بازی

4. دریا بازی

  • وسایل موردنیاز: آب، ماسه، سطل، بیلچه پلاستیکی، قاشق، وان بزرگ
  • نحوه بازی: ممکن است امسال نتوانید به کنار دریا سفر کنید اما آشنا کردن بچه‌ها با دریا کار سختی نیست. اگر فرزندتان به 18 ماهگی رسیده است می‌تواند ماسه بازی کند. شما هم می‌توانید شن و ماسه را با آب ترکیب کنید، آواز بخوانید و کارهایی را که او انجام می‌دهد، تکرار کنید. برعکس این قضیه هم ممکن است؛ یعنی می‌توانید از او بخواهید کارهایی را که شما انجام می‌دهید، انجام دهد.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: مهارت بازی خلاقانه، بهبود توانایی‌های حرکتی و لمسی
 

5. بازی شمارش

وسایل موردنیاز: هر وسیله غیر خطرناک و قابل شمردن

  • نحوه بازی: این بازی بچه یک ساله را به ریاضیات علاقه‌مند می‌کند. بچه‌ها عاشق شمردن انگشت‌های دست‌وپایشان هستند. شروع به شمردن انگشت‌هایشان کنید و از آن‌ها بخواهید این کار را تکرار کنند. اگر نتوانستند اعداد را درست بگویند یا جا‌به‌جا گفتند، نگران نشوید. مهم این است همان‌طور که با مفهوم کلمات آشنا می‌شوند با اعداد هم ارتباط برقرار کنند و مفهوم شمارش را درک کنند.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: مهارت تشخیص ترتیب اعداد، مهارت شمارش

6. بازی بگرد و پیدایش کن

  • وسایل موردنیاز: هر وسیله‌ای که متعلق به فرزندتان باشد.
  • نحوه بازی: به فرزندتان مأموریت‌های متفاوتی بدهید که مجبور شود به اطراف خانه سرک بکشد. برای مثال از او بخواهید لیوان، توپ یا کفش‌هایش را برای شما بیاورد. از طریق درخواست کردن در این بازی کودک یک ساله امکان درک جملات دستوری را پیدا می‌کند و متوجه می‌شوید فرزندتان تا چه حد می‌تواند کارهایش را به‌تنهایی انجام دهد.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: درک موقعیت و جهت‌یابی، بهبود مهارت‌های حافظه

7. بازی خودت را بشناس

  • وسایل موردنیاز: رژ لب!
  • نحوه بازی: با استفاده از یک رژ لب ضد حساسیت نقطه رنگی قابل دیدنی روی بخشی از صورت فرزندتان بکشید. چند دقیقه او را سرگرم کنید تا حواسش پرت شود و سپس او را جلوی آینه بگذارید. در اوایل زندگی، بچه‌ها درکی از مفهوم خود ندارند اما معمولاً از یک‌سالگی به بعد متوجه وجود خودشان می‌شوند؛ بنابراین احتمالش زیاد است که فرزندتان دستش را به سمت نقطه رنگی ببرد و برای پاک کردن آن تلاش کند. اگر این کار را نکرد، نگران نشوید. احتمالاً خیلی زود این مهارت را به دست می‌آورد.
  • توانایی های کودک یک ساله با این بازی: خود‌آگاهی

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم؟ با این بازی ها!

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم؟ با این بازی ها!

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم؟ با این بازی ها!

حرف‌شنوی کودکان احتمالاً یکی از آرزوهای هر پدر و مادری است. شاید وقت آن رسیده که اجبار و عصبانیت را کنار بگذارید و با کمی خلاقیت و سرگرمی فرزندتان را حرف‌گوش‌کن بار بیاورید. پنج بازی که در ادامه به شما آموزش می‌دهیم، کمکتان می‌کند فرزندتان در عین سرگرم شدن، مهارت حرف‌شنوی را نیز یاد بگیرد.

چرا گوش نمی‌دهد؟

ممکن است شما هم مادری باشید که تصمیم دارد فرزندش را به مهدکودک ببرد؛ ولی این سؤال ذهنش را درگیر کرده: چطور کودکم به حرف‌های مربی مهد گوش می‌دهد؟ درحالی‌که وقتی از او می‌خواهم اسباب‌بازی‌اش را داخل سبد بیندازد، او ترجیح می‌دهد آن را پشت کامیونش سوار کند!
به نظر می‌رسد مشکلی در این بچه‌ها وجود ندارد. بنا بر نظر متخصصان، کودکان نوپا در تمرکز بر آنچه می‌گویید مشکل دارند. دکتر «راحیل بریگز» معتقد است کودکان کم سن و سال به‌صورت ذاتی ذهنشان منحرف به موضوعی دیگر می‌شود. آن‌ها نمی‌توانند به اندازه بچه‌های بزرگ‌تر روی موضوعی تمرکز کنند و بعد از چند دقیقه توجهشان به موضوع دیگری جلب می‌شود. فرض کنید فرزند 15 ماهه‌تان در حال رفتن به سمت کتابخانه است و در همان حال شما کتابی را با صدای بلند برایش می‌خوانید؛ در این صورت اینکه حواسش به سمت شما معطوف شود اتفاقی طبیعی است.
دلیل دیگری که باعث می‌شود او نسبت به درخواست‌هایتان بی‌توجه باشد این است که او به‌تازگی اولین گام‌ها برای مستقل شدن را برمی‌دارد؛ درنتیجه ممکن است به حرف‌هایی که به او می‌زنید توجهی نکند و حتی ممکن است دقیقاً خلاف آن را انجام دهد تا استقلالش را ثابت کند!
خوشبختانه، اگر از همین حالا تمرین کردن با فرزندتان را شروع کنید، او را برای مرحله پیش‌دبستانی آماده خواهید کرد و با تمرکز بر علاقه ذاتی‌اش به بازی کردن می‌توانید توانایی حرف‌شنوی را در او تقویت کنید. بازی‌های زیر به افزایش تمرکز و توجه بچه‌ها کمک می‌کنند.

بازی با کودکان در سنین مختلف
  • در جست‌وجوی گنج باشید!

برای یک کودک کنجکاو هیچ‌چیزی وسوسه کننده تر از پیدا کردن یک جایزه پنهان‌شده نیست! حتی اگر جایزه ساده‌ای مثل عروسک همیشگی‌اش باشد. معمولاً بچه‌ها نمی‌توانند در برابر پیدا کردن وسیله و جست‌و‌جو مقاومت کنند؛ درنتیجه سراغ شی پنهان شده می‌روند. سعی کنید جایی که عروسک را پنهان می‌کنید، خیلی سخت نباشد. مثلاً می‌توانید از پشت مبل استفاده کنید. بعد به فرزندتان برای پیدا کردن نشانه‌هایی دهید و او را راهنمایی کنید.

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ اگرچه فرزندتان برای یافتن جایزه‌ای که پنهان کرده‌اید ترغیب شده و به راهنمایی‌هایتان توجه می‌کند؛ هم‌زمان در حال پیروی کردن تقویت حافظه‌اش نیز هست. قطعاً اگر این بازی را ادامه دهید متوجه تفاوت فرزندتان در یک‌سالگی با دوسالگی‌اش می‌شوید. هر چه او بزرگ‌تر می‌شود تمرکزش را بیشتر تقویت کنید و بازی را برایش پیچیده‌تر کنید. مثلاً بگویید اول باید به اتاق بازی برود و بعد توپ آبی را پیدا کند یا حتی از این سخت‌تر!

  • عروسک‌ها را دعوت کنید!

جذابیتی که عروسک‌ها دارند توجه همه بچه‌ها را به خود جلب می‌کند. حتی استفاده از عروسکی که با یک لنگه جوراب درست‌شده و چشم‌های درشت و لبخندی بانمک دارد برای سرگرم کردن فرزندتان کافی است. یک صدای جالب برای عروسک بسازید و درخواست‌هایتان را از کودک از زبان عروسک بیان کنید. برای مثال از فرزندتان بخواهید دست بزند، پاهایش را به زمین بکوبد، دایره‌وار بچرخد یا اسباب‌بازی‌هایش را از روی زمین جمع کند.
این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ ممکن است وقتی مستقیماً از فرزندتان می‌خواهید حیوانات اسباب‌بازی‌اش را جمع کند، این کار را انجام ندهد! اما وقتی عروسکی به شکل شیر از او این درخواست را داشته باشد، به نظر او کار سرگرم‌کننده‌ای برسد. حالا سؤال اینجاست که چرا این اتفاق می‌افتد؟ در این حالت فرزندتان این درخواست را از طرف مادرش نمی‌بیند و استقلالش را در معرض تهدید کمتری حس می‌کند. هنگامی‌که از جانب یک عروسک با او حرف می‌زنید حس می‌کند دوست تازه‌ای پیدا کرده است؛ درنتیجه علاقه بیشتری به گوش دادن به درخواست‌های دوست جدیدش پیدا می‌کند. احتمالاً این که به جای یک عروسک حرف بزنید به نظرتان احمقانه می‌رسد اما یادتان باشد: شما سعی می‌کنید از اعمال زور جلوگیری کنید و کودکتان با علاقه یاد می‌گیرد که چطور از دستورات پیروی کند؛ بنابراین ارزشش را دارد.

فرزند حرف شنو تربیت کنید
  • حس تقلید او را درگیر کنید

یکی از صداهایی را که به‌طور غیرمستقیم در اطرافتان می‌شنوید، انتخاب کرده و توجه کودکتان را به آن جلب کنید. برای مثال صدای گربه‌ای که از کوچه می‌آید. از او سؤال بپرسید: صدای گربه را می‌شنوی؟ بعد کمی ساکت بنشینید و چهره‌تان را طوری نشان دهید که با دقت در حال گوش کردن به صدای گربه هستید. از کودکتان بخواهید صدایی را که می‌شنود، تقلید کند اگر در انجام این کار مردد بود خودتان صدایی شبیه آن دربیاورید.‌

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ بااینکه گوش کردن به صدایی که منبع آن دیده نمی‌شود برای فرزندتان سخت است؛ اما این کار به‌مرورزمان گوش دادن با دقت را به او یاد می‌دهد و باعث بهبود مهارت تمرکزش می‌شود. تلاش‌های او را ببینید و تشویقش کنید. مثلاً به او بگویید: «وای، چقدر خوشحالم که صدای گربه را شنیدی و می‌توانی تقلیدش کنی!»

  • بازی چراغ‌قوه را انجام دهید

بعدازظهرها، وقتی هوا تاریک می‌شود در اتاقی کم‌نور، با کودکتان روی کاناپه لم دهید و دو چراغ‌قوه کنارتان داشته باشید. نور چراغ‌قوه را روی اشیای مختلف بیندازید و از او بخواهید شما را دنبال کند. این‌طور بگویید: «نور چراغ‌قوه من روی قفسه کتاب‌هاست. تو هم می‌توانی همین کار را انجام بدهی؟»

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ تازگی داشتن بازی چراغ‌قوه باعث می‌شود فرزندتان در این بازی درگیر باشد و منتظر دستور بعدی شما بماند. به‌علاوه تاریکی اتاق باعث می‌شود تا توجهش کمتر به اشیای موردعلاقه‌اش در اتاق جلب شود. برای کودکانی که بزرگ‌ترند بازی را جذاب‌تر کنید. مثلاً نور چراغ‌قوه را بچرخانید و حرکت دایره یا زیگزاگ ایجاد کنید. به‌علاوه این بازی می‌تواند به کاهش ترس از تاریکی فرزندتان نیز کمک کند.

حرف شنوی فرزندان در حین بازی
  • ​​​​​​​با یکدیگر آهنگ‌های بی‌سروته بخوانید!

چه شعر «یه روز یه آقا خرگوشه» را بخوانید چه شعری درباره مسواک زدن که از خودتان درآورده‌اید، ترکیب موسیقی با حرکات بدن، برای کودکان نوپا سرگرم‌کننده است. این حرکت‌ها باعث می‌شود کلمات را بهتر به خاطر بیاورند. اگر می‌خواهید فرزندتان به کاری مانند لباس پوشیدن یا جمع‌کردن اسباب‌بازی‌هایش انجام دهد، این درخواست را با شعر بیان کنید. برای بچه‌های کوچک‌تر شعر را آرام‌تر و با حرکت‌های بیشتری انجام دهید تا بیشتر خوششان بیاید.

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ اینکه فرزندتان را با دادوفریاد یا زور به انجام کاری وادار کنید، معمولاً نتیجه عکس دارد و او مقاومت بیشتری برای انجام ندادنش می‌کند. اگر درخواستتان را با یک شعر انجام دهید و از او بخواهید با شما هم‌نوایی کند، بیشتر برای انجام آن کار ترغیب می‌شود.

رفتار با کودکی که به آستانه نوجوانی رسیده

رفتار با کودکی که به آستانه نوجوانی رسیده

رفتار با کودکی که به آستانه نوجوانی رسیده

وقتی دخترم، از مدرسه به خانه رسید، به او گفتم: «می‌خواهیم برایت کفش نو بخریم. استراحت کوتاهی بکن تا با هم به بازار برویم». بر خلاف انتظار، دختر دوازده ساله آرام و نرم‌خوی من کوله پشتی‌اش را انداخت و با فریاد گفت: « من تازه رسیدم و شما نمی‌خواهید اجازه بدهید که من حتی پنج دقیقه استراحت کنم»؟
من گفتم: « نگفتم که همین حالا برویم. یک چیزی بخور بعد».
دخترم گفت: «ولی من خسته‌ام…»
گفتم: «خیلی خب آرام باش.. یک کم خستگی در کن بعد…»
گفت: «چه خستگی در کردنی! من مجبورم الآن از خانه بیرون بزنم».

و با عجله به اتاقش رفت و در را بست. دختر هشت ساله‌ام که تمام این مدت کنارم ایستاده بود با تعجب پرسید: « چه‌اش شده؟»
به او گفتم: «فکر می‌کنم سر و کله هورمون‌ها دارد پیدا می‌شود».

اگر شما هم فرزندی در حوالی هشت تا دوازده سالگی داشته باشید، این قبیل تجربه‌ها برایتان غریبه نخواهند بود. برای مثال حتماً دیده‌اید که فرزندِ همیشه آرام و سر به راهتان ناگهان شروع می‌کند به حاضر جوابی کردن، داد و بیداد کردن و یا زودرنجی سر هر مسئله ریز و درشتی. در این شرایط شما اول جا می‌خورید و بعد از کلی بالا و پایین کردن دلیل رفتارهای جدید او را به یکی از بهانه‌های کودکی‌اش نسبت می‌دهید برای مثال با خودتان فکر می‌کنید که لابد خسته یا گرسنه است. اما وقتی این شرایط تکرار می‌شوند کم کم به این نتیجه می‌رسید که اتفاقات دیگری در حال وقوع هستند. بله، درست حدس زده‌اید؛ فرزند شما دارد تغییرات خُلقی دوران پیش نوجوانی را نشان می‌دهد.

تجربه‌های متفاوت دخترانه و پسرانه

وقتی که فرزند شما در آستانه ورود به نوجوانی قرار می‌گیرد، بسته به اینکه دختر باشد یا پسر رفتارهای متفاوتی از خود نشان می‌دهد. به طور کلی در این دوران دخترها نسبت به مسائل واکنش‌های بیشتری نشان می‌دهند مثلاً گریه و یا حاضر جوابی می‌کنند و یا دست به رفتارهای نمایشی می‌زنند. در حالیکه پسرها بین کناره‌گیری کردن از موقعیت و روی آوردن به دفاع از خودشان در نوسان هستند.

چند مسیر امن برای گذار از طوفان

در هر حال کنار آمدن با فرزندی که در آستانه ورود به نوجوانی است، چه دختر باشد و چه پسر، برای والدین چالش برانگیز و گاهی هم کمی ترسناک است اما در کنار آن لذت‌هایی هم دارد، برای مثال اینکه فرزندتان را می‌بینید که علائق و استعدادهای فردی‌اش را مطرح می کند و یا تلاش می‌کند استقلالش را به نمایش بگذارد، طعم شیرین تماشای بزرگ شدن فرزند را به شما می‌چشاند. برای اینکه هم شما و هم فرزندتان بتوانید با آرامش بیشتری از این دوران عبور کنید لازم است که به چند نکته مهم توجه کنید:

پدر و مادر او بمانید

گاهی والدین تصور می‌کنند که اگر سعی کنند دوست فرزندشان باشند، بسیاری از مشکلات حل خواهند شد. اما واقعیت آن است که بر خلاف آنچه که در ظاهر به نظر می‌آید، فرزندتان برای پشت سر گذاشتن این مرحله روی کمک «پدر و مادرش» حساب کرده است. در واقع شما تا وقتی که در موضع پدر و مادر او هستید می‌توانید به او کمک کنید که بفهمد چطور رفتار کند.

قوانین روشنی را وضع کنید

در حالیکه فرزندتان دارد تلاش می‌کند تا استقلالش را افزایش بدهد، شما هم باید به دنبال آن باشید که مناسب شرایط جدید، قوانین جدیدی را وضع کنید. قبل از هر چیز باید خط قرمزها را برای او مشخص کنید و به محض اینکه می‌بینید که او دارد به سمت یک رفتار غیر قابل قبول می‌رود، به روشن‌ترین و آرام‌ترین شکل ممکن با او ارتباط برقرار کنید و تذکر بدهید.

برای قوانینی که نقض می‌کند، تنبیه متناسبی در نظر بگیرید

وقتی فرزند شما کوچکتر بود برای مثال وقتی که تازه راه افتاده بود و یا به پیش دبستانی می‌رفت، شما می‌توانستید با تقویت‌های مثبت گاهگاهی به راحتی او را به مسیری که می‌خواستید وارد کنید. اما وقتی فرزندتان به آستانه ورود به نوجوانی می‌رسد قضیه فرق می‌کند چرا که کمتر پیش می‌آید که مشوق‌ها در مورد او جواب بدهند. در این مواقع در ازای نقض قوانین، از تنبیه‌های متناسب استفاده کنید. برای مثال مادر دو فرزند ده ساله و چهارده ساله می‌گوید: «من متوجه شده‌ام که بهترین تنبیه برای وقتی که فرزندانم حاضر جوابی می‌کنند یا به طرز گستاخانه‌ای غُرغُر می‌کنند آن است که ایکس باکس یا گوشی‌شان را از آنها بگیرم». او معتقد است که اگر شما حرفی را که می‌زنید عملی نکنید نمی‌توانید روی رفتار آنها تأثیری داشته باشید.

به او فرصتی بدهید تا با خودش خلوت کند

وقتی که بین شما و فرزندتان بحثی شکل می‌گیرد که منجر به داد و فریاد او می‌شود، یک قدم عقب بکشید و منتظر بمانید که آرام شود. او را ترغیب کنید تا از موقعیت فاصله بگیرد و فرصتی برای آرام شدن پیدا کند. برای مثال مادری می‌گوید:« من با خونسردی می‌گویم به نظر می‌رسد نمی‌توانم الآن با تو صحبت کنم. سعی کن خودت را جمع و جور کنی تا با هم صحبت کنیم. گاهی اوقات او به شدت گریه می‌کند و می‌گوید مامان من نمی‌توانم خودم را آرام کنم. اما چند دقیقه که در اتاقش تنها می‌ماند آرام می‌شود و بهتر رفتار می‌کند».

احترام متقابل را فراموش نکنید

مهم است به فرزندتان یادآوری کنید که شما هم یک انسان هستید. برای مثال مادری می‌گوید: «من به دخترم گفته‌ام که وقتی او سرم داد می‌زند من اذیت می‌شوم». به علاوه به خاطر داشته باشید که احترام یک جاده دوطرفه است.

ارتباط رودررو داشته باشید

با فرزندتان خلوت‌هایی دو نفره داشته باشید مثلاً با هم به رستوران یا پارک بروید و با هم صحبت کنید. هرگز او را مجبور به حرف زدن نکنید بلکه اجازه بدهید که او گفتگو را هدایت کند حتی اگر می‌خواهد درباره چیزهایی که به نظر شما مهم یا جالب نیستند صحبت کند. این گفتگو حتی اگر پایان مشخصی هم نداشته باشد اما به شما کمک می‌کند تا گوش کردن به او را تمرین کنید.

خانه را گرم‌تر کنید

هر قدر هم که او بخواهد مستقل از شما و همسرتان رفتار کند، اما هنوز هم فرزندی است که به پناه امن «خانه و خانواده» نیاز دارد. پس خانه را پناه امن او کنید. برای مثا ل مادری وقتی احساس کرد که فعالیت-های فوق برنامه‌اش باعث شده است که فرزندانش از خانواده دور شوند، سه شنبه شب‌ها را به عنوان «شب خانواده» تعیین کرد که در آن همه خانواده بدون هیچ عامل مزاحمی دور هم جمع می‌شوند، با هم غذا را آماده می‌کنند، صحبت می‌کنند و بازی می‌کنند. این کار باعث شد آنها به یاد بیاورند که بخشی از خانواده‌ای هستند که آنها را همان‌طور که هستند پذیرفته است.

چطور از کودکم در برابر پدوفیل‌ها (بچه بازی) محافظت کنم؟ 

چطور از کودکم در برابر پدوفیل‌ها (بچه بازی) محافظت کنم؟ 

چطور از کودکم در برابر پدوفیل‌ها (بچه بازی) محافظت کنم؟ 

 

تقریبا یک سال پیش بود که فاجعه آتنا، قلب جامعه را به درد آورد و نگاه‌ها متوجه خطر پدوفیل‌ها برای بچه‌ها شد. در آن زمان، مطلبی در این مورد منتشر کردیم. متاسفانه، خبرهای اخیر، به خصوص از تعرض به دانش آموزان در مدرسه، دوباره ضرورت پرداختن به این موضوع را یادآوری می‌کند و دوباره، از این موضوع صحبت می‌کنیم، شاید بتوان قدری از خطری که بچه‌هایمان را تهدید می‌کند، کم کنیم

 بدانیم که خطر بیخ گوشمان است و هر چه در مورد آموزش مراقبت جنسی و اعضای خصوصی به کودکان حرفی نزنیم، نه تنها از او مراقبت نکرده‌ایم که او را بیشتر در معرض خطر قرار داده‌ایم.

برای مطالعه بیشتر، چگونگی آموزش اصول مراقبت جنسی به کودکان را نیز بخوانید. 

خوب است بدانیم که گرایش جنسی به کودکان یک بیماری است که علایم آشکار بیرونی ندارد. یک فرد پدوفیل (به اصطلاح عامیانه بچه باز)، شاخ ندارد، یا روی صورتش یک علامت بزرگ ندارد. پدوفیل‌ها می‌توانند فروشنده مهربان مغازه پدرمان باشند که عاشق نوه‌های صاحب مغازه است، می‌توانند دایی و عموی مهربانی باشند که داوطلبانه بچه‌ها را می‌برد تا بخوابند، می‌توانند برادر یا حتی پدری باشند که زیاد در خانه با کودک تنها می‌مانند. خیلی ترسناک است که فکر کنیم برادر خودمان ممکن است چه بلایی سر فرزندمان بیاورد، آنقدر ترسناک که دوست نداریم باور کنیم، اما آمار‌ها نشان می‌دهد اغلب کودکان قربانی آشنایان و اقوام بسیار نزدیکی بوده‌اند که والدین به آن‌ها بسیار اعتماد داشته‌اند و کودک هم یا نمی‌داند چه بلایی سرش آمده، یا می‌ترسد حرفش را باور نکنند، یا نگران است با خودش دعوا کنند و یا احساس گناه می‌کند که روابط خانوادگی صمیمی را به هم بزند. 

پدوفیلیا چیست؟

در قدم اول، پدوفیلی را بشناسید و بدانید می‌تواند در بین زنان هم دیده شود. همچنین به آن به چشم یک بیماری مانند بیماری قلبی نگاه کنید که ممکن است در هر فردی پدیدار شود. به عنوان پدر و مادر، همیشه احتمال آن را در ذهن داشته باشید. 
پدوفیلی یک اختلال روانی است که مشخصه آن فانتزی یا عمل واقعی درگیر شدن در فعالیت جنسی با کودکان است. به طور کل، افراد پدوفیل فعالیت جنسی با کودکان را یا ترجیح می‌دهند و یا به طور خاص از فعالیت جنسی با کودکان از‌ جنسیت خودشان یا جنسیت دیگر به هیجان جنسی و لذت می‌رسند. 

رفتارهای جنسی که یک فرد پدوفیل ممکن است بدان‌ها دست بزند، طیف وسیعی دارد ولی آن‌ها معمولا از استفاده از زور اجتناب می‌کنند تا بتوانند فعالیت‌های خود را ادامه بدهند زیرا اگر مانعی سر راه آن‌ها به وجود بیاید با خشونت و حتی در مواردی برای ساکت نگه داشتن، قتل کودک پایان خواهد یافت. برخی از پدوفیل‌ها رفتارهای خود را به عریانی یا نمایش اندام جنسی خود به کوکان و یا استمنا در مقابل کودک محدود می‌کنند، و یا در مواردی تنها نوازش کردن یا لخت کردن کودک بدون تماس جنسی با او را انتخاب می‌کنند، در حالی که برخی دیگر کودک را به شرکت در رابطه جنسی و مقاربت تناسلی وادار می‌کنند‌. 

ممکن است همه جا باشند

اغلب افراد فکر می‌کنند کسی که به کودکان کشش جنسی دارد، ضرورتا از بین مردان است، در حالی که اگر چه اکثریت بزرگی از آن‌ها مرد هستند، اما زنان هم در مواردی می‌توانند کودک را وادار به ارتباط جنسی کنند و آسیبی که به روان کودک وارد می‌آید، به‌‌ همان میزان خواهد بود. به عبارت ساده‌تر، اگرچه ما اغلب خیال می‌کنیم کودکان در کنار زنان قطعا در امان خواهند بود، اما چنین نیست. فرد پدوفیل می‌تواند پیر یا جوان، مرد یا زن باشد. 
خبر بد اینکه، برخی از افراد پدوفیل، در حرفه‌ای فعالیت دارند که در آن آموزش و یا حفظ سلامت و رفاه کودکان و افراد جوان را به عهده دارند، مثلا در بین مربیان، معلم‌ها، پرستاران کودک یا هر شغلی که به واسطه آن بتوانند راحت‌تر به بچه‌ها دسترسی داشته باشند. آن‌ها متاسفانه اغلب مهارت‌های بین فردی خوبی با بچه‌ها دارند و به راحتی می‌توانند اعتماد کودکان را به دست آورند. 


*نمونه‌های درددل‌های واقعی قربانیان. برگرفته از کانال دکتر شیری (روانشناس)

 

بیشتر وقتها در بین نزدیکان است

در موارد بسیار دیگر، پدوفیل‌ها با کودکان قربانی خود، رابطه فامیلی و یا حتا ژنتیک دارند. در برخی موارد، پدوفیل‌هایی که کودکان خانواده خود برای آن‌ها جذاب هستند ممکن است کمک خود را به بستگان به عنوان پرستار کودک ارایه دهند. یعنی درست وقتی والدین احساس آسودگی می‌کنند از اینکه خویشاوند مهربان و خوش رفتارشان با کمال علاقه فرزندشان را برای گردش بیرون برده یا قبول زحمت کرده و وقتی آن‌ها مهمانی هستند از فرزندشان درخانه نگهداری می‌کند، فرزند بیچاره مورد تعرض قرار می‌گیرد، تعرضی که اغلب جرات بیان آن را ندارد. 
حتی برخی خیال می‌کنند کسی که خودش بچه داشته باشد، پدوفیل نخواهد بود، مگر می‌شود یک پدر یا غیرقابل باور‌تر از آن یک مادر، به بچه دیگری آسیب بزند؟ بله. می‌شود. این افراد ممکن است به فرزند خود هم آسیب بزنند، چه برسد به فرزندان دیگری. 

چند نکته را حتما در ذهن داشته باشید: 

۱. خشم و نفرت از افراد پدوفیل، دردی را دوا نخواهد کرد. کسی که فکر کند بیماریش چنین منفور است، به دنبال درمان و کمک نخواهد رفت و در خفا، تمایلات کنترل ناشدنی خود را پیگیری خواهد کرد. 
۲. اگرچه نه همه، اما بسیاری از بیماران پدوفیل، خود در کودکی مورد بدرفتاری و سواستفاده جنسی بوده‌اند، بنابرین در مواردی با قربانیانی سروکار داریم که به موقع به داد آن‌ها رسیده نشده و کشتن، اعدام، یا هر بلای دیگری از این قبیل، برخلاف باور بسیاری، درس عبرتی نخواهد شد. فرد پدوفیل، بیمار است و نمی‌تواند هشیارانه رفتار خود را به موقع کنترل کند. در آن لحظه به عواقبی چون اعدام فکر نخواهد کرد و ناگهانی و هیجانی ممکن است درگیر اتفاقی شود که برای آن برنامه‌ریزی نکرده بوده است. 
۳. بهترین راه برای مقابله با این پدیده، در امان نگه داشتن بچه‌ها است. هرگز، هرگز، کودک خود را با افراد بزرگسال دیگر به طوری تنها نگذارید که نتوانید به او سر بزنید یا از حالش باخبر شوید یا با او حرف بزنید. 
۴. رابطه خود را آنقدر با فرزندتان امن و خوب و صمیمی نگه دارید که در این موارد حتما با شما صحبت کند. 
۵. اگر فرزندتان اشاره‌ای به چنین موضوعی کرد او را دعوت به سکوت نکنید. حرف‌هایش را بشنوید و بنا را بر این بگذارید که راست می‌گوید. 
۶. آموزش حریم خصوصی، اعضای خصوصی بدن و مراقبت جنسی به کودک را به موقع شروع کنید. قرار نیست به او آموزش جنسی یا عشقبازی بدهید یا از لذت رابطه جنسی با او صحبت کنید. قرار است به او بیاموزید که چطور از خودش محافظت کند. 
۷. هر تغییر رفتار در کودک، مثل کم شدن اشتها، اضطراب، بی‌علاقگی به فعالیت‌هایی که قبلا دوست داشت، کابوس، بیقراری، کم‌خوابی و مانند آن را جدی بگیرید.