نکات تغذیه کودکان بعد از 6 ماهگی

نکات تغذیه کودکان بعد از 6 ماهگی

نکات تغذیه کودکان بعد از 6 ماهگی

 دانستن نکات لازم برای حفظ سلامتی و تغذیه سالم کودکان از ابعاد مختلف برای مادران جوان، آنان را به طور موثر در زمینه پرورش جسمی و روحی کودکشان یاری می دهد.یکی از این موارد چگونگی شروع تغذیه تکمیلی برای نوزادان پس از 6 ماهگی است. طبق توصیه پزشکان شیر مادر برای تغذیه نوزاد تا پایان 6 ماهگی کافی است اما پس از آن باید تغذیه تکمیلی کودک شروع شود و توجه به میزان و کیفیت موادی که بعد از 6 ماهگی به کودک داده می شود می تواند بخش عمده ای از سلامت او را در آینده پایه گذاری کند.بعد از پایان 6 ماهگی، نیازهای تغذیه ای کودک با شیر مادر تامین نمی شود و باید به کودک غذای کمکی داده شود. غلاتی مانند برنج، برای شروع تغذیه تکمیلی مناسب است. فرنی بهترین غذا برای شروع غذای کمکی است و می توان مصرف آن را از یک بار در روز و به اندازه 1 تا 3 قاشق مرباخوری شروع و در هفته دوم شیربرنج و حریره بادام نیز، به آن اضافه شود.از هفته سوم مصرف انواع سبزی ها مثل سیب زمینی، هویج، گشنیز، جعفری، کدو و… برای کودک شروع می شود و می توان این سبزی ها را تک تک و به مرور به سوپ کودک اضافه کرد.اضافه کردن گوشت به سوپ کودک باید از هفته چهارم شروع شود.سوپ باید بعد از پختن، له و به کودک داده شود.

پوره سیب زمینی و هویج به صورت پخته و نرم شده همراه با کمی روغن یا کره، غذایی مناسب برای نوزاد شیرخوار است. در ماه هشتم زندگی، زرده تخم مرغ که آب پز شده است را می توان به اندازه یک قاشق چای خوری که در آب یا شیر له شده است به کودک داد و به تدریج بر مقدار آن افزود تا درعرض یک هفته به یک زرده کامل تخم مرغ برسد و سپس هر روز، نصف زرده تخم مرغ به کودک داده شود. دادن تکه های نان و بیسکویت و همچنین ماست باید از ماه هشتم برای کودک شروع شود.

اضافه کردن تدریجی غذاهای سفت تر، باعث تکامل جویدن در شیرخوار می شود. سن شروع استفاده از حبوبات 9 ماهگی است. عدس، ماش، لوبیا، جوانه حبوبات که پوست آن ها کنده و خیسانده شده است را باید به طور کامل پخت و به صورت نرم شده به کودک داد.آخرین ماده غذایی که به کودک داده می شود آب میوه است که در ابتدا باید رقیق باشد و از یک قاشق مرباخوری شروع شود و بین اضافه کردن هر نوع آب میوه، باید یک هفته فاصله باشد تا اگر بدن کودک با میوه خاصی ناسازگاری دارد، شناسایی شود.

توجه داشته باشید که هیچ گاه نباید برای کودکان زیر یک سال از اسفناج، عسل، سفیده تخم مرغ، شیرگاو، آلبالو، گیلاس و توت فرنگی استفاده شود.
از افزودن نمک، شکر و ادویه به غذای کودک باید به صورت جدی خودداری شود.غلاتی که شیرخوار قدرت جویدن آن ها را دارد مثل برنج به صورت کته های مختلف مخلوط با سبزی ها، حبوبات و گوشت های نرم غذاهای مناسبی هستند.
نکته مهم: در سال اول زندگی ابتدا کودک باید با شیر مادرتغذیه شود و سپس غذای کمکی در 5 وعده روزانه به او داده شود. در سال دوم زندگی ابتدا غذای کمکی 5 وعده در روز و بعد شیر مادر داده می شود.
سن شروع استفاده از غذای خانوار پایان 12 ماهگی است.هم زمان با شروع غذای کمکی به کودک، آب سالم و بهداشتی نیز داده می شود.

در فصول گرم تر و مناطق گرمسیر و همچنین در هنگام بیماری، میزان نیاز بدن به آب بیشتر می شود و باید آب بیشتری به کودک داده شود.اگر از همان ابتدا برای تغذیه کودک از مواد غذایی بی ارزش مثل پفک، چیپس، نوشابه های گازدار، پاستیل و… استفاده نکنیم کودک در آینده تمایل کمتری به مصرف این مواد غذایی از خود نشان می دهد و به این ترتیب ما می توانیم با تاثیرگذاری بر علایق کودک یک الگوی سالم غذایی را برای او پایه گذاری کنیم.

اگر کودکتان مبتلا به “لکنت زبان” است این توصیه‌ها را به یاد داشته باشید

اگر کودکتان مبتلا به "لکنت زبان" است این توصیه‌ها را به یاد داشته باشید

 سمیرا سعادت، آسیب شناس گفتار و زبان در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان بیا نی نی گفت: لکنت زبان بر اثر مجموعه‌ای از علل مختلف به وجود می‌آید که از جمله آسیب‌های نفوذی، زمینه‌های ژنتیکی، عوامل بیولوژیک، روان‌شناختی و محیطی است که این عوامل زمینه را برای ابتلا به ناروانی‌های گفتاری ایجاد می‌کند. 


وی به عوامل ژنتیکی در این عارضه پرداخت و گفت: کودکانی که در خانواده‌هایی با سابقه اختلالات گفتاری متولد می‌شوند بیشتر احتمال دارد که دچار “نقص سیستم گویایی” شوند. 

سعادت، به عوامل بیولوژیک در این زمینه که می‌تواند تأثیرگذار در لکنت کودک باشد اشاره کرد و افزود: سلامت مغز در گفتار و کلام کودک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، بنابراین فشارها و آسیب‌های هنگام زایمان، آسیب‌های مغزی، نرسیدن اکسیژن به نوزاد هنگام تولد، بیماری‌های عفونی و …. می‌تواند منجر به بروز لکنت زبان در کودک شود. 

این گفتار درمان و آسیب‌شناس اظهار داشت: عوامل روانی همچون هیجانات، احساسات، تنش‌ها و ضربه‌های عاطفی می‌توانند تأثیرات منفی بر گویش و کلام کودک بگذارند. 

وی با اشاره به اینکه متأسفانه وجود برخی از واکنش‌های غلط والدین و اطرافیان باعث تشدید لکنت در کودک می‌شود عنوان کرد: در برخی موارد گاهی برخورد‌های نامناسب والدین، مربیان و اطرافیان مانع از سخن گفتن عادی کودک می‌شوند و او را به عجولانه صحبت کردن، قطع کردن نابجای کلام کودک وا می‌دارند. 

سعادت در پایان به روش‌های درمانی لکنت زبان اشاره و خاطر نشان کرد: زبان، نیاز به جلسات متعددی جهت ایجاد ارتباط مناسب و موثر با کودک و والدینش دارد بنابراین روش‌های روان‌کاوی، گروه ‌درمانی، خود درمانی، دارو درمانی، شناخت درمانی و… از جمله روش‌های این عارضه می‌باشد. 
 
منبع: بیا نی نی جوان

آموزش نظم و قوانین به کودکان

آموزش نظم و قوانین به کودکان

آموزش نظم و قوانین به کودکان

برای حفظ امنیت کودک و آرامش خودتان به عنوان والدین لازم است تا محدودیت هایی را برای کودک در نظر بگیرید اما قبل از آن بهتر است بدانید که کدام قوانین مهم تر هستند و چگونه می توانید کودک را به رعایت این قوانین تشویق کنید.

پس از 9 ماهگی کودک مفهوم “نه” را می فهمد اما قبل از 2 تا 3 سالگی نیاز او به تجربه کردن باعث می شود تا از این “نه” اطاعت نکند و بارها یک عمل را برای مشاهده ی تاثیرات آن تکرار کند.

واقعیت این است که نمی توان از کودکان کوچک تر انتظار داشت که به قوانین احترام بگذارند و آنها را اجرا کنند اما در عین حال نباید والدین را از وضع قوانین و محدودیت ها منع کنیم. کودک در هر سنی که باشد در مواردی لازم است تا به طور جدی قوانین را به او گوشزد کنیم، خصوصا در مواردی که کودک به خودش و یا یک موجود زنده دیگر آسیب می رساند و یا می خواهد وسیله ای را خراب کند. در موارد دیگر آنچه که مهم است میزان صبر و بردباری والدین و میزان زمانی است که می توانند به تربیت کودک  خود اختصاص دهند.

رفتارهای دیگری هم وجود دارند که می توانند باعث بروز مشکلاتی برای کودک شوند، به طور مثال کشف راه پله ها که می تواند بسیار خطر آفرین باشد و یا عادت پاره کردن و یا پرت کردن اشیا و یا راه انداختن سرو صدا زمانی که به خرید می روید، در همه ی این موارد لازم است که “نه” بگویید اما هیچ تضمینی وجود ندارد که به “نه” شما اهمیت داده شود.

اگر واقعا می خواهید که کودک به وسیله ای آسیب نرساند و یا کار خطرناکی انجام ندهد بهترین روش حذف هرگونه محرک وسوسه برانگیز است تا از شکل گیری رفتار جلوگیری کنید. سعی کنید تا اشیا شکستنی را پنهان کنید و یا از دسترس کودک خارج کنید مثلا می توانید آنها را داخل یک کمد و یا در ارتفاع قرار دهید و راه های دسترسی و ورود کودک را نیز به فضاهایی که ممکن است خطرساز باشد ببندید.

زمانی که تصمیم می گیرید به کودک “نه” بگویید اطمینان حاصل کنید تا تمام افرادی که در تربیت کودک نقش دارند نیز به این “نه” پایبند خواهند بود و همانند شما در برخورد با کودک از صبر کافی برخوردارند. برای گفتن “نه” از صدایی آرام و در عین حال محکم استفاده کنید و این تن صدا را هر بار که کودک رفتارش را تکرار می کند حفظ کنید. باید آرام و در عین حال جدی باشید و به جای استفاده از توضیحات طولانی از جملات کوتاه و سرراست مانند ” با غذا بازی نکن”  یا “روی میز نپر” استفاده کنید و حتما وقتی کودک به حرفتان گوش می کند او را تشویق کنید.

در مهمانی ها و یا محیط های خارج از خانه می توانید از روش  دادن جایگزین  استفاده کنید  تا از جنجال و گریه در حضور دیگران جلوگیری کنید. مثلا می توانید یک کیف پر از وسیله به کودک بدهید تا آن را خالی کند و یا مجلات قدیمی را در اختیارش بگذارید تا آنها را پاره کند

 بهتر است تا جایی که امکان دارد به کودک فرصت تجربه بدهید زیرا کودک درآینده تمایل کمتری به انجام آنچه که تجربه کرده است نشان خواهد داد.

افزایش اعتماد بنفس در کودکان

افزایش اعتماد بنفس در کودکان

افزایش اعتماد بنفس در کودکان

 کودکانی که نسبت به خودشان احساس خوبی دارند، به هنگام رویارویی با تضادها و اختلافات، بسیار راحت‌تر اوضاع را درک کرده و کنترل همه‌چیز را در دست می‌گیرند و در برابر فشارهای منفی، مقاومت نشان می‌دهند. کودکانی که اعتماد به نفس دارند، ظاهراً همیشه آماده لبخند زدن هستند و از زندگی لذت بیشتری می‌برند. آنها واقع‌بین هستند و دید مثبتی به زندگی دارند. در عوض، کودکانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، فوراً با تعارض‌ها و اختلافات دچار نگرانی و ناامیدی می‌شوند؛ نسبت به خودشان دیدگاه منفی داشته و اغلب در یافتن راه‌حلی برای مشکلات، عملکرد ضعیفی دارند. آنها در مورد خود افکار منفی دارند؛ مثلاً می‌گویند: «من خوب نیستم»، «من هیچ کاری را نمی‌توانم به خوبی انجام دهم.» معمولاً بی‌اراده، اثرپذیر و افسرده هستند و در مقابله با یک اتفاق جدید اولین پاسخ‌شان «من نمی‌توانم» است. اما شما به عنوان پدر و مادر می‌توانید مهم‌ترین نقش را در رشد اعتماد به نفس سالم کودک خود داشته باشید؛ در حالی که گاهی از این مساله غافل هستید. 

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس مجموعه‌ای از باورها و احساساتی است که هر فرد نسبت به خودش دارد؛ یعنی «فهم خود». مقوله اعتماد به نفس از نخستین سال‌های زندگی هر فرد شروع می‌شود. وقتی که یک کودک نوپا تازه شروع به راه رفتن می‌کند، بارها و بارها به زمین می‌خورد؛ ولی هرگز دست از تلاش برنمی‌دارد تا نهایتاً موفق به راه رفتن می‌شود و به همین ترتیب اولین دیدگاهش راجع به توانایی‌هایش شکل می‌گیرد. اعتماد به نفس را می‌توان ترکیبی از احساس توانایی و احساس دوست داشته شدن نیز تعریف کرد. کودکی که از دست یافتن به چیزی احساس شادی می‌کند، اگر احساس دوست داشته شدن نداشته باشد، اعتماد به نفس پایینی خواهد داشت و بالعکس کودکی که احساس دوست داشته‌ شدن دارد ولی در مورد توانایی‌هایش دچار شک و تردید است نیز اعتماد به نفس پایینی دارد. اعتماد به نفس وقتی پیش می‌آید که این دو مورد در تعادل باشند.

 
یک الگوی مثبت باشید

اگر شما با خودتان به‌تندی برخورد کنید، بدبین باشید، توانایی‌های خود را باور نداشته باشید و … کودک شما نیز در آینده آیینه خودتان خواهد شد. ابتدا اعتماد به نفس خود را پرورش دهید تا کودک‌تان یک الگوی خوب در این زمینه داشته باشد.

 
خودانگیز و خونگرم باشید

دوست داشتن و عشق شما اعتماد به نفس کودک‌تان را رشد می‌دهد. در آغوش کشیدن او و گفتن عباراتی مثل «من به تو افتخار می‌کنم»، تعریف و تمجیدهای درست و بجا بدون زیاده‌روی کردن، بر روح و جان کودک اثر گذاشته و موجب رشد باورها و اعتماد به نفس او خواهد شد.

 
به کودک خود کمک کنید تا تجربیات سازنده و مفید داشته باشد

فعالیت‌هایی که کودکان را به کار گروهی تشویق کرده و حس همکاری را در آنها پرورش می‌دهد، به رشد اعتماد به نفس آنها نیز کمک می‌کند. اگر فکر می‌کنید که اعتماد به نفس کودک‌تان بسیار کم است و در آینده برایش مشکل‌ساز می‌شود، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید. مشاوران خانواده روی این مساله کار و سعی می‌کنند با ریشه‌یابی تمام مواردی که احساس و باور منفی کودک را ایجاد کرده‌اند، نگرش او را نسبت به خود و دنیای پیرامونش تغییر داده و مثبت کنند.

 
ایجاد حس امنیت در محیط گرم خانوادگی

کودکانی که احساس امنیت نمی‌کنند، رفتارهای تندخویانه و بدی از خود نشان می‌دهند و اغلب اعتماد به نفس پایینی دارند. کودکی که همیشه شاهد نزاع و بی‌حرمتی‌های والدینش است، غمگین و افسرده و در مدرسه دچار مشکلات رفتاری می‌شود.

 
نشانه‌های اعتماد به نفس سالم و ناسالم

اعتماد به نفس در کودکان در حال رشد مرتباً در حال نوسان است؛ زیرا تحت تاثیر تجربیات و باورهای جدید آنها تغییر می‌کند. کودکانی که اعتماد به نفس‌شان کم است، تمایل به شرکت در کارهای گروهی و انجام کارهای جدید ندارند و در مورد خودشان همیشه منفی حرف می‌زنند: «من احمقم»، «من هیچ‌وقت چیزی یاد نمی‌گیرم» و «هیچ‌کس به من توجهی ندارد» آنها در ناکامی‌ها تحمل کمتری از خود نشان می‌دهند، سریع منصرف می‌شوند و همه چیز را به شخص دیگری واگذار می‌کنند. در مقابل، کودکانی که اعتماد به نفس سالم دارند، از تعامل با دیگران لذت می‌برند، در اجتماع راحت‌ترند، از فعالیت‌های گروهی لذت می‌برند، وقتی که تضادها اوج می‌گیرند، به راحتی راه‌حلی می‌یابند و بدون تحقیر و کوچک کردن خودشان و دیگران، ناخشنودی و شکایت و اعتراض خود را نشان می‌دهند. مثلاً به جای آنکه بگویند: «من احمقم و چیزی را نمی‌فهمم» می‌گویند: «من این قسمت را متوجه نشدم» آنها نقاط قوت و ضعف خود را می‌شناسند و خود را با تمام نقاط قوت و ضعف‌شان قبول دارند. این کودکان غالباً خوشبین هم هستند. اما پدر و مادرها در این زمینه چه نقشی دارند و چگونه می‌توانند اعتماد به نفس کودک‌شان را رشد دهند؟  کودکان به حرف‌ها و گفته‌های شما توجه بسیاری دارند

کودکان نسبت به الفاظ و کلماتی که پدر و مادرشان به کار می‌برند، بسیار حساسند. به خاطر داشته باشید که کودک‌تان را نه فقط در هنگام موفقیت، بلکه تلاش خوب او را نیز تشویق و تقدیر کنید؛ اما در این کار صادق باشید و هرگز با اغراق و مبالغه باورهای غلط به آنها ندهید.

 
باورهای نادرست کودک خود را شناسایی کنید

بسیار مهم است که باورهای بی‌معنی و غیرمنطقی کودک‌تان را در مورد خودش شناسایی کنید. حتی اگر این باورهای غیرعقلانی راجع به کامل بودن، جذابیت و توانایی‌های او نیز باشد. به کودک خود کمک کنید تا در این زمینه به استانداردهای درستی برسد و در ارزیابی خود واقع‌بین باشد. درک و احساس نادرست از خود می‌تواند کم‌کم در باورهای کودک ریشه بدواند و مثل حقیقت برایش جلوه کند. مثلاً کودکی که در مدرسه شاگرد بسیار خوبی است ولی در ریاضیات ضعیف است، می‌گوید: «من ریاضیات را نمی‌فهمم و شاگرد بدی هستم» این دیدگاه و طرز فکر نه تنها اشتباه است، بلکه باور غلطی است که در آینده زمینه شکست‌ها و ناکامی‌ها را برای کودک فراهم می‌آورد. بنابراین باید کودکان را تشویق کنیم تا واقع‌بین باشند.

 

نحوه شروع و چگونگی غذای کمکی در نوزادان

نحوه شروع و چگونگی غذای کمکی در نوزادان

نحوه شروع و چگونگی غذای کمکی در نوزادان

آیا می دانید از چه زمانی باید کمک غذایی را برای نوزادتان آغاز کنید؟ در ابتدا با چه مواد غذایی باید شروع کرد؟

تغذیه کمکی در پایان 6 ماهگی (180 روزگی) شروع می شود، همزمان با شروع غذای کمکی تغذیه با شیر مادر باید همچنان مکرر و بر حسب میل و تقاضای شیرخوار ادامه داشته و حتی دفعات تغذیه با شیر مادر افزایش می یابد. همچنین در این زمان باید بر اساس نیاز کودک به او آب جوشیده سرد شده داد.

نحوه تغذیه تکمیلی در هفته اول ماه هفتم:

شروع غذای کمکی با فزنی آرد برنج است که روز اول از یک قاشق مرباخوری یک بار در روز (مثلا” ظهر) شروع شده و کم کم به مقدار و دفعات آن متناسب با اشتهای کودک اضافه می شود تا نهایتا” در پایان یک هفته مقدار آن به حدود 12 قاشق مرباخوری برسد. بخاطر بسپارید همچنان شیر مادر غذای اصلی شیرخوار شما است.

نحوه تغذیه تکمیلی در هفته دوم ماه هفتم:
در این هفته می توان حریره بادام را به رژیم غذایی کودک اضافه نمود. شروع آن نیز مانند فرنی از یک قاشق مرباخوری یک بار در روز است تا روز ششم و هفتم به 12 قاشق مرباخوری در روز برسد. فراموش نشود که در این هفته بتدریج که مقدار و دفعات تغذیه با حریره بادام افزایش می یابد مقدار و دفعات تغذیه با فرنی کم می شود بنابراین در هر وعده و یا در تمام دفعات می توان حریره بادام را جایگزین فرنی نمود، یا یک وعده فرنی و وعده بعد حریره بادام به شیرخوار داد.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته آخر ماه هفتم:

ضمن ادامه تغذیه با شیر مادر در این دو هفته شیرخوار با غذای جدیدی آشنا شده و سوپ به رژیم غذایی او اضافه می شود. بــــدین ترتیب که روز اول، صبح و عصر وشب از فرنی یا حریره بادام استفاده می کند و ظهر علاوه بر فرنی یا حریره بادام، یک قاشق مرباخوری سوپ هم می خورد. به این ترتیب، هر روز بر مقدار سوپ افزوده شده و از مقدار حریره بادام یا فرنی کم می شود تا بر حسب اشتهای کودک مقدار سوپ به 3 تا 6 قاشق مرباخوری در هر وعده برسد.

چند نکته مهم در تهیه سوپ برای کودک:

1-در ابتدای شروع سوپ برای کودک آن را از گوشت بدون چربی (گوشت گوسفند، مرغ یا گوساله) به اندازه یک تکه خورشی، برنج و هویج تهیه کنید.

2-هر سه روز یک بار یک نوع سبزی به سوپ اضافه کنید مانند جعفری، گشنیز، لوبیا سبز، کدو سبز، کرفس، گوجه فرنگی، کدو حلوایی.

3-به سوپ کودک نباید نمک، شکر یا چاشنی اضافه کرد.

4-بهتر است کدو، کرفس، لوبیا سبز را اول پخته و بعد به سوپ کودک اضافه نمود.
 
5-
سبزی ها باید در آخــــرین لحظات پخت سوپ اضافه شود. در ظرف نیز باید بسته باشد تا ویتامین های آن از بین نرود.

6-استفاده از اسفناج تا پایان یکسالگی مجاز نبوده و نباید به سوپ شیرخوار اضافه شود.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته اول ماه هشتم:
در این دو هفته ضمن دادن سوپ، فرنی یا حریره بادام، زرده تخم مرغ هم به رژیم غذایی شیرخوار اضافه می شود. بنابراین در این سن باید به کودک 5 وعده غذا داده شود. بدین ترتیب که صبح زرده تخم مرغ، ساعت 10 صبح (بین صبحانه و ناهار) فرنی یا حریره بادام، ظهر سوپ، عصر مجددا” فرنی یا حریره بادام و در شب دوباره سوپ به کودک داده می شود. در این زمان می توانید کم کم از سبزیهای نشاسته ای مثل سیب زمینی، کدو حلوایی و نخود فرنگی (نخود سبز) به فاصله هر 3 روز به سوپ اضافه کنید. ضمنا” غلظت سوپ باید مانند حلیم باشد.

 برای اضافه کردن سیب زمینی به سوپ ابتدا آن را بشویید و با پوست بپزید. سپس پوست آن را جدا کرده و سیب زمینی پخته شده را به سوپ کودک اضافه کنید دقت کنید اگر بعد از پوست کندن سیب زمینی، بخشی از آن سبز رنگ بود باید آنرا جدا کرده و دور بریزید.

در این زمان همراه با سوپ می توانید به کودک ماست بدهید. بهتر است ماست با سوپ مخلوط نشود تا کودک با طعم ماست آشنا شود. ولی اگر کودک مخلوط ماست با سوپ را دوست دارد این کار بلامانع است.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته دوم ماه هشتم:

برای تنوع بخشیدن به غذای کودک باید هر چند روز یک بار مواد تشکیل دهنده سوپ را تغییر داد. هر سه روز یکبار می توان جو، بلغور گندم، رشته فرنگی را که قبلا” پخته و نرم شده است به اندازه یک قاشق مرباخوری به سوپ اضافه کرد. بعد از اضافه کردن جو، گندم و ………… بهتر است به اندازه یک قاشق مرباخوری کره یا روغن مایع به سوپ اضافه نمود. افزودن کره یا روغن مایع به غذای شیرخوار به ویژه شیرخوارانی که رشد کافی ندارند به رشد آنان کمک می کند.

نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته اول ماه نهم:

از 9 ماهگی می توان حبوبات را نیز به سوپ کودک اضافه کرد. معمولا” از عدس و ماش که هضم آسانتری دارند شروع کنید. در صورت امکان می توان از جوانه عدس یا ماش در تهیه سوپ استفاده کرد. در مورد سایر حبوبات مثل لوبیا چیتی، لوبیا قرمز و ….. بهتر است قبلا” آنها را خیس کرده و پوستشان را جدا نموده و بعد از پختن به سوپ کودک اضافه کرد. اگر از آرد حبوبات استفاده می شود یک قاشق مرباخوری سر صاف کافی است.

 نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته دوم ماه نهم:
در این سن با استفاده از میوه های فصل آب میوه تازه تهیه کنید و به کودک بدهید. ابتدا از یک قاشق مرباخوری در روز همراه با یک قاشق مرباخوری آب جوشیده سرد شده شروع کنید تا کم کم به 6 قاشق مرباخوری آب میوه خالص برسد. آب میوه را می توان بعد از فرنی یا حریره ساعت 10 صبح داد.
نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته اول ماه دهم:
از ماه دهم می توان به جای آب میوه، خود میوه را به کودک داد. برای این کار باید از یک قاشق مرباخوری میوه های فصل (هلو، سیب، موز، گلابی، ……..) شروع نمود ومقدار آن را به سه قاشق مرباخوری رساند.
 
میوه مورد نظر باید کاملا” رسیده و شسته شده باشد و بعد از جدا کردن پوست و هسته آن، میوه را با پشت قاشق کاملا” نرم کرده و سپس به کودک بدهید. مقدار میوه را بتدریج زیاد کرده و به 5 تا 6 قاشق مرباخوری در روز برسانید. در این زمان کم کم بر حسب اشتهای کودک بر مقدار سوپ او به میزان حــداکثر 10-6 قاشق مرباخوری در ظهر و شب بیافزایید. همچنین کودک را با غذاهایی که خود می تواند به دهان ببرد مانند نان، بیسکوئیت ساده، ماکارونی پخته، تکه های سیب زمینی پخته، کوفته قلقلی و ……………. آشنا کنید.

بخاطر داشته باشید نیاز کودک به میوه در این سن کم است اگرچه دادن میوه و آبمیوه لازم است ولی بیش از حد دادن آن سبب پرشدن معده کودک می شود در نتیجه وعده های اصلی غذایی را که برای رشد وی لازم است نمی خورد و این سبب کندی رشد کودک می شود.

نحوه تغذیه تکمیلی در دو هفته دوم ماه دهم:

در این زمان علاوه بر تنوع بخشیدن بر سوپ کودک می توان از کته نرم که در آب گوشت یا آب مرغ پخته می شود همراه با خود گوشت استفاده کرد. همچنین از گوشت ماهی که تیغ های آن کاملا” گرفته شده باشد و همراه با کته نرم و سبزی پخته شده باشد می توان به کودک داد.

 نحوه تغذیه تکمیلی در ماه یازدهم ودوازدهم:
تنوع غذای کودک را رعایت کنید با توجه به اشتهای کودک بر مقدار غذای هر وعده او اضافه نمایید همچنان برای کودک غذای جداگانه تهیه کنید و از دادن غذای سفره خانواده به کودک بدلیل داشتن نمک و چاشنی اجتناب نمایید.
یک نکته مهم در تغذیه کودک زیر یکسال:

از پایان 6 ماهگی و همزمان با شروع غذای کمکی تا پایان 12 ماهگی غذای اصلی شیرخوار هنوز شیرمادر است لذا به تغذیه با شیر مادر بطور مکرر و بر حسب تقاضا و تمایل شیرخوار در تمام مدت شب و روز باید توجه شود. معده کوچک کودک را با غذاها پر نکنید. چه این امر سبب می شود که کودک برای مـــدت طولانی تر سیر بماند و در نتیجه کمتر پستان مادر را بمکد. در نتیجه هم شیر کمتر به او می رسد و هم حجم کلی شیری که مادر تولید می کند کاهش خواهد یافت.

 در تغذیه کودکان زیر یکسال همواره به این نکات توجه کنید:

1- همزمان با شروع تغذیه تکمیلی نیاز کودک به آب افزایش می یابد و این نیاز با خوردن شیر مادر به تنهایی تامین نمی شود و باید بر حسب نیاز و تمایل کودک آب جوشیده سرد شده به او داده شود.
2- دادن آب میوه به مقدار زیاد و یا شیرینی قبل از غذا، سبب کم شدن اشتها می شود و رشد کودک را به خطر می اندازد. بنابراین آب میوه و یا میوه رسیده و نرم را که با پشت قاشق له کرده اید، دوبار در روز بعد از غذای وسط روز و با حجم کم به کودک بدهید، ویتامین های مورد نیاز کودک به ویژه ویتامین C از راه شیر مادر تامین می شوند.
3- از اضافه کردن نمک، شکر و ادویه به غذای کودک زیر یکسال جدا” خودداری کنید. زیرا ذائقه کودک در این زمان شکل می گیرد. در صورتی که کودک زیر یکسال دچار ایست یا افت وزنی است و غذای کاملا” بی نمک خود را نمی خورد هنگام طبخ غذا از مقدار بسیار کمی نمک یددار استفاده کنید
 4- برای بهتر کردن طعم غذای کودک به سوپ او آب لیموی تازه یا آب نارنج تازه اضافه نمائید.
5-
همزمان با شروع تغذیه کمکی (از پایان ماه ششم زندگی) قطره آهن به میزان 10 تا 15 قطره بــرای کـــودک شـــروع کــنــید قطره آهن تا پایان 2 سالگی باید به کودک داده شود.
 6-
قطره مولتی ویتامین یا A+D را که از 15 روزگی برای کودک خود شروع کرده اید تا پایان یکسالگی ادامه دهید در صورت صلاحدید پزشک این قطره را نیز تا پایان 2 سالگی ادامه دهید.
به خاطر داشته باشید:

7- غذا خوردن کودک در سنین 12-6 ماهگی فقط به منظور تامین نیازهای غذایی او نیست بلکه برقراری یک ارتباط اجتماعی بین والدین و کودک است. کودک همیشه از این که چیز جدیدی را از فردی که دوستش دارد می گیرد، بسیار خوشحال می شود

8- غذای کمکی علاوه بر اینکه بخشی از انرژی مورد نیاز کودک را تامین می کند راهی برای آشنایی او با مزه و قوام غذاها و فراگیری و تکامل او برای استفاده از غذاهای سفره خانواده است.

آماده سازی کودکان برای رفتن به مدرسه و جدایی از والدین

آماده سازی کودکان برای رفتن به مدرسه و جدایی از والدین

آماده سازی کودکان برای رفتن به مدرسه و جدایی از والدین

 اعتماد به نفس کودک را تقویت کنید

برقراری ارتباط اجتماعی با سایر کودکان مهارتی است که باید گام به گام آموخته شود و بعضی از کودکان راحت تر از سایر کودکان نحوه برقراری ارتباط اجتماعی را پیدا می کنند. اگر والدین بتواندد قبل از ورود کودک به دبستان یا پیش دبستان کودک را با نظریه اشتراک گذاری و رعایت حقوق دیگران آشنا کندد، او تمام تجربیات لازم را کسب کرده و احساس دلهره را در او از بین می رود. روز اول از کودک توقع زیادی نداشته باشید. بچه ها معمولاً تا سن 3 سالگی ترجیح می دهند به جای بازی با یکدیگر، در کنار هم بازی کنند. در این زمان والدین باید کاملا در کنار آنها بوده و از نزاع و مشاجره آنها بر سر اسباب بازی جلوگیری کنند. پیشنهاد می شود با مادرانی که کودکی هم سن کودک شما دارد ارتباط برقرار کرده و  یک گروه تشکیل دهید. این شیوه ی خوبی است تا نحوه برقراری روابط اجتماعی را به فرزند خود معرفی کنید.


ساعتی دور از والدین

چنانچه شما قبلا  کودک را با شخص دیگری مثل دوستان، اقوام  یا پدربزرگ و مادربزرگ تنها گذاشته باشید، دور ماندن او از والدین در مدرسه و پیش دبستان برایش راحت تر خواهد بود. سعی کنید تا برای مدت زمان کوتاهی از کودک دور بمانید. به طور مثال زمانی که به خرید می روید، سپس به تدریج  تا آنجائیکه احساس می کنید کودک تمام صبح یا بعد از ظهر بدون شما خوشحال است این مدت زمان را افزایش دهید. بیشتر کودکان دوست ندارند در روزهای اول با سرپرستان پیش دبستان یا دبستان تنها بمانند و این به آن علت است که با مربیان خود آشنائی ندارند اما به محض اینکه به منزل برمی گردند و درباره مربیان با شما صحبت می کنند، احساس غریبی و نا مانوس بودن با مربیان از بین می رود. 


از پیش دبستان دیدن کنید

زمانی که پیش دبستان مورد نظر را انتخاب می کنید، دفعه اول بدون آنکه فرزند خود را به همراه داشته باشید از مدرسه دیدن کنید. دفعه بعد، کودک را همراه با خود به مدرسه برده و عکس العمل او را نسبت به محیط  و سرپرستان و نحوه برقراری ارتباط با آنها تحت نظر بگیرید. 

تا آنجائیکه احساس می کنید فرزند شما به آشنا شدن با محیط نیاز دارد بازدید از مدرسه را ادامه داده و او را به دفعات متعدد به آنجا ببرید. بعضی از پیش دبستانیها به شما این اجازه را می دهند تا برای مدت کوتاهی کودک شما بدون حضور شما در مدرسه بماند و در این مدت عکس العمل او را ارزیابی می کنند. زمانی که از مدرسه به منزل برگشتید، با او درباره مدرسه، فعالیتهایی که در آنجا انجام داده است و  کودکان دیگری که در آنجا بودند به شکل مثبت صحبت کنید. درباره تمام نکاتی که احساس می کنید کودک درباره آنها نگرانی دارد با او وارد مذاکره شوید.


بیاموزید خودشان غذا بخورند

اگر در مدرسه قرار است ساعتی را به غذا خوردن کودکان اختصاص دهند، تحقیق کنید که به چه شکل غذا برای او سرو می شود و برای خوردن غذا آیا از قاشق، چنگال یا چاقو استفاده میشود. در منزل با کودک خود با استفاده از یک چنگال و قاشق کوچک و چاقو تمرین کنید. اما انتظار نداشته باشید تا به خوبی از عهده آن بربیاید. مطمئنا مربیان در این کار او را راهنمایی می کنند. پیشنهاد می شود درباره غذاهایی که کودک شما نسبت به آنها حساسیت داشته و یا علاقه ای به خوردن آنها ندارد با مربیان پیش دبستان صحبت کنید. 

نکاتی که در اولین روز باید به آنها توجه شود

والدین در اولین روز  مهدکودک و پیش دبستان دچار استراس و احساس نگرانی می شوند. به هر حال تلاش کنید تا خود را خوشحال نشان دهید. کودکان به راحتی متوجه احساس دلهره شما می شوند و این احساس به آنها نیز منتقل می شود.

–  زمانی که کودک را به مدرسه می برید زمان برگشتن خود را برای او مشخص کنید. سعی نکید زمانی که می خواهید کودک را ترک کنید او را با جملاتی مانند اینکه ” مامان فقط میره با ماشین یک دور و بزنه ” گول بزنید.

به فرزند خود تاکید کنید که بعد از ساعت نهار یا بعد از ساعت خوراکی خوردن و یا هر زمانیکه مدرسه تمام می شود برمی گردید.

شماره های قابل دسترس خود را در اختیار مربیان قرار دهید تا در مواقع ضروری یا بروز یک مشکل با شما به راحتی تماس بگیرند.

چنانچه کودک شما گریه می کند و اجازه نمی دهد شما او را ترک کنید، از مربیان کمک بخواهید. در بیشتر موارد، در روزهای اول مربیان از شما می خواهند تا برای مدت زمان کوتاهی در مهد یا مدرسه در کنار فرزند خود بمانید. 

زمانی که از فرزند خود خداحافظی می کنید، سعی کنید تا نگرانی خود را بروز ندهید. اگر احساس نگرانی می کنید و یا اینکه مشکلی دارید با مربیان تماس بگیرید. اما بهتر است بگوییم بیشتر کودکان از هیجان این تجربه جدید لذت می برند. 

بعضی از کودکان حتی پس از گذشت چند هفته از ماندن در مهدکودک یا دبستان احساس نگرانی می کنند. نگران نباشید و به خاطر این موضوع خود را سرزنش نکنید. به خاطر داشته باشید که کودکان منحصر به فرد هستند و  فرزند شما در نهایت به این مسئله عادت می کند. همچنین می توانید از راهنمایی هایی که در این زمینه شده است استفاده کنید. 

از مربی و سرپرست کودک بپرسید پس از آنکه فرزند خود را در مهد کودک یا مدرسه رها کردید چه اتفاقی افتاد، آیا او همچنان بیوقفه به گریه کردن خود در طول جلسه ادامه داده است یا اینکه فعالیتی در طول جلسه صورت گرفته است که باعث ناراحتی کودک شده است.

کودک را یکباره در مهدکودک یا دبستان ترک نکنید سعی کنید به تدریج زمان جلسات را افزایش دهید  در هفته اول اجازه دهید او فقط به مدت 30 دقیقه  در مهد یا پیش دبستان بماند. در هفته های بعدی این زمان را افزایش دهید تا جائیکه مطمئن شوید او قادر خواهد بود تمام مدت یک جلسه بدون شما در دبستان یا مهد بماند. 

سعی کنید در جلسه اول کنار فرزند خود باشید و زمانی که احساس می کنید او شیفته انجام فعالیت شده است کمی از او  دور شوید اما اتاق را به طور کامل ترک نکنید. 

از سایر کودکان گروه بخواهید تا فرزند شما را به بازی کردن با آنها تشویق کنند. در هنگام خداحافظی خیلی در مدرسه باقی نمانید تردید شما برای رفتن از مدرسه ممکن است شرایط را برای کودک سخت تر کند. 

از فرزند خود درباره فعالیتی که در مهد یا پیش دبستان انجام داده است صحبت کنید. چه زمان صبحانه خورده اند. بعد از صبحانه چه کاری انجام داده اند. بنابراین شما می توانید سطح انتظار خود از آنها را بعد از رفتن به مدرسه برای آنها مشخص کنید.

شب قبل از روز شروع مدرسه  از فرزند خود بخواهید چنانچه سوالی در این زمینه دارد از شما بپرسد 

سعی کنید با مربی یا معلم فرزند خود پیوسته در تماس باشید. این کار می تواند در موفقیت و رشد پرورش او موثر باشد. 

با خرید لوازم تحریر و لوازم مورد نیاز مهدکودک و دبستان اوقات خوشی را برای او فراهم کنید. اجازه دهید لوازم تحریر را به سلیقه خودش انتخاب کند.

مواد مغذی مورد نیاز کودکان 1 تا 6 سال

مواد مغذی مورد نیاز کودکان 1 تا 6 سال

مواد مغذی مورد نیاز کودکان 1 تا 6 سال

 در طول دومین سال زندگی سرعت رشد کودک کم می شود . وزن یک کودک در 2 سالگی تقریباً 4 برابر وزن هنگام تولد و در 4 سالگی قد کودک دو برابر قد زمان تولد است . الگوی رشد و میزان فعالیت به طور وسیعی در کودکان متفاوت است. ولی در کل اگر غذای کافی در دسترس کودک بوده وضعیت روانی محیط نیز مطلوب باشد؛ کودک فقط به اندازه نیاز غذا مصرف خواهد کرد.

ـ چربی ها :
کودکان باید از سنین پایین برای دریافت رژیم با چربی کمتر عادت کنند. چرا که بیماری های قلبی عروقی از سنین اولیه زندگی آغاز می شود . توافق بر این است که طی دو سال اول زندگی چربی و کلسترول در رژیم غذایی کودکان نباید محدود شود. ولی در کودکان بالای دو سال توصیه می شود که میزان چربی دریافتی به 30% انرژی دریافتی محدود گردد .

 

ـ کربوهیدرات ها :
بیش از نصف انرژی کسب شده توسط کودکان از کربوهیدرات هاست. در مقایسه با بزرگسالان در رژیم غذایی کودکان این سنین ،مواد قندی درصد بیشتری از انرژی دریافتی روزانه را فراهم می کند. بهتر است این مواد از قندهای طبیعی مثل میوه ها ، شیر و کربوهیدرات های پیچیده از قبیل غلات ، نان ها ، حبوبات و … باشد.

-فیبر رژیم غذایی :

غذاهایی که حاوی فیبر بالا هستند اصولا حجیم بوده و ممکن است بر روی انرژی دریافتی کودکان خردسال کم اشتها اثر بگذارند . لذا بهتر است این مواد در میان وعده مصرف شوند. بهتر است به دلیل تاثیرات مفید فیبر در پیشگیری از انواع بیماری ها کودکان از سنین پایین به مصرف مقدار کافی سبزیجات ، میوه ها و دانه های گیاهی تشویق شوند.

 

ـ پروتئین ها :
پروتئین های حیوانی دارای کیفیت بالاتر نسبت به پروتئین های گیاهی هستند . ولی خوشبختانه پروتئین های گیاهی کمبودهای یکسانی ندارند وبا مصرف روزانه غذاهای متنوع مثل غلات ، سبزی ها ، حبوبات ، آجیل ها و… یک غذای پروتئینی با ترکیب خوب به دست می آید . به عنوان مثال مصرف حبوبات و غلات به صورت توأم با همدیگر را کامل کرده و از این همراهی پروتئین با کیفیت بالا حاصل می شود(مثلاً عدس پلو). روش دیگر برای بهبود کیفیت پروتئین های گیاهی مصرف آن ها به همراه مقدار کمتری پروتئین حیوانی است. مثلا مصرف ماکارونی با پنیر یا لوبیا با گوشت کم و…؛ شیر نیز منبع پروتئینی قابل دسترس و خوبی است. به طوری که یک لیوان شیر حدود 8/5 گرم پروتئین و دولیوان شیر نصف پروتئین مورد نیاز کودک 6-4 ساله را تامین می کند. تخم مرغ نیز جزو پروتئین های با ارزش بسیار بالاست. حبوبات پروتئین زیادی داشته و می توانند جانشین گوشت شوند . به شرطی که همراه با غلات مصرف شوند.

 

عادات غذایی کودکان یک تا 6 سال :
در مقایسه با بزرگسالان تکرار مصرف غذا می تواند تنفر کودکان را از آن غذا کاهش و آن ها را از عدم پذیرش به سوی تمایل سوق دهد. چون رشد کودک در این دوران نسبتاً کند می شود اشتها نیز کاهش یافته و این مسئله باعث نگرانی والدین می شود. اغلب این بازه، دوره سختی برای والدین است؛ چون آن ها در مورد کافی بودن رژیم غذایی کودکان خود نگران بوده و از رفتار نامعقول کودک ناامید می شوند. جنجال بر سر غذا خوردن این کودکان بی فایده است و نمی توان کودکان را با زور وادار به خوردن غذا کرد. ولی خوشبختانه این دوران موقتی و گذرا است. اشتهای کودکان نیز دراین دوره غالباً غیر قابل پیش بینی است . ممکن است مصرف غذا در یک وعده همراه با اشتهای کافی باشد و در وعده بعدی اصلا غذایی توسط کودک مصرف نشود. عموماض وعده های بعد از ظهر بهتر مورد پذیرش است.

 

ویژگی های غذای کودکان 6-1 ساله :

باید بین غذاهای خشک و مرطوب تعادل برقرار شود. اگر به کودک تکه ای گوشت خشک داده می شود، می توان همراه آن از سیب زمینی آب پز استفاده کرد.
ترکیباتی از غذاهای با طعم تند مثل غذاهای با طعم اسیدی ، غذاهای پررنگ مثل گوجه فرنگی ، فلفل سبز و هویج در وعده های غذایی کودک داده شود.
خوردن سالادهای مخلوط سخت تر از خوردن قطعات سبزی های خام به صورت مجزا است.
غذاهای با قطعات کوچک که کودکان می توانند با وسایل غذاخوری آن ها را بردارند؛ بیشتر مورد توجه کودکان است.
بهتر است برای کودکان غذاهایی تهیه کرد که نرم بوده و جویدنش آسان باشد. ترد بوده و در دهان صداهای جالبی داشته باشد.
*
اصلی ترین علت عدم پذیرش گوشت طعم آن نیست ؛ بلکه بافت سفت آن است. گوشت به شکل کتلت یا کباب بهتر قبول می شود

 استفاده از سالاد برای بچه ها هیچ مانعی نداره . ولی در مورد کلم و خانواده کلم مسئله ای که هست آنکه ، این خانواده ترکیباتی دارند که اصطلاحاً گواتروژن هستند و مانع از جذب ید در بدن می شوند. بهتره هر روز بهش کلم ندید و حتما از نمکهای ید دار برای تهیه غذای کودکتون استفاده بکنید . سعی کنید نمک رو سر سفره به غذاش اضافه کنید؛ تا حرارت پخت ، ید را از بین نبره ، این طوری می توانید جبران ید جذب نشده را بکنید

 
 
شیرهای با ماندگاری طولانی به دلیل استریل شدن توسط حرارت و بسته بندی مناسب مطمئن از نظر عدم آلودگی میکروبی هستند و می توانید مطمئن باشید که نگهدارنده نیز ندارند. ولی برخی از ویتامین های این شیرها در اثر همین فرایند حرارتی از دست می رود. اگر غذای عمده فرزند شما شیر نیست این امر مشکلی ندارد و سایر غذاها ویتامین های مورد نیاز او را تامین خواهند کرد؛ ولی اگر فرزندتان بیشتر مواد مغذیش را از طریق شیر تامین می کند بهتر است از شیرهای پاستوریزه بدون جوشاندن استفاده کنید. البته اخیراً شیرهای استریل غنی شده با انواع ویتامین ها هم به بازار آمده که قابل توصیه است.
کاکائو و قهوه به دلیل داشتن کافئین ، تانن و اگزالات مانع از جذب کلسیم شیر می شود. شیرهای میوه ای بهتر از شیر کاکائو است. ولی اگر فرزندتان ابدا شیر ساده یا میوه ای نمی خورد چاره ای نیست و این آخرین راه شما برای خوراندن شیر به اوست.

نوع شیر توصیه شده برای کودکان را اگر بخواهیم طبقه بندی کنیم :

ـ شیرهای باماندگاری طولانی غنی شده 
ـ شیرهای یارانه ای پاستوریزه بدون جوشاندن 
ـ شیرهای با ماندگاری طولانی معمولی 
ـ شیر یارانه ای جوشیده شده
ـ شیرهای فله جوشیده شده
ـ شیر خام هم که اصلا توصیه نمی شود.

 

اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت فرزندان

اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت فرزندان

اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت فرزندان

انسان از بدو تولد و حتی قبل از آن مراحل مختلفی را پشت سر می‌گذارد و در هر مرحله با مشکلات و مصائب و مسلماً لذت‌هائی روبه‌رو می‌گردد.

مؤثرترین دوره در شکل‌گیری شخصیت انسان، سال‌های اولیه عمر اوست و بزرگ‌ترین معلمان او در این دوره والدین می‌باشند. پس بر ماست که خود را برای آماده ساختن کودکانمان تجهیز کنیم. تجهیز ساختن خود، جزء به یاری مطالعه و تجربه ممکن نخواهد شد و بهترین انگیزه برای این آمادگی، دانستن اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت کودکان است.

کودک مانند آئینه‌ای است که آنچه را به آن تابانده شود نشان خواهد داد. پس همان‌گونه که والدین افسرده ممکن است کودک افسرده تربیت کنند، والدین سلامت هم کودک سلامت تربیت خواهند کرد، ولی از آنجائی‌که اکثریت آدمیان کاستی‌هائی دارند، باید راه‌هائی را بیاموزیم که این کاستی‌ها را به فرزندانمان منتقل نکنیم. از جمله توصیه‌هائی که می‌توان در این زمینه ارائه داد عبارتند از:

مواظب باشیم مشکل خویش را به کودکان نسبت ندهیم.

در خانواده‌هائی که زوجین مشکل زناشوئی دارند، دیده می‌شود بچه را به‌عنوان فرد دارای مشکل معرفی می‌کنند. چرا که:

1) اولاً گفتن این‌که بچه مشکل دارد راحت‌تر است تا این‌که بگوئیم من مشکل دارم.

2) ثانیاً چون والدین خود را قوی‌تر از فرزندشان می‌بینند، در صورتی‌که وی دچار مشکل باشد می‌توانند به او کمک کنند و خود را در مسند قدرت ببینند، ولی اگر بپذیرند که خود دارای مسئله‌اند از دریافت کمک محروم خواهند شد.

3) ثالثاً کودک در برابر گفته‌های والدین هیچ دفاعی از خود نمی‌کند!

رعایت کردن حق همسر و احترام گذاشتن به او در حضور فرزندان

چرا که هر یک از والدین تعیین کننده نگرش کودک نسبت به والد دیگر هستند.

مشخص کردن مرزهای بین اعضاء خانواده و وظایف آنان.

در گذشته این نقش‌ها و وظایف تعریف شده بود. مثلاً پدر به‌عنوان نان‌آور خانواده، ولی امروزه به‌دلیل تغییر ساختار جوامع وظایف اعضاء خانواده باید دوباره تعریف شوند تا به‌ویژه از سردرگمی و تشویش کودکان در خانواده جلوگیری شود.

تعیین انتظارات والدین از فرزندان و معیارهای اخلاقیشان برای قضاوت.

مهم است که کودکان بدانند رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول از دید والدین کدامند و نکته دیگر این‌که باید موضع هر دو والد در قابل این رفتارها یکسان باشد یعنی هر دو یک رفتار را بد یا خوب بدانند.

اگر فرزندمان کار ناشایستی انجام داد به او برچسب پسر / دختر بد نزنیم بلکه بگوئیم این کار بد است زیرا، با تصور ”بچه بد بودن“ کودک هم حمایت را از دست می‌دهد و هم عزت نفسش را.

از بچه‌ها به‌عنوان سپر بلا استفاده نکنیم و خود را پشت آنان مخفی نکنیم تا به این وسیله به اهداف خود برسیم. گاه دیده می‌شود که یکی از والدین خواسته خود را به‌عنوان خواسته کودک مطرح می‌کند یا حرف خود را از طرف کودک می‌زند.

به‌جای فرزندمان تصمیم نگیریم.

به او نگوئیم این‌کار را انجام نده بلکه بگوئیم آن کار را انجام بده. به‌عنوان مثال نگوئیم غذا را با دست نخور، بگوئیم غذا را با قاشق بخور.

اعمال و حرکات او را مستقیماً کنترل نکنیم بلکه از دور مراقب او باشیم تا وی به توانائی‌های خود شک نکند.

حریم خصوصی او را محترم بشماریم. حتماً زمان وارد شدن به اتاق او اجازه بگیریم تا هم او یاد بگیرد که به حریم خصوصی دیگران باید احترام گذاشت و هم بداند که جای امنی دارد که هیچ‌کس بدون کسب اجازه از او نمی‌تواند به آن وارد شود.

موارد بالا نکات بسیار کوتاه ولی مهمی هستند که رعایت آنها در تربیت کودکان هر چه سلامت‌تر به ما کمک می‌کنند.

برای جلوگیری از بدزبانی کودکان خود چه کنیم؟

برای جلوگیری از بدزبانی کودکان خود چه کنیم؟

برای جلوگیری از بدزبانی کودکان خود چه کنیم؟

بدزبانی،‌ تنها از راه آموختن و مواجه شدن با کلمات نامناسب به وجود می آید، بنابراین باید موقعیت هایی را که طی آن ممکن است کودک این کلمات نامطلوب را بشنود، محدود کنید. یعنی مواظب برنامه های تلویزیونی که کودک می بیند، دوستانی که با آنها رفت و آمد دارید و طرز صحبت خود باشید تا بتوانید این کلمات را از مجموعه لغاتی که کودک به کار می برد حذف کنید. توصیه های زیر به شما کمک می کند در تربیت کودک خود تأثیرگذار وموفق تر باشید.

 

 

بدزبانی کودک را نادیده بگیرید:

اگربه طور اتفاقی،‌ کودکتان واژه ناشایستی را به کار برد، سعی کنید به بد زبانی او، بی توجهی نشان دهید. وانمود کنید که آن را هرگز نشنیده اید، بنابراین هرگونه تأثیر آن را بر خودتان از بین برده و بازی او را به یک بازی یک نفره تبدیل کنید، چیزی که اصلاً برای کودکان جالب نیست.

 

ازخوش زبانی کودک تعریف و تمجید کنید:

بگذارید کودک بداند چه نوع گفتاری را می پسندید. هر بار که بدزبانی نمی کند به این امر اشاره کنید. برای مثال بگویید «خوشم می آید وقتی سؤالی از تو می پرسم آرام جواب می دهی.» در عمل به او نشان دهید که کدام گفتار وی، بدزبانی شمرده می شود.

 

 خودتان هم بدزبانی نکنید:

از آن جا که می دانید بدزبانی شیوه ای است که کودک برای اعمال کنترل بر شما به کار می گیرد، پس خودتان بدزبانی نکنید. او ممکن است به دنبال راه هایی باشد تا عمداً شما را عصبانی کند و با بدزبانی، توجه شما را به خود جلب کند. پس از شرکت در این بازی خودداری کنید.

 

بدزبانی را به کودک آموزش ندهید :

پاسخ دادن به کودک در حالت عصبانیت، تنها به او می آموزد چگونه بدزبانی کند. هر چند دشوار است ولی وقتی با عصبانیت سر شما فریاد می کشد، شما متقابلاً این کار را انجام ندهید، بلکه سعی کنید با احترام گذاشتن به کودک، احترام گذاشتن به دیگران را به او آموزش دهید. نسبت به کودک خود مؤدب باشید، گویی که او میهمان است.

 

با کودک همان گونه حرف بزنید که مایلید با شما حرف بزند:

به کودک بیاموزید چگونه از بیانی که شما دوست دارید، استفاده کند. در بین صحبت ها از این کلمات استفاده کنید. «ممنونم، لطفاً، متأسفم و…» هم چنین به او بیاموزید تنها آن چه گفته می شود، بدزبانی محسوب نمی شود، بلکه گاهی لحن سخن گفتن هم ناخوشایند به نظر می رسد.

 

برای کودک توضیح دهید که بدزبانی یعنی چه :

لازم است فکر کنید آیا کودک بدزبانی می کند یا فقط شیوه بیانش این گونه است ؟ در این میان می توان مواردی از این دست را ذکر کرد : طعنه زدن، به کار بردن اسم کوچک برخی افراد، با فریاد پاسخ گفتن و سرپیچی گستاخانه، بدزبانی تلقی می شود ولی حالات امتناع ساده مانند «نمی خواهم که» غرغر کردن و پرسش هایی مانند «آیا باید» تنها اظهار عقیده محسوب می شوند نه بدزبانی.

 

بر گفتار دوستان، رسانه ها و خودتان نظارت کنید:

توجه کنید که خودتان و اطرافیانتان چگونه صحبت می کنید. دقت کنید که کودکان، تا حد امکان کمتر سخن ناخوشایند، نیش دار و یا دو پهلو بشنوند و یاد بگیرند.

 

به دلیل بدزبانی، کودک را تنبیه نکنید:

تنبیه را برای موارد مهم و رفتارهای زیان باری بگذارید که برای خود کودک و دیگران آزار دهنده و خطرناک است. بدزبانی هم، در بدترین حالت، آزاردهنده است ولی هیچ تجربه ای در دست نیست که نشان دهد با تنبیه کردن به دلیل بی احترامی، کودک، مؤدب و محترم می شود. مجازات، تنها ترس را می آموزد و نه احترام را.

 

لقب دادن را آموزش ندهید :

گاه والدین، به راحتی همان القاب تمسخر آمیزی را که کودک به زبان می آورد به سرش فریاد می کشند، برای مثال : «کودن! نمی دانی که نباید به کسی لقب بد داد». این کار به کودک اجازه می دهد تا همان کلماتی را که شما استفاده می کنید، به کار ببرد. خشم خود را کنترل کرده و به او توضیح دهید که چه طور و چرا این قدر عصبانی شده اید.

 

به دلیل لقب دادن، کودک را تنبیه نکنید:

اگر کودک را به دلیل لقب دادن مجازات کنید، هرگاه از او دور باشید از این واژه ها استفاده می کند. اعمال مجازات شدید برای درمان بدزبانی به کودک می آموزد که چگونه کاری را پنهان انجام دهد.

 

از به کار بردن القاب طنز آمیز و خودمانی پرهیز کنید : 

از صدا کردن کودک خود با القایی که گاه به دلیل احساس صمیمی بودن از آن ها استفاده می کنید ولی نمی خواهید او برای صدا کردن دیگران از آن ها استفاده کند، اجتناب کنید. به عنوان مثال گفتن کلمه وروجک یا شیطون، می تواند به دلیل تقلید کودک از شما استفاده شود.

 اجازه ندهید به کودک، القاب بد بدهند:

راه های مطلوبی را به کودک پیشنهاد کنید تا زمانی که دیگران به او لقب می دهند، از طریق آن ها واکنش نشان دهد. برای مثال بگویید «وقتی دوستت با اسم بدی شما را صدا زد، به او بگو تا موقعی که اسم بدی شما را صدا زد، به او بگو تا موقعی که اسم خودم را صدا نکنی با تو بازی نمی کنم و جواب تو را نمی دهم

اسامی بد و خوب را برای کودک مشخص کنید:

به طور دقیق برای کودک توضیح دهید که از چه نام هایی نباید استفاده کند. تنها در این صورت می توانید از او انتظار داشته باشید که لقب های «مجاز» و «غیر مجاز» را بشناسد.


 

 

 

 

انضباط و همکاری برای کودک چه مفهومی دارد؟

انضباط و همکاری برای کودک چه مفهومی دارد؟

انضباط و همکاری برای کودک چه مفهومی دارد؟

با رشد شیرخوار و تبدیل شدن او به یک کودک نوپا بسیاری از والدین فکر کردن و صحبت کردن در زمینه آموزش انضباط را آغاز می کنند. تعجبی ندارد: کودک شما یاد می گیرد که خیلی کارها را انجام دهد و البته همه این کارها نیز از نظر شما مطلوب نیستند.

در محدوده اولین سالگرد تولد

کودک شما که اکنون قادر است کمی راه برود و اندکی صحبت کند مسلما مفهوم کلمه “نه” را می فهمد؛ همچنین قادر است که همکاری با بزرگترها را (حتی در برخی اوقات که واقعا تمایلی به این کار ندارد) آغاز کند. اما او نمی تواند با عصبانیت بزرگترها هنگامی که با آنها همکاری نمی کند کنار بیاید؛ زیرا قادر به درک علت عصبانیت آنها نیست (به نظر او دلیل خاصی برای این عصبانیت وجود ندارد: کار خداست؛ صاعقه است!).

کودک شما نمی تواند بفهمد که کاری که او کرده است یا اتفاقی که افتاده است (ریختن شیر روی پیراهن تمیز شما یا خالی کردن ساک دستی شما) آخرین اتفاق کوچک از سلسله اتفاقاتی بوده که منجر به عصبانیت شما شده است. حتی اگر او تنشها و مشکلات قبلی شما را هم درک کرده بود نمی توانست علت آن را بفهمد: ساعت کوک شده به موقع زنگ نزد، شما صبح دیر از خواب بیدار شدید، کودک را دیر از خواب بیدار کردید، رساندن او به مهدکودک دیر شد و نهایتا دیر سر کار خود رسیدید. او چیز زیادی در مورد احساسات یا کارهای شما نمی فهمد و نباید هم بفهمد. این موارد هنوز به بخشی از نگرانیهای او تبدیل نشده اند. اگر بداخلاقی کنید او ممکن است خنده و بیمزه بازی را شروع کرده و شما را عصبانی تر کند؛ اگر داد و بیداد راه بیندازید، او از جای خود می پرد و گریه و زاری راه می اندازد؛ اگر خونسردی خود را به حدی از دست بدهید که دست به تنبیه فیزیکی او بزنید (مثلا او را محکم تکان بدهید، یک سیلی نه چندان محکم به او بزنید یا او را در تختخوابش رها کنید) او مانند شما (هنگامی که سگی ناگهان به طرف شما پریده و پایتان را محکم گاز بگیرد) بهت زده شده و وحشت می کند. قبل از زمانی که کودک شما بتواند علت عصبانیت بزرگترها را درک کند، از تنبیه هیچ چیز مفیدی یاد نمی گیرد. از طرف دیگر هنگامی که توانست دلایل عصبانیت شما را بفهمد قادر خواهد بود که حتی بدون تنبیه شدن هم “یاد بگیرد“.

فرض کنید که کودک شما یک گلدان کریستال یا ظرف شیرینی خوری را از روی میز پذیرایی بکشد و بشکند. شما ممکن است عصبانیت خود را اینگونه توجیه کنید که بارها به او گفته اید به این چیزها دست نزند و او نباید این کار را می کرد و در هر حال باید بیشتر مراقب می بود. اما یک دقیقه فکر کنید! او به ظرف با ارزش شما دست زد چون آنجا بود: کنجکاوی (که یک بخش حیاتی از زندگی او است) به او دستور داده که گلدان را امتحان کند و حافظه و درک او نیز هنوز آنقدر رشد نکرده اند که بتوانند چیزهای ممنوع را به او یادآوری کنند. او گلدان را شکست چون مهارتهای حرکات دستی او هنوز به اندازه کافی برای نگه داشتن اشیا ظریف پیشرفت نکرده اند. پس آیا واقعا این اتفاق تقصیر او بود؟ اگر آن ظرف یا گلدان گران قیمت بود، پس چرا آن را در دسترس کودک رها کرده بودید؟ در این حالت اگر او را تنبیه کنید او را به خاطر آنچه هست تنبیه کرده اید: به خاطر بچه بودن!

حالا فرض کنید که کودک تمام غذای خود را از بشقاب بیرون ریخته و روی کف اتاق که شما به تازگی آن را شسته اید پخش کرده است. شما با ناراحتی می گویید: «او باید می دانست این کار را نکند». اما آیا واقعا او باید این را می دانست؟ چند دقیقه قبل از این شما به او کمک کردید تا آجرهای اسباب بازی خانه سازی اش را از کیسه درآورد و کف اتاق بریزد. آیا او باید همانقدر که شما تفاوت بین غذا و اسباب بازی را می فهمید، بفهمد؟ همانطور که در زمان تمیز کردن کف اتاق او دیده بود که شما آب و کف را روی زمین می ریختید. آیا انتظار دارید که او بفهمد که آب صابون کف اتاق را تمیز می کند اما آبگوشت آن را کثیف می کند؟ مجددا شما دارید صرفا به خاطر سن کم او و انجام دادن کارهایی که از کودکانی در سن او انتظار می رود با او بدخلقی می کنید.

دیگران هرچه می خواهند بگویند؛ اما مهربان بودن با کودکی در این سن، او را لوس بار نمی آورد و موجب بروز مشکلات رفتاری او در آینده نیز نمی شود. در واقع هر چقدر او را با آگاهی و فهم بهتر نسبت به شرایط سنی او، دوست داشته باشید و از ابراز عشق و علاقه او به خودتان لذت ببرید، بهتر است. اگر بتوانید میل سیری ناپذیر او را به بوسه ها و آغوش خودتان درک و ارضا کنید، او به دنبال راهی برای اذیت کردن شما نخواهد گشت. با این حال هنوز زمان زیادی باقی مانده است تا او بفهمد که چه چیز می تواند شما را واقعا خوشحال کند. شادی و لذت شما با شادی و لذتی که او در این سن درک می کند یکسان نیست: شما از ریختن آبگوشت کف اتاق خوشتان نمی آید!

از یکسال تا دو و نیم سالگی

در این ماهها تقویم رشد کودک به او می گوید که بهتر است دوران نوزادی را رها کرده و به سمت یک شخصیت مستقل حرکت کند. اگر به رفتار با او به عنوان یک نی نی کوچولو ادامه دهید او در هر مرحله جدید از این مسیر با شما درگیر خواهد شد و نهایتا هم پیروزی از آن اوست: او استقلال خودش را به دست می آورد چون مجبور است که این کار را بکند! اما در این حالت او بهای سنگینی برای پیروزی خود می پردازد؛ و آن هم از دست دادن عشق شما است.

با این حال هنوز هم گاه شمار رشد فرزند شما به مرحله “کودکی” نرسیده است؛ پس تلاشهای شما برای مدیریت و منضبط کردن برنامه های او (آنگونه که از یک کودک بزرگتر انتظار دارید) نیز بی ثمر خواهند ماند. شما در این دوره با عدم درک و فهم موقعیتها و شرایط از سوی کودک روبرو می شوید؛ اما رفتارهای کودک به گونه ای هستند که عدم درک او را به شکل مبارزه طلبی و لجبازی نمایش می دهند؛ هر بار که با او وارد دعوا شوید، نهایتا منجر به تخریب بخشی از رابطه عاطفی و عاشقانه بین شما و او می شود. پس در پی به دست آوردن کنترل بدون قید و شرط نباشید و وارد جدالهای عاطفی نشوید. کودک شما در صورتی “یک کودک خوب” است که با علاقه و داوطلبانه کارهایی را که شما از او انتظار دارید انجام دهد ؛ و انجام دادن کارهایی را که شما دوست ندارید دوست نداشته باشد. با کمی ذکاوت می توانید زندگی را (به طور کلی) و جزئیات آن را (به صورت خاص) به گونه ای برنامه ریزی و تنظیم کنید که در اکثر موارد شما و کودکتان هر دو به یک کار تمایل داشته باشید.

کودک شما آجرهای اسباب بازی خانه سازی اش را کف اتاق پخش می کند؛ و شما می خواهید که اتاق منظم و مرتب باشد. اگر از او بخواهید که آنها را جمع کند به احتمال زیاد از این کار امتناع خواهد کرد. در صورتی که به این کار اصرار کنید یک دعوا شروع می شود که شما در آن پیروز نخواهید شد. شما می توانید سر او فریاد بزنید، او را تنبیه کنید و بگویید که او مایه بدبختی و مصیبت شده است؛ اما هیچ کدام از این موارد موجب نخواهد شد که او آجرها را از روی زمین جمع کند. اما اگر بگویید: «شرط می بندم که نمی توانی قبل از اینکه من همه کتابها را جمع کنم همه آجرها را توی کیسه شان برگردانی» یک کار سخت و طاقت فرسا را به یک بازی و هیجان تبدیل کرده اید. اکنون او می خواهد همان کاری را انجام دهد که شما از او انتظار دارید. او آجرها را “به خاطر مامان” جمع نمی کند؛ همچنین “چون بچه خوبی است” هم این کار را نمی کند. او این کار را می کند چون شما شرایطی را پیش آوردید که او “می خواهد” این کار را بکند. و این بهترین شیوه ای است که شما می توانید در پیش بگیرید. بهتر است در ارتباط با کودک خود مشکلات احتمالی در زندگی روزمره را پیش بینی کرده و برای عبور از آنها برنامه ریزی کنید؛ از دستور دادن بپرهیزید زیرا او از پذیرش دستورات شما امتناع خواهد کرد؛ او را به سمتی که دوست دارید هدایت کنید تا مطابق میل شما رفتار کند، زیرا در این صورت عامل دیگری وجود ندارد که او را مجبور کند که به شیوه دیگری (که دلخواه شما نیست) رفتار کند.

نتیجه زود هنگام این روش آن است که جنگ و جدل به تفریح و شادی تبدیل می شود؛ اما پیامد درازمدت آن هم بسیار اهمیت دارد. این کودک که نمی تواند صحیح را از غلط تشخیص دهد و در نتیجه نمی تواند بین رفتار خوب یا بد انتخاب کند در حال رشد است. بزودی زمانی فرا می رسد که او می تواند دستورهای شما را به یاد بیاورد و نتیجه رفتارها و کارهای خودش را پیش بینی کند؛ ظرافتهای زبان روزمره را درک کند؛ احساسات و حقوق شما را نیز بفهمد و به آنها احترام بگذارد.

با فرا رسیدن آن زمان، کودک شما قادر خواهد بود که تعمدا “خوب” یا “بد و شیطان” باشد. انتخاب او تا حد زیادی به احساس او نسبت به بزرگسالانی که رابطه ویژه ای با او داشته و بر او تسلط دارند بستگی دارد. اگر او در آن مرحله از رشد این احساس را داشته باشد که شما اساسا به او علاقه مند هستید و او را دوست دارید، او را تحسین می کنید و کلا طرفدار او هستید؛ او در اکثر مواقع مایل خواهد بود که شما را خوشحال کند؛ در نتیجه آنگونه که شما دوست دارید رفتار خواهد کرد (که البته در برخی از موارد اشتباهاتی را نیز مرتکب می شود).

اما اگر کودک در آن مرحله از رشد این احساس را داشته باشد که شما می خواهید بر او سلطه داشته باشید، نتواند شما را درک کند و کلا احساس کند که در جبهه مخالف او قرار گرفته اید، احتمالا به این نتیجه می رسد که برای خوشحال کردن شما تلاش نکند؛ زیرا شما هیچ وقت خوشحال نمی شوید. همچنین سعی نمی کند که علت کج خلقی های شما را بفهمد، زیرا شما در اکثر مواقع بداخلاق هستید. بعلاوه برای نشان دادن عمق عشق خودش به شما تلاش نخواهد کرد، زیرا شما هیچگاه تلاش نکرده اید که ابراز علاقه او را جبران کنید.

اگر می خواهید بدانید که آیا بیش از حد با نرمش با او برخورد می کنید، یا خواسته های او را بیش از حد برآورده می سازید، یا کسی به شما گفته است که بهتر است از این به بعد کمی در مورد او سخت گیری کنید، بهتر است به سالهای بعد فکر کنید. اگر کودک شما در شرایطی به سال قبل از دبستان برسد که دیگر برای کارهای خود منتظر تائید و رضایت شما نباشد، با شما یا دیگران در کارهای مختلف همکاری نکند و نسبت به ابراز عشق به شما یا ابراز عشق شما به خودش مطمئن نباشد، می توان گفت که شما فرصتها و مبانی لازم برای “انضباط ساده و موثر” را در طول دوران کودکی او از دست داده اید. یک بچه شاد و آرام در این دوران نوپایی، در واقع یک بچه بی دردسر است و کودکی که در این دوران بی دردسر باشد، در آینده نیز به راحتی می توان با او ارتباط برقرار کرده و او را هدایت کرد.