فواید غذا خوردن در کنار خانواده برای کودک

غذا خوردن خانواده

غذا خوردن کنار خانواده چه فوایدی دارد؟

شواهد نشان می دهد که یکی از بهترین کارهایی که برای تربیت و رشد کودکان می توان انجام داد، شام خوردن به صورت خانوادگی است. غذا خوردن با یکدیگر نه تنها فرصتی برای تغذیه است، بلکه مزایای زیادی به همراه دارد .

کارشناسان تغذیه و سلامت بار دیگر تاکید کرده اند که غذا خوردن اعضای خانواده در کنار هم برای ارتقای سلامت و آرامش کودکان مفید است.

غذا خوردن خانواده

فواید غذا خوردن با خانواده

ما امروزه در عصر تکنولوژی زندگی و به ندرت خانواده ای پیدا می شود که همه اعضای آن با یکدیگر غذا بخورند. معمولاً اعضای خانواده هر یک جداگانه و در ساعات متفاوتی غذا می خورند. یکی نزدیک تلویزیون، دیگری در اتاق خواب و … شام خانوادگی به یک سنت قدیمی تبدیل شده و در واقع یافتن زمانی که همه اعضای خانواده با یکدیگر غذا بخورند، بسیار دشوار است.

نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد، جمع شدن اعضای خانواده در کنار هم برای صرف وعده های غذایی نباید به زمان های خاصی مثل مهمانی ها و جشن ها محدود شود و خانواده ها برای سلامت و آرامش فرزندانشان باید به طور مرتب در کنار همدیگر غذا بخورند.کودکانی که در کنار اعضای خانواده شان غذا می خورند، در شش سالگی از مهارت اجتماعی و در 10 سالگی از سلامت عمومی بهتری برخوردارند.کودکانی که حداقل سه بار در هفته با اعضای خانواده خود غذا می خورند، کمتر دچار اضافه وزن می شوند.
در این مطالعه اطلاعات 1492 کودک بررسی شد. تمام این کودکان در فاصله سال های 1997 تا 1998 به دنیا آمده اند. زمانی که این کودکان به شش سالگی رسیدند والدین آنان گزارشی از دفعات غذا خوردن اعضای خانواده در کنار هم ارائه کردند. همچنین سلامت عمومی و آرامش روانی هر یک از این کودکان در 10 سالگی ارزیابی شد.به گزارش مدیکال نیوز تودی، متخصصان کانادایی دریافتند کودکانی که به طور مرتب در کنار اعضای خانواده خود غذا می خورند، در مقایسه با کودکانی که به ندرت با خانواده خود غذا می خورند از سلامت عمومی و مهارت های اجتماعی بهتری برخوردارند و میزان مصرف نوشیدنی های ناسالم نیز در آنان کمتر است.

پرورش خلاقیت در کودکان با ساختن کاردستی

خلاقیت در کودکان

تقویت خلاقیت درکودکان با درست کردن کاردستی

یکی از بهترین راه های پرورش کودکان خلاق در رده سنی مهد کودک، پیش دبستانی یا برای دانش آموزان ابتدایی و دبستانی درست کردن کاردستی است.درست کردن کاردستی، ضمن تقویت مهارت دستان کودک، به پرورش خلاقیت در کودکان کمک می کند.

افزایش خلاقیت در کودکان با درست کردن کار دستی

خلاقیت، نوآوری است؛ یعنی فرد بتواند افکار و اندیشه ها را با هم ترکیب کند و مفهومی نو خلق کند. تعاریف متفاوتی در مورد خلاقیت وجود دارد اما عمده این تعاریف معتقدند که خلاقیت به تولید چیزی می انجامد که اصیل و ارزشمند و نو است. منتهی خلاقیت مجموعه به کارگیری چند قوه است؛ هوش، پشتکار و توانایی تفکر متفاوت، مجموعا به خلاقیت می انجامد. کودکان معمولا همه اینها را در کنار هم دارند اما در مسیر خلاقیت شان ممکن است با موانعی روبه رو شوند که خیلی زود قوه خلاق شان ضعیف شود. 

اغلب ما دوست داریم آدم های خلاقی باشیم. وقتی پدر و مادر می شویم هم دلمان می خواهد فرزندان خلاقی تربیت کنیم، عصر حاضر هم چیزی جز این از ما نمی خواهد. ابزاری به نام خلاقیت که نگذارد کودکمان از قافله پرشتاب تکنولوژی عقب بمانند.

 خلاقیت در کودکان

درست کردن کار دستی باعث خلاقیت در کودکان می شود

بهترین کار این است که برگ ها را به خانه بیاورید، یک سفره رویِ میز پهن کنید و به خلقِ یک اثرِ هنری بپردازید. این کار برایِ تقویت خلاقیت کودکان بسیار مفید است و دیدنِ آثارِ خلاقانه آن ها برایِ شما بسیار هیجان انگیز خواهد بود. فقط به آن ها کمی چسب بدهید و سپس ببینید که چه چیزی اتفاق می افتد.

تاثیر رنگ لباس در روحیه و روان کودک

تاثیر رنگ لباس

تاثیر روانی رنگ لباس روی کودکان

به موجب تحقیقاتی که از طرف انستیتوی روان شناسی رنگ که مرکز آن شهر اسن آلمان است به عمل آمده رنگ های قرمز، نارنجی، زرد و آبی رنگ های مورد علاقه اطفال هستند و رنگ های خاکستری، قهوه ای، سیاه و سفید هیچ گاه مطلوب آنها نیستند.

تاثیر رنگ لباس

تاثیر رنگ لباس بر روحیه کودک

این انستیتو برای تعیین درجه نفوذ رنگ در اطفال، در کودکستان های آلمان به مطالعات مداوم و پیگیری پرداخت و متوجه شد مثلا یکی از خانم های معلم فقط به خاطر کت و دامن قهوه ای که می پوشد، مورد نفرت اطفال واقع شده و لقب بدعنق گرفته، ولی همین معلم پس از آن که لباس هایی به رنگ روشن و جالب تن کرد، موفق شد محبوب شاگردان کودکستان شود. رنگ ها نفوذ عجیبی بر سلسله اعصاب کودکان دارند؛ مثلا چنانچه رنگ سیاه یا سفید مطلق مدتی مرتب در معرض دید کودکان قرار گیرد یا بزرگسالان اطراف آنها دائم با لباس سیاه ظاهر شوند، اعصاب آنها خسته و مختل می شود.

طی سال ها، آزمایش های فراوانی برای تعیین ارجحیت رنگ ها صورت گرفته است؛ مثلا نوزادان به رنگ های درخشان مثل زرد، سفید، صورتی و قرمز بیشتر خیره می شوند و با بزرگ شدن کودکان علاقه به رنگ زرد به تدریج کم می شود و قرمز و آبی جای آن را می گیرد.
پس از بلوغ، علاقه به رنگ هایی با طول موج کوتاه تر (آبی و سبز) بیشتر از رنگ های با طول موج بلند (قرمز، نارنجی و زرد) می شود. در این حالت علاقه به رنگ ها به صورت زیر است:

آبی، قرمز، سبز، بنفش، نارنجی و زرد
کودکان و نوجوانان به رنگ بیشتر از شکل واکنش نشان می دهند و با لذت تمام به آن دل می بندند. تحقیقات نشان داده کودکانی که در نقاشی های خود رنگ های سرد مانند آبی یا سبز را انتخاب می کنند، متفکرتر و سنجیده تر هستند. به کار بردن رنگ های قهوه ای و خاکستری نشان دهنده ناراحتی های درونی آنان است.
استفاده آزادانه از رنگ قرمز توسط کودکان خصومت یا نیاز به صحبت را نشان می دهد و از طرفی هم بیانگر عشقی ساده و بی آلایش است.
رنگ آبی در نقاشی کودکان بیانگر سازگاری، تمایل به اطاعت و کنترل یا سرکوب احساسات است و نیز کودکانی که زیاد از رنگ سبز استفاده می کنند، معمولا به طور محسوسی فاقد احساسات قوی و آشکار هستند. کودکان بندرت به رنگ های قهوه ای، سیاه یا خاکستری علاقه دارند. استفاده در هم و برهم از رنگ قهوه ای مشخصه اعتراض به والدین است.
همچنین اگر کودک به طور مداوم از رنگ سیاه برای رنگ آمیزی استفاده کند، نشان دهنده اعتراض، ترس یا اضطراب است.

نتیجه گیری
اصولا هیچ رنگی برای هیچ سنی ممنوع نیست. این خود ما هستیم که با طرح قوانین بسته یا نسبتا بسته همه چیز را در محدوده ای معین متوقف می کنیم. رنگ لباس از نظر علمی زمانی نامناسب است که در آن یک ترکیب بندی مناسب برای ایجاد یک هارمونی موفق به کار نرفته باشد. رنگ ها در لباس باید دارای یک ترکیب بندی هنرمندانه و علمی باشد تا چشم نوازش شود و احساس درونی انسان نفسی تازه کند. در جامعه ما که افسردگی با ضرایب گوناگون، درصد قابل توجهی از جوانان و مردم را در برگرفته که کسالت ها و خستگی های درازمدت از مهم ترین نتایج آن است، پیشنهاد می شود برای بهبود این وضعیت از لباس هایی با رنگ های پر نشاط استفاده شود، چرا که انرژی رنگ در افراد تاثیر خواهد داشت.
پس بهتر است ابتدا سلیقه هایمان را کمی تغییر دهیم و در استفاده از رنگ های لباس هایمان مقداری تجدیدنظر کنیم. رنگ های مختلف را در لباس های دیگران عجیب و غریب ندانیم و آنها را سبک نپنداریم، چرا که همه رنگ ها زیبا هستند.

حتما می دانید که همه ما انسان ها به طور ذاتی به دنبال شادی، خوشحالی، زیبایی و زیباگرا هستیم و به همین دلیل علاقه فراوانی به رنگ های شاد و زیبا داریم. شاید با استناد به همین دلایل بتوان گفت گاهی آنهایی که به رنگ های تیره و خنثی مانند مشکی یا خاکستری علاقه دارند، به نوعی از برخی ناراحتی های روانی مانند افسردگی یا انزوا رنج می برند.
 
البته گاهی استفاده از رنگ های تیره نوعی قرارداد اجتماعی است و نمی توان آن را نتیجه افسردگی یا حزن و اندوه یک جامعه دانست؛ مثلا ممکن است پوشیدن لباس های خاکستری، قهوه ای یا سرمه ای از قوانین شرکتی باشد و پیروی از چنین قانونی به هیچ وجه به معنای افسرده بودن کارمندان آن شرکت نیست.
 
استفاده از رنگ های روشن و شاد در جامعه باعث بروز شادی عمومی، نشاط، تمدد اعصاب، بالا رفتن قدرت تصمیم گیری، دوری از پرخاشگری و استرس و اضطراب و رسیدن به آرامش می شود به این ترتیب سلامت روانی افراد جامعه تامین خواهد شد، حتی ممکن است اعتماد به نفس در چنین جوامعی بالاتر هم برود.

چطور بچه ها از کودکی با زنانگی و مردانگی آشنا می شوند؟!

کودک

رشد و شخصیت کودکتان بستگی به رفتار شما دارد!

والدین در ابتدای کودکی وحتی قبل از آن با رفتار های ساده مانند انتخاب رنگ لباس و وسایل بازی کودک خود را با زنانگی و مردانگی آشنا می کنند و ناخواسته باعث میشوند کودکشان غرق در کلیشه های جنسیتی شود.

پسر یا دختر به دنیا آمدن شما پیامد مهمی برای همه جنبه های زندگی تان خواهد داشت. دختر یا پسر بودن از انتظاراتی که دیگران در جامعه از شما دارند شروع می شود و تا رفتار دیگران با شما و قضاوت خودتان از رفتار صحیح در جامعه ادامه پیدا می کند. این امر صرف نظر از جامعه ای که فرد در آن متولد شده در همه جا صادق است. هر چند این پیامدها در جوامع گوناگون با هم فرق دارند. تقریبا همه جوامع بر پایه تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد سازمان یافته اند.

هنوز به دنیا نیامده که برایش تعیین می کنید چه رنگی را دوست داشته باشد و چطور لباس بپوشد. از قدیم تعیین شده که صورتی رنگ دخترهاست و پسرها به جای آنکه لباسی از این رنگ انتخاب کنند، باید سراغ آبی بروند. تلاش پدر و مادرها برای ساختن یک دختر تمام عیار از دختر کوچولوی شان و تزریق مردانگی بیشتر به پسرشان، با چنین آموزش های ساده و کلیشه ای شروع شده و در جریان زندگی ، با نمایش برخی رفتارهای خود در مقابل شان تکمیل می شود.

گاهی هم این تلاش به سرریز شدن چنین درکی منجر می شود و هر یک از دو جنس را بیش از اندازه غرق در کلیشه های جنسیتی می کند. جمعی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه روانشناسی کودک، در کتاب مشهور «رشد و شخصیت کودک» که مهشید یاسایی آن را ترجمه کرده، توضیح داده اند که چطور زن ها و مردها از کودکی با زنانگی و مردانگی آشنا می شوند و تصویر ذهنی شان از نقش هایی که به خاطر جنسیت خود باید برعهده بگیرند یا از آنها پرهیز کنند را کامل می کنند. آنچه در ادامه می خوانید، پاسخی است که این کارشناسان برای رایج ترین سوال هایی که در زمینه هویت یابی جنسی در ذهن والدین چرخ می زند، پیدا کرده اند.

وقتی ناخواسته به شخصیت کودکتان شکل میدهید

زنانگی در 18ماهگی
بچه ها بین 18ماهگی تا 3سالگی درباره هویت جنسی، شناختی ناقص کسب می کنند. آنها یاد می گیرند که خود و دیگران را به عنوان زن یا مرد طبقه بندی کنند. با این وجود تا قبل از اینکه کودک تان به مدرسه برود، درکش از جنسیت محدود است. برای مثال پسربچه ای که می گوید وقتی بزرگ شد می خواهد مامان شود، پدر و مادرش را حیرت زده می کند یا کودک دیگری وقتی می بیند مادرش برای جشنی لباس مردانه پوشیده متعجب می شود.
کودکان به این دلیل دچار چنین اشتباهاتی می شوند که درک ناقصی از جنسی زیست شناختی دارند و نمی توانند بفهمند که صرفا یک لباس نمی تواند جنسیت را برای همیشه تغییر دهد یا اتفاقی مثل باردار شدن و مادری که ویژگی های زیست شناسی یک زن تا اندازه زیادی آن را برای او به ارمغان می آورد برای یک مرد با شرایط خاص جسمانی اش نمی تواند اتفاق بیفتد. درواقع بچه ها در سال های پیش از دبستان فاقد آن چیزی هستند که نظریه پردازان آن را ثبات جنسیت می دانند.

کودک

شناخت جنسیتی کودک به او با انتخاب رنگ لباس

تو همیشه دختر می مانی!
ثبات جنسیت عبارت است از درک کودک از اینکه جنسیت تغییر نمی کند. کودکان ثبات جنسیت را در سه مرحله یاد می گیرند؛ اول اینکه، کودکان هویت جنسیتی را کسب می کنند، سپس می آموزند (حدود 4سالگی) که جنسیت با گذشت زمان تغییر نمی کند. در 5 یا 6سالگی اغلب کودکان می فهمند که جنسیت علی رغم تغییر در قیافه ظاهری، لباس یا فعالیت ها تغییر نمی کند. کودکان قبل از این سن ممکن است بگویند پسری که لباس دخترانه می پوشد و عروسک بازی می کند، دختر است.

البته چنین اشتباهاتی ممکن است تاحدودی به نحوه سوال کردن و جهت دهی والدین به نگاه فرزندان ربط داشته باشد. اگر از کودکان سوال شود که پسری که لباس دخترانه پوشیده دختر است یا تظاهر می کند که دختر است، غالبا درست پاسخ می دهند. البته کودکانی که نمی دانند آلت تناسلی عامل اصلی تعیین کننده زن یا مرد بودن است، ممکن است کاملا سردرگم شوند؛ اما کودکانی که از تفاوت بین آلت تناسلی زن و مرد آگاهند، می فهمند که با تغییر لباس و آرایش مو جنسیت تغییر نمی کند.

مردها ظرف نمی شویند
کودکان پیش مدرسه ای غالبا گمان می کنند قالب های جنسیتی تعیین کننده رفتار درست برای زن یا مرد است و گاهی بر این گمان خود بیشتر از بزرگسالان پافشاری می کنند. گرچه نگرش سختگیرانه بسیاری از کودکان با بزرگ تر شدن تغییر می کند اما برخی آنها با تقویت اجتماعی یاد می گیرند که باید تا ابد روی این نظر های سرسختانه پافشاری کنند و براساس آن زندگی کنند.
در حدود پنج سالگی کودکان شروع به یادگیری قالب های جنسیتی درمورد رفتار اجتماعی و شخصیتی می کنند و درصورتی که خانواده، همسالان، مدرسه و اجتماع به نگاه آنها جهت گیری سختگیرانه ای دهند تا پایان عمر ممکن است چنین پافشاری هایی را انجام دهند. برای مثال مردی که حتی اگر یک هفته تنها بماند حاضر به آشپزی کردن برای سیر کردن شکمش نمی شود، همان کسی است که تصور می کند غذا درست کردن یک کار کاملا زنانه است و اگر مردی آن را انجام دهد، به یک زن تبدیل می شود.
چرا دخترها ماشین بازی می کنند؟
در اواسط دوران کودکی تصور کودکان درمورد انتظارات اجتماعی از مردان و زنان پیشرفته تر شده و در عین حال تفکر آنان انعطاف پذیرتر می شود. در این سال ها بچه ها بهتر می فهمند که مردم می توانند رفتارهای قالبی زنانه و مردانه را با هم ترکیب کنند و دور شدن از نقش جنسیتی را بهتر می پذیرند. البته حتی در این سنین هم کودکان غالبا فعالیت ها و نقش هایی را ترجیح می دهند که برای جنس خودشان پذیرفته شده است.
البته در این زمینه تفاوت هایی هم میان دو جنس وجود دارد. آنقدر که پسرها مجذوب فعالیت های پسرانه می شوند دخترها مجذوب فعالیت های دخترانه نمی شوند. در حقیقت بسیاری از دختران خردسال از بازی های پسرانه لذت می برند، به خصوص در دوران دبستان. از آنجا که در بیشتر جوامع نقش مردانه موقعیتی بهتر از نقش زنانه دارد، پسرها و دخترها غالبا مجذوب چیزهایی می شوند که مردانه تلقی می شود، به همین دلیل کمتر دیده می شود که یک پسر دبستانی با دخترها عروسک بازی کند اما دختر بچه های دبستانی از اینکه در یک بازی نقش تعمیرکار خودرو یا پدر خانواده را به عهده بگیرند، ابایی ندارند.
کودک تان از شما یاد می گیرد
والدین و معلمان و همسالان رفتارهای متفاوتی را در پسرها و دخترها تقویت می کنند و در رفتار الگویابی جنسی کودکان موثرند. مثلا کودکان مادران شاغل در مقایسه با مادرانی که مدام در خانه اند درمورد نقش های جنسیتی کمتر سنتی فکر می کنند. پدری که در کارهای خانه کمک می کند باعث نمی شود که قالب های جنسیتی کودکان تغییر کند مگر آنکه مادر درمورد نقش مردانه نگرش های غیرسنتی داشته باشد. درواقع گرچه بچه ها نمونه کپی شده پدران و مادران شان نیستند اما تا اندازه زیادی با شنیدن حرف ها و مشاهده رفتار های شان یاد می گیرند که در این مورد چطور فکر کنند.
اگر شما در کودکی نگرش های سختگیرانه و سنتی درمورد نقش زن و مرد را به کودک تان تزریق کنید، نمی توانید انتظار داشته باشید که او در آینده همه این دیدگاه ها را کنار بگذارد و کلیشه ای فکر نکند. کودکان از طریق تقویت مستقیم و مشاهده دیگران توقعات و انتظاراتی که اجتماع از زنان و مردان دارد را می آموزند. البته رفتار آنها و ترجیح دادن یک نقش جنسیتی بر نقش دیگر به ارزش اجتماعی و تقویتی که از افراد مهم اطراف شان دریافت می کنند هم بستگی دارد.

کودک

 تفاوت های جنسیتی بارزی هنگام بازی،در دختر وپسر به چشم می خورد

پسر و دختر ندارد!
هرچند از همان اوایل کودکی تفاوت های جنسیتی بارزی هنگام بازی، فعالیت ها و انتخاب همسالان به چشم می خورد، الگویابی جنسیتی در شخصیت و رفتار اجتماعی حتی در اواسط کودکی کمتر مشخص است. پسران به طور متوسط پرخاشگر تر از دختران هستند ولی بین دو جنس هیچ تفاوت محسوسی از لحاظ وابستگی، نوع دوستی، استقلال یا سایر خصوصیات شخصیتی دیده نمی شود.
به شما نگاه می کند!
برخی روانشناسان می گویند کودکان به طور خودجوش و بدون آموزش مستقیم به هویت جنسی و دانش درباره نقش های جنسی دست می یابند. آنان با مشاهده والدین، معلمان، همسایگان، خواهران و برادران و چهره های تلویزیونی درباره رفتار زنان و مردان اطلاعاتی کسب می کنند. البته شواهد نشان می دهد کودکان که از سنین اولیه ثبات جنسی را می فهمند، بیش از کودکانی که بعدها آن را می فهمند رفتار مناسب جنسیت شان را کسب نمی کنند.
چه برنامه ای را می بیند؟
علاوه بر این همه کودکان نقش هایی را که برای جنسیت شان تغیین شده را تایید نمی کنند، هرچند که آن را درک می کنند. رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون در جهت دادن به درک کودکان از جنسیت و نقش های متناسب با آن بسیار تاثیرگذارند. وقتی مجری برنامه تلویزیونی هر روز کلیشه هایی را در برنامه محبوب کودک تان تکرار می کند، ذهن فرزند شما برای پذیرش آن کلیشه ها آماده تر می شود.
تایید شما را می خواهد
پسرها و دخترها از اوایل کودکی در برابر رفتارهای متفاوتی تشویق و تنبیه می شوند و البته با مشاهده دیگران یاد می گیرند نقش های زنانه و مردانه را چطور تعریف کنند. وقتی به پسر کوچولو ی تان که سراغ رژلب ها رفته با لبخند و تایید نگاه می کنید، او را به سمت این رفتار سوق می دهید، اما اگر بدون نشان دادن واکنش مثبت با یک پنبه رژلب را پاک کنید، انگیزه تکرار رفتار را در او می کشید.
برای زن شدن زود است
مراقب باشید نگرانی شما درمورد خارج شدن رفتارهای کودک تان از رفتارهای اجتماع پسند، او را گرفتار بحران های تازه ای نکند! برای آموزش زنانگی و مردانگی به فرزندتان، دلیلی برای عجله کردن وجود ندارد. بچه ها در سنین مختلف به شیوه ای متفاوت این واقعیت ها را درک می کنند و اگر خیلی زود برای ارائه این آموزش ها به فرزندتان دست به کار شوید، تنها خودتان را خسته کرده اید و استرس تان را بیهوده به فرزندی که هنوز درکی از این تفاوت ها ندارد تزریق کرده اید.

نحوه تغذیه صحیح شیرخواران

شیرخواران

تغذیه صحیح در شیرخواران اهمیت ویژه ای دارد

شیر مادر غذای منحصربه فرد وایده آل برای کودک در شش ماه اول زندگی است. از لحظه تولد تا پایان 6 ماهگی شیر مادر به تنهایی تمام نیازهای غذایی شیر خوار را تا مین می کند اما بعد از شش ماهگی شیر مادر به تنهایی جوابگوی نیاز های کودک نمی باشد و بایدپس از پایان شش ماهگی به تغذیه صحیح در شیر خوران پرداخته شود که لازمه سلامت آنها می باشد.

تغذیه صحیح در شیر خوران چه اهمیتی دارد

برای تهیه غذای شیرخوار چه مواد غذایی بهتر است استفاده کنیم چه موادغذایی در این زمینه برایتان مفید هستند مصرف غذاهای بیرونی توسط اطفال چه عوارضی به دنبال دارد ؟پیشنهادات مختلف در این زمینه چگونه اند.
غذایی که والدین در خانه و از روی کتاب های راهنما برای نوزاد خود تهیه می کنند، اغلب چربی و کالری زیاده از حدی دارد و غذاهای نوزاد موجود در فروشگاه ها هم کمتر از حدی که کودک برای رشد نیاز دارد، حاوی چربی و بعضی مواد مغذی است.
محققان بریتانیایی هم چنین دریافتند، هزینه تهیه غذای خانگی برای نوزاد کمتر و تنوع سبزیجات در آن بیش تر است.

تغذیه صحیح در شیر خوران

تغذیه صحیح در شیر خواران منجر به رشد و سلامت آنان می شود. 

شارون کارستیرز از دانشگاه آبردین اسکاتلند که این تحقیق را انجام داده، می گوید کودکان با توجه به رشد سریع شان، بیش از بزرگسالان به چربی نیاز دارند اما تاکید می کند:«دوست نداریم نوزادان ما رژیم غذایی پر از چربی شان را در کودکی و بزرگسالی هم داشته باشند چون این باعث ایجاد مشکل می شود.»
تحقیقات قبلی نشان داده، غذاهای کودک موجود در بازار تقریبا به اندازه شیر مادر مغذی است اما تنوع کافی را ندارد. این در حالی است که تغذیه درست کودک از حدود سن 6 ماهگی که می تواند غذاهایی به جز شیر مادر بخورد، بسیار مهم است چون در این سن، هم ذائقه آن ها شروع به شکل گیری می کند و هم برای رشد، به میزان کافی از مواد مغذی و انرژی نیاز دارد.

از چه زمانی به شیر خواران میوه بدهیم؟
 کودکان از زمان تولد تا 6 ماهگی تنها نیاز به شیر مادر دارند. از 6 ماهگی و با آغاز تغذیه تکمیلی که نوع غذا خوردن کودک از حالت مایع به لعابی، پوره، پوره سفت و غذای سفره تغییر می کند، تغییرات تکاملی برای دریافت مواد غذایی در کودک ایجاد شده و بنابراین تنوع مصرف خوراکی ها هم شروع می شود اما این تنوع با مقدار کم یعنی یک قاشق مرباخوری شروع می شود و تا 12 قاشق مرباخوری می رسد تا بدن نوزاد آنزیم لازم برای هضم را داشته باشد. از آنجا که ممکن است کودکان زمینه حساسیت به میوه داشته باشند، باید مصرف را با میوه هایی شروع کرد که زمینه ایجاد حساسیت ندارند.
 بهترین میوه ای که در چند هفته ابتدایی آغاز تغذیه تکمیلی می توان وارد برنامه غذایی کودک کرد، آبمیوه رقیق است که به تدریج به غلظت آن افزوده می شود. در مورد سبزی ها هم بهتر است تغذیه با آب هویجی که با آب سیب مخلوط شده آغاز شود. به تدریج و با بزرگ شدن کودک می توان میوه ها را به صورت پوره و بعد تکه های کوچک در روند افزایش جویدن و بلعیدن وارد برنامه غذایی کودک کرد. آخرین میوه ای که در این روند باید وارد برنامه شود، مرکبات است، زیرا مرکبات ممکن است حساسیت زا باشند. تنها انتخاب موجود در میان مرکبات آب لیمو شیرین است که میزان حساسیت زایی آن از دیگر انواع مرکبات کمتر است.

 

تاثیر شگفت انگیز تشویق کردن کودکان

تشویق کودکان

فواید تشویق کودکان

تشویق کردن کودک هنگام انجام رفتار درست باعث می شود کودک انگیزه بیش تری درجهت انجام رفتارها و اعمال مثبت پیدا کند.والدین و اطرافیان باید به این نکته توجه داشته باشند که هنگام تشویق کردن نباید به شخصیت کودک برچسب بزنند و فقط باید رفتار او راتحسین کنند.

تشویق باید به نوعی باشد که تصویر واقعی عمل کودک را نشان دهد و نباید شکلی اغراق آمیز و غیرواقعی بگیرد. تشویق جایگاه مهمی در اصول تربیتی در کودکان دارد.یکی از بهترین راه ها برای تشویق کودک به رفتارهای خوب، استفاده از جایزه دادن است.

تشویق کودکان

تشویق کودکان چه تاثیری دارد؟

تشویق و تحسین زمانی موثر واقع می شوند که از روش های مناسب و صحیح جهت تشویق کودک استفاده شود.مثلا رفتارهای خوب فرزندتان را در طول روز یادداشت کنید ودر پایان روز در مورد آن با او صحبت کنید.این عمل باعث کودک احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند.
پاداش دادن به رفتارهای مثبت کودک،از طریق علاقه نشان دادن،ابراز صمیمیت ولبخند،نوازش ودر آغوش کشیدن از ساده ترین ودر عین حال تاثیر گذارترین روش تشویق است.
جایزه یکی از پاداش های نیرومند است که می تواند برای تغییر رفتار مورد استفاده قرار گیرد.

سعی کنید نوع روش تشویقی که برای فرزندتان در نظر می گیرید متناسب با سن او باشد.در این زمینه والدین باید خلاق باشند واز روش های کلامی و غیرکلامی یکسانی برای تشویق فرزندشان استفاده نکنند.

در برابر نگرانی های کودکان چه واکنشی نشان دهیم؟

نگرانی های کودکان

چگونه نگرانی های کودکان خود را کم کنیم؟

بسیاری از کودکان امروزی دچار اضطراب و آسیمگی هستند و مسلما برای والدین آنها بسیار دردآور است ببینند فرزندشان از موضوعی ناراحت یا نگران است.برخی تجارب دوران کودکی باعث شکل گیری شخصیت نگران در افراد می شود. از آن جمله می توان به والدین نگران، تاکید بر خطرناکی جهان، حمایت افراطی والدین از کودک، جدایی والدین، مرگ والدین، داشتن والدین بی عاطفه و نامهربان، نظام پاداش و تنبیه پیش بینی ناپذیر و… اشاره کرد. شاید کنجکاوید که در این رابطه اطلاعات بیشتری به دست آورید و بدانید فرزندتان یا خودتان گرفتار این شخصیت هستید یا نه. توضیحات مفصل در این رابطه را با تعریفی از اضطراب شروع می کنم.

نگرانی های کودکان

نگرانی های کودکان و اضطراب چیست؟

اضطراب شایع ترین اختلال قرن است که در هر سنی دیده می شود. از هر 8 کودک 1 نفر مبتلا به اختلالات اضطرابی است. این اختلالات متنوع هستند. البته داشتن اضطراب و گذر از آن بخشی از دوران کودکی است، مثلا خیلی از کودکان از موجودات خیالی می ترسند، یا نگران سلامت خود و والدینشان هستند و…، اما مهم این است که این نگرانی ها موقت و گذراست. در اختلالات اضطرابی، نگرانی ها به طور مستمر و مداوم وجود دارند و باعث اختلال در عملکرد روزانه کودک مثل صحبت کردن در مهدکودک و کلاس، اجتناب از بازی کردن با همسالان، ترس از خوابیدن بعد از تماشای فیلم ترسناک و… می شوند.

انواع اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی به چند گروه تقسیم می شوند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم و راهکار هایی برای درمان آن ها ارائه خواهیم داد.

اختلال اضطرابی منتشر

اگر کودک شما نگرانی زیاد و غیرقابل کنترلی در مورد بسیاری از موضوعات مثل تنش های خانوادگی، ارتباط با همسالان، فجایع طبیعی مانند زلزله (به خصوص بعد از فاجعه اخیر در زلزله کرمانشاه)، مسائل تحصیلی و… دارد و علائم آن شامل بی قراری، بی خوابی، کاهش تمرکز و تحریک پذیری است یعنی مبتلا به اختلال اضطرابی منتشر شده است.

اختلال اضطراب اجتماعی

این اختلال شامل ترس و نگرانی شدید کودکان از حضور در موقعیت های اجتماعی است. کودک از تلفن زدن، شروع مکالمات با دوستان، غذا خوردن در جمع، پاسخ دادن به معلمان و… اجتناب می کند. معمولا این کودکان آهسته صحبت می کنند، به چشم های دیگران نگاه نمی کنند و از ارتباط با همسالان پرهیز می کنند.

اختلال اضطراب جدایی

کودکان به طور طبیعی بین 18 ماهگی تا 3 سالگی در صورت جدایی از مادر نگران و مضطرب می شوند. اگر اضطراب جدایی از مادر به مدت طولانی و با شدت بالا باشد؛ یعنی مثلا کودک از رفتن به مهدکودک یا مدرسه اجتناب کند و علائمی مانند ترس شدید، حالت تهوع و استفراغ صبحگاهی، تعریق، تپش قلب و… داشته باشد، اختلال محسوب می شود. این نوع اختلال معمولا در سنین 7 تا 9 سالگی و بعضا در سنین بالاتر بروز پیدا می کند.
اختلالات اضطرابی هم می تواند ژنتیکی باشد و هم عوامل محیطی و رفتاری در بروز آن دخالت داشته باشند. در ادامه به برخی از این مواد اشاره می کنیم:

1. بعضی اختلالات اضطرابی ژنتیکی هستند و از والدین به فرزندانشان به ارث می رسند.

2. والدین نگران، نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت نگران و مضطرب کودکانشان دارند. الگو های رفتاری این والدین از آن ها به کودک می رسد و طبیعی است یک مادر یا پدر نگران که در رویارویی با اتفاقات روزمره با رفتار های توام با اضطراب واکنش نشان می دهند، به فرزندانی که ناظر هستند نیز می آموزند در ارتباطات با محرک ها واکنشی مشابه آن ها داشته باشند. این والدین به کودکانشان می آموزند دنیا جای خطرناکی است و مرتب برای کودکشان تکرار می کنند باید مراقب خود باشد و نمی تواند با هر کسی دوست شود و… در این شرایط کودک مضطرب می شود و رفتاری دفاعی نسبت به دنیا و محیط اطرافش دارد و در هیچ جا احساس امنیت نمی کند که این مساله بسیار آسیب زاست.

3. حمایت بیش از حد کودک نیز می تواند علت شکل گیری شخصیت نگران شود. والدین بیش تیمار والدینی هستند که همیشه و همه جا از کودک حمایت می کنند و اجازه نمی دهند از همان ابتدا کودک خود حتی راه رفتن را تمرین کند. مرتب پشت او هستند تا مبادا زمین بخورد و بعدا هم در مهدکودک و مدرسه مرتب با مراکز تماس می گیرند و جویای وضعیت فرزند خود می شوند. کودکان این والدین وقتی بزرگ تر شوند، حمایت افراطی از آن ها همچنان وجود دارد والدین همیشه با رفتاری اضطرابی دنبال رفع مسائل مربوط به فرزندشان هستند. طبیعی است چنین کودکانی وابسته بار بیایند و نتوانند در جامعه مستقل رفتار کنند. شخصیت وابسته مستعد افسردگی و انواع اضطراب هاست.

4. جدایی والدین مخصوصا اگر با تنش همراه باشد و این تنش نیز بین همسران سابق همچنان ادامه یابد و آن ها مرتب به بدگویی از هم بپردازند و با بچه ها علیه والد غیرسرپرست یا سرپرست یارکشی کنند، باعث ایجاد نگرانی های زیادی در کودک می شود و حس عدم امنیت را در آینده القا می کند که در شخصیت او تاثیرگذار است.

5. مرگ والدین یا یکی از آن ها نیز بسیار آسیب زاست و هرچه سن کودک پایین تر باشد و سال های بیشتری را با نبود والدین بگذراند، آسیب بیشتر می شود. این کودکان حس عدم امنیت را تجربه می کنند و در اضطراب دائم به سر می برند. این ترس که حامی ندارند و باید به تن هایی از پس مشکلات بربیایند باعث می شود شخصیتی نگران و مضطرب پیدا کنند.

6. والدینی که مهر و محبت کافی به فرزندان ندارند و در بروز احساسات سرد هستند باعث می شوند فرزندان دچار دلبستگی ناایمن شوند و زمینه ساز شخصیت اضطرابی در آن ها هم هستند، چون کودک همیشه حس بی پناهی دارد.

7. رفتار های غیرقابل پیش بینی والدین مخصوصا در مورد تشویق و تنبیه می تواند زمینه ساز اضطراب شود. آنچه حس امنیت و آرامش به کودک می دهد، ثبات در رفتار والدین است. کودک باید بداند رفتار های درست همیشه تشویق در پی دارد و با رفتار نادرست تنبیه می شود. والدینی که خلق تحریک پذیر و اختلالات خلقی دارند و در لحظاتی که نگران، عصبی و… هستند، رفتار های غیرقابل پیش بینی دارند باعث نگرانی و اضطراب کودک می شوند، زیرا کودک نمی داند در مواجهه با والدین چه بازخوردی می بیند.

میان عواملی که باعث بروز رفتار اضطرابی و شکل گیری شخصیت نگران در کودک می شود، از برخی موارد نمی توان پیشگیری کرد و این مساله نه تقصیر والدین است و نه کودک، اما در برخی شرایط فرزندپروری نادرست دخیل است که باید با مشاوره و اصلاح آن آینده ای شاد را برای فرزندان رقم زد.

7 واکنش مناسب به نگرانی های کودک

7 نکته ای که در ادامه می خوانید، به شما کمک می کنند واکنش مناسب و مبتنی بر همدلی به نگرانی های فرزند خود نشان دهید:

1. به او نگویید که نباید نگران باشد. هدف شما این است که نگرانی او را در موقعیت های مختلف کاهش دهید، نه اینکه احساس او را از اساس سرکوب کنید.

2. به صحبت هایش گوش دهید و شنونده فعال باشید؛ یعنی مستقیم به او نگاه کرده و به صحبت هایش با دقت گوش کنید. با کلمات خودتان، ولی قابل فهم برای او حرف هایش را تکرار کنید و به او انعکاس دهید.
برای مثال بگویید:«من متوجه شدم رفتن به مهدکودک جدید باعث شده نگران شوی.»

3. او را تحقیر نکنید و هرگز نگویید:«این موقعیت که اصلا ترس نداره، چرا می ترسی؟ یا اینکه «مگه تو بچه کوچکی که می ترسی؟»

4. نباید از موقعیت هایی که موجب ترس و اضطراب کودکان می شود، دوری کنید. برای مثال، اگر کودک از صدای خاصی می ترسد، به محض شنیده شدن آن صدا نباید کودک را سراسیمه از محل دور کنید. بعد از درک کودک و همدلی با او ابتدا در بازی ها سپس به تدریج و با حضور خودتان، فرزندتان را با آن موقعیت روبرو کنید.

5. با کودک در مورد نگرانی هایش صحبت کنید. به طور مثال، اگر می خواهد برای روز اول به مدرسه برود در مورد محیط مدرسه صحبت کنید و خودتان اگر احساس نگرانی مشابهی را تجربه کرده اید در موردش حرف بزنید و روش کنار آمدن را نیز به او آموزش دهید. در آخر هم در مورد مزایای آن موقعیت کمی توضیح دهید.

6. مراقب باشید زمانی که او به شدت احساس نگرانی می کند، با پرگویی اضطرابش را بیشتر نکنید. بعد از خوب گوش دادن و همدلی کردن با او صحبت کنید.

7. اگر اضطراب کودک شما زیاد است، بهتر است به روان شناس یا روان پزشک کودکان مراجعه کنید.

از دعوای بین کودکانتان نترسید

دعوای کودکان

به کودکان خود دعوا کردن را بیاموزید

دعوا، یکی از مزایای داشتن خواهر یا برادر در خانه است. چون چنین کودکی، قبل از ورود به جامعه، خواهر یا برادری داردکه با او اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دارد و با درگیری هایی روبرو می شود که باید سعی کند آنها را حل کند. والدین باید به فرزندان خود اجازه رویارویی با چنین مشکلاتی را بدهند…

احتمالا برای همه والدین دعوای میان کودکان نگران کننده است. جیغ های ممتد، درگیری های لفظی، کتک کاری و… نه تنها اضطراب، اضطرار و پریشانی والدین را درپی دارد که در شرایط پیچیده تر باعث بیدار شدن حس گناه در والدین می شود.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به خود بگویید:«لابد درست تربیتشان نکرده ام که اینگونه با هم دعوا می کنند». شما قبل از هر چیز نیاز به صبر و تحمل فراوان دارید، باید به خوبی به صحبت های آنان گوش دهید و از میان دعواهای مبهم آنها، پیامشان را درک کنید، برای درک این پیام باید اجازه دهید که آنها شما را با خودشان به عمق دردها و مشکلات شان ببرند؛ آگاهی، قدم مؤثری در راه درمان است.

دعوای کودکان

دعوای کودکان

چگونه دعوای بین بچه ها را کنترل کنیم

1- خانواده آرمانی
تصور یک خانواده آرمانی که همه عاشق هم هستند و کودکان از صبح تا شب قربان صدقه هم می روند کار ساده ای نیست. در ارتباطات یک خانواده، عشق هست، کدورت هم هست، دوستی هست، دعوا هم هست. باید تحمل بروز حسادت، رقابت و حتی نفرت و دشمنی کودکان را داشته باشید. نگران احساس دشمنی میان فرزندانتان نباشید. احتمال اینکه شما یک نسخه دیگر از هابیل و قابیل در خانه داشته باشید، خیلی کم است. باید پذیرفت که رابطه خواهر و برادری همیشه بین دو قطب عشق و نفرت در نوسان است و گاهی این رابطه جنبه های تاریک هم دارد.
2- جنبه های مثبت ماجرا
از دعوای بین کودکانتان نترسید؛ هر چقدر هم که تحمل چنین درگیری هایی سخت باشد، باز هم دنیا به آخر نمی رسد. دعوا به کودک اجازه می دهد تا جایگاه خود را در خانواده و موقعیتش را نسبت به دیگری مشخص کند. تنها یک جر و بحث و یک دعوای شدید می تواند کاری کند که کودک زیر بار زورگویی خواهر یا برادر نرود و امتیازاتش را از دست ندهد. دعوا، یکی از مؤثرترین شیوه ها برای عرض اندام است. شاید کودک شما بیشتر از آنکه نیاز به عشق خواهری یا برادری داشته باشد، نیاز دارد که از حریم شخصی اش دفاع کند. نکته ای که در این میان بسیار مهم است، یادگیری این نکته است که بچه ها بفهمند باید در هر شرایطی احترام خواهر یا برادر خود را نگه دارند.
3- همه تان را به یک اندازه دوست دارم
می گوییم«همه تان را به یک اندازه دوست دارم» اما در عمل اوضاع فرق می کند. ممکن است شما احساس نزدیکی بیشتری به یکی از فرزندانتان داشته باشید. این امر کاملا طبیعی است اما باید به آن آگاه بود. علم به چنین احساساتی باعث می شود که از ارجح دانستن یکی نسبت به دیگری دست بکشید. تبعیض والدین اگر افراطی باشد، عواقب وخیمی در پی دارد. چنین تبعیضاتی به رابطه میان کودکان به شدت آسیب می زند و روابط آنها راتیره وتار می کند.
4- از این خائن کوچک متنفرم
فرزند اولی که تا همین دیروز تمام عشق و توجه والدینش را داشته و حالا محبت و عواطف مادرش را حول یک خائن کوچک می بیند که باعث تنهایی و بی توجهی به او شده است، کمترین عکس العملش تنفر است. اگر در چنین شرایطی قرار دارید، بهتر است که در مرحله اول شروع کنید به گفتن خاطراتی از کودکی اش. از اینکه او هم روزی مرکز توجه بوده و به همین شکل تغذیه و مراقبت می شده است. در مرحله دوم از امر و نهی کردن بیش از حد به فرزند بزرگ تر خودداری کنید؛ «دستش نزن، دردش می گیره» «سر و صدا نکن، بیدار می شه» «تکونش نده، تازه شیر خورده» این جملات باعث می شود که فرزند دوم به شکل یک مزاحم برای کودک بزرگ تر جلوه کند. به جای این جملات به او بفهمانید که بزرگ تر بودن به معنای تواناتر بودن است و کمک کنید تا تکیه گاه های جدیدی برای خود پیدا کند و بتواند کارهایش را بدون کمک بزرگ ترها انجام دهد. البته در این مسیر مراقب باشید که هرگز جمله «تو دیگه بزرگ شدی، خودت انجامش بده» را به زبان نیاورید.
5- لحظات خوب را یادآوری کنید
همانقدر که دعوا میان کودکان زیاد است، عشق و بازی و دوست داشتن هم به وفور میان خواهران و برادران دیده می شود. بهتر است این لحظات را در هنگام دعوا به آنها یادآور شوید. همانطور که به او حق می دهید از دست خواهر یا برادرش ناراحت و عصبانی باشد. می توانید به او بگویید:«تو الان از داداشت ناراحتی اما یادت می آید دیروز چقدر با هم بازی کردید و خندیدید و بهتون خوش گذشت؟ مطمئن باش باز هم همون طوری می شه»

دعوای کودکان

وظیفه والدین هنگام دعوا کردن کودکان

6- آیا باید مداخله کنم؟
بعضی از خانواده ها بر این باورند که والدین هرگز نباید در دعواهای کودکان دخالت کنند. اگر این باور را به شکل یک دستورالعمل کلی و همیشگی و غیرقابل انعطاف می بینید و عمل می کنید، باید بدانید که سخت در اشتباهید. همانگونه که نباید با شنیدن نخستین داد و فریادها به وسط معرکه رفت و میانجگیری کرد، نباید از دستورالعمل «دخالت نکردن دائمی» پیروی کرد.

مهم این است که شما بدانید چه وقت باید مداخله کنید. شرایطی که در آن خطر خشونت جسمانی وجود دارد، نیاز به مداخله والدین دارد. زمانی که خشونت کلامی از بدوبیراه های رایج خواهر و برادرها فراتر برود و کار به تحقیر و بی ارزش کردن و حمله به هویت طرف مقابل برسد. زمانی که دعواهای تکراری و هرروزه، یک نفر را مغلوب و دیگری را غالب معرفی می کند، باید جلوی این زورگویی و زورپذیری همیشگی را بگیرید. کودکان، عدم دخالت والدین را نشانه تأیید آنها می‎دانند، بنابراین یکی تا ابد زورگو و دیگری تا ابد «تو سری خور» بار خواهد آمد.
7- بیا بازی کنیم
کودکان، در زمان آشتی و آتش بس اغلب در حال بازی هستند. «جنگ بازی» «معلم و شاگرد بازی» «مامان بازی» اینها همه بازی هایی هستند که کودکان می توانند به شکل نمادین درگیری هایشان را حین آنها حل کنند. اگر چه ممکن است این بازی ها به دعوا بکشد اما شما فراموش نکنید که رابطه بین عشق و نفرت در نوسان است و بازی کمک می کند که نفرت ها را پشت سر بگذارند.
8- این یک قانون است
اگر شاهد کتک کاری یا فحش ها و تحقیرهای خارج از قوانین خانه هستید نخستین قدمی که باید بردارید این است که بگویید «بسه! دیگه کافیه!» به عبارتی مانع زیاده روی در فحش و کتک کاری شوید. حتی اگر دور از چشم شما در اتاق شان مشغول تکه پاره کردن هم هستند، شما باید به آنجا بروید و متذکر شوید که «مثل اینکه خیلی از دست هم دلخور و عصبانی هستید، اما اجازه ندارید از این جور حرف های زشت به هم بزنید». بچه ها در این مواقع حد و حدود را درک می کنند و خواهند فهمید که چه جملات و کلمات و زد و خوردهایی خارج از قوانین است و باید به آن پایبند باشند.
9- بازگشت به قلمرو خود
اگر با هم کتک کاری می کنند، باید آنها را از هم جدا و کاری کنید که هر کسی به قلمرو خودش بازگردد. بازگشت به میان وسایل و دوست داشتنی ها و به اصطلاح قلمروشان به آنها امکان آرام شدن می دهد. باید مراقب باشید که هرکدام در این مواقع به قلمرو دیگری تجاوز نکند و حریم هم را رعایت کنند.
10- حالا زمان حرف زدن است
وقتی آنها را از هم جدا کردید و آرام گرفتند، زمان حرف زدن فرامی رسد. بسته به عمق دعوا و میزان عصبانیت کودکان زمان آرام شدن آنها متفاوت است. ممکن است بعد از یک ربع، یا یک ساعت و گاه یک روز کودکان آرامش خود را بازیابند. تشخیص این زمان با شماست. پس از آن، کار شما این است که مانند یک داور بی طرف به بچه ها کمک کنید تا دعوا را تجزیه و تحلیل کنند و به آن مفهوم ببخشند. مراقب باشید که نباید طرف کسی را بگیرید. باید به نوبت و به اندازه به حرف های طرفین گوش کنید و به هر دو طرف به اندازه کافی مهلت حرف زدن بدهید. در این زمان باید سؤالاتی را مطرح کنید که به تقویت ارتباط و ادراک میان طرفین دعوا کمک کند؛ «اسباب بازیت رو از دستت قاپید؟ درست، تو هم زدیش. اما حالا فکر کن ببین به نظرت چرا اسباب بازیت رو از دستت قاپید؟» اینگونه صحبت ها باید در حضور دوطرف دعوا باشد، در اغلب موارد سوا کردن کودکان و تنها صحبت کردن با آنها نتیجه ای در پی ندارد، چرا که یکی فکر می کند حقش خورده شده و دیگری غیبتش را کرده است.
11- حرف نمی زنی، نقاشی بکش
اگر با بچه ای سرو کار دارید که به هر دلیلی حرف زدن برایش سخت است، از راه های دیگری با او ارتباط برقرار کنید؛ راه هایی از قبیل نقاشی کردن. کودک از طریق نقاشی، نفرت، عصبانیت و حرف های خود را به شکل نمادین عنوان خواهد کرد.

نکات مهم و کلیدی در اصلاح رفتار کودکان

اصلاح رفتار کودکان

کاربرد شیوه های تربیتی که منجر به اصلاح رفتار کودکانتان می شود

از سنین خیلی پایین، بچه ها شروع به گفتن و انجام کارهایی می کنند که تنها هدفشان آزمودن عکس العمل والدین شان است. آنها به دقت نوع عکس العمل و پاسخی را که دریافت می کنند می سنجند و ارزیابی می کنند و از آن اطلاعات استفاده می کنند تا برای رسیدن به خواسته شان والدین شان را مجاب و وادار به انجام کاری مطابق میلشان کنند.

تا چند وقت دیگر میهمانی های خانوادگی و دید و بازدیدهای نوروزی شروع می شود و این برای بعضی از مادران به کابوس می ماند! کابوسی که با شیطنت های مهارنشدنی فرزندشان در جمع و تذکرهای پی درپی و گوشه کنایه شنیدن از دیگران رنگ واقعیت می گیرد.
شاید تجربه اش را داشته باشید که قبل از میهمانی به فرزندتان تذکرهای لازم را داده اید، انتظاراتتان را از او گفته اید و حسابی آماده اش کرده اید اما به محضی که چشم فرزندتان به غریبه ها می افتد همه چیز را از یاد می برد و با لجبازی، شلوغ کاری، پرخوری و پرحرفی، آبرو برایتان نمی گذارد.
در چنین شرایطی چه کار باید بکنید؟ چه تغییراتی در شیوه های تربیتی شما، منجر به اصلاح رفتار کودکانتان خواهد شد؟ ما برایتان چند نکته مهم و کلیدی را می گوییم که می تواند در اصلاح فرزندتان به شما کمک کند.

اصلاح رفتار کودکان

نحوه اصلاح رفتار کودک 

نکات کلیدی درباره ی نحوه ی رفتار با کودکان

1. وقتی فرزندتان در جمع رفتار بدی انجام می دهد، رفتار او را نادیده نگیرید، چون در این صورت، او به رفتارش ادامه می دهد و شما را عصبانی تر و شرمنده تر می کند. قاطعانه با او برخورد کنید؛ چیزی به او بگویید یا او را به کناری ببرید و با او صحبت کنید.
2. او را از عواقب رفتار زشتش مطلع کنید. مثلاً بگویید:«ادامه دادن این رفتار باعث می شود ما زودتر از اینجا برویم.» یا اینکه:«می خواهی نگذارم دیگر بازی کنی؟» و در صورتی که رفتار اشتباه را تکرار کرد، واقعاً تنبیه را اجرا کنید.
3. روش تربیتی تان را در جمع تغییر ندهید. این کار، هم کودک را سردرگم می کند و هم امکان سوءاستفاده را به کودک خواهد داد.
4. اگر فرزندتان رفتار اشتباهش را در چند میهمانی تکرار کرد، برای تنبیه، در میهمانی بعدی او را همراه خود نبرید تا رفتار درست را یاد بگیرد.
5. در پایان میهمانی به فرزندتان بازخورد دهید. به او بگویید کجاها درست رفتار کرده و کجاها رفتارش بد بوده. به او بگویید ادامه رفتار بد چه تنبیهی در پی دارد و تا روزی که دوباره به میهمانی بروید یا میهمان بیاید، می تواند فکر کند و ببیند ترجیح می دهد این تنبیه را تحمل کند یا رفتارش را تغییر دهد.
6. الگوهای رفتاری خوب به فرزندتان معرفی کنید. بچه های امروزی که در خانواده های کم جمعیت و کم رفت و آمد زندگی می کنند، گاهی تجربه کافی از رفتار مطلوب ندارند. به فرزندتان الگو نشان دهید اما بهتر است این الگو را در قالب قصه و داستان، فیلم و نمایش و کارتون و شخصیت های خیالی به او ارائه دهید. همذات پنداری کودک با چنین شخصیت هایی به مراتب بیشتر است.
7. گاهی در معیارهای خود تجدید نظر کنید. شاید شما سختگیری بی مورد می کنید. آیا از او می خواهید از ابتدا تا انتهای میهمانی از کنار شما تکان نخورد؟ آیا از او می خواهید با بچه های دیگر بازی نکند یا اشتیاق عیدی گرفتن نداشته باشد؟ اشتباه از شماست. اجازه دهید فرزندتان از آزادی های معمول یک کودک برخوردار باشد و تنها وقتی او را محدود کنید که رفتارش دور از ادب باشد یا به افراد و اشیا آسیب برساند

نکاتی که هر پدر و مادری باید درباره کودک خود بداند!

کودک

نکاتی که والدین باید در مورد کودکان بدانند

والدین در برابر کودکان خود رفتارهایی بروز می دهند که برخی از این رفتارها می تواند اشتباه باشد این رفتارهای اشتباه می تواند نشات گرفته از علاقه وافر والدین به کودکان خود باشند . در این مقاله نکاتی را کهوالدین باید در برابر کودک از آن آگاه باشند، آورده ایم.

مواردی که متخصصین کودک آرزو دارند والدین از آنها آگاه باشند

همیشه به یاد داشته باشید که هیچ پدر و مادری کامل و بی عیب و نقص نیستند و همه ما اشتباه می کنیم
در مورد وعده های غذایی کودک سخت نگیرید
مواد غذایی سالم را روی میز بگذارید و نگران این نباشید که کودک چه میزان از آن را می خورد یا نمی خورد. بعضی از والدین کودکان دارای اضافه وزن سعی می کنند رژیم های سخت غذایی را به کودک تحمیل کنند و در نهایت نتیجه ممکن است حتی مشکلات شدیدتر اضافه وزن باشد. همچنین والدینی که کودکان کم وزن دارند ممکن است کودک را برای بیشتر خوردن تحت فشار بگذارند که این شیوه هم می تواند منجر به کمتر غذا خوردن کودک و تشدید مشکل شود. آنچه که مهم است، وجود تنوع در وعده های غذایی کودک است تا بتواند چیزی را که دوست دارد انتخاب کند و بخورد.

برای آموزش توالت رفتن به کودک عجله نکنید
در حالی که ممکن است شما برای از پوشک گرفتن کودک آماده باشید اما احتمال دارد کودک هنوز آمادگی لازم را کسب نکرده باشد. نگران نباشید! در واقع آموزش توالت رفتن به کودک را می توانید تا چهار سالگی به تعویق بیندازید. کودک باید برای شروع یادگیری آمادگی داشته باشد و این آمادگی اتفاق نمی افتد مگر اینکه زمان آن فرا رسیده باشد.

قوانین سخت گیرانه را کنار بگذارید
خردسالی زمانی است که کودک شما سعی می کند عدم وابستگی و استقلال را در وجودش پرورش دهد. بنابراین وضع قوانین سخت گیرانه تنها منجر به کشمکش و مبارزه برای قدرت خواهد شد. اراده خودتان را به کودک تحمیل نکنید بلکه به او فرصت انتخاب بدهید. درست مانند خودتان که هر روز با انتخاب های زیادی روبه رو هستید، فرصت های مشابهی را هم برای کودک فراهم کنید. و به او اجازه بدهید که برای خودش تصمیم بگیرد. مثلا برای شام به او امکان انتخاب بین دو غذا را بدهید. با این روش کودک احساس می کند که می تواند همان چیزی را بخورد که خودش انتخاب می کند. البته لازم است همیشه از اینکه کودک مواد غذایی سالم را هم مصرف می کند، اطمینان حاصل کنید.

کودک
کنار گذاشتن قوانین سخت گیرانه یکی از شیوه های تربیت صحیح است.

رفتارهای خوب کودک را ببینید
وقتی کودک رفتار نامناسبی انجام می دهد، والدین به سرعت واکنش نشان می دهند اما اغلب فراموش می کنند زمانی که کودک رفتار مناسبی انجام می دهد، او را مورد تشویق قرار دهند. متاسفانه چون والدین بیشتر بر این تمرکز دارند که از وقوع و شکل گیری رفتارهای نامناسب جلوگیری کنند، رفتارهای خوب و مناسب کودک را نادیده می گیرند و یا از آن غافل می شوند. به یاد داشته باشید اگر زمانی که کودک رفتار خوبی دارد او را مورد تشویق قرار دهید، بیشتر به تکرار آن رفتار تمایل نشان خواهد داد. بنابراین دفعه بعدی که کودک اسباب بازی هایش را بعد از بازی جمع آوری کرد، به شکل کلامی و غیرکلامی (بوسیدن و درآغوش گرفتن) او را مورد تشویق قرار دهید.
از دندان های کودک به خوبی مراقبت کنید
حتی اگر کودک برای شستن دندان هایش با مسواک مقاومت نشان می دهد، مسواک زدن دندان ها ارزش این جنگ و کشمکش را دارد! دندان های کودک در این سنین جای دندان های بزرگسالی هستند و به همین علت مراقبت از آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین به شکل و ظاهر دندان ها توجه داشته باشید تا در صورت وجود هر گونه نشانه هشدار مانند لکه های قهوه ای رنگ، متوجه آن بشوید. حتی زمانی که دندان های شروع به لق شدن می کنند هم نباید از آنها غافل شوید. معمولا پسرها در حدود 5 تا 6 سالگی و دخترها کمی زودتر دندان های شیری را از دست می دهند و دندان های جلویی قبل از دندان های عقب می افتند. اگر فکر می کنید فرزند شما دندان هایش را زودتر از دست داده است یا دندان های عقبی زودتر از دندان های جلویی افتاده اند، بهتر است با دندانپزشک کودک تماس بگیرید.

برنامه زمان بندی خواب را رعایت کنید

خواب بخش مهمی از سلامتی و رشد کودک است، به همین علت لازم است برنامه منظم خواب نیمروزی و شبانه را رعایت کنید. برنامه خواب شبانه می تواند شامل خواندن داستان یا حمام کردن باشد که می تواند منجر به آرامش دهی شود. خواب نیمروزی کودک از نظر زمان و تکرار آن در روزهای مختلف می تواند متغیر باشد و مسئله مهم این است که کودک بعد از فعالیت روزانه برای رفع خستگی حتی برای مدت کوتاهی دراز بکشد چون اغلب کودکان خردسال در این وضعیت به خواب می روند.

وقتی کودک قشقرق راه می اندازد، رویتان را برگردانید

ممکن است سخت به نظر برسد، خصوصا زمانی که کودک در مکان های شلوغ مانند سوپرمارکت شروع به بدخلقی می کند و همه به شما چشم دوخته اند، اما بهترین راه این است که تظاهر کنید هیچ اتفاقی نیفتاده است و تا زمانی که از امنیت کودک اطمینان دارید، به او نگاه نکنید. کودکان به دنبال جلب توجه هستند و وقتی نتوانند با این شیوه توجه شما را جلب کنند، آرام خواهند شد. اگر فکر می کنید این شیوه کارآمد نیست، می توانید چند کتاب و اسباب بازی همراهتان داشته باشید تا وقتی کودک بدخلقی می کند، حواس او را پرت کنید.

با کودک حرف بزنید
گفت و گوهای کوتاه بهترین راه برای پرورش مهارت های کلامی کودک است. وقتی در اتومبیل هستید، به چیزهای مختلفی که می بینید اشاره کنید و اسم آنها را بگویید. حتی می توانید در مورد تفاوت های اشیا مانند اندازه، رنگ، شکل و کارکرد آنها هم برای کودک حرف بزنید. مطمئنا با دیدن اینکه کودک چه میزان از چیزی را گفته اید به خاطر سپرده است، متعجب خواهید شد. علاوه بر این آواز خواندن همراه کودک و خواندن داستان هم به رشد مهارت ها و الگوهای زبانی کمک شایانی خواهد کرد.

کودک
صحبت کردن با کودک یکی از شیوه های تربیت صحیح است.

به خودتان سخت نگیرید
همیشه به یاد داشته باشید که هیچ پدر و مادری کامل و بی عیب و نقص نیستند و همه ما اشتباه می کنیم. همیشه در اطرافمان کسانی هستند که به شیوه دیگری رفتار می کنند اما تفاوت در نوع انجام کارها به معنی غلط یا درست بودن یک شیوه نیست. به غریزه فرزندپروری خودتان اعتماد کنید و از همه مهمتر اینکه عشق به فرزندتان را به او نشان بدهید. زمان هایی که احساس می کنید کاسه صبرتان لبریز شده است و حتی یک دقیقه هم نمی توانید فریادها و یا غرولند و ناله های کودک را تحمل کنید، به خودتان کمی فرصت بدهید و با خودتان خلوت کنید. بهتر است با در نظر گرفتن امنیت کودک، برای مدت کوتاهی از او فاصله بگیرید تا آرام شوید.

اشتباهاتی که پدر ومادر ها در برابر کودک خود انجام می دهند

تهدید کردن

یکی دیگر از اشتباهات رایجی که والدین مرتکب می شوند، تهدید کردن بچه هاست. به او نگویید «اگر دوباره زبانت را دربیاوری، تنبیه ات می کنم»؛ زیرا وقتی کودک را در چنین شرایطی قرار می دهید، علاقه او را برای لجبازی با خودتان، دوبرابر می کنید و مطمئن باشید او، کار بدش را تکرار خواهد کرد.

روش درست:تکرار جمله «اگر باز هم به خواهرت لگد بزنی، دیگه هیچ وقت نمی آییم پارک»، رفتار کودک شما را تغییر نمی دهد، بلکه باعث می شود فکر کند هنوز تا قبل از این که او را از محل بازی بیرون کنید، می تواند با چندتا لگد حسابی دیگر، خدمت خواهرش برسد. پس، بهتر است به او تذکر بدهید که اگر رفتارش را درست نکند، به خانه برمی گردید و در صورتی که آن را نادیده گرفت، بدون درنگ، به حرفی که زده اید، عمل کنید. این موضوع باعث می شود او، از جدیت شما مطمئن باشد.

خراب کردن وجهه پدر ومادر توسط یکدیگر

پشت هم را خالی کردن مقابل خواسته های بچه ها، یکی دیگر از خطاهایی است که هر پدر و مادری ممکن است انجام دهند. به عنوان مثال، اگر پدر خانواده، شرط بستنی خوردن را تمیز کردن اتاق قرار داده، شما هم پیرو این شرط باشید و از روی دل سوزی، در صورتی که فرزندتان، اتاقش را مرتب نکرده، به او بستنی ندهید.

روش درست:متحد بودن پدر و مادر، یکی از مهم ترین مسایلی است که باید توسط والدین رعایت شود. ممکن است شما روش های مختلفی برای تربیت و تنبیه کردن فرزندتان داشته باشید و می توانید در مورد آن ها با یکدیگر صحبت کنید، اما هرگز سعی نکنید مقابل فرزندتان، تلاش دیگری را کم تر جلوه دهید.