لطفا این کارنامه ها را جدی نگیرید!

در ابتدای تأسیس مدارس غیرانتفاعی، تنها قشر مرفه جامعه فرزندانشان را در این مدارس ثبت‌نام می‌کردند اما مهاجرت فرزندان خانواده‌های متمکن به مدارس غیردولتی منجر به کاهش بار مالی آموزش‌وپرورش شد؛ از طرف دیگر، روزبه‌روز تعداد مدارس غیرانتفاعی در شهرهای بزرگ بیشتر شد تا جایی که این روزها نه‌تنها قشر مرفه بلکه قشر متوسط هم اصرار به ثبت‌نام فرزندشان در مدارس غیرانتفاعی دارند. باوجود تمایل خانواده‌ها به مدارس غیردولتی اما محمدرضا نیک نژاد، کارشناس حوزه آموزش، پژوهشگر و مترجم در گفت‌وگو با  خبرنگار ایرنازندگی به بررسی عملکرد مدارس غیرانتفاعی می‌پردازد و حقایقی را درباره این مدارس برملا می‌کند.

دلیل اصرار اولیا به ثبت‌نام فرزندشان در مدارس غیردولتی

نیک نژاد بابیان اینکه تداوم سرمایه‌گذاری ضعیف دولت در مدارس دولتی باعث کیفیت پایین آموزش در این مدارس شده است، می‌گوید: «دریکی- دو دهه اخیر، صرفه‌جویی‌های مسئولین درزمینهٔ آموزش‌وپرورش و تعارض منافع برخی از مسئولین، باعث شده اقدامات و مصوبات حتی در بالاترین سطح تصمیم‌گیری در آموزش‌وپرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت تأثیر منافع ثانویه قرار گیرد یا به عبارتی، وظایف و اهداف این سازمان‌ها در یک جایگاه مشخص دولتی با سایر منافع آن‌ها در تعارض قرار گیرند.»

وی ادامه می‌دهد: «گاهی به‌عمد مدارس دولتی ضعیف نگه‌داشته می‌شود و رسانه‌ها با تبلیغات گسترده این مدارس را ناکارآمد نشان می‌دهند. به هر ترتیب، این از عواملی است که متأسفانه باعث گمراهی خانواده‌ها شده و خانواده‌هایی که از وضع مالی خوبی برخوردارند ترجیح می‌دهند فرزندشان را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند.»

به گفته نیک نژاد، سرمایه‌گذاری ضعیف دولت، تعارض منافع و ضعیف نشان دادن مدارس دولتی از عوامل مهمی است که باعث شده مدارس دولتی در سطح جامعه ضعیف دانسته شود و مدارس غیردولتی برخلاف آن چیزی که واقعاً وجود دارد، قوی نشان داده شود تا خانواده‌ها را جذب این مدارس کنند.

 تعطیلی ۷۳۸ مدرسه غیردولتی به دلیل تخلف

این کارشناس حوزه آموزش می‌گوید: «در سال تحصیلی جدید حدود ۷۳۸ مدرسه غیردولتی به دلیل تخلف و استاندارد نبودن فضای آموزشی تعطیل شدند.» او به‌عنوان کسی که سابقه تدریس در مدارس غیردولتی را دارد، می‌گوید: «مدارس غیردولتی “برند” که ازنظر آموزشی و قبولی کنکور شاخص هستند، شاید کمتر از ۱۰ درصد را تشکیل دهند؛ ۹۰ درصد  مدارس غیردولتی ازلحاظ آموزشی گاهی حتی از مدارس دولتی هم ضعیف‌تر هستند.»

جذابیت مدارس غیردولتی به دلیل تعداد کم‌ دانش‌آموزان

نیک نژاد می‌گوید یکی از مزایای مدارس غیردولتی تعداد کم‌دانش آموزان کلاس است: «اگرچه کیفیت آموزش در بسیاری از مدارس غیردولتی جای تأمل دارد اما زمانی که تعداد دانش آموزان کلاس از حد استاندارد (۲۰) فراتر می‌رود، خانواده‌هایی که از تمکن مالی برخوردارند برای دستیابی به حداقل کیفیت آموزش ترجیح می‌دهند فرزندشان را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند چون مسلماً هرچقدر تراکم کلاس کمتر باشد، میزان رسیدگی و پایش آموزشی و پرورشی افزایش پیدا می‌کند اما این مسئله در مدارس دولتی برعکس است و گاهی در این مدارس تعداد دانش آموزان به ۴۵ نفر هم می‌رسد و این به کیفیت آموزشی لطمه وارد می‌کند.»

این کارشناس آموزش ادامه می‌دهد: «برخی از مدارس غیردولتی با رسیدگی، گزارش، پایش دانش آموزان و مشارکت خانواده‌ها در ظاهر سعی می‌کنند خانواده‌ها را راضی نگه‌دارند اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد.»

در مدارس غیردولتی به کارنامه‌ها اعتماد نکنید

به گفته این کارشناس آموزش ، بسیاری از مدارس غیردولتی غیر برند برای جذب خانواده و دانش‌آموزان کارنامه‌هایی می‌سازند که با واقعیت متفاوت است و خانواده‌ها نباید به این کارنامه‌ها اعتماد کنند. چند سال پیش رئیس ارزشیابی وزارتخانه آموزش‌وپرورش در دولت دوازدهم اظهار کرد که میانگین معدل نمره امتحانات نهایی مدارس غیردولتی از دولتی‌ها هم پایین‌تر است. این پژوهشگر می‌گوید: «من در چند مدرسه غیردولتی شاهد بودم که برای دانش‌آموزان دو کارنامه صادر می‌کنند؛ یک کارنامه واقعی که برای خط‌ونشان کشیدن برای دانش‌آموز استفاده می‌کنند و یک کارنامه غیرواقعی را هم تحویل اداره می‌دهند تا در ظاهر برند خودشان را حفظ کنند.»

مدارس دولتی به واقعیت جامعه نزدیک‌تر است

نیک نژاد می‌گوید مدارس غیردولتی به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و فردی نشانگر گستردگی واقعی در جامعه نیستند: «واقعیت جامعه ما آن چیزی است که در مدارس دولتی شاهد آن هستیم یعنی بچه‌ها در اقشار مختلف به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اعتقادی در کنار هم قرار می‌گیرند و این دسته از دانش آموزان آمادگی بیشتری برای حضور در جامعه پیدا می‌کنند چون در فضای واقعی‌تری درس می‌خوانند اما در مدارس غیردولتی چون بچه‌ها در سطح طبقاتی و اغلب اعتقادی مشابهی قرار دارند، تصورشان این است که در فضای جامعه هم مانند فضای مدرسه همه طرز فکر یکسانی دارند و این می تواند آنها را در تعامل اجتماعی با افراد مختلف دچار مشکل کند.»

تحصیل در مدرسه غیردولتی ملاک قبولی کنکور نیست

طبق روال سال‌های گذشته، امسال هم سهم ناچیز مدارس دولتی در بین نفرات برتر کنکور قابل پیش‌بینی بود؛ چنانچه بر اساس فهرست منتشرشده تنها یک نفر از رتبه‌های برتر کنکور از مدرسه دولتی بود اما این به معنای آن نیست که عمده قبول‌شدگان در کنکور سراسری از مدارس غیردولتی هستند. نیک نژاد دراین‌باره می‌گوید: «در کنکور ۱۴۰۰، از بین ۳۰ نفر رتبه برتر گروه‌های تجربی، ریاضی و انسانی، ۲۰ نفر دانش آموزان مدارس سمپاد، ۵ دانش‌آموز از مدارس غیردولتی و سه دانش‌آموز از مدارس نمونه دولتی بودند اما نتیجه قبولی کنکور در این مدارس نسبت به دولتی طبیعی است چون مدارس تیزهوشان و سمپاد و مدارس غیردولتی برند، با گزینش سنگ بنای قبولی در کنکور را رقم می‌زنند.»

او ادامه می‌دهد: «این مدارس با گزینش به‌نوعی دانش آموزان کشور را گلچین کرده و با گرفتن آزمون‌های متعدد قبولی آن‌ها در کنکور را تضمین می‌کنند اما مدارس دولتی مجبورند بنا بر منطقه آموزشی تحت پوشش مدرسه، دانش آموزان را ثبت‌نام کنند و این دانش آموزان با پیش‌زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی واقتصادی مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند.»

این کارشناس با اشاره به ناکارآمدی دولت‌ها در سیستم آموزشی می‌گوید: «طبق اصل ۳۰ قانون اساسی، دولت موظف است وسایل آموزش‌وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد؛ این درحالی است که نزدیک به ۸۰ درصد مدارس دولتی، جزو ناکارآمدترین بخش آموزشی کشور هستند که این امر  در تناقض با اصل ۳۰ قانون اساسی و  وظیفه دولت در عرصه مهم آموزش است.»

مهم‌ترین راهکار برای برقراری عدالت آموزشی در کشور

سیاست‌گذاری‌های نادرست آموزشی و تمرکز امکانات و کیفیت آموزشی در مدارس خاص و غیردولتی باعث شده تا این روزها افکار عمومی جامعه از مسئولان و قانون‌گذاران “عدالت آموزشی” را مطالبه کنند. نیک نژاد بهترین راهکار عدالت آموزشی در ایران را الگو قرار دادن کشورهای موفق در این مسیر دانست و افزود: «ژاپن به عنوان کشوری که تأکید بر عدالت آموزشی دارد، توانست با بهره‌برداری از تجربه کشورهای مختلف در بین ۳۵ کشور ثروتمند جهان در مقام نخست برقراری عدالت آموزشی قرار گیرد. در این کشور تقریباً نزدیک به ۳.۵ درصد مدارس خصوصی وجود دارد و تا ۹ سال اول تمام دانش آموزان در مدارس دولتی تحصیل می‌کنند.»

او ادامه می دهد:« ۳.۵ درصدی که در مدارس خصوصی ژاپن درس می‌خوانند، دانش‌آموزانی هستند که یا گرایش‌های مذهبی متفاوت یا نیازمندی‌های خاصی دارند که البته هزینه تحصیل در این مدارس خصوصی هم توسط خانواده‌ها تأمین نمی‌شود بلکه از طریق دولت پرداخت می‌شود.»

نیک نژاد بابیان اینکه یکی از مهم‌ترین پایه‌های برقراری عدالت آموزشی در کشور توجه دولت به مدارس دولتی است، می‌گوید: «دولت باید پای بخش خصوصی را از مقطع تحصیلی دبستان یا مثل ژاپن تا ۹ سال اول یا مثل فنلاند در کل دوره آموزشی قطع کند و کیفیت آموزشی را افزایش دهد.»

این کارشناس آموزش تأکید می‌کند: «اصل ۳۰ قانون اساسی، قانون بسیار پیشرویی است و در کشورهای مختلف با رایگان کردن سیستم آموزشی در تلاش‌اند تا اجازه ندهند تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی مانع رشد دانش آموزان شود.»

نیک نژاد می‌گوید: «برخی معتقدند که حذف مدارس غیردولتی به آزادی‌های شهروندی آسیب می‌رساند اما  مسئولان باید به این امر توجه کنند که بین اینکه به خانواده‌ها حق انتخاب داده شود و اینکه خانواده‌ها را مجبور کنند تا بنا بر شرایط موجود در مدارس دولتی به سمت مدارس غیردولتی جذب شوند، تفاوت وجود دارد.»

ظاهربین نباشید

به گفته نیک نژاد، غیرانتفاعی بودن یک مدرسه دلیلی بر موفقیت سیستم آموزشی و پرورشی آن مدرسه نیست؛ همچنین تعداد زیاد دانش آموزان دلیلی بر ضعف سیستم آموزشی یک مدرسه دولتی به‌حساب نمی‌آید. والدین توجه کنند که مدارس دولتی و غیردولتی ازنظر سیستم پرورشی (رشد فردی و مهارت افزایی) چندان باهم تفاوت ندارند چون مدارس غیردولتی و تیزهوشان تمام انرژی را صرف کامیابی‌های آموزشی می‌کنند و مدارس دولتی هم که برای تقویت سیستم پرورشی بودجه کافی را ندارند. بنابراین، تمام دانش آموزان ازنظر پرورشی دارای کاستی‌هایی هستند.

نیک نژاد می‌گوید عموماً تمرکز خانواده‌ها بر بخش آموزشی مدارس است که مدارس چه دولتی و چه غیردولتی باید شناخته‌شده باشند: «خانواده‌ها باید برون داده‌های واقعی مدارس به‌خصوص مدارس غیردولتی را مورد بررسی قرار دهند و نباید به کارنامه‌ها و گفته‌های مدیران مدرسه توجه کنند چون اغلب مدیران مدارس غیردولتی از قدرت بالایی در اقناع خانواده‌ها برای ثبت‌نام فرزندشان برخوردارند.»

رابطه ناباورانه کاهش استرس با شستن دست‌ ها

حذف استرس و اضطراب از زندگی‌های امروزی، تقریبا نشدنی است اما راهکارهایی برای کاهش و مدیریت آن‌ها وجود دارد. بر اساس تحقیقات جدید منتشر شده در مجله Social Psychological and Personality Science، شستن و تمیز کردن خود می‌تواند عواقب روانی تجربه استرس و اضطراب را کاهش دهد. یافته‌های جدید نشان می‌دهند که شستن و تمیز کردن خود با کاهش اضطراب مرتبط است، اما چرا دانشمندان علاقه‌مند به بررسی ارتباط بین شستن خود و استرس شدند؟ «اسپایک دبلیو اس لی»، استادیار مدیریت و روان شناسی در دانشگاه تورنتو و مدیر آزمایشگاه ذهن و بدن، این طور توضیح می دهد: «من همیشه مجذوب روان شناسی رفتار تمیز کردن بودم. چرا مناسک تطهیر در ادیان وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال، این پژوهش را انجام دادم.»

   نحوه انجام این پژوهش
«لی» و تیم تحقیقاتی او 1150 بزرگ سال را بررسی کردند و از آن‌ها خواستند ویدئویی کوتاه از یک زن وحشت‌زده را که بر لبه ایستگاه بانجی جامپینگ ایستاده بود، تماشا کنند. این ویدئو قبلاً برای ایجاد اضطراب، تنش و ناراحتی در بینندگان ساخته شده بود. سپس به‌طور تصادفی شرکت‌کنندگان را به سه گروه تقسیم کردند و به هر گروه یک ویدئوی اختصاصی نشان دادند. گروه اول ویدئویی درباره نحوه صحیح شستن دست‌ها را دیدند، گروه دوم ویدئویی درباره نحوه ترسیم یک دایره را تماشا کردند و گروه سوم ویدئویی درباره نحوه پوست کندن تخم‌مرغ را دیدند. سپس از آن‌ها خواستند به میزان استرسی که از ویدئوی اول زن وحشت‌زده بر لبه بانجی جامپینگ داشتند، امتیاز دهند.
   نتایج ناباورانه این پژوهش
در کمال ناباوری کسانی که بعد از آن ویدئو، ویدئوی شستن دست را تماشا کردند، در مقایسه با کسانی که دو ویدئوی دیگر را تماشا کردند، متعاقباً سطح اضطراب کمتری را گزارش کردند اما موضوعی محققان را به شک انداخت و آن هم این بود که فیلم شستن دست‌ها ممکن است در بیننده حس لمس شدن را تقویت کند و به همین دلیل آن‌ها میزان استرس کمتری را گزارش داده باشند. آن‌ها خاطرنشان کردند: «از آن جایی که لمس شدن تسکین‌دهنده و آرام‌بخش است، آن چه که به نظر می‌رسد اثرات تمیز کردن و شستن است، ممکن است به دلیل حس لمس شدن باشد. برای توضیح این آشفتگی احتمالی، محققان آزمایش دومی را با 465 شرکت‌کننده انجام دادند.»
   تکرار آزمایش و کسب همان نتیجه قبلی
پس از تماشای ویدئوی اضطراب‌آور، شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند و از هر گروه خواسته شد چیزی را تصور کنند: گروه اول: «تصور کنید دست‌ها، صورت، گردن و موهای‌تان را با آب تمیز می‌کنید»، گروه دوم: «تصور کنید که بازوها، صورت، گردن و موهای خود را لمس می‌کنید.» و از گروه سوم خواسته شده بود اصلا چیزی را تصور نکنند. «لی» و همکارانش دریافتند که سطح اضطراب در بین افرادی که تصور تمیز کردن را داشتند در مقایسه با دو گروه دیگر باز هم کمتر است.
مترجم : فرنگیس یاقوتی|‌ منبع: psypost.org

نگاه ابزارگونه به زن چه تبعاتی دارد؟

انگاره نقاشی ذهنی از چیزی است که به جای آن در ذهن فرد می‌نشیند و دارای قدرت است. منظور از قدرت در اینجا زمینه اثرگذاری بالای انگاره است زیرا غالبا بر پایه انگاره خود از یک چیز، به آن دل می‌دهیم یا از آن دل می‌کنیم. برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم، منابع و ابزارهای مناسب آن را می‌یابیم و در نهایت، کامیابی یا ناکامی خود را با تعیین هدف رقم می‌زنیم. در این زمینه، پروفسور احد فرامرز قراملکی، استاد دانشگاه تهران، نیز کتاب ارزشمندی با عنوان «قدرت انگاره» نوشته است.
بر این اساس، هرگاه نقاشی ذهنی زن از خود یک شی‌ء جنسی باشد، انگیزه فراوانی برای رسیدگی و پایش فراوان چهره و اندام خود می‌یابد و از اهداف مهمش در زندگی داشتن بدنی با ظاهر ویژه و بسیار جذاب خواهد بود که برای رسیدن به آن بسیار تلاش می‌کند. می‌توان فرایند عامی برای خودشی‌ء‌انگاری زنان در جامعه ترسیم کرد بدین صورت که ابتدا بعد بدنی زن در جامعه برجسته می‌شود و شی‌ء‌انگاری زن رواج می‌یابد. در شرایطی که زمینه‌های روانی در زنان نیز مساعد باشد و به‌ویژه دچار مشکل عدم خودشناسی باشند، خودشی‌ء‌انگاری که نوعی ابزارانگاری است در ایشان درونی می‌شود زیرا اگر هر فردی خود را بشناسد، بدین معنا که بداند هدف خداوند از خلقتش چه بوده و چه استعدادها و ارزش‌هایی در وجودش نهفته است که می‌تواند آن‌ها را شکوفا سازد و موجب سعادت پایدار خود و دیگران شود، با وجود شرایط نامناسب جامعه، هرگز به‌راحتی به مشکلاتی از جمله خودشی‌ء‌انگاری مبتلا نمی‌شود.
بر اساس تحقیقاتی که در غرب انجام شده است، خودشی‌ء‌انگاری علائم و عوارض متعددی دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از نارضایتی از بدن، شرم از بدن، ارج‌گذاری کم به بدن، رژیم غذایی مضر، اختلال تغذیه، اضطراب از ظاهر، کاهش تمرکز، فقدان آگاهی درون‌بینانه، کاهش نشاط، روان‌رنجوری، عواطف منفی، علائم افسردگی، خجالت، احساس تحقیر و انزجار، عزت نفس پایین، خجالت‌کشیدن از بدن در طی رابطه جنسی، عملکرد جنسی ضعیف، عزت نفس جنسی پایین و توانایی جنسی پایین.
در سال 1997 انتشار نظریه «شئ‌انگاری» از سوی فردریکسون و رابرتس در فصل‌نامه روان‌شناسی زنان چهارچوبی رسمی ایجاد کرد تا راه‌های متعدد اثرگذاری بر زندگی زنان درفرهنگی که بدن زنان را شئ جنسی انگاشته، به شکل نظام‌مند بررسی شود. در واقع خودشئ‌انگاری در زنان پیامد روانشناختی در مواجهه دائمی با تجربه‌های شئ‌انگاری جنسی است؛یعنی فرد به خود همچون شئ جنسی می‌نگرد و برای خود ارزشی در حد یک شئ جنسی قائل است.
این در حالی است که اگر فرد دارای ذهن فلسفی باشد از جامعیت فکری، نقدپذیری و انعطاف و نیزعمیق شدن در امور، برخوردار بوده و هرگونه ایده و رفتار به ظاهر زیبا ولی در باطن خفت‌بار را به راحتی نخواهد پذیرفت. روشن است که زنان با آشکارسازی و عرضه زیبایی و جذابیت‌های جنسی خود در عرصه عمومی اجتماع و تمایل بدان که عموما در اثر خودشئ‌انگاری و غفلت از ارزش‌های اصیل انسانی رخ می‌دهد، موجب فروکاستی شأن و شخصیت و منزلت خود می‌شوند .
سیده جمیله هاشم‌نیا – پژوهشگر و فعال حوزه زنان

مجردم و به زنی مطلقه علاقه مندم که 2 فرزند دارد

پسری 27 ساله هستم. علاقه مند به زنی مطلقه و 35 ساله شده ام که 2 فرزند دارد. به دلیل مشکلاتی که بعد از طلاق به تنهایی نمی توانست حل کند و با کمک من حل کرد، به هم علاقه مند شدیم. نمی توانم از او دل بکنم. دلم به ازدواج راضی است و عقلم به جدایی و قطع رابطه. مانده ام چه کار کنم. همیشه مشکل داریم و دعوا می کنیم.

پاسخ مشاور

مخاطب گرامی! انتخاب همسر مسئله ای چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر، متعدد است که یکی از این شرایط سن طرفین و یکی دیگر نیز همکفو بودن آن هاست. هرچند بزرگ تر بودن سن پسر از دختر در ادامه روند ازدواج، موثر است اما کسب بلوغ های لازم برای ازدواج مهم تر و حیاتی تر است چراکه همسرداری صحیح به بلوغ های روانی افراد مرتبط است.

طرف مقابل تان را با معیارهای تان بسنجید

برای داشتن یک ازدواج موفق، معیارهای هر فرد برای انتخاب شریک زندگی باید شناسایی و بررسی شود. هر شخص بر اساس اولویت بندی معیارهایش دست به انتخاب همسر می زند که در مورد شما نیز صدق می کند؛ بنابراین ابتدا توصیه می کنم پیش از در نظر داشتن خانمی که از وی یاد کردید، ابتدا معیارهای خود را دسته بندی کنید و هر یک را به ترتیب اولویت پیش روی خود بگذارید.

سپس با تطابق هر یک از معیارها با شرایط طرف مقابل تان ببینید آیا درصد بالایی از این معیارها با وی هماهنگ است یا خیر؟ با این کار کشمکش بین دل و عقل تان نیز تا حدودی کمتر خواهد شد و به نتیجه معقول تری خواهید رسید. عوامل کشمکش ها را بیابید در پیامک تان نوشته اید دائم دعوا و کشمکش دارید ولی درباره علت آن نکته ای بیان نکرده اید.

بررسی علل و عوامل این جر و بحث ها و ریشه یابی آن به شما برای تصمیم گیری نهایی کمک شایانی خواهد کرد. متاسفانه با توجه به توضیح ندادن این مورد در پیامک تان، نمی توان برای رفع این مشکل اظهارنظری کرد.

نظر خانواده تان را جویا شوید

صرف نظر از شرایط سنی شما و خانم مورد علاقه تان، دلایل ازدواج و جدایی شخص مدنظر نیز باید بررسی شود. همچنین مهم ترین مسئله ای که بارها در پاسخ به این گونه سوالات مطرح کرده ایم، بررسی دیدگاه خانواده ها درباره چنین ازدواج هایی است.

علاوه بر آن آداب و رسوم، نظام ارزشی خانواده طرفین، تناسب فرهنگی، اقتصادی، عقیدتی و … از ابتدایی ترین امور قابل توجه است. فراز و نشیب های زندگی با خانم بچه دار را بدانید ورود به زندگی مشترک با زنی که یک بار ازدواج کرده و دارای فرزند است، فراز و نشیب های زیادی دارد که باید از آن ها آگاه باشید.

مسئولیت پذیری و توان تامین مالی

زندگی مشترک و فرزندان نیز از مواردی است که باید به آن توجه جدی کنید. همچنین آمادگی روحی شما در ارتباط با فرزندان وی و در مقابل پذیرش جایگاه شما توسط آن ها به عنوان همسر جدید مادرشان و … نیز مهم است که باید به این آمادگی روحی دست یافته باشید.

یکی از آن 8 دختر

زهرا علایی که سال‌هاست ساکن مشهد است یکی از هشت دختری است که در روزهای اول جنگ اهواز را ترک نکرد. او آن زمان توانسته بود بورسیه بگیرد. با این حال، از ایران خارج نشد و پشت جبهه شروع به کمک کرد. دو ماهی از جنگ گذشته بود و زهرا و خواهرانش تعلیمات نظامی را در کلاس‌هایی به عنوان «شهید علم‌الهدی» آموزش می‌دیدند.

او می‌گوید: ما شهروند بودیم اما زندگی جدیدی سراغمان آمده بود و باید به رزمنده تبدیل می‌شدیم. کمی گذشت. شهر امن نبود. خانواده بعد از فوت عمویم در آبان می‌خواستند به شوشتر بروند و ما دختران می‌خواستیم در اهواز بمانیم. به یاد دارم که مادر، خاله و زن‌عمو به‌شدت مخالف بودند. جلو ما ایستادند. تهدیدمان کردند. به ما وعده دادند که فلان وسیله را برای شما می‌خریم یا اینکه بعد از شوشتر به شیراز می‌رویم و در آنجا زندگی می‌کنیم. اما ما دختران سفت و سخت پافشاری ‌کردیم. برای خانواده دلیل ‌آوردیم که بیمارستان‌ها نیرو می‌خواهند. در حالی که شهر خالی شده و خانواده‌ها رفته‌اند، ما باید بمانیم و هر کار از دستمان برمی‌آید انجام دهیم. دست آخر، خانواده‌ها حریف ما نشدند. خداحافظی آخرمان هم با بی‌مهری و دلخوری بود. اوایل، مدتی مادر و گاهی خاله پیش ما ماندند و بعد از اینکه خیالشان راحت شد که از پس خودمان برمی‌آییم، در اهواز تنهایمان گذاشتند. آن‌ها هشت دختر پایه ثابت سنگر پشت جبهه بودند. به گفته زهرا در بیمارستان‌ها از پانسمان و تزریقات تا تمیزکاری آن را انجام می‌دادند و در واقع، کمک پرستار بودند.
نویسنده: سعیده آل ابراهیم

گفت‌وگو با مادر و دختر قهرمان کاراته‌ کار

 آزاده درویش بانویی کاراته‌کا است که از مقام و عنوان در این رشته تعداد زیادی در حوزه‌های بین‌المللی، کشوری و استانی کسب کرده است. او کاراته را از سه‌سالگی شروع کرده است و این شروع را از خانواده یا بهتر بگویم پدر و مادری کاراته‌کا دارد. پدر او، جواد درویش، از استادان نام‌دار سبک وادوکای است و مادرش بعد از ازدواج، از حدود سال 62 کاراته را شروع کرده و این ورزش اکنون به رشته خانوادگی آن‌ها و فرزاندانشان تبدیل شده‌است.

کاراته از سه‌سالگی
آزاده متولد سال 66 است. به قول مادرش، اکرم گل‌پرور، آن‌قدر در سالن‌ها و مسابقات کنارش بوده که هم‌جواری ناخودآگاه روی او تأثیر گذاشته‌ است اما به ‌صورت حرفه‌ای، کاراته را از هفت‌سالگی در سبک وادوکای که سبک پدر و مادرش نیز هست شروع کرده است و اکنون کمربند مشکی دان 6 دارد. او داور و مربی ممتاز فدراسیون کاراته کشور است. 10 دوره قهرمانی مسابقات بین‌المللی، دو کاپ آزاد جایزه بزرگ باکو، دو مقام در مسابقات بین‌المللی مالزی، چندین دوره دعوت به اردوی تیم ملی و بیش از صد مقام کشوری و استانی از جمله مقام‌هایی است که کسب کرده و از مادر خود به ارث برده‌است، مادری که بنیان‌گذار کاراته بانوان در خراسان‌ رضوی است و تجربه ریاست و نایب‌رئیسی هیئت کاراته استان را در کارنامه خود دارد.

عزمی زنانه برای کاراته
مادر و دختر هردو این روزها مربیگری می‌کنند و شاگردانی تربیت می‌کنند که خیلی از آن‌ها پا جای پای خودشان گذاشته‌ و مقام‌های بین‌المللی، کشوری و استانی کسب کرده‌اند. برخی از آن‌ها نیز امروز مربیگری را تجربه می‌کنند. خانم گل‌پرور درباره سال‌های اولی که کاراته را در مشهد شروع کرد می‌گوید: سال 62 بعد از ازدواج با همسرم که استاد کاراته است، من هم کم‌کم جذب این رشته شدم. آن زمان رشته‌های رزمی فقط برای آقایان بود و زمینه‌ای برای خانم‌ها وجود نداشت. کاراته را یاد گرفتم و چون رشته‌ای نو و تازه بود، خانم‌های زیادی جذب آن شدند. آن سال‌ها برای جا انداختن و معرفی کاراته بین زنان خیلی تلاش کردم. تفکر جامعه این بود که رشته‌های رزمی خشن است و به درد خانم‌ها نمی‌خورد ولی واقعیت این نبود. رشته‌های رزمی نه‌تنها خشونت ندارند بلکه خشونت درونی را هم آرام می‌کنند. جلسات زیادی می‌رفتم و در مدارس صحبت می‌کردم تا آگاه شوند.
او همه وقت خود را در این سال‌ها برای جا انداختن کاراته بین بانوان گذاشته است و نماینده سبک وادوکای استان نیز هست. وقتی از او می‌پرسم تاکنون چه مقام‌هایی کسب کرده‌است می‌گوید: وقتی کاراته استان را شروع کردم واقعا وقتی برای شرکت در مسابقات نداشتم. هدفم این بود که آن را جا بیندازم و دخترانی تربیت کنم که آن‌ها مقام آور باشند. از اینکه به هدفم رسیده‌ام راضی‌ام و نگران مقام نیاوردن در مسابقات نیستم. همین که در مسابقات کنار بچه‌ها بودم و اشک‌ها و لبخندهای آن‌ها را در لحظه پیروزی می‌دیدم، برایم بهترین مقام است.
خانم گل‌پرور متولد سال 45 و دارای کمربند مشکی دان 7 است. او این روزها هم‌چنان مشغول مربیگری و پرورش نسلی از زنان ورزشکار و مقاوم است.

زندگی با یک سبک ورزشی
آزاده درویش درباره اوایلی که کاراته وارد زندگی‌اش شد می‌گوید: ابتدا برایم جنبه بازی و سرگرمی داشت اما با شرکت در مسابقات به این رشته علاقه‌مند شدم و عضوی از زندگی‌ام شد. الان هم با اینکه مهندسی معماری خوانده‌ام و نظارت پایه2 دارم، بیشتر وقتم را برای مربیگری می‌گذارم. چون کاراته عشق اول زندگی‌ام است، ترجیح می‌دهم بیش از مهندسی برای آن وقت بگذارم. این‌طور هم نیست که همه چیز را کنار گذاشته باشم. به زندگی و فرزندم می‌رسم ولی در کنارش، ورزش را هنوز دارم. هرچند از سال 93 با دنیای قهرمانی خداحافظی کرده‌ام، تا آخرین روزهای بارداری هم به عنوان مربی در کنار بچه‌ها بودم و در اردوها و مسابقات آن‌ها را تنها نگذاشتم. ارتباط ما با هم آن‌قدر زیاد است که گاهی میزان صمیمیت بچه‌ها با من بیش از مادرشان است و حرف‌هایی را به من می‌زنند که شاید هیچ‌وقت به مادرشان نگویند. این سبک رفتار را از مادرم آموخته‌ام. او هم در مربیگری همراه و دوست بچه‌هاست و برای آن‌ها مانند یک دوست و مادر است.
خانم درویش مربیگری را از بیست‌سالگی شروع کرده اما از پانزده‌سالگی به عنوان کمک‌مربی فعالیت کرده‌است. او هم‌اکنون حدود صد شاگرد خردسال، نونهال و نوجوان دختر دارد و به گفته خودش به بیش از هزار شاگرد در این رشته آموزش داده‌است. او سال 94 ازدواج کرده و پسرش متولد سال 97 است. آزاده رشته شمشیربازی را به صورت حرفه‌ای و کسب مقام قهرمانی کشوری و در دوره‌ای کوتاه، فوتسال و ژیمناستیک را در کنار کاراته تجربه کرده است. او نماینده سبک کاراته سنتی استان نیز هست.

رشته‌های شخصیت‌ساز
از این مادر و دختر می‌خواهم درباره تأثیر کاراته و انتخاب یک سبک ورزشی در زندگی خود برایم بگویند. خانم گل‌پرور معتقد است ورزش به‌ویژه ورزش‌های رزمی تأثیر بسزایی بر شخصیت افراد دارد. می‌گوید: بعضی‌ها فکر می‌کنند رشته‌های رزمی خشن‌اند ولی واقعیت این نیست. بچه‌ها در این رشته‌ها تواضع را در ابتدای کار یاد می‌گیرند زیرا با اجازه باید وارد زمین و از آن خارج شوند. برنامه‌ریزی را می‌آموزند و یاد می‌گیرند برای همه لحظه‌های زندگی از خورد و خوراک گرفته تا خواب و مطالعه زمان و مقدار تعیین کنند. شخصیت آن‌ها رشد می‌کند و با پیروزی‌ها و شکست‌ها تجربیاتی به دست می‌آورند که هر جایی وجود ندارد. این تغییرات و این تأثیرات را نه‌تنها روی فرزندانم بلکه روی همه شاگردانم دیده‌ام. خانم درویش هم درباره اهمیت ورزش می‌گوید: رشته‌های ورزشی و رزمی مانند رشته کاراته دنباله‌دار هستند و چون رتبه‌بندی دارند باعث ایجاد علاقه و انگیزه برای افراد می‌شوند. در کنار این، چون فضای رقابت وجود دارد، بچه‌ها این رشته‌ها را دوست دارند و جذب آن می‌شوند. جذب ورزش شدن و ایجاد دغدغه‌هایی در این زمینه باعث دوری بچه‌ها از بسیاری معضلات اجتماعی می‌شود. دختران ورزشکار وقتی برای خیلی از کارهای اضافه ندارند و اطراف آن‌ها دوستانی هستند که دغدغه‌هایی مثبت برای رشد و ارتقا دارند. البته الان گرایش خانواده‌ها به اینکه دخترانشان رشته‌های رزمی را فرا بگیرند زیاد شده است و خیلی از بانوان به دفاع شخصی علاقه دارند. البته سکونی هم که در دوران کرونا ایجاد شد، باعث استقبال شدید خانواده‌ها از رشته‌های ورزشی در تابستان امسال شد. او که مانند مادرش به دنبال جذب حداکثری دختران در رشته ورزشی کاراته است، در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: اینکه خانواده‌ها باوجود خیلی از مشکلات از جمله مشکلات اقتصادی باز هم دختران خود را به کلاس ورزش می‌فرستند به من انرژی خاصی می‌دهد. همین رفتارها به من انگیزه و روحیه می‌دهد که در این رشته ورزشی بمانم و به بسیاری از مشکلات فکر نکنم و خلأ‌ها و بی‌توجهی‌ها را نبینم.

خانواده دان‌دار
در خانواده درویش، پدر خانواده با کمربند دان 8 دارای بالاترین رتبه است و نوید، پسر خانواده، نیز کمربند مشکی دان 5 دارد. رتبه‌بندی کمربندهای این رشته به ترتیب در رنگ‌های سفید، زرد، نارنجی، سبز، آبی، بنفش، قهوه‌ای و مشکی است که کمربند مشکی 10 دان دارد.
نویسنده: لیلا جان‌قربان

آیا رفتن به رختخواب با موهای خیس مضرر است؟

آیا رفتن به رختخواب با موهای خیس مضرر است؟

آیا رفتن به رختخواب با موهای خیس مضرر است؟

با توجه به اینکه محیط گرم و مرطوب بستر مناسبی برای رشد باکتری‌ها و قارچ‌ها است رفتن به رختخواب با موهای خیس برای موهای شما و سلامت کلی شما مضر است. بنابراین رفتن به رختخواب با موهای خیس ممکن است به طور بالقوه منجر به عفونت‌های باکتریایی و قارچی شود. برخی از روش‌های مراقبت از مو مانند حالت‌دهنده عمیق شبانه شما را ملزم می‌کند که با موهای خیس به رختخواب بروید. حال بیایید به برخی از خطرات رفتن به رختخواب با موهای خیس و همچنین زمانی که خوب است با موهای خیس به رختخواب بروید نگاهی بی‌اندازیم.

خوابیدن با موهای خیس چه مضرراتی دارد؟

عفونت‌های قارچی:

عفونت‌های قارچی مانند کرم حلقوی بیشتر در افرادی که با موهای خیس می‌خوابند تأثیر می‌گذارد. رفتن به رختخواب با موهای خیس محیطی مرطوب و گرم ایجاد می‌کند که محل نگهداری قارچ‌ها و باکتری‌ها است. علاوه بر این خوابیدن با موهای خیس می‌تواند باعث تحریک پوست شود که ممکن است باعث خارش پوست سر شما شود.

 شکستگی مو:

موهای خیس بسیار بیشتر از موهای خشک در برابر شکستن آسیب پذیر هستند زیرا تارها ضعیف‌تر و نرم‌تر هستند. بنابراین اصطکاک ناشی از خوابیدن با موهای خیس باعث شکستگی بیشتر مو و در نتیجه ریزش مو می‌شود.

گره خوردن مو:

هنگامی که با موهای خیس می‌خوابید احتمالاً گره خوردن بیشتری را تجربه خواهید کرد زیرا موها انعطاف پذیر هستند.

 وجود مو روی بالشت‌ها:

رفتن به رختخواب با موهای خیس نه تنها ناراحت کننده است بلکه به رختخواب شما نیز آسیب می‌رساند و در طولانی مدت باعث رشد کپک روی بالشت‌ها می‌شود.

چگونه با موهای خیس راحت بخوابیم؟

از شامپوی مناسب استفاده کنید:

فاکتور مهمی که باید در هنگام انتخاب شامپو در نظر بگیرید استفاده از یک شامپوی نرم‌کننده حاوی کلاژن یا گلیسیرین است تا موهایتان را مرطوب، محافظت شده و سالم نگه دارد.

 از نرم کننده استفاده کنید:

نرم کننده مو باعث تقویت مو می‌شود و از آنجایی که خواب با موهای خیس آن را در معرض آسیب‌های فیزیکی قرار می‌دهد استفاده از نرم کننده مو باعث محافظت از مو و حفظ سلامت آن می‌شود.

 موها را مرطوب نگه دارید:

استفاده از مرطوب کننده روی موهای خیس باعث می‌شود موها در طول شب مرطوب بمانند. برخی از مرطوب کننده‌های خوب عبارتند از روغن نارگیل و آرگان.

موهای خود را بپوشانید:

برای اینکه هنگام خواب با موهای خیس راحت باشید موهای خود را با کلاه ابریشمی یا ساتن بپوشانید. این باعث می‌شود تا رشته‌های مو آسیب نبینند و در عین حال از گره خوردن جلوگیری می‌کنند.

 از بالشت ابریشمی استفاده کنید:

روبالشتی ابریشمی بسیار توصیه می‌شود زیرا به مو اجازه تنفس می‌دهد و در نتیجه از تعریق زیاد که باعث رشد قارچ‌ها می‌شود جلوگیری می‌کند. با جلوگیری از تعریق سر از موخوره جلوگیری می‌کند و در نتیجه از مو محافظت می‌کند.

 روکش بالشت خود را اغلب عوض کنید:

تعویض مکرر این روبالشی‌ها برای جلوگیری از ایجاد بستری برای رشد باکتری‌ها و قارچ‌ها بسیار مهم است.

نتیجه‌گیری:

مضرات رفتن به رختخواب با موهای خیس بیشتر از معایب آن است. اگر می‌توانید همیشه سعی کنید با موهای خشک به رختخواب بروید. برخی از روش‌های مراقبت از مو مانند حالت‌دهنده‌ها بسیار حس شادابی و خوش حالتی به موها می‌دهند. بنابراین اگر باید با موهای خیس می‌خواهید بخوابید مطمئن شوید که آن‌ها را خشک کرده‌اید و آب اضافی آنها را گرفته‌اید.

 

منبع:

lovingkinkycurls.com

3 ملاک اشتباه در انتخاب لباس

 پوشیدن بدن را شاید بتوان در درجه نخست، پاسخ به یک نیاز فیزیولوژیک و طبیعی دانست لذا هرجایی در دنیا، نوع و میزانی از پوشش نیز وجود دارد اما این که نوع و الگوی به کارگیری این پوشش در هر جامعه یا اجتماع چیست، موضوعی است که به فرهنگ آن جامعه مربوط است. پوشیدن، نیاز و چگونه پوشیدن” یک موضوع فرهنگی” است «پوشیدن» یک موضوع طبیعی است؛ اما «چگونه پوشیدن» یک موضوع فرهنگی است. درباره فرهنگ و موضوعات مرتبط با آن بر خلاف آنچه رایج شده است، عموما نمی توان از «خوب» و «بد» یا «صحیح» و «کاذب» سخن گفت؛ هم چنان که جامعه یا انسان «بی فرهنگ» یا «دارای فرهنگ پایین» و … نداریم، فرهنگ خوب یا بد هم به معنای ارزشی آن نداریم یعنی نمی توان گفت فرهنگ جامعه یا گروهی به خودی خود دارای ارزش است یا برای مثال بی ارزش است. در این جا باید از «بجا» و «نابجا» یا «مناسب» و «نامناسب» سخن گفت. به این معنا که یک فرهنگ یا خرده فرهنگ یا پاره فرهنگ، برای دستیابی به فلان هدف یا قرارگرفتن در فلان موقعیت مناسب است یا نه؟ برای مثال می گویند پاره فرهنگ رانندگی ما خوب نیست؛ باید پرسید برای چه منظوری خوب نیست؟ آن گاه مثلا می توان گفت برای داشتن نظم و ترافیک روان و کم خطر خوب نیست یعنی مناسب نیست؛ اما مثلا ممکن است همین فرهنگ رانندگی برای زندگی در یک محیط خلوت یا روستا یا پیست اتومبیلرانی مناسب باشد.

یعنی کاربرد هنجارها و روش های این پاره فرهنگ در آن محیط بجاست. پوشش ما متناسب با موقعیت ها نیست با مقدمه ای که مطرح شد اگر بخواهیم درباره پوشش و پاره فرهنگ آن در جامعه خودمان نکاتی را مطرح کنیم، باید از همان منظری که گفتیم وارد بحث شد. یعنی این که بپرسیم آیا فرهنگ یا درست تر بگوییم پاره فرهنگ پوشش در جامعه ما، مناسب است یا نه؟ برای این سوال باید اول بپرسیم این لباس برای چه هدفی یا چه موقعیتی مناسب است؟ از همین منظر می توان یکی از نقدهای اساسی را به برخی پاره فرهنگ های پوشش یعنی پاره فرهنگ پوشش در گروه های مختلف در جامعه ایران وارد کرد. یعنی این که آیا ما در انتخاب پوشش، متناسب با موقعیت های مختلف رفتار می کنیم یا نه؟

پاسخ این سوال هرچند قطعی یا مشخص نیست اما می توان در برخی موارد به آن پاسخ منفی داد. به این معنا که پوشش و آراستگی برخی از ما، متناسب با موقعیتی که در آن هستیم نیست. به قول معروف ادب هر مقام را رعایت نمی کنیم؛ برای مثال طبیعی است که پوشش و آراستگی که در دانشگاه یا محل کار باید داشته باشیم با پوشش و آراستگی مهمانی متفاوت است یا لباس خیابان برای خرید کردن با لباس سفر و اردو فرق دارد یا لباس تابستان را در فصل سرد نمی پوشیم و بالعکس. پس یک نقد اجتماعی به وضعیت پوشش و آرایش امروز جامعه ما از این منظر است که مناسب موقعیت های مختلف نیست.

با این حال و در ادامه مطلب درباره علل و عوامل نبود این تناسب صحبت نمی کنیم بلکه فقط وضع موجود و آسیب های آن را توصیف می کنیم؛ البته در هفته های آینده در این باره هم نکاتی را مطرح خواهیم کرد. پوشش ما با وضعیت اقتصادی مان هم تناسب ندارد از منظری دیگر می توان پرسید آیا فرهنگ پوشش در جامعه ما متناسب با وضعیت اقتصادی جامعه ماست یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال کافی است نگاهی به آمار تکان دهنده واردات پوشاک در 10 سال اخیر بیندازید.

بخش بزرگی از واردات بی رویه سال های گذشته که به نابودی ذخایر ارزی و ثروت ملی ما انجامید، مربوط به کالاهای مصرفی بالاخص پوشاک و منسوجات است. این روند که به قیمت نابودی بخش زیادی از صنایع پوشاک داخلی نیز تمام شد، نشان از تقاضای بالا و عطش سیری ناپذیر بخش هایی از جامعه برای مصرف پوشاک متنوع دارد.

سهم قابل توجهی از سبد مصرف خانوار، به خصوص جوانان را نیز پوشاک تشکیل می دهد؛ این در حالی است که درآمد سرانه یا تولید ملی ما اصلا تناسبی با این حجم مصرف ندارد. خب این یعنی چه؟ یعنی فرهنگ مصرف پوشاک ما تناسبی با وضع اقتصادی ما ندارد. سبک پوشش ما باعث وابستگی و مقروض شدن می شود شما احتمالا در اطراف خودتان هم افراد یا خانواده هایی را سراغ دارید که بخش نسبتا زیادی از درآمد خود را صرف خرید انواع پوشاک و کیف و کفش و … و نیز لوازم آرایش می کنند حال آنکه نه نیاز مبرمی به این تنوع و گوناگونی دارند و نه وضعیت اقتصادی آنان اقتضای چنین هزینه هایی را می کند؛ اما مثلا حاضرند از اوقات فراغتشان بزنند و بیشتر کار کنند تا درآمد بیشتری برای خرید داشته باشند.

شما نگاهی به انواع فروشگاه های رنگ و وارنگ و لوکسی که فروشنده لباس های مارک دار گران قیمت هستند، بیندازید تا بهتر متوجه این موضوع شوید. من کاری به جنبه فردی ماجرا ندارم، اما از منظر جامعه شناسی، برآیند این کنش های افراد در جامعه، رواج فرهنگ مصرف و مصرف زدگی در عین تنبلی اجتماعی و کمبود تولید ملی خواهد بود. یعنی ما را به جامعه ای تبدیل می کند که به جای این که بیشتر تولید کند تا از وابستگی و فقر رهایی یابد، بیشتر مصرف می کند تا وابسته تر و مقروض تر شود. پس از این منظر هم می توان به فرهنگ پوشش ما که در واقع بخشی از سبک زندگی ماست، نقد وارد کرد. 

قبل از ازدواج دوباره ضعف هایتان را بشناسید

زنان پس از طلاق دچار شکست های عاطفی زیادی می شوند که عواقب بدی برای آن ها دارد. آن ها بیشتر از مردان پس از طلاق ضربه می خورند و احساس تنهایی آزارشان می دهد. برخی از آن ها نیز که افکار سنتی دارند، تصور می کنند پس از طلاق بی سرپرست می مانند و باید سایه یک مرد بالای سرشان باشد. وحشت از طلاق و جدایی، خیلی از زنان را وادار به کارهایی می کند که خودشان به انجام آن تمایلی ندارند. یکی از همین کارها ازدواج دوباره است.

آن ها تصور می کنند حالا که شوهرشان را از دست داده اند و بی سرپرست شده اند، باید به ازدواج دوباره پناه ببرند و زندگی گذشته خود را این بار ترمیم کنند. قبل از ازدواج دوباره ضعف هایتان را بشناسید وی ادامه می دهد: به نظر من برای ازدواج دوباره باید پیش از انتخاب طرف مورد نظر برای ازدواج، ضعف های خود را شناخت و برای رفع آن کوشید.

باید از خود پرسید سهم من در آن شکست و طلاق چه بوده است. همه ما دوست داریم دیگر مرتکب اشتباهات قبلی نشویم، ولی باوجود قول هایی که به خودمان می دهیم چون بر بخشی از رفتارهایمان اشراف کامل نداریم یا مهارت اصلاح آن رفتار را بلد نیستیم دوباره مرتکب همان خطا می شویم. از طرفی نگرش منفی افراد جامعه نسبت به فرد طلاق گرفته، می تواند مشوق فرد برای تأهل دوباره باشد.

از سوی دیگر نگاه منفی جامعه به فردی که طلاق گرفته، می تواند باعث شود فرد بر خلاف میل باطنی اش به ازدواج دوباره تن دهد تا از نگاه و نگرش افراد جامعه در امان بماند. در واقع ما به ندرت طلاقی را می یابیم که تنها ناشی از اشتباه یکی از طرفین باشد.

به همین دلیل قبل از ازدواج دوباره، هر فرد باید در روح خود جست وجو کند تا ببیند به جای اعمال گذشته چطور باید رفتار کند که ازدواج دومش دوام بیاورد. افرادی که قبل از ازدواج دوباره این کار را انجام نمی دهند، برای ازدواج آمادگی ندارند. کسی که نتواند اشتباهات خود را بشناسد و از آن ها درس بگیرد، دوباره آن ها را تکرار خواهد کرد.

برای همین فرد باید پیش از ازدواج دوباره خوب فکر کند و ببیند می خواهد این ازدواج را قبول کند یا نه و اگر خواست باید ضعف های خود را بیابد و پس از آگاهی کامل، شرایط طرف مقابل را هم به طور کامل بسنجد و بعد از آن ازدواج کند.