نگذارید فرزندتان به بازی با تبلت یا موبایل عادت کند

 خیلی از والدین از این که فرزندشون توانایی استفاده از این وسایل رو داره خوشحالن و اون رو به عنوان شاخصی برای باهوش بودن فرزندشون در نظر می‌گیرن! در صورتی که استفاده مداوم از این وسایل در سن پایین تبعاتی به همراه داره که جبران‌ناپذیره.
📵 اگه کودک مدام سرش توی گوشی و تبلت باشه، کم کم از دنیای واقعی فاصله می‌گیره و این یعنی آغاز مسائل و مشکلات فراوان در آینده.
📵 اگه کودک کار با تبلت و موبایل رو می‌دونه، به اون افتخار نکنید و به خصوص در جمع به بقیه نشون ندید! چون این توانایی هیچ افتخاری نداره!
 وقت گذروندن بیش از حد با این ابزارها، علاوه بر آسیب مغزی در کمتر از ۲ سالگی، شرایط اعتیاد به اینترنت و بازی‌های کامپیوتری رو بعد از هفت سالگی به وجود می‌یاره. 

12 گیاه بمب انرژی مثبت در فنگ شویی

الی ماما/ اصلی در مورد طبیعت و گیاهان وجود دارد آن هم این است که وجود گیاهان سبز و طبیعت به انسان انرژی میدهد. حتما برای شما هم پیش آمده زمانی که مضطرب یا آشفته اید به طبیعت پناه می برید و در مدت کوتاهی انرژی مثبت بسیار زیادی دریافت میکنید.
در چین باستان و طبق نظریه فنگ شویی در مکانی که گیاهان سبز و طبیعی قرار داشته باشند؛ از تنش های فیزیولوژیکی و روحی افراد تا حد زیادی کاسته میشود. گیاهان از دل زمین بیرون میآیند بنابراین انرژی مادر خود ( زمین) را با خود به همرراه میآورند. این انرژی باعث میشود تا اثرات و هاله های منفی انرژی تا حد زیادی خنثی سازی شود.
ما در این پست جدید به 12 نوع گیاه آپارتمانی انرژی زا اشاره میکنیم. گیاهانی که انرژی بیشتری از سایر هم جنسان خود دارند. پس با این پست جذاب از مجله سبز گل و گیاه الی ماما با دقت همراه باشید :

گیاه سانسوریا ( شمشیری)
سانسوریا گروهی از گیاهان بسیار مقاوم هستند. این گیاه که به گیاه نامیرا نیز معروف است در بسیاری از آب و هواها و شرایط قابلیت انطباق و رشد دارد. این گیاه در فنگ شویی گیاهی است که برای پاکسازی، تصفیه و بریدن انرژی های منفی از اطراف کاربرد دارد.

دراسنا
دومین گیاه انرژی زا در فنگ شویی که انرژی شما را مانند یک جت بدون نیاز به سوخت میکند دراسنا است. نام دیگر این گیاه “خون سیاوشان” است. این گیاه به نام گیاه اژدهانیز معروف است. گیاهی است تقریبا مقاوم با برگ هایی کشیده با نوکی قرمز رنگ. گذشتگان عقیده دارند که این گیاه مظهرعشق است.  این گیاه به طرز بسیار فوق العاده ای اث تصفیه کنندگی هوا دارد. افزایش اکسیژن در افزایش روحیه و انرژی مثبت طبیعی بسیار موثر است.

گل یاس
سومین گیاه انرژی زا گل یاس است. گل بسیار خوشبویی که از تیره زیتونیان است. گلی خوشبو به رنگ های سفید یا زرد یا کبود که به آن یاسمین نیز گفته میشود. از گونه معطر این گل در عطر سازی استفاده میشود. بوی شیرینی که این گیاه انرژی بخش دارد بسیار آرام بخش و ضد استرس است. حتی تحقیقات بر روی موش های آزمایشگاهی نیز اثر بخشی این عطر را در کاهش فعالیت موش ها نشان داده. این گیاه مظهر عشق و لطافت نیز میباشد.

گیاه بامبو
گیاهی که معمولا داخل گلدان نگهداری نمیشود. این گیاه معمولا در ظروف شیشه ای در آب نگهداری میشود.
طبیعت این گیاه مخصوص مناطق گرمسیری است. شامل گیاهان علفی و چوبی است. اندازه بامبوهای چوبی گاهی تا 40 متر هم میرسد. این گیاه با شکل و شمایل بسیار زیبا و گاهی در هم تنیده اش نماد شانس، پول و ثروت است. این گیاه را در خانه خود نگهدارید؛ انرژی های مثبت شما را فرا میگیرد.

گل چمچه ای
گیاه انرژی زای بعدی چمچه ای یا (Peace lily) یا اسپاتی فیلوم است.  این گیاه نیز در مناطق گرمسیری رشد میکند. دارای گل هایی به رنگ های سفید یا زرد است. گیاهی است که بومی مناطق استوایی آمریکای مرکزی و جنوبی است. همان طور که از نام این گیاه بر می آید؛ نماد صلح و آرامش است.

گل ارکیده
ارکیده گلی است بسیار زیبا با نگهداری اسان. این گیاه از گل های کم نور و کم اب و تقریبا قانع است همچنین رنگ های متنوع و زیادی دارد: صورتی،سفید، ارغوانی، رگدار، قرمز، زرد و…
این گل زیبا و انرژی بخش نماد باروری، پاکی و معصومیت است.

گیاه کاکتوس
کاکتوس ها گیاهانی از تیره کاکتوسیان هستند. در واقع از گیاهان بیابانی هستند که بسیار مقاومند و ریشه های عمیقی دارند. این گیاهان به خاطر نوع ریشه نیاز خیلی کمی به آب دارند و مصرف انرژی پایینی نیز دارند. این گیاه به دلیل تیغ و ظاهر زمخت و گاها خشن و مقاوم خود نماد استقامت و مقاومت است. حتی نگهداری آن در خانه امواج مضر وارده از وسایل الکترونیکی را جذب و محیط خانه را کاملا پاکسازی میکند.

اکالیپتوس
از مزایای این گیاه انرژی زا به شخصه هرچه بگویم کم است! این گیاه که اکثر شما حتما به نحوی با آن آشنا هستید بومی استرالیا است. از نام های دیگر آن میتوان به کینا، درخت تب نوبه و سرویل اشاره کرد. برگ این گیاه دارای آنتی اکسیدان های فراوان، فلاوونوئید ها و تانن های بیشمار است. برای رفع بسیاری از بیماری ها مورد استفاده قرار میگیرد. در رفع عفونت معجزه میکند. برای کاهش قند خون بسیار مفید است. دمنوش این گیاه برای آرامش شما معجزه میکند، حتما امتحان کنید!
این گیاه نیز نماد صلح، ازادی و مظهر پاکیزگی و سرشار از انرژی است.

گیاه پاچیرا
اگر این گیاه را نمیشناسید باید بدانید که به درخت پول نیز معروف است! یک گیاه آپارتمانی با نگهداری آسان و نیاز بسیار کم به نور و آب. این گیاه در فرهنگ چین باستان نماد خوشبختی، موفقیت و ثروت است. حتی در این مورد نیز افسانه ای درباره مرد فقیری وجود دارد که از خدا طلب پول فراوان داشت. در حین دعا این گیاه را دید، برگ های جالب ان را فروخت و به ثروت فراوان رسید! این گیاه را نگهداری کنید با انرژی مثبت آن حال شما عالی خواهد شد!

گیاه رز ماری
گیاه انرژی زای بعدی رز ماری است. گیاهی با گل های سفید، صورتی بنفش، آبی. این گیاه نیز بسیار مقاوم است. در آب و هوای حتی سرد و یا در کمبود شدید آب به خوبی مقاومت میکند و برای درمان بسیاری از امراض و بیماری ها مفید است. منبع غنی از بسیاری از ویتامین ها مانند A، C، B6 و سرشار از آنتی اکسیدان است. این گیاه نماد شفافیت و از بین بردن و پاکسازی انرژی های منفی است.

آلوئه ورا
آلوئه ورا گیاهی که در هر نوع خاکی قابلیت رشد دارد. این گیاه از خانواده سوسن (lily) است. بومی آفریقا و مناطق مدیترانه ای است. دارای خواص درمانی زیادی است که یکی از آن ها تاثیرات معجزه آسایی است که در شفاف سازی پوست دارد. مظهر محافظت و نماد پاکسازی و رفع انرژی های منفی است.

اسطوخودوس
گل لاوندر یا اسطوخودوس با عطر بی نظیرش آخرین گیاه انرژی بخش طبیعت است که در این مقاله معرفی میکنیم. این گیاه از خانواده نعنائیان است. این گیاه گل های خوشه ای کوچک و بسیار زیبا دارد. رنگ گل های لاوندر از آبی تا قرمز سیر و یا بنفش متغیر است. این گیاه در رفع مشکلات روحی و ارامش جسمی بسیار مفید است. باید بگویم یکی از بارزترین خواص لاوندر نیز همین است. البته اسطوخودوس خواص دیگری هم دارد. من جمله رفع مشکلات آسم و تنفسی، رفع مشکلات پوستی، درمان تهوع و سلامت پوست و مو. این گیاه به دلیل خواص آرام بخشی که دارد یکی از نیروهای اصلی طبیعت و دفع کننده انرژی های منفی است.

 

پیامدهای تلخ افزایش 57 درصدی زنان قلیانی

مصرف قلیان از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ در گروه سنی بالای ۱۸ سال در بین زنان 57.6 درصد افزایش داشته، از دلایل و آسیب‌های این اتفاق چه می‌دانید؟
 قلیان در طول تاریخ یک فعالیت به ظاهر لذت‌بخش برای مردان بوده ولی امروزه این پدیده، متاسفانه به شکل شگفت‌انگیزی احیا شده و به طرز چشمگیری شاهد افزایش مصرف قلیان در میان دختران و زنان هستیم. به‌تازگی، رئیس دبیرخانه ستاد کشوری کنترل دخانیات در همین باره گفته: «صرف قلیان از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ در گروه سنی بالای ۱۸ سال، در بین زنان57.6 درصد و در بین مردان17.8درصد افزایش داشته است. به‌طور کلی حدود ۲۸ درصد افزایش مصرف قلیان در این گروه سنی داشته‌ایم.»(منبع خبر: بیا نی نی) در ادامه، نگاهی به دلایل و آسیب‌های این ماجرا خواهیم داشت.

 گذار از سنت به تجدد
در گذشته استعمال قلیان غالبا رفتاری مردانه محسوب می‌شد ولی این انگاره  دستخوش تغییر شده است. جایگاه دختران و زنان جوان به سبب گذار از سنت به تجدد و به هم ریختن هنجارهای سنتی، تغییر کرده است. این تغییر نقش نتایج مثبت زیادی هم داشت اما در مواردی به انجام رفتارهایی منجر شد مثل قلیان کشیدن، یعنی در کنار اشتغال و ادامه تحصیل و خیلی چیزهای دیگر، برخی رفتارهای نادرست که در کلیشه رفتارهای مردانه می گنجید هم توسط برخی از خانم ها تکرار شد. رفتاری که مرد و زن ندارد و برای هر دو مضر و اشتباه است. به عبارت ساده‌تر انگاره‌های فرهنگی که غالبا استعمال دخانیات را به مردان نسبت می‌داده با تغییر ساختارهای سنتی و بنیان‌های هویتی زنان به چالش کشیده شده است و به همین دلیل شاهد استعمال روزافزون دخانیات در زنان هستیم.
  قلیان کشیدن دختران و زنان، آسیب مضاعف به جامعه
دود توتون حاوی بیش از چهار هزار ماده مختلف شیمیایی است که طی فرایند سوختن با بیش از 40 ماده سرطانی ترکیب می‌شود و با بیماری‌های بسیاری همچون سرطان دهان، ریه، کاهش عملکرد تنفسی، کاهش بارداری و بیماری‌های قلبی- عروقی ارتباط دارد. اما این مسئله زمانی بغرنج می‌شود که بدانیم به رغم آگاهی از آسیب‌های جسمانی متعدد، قلیان به صورت دسته جمعی و حتی در برخی موارد به صورت خانوادگی استعمال می‌شود. پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که مصرف قلیان در بین زنان به طرد اجتماعی شدیدتر، ایجاد نسل معتاد، افزایش احتمال ابتلای خانواده به بیماری‌های هپاتیت، سل، سقط جنین، کاهش ارتباط با افراد عادی و افزایش ارتباط با معتادان منجر می‌شود. مضاف بر این که با توجه به نقش زنان در نگه‌داشت و بقای خانواده و به ویژه تربیت نسل آینده، عواقب و پیامدهای استعمال دخانیات به ویژه قلیان دو چندان می شود .
  بی‌تفاوتی خانواده از عوامل اصلی قلیانی شدن دختران
بیشتر مصرف کنندگان، قلیان را همراه با خانواده یا همسالان خود مصرف کرده‌اند و جالب است که بدانید معمولا استعمال قلیان در بین دختران برای اولین بار همراه با خانواده بوده است. به نظر می‌رسد نگرش سهل‌گیرانه به کشیدن قلیان توسط نوجوانان به ویژه دختران در درون خانواده می‌تواند به گسترش مصرف آن و افزایش وابستگی و بیماری در ارتباط با مصرف قلیان منجر شود، به همین دلیل پژوهش‌های مختلف کاهش حساسیت‌ها و نبود مانع و سرپرست و مجاورت خانوادگی را از عوامل مهم مداخله‌گر و زمینه‌ساز مصرف قلیان در دختران و زنان جوان ذکر می‌کنند.

  در دسترس بودن، یکی از دلایل افزایش مصرف قلیان
وقتی پا به شهر می‌گذاریم قهوه خانه‌ها، چایخانه‌های سنتی و رستوران‌های زیادی را می‌بینیم که به راحتی در حال عرضه کردن قلیان با انواع طعم‌های لذت بخش است. در همین زمینه شواهد و یافته‌های برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که افزایش مصرف قلیان با افزایش قهوه‌ خانه‌ها و چایخانه‌ها ارتباط مستقیمی دارد. به عبارت دیگر دسترسی به ابزار و ادوات استعمال قلیان بسیار آسا‌تر شده است به طوری که کاملا در معرض دید عموم قرار دارد و همین مسئله قبح‌زدایی را تسهیل می‌کند و موجب می‌شود که افراد خطرات جسمانی و روانی ناشی از استعمال قلیان را کمتر برآورد کنند. این مسئله در دختران بغرنج‌تر به نظر می‌رسد چرا که همان‌طور که اشاره شد، غالبا اولین استعمال دختران در جمع خانوادگی صورت می گیرد و متاسفانه خانواده‌ای که باید شبکه امنی به منظور افزایش سطح سلامت جسمانی و روانی فرد باشد، به دلیل سهل انگاری اعضای خانواده و به ویژه والدین دروازه ورود به مواد دخانی و آسیب‌های اجتماعی می‌شود. ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که در برخی از کشورهای دنیا به منظور کاهش و کنترل استعمال روز افزون اعتیاد به دخانیات، قوانین سفت و سختی وضع می‌شود. به عنوان مثال فروشندگان مواد دخانی اجازه در معرض دید قرار دادن این مواد در انظار مردم را ندارند و با این راهکار سعی دارند که استعمال دخانیات را محدود به افراد خاصی کنند و از همه‌گیر شدن آن جلوگیری می‌کنند.

  پیشگیری بهتر از درمان
تحقیقات متعدد نشان داده است که بیشتر معتادان به دخانیات، مصرف آن را از قبل از 18 سالگی و با سیگار یا کشیدن قلیان آغاز کرده‌اند. بنابراین طراحی و اجرای برنامه‌های پیشگیری با رویکرد سطح اول پیشگیری (قبل از شروع هرگونه آسیب) در سنین پایین‌تر می‌تواند از بیشترین تاثیر برخوردار باشد. در این سطح نقش رسانه‌ها و آموزش و پرورش می‌تواند مکمل و حمایت کننده نقش والدین در پیشگیری از اعتیاد به مواد دخانی باشد
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر اعتیاد

یک شرط متفاوت و زیبا برای ازدواج

معصومه ابتکار، معاون سابق زنان و امور خانواده رییس جمهور در صفحه اینستاگرام خود تصویری از یک عقدنامه با شرط ازدواج متفاوت منتشر کرد.

در این عقدنامه در بخش سایر شرایط زوجه شرط ازدواج را باسواد کردن ده کودک محروم از تحصیل عنوان کرده است.

شروط ضمن عقد به شروطی گفته می شود که هر یک از زوجین می توانند آن شرط را در عقدنامه قید کنند و طرف مقابل را نسبت به آن ملزم کنند.تا قبل از وقوع عقد زوجین نسبت به هم تکلیفی ندارند ولی بلافاصله پس از جاری شدن خطبه عقد و امضای زوجین این حقوق و تکالیف نافذ شده و قابل اعمال هستند.بنابراین لازم است زوجین نسبت به حق و حقوق خود قبل از عقد بین خود به نتیجه برسند. البته این حقوق و تکالیف را می‌توان در عقد نامه قید کرد که بتوان در مواقع لزوم به آن استناد کرد.

این قبیل حقوق و تکالیف رو که زوجین برای یکدیگر ایجاد می کنند را شروط ضمن عقد می‌گویند. البته در دفترچه های عقدنامه شروطی پیش بینی شده که به شروط 12 گانه ضمن عقد معروف هستند.لازم است که این شروط توسط هردو نفر مطالعه شده و سپس زوجین با آگاهی کامل از آنها نسبت به امضای آن اقدام کنند. این 12 شرط انحصاری نیست و زوجین می‌توانند شروط دیگری را به آنها اضافه کرده و یا برخی شروط را تایید نکنند.

5 باور غلط درباره ناباروری

داشتن مشکل در باروری می تواند برای بسیاری از افراد ناخوشایند باشد. درک ناباروری اولین قدم مهم در غلبه بر آن است. مبارزه با ناباروری می تواند اضطراب آور و طاقت فرسا باشد. صحبت کردن با مردم در مورد مشکلات بارداری ممکن است سخت باشد.
مانند سایر بیماری‌های بهداشتی، عدم آگاهی یا اطلاعات در مورد ناباروری می‌تواند باعث ایجاد بسیاری از باورهای غلط شود، به همین دلیل است که نباید هر چیزی را که آنلاین می‌خوانید باور کنید.

۵ مورد از رایج‌ترین باورهای غلط و نکاتی برای بهبود باروری
سندرم تخمدان پلی کیستیک
رایج ترین باور غلط در مورد ناباروری این است که همه افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک  (PICOS) برای باردار شدن با مشکل مواجه خواهند شد. این درست نیست. بسیاری از زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک خیلی سریع و آسان باردار می شوند. تغییرات ساده در سبک زندگی از جمله تنظیم رژیم غذایی و مصرف مکمل ها می تواند شانس باردار شدن شما را تا حد زیادی افزایش دهد.

استراحت زیاد شانس باردار شدن را افزایش می دهد
در حالی که استرس برای مدت طولانی می تواند بر باروری تأثیر منفی بگذارد، رفتن به تعطیلات و استراحت، تمام استرس و هر چیزی که با آن همراه است را از بین نمی برد.
این فکر می‌تواند یک حس کاذب ایجاد کند که مطمئناً بعد از تعطیلات باردار خواهند شد. درعوض هر روز از طریق فعالیت‌هایی مانند مدیتیشن، مطالعه، ورزش و غیره راه‌هایی برای استراحت و آرامش پیدا کنید.

زن باید ابتدا تغییراتی ایجاد کند
ایجاد تغییرات در سبک زندگی مانند مصرف مکمل ها و پیگیری چرخه باروری، برای بهبود باروری همیشه در اختیار زنان نیست. برای هر دو طرف بسیار مهم است که ببینند چه کاری می توانند انجام دهند تا شانس باردار شدن خود را افزایش دهند.

روز چهاردهم بهترین روز برای باردار شدن است
یک تصور غلط رایج وجود دارد که روز ۱۴ سیکل شما بهترین روز برای باردار شدن است. اما این درست نیست، زیرا همه افراد یک چرخه دقیق ۲۸ روزه ندارند.
حتی اگر سیکل ۲۸ روزه داشته باشید، هیچ تضمینی وجود ندارد که در روز ۱۴ تخمک گذاری کنید. بنابراین، بهترین کار این است که هر دو تا سه روز یک بار در طول دوره باروری خود رابطه جنسی داشته باشید.

IVF تنها گزینه برای ناباروری است
اگر برای باردار شدن مشکل دارید، تغییرات زیادی در رژیم غذایی و سبک زندگی وجود دارد که می توانید ابتدا برای بهبود باروری انجام دهید.

گفتگو با یکی از قابله های قدیمی

بازمانده قابله های قدیمی شهر از تاریخ شفاهی این شغل می گوید
فاطمه سلطان صفاری، فرشته ای است در انتهای کوچه پس کوچه های خیابان رسالت مشهد. از بازمانده های نسل قابله های شهرمان که نامشان به عنوان مادر، زینت بخش یک محله است. او با لهجه شیرین و ادبیات پر مهرش، با همین چند جمله ساده، به خوبی خودش و هنری را که در 85سال زندگی اش برقرار بوده است، معرفی می کند: «صدتا بچه به دنیا آوردم. صدتا جنازه شستم. صد باردست فقیر فقرا را گرفتم. برایم 20تا خلعت از کربلا و مکه آوردند، همه را دادم به مردم. حالا خودم خلعت هم ندارم.» می زند زیر خنده و می گوید: «دنیا را هرطور بگیری می گذرد، لب تنور هم می گذرد، پوست سمور هم می گذرد! ما بالای زمین هم خوابیدیم، گذشت. دوتا تشک هم انداختیم و خوابیدم، گذشت. الان که زندگی ای نداریم. ولی در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست و آنجا که صفا هست، همان نور خدا هست.»

درآمد ما از خداست
صبح که برای گفت وگو رفتیم خانه اش ، از تعداد نانی که گرفته بود، تعجب کردیم؛ چون او با پسرش زندگی می کند و فقط دو نفر هستند. اما صلات ظهر که شد، سر و کله بچه های قد و نیم قد همسایه ها و نوه هایش پیدا شد. ظاهرا آن ها هر روز مهمان سفره بی بی هستند. یکی از نوه های بزرگش هم که هر روز به او سر می زند، آمده بود و می گفت که «هزار تا ستاره جای یک ماه را نمی گیرد. بی بی من همان ماه است. هرکس قهر می کند و از همه جا می ماند، می آید اینجا. بی بی جمعش می کند. نان و آبشان را می دهد و بعد آن ها می روند پی زندگی شان. یک زمانی هم مجانی دوتا اتاق بالای خانه اش را به عروس ها و دامادها می داده، بنشینند.» بی بی می گوید: «درآمد ما از خداست. دیگران را مأمور می کند تا حواسشان به ما باشد.»
غم بزرگ او اما فوت پسر کوچکش است که از چندسال پیش، دردی را که در گلویش لانه کرده بود، بدتر کرده است. می گوید: « من درد گلوی بدی دارم. حالا خدا نگهم داشته. تقریبا 10سال پیش رفتم دکتر و فهمیدم سرطان است. ولی رفتم پیش دکتر خودم؛ امام رضا(ع). بهتر هم شدم.»

توی شرکت آمریکایی ها کار می کردم
فاطمه سلطان، بچه نوغان است. دختر اوستاحیدر که همان جا مسگری داشته و در خانه اش به خیر روی نیازمندان باز بوده است. می‌گوید: «مادرم چهارده بچه آورده بود. از چهارده تا چهارتا ماندند. من یک دختر بودم و سه تا برادر. از نه سالگی کار می کردم. با دخترای همسایه می رفتیم میدان اعدام، پایین خیابان. 15،10تا بودیم. می رفتیم شرکت پشم و پنبه پاک کنی که مال آمریکایی ها بود. روزی ده شاهی کار می کردیم. می دانی که ده شاهی نصف یک قرانه؟» این را روبه ما می پرسد وبی آنکه منتظر پاسخ بماند، ادامه می دهد: «ما آنجا پشم ها را سیاه و سفیدها را جدا می کردیم. پنبه ها هم خارهاش را سوا می کردیم. بعد این ها را بسته بندی می کردند و با هواپیما می فرستادند کشورهای دیگه.»
او راوی دقیقی است که از تعریف بالا و پایین زندگی اش ابایی ندارد: «مادرم بچه مشهد بود و پدرم اهل کلات. هر کدام می خواست که زن فامیل های خودشان بشوم. ولی پدرم زورش چربید و مرا ده یازده سالگی، به عقد یکی از اقوامشان که از من 25سالی بزرگ تر بود، درآورد.» نفسی تازه می کند و با یادآوری روزهای گذشته می گوید: «چشمم به هر کاری می افتاد، یاد می گرفتم. شانه ام را می دادم زیر کار. شب ها تا صبح پشم می رشتم و روزها هم تا شب برای مردم گلدوزی می کردم، برای عروس ها. توی مملکت های ما، جهازشان گلدوزیه. با زحمت یک زندگی را درست کردم و ده تا بچه را بزرگ کردم. زرنگ بودم و همه کاری را یاد گرفتم.»

وسایل کارم یک نخ بود و یک قیچی
بی بی از همان کودکی قابلگی را هم از مادرش یاد می گیرد. مادرش هم ماما بوده و تمام بچه های او را به دنیا آورده. بی بی هم بچه های دخترانش را به دنیا آورده و طی سال ها زندگی در کلات و همین محله رسالت مشهد، چشم بیشتر از صدنوزاد را به جهان باز کرده است. علاوه بر این ها، دادرس مادرانی بوده است که شیر نداشته اند. با همان لبخند لطیف نشسته بر سیمای ماهتاب گونش می گوید: «یک بچه که از خودم شیر می دادم، سه تا هم از مردم شیر می دادم. سرِ پیرهنم همیشه خیس و چغر بود؛ الان یکی توی نوغان، لحاف دوزی دارد، یکی توی فلکه دروازه قوچان عینک می فروشد. این ها را یک سال دوسال شیر دادم. شاید 15 تا 20تا بچه شیر دادم. شیرم که می رفت، می گفتم این ها گناه دارند، سیرشان کنم.»
بعد هم می گوید: «وسایل کارم یک نخ بود که به ناف بچه می بستم و یک قیچی. این ها هم توی خانه صاحبخانه بود؛ والسلام. نافی را که من می بستم، به سه روز می افتاد. دستم سبک بود. نخ را تاب می دهی تا قرص شود؛ آن وقت یک وجب ناف بچه را می گیری و از بیخ، قرص می بندی.» او به حرف هایش این را هم اضافه می کند: «این دوتا کار ثواب دارد؛ یکی مرده شستن و یکی ناف زدن. یعنی هر زن عادی باید هفت تا مرده بشوید و هفت تا ناف بزند.» می خندیم و می گوییم این کارها که از دست ما ساخته نیست و او می گوید: «شما کارهای سخت تر از این بلدید. بریدن ناف که چیزی نیست!»
می گوید که هنگام زایمان، خدا بچه را می دهد. فقط باید پشت سر زن حامله بایستی و برای به دنیا آمدن بچه کمکش کنی. طبق تجربه او مادر دراز کشیده سخت بچه به دنیا می آورد. به همین دلیل می گوید:« زن های بیچاره توی بیمارستان با مشقت بچه به دنیا می آورند؛ چون آن ها را می خوابانند.»

موقع زایمان امام علی(ع) را جیغ می زدم
بی بی حالا دیگر به قول خودش قابلگی را گردن نمی گیرد و تنها کاری که انجام می دهد، کمک به مادران آبستنی است که در دوران بارداری بچه شان پایین آمده. آن طور که توضیح می دهد، بچه را کمی بالا می دهد و زیر شکم مادر را با روسریِ نخی می بندد و چرب می کند. او می گوید: «هنگام تولد نوزادان خیلی خسته می شدم و بیشتر از خوشحالی، می گفتم خدایا این مرده است یا زنده. برایشان دعا می کردم و تا زمانی که بچه به دنیا می آمد، حضرت علی(ع) را جیغ می زدم (جیغ زدن اصطلاح خود بی بی است). می دانید؛ دو دفعه حضرت علی(ع) بالای سر انسان می آید؛ یک دفعه وقتی به دنیا می آید و یک دفعه وقتی از دنیا می رود. این ها الکی نیست.»

سر نوزاد را به هم چسباندم
او با تعریف یک خاطره درباره زایمان یکی از دخترانش، به خوبی مهارتش را در شغلش بازگو می کند؛ «دخترم ماه و روزش شده بود. بیمارستان گفته بود برو 15روز دیگر کار داری. آمد خانه ما و به ستون تکیه داده بود. بهش گفتم بچه تو را امشب خدا می دهد. سر دلت خالی رفته. هیچ جا نرو (بی بی این را نشانه ای برای زمان رسیدن زایمان می داند). گفتم بچه ات آمده پایین. ما وقتی بچه توی لگن مادر می آید، می گوییم آمده توی خزینه. همین طور نشسته بود و صحبت می کرد که کمرش درد گرفت. طوری که حتی فرصت نشد زیرش پلاستیک بیندازیم. خلاصه بچه اش را پای همان ستون به دنیا‌آورد.
صدای گریه بچه بلند شده بود. سریع نافش را زدم و توی حمام بردمش، لگن گذاشتم و بچه را شستم. ولی یکهو دیدم سر بچه از وسط، شکاف خورده؛ طوری که پوستش سوا شده و چیزی شبیه مغز گوسفند دیده می شد. با خودم گفتم خدایا چکار کنم. اگر الان به این بگویم، دلش می ترکد. بچه پسر هم بود. به دخترم هیچی نگفتم. سر بچه چسبناکه. برای همین همان طور سرش را به هم چسباندم. یک تکه پنبه روی شکاف گذاشتم و چای خشک هم رویش مالیدم. چای خشک شکستگی را جوش می دهد. بعد هم روی سرش کلاه گذاشتم. یک روسری را هم قرص بستم. تا 10روز که دخترم و بچه اینجا بودند، هر روز پنبه را عوض می کردم و چای می ریختم. بعد 10روز، پوست سر بچه به هم چسبید و ردش هم از بین رفت. حالا همان پسر از در این خانه جا نمی شود!(بی‌بی به درشت هیکلی و سلامت نوه‌ا شاره می‌کند).

نوزاد زن 65ساله
بعد هم از زنی می گوید که در شصت و پنج سالگی باردار می شود و او برای تولد نوزاد کمکش می کند: « این خانم سل داشت. شوهرش کدخدای قلعه(روستا) بود. دوسه سال بردش بیمارستان شریعتی. حالش خوب شد. بعد حامله شد. مثل نی قلیان بود؛ خشک. زمان فارغ شدنش گفتند این زور ندارد و نمی تواند بچه را به دنیا بیاورد. قابله روستای خودشان می خواست به زور بچه را بیرون بکشد. من را هم صدا کردند. قابله را هل دادم آن طرف. گفتم می خواهی هم مادر را بکشی و هم بچه را؟ گفت این زور ندارد. گفتم صبر داشته باش. نیم ساعت نگذشت که زن، بدون درد و با کمک ما بچه اش را به دنیا آورد. گفتم خواهرجان، بچه را خدا می دهد. حضرت علی(ع) کمک می کند.»

آبی که روی میت می ریزی نباید لاکی باشد!
بی بی همان قدر که نوزاد به دنیا آورده است، به قول خودش مرده هم شسته. خاطراتش را به خوبی در خاطر دارد و تعریف می کند: «تا همین پنج شش سال پیش، اموات را توی خانه می شستیم. نزدیک به صدتا مرده شسته ام. توی حیاط خانه میت، تخته می گذاشتند و رویش پلاستیک می کشیدند. یک اجاق گاز و دیگ بزرگ رویی لازم بود و پنبه، سدر و کافور و پارچه.» او هنوز دیگش را دارد و آن را روی دوپوشه(انبار) آشپزخانه اش گذاشته. می گوید: «آبی که روی میت می ریزی، نباید لاکی باشد.» منظورش از لاکی، ظروف پلاستیکی، است. قابلمه باید رویی یا مسی باشد. «دونفر میت را می شویند و یکی هم از بالا تا پایین آب می ریزد و غسلش می دهد و خوب که تمیزش کرد، آب خالی می ریزد و سدر و کافور. باید جنازه پاک شود.»

من روغن زردی ام…
به گمانم چیزی در دنیا وجود ندارد که فاطمه سلطان ترسی از آن داشته باشد. هم نازکی نوزادانی را دیده که برای آمدن به دنیا گریه سر می دهند و هم سنگینی سکوت آدم های مرده را. همین است که می گوید: «از قدرت خدا یک چیزی می شنوی! هیچ زن هشتاد و پنج ساله ای که با این زحمت و ذلت بزرگ بشه، نمی تواند کمر راست کند، زنی که چهارده تا اولاد به دنیا بیاورد. من روغن زردی ام؛ بند مال دنیا هم نیستم. مال دنیا بد چیزیه، مگر اینکه پنج نفر هم از دور ت استفاده کنند. نه که فقط خودت بخوری. من الان یک نفرم ولی وقتی غذا درست می کنم، نیم کیلو بیشتر گوشت بار می کنم. برنج هم بیشتر درست می کنم. این بچه ها و نوه ها و آن ها را که ندارند صدا می کنم. خدا هم می رساند.»
آخرین صحبت هایمان با شعرخواندن بی بی تمام می شود. توی حرف هایش گفته بود که قدیم ها در روستاهای کلات، به مراسم حنابندان دعوت می شده و به قول خودش «حنابندی» می خوانده. برای ما هم می خواند. صدای گرم او و مهرش فراموش نشدنی است: «آقام حنا می بنده به دست و پا می بنده/ آقام حنای توی رو گردم/ خال خال پای تو ر گردم/ …/ همین طور راه می ری هموار به هموار، راه رفتنای تو رو گردم… نشسته ای به پای جوز/ آقام حنا می بنده …»
خبرنگار: لیلا کوچک زاده 

مادر شهید دهه شصتی، از روزهای با هم بودن می‌گوید

شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانا، از بسیجیان مشهد، دوم شهریور 1363 به دنیا آمد. او دومین پسر خانواده بود و سه برادر داشت. پس از دریافت دیپلم، در رشته حقوق در دانشگاه بردسکن قبول شد، اما به آنجا نرفت و در نانوایی پدر مشغول به کار شد.
مریم طربی، مادر این شهید بزرگوار، درباره او می‌گوید: با اینکه دیپلم داشت، حسابی اهل مطالعه بود. حتی در همان نانوایی هم کتاب زیاد می‌خواند. اهل خواندن گفتار بزرگان بود. به آیت‌ا… بهجت علاقه ویژه‌ای داشت و تقریبا همه کتاب‌های ایشان را خوانده بود. الان هم کتاب‌های زیادی از او در خانه داریم.


خیلی از دستش ناراحت شدم
از بیست‌وپنج‌سالگی حسن، پیگیر ازدواجش بودم. دختری را پیدا کرده بودم که خیلی با هم وجه اشتراک داشتند. فقط مانده بود که برویم و او را ببیند. قرار هم گذاشته بودم. وقتی به حسن گفتم، خیلی ناراحت شد. گفت: امشب شب شهادت حضرت رقیه(س) است. نمی‌آیم. می‌خواهم بروم هیئت. در مقابل اصرارهای من که فقط یک دیدار ساده است، تسلیم شد ولی یک شرط گذاشت. گفت: اگر برای پذیرایی شیرینی بیاورند، همه چیز آنجا تمام خواهد شد. من هم قبول کردم. از آنجایی که با خانواده عروس هماهنگ نکرده بودم، اتفاقا آن‌ها با شیرینی پذیرایی کردند. همان‌جا با چشم و ابرو اشاره کرد که برویم. هرقدر اصرار کردم، حاضر نشد حتی پنج دقیقه با دختر صحبت کند. خیلی از دستش ناراحت شدم. گفتم: آخر شیرینی هم شد ملاک ازدواج؟! تو وقتی وارد خانه خودت شدی، هر طور خواستی زندگی کن. گفت: من کسی را می‌خواهم که از بچگی با این مسائل عجین شده باشد. البته بیشتر وقت‌هایی که درباره ازدواج حرف می‌زدم، جواب می‌داد: من هدف‌های بزرگ‌تری دارم. این آخر کاری، قبل از رفتنش به سوریه، به دلیل اصرارهای من، چند جایی رفتیم که به خاطر دل من آمد اما باز هم قبول نمی‌کرد. حدود هفت هشت ماهی بود که می‌گفت: هدفی دارم. اگر آن انجام نشد، حتما به ازدواج می‌رسم.
اینکه حسن می‌دانست به شهادت می‌رسد یک امر واضح بود. الان همه دفترهای خاطراتش موجود است. در تک‌تک پاورقی‌ها نوشته است: می‌شود به آرزوی شهادت برسم.

باید به سوریه برم
از وقتی که تجاوز به حریم حرم ائمه(ع) شروع شد، خیلی بی‌قرار بود. به‌هم‌ریخته بود. به من می‌گفت: باید کاری انجام دهم. یک شب فیلم حادثه‌ای را آورد که برای حرم حضرت سکینه(س) اتفاق افتاده بود. در تلویزیون اتفاقات سوریه را توضیح داد و رو به من گفت: باید بروم. حرف توی دهانش این بود: اسلام مرز ندارد. مسلمان هرجا هست وقتی صدای یاری مظلومی را شنید باید به یاری برخیزد. جسته‌وگریخته هرشب این حرف‌ها را برایم می‌زد تا اینکه حدود یک ماه مانده به عید ٩٣ بود که دیگر قطعی گفت: اگر من بروم، شما چه‌کار می‌کنید؟ اگر برنگردم، چه عکس‌العملی دارید؟ در اصل، داشت من را آماده می‌کرد. بعد از شهادتش این را به دوستانش گفتم که شهدای سوری اغلب سر ندارند و از این موضوع ناراحت بودم. روزی که با ایشان چهار نفر را تشییع کردند، سه نفر بی‌سر بودند، اما حسن من سر داشت. شاید چون نمی‌خواست دل مادرش را بشکند. موقع تشییع پیکرش، صورت به صورتش گذاشتم و حسابی بوسیدمش.

آیا آلوئه ورا برای مو مفید است؟

آیا آلوئه ورا برای مو مفید است؟

آیا آلوئه ورا برای مو مفید است؟

آلوئه ورا برای چندین دهه یکی از مواد محبوب در بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی بوده است. آلوئه ورا یک عنصر رایج در محصولات مراقبت از مو و درمان‌های خانگی و ماسک‌های DIY است اگرچه تحقیقات بیشتری مورد نیاز است. آلوئه ورا دارای پروتئین‌های ضروری، اسید‌های آمینه، ساکارید‌ها، اسید سالیسیلیک، آنتی اکسیدان‌ها، ساپونین‌ها، ویتأمین‌ها و مواد معدنی است که 75 جزء فعال بالقوه را تشکیل می‌دهند. در این مقاله تمام فواید آلوئه ورا برای مو و نحوه استفاده مؤثر از آن را به شما معرفی کرده‌ایم.

 

آلوئه ورا برای مو‌ها چه فوایدی دارد؟

ممکن است مو‌های چرب را عمیقاً پاکسازی کند:

آلوئه ورا با پاکسازی مؤثر ساقه مو به از بین بردن سبوم اضافی و باقی مانده از سایر محصولات مو کمک می‌کند. ساپونین ترکیبی در آلوئه ورا است که با عمل به عنوان یک عامل پاک‌کننده به پاکسازی تجمع محصول، روغن و گریس کمک می‌کند. علاوه بر این آلوئه ورا دارای خواص مرطوب کنندگی است که به سلامت، براق و نرم شدن مو‌های شما کمک می‌کند و در عین حال مو‌های شما را تمیز می‌کند.

 ممکن است مو‌های شما را ترمیم و تقویت کند:

آنتی اکسیدان‌های موجود در آلوئه ورا با محافظت از مو‌های آسیب دیده در برابر آسیب رادیکال‌های آزاد به ترمیم مو‌های آسیب دیده کمک می‌کند. همچنین با عمل به عنوان یک عامل نرم‌کننده مؤثر با خواص مرطوب کنندگی خود به قوی و سالم ماندن مو‌های شما کمک می‌کند. ویتأمین B12 و اسید فولیک موجود در آلوئه ورا از ریزش مو‌های شما جلوگیری می‌کند. ویتأمین‌های A، C و E با کمک به چرخش سلولی، رشد سلولی سالم و مو‌های درخشان را افزایش می‌دهند. استفاده از ژل آلوئه ورا برای مو‌هایتان نیز از آن در برابر آسیب‌های خورشید محافظت می‌کند.

 ممکن است خارش پوست سر را آرام کند:

ژل یا عصاره‌های آلوئه ورا با حل کردن سلول‌های مرده اضافی پوست حاوی اسید سالیسیلیک و آنزیم‌های پروتئولیتیک به تسکین خارش پوست سر و کاهش التهاب کمک می‌کند. می‌توانید با استفاده از ژل یا عصاره آلوئه ورا با شرایط پوست سر مانند تحریک پوست سر، اگزما، شوره سر، درماتیت سبورئیک مقابله کنید.

 ممکن است رشد مو را تقویت کند:

آلوئه ورا می‌تواند از نازک شدن مو و طاسی جلوگیری کند. علاوه بر این خواص مرطوب کنندگی آلوئه ورا ممکن است از شکستن و آسیب مو جلوگیری کند و از ساقه مو محافظت کند و در نتیجه رشد مو را تقویت کند. بنابراین تصور می‌شود که استفاده از آلوئه‌ورا روی مو ممکن است با تحریک فولیکول‌های مو باعث رشد مو شود. همچنین ممکن است گردش خون را بهبود بخشد اگرچه هیچ مدرک علمی وجود ندارد. شواهد بسیار کمی برای اثبات یا رد اثربخشی ژل آلوئه ورا برای رشد مو وجود دارد اما افراد زیادی هستند که ادعا می‌کنند رشد مو سریعتر است.

استفاده از آلوئه ورا برای مو چه عوارضی دارد؟

آلوئه ورا فواید متعددی برای مو دارد و برای استفاده موضعی بسیار ایمن در نظر گرفته می‌شود اما اگر به آن حساسیت دارید ممکن است عوارض جانبی داشته باشد. آن‌ها هستند:

  •  احساس سوزش
  •  بثورات.
  • خارش

نتیجه‌گیری:

در صورت ابتلا به درماتیت تماسی استفاده از استروئید‌ها، باردار بودن یا حساسیت به پیاز یا سیر توصیه می‌شود مصرف آلوئه ورا را متوقف کنید. اگر از کرم هیدروکورتیزون برای پوست خود استفاده می‌کنید در استفاده موضعی آلوئه احتیاط کنید زیرا نباید با هم استفاده شوند. آلوئه ورا به دلیل تطبیق‌پذیری که دارد باعث رشد مو، مبارزه با شوره سر، ترمیم آسیب مو، بهبود ضخامت مو می‌شود.

 

منبع:

stylesatlife.com

چگونه زنان می‌توانند در جوانی برای میان‌سالی برنامه‌ریزی کنند؟

«در لحظه زندگی کنید و از آنچه هستید لذت ببرید و برای آنجه دارید شکرگزار باشید.» این جملات را امروزه در برنامه‌های ویژه زنان بسیار می‌شنویم که در هزارتوی پیچیدگی‌های زندگی مدرن، برخی گمان می‌کنند راهبرد خوبی است که انسان مضطرب امروز را به دستاوردهای کوچک روزانه‌اش گره بزنند. در این میان، اشاره روشنی به این مسئله نمی‌شود که زیستن در لحظه چه معنایی دارد. به همین دلیل، بیشتر افراد آن را به لذت‌های کوتاه‌مدت و بی‌برنامه زیستن مصداق هرچه پیش آید خوش آید تعبیر می‌کنند. این در حالی است که زیستن در لحظه یعنی از هرچه در زمان حال داری بهترین بهره را بردار و بیشترین تلاش را به طور روزانه و با توجه به برنامه‌ریزی مطابق با اهدافت داشته باش تا در بلندمدت که امتداد پیوستار لحظه‌های اکنونت می‌رسند، بردانش و مهارتت افزوده باشی. ضمن آنکه لحظه‌هایی که در حال تلاش برای آینده بودی، زندگی حال را نیز زیسته و به حد امکانات و توانت شادی‌هایی را خلق کرده‌ای. ملموس‌ترین درک خسران ناشی از در لحظه زیستن برای هویت زنانه زمانی پدید می‌آید که زنان در پایان میان‌سالی با بحران‌های زیستی و اجتماعی اجتناب‌ناپذیر روبه‌رو می‌شوند. هویت زنانه بر نوع بحران‌هایی که زنان تجربه می‌کنند به طور غیرمستقیم اثرگذار است. در حالت معمول، افراد با پایان دوره میان‌سالی زندگی‌شان و ورود به دوره سالمندی، با بحران زیستی تحلیل قوای جسمی رو به‌رو می‌شوند و پیری رخ می‌نماید. بحران اجتماعی نیز آغاز تنهایی نسلی و سنی به واسطه تجربه بحران زیستی است. افسردگی در آغاز دوره سالمندی، امری رایج محسوب می‌شود.

علاوه بر هویت زنانه، تجرد یا تأهل نیز می‌تواند بر چگونگی بحران‌های ازراه‌رسیده اثرگذار باشد. مثلا چنانچه شما متأهل باشید و مادر شده باشید -چه شاغل باشید چه خانه‌دار- با ازدواج فرزندان یا استقلال آنان، با یک خانه خالی از فرزند روبه‌رو می‌شوید و از آنجا که زندگی خود را بر مبنای حضور فرزندانتان تعریف و همه فراغت خود را صرف مراقبت و همراهی جانبی با آنان کرده‌اید، در شرایط استقلالشان دچار بیکاری درون‌خانوادگی و احساس غیرمفید بودن می‌شوید. علاوه بر آن، بحران افسردگی ناشی از بازنشستگی نیز سلامت زنان را به طور جدی تهدید می‌کند. اگرچه این بحران برای مردان نیز صادق است، شرایط فرهنگی جامعه به طور معمول زنان را منفعل پرورش می‌دهد. این انفعال شرایط انطباق با زندگی جدید پس از بازنشستگی را برای زنان دشوارتر می‌کند. علاوه بر بحران بازنشستگی که یک بحران اجتماعی است زیرا منشأ آن اتمام فعالیت شغلی در جامعه است، هویت زنانه از منظر زیستی نیز با بحران یائسگی روبه‌روست و افسردگی‌های ناشی از تغییرات طبیعی در بدن بر سایر مشکلاتی که در کمین زنان سالمند و میان‌سال است افزوده می‌شود.

پیش از آنکه بحران‌ها شما را متأثر سازند آن‌ها را مهار کنید
اگرچه زنان غالبا دغدغه بحران‌های زیستی نظیر فرارسیدن پیری و یائسگی را در ذهن خود مرتب بررسی می‌کنند، غالبا برای بحران‌های اجتماعی نظیر آشیانه خالی و بازنشستگی تمهیدی نمی‌اندیشند. نکته تأسف‌برانگیز ماجرا این است که بیشتر زنانی که برای بحران‌های زیستی دغدغه‌مند هستند، صرفا در حد دغدغه‌مندی باقی می‌مانند و تمهیدی نمی‌اندیشند. دوره جوانی و میان‌سالی در روزمرگی و بسنده کردن به شغل روزانه سپری می‌شود. یکی از آسیب‌های جدی در حوزه زندگی زنانه فقدان برنامه‌ریزی‌های بلندمدت با نگاه به آینده و ضرورت چاره‌جویی برای بحران‌های سالمندی است. بحران‌های زیستی و اجتماعی ناگهان از آسمان فرود نمی‌آیند اما نداشتن برنامه‌ریزی و کسب نکردن آگاهی و مهارت برای مواجهه با آن‌ها سبب می‌شود وقتی این بحران‌ها از راه می‌رسند، زنان به طور مستأصل چنان با آن‌ها روبه‌رو شوند که گویی هیچ‌گاه نمی‌دانسته‌اند زمانی با این شرایط مواجه می‌شوند. به‌ویژه درباره بحران بازنشستگی، که شغل به عنوان یک گزینه مناسب در احساس رضایتمندی از خود در سراسر دوره جوانی و میان‌سالی زنان را به خود مشغول داشته است. با فرا رسیدن بازنشستگی، اگرچه گمان می‌کنند می‌توانند به استراحت بپردازند، پس از مدت کوتاهی که استراحت و بیکاری را تجربه کنند، به افسردگی ناشی از احساس بی‌ثمری ناشی از بیکاری روزانه مبتلا می‌شوند زیرا سالیان سال روش مشخصی را جزو عادات روزانه خود داشته‌اند. چه به کار خانگی مشغول بوده باشند چه فعالیت خارج از منزل، پس از فراغت قانونی از کار در صورت نداشتن برنامه‌ریزی در گذشته، با مشکل گمگشتگی زمان روبه‌رو می‌شوند. نمی‌دانند با این همه زمان خالی شده چه‌کار کنند و چگونه آن را به گونه‌ای مفید پر کنند که هم مزاحمتی نباشند برای زندگی فرزندان مستقل خود از این جهت که مرتب بخواهند با آنان وقت بگذرانند زیرا دیگر زمان فراعتشان بسیار شده است و هم تنهامانده‌ای در میان کارهای روزمره منزل نباشند که روحیه فعال و جسم همیشه در تحرک آنان را کسل و درمانده نکند.

به غیر امیدی نیست؛ بر خردمندی‌تان تکیه کنید
ایراد اصلی فقدان اهمیت برنامه‌ریزی بلندمدت در جوانی و میان‌سالی برای دوران سالمندی متوجه نظام اجتماعی است که از طریق آموزش‌های اجتماعی و فرهنگی، زنان را متوجه درجه و میزان اهمیت زندگی با برنامه‌ریزی و استفاده از لحظه‌ها با رویکرد نگاهی به آینده نکرده است. زنان غالبا از اینکه دارای شغل می‌شوند احساس رضایت دارند و همه زمان خود را برای کارهای داخل منزل و حضور در محیط شغلی خارج از آن صرف می‌کنند. از اولویت بخشیدن به ورزش برای آمادگی بدن برای مقابله با بحران‌های زیستی و فراگرفتن مهارتی جدا از مهارت شغلی که داشته‌اند برای مفیدسازی گذار عمر در بحران اجتماعی بازنشستگی غافل می‌مانند. شما جزو کدام گروه از زنان هستید؟ جزو اقلیت خردمند و آگاهی هستید که از اکنون خود را ملزم کرده‌اند که در نبود اطلاع‌رسانی‌های اجتماعی و سیستمی از عقلانیت خود بهره بگیرند و برنامه‌ریزی بلندمدتی برای فراگیری مهارت برای پر کردن خلأ تنهایی و بازنشستگی در سالمندی داشته باشند یا جزو اکثریتی هستید که ارزشمندی زمان را فراموش کرده‌اند و در غفلت نظام اجتماعی برای آگاه‌سازی زنان برای مصون ماندن از تبعات بحران‌های زیستی و اجتماعی، خود نیز از خودآگاهی دور مانده‌ و غافل از شتاب زمان و فرارسیدن بحران‌های اجتناب‌ناپذیر، به دمی گذراندن و در لحظه ماندن بدون چاره‌اندیشی برای آینده گرفتار آمده‌اند؟
مهتاب علی‌نژاد دکتری جامعه شناسی