زن بودن به چه معناست؟ زن بودن فراتر از مؤنث بودن است. زنان انسانهای پیچیدهای هستند و در عمل نشان دادهاند که توانایی تمرکز و انجام همزمان چندین فعالیت و مسئولیت را دارند اما از گذشته دور، جوامع مختلف درباره زنان و مردان تفکیکهای مختلفی قائل شدهاند که آنها را به نقشهای از پیش تعیینشده و کلیشهای محدود کرده است. در فرهنگ عامه، کارهای خانه، فرزندآوری، بزرگ کردن و تربیت فرزندان و پذیرندگی جنسی برای همسر، وظیفه زنان شمرده شده است. در مقابل، مردان فعالیتهای خارج از خانه، درآمدزایی و تأمین نیازهای خانواده را برعهده دارند.
هرچند این تقسیمبندیهای جنسیتی هنوز هم در میان اقشار مختلف طرفدار دارد، این روزها شاهد تعدیل این نقشها هستیم زیرا در شیوه زندگی نوین، نمیتوان با قرار دادن خطکشی میان زن و مرد برای آنها وظایف مطلق تعیین کرد. چه بسیار زنان سرپرست خانوار که اکنون با رشادت و سرافرازی، هم به امور خانه و تربیت و پرورش فرزندان و هم به تأمین مایحتاج مالی آنها میپردازند.
از نظر آناتومی، زن بودن با توانایی زایش همراه است و ریشه «زن» زندگی و زاییدن یکی است اما این توانایی خدادادی با توجه به تواناییهای چندبعدی زنان هرگز نباید به مانع و هدفی برای جلوگیری از رشد اجتماعی و فردی آنان تبدیل شود. فرزندپروری و مولد بودن، خود، نشانهای از پویایی و توانایی عظیمی است که هر جامعه هوشمند میتواند از این استعداد ارجمند در مسیر رشد و شکوفایی خود بهره ببرد.
هر زنی در طول زندگی، به تجربه مادری که برخاسته از ذات و فطرت زنانگی اوست تمایل دارد. چنانچه تلقی فرهنگ عمومی از زنان در زندگی صرفا به عنوان یک سایه باشد و از احترام به سایر تواناییهای آنان غافل شود، تمایلات بانوان یکسویه میشود و ناخودآگاه با هدف ابراز وجود و اثبات خود، دست به خودتخریبی و کتمان تواناییهای فطری میزنند که میتواند برای آینده جمعیتی هر کشور به موضوعی بسیار آسیبزا تبدیل شود.
بر اساس کلیشههای جنسیتی موجود، زنان موجوداتی لطیف، با عواطف شدیدتر، پذیرنده، مراقب و ضعیفتر به لحاظ جسمی شناخته میشوند اما به نظر میرسد این روزها که زنان علاوه بر خانهداری و فرزندپروری در جامعه نیز نقشهای مهمی ایفا میکنند، این تصورات تا اندازهای تعدیل شده است.
لازمه مادر بودن که یکی از نقشهای اصلی زنان است، داشتن ویژگیهای شخصیتی خاصی مانند مهر و محبت، توانایی مراقبت و توجه نسبت به دیگران، اهمیت دادن به سایرین، صبر و تحمل درباره نظرات غیر و توانایی واکنش تند و بهنگام در برابر مشکلات زندگی است که هیچیک منافاتی با ایفای نقش اجتماعی آنان ندارد بلکه ظرفیتی دوچندان برای موفقیت در نقشهای خارج از منزل برای زنان ایجاد میکند. از سوی دیگر، بیان مکرر این موضوع که زنان فعال اجتماعی از امور خانه و فرزند غافل میمانند یا نشان دادن زنان خانهدار بهعنوان افرادی که به سبب شاغل نبودن در بیرون، در انجام وظایف زنانه خویش موفقترند و ایجاد تقابل میان بانوان اقشار مختلف سبب تشخیص نادرست و غفلت از بسیاری توانمندیها از سوی ایشان میشود که بهیقین سودی برای توسعه کشور ندارد. احترام به جایگاه بانوان از اقشار مختلف و قدردانی از آنان که در هر شرایطی چه در منزل چه در جامعه دوشادوش همسران خود صبر و تلاش پیشه کردهاند میتواند گردش چرخ توسعه مملکت را روانتر کند.
بانوان چه شاغل چه خانهدار به لحاظ فیزیولوژیک، توانایی بسیاری در توجه به جزئیات دارند و به سبب ارتباط بیشتر میان دو نیمکره مغز، میتوانند چند کار را به طور همزمان انجام دهند، در تواناییهای کلامی در مقایسه با مردان پیشترند، نیاز و علاقه به روابط صمیمانه و عاطفی خود را بیشتر بروز میدهند و در بیان عواطف خود مهارت زیادی دارند، در همدلی و مهر ورزیدن قویترند و در نهایت، قدرت پذیرش غم و شادی بیشتر و در نتیجه واکنشهای سنجیدهتری دارند. بنابراین صرف زن بودن همانگونه که تاکنون ثابت کردهاند، میتوانند از پس وظایف متعددی بربیایند.
عجیب ترین و خفن ترین سنت های ازدواج در کشورهای مختلف
احتمالاً تا به حال چیز های زیادی در مورد رسم و رسوم عجیب و غریب ازدواج در کشور های مختلف شنیده اید؛ حتی ممکن است که در یک کشور؛ روستاها و شهر های مختلف هم رسم و رسومات متفاوتی داشته باشند. در این قسمت قصد داریم که عجیب ترین سنت های ازدواج در کشور های مختلف را برای تان توضیح دهیم.
کره جنوبی
در کره جنوبی بعد از مراسم عروسی، قبل از این که عروس و داماد به خانه خودشان بروند، رسم است ساقدوش ها و خانواده ها؛ داماد را به فلک می بندند و ضمن پرسیدن سؤال با چوب یا ماهی خشک به کف پاهایش می زنند؛ البته این کار بیشتر جنبه سرگرمی دارد و معیاری برای سنجش قدرت و شخصیت اوست.
کنیا
در کشور کنیا در طول مراسم عروسی، پدر عروس باید روی سر و سینه دخترش ُتف کند. شاید این مراسم خیلی عجیب و غریب و نا محترمانه به نظر برسد اما سمبل خوش شانسی و خوشبختی است و نشان دهنده این است؛ دختر نباید جرئت داشته باشد که روزی همسرش را ترک کند.
اسکاتلند
این مراسم قبل از شروع عروسی اتفاق می افتد و دوستان عروس و داماد سر و صورت خود را سیاه می کنند و لباس های عجیب و غریبی می پوشند. در واقع انجام این کار نشان دهنده این است که آن ها می خواهند ارواح پلید و شیطانی را دور کنند.
هند
در کشور هند خیلی به بد شانسی و نفرین شدن اعتقاد دارند و در مورد ازدواج هم خیلی به این مسئله توجه می کنند و عقیده دارند باید اقداماتی را انجام داد تا باعث جلوگیری از مرگ و هرگونه تنش دیگر بشود. در مراسم عروسی عروس را به عقد یک درخت موز در می آورند و از آن درخت می خواهند که او را از ارواح پلید و شیطانی دور کند.
آلمان
در این کشور مهمانان در خانه عروس جمع می شوند و ظرف و ظروف شکسته خود را به آنجا می آورند. آن ها عقیده دارند که انجام این کار باعث ایجاد خوش شانسی برای عروس و داماد می شود و نماد غلبه آنها به چالش ها و سختی های زندگی است.
چین
در مناطقی از چین گریه کردن جزئی از آمادگی های قبل از ازدواج است. عروس از یک ماه قبل عروسی هر روز یک ساعت گریه می کند و ده روز بعد مادر و مادربزرگ و سایر اعضای خانواده اش هم به او ملحق می شوند تا با او هم دردی کنند.
فرانسه
در کشور فرانسه مهمانان باقیمانده غذاها و نوشیدنی ها را جمع می کنند، آن ها را داخل یک قابلمه می ریزند و آن را به عروس و داماد می دهند و میدانند که انجام این کار باعث ایجاد انرژی مثبت در زندگی آن ها می شود.
مالزی و اندونزی
در مالزی و اندونزی رسمی وجود دارد که مهمانان عروس و داماد را مجبور می کنند که تا سه روز اول بعد از ازدواج؛ هر گز خانه را ترک نکنند و حتی به حمام هم نروند تا از شر ارواح پلید و شوم در امان باشند.
مغولستان
در کشور مغولستان زمانی که می خواهند مراسم عروسی را برگزار کنند و برای آن برنامه بریزند؛ یک جوجه را می کشند؛ سپس کبد او را بیرون می آورند. اگر کبد سالم باشد، عروس و داماد می توانند تاریخ مراسم عروسی خود را تعیین کنند؛ در غیر این صورت آنقدر این کار را تکرار می کنند تا به کبد سالم یک جوجه برسند.
گذری بر پیشه قابلگی و ایجاد نخستین آموزشگاه مامایی در مشهد قدیم
با پت پت چراغ گردسوز لب طاقچه، گل ومرغ بی رنگ گچ بری روی دیوار، تاریک و روشن می شود. صدای ناله خفیف زنی هر بار، زنانی را که بیرون اتاق مچاله شده اند و تسبیح می گردانند، تا آستانه در نیم خیز می کند. قابله با دستمالی کتانی، عرق از پیشانی زائو می گیرد و چشم های نگرانش را به گل های قالی می دوزد. آنچه باید، انجام داده است. آب را گرم کرده، قیچی ناف بری اش را جوشانده و کیسه داروهای گیاهی اش، کنار دستش منتظرند تا پس از ختم کار، عطر علف های کوهی، تسکین دردی شود که تا بُن جان نشسته است. در این میانه، یک گریه کودکانه تا پایان چندساعت دلهره و اضطراب باقی مانده است؛ گریه ای که آدمی را هر بار از ته دل خندانده است. خاطرات قابله های قدیمی شهر که دیگر شاید تعدادشان به کمتر از شمار انگشت های دست رسیده، پر از همین تصویرهایی است که زندگی را حکایت کرده اند. حکایت به دنیا آوردن نوزاد در گذشته و پیش از رسم شدن انواع روش های طبیعی و غیرطبیعی زایمان که گاهی با انواع نذرها، آداب و رسوم و حتی خرافات آمیخته می شده است. فرارسیدن روز ماما سبب شد گذری داشته باشیم بر پیشه قابلگی و بیان تاریخ شکل گرفتن شغل مامایی در مشهد دیروز تا امروز.
*یک پیشه زنانه موروثی
در قدیم، یک شغل کاملا زنانه بوده است که معمولا دختران آن را از پانزده یا شانزده سالگی، با وردستی درکنار قابله ای دیگر که مادر، مادربزرگ یا یکی از بستگانشان بوده است، می آموختند؛ به همین دلیل می توان نام این حرفه را هم در شمار مشاغل موروثی نوشت. قابله ها در ادامه با کسب تجربه و همچنین دردسترس نبودن دکتر، سوای به دنیا آوردن بچه، به پزشک متخصص بیماری های زنان نیز تبدیل می شده اند.
*مادران محلات مشهد
در قدیم هر کوی و برزنی یک قابله داشته است و به دلیل تعداد زیاد زاد و ولد گاهی حتی اهالی یک محله را یک قابله به دنیا می آورده است. برای همین هم در وقت بازنشستگی و پیری از سوی اهالی «مادر محله» خوانده می شوند مثل طوبی تربتی یا «ننه طوبی» که به قول خودش و شهادت همسایه ها، حدودهزار بچه به دنیا آورده است؛ بچه هایی که غالبشان ساکنان امروز محله رضاییه در مشهد هستند. «طوبی تربتی» را «ماما» صدا نمی زنند او را این سال ها «مادر رضاییه» می نامند، مادری که با صدای گریه بچه های زیادی خندیده است. او تمام دورانی که قابله بوده، امکانات زیادی در اختیار نداشته است. تمام وسایل دم دستش در مقداری پنبه، نخ و سوزن و یک تکه پارچه تمیز که به آن «ولایتی» می گفتند، خلاصه می شده است: «امکاناتی نداشتیم و باید خودمان را برای هر شرایطی آماده می کردیم. همیشه این طور نبود که بچه سالم باشد. گاهی جنین پیش از تولد در شکم مادر می مرد. گاهی هم بچه در رحم مادر نچرخیده بود و سرش به سمت پایین نبود. این طور وقت ها به دنیا آوردنشان خیلی سخت و حتی غیرممکن می شد؛ به همین دلیل خیلی از زن ها سر زا می رفتند و این اتفاق آن قدر طبیعی بود که توی هر فامیلی می توانستی نام مادرهای بسیاری را بشنوی که وقت وضع حمل از دنیا رفته اند.» شاهد این گفته را می توان در مطبوعات دوره قاجار دید. برای نمونه روزنامه «رعد» در 6شوال1338قمری، تعداد زنانی را که بر اثر وضع حمل در 10روز گذشته فوت شده اند، پنج نفر اعلام کرده است.
*وقتی سزارین وجه خوبی نداشت
قابله ها نه تنها در قدیم، که تا همین چند دهه گذشته و با وجود تأسیس بیمارستان ها و باب شدن سزارین در مشهد، کارشان رونق داشته و سرشان شلوغ بوده است، به ویژه برای به دنیا آوردن فرزندان خانواده های مذهبی و سنتی شهر که وضعیت بیمارستان های گذشته را نمی پسندیدند. «بتول فردوس» یکی دیگر از قابله های مشهدی است که او را «مادر طرق» صدا می زنند. در مرور خاطراتش می گوید: «مردم سزارین را بد می دانستند و هر کسی تن به این کار نمی داد. حتی وقتی زائو به مشکل برمی خورد، بازهم سختشان بود که او را به بیمارستان برسانند و زیر تیغ چاقو ببرند.» بتول خانم همین شرعی انجام شدن کار را دلیل برکت داشتن دستمزد قابلگی می داند و معتقد است: «دستمزد قابلگی زیاد نبود و بسته به وسع مردِ تازه پدرشده و جنسیت بچه، بین 5قران تا 5تومان متفاوت بود که به آن مزد ناف بری می گفتند، اما برکت داشت و چرخ زندگی مرا با چند بچه قد ونیم قد می چرخاند.»
البته این شغل سوای برکت و شیرینیاش،همیشه دردسرهای خودش را هم داشته است، به ویژه وقتی زایمان زائو سخت میشده یا نوزاد با بیماری های ژنتیکی به دنیا می آمده است. برای مثال روزنامه «پرورش» در 17 شوال 1319 قمری نوشته است: «عجیب الخلقه، متواترا شنیده شده که در هشتم شهر شوال در محله سر پل مشهد یک نفر ملازم خارجه، عیالش اولادی وضع حمل نموده که دو سر داشته است. یک سر با صورت انسان و دو گوش بلند حیوان مانند و سر دومی که شبیه صورت انسان نبوده ولی دو گوش سالم داشته است. قابله ای که آن طفل را گرفته، هول کرده فعلا مریض است و دو سه زن دیگر هم که دیده بودند، تصدیق بر صحت این واقع نموده اند.»
جالب تر اینکه در جراید گذشته خبر چند قلوزایی ها با آب و تاب تمام چاپ و منتشر می شده است. خبرنگار روزنامه «رعد» در 9ذی قعده 1328 قمری می نویسد: «اتفاقات شهری. چهار پنج شب قبل در کوچه حوض لقمان شیرزنی وضع حمل نموده و سه پسر بر عده نفوس خراسان افزوده است.» یا در جریده دیگری به تاریخ 3شعبان 1309 قمری آمده است: « چندی قبل، زوجه مشهدی حسین شالباف وضع حمل نموده و به یک شکم سه ولد آورده است. یک پسر و دو دختر. غریب اینکه مشهدی حسین بسیار فقیر و بی بضاعت است، بدین لحاظ می خواهد از آستانه مقدسه به جهت این اطفال مقرری دریافت نماید.»
آل زائو خوار
درکنار نبود امکانات، تجربی بودن این کار سبب می شده است در دورهم نشینی های زنانه، افسانه ها و خرافات بسیاری با آن همراه شود. «آل» یکی از همین داستان سرایی هاست که تا هنوز بسیاری به آن باور دارند: «خرافه بین مردم زیاد بود و یکی از آن ها آل بود. می گفتند آل بالای سر زائو حاضر می شود و قلب و جگرش را پاره می کند و نوزاد را می دزدد؛ برای همین همیشه بالای سر زن پابه ماه، چاقویی لای قرآن دیده می شد.»
ارائه تصدیق مامایی به قابله ها
عمر هزارساله قابلگی اما به مرور با ایجاد آموزشگاه های مامایی به پایان خودش نزدیک شد و بسیاری از قابله ها بعدها و در دهه سوم قرن گذشته ناچار شدند در حضور پرستاران روسی بیمارستان شهناز(قائم) وشاهرضا(امام رضا(ع))، به وضع حمل زن زائو کمک کنند و مجوز ادامه کار بگیرند.
ایجاد نخستین آموزشگاه های مامایی
قصه از اینجا پا می گیرد که در سال1335قمری، دکتر امیرخان امیراعلم پس از مشاهده وضعیت بد بهداشتی و درمانی زنان، دستور می دهد بیمارستانی ویژه نسوان بسازند و از آنجا که پزشکان مرد حق معاینه زنان را نداشتند، مامایی فرانسوی به نام «مادام درمسن» را به ایران می آورد تا بر امور این بیمارستان نظارت کند.
درمسن، پس از قبول ریاست بیمارستان درکنار درمان بیماران تلاش می کند یک کادر درمانی مجرب را برای پرستاری و مراقبت از بیماران آموزش دهد. ابتدای سال1337قمری، بیمارستان نسوان به صورت رسمی در تهران افتتاح شد و بودجه ای 200تومانی از محل عایدات اوقاف دریافت کرد.
امیراعلم در ادامه تلاش هایش، سعی کرد بخشی را به نام «دارالولاده» در بیمارستان نسوان تأسیس کند تا قابله ها که دانسته هایشان درباره تولد نوزاد، تجربی و غیرعلمی بود، بتوانند به صورت علمی آموزش ببینند و مجوز کار دریافت کنند. نخستین آموزشگاه مامایی به نام «مدرسه قابلگی» هم در سال1298خورشیدی به همت مادام فراسکینا در تهران پا می گیرد. فراسکینا موفق می شود در سال1309خورشیدی اساس نامه و آیین نامه مخصوص مامایی را به تصویب برساند. شرط ورود به این رشته، داشتن مدرک پنجم ابتدایی بود.
28سال پس از این رویداد، دانشکده پرستاری و مامایی مشهد تحت عنوان «آموزشگاه پرستاری جرجانی» به مدیریت نسرین مجد ضیایی، وابسته به وزارت بهداری وقت، تأسیس شد و از همان سال در قالب دوره های سه ساله و با مدرک معادل لیسانس، دانشجو می پذیرفت. 29 مهر 1340 نخستین دانشجویان این دانشکده که 18خانم جوان بودند، فارغ التحصیلی خود را در سالن رازی جشن می گیرند و به این ترتیب گام نخست به رسمیت شناخته شدن این رشته در میان مردم برداشته می شود.
نویسنده: هما سعادتمند
روایت امدادگری دختر 20ساله در جنگ
«بعد از کلی جابهجایی و از این شهر به آن شهر رفتن، سال 1350 بالأخره در خرمشهر ساکن شدیم. زمینی که آقام خریده بود پشت گمرک و در محله «سنتاپ» بود. او همراه حاجحبیب، یار و دوست قدیمیاش، و دو نفر از دوستانش هرکدام حدود 300 متر زمین در کنار هم خریده و شروع کرده بودند به ساختوساز. از چمنبید که رفتیم بروجرد، آقام به خاطر سختی کار و دوری از خانواده از شرکت راهسازی آمد بیرون. بعد از بیرون آمدن، مسئول یک شرکت تریکوبافی که دفتر مرکزیاش در تهران بود، به او پیشنهاد کار داد. او به آقام گفته بود: «نرو خرمشهر. بیا تهران. من اینجا بهت یک خانه خوب و وسایل زندگی و امکانات میدهم تا همینجا زندگی کنی.» اما آقام به خاطر عرق مذهبیاش گفته بود که از جو تهران و خیابانهایش با آن بیحجابیها خوشش نمیآید و ترجیح میدهد برود خرمشهر. نظر مامان و فوزیه به عنوان دختر بزرگ خانه هم همین بود. آنها هم خرمشهر را بیشتر دوست داشتند. اصلا همهمان خرمشهر را دوست داشتیم.»
بخشی از کتاب «صباح: خاطرات صباح وطنخواه» نوشته فاطمه دوست کامی را خواندید. صباح وطنخواه دختری بیستساله ساکن خرمشهر است که از اولین ساعت شروع جنگ، به صورت خودجوش با مراجعه به مرکز درمانی، کار امداد به مجروحان را شروع میکند. او در هسته افراد مسجد جامع خرمشهر بسیار فعال و از جمله زنانی است که پایشان به خطوط درگیری باز میشود و مورد اصابت ترکش قرار میگیرند. بعد از سقوط خرمشهر و با محاصره آبادان، صباح وطنخواه همراه با تیم فداییان اسلام به فرماندهی شهید سید مجتبی هاشمی در خطوط ذوالفقاری به امداد مجروحان و دفاع از شهر میپردازد.
به گفته نویسنده این اثر، خاطرات خانم وطنخواه ماحصل 300 ساعت مصاحبه با اوست. بسیاری از خاطرات راوی درباره موضوعات مهمی بوده است که به لحاظ تاریخی مستندات زیادی دربارهشان وجود داشت و البته نویسنده در مورد خاطراتی مانند حضور خلق عرب در خوزستان، روایت سقوط لحظهبهلحظه خرمشهر، ورود عراقیها از طریق بهمنشیر به منطقه ذوالفقاری، فعالیت در بیمارستان طالقانی و… مطالعات زیادی برای برطرف شدن ابهامات موجود در برخی از خاطرات یا روند روایتگری انجام داده است.
کتاب «صباح» در واقع روایتگر زندگی یکی از چهرههای مطرحشده در کتاب سرشناس «دا» است که بهدفعات از او در این اثر یاد شده است. با وجود این، میتوان گفت حقیقتا تحت تأثیر هیچ کتابی نوشته نشده است. نویسنده نیت و اهتمامی به الگوبرداری از کتابی نداشته است. فارغ از آن، روایت و تجربه غنی خانم وطنخواه از حضور در جنگ احتیاج به آن نداشته است که در قالب کتاب خاطرات شخص دیگری ریخته شود تا بهخوبی دیده شود. در رابطه با شباهت بعضی روایتهای این کتاب با آنچه در کتاب «دا» آمده است هم باید بگویم یکی از این دلایل حضور سیده زهرا حسینی و صباح وطنخواه در کنار همدیگر در بسیاری از وقایع است. اگر شباهتی هم در خصوص شخصیتپردازی و فضاسازی موجود این کتاب با «دا» وجود دارد، به دلیل این است که ظرف مکانی، زمانی و بستر رخداد بسیاری از اتفاقات در خرمشهر در ذهن و خاطرات صباح وطنخواه و راوی «دا» یکی بوده است.
اضافه میشود کتاب «صباح: خاطرات صباح وطنخواه» نوشته فاطمه دوستکامی در 608 صفحه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر و با ترجمه د. احسان صوفان به زبان عربی از سوی انتشارات دارالمعارفالاسلامیهالثقافیه در کشور لبنان نیز منتشر شده است.
دکتر سمانه پورمحمد پژوهشگر ارتباطات و رسانه
بایدها و نبایدهای خواستگاری چیست؟
توی خواستگاری خانواده طرف مقابل رو بلاتکلیف قرار ندید..!
قطعا ازدواج و خواستگاری هم مثل هر کار دیگهی باید و نباید هایی داره..
این ویدیو اولین قسمت از باید و نباید های خواستگاری است که تقدیم نگاهتون میشه…
منبع: hamin_media
آمادهباش ویژه به انیمهبازها
دنیای انیمهها برای کسانی که اهل تماشای آن هستند پر است از شگفتانهها. یکی از تازهترین انیمههای که میتواند انیمه خونتان را بالا ببرد و شگفتزدهتان کند «تناسخ یک بیکار» است که میتوانید آن را با دوبله اختصاصی در بخش «فیلم و سریال» بیا نی نی ببینید.
این انیمه قصه یک مرد میانسال ژاپنی است که یک عمر بیکار و بیهدف زندگی کرده، اما در یک شب بارانی هنگام نجات جان یک نفر دیگر تصادف میکند و میمیرد. جالب اینکه دقیقهای بعد با تمام خاطرات و تجربههایش در دنیای فانتزی و پر از جادو بهدنیا میآید. در این دنیا شمشیر و جادو حرف اول را میزنند و حالا نوزادی به آن اضافه شده که تجربههای بزرگ را از بدو تولد دارد.
پس با ایده جالبی طرفیم که زمینه تناقضهای بامزه را ایجاد میکند. تصور کنید اطرافیان نمیدانند او همهچیز را میفهمد. این انیمه بهرغم بامزه بودن به دلایل زیادی مناسب بچهها نیست، از جمله اینکه چون ایده محوریاش با بخشی از اعتقادات و فرهنگ ما همخوانی ندارد. اما بزرگترها که به راحتی دچار چالش فکری نمی شوند میتوانند از آن لذت ببرند بهخصوص اینکه قصه سرراست و سادهای هم ندارد و مدام غیرقابل پیشبینی و عجیب پیش میرود. برای تماشای این انیمه بهلینک زیر مراجعه کنید:
>> لینک تماشای فیلم تناسخ یک بیکار با دوبله فارسی
اگر اهل انیمه هستید، این پیشنهاد ما را هم از دست ندهید:
.
.
.
.
.
متولدین کدوم ماه دنبال هیجانات و ماجراجویی های باحالن
زندگی زمانی لذت بخش می شود که ما به دنبال هیجانات و علایق خودمان برویم اما بعضی از افراد به خاطر ماهی که در آن متولد شدهاند؛ به راحتی می توانند هیجانات خود را پیدا کنند و مدام به دنبال ماجراجویی و تجربه های جدید هستند. در این قسمت قصد داریم به شما توضیح دهیم که متولدین کدام ماه بیشتر به دنبال هیجان و ماجراجویی می روند. پس با ما همراه باشید.
فروردین
فروردین ماهی ها افراد ماجراجویی هستند و اصلاً برای تجربه های جدید صبر و تحمل ندارند. سعی می کنند از هر فرصتی استفاده کنند تا بتوانند یک هیجان جدید را تجربه کنند. اجازه نمی دهند که ترس مانع انجام کارشان شود و می دانند که برای تجربه هیجان؛ باید چالش هایی را پشت سر گذاشت و ریسک هایی را پذیرفت و خودشان آماده انجام این اقدامات هستند.
آذر
آذر ماهی ها دوست دارند تا جایی که می توانند نقاط مختلف دنیا را ببینند و از این کار به هیجان در می آیند. آن ها عاشق سفر کردن هستند و دوست دارند با چیزهای جدید و افراد جدید آشنا شوند و مکان های تازه را ببینند و دوستان جدید پیدا کنند. آن ها عاشق ماجراجویی هنگام سفر هستند و هرگز لذت هیجان را با هیچ چیز دیگری عوض نمی کنند.
خرداد
خرداد ماهی ها در رویا زندگی می کنند. افراد مهربانی هستند و باور دارند که در زندگی باید هدف داشت و به واقعیت هم توجه کرد اما در رویای خودشان مدام به دنبال سفر و ماجراجویی هستند. نمی توانند یک جا ساکن بننشینند و توانایی خوبی در برقراری ارتباط با دیگران دارند و موانع را کنار می گذارند تا بتوانند به حداکثر هیجان دست پیدا کنند.
بهمن
بهمن ماهی ها عاشق این هستند که عشق به سفر و ماجراجویی را تجربه کنند. آن ها سعی می کنند در کارهای خود هیجان ایجاد کنند و همیشه بهترین اقدامات را به انجام می رسانند تا بتوانند حداکثر هیجان را تجربه کنند. آن ها عاشق نوآوری و چالش های جدید در زندگی هستند.
مهر
مهر ماهی ها عاشق سفر، تجربه جدید، آشنا شدن با فرهنگ های تازه و برقراری ارتباطات اجتماعی هستند. هیچ چیز به اندازه هیجان برای آن ها اهمیت ندارند. می توانند روتین زندگی خود را با انجام کار های هیجان انگیز ترکیب کنند و دوباره انگیزه بگیرند.
آبان
آبان ماهی ها تشنه دریافت اطلاعات جدید هستند. به چیز های ناشناخته و عجیب و غریب بیشتر جذب می شوند و هیجان و ماجراجویی برای آن ها اولویتِ اول است. دوست دارند چیز های جدیدی را امتحان کنند و هرگز علاقه خود را در این مورد از دست نمی دهند. افراد رقابت جویی هم هستند و معمولاً در سفر کردن هم با دیگران رقابت می کنند.
دوربین جلو برای سلفی چهره طبیعی شما را تغییر داده و زشت میکند
آیا وقتش نرسیده که تغییر چهره با سلفی گرفتن را کنار بگذاریم؟ مطالعه نشان میدهد عکسهای گرفته شده با دوربینهای جلو چهره شما را تحریف میکند، از شکل طبیعی می اندازد و بینی شما را بزرگتر نشان میدهد. در حالی که زمانی گرفتن سلفی بیهوده تلقی می شد، اکنون مردم به طور متوسط سالانه ۴۵۰ عکس از خود می گیرند. اما این مطالعه جدید ممکن است شما را از گرفتن این همه عکس با دوربین جلوی خود منصرف کند.
محققان مرکز پزشکی جنوب غربی دانشگاه تگزاس نشان دادهاند که عکسهای سلفی چهره شما را تحریف میکند. این عکس ها باعث میشود بینی شما بلندتر و پهنتر از عکسهای معمولی به نظر برسد.
فیلترهای اینستاگرام باعث شده فراموش کنیم چه شکلی هستیم
نظرسنجی اخیر توسط Uvence که از ۲۰۶۹ شرکت کننده پرسیده شد احساس آنها در مورد فیلترها در رسانه های اجتماعی را نشان می دهد.
یک پنجم نفرات گفت که اکنون دیگر بدون استفاده از فیلترها و ابزارهای ویرایشی که آنها را از شر چین و چروک، لکه ها و علائم کشیدگی خلاص می کند، عکسی را در شبکه های اجتماعی پست نمی کند.
در همین حال، ۳۷ درصد گفتند که چهره فیلتر شده خود را به چهره واقعی خود ترجیح می دهند. بنابراین، از تغییر چهره با سلفی استقبال می کنند.
در انگلستان، جراحی بینی که به آن رینوپلاستی نیز میگویند، یکی از رایجترین روشهای جراحی زیبایی است. و به گفته محققان، در میان محبوبیت سلفی ها، درخواست ها برای جراحی بینی افزایش یافته است.
دکتر بردیا امیرلک، که این مطالعه را رهبری کرد، گفت: «رابطه قابل توجهی بین افزایش عکس های سلفی و افزایش درخواست های جراحی بینی، به ویژه در میان بیماران جوان تر وجود دارد.»
بررسی چگونگی تأثیر سلفی بر ظاهر چهره
در این مطالعه، تیم ۳۰ داوطلب را به کار گرفت تا چگونگی تأثیر سلفی بر ظاهر چهره را بررسی کند.
داوطلبان نشستند تا ۳ عکس از آنها گرفته شود: دو عکس با استفاده از دوربین جلو در فواصل ۱۲ و ۱۸ اینچی از صورت، و یک عکس با دوربین دیجیتال در فاصله ۵ فوتی گرفته شد.
نکته مهم این است که هر سه عکس در یک نشست و در شرایط نوری یکسان گرفته شده اند.
محققان اندازه گیری چهار نقطه عطف صورت را در عکس ها مقایسه کردند – بینی، لب، چانه و عرض صورت.
نتایج نشان داد که عکس های گرفته شده در دوربین جلو به طور قابل توجهی ویژگی های صورت شرکت کنندگان را مخدوش کرده است.
به طور متوسط، در مقایسه با عکس گرفته شده با دوربین دیجیتال، بینی در سلفی های ۱۲ اینچی ۶.۴ درصد بلندتر و در سلفی های ۱۸ اینچی ۴.۳ درصد بلندتر به نظر می رسد.
همچنین مشخص شد که طول چانه در سلفی های ۱۲ اینچی به طور متوسط ۱۲ درصد کاهش یافته است. این تصویر منجر به افزایش ۱۷ درصدی نسبت طول بینی به چانه شد.
در همین حال، سلفی ها نیز باعث می شوند پایه بینی نسبت به پهنای صورت پهن تر به نظر برسد.
این تحریف ها در رتبه بندی خود شرکت کنندگان از ظاهر صورتشان منعکس شد.
شرکت کنندگان در سلفی های ۱۲ اینچی به طور متوسط ۹.۱ درصد از بینی خود کمتر از عکس دوربین دیجیتال رضایت داشتند و به طور کلی ۵.۷ درصد از چهره خود رضایت کمتری داشتند.
تغییر چهره با سلفی : فیلترهایی که گاهی خطرناکاند
دکتر امیرلاک گفت: «با افزایش محبوبیت عکاسی سلفی، درک اینکه چگونه ویژگی های صورت را تحریف می کنند و بیماران چگونه از آنها برای برقراری ارتباط استفاده می کنند، بسیار مهم است.»
علاوه بر این، یافتههای ما دادههایی را در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهد تا تأثیر اجتماعی دوربین گوشیهای هوشمند را بهبود بخشند.
محققان هشدار دادند که تحریفهای صورت در هنگام تغییر چهره با سلفی نیز میتواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.
دکتر امیرلاک افزود: «مطالعه ما بیشتر این نگرانی را نشان میدهد که سلفیها میتوانند بر ظاهر درک شده چهره تأثیر منفی بگذارند.»
ما باید در مورد اینکه چگونه تصورات نادرست از سلفی ممکن است بر درخواستهای جراحی زیبایی بینی، درک تصویر از خود و متعاقب آن افسردگی و اضطراب تأثیر بگذارد، آگاهی را افزایش دهیم.
استفاده از فیلترها روی سلفی ها باعث لایک کمتر می شود
استفاده از فیلترها بر روی سلفیهای شما، تعداد لایکهایی را که در اینستاگرام دریافت میکنید افزایش نمیدهد. اما نشان دادن شغل یا سرگرمیتان میتواند به آنها کمک کند.
محققان دانشگاه روآن در نیوجرسی طیفی از سلفیهایی را که به صورت عمومی در پلتفرم رسانههای اجتماعی متعلق به فیسبوک پست شده بودند، بررسی کردند.
آنها دریافتند که استفاده از فیلترهای عکس در سلفی ها در واقع منجر به لایک های کمتری از سایر کاربران در مقایسه با تصاویر بدون فیلتر شده است.
نویسنده مقاله، دکتر سئویئون هونگ گفت: «استفاده بیش از حد از فیلترها و تمایل به ارائه فقط جنبه مثبت خود، مردم را از کلیک کردن به لایک یا به طور کلی درگیر کردن آنها منصرف می کند.»
او گفت: «تعداد لایکها برای سلفیهای ارسال شده با فیلتر، مانند برچسبها یا استفاده بیش از حد از فیلترهای رنگی در مقایسه با سلفیهای بدون فیلتر کمتر بود».
با کاغذ رنگی هدیه ای جذاب بسازید
با کاغذ رنگی هدیه ای جذاب بسازید
مادر پرانرژی و شاد چگونه مادری است؟
مادرها حق دارند خسته بشوند، حق دارند درددل کنند، بدون اینکه احساس عذاب وجدان داشته باشند. مادرها حق دارند در هفته روز یا ساعت هایی را به خود و تنها به خود اختصاص بدهند تا به سلامت روانی و جسمی خود برسند.
درست است که مادر بودن زیباترین کار دنیاست، اما گاهی سختترین کار هم می شود چرا که مادرها هم مانند همه انسان های دیگر نیازهایی دارند که باید به نیازهایشان پاسخ داده شود.
نباید فراموش کنیم که شخصیت زنی که مادر است چه جنبههای ظریفی دارد و چقدر نیازمند مراقبت است. چقدر خسته می شوند و چقدر ممکن است کم بیاورند.
بنابراین مادرها انسانند. انسان اشتباه می کند، محبت و حمایت می خواهد و گاهی عصبانی می شود. اما زنی که مادر میشود، دیگر تنها یک زن نیست، یک کودک است که پا به پای فرزندش می دود، یک قاضی است که بین فرزندانش وساطت می کند، یک مدافع است تا اجازه ندهد کسی فرزندش را آزار بدهد.
او یک پرستار است، یک معلم است، گاهی هم یک پدر هست و گاهی هم یک دوست است. مادر فرشته نیست اما تبدیل به هزار انسان می شود و رشد میکند.

**نوزاد و خستگی طبیعی مادر
تولد نوزاد برای یک مادر اتفاق بزرگی است، تغییرات هورمونی در مادر ، بی خوابی شدید، گریه های نوزاد، نگرانی والدین، وقت کافی نداشتن برای خود همه اتفاقات بزرگی است.
بیخوابی و خستگی مادر به همراه تغییرات هورمونی می تواند تبدیل به افسردگی بعد از زایمان شود. افسردگی می تواند با خشم و عصبانیت و افکار ترسناک همراه باشد.
برای مقابله با خستگی مادرها میتوانند با مشورت پزشک خود از مولتی ویتامینهای بعد از زایمان یا دوران شیردهی شروع کنند و برای نگهداری نوزاد از بقیه کمک بگیرند تا بتوانند گاهی استراحت کنند. کارهای خود را اولویت بندی کرده و سلامت خود را در اولویت قرار دهند.
مادرها مهارتهای آرام سازی خود را نیز می توانند یاد بگیرند. مانند مدیتیشن، ذهن آگاهی، دعا خواندن و توسل به امامان معصوم. اگر مادر تازه زایمان کرده افکار منفی دارد، عصبی هست و داد میزند و عذاب وجدان میگیرد، باید حتما با یک متخصص مشورت کند.

**مادر خوب مراقب خودش هم هست
یک مادر خوب مادری است که در کنار مراقبت درست از فرزندش، مراقب خودش نیز هست. مادر خوب می داند قرار نیست از خودش یک مادر خسته و افسرده بسازد تا بقیه افراد خانواده به «خواسته هایشان» برسند. مادر خوب راه مراقبت از خودش را در کنار مادری کردن بلد است.
بنابراین مادرها عموما دو اشتباه دارند: اشتباه نخست این است که از نیازهای خودشان می زنند تا به خواسته های بقیه برسند. مثلا مادری که خسته و بی خواب است، به جای اینکه غذای ساده ای درست کند و استراحت داشته باشد، تصمیم می گیرد غذای پر دردسری بپزد. این مادر فداکار بیشتر از فرزندش عصبانی می شود وقتی قدر زحماتش را نمی داند.
اشتباه دوم هم این است ، مادری که فکر می کند فرزندش باید مراقب نیازهای او باشد! مادری که به نیازهای فرزندش میپردازد تا روزی هم او به نیازهای مادرش برسد و این یعنی ناکامی مادر و وابستگی فرزند.
**قویترین مادر کیست؟
قوی ترین مادر، زنی است که هر روز تلاش می کند زندگی را برای خودش و خانواده اش بهتر کند اما در کنارش از خود نیز نمی گذرد و خودش و علایقش را فدا نمیکند.
«مامان مهربون»باید هر شب به خودش افتخار کند، از کارهای درست خودش قدردانی کند و از اشتباهاتش درس بگیرد. خوب بودن به معنی اشتباه نکردن نیست. قوی بودن به معنی کم نیاوردن نیست. گاهی اشتباه کن، گاهی کم بیار اما دوباره بلند شو و اینبار محکم تر ادامه بده!

**مراقب مادرها باشید
در نهایت اینکه اطرافیان مادرها به ویژه تازه مادرها باید بدانند که مادرها به اندازه کافی نگران سلامتی فرزندشان هستند با جمله «چقد لاغره»، «غذا خوب بهش نمی دی»، «شیرت چرب نیست»، «بمیرم که انقدر ضعیفه» و … هیچ کمکی به یک مادر نمی کنید!
اگر سرزده خانه کسی می روید که کودک خردسال دارد به تمیزی و مرتبی خانه اهمیت ندهید، خانه بچه دار نمیتواند همیشه مرتب و تمیز باشد مگر یا مادر به خودش آسیب بزند یا به فرزندش!
انتخاب مدت شیر دادن به کودک فقط به والدین کودک مربوط است پس به خاطر شیر خشک دادن یا مدت زیاد شیر دادن به مادرها حس بد ندهید! بدون اجازه والدین به بچه ها موبایل، شکلات یا هله هوله ندهید. بهم خوردن روتین بچهها باعث زحمت بیشتر والدین میشود.
در نهایت اگر بچه ای را دوست دارید مراقب پدر و مادرش باشید. با خستهتر کردن، ناامید کردن، یا ناراحت کردن والدین فقط به کودک آسیب میزنید.