بهترین روش ها برای پاک کردن سیاهی گردو از روی دست

بهترین روش ها برای پاک کردن سیاهی گردو از روی دست

هفت گنج/ رفتن به باغ و خوردن گردوی تازه لذت بخش است ولی لکه سیاهی که روی دست باقی می ماند آزار دهنده می باشد. برای از برطرف کردن این موضوع با ما همراه باشید.
پوست گردوی تازه در صورت تماس با پوست بدن ایجاد لک سیاه می کند که با شستشوی معمولی حتی با مواد شوینده پاک نمی شود و از بین نمیرود حتی پوشیدن دستکش پلاستیکی هم کمکی نمی کند چون رنگ پوست گردو از جداره دستکش هم رد می شود.
یکی از روشها برای پاک کردن این لکه هااستفاده از برگ خود درخت گردو است که با مالش روی لکه ها و شستشوی مرتب آن می توان تا حد زیادی آنرا پاک کرد .
روش دوم استفاده از سرکه است،با شستشوی قسمتهای لک شده با سرکه می توان لکه ها را کم رنگ تر کرد .
روش سوم استفاده از کرم های لایه بردار است که نسبت به دو روش قبلی زمان بیشتری لازم دارد .
با استفاده از شیر و آبغوره نیز می توان سیاهی لکه های گردو را از دست ها از میان برد.
نکته:  اگر دستتان به قدری سیاه شده است که نمی توانید در مهمانی شرکت کنید توصیه می شود دست خود را با میزان کمی وایتکس شستشو دهید و با لیف و وایتکس سیاهی را از روی دستتان از بین ببرید.

بانوی قهرمان: من «الهه»روزهای سختی ام

بانوی قهرمان: من «الهه»روزهای سختی ام

جام جم/ س از آن که الهه احمدی، قهرمان تیراندازی کشورمان و پرچمدار ایران در بازی های آسیایی ۲۰۱۸ از طریق مسابقات قادر به کسب سهمیه المپیک نشد، بی مهری های بسیاری دید. حالا اما پس از مدت ها در گفت وگو با جام جم در خصوص شرایط این روزهایش صحبت کرد. او که در ورزش ایران به مادر قهرمان معروف است، یکی از شانس های کسب سهمیه المپیک در مسابقات اسفندماه هند به شمار می رود.
از اسفندماه سال گذشته تا الان اتفاق های بسیاری افتاد. یکی از آنها کنسل شدن مسابقات کسب سهمیه رنکینگ در هند بود و این روزها دوباره به تمرین برگشته اید. اوضاع شما در روزهای کرونایی چطور است؟
کسی که سهمیه المپیک می خواهد باید قوی باشد! بله اتفاق های بسیاری افتاد. آذر ماه سال گذشته مشخص شد من به واسطه مسابقه، سهمیه حضور در المپیک را نمی گیرم، اما در دوره جدید اعلام شد که به خاطر کم شدن تعداد سهمیه ها در المپیک توکیو، یک سهمیه به آسیایی ها اضافه شده و درهر رشته کسی که رنکینگ خوبی داشته اما نتوانسته به واسطه مسابقات سهمیه بگیرد، می تواند برای یک سهمیه رنکینگ تلاش کند. ما قرار بود اسفند ماه عازم کشور هند شویم و بعد از آن رنکینگ اعلام شود، این در شرایطی بود که من برای رشته سه وضعیت شانس داشتم، اما بخاطر کرونا اوضاع به هم ریخت و همه چیز کنسل شد. همچنین مدتی تمرین ها تعطیل شد ولی من به صورت انفرادی تمرین می کردم.

تمرین آنلاین هم داشتید؟
بله. خانم هاشمی سرمربی تیم ما بسیار پیگیر بودند و تمرینات ما را به صورت آنلاین زیر نظر داشتند. البته تمرین بچه هایی که سهمیه گرفته بودند، جدی تر بود. من هم تمرینات خودم را داشتم و استقامتی تمرین می کردم. تمرینات بدنسازی و تیراندازی با دستگاه اسکت را هم داشتم. از تیر ماه تمرینات شروع شد اما من به خاطر پایان نامه دانشگاه مرخصی گرفتم و الان حدودا دو هفته است که سر تمرینات هستم ولی تمرین تیم ملی زیر نظر خانم هاشمی برگزار و تمام پروتکل های بهداشتی هم رعایت شده است.

تمرین با وجود کرونا چطور بوده و هست؟
شرایط کرونا آزار دهنده است. من هم طبعا افت بدنی داشته ام چون تمریناتم ناگهان از شدت زیاد به خیلی کم تغییر وضعیت داد. به علاوه باید بگویم که من نگران پسرم هم هستم و نگرانم که نکند در سالن ناقل شوم و پسرم مریض شود. امیدوارم به زودی بتوانم بدون دغدغه به سالن بدنسازی بروم و تمرین کنم و شرایط جسمانی ام را به حالت ایده آل برسانم.

شما سال هاست با مشکلات بسیاری مثل نبود فشنگ دست و پنجه نرم می کنید. مشکلات همچنان باقی است؟
از سال ۹۳ مشکلات فشنگ ما خیلی شدید شد و متاسفانه تا الان حل نشده. جسته و گریخته فشنگ هایی به دست ما می رسید اما مدت هاست که در مقایسه با رقبا در رشته سه وضعیت، تمرین درستی نداریم و تعداد فشنگ ها کم است. در چند سال اخیر وقتی به کشوری برای مسابقات اعزام می شدیم، از آن کشور فشنگ می خریدیم و مسابقه می دادیم. نتایج هم نسبت به شرایط عالی بود اما الان اوضاع دلار و یورو و… تاثیر مستقیم در رشته ما دارد. خیلی از رشته ها هستند که یک دست لباس، یک سالن مناسب و یک سرمربی خوبی برایشان کافی است اما تیراندازی اینطور نیست و ما باید دائم ساچمه و فشنگ داشته باشیم و این قضیه به جز سلاح و لباس است که خودمان می توانیم آن را تهیه کنیم. نکته این است که این فشنگ ها در ایران هم ساخته نمی شود یا کیفیتشان خیلی خیلی پایین است. تجهیزات ما وابسته به خرید از خارج از ایران است و با هر هزار تومان اضافه شدن به قیمت دلار، وضعیت ما وخیم می شود! این مساله ماجرای جدیدی نیست. در شرایطی که برخی رشته ها به دنبال تهیه بودجه برای سفرها و اردوها بودند، ما دغدغه مان تهیه بودجه برای اعزام به اضافه تهیه بودجه برای تمرین بود! باید در برخی موارد به فدراسیون تیراندازی حق داد چون واقعا تحت تاثیر مشکلات اقتصادی است. سال ۸۷ وقتی لازلو سوچک به ایران آمد و مربی تیم ملی شد تا سال ۹۴ که از ایران رفت، قیمت دلار کم بود و ما وضعیت خوبی داشتیم ولی هرچه وضعیت اقتصادی بدتر شد، مشکلات ما هم بیشتر شد. اما ما همچنان با مشکلات دست و پنجه نرم می کنیم.

از مسابقات پیش رو چه خبر؟
فدراسیون جهانی اعلام کرد که مسابقات از اسفند امسال برگزار می شود. امیدوارم خداوند کمک کند این ویروس زودتر تمام شود و ما قدر نفس کشیدن بدون ماسک را بدانیم. نعمتی که امسال متوجه آن شدیم. امیدوارم بتوانم سهمیه بگیرم و برای این کار می جنگم.

خانم احمدی، در این روزهای کرونایی  چقدر به رسیدن به هدف ورزشی تان فکر می کنید؟ این شرایط چقدر روی شما تاثیرگذار بوده؟
من جنگیدن را بلدم. یعنی حتی اگر امسال هم نتوانم، برای المپیک بعدی می جنگم. من در توانایی خودم شکی ندارم، در ذهنم، باورم و تیرهایی که می اندازم، مدال المپیک را دیده ام و برای آن تلاش می کنم و با وجود تمام سختی های روحی و روانی و شکست هایم به خودم قول دادم که برای المپیک بعدی بجنگم، مدال را بگیرم و با دست های خودم آن را به گردنم می اندازم چون لیاقت دارم و سال ها برای آن جنگیدم. من الهه روزهای سختی ام.کوتاه نمی آیم، تمرین می کنم و می جنگم. هزار بار هم شکست بخورم دوباره بلند می شوم، می جنگم و هرگز ناامید نمی شوم؛ چون هدفم گرفتن مدال المپیک است و خداوند حتما به من کمک خواهد کرد و شنونده نجواهای من است. در زندگی شخصی هم تلاشم همین است. برای همه آرزوی موفقیت و سلامتی دارم و امیدوارم این شرایط زودتر تمام شود.
 

عزاداری زنانه؛ امر مغفول در عزاداری های رسمی ایران امروز

عزاداری زنانه؛ امر مغفول در عزاداری های رسمی ایران امروز

اعتماد/ به گواهی متون معتبر تاریخی، پس از واقعه عاشورا نخستین کسانی که مجلس عزاداری برای امام حسین (ع) برپا کردند، بازماندگان واقعه شامل همسران و اهل بیت ائمه (ع) و همسران شهدا بودند. می توان گفت اولین برگزارکنندگان مراسم سوگواری بر سیدالشهدا در تاریخ زنان هستند که با ایراد خطبه و سرودن شعر، ذکر مصیبت و نقل حوادث کربلا را به عهده داشتند. اما از دوران اموی به بعد موقعیت برجسته زن مسلمان در عرصه های اجتماعی و سیاسی رو به افول گذاشت. در ایران نیز به عنوان بخشی از منطقه تحت امر خلفای اموی و عباسی بهبودی در سطح فرهنگی- اجتماعی زنان دیده نمی شود. در این دوران تا اواخر دوران قاجار، روضه خوانی و مراسم عزاداری بیشتر به مردان اختصاص داشت و زنان در حاشیه تکیه ها و در مکانی جدای از مردان، تنها شنونده روضه ها بودند. 

اما بعد از انقلاب اسلامی با تاسیس حکومتی مذهبی و تصریح قانون اساسی به برخورداری برابر همه مردم اعم از زن و مرد از حقوق و فرصت های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، زیست زنان دچار تغییر شد. در عرصه مناسک مذهبی نیز زنان تا حدی از نقش های انفعالی دوران پیشین فاصله گرفتند. آنها در کنار حضور گسترده در هیات های بزرگ مردانه برای خود هیات های زنانه نیز تاسیس کرده و به فعالیت های منظم در این زمینه پرداختند. به رغم پتانسیل های منحصر به فردی که هیات های زنانه برای زنان ایجاد کردند اما آنها همچنان از عرصه های کلان سیاسی و اجتماعی و تاثیرگذاری جدی بر فضای عزاداری و مناسک مذهبی دور ماندند. هیات های زنانه به صورت محدود و اغلب ناشناخته در فضاهای کوچک و خانگی فعالیت می کردند لذا قادر به اثرگذاری های گسترده و کلان اجتماعی بر جامعه نبودند. از این جهت می توان گفت که عزاداری زنانه همچنان در نوعی از در حاشیه بودگی و اندرون بودگی قرار دارند که هیچ وقت در دوران بعد از انقلاب نیز به متن مراسم عزاداری رسمی راه پیدا نکردند. 

عزاداری های رسمی که در قالب هیات های بزرگ در شهرها برگزار می شوند، به لحاظ سبک و سیاق کاملا مردانه اند و براساس نیازها و سلایق مردانه شکل گرفته اند. این شکل از عزاداری که در حال حاضر به فرم اصلی عزاداری که توسط حکومت نیز پشتیبانی می شود تبدیل شده، فرمی مردانه است که در آن نیازهای زنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. زنان با توجه به روحیات و نیازهای متفاوتی که نسبت به مردان دارند، در امر عزاداری و سوگواری نیز نیازمند سبک ها و فرم هایی هستند که با وجود آنها سازگاری داشته باشد. اما در هیات های بزرگ که حداقل نیمی از مخاطبان آنها زن هستند، چنین تدبیری اندیشیده نشده است.

 عزاداری در این هیات ها با محوریت مداحی انجام می شود که سبکی از عزاداری پرشور، ریتمیک، بدنی و مردانه را عرضه می کنند. به نظر می رسد گویی این مراسم چه به لحاظ فرم و چه از حیث محتوا فقط برای مخاطبان مرد طراحی شده است. چرا که در این مراسم مردان در بخش مردانه چند دسته می شوند، سینه می زنند و همخوانی می کنند اما زنان در بخش زنانه در تاریکی و فضایی که اغلب تنگ و نامناسب است روی زمین نشسته اند و فقط گوش می دهند و در این فرآیند، مشارکت فعالی ندارند جز سینه زدن هایی آرام و نامنظم. زنان خود را جزو رسمی و جدی این مراسم نمی یابند. آنها عضو منفعل این عزاداری هستند و از آن فرآیند بدنی پرشور سهمی ندارند. البته آن فعالیت های سنگین بدنی چندان مطلوب زنان نیز نیست. به همین جهت بخش مداحی از مراسم عزاداری های رسمی با نیازها و روحیات زنان سازگاری زیادی ندارد. در بخش سخنرانی نیز در هیات های بزرگ همیشه سخنرانان، مرد هستند. به رغم رشد علمی شایان توجه زنان در بعد از انقلاب و پیشرفت های چشمگیر آنها در حوزه های علمی مختلف، هنوز در سخنرانی های مذهبی آنها به عنوان سخنران اصلی مراسم انتخاب نمی شوند. 

در جامعه امروز با دسترسی برابر زنان به علم، آگاهی و فضاهای اندیشه و ابراز عقیده مانند فضای مجازی، این در حاشیه بودگی زنان در مناسک دینی برای آنان به راحتی مورد پذیرش نیست و به نقطه چالش برانگیزی برای زنان جوان معاصر تبدیل شده است. زنان باید بتوانند صدای خودشان و نیازهای شان را در مناسک دینی پیدا کنند. آنها به فرم هایی از عزاداری نیازمند هستند که با روحیات آنها سازگار باشد. آنها نیازمند سخنرانانی هستند که زن باشند، مسائل آنها را به خوبی بشناسند و از منظری زنانه و به روز دین را در زندگی رومزه برای شان شرح دهند. سخنرانان زن در هیئات علاوه بر اینکه می توانند مخاطبان زن را راضی کنند، برای مردان نیز حاوی نکات و دیدگاه های تازه و بکر در موضوعات دینی هستند. زنان مهارت بالایی در کاربردی سازی و تبدیل مفاهیم عمیق و انتزاعی به مفاهیم ملموس و قابل درک روزمره دارند. آنها همان طورکه در تربیت فرزندان این فرآیند را انجام می دهند و پیچیده ترین مفاهیم را با زبانی ساده و روزمره به کودک آموزش می دهند، در امر روایت دینی و تربیت اجتماعی نیز می توانند چنین نقشی را ایفا کنند و عمیق ترین معقولات را به سطح محسوسات آورده و برای جامعه قابل درک کنند. آنها می توانند تجربه والا و عمیق واقعه عاشورا را به گونه ای تاثیرگذار و همذات پندارانه برای مخاطب امروز بازگو کنند. 

در نهایت با نکات مطرح شده به نظر می رسد برای پیوند عمیق تر زنان با نهاد دین در شرایط امروز نیازمند آن هستیم که در ساختار تک جنسیتی مناسک عزاداری به خصوص در بخش سخنرانی های مجالس تجدیدنظر شود و جلسات تلفیقی از سخنرانان خانم و آقا باشد تا این واقعه بزرگ انسانی از زاویه ها و دیدگاه های مختلفی مورد بررسی قرار گیرد. جامعه سالم و متعادل به ترکیبی از دیدگاه های زنانه و مردانه برای تعادل و سعادت خویش نیاز دارد. زنان همان طورکه پس از عاشورا، اولین عزاداران، سخنرانان و مبلغان این واقعه بودند، امروز نیز می توانند در این عرصه نقشی موثرتر، کلان تر و اجتماعی تر ایفا کنند.
 زهرا اردکانی فرد ، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

حامی هنر زندگی/ بنظر می‌رسد پشیمانی بعد از طلاق احساسی شایع در میان اکثر زوج‌های جداشده باشد. طلاق به معنای جدایی زوجین از یکدیگر و به دلیل شکست در زندگی مشترک است. اساسا ازدواج با عشق و علاقه هر دوطرف نسبت به یکدیگر شروع می‌شود اما گاهی اوقات این عشق دوام چندانی نمی‌یابد و به طلاق و جدایی ختم می‌شود. افراد بعد از طلاق درگیر احساسات متفاوتی می‌شوند که از آن‌ها می‌توان به دلتنگی و پشیمانی اشاره کرد. آنان از این که چرا برای دوام زندگی مشترکشان تلاش کافی نکرده‌اند، دچار عذاب وجدان می‌شوند. در این مقاله قصد بررسی علل احساس پشیمانی بعد از طلاق را داریم و در پایان به نکاتی در رابطه با از بین بردن این حس در افراد اشاره می‌کنیم. اگر در حال تصمیم‌گیری راجع به طلاق هستید، می‌توانید از مشاوره قبل از طلاق کمک بگیرید.
الف) پشیمانی بعد از طلاق : نگاهِ منفی جامعه
جامعه در غالب موارد نسبت به افرادی که طلاق گرفته‌اند دید مثبتی ندارد؛ خصوصاً اگر در جامعه‌ای سنتی و پایبند به اصول کلاسیک خانواده زندگی می‌کنید. در نتیجه همین دید منفی، بعضا تنش‌های فکری با اجتماع و نهایتا فشار فکری دامن فرد مطلقه را می‌گیرد. این وضعیت در خانم‌ها شدت بیشتری دارد. یک از سنگین‌ترین اثرات این وضعیت، عذاب وجدان و پشیمانی شدید فرد است. به این ترتیب که فرد خود را به خاطر این کار ملامت و سرزنش می‌کند. 

ب) پشیمانی : تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان
طلاق برای زندگی تمام فرزندان به خصوص کودکان تهدیدی دردناک محسوب می‌شود. چراکه از این پس به عنوان فرزندان طلاق شناخته می‌شوند. کودکان به دلیل تاثیر پذیری بالا در غالب موارد دچار عواقب منفی طلاق خواهند شد. فراتر از تمام دلتنگی‌هایی که در نتیجه طلاق برای کودک پیش می‌آید، دلتنگی پدر و مادر است. بعد از طلاق نیازهای عاطفی کودک به حضور پدر و مادر به طور کامل برطرف نمی‌شود. بنابراین جدایی ضربه عاطفی مهمی به کودکان وارد می‌آورد. پدر و مادر نیز به خاطر عشقی که به فرزند خود دارند با دیدن این شرایط دچار پشیمانی بعد از طلاق می‌شوند. 

ج) تاثیر طلاق بر ازدواج بعدی شما
اکثر افرادی که طلاق می‌گیرند در صدد ازدواج مجدد بر می‌آیند؛ درحالی که ممکن است هنوز آثار طلاق از بین نرفته باشد. ازدواج مجدد می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما نکته اینجاست که بعضی از افراد بدون این که آثار ناشی از جدایی و طلاق را از بین ببرند دست به ازدواج مجدد می‌زنند. افرادی که بعد از طلاق گرفتن بدون توجه به اتفاقی که افتاده و بررسی دلایل آن دوباره ازدواج می‌کنند، در غالب موارد در زندگی مشترک جدید خود نیز دچار مشکل می‌شوند. این افراد آن بخش از رفتارهای خود که در طلاق تاثیرگذار بوده را نشناخته‌اند و همین رفتارها در زندگی جدید دوباره مشکل ساز شده و فرد گرفتارپشیمانی بعد از طلاق می‌شود.

د) اهمیت وضعیت اقتصادی
طلاق به خودی خود هزینه‌های قابل توجهی دارد. جدای از آن هزینه‌های زندگی بعد از طلاق بسیار بیشتر از زندگی قبل از طلاق است. چرا که بعد از طلاق شما باید خرج دو زندگی را بپردازید. در چنین شرایطی بهترین حالتی که پیش می‌آید این است که بیشتر کار می‌کنید تا درآمد خود را افزایش دهید و بتوانید از پس مخارج بر بیایید. در چنین شرایطی ممکن است پشیمانی بعد از طلاق به افسردگی نیز منجر شود. 

ه) دلتگی بعد از طلاق
یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل پشیمانی بعد از طلاق، احساس دلتنگی است. زنان و مردان به دلایل متعددی دچار دلتنگی بعد از طلاق می‌شوند. علاقه به همسر سابق، مرور خاطرات گذشته و… از دلایل دلتنگی است. اگر هنوز نتوانسته‌اید همسر سابق خود را فراموش کنید، می‌توانید با کمک گرفتن از یک روانشناس، مشکلات خود در زندگی سابق را ریشه یابی و برطرف کرده و سپس برای ازدواج مجدد اقدام کنید. 

رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق  | ماهی را هر وقت از آب بگیری…
برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق چه باید کرد؟ اول از همه باید بگوییم که بخشی از این پشیمانی کاملا طبیعی است. چرا که طلاق یک تصمیم بسیار سخت و بزرگ است که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اولین قدم این است که بدانید هیچ وقت برای تلاش کردن دیر نیست. در این رابطه فرقی نمی‌کند که تلاش شما نتیجه بدهد یا نه، بلکه مهم این است که تمام تلاش خود را برای بازیابی زندگی مشترکتان انجام بدهید. اگر واقعا احساس پشیمانی می‌کنید هرکاری که برای بازیابی زندگی مشترکتان ممکن و لازم است را بکنید.
این کار حتی اگر نتیجه هم ندهد بخشی از عذاب وجدان و پشیمانی بعد از طلاق شما را که ناشی از عدم تلاش برای حفط زندگی مشترک بوده را از بین می‌برد. در هر صورت اگر فرصت تشکیل دوباره زندگی مشترک قبلی فراهم شد یا نه باید خود را ببخشید چرا که زندگی هنوز ادامه دارد و نباید قبل از پایان آن، شکست را پذیرفت. اشتباهتان هرچه که بوده بپذیرید و از آن درس بگیرید.

ایجاد رابطه دوستانه با همسر سابق
برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق کارهای دیگری هم می‌توانید انجام دهید. به عنوان مثال ایجاد یک رابطه دوستانه با همسرتان بعد از طلاق می‌تواند این احساس را کاهش بدهد. چنین رابطه‌ای به خصوص هنگامی که شما فرزند دارید بسیار موثر و کارآمد است. این وضعیت حتی می‌تواند آشتی با همسر و آغاز دوباره زندگی مشترک شما را به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی به یاد داشته باشید که ازدواج مجدد همسرانی که از هم طلاق گرفته‌اند یک امر کاملا طبیعی است.
فراموش نکنید که جدایی زوجین آسیب‌های فکری متعددی را به هر دو طرف وارد می‌کند و اگر در این میان فرزندی هم باشد زندگی او نیز شدیدا تحت تاثیر طلاق قرار می‌گیرد. در این وضعیت بررسی تمامی جوانب امر واجب و ضروری است تا عملی نسنجیده و عجولانه انجام ندهید. فراموش نکنید که شما در برابر زندگی مشترکتان مسئول هستید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر پشیمانی بعد از طلاق
پشیمانی بعد از طلاق و تمایل به رجوع برای بسیاری از افراد اتفاق می‌افتد اما مسلما کار راحتی نیست. موارد زیادی در طلاق یک زوجین تاثیر گذار هستند و مطمئنا مشکلاتی در زندگی شما بوده که تصمیم به طلاق گرفته‌اید. حال اگر قصد بازگشت دارید باید ابتدا آن مشکلات را برطرف سازید تا زندگی مشترک مجددتان با موفقیت انجام گرفته و پیش رود. با کمک گرفتن از یک فرد متخصص می‌توانید مشکلات را ریشه یابی کرده و در جهت برطرف کردن آن‌ها گام بردارید.

فرق تراریوم و ویواریوم

فرق تراریوم و ویواریوم

جام جم/ ریوم پسوند در زبان لاتین پسوند مکان است که بر سر کلماتی مثل تراریوم، ویواریوم، انکستاریوم، آکواریوم و هرباریوم می آید. در دانش محیط زیست نیز ریوم ها اکوسیستم هایی هستند که براساس محیط طبیعی زندگی موجودات ساخته می شوند؛ به طوری که موجودات با قرارگرفتن در این محیط ها نیاز به رسیدگی زیادی ندارند؛ البته در این میان لازم است به خاطر وجه اشتراک بین ویواریوم و تراریوم آنها را در کنار هم توضیح دهیم. ویواریوم یعنی محل زندگی و این فضای بسته برای نگهداری گیاهان و حیوانات مثل ایگوانا، آفتاب پرست، مار، قورباغه و همستر ساخته می شوند. آنها شباهت زیادی به آکواریوم دارند، اما تفاوت شان در نگهداری گل و گیاه است. اما تفاوت ویواریوم با تراریوم در چیست؟ در ویواریوم علاوه بر گیاهان، حیوانات هم نگهداری می شوند، اما در تراریوم فقط گیاهان پرورش داده می شوند. سازه ویواریوم در ابعاد کوچک در محیط خانه و در ابعاد بزرگ برای لابی ها، رستوران ها یا ادارات قابل استفاده است. 

زنان معتادی که اختیاری راهی اقامتگاه ترک اعتیاد می شوند

زنان معتادی که اختیاری راهی اقامتگاه ترک اعتیاد می شوند

ایران/ پایین تر از خیابان خاوران در کوچه های پایین شهر جایی در دل جنوب پایتخت، در آهنی بزرگی محصور در دیواری با حفاظ های بلند به چشم می خورد. برای تهیه گزارش به دلیل بیماری کرونا بعد از گذر از هفت خوان رستم با سختی زیاد بالاخره مجوز ورود را به دست آورده و با عکاس راهی آن سوی در بزرگ آهنی می شویم. ساختمانی تقریبا قدیمی که بی شباهت به یک عمارت کلنگی ساز نیست در انتهای حیاط خودنمایی می کند. امروز این همه سختی را از سرگذراندم تا بتوانم راوی داستان زندگی افرادی باشم که انگار از پای چوبه دار برگشته اند. زنانی که مرگ را با چشم خود دیدند ولی با یک یاعلی بلند شده و دست شان را به سوی یاریگران دراز کردند تا بتوانند دوباره روی پاهای خود بایستند. این مرکز ترک اعتیاد که بیشتر شبیه یک مرکز نگهداری شبانه روزی از زنان معتاد است، از کودکان زنان معتاد به موادمخدر هم در صورتی که بی پناه باشند، در کنار مادرشان نگهداری می کند.

مینا از شهرستان به تهران آمده در اتاق و درکل طبقه ای مجزا از او نگهداری می شود. تست کرونا داده ولی هنوز جوابش نیامده، ماسکم را محکمتر به صورتم می چسبانم، اجازه می گیرم تا با حفظ فاصله کنارش نشسته و همصحبتش شوم. «چند سالته؟ در حال ترکی یا پاکی؟» «۲۸ سالمه جایی برای زندگی ندارم، تیرماه همینجا اعتیادم رو ترک کردم، وقتی برای ترک از طریق بهزیستی به اینجا اومدم، همسرم به خاطر مصرف شیشه زندان بود، خودم تریاک مصرف می کردم، تا ۲۱ سالگی اصلا نمی دونستم مواد چیه تا اینکه ازدواج کردم، تو خونه شوهر با تریاک آشنا شدم و کم کم شوهرم کاری کرد که کاملا معتاد شدم. چند سالی از ازدواجمون گذشته بود که متوجه شدم، شوهرم حالت هاش عوض شده، شیشه ای شده بود، وقتی تو خونه مصرف می کرد، از بوی مواد حالم به هم می خورد، بوی مواد بدنم رو ضعیف کرده بود، حال و روز خوبی نداشتم تا اینکه تیرماه بهزیستی من و بچه هامو آورد به این مرکز. اعتیادم رو ترک کردم و برگشتم شهرمون. فهمیدم که شوهرم تو مرخصی زندان خودشو حلق آویز کرده.»

با اینکه مینا ماسک روی صورتشه، ولی وقتی از مردن همسرش حرف می زند، مشخصا چشماش می خنده. البته می توان حدس زد مردی شیشه ای چه بلاهایی سر زن و بچه خودش می آورد. از او می پرسم چرا می خندی؟ خوشحالی که فوت کرده؟ سرش را پایین می اندازد و می گوید: «آره»، «چرا؟ کتک می زد؟»، «کاش فقط کتکم می زد، دچار توهم های شدید می شد و تهمت های ناروا می زد، دائم فکر می کرد، گوشی یا فلش مخفی کردم. بعد شروع می کرد به گشتن؛ مثل دیوونه ها هم من و لباسامو هم کل خونه رو زیر و رو می کرد. وقتی نمی تونست چیزی پیدا کنه شروع به کتک زدنم می کرد. آنقدر می زد تا از خستگی بیفته یه گوشه. از دستش راحت شدم. تنها مشکلم اینه که دیگه نمی تونم بچه ها رو ببینم. خانواده همسرم بچه هامو بردن شهرستان البته با توجه به اینکه دیگه مکانی برای زندگی ندارم، نگهداری از بچه ها هم برام مقدور نیست ولی دلم تنگ شده براشون.» «مرکز بهت وعده کار نداده؟ تا کی میتونی اینجا زندگی کنی؟» «قول دادند که در تولید و دوخت ماسک و گان فعالیت کنم، نظافت و آشپزی را به عهده بگیرم و همینجا زندگی کنم. راستش دلم می خواد دوباره ازدواج کنم و خونه زندگی خودمو داشته باشم، اما این بار باید مراقب باشم که شوهرم معتاد نباشه.»

اعتیاد مساوی است با از دست دادن کل زندگی
گوشه ای از سالن زن جوانی با نوزادی در آغوش در حال رد شدن است، دختربچه سه ساله ای هم با چشم های گریان گوشه دامنش را گرفته و با هق هق می گوید: «حوصلم سر رفته می خوام با خانم مربی برم بیرون.» نزدیک می شوم، سوال می کنم که با من حرف می زنی؟ نوزادش را به زن دیگری تحویل می دهد، نزدیک تر شده و با هم در اتاقی که محل زندگی این مادر و کودکانش بود کف زمین می نشینیم، اتاقی با یک تخت نوزاد و یک تخت بزرگسال که با رنگ های صورتی و سفید تزئین شده، رو به من می گوید: «فقط ۱۶ سالم بود که ازدواج کردم، شوهرم پسرعمه خودم بود، هروئین مصرف می کرد، البته از بچگی مصرف می کرد ولی قبل ازدواج ترک کرد و خواستگاری کرد و منم باهاش ازدواج کردم.
بعد از چند وقت متوجه شدم که دوباره داره مصرف می کنه، کم کم به منم اصرار می کرد که باهاش مصرف کنم. تو خانواده ما فقط پدرم بود که تریاک مصرف می کرد، پدرم بتدریج متوجه تغییر رفتارهام شد، منو به زور برد آزمایش بدم. هم هروئینی شده بودم و هم شیشه ای. هر روز به یه بهونه الکی از بابام پول می گرفتم تا خرج اعتیاد خودم و شوهرم در بیاد. وقتی پدرم جواب اعتیادم رو دید دیگه اجازه نداد به خونه شوهرم برگردم. بعد از مدتی به صورت غیابی طلاق گرفتم. دو ماه بعد از جدایی، با حمید آشنا شدم، تو محله ای که ما زندگی می کنیم دخترها و پسرها نمی تونن با هم دوست بمونن و زود باید ازدواج کنن، همسر دومم پاک بود، عاشقم شده بود، بهش گفتم من اعتیاد دارم به درد زندگی تو نمی خورم، به اصرار حمید ازدواج کردیم.
خدا به ما دو تا بچه داد، ماهک که سه سال داره و هانی که ۵۰ روزه به دنیا اومده. بعد از تولد ماهک چندین بار ترک کردم، هربار همسرم باهام همراهی می کرد. قبل از اینکه پسرم رو باردار بشم پاک بودم اما ماه پنجم حاملگی دوستام وسوسم کردن و مصرف کردم، دوباره اعتیاد پیدا کردم خواستم ترک کنم ولی پزشکان گفتن برای سلامتی جنین خطرداره، بعد از تولد می تونی ترک کنی.»، «تو که چندین بار ترک کردی، مطمئنی این بار آخرین باره؟» جواب می دهد: «وقتی پسرم به دنیا اومد، فامیل شوهرم نشستند زیر پاش که این زن به دردت نمی خوره، هربار ترک می کنه ولی دوباره میره سراغ مواد. مادر خوبی برای بچه هات نمی شه. شوهرم گفت که طلاقم می ده و ازاین همه وقتی که برام گذاشته پشیمونه، فکر می کرد که دیگه دوستش ندارم. مادرش یکی رو براش در نظر گرفته بود تا دوباره ازدواج کنه حتی گفت که بچه هام رو بهم نمی ده. باورم نمی شد.
مردی که ۵ سال عاشقانه در کنارم بود و همیشه ازم دفاع می کرد، داشت تنهام می ذاشت، یکدفعه فهمیدم زندگی، شوهرم و بچه هام رو با هم از دست می دم، تصمیم گرفتم دیگه سمت مواد نرم، اومدم این مرکز ولی بچه ها رو به من نمی دادن داشتم دیوانه می شدم.
پسرم فقط چند روزه بود به من نیاز داشت. اما بالاخره با پادرمیونی و دخالت بهزیستی هفته پیش شوهرم اومد دیدنم، از صورتم معلوم بود که ترک کردم، چشماش از خوشحالی برق می زد، رو به من کرد و گفت بچه ها رو میارم، ولی این بار آخرین مهلته، از خوشحالی گریه می کردم، بچه هام همه زندگیم هستن، پسر بیچارم که وقتی به دنیا اومده بود معتاد بود، یک هفته تو بیمارستان نگهش داشتن، سم زدایی کردن، خون بچه رو عوض کردن، چندین بار تشنج کرد، داشت از دست می رفت، شوهرم روزی یک میلیون تومن برای پسرم تو بیمارستان هزینه کرد، من این بلاها رو سرشون آوردم، خودمو نمی بخشم، به خودم قول دادم ازاین به بعد مادر خوبی باشم. تصمیمم عوض نمی شه.» از او درباره بدن دردهای دوران ترک و ناآرامی ها می پرسم. در پاسخ می گوید: «روزها قرص B۲ و شب ها قرص خواب در حد آلپرازولام می دن، یه کپسول هم که ضد وسوسه هست می خورم. مشکلی ندارم و با بچه ها سرم گرمه به این امید که هر چی زودتر بتونم برگردم سر خونه و زندگیم. البته با همسرم تصمیم گرفتم که خونه رو عوض کنیم و اصلا از اون محله بریم، حتما تغییر شرایط زندگی می تونه کمکم کنه.»

آرامش یا مرگ
زنی تکیده که به نظر اختلاف سنی بیشتری نسبت به بقیه دارد، ساکت ایستاده و حرفی نمی زند، سوال می کنم، «چند سالتونه؟» پاسخی نمی دهد و فقط نگاه می کند. به نظر حدود ۶۰ ساله است.
یکی از دخترها نزدیک می شود و می گوید: «۴۵ سال داره و نمی تونه صحبت کنه. مهناز بیماری شبیه روماتیسم داشت و همیشه از درد دست و پا رنج می کشید، از آنجایی که همه خانواده به نوعی مصرف کننده بودند، مهناز هم برای آرام شدن دردها به سمت مصرف تریاک رفت، اما چند سال پیش متاسفانه دچار سکته مغزی شد و دیگه نتونست حرف بزنه. بعد از سکته دیگر مصرف تریاک هم نتونست دردها رو آروم کنه، این بار به پیشنهاد یکی از اقوام برای کم شدن درد و ناراحتی، هروئین استفاده کرد، کم کم به هروئین هم معتاد شد و درکل هم لال شده، حالا با پای خودش اومده اینجا تا ترک کنه و بعد شروع کنه به گفتاردرمانی.»
در اتاق بزرگی که ۶ تخت بزرگسال و یک تخت کودک را در خود جای داده بود، صدای ناله خفیف زنی به گوش می رسید، آن طرف تر زنی به همراه دو پسر خردسال یکی ۷ و دیگری ۳ ساله با هم پچ پچ می کردند. با آرمین که بزرگتر بود، حال و احوال کردم، خودش شروع به حرف زدن کرد: «کلاس اولم، از ایلام اومدیم، دوست دارم تهران زندگی کنم، اینجا شهر قشنگیه، دلم می خواد همینجا برم مدرسه.» پرسیدم: «کی شما رو از ایلام آورد اینجا؟» جواب داد: «دوست مادرم.» وقتی با مادر آرمین شروع به صحبت کردم، زیر چشمی آرمین رو هم می دیدم، پر بود از مظلومیت و خشم.
مادر آرمین ۳۳ سال دارد، سعی می کند دستش را زیر لباسش پنهان کند، یادم می افتد که آرمین گفته از ایلام آمده اند، ناگهان یاد زنان ایلامی و داستان خودسوزی های مکرر می افتم، اما خودش می گوید که خودسوزی نکرده و چراغ برگشته روی لباسش و آتش گرفته. صدای ناله های زن در تخت کنار دیوار از درد دندان بالاتر می رود، سعی می کنم با منیره، مادر آرمین و آراز با صدای آرامتری حرف بزنم تا مزاحم بقیه نشویم، می پرسم که از کی معتاد شدی؟ همسرت تشویقت کرد؟ پاسخ می دهد: «قبل از ازدواج نه سیگار می کشیدم نه مشروب، شوهرم شیشه ای بود، یک سال بعد از ازدواجمون به بهونه اینکه شیشه درد کمر و کلیه رو کم می کنه اصرار کرد، شیشه مصرف کنم. آخه چند سال بود که درد کلیه و کمر داشتم.
واقعا بعد از مصرف شیشه دردام از بین می رفت، سرحال می شدم. گاهی هم بهم شربت متادون می داد اونم موثر بود. اوایل یک روز درمیان بعد روزی چندین بار مصرف می کردم. شوهرم هم بشدت عصبی بود و دست بزن داشت هر روز کتکم می زد، تهمت می زد که با مردای دیگه رابطه دارم. از شوهرم متنفر شده بودم، به خودم اومدم دیدم دیگه حتی به بچه ها هم علاقم کم شده، زندگی بچه هام داشت از دست می رفت، به پیشنهاد یکی از دوستام اومدم اینجا تا ترک کنم. بعد از ترک هم برنمی گردم پیش همسرم، چون مواد مصرف می کنه و خیال ترک کردن نداره، خانواده هم قول دادن که اگه جدا بشم از من و بچه هام حمایت می کنن. خانم خیری هم در شهرمون هست که گفته اگه مواد رو بذارم کنار به لحاظ مسکن، پوشاک و خوراک کمک می کنه، می خوام زندگی خودم و بچه ها رو نجات بدم.»

اعتیاد در کمین دختران جوان پولدار
در سالن مبله شده مجموعه جایی که چندین اتاق دورش قرار دارد، نیلوفر آرایش کرده و خوش قد و بالا با چشم های درشت و پر از شیطنت نگاهم می کند.
یکی از مددکارها رو به من می گوید که فریبا حدود ۶ ماه است با میل و اراده خود آمده و هرماه ماندنش را تمدید می کند. تعجب می کنم که چطور یک دختر جوان می تواند ۶ ماه خود را در مکانی به دور از همسن و سال های خود حبس کند. برای پاسخ سوالم نزدیک تر رفتم. با لبخندی ملیح به ردیف مبل ها نزدیک شدیم و نشستیم. پرسیدم: «چطور معتاد شدی؟ خانواده درگیر اعتیاد بودند؟» محکم جواب داد: «پدرم پیشکسوت بسکتبال بود، مادرم هم از خانواده ای اصیل و محترم، تو خانواده اصلا معتاد نداشتیم، وضع مالی مساعدی هم داشتیم، خونه پدری من خیابون ولیعصره، هیچی تو زندگی کم نداشتم. دو تا بچه بودیم و همه چی در اختیارمون بود تا اینکه پدرم به رحمت خدا رفت.
خیلی بهش وابسته بودم از غم فوتش حالت های افسردگی داشتم با هر ضرب و زوری دیپلمم رو گرفتم. کم کم مدل دوستام عوض شدن، پام به مهمونیای مختلط باز شد. اول به اصرار دوستام مخصوصا دوست پسرم، شروع کردم به مشروب خوردن بعد سمت موادمخدری مثل کوکائین و شیشه کشیده شدم. اوایل ماهی یکبار مهمونی می رفتم همون یکبارم مصرف می کردم بتدریج هر دوهفته یکبار بعد هفته ای یکبار مهمونی می رفتم.»، «چی مصرف می کردی؟»، جواب داد: «شیشه، اینقدر درگیرش شده بودم که یک روز در میون و بعد هرروز مصرف می کردم، مشکل مالی هم برای تهیه مواد نداشتم، حقوق پدرم بود و هر دو روز یکبار ۵۰ هزار تومان هزینه موادم می شد. غرق شده بودم تو اعتیاد و توهمات هرروزه، مادرم و خواهرم رو با بهونه های الکی کتک می زدم، مادرم رو هم از دست دادم.  نتونست دوری پدرم و وضعیت منو تحمل کنه، از غم و غصه، سکته کرد و مرد. رفتارم کاملا غیرعادی شده بودن، قبل از بیرون رفتن از خونه بی اغراق ۴ تا ۵ ساعت جلوی آیینه می نشستم و زل می زدم به خودم، اصلا متوجه گذر زمان نبودم، ساعت ها می گذشت به خودم، می آمدم، نگاهی به ساعت می کردم و متوجه می شدم، ۵ ساعت متوالی جلوی آیینه نشسته ام. کم کم ترس برم داشت. چندتا از دوستای نزدیکم اوردوز کردن و فوت کردند. از ترس با پای خودم اومدم اینجا. کاملا ترک کردم. اما دائما موندنم رو تمدید می کنم.
سه ماه پیش یک روز از اینجا خارج شدم، متوجه شدم دوستم، همون پسری که معتادم کرده بود، خودکشی کرده، بعد با فاصله های زمانی کوتاه شنیدم که دوستام اوردوز کردن و مردن، راستش از ترس مردن از اینجا بیرون نمیرم. می ترسم برم بیرون و دوباره وسوسه بشم که دوستام منو بکشونن سمت موادمخدر. روزی که تصمیم قطعی بگیرم که دور همه دوستام رو می تونم خط بکشم، خونه پدریم رو می فروشم و به یه محله دیگه اسباب کشی می کنم. یک زندگی نو رو شروع می کنم که کاملا متفاوت باشه، الان هم میرم واحد خیاطی و هر روز ماسک و گان می دوزم و درآمد کمی هم از این راه دارم، وقتی هم ازاینجا برم بیرون، کاشت ناخن و آرایشگری یاد می گیرم تا هم کاری یاد گرفته باشم، هم سرم گرم باشه. خدا پدرم رو بیامرزه، من و خواهرم حقوق پدرم رو داریم و نیاز مالی نداریم، اما این خوبه که هر آدمی مشغول کار باشه و بیکار نباشه، همین بیکاری ریشه اصلی بدبختی های من بود. خداروشکر خواهرم دانشجو شده و به دانشگاه میره، هیچ کسی رو غیر از من نداره، به خاطر خواهرم و برای اینکه تو این دنیای بزرگ تنهاش نذارم، محاله که دوباره سمت موادمخدر برم. الان دیگه می دونم چه چیزهایی می تونن باعث لغزش من بشن، به خاطر همین از تک تک اون عوامل دوری می کنم.»

خانمم به من می‌گوید سیگار بکش تا راحت بشی!
خانمم به من می‌گوید سیگار بکش تا راحت بشی!

1399/07/15 – 11:30

فقط ۳۵ درصد پاک می مانند
لغزش اصطلاحی است که در خصوص بازگشت دوباره معتادان به چرخه اعتیاد پس از ترک کردن، به کار می رود.
فریبا دیلمی، روان شناس حوزه اعتیاد و از مسئولان مرکز اقامتی درمان و بازتوانی مادر و کودک، درباره مراجعان مرکز به «ایران» می گوید: «کمپ های متعددی برای زنان در کشور تاسیس شده اما نمی توان نام کمپ را روی این مرکز گذاشت، زیرا افرادی که به اینجا مراجعه می کنند، با میل و اختیار خود تصمیم به ترک اعتیاد می گیرند و به اندازه ای اراده قوی دارند که مدت حضور را چندین بار متوالی تمدید می کنند. این اقامتگاه دارای استانداردهای بالایی است و قرار است به صورت یک مدل بعد از کسب موفقیت در استان های دیگر هم اجرایی شود. پروتکل های درمانی، نوشته شده و سال گذشته هم به بهزیستی تحویل داده شد.»
به گفته دیلمی، در ابتدای تاسیس این مرکز، قرار بود به صورت آزمایشی و موقت فعالیت داشته باشیم اما بعد از مدتی با کسب موفقیت در این حوزه و دستاوردهای خوبی که به دنبال تاسیس این مرکز به دست آمد، بهزیستی موافقت کرد، روند کار مجموعه ادامه پیدا کند.
وی در خصوص روش ترک معتادان توضیح می دهد: در صورت ضرورت بر اساس نظر پزشک از داروهایی مانند متادون و بوپره نورفین (Buprenorphine) استفاده می شود، این در حالی است که هم از سازمان بهزیستی و هم از وزارت بهداشت، مجوز داریم. خوشبختانه از حمایت های شهرداری هم بی نصیب نماندیم و ساختمان این مجموعه را شهرداری در اختیارمان قرار داده، علاوه بر این بهزیستی هم ماهانه تا حدودی حمایت های مالی می کند.
این روان شناس، با اشاره به اینکه تنها ۳۵ درصد افرادی که ترک می کنند، پاک می مانند، بیان می دارد: میزان ماندگاری در درمان رقمی بسیار پایین تر از این میزان دارد. با روش هایی همچون تلاش برای حفظ رابطه با مرکز، ویزیت رایگان پزشک و روانپزشک، حضور درمراسم و جشن های مرکز پس از اتمام دوره درمان، تهیه سبد کالا و لوازم التحریر برای کودکان با کمک خیرین سعی می کنیم ارتباط بیماران را با مرکز حفظ کنیم تا احتمال بازگشت به سمت موادمخدر را کاهش دهیم.
او درباره میزان هزینه های هر فرد که برای ترک مراجعه می کند و همچنین هزینه های کودکان آن ها، توضیح می دهد: ماهانه به صورت میانگین یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفر چه بزرگسال و چه کودک هزینه می شود. غذا، داروهای آگونیست، داروهای روانپزشکی، داروهای تقویتی، لوازم بهداشتی، شوینده ها، پوشک بچه، کرایه اسنپ، سونوگرافی و هزینه وکیل از جمله مواردی است که به صورت ماهانه برای افراد هزینه می شود. دقیقا مانند یک خانه که باید برای همه افراد خانواده هزینه کرد، باید همه هزینه ها را متقبل شد.
دیلمی در خصوص شرایط نگهداری از زنان باردار معتاد به موادمخدر و کودکان آنها هم توضیح می دهد: تمامی زنان بارداری را که اعتیاد دارند، پذیرش می کنیم. در خصوص کودکان آنها هم چنانچه در خانواده کسی نباشد که مسئولیت نگهداری کودک را به عهده بگیرد، ما شرایط نگهداری از کودکان را هم در کنار مادران فراهم می کنیم. حتی مهدکودکی هم برای این منظور ایجاد کردیم تا کودکان از آموزش ها و بازی های لازم برخوردار شوند. معمولا یکی از فرآیندهای اساسی که مانع درمان زنان معتاد می شود، فرزندان آنها و نگرانی مادران در خصوص نگهداری آنها است. چنانچه مراکزی که برای اعتیاد دایر می شوند این مساله را لحاظ کنند، قاعدتا آمار زنان معتاد کاهش پیدا می کند.
او با اشاره به اینکه ۱۴ نیروی داوطلب و غیرداوطلب در مرکز مشغول به کار هستند، می گوید: ما به هر فردی که برای ترک اعتیاد به اینجا مراجعه می کند، پیشنهاد می کنیم که حداقل ۳ تا ۶ ماه حضور داشته باشند، در طول این مدت هم تلاش می کنیم تا در زمینه اشتغال هم آنها را توانمند کنیم. البته برخی از این افراد مشکلات زمینه ای دیگری هم دارند به عنوان مثال زنانی که فرزندانی بی شناسنامه دارند برای شناسنامه گرفتن این کودکان اقدامات لازم را انجام می دهیم، یا نوزادی که معتاد به دنیا می آید یا کودکانی که بیماری دارند، در خصوص درمان آنها همه اقدامات پزشکی را انجام می دهیم. هرچند در میان تمام هزینه های جاری، خیرین هم به میدان آمده و همیشه در کنار ما هستند.

انیمیشن بچه های ساختمان گل ها، این قسمت«کیک واقعی»

بیا نی نی/ داستان این انیمیشن دربارهٔ دختر بچه‌ای به نام حسنا است که پدرش درروز تولد او برایش یک جوجه غاز می‌خرد. این قسمت «کیک واقعی»

**

 اینترنت مصرفی شما مخاطبین گرامی برای دسترسی به محتوای موجود در بیا نی نی به صورت نیم بها محاسبه می‌شود؛ این در حالی است که برای دسترسی به همین محتوا در بسترهایی مثل اینستاگرام، یوتیوب و… از اینترنت بین الملل استفاده شده که به صورت تمام بها می‌باشد. شما می توانید آموزش های متنوعی در زمینه بازی با کودک، آرایشگری، ساخت کاردستی، انواع هنردست(خیاطی، گلدوزی، رویان دوزی،  بافتنی و..) شنیون مو و انواع خودآرایی را تنها با سرچ کلمات و با آرامش تماشا کنید

انیمیشن بچه های ساختمان گل ها، این قسمت«هوشا»
انیمیشن بچه های ساختمان گل ها، این قسمت«هوشا»

حمایت امام جمعه مشهد از بانوان موتورسوار

حمایت امام جمعه مشهد از بانوان موتورسوار

فارس/ بانوی قهرمان موتورسواری خراسان رضوی گفت: با حمایت آیت الله علم‌الهدی، مجوز ساخت پیست مخصوص موتورسواری بانوان را گرفتیم که این امر در رشد ورزش موتورسواری بانوان نقش به‌سزایی داشت.
سمانه حمیدی در خصوص مشکلات هیأت اظهار کرد: جهت پیگیری امورات هیأت موتورسواری در گذشته مشکلاتی را به ویژه در بخش بانوان داشتیم که مسبب آن سوء مدیریت سرپرستان هیأت در یک سال گذشته بود.

بانوی قهرمان موتورسواری خراسان رضوی اداره شدن فدراسیون موتورسواری و اتومبیل‌‌رانی توسط سرپرست را یکی از چالش‌های پیش روی رئیس هیأت موتورسواری و اتومبیل‌رانی خراسان رضوی دانست و عنوان کرد: ریاست گذشته با مدیریت خوب مجوز موتورسواری بانوان و همچنین ساخت اولین پیست تخصصی بانوان در سطح کشور را گرفت.

وی با اشاره به حمایت امام جمعه مشهد از رشته موتورسواری بانوان تصریح کرد: با حمایت آیت الله علم‌الهدی مجوز ساخت پیست مخصوص موتورسواری بانوان را گرفتیم که این امر در رشد ورزش موتورسواری بانوان، نقش به‌سزایی داشت؛ نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی معتقدند اگر فضای مناسب و مخصوص بانوان فراهم شود فعالیت آنها در رشته‌هایی همچون دوچرخه‌سواری و موتورسواری بلامانع است به همین خاطر در گرفتن مجوز ساخت پیست موتورسواری بانوان از من حمایت کردند.

حمیدی تاکید کرد: با افزایش قیمت دلار، گرانی قیمت موتور و لوازم جانبی هزینه‌های بالایی را پرداخت می‌کنیم ولی همچنان با شرایط سخت به تمرینات خود ادامه می‌دهیم، روزهای دوشنبه و جمعه بانوان در پیست جدید مخصوص خود تمرین می‌کنند، امیدوارم با حمایت مسئولین مربوطه در خراسان رضوی و اداره کل وزش و جوانان استان شاهد پیشرفت ورزش موتورسواری استان باشیم.

بانوی قهرمان موتورسواری خراسان رضوی با اشاره به فعالیت بانوان در شهرستان‌های خراسان رضوی تصریح کرد: بانوان فقط در پیست مخصوص در دو قسمت موتور ریس و کراس به صورت جداگانه تمرین دارند، محدثه عظیمیان از تایباد و زهرا فرهادی قهرمان کشور هستند که نشان می‌دهد در شهرستان‌ها پتانسیل‌های خوبی داریم.

۵ رفتار اشتباهی که در ارتباطات با دیگران انجام می‌دهیم

۵ رفتار اشتباهی که در ارتباطات با دیگران انجام می‌دهیم

بیا نی نی/ حتی با وجدان‌ترین و حساس‌ترین افراد هم ممکن است این اشتباهات را انجام دهند. در را برای افراد پشت سر خود نگه می‌داریم و روی پله برقی در سمت راست می‌ایستیم، شکی وجود ندارد که ما فردی مودب و با ملاحظه‌ هستیم. 

۱. نگفتن «لطفا» و «متشکرم» به افرادی که در شغل‌های خدماتی کار می‌کنند
وقتی غذایی را سفارش می‌دهیم برای ثبت سفارش ابتدا بگویید: «لطفا». در آخر هم بگویید: «متشکرم» و با دیگر افرادی که در دیگر شغل‌های خدماتی کار می‌کنند نیز به همین صورت رفتار کنید. موضوع این نیست که آنها برای انجام همین‌ وظایف حقوق دریافت می‌کنند، موضوع ادب و احترام متقابل به یکدیگر است.

۲. چک کردن تلفن‌ همراه پشت چراغ قرمز
استفاده از تلفن همراه پشت فرمان ماشین، نه تنها خطرناک است بلکه در حوزه‌ی روابط اجتماعی، اشتباه است. چراغ‌های راهنمایی روی ثانیه‌ها تنظیم شدند و وقتی با تلفن همراه سرگرم می‌شویم ممکن است چند ثانیه‌ای را از دست بدهیم و متوجه نشویم چراغ سبز است. در این صورت برای رانندگان پشت سرمان خسته کننده و گاهی عصبی کننده‌ خواهیم بود.

۳. صحبت کردن با تلفن خود، هنگامی که در حال سفارش دادن هستید
اگر شما توجه کامل خود را به کسی که سفارش می‌گیرد ندهید، به او و همچنین به افرادی که پشت سر شما در صف ایستادند بی‌ادبی کردید. لیزا گروتس، کارشناس آداب و رسوم، ملقب به قوانین طلایی گال می‌گوید: «در هنگام پرداخت صورت‌حساب و سفارش باید کاملا متمرکز و حواس جمع باشید.

۴. پیامک زدن در هنگام راه رفتن
دایان لی، کارشناس آداب و رسوم، بنیان گذار آداب اسمارت استریت می‌گوید: «بهترین حالت برای بررسی پیام‌های تلفن همراه ایستادن در مکانی امن است. مکان امن یعنی مزاحم کسی نباشیم، جلوی کسی را نگیریم و برای کسی که پیامت می‌فرستیم همه‌ی دقت خود را به کار گیریم. وقتی راه می‌رویم ممکن است به کسی برخورد کنیم، جلوی در هوشمند فروشگاهی بایستیم و اشتباهی در را باز کنیم و از همه مهم‌تر با تمرکز حواس به پیام‌ اشخاص پاسخ نمی‌دهیم».

۵. روی بلندگو صحبت کردن
مکالمه تلفنی‌مان ممکن است برای ما جذاب باشد؛ اما برای دیگران حواس پرتی محسوب می‌شود. ریچل واگنر، بنیان‌گذار پروتکل‌های آداب معاشرت، می‌گوید: «هیچ کسی نیاز ندارد مکالمات خصوصی شما را بشنود پس از صحبت کردن روی بلندگو به خصوص در محیط‌های عمومی بپرهیزید».
ترجمه از: بست لایف