تفاوت جراحی بینی استخوانی و بینی گوشتی چیست؟

تقسیم بندی‌های مختلفی برای بینی وجود دارد. برخی افراد بینی‌ها را بر اساس نژاد و قوم تقسیم بندی می‌کنیم و برخی هم بر اساس نوع بافت و غضروف به ۲ دسته‌ی استخوانی و گوشتی.
جراحی بینی استخوانی و بینی گوشتی
دسته بندی بینی‌ها به استخوانی و گوشتی، تقسیم بندی علمی‌ای نیست، اما پزشکان از این اصطلاحات برای برقراری بهتر رابطه با بیماران استفاده می‌کنند. اصلی‌ترین تفاوت میان بینی‌های گوشتی و استخوانی، ضخامت پوست بینی است. بینی گوشتی پوست ضخیمی دارد و بینی استخوانی پوست و لایه‌ی چربی‌ای نازک تر. بینی گوشتی شکل پذیری بیشتری دارد و کوچک کردن بینی استخوانی راحت‌تر است. برای انجام عمل زیبایی بینی، به هر دوی این ویژگی‌ها نیاز است. جراح باید بتواند اندازه‌ی بینی را کوچک کند که کار ساده تری است، اما شکل دادن به نوک بینی کار دشوارتری محسوب می‌شود.

ویژگی‌های بینی استخوانی
بینی استخوانی پوست نازکی دارد که به جراح کمک می‌کند به استخوان بینی به خوبی شکل دهد. به طور کلی، بینی استخوانی ۳ ویژگی اصلی دارد:
* برآمدگی روی پل بینی
* پوست نازک و منعطف
* بافت و غضروف سفت
ساختار بینی، ۳ لایه‌ی اصلی دارد. اولی، یک لایه‌ی ماهیچه‌ای نازک است که به قسمت تحتانی بینی متصل است. دومی، یک لایه‌ی استخوانی – غضروفی است و سومی، لایه‌ای که مخاط درون قسمت داخلی بینی را می‌پوشاند. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، جراحان زیبایی بینی‌ها را بر اساس نوع بافت و غضروف به ۲ دسته‌ی استخوانی و گوشتی تقسیم می‌کنند. یعنی تفاوت آن‌ها در بافت و غضروف آن‌ها است. در بینی‌های استخوانی غضروف مقاومت بیشتری دارد و در بینی‌های گوشتی مقاومت کمتر. بینی استخوانی اغلب انحراف و قوز بیشتری در قسمت پل دارد.
رشد بیش از حد غضروف بینی ممکن است به دلیل عوامل ارثی یا شکستگی بینی بر اثر حوادث باشد. همین رشد زیاد غضروف بینی دلیل ایجاد بینی استخوانی است. گاهی به دلیل صدمات دوران کودکی، شکل بینی تغییر چندانی نمی‌کند، اما با بزرگ شدن کودک شکل بینی تغییر می‌یابد. اصلی‌ترین کار جراح زیبایی در رابطه با بینی استخوانی، حذف قوز آن است. جراح شکل بینی را به بهترین حالت ممکن درمی آورد.

جراحی بینی استخوانی
در جراحی بینی استخوانی، جراح اندازه‌ی بینی را که شکل خمیده‌ای دارد، تغییر می‌دهد. جراحی بینی استخوانی به دلیل پیچیدگی کمتر، نتیجه‌ی بهتری در مقایسه با بینی گوشتی دارد. هر چه پوست نازک‌تر و غضروف سفت‌تر باشد، نتیجه‌ی حراحی بهتر خواهد بود.
در جراحی بخش‌هایی از استخوان و غضروف برداشته می‌شود و اندازه‌ی سوراخ‌های بینی متناسب با دیگر اجزای صورت تنظیم می‌شود. جراح قوز بینی را با استفاده از ابزار‌های مخصوص از میان می‌برد.
بینی گوشتی
گرفتن نتیجه‌ی خوب از جراحی بینی گوشتی دشوارتر از بینی استخوانی است و به جراح بسیار مجربی نیاز دارد.
بینی گوشتی برخلاف نام آن، گوشت یا ماهیچه‌ی زیادی در خود ندارد. اصلی‌ترین ویژگی‌های آن عبارتند از:
* پوست ضخیم و چرب با منافذی بزرگ
* نوک بینی پهن
* تیغه‌ی بینی نازک
* پهن‌تر بودن قسمت تحتانی بینی
* ضعیف‌تر بودن غضروف بینی
* بلند بودن طول تیغه‌ی بینی از نیم رخ

انواع بینی گوشتی و جراحی آن‌ها
بینی گوشتی خود به ۲ دسته تقسیم می‌شود:
* بینی گوشتی با منافذ پوستی بزرگ و غدد چربی پُر کار
* بینی گوشتی با غدد چربی کم کار

بینی گوشتی با منافذ پوستی بزرگ و غدد چربی پر کار
بعضی بینی‌های گوشتی منافذ پوستی بزرگ و غدد چربی پُر کاری در زیر پوست دارند. این افراد پوست چربی دارند و به آن‌ها توصیه می‌شود با استفاده از لیزر یا رژیم غذایی کم نمک، پوست خود را لایه برداری کنند. جراح معمولاً به بیمار پیشنهاد می‌کند تا ۶ ماه پس از شروع درمان‌های کنترل چربی، برای انجام جراحی صبر کند.

بینی گوشتی با غدد چربی کم کار
برخی افراد با بینی گوشتی و غدد چربی کم کار، بینی قرمز رنگی دارند. برای جراحی این نوع بینی، جراح با استفاده از استخوان و اسکلت محکم زیر پوست ضخیم بینی، شکل زیباتری به بینی می‌دهد. گاهی هم جراح پوست بینی و غضروف را به هم نزدیک‌تر می‌کنند تا بافت اضافه و ترشحی در نوک بینی به وجود نیاید.

جراحی بینی گوشتی
روش‌های جراحی قدیمی برای بینی‌های گوشتی مؤثر نبود، چون بعد از مدتی غضروف به شکل قبلی خود بازمی گشت. امروزه، اما احتمال بازگشت شکل غضروف یا افتادگی بینی نزدیک به صفر است، چون کار تقویت غضروف همزمان با شکل دهی به ساختار بینی انجام می‌شود. در تکنیک‌های جدیدتر، جراح غضروف را از وسط تیغه به نوک بینی می‌برد تا غضروف نوک بینی محکم شود.
در جراحی بینی گوشتی، حفظ تناسب چهره اهمیت بیشتری دارد، چون اگر بینی خیلی کوچک یا انحراف آن به میزان قابل توجهی بیشتر شود، ممکن است فرد دچار مشکلات تنفسی شود.
همانطور که پیش‌تر اشاره شد بینی گوشتی پوست ضخیم، غدد چربی و غضروف ضعیفی دارد. این ساختار شکننده، جراحی بینی گوشتی را حساس‌تر می‌کند. به همین دلیل است که از بیمار خواسته می‌شود بعد از جراحی مدت زمان بیشتری در مقایسه با بینی استخوانی، به بینی خود چسب بزند. یک چالش دیگر جراحی بینی گوشتی، بهبود شکل نوک بینی است.

مزایا و معایب جراحی بینی گوشتی
جراحی بینی گوشتی همچون شمشیری دو لبه است. از یک سو، پوست ضخیم آن عیوب ساختار بینی را می‌پوشاند و از سویی دیگر، دوران ریکاوری طولانی تری دارد. اما ناامید نشوید. با یک جراح مجرب می‌توانید به نتایج خوبی دست یابید.
جراح هنگام شکل دهی به نوک بینی از ماده‌ی مخصوصی برای پُر و محکم کردن آن استفاده می‌کند؛ در غیر اینصورت، ممکن است نوک بینی بعد از جراحی دفرمه شود. این ماده ممکن است یک ایمپلنت یا از خود بافت باشد. برای این کار گاهی از غضروف گوش هم استفاده می‌شود. پوست ضخیم بینی گوشتی ناهمواری استخوان بینی را می‌پوشاند. اما در بینی استخوانی، به دلیل نازک بودن پوست بینی، هر ناهمواری ناچیزی قابل مشاهده است.

برای اثربخشی بیشتر جراحی بینی گوشتی از تکنیک‌های ویژه‌ای استفاده می‌شود:
* پیوند غضروف: از آنجایی که بینی گوشتی پوست ضخیمی دارد، بهتر است از پیوند غضروف استفاده شود تا نوک و پل بینی مشخص شود.
* کاهش چربی موجود در قسمت بافت نرم: چربی‌هایی که در قسمت بافت نرم بینی، به ویژه نوک آن وجود دارد باید به شکل ماهرانه‌ای کاهش یابد تا بینی ویژگی‌های خود را بهتر نشان دهد.
* کاهش نسبی در انداره‌ی بینی: اگر فاصله‌ی میان پوست و اسکلت بینی بیش از اندازه باشد، احتمال ماندن جای زخم جراحی یا ایجاد چربی اضافه بالا می‌رود، امری که باعث دفرمه شدن بینی می‌شود.
* تقویت ساختاری بینی: پوست ضخیم به دلیل وزن بالاترش به ساختار قوی تری نیاز دارد. به همین دلیل، جراح تناسب صحیحی میان اندازه‌ی بینی و ساختار آن ایجاد می‌کند. بعد از بازگرداندن پوست بینی به محل طبیعی اش، تقویت ساختار کمک می‌کند پوست بهتر قرار گیرد.
به طور کلی، جراحی بینی گوشتی به مهارت و تجربه‌ی زیادی نیاز دارد، چرا که درک مناسب جراح از اندازه‌ی مناسب بینی برای دستیابی به نتیجه‌ای رضایت بخش ضروری است.

جراحی بینی گوشتی پیچیدگی بیشتری دارد
بیشتر تلاش‌های جراحان در جراحی بینی گوشتی معطوف به تغییر شکل غضروف و استخوان بینی است تا بتوانند به ساختار بینی شکل دهند. از سویی دیگر، کیفیت و ضخامت بینی عوامل تعیین کننده‌ای در نتیجه‌ی جراحی هستند، به همین دلیل نتیجه‌ی نهایی جراحی بعد از جمع شدن بافت نرم پوست به سمت ساختار بینی قابل مشاهده است، امری که ماه‌ها ممکن است زمان ببرد.
بعد از جراحی بینی گوشتی برای مشاهده‌ی نتیجه‌ی نهایی، بهتر است چند هفته یا حتی چند ماه، تا از میان رفتن کامل ورم و کبودی ناشی از جراحی صبر کنید.

آیا بینی گوشتی بعد از جراحی به حالت اول بازمی گردد؟
از میان رفتن ورم و کبودی ناشی از جراحی در بینی گوشتی بیشتر از بینی استخوانی طول می‌کشد، اما برخلاف باور عمومی، بینی گوشتی بعد از جراحی به حالت اول خود بازنمی گردد. میزان موفقیت جراحی بینی گوشتی در زنان بیشتر از مردان است.
به طور کلی، کسانی که بینی گوشتی دارند باید انتظارات واقع بینانه‌ای از جراحی بینی خود داشته باشند، چون ممکن نیست همان نتیجه‌ی بینی استخوانی را از جراحی بینی بگیرند.
در جلسات پیش از جراحی، جراحان به بیماران می‌گویند که بهتر است انتظار یک بهبود ۴۰ تا ۷۰ درصدی از جراحی بینی خود داشته باشند، اما افراد دارای بینی استخوانی به نتیجه‌ی بهتری دست می‌یابند.

مراقبت‌های پس از جراحی بینی گوشتی
بعد از جراحی باید به سفارش‌های جراح به دقت عمل کنید:
* استفاده از کمپرس سرد برای کاهش ورم و کبودی
* مصرف به موقع دارو‌های تجویز شده
* مصرف دارو‌های ضد سرماخوردگی برای جلوگیری از سرماخوردگی
برای جلوگیری از تشکیل یک پوست جدید و دستیابی به نتیجه‌ای بهتر در دراز مدت، معمولاً لازم است چسب‌های بینی را به مدت دست کم ۲ ماه روی بینی خود نگه دارید. برای برخی بیماران، تزریق کورتیکواستروئید به بالای نوک بینی تجویز می‌شود تا از ضخامت پوست کاسته شود. این تزریق توسط جراح صورت می‌گیرد و ممکن است لازم به تکرار چندین باره‌ی آن باشد.

۱۷ سلبریتی مشهوری که در سال ۲۰۲۲ صاحب فرزند شدند

بسیاری از زنان سلبریتی در طول یک سال گذشته بارداری خود را اعلام کردند و تعدادی نوزاد زیبا به خانواده های مشهور اضافه شدند. تولد نوزاد یکی از هیجان انگیزترین تجربیات زندگی است. در زیر فهرستی از تمام افراد مشهوری را که امسال نوزادی به جمع خانواده آنها اضافه شده است را خواهید دید.

۱. کریس پرت و کاترین شوارتزنگر در ماه می امسال به استقبال دومین دخترشان رفتند.

 
۲. سومین فرزند پیپا میدلتون و همسرش جیمز متیوز که دختر هم بود در جولای امسال به دنیا آمد.

۳. میشل ویلیامز بازیگر ۴۲ ساله اکنون مادر ۳ فرزند است. او و همسرش توماس کیل برای دومین بار در ۲ نوامبر ۲۰۲۲ صاحب فرزند شدند.

۴. کمدین استرالیایی، ربل ویلسون، اخیراً مادر یک دختر دوست داشتنی شده است که از طریق رحم اجاره ای متولد شده است. او آمدن دخترش را معجزه ای شگفت انگیز توصیف کرد.

۵. زک رولوف و همسرش توری رولف، در آوریل امسال برای سومین بار صاحب فرزند شدند.
 

۶. آرون پال و همسرش، لورن پارسکیان، از دومین فرزند خود، پسری به نام رایدن که در ماه آوریل به دنیا آمد، استقبال کردند.
 

۷. نیکلاس کیج، که در حال حاضر یک پدربزرگ نیز هست، صاحب اولین فرزندش با ریکو شیباتا شد. دختر آنها آگوست فرانسیس نام دارد و در ماه سپتامبر به دنیا آمد.

 ۸. آدریانا لیما که در حال حاضر ۲ دختر از ازدواج قبلی خود دارد، در آگوست امسال با آندره لمرز صاحب یک دختر دیگر شد.
 

۹. کوئنتین تارانتینو کارگردان سینما و همسرش دنیلا پیک امسال در ماه جولای برای دومین بار صاحب فرزند شدند.

۱۰. پریانکا چوپرا و نیک جوناس با اعلام خبر آمدن نوزاد دخترشان از طریق رحم اجاره ای در ژانویه امسال، طرفداران خود را خوشحال کردند.

۱۱. نیکی هیلتون و جیمز روچیلد با آمدن پسرشان در جولای امسال برای سومین بار صاحب فرزند شدند.

۱۲. تریستان تامپسون و کلویی کارداشیان که در حال حاضر یک دختر دارند، در ۲۸ ژوئیه از طریق رحم اجاره ای صاحب یک پسر شدند.

۱۳. اندرسون کوپر مجری مشهور CNN نیز در ماه ژوئن به استقبال دومین پسر خود رفت.


۱۴. رافائل نادال و همسرش ماریا فرانسیسکا پرلو، برای اولین بار در اکتبر صاحب یک پسر شدند.
 ۱۵. سوفی ترنر، ستاره سریال بازی تاج و تخت، دومین دخترش را در ماه جولای با همسرش جو جوناس به دنیا آورد.
 ۱۶. برایان آستین گرین که در حال حاضر پدر ۴ فرزند است با شارنا برگس در ماه ژوئن صاحب اولین فرزند خود شدند.
 ۱۷. میا گاث برای اولین بار مادر شد. در ماه مارس امسال، او و همسرش، شایا لاباف، صاحب یک دختر شدند.

زندگی با محدودیت موفقیت بدون مرز

به بهانه حضور «غانم المفتاح» در افتتاحیه جام جهانی، درباره آدم‌هایی که نیمی از تن یک انسان معمولی را دارند ولی خودشان را نباختند و اکنون برای میلیون‌ها نفر، الهام‌بخش هستند
 آدم‌ها گاهی یکدیگر را به علت بی‌کفایتی در یک کار «بی‌دست‌و‌پا» خطاب می‌کنند بدون این‌که بدانند در بیمارستان‌ها نوزادانی بدون دست و پا متولد می‌شوند. دلایل زیادی برای این نوع تولد وجود دارد که یکی از آن‌ها سندروم نادر ژنتیکی «تترا آمیلیا» است که طبق پژوهش‌های سال 2011 احتمال بروز آن در حدود یک در هر 71هزار بارداری است. مبتلایان به تترا، علاوه بر فقدان دست و پا ممکن است در دیگر قسمت‌های بدن مانند جمجمه، صورت، اندام‌های تناسلی، لگن خاصره و … ناهنجاری‌هایی داشته باشند. این سندروم زمانی شکل می‌گیرد که پدر‌و‌مادر هر دو نسخه‌ای از این ژن جهش‌یافته را به فرزند منتقل کنند. بیشتر این نوزادان بعد از تولد، جان خود را از دست می‌دهند و بعضی وارد چرخه زندگی می‌شوند. بشر از گذشته با این مشکل مواجه بوده است و روش‌هایی مانند غربالگری جنین را برای پیشگیری از این مشکل ارائه داده‌ ولی هنوز این مسئله به طور کامل درمان نشده است. اوضاع افرادی که بدون دست‌و‌پا متولد می‌شوند، یکسان نیست. بعضی از آن‌ها از همان کودکی گوشه‌گیر می‌شوند و شکست را می‌پذیرند. بعضی دیگر از تفاوت‌شان با دیگران ترسی به دل راه نمی‌دهند و برای این که پیشرفت کنند هزار برابر معمولی‌ها تلاش می‌کنند و به یک انسان الهام‌بخش تبدیل می‌شوند. انسان‌هایی که می‌توانند به بقیه تکانی بدهند، برای آن‌ها انگیزه‌بخش باشند و به همه شهامت زنده بودن و زندگی کردن بدهند. درخشش «غانم المفتاح» جوان قطری که با «مورگان فریمن» بازیگر معروف آمریکایی اجرای بخشی از افتتاحیه جام‌جهانی 2022 قطر را به عهده داشت، باعث شد تا در پرونده امروز زندگی‌سلام درباره زندگی او و 2فردی که تنها با نیمی از تن یک انسان معمولی زندگی می‌کنند ولی شگفت‌انگیز عمل کرده‌اند، بگوییم. غانم به سندروم «پسرفت دمی» مبتلاست که راه رفتنش را محدود می‌کند و او را در وضعیت جسمی مشابه با افراد مبتلا به سندروم تترا قرار داده است.

از خودکشی چندباره تا موفقیت‌های بی‌حد و مرز
چه کسی؟ نیک وویچیچ
نیک وویچیچ یک سخنران انگیزشی معروف در دنیاست. او بدون دست و پا متولد شده ولی با سخنرانی‌های انگیزه‌بخش خود، زندگی میلیون‌ها نفر در جهان را متحول کرده است. او می‌گوید: «موضوع اصلی که سعی در پخش آن در سراسر دنیا دارم تبدیل دیوارها و موانع به درهاست.»
مشکلات و سختی‌هایی که تحمل ناپذیر بودند
نیک وویچیچ فرزند دوم یک خانواده استرالیایی است، بدون دست‌و‌پا و به کمک زائده کوچکی که به جای پا در بدنش دارد، راه می‌رود. در 12سالگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت می‌کند و روزهای سختی را می‌گذراند تا به 29 سالگی برسد. او درباره این روزها می‌گوید: «بعد از مهاجرت از این که باید در جایی تازه، بدون هیچ دوست و آشنایی از صفر شروع کنم، می ترسیدم. در هواپیما با خواهر و برادرم لهجه آمریکایی را تمرین می‌کردیم تا وقتی با هم کلاسی‌های تازه خود صحبت می‌کنیم، آن‌ها ما را دست نیندازند. گرچه نمی‌توانستم شکل غیرمعمول بدنم را عوض کنم، اما می‌توانستم لهجه‌ام را تغییر بدهم. بعدها فهمیدم که بیشتر آمریکایی‌ها لهجه استرالیایی را دوست دارند. این سفر، نخستین دگرگونی عمده زندگی من بود.» محدودیت‌های نیک نسبت به دیگر دانش‌آموزان مدرسه روز‌به‌روز بیشتر به چشم می‌آمد و هربار مورد تازه‌ای به فهرست ناراحتی‌های او اضافه می‌شد. نیک 2بار خودکشی کرد ولی زنده ماند. سومین باری که تصمیم گرفت زندگی‌اش را تمام کند به این فکر کرد که پدر، مادر و برادرش از نبود او به چه اندازه ناراحت می‌شوند و بعد از تصمیمش منصرف شد.
نقش مهم والدین نیک در درخشش او
شاید اگر نیک در خانواده دیگری متولد می‌شد سرنوشت دیگری در انتظارش بود و او را به عنوان یک سخنران انگیزشی بزرگ نمی‌شناختیم. والدین نیک همیشه سعی می‌کردند با گفتن جملات انگیزه‌بخش و عاشقانه، اعتمادبه‌نفسش را بالا ببرند و به او می‌گفتند از بابت داشتنش خوشحال هستند. این امید و انگیزه باعث شد نیک پیشرفت کند و با همین محدودیت‌ها در 21 سالگی، 2مدرک کارشناسی در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی بگیرد. ورزش‌هایی مانند شنا، موج‌سواری و گلف را به طور جدی دنبال کند و از هر موقعیتی که می‌توانست برای او نقطه ضعفی باشد یک فرصت بسازد. در کنار این امیدها، نیک در جوانی عاشق شد و در حالی که حلقه نامزدی را در دهانش گذاشته بود از همسرش «کانایی میاهارا» درخواست ازدواج کرد. کانایی درباره این که چطور به نیک پاسخ مثبت داده است، می‌گوید: «به محض دیدن نیک به این نتیجه رسیدم که او، همان مرد رویاهای من است. هر آن‌چه از مرد زندگی‌ام می‌خواستم در وجود نیک به خوبی دیدم و عاشقش شدم.» نیک اکنون پدر دو دختر دوقلو و دو پسر است که در سلامت کامل به دنیا آمدند.
نوشتن کتاب «بی‌‌حد و مرز»، «توقف‌ناپذیر باش» و «مهارناشدنی»
زندگی نیک وویچیچ پر از شگفتی است و همین باعث شد تا او بخشی از زندگی خود را در کتابی به نام «زندگی بی‌حد و مرز» چاپ کند. عرضه این کتاب در دنیا با استقبال فوق‌العاده‌ای مواجه شد و در ایران هم نشرهای مختلفی این کتاب را ترجمه کردند. او در این کتاب از مواجهه با مشکلاتش که چندین برابر انسان‌های عادی بوده، نوشته است و این که چطور توانسته از پس آن‌ها بربیاید. این استقبال باعث شد تا او دوباره دست به قلم شود و از قدرت اراده بنویسد. «توقف‌ناپذیر باش» و «مهارناشدنی» از دیگر کتاب‌هایی ا‌ست که به قلم نیک به چاپ رسیده و در ایران هم ترجمه شده است. نیک به ایران هم سفر کرده است و موسسه و سایتی دارد که به محض ورود به آن با «OBSTACLES =OPPORTUNITIES» به معنی موانع مساوی فرصت‌هاست، برخورد می‌کنید.

فتح همه چیز، فقط با 2 دست!
چه کسی؟ غانم المفتاح
«غانم المفتاح» جوان 20 ساله‌ قطری‌ شبیه هم‌سن‌و‌سال‌های خود نیست. او یک اختلال ژنتیکی نادر دارد و با نیمی از تن خود زندگی می‌کند. غانم با دستانش و با ویلچر حرکت کرد، درس خواند، تلاش کرد و آموخت تا این که به یکی از افراد فعال جامعه قطر و سپس جهان تبدیل شد. او اکنون سفیر حسن نیت کشور قطر است.
هیچ درمانی برای «غانم» وجود ندارد
«غانم» از زمان تولد به سندروم «پسرفت دمی» مبتلا بود. نقصی که استخوان خاجی و دنبالچه در بدن وجود ندارد و با بدشکلی مهره‌های کمر روی رشد بدن تاثیر می‌گذارد. احتمال ابتلا به این سندروم در یک به 60 هزار تولد زنده است. نوزادان مبتلا به این سندروم با مشکلاتی مانند کمبود روده یا مثانه، بی‌اختیاری ادرار و مدفوع مواجه هستند. در گذشته که دسترسی به خدمات پزشکی کمتر بود، هر دو پای این نوزادان را در لگن به‌طور کامل قطع می‌کردند اما امروزه قطع عضو در زانو انجام می‌شود تا حرکت آسان‌تر و نشستن بهتر باشد. بعضی از کودکان مبتلا به سندروم پسرفت دمی از پاهای مصنوعی برای راه رفتن استفاده می‌کنند و بعضی از آن‌ها با کمک دستان خود، راه می‌روند. در سال 2012 «اسپنسر وست» مبتلا به این سندروم فقط با استفاده از دستان خود از قله کلیمانجارو بالا رفت و آن را فتح کرد. مادر غانم در دوران بارداری به دیابت مبتلا بوده و یک جهش ژنتیکی هم درباره پسرش اتفاق افتاده است. وقتی غانم به دنیا آمد پدرش در جست‌وجوی درمان او به کشورهای زیادی سفر کرد ولی پزشکان متفق‌القول بودند که هیچ درمانی برای او وجود ندارد و تنها باید بدن و قلبش را ایمن نگه دارد.
تلاش‌های ستودنی «غانم» که شبکه‌های اجتماعی را ترکاند
وقتی غانم بزرگ شد و خواست در مدرسه ثبت نام کند، مدارس از پذیرش او خودداری کردند. مادر غانم تصمیم گرفت برای او و هم سالانش مدرسه‌ای باز کند. بزرگ‌تر که شد نام او را در باشگاه شنا الغرافه نوشت و تلاش زیادی برای پیوستن او به تیم ملی قطر کرد اما موفق نشد. غانم اهل فوتبال است و با دست در زمین مسابقه می‌دود و اغلب تیم‌هایی که در آن حضور دارد به دلیل سرعت نفوذ بین بازیکنان تیم مقابل و به ثمر رساندن گل، برنده بازی می‌شوند. او در حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی ویدئو و تصاویر تاثیرگذار خود را به اشتراک می‌گذارد و حتی زندگی عادی او در این فضا، بسیار اثربخش شده است. غانم مرحله به مرحله پیش ‌رفته است و اکنون انجمن ویلچر «غانم الرابه» را تاسیس کرده که در آن برای نیازمندان به صورت خیرخواهانه ویلچر تهیه می‌شود. زندگی معجزه‌وار این پسر در میان برنامه‌های آموزشی قطر هم گنجانده شده است و دانش‌آموزان در مبحث مهارت‌های زندگی، درباره چالش‌ها و قدرت اراده او در مراحل مختلف زندگی می‌خوانند. حتی وزارت آموزش و ‌پرورش کویت هم داستان غانم را در برنامه درسی کلاس هشتمی‌های خود اضافه کرده است.
من معمولی‌ام و عاشق غلبه بر چالش‌ها
چه کسی؟ لیندسی هیلتون
لیندسی هیلتون بدون دست و پا به دنیا آمد اما اکنون او یک ورزشکار کراس فیت و بازیکن راگبی است که می‌خواهد به دنیا نشان دهد محدودیت‌ها فقط ساخته ذهن هستند. او 37 ساله و اهل هالیفاکس یکی از شلوغ‌ترین بندرهای کاناداست. تمریناتش را در یک باشگاه ورزشی کوچک انجام می‌دهد و می‌تواند وزنه 45کیلوگرمی را با کمک زنجیر، تسمه و نوارچسب‌ها بالای سر بیاورد.
بدون دست، بدون پا؛ بدون مشکل!
لیندسی عاشق شنا، فوتبال و هاکی روی چمن است اما از دوران دبیرستان به طور جدی راگبی را دنبال می‌کند و تمام تمرکزش را برای پیشرفت در این رشته گذاشته است. او می‌گوید: «وقتی مردم تلاش نمی‌کنند مرا دیوانه می‌کنند، من نمی‌توانم در این حقیقت که دست و پا ندارم غرق شوم زیرا هیچ چیزی وجود ندارد که نتوانم نتیجه آن را تغییر دهم. من چالش و غلبه بر چالش را دوست دارم. این عجیب نیست که من به باشگاه می‌روم، هرکسی اگر بخواهد می‌تواند این کار را انجام دهد. وقتی چیز جدیدی را امتحان می‌کنید هرگز نمی‌دانید که چه اتفاقی خواهد افتاد. من به یاد می‌آورم که بچه بودم و مردم به من خیره می‌شدند یا سوالات زیادی می‌کردند. مطمئنم که به نظر مردم منحصربه فرد بودم اما برای خودم عادی بود و این راهی بود که همیشه رفتم.» لیندسی وقتی کوچک بود از دست‌وپای مصنوعی استفاده می‌کرد اما دیگر در کارهای روزانه از آن‌ها استفاده نمی‌کند، زیرا به عقیده خودش فقط به آن‌ها عادت کرده بود و تنها جلوی سرعت او در انجام کارها را می‌گرفتند.
مبارزه و رقابت؛ انگیزه هیلتون برای موفقیت
لیندسی پای ثابت شرکت در مسابقه‌های بین‌المللی کراس فیت(یک ورزش ترکیبی برای تناسب اندام) است و برای این مبارزه‌ها حداقل چهار بار در هفته تمرین‌های طاقت‌فرسا انجام می‌دهد تا بدنش همیشه روی فرم باشد. او یک روش منحصربه‌فرد برای انجام کارهایش دارد. به کسی که با یک دست کاری را انجام می‌دهد، نگاه می‌کند و بعد انجام همان کار را توسط کسی که یک یا دو پایش را از دست داده است، تماشا می‌کند. سپس با ترکیب آن‌ها به این فکر می‌کند او چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد. لیندسی ویدئوهایی از تمرینات خود در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد، زیرا فکر می‌کند می‌تواند الهام‌بخش کسانی باشد که شرایطی مشابه او دارند تا کار جدیدی را آغاز کنند. او می‌گوید: «من نمی‌خواهم به عنوان کسی که دست و پا ندارد، خوب باشم. من می‌خواهم خوب باشم. فقط می‌خواهم فعال باشم و فوق‌العاده رقابتی هستم. این چیزی است که من را نگه می‌دارد.» لیندسی اکنون مربی راگبی در یک دبیرستان محلی است که قرار است به تیم‌های باشگاهی بپیوندد.
نویسنده : اکرم انتصاری | روزنامه‌نگار
منابع این پرونده: محتویات، espn.com،  nickvujicic.comو …

خانم جامعه شناس از شغلش می گوید

یک مدرس دانشگاه از زیروبم شغل جامعه شناسی می گوید.  
   من کی‌ام؟
سمیه ورشوی هستم، دانش‌آموخته دکترای جامعه‌شناسی اقتصادی‌وتوسعه و کارشناسی‌ارشد پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه فردوسی مشهد. من پژوهشگر و مدرس دانشگاه و مدرسه هستم.
   یک جامعه‌شناس دقیقا چه کار می‌کند؟
جامعه‌شناس به ارتباط میان کنش‌های اجتماعی و ساختارهای اجتماعی می‌پردازد و معتقد است افراد نه به ‌صورت تنها و به ‌دور از جامعه بلکه تحت‌تأثیر ساختارها و مطابق با فرهنگ و گروهی که در آن هستند، عمل می‌کنند. آن‌چه از دید دیگران عادی و یکنواخت است، برای جامعه‌شناس مسئله است. او باید تحلیل جمعی از وقایع ارائه دهد پس می‌تواند همه‌جا وجود داشته‌ باشد؛ به این‌ ترتیب یک جامعه‌شناس می‌تواند متخصص خانواده یا جوانان باشد. در حوزه مسائل و آسیب‌های اجتماعی کار کند یا جامعه‌شناس حوزه ارتباطات یا شغل باشد. جامعه‌شناس‌ها می‌توانند به مسائل توسعه‌ای و صنعت بپردازند و به اقتصاد از دیدگاه جامعه‌شناسی توجه کنند. روی حوزه زنان یا مردان متمرکز باشند، در بخش شهری، روستایی و ایلات و عشایر مشغول‌‎ ‌کار شوند یا به مسائل خاص در دوره‌های زمانی گذشته و آینده بپردازند.
   جذاب ‌ترین بخش شغل من چیست؟
آن ‌جایی که راه پرپیچ‌ و خم پژوهش طی می‌شود و به یافته‌های جدیدی دست پیدا می‌کنیم. وقتی وارد حوزه‌ای از مسائل اجتماعی می‌شویم، به‌ دنبال آن هستیم که بفهمیم مسئله چه بوده، تحت‌تاثیر چه عواملی قرار داشته، چگونه به‌وجود آمده‌است و… . برای این موضوع باید وارد میدان شد، باید با مردم بود، وارد سازمان‌ها  کارخانه‌ها ، مدارس ، دانشگاه‌ها ، خیابان‌ها و بازارها شد. بحث و گفت‌وگو، آزمایش، مشاهده عمیق، سوالات ساختاریافته و غوطه‌ور شدن لابه‌لای کتاب های تاریخی لازم است. تمام مراحل پژوهش جذاب است؛ از ابتدا تا انتها که سعی در بیرون رفتن از ابهامات داری تا وقتی که نتیجه خودت را با کار دیگر محققان مقایسه می‌کنی. وقتی یک مسئله را به ‌صورت دقیق و عمیق شناسایی می‌کنی و برای برون‌رفت از آن راه‌حل ارائه می‌دهی، سبکبال می‌شوی و به این فکر می‌کنی که مسئله‌ای دیگر منتظر توست.
   من در حرفه‌ام با چه سختی‌هایی روبه‌رو هستم؟
سختی حرفه من، پیدا کردن افرادی است که پاسخگو باشند. در جامعه‌شناسی، اعتماد به جامعه‌شناس و علم اوست که می‌تواند برای برنامه‌ریزی‌ها مفید باشد، اما اقناع مدیران و کارفرمایانی که به ‌دشواری تن به مطالعات اجتماعی می‌دهند و سیاست‌گذارانی که یقین ندارند بدون نتایج یافته‌های یک جامعه‌شناس نمی‌توان سیاست‌ها را چید، از سختی‌های کار ماست. همچنین برای تأمین هزینه‌های تحقیق، حامی مالی نیاز است تا جامعه‌شناس بتواند فارغ از مسائل مالی تحقیقش را انجام دهد.
   یک جامعه‌شناس باید چه ویژگی‌ها، روحیات و مهارت‌هایی داشته‌ باشد؟
کسانی در این شغل موفق‌ هستند که از کنار فهم دروس دانشگاهی به‌سادگی عبور نمی‌کنند و بینش نظری عمیقی کسب کرده‌اند، مشاهده‌گران خوبی هستند، از اخبار روز مطلع‌اند و مدام در حال تحلیل داده‌های داخلی و جهانی هستند. از کنار مسائل کوچک به‌آسانی عبور نمی‌کنند، در تحلیل‌های‌شان قضاوت ارزشی ندارند و از نگاه تیزبین و باریک‌بین‌شان هیچ چیزی پنهان نمی‌ماند. یک جامعه‌شناس خوب در راه پرپیچ ‌وخم تحقیقات اجتماعی ناامید نمی‌شود و شکست‌ها را مقدمه پیروزی می‌داند.
   شما باید چه چیزهایی درباره‌ درآمد و دورنمای حرفه‌‌ای جامعه‌شناسی بدانید؟
گاهی در مسیر حرفه‌ای‌تان دچار ناملایماتی می‌شوید ولی باید با سختی‌ها بجنگید تا یک جامعه‌شناس واقعی باشید. اگر خواستید مانند خیلی از کسانی که جامعه‌شناسی ‌خوانده‌ اند، یک جامعه‌شناس درحاشیه و اداری و دستگاهی باشید، وارد کادر اداری سازمان‌ها و نهادها شوید  یا استاد و معلمی باشید که همان کاری را انجام می‌دهد که از او می‌خواهند، می‌توانید از حقوق و مزایای این شغل‌ها منتفع شوید.
 البته می‌توان در این مشاغل بود ولی آرام و درحاشیه نبود و برای پژوهش و تحقیق وقت گذاشت اما اگر خواستید یک جامعه‌شناس واقعی شوید، باید با سختی‌هایش زندگی کنید، درکنار مردم باشید و ناملایمات روزگار را بچشید.

چگونه حال دلمان را خوب کنیم؟

می توانید مثبت باشید فقط باید تصمیم بگیرید که مثبت باشید و مثبت بیندیشید‎ افراد مثبت اندیش و موفق کسانی هستند که توانسته اند بین اندیشیدن به مشکلات و مثبت ماندن تعادل ایجاد کنند، آنان در عین حال که به چالش ها و شکست هایشان فکر می کنند، هرگز هم اجازه نمی دهند مشکلات، انگیزه و کارایی مثبت آنها را از بین ببرد. آنان بخوبی می دانند که باید بتوانند افکار منفی را به اندیشه هایی تبدیل کنند که برایشان مفید است و حال شان را خوب می کند. اگر چه شاید در نگاه اول مثبت اندیشی کار دشواری به نظر آید، اما شما می توانید با اندکی انگیزه به تغییر و تلاش برای تحول، زندگی تان را تغییر دهید و مثبت اندیش می شوید اگر:

به مثبت اندیشی عادت کنید

عادت کنید که در زندگی به جای تمرکز بر آنچه که نمی خواهید و یا آن را سودمند نمی بینید، بر چیزی متمرکز شوید که آن را مفید و مثبت می دانید. شاید در نگاه اول این دو سبک تفکر، یکسان به نظر آید، اما بی تردید در عمل متوجه خواهید شد که این سبک های اندیشه کاملا متفاوت و متمایز از یکدیگرند و در داشتن احساس مثبت و یا منفی نسبت به خودتان بسیار تاثیر گذار هستند.پیشنهاد می کنیم تصمیم جدی بگیرید و از این پس مثبت اندیشیدن را در ذهن خود تمرین کنید، تلاش کنید به جای تمرکز کردن بر آنچه که ندارید، به آنچه که دارید بیندیشید، یعنی هنگامی که افکار منفی و مخرب به ذهن تان هجوم می آورند، سعی کنید که آنها را به افکار مثبت و مطلوب تبدیل کنید به بیان دیگریاد بگیرید به جای دیدن نیمه خالی لیوان، نیمه پرآن را ببینید.

برای مواجهه با افکار مخرب و منفی، لازم است به یقین بپذیرید که این فکر، تنها یک فکر منفی است و سودی برای شما ندارد، سپس سعی کنید با ذهنی آرام به دنبال راهکارهایی باشید که بتوانید آن را به شیوه مثبت بررسی کرده و جنبه های منفی آن را از ذهن تان پاک کنید.از همین امروز، این تمرین را شروع کنید تا ببینید چند روز می توانید بدون افکار منفی زندگی کنید و یا تخمین بزنید که میزان توانایی تان برای مواجهه با افکار منفی و حذف آنها از ذهن تان چقدر است؟ این تمرین را مانند یک رژیم غذایی ذهنی دنبال کنید و به آن متعهد باشید، اگر بتوانید با جدیت این عادت را در خود ایجاد و تقویت کنید، بی شک در آینده ای نه چندان دور، می توانید تغییرات مثبتی را نیزدر زندگی تجربه کنید.

قضاوت را برای همیشه فراموش کنید

در مورد خودتان بیش از دیگران کنجکاوی کنید، هنگامی که مشکلی برایتان پیش می آید، دیگران را مقصر ندانید و آنها را به قضاوت ننشینید، بهتر است به درون خودتان رجوع نمایید و سهم خود را در مشکل به وجود آمده شناسایی کنید.یادتان باشد مقصر دانستن دیگران، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه شما را از خویشتن واقعی تان نیز دور خواهد ساخت. توصیه می کنیم به جای قضاوت کردن و یا پیشدواری های منفی چه در مورد خودتان و چه در مورد دیگران، به دنبال راه حل هایی برای حل مشکلات باشید که بتوانید به خودتان و دیگران کمک کنید.

اگر در مورد دوستی احساس خشم و ناراحتی می کنید، به جای تادیب و یا سرزنش کردن وی، به این بیندیشید که آن فرد، چگونه در این موقعیت بحرانی قرار گرفته و چرا مرتکب چنین خطایی شده است.تلاش کنید شرایط وی را بیش از پیش درک کنید، اگر چه القای چنین عطوفت و مهربانی نسبت به خود هم ضروری است، چه بسا برخی از افراد، در مورد خطاها و اشتباهات خویش دیده اغماضی ندارند و دایما با خودسرزنش گری، خویش را تادیب می کنند. برای مثبت بودن باید تصمیم بگیرید بیشتر درک کنید و کمتر قضاوت کنید. دنبال کشف مثبت ها باشید همیشه منفی بودن بد هم نیست، چه بسا گاهی اوقات افکار منفی داشتن مفید و سودمند است، به شرط آن که بتوانید از آنها به درستی استفاده کرده و به عنوان یک عاملی انگیزشی که می تواند شما را به شرایط مثبت سوق دهد، بهره گیرید. تلاش کنید در هر موقعیت منفی و یا در رویارویی با افراد منفی، چیزی را جستجو و کشف کنید که آن را تحسین می کنید و یا آن را به عنوان ویژگی ارزشمند این شرایط منفی قلمداد می کنید.

حقیقت شرایط را آنگونه که در واقع هست، درک کنید، سپس به این مهم بیندیشید که از آن شرایط موجود چه می خواهید و یا قرار است چه چیزی را در آن موقعیت تغییر دهید، به طور حتم این طرز تفکر، شما را به سمت تغییر مثبت رهنمون خواهد شد، چه بسا بعضی اوقات شرایط سخت زندگی به ما کمک می کنند که ارزشمندترین منابع را برای ایجاد تغییر و تحولات شگرف در زندگی مان بیابیم.

پس به جای غرق شدن در شرایط منفی، به دنبال نکات مثبت آن شرایط منفی باشید و به بهترین نحو ممکن از آن استفاده کنید، به خاطر داشته باشید این امر نه تنها شما را از شر افکار منفی همیشه مزاحم رها می کند، بلکه بین افکار مثبت و منفی شما تعادل نیز ایجاد می کند. خود کنونی تان را بپذیرید برخی از افراد دایما در تلاشند که در همه زمینه ها بهترین و کامل باشند و چون نمی توانند، احساس ناراحتی می کنند و از سبک زندگی شان رضایت ندارند و ناخشنودند، به گونه ای که گاه حتی دچار خود سرزنشگری می شوند.

باید بپذیرید شما هم مانند همه نقص هایی دارید و حتی ممکن است تصمیماتی بگیرید که نباید بگیرید و یا کارهایی را انجام دهید که نباید انجامشان می دادید، به یقین بپذیرید اگر چه کامل نیستید، اما به اندازه کافی خوب هستید و شایستگی‌ها و توانمندی‌های بهینه ای هم دارید. بهتر است به مواردی فکر کنید که شما را تبدیل به فرد بهتری کند، فقط و فقط به این فکر کنید که هر روز بهتر و بهتر شوید، ولی هرگز از خودتان انتظار نداشته باشید که هم اکنون بتوانید در همه زمینه های مورد علاقه تان کامل و بدون نقص باشید.خودتان را همان گونه که هستید، بپذیرید، نه بیشتر و نه کمتر! تصمیم بگیرید که خودتان را باور کنید، با باور و اعتماد به خویش می توانید تردید های تان را کنار بگذارید و با اطمینان هر چه بیشتر در جهت کسب موفقیت پیش ببرید. شما می توانید مثبت باشید فقط باید تصمیم بگیرید که مثبت باشید و مثبت بیندیشید.

تغییرات در سبک زندگی برای درمان آکنه

در کنار درمان‌های خانگی، تغییرات خاصی در سبک زندگی می‌تواند تأثیر مهمی در حفظ سلامت بدن، کاهش چربی پوست و آکنه‌های ناشی از آن داشته باشد. این تغییرات که به بهبود آکنه‌های پوستی منجر می‌شود، عبارتند از: لمس‌نکردن آکنه‌ها: دست‌زدن به آکنه‌ها می‌تواند بسیار وسوسه‌انگیز باشد اما تماس با زخم‌های آکنه‌ها پوست را تحریک می‌کند و ممکن است باعث تشدید وضع آکنه و سرایت آن به دیگر نقاط پوست شود.

لمس‌کردن، مالیدن، فشردن و ترکاندن آکنه‌ها نیز می‌تواند باکتری‌های بیشتری را به زخم‌های آکنه‌ها وارد کند و باعث عفونت‌های بیشتری شود. می‌توانید در مورد آکنه‌ها و زخم‌های بزرگ و عمیق آن با پزشک مشورت کنید تا بهترین و امن‌ترین روش زدودن آن را بیابید.

انتخاب پاک‌کننده‌های مناسب: بسیاری از صابون‌های معمولی اسیدیته یا PH بیش از حد بالایی داشته و می‌توانند پوست را تحریک کرده و آکنه‌ها را تشدید کنند. انتخاب شوینده‌ها و پاک‌کننده‌هایی با PH نزدیک به PH طبیعی پوست که حدود ۵.۵ است، می‌تواند به بهبود زخم‌های ناشی از آکنه‌ها و جلوگیری از ایجاد آکنه‌ها کمک کند.

استفاده از محصولات مراقبت از پوست فاقد چربی: محصولات بر پایه روغن و چربی می‌تواند منافذ پوستی را مسدود کرده و ایجاد آکنه‌ها را افزایش دهد.

از محصولات مراقبت از پوست و مواد آرایشی با برچسب «فاقد چربی» (oil-free) یا «ضدجوش» (non – comedogenic) که شامل مواد تشکیل‌دهنده‌ای است که به منافذ پوست اجازه تنفس می‌دهد، استفاده کنید.

مصرف کافی آب: مصرف کافی آب از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه باعث تسهیل بهبود زخم‌های آکنه‌ها و کاهش خطر کلی شیوع آنها می‌شود. هنگامی که پوست خشک و کم‌آب می‌شود، راحت‌تر تحریک شده و آسیب می‌بیند و باعث ایجاد جوش می‌شود. مصرف کافی آب همچنین منجر به تولید مناسب سلول‌های جدید پوستی در ترمیم زخم‌های آکنه‌ها می‌شود. بسیاری از کارشناسان بهداشت مصرف بین ٦ تا ٨ لیوان مایعات در روز را توصیه می‌کنند اما هیچ استانداردی برای مصرف روزانه مایعات توصیه نمی‌شود، زیرا نیاز هر فرد به آب بسته به سن، میزان فعالیت او، درجه حرارت و بیماری‌های او متفاوت است.

کاهش استرس: آکادمی امراض پوستی ایالات متحده، استرس را به‌عنوان یکی از علل احتمالی ایجاد آکنه عنوان کرده است. استرس موجب افزایش سطح هورمون آندروژن می‌شود. آندروژن فولیکول‌های مو و غدد چربی را در منافذ پوست تحریک کرده و خطر ابتلا به آکنه‌ها را افزایش می‌دهد. برای مدیریت استرس می‌توان نکاتی همچون صحبت‌کردن با خانواده، دوستان، پزشک یا سایر افراد حامی، خواب کافی، پیروی از یک رژیم غذایی سالم و متعادل و اجتناب از نخوردن وعده‌های غذایی، ورزش منظم، محدودکردن مصرف کافیین و الکل، تمرین تنفس عمیق، یوگا، مراقبه و ذهن آگاهی را رعایت کرد.

درمان‌های پزشکی برای آکنه بسیاری از گزینه‌های درمان پزشکی برای آکنه وجود دارد که بیشتر آنها موثرند، هرچند می‌توانند برخی عوارض جانبی را ایجاد کرده و برای همه مناسب نباشند. درصورتی که درمان‌های خانگی در بهبود آکنه‌ها موثر واقع نشد، افراد می‌توانند در مورد استفاده از داروها و کرم‌های درمانی مناسب برای خود با پزشک متخصص مشورت کنند. داروهای تجویزی برای آکنه‌های خفیف تا متوسط می‌تواند شامل مواد تشکیل‌دهنده‌ای ازجمله سالیسیلیک اسید، هیدروژن پراکسید و آلفاهیدروکسی اسید باشد. داروهای تجویزی برای آکنه‌های شدیدتر نیز عموما ژل‌ها و کرم‌های ترتینوئین، ژل‌ها و کرم‌های کلیندامایسین، آنتی‌بیوتیک‌های خوراکی، ایزوترتینوین خوراکی و داروهای ضد بارداری است.

درصورتی که آکنه‌های فرد دردناک، عفونی و در عمق پوست بوده، به درمان‌های خانگی پاسخ نداده، ناحیه بزرگی از پوست را پوشش داده و باعث ایجاد حس ناراحتی فرد می‌شود، بهتر است به پزشک متخصص مراجعه کنید

وقت بله گفتن رسیده؟!

 ازدواج فرزندان آرزوی هر پدر و مادری است اما بسیاری از والدین نمی دانند چه زمانی برای ازدواج و سروسامان دادن فرزندشان اقدام کنند. اگر شما هم فرزندی دم بخت دارید، بهتر است بیش از عجله برای ازدواج او، این مهم را سنجش کنید که آیا فرزندتان آمادگی ازدواج را دارد یا خیر؟

بلوغ جسمانی و جنسی سرآغازی برای زندگی بزرگسالی است و اما به صرف این بلوغ نمی توان برای ازدواج جوانان اقدام کرد.

بلوغ جسمانی با انواع دیگری از بلوغ به تکامل می رسد که به جرات می توان اذعان کرد بلوغ جسمانی ارزشی شاید اندک از دیگر انواع بلوغ ها دارد. پس توصیه می شود به دیگر ابعاد بلوغ فرزندتان بیش از بلوغ جسمانی توجه داشته باشید. چه بسا آنان نقش بسزایی در سعادت و شقاوت زندگی آینده فرزندتان ایفا می کنند. بلوغ اجتماعی (خودکفایی، مسئولیت پذیری، آینده نگری و خوش بینی و توان برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران)، بلوغ عاطفی(انتخاب زبان عاطفی معقول و پرهیز از عکس العمل های هیجانی و کودکانه)، بلوغ اخلاقی(احترام به دیگران، ملایمت در سخن گفتن، گذشت و عفو و اغماض، صداقت و…)، بلوغ اقتصادی (انتخاب شغلی مناسب و توان تامین مخارج)، بلوغ عقلی( توانایی و قابلیت اندیشیدن، قدرت تمییز صحیح از غلط، ابراز عقاید با دلیل و برهان) و بلوغ فرهنگی (دست یافتن به فلسفه روشن و دقیق از زندگی و داشتن هدف و انگیزه ). بسیاری جوانان دم بخت دوست دارند ازدواج کنند اما کارهای نیمه تمام تحصیلی و یا جا افتادن در یک شغل بهانه ای می شود برای عدم جدی گرفتن این امر، این یعنی جوان آماده ازدواج نیست همسرداری را خوب می داند به صرف تمایل به ازدواج نمی توان در جهت انجام آن اقدام کرد، زندگی مشترک وظایف و مسئولیت هایی دارد که آگاهی و کسب اطلاعات نسبت به آن در اولویت اول است. باید بدانید نگرش جوان شما به ازدواج چیست؟ تا چه حد از انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی مطلع است؟ آیا آمادگی مواجه با مشکلات زندگی را دارد؟ راهبردهایی مقابله با مصائب زندگی را خوب می داند؟ صبور و منعطف است؟ مسئولیت پذیری اش به چه میزان است؟ نگاهش به همسر چیست؟ چگونه فردی را می تواند به عنوان همسر می پذیرد؟ و…. درک متقابل دارد یا خیر؟

توانایی تنظیم علاقه، درک نگرش و احساسات و مطابق کردن خود با نقطه نظران دیگران از جمله امادگی های اولیه برای پذیرش دیگری در کنار خود است. تا زمانی که یک فرد صرفا به منافع و مصالح خود بیندیشد هرگز نمی تواند به وقت مقتضی از نواقص و کاستی ها چشم پوشی کند و یا با بزرگ نمایی نقاط قوت از آن فواید آن بهره مند شود. درک همسر و ایجاد تفاهم با وی نه تنها برای استحکام رابطه لازم است بلکه باعث ابراز محبت بدون قید و شرط می شود. همه چیز مطابق میلش باید باشد برخی از جوانان مدتها به خواستگاری می روند و یا پذیرای خواستگار می شوند اما هیچ گاه نمی توانند دست به انتخاب بزنند.

اینان معمولا کسانی هستند که دنیا را از منظر خود می بینند و گاه حتی به دنبال کامل ترین ها هستند و معمولا نیز قادر نیستند با برخی از مشکلات و کمبودهایی که مطابق میل شان نیست کنار بیایند. توقعات غیر واقعی و انتظارات دور از ذهن نشان دهنده عدم بلوغ فکری و روحی است که باعث می شود چنین افرادی به سختی تن به ازدواج دهند، چه بسا با دیدن کوچکترین مورد منفی احساس شکست کرده و سریعا دلسرد می شوند. این افراد حتی اگر در رابطه ای باشند پس از برخورد به یک مشکل، آن را از دست رفته می دانند و ممکن است به فکر ترک رابطه بیفتند که این مورد در جریان زندگی مشترک بسیار خطرناک است. مسئولیت این ازدواج با من! برخی از جوانان در قبال خود نیز احساس مسئولیت نمی کنند نه تنها ورزش نمی کنند، تحصیل نمی کنند، کار نمی کنند بلکه انجام کارهای شخصی شان را نیز به گردن دیگران می اندازند.

به راستی چطور می توان از چنین جوانی انتظار داشت که بار سنگین زندگی مشترک را به دوش بکشد و در قبال دیگری احساس تعهد و مسئولیت کند. تا زمانی که فرد برای خود و خواسته هایش ارزشی قائل نشود، برای دستیابی به آرمانهایش تلاش نکند، شک نکنید خود را دوست ندارند و کسی هم که خود را دوست نداشته نباشد، به یقین نمی تواند دیگری را دوست داشته باشد و با ارزشهایش عجین شود. ازدواج، حرفش را نزنید برخی از جوانان شرایط ازدواج را ندارند و به همین دلیل نیز، ترجیح می دهند تا فراهم شدن شرایط ازدواج مجرد بمانند اما برخی دیگر از جوانان با وجود اینکه از نظر جسمانی، تحصیلی و اقتصادی شرایط ازدواج را دارند اما تن به ازدواج نمی دهند.

اینان افرادی هستند که از نظر درونی، آمادگی لازم برای انجام این کار را ندارند، معمولا این افراد شخصیت های غیر منعطفی هستند که اعتقاد چندانی به زندگی مشترک نداشته و مرد/زن خانواده بودن و داشتن فرزند برایشان محدودیت معنا می شود. این افراد همان جوانانی هستند که وقتی راجع به ازدواج با انها صحبت می کنید می گویند: من به تنهایی نیز می توانم زندگی خوبی داشته باشم و نیازی به داشتن شریک زندگی نمی بینم.

همه ازدواج کردند، برای من هم آستین بالا بزنید سن معینی برای ازدواج نمی توان مطرح کرد اما اگر جوانی از بی هدفی و باری به هر جهت کار و زندگی کردن خسته شود و برای فرار از این وضعیت نیز متمایل به زندگی شخصی و مستقل گردد، باید احساس خطر کنید، چه بسا اینان منطقی نیستند و صرفا بخاطر انگیزه های موقتی چون ازدواج دوستان در جهت ازدواج سوق داده می شوند. این همه کار ناتمام… بسیاری جوانان دم بخت دوست دارند ازدواج کنند اما کارهای نیمه تمام تحصیلی و یا جا افتادن در یک شغل بهانه ای می شوند که از جدی گرفتن ازدواج و مدام به بهانه های مختلف از این امر اجتناب می کنند، این یعنی جوان آماده ازدواج نیست چرا که ذهنش مشغول کارهای نیمه تمامی است که می خواهد در ابتدا آنها را سروسامان ببخشد.

به صرف تمایل به ازدواج نمی توان در جهت انجام آن اقدام کرد، زندگی مشترک وظایف و مسئولیت هایی دارد که آگاهی و کسب اطلاعات نسبت به آن در اولویت اول است وقتی ازدواج در اولویت اول نیست برخی از جوانان تمام انرژی و وقت شان را صرف انجام فعالیتهای متعددی مانند طی کردن مدارج علمی، ورزشی، هنری و… می کنند آنان به قدری برای پرداختن به علاقه مندی هایشان تمایل نشان می دهند که از نظر والدین و یا اطرافیانشان نیز به عنوان فردی شناخته می شوند که همیشه هوش و حواسشان فقط معطوف به یک چیز است.

چنین جوانانی آمادگی لازم برای ازدواج را ندارند زیرا اولویت اول زندگی شان همه چیز است جز تشکیل زندگی مشترک،به همین دلیل نمی توانند علاقه مندی هایشان را با مواردی نظیر همسر و یا زندگی مشترک جایگزین کنند.

شما بگو؛ من چه کنم؟ استقلال روحی، فکری و شخصیتی از مهم ترین مولفه های آمادگی برای شروع زندگی مشترک است. اگر جوانی به این سطح از استقلال نرسیده باشد، بی شک نه تنها در اتخاذ تصمیمات مهم زندگی وابسته به دیگران خواهد بود بلکه در صورت بروز مشکل، از برعهده گرفتن و پذیرفتن مسئولیت حل و یا کنار آمدن با آن مساله نیز سرباز می زند.

چه بسا تاثیرپذیری مدام از دیگران و یا مردد بودن در انتخابهای زندگی، باعث می شود که فرد با نظر دیگران از تصمیم قبلی خود صرف نظر کند، این عمل نشان از ناپختگی روانی فرد است که نه تنها باعث عدم رضایت وی از زندگی می شود بلکه شریک زندگی آینده اش نیز در کنار او احساس امنیت و آرامش نخواهد داشت.

دختر ربوده شده پس از ۵۰ سال پیدا شد

۵۰ سال پس از ربوده شدن دختر بچه یک ساله‌ای به نام ملیسا های‌اسمیت در ایالت تگزاس آمریکا، پدر و مادرش به طرز ناباورانه‌ای او را پیدا کردند. ملیسا های‌اسمیت زمانی که ربوده شده یک سال بیشتر نداشت. در آن زمان مادرش که در یک رستوران مشغول به‌کار بود، تصمیم گرفت برای مراقبت از دختر یک‌ساله‌اش پرستار بچه‌ استخدام کند.

دختر ربوده شده پس از ۵۰ سال پیدا شد

او ۵۰سال پیش در یک روزنامه محلی آگهی استخدام پرستار بچه منتشر کرد و کمی بعد زنی با او تماس گرفت. این زن می‌گفت که در خانه‌اش که حیاط بزرگی دارد از چند کودک نگهداری می‌کند و می‌تواند در کنار آنها از ملیسا هم مراقبت کند.

مادر ملیسا تلفنی با زن ناشناس برای پرستاری از دختر یک‌ساله‌اش به توافق رسید و اما زن ناشناس پس از اینکه ملیسا را تحویل گرفت، ناپدید شد و دیگر خبری از او نشد.

زن ناشناس که خودش را پرستار جا زده بود، دختر یکساله را ربود و با خودش برد و مادر ملیسا وقتی فهمید که چه اتفاق هولناکی برایش رخ داده با پلیس و همسرش تماس گرفت و ماجرا را به آنها اطلاع داد.

از آن زمان تحقیقات گسترده‌ای برای پیداکردن دختر گمشده و دستگیری آدم‌ربا آغاز شد اما این تحقیقات هرگز به نتیجه نرسید.

پلیس حتی برای مدتی به مادر ملیسا مشکوک شد و با این احتمال که وی دخترش را به قتل رسانده و سعی دارد صحنه‌سازی کند، او را زیرنظر گرفت اما معلوم شد که او بی‌گناه است و زن ناشناسی ملیسا را ربوده و با خود برده است. زنی که به‌گفته شاهدان دستکش سفید به‌دست و کلاهی به سر داشت و چهره‌اش قابل شناسایی نبود.

سال‌ها از این حادثه می‌گذشت و پدر و مادر ملیسا صاحب فرزندان دیگری هم شدند اما هرگز دختر ربوده ‌شده‌شان را فراموش نکردند.

آنها هرسال و در ماه نوامبر که تولد ملیسا بود، برای او جشن تولد می‌گرفتند و منتظر بودند که شاید روزی خبری از او به‌دست آورند.

در نهایت مدتی قبل پدر ملیسا تصمیم گرفت تلاش‌هایش برای یافتن سرنوشت دختر ربوده‌اش را از طریق یک شرکت خصوصی که در زمینه دی‌ان‌ای و ژنتیک فعالیت داشت پیگیری کند.

او نمونه دی‌ان‌ای خود را در اختیار این شرکت قرار داد و خواست که با بانک اطلاعاتی آنها مطابقت داده شود. پس از بررسی‌ها معلوم شد که ۴دی‌ان‌ای مشابه و یکسان با دی‌ان‌ای او ثبت شده است. یکی از آنها متعلق به ملیسا بود و ۳تای دیگر متعلق به فرزندان وی.

پدر ملیسا وقتی فهمید که دخترش زنده است و ۳فرزند دارد، از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت. او نشانی وی را گرفت و برایش پیام فرستاد اما ملیسا که در ابتدا تصور می‌کرد این پیام، کلاهبرداری است توجهی به آن نکرد. با این حال وقتی پیام‌ها و اصرار پدر ملیسا بیشتر شد، حقیقت فاش شد و دختر ربوده شده پس از ۵۰سال پی به سرنوشت خود برد و به ملاقات پدر و مادرش رفت و آنها را در آغوش کشید.

این در حالی است که با توجه به مسائل حقوقی، اطلاعات زیادی درباره زنی که ملیسا را دزدیده بود منتشر نشده و فقط به این مسئله اشاره شده که این زن پس از ربودن ملیسا، او را بزرگ  و برایش نقش مادر را بازی کرده و هرگز چیزی از حقیقت به او نگفته است.

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

یکی از راه‌های موثر و مناسب برای مطالعه مردم هر منطقه و فرهنگشان، مطالعه آیین‌ها و رسومی است که در طی قرن‌ها شکل گرفته است. این مطالعه البته فقط برای افراد متخصص چون مردم شناسان و جامعه شناسان جذابیت ندارد و بسیاری از رسوم و سنت‌های مردم دنیا آن‌قدر جالب و بعضا عجیب است که نظر هر انسانی را به خود جلب می‌کند. در این مقاله سراغ همین موضوع رفتیم قرار است همراه هم از برخی از رسم و رسوم جالب و متفاوتِ مردم نقاط مختلف دنیا آگاه شویم.

انجماد موها در منفی ۳۰ درجه

یوکن، کانادا

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

با وجود اینکه مردم بیشتر نقاط دنیا دل خوشی از زمستان و سرمای سختش ندارند اما مردم یوکن در کانادا به خاطر انجام رسمی عجیب، بی‌صبرانه انتظار سردترین روزهای زمستان را می‌کشند. مردم این منطقه برای انجام این سنت قدیمی ابتدا سرهایشان را در چشمه‌های جوشانِ آبِ گرمِ همان منطقه فرو می‌کنند و بعد فقط منتظر می‌مانند تا سرمای هوا بقیه کار را انجام دهد. جالب است بدانید این رسم در روزهایی از سال انجام می‌شود که ممکن است دمای هوا به منفی 30 درجه سانتی گراد برسد و به این ترتیب خیلی زود موهای خیسِ اهالی یوکن یخ می‌زند و قندیل می‌بندد.


پولترابِند یا نابود کردن زندگی تازه عروس و داماد

آلمان

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

اگر اندکی از فرهنگ مردم آلمان اطلاع داشته باشید حتما می‌دانید آلمانی‌ها به طور کلی درباره ازدواج، کم رسم و رسوم عجیب ندارند و پولترابند هم یکی از همین رسوم است. بنابر این رسم که در نقاط متفاوتی از آلمان هم اجرا می‌شود دوستان و آشنایان عروس و داماد در روز قبل از جشن عروسی به خانه آن‌ها می‌روند و تقریبا هرچیزی که به دستشان بیاید را روی زمین خرد می‌کنند. بنابر این رسم این افراد از پیش دستی و بشقاب گرفته تا گلدان و کوزه را روی زمین کوبیده و می‌شکنند و بعد از پایان مراسم، عروس و داماد باید همراه هم خانه را تمیز کنند. البته باید اضافه کنم که در طی این رسم به بخشی از اسباب و وسایل زوج جوان که قیمتی‌تر هستند آسیبی وارد نمی‌شود.


فستیوالِ پرش از روی نوزاد

کستریلو دِ موریسا، اسپانیا

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

در بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر دنیا، تولد یک نوزاد امری مبارک و فرخنده محسوب شده و بنابر سنت‌های آن منطقه خاص به انحای مختلف جشن گرفته می‌شود. مردم منطقه کستریلو د موریسا اما پا را از این فراتر گذاشته و هم برای گرامیداشتِ تولد و هم آماده کردن نوزاد برای آینده در فستیوالی عجیب شرکت می‌کنند. در طی این رسم مردم محلی نوزادهای تازه متولد شده را روی زمین قرار می‌دهند و افرادی با لباس خاص که نقش شیطان را بازی می‌کنند از روی این نوزادان بینوا و از همه جا بیخبر می‌پرند. البته جای نگرانی نیست چرا که در طی این رسم که از قرن هفدهم در این منطقه اجرا می‌شود تابحال مصدومیت یا حادثه‌ای گزارش نشده است.


مهمانی گرفتن برای میمون‌ها

لوپبوری، تایلند

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

اگر به رسم و رسوم مردم نقاط مختلف دنیا نگاهی بیندازید حتما متوجه نقش پر رنگِ طبیعت و حیوانات و ارتباط انسان‌ها با آن خواهید شد. مردم منطقه لوپبوری در تایلند میمون‌ها را سمبل خوش‌شانسی می‌دانند و به همین دلیل در روز خاصی از سال برای به دست آوردن دل این حیوانات و در نتیجه داشتن سالی مملو از شانس، یک وعده غذاییِ حسابی برای میمون‌ها تدارک می‌بینند. برای انجام این رسم مردم محلی در نزدیکی محل زندگی میمون‌ها میز و صندلی قرار داده و روی میز انواع مختلف و متنوعی از غذاها را می‌چینند. بیشتر این خوراکی‌ها از میوه و سبزی تشکیل شده و به این ترتیب میمون‌ها که یک وعده غذایی بی دردسر نصیبشان شده دلی از عزا درمی‌آورند.


ماری لوید؛ رسمی که غریبه‌ها را زهره ترک می‌کند

ولز

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

کریسمس برای ما ایرانی‌ها با نشانه‌هایی چون بابانوئل و درخت کاج و کلی رسم رنگارنگ و شاد شناخته می‌شود اما مردم نقاط خاصی از دنیا برای جشن گرفتن کریسمس آداب متفاوت و عجیبی دارند. برای نمونه مردم کشور ولز در این زمان از سال سراغ رسمی عجیب به نام ماری لوید می‌روند. در این رسم تعدادی از افراد محلی جمجمه ترسناکِ یک اسب را به چوبی وصل می‌کنند و فردی که بدنش را با پارچه‌ای مخفی کرده این چوب را به دست می‌گیرد. به این ترتیب جمجمه و فردی که حملش می‌کند از بیرون شبیه به موجودی ترسناک به نظر می‌رسد. این موجود عجیب با سری که در واقع جمجمه یک اسب است، در نهایت سراغ تک تک خانه‌های محل رفته و با خواندن شعرهای عجیب و غریب که بی‌شباهت به بتِلِ رپ نیست از میزبان اجازه ورود به خانه را می‌گیرد.


پارتیتا اِ اسکاکی؛ شطرنج با مهره‌های انسانی

ماروستیکا، ایتالیا

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

مردم منطقه ماروستیکا در ایتالیا، هر دو سال یکبار در ماه سپتامبر در جشنی بسیار شاد و مفرح شرکت می‌کنند و در انتها به تماشای یک بازی شطرنج می‌نشینند، البته نه یک بازی شطرنجِ عادی. مردمِ این شهرِ شمالیِ ایتالیا بنابر افسانه‌ای راجع به یک مثلث عشقی از قرن پانزدهم این رسم را به جا می‌آورند. مردم محلی و دست‌اندرکاران جشن از مدت‌ها قبل به آماده کردن لباس‌هایی شبیه به مهره‌های شطرنج برای افراد مشغول می‌شوند و در نهایت در حالی که اغلب اهالی شهر تماشاچی هستند این مسابقه شطرنج انجام می‌شود، مسابقه شطرنجی که مهره‌هایش را انسان‌هایی با لباس‌های عجیب و غریب تشکیل می‌دهند.


اگر دانمارکی باشید باید خیلی جدی به ازدواج فکر کنید

دانمارک

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

کشور دانمارک از لحاظ جغرافیایی در نقطه‌ای قرار گرفته که اقیانوس اطلس و دریای بالتیک را از هم جدا می‌کند و به همین دلیل اِلمان‌های متفاوتی از شرق و غرب وارد فرهنگ این کشور شده است از جمله ادویه. ادویه‌هایی مانند دارچین و فلفل سیاه که زمان زیادی از ورودشان به این کشور نمی‌گذرد به شکل جالبی وارد فرهنگ و رسم و رسوم دانمارکی‌ها شده است. بنابر رسمی شاد و شیطنت آمیز در کشور دانمارک، اگر شما به سن ازدواج رسیده‌اید و هنوز مجردید، قبل از خروج از منزل باید حسابی روی جنبه‌تان کار کنید. در این رسم مردم محلی به هر فردی که با وجود سن بیشتر از 25 سال هنوز مجرد است، دارچین می‌پاشند. البته اوضاع برای افراد مجردِ بالای 30 سال از این هم وخیم‌تر می‌شود و به صورت و لباسِ این افراد فلفلِ سیاه پاشیده می‌شود.


جنگ تا پای جان با پرتقال!

ایوریا، ایتالیا

چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمی‌دانستید

مردم محلی در منطقه ایوریا در کشور ایتالیا هر سال سه روز مانده به جشن ماردی گرا، رسم عجیبی را به جا می‌آورند که ریشه تاریخی نامشخصی دارد. در این رسم که از قضا از طرف مردم محلی بسیار هم جدی گرفته می‌شود، داوطلبان شرکت در جنگ پرتقالی در غالب تیم‌های مختلف به مبارزه با هم می‌پردازند. پیش از آغاز این جدل، داوطلبان که بیشتر مردم ایوریا را تشکیل می‌دهند، به 9 تیم مختلف تقسیم می‌شوند و اعضای هر تیم علاوه بر مجهز شدن به انواع وسایل ایمنی، لباس خاصِ تیمش را هم به تن می‌کند. در نهایت پس از اعلام آغاز رسمی، اعضای هر تیم سعی می‌کند با پرتاب پرتقال بازیکنانِ تیم‌های رقیب را حذف کرده و در نهایت به پیروز شدن تیمش کمک کند. این مبارزه پرتقالی معمولا چند روز طول می‌کشد و پس از پایان آن و مشخص شدن تیم برنده، بیشتر نقاط شهر به رنگ نارنجی درآمده است.

زیبایی این دخترِ چشم‌رنگی معجزه خداست!

دختر پنج ساله ای از نیجریه به عنوان زیبا ترین دختر جهان معروف شد. عکس های دختر به نام جیر (Jare) در اینستاگرام وی به اشتراک گذاشته شده است.

زیبایی این دخترِ چشم‌رنگی معجزه خداست!

 

عکاس این پروژه می گوید که این دختر دارای دو خواهر “با چهره های زیبا و شخصیت های قوی” است، این دو خواهر به همراه مادرشان، عکس های جیر را به اشتراک می گذارند.

در طی چند روز، هزاران نفر عکس های دختر نیجریه ای را لایک می کنند. برخی او را “دیوانه زیبا” می نامند. با این حال، منتقدان عکاس را به استفاده از فوتوشاپ متهم می کنند.

زیبایی این دخترِ چشم‌رنگی معجزه خداست!