چگونه باربی باعث می‌شود زنان از بدن خود متنفر شوند

در جهان مدرن امروز، صنعت مدلینگ، سینما و رسانه باعث به وجود آمدن استاندارهای سخت‌گیرانه از ویژگی های ظاهری زنان شده است. این استاندارها باعث شده‌اند دخترها به سختی از بدن خود راضی باشند، توقعات غیرواقع‌بینانه داشته باشند و حتی گاهی اوقات از بدن خود متنفر باشند. عروسک باربی شاید نمادی از همین معضل باشد. این روزها با انتشار فیلم«باربی» نام این عروسک قدیمی دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است.

باربی حتی در فرهنگ ایرانی هم برای بسیاری از دخترها در کودکی و نوجوانی الهه زیبایی بوده است تا حدی که گاهی اوقات می‌بینیم برای توصیف زیبایی ظاهری یک زن او را به باربی تشبیه می‌کنیم. سوی تاریک موضوع آنجاست که وقتی بسیاری از دخترها در این مقایسه غیرواقعی و ناعادلانه شکست می‌خورند، درگیر تنفر از بدن خود می‌شوند. البته این حرفی جدیدی نیست و دهه‌هاست به عنوان اختلال بدشکلی بدن در روانشناسی شناسایی شده و نیازمند درمان است. در این گزارش سعی کرده‌ام نکاتی درباره این اختلال و پژوهش ها در باب تاثیر «باربی» بر تصویر بدن ارائه دهم.

اختلال بدشکلی بدن یا Body dysmorphic disorder (BDD) که گاها با نام اختلال دیسمورفی شناخته می شود، یک وضعیت سلامت روانی است که در آن فرد زمان زیادی را صرف نگرانی در مورد نقص های ظاهری خود می کند.

اختلال بدشکلی بدن نوعی اختلال وسواس فکری اجباری است. یک فرد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن بیش از حد درگیر مواردی است که به عنوان نقص های فاحش در ظاهر خود تلقی می شود و هر روز یک ساعت یا بیشتر را صرف فکر کردن در مورد ظاهر خود می کند. در واقعیت، عیوب تصور می شوند یا فقط اندک هستند و به سختی توسط دیگران قابل مشاهده است. فرد مبتلا ممکن است نسبت به قسمت های خاصی از بدن، به ویژه مربوط به صورت یا سر، یا وزن یا شکل بدن خود وسواس داشته باشد. هر چند این اختلال در مردان هم ممکن است اما شیوع آن در دختران نوجوانان بسیار بیشتر است.

حتی زمانی که اقداماتی برای بهبود انجام می شود، فرد همچنان از ظاهر خود ناراضی است. وسواس فکری، رفتارهای تکراری و پنهان کردن عیوب تصوری مداوم باعث ایجاد استرس برای فرد مبتلا می شود و می تواند باعث تأثیر منفی بر عملکرد روزانه و کیفیت زندگی داشته باشد همچنین افکار و رفتارهای خودکشی در آنها رایج است.

تعدادی از مطالعات وجود دارد که تاثیر باربی را بر تصویر فرد از بدن خود مورد بررسی قرار داده است.

چگونه باربی باعث می‌شود زنان از بدن خود متنفر شوند

نخست، یک مطالعه کلاسیک است که در سال 1995 در مجله بین‌المللی اختلالات خوردن منتشر شد که تغییرات مورد نیاز برای یک زن برای شبیه شدن به باربی را تعیین کرد.

مطالعه‌ای که در سال 2006 منتشر شد نشان داد که دختران 5 تا 8 ساله‌ای که در آزمایشی با باربی‌ها بازی می‌کردند بدن‌های لاغرتری نسبت به دخترانی که این کار را انجام نمی‌دادند، می‌خواستند. یک مطالعه جدیدتر نشان داد که حتی دیدن عکس باربی به نظر می‌رسد که ترجیحات دختران را برای اندام لاغر افزایش می‌دهد.

البته هم اکنون تنوع عروسک‌های باربی زیاد شده است که محققان آنها را نیز بررسی کرده‌اند. در یک مطالعه مشخص شد که دختران عروسک‌های باربی اصلی، قدبلند و ریزه اندام را ترجیح می‌دهند.

به طور کلی استاندارهای سخت‌گیرانه نسبت به وضعیت ظاهری روی بسیاری از دخترها تاثیر می‌گذارد اما همه آنها به اختلال دیسمورفی مبتلا نیستند.

در کل عروسک باربی مشت است نمونه خروار. نمونه‌ای از اینکه چطور استاندارهای غیرواقعی و سخت‌گیرانه باعث القای باور ناقص بودن در دختران هستند. آنها نیاز دارند بدانند که نباید خودشان را در این مقایسه محکوم به شکست قرار دهند.

همه دختردارها، این چیزها رو باید بدونن

دختردارها

نکات ساده اما طلایی برای دختردارها

نقش زنان در رشد و تعالی انسان غیرقابل انکار است، زن مؤثرترین عامل تربیت و سلامت روحی، روانی و جسمی فرزند، همسر و جامعه است، به همین خاطر تربیت دخترها از همان کودکی اهمیت دارد چرا که هر دختری که متولد میشود، والد دختر دیگری خواهد شد و دختر بعدی و مادر بعدی…این داستان شکل گیری یک جامعه است. اگر دارای فرزند دختر هستید، نکات طلایی که در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی آورده ایم، به یاد بسپارید.

محافظت از خود

از بچگی لباس زیر تن کودک خود کنید و به او بگویید که قسمت های زیر زیرپوش قسمت خصوصی بدن او هستند و دیگران حق دیدن آنها را ندارند.

کمک در کارهای خانه

اگر دارای دختر و پسر هستید تنها از دخترتان نخواهید که در کارهای خانه کمک کند بلکه از هر دو فرزند خود بدون در نظر گرفتن جنسیت کمک بخواهید.

یادگیری کارهای فنی

به دختر خود به جز کارهای خانه، برخی از کارهای فنی و… مانند بنزین زدن، تعمیر وسایل جزئی و هر چیز غیر خطرناکی که می‌دانید برای او در آینده لازم می شود، بیاموزید تا با کلیشه های جنسیتی بزرگ نشود.

افزایش اعتماد به نفس

از زیبایی و خصوصیات مثبت فرزندتان تعریف کنید تا اعتماد به نفس او افزایش یابد. با تشویق فرزندتان شما او را به سمت موفقیت و یافتن استعدادهایش هدایت می کنید.

تشویق کردن

دفاع از حق خود

به دخترتان دفاع از حق خود و دوست داشتن خود را یاد دهید تا در مواقع لزوم بتواند از حق خود دفاع کرده و از پس کارهای خودش بر بیاید.

آرزوهای خوب

هر زمانی که می خواهید برای او دعا کنید نگویید ان شالله عروس شوی بلکه بگویید امیدوارم به همه آرزوهای خوبت دست یابی.

حس آرامش و امنیت

در نقش هر والدی که هستید، دختر خود را در آغوش بگیرید و نوازش کنید تا حس آرامش و امنیت داشته باشد.

بغل کردن دختر

تحقیر و سرزنش

با دخترتان دوست باشید و حتی اگر اشتباهات خود را با شما در میان گذاشت مانند یک دوست خوب عمل کرده و به صحبت های او گوش دهید و تحقیر و سرزنش نکنید تا باعث ترس دخترتان ازشما نشود.

تغییر در باورها

اگر دید شما نسبت به دختر بودن منطقی نباشد، باید آن را تغییر دهید زیرا اگر چنین ذهنیتی در اندیشه و باور خودمان وجود داشته باشد خطر انتقال آن به دخترمان بسیار بیشتر خواهد بود پس رفتارتان باید به گونه ای باشد که دخترها از جنسیت خود بیزار نشوند.

پیام فیس‌بوکی خانم همسایه یک جامعه را تکان داد؛ این خوک کثیف رو سلاخی کردم

ماجرا با تماس دختر جوانی با پلیس شروع شد؛ او گفته بود فیس‌بوک خانم همسایه را چک کرده که در آن نوشته شده: «این خوک کثیف رو سلاخی کردم و به دخترش…». در خانه همسایه بسته و خودروی همسایه جلوی در پارک شده بود. اهالی محل به‌ این دلیل نگران بودندکه این زن، مادری تنها بود که با دخترک مریضش زندگی می‌کرد. دختری که مبتلا به انواع بیماری‌ها بود و نمی‌توانست از خودش مراقبت کند. این مادر و دختر چهره‌های محبوب و الهام‌بخش شهر بودند که بارها فیلم زندگی‌شان از شبکه‌های محلی پخش شده بود، اما حالا کسی در اکانت فیس‌بوک مدعی شده بود مادر را به‌قتل رسانده و به دختر بیمارش تعرض کرده است. پلیس از راه رسید و در ادامه یکی از تلخ‌ترین، پرحاشیه‌ترین و عجیب‌ترین پرونده‌های تاریخ رقم خورد.

شخصیت‌های این ماجرای باورنکردنی

شخصیت اصلی: دی‌دی بلینچارد

زنی میان سال که در عین فقر بسیار سخاوتمند و دوست‌داشتنی بود به طوری که همه اهالی محل و حتی شهر دوستش داشتند. او به تنهایی از دخترش جیپسی که مبتلا به سرطان، کم‌توانی ذهنی، دیستروفی ماهیچه‌ای و… بود، نگهداری می‌کرد. جیپسی انواع حساسیت‌ها را داشت و نمی‌توانست راه برود، غذا بخورد و مثل بقیه عادی زندگی کند، اما دی‌دی به‌رغم آن‌که فقیر و تنها بود، همیشه لبریز از امید و لبخند بود؛ اهالی را دورهم جمع می‌کرد و روی دیوار خانه‌اش با کمک دیتاپروجکشن برای بچه‌های فقیر که نمی‌توانستند سینما بروند فیلم پخش می‌کرد. طی برنامه‌هایی که برای محله برگزار می‌کرد، خیلی‌ها از طریق صندوقی که او برای درمان دخترش ایجاد کرده بود کمک مالی می‌کردند. بعد از توفان کاترینا بی‌خانمان شده بود و یک موسسه خیریه در ایالت میسوری خانه‌ای برای زندگی او و دخترش در اختیارشان قرار داده بود. او هیچ حمایتی از سمت خانواده خودش و شوهرش نداشت. پدرش فرزندش را اذیت می‌کرد. شوهر سابقش هم هیچ مسئولیتی در قبال دختر بیمارش قبول نمی‌کرد و او به‌تنهایی باید بار دشوار این زندگی را به‌دوش می‌کشید. همه از این که چطور دختری با این حجم از انواع بیماری زنده مانده و زندگی سرشار از امید دارد، متعجب بودند. خیریه‌ها هم به این مادر و دختر توجه و کمک می‌کردند.

شخصیت دوم: جیپسی رُز

دختر نوجوانی که پدر و پدربزرگش او را طرد کردند. پدرش در کودکی مدام کم‌توانی ذهنی و جسمی او را مسخره می کرد. مدارک پزشکی‌اش در توفان کاترینا از بین رفته و با هر اتفاق ساده‌ای مثل خوردن نوشابه، سرماخوردگی و… تا یک قدمی مرگ می‌رود. مادرش می‌گوید ذهن او اندازه یک بچه 7 ساله است. به‌خاطر انواع بیماری‌ها به مدرسه نرفته و در خانه کمی آموزش دیده است. صدای بچه‌گانه‌ای دارد، همیشه کچل است، دندان‌هایش خراب است و بدون کپسول اکسیژن نمی‌تواند زندگی کند. از چند سرطان ترسناک جان سالم به‌در برده اما نمی‌تواند بدون مراقبت‌های مادر زنده بماند. مادری که تمام زندگی‌اش را وقف او کرده است و هر روز با او در بیمارستان و مکان های دیگر حضور دارد. علاوه بر انواع مشکلات ذهنی و جسمی، چون از اجتماع دور بوده، هوش هیجانی پایینی دارد و مادرش دی‌دی یک تنه او را بزرگ کرده است.

فاجعه بزرگ در راه است…

ژوئن 2015، زمانی که جیپسی 23 ساله بود، استاتوسی در فیس‌بوک دی‌دی باعث نگرانی همسایه‌ها شد، در این استاتوس نوشته شده بود: «من اون خوک رو سلاخی کردم و به دخترش…»، همسایه‌ها که دیدند ون معروف دی‌دی که با کمک آن جیپسی را به بیمارستان و جاهای دیگر می‌برد جلوی خانه است به ماجرا مشکوک شدند و با پلیس تماس گرفتند. پلیس چون مجوز ورود نداشت از همسایه ها یعنی لیزی و مِل خواست وارد خانه شوند، اما در جست‌وجوی اول چیزی پیدا نشد. همه نگران این مادر و دختر بودند. کم کم مجوز پلیس هم رسید و آن‌ها وارد شدند تا این‌که در طبقه بالا با جسد غرق در خون دی‌دی مواجه شدند، اما هیچ خبری از جیپسی نبود. نگرانی‌ها درباره جیپسی به‌خاطر وضعیت جسمانی او زیاد بود تا این‌که لیزی دوست و همسایه جیپسی به پلیس گفت جیپسی مدتی است به مرد جوانی به‌نام نیکلاس علاقه‌مند شده و به‌صورت مجازی با او در ارتباط است. او ادامه دادهمیشه متعجب بوده که چرا یک پسر از شهری دیگر به جیپسی علاقه‌مند شده است. پلیس در مدت کوتاهی این پسر را پیدا کرد و در کمال تعجب جیپسی هم در همان شهر و همان خانه با نیکلاس بود، اما نه در وضعیتی که همه انتظار داشتند.

شوک بزرگ در راه است

پلیس در کمال تعجب جیپسی را درحالی پیدا کرد که روی پاهایش ایستاده بود و هیچ بیماری خاصی نداشت، بدون کپسول اکسیژن، بدون مصرف دارو، بدون ویلچر و…، این‌جا بود که پلیس، همسایه‌ها و تمام کسانی که جیپسی و دی‌دی را می‌شناختند در بهت فرو رفتند؛ حتی راد پدر جیپسی. آن جا معلوم شد پشت پرده قتل دی دی، خود جیپسی بوده که از پسر مورد علاقه اش استفاده کرده بود و بعد هم برای رد گم کردن آن استاتوس را در فیس بوک دی‌دی منتشر کرده بودند. راد وقتی 17 سال داشت، صاحب جیپسی شده بود، اما خیلی سریع از دی‌دی جدا شده و در شهر دیگری ازدواج کرده بود. در تمام این مدت دی‌دی کمک‌های مالی زیادی از راد برای بزرگ کردن و درمان جیپسی می‌گرفت؛ درحالی‌که مانع از دیدار او و دخترش شده بود و به دروغ او را فردی بدون مسئولیت پذیری معرفی  می کرد.

دروغی که ۲۳ سال طول کشید

دی‌دی از سه ماهگی جیپسی، به راد و دیگران گفته بود که او مریض است. مشکل کروموزومی دارد و هر روز یک علامت جدید از بیماری در او پیدا می‌کرد. دی‌دی که زمانی دستیار پزشک بود به‌خاطر معلومات و دایره‌واژگانش به‌خوبی می‌توانست با بیان اصطلاحات پزشکی و رفتارهای مادرانه، هر پزشکی را متقاعد کند که دخترش بیمار است. حتی گاهی خودش نسخه تقلبی برای دی‌دی می‌گرفت و برای 23 سال، بدون آن‌که یک روز دخترش را برای مدرسه یا چیز دیگری از خودش دور کند او را تحت درمان برای بیماری‌هایی قرار می‌داد که اصلاً به آن‌ها مبتلا نبود. او عکس‌هایی را از خانه‌ای ویران بر اثر توفان کاترینا به دیگران نشان می‌داد و مدام ترحم می‌خرید. دی‌دی مدعی بود زندگی و تمام مدارک پزشکی‌شان در توفان از بین رفته است. او برای مراقبت شبانه‌روزی از دخترش که مدعی بود مبتلا به انواع بیماری‌هاست، مورد توجه و حمایت خیریه‌ها، رسانه‌ها و همسایه‌ها بود و توانسته بود در این زمان طولانی همه، حتی خود جیپسی را گول بزند.

عمق دروغ‌گویی دی‌دی

اولین واکنش راد پدر جیپسی و همسرش با شنیدن خبر قتل دی‌دی این بود که چطور بدون او می‌توانند از جیپسی نگهداری کنند؟ درحالی‌که جیپسی در حقیقت حکم یک زندانی را برای مادرش داشت. وقتی جیپسی با پسر مورد علاقه‌اش نیکلاس دستگیر شد، فکر می‌کرد 19 سال دارد، او سال‌ها در دنیایی که مادرش برایش ساخته بود، زندگی می‌کرد به طوری‌که باورش شده بود سرطان دارد، اما می‌دانست می‌تواند راه برود، به شکر و خیلی چیزهای دیگر حساسیت ندارد، خبر داشت که لازم نیست همیشه با سرنگ غذا بخورد و برای همین شب‌ها که مادرش خواب بود در خانه راه می‌رفت و شکلات و نوشابه می‌خورد و از لپ‌تاپ مادرش استفاده می‌کرد.

چرا و چطور دی‌دی دروغ گفته بود؟

به‌نظر می‌رسد دی‌دی دچار سندروم مونشهاوزن نیابتی بود. فرد مبتلا به سندروم مونشهاوزن به دلایلی مثل باور قلبی، خرید ترحم و… به همه و حتی خودش می‌قبولاند که به‌شدت بیمار است، اما در مونشهاوزن نیابتی، فرد چنین رفتاری را به همسر، فرزند یا دیگران تحمیل می‌کند به طوری که ممکن است کم‌کم خودش و آن‌فرد باور کنند پای بیماری‌های لاعلاجی درمیان است ولی دی‌دی عجیب‌ترین فردی است که مرتکب این رفتار شده، چون 23 سال موفق شده با تغییر منزل، تغییر هویت، خوب دروغ گفتن و حتی تغییر شهر، کاری کند که همه داستان او را باور کنند.

چرا هیچ‌کس شک نکرد؟

در تمام این سال‌ها دکترهای زیادی بودند که بیمار نبودن جیپسی را تشخیص دادند، اما چون مبنای کار پزشک اطمینان به صحت ادعای بیمار و همراهان اوست دلیلی نمی‌دیدند که تصور کنند مادری با این رفتار در حال شکنجه فرزندش باشد. آن‌ها بارها جیپسی را آزمایش می‌کردند اما هیچ‌وقت نفهمیدند چرا به‌رغم سلامت کودک، مادرش درمان‌ها را ادامه می‌دهد. در این بین دو نفر به‌ دی‌دی مشکوک شدند. یک پزشک فهمید که ممکن است دی‌دی مبتلا به این سندروم باشد اما کسی با او همکاری نکرد و نفر دیگر هم که به اوضاع مشکوک بود از پلیس و انجمن حمایت از کودکان کمک خواست، اما رفتار متقاعدکننده دی‌دی که انگار با فداکاری در شرایط سخت از جیپسی مراقبت می‌کرد، باعث شد گیر نیفتد. راد هم صرفاً به کمک مالی بسنده می‌کرد و هیچ پزشکی هم شک‌هایش را با او در میان نگذاشت. بنابراین تمام مسیرها برای کشف حقیقت مسدود بود.

چرا جیپسی مقاومت نمی‌کرد؟

او از دوران نوزادی درگیر این ماجرا بوده و با آن بزرگ شده بود. در مراحلی از چنین سندرومی، فرد قربانی به دلایلی مثل عادت، جلب رضایت یا رابطه عاطفی، حاضر به همکاری است و اگر مثل جیپسی از وقتی چشم باز کرده با آن دست و پنجه نرم کند نمی‌تواند راحت از آن خارج شود. جیپسی از دوران نوجوانی تا حدی به ماجرا شک کرده بود، به خصوص این که از سال 2007 و با نظر یک پزشک اعصاب فهمیده بود که می‌تواند راه برود و لازم نیست همیشه روی ویلچر باشد اما فقط یک‌بار در 17 سالگی فرار کرد که هیچ‌کدام از همسایه‌ها متوجه ماجرا نشدند و بعد هم دی‌دی با او برخورد کرد. او درس نخوانده بود، اجازه استفاده از اینترنت را نداشت و تمام کارهایش را یواشکی انجام می‌داد تا این‌که در 23 سالگی، از نیکلاس خواست مادرش را به‌قتل برساند. بعد از قتل مادر،  با 4 هزار دلار پول نقدی که راد به دی‌دی داده بود، آن‌هابه شهر محل زندگی نیکلاس فرار کردند.

آیا جیپسی هم فریبکار بود؟

خیلی‌ها معتقد بودند جیپسی قربانی دی‌دی نبود و خودش در این فریبکاری بزرگ همدست بود. خیلی‌ها هم معتقد بودند او کاری از دستش برنمی‌آمد. خود جیپسی در مصاحبه‌هایش می‌گوید قصد فریب دیگران را نداشته چون تنها چیزی که بیشتر از بقیه می‌دانست این بود که می‌تواند راه برود و غذا بخورد، اما درباره سالم بودن و مبتلا نبودن به سرطان‌ها اطلاعی نداشته است. بسیاری هم راد را جزو متهمان می‌دانستند، اما او معتقد بود وقتی همیشه حمایت مالی داشته، امکان ندارد در این کلاهبرداری بزرگ مشارکت داشته باشد. حجم واکنش‌ها و تحلیل‌ها در فضای مجازی چنان بالا بود که حتی به راهروهای دادگاه جیپسی و نیکلاس هم رسید. آن‌دو به قتل عمد متهم شدند؛ جیپسی 10 سال زندان و نیکلاس حبس ابد. چرایی دخالت مستقیم و غیرپیچیده نیکلاس در ماجرا هنوز محل ابهام است، اما چیزی که مسلم است جیپسی با کمک وکیل تسخیری‌اش همان اول اتهام را پذیرفت و قاضی هم حداقل حکم برای مشارکت در قتل یعنی 10 سال را صادر کرد که حدود دو سال دیگر تمام می‌شود.

جیپسی در زندان

جیپسی در این هشت سال در زندان مشغول نوشتن کتاب زندگی‌اش بوده، مستندی معروف درباره‌اش ساخته شده و حتی بعد از پخش آن به پسری که بیرون از زندان عاشقش شده قول ازدواج داده است. او از هیچ‌کدام از پزشک‌ها بابت تشخیص‌های‌شان شکایت نکرد و برخلاف همه که به‌خاطر وضعیت غذا و نگهداری در زندان لاغرتر می‌شوند چاق شد و معتقد است در زندان احساس آزادی بیشتری می‌کند.

 

درباره سندروم مونشهاوزن

 بیشتر بدانید

جیپسی از دوران نوزادی قربانی رفتار مادرش بود، اما مبتلا به سندروم مونشهاوزن نبود. دی‌دی هم که کشته شده و کسی به او برای بررسی بیشتر دسترسی نداشت، اما مهم‌ترین حدسی که درباره علت رفتار او زده می‌شود، ابتلا به همین سندروم اما به صورت نیابتی است؛ یعنی تحمیل این تظاهر بزرگ به دیگری. در این سندروم شخص علایم و چیزهایی را به خودش یا فرد دیگر تحمیل می‌کند بدون آن‌که درگیرش باشند. شخص هیچ‌وقت به ساختگی بودن رفتارش اعتراف نمی‌کند. تشخیص آن دشوار است، چون ممکن است فرد صرفاً تمارض کند و واقعاً مبتلا به این سندروم نباشد که امکان درمانش هم سخت می‌شود. عزت‌نفس پایین می‌تواند یکی از زمینه‌های ابتلا باشد. انگیزه هم سود مالی و کلاهبرداری صرف نیست و خرید توجه و ترحم هم وجود دارد. اگر فرد در معرض اسامی بیماری‌ها و علایم باشد، مثل دی‌دی که مدتی دستیار پزشک بوده، احتمال ابتلایش قوی‌تر و فرورفتن‌اش در نقش جدی‌تر می‌شود و در نهایت افراد 20 تا 40 ساله بیشتر به آن مبتلا می‌شوند. درست وقتی که دی‌دی در 24 سالگی با رفتن راد تنها می‌شود و باید نوزادی را بزرگ کند.

 

اگر می‌خواهید درباره این اتفاق بیشتر بدانید

مینی‌سریال The act با محوریت همین ماجرا و البته کمی دراماتیزه کردن وقایع ساخته شده است. سریالی که نقدهای مثبتی هم گرفت و با حضور جیپسی و دی‌دی در ایالت میزوری داستانش شروع می‌شود.  جویی کینگ بازیگر جوانی که نقش جیپسی را بازی می‌کرد برای این نقش نامزد جایزه اِمی شد اما جیپسی از این نقش‌آفرینی و درکل سریال استقبال نکرد چون معتقد بود تصویر ناخوشایندی از او ارائه شده، به همین دلیل هیچ‌وقت با عوامل آن هم دیدار نکرد تا به‌نوعی باعث تایید محتوا نشود. مستند «مامان مرده عزیزم» هم برپایه این اتفاق از شبکه HBO پخش شد که جیپسی آن‌را واقعی‌تر می‌داند. بعد از پخش این مستند و به‌رغم این‌که نیکلاس گودجان به‌خاطر جیپسی به حبس ابد محکوم شده بود، فردی به‌صورت مکاتبه‌ای با جیپسی در ارتباط بود و قرار شد بعد از آزادی او ازدواج کنند. میچل دیان روزنامه‌نگاری است که گفت‌وگویی اختصاصی با جیپسی داشته و مقالات او منبع بخش زیادی از آثاری است که حول این موضوع کار شده است. پادکست «چنل بی» هم جزو منابع فارسی بود که ما در تهیه این پرونده علاوه بر دیگر منابع از آن کمک گرفتیم.

با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!

تله‌های زندگی یا طرحواره‌ها ساختار‌هایی شناختی هستند که باور‌ها و تصوراتی را در فرد نسبت خود و جهان اطرافش شکل داده و منجر به ادراک و به‌کارگیری اطلاعات در زندگی می‌شوند.

این تله‌ها عموما باعث می‌شوند که افراد مبتلا به آن‌ها تصویری ناخوشایند از خود داشته باشند، اما مسیری را انتخاب کنند که این تصویر نامطلوب از خود را تقویت کند. تاکنون ۱۸ تله زندگی یا طرحواره منفی مورد شناسایی روان‌شناسان قرار گرفته است که یکی از آن‌ها تله وابستگی است.

با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!

افراد مبتلا به تله وابستگی در ابعاد مختلف زندگی مطابق توصیه و خواست دیگران زندگی کرده و قادر به تصمیم‌گیری برای زندگی خود نیستند. این افراد احساس کودکی درمانده را دارند که به دنبال راهنمایی دیگران به مثابه یک بزرگ‌تر هستند.

به گزارش جامعه ۲۴ افراد وابسته احساس می‌کنند به تنهایی قادر به مراقبت از خود نیستند و اگر تنها بمانند آسیب می‌بینند. آن‌ها خود را برای حل مشکلات‌شان بی‌کفایت و ناکارآمد می‌دانند و از استقلال کافی برای اداره امور خود برخوردار نیستند.

در شدیدترین حالت مبتلایان به این تله باور دارند که توان تامین لباس، غذا یا سرپناه را برای خود نداشته و در جزئی‌ترین مسائل زندگی روزمره خود توان تصمیم‌گیری ندارند. آن‌ها از تغییر شرایط و تجربه موقعیت‌های جدید فرار کرده و از شرایط جدید آشفته می‌شوند.

بعد اول شامل بی کفایتی است، بدین معنی که چنین بیمارانی، به خود برای تصمیم گیری‌های روزانه و عادی اعتماد ندارند و نمی‌توانند کار‌های جدید را به تنهایی انجام دهند؛ زیرا به این اعتقاد دارند که همیشه باید کسی کنار آن‌ها باشد و راهنمایشان کند. افراد دارای تله وابستگی باور دارند که نمی‌توانند از عهده مسائل زندگی‌شان برآیند و در واقع به دنبال احساس بی‌کفایتی آن‌ها همواره در جستجوی افرادی هستند که بتوانند از آن‌ها برای ادامه زندگی کمک گرفته و در واقع به آنان وابسته شوند.

افرادی که وابستگی پیدا می‌کنند معمولا والدین، یا افراد نزدیک مانند همسر، خواهر و برادر یا درمانگران هستند؛ بنابراین باور اصلی این افراد آن است که من بی‌کفایت هستم و برای ادامه زندگی باید به دیگران وابسته باشم. این باور آن‌ها با حس ترس و ناامیدی همراه بوده و نسبت به تصمیم‌گیری‌های خود اعتماد ندارند و همواره در تردید به سر می‌برند.

با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!

این افراد همچنین از مدیریت امور مالی خود، سفر کردن به تنهایی، پذیرش مسئولیت‌های اضافی مانند ارتقای شغلی ناتوان بوده و در چنین اموری اعتماد به نفس کمی دارند آن‌ها نیاز به فرد دارند که بر کار آن‌ها نظارت کرده و از او کمک بگیرند.

افراد مبتلا به تله وابستگی بدرفتاری، اطاعت محض، عدم پیشرفت و محرومیت را به جان می‌خرند و در هراس از اینکه فرد مورد نظرشان را از دست بدهند بسر می‌برند، چنین ترسی باعث می‌شود این افراد جرات اعتراض و ابراز خشم در زمان‌های مقتضی را نداشته باشند. عزت نفس پایین و ناراحتی درونی از وابستگی به دیگران موضوعی است که این افراد به آن آگاه بوده و رنج می‌برند.

علائم ابتلا به تله وابستگی

تسلیم شدن: در این بعد فرد از دیگران می‌خواهد که به جای او در امور زندگیش تصمیم‌گیری کند تصمیماتی که می‌تواند مهم‌ترین امور زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، این افراد از تصمیم‌گیری و تحمل نتایج بد و خوب ناشی از تصمیم‌گیری‌ها گریزان هستند و در برابر تصمیمات دیگران تسلیم می‌شوند. شما از دیگران می‌خواهید که برای شما تصمیمات مهمی بگیرند. به این ترتیب شما یاد نمی‌گیرید که تصمیم بگیرید و چیز‌های خوب و بد ناشی از تصمیم گیری را تجربه کنید

اجتناب: افراد وابسته به دلیل عدم امنیت و اعتماد نسبت به دستاورد‌ها و امکان موفقیت خود از یادگیری موارد جدید پرهیز کرده و حتی اگر موارد جدید را بیاموزند از آن استفاده نمی‌کنند.

علل ایجاد تله وابستگی

تله وابستگی هم مانند سایر تله‌های زندگی ریشه در کودکی و نوع برخورد اطرافیان و به‌ویژه والدین با کودک دارد. داشتن والدینی که بیش از حد از کودک خود مراقبت کرده یا او را کنترل می‌کنند به نحوی که اجازه تصمیم‌گیری‌های متناسب با سن را به او نمی‌دهند می‌تواند یکی از علل شکل‌گیری تله وابستگی در فرد باشد. این والدین به فرزند خود آزادی عمل کافی برای رسیدن به استقلال را نمی‌دهند.

والدین بی‌توجه نیز به همان اندازه دسته اول برای افتادن فرزندشان در تله وابستگی زمینه‌سازی می‌کنند این کودکان از سنین بسیار پایین به حال خود رها می‌شوند و در مواردی نقشی فراتر و سنگین برای سن خودشان را برعهده می‌گیرند اگر چه این کودکان به ظاهر مستقل هستند، اما با وابستگی‌های جدی نیز مواجه می‌شوند. علت این موضوع نیز شکست این گروه از کودکان در برخی تصمیم‌گیری‌هاست که برای سن و سال او زود است این شکست‌ها باعث می‌شود که کودک احساس بی‌کفایتی کرده و به تدریج برای عدم تکرار اشتباه و شکست به اطرافیان خود وابسته شود.

 باید به این نکته توجه کرد که همه افراد در هنگام تولد به والدین خود وابسته بوده و برآورده ساختن نیاز‌های اولیه آن‌ها مانند غذا، پوشاک و مسکن باعث پرورش احساس امنیت در آنان می‌شود. افرادی که هرگز چنین امنیتی را تجربه نکنند و در وضعیت یا مرحله وابستگی قرار نگیرند برای طی مراحل رسیدن به استقلال دچار مشکل شده و نهایتا در تله وابستگی گیر می‌افتند.

نشانه‌های تله وابستگی در روابط عاشقانه

نگاه و باور افراد مبتلا به تله وابستگی نسبت به شریک عاطفی خود مانند نگاه کودک به والد است. او شریک عاطفی خود را قوی می‌داند فردی که توانایی مراقبت از او را داشته و حتی از این کار لذت می‌برد. افراد وابسته شریک عاطفی خود را در تصمیم‌گیری‌ها تنها گذاشته و تسلیم محض او هستند درواقع همه مسئولیت زندگی و رابطه بر عهده طرف مقابل است و هزینه همه چیز با اوست. در واقع فرد مبتلا به وابستگی، این وضعیت و تله ذهنی خود را به زندگی بزرگسالی و روابط عاشقانه خود می‌آورد به نحوی که فرد مقابل احساس می‌کند به جای شریک عاطفی نقش والد طرف دیگر را برعهده دارد. از سوی دیگر افراد وابسته در روابط عاشقانه و زندگی مشترک آزادی، غرور و اعتماد به نفس خود را بیش از پیش از دست می‌دهند.

درمان تله وابستگی

مراجعه به یک روان درمان گر بهترین گزینه برای درمان این تله زندگی است. یکی از مهم‌ترین روش‌های درمان این تله روان‌درمانی است. درمان شناختی رفتاری کمک می‌کند که فرد رفتار‌های جدید را یاد بگیرد و علاوه بر آن با آگاهی نسبت به تله وابستگی و شناسایی رفتار‌های مرتبط با آن می‌تواند این رفتار‌ها را کنترل کند.

از سوی دیگر این موارد می‌تواند در درمان و کاهش نشانه‌های تله وابستگی در فرد کمک کننده باشد.

دلایل شکل‌گیری تله وابستگی در فرد

– تهیه لیستی از موقعیت‌ها و مسئولیت‌هایی که برای انجام آن‌ها به دیگران نیاز دارید.

– تهیه لیستی از موقعیت‌ها و چالش‌هایی که از آن‌ها فرار می‌کنید.

– ضمن پذیرش تله وابستگی به تدریج خود را به سمت پذیرش مسئولیت‌های بیشتر سوق دهید، اما از کسی درخواست کمک نکنید.

– در انجام کار‌ها مداومت کرده و در صورت شکست تسلیم نشده و فرار نکنید، بلکه علت شکست‌ها را بررسی کرده و به عنوان تجربه مورد استفاده قرار دهید.

دلیل و علت اصلی پرحرفی کودکان + راه حل

پرحرفی کودکان

اصلی ترین علل پرحرفی کودک خود را بشناسید

بیشتر اوقات پر حرفی کودکان از مسائلی است که پدر و مادرها از آن شکایت دارند.گاه پاسخ به تمام سوالات آنها خارج از تصور والدین است.دلایل متعددی برای پرحرفی کودکان وجود دارد که باعث آشفته گی اطرافیان شده و واکنش منفی آنها را در پی خواهد داشت. پر حرفی کودکان همیشه غیر طبیعی و مشکل نیست.می توان با به کار گیری راهکارهای مناسب از این توانایی کودکان در جهت رشد استعدادهای او استفاده نمود.برای پی بردن به علت پرحرفی کودک خود می توانید از متخصص کودک کمک مشاوره بگیرید.در این بخش از بیا نی نی به شرح علل، ویژگی ها و درمان پر حرفی کودکان پرداخته ایم. 

خصوصیات مثبت کودکان پر حرف 

کودکان پرحرف در آینده به موفقیت های بیشتری دست می یابند و عملکرد بهتری در دوران تحصیلی خود نسبت به دیگران دارند . موفقیت این کودکان می تواند به این دلایل باشد : 

  • از مهارت های کلامی بهتری برخوردارند
  •  درک سریعتر و بهتری از مفاهیم دارند.
  •  زندگی جالبی دارند و در آینده پدر و مادر بهتری خواهند بود.
  •  بسیار کنجکاو بوده و در زندگی پاسخ سوالات خود را پیدا می کنند. 
  • در اجتماع مشارکت و مهارت های بیشتری دارند.
  •  همیشه حرف برای گفتن دارند و دارای انرژی بالایی هستند. 

یکی از مهم ترین خصوصیات بچه های پر حرف، این است که یاد می گیرند احساسات خود را ابراز کرده و نظرات خود را درباره موضوعات مختلف اعلام کنند .این مورد در آینده بسیار به نفع آنها خواهد بود. 

به احتمال زیاد آنها در بزرگسالی دارای اعتماد به نفس زیادی برای صحبت کردن، معاشرت با دیگران و اعلام نظر خود در جمع خواهند بود. 

دلایل پرحرفی بچه ها 

حس کنجکاوی 

روان شناسان حس کنجکاوی را یکی از اصلی ترین دلایل پرحرفی بچه ها تلقی می کنند. گاه حس کنجکاوی کودکانه از سوی والدین گاه مورد بی توجهی قرار میگیرد. 

جلب توجه 

مهمترین علت پرحرفی در کودکان، نیاز به جلب توجه است. شاید تاکنون بارها متوجه این موضوع شده باشید، زمانی که مادران با تلفن به مدت طولانی صحبت می کنند یا در جمعی مشغول صحبت هستند و از کودک خود غافل می شوند، بچه ها با پرسشهای متوالی و یا صحبت کردن سعی در جلب توجه مادران خود می کنند. روان شناسان ریشه این نوع واکنش های رفتاری کودک را جلب توجه والدین می دانند. 

جلب توجه

حرف زدن با خود 

معمولا بچه ها در سنین پایین بلند بلند فکر می کنند و هرچه به ذهنشان می آید را به زبان می آورند، این رفتار بخشی از فرایند رشدی آن هاست. حرف زدن کودک با خودش،به حل مسائل و کنترل نفس او کمک می کند. 

حسادت 

به دنیا آمدن فرزند جدید در خانواده موجب حسادت برخی از کودکان بالای سه سال میشود که می تواند عاملی برای زیاد صحبت کردن کودک و جلب توجه والدین محسوب شود. 

ترس 

چنانچه بیا نی نی اشاره کرده است گاهی ترس کودکان نیز عامل پر حرفی کودکان می شود. این اتفاق به ویژه در سنین پایین و برای کودکانی که شب ها از تنها خوابیدن در اتاق خود می ترسند، اتفاق می افتد. در این مواقع کودکان از والدین خود می خواهند که شب را در کنار آنها مانده و با آنها صحبت کنند.

بیش فعالی 

بعضی از دلایل پرحرفی کودکان دلالت بر بیماری های روحی و روانی دارد. 

بیشتر اوقات پرحرفی کودکان ناشی ازحس اضطراب و هیجان است . مشکل بیش فعالی در کودکان در برخی موارد موجب پرحرفی کودکان می شود. صحبت کردن بیش از حد ، پریدن وسط حرف و قطع کردن صحبت یکی از علائم بیش فعالی است و این نوع پرحرفی با درمان بیش فعالی خود به خود و به مرور رفع می شود. 

الگو گرفتن از والدین 

پرحرفی کودکان در برخی مواقع به خاطر تاثیرپذیری از والدین می باشد.آنها پدر و مادر خود را الگو قرار داده و زیاد صحبت می کنند. بهترین راه مقابله با پرحرفی کودکان در این مورد اصلاح رفتار والدین است که موجب تغییر رفتار کودک می شود. 

هوشیاری 

به اعتقاد روانشناسان پرورش توان حرف زدن در سنین پایین، بر مهارت های رفتاری یا توانایی گفتاری و شنیداری و تقویت حس کنجکاوی کودک تاثیر می گذارد.

روانشناسان تاکید می کنند بهتر است که والدین هنگام حرف زدن کودک، دست بزنند یا به طریق دیگری شادی خود را نسبت به توانایی که در او در حال شکل گیری است، نشان دهند. به بیان دیگر هر چقدر کودکی زودتر شروع به صحبت کند، در پرورش استعداد های شناختی و ارتباطی اش سریع تر رشد خواهد کرد. 

زمانی که کودک خود را تشویق به صحبت کردن می کنید، همزمان او را به استفاده از استعداد طبیعی شنیدن نیز ترغیب می کنید . توانایی کودک در تکلم یکی از نشانه های ارزیابی کودکان باهوش است، چراکه دیر به حرف افتادن کودکان یعنی حرف زدن پس از سه تا 3.5 سالگی، رشد مهارت های ارتباطی و شناختی کودک را با تاخیر مواجه می کند. 

روابط اجتماعی

چند توصیه به والدین کودکان پرحرف

 برای کودک وقت بگذارید

پدر و مادرها و یا پرستاران کودک باید توجه داشته باشند که روزانه به مدت یک ساعت، زمانی را به کودک اختصاص بدهند و در آن زمان، کودک را در انتخاب نوع بازی یا سرگرمی دلخواهش آزاد بگذارند، با هم کتاب بخوانند ، نقاشی کنند ، بازی کنند، کارتون ببینند یا به پارک بروند.

 فراهم کردن فرصتی برای بروز خلاقیت کودکان طی بازی های روزانه 

اختصاص دادن ساعتی از روز به کودک، نه تنها باعث جلب توجه کودک می شود، بلکه نیاز او برای بروز کنجکاوی از طریق بازی، نقاشی و قصه گویی مرتفع می شود. این زمان کمک می کند تا کودک از لحاظ عاطفی به والدین اش نزدیک تر و از نظر شناختی غنی تر شود و در رشد خلاقیت و تکامل اجتماعی او بسیار موثر خواهد بود. 

نتیجه بررسی های روان شناسان و تجربیات شخصی بیشتر والدین نشان داده است که انگیزه برای صحبت کردن زیاد کودکان با هدف جلب توجه آنها به حداقل رسیده است؛ با اختصاص این زمان ، فرصتی فراهم میشود تا به بسیاری از سوالهای کودک، پاسخ های منطبق با سطح درک او داده شود. 

سرگرم کردن کودک پرحرف 

کودک خود را به رفتارهای مبتکرانه تشویق کنید.برای این منظور می توانید او را در کلاس های ورزش های فکری از قبیل شطرنج و بازی های فکری ثبت نام کنید. شرکت در این کلاس ها مهارت های فکری مثل تمرکز، دقت، خلاقیت و موقعیت شناسی برای صحبت کردن در کودکان را تقویت می کند. 

برنامه ریزی درست 

شما می توانید در طول روز زمان های مشخصی را برای گوش کردن به صحبت های کودکتان اختصاص دهید. در این زمان ها فقط به کودک خود گوش داده و مشغول کار دیگری نباشید. ارتباط چشمی شما تاثیر زیادی در ارضای حس درک شدن و توجه طلبی او دارد. به حرفهای او واکنش نشان دهید تا بداند به حرف هایش گوش می دهید. بعد از مدتی مشاهده خواهید کرد که پرحرفی کودکتان کمتر شده و شکل منظم تری دارد. 

البته مشخص کردن تایم های ثابت برای صحبت کردن با کودک به این معنا نیست که در زمان های دیگر با کودکتان حرف نزنید. 

نکاتی که والدین باید به کودک پرحرف خود آموزش دهند : 

به کودک خود آموزش دهید که هرگاه احساس می ‏کند می ‏خواهد بیش از حد معمول سخن بگوید، زبان خود را به مدت 30 ثانیه به دندان ‏های فک پایین فشار دهد 

زمینه مناسب برای فعالیت های توام با تفکر برای او فراهم کنید. ورزش ‏های فکری مانند شطرنج، سرگرمی‏ هایی مانند کیت (مدارهای الکترونیکی ساده) و بازی‏های فکری 

ارزش سکوت از دیدگاه اسلام را برایش توضیح دهید.

امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

لقمان به فرزندش گفت:پسرم! اگر گمان کردی سخن گفتن از نقره است ، بدان که سکوت از طلا است. 

فرزند خود را با زیان ‏های پر حرفی آشنا سازید.

امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

بنده‏ ی مۆمن تا هنگامی که ساکت باشد، نیکوکار نوشته می‏شود و زمانی که سخن می‏گوید، نیکوکار یا بدکار به شمار می‏ رود. 

در صورت کم شدن رفتار، از تشویق و تحسین اوغفلت نورزید. 

چه کارهایی نباید کرد 

برای مقابله با پر حرفی کودکان از توبیخ، تنبیه بدنی، سرزنش پرهیز کنید. تقویت رفتارهای مثبت مانند سنجیده سخن گفتن ، به موقع حرف زدن، رعایت نوبت هنگام صحبت کردن از روش های مهم برای اصلاح پرحرفی است. 

صحبت با مشاور 

برای داشتن راهکارهای مناسب می توانید با کسی که در زمینه کودک اطلاعات کافی دارد مشورت کنید تا با اجرای روش های پیشنهادی او ، اقدام به برطرف کردن پرحرفی کودکان کنید. بسیاری از والدین به دلیل خستگی و یا اعتماد بیش از حد به روش تربیتی خود از دریافت مشاوره های لازم امتناع می کنند.

در حالی که موضوع تربیت کودک از پر اهمیت ترین مسائل اجتماعی است که با آموزش و مشورت والدین می توان از بروز بسیاری از مشکلات در آینده جلوگیری کرد. 

صحبت با مشاور

چرا کودک حرفش را تکرار می کند؟ 

سیستم عصبی کودک هنوز کامل نشده است،به همین دلیل کودکان از تکرار لذت می برند. مثلاً از قصه های تکراری و یا شعرهایی که یک بیت در آن ها تکرار می شود. زیرا کودک قابلیت پیش بینی آن ها را دارد و از آن ها لذت می برد، بنابراین به جای رفتار پرخاشگرانه،سعی کنیم از تکرار و حرف های تکراری آن ها خسته نشویم. والدین هرگز نباید از جملاتی مانند :خسته شدم، بسته دیگه زیاد حرف زدی، وای حوصلم رو سربردی و… را استفاده کنند.به کار بردن این جملات می تواند به سلامت روان کودک آسیب بزند. 

دلیل و علت اصلی پرحرفی کودکان + راه حل

پرحرفی کودکان

اصلی ترین علل پرحرفی کودک خود را بشناسید

بیشتر اوقات پر حرفی کودکان از مسائلی است که پدر و مادرها از آن شکایت دارند.گاه پاسخ به تمام سوالات آنها خارج از تصور والدین است.دلایل متعددی برای پرحرفی کودکان وجود دارد که باعث آشفته گی اطرافیان شده و واکنش منفی آنها را در پی خواهد داشت. پر حرفی کودکان همیشه غیر طبیعی و مشکل نیست.می توان با به کار گیری راهکارهای مناسب از این توانایی کودکان در جهت رشد استعدادهای او استفاده نمود.برای پی بردن به علت پرحرفی کودک خود می توانید از متخصص کودک کمک مشاوره بگیرید.در این بخش از بیا نی نی به شرح علل، ویژگی ها و درمان پر حرفی کودکان پرداخته ایم. 

خصوصیات مثبت کودکان پر حرف 

کودکان پرحرف در آینده به موفقیت های بیشتری دست می یابند و عملکرد بهتری در دوران تحصیلی خود نسبت به دیگران دارند . موفقیت این کودکان می تواند به این دلایل باشد : 

  • از مهارت های کلامی بهتری برخوردارند
  •  درک سریعتر و بهتری از مفاهیم دارند.
  •  زندگی جالبی دارند و در آینده پدر و مادر بهتری خواهند بود.
  •  بسیار کنجکاو بوده و در زندگی پاسخ سوالات خود را پیدا می کنند. 
  • در اجتماع مشارکت و مهارت های بیشتری دارند.
  •  همیشه حرف برای گفتن دارند و دارای انرژی بالایی هستند. 

یکی از مهم ترین خصوصیات بچه های پر حرف، این است که یاد می گیرند احساسات خود را ابراز کرده و نظرات خود را درباره موضوعات مختلف اعلام کنند .این مورد در آینده بسیار به نفع آنها خواهد بود. 

به احتمال زیاد آنها در بزرگسالی دارای اعتماد به نفس زیادی برای صحبت کردن، معاشرت با دیگران و اعلام نظر خود در جمع خواهند بود. 

دلایل پرحرفی بچه ها 

حس کنجکاوی 

روان شناسان حس کنجکاوی را یکی از اصلی ترین دلایل پرحرفی بچه ها تلقی می کنند. گاه حس کنجکاوی کودکانه از سوی والدین گاه مورد بی توجهی قرار میگیرد. 

جلب توجه 

مهمترین علت پرحرفی در کودکان، نیاز به جلب توجه است. شاید تاکنون بارها متوجه این موضوع شده باشید، زمانی که مادران با تلفن به مدت طولانی صحبت می کنند یا در جمعی مشغول صحبت هستند و از کودک خود غافل می شوند، بچه ها با پرسشهای متوالی و یا صحبت کردن سعی در جلب توجه مادران خود می کنند. روان شناسان ریشه این نوع واکنش های رفتاری کودک را جلب توجه والدین می دانند. 

جلب توجه

حرف زدن با خود 

معمولا بچه ها در سنین پایین بلند بلند فکر می کنند و هرچه به ذهنشان می آید را به زبان می آورند، این رفتار بخشی از فرایند رشدی آن هاست. حرف زدن کودک با خودش،به حل مسائل و کنترل نفس او کمک می کند. 

حسادت 

به دنیا آمدن فرزند جدید در خانواده موجب حسادت برخی از کودکان بالای سه سال میشود که می تواند عاملی برای زیاد صحبت کردن کودک و جلب توجه والدین محسوب شود. 

ترس 

چنانچه بیا نی نی اشاره کرده است گاهی ترس کودکان نیز عامل پر حرفی کودکان می شود. این اتفاق به ویژه در سنین پایین و برای کودکانی که شب ها از تنها خوابیدن در اتاق خود می ترسند، اتفاق می افتد. در این مواقع کودکان از والدین خود می خواهند که شب را در کنار آنها مانده و با آنها صحبت کنند.

بیش فعالی 

بعضی از دلایل پرحرفی کودکان دلالت بر بیماری های روحی و روانی دارد. 

بیشتر اوقات پرحرفی کودکان ناشی ازحس اضطراب و هیجان است . مشکل بیش فعالی در کودکان در برخی موارد موجب پرحرفی کودکان می شود. صحبت کردن بیش از حد ، پریدن وسط حرف و قطع کردن صحبت یکی از علائم بیش فعالی است و این نوع پرحرفی با درمان بیش فعالی خود به خود و به مرور رفع می شود. 

الگو گرفتن از والدین 

پرحرفی کودکان در برخی مواقع به خاطر تاثیرپذیری از والدین می باشد.آنها پدر و مادر خود را الگو قرار داده و زیاد صحبت می کنند. بهترین راه مقابله با پرحرفی کودکان در این مورد اصلاح رفتار والدین است که موجب تغییر رفتار کودک می شود. 

هوشیاری 

به اعتقاد روانشناسان پرورش توان حرف زدن در سنین پایین، بر مهارت های رفتاری یا توانایی گفتاری و شنیداری و تقویت حس کنجکاوی کودک تاثیر می گذارد.

روانشناسان تاکید می کنند بهتر است که والدین هنگام حرف زدن کودک، دست بزنند یا به طریق دیگری شادی خود را نسبت به توانایی که در او در حال شکل گیری است، نشان دهند. به بیان دیگر هر چقدر کودکی زودتر شروع به صحبت کند، در پرورش استعداد های شناختی و ارتباطی اش سریع تر رشد خواهد کرد. 

زمانی که کودک خود را تشویق به صحبت کردن می کنید، همزمان او را به استفاده از استعداد طبیعی شنیدن نیز ترغیب می کنید . توانایی کودک در تکلم یکی از نشانه های ارزیابی کودکان باهوش است، چراکه دیر به حرف افتادن کودکان یعنی حرف زدن پس از سه تا 3.5 سالگی، رشد مهارت های ارتباطی و شناختی کودک را با تاخیر مواجه می کند. 

روابط اجتماعی

چند توصیه به والدین کودکان پرحرف

 برای کودک وقت بگذارید

پدر و مادرها و یا پرستاران کودک باید توجه داشته باشند که روزانه به مدت یک ساعت، زمانی را به کودک اختصاص بدهند و در آن زمان، کودک را در انتخاب نوع بازی یا سرگرمی دلخواهش آزاد بگذارند، با هم کتاب بخوانند ، نقاشی کنند ، بازی کنند، کارتون ببینند یا به پارک بروند.

 فراهم کردن فرصتی برای بروز خلاقیت کودکان طی بازی های روزانه 

اختصاص دادن ساعتی از روز به کودک، نه تنها باعث جلب توجه کودک می شود، بلکه نیاز او برای بروز کنجکاوی از طریق بازی، نقاشی و قصه گویی مرتفع می شود. این زمان کمک می کند تا کودک از لحاظ عاطفی به والدین اش نزدیک تر و از نظر شناختی غنی تر شود و در رشد خلاقیت و تکامل اجتماعی او بسیار موثر خواهد بود. 

نتیجه بررسی های روان شناسان و تجربیات شخصی بیشتر والدین نشان داده است که انگیزه برای صحبت کردن زیاد کودکان با هدف جلب توجه آنها به حداقل رسیده است؛ با اختصاص این زمان ، فرصتی فراهم میشود تا به بسیاری از سوالهای کودک، پاسخ های منطبق با سطح درک او داده شود. 

سرگرم کردن کودک پرحرف 

کودک خود را به رفتارهای مبتکرانه تشویق کنید.برای این منظور می توانید او را در کلاس های ورزش های فکری از قبیل شطرنج و بازی های فکری ثبت نام کنید. شرکت در این کلاس ها مهارت های فکری مثل تمرکز، دقت، خلاقیت و موقعیت شناسی برای صحبت کردن در کودکان را تقویت می کند. 

برنامه ریزی درست 

شما می توانید در طول روز زمان های مشخصی را برای گوش کردن به صحبت های کودکتان اختصاص دهید. در این زمان ها فقط به کودک خود گوش داده و مشغول کار دیگری نباشید. ارتباط چشمی شما تاثیر زیادی در ارضای حس درک شدن و توجه طلبی او دارد. به حرفهای او واکنش نشان دهید تا بداند به حرف هایش گوش می دهید. بعد از مدتی مشاهده خواهید کرد که پرحرفی کودکتان کمتر شده و شکل منظم تری دارد. 

البته مشخص کردن تایم های ثابت برای صحبت کردن با کودک به این معنا نیست که در زمان های دیگر با کودکتان حرف نزنید. 

نکاتی که والدین باید به کودک پرحرف خود آموزش دهند : 

به کودک خود آموزش دهید که هرگاه احساس می ‏کند می ‏خواهد بیش از حد معمول سخن بگوید، زبان خود را به مدت 30 ثانیه به دندان ‏های فک پایین فشار دهد 

زمینه مناسب برای فعالیت های توام با تفکر برای او فراهم کنید. ورزش ‏های فکری مانند شطرنج، سرگرمی‏ هایی مانند کیت (مدارهای الکترونیکی ساده) و بازی‏های فکری 

ارزش سکوت از دیدگاه اسلام را برایش توضیح دهید.

امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

لقمان به فرزندش گفت:پسرم! اگر گمان کردی سخن گفتن از نقره است ، بدان که سکوت از طلا است. 

فرزند خود را با زیان ‏های پر حرفی آشنا سازید.

امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

بنده‏ ی مۆمن تا هنگامی که ساکت باشد، نیکوکار نوشته می‏شود و زمانی که سخن می‏گوید، نیکوکار یا بدکار به شمار می‏ رود. 

در صورت کم شدن رفتار، از تشویق و تحسین اوغفلت نورزید. 

چه کارهایی نباید کرد 

برای مقابله با پر حرفی کودکان از توبیخ، تنبیه بدنی، سرزنش پرهیز کنید. تقویت رفتارهای مثبت مانند سنجیده سخن گفتن ، به موقع حرف زدن، رعایت نوبت هنگام صحبت کردن از روش های مهم برای اصلاح پرحرفی است. 

صحبت با مشاور 

برای داشتن راهکارهای مناسب می توانید با کسی که در زمینه کودک اطلاعات کافی دارد مشورت کنید تا با اجرای روش های پیشنهادی او ، اقدام به برطرف کردن پرحرفی کودکان کنید. بسیاری از والدین به دلیل خستگی و یا اعتماد بیش از حد به روش تربیتی خود از دریافت مشاوره های لازم امتناع می کنند.

در حالی که موضوع تربیت کودک از پر اهمیت ترین مسائل اجتماعی است که با آموزش و مشورت والدین می توان از بروز بسیاری از مشکلات در آینده جلوگیری کرد. 

صحبت با مشاور

چرا کودک حرفش را تکرار می کند؟ 

سیستم عصبی کودک هنوز کامل نشده است،به همین دلیل کودکان از تکرار لذت می برند. مثلاً از قصه های تکراری و یا شعرهایی که یک بیت در آن ها تکرار می شود. زیرا کودک قابلیت پیش بینی آن ها را دارد و از آن ها لذت می برد، بنابراین به جای رفتار پرخاشگرانه،سعی کنیم از تکرار و حرف های تکراری آن ها خسته نشویم. والدین هرگز نباید از جملاتی مانند :خسته شدم، بسته دیگه زیاد حرف زدی، وای حوصلم رو سربردی و… را استفاده کنند.به کار بردن این جملات می تواند به سلامت روان کودک آسیب بزند. 

آیا استفاده از صندلی‌های ماساژ در دوران بارداری بی‌خطر است؟

آیا استفاده از صندلی‌های ماساژ در دوران بارداری بی‌خطر است؟

آیا استفاده از صندلی‌های ماساژ در دوران بارداری بی‌خطر است؟

یک صندلی ماساژور برقی فقط یک صندلی است و شما همیشه در دوران بارداری روی آن می‌نشینید. اما سه نگرانی اصلی در مورد استفاده از صندلی ماساژور برقی در دوران بارداری وجود دارد:

– لرزش می‌تواند به کودک شما آسیب برساند

– می‌تواند باعث زایمان زودرس شود

– اگر صندلی دارای ویژگی گرمایشی باشد ممکن است بیش از حد گرم شود که می‌تواند به کودک شما آسیب برساند

 لرزش:

ارتعاشی که از صندلی ماساژ دریافت می‌کنید به طور کلی آنقدر قوی نیست که آسیبی به شما وارد کند. حتی اگر از بالاترین حالت استفاده کرده باشید هیچ خطری برای شکم شما وجود ندارد زیرا در حالت نشسته هستید.

 

 طب فشاری:

به همین ترتیب فشار اعمال شده در این صندلی‌ها به اندازه کافی برای شروع زایمان نیست. در واقع نقاط زایمان طب فشاری نیاز به فشار ثابت دارند نه فشاری که از صندلی ماساژ دریافت می‌کنید.

 

 حرارت:

اگرچه گرمای صندلی ماساژور احتمالاً خفیف خواهد بود اما بهتر است همیشه حواستان به گرمای بیش از حد در دوران بارداری باشد. بالا بردن بیش از حد دمای بدن در دوران بارداری خطرناک است. به همین دلیل چیز‌هایی مانند جکوزی، سونا و یوگای داغ توصیه نمی‌شوند.

 

چه زمانی از صندلی ماساژور در دوران بارداری خودداری کنیم؟

اگر نگران استفاده از صندلی ماساژور برقی در دوران بارداری خود هستید می‌توانید در هر زمانی از آن صرف نظر کنید. برخی افراد ممکن است در سه ماهه اول و در ۴ هفته آخر بارداری احساس ناراحتی کنند. علاوه‌بر این ممکن است بخواهید در دوران بارداری به دلایل دیگری مانند:

 بیماری صبحگاهی:

اگر حالت تهوع شدید صبحگاهی دارید تمام این تکان دادن می‌تواند شما را دچار حالت تهوع کند.

 سیاتیک:

اگر سیاتیک دارید ممکن است فکر کنید که ماساژ‌ ایده خوبی است. اما در واقع می‌تواند با تحریک اعصاب و ماهیچه‌هایی که از قبل حساس هستند یا بیش از حد کار کرده‌اند درد بیشتری ایجاد کند.

ماساژ بارداری به چه صورت است؟

اگر ماساژ می‌گیرید مطمئن شوید که با یک ماساژدرمانگر دارای مجوز آشنا به درمان افراد باردار است. همچنین ممکن است به یک نامه مجوز پزشکی از یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی نیاز داشته باشید که می‌گوید می‌توانید ماساژ دریافت کنید. حتی اگر در سه ماهه اول بارداری خود باشید به احتمال زیاد درمانگر شما را به جای شکم به پهلو برای ماساژ دراز می‌کشد.

آیا استراحت تاثیرگذار است؟

اگر مشکلی در جفت یا دهانه رحم خود دارید یا اگر در انتظار چند نوزاد هستید ممکن است استراحت در بستر تجویز شود. پس از زایمان همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد حداقل مدتی در ۲ هفته اول برای بهبودی در خانه می‌تواند به بهبودی و پیوند با کودکتان کمک کند و به طور بالقوه افسردگی پس از زایمان را کاهش دهد.

 

نتیجه‌گیری:

بدن شما مشکلات زیادی را پشت سر می‌گذارد. اما به طور کلی کم تحرکی زیاد برای شما خوب نیست. این می‌تواند شانس شما را برای ایجاد لخته خون افزایش دهد و بر سلامت جسمی و روانی شما تأثیر بگذارد. به همین دلیل است که استراحت کامل در رختخواب دیگر زیاد توصیه نمی‌شود. اگرچه ممکن است پزشک همچنان به شما بگوید که در صورت امکان استراحت کنید.

 

منبع: www.healthline.com

این زن گوشت خام می‌خورد و با بزاق دهانش پنیر درست می‌کند

زن ۳۱ ساله اهل میشیگان که بخاطر رژیم خاص غذایی‌اش به نام «ملکه‌ گوشتخوار» شناخته می‌شود مدعی شده، با بزاق دهانش پنیر درست می‌کند.

به نقل از ایندیپندنت، «امیلی سیوسک» رژیم غذایی روزانه خود را محدود به گوشت خام گاو، مرغ، خوک و پنیری کرده، پنیری که مدعی است از بزاق دهانش درست می‌کند.

امیلی دلیل این موضوع را تامین نیاز بدنش به باکتری‌های لازمی می‌داند که از این طریق مطابق نیاز شخصی ساخته و احتمال بیماری را کاهش می‌دهد.

امیلی که خود را مربی تغذیه معرفی می‌کند، این رژیم عجیب را دلیل سلامت جسمی و روشی معنوی خود می‌داند.

خام‌خواری گوشت با وجود هشدار پزشکان مبنی بر خطر مسمومیت، در سال‌های اخیر علاقمندانی دارد که در شبکه‌های اجتماعی تصاویر خوردن گوشت خام را منتشر و آن را تبلیغ می‌کنند.

این زن گوشت خام می‌خورد و با بزاق دهانش پنیر درست می‌کند

سوالی که والدین موفق قبل خواب از فرزندشان می پرسند

سوالات قبل از خواب

20 سوالی که قبل خواب باید از فرزندتان بپرسید

زمان خواب یکی از چالش برانگیزترین قسمت های روز برای کودکان است. وقتی والدین خسته و آماده استراحت هستند، کودکان هنوز انرژی اضافی خود را نسوزانده اند و نمی خواهند بخوابند و شروع به پرسش سوالاتی می کنند.

هر پدر و مادری دوست دارد با فرزند خود ارتباط قلبی برقرار کند و در مورد احساسات، رویاها و ترس ها با او صحبت کند اما در طول روز، بچه ها در سنین کودکی به بازی گوشی مشغولند و برای مادران ایجاد یک رابطه قلبی آسان نیست به همین دلیل است که بسیاری از مادران از زمان خواب به عنوان فرصتی مناسب برای تعامل با بچه های کوچک خود در سطح عمیق تر استفاده می کنند اینجاست که والدین هوشمند و موفق از این فرصت استفاده کرده و از فرزند خود سوالاتی سازنده که در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی آنها را مطرح کرده ایم را می پرسند.

بخش موردعلاقه روزت چی بود؟

پرسیدن این سوال به شما این امکان را می دهد که فرزندتان وقتی به بخش مورد علاقه خود در روز فکر می کند، احساساتی که دارد را حس و بیان کند. این احساس شادی را تقویت می کند و به بچه های شما این فرصت را می دهد تا به لحظه های خوش روز قبل فکر کند.

سوالات قبل خواب

مهربان ترین فردی که می شناسی کیه و چرا؟

تشویق فرزند به اینکه درست قبل از خواب به افراد مهربان زندگی فکر کند باعث می شود که عادت کند به دنبال مهربانی در افراد باشند و عمداً کودکان را در جستجوی مهربانی قرار می دهد تا از توانایی خود برای مهرورزیدن در زندگی آگاه شوند و تشویق بچه ها به این فکر، مهربانی آنها را نیز تقویت خواهد کرد.

بدترین قسمت روزت چی بود؟

مشخص کردن دقیق لحظات روز که باعث احساس بد کودک تان می شود چیزی است که هر پدر و مادری به تمرین آن نیاز دارد. این یک رابطه قابل اعتماد تر بین شما و فرزندتان ایجاد می کند و به آنها اجازه می دهد احساسات خود را بیان کنند، حتی برای چیزهایی که نمی خواهند درباره آنها صحبت کنند.

اشکالی ندارد که در مورد موارد منفی، مانند انتخاب های بد، بی مسئولیتی یا بی احترامی صحبت کنید، زیرا همه اینها چیزهای واقعی زندگی هستند که قطعاً برای آنها اتفاق خواهد افتاد و به شما کمک می کند تا روش های بهتری را برای کنترل شرایط مشابه در آینده به آنها بیاموزید.

سوال قبل خواب کودک

امروز برای اولین بار چی یاد گرفتی ؟

یادگیری بخش مهم زندگی فرزند شماست و اینکه او این اهمیت را در میان صحبت های شما درک کند مهم تر است. وقتی از فرزندتان این سوال را می پرسید فرزند شما برای کنجکاوی و جست و جو و یادگرفتن و خلاق بودن مشتاق تر می شود و همین موجب میشود او در روز های بعدی به دنبال یادگیری چیز های جدیدی باشد. همین موارد پیش زمینه ای خواهد شد تا در طولانی مدت نیز توانایی این را پیدا کند که چه چیزی برای یادگیری لازم است.

چی باعث شد امروز احساس امنیت کنی و چی نه؟

دانستن همه مواردی که باعث احساس امنیت فرزندتان می شود به شما به عنوان والدین این امکان را می دهد تا بدانید چگونه عزت و اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنید همچنین، دانستن مواردی که باعث احساس امنیت در آنها نمی شود، کودکتان را ترغیب می کند که به شما مراجعه و در مورد موارد مشابه در آینده صحبت کند.

سوال پرسیدن

در مورد امروز سوالی داری؟

بچه ها به طور طبیعی در سنین پایین سوالات زیادی دارند و تشویق آنها برای به اشتراک گذاشتن هرگونه ناامنی و سوالاتی که ممکن است در مورد یک موضوع خاص از روز داشته باشند، به شما کمک می کند تا با آنها رابطه مطمئن تری ایجاد کنید. تمرین این عادت به شما امکان می دهد با آنها “فضای امن” بسازید و احتمال اینکه با سوالات دیگری سراغ شما بیایند بیشتر است.

چی امروز تو را عصبانی کرده ؟

ممکن است فرزند شما با چیزی روبرو شود که باعث عصبانیتش شود، اما اگر مستقیماً از او نپرسید ممکن است در مورد آن اطلاعات لازم را نداشته باشید. بنابراین پرسش در مورد مواردی که باعث عصبانیت کودک می شود به او کمک می کند تا در سنین پایین یاد بگیرند که چگونه احساسات خود را ابراز کنند.

بهترین کاری که امروز برای شخصی انجام دادی چی بود؟

حتی اگر کودک آن روز کار خوبی برای کسی انجام نداده باشد، با تکرار این سوال قبل از خواب، تشویق می شود که در آینده کار خوبی برای یک نفر انجام دهد تا تجربه خود را با شما به اشتراک بگذارد.

پرسش سوال

سوالات دیگر قبل خواب بین کودکان و والدین

  • دوست داری چه خوابی ببینی؟
  • بهترین خاطره ات در این سال تحصیلی چی بود؟
  • خانواده را چطور توصیف میکنی؟
  • اگر می تونستی در مورد خود چیزی را تغییر دهی، چی بود؟
  • به چی بیشتر از همه افتخار می کنی؟
  • چه صفتی از دوست صمیمی خودرا بیشتر دوست داری؟
  • آخرین باری که فردی احساسات شما را جریحه دار کرد کی بود؟ چه واکنش نشان دادی؟
  • کسی را می شناسی که دوران سختی را پشت سر بگذارد؟ چطور می تونی به آنها کمک کنی؟
  • ترسناک ترین اتفاقی که امسال افتاد چی بود؟
  • به نظرت چه کسی واقعاً موفقه ؟ چرا؟
  • بهترین ویژگی معلم یا دوست جدید امسالت چیه؟

والدین بخوانند؛ نکات مهم در تربیت کودکان

گاهی ما والدین فراموش می‌کنیم خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، همان قدر که خانهٔ ماست، خانهٔ کودکمان هم هست. 

درک شخصیت و خلق و خوی کودک یکی از اصلی ترین شیوه های تربیتی مناسب کودکان است که سبب شناسایی بهتراستعدادها و تمایلات کودکان نیز می شود.روش های متفاوتی برای تربیت کودک وجود دارد که والدین می توانند با آگاهی از آن ها کودکان خود را تربیت کنندو یک روش قطعی و صحیح برای تربیت کودکان وجود ندارد.

در ادامه با نکات ناب «زهرا شاه‌محمدی» مشاور و روان‌درمان‌گر کودک، دانش‌آموختهٔ دانشگاه تهران، در باب ترتیب کودک همراهمان باشید.

کودکان شبیه هم نیستند؛ حتی دوقلوها!

بسیاری اوقات به بلای مقایسه مبتلاییم. نه‌تن‌ها خودمان و زندگی‌مان را با دیگران مقایسه می‌کنیم، گاهی حتی فرزندان‌مان را هم به این بازی خطرناک می‌کشانیم. در حالی که مقایسه رفتاری بی‌اساس و آسیب‌زاست. «زهرا شاه‌محمدی»، مشاور و روان‌درمان‌گر کودک می‌گوید: «از والدین می‌خواهم به یک حقیقت ساده توجه کنند: کودکان ما هر کدام منحصر به فردند، مثل اثر انگشت یا دانه‌های برف. به همین ترتیب، مغز آنها، استعداد‌ها و توانمندی‌هایشان نیز منحصر به فرد است. آن‌ها نه فقط با یکدیگر، بلکه با والدین خود نیز متفاوتند و هویتی مستقل دارند. با این تفاسیر چگونه ممکن است این فردیت‌های متنوع را با یکدیگر مقایسه کنیم یا تلاش کنیم آن‌ها را در قالب‌هایی محدود و مشخص‌شده از سوی جوامع و فرهنگ‌ها بگنجانیم؟».

«ویلیام کرین» نیز در کتاب نظریه‌های رشد خود اشاره می‌کند: «وقتی بر کودکان فشار وارد می‌کنیم تا آنچه را ما مهم می‌دانیم یاد بگیرند، در حقیقت، فرصت رشد به سبک و سیاق خودشان و اکتشاف به شیوهٔ خودشان را از آن‌ها سلب کرده‌ایم. کودکان ما هر کدام مجموعه‌ای از ضعف‌ها و قوت‌های گوناگون‌اند و مسیر رشد را به نحوی بی‌همتا و با زمان‌بندی‌های خاص خود، طی می‌کنند.».

پس بیایید به تفاوت‌های کودکان احترام بگذاریم و دست از مقایسه کردن آن‌ها با همدیگر برداریم.


بیشتر بخوانید


برای داشتن فرزند خلاق، دست نگه دارید! / خلاقیت آموزش‌دادنی نیست

حتماً در رسانه‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی، با عناوینی مثل «پرورش خلاقیت کودکان» یا «۱۰ راهکار برای افزایش خلاقیت فرزندت» یا «۴ کاری که اگر نکنی فرزند خلاقی نخواهی داشت» روبه‌رو شده‌اید. بیایید چند لحظه تأمل کنیم… شاید بیشتر از اینکه لازم باشد کاری کنیم تا خلاقیت را در کودک ایجاد کنیم یا افزایش دهیم، لازم است دست نگه داریم و کودک را رها بگذاریم تا به شیوه‌ای که می‌خواهد، جهان اطرافش را کشف کند و بشناسد.

شاه‌محمدی، دانش‌آموختهٔ رشتهٔ روانشناسی کودک از دانشگاه تهران با تأیید این نکته، می‌گوید: «در حقیقت، خلاقیت به معنای نوآوری و ابتکار، مهارتی نیست که باید آن را آموزش داد. بلکه نیرویی فطری است که از چشم‌انداز متفاوت انسان‌ها به دنیای پیرامون برمی‌آید. آنچه والدین لازم است انجام دهند، ایجاد محیطی غنی و خالی از تنش و البته همراهی با کودک در مسیری است که او برای رشد خود برمی‌گزیند. این ماجرا می‌تواند به غیر از خلاقیت، در مورد بسیاری دیگر از مؤلفه‌های روانی مثل استقلال، خودمختاری و هویت کودک نیز صدق کند.».

کودکان در حال کتابخوانی

به جای کودک فکر نکنید!

گاهی ما والدین جلوتر از نیاز و خواستهٔ کودک فکر می‌کنیم و بر اساس صلاحدید خود، برای رفع نیاز او پیش‌تر گام برمی‌داریم. به نظر خودمان هم کار درستی کرده‌ایم و یک والد نمونه‌ایم. اما در حقیقت این پیام را به کودک می‌دهیم که «تو توانایی شناخت نیاز خودت و نیز توانایی تلاش برای رفع نیازت را نداری». تکرار مداوم چنین پیام‌هایی چه آسیبی به کودک ما می‌زند؟

شاه‌محمدی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «وقتی مدام توانمندی، خلاقیت، استقلال و هویت کودک را نادیده می‌گیریم، در نهایت فردی وابسته، بدون احساس مسئولیت و بدون توانایی حل مسأله بار می‌آوریم که با سنگی به نام «محبت» ضربه‌های محکمی به سلامت روان او وارد کرده‌ایم. هویت‌یابی در کودکان از طریق کار‌هایی که می‌توانند انجام دهند به دست می‌آید. توانایی راه رفتن، خواندن، نوشتن، بازی کردن و… همگی در ساخت هویت انسان نقش دارند.».

به نظر شما کودکی که به زور و اجبارِ آموزش حرف می‌زند، بازی می‌کند، دستشویی می‌رود و حتی برای خوابیدن آموزش می‌گیرد، چه هویتی دارد؟

این خانه، برای کودکتان هم هست!

گاهی ما والدین فراموش می‌کنیم خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، همان قدر که خانهٔ ماست، خانهٔ کودکمان هم هست. در حالی که این محیط در شکل‌گیری هویت و شخصیت کودک نقش زیربنایی دارد. شاه‌محمدی در این باره می‌گوید: «همه می‌دانیم که اولین تعاملات، کنش‌ها و یادگیری‌های کودکان در محیط خانه و در میان خانواده شکل می‌گیرد؛ در نتیجه، نوع نگاه ما به این فضا و چگونگی رفتاری که داریم، اهمیت بسیاری دارد.

زمانی که اطمینان پیدا کردیم محیط خانه برای کودک، ایمن شده و ابزار‌های لازم برای یادگیری در دسترس او قرار دارند، از آن پس، به عنوان والدینی با حضور کافی، در کناری ایستاده و تماشا می‌کنیم که او چگونه به طرزی شگفت‌انگیز به کشف، خیال، خلاقیت و یادگیری می‌پردازد.».

محیط ایمن چیست؟ والد کافی کیست؟

ابتدا باید بدانیم محیط ایمن چه ویژگی‌هایی دارد؟ شاه‌محمدی در پاسخ می‌گوید: «محیطی که از لحاظ فیزیکی برای کودک، بی‌خطر شده، غنی از ابزار‌ها و اسباب‌بازی‌های ساده و کاربردی است، خالی از وسایل دیجیتال و الکترونیکی و نیز دور از منظر مداوم دوربین عکاسی و فیلمبرداری والدین باشد.».

اما والد با حضور کافی کیست؟ اصولاً چه میزان از حضور کافی است؟ این مشاور کودک می‌گوید: «والدی که حضور آگاهانه در کنار کودک دارد؛ نه آنقدر دور از دسترس کودک است که دچار غفلت از او شود و نه آنقدر به او نزدیک است که استقلالش را مختل کند. پس از اینکه چنین بستری را برای کودک فراهم کردیم، او به واسطهٔ یک یادگیری تدریجی و طولانی، یاد می‌گیرد که چگونه به شیوهٔ خود بر فضای اطراف تسلط پیدا کند؛ فضایی که دارای امنیت و آزادی است، همان طور که پیش از این یاد گرفته است بر خود تسلط یابد.».

کلیشه‌های ذهنی خود را به کودک قالب نکنید

این تصویر را ببینید. والدین این دو کودک قبل از تولد آنها، طبق کلیشه‌های رایج اجتماعی و فرهنگی برای دختر، شیشه‌شیر صورتی و برای پسر، شیشه‌شیر آبی خریده‌اند. اما در دو سالگی وقتی دو پتوی قرمز و آبی را جلوی آن‌ها گذاشته‌اند تا هر کدام را که دوست دارند بردارند، دختر پتوی آبی و پسر پتوی قرمز را انتخاب کرد. یعنی خلاف کلیشهٔ رایج که آبی را رنگی پسرانه و قرمز را رنگی دخترانه قلمداد می‌کند.

شاه‌محمدی در این باره می‌گوید: «زمانی که با انتخاب رنگ صورتی برای دختران و آبی برای پسران و رفتار‌های شبیه به این، کودک را به این باور می‌رسانیم که به جای دوختن لباسی جدید برای خود، تحت عنوان «هویت منحصر به فرد»، جامه‌هایی را که از پیش برای او دوخته شده بر تن کند (هرچند احساس تعلق خاطر به آن‌ها نداشته باشد)، در واقع، مسیر رشد او را به شکلی مختل می‌کنیم که باید منتظر باشیم در آینده نیز، همواره همراه با برچسب‌های فرهنگی و اجتماعی از پیش تعیین‌شده حرکت کند.».

از کلیشه‌های رایج فرزندپروری فاصله بگیرید

پس با توجه به نکتهٔ بالا، والدین باید مراقب کلیشه‌های رایج فرزندپروری باشند؛ به خصوص کلیشه‌های جنسیتی. خانواده‌ها اگر متأثر از فضای ناسالم اجتماعی باشند، در شکل‌گیری عقاید قالبی در کودکان نقش پررنگی خواهند داشت. شاه‌محمدی می‌گوید: «در بحث کلیشه‌های جنسیتی در واقع از نگاهی صحبت می‌کنیم که منجر به شکل‌گیری نقش‌ها، رفتار‌ها و تفکری می‌شود که اساس آن را نوع جنسیت فرد تعیین می‌کند، نه هویت و تفاوت‌های فردی. بخش زیادی از این فرآیند، طی دورهٔ کودکی و در سال‌هایی اتفاق می‌افتد که کودک در حال درک مفهوم جنسیت و شناخت تفاوت‌های بین دو جنس است. هر قدر خود والدین، متأثر از کلیشه‌های رایج اجتماعی باشند، ناخودآگاه، در انتقال این کلیشه‌ها به کودکان نیز مؤثرتر خواهند بود.».

نتیجهٔ تربیت بر اساس کلیشه‌های رایج چیست؟

خروجی این نوع نگاه در تربیت کودک و انتقال کلیشه‌های رایج اجتماعی به او چیست؟ این مشاور و روان‌درمانگر کودک معتقد است: «نتیجهٔ این نوع نگاه، در سال‌های نوجوانی و جوانی به شکل‌های مختلفی مثل رضایت کمتر دختران از جنس خود، تصورات قالبی در مورد ارتباط شغل و تحصیلات با جنسیت، پذیرش راحت‌تر اطلاعات مبتنی بر کلیشه‌های جنسیتی، میزان احساس برخورداری کمتر زنان از حقوق شهروندی، تمایل افراطی دختران به انجام عمل‌های زیبایی، عدم تمایل آنان به حضور مؤثر اجتماعی و… خواهد بود.». مسائلی که این روز‌ها کف جامعه و در رفتار بسیاری از افراد رد پای آن را می‌بینیم.