دوستان شوهرم معتادند و شوهرم هم رفیق‌باز  

دوستان شوهرم معتادند و شوهرم هم رفیق‌باز  

خراسان/ نزدیک یک سال از شروع زندگی‌مشترکم می‌گذرد و مشکلی دارم که خیلی نگرانم کرده است. شوهرم خیلی رفیق‌باز است. هفته‌ای چندبار با دوستانش به باغ های شخصی می‌روند. تا جایی که می‌دانم چند نفر از دوستانش، آدم‌های سالمی نیستند و حتی سیگاری و معتادند. راهنمایی‌ام کنید، می‌ترسم شوهرم سیگاری یا معتاد شود.
 
مخاطب گرامی، این طور به نظر می‌رسد که شما و همسرتان، درباره نوع و میزان ارتباط با دوستان، نظرات متفاوتی دارید. داشتن اختلاف نظر درباره مسائل مختلف امری کاملا طبیعی است چون شما دو فرد مستقل هستید اما نحوه برخورد با این اختلاف نظرها مهم است. یکی از راهکارهای مفید هنگام رو به رو شدن با اختلاف نظرها رسیدن به توافق دو طرفه است. توافق دو طرفه یعنی توافقی که هم بخشی از خواسته شما در آن لحاظ شود و هم بخشی از خواسته همسرتان. این توافق باید به صورت کاملا روشن و واضح  باشد اما از آن جا که رسیدن به این توافق از راه گفت‌و‌گو حاصل می شود، برای انجام گفت‌و‌گویی نتیجه بخش با توجه به مشکل‌تان، رعایت چند نکته لازم است.
درباره دوستان شوهرتان  بدگویی نکنید
باید دقت کنید که گفت و گوی خود را با سرزنش و انتقاد از رفتار همسرتان شروع نکنید، در سوال خود گفته‌اید که شوهرتان هفته‌ای چندبار با دوستانش به باغ‌های شخصی می‌روند که نشان‌دهنده این است این افراد هم اکنون برای همسر شما افراد مهمی محسوب می شوند، پس انتقاد و سرزنش دوستان همسرتان در شروع گفت‌و‌گو می‌تواند باعث ایجاد تنش شود.
نگرانی‌هایتان را با شوهرتان در میان بگذارید
نگرانی‌های خود را بیان کنید. نگرانی‌ها و احساس تان   درباره موضوع مورد بحث را صرفا از زبان خودتان (بدون پرداختن به رفتارهای همسرتان و دوستانش) بیان کنید. سپس با انجام مراحل قبلی که گفته شد، یعنی گفتن احساسات و نگرانی‌ها بدون انتقاد، فضای مناسب برای گفتن نیازها ایجاد می‌شود. بنابراین لازم است قبل از گفت‌و‌گو به نیازهای خود درباره همین مسئله فکر کنید تا بتوانید آن‌ها را به صورت واضح و مشخص به همسرتان بگویید.
قضاوت نکنید، پیشنهاد بدهید
سعی کنید شما هم متقابلا دلایل و نیازهای همسرتان به ارتباط با دوستانش را بدون قضاوت بشنوید. بعد از صحبت کردن درباره احساسات و نگرانی‌ها و خواسته‌ها برای رسیدن به توافق دوطرفه پیشنهاد خودتان را درباره مدیریت کردن روابط دوستانه و رابطه دونفره به همسرتان بدهید و از همسرتان هم بخواهید پیشنهادش را مطرح کند. اگر پیشنهادها اختلاف زیادی داشت، هر دو نفر پیشنهاد اول‌تان را تعدیل کنید تا زمانی که به توافقی برسید که برای هر دو نفر قابل قبول است.
نکاتی درباره ترس‌تان از سیگاری‌شدن شوهرتان
درباره بخش دیگر سوال شما یعنی امکان مصرف سیگار و سالم نبودن فضای دوستانه همسرتان، باید به چند نکته توجه کنید. همان‌طور که خودتان مطرح کرده‌اید ارتباط با دوستانی که سوءمصرف مواد داشته باشند، خطر گرایش به مصرف سیگار و مواد را افزایش می‌دهد اما به جز این مسئله دلایل دیگری هم در این گرایش دخیل هستند که لازم است دقیق‌تر بررسی شود؛ برای مثال اگر همسر شما به عنوان یک راهکار برای دوری کردن از مشکلات و استرس‌ها به مصرف سیگار تمایل داشته باشد، بررسی این مشکلات و پیدا کردن راه‌های دیگر برای حل آن‌ها می‌تواند مانع از روی آوردن ایشان به مصرف سیگار شود؛ بنابراین لازم است درباره دلایل دیگر این گرایش بررسی بیشتری شود. ضمن این که برای سالم‌تر شدن فضای روابط دوستانه، پیشنهاد می‌شود امکانی برای آشنایی و رفت‌و‌آمد با دوستان دیگری که به نظرتان از نظر علایق و روحیات به همسرتان نزدیک‌تر هستند، فراهم کنید.

 
نویسنده : فهیمه ملکی | کارشناس‌ارشد روان شناسی‌بالینی
 

چطور یک رابطه عاشقانه سالم و ماندگار داشته باشیم

چطور یک رابطه عاشقانه سالم و ماندگار داشته باشیم

منودلیار/ بیا با هم یک داستان کوتاه را تصور کنیم… یک خانم جوان با یک مرد غریبه خوشتیپ و جذاب آشنا می شود؛ آن ها خیلی زود عاشق هم می شوند و ازدواج می کنند. بعد از گذشت دو ماه، یک روز زن از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که کاملاً در مورد انتخاب همسرش اشتباه کرده؛ او مردی که زن تصور می کرده نیست و حالا نمی تواند به او اعتماد یا تکیه کند. زن شروع به شماتت خودش می کند که چطور متوجه این موضوع نشده و چرا خودش را در این رابطه عاشقانه اشتباه انداخته است…
اغلب ما ممکن است مشابه چنین داستانی را در زندگی زناشویی یا رابطه عاشقانه خود تجربه کرده باشیم یا کسی را بشناسیم که درگیر چنین اتفاقی باشد. واقعاً چه خوب می شد اگر راهی برای جلوگیری از اتفاقات ناخوشایند در رابطه عاشقانه وجود داشت و می توانستیم از شکستن قلب ها با ساختن یک رابطه سالم و درست حفاظت کنیم! انتخاب یار مناسب، اولین قدم در داشتن یک رابطه عاشقانه درست است!
دکتر “جان ون اپ”، روانشناس و متخصص روابط زناشویی و عاشقانه، معتقد است که نظریه او یک راه حل خوب و درست برای پی گیری روابط عاشقانه سالم را مهیا می کند: چطور بدون از دست دادن عقل مان، عاشق شویم و راه دل مان را پی بگیریم؟!

تئوری جذب:
دکتر ون اپ پایه های این نظریه روانشناسانه که آن را “تئوری جذب” نامگذاری کرده است، از ۲۵ سال پیش در دفتر کار خود آغاز کرده است. او معتقد است جذابیت های قوی و مقاوم، که روابط عاشقانه سالم و ماندگاری را فراهم می کنند، با ۵ حوزه مهم ارتباط دارند: دانش و اطلاعات، اعتماد و مسؤلیت پذیری، وابستگی و دل گرمی، تعهد و ارتباط جسمانی درست. در واقع جذابیت صحیح که منجر به رابطه عاشقانه قدرتمند می شود، ترکیبی از این ۵ مورد است و حس صمیمیت و نزدیکی را به ارمغان می آورد. 
سطح قوت هرکدام از این حوزه ها در هر رابطه عاشقانه ممکن است بین ۱ تا ۱۰ (که به معنای قوی ترین نوع ارتباط و پیوندی عمیق است) می تواند متفاوت باشد. می توان شدت درگیری در هرکدام از این حوزه ها را کم یا زیاد کرد، اما بهترین حالت این است که تعادلی بین سطح درگیری در تمام این ۵ حوزه وجود داشته باشد تا ارتباط قوی تر و مستحکم تر شود. به همین دلیل دکتر ون اپ به مردان و زنانی که در مرحله آشنایی با هم قرار دارند توصیه می کند اگر می خواهند در آینده منطقه امنی در رابطه عاشقانه و زناشویی خود داشته باشند، در این دوران آشنایی حوزه های ارتباطی خود را بهتر ارزیابی کنند. در دوران آشنایی سطح قوت حوزه دانش و اطلاعات در حدود ۶، اعتماد در حدود ۵، وابستگی در حدود ۴، تعهد در حدود ۳ و ارتباط جسمانی در حدود ۲ باید باشد. 
اگر رابطه عاشقانه از تعادل خارج شود، احساس ناامنی و آسیب پذیری، بی اعتمادی، خشم و عصبانیت، بی عدالتی، تنهایی و بی توجهی به احساسات، تمام استحکام پیوند را دچار اختلال می کند. بنابراین مهم است که از همان ابتدا در تمام حوزه ها تعادل برقرار باشد.
وقتی قصد داری ازدواج کنی، بهترین حالت این است که در تمام حوزه ها، بین تو و یارت بالاترین حد اشتراک و پیوند وجود داشته باشد. کاملاً طبیعی است اگر در برخی از زمینه ها، بین شما اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ اما در یک رابطه درست و قدرتمند، اختلاف نظرها به اصل حوزه های پیوندی آسیبی وارد نمی کنند و تعادل میان حوزه ها از بین نمی رود. 

امتحان کن:
هر روز در رابطه عاشقانه، یک فرصت جدید است. هر روزی که از زندگی می گذرد، دید تو نسبت به یارت بیشتر و گسترده تر می شود و در مورد او تجربیات بیشتری به دست می آوری. بهترین کار این است که تلاش کنی او را بیشتر بشناسی و نقاط قوت و وجوه اشتراک بین خودت و او را بیشتر کنی. صحبت کردن، یک راه حل خوب و مفید برای بیشتر شدن شناخت و آشنایی عمیق با نظرات، تجربیات و افکار هرکس است. این کار را با پرسیدن ۵ سؤال ساده از خودت و او آغاز کن:
۱- وقتی بچه بودی تولدت را چطور جشن می گرفتی؟
۲- چه کسی تأثیرگذار ترین و عزیزترین فرد زندگی تو است؟
۳- در تعطیلات به کجا می رفتید؟
۴- چه چیزی در وجود یک فرد باعث می شود که تو به سمت او جذب شوی؟
۵- مهم ترین ترس ها، نقاط ضعف، نقاط قوت و دستاوردهای تو در زندگی چه بوده است؟ 
این سؤال های ساده باعث می شود تو و یاری که قصد آشنایی و ازدواج با او را داری، هرچه بیشتر نسبت به هم شناخت پیدا کنید و دید بازتری در مورد شخصیت هم داشته باشید. اگر از همین امروز که در مرحله آشنایی هستید، با صبر و حوصله برای هم زمان بگذارید و ابعاد وجودی یکدیگر را شناسایی کنید؛ خیلی بهتر از این است که در آینده متوجه نکات منفی و ناشناخته ای شوید و رابطه عاشقانه را به خطر بیندازید. تلاش کن در مورد تمام جنبه های زندگی با یارت صحبت کنی و سطح حوزه های ارتباطی تان را بررسی کنی. شاید او واقعاً یار مناسبی برای تو نباشد؛ شاید نیاز باشد بیشتر در مورد رابطه خودت و او فکر کنی…

همه چیز درباره دریافت اجرت المثل ایام زوجیت

همه چیز درباره دریافت اجرت المثل ایام زوجیت

بیا نی نی/ برخی کارها مثل رسیدگی به امروز منزل که در جامعه ایرانی عرف است و بر عهده زن گذاشته میشود ولی از نظر قانونی ، وظیفه زن محسوب نمیشود، در صورتی که به دستور شوهر این کارها را انجام داده باشد میتواند از دادگاه درخواست دستمزد یا اجرت المثل ایام زوجیت داشته باشد. 
 اجرت المثل ایام زوجیت چیست؟
بر اساس قانون زن باید از شوهر خود تمکین عام و خاص کند.
وظایفی که زوجه در زندگی زناشویی ملزم است انجام دهد عبارتند از : اطاعت از شوهر ، حسن معاشرت با شوهر ، آراستگی ظاهری ، اقامت در منزل شوهر ، کسب اجازه از او برای انجام هر کاری ، انجام وظایف زناشویی. 
ولی یک سری کارها که در جامعه ایرانی عرف است و بر عهده زن گذاشته شده است ، جزو کارها و وظیفه شرعی و قانونی او نیست. مثل رسیدگی به فرزندان و امور منزل بنابراین زوجه میتواند برای انجام این کارها از شوهرش دستمزد بگیرد. 
اجرت المثل ایام زوجیت چیست ؟ زن می تواند برای آشپزی ، نگهداری از فرزند ، شستن ظروف و لباس ها و سایر کارهای خانه به صورت توافقی از شوهرش درخواست دستمزد کند یا با دادن دادخواست به دادگاه مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت ، نماید. 
اجرت المثل ایام زوجیت یکی از حقوق مالی زن است که در صورت مطالبه ، مرد مانند نفقه و مهریه ملزم به پرداخت آن است. 

اجرت المثل ایام زوجیت در قانون حمایت خانواده 
چنانچه زوجه کارهایی که شرعا برعهده اش نیست ، به صورت عرف ، با عدم قصد تبرع یا به دستور زوج انجام داده باشد و در محضر دادگاه بتواند ادعای خود را اثبات کند ، دادگاه دستمزد او برای انجام این کارها را محاسبه نموده و حکم به پرداخت آن ها می کند. 
ثبت طلاق به صورت رسمی بعد از تاییدیه حقوق مالی زن  ، در صورت رضایت زن یا صدور حکم قطعی برای اعسار زوج و تقسیط دیون مالی ، انجام میشود. 

شرایط گرفتن اجرت المثل ایام زوجیت 
زن باید اثبات کند که کارهایی را در خانه انجام داده که وظیفه او نبوده است. 
باید اثبات کند که به دستور شوهر این کارها را  انجام داده است. 
اثبات کند که قصد انجام این کارها را به صورت رایگان نداشته است و از نظر حقوقی تبرعی و رایگان نبوده است.
امضا کردن شرط تصنیف دارایی در عقد نامه با گرفتن اجرت المثل منافاتی ندارد و قابل جمع است.
ولی اجرت المثل ایام زوجیت و نحله قابل جمع نبوده و اگر نحله به زن تعلق گرفته باشد ، اجرت المثل به او تعلق نمی گیرد. 
نحله به معنی بخشش است و دادگاه حمایت خانواده با توجه به سال های زندگی مشترک و نوع کارهایی که زن در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج ، مبلغی را به عنوان بخشش برای زن از سمت شوهر تعیین میکند تا بعد از طلاق در تنگنای مالی قرار نگیرد. 
در صورتی که زوج ، مالی برای توقیف و پرداخت اجرت المثل نداشته باشد و دارای شرایط اعسار ( عدم توانایی پرداخت مبلغ ) باشد ، دادگاه ، حکم به تقسیط مبلغ اجرت المثل می دهد. 


مراحل درخواست اجرت المثل ایام زوجیت 
زن میتواند به صورت شخصی یا توسط وکیل ، مطالبه خود را به محضر دادگاه برساند. 
شما میتوانید به همراه شناسنامه و عقدنامه به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه نموده و نمونه دادخواست اجرت المثل را مشابه زیر پر کنید :
خواهان   خانم ….
خوانده    اقای …
خواسته   مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت یا زندگی مشترک  از تاریخ … تا … با جلب نظر کارشناس
با عرض سلام
احتراما اینجانب ( زوجه )  و خوانده ( زوج ) در مورخ … بر طبق عقد نامه … در عقد نکاح دائم یکدیگر می باشیم. 
از مورخ … زندگی مشترک آغاز شده و نتیجه آن سه فرزند است. با عنایت به این که در این سال ها ، اینجانت تمام کارهای منزل و بچه داری را بدون قصد تبرع و با دستور شوهر انجام داده ام . تقاضای محکومیت برای خوانده با جلب نظر کارشناس به پرداخت اجرت المثل ایام زوجیت از تاریخ … تا … استدعا می شود. 
در پایان درخواست باید امضای زوجه درج شود.
اگر مبلغ درخواستی شما تا 20 میلیون تومان باشد پرونده شما با هزینه دادرسی 2.5 درصد به شورای حل اختلاف فرستاده میشود. 
اگر مبلغ درخواستی شما بیشتر از 20 میلیون باشد ، پرونده شما با هزینه دادرسی 3.5 درصد به دادگاه فرستاده میشود. 

اجرت المثل ایام زوجیت چقدر است
اجرت المثل برای همه زنان یکسان تعیین نمی شود بنابراین نمیتوان گفت که اجرت المثل ایام زوجیت چقدر است ، پرونده شما به کارشناس ارجاع داده میشود تا فاکتورهای متعدد پرونده شما را بررسی کند . وضعیت اشتغال ، تعداد فرزند ، امکانات زندگی مشترک ، محل زندگی ، داشتن خدمتکار ، جا به جا شدن های متعدد و شرایط زوج میتواند از فاکتور های تعیین اجرت المثل باشد. 

آیا اجرت المثل به زن ناشزه تعلق می گیرد؟
یکی از پرتکرار ترین سوالات در این زمینه این است که آیا به زن ناشزه ، اجرت المثل تعلق می گیرد؟
ناشزه به زنی گفته میشود که تمکین نمی کند یعنی وظایف زناشویی اش را انجام نداده و حسن معاشرت ندارد یا از همسرش اطاعت و کسب اجازه نمی کند و در منزل او اقامت ندارد ، به آراستگی ظاهری اش رسیدگی نمی کند.
حتی در صورتی که مرد حکم الزام به تمکین از سمت دادگاه علیه زنش گرفته باشد ، باز هم با اطلاع از قوانین و داشتن یک وکیل مناسب میتوان در دعوی اجرت المثل ، رای را به نفع زوجه گرفت.

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟
لاپاروسکوپی، یک روش جراحی است که شامل یک ابزار به نام لاپاروسکوپ است. جراح، این ابزار را از طریق یک برش کوچک در شکم شما قرار می‌دهد. در این مقاله با لاپاروسکوپی رحم و تخمدان آشنا می‌شوید.

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟

لاپاروسکوپی، یک روش جراحی است که شامل یک ابزار به نام لاپاروسکوپ است. جراح، این ابزار را از طریق یک برش کوچک در شکم شما قرار می‌دهد. در این مقاله با لاپاروسکوپی رحم و تخمدان آشنا می‌شوید.
تیم پزشکی اغلب از لاپاروسکوپی برای تشخیص اختلالات و بیماری‌های لگن، رحم و مثانه استفاده می‌کنند.
برش‌ها روی شکم، کوچکند؛ بنابراین در لاپاروسکوپی از نیاز به روش جراحی باز اجتناب می‌شود.
پزشکان معمولا از لاپاروسکوپی به عنوان نوعی از جراحی با حداقل تهاجم نام می‌برند.
جراح در حالی این روش را به کار می‌برد که بیمار تحت بیهوشی عمومی قرار دارد. با این حال، می‌توان در صورت لزوم از بی‌حسی موضعی هم استفاده کرد.

لاپاروسکوپی چیست؟
لاپاراسکوپی، یک روش تشخیصی است.
جراح از یک دستگاه نازک که به نور متصل شده و دوربین دارد، استفاده می‌کند تا به بتواند به طور واضح آسیب‌های اندام‌ها را ببیند.
در طول لاپاروسکوپی، پزشک لاپاراسکوپ را از طریق یک برش کوچک به شکم وارد می‌کند. سپس از یک کاتتر بهره می‌گیرد. کاتتر امکان تصویربرداری واضح‌تر از اندام های داخل شکم و لگن را فراهم می‌کند.
اگر شما تحت لاپاراسکوپی قرار بگیرید، می‌توانید تا چهار برش کوچک را انتظار داشته باشید.
اکثر مردم در روز جراحی از بیمارستان مرخص می‌شوند، هر چند ممکن است برخی افراد برای برای به دست آوردن یک بهبود کامل، مثلا پس از هیسترکتومی لاپاروسکوپی که شامل حذف رحم است، در بیمارستان بستری شوند.

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟
هدف لاپاروسکوپی رحم و تخمدان
لاپاروسکوپی می‌تواند به دلایل بسیاری مثل شرایط بهداشتی و تشخیص، از جمله تشخیص بسته بودن لوله‌های رحم انجام شود.
دلایل مشترک برای انجام لاپاروسکوپی عبارتند از:

  • تشخیص و درمان اندومتریوز
  • درد لگن مزمن، بیماری التهابی لگن و علل ناباروری
  • حذف فیبروئیدها، کیست تخمدان، گره‌های لنفاوی یا حاملگی خارج رحمی
  • درمان طیف وسیعی از اختلالات، از جمله بی‌اختیاری ادرار، پرولاپس اندام لگن و انواع خاصی از سرطان

    آماده شدن برای لاپاروسکوپی بستگی به نوع جراحی دارد. ممکن است نیاز به تست‌های تصویربرداری داشته باشید، یا پزشک از شما بخواهد که ناشتا باشید یا تنقیه انجام دهید.

  • ارزیابی برخی از سرطان‌ها از جمله سرطان تخمدان، سرطان رحم و سرطان گردن رحم

آماده‌سازی برای لاپاروسکوپی
آماده شدن برای لاپاروسکوپی بستگی به نوع جراحی دارد. ممکن است نیاز به تست‌های تصویربرداری داشته باشید، یا پزشک از شما بخواهد که ناشتا باشید یا تنقیه انجام دهید.
در مورد هر دارویی که مصرف می‌کنید، به پزشک اطلاعات لازم را ارائه بدهید که شامل مواد مخدر و مکمل‌ها باشد.
ممکن است لازم باشد قبل از این جراحی، مصرف آن‌ها را متوقف کنید.
از یک دوست بخواهید در کنارتان باشد تا پس از عمل جراحی شما را به منزل برساند. شما مجاز به رانندگی نخواهید بود.

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟
لاپاروسکوپی رحم و تخمدان پیشرفته
گاهی اوقات برای لاپاروسکوپی زنان از جراحی رباتیک استفاده می‌شود. بازوهای رباتیک از دست انسان، استوارترند. آن‌ها همچنین ممکن است جراحی لاپاراسکوپی را با مهارت بیشتری انجام دهند.
میکرولاپاراسکوپی، یک روش جدیدتر است که از اسکوپ‌های کوچک‌تر استفاده می‌کند. این جراحی را می‌توان با بیهوشی موضعی در مطب پزشک هم انجام داد.

فواید لاپاروسکوپی رحم و تخمدان
مانند هر عمل جراحی دیگر، لاپاروسکوپی هم دارای مزایا و خطراتی است..
مزایای لاپاروسکوپی عبارتند از:

  • درد کمتر
  • بهبود سریع‌تر
  • برش‌های کوچک‌تر
  • کاهش خطر عفونت

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟
خطرات لاپاروسکوپی رحم و تخمدان
خطرات لاپاروسکوپی عبارتند از:

  • خونریزی و نیاز بالقوه برای انتقال خون
  • عفونت
  • فتق
  • خطر آسیب به ساختارهای داخلی، مانند مانند رگ‌های خونی، معده، روده، مثانه یا حالب
  • واکنش‌های جانبی به بیهوشی
  • التهاب شکمی 
  • لخته شدن خون

 

بهبود لاپاروسکوپی رحم و تخمدان
برخی از علائم را ممکن است تا چند روز پس از لاپاروسکوپی تجربه کنید که عبارتند از:

  • خستگی
  • گلو درد، به علت قرار گرفتن لوله تنفسی طی عمل جراحی
  • ناراحتی در محل برش
  • نفخ شکمی
  • درد در شانه یا پشت که ناشی از دی‌اکسید کربن باقی‌مانده در شکم است که می‌تواند دیافراگم را تحریک کند.
    درد در شانه یا پشت باید ظرف چند روز حل شود.

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟
پس از لاپاروسکوپی رحم و تخمدان کی به پزشک مراجعه کنیم؟
یک در صورت تجربه هر یک از موارد زیر، با یک پزشک قرار ملاقات دیگری برنامه‌ریزی
کنید:

  • بدتر شدن یا درد شدید
  • تهوع یا استفراغ
  • خونریزی واژینال سنگین
  • خونریزی قاعدگی سنگین یا لخته شدن قاعدگی
  • غش
  • علائم عفونت از جمله تب، لرز یا قرمزی، تورم و ترشح در محل برش
  • ناتوانی در خالی کردن مثانه
  • تنگی نفس
  • ممکن است به درمان بیشتر نیاز داشته باشد.
  • افرادی که تحت لاپاروسکوپی قرار گرفته‌اند، معمولا می‌توانند فعالیت‌های طبیعی خود را در عرض 1 یا 2 روز پس از جراحی از سر بگیرند.
  • با این حال، در مورد محدودیت‌های پس از عمل و دستورالعمل‌های خاص مراقبت پس از عمل با پزشکی که لاپاروسکوپی انجام داده، مشورت کنید.
  • این موارد ممکن است حتی شامل خودداری از ورزش یا بلند کردن اجسام سنگین به مدت چند هفته باشد.

لاپاراسکوپی رحم و تخمدان، چسبندگی برطرف می‌شود؟
پرسش مخاطب بیا نی نی درباره لاپاروسکوپی رحم و تخمدان
سوال مخاطب بیا نی نی: آیا هر ماه فقط یک تخمک از یکی از تخمدان‌ها آزاد می‌شود و شانس در آن دخیل است؟ با لاپاراسکوپی، چسبندگی هر دو لوله رحم برطرف می‌شود؟

افرادی که تحت لاپاروسکوپی قرار گرفته‌اند، معمولا می‌توانند فعالیت‌های طبیعی خود را در عرض 1 یا 2 روز پس از جراحی از سر بگیرند.

پاسخ دکتر شیرین کاویان‌پور، متخصص زنان و زایمان:
بر اساس شانس می‌توانیم بگوییم بله. نمی‌توانیم بگوییم کدام تخمدان تخمک آزاد می‌کند. گاهی اوقات خانم از یک تخمدان بیش از یک تخمک آزاد می‌کند یا این که در یک سیکل از هر دو تخمدان، تخمک آزاد می‌کند که در چنین مواردی دو قلوزایی اتفاق می‌افتد.
می‌توانید لاپاراسکوپی کنید و کمک‌کننده است، اما قطعی نیست. ضمن این‌که لاپاراسکوپی ممکن است نتواند همه چسبندگی را آزاد کند و بعد از چند ماه دوباره برگردد.
به همین دلیل به خانم‌هایی که لاپاراسکوپی می‌کنند می‌گوییم که بعد از آن به سرعت اقدام به بارداری کنند تا چسبندگی رخ ندهد.

سئوال‌هایتان را با متخصصان زنان و زایمان کلینیک بیا نی نی مطرح کنید.

بیش‌فعالی جنسی یا هایپرسکشوال چیست؟

بیش فعالی جنسی یا هایپرسکشوال چیست؟

بیا نی نی/ بیش فعالی جنسی نوعی تمایل بیش از حد در ارتباط با فانتزی‌ها، آرزو‌ها یا رفتار‌های جنسی است که کنترل آن سخت و باعث ناراحتی فرد می‌شود. این حالت یک بیماری است و نباید آن را با میل جنسی زیاد اشتباه گرفت.

بیش فعالی جنسی یا هایپرسکشوال چیست؟

بیش‌فعالی جنسی

افراد دارای اختلال بیش فعالی جنسی ممکن است درگیر فعالیت‌هایی، چون دیدن پورن، خودارضایی، رابطه‌ی جنسی در ازای پول و داشتن شرکای جنسی متعدد شود. در نتیجه، این افراد ممکن است در حوزه‌هایی از زندگی مانند کار و روابط، دچار پریشانی گردند.

وجود اختلالی به نام اعتیاد به رابطه جنسی، بسیار مورد بحث است. با این حال، در یک تصمیم بحث‌برانگیز، اختلال رفتار جنسی جبری به طبقه‌بندی بیماری‌های سازمان جهانی بهداشت اضافه شده است. برخی محققان این تمایل را به عنوان مشکلی در تنظیم رفتار در نظر می‌گیرند، در حالی‌که دیگر کارشناسان بر این باورند که این رفتار از تمایل جنسی زیاد نشات می‌گیرد یا در مشکل کنترل امیال و هوس‌ها ریشه دارد. به دلیل چنین اختلافاتی بر سر واقعیت این رفتار، تعداد افراد مبتلا هنوز تحت بررسی است برخی می‌گویند که ۳ تا ۱۰ درصد بالغین به آن مبتلا هستند.

دیگر کارشناسان بر این باورند که علل واقعی این رفتار شامل حالات عاطفی، به خصوص اضطراب، افسردگی یا مشکلات روابط است. برای برخی افراد، خجالت و اصول اخلاقی نیز ممکن است جزوی از دلایل باشند.


فعالیت جنسی زیاد در زنان

بیش فعالی جنسی در خانم‌ها به تمایل و احساس مرضی به برقراری رابطه جنسی گفته می‌شود؛ طوری که این بیماران علی رغم روابط جنسی متعدد نیز ارضا جنسی پیدا نمی‌کنند. این حالت یک بیماری است که نباید با میل جنسی در زنان اشتباه گرفته شود. ممکن است یک خانم در روز ٣ بار رابطه زناشویی داشته باشد که نیازهایش بر طرف می‌شود و با توجه به طبع و سن خانم میزان این میل طبیعی است. اما در بیش فعالی جنسی زنان، بیمار یک نوع احساس اجبار به وارد شدن در روابط جنسی متعدد و حتی پرخطر می‌کند. حتی ممکن است برای ارضای میل جنسی‌اش وارد روابط متعدد شود. همین مسائل احتمال ابتلا به دیگر اختلالات جنسی و روانی را افزایش می‌دهد.


فعالیت جنسی زیاد در مردان

این بیماران دارای یک نوع احساس فوریت جنسی هستند. مردان بیش فعال جنسی احساس می‌کنند باید هر چه سریع‌تر به نیاز جنسی‌شان پاسخ دهند، به طوری که میل جنسی‌شان قابل کنترل نمی‌باشد. این بیماران اگرچه وارد رابطه جنسی متعدد می‌شوند، ولی رضایت جنسی پیدا نمی‌کنند. حتی گاهی لذت جنسی هم برای آن‌ها به وجود نمی‌آید.

بیش فعالی جنسی یا هایپرسکشوال چیست؟


علائم بیش‌فعالی جنسی

برخی از علائم بیش فعالی جنسی عبارتند از:

  • اعتیاد شدید به فانتزی‌ها و رفتار‌های جنسی به طوری که فرد زمان زیادی را صرف آن‌ها می‌کند.
  • انجام برخی رفتار‌های جنسی خاص که دچار احساس گناه یا پشیمانی می‌شوید.
  • عدم موفقیت در کنترل رفتار‌های جنسی.
  • استفاده از رفتار‌های جنسی برای فرار از مشکلات دیگر مانند تنهایی، افسردگی، اضطراب یا استرس.
  • انجام رفتار‌های جنسی با عواقب بد، مانند ابتلا به عفونت‌ جنسی، به هم خوردن رابطه، ایجاد مشکل در سر کار، فشار مالی یا مشکلات قانونی.
  • ناتوانی در ایجاد و حفظ روابط سالم و پایدار

چگونگی تاثیر بیش‌فعالی جنسی بر سکس

بسیاری از افراد که به اختلال بیش فعالی جنسی دچار می‌شوند، تغییرات و مشکلاتی در زندگی و روابط جنسی‌شان بوجود می‌آید.

گاهی اوقات ممکن است میل به رابطه جنسی در این افراد کاهش یابد و از بین برود. آن‌ها ممکن است میل جنسی‌شان حین رابطه از بین برود.

بسیاری از افراد مبتلا به بیش فعالی جنسی، علاوه بر از دست دادن میل جنسی، مشکلات دیگری را نیز تجربه می‌کنند.

برخی افراد ممکن است تمایلات جنسی‌شان تغییری نکند، اما در به ارگاسم رسیدن مشکل داشته باشند. در برخی از موارد ناتوانی در ارگاسم می‌تواند در نتیجه مصرف سایر دارو‌ها باشد.


کسانی که بیشتر در معرض ابتلا هستند

بیش فعالی جنسی هم در زنان و هم در مردان ممکن است اتفاق بیوفتد. اما تحقیقات نشان داده است که مردان بیشتر از زنان به این اختلال دچار می‌شوند. این اختلال می‌تواند همه گرایشات جنسی را تحت تاثیر قرار دهد.

عواملی که ممکن است خطر ابتلا به بیش فعالی جنسی را افزایش دهند عبارتند از:

سهولت دسترسی به محتوای جنسی از جمله فیلم‌های مستهجن

پیشرفت در فناوری و رسانه‌های اجتماعی امکان دسترسی به تصاویر و اطلاعات جنسی فزاینده را فراهم می‌کند؛ که علاوه بر خطر ساز بودن به ایجاد اختلالات جنسی برای سایر اعضای جامعه به کودکان نیز لطمه می‌زند.

افرادی که مبتلا به اختلال سوء مصرف الکل یا مواد مخدر هستند.

بیماری روانی دیگر، مانند: اختلالات خلقی (افسردگی یا اضطراب)، یا اعتیاد به قمار

دعوا و درگیری‌های خانوادگی، یا وجود اعتیاد در اعضای خانواده

سابقه سوء استفاده جنسی

بیش فعالی جنسی یا هایپرسکشوال چیست؟


عوارض بیش‌فعالی جنسی

بیش فعالی جنسی می‌تواند پیامد‌های منفی و جبران ناپذیری داشته باشد، که هم شما و هم دیگران را تحت تاثیر قرار دهد. این عوارض عبارت‌اند از:

ایجاد احساس گناه، شرم و اعتماد به نفس پایین در فرد

افزایش ابتلا به دیگر بیماری‌های روانی مانند: افسردگی، پریشانی روانی شدید، اضطراب و خودکشی

آسیب به روابط عاطفی و غفلت از خانواده و همسر

از دست دادن شغل و تمرکز

داشتن رابطه جنسی پر خطر و مبتلا شدن به ایدز، هپاتیت و عفونت‌های مقاربتی

سوء مصرف الکل و استفاده از مواد به صورت تفریحی


چگونگی درمان بیش‌فعالی جنسی

درمان‌های احتمالی اعتیاد به روابط جنسی و بیش فعالی جنسی شامل ترکیبی از خودیاری، روان درمانی و گاهی دارو است. هدف از این درمان کمک به شما در کنترل اعتیاد جنسی، کاهش رفتار‌های بیش از حد و در عین حال کمک به حفظ فعالیت‌های جنسی سالم است.

خودیاری

در مورد این اختلال به اندازه کافی تحقیق کنید تا بتوانید علل و روش‌های درمان آن را بهتر بشناسید.

موقعیت‌ها، افکار و احساساتی را که ممکن است باعث اعتیاد جنسی شود شناسایی کنید.

اگر سایر مشکلات روانی دیگر مانند اعتیاد، افسردگی، اضطراب یا استرس دارید، آن را درمان کنید.

اگر از رابطه جنسی برای کنار آمدن با احساسات منفی استفاده می‌کنید، فعالیت‌های تفریحی را جایگزین کنید.

آرامش و مدیریت استرس را تمرین کنید.

روان درمانی

رفتار درمانی شناختی (CBT): این روش به شما کمک می‌کند باور‌ها و رفتار‌های ناسالم، منفی را شناسایی کرده و روش‌های مفیدتر را جایگزین آن‌ها کنید.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد: این درمان، نوعی درمان رفتار درمانی شناختی CBT است که بر پذیرش افکار و تمایلات اعتیاد‌آور و تعهد برای انتخاب اعمالی که با ارزش‌های مهم سازگارتر هستند، تأکید دارد.

روان درمانی روان پویشی: این نوع درمان بر افزایش آگاهی از افکار و رفتار‌های ناخودآگاه، ایجاد بینش جدید در مورد انگیزه‌ها و کمک به شما در حل تعارضات کمک می‌کند.

بیش فعالی جنسی یا هایپرسکشوال چیست؟

مصرف دارو

دارو‌های ضد افسردگی: انواع خاصی از دارو‌های ضد افسردگی که برای درمان افسردگی، اضطراب یا وسواس استفاده می‌شوند، می‌توانند به کاهش بیش فعالی جنسی نیز کمک کنند.

نالتروکسان: نالترکسون به طور کلی برای درمان الکل و وابستگی به مواد افیونی استفاده می‌شود و باعث می‌شود بخشی از مغز شما را که با برخی رفتار‌های اعتیاد آور احساس لذت می‌کند مسدود کند. این دارو ممکن است به درمان بیش فعالی جنسی و اختلال قمار و شرطبندی نیز کمک کند.

دارو‌های تثبیت کننده خلق: دارو‌های تثبیت‌کننده خلق به طور کلی برای درمان اختلال دو قطبی استفاده می‌شوند، اما می‌توانند به کاهش میل جنسی و اعتیاد جنسی نیز کمک کنند.

قرص‌های ضد آندروژن مانند قرص سیپروترون: این دارو‌ها اثرات بیولوژیکی هورمون‌های جنسی (آندروژن ها) را در مردان کاهش می‌دهند. از آنجاییکه این قرص‌ها انگیزه‌های جنسی را کاهش می‌دهند، معمولا برای مردانی که بیش فعالی جنسی‌شان برای دیگران خطرناک است تجویز می‌شود.

اگر از مادرتان شاکی هستید، این مطلب را بخوانید

آینده دخترانی با مادر بداخلاق؛ از بیماری روانی تا فرار

بیا نی نی/ اگر مادر شما علیه شماست، این مطلب را از دست ندهید، روایتی صمیمانه که نشان می‌دهد برخی اوقات مادران چگونه آینده فرزندانشان را نابود می‌کنند

در مطلب زیر رشته توئیتی از کاربری به نام «نینکاسی» را برای شما آورده‌ایم که از بدرفتاری‌های مادرش با لحنی صمیمانه می‌گوید، به هر حال شاید گمان کنیم بهشت همیشه زیر پای مادران است، اما خب با خواندن این رشته‌توئیت درک خواهیم کرد که مادرها بعضا چگونه آینده فرزندانشان را نابود می‌کنند.

آینده دخترانی با مادر بداخلاق؛ از بیماری روانی تا فرار

این رشته توئیت را با هم بخوانیم:

میخوام اینجا بگم که چطور رفتار‌های سمی مادرم در طول سال‌ها زندگی من رو تحت تاثیر قرار داده. هم صدای خودم رو یه بار دیگه میشنوم و فک میکنم بهش و هم شاید زنگی برای کسی که تو شرایط مشابهه به صدا درآورد.

یه جایی تو سریال سوپرانوز، تونی از دست روانپزشکه عصبانیه که چرا منشا مشکلاتش رو به مادرش نسبت میده. میگه مادر من زن زحمت‌کشی بوده و تا جایی که میتونسته برای من مادری کرده. روانپزشکه میگه تو یه خاطره خوب از بچگیت که مادرت توش نقش مثبت و خوب داشته باشه خاطرت میاد؟

منم نشستم فکر کردم از اون روز. هیچ. هیچی به خاطرم نمیاد. خاطره خوب دارم از بچگی، دوستام هستن، پدرم هست، مادربزرگ و بقیه فامیل هستن، اما مادرم نیست تو هیچ خاطره‌ای هرچقدر هم می‌گردم. تو بچگی من، مادرم خیلی سریع عصبانی و ناراحت می‌شد. با اون عقل بچگیم، من هیچوقت نمیتونستم پیش‌بینی کنم که کی و چرا عصبانی میشه. همیشه باید اطرافش می‌بودم که دقیق ببینم چی شد؛ و اگه مثلا مهمونی بود و وسط شلوغی آدم‌ها نمی‌تونستم دقیقا بفهمم چه اتفاقایی داره میفته، مضطرب می‌شدم. دور شدن از مادرم برای من معنیش این بود که یه عصبانیت و خشمی از ناکجا قراره سرم بیاد. همیشه هم بعد هر مهمونی ما تنبیه می‌شدیم. بالاخره یه بهونه‌ای پیدا می‌شد براش.

حرف بی‌ادبی زدیم، وقتی فلانی ازمون سوال پرسید اطلاعات اضافی دادیم بهش، موهام بیرون بود، بد نشسته بودم، موقع غذا خوردن اخم کرده بودم، الی آخر.

آینده دخترانی با مادر بداخلاق؛ از بیماری روانی تا فرار

وقتی یه بچه داره بزرگ میشه، کلی چیز‌های جدید تجربه میکنه که احساسات مختلفی داره نسبت بهشون. مثلا من اولین باری که پدرم بهم گفت حق ندارم لاک بزنم شروع کردم به نِق نِق کردن که خب چرا مگه چیه همه می‌زنن. در حد یه بچه ۱۰ ساله که سر در نمیاره ازین محدودیت و دلش میخواد مثل همکلاسیاش باشه گاهی. پاسخ بهش هم باید در همین حدود می‌بود قاعدتا. اما وقتی پدرم از خونه رفت بیرون، مادرم یه جهنم راه انداخت برام.

تنوره می‌کشید و می‌گفت دوست داشتی بابات مثل فلانی هرزه باشه؟ دوست داشتی بیاد بهت بگه باید ماتیک بزنی آره؟ اینجوری میشد گفت که مادرم کوچکترین اعتراض و اظهار ناخشنودی من رو به چشم یه تهدید بزرگ می‌دید و به شدت بهش واکنش می‌داد، اون هم واکنش‌هایی کاملا نامتناسب بهش که گیجش می‌کرد و باعث می‌شد به درک خودش از درستی حرفش شک کنه. این‌جوری شد که من تبدیل به بچه‌ای شدم که هیچوقت نظری از خودم نمی‌دادم. هیچوقت حتی وقتی اذیت بودم به اطرافیان واکنش منفی نمی‌دادم. می‌ترسیدم نظرم اشتباه باشه یا می‌ترسیدم ناراحت بشن. می‌تونید تصور کنید چقدر این ویژگی من رو در معرض سوءاستفاده شدن می‌ذاشت. بچه‌ای که هیچ‌وقت نمی‌تونست نه بگه. اجازه نداشت که ناراحت باشه یا ناراحتیش رو بروز بده.

وقتی نزدیک به بلوغ شدیم اوضاع پیچیده‌تر شد. قبلا یه کودک بودم که کنترل خاصی نداشتم رو زندگیم که بخواد خلاف نظر مادرم باشه و عصبانیش کنه. اما نزدیک بلوغ کم‌کم من میخواستم که کنترل زندگیمو داشته باشم. سر هرچیزی که فکرشو بکنید قشقرق و جنگ داشتیم. تلفن زدن به دوستام، خوندن کتاب غیردرسی مثل هری‌پاتر، زدن پوستر خواننده‌ها (مرد‌های گوشواره به گوش) به دیوار اتاقم، وصل شدن به اینترنتی که مادرم نمی‌فهمید دقیقا توش چه خبره، تولد و مهمونی رفتن، و از همه بدتر، حجاب و چادر و نماز و دوری از نامحرم.

اینا رو فک کنم همه کمابیش تجربه کردن. واکنش‌ها به من خیلی شدید بود، با تزریق شدید گناه به خاطر ناسپاس بودن و ترسوندن از عاقبتم تو جهنم. یه وقتایی فکر می‌کنم که چیزایی که الان برام خیلی واضحه، مثل خدا و جهنم یا مثلا روابط با جنس مخالف، اونموقع برام انقدر واضح نبود. اون‌موقع واقعا می‌ترسیدم از جهنمی که برام ترسیم می‌کرد. از عاقبت بدون شوهر و تنها و بدبختی که برام تصویر می‌کرد؛ و جنگیدن و مواجهه با این‌ها همه برام اضطراب شدید و عدم تمرکز می‌آورد.

آدم وقتی که بچه است و دنیاش محدوده به خانواده و اطرافیانش، فکر می‌کنه همه همینن. همه آدم‌ها همینجوره روابطشون و تجربیاتشون؛ و همین‌ها درسته. من تو دوره نوجوانی شدیدا OCD داشتم. مدام فرمش عوض می‌شد. زندگیم رو مختل می‌کرد. ولی فکر می‌کردم لابد همین درسته دیگه. پوست دست من الان مثل پوست دست یه آدم ۵۰ ساله است. انقدر که شستم و شستم و شستم تو اون سال‌ها. وسواس تمیزی، نجسی‌پاکی، وسواس اینکه دروغ نگم، وسواس سر رکعت نماز (که آخرش هر نمازم ۲ ساعت طول می‌کشید). این وسواس‌ها درواقع بروز اضطراب‌هایی بود که داشتم.

اما خب نه خودم می‌فهمیدم که یه جایی مشکل هست و نه مادرم توجهی نشون می‌داد. فکر کردن به اون دوره‌های OCD هنوز نفسم رو می‌گیره. تمام مدت تحت یه اضطراب و فشار روانی بودم و هیچ کمکی هم از جایی نمی‌رسید.

شانس بزرگ من تو زندگی، اینکه شاید تونستم تا یه جایی نجات پیدا کنم این بود که تو مدرسه و بعدا دانشگاه، توی فضای درست و خوبی قرار گرفتم. فضای بدون دراما و در جهت رشد. معلم‌ها و دوستایی که دونه دونه دستم رو می‌گرفتن حتی بدون اینکه بدونن و بفهمن. یادم میاد که ترم پنجم دانشگاه، با یه سری از بچه‌های کلاس سر عوض کردن تایم امتحان جدل داشتیم. حق با ما بود، ولی اونا شروع کردن به عذاب وجدان دادن. من قشنگ گیر کرده بودم و داشتم مثل همیشه کوتاه می‌آمدم که یه وقتی اونا ناراحت نشن. ولی دوستم من رو کشید کنار و گفت ببین. کاملا اوکیه که یه سری آدما از تو بدشون بیاد. هیچ مشکلی نیست که اینا الان ناراحت بشن. برن به جهنم، می‌خواستن مثل ما حواسشون باشه. الان تو خودت رو میخوای به دردسر بندازی که اینا ناراحت نشن؟ به درک. آروم بگیر و بیا بریم خوابگاه.

همین. همین حرفا شد یه نقطه عطف تو زندگی من. فهمیدم اوکیه.
اینکه آدم‌ها از من ناراحت بشن نباید انقدر توی من اضطراب ایجاد کنه. البته خب همیشه تو روابطم این مشکل رو داشتم تا به همین امروز؛ اما کماکان از جمله آسیب‌هایی بود که رفتار مادرم به روانم وارد کرده بود، ولی تو اصلاحش پیشرفت کردم.

می‌ریم می‌رسیم به دانشگاه و مستقل شدن. هرکاری که می‌خواستم در جهت مستقل شدن بکنم، یه جنگ اساسی داشتیم. ساده‌ترین کار‌ها رو باید اجازه می‌گرفتم بابتش. تو بگو مثلا یه بستنی سر راه خورده باشم با دوستام، به جای اینکه مستقیم بیام خونه. “واسه من سرخود شده”. “واسه من صاحب‌اختیار شده”.

سر خوابگاه رفتن، سر کوه رفتن، با دوستام وقت گذروندن، کافه و سینما رفتن، تو خیابون قدم زدن. سر همه چی قشقرق داشتیم. الان میدونم که مشکل مادر من این بوده که من به نوعی داشتم ترکش می‌کردم با مستقل شدنم، اما خب همیشه در پوشش نگرانی بخاطر دختر بودنم و از راه به در شدنم بود.

همیشه خودم رو مقایسه می‌کردم با بقیه دوستام، خونواده‌های اونا هم مذهبی و سنتی بودن، اما بابا زبون می‌فهمیدن. دیگه مثلا حداقل با اردو رفتن با بسیج خواهران دانشگاه مشکل نداشتن. اما من همون‌ها رو هم با مصیبت میرفتم. تمام مدت که دور بودم عذاب وجدان شدید و اضطراب داشتم که خب بروز داشت توی زندگیم و روابطم. بدون اینکه بدونم. روابط اشتباهی، آدم‌های اشتباه و غلط. سوءاستفاده‌ها و آزار‌هایی که دیدم. همه و همه رو اگه بگیری تهش می‌رسی به مادرم. .

مادر من خیلی دنیا رو سفید و سیاه میدید. همه دوستای من سیاه بودن و باید باهاشون قطع رابطه میکردم. معمولا هیچ‌گونه منطقی هم براش نداشت. فقط میگفت من خوشم نمیاد ازینا. فقط هم دوستام نبودن. تقریبا همه. فامیل و آشنا. در ظاهر همیشه خوب و دوست بودیم با هم، ولی همیشه باید حواسمون رو جمع می‌کردیم که زیادی صمیمی نشیم.

یه جور پارانویا که همیشه منتظر آسیب و ضرر از بقیه باید می‌بودیم. این پارانویا تا حدودی به زندگی من هم سرایت کرد. من هم خیلی برای احساس امنیت و آرامش کردن بین بقیه مشکل داشتم. همیشه توی اعتماد کردن مشکل داشتم. روابطم خوب و صمیمانه بود، اما صرفا، چون یاد گرفته بودم احساسات و رفتار آدم‌ها رو بخونم و پیش‌بینی کنم.

توی خونه ما، مادرم یه فرزند محبوب داشت و یه فرزند نامحبوب. من نامحبوب بودم. همیشه ناکافی و غلط و ناسپاس. یادمه مدام به برادرم می‌گفتن که دانشگاه قبول شی برات ماشین می‌خریم. برادرم به زور و ضرب یه دانشگاه پرتی قبول شد. یه ماشین خیلی مدل بالا جایزه گرفت. من؟ رتبه کنکور عالی دانشگاه خوب و رشته خوب. خبری از جایزه نبود. من و برادرم مثل هم بودیم. جفتمون در حال بزرگ شدن و تلاش برای کنترل پیدا کردن رو زندگیمون. روابط اون با دخترها، دوردور با ماشین، مهمونی رفتنهاش کامل نادیده گرفته می‌شد، و کسی به روی خودش نمی‌آورد.

یک بار یادمه که من از دانشگاه اومده بودم، چون اجازه نداشتم جایی غیر از خونه بمونم، چند ساعت تو ترافیک جهنمی رانندگی کرده بودم، توی دانشگاه کار آزمایشگاهی می‌کردم، یواشکی دور از چشمشون کار می‌کردم که پول جمع کنم برای فرار کردن، خسته و کوفته اومدم خونه غذا کشیدم خوردم. آخرش طبق عادتم توی خوابگاه، پاشدم ظرف غذای خودم رو شستم. مادرم اومد گفت اون‌ یکی ظرف توی سینک رو چرا نشستی؟ منتظر بودی من بیام بشورم؟ من نوکرتونم تو این خونه؟

جیغ و شیون؛ و فکر می‌کنید اون یکی ظرف مال کی بود؟ مال برادرم؛ که از دوردور برگشته بود رو مبل نشسته بود جلو تلویزیون، مادرم براش غذا کشیده بود برده بود، بعدم که تموم شده بود از جلوش ورداشته بود گذاشته بود تو سینک.

نمیدونم نهایتا من بدبخت‌تر بودم تو این بساط یا برادرم. یه جورایی فکر می‌کنم من حتی شانس آوردم. من فقط اعتماد به نفس و عزت نفسم رو از دست دادم به خاطر این رفتار، اون، ولی وارد بازی‌های روانی عجیب‌غریب‌تری شد، چون مدام باید مادرم رو راضی می‌کرد و می‌دونست که اگه نکنه بیچاره است.

هنوزم وقتی میبینم مادر دوستهام براشون منبع آرامش و امنیتن تعجب می‌کنم. من نداشتم این رابطه رو هرگز؛ و این منبع رو. میتونید تصور کنید وقت دعوا و دلخوری چه تیکه‌ها و نارنجک‌هایی پرت میکرد طرفم و ویرانم می‌کرد.

آینده دخترانی با مادر بداخلاق؛ از بیماری روانی تا فرار

الان هم سال‌ها گذشته. کماکان، ولی با تبعاتش درگیرم و دارم تلاشمو میکنم. حفظ فاصله و اینکه دیگه نذارم مادرم باز هم با یه اشاره به زندگیم زهر بپاشه و این‌ها رو بیاره بالا، کار سختیه. اینکه تلاش کنم خشمم رو درست جهت بدم و به خودم یادآوری کنم که مادرم هیولا نیست و صرفا گرفتاره کار سختیه، همین دیگه.

با احتیاط برای کودکان خود حد و مرز تعیین کنید!

تعیین حد و مرز در خانواده چگونه باید باشد که به روابط ما با بچه‌ها آسیبی وارد نکند؟

بیا نی نی/ تعیین حد و مرز در زندگی بسیار مهم است و والدین باید از کودکی فرزندانشان به این موضوع اهمیت دهند تا نتایج خوبی را کسب کنند.

رویا نوری جامعه شناس، در گفت و گو با بیا نی نی جوان، در رابطه با اهمیت تعیین حد و مرز برای کودکان اظهار کرد: یکی از بلاتکلیفی‌های امروز والدین، موضوع حدود و قواعد در منزل است و اغلب پدر و مادر‌ها درمورد این موضوع دچار ایهام هستند؛به گونه‌ای که اگرچه برخی معتقدند بچه‌ها باید راحت باشند تا خودشان بتوانند با وظیفه هایشان آشنا شوند و در این میان، نیازی به فشار‌های بیرونی نیست امّا برخی دیگر از والدین با سختی و استبداد، حدودی را تعیین می‌کنند که بچه‌ها را موظف می کنند تا از آن ها تبعیت کنند و در غیر این صورت تنبیه می‌شوند.

وی با بیان پرسش ” واقعا کدامیک از دو کار فوق درست است؟ ” بیان کرد:اگرچه خانه یک سازمان است و هیچ سازمانی هم به صورت بی قاعده دوام نمی‌آورد، امّا موضوع مهم، نحوه قانون گذاری و اصل اول، فهم این نکته است که ما چگونه می‌توانیم برای انسانی که حق انتخاب دارد قواعدی را تعریف کنیم و از او بخواهیم به آن احترام بگذارد؟

این جامعه شناس تصریح کرد: ما دو نوع قانون گذاری داریم. نوع اول، این است که به طور واضح در یک جمع صمیمی، قانون خانه را مطرح می‌کنیم و از خود بچه‌ها برای تعیین این قانون‌ها کمک می‌گیریم، درست مثل یک مجلس در یک جامعه دموکراتیک و نوع دوم قانون این است که هنگام بروز رفتاری از کودک، در یک زمان مناسب، با اعتماد و به صورت قاطع برای او حدود و مرزهایی را مشخص کنیم.

تعیین حد و مرز در خانواده چگونه باید باشد که به روابط ما با بچه‌ها آسیبی وارد نکند؟

نوری با ذکر مثالی گفت: وقتی کودک روی میز در حال نقاشی کشیدن است و پدر و مادر نمی خواهند که کودک‌شان، روی میز این کار را کند، می توانند به طور واضح، حدودی را برای او  مشخص کنند و به او بگویند: “عزیزم من نمی‌توانم اجازه دهم شما روی میز نقاشی کنی.”

وی ادامه داد: به عنوان پدر و مادر،کاری که کودک می‌تواند انجام دهد را به او بگویید. به‌طور مثال؛ به کودک بگویید:” شما می‌توانید مداد را روی کاغذ بکشید.” 

نوری افزود: به عنوان پدر و مادر، پیگیر باشید و به یک رفتار واکنش نشان دهید؛ به طوری که وقتی کودک شما می‌گوید:” الان خودکار را کنار می‌گذارم.” شما ضمن قدردانی از کودک خود به او بگویید که از تو ممنونم عزیز دلم، چون به من اجازه دادی متوجه شوم که تو به کمک من نیاز داری.

وی گفت: به دنبال این موضوع، هر واکنش احساسی که کودک به علت گرفتن خودکار، از خود نشان داد را قبول کنید و به او بها دهید. به طور مثال؛ به او بگویید: ” عزیزم می دانم که شما خیلی سرت با خودکارت گرم بود و الان ناراحت هستی که من آن را از تو گرفتم.” که نه تنها شما با این روش اجازه نمی‌دهید حس خشم و از دست دادن، کودکتان را آزار دهد بلکه،  احترام او را رعایت کرده و به احساسش نیز احترام گذاشته اید و در عین حال به او گفته اید که دنیا جایی نیست که روی هر دیوار آن خط بکشید چرا که بسیاری از مواقع، نباید خیلی از کار‌ها را انجام داد و زندگی واقعیتی از باید‌ها و نباید‌ها است.