راهکار والدین برای کمک به دانشجویان خانه چیست؟

این را همه می‌دانندکه ایام  امتحانات فرزندان فقط زندگی شخصی خودشان را تحت الشعاع قرار نمی‌دهد، بلکه کل خانواده درگیر این امتحانات می‌شوند و از همه مهمتر والدین هستند که باید با آگاهی و درایت کافی این ایام را مدیریت کنند تا هم فرزندانشان با موفقیت امتحانات را بگذرانند و استرس کمتری را تجربه کنند و هم خودشان کمتر اذیت شوند اما چطور؟

امتحانات دانش آموزان این روزها به پایان رسیده و والدین خوشحال اند که دانش‌آموزان خانه درسشان در یک پایه دیگر تمام شده و حالا  ایام تابستان را شروع کرده اند، اما یک عده که فرزند دانشجو دارند هنوز در این هول و ولا هستند که محیط خانه را باید امن و آرام نگه دارند. آیا شما از این دسته والدینی هستید که هنوز امتحان بچه‌ها تمام نشده ، بار و بندیل سفر را بسته یا برنامه‌ریزی کرده اید؟ یا اینکه صبر می‌کنید تا بچه ها با فراغ خاطر به امتحانات برسند و بعد دست به کار برنامه‌ریزی شوید؟

*محیط امن خانه برای ایام امتحانات ضروری است

«زهرا رمضانی» کارشناس ارشد علوم تربیتی و مشاور تحصیلی می گوید:«ایام امتحانات به خودی خود برای بچه‌ها اضطراب زا هست و بخشی از این استرس و اضطراب هم کاملا طبیعی است، اما والدین هم وظایفی دارند تا کمک کنند سطح این اضطراب آنقدر بالا نیاید تا موفقیت دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد.

بچه‌ها در هر سن و سالی که باشند از دانش آموز تا دانشجو ایام امتحان نگرانی‌های خاص خود را دارند، ممکن است تغذیه شان دچار مشکل شود و یا اینکه علی رغم درس خواندن باز هم به سطح نمره مورد نظرشان نرسند یا دچار افسردگی، پریشانی و اضطراب شوند، نخستین نکته این است که والدین کمک کنند محیط خانه برای فرزندانشان امن و آرام باشد، حال از هر لحاظی که بگوییم از نحوه ارتباط اعضای خانواده با هم ، جرو بحث نکردن در خانه تا برنامه‌ریزی‌هایی که قرار است پس از ایام امتحانات مثل رفتن به سفر داشته باشند، همه اینها می‌تواند پس از امتحانات بچه‌ها صورت بگیرد تا آنها هیچ دغدغه فکری دیگری جز درس خواندن بدون تنش نداشته باشند.

در زمینه اضطراب امتحانات دیده می شود که گاه دانشجو مسلط به مباحث درسی است اما در امتحان موفقیت کسب نمی کند، علتش هم همین تشویش درونی و استرس است که خیلی از والدین می توانند به کمک فرزندانشان بیایند، مثل دادن عزت و اعتماد به نفس درباره موفقیت فرزندشان یا اینکه نمره به خودی خود اهمیتی ندارد و تلاش آنها با ارزش است.»

*امان از شب زنده‌داری شب امتحان

از قدیم باب بود که می‌گفتند دانشجو است و شب زنده داری شب امتحان، حتی خیلی وقت‌ها می شنویم که می‌گویند دانشجوها در خوابگاه ها یا حتی در منازل با مصرف قرص ضدخواب، کافئین و خیلی چیزهای دیگر تا صبح امتحان بیدار می‌مانند و درس می‌خوانند، خیلی وقت ها این کارها عوارض زیادی از جمله مرگ نا خواسته نیزبه همراه داشته است، اما آیا این درس خواندن چند ساعته شب امتحان ارزشی هم دارد که به قیمت سلامت انسان تمام شود؟

رمضانی در این باره می‌گوید: «این گزاره که درس خواندن دانشجو منحصر به شب امتحان است، کاملا اشتباه است، اطلاعاتی که در چند ساعت به ذهن سپرده شود در چند دقیقه هم فراموش می‌شود، از سوی دیگر چنین اندوخته ای که یک مرتبه به ذهن بیاید ، کاملا آسیب زا و استرس آور است. مطالعه الگوی خواب دانشجویان این را ثابت کرده که شب زنده داری  می تواند اثرات مخربی  بر ذهن وارد کند، این یادگیری سریع کم اثرترین شیوه یادگیری است. اما حالا سوال این است که پس چطور باید عمل کنند؟

کمک به افزایش تمرکز با ساکت نگه‌داشتن خانه

اولین نکته این است که مطالعه به ایام شب امتحان واگذار نشود و در طول ترم پخش شود. حالا دانشجو و والدینی می‌گویند که این اتفاق افتاده و چطور باید این ایام را مدیریت کنیم،

گام نخست این است که جایی درس بخوانید که کمترین میزان حواس پرتی برایتان ایجاد شود و محیط باعث افزایش تمرکز شما شود، مثلا دیده می شود دانشجو یا دانش آموز جایی درس می‌خواند که همه در حال تخمه خوردن و تلویزیون دیدن هستند، اینطور درس خواندن کاملا بی تمرکز است!

گاهی دیده می شود دانشجویان موقع امتحان به موسیقی هم گوش می دهند، چنین چیزی در مطالعات رد شده است چرا که باعث اُفت حافظه می شود و ذهن را از آنچه که باید دور می کند.

رمضانی در این زمینه می‌گوید: «یادگیری با شتاب و گنجاندن مباحث طولانی در طول چند ساعت در ذهن نه تنها باعث یادگیری نمی شود بلکه باعث می‌شود سر جلسه امتحان همه چیز از یاد برود و احتمال فراموشی را زیاد می کند. بهتر است دانشجویان در ایام امتحانات خواب کافی داشته باشند، یعنی هشت ساعت خواب شبشان تکمیل شود، تا دیروقت بیدار نمانند تا حافظه به خوبی عمل کند.

ایجاد تفکر مثبت

والدین برای دور کردن اضطراب دانشجویانشان می‌توانند تفکر مثبت را به طور مداوم در خانه رواج دهند ،مثل اینکه به دانشجو بگویند تو تلاشت را کرده ای و قطعا از عهده این امتحانات هم چون قبلی‌ها به خوبی بر می‌آیی و یا اینکه اگر از امتحانی به تصور خودشان نتیجه خوبی نگرفتند، اینطور بگویند که اصل تلاشت بوده نه نمره، مهم این است که کار خودت را انجام دادی.  خیلی از خانواده ها در برابر اضطراب های ناشی از امتحان فرزندانشان و حالت هایی چون به هم خوردن نظم خواب، تهوع، سردرد و کم‌حافظگی یا کج خلقی به سراغ راهکارهای پزشکی می‌روند، درحالیکه این حالت‌ها موقت و برای امتحانات است». 

*تغذیه مناسب حین امتحانات

یکی از نکات مهمی که والدین به ویژه مادران باید شب‌های امتحان در نظر داشته باشند، وضعیت تغذیه دانشجویشان است، اینکه در کنار خواب خوب و درس خواندن، غذایی هم بخورند که دلشوره و اضطرابشان را کاهش دهد از دمنوش‌های مناسب گرفته تا تغذیه کم چرب و کم روغن تا حال بچه‌ها را به جا بیاورد. این را هم در نظر داشته باشید که فرزندتان حین درس خواندن ، غذا نخورد تا هم تمرکزش از دست نرود و هم اینکه زیاد شیرینی و تنقلات مصرف نکند، این خوراکی ها شاید ابتدا انرژی زا به نظر برسند اما در بلند مدت باعث خستگی می شوند. تحقیقات نشان داده غذاهای نشاسته دار مثل برنج، نان و ماکارانی برای شب‌های امتحان مفید است. صبح روز امتحان هم صبحانه مقوی مثل تخم مرغ، نان و عسل مقوی یا میوه مثل موز هستند

در نهایت این ایام امتحانات نیز خواهد گذشت و چون هر سال دانش آموزان و دانشجویان به سراغ تعطیلات تابستان، تفریحات و سفر می روند و این فرصت مغتنمی برای یک مشارکت عالی بین اعضای خانواده با یکدیگر است تا به امید خدا با موفقیت از این مرحله خانواده ها عبور کنند.

بایدها و نبایدهای رفتار با فرزندان در شب امتحان

حرف از خاطرات بچه‌های دیروز و امروز است. خاطراتی از آخرین ماه فصل زیبای بهار که بخواهد و نخواهد آخرین ماه سال تحصیلی است و نامش با امتحانات پایان ترم گره خورده. حالا که به قول معروف این شتری است که درب هر خانه‌ای خوابیده و این فصل پرماجرا و پراضطراب، آش کشکی است که بخوریم و نخوریم پایمان است، چند کلامی از راه‌های مدارا برای خاطره‌انگیز کردن این برهه، شنیدنی است.

فصل امتحان؛ یک بازه زمانی کوتاه و نیازمند برنامه ای مدوّن و منظّم 

*یک بازه زمانی، پر از اضطراب

 بسیاری از خانواده‌ها این روزها، شاهد هیجانات حاصل از نگرانی فرزندانشان هستند.  دل‌شوره‌هایی که با گرفتن برنامه‌ امتحانی آغاز می‌شود و تا گرفتن نتیجه تلاش‌ها و به اصطلاح «کارنامه»، پایان می‌یابد. یک بازه زمانی نه‌چندان کوتاه که با نداشتن برنامه مدوّن و منظّم می تواند سرشار از اضطراب‌هایی شود که بدون شک بسیار مخرب و سوهان روح بوده و با تنش و آشفتگی‌های فراوان می تواند محیط گرم خانواده را آلوده کند. 

* وای به حال «شب امتحانی» ها!

بسیاری از دانش‌آموزان در طول سال تحصیلی گام‌به‌گام با معلمان و مباحث درسی پیش می‌روند و سؤالات و اشکالاتی را که در مسیر یادگیری و مطالعه با آن‌ها مواجه می‌شوند به وقت خود، حل‌وفصل می‌کنند. این قبیل دانش‌آموزان دغدغه یادگیری ندارند و با مرور کردن و تمرین مباحث درسی به نتیجه ایده‌آل می‌رسند. اما عده‌ای به «شب امتحانی» ها معروفند! عنوان و اصطلاحی که چندان خوشایند نیست و صاحبانش برای نتیجه ایده‌آل فشار و نگرانی زایدالوصفی را بر دوش می‌کشند. حجم فراوان از اطلاعات علمی که در زمانی کوتاه باید به حافظه دانش‌آموز سپرده شود و این گنجاندن اجباری و پرفشار اطلاعات در یکی دو شب و زمان محدود قطعاً اضطراب آور خواهد بود و ماندگاری زیادی هم نخواهد داشت. در نهایت هم متأسفانه یکی از بهترین سال‌های عمر دانش‌آموز قربانی بی‌توجهی، شیطنت، قصور در توجه و یادگیری و امثال این‌ها خواهد شد؛ عمری که حتی یک ثانیه از آن، هرگز برنخواهد گشت.

 باید شب قبل از آزمون به اندازه کافی استراحت کرد 

* سر جلسه امتحان خواب آلود نباشیم!

مادر برای نماز صبح بیدار شد. چراغ اتاق «یاسین» روشن بود، اما صدایی نمی‌آمد! در را باز کرد. شک نداشت، خوابش برده است. به بهانه نماز صبح دستی به سر و صورتش کشید و آهسته صدایش زد. پسر با اضطراب از جا پرید. نفس‌نفس می‌زد. کتاب را تندوتند ورق می‌زد و درحالی‌که اشک‌هایش روی صفحه‌های کتاب می‌ریخت مدام پشت‌سرهم، غُر می‌زد و می‌گفت: چرا خوابیدم؟! چرا کسی مرا صدا نزد؟! چرا… . کم خوابی این روزها که به جای خود! شیر، بیسکویت، چای، خرما و لقمه صبحانه را هم  مثل شام شب گذشته رد کرد و سعی می‌کرد به سرعت محفوظاتش را همراه با ورق زدن صفحه‌های کتاب ورق بزند. فقط خدا می‌داند که با این همه ضعف و خواب آلودگی، در جلسه امتحان چه خواهد گذشت!

دکتر «سمیرا غیبی»، مشاور و دبیر آموزش و پرورش 

«سمیرا غیبی» دکترای مشاوره و دبیر آموزش و پرورش، معتقد است شب امتحان زمان درس خواندن نیست، بلکه فرصتی برای مرور دروس است و دانش‌آموز در این فرصت باید تنها به تَورّق کتاب‌های درسی و یادداشت‌برداری نکات مهم بپردازد؛ یادداشت‌هایی که به‌عنوان چکیده‌ای از مهم‌ترین مطالب کتاب درسی می‌تواند در زمان محدودِ شب امتحان آن‌ها را مطالعه کند و مطالب کتاب به‌ اصطلاح برایش جا بیفتد. او شب امتحان را شب درس خواندن و حفظ کردن مطالب جدید نمی‌داند و تأکید می‌کند دانش‌آموز نباید در شب امتحان تازه به سراغ مطالبی برود که آن‌ها را بلد نیست و هرگز نباید فکر کند که در این زمان می‌تواند چیزی را از صفر یاد بگیرد. 

*شب امتحان در پرس و جوی پیشرفت تحصیلی فرزندمان نباشیم

غیبی در پاسخ به این سوال که پرس‌وجوی خانواده‌ها از وضعیت یادگیری و محفوظات دانش‌آموز در شب امتحان چه محاسن و معایبی دارد می‌گوید:« وقتی بچه‌ها درس را خواندند و کتاب را کنار گذاشتند هرگز نباید راجع‌به امتحان با آن‌ها حرف بزنیم. سؤالاتی همچون خواندی؟ نخواندی؟ بلدی؟ بلد نیستی؟… این‌ حرف ها دیگر برای شب امتحان نیست.»او می‌گوید:« دانش‌آموزان مقطع دبستان صبح روز امتحان نباید کتاب را باز کنند. اینکه دانش آموزی بگوید صبح بیدار می‌شوم و یک دور دیگر می‌خوانم ممنوع است و برای مرور و رفع نگرانی کافیست قبل‌از آزمون، وقتی در مدرسه با دوستانشان دور هم جمع می‌شوند، مباحثه داشته باشند.»

 صبح امتحان شرایط را برای مرور کوتاه مهیا کنید 

البته این دکترای مشاوره تأکید می‌کند توصیه مذکور مربوط به دانش‌آموزان مقطع دبستان است و درباره مقاطع بالاتر این مسئله متفاوت است. آن‌ها مرور صبح را نیاز دارند و چه‌بسا خوب و لازم است که حتماً قبل‌از امتحان یک ساعت به آن بپردازند .

شب امتحان باید دانش آموز را با کتابش تنها گذاشت

* سین جیم کردن دانش آموز در شب امتحان ممنوع

دکتر غیبی که در کارنامه شغلی خود، تجربه سال‌ها تدریس دارد، درباره پیگیری خانواده‌ها و رصد کردن فرزندان محصّل توسط والدین می‌گوید:« تمام پیگیری‌های والدین برای شب امتحان و تا قبل‌از رسیدن تاریخ آزمون است. یعنی از همان زمانی‌که برنامه‌ آزمون از طرف مدرسه به دانش‌آموز و خانواده او اعلام می‌شود، مادر و پدر باید وضعیت درسی فرزندشان را بررسی کنند. محک بزنند که چقدر خوانده یا نخوانده است. چقدر به مطالب درسی اشراف دارد و برای امتحان آماده است. به او گوشزد کنند که هر چقدر آمادگی داشته باشد به همان اندازه نتیجه خواهد گرفت، اما شب امتحان که فرا رسید، باید فرزندان را با کتابشان تنها بگذارند، چراکه هرچقدر فشار شب امتحان بیشتر شود اندوخته‌های ذهنیِ طول سال، از بین خواهد رفت.» او معتقد است سین جیم کردن فرزندان توسط والدین در شب امتحان معنا ندارد، زیرا بچه‌ها در این زمان تمرکز و تسلط کافی و توانایی جمع‌بندی افکار خود را ندارند و گاه دچار اضطراب می‌شوند. حتی فکر می‌کنند آن چیزهایی را که بلد هستند فراموش کرده‌اند و پرس‌وجوی خانواده این فشار و حجم نگرانی را زیاد می‌کند و هرگز نباید اتفاق بیفتد. بنابراین بررسی و رصد کردن خانواده مربوط به پیش‌از شب امتحان است.

«جلسه آزمون»؛ ساعاتی آرام اما پر هیاهو

*امتحان روز قبل را فراموش کنید
 غیبی همچنین تأکید دارد؛ از آنجا که معمولاً فاصله بین امتحانات  یکی دو روز است و یا فاصله‌ای وجود ندارد، امتحان قبلی نباید به چالش کشیده شود، زیرا اگر دانش‌آموزی از نتیجه امتحان قبل ناراضی باشد، خاطرات او باعث می‌شود در امتحان بعدی نیز خلل وارد شود. بنابراین پرس‌وجو در این‌جا هم جایز نیست و چنانچه دانش‌آموز امتحانش را خوب داده باشد قطعاً خودش آن را به خانواده اعلام می‌کند.

* سر امتحان قبراق باشید 

در پایان این دکترای مشاوره و دبیر آموزش و پرورش، به دانش‌آموزان توصیه می کند:« شب امتحان غذای سنگین میل نکنید و تا می‌توانید زودتر به رختخواب بروید تا قبراق و سرحال، سر جلسه امتحان حاضر شوید.»

*با یاد خدا دلها آرام می گیرد

در آیه 28 از سوره مبارکه رعد می‌خوانیم: «اَلا بِذِکرِ الله تَطمَئنُّ القُلوب؛ آگاه باشید، تنها با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌گیرد.» چقدر خوب است که دانش‌آموزان عزیز پیش‌از شروع پاسخ‌گویی به سوالات، با استعانت از خداوند متعال وجودشان را سرشار از آرامش کنند. به امید موفقیت همه فرزندان ایران اسلامی.

روش های خانگی رفع شوره سر

شوره سر یکی از معضلاتی است که هرکس با آن مواجه می‌شود به سرعت دنبال راهکار برای خلاصی از آن می‌گردد. این مشکل علاوه بر اینکه جلوه بدی به موها می‌دهد در صورت تشدید می‌تواند حتی موجب ریزش موی سر شود. شوره سر در بین نوجوان نیز بسیار رایج است و اغلب خانواده‌ها به دنبال راهکار برای درمان این معضل هستند. علاوه بر شامپوهای ضدشوره که قطعا‍ً تبلیغات آنها را زیاد دیده‌اید راهکارهای دیگری نیز وجود دارد که در طب سنتی نیز به آنها اشاره شده است.

درمان‌های خانگی رفع شوره سر

به گزارش اعتمادآنلاین، شوره سر می‌تواند علت‌های زیادی داشته باشد؛ کافی است اول علت آن را پیدا کنیم سپس برای درمان آن دست به کار شویم تا برای همیشه از شر آن خلاصی یابیم؛ خشکی بیش از حد یا چربی بیش از حد پوست سر، مالاسزیا- یک نوع قارچ-، مشکلات عاطفی، آلرژی داشتن به محصولات مراقبت از مو، استرس، رژیم غذایی نامتعادل، هورمون‌ها، کمبود ویتامین‌ها، تعویض مداوم و زودهنگام محصولات مراقبت از مو، تغییر آب و هوایی به خصوص در زمستان، استفاده زیاد از ژل مو یا اسپری مو یا سایر محصولات می‌توانند از دلایل ایجاد شوره سر باشند که در نتیجه می‌تواند منجر به تحریک پوست و خارش و ریزش موی سر شود.

در اینجا قصد داریم چندین راهکار برای درمان شوره موی سر به شما معرفی کنیم.

ماست‌درمانی 

ماست علاوه بر تمام خواصی که دارد می‌تواند به عنوان یک آبرسان قوی به پوست سر کمک کند تا از شر شوره‌ها خلاصی یابد. کافی است مقداری ماست را پیش از حمام روی پوست سر خود ماساژ دهید و بعد از ۱۰الی ۱۵ دقیقه طبق روال استحمام کنید و موهای خود را بشویید تکرار این درمان می‌تواند به مرور شوره سر را کاهش دهد. 

درمان شوره با سرکه سیب

سرکه سیب می‌تواند به عنوان یک ماده اسیدی شوره سر را به خصوص در مواقعی که علت آن مشکلات قارچی است برطرف کند. برای استفاده از این ماده باید بعد از پایان شست‌وشوی موی خود با شامپو و نرم‌کننده، سرکه سیب را روی موها و پوست سر خود اسپری کنید و بعد از ۱۰ دقیقه موها و پوست سر را آبکشی کنید. سرکه سیب علاوه بر خاصیت درمانی خود به شفافیت و درخشندگی موهای شما نیز کمک می‌کند.

 آبلیمو درمانی 

آبلیمو ترش نیز کاری شبیه به سرکه سیب با پوسته‌های سر شما می‌کند. آبلیمو به دلیل خاصیت اسیدی بودن از پوسته پوسته شدن کف سر و بروز قارچ نیز پیشگیری می‌کند ضمن اینکه به دلیل اینکه دارای مقادیر زیادی ویتامین C است می‌تواند کمبود ویتامین پوست سرتان را نیز تا حدودی جبران کند.

روغن‌درمانی

روغن‌درمانی برای زمانی است که شوره سر شما به دلیل خشکی بیش از حد پوست سرتان ایجاد شده است، در این زمان می‌توانید یک روغن ملایم نظیر روغن بچه یا روغن نارگیل را کمی روی حرارت گرم کنید در حدی که باعث سوختن پوست نشود، سپس روغن را به پوست سر مالید و کمی ماساژ دهید و بعد از آن یک حوله گرم را دور سر و موها بپیچید و ۲۰ الی ۳۰ دقیقه مکث کنید. سپس حوله را باز کنید و اجازه دهید چندین ساعت مثلاً یک شب تا صبح هوا به موهای پوست‌تان برسد و بعد از آن حمام کنید. شایان ذکر است شستن روغن از روی پوست کار کمی دشواری است پس اگر فکر می‌کنید چربی اضافه روی موها و پوست‌تان باقی مانده دو بار موهای خود را شامپو کنید تا چربی‌ها کامل از روی مویتان شسته و پاک شود.

روغن رزماری

رزماری خاصیت‌های فراوانی دارد که یکی از آنها خاصیت درمانی آن در رفع شوره سر است. اگر دقت کنید در بیشتر شامپوهای ضد شوره از عصاره رزماری نیز در ترکیب آنها استفاده شده است. بنابراین استفاده از روغن رزماری علاوه بر تقویت پیاز مو و رشد بیشتر موها می‌تواند به رفع شوره سر نیز کمک کند. روغن رزماری را می‌توانید به تنهایی یا با ترکیب سرکه سیب روی پوست سر بریزید و ماساژ دهید و بعد از ۱۵ الی ۲۰ دقیقه بشویید و آبکشی کنید. 

 درمان شوره سر با جوش شیرین 

کمی جوش شیرین را با آب ترکیب کنید و روی پوست سر ماساژ دهید و سپس بشویید. جوش شیرین به از بین رفتن شوره سر کمک زیادی می‌کند. 

 از بین بردن شوره سر با آلوئه‌ورا

آلوئه‌ورا یک گیاه فوق‌العاده برای تقویت پوست و مو است. یک برگ آلوئه‌ورا را از وسط برش بزنید و ژل وسط برگ را درون ظرفی بریزید و پیش از حمام این ژل را به پوست سر خود بزنید و سپس موهای خود را بشویید. هفته‌ای دو بار از این روش استفاده کنید تا کم‌کم شوره سرتان از بین برود. آلوئه‌ورا علاوه بر خاصیت درمانی‌ای که برای شوره سر دارد برای تقویت موها و نرمی مو مفید است و از ایجاد موخوره نیز جلوگیری می‌کند.

 ماسک زرده تخم‌مرغ 

زرده یک یا دو عدد تخم‌مرغ را بسته به حجم مو، از سفیده جدا کنید و روی پوست سر خود بمالید. اگر می‌خواهید از خواص تقویتی آن نیز برخوردار شوید بعد از آغشته کرد پوست سر به زرده تخم‌مرغ یک کلاه رنگ روی سر بگذارید و بعد از ۱۵ دقیقه استحمام کنید. زرده تخم‌مرغ به دلیل اینکه دارای چربی نیز هست هم به نرمی و شفافیت موهای شما کمک می‌کند و هم شما را از شر شوره سر خلاصی می‌دهد.

حقیقت ماجرای عروس پاکستانی که به اندازه وزنش، طلا هدیه گرفت

خانواده عروس و دامادی که چندی پیش فیلم عروسی‌شان در حالی‌که عروس روی ترازو نشسته بود و به اندازه وزنش طلا هدیه می‌گرفت، داستان واقعی این دست‌ودلبازی را گفتند.

چندی پیش در تمام رسانه‌های خبری، از یک عروسی فوق‌لاکچری صحبت و ویدیوی آن در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد که تعجب و البته خشم بسیاری از مردم را برانگیخت.

در آن عروسی، عروس روی ترازویی بزرگ نشسته بود و داماد هم‌وزن عروس، به او شمش طلا هدیه داد.

اما حقیقت ماجرا چیز دیگری است. خانواده این زوج به رسانه‌ها گفتند که آن آجرها فقط روکشی از طلا داشتند و شمش طلا نبودند. در واقع عروس و داماد دوست داشتند، عروسی‌شان شبیه صحنه عروسی سریال بالیوودی «جودا اکبر» باشد که در آن جودا موقع عروسی با اکبر به اندازه وزنش، طلا هدیه می‌گیرد.

حقیقت ماجرای عروس پاکستانی که به اندازه وزنش، طلا هدیه گرفت

این عروس و داماد هم برای اینکه بتوانند تم این سریال را حفظ کنند، برای این صحنه از آجرهایی که با آب طلا پوشانده شده بود، استفاده کردند. به گفته خانواده این زوج، آنها باور نمی‌کردند این ویدیوی عروسی تا این اندازه جنجال درست کند.

حقیقت ماجرای عروس پاکستانی که به اندازه وزنش، طلا هدیه گرفت

درواقع اصلا از دست به دست شدن ویدیوی عروسی‌شان در شبکه‌های اجتماعی خبر نداشتند و عکاس مراسم به آنها گفت که چه اتفاقی افتاده است.

زن استرالیایی که شوهرش را به قتل رساند، قهرمان شهرش شد

یک زن ۴۳ ساله ی استرالیایی به نام ربکا پین که همسرش را با خوراندن دارو به قتل رساند و جسد او را در یک فریزر صندوقی پنهان کرد، حالا قهرمان شهر خودش شده است.

ربکا که ۳ فرزند دارد، بعد از گناهکار شناخته شدن از سوی دادگاه در اتهام قتل همسرش، نوئل پین ۶۸ ساله در شهر کوچکی در استرالیا به حبس ابد محکوم شده است.

زن استرالیایی که شوهرش را به قتل رساند، قهرمان شهرش شد

 

با این حال، وکیل ربکا می گوید او شایستگی آنکه مورد عفو قرار گیرد را دارد و همسایه های او نیز به حمایت و دفاع از او برآمده اند. ربکا پس از سال ها تحمل خشونت فیزیکی و عاطفی توسط همسرش که ۲۵ سال از او بزرگ تر بود، نوئل را با بیسکوییت های آغشته به دارو مسموم کرد.

وکیل ربکا، ریچارد ادنی به دلیل «خشونت های خانگی وصف ناپذیر نوئل» خواستار عفو موکل خود شده است.

ربکا حالا «هیولای بیسکوییتی» لقب گرفته اما اهالی شهری که این زوج در آنجا زندگی می کردند، او را یک قهرمان می دانند.

پسر ربکا، جیمی به رسانه ها گفته: «مادرم ۱۴ سال با یک هیولا در جهنم زندگی کرد. بچه هایش به او نیاز دارند. شهرش به او نیاز دارد. همه ی ما به او نیاز داریم. امیدوارم به خاطر چیزی که از سر گذرانده به مادرم سخت نگیرند و با او مدارا کنند.»

نوئل در سال ۲۰۲۰ بعد از خوردن بیسکوییت های لیمویی که ربکا آن ها را به داروی تمازپام که نوعی قرص خواب است، آغشته کرده بود، جان خود را از دست داد.

ربکا در دادگاه مدعی شد که قصد کشتن همسرش را نداشت و تنها می خواست او را به خواب ببرد.

بعد از مرگ نوئل، ربکا جسد او را در یک پتو پیچید و به فریزر صندوقی حیاط پشتی خانه شان منتقل کرد.

زن استرالیایی که شوهرش را به قتل رساند، قهرمان شهرش شد

علیرغم محکومیت ربکا به حبس ابد، بسیاری از اهالی شهر به دفاع از او برآمده اند.

روندا مک گی، یکی از همسایه های این زوج به رسانه های استرالیا گفته: «ربکا زن واقعاً خوبی است و اتفاقاتی که در زندگی اش برایش افتاد حقش نبود.»

یکی دیگر از همسایه های این زوج هم ربکا را «نه جنایتکار، بلکه قربانی» خوانده است.

در این میان زن جوان دیگری نیز خود را از قربانیان نوئل معرفی کرده است. او به دادگاه گفته با خانواده ی پین زندگی می کرد و نوئل او را به برقراری رابطه جنسی بدون رضایت مجبور کرده، پول هایش را در کنترل خود گرفته و او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود. نوئل این زن جوان را به خانه ی خود و ربکا آورده و با او رابطه جنسی برقرار کرده بود.

به گفته ی این زن، نوئل او را مجبور کرده بود نامش را ۵ بار روی بدنش خالکوبی کند. ربکا هم ۱۸ خالکوبی از نام نوئل در سرتاسر بدنش دارد.

این زن به دادگاه گفته با مرگ نوئل، حالا زندگی بهتری پیدا کرده است.

وکیل ربکا، ریچارد ادنی به دادگاه گفته: «نوئل پین در این شهر کوچک، جهانی فاسد ساخته بود که در آن برای لذت خودش با زن ها  به شکل یک کالا و مایملک شخصی رفتار می کرد.»

با این حال، به گفته ی دادستان، دیوید گلین ادعاهای وکیل ربکا درباره ی اینکه اگر اقدامی صورت نمی گرفت، این وضع به مرگ ربکا می انجامید، چیزی جز یک گمانه زنی نیست.

گلین همچنین گفت که معتقد است ربکا از دست کم روزها یا هفته ها قبل برای قتل نوئل برنامه ریزی کرده بود که شامل پخت بیسکوییت، آسیاب کردن قرص های خواب آور، اضافه کردن آن به لایه ی رویی بیسکوییت ها و در نهایت انتقال جسد می شد.

گلین گفت کاری که ربکا با نوئل کرده هولناک است، با این حال، او پذیرفت که شواهدی مبنی بر آزار و اذیت ربکا توسط نوئل وجود دارد.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند

 اما بعید است هرگز به ذهنتان رسیده باشد که یک زن، انحصار این شغل مردانه را بشکند و پای ثابت مسافرت‌های دور و دراز جاده‌ای شود.  

پروین عابدی اولین زن که نه، اما جزو معدود زنانی است که از حصار آشپزخانه و خیاط‌خانه، به گستره پیچ در پیچ جاده‌های ترانزیتی رسیده تا برای خانواده ۵نفره‌اش هم مادر باشد هم پدر. او با اینکه به‌خاطر شغل پدرش از ۱۵سالگی رانندگی را فوت آب بوده تا ۱۸سالگی صبر کرده و بعد یکی از هزاران نفری شده که با برگه قبولی از شهرک آزمایش بیرون آمده‌اند.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  نفر اول سمت چپ ، خدابخشی مکانیک مخصوص بهار است . نفر سمت راستی او هم پسرش است. او همراه با یک تیم حرفه‌ای مکانیک ماشین‌های سنگین را برعهده دارد

پروین ۴۰ساله درباره‌ آن سال‌ها می‌گوید: «هم رانندگی بلد بودم، هم مکانیکی. آن وقت‌ها مثل الان این همه آموزشگاه رانندگی نبود؛ هر کس گواهینامه می‌خواست باید می‌رفت شهرک آزمایش. نه استرس داشتم، نه هول شده بودم. وقتی نشستم داخل ماشین، فرمان را یک دستی گرفتم. هنوز روشن نکرده بودم که افسر گفت: «ردی! ۳بار امتحان دادم تا بالاخره گواهینامه گرفتم. آن‌قدر خوشحال بودم که همان شب به همه سور دادم».

با اینکه پدرش از این همه عشق و علاقه او به رانندگی به شدت استقبال می‌کرد، اما برادرهایش به خاطر همین علاقه پسرانه حسابی با او لج و لجبازی می‌کرده‌اند تا جایی که خودش می‌گوید: «پدرم عاشق این بود که یکی کارش را ادامه بدهد و به قول معروف چراغ شغلش را روشن نگه دارد اما هر سه برادرم علاقه‌ای به این کار نداشتند.

ما همیشه با هم کل کل داشتیم. این را هم بدانید که هیچ کدام از آنها دست فرمان من را ندارند. خدا بیامرز آن‌قدر من را تشویق کرد که بالاخره راننده شدم. ازدواج کردم. شوهرم هم مرد جاده بود. خودش ماشین نداشت اما یک آشنایی داشت که روی ماشین سنگین او کار می‌کرد و دستمزد می‌گرفت. آخرش هم جانش را بالای همین جاده‌ها داد و با یک ماشین سواری در اتوبان تهران- کرج تصادف کرد و رفت». دختر نوجوان ۲۸سال پیش هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد که آن‌قدر زود وارد این حرفه بشود.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند

عابدی همین جور که تر و فرز از پله‌های بلند تریلی‌اش بالا می‌رود، می‌گوید: «عاشق کارهای سخت و مردانه‌ام. کار هر چقدر سخت‌تر باشد، وسوسه انجام دادنش بیشتر گرفتارم می‌کند. آن سال‌هایی که خانه بودم و بچه‌داری می‌کردم همه آموزش‌ها و هنرهایی که لازم است یک خانم بلد باشد را یاد گرفته بودم؛ از آشپزی و خیاطی بگیر تا هویه‌کاری و گل‌چینی اما انگار رانندگی شوق دیگری در من ایجاد می‌کند». 

پروین خانم از دورانی تعریف می‌کند که به عنوان مربی به جوان‌هایی که مثل خودش عشق رانندگی داشته‌اند رانندگی یاد می‌داد؛ «۵سال مربی بودم. توی این ۵سال یک بار هم تصادف نکردم. کارم را دوست داشتم اما درآمدش کفاف زندگی‌مان را نمی‌داد. قسم خورده بودم به ارثیه بچه‌ها دست نزنم». 

انگار قرار نبود زندگی روی خوش خودش را به عابدی نشان بدهد؛ گرفتاری پشت گرفتاری و گره بعد از گره اما او هم بیدی نبود که با این بادها بلرزد. خودش می‌گوید چون متولد دی‌ماه است هیچ در بسته‌ای برایش وجود ندارد؛ برای همین ۲سال بیشتر از فوت همسرش نگذشته بود که یکه و تنها با ۳ تا بچه قد و نیم قد راهی کرج شد تا روزی‌اش را آنجا طلب کند.

آن روی سکه

«فامیل کلا با کارهای من موافق نبودند. مادرم می‌گفت کله شقی هم حدی دارد؛ تو حد و اندازه استانداردش را شکسته‌ای. یک مدت مربی رانندگی بودم و بعد خودم یک آموزشگاه تاسیس کردم». 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
حسین- پسر پروین عابدی- هم حالا کامیون‌دار شده و آنچنان با اشتیاق از مدل‌های جدید ماشین سنگین حرف می‌زند که بیا و ببین. اسم کامیونت حسین «ترانزیت کوچولو» است

خاطرات آموزشگاه او را هنوز هم خیلی‌ها به یاد دارند؛ مربی بچه به بغلی که از ۶صبح تا ۸شب پشت ماشین، دور دو فرمان و پارک دوبل آموزش می‌داد؛ «بالاخره ما هم روی خوش زندگی را دیدیم و افتادیم توی کفی جاده. چرخ آموزشگاه خوب می‌چرخید و کلی هنرجو داشتم. ۲تا ماشین‌ سواری هم خریده بودیم و داده بودیم دست مربی. رفتن به کرج برایم آمد داشت؛ هم اجاره خانه کمتری می‌پرداختم هم اینکه به دلیل دوری راه کسی کاری به کارم نداشت.

دخترهایم هم دیگر از آب و گل بیرون آمده بودند و کمکم می‌کردند. پسر کوچکم را هم هر روز با خودم می‌بردم سرکار. تمام کودکی حسین داخل ماشین و پشت فرمان سپری شد؛ به خاطر همین هم او علاقه شدیدی به رانندگی دارد؛ درست مثل خودم دیوانه رانندگی است؛ هر چند تا وقتی که از سفر برگردد و ببینمش دلم هزار راه می‌رود». 

   ناسازگاری روزگار

زندگی پروین عابدی پر از فراز و نشیب است. درست در روزهایی که همه چیز رو به راه شده بود یک اتفاق دوباره او را به دردسر انداخت؛ «۵سال پیش بود که سر هیچ و پوچ ۴۰ میلیون تومان سرمایه‌ام به باد رفت. این‌بار دیگر هیچ کاری نمی‌توانستم انجام بدهم دفعه اول آن‌قدر از خودم غدبازی درآورده بودم که خانواده به کل بی‌خیالم شده بودند. نه راه پس داشتم نه راه پیش. اما بالاخره خدا بنده‌اش را تنها نمی‌گذارد».

همین‌جا بود که پروین عابدی تصمیم گرفت به عنوان هنرجو در دوره آموزشی رانندگی پایه یک ثبت‌نام کند و دور از چشم دخترها و بدون اینکه کسی متوجه شود سر کلاس برود؛ «شاگرد بدی نبودم. مربی‌ام باورش نمی‌شد دفعه اولم است که پشت کامیون می‌نشینم. فرمان کامیون آن‌قدر برایم نرم بود که یک‌بار هم فکر نکردم کار شاقی می‌کنم».

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  این هم عکس یادگاری خانم عابدی با کامیون معروفش «بهار»است. این کامیون رفیق جاده راننده‌اش است

او با این همه سخت‌کوشی بالاخره بعد از ۳بار امتحان دادن، گواهینامه پایه یک می‌گیرد؛ هر چند هنوز هم قاطعانه می‌گوید: «حقم بود که همان دفعه اول قبول می‌شدم؛ سرهنگ ممتحن هم همین عقیده را داشت اما به خاطر اینکه مردها ناراحت نشوند ردم کرد. آن دفعه‌ای هم که قبول شدم ۲ نفر از من امتحان گرفتند.

آن‌قدر دنده کم و زیاد کردم که کف دستم تا ۲ روز زق‌زق می‌کرد». یک هفته بعد از گرفتن گواهینامه بود که خانم راننده کار با ماشین سنگین را شروع کرد؛ اول تریلر ۵تنی بعد هم یواش‌یواش پیشرفت کرد تا رسید به ۱۸چرخ و تریلر ۴۰تنی، «الان ۴ سال است که توی جاده‌ام؛ تهران، اصفهان، شیراز، سیستان، بندرعباس؛ هر جایی که فکرش را بکنید رفته‌ام. من و بهار (ماشینم) را همه توی جاده‌ها می‌شناسند. جان کندم تا سری توی سرها درآوردم و شدم خانم عابدی!». 

راننده کرایه‌ای

روزهای یخ‌بندان و بستن زنجیر چرخ به غول ۱۸ چرخی که حرف آدمیزاد حالی‌اش نمی‌شود، شب‌های گرم در جاده‌هایی که محض رضای خدا یک لامپ هم در آنها پیدا نمی‌شود و زندگی در شرایط سخت علاوه بر اینکه روی دست‌های عابدی تاثیر گذاشته، خوی و منش او را هم حسابی تغییر داده  و از او یک انسان سخت کوش و شکست ناپذیر ساخته است.  

او با گلایه از رفتار بد بعضی از راننده‌های ترانزیت‌ می‌گوید: «نمی‌دانم چرا مردها با رانندگی زن‌ها مشکل دارند! حسودی‌شان می‌شود خانم‌ها با احتیاط‌تر و نرم‌تر رانندگی می‌کنند. حالا که شناخته‌تر شده‌ام کمتر، اما قدیم‌ترها راننده‌های گذری هم با من کل می‌انداختند و هم اذیتم می‌کردند. تصورش را بکنید؛ یک غول ۱۸ چرخی که بارش شیشه است و یک خطای کوچولو باعث انحرافش می‌شود، تبدیل به وسیله بازی و تفریح بعضی راننده‌ها می‌شد. سر همین شیطنت‌ها یک مدت تصمیم گرفتم راننده اتوبوس باشم؛ دفترچه‌اش را هم گرفتم؛ ۲تا سفر هم تا سوریه رفتم و آمدم اما زیاد به دلم ننشست.» 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
    او رانندگی اتوبوس را هم تجربه کرده است. ولی راننده اتوبوس علاوه بر جان خودش مسؤولیت جان مسافرها را هم برعهده دارد. عابدی ترجیح می‌دهد که  راننده ترانزیت باشد

او حالا می‌رود سراغ روزهایی که مجبور بوده لاستیک کم‌باد و پنچر ۱۵۰ کیلویی تریلی‌اش را تنها عوض کند و می‌رسد به لجبازی راننده‌ها برای حرکت کردن در شب. خانم راننده از هر دری می‌گوید تا می‌رسد به امنیت جاده‌ها. اینجا که می‌رسیم تازه سر درددلش باز می‌شود؛ «جاده‌هایمان جاده‌های مرگ هستند. از رانندگی بی‌ملاحظه بعضی‌ها که فاکتور بگیریم نبود چراغ روشنایی و کمبود علائم راهنمایی و رانندگی، جاده‌ها را به جاده‌های بسیار پرخطری تبدیل می‌کند». 

الان با کامیون اجاره‌ای در خط بندرعباس- عسلویه کار می‌کند و سفرهای خارجی هم می‌رود. پروین می‌گوید: «می‌توانید از پلیس راه آمار بگیرید تا حالا شکر خدا تصادف نکرده‌ام».

عابدی که دلش از دست خارجی‌ها حسابی خون است می‌گوید: «با اینکه راننده ترانزیت بودن در کشورهای دیگر کاری عادی محسوب می‌شود اما راننده‌های کشور ترکیه با دیدن خانم‌های راننده به شدت بد رانندگی می‌کنند. از سوریه پیشنهاد کار داشتم اما خودم قبول نکردم».

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
گیرافتادن در بیابان زن و مرد نمی‌شناسد. برای عبور از این مشکل باید مکانیکی را هم بلد بود. گرچه کار بسیار سخت و سنگینی است

تعریف از جاده و نوع رانندگی راننده‌ها ادامه دارد تا اینکه نوبت به پلیس راه می‌رسد. عابدی از برخورد نیروهای پلیس راهور کاملا راضی است؛ «پلیس، همه جا هست. با این صفحات کامپیوتری و گشت‌های نامحسوس چیزی از قلم نمی‌افتد. البته راننده‌هایمان هم بد نمی‌رانند اما جاده‌هایمان هنوز خطرناکند. دوست دارم کم‌کم بروم سراغ خلبانی. می‌خواهم آسمان را هم تجربه کنم!» راننده بودن یک شغل موروثی در خانواده عابدی‌هاست.

رانندگی در بیابان از آدم یک همه‌فن حریف می‌سازد 

پروین عابدی برای خودش یک پا استاد مکانیک هم هست. او هم مثل مردها برای به دست آوردن یک لقمه نان حلال تاریکی و تنهایی جاده‌های ترانزیت را انتخاب کرده است؛ بچه‌هایش به مادرشان افتخار می‌کنند و آرزو داشتند آن‌قدر پولدار بودند که برایش یک کامیون می‌خریدندتا به جای کار کردن و زحمت‌کشیدن روی ماشین غریبه‌ها برای خودش کار کند.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  او باید بتواند از عهده خیلی از کارهای مربوط به تروخشک کردن «بهار» بربیاید
مثل عوض کردن آب باتری و یا روغن موتور و …

 

خاطره رهبر انقلاب از بافتن موی دخترشان

کانال تلگرامی ریحانه خاطره رهبر انقلاب از بافتن موی دخترشان برای دیدار با امام (ره) را منتشر کرد.

یک بار هم من خودم [دخترم را برای زیارت امام]بردم. چهار پنج ساله بود. خانواده ما رفته بودند مشهد و او ماند پیش من برای اینکه بیاید امام را روز عید ببیند. صبح پا شدیم و سرش را شانه کردیم و مرتبش کردیم و موهایش را به زحمت بافتیم.

یک دستی هم که نمیشود؛ من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم، اما با یک دست نمیشود؛ دودستی باید ببافند، چون باید موها را سه قسمت کنند. رفقای پاسدار آمدند به کمک ما و موی سرش را بافتیم و چادر سرش کردیم و خدمت امام آوردیم.

روزدختر

۱۳۸۶/۱۲/۲۶

خاطره رهبر انقلاب از بافتن موی دخترشان

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا بعضی عادت ها، ویژگی ها یا توانایی هایتان با اعضای خانواده تان کاملاً متفاوت است؟ تحقیقات نشان داده بعضی از ویژگی های فرزند ممکن است از تنها یکی از والدین – یا پدر و یا مادر – به ارث رسیده باشند.

۱- ویژگی های فیزیکی: مادر

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

 

برخی ویژگی های فیزیکی همچون رنگ و جنس موها، خط رویش مو، پوست و واریس به کروموزوم X مربوط اند و اغلب از مادر به ارث می رسند.

۲- قد: پدر

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

قد فرزند را دست کم ۷۰۰ تنوع ژنتیکی ای تعیین می کند که هم از پدر و هم از مادر به ارث می رسند. با این حال، از قرار معلوم ژن قد پدر و مادر تأثیرگذاری نسبتاً متفاوتی از یکدیگر دارند. برای مثال، ژن های پدر در رشد و بنابراین قد مهم ترند.

۳- الگوهای خواب: مادر

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

شما عادت های خواب تان را احتمالاً از مادرتان به ارث برده اید. تحقیقات نشان داده مادران بیشتر از پدران ساعت زیستی خود (چرخه های طبیعی خواب و بیداری) را به فرزندان شان انتقال می دهند. این بدان معنی است که اگر مادری اهل شب بیداری یا سحرخیز باشد، ممکن است فرزندش هم همانگونه شود.

۴- دندان های نامرتب: پدر

در مواردی که پدر از سلامت دندانی ضعیفی برخوردار است، احتمال نیاز پیدا کردن فرزند او به دندانپزشک بیشتر از همسن و سالانش می شود، حتی اگر مادر دندان های خوبی داشته باشد. همه ی مشکلات دندانی تان ممکن است مستقیم از پدرتان به شما به ارث رسیده باشند.

۵- خلق و خو و احساسات: مادر

تحقیقات نشان داده در خصوص سیستم کورتیکولیمبیک مغز که مسئولیت تنظیم احساسات را برعهده دارد و با اختلالات خلقی مرتبط است، احتمال به ارث رسیدن آن از مادر به دختر بیشتر از احتمال انتقال آن از مادر به پسر یا پدر به فرزند (دختر یا پسر) است.

۶- جنسیت: پدر

پدرها مسئول تمام و کمال جنسیت فرزندان خود هستند. جنسیت فرزند را کروموزوم های X و Y که با نام کروموزوم های جنسی هم شناخته می شوند، تعیین می کنند. دخترها از پدر خود یک کروموزوم X به ارث می برند که نتیجه ی آن تشکیل ژنوتیپ XX است. پسرها هم از پدرشان یک کروموزوم Y به ارث می برد که با آن ژنوتیپ XY تشکیل می شود. از آنجایی که مادر به فرزند خود تنها کروموزوم X انتقال می دهد، جنسیت فرزند به طور کامل در کنترل پدر است.

۷- چال گونه: پدر

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

در بسیاری از فرهنگ ها چال گونه یکی از معیارهای زیبایی و جذابیت محسوب می شود. با این حال، دانشمندان آن را یک نقص تعریف می کنند که بر اثر کوتاه شدن ماهیچه های صورت به وجود می آید. چال گونه را ویژگی ای ارثی می دانند چون یک صفت ژنتیکی غالب است و بیشتر از پدر به ارث می رسد.

۸- اثر انگشت: پدر

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

هیچ دو اثر انگشتی دقیقاً مانند هم نیست چرا که شکل آن بی همتا است. با این حال، اثر انگشت یک فرزند ممکن است شبیه به پدرش باشد. شکل اثر انگشت صفتی ژنتیکی است که از پدر به ارث می رسد.

۹- عطسه: پدر

۹ ویژگی که از تنها یکی از والدین خود به ارث می بریم

برخی افراد هنگام خیره شدن به نور خورشید یا دیگر نورهای تند به طرز غیر قابل کنترلی شروع به عطسه می کنند. این هم یک صفت ژنتیکی است که از پدر به ارث می رسد. به این حالت سندرم آچو (Achoo Syndrome) گفته می شود و احتمال به ارث بردن آن از سمت پدر بیشتر است.

این پسر در ۹ سالگی پدر شد

داستان پدران کوچک، موضوع تازه‌ای نیست. از گذشته‌های دور وجود داشته و در عصر جدید هم هنوز نشانه‌هایش پیدا می‌شود.

این‌ها فقط چند نمونه از کم‌سن‌وسال‌ترین کودکان دنیا هستند که خودشان پدر شده‌اند.

پدر ۹ ساله چینی

با وجود قوانین سرسختانه‌ای که برای کنترل جمعیت در چین وجود دارد، مردم این کشور همچنان به بعضی از آداب و رسوم‌شان درباره فرزندآوری پایبند هستند. برای همین هم هست که بعد از گذشت این‌همه سال و با وجود تمام مجازات‌های سخت‌گیرانه، بنابر بعضی آداب و رسوم عجیب چینی، کودکان‌شان را زن و شوهر اعلام می‌کنند. بعضی چینی‌ها اعتقاد دارند، کودک وقتی به سن ۱۰ سالگی رسید، باید ازدواج کند. این رسم عجیب از گذشته‌های دور وجود داشته و هنوز هم کم‌وبیش اجرا می‌شود.

این پسر در ۹ سالگی پدر شد

این ماجرای عجیب که باعث شکستن رکورد عجیب چینی‌ها شد، به سال ۱۹۱۰ میلادی یعنی به زمانی بیشتر از ۱۰۰ سال پیش برمی‌گردد. در آن زمان پسری ۹ ساله با یک دختر ۸ ساله ازدواج کرد و همان‌سال هم صاحب فرزند شدند. درباره این خانواده و نام پدر و مادر جوان اطلاع چندانی در دست نیست فقط می‌دانیم که آنها تا چند سال بعد صاحب ۴ فرزند شده بودند.

کوچکترین پدر در انگلستان

چند سال پیش بود که پدر شدن پسر ۱۴ ساله انگلیسی سروصدای زیادی به پا کرد و حالا بعد از چند سال، این اتفاق برای دختر ۱۵‌ساله این پدر جوان هم افتاده است.

این پسر در ۹ سالگی پدر شد

این دختر کوچک و ریزنقش انگلیسی با به دنیا آوردن اولین فرزندش کاری کرده تا پدرش عنوان جوان‌ترین پدربزرگ شناخته‌شده‌ دنیا را به دست بیاورد. او می‌گوید که سعی کرده، هرچه لازم است انجام دهد تا بچه‌هایش اشتباه او را تکرار نکنند.  

عشاق ۱۳‌ساله انگلیسی

این پسر در ۹ سالگی پدر شد

عشق پسر ۱۳ ساله و همکلاسی ۱۲ساله‌اش در انگلستان باعث شد آنها خیلی زود با هم ازدواج کنند، آنها که توانسته‌اند عنوان جوان‌ترین پدر و مادرهای انگلیسی را به دست آورند برای اولین‌بار همدیگر را در دبستان ملاقات کردند و تصمیم به ازدواج با هم گرفتند. نزدیکان این زوج کوچک می‌گویند که آنها علاقه بسیار زیادی به هم دارند و اکنون فرزندشان را با کمک مادرانشان بزرگ می‌کنند.

برملا شدن قتل زن تنها با بلند شدن بوی تعفن از خانه‌اش

 زن تنها وقتی از مرد جوان کمک خواست، تصور نمی‌کرد این کار به قتل فجیع خودش ختم شود.

برملا شدن قتل زن تنها با بلند شدن بوی تعفن از خانه‌اش

 رسیدگی به این پرونده از بهمن‌ماه سال ۱۴۰۰ با تماس یک زن جوان با مأموران کلانتری ونک آغاز شد.

وی گفت: ما سال‌هاست در ده ونک ساکن هستیم. چند روز است از خانه همسایه‌مان بوی تعفن به مشام می‌رسد. همسایه ما پیرزنی است که تنها زندگی می‌کند و چند روزی است او را ندیده‌ایم و نگران او هستیم.

با این تماس، مأموران به خانه پیرزن تنها رفتند و پس از گشودن در با جسدی روبه‌رو شدند که به خاطر نداشتن سر قابل شناسایی نبود. شواهد نشان می‌داد چند روز از مرگش گذشته است. در بررسی‌ها روشن شد زن تنها قربانی جنایت یک آشنا شده است.

جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و مأموران برای افشای راز جنایت به تکاپو افتادند. مأموران در نخستین گام از تحقیقات به پرس‌وجو از همسایه‌ها پرداختند.

نخستین سرنخ

یکی از آنها گفت:صاحبخانه زنی بازنشسته به نام سوسن بود که ۷۲ سال داشت و به تنهایی زندگی می‌کرد. فقط گاهی‌اوقات مرد جوانی به خانه‌اش رفت‌وآمد داشت و کارهای او را انجام می‌داد. آخرین بار مردی را دیدیم که چند وسیله از این خانه خارج می‌کرد.

یکی دیگر از همسایه‌ها گفت: ما هر روز پیرزن را می‌دیدیم، اما چند روزی بود از او خبری نبود و بوی تعفن از خانه‌اش به مشام می‌رسید. آخرین‌ بار مردی ۵۰ ساله را که همیشه به خانه پیرزن رفت‌وآمد داشت در کوچه دیدیم و حال سوسن را پرسیدیم اما او گفت حال پیرزن خوب است و در خانه استراحت می‌کند.

با اطلاعاتی که همسایه‌ها به پلیس داده بودند مرد میانسال به‌عنوان مظنون ردیابی شد. پلیس در بخش دیگری از تحقیقات دریافت خودروی پژو ۲۰۶ قربانی نیز سرقت شده است.

بازداشت مرد آشنا

مأموران با تجمیع اطلاعات، مرد آشنا به نام شهرام را که ساکن شهر کرج بود و به خانه پیرزن رفت‌وآمد داشت شناسایی کردند. با استعلام سوابق وی مشخص شد او چند سابقه کیفری در زمینه سرقت و مواد مخدر دارد. سرانجام مأموران وی را بازداشت و خودروی قربانی را که مقابل خانه وی پارک شده بود کشف کردند.

متهم در بازجویی‌ها لب به اعتراف گشود و گفت: سوسن یکی از همسایه‌های قدیمی پدرم بود و از آنجایی که از کودکی مرا می‌شناخت به من اعتماد داشت. من همیشه کارهایش را انجام می‌دادم و سوسن هم در مقابلش به من پول می‌داد. چند روز قبل ماشین او را گرفتم تا تعمیر کنم. بعد از اینکه ماشین را به او تحویل دادم از من خواست برای گرفتن پول تعمیر و دستمزد به آپارتمانش بروم. وقتی به آنجا رفتم دسته‌های تراول‌چک را دیدم و وسوسه شدم.

وی ادامه داد: من در یک لحظه پتویی را روی سر پیرزن انداختم و او را خفه کردم، سپس به سراغ تراول‌ها رفتم اما وقتی آنها را شمردم متوجه شدم ۲ میلیون تومان بیشتر نیست و از کاری که انجام داده بودم پشیمان شدم، اما از ترسم جسد را به داخل دستشویی بردم و با چاقو ضرباتی به گردنش زدم و پس از تکه کردن جسد بخشی از جنازه پیرزن را داخل یک کیسه گذاشته و در باغچه دفن کردم.

متهم گفت: سپس کلید خانه را برداشتم و با پول‌های سرقتی مقداری مواد مخدر خریدم و یک هفته مصرف کردم. وقتی پول‌هایم تمام شد چند باری به خانه سوسن رفتم و لوازم خانه‌اش مانند جاروبرقی، فرش، تلویزیون و قابلمه‌هایش را برداشتم تا آنها را بفروشم، اما چون اعتیاد داشتم کسی آنها را از من نمی‌خرید. به همین خاطر به ناچار وسایل را به خانه پدرم بردم و در نهایت کل وسایل را به مبلغ ۳ میلیون تومان به یک ضایعاتی فروختم.

وی افزود: آخرین باری که خانه سوسن رفته بودم جسد متعفن شده بود. سعی کردم با مثله کردن جسد هر بار بخشی از آن را به بیرون از خانه ببرم و دفن کنم اما چون همسایه‌ها به من مشکوک شده بودند دیگر به خانه او نرفتم. من در این مدت به خانواده‌ام گفته بودم که ماشین را قسطی خریده‌ام.

با اعترافات تکان‌دهنده مرد معتاد، بقایای سر قربانی نیز در باغچه‌ای در همان محل کشف شد. پرونده جنایت تکان‌دهنده با صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و شهرام از خود دفاع کرد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه اولیای‌دم درخواست قصاص را مطرح کردند، سپس شهرام در جایگاه ویژه ایستاد و به تشریح ماجرا پرداخت.

وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود و اشک می‌ریخت، گفت: باور کنید قصد کشتن پیرزن را نداشتم، آن روز شیشه مصرف کرده بودم و حال طبیعی نداشتم. پیرزن چند روز قبل از من خواسته بود خودرویش را به تعمیرگاه ببرم. ما سر مبلغی که بابت تعمیر ماشین پرداخته بودم با هم درگیر شدیم. او شروع به داد و فریاد کرد و من دستانم را دور گلویش گرفتم. باور کنید فقط می‌خواستم او را ساکت کنم اما یکباره متوجه شدم دیگر نفس نمی‌کشد. اگر پیرزن داد و فریاد نمی‌کرد، آنجا را ترک کرده بودم و چنین ماجرایی هم رخ نمی‌داد.

وی درباره مثله کردن جسد گفت: برای اینکه جسد شناسایی نشود تصمیم گرفتم او را تکه‌تکه کنم و بخشی از بدن پیرزن را در باغچه دفن کردم و می‌خواستم بقیه جسد را هم از خانه بیرون ببرم و دفن کنم، اما چون همسایه‌ها مشکوک شده بودند پشیمان شدم. من شرمنده اولیای‌ دم هستم. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.