عدم تحول محیط در برابر «زن اجتماعی جدید» از مادر، «متهم» می‌سازد

طائب‌، کارشناس مسائل زنان معتقد است زن ایرانی امروز در وجوه متعددی نسبت به میراث‌داران خود رشد کرده و حسب توانایی‌هایش علاقه‌مند به کنشگری اجتماعی است. فهم نکردن این زن مستعد وعدم تغییر محیط برای استقبال از فعال شدن او چالش‌های زیادی به‌وجود می‌آورد.

با تغییر جایگاه زنان در جوامع مختلف و افزایش اثرگذاری این بخش از جمعیت دهکده جهانی در رویدادها و سیاست‌گذاری‌های مختلف رفته رفته اهمیت توجه به مسئله زنان در جامعه بیش از پیش خودنمایی کرد تاجایی که نادیده گرفتن این گروه در تصمیم‌گیری‌ها ناممکن شد.

این روند که در واقع فارغ از مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان اثرگذاری‌های متفاوتی داشته است ایران را هم از اواسط دهه 40 شمسی تحت تأثیر خود قرار داد تاجایی که امروز شاید لازم است از خودمان بپرسیم؛ واقعاً مهمترین مسئله زنان در جامعه کشورمان چیست و  سیاست‌گذاران،‌ برنامه‌ریزان، مدیران اجرایی، پژوهشگران و محققان مسایل زنان چه چیز یا چیزهایی را می‌بایست در اولویت و خط اصلی کارهایشان قرار دهند؟  سؤال‌هایی که بدون تردید پاسخ به آنها می‌تواند راه‌گشای مهمی برای ایران باشد و به‌نوعی منجر به تثبیت جایگاه بانوان خواهد شد.

این درحالی است که کیفیت زندگی بانوان ایران‌زمین در 4 دهه گذشته با توجه به  افزایش سطح تحصیلات  در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی  رشد قابل‌توجهی داشته است؛ هرچند افزایش آگاهی، مطالباتی را هم برای این بخش از جامعه  ایجاد کرده است که بسیاری از آنها به‌عنوان خواسته طبیعی بانوان محسوب می‌شود و عاملی شده تا امروز با زنی متفاوت از گذشته یا نوعی «زن اجتماعی جدید» مواجه باشیم؛ زنی که خواستار و علاقمند به حضور اجتماعی و کنشگری در سطوح گوناگون جامعه است .

در این رابطه گفت‌وگویی با دکتر حمیده طائب، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس مسائل زنان انجام دادیم  که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

زن امروز ما خواستار مشارکت اجتماعی بوده و عطش زیادی برای تحصیل، اشتغال و حضور اجتماعی دارد. میل فزاینده زنان به تحرک اجتماعی را چگونه تحلیل می‌کنید و نیروهای تقویت‌کننده این اشتیاق را چه می‌دانید؟

حضور اجتماعی زنان را اسلام خواسته است. طبق پژوهش انجام‌شده با بررسی آیات قرآن، حدود 94 درصد آیات خطاب انسانی دارد و حدود 6 درصد آیات موضوعات جنسیتی و زنان را مطرح کرده است. خطاب انسانی به زن و مرد مورد نظر است. احکام اجتماعی اسلام تصریح داد که زنان باید در جامعه حضور داشته باشند.

حتی در بحث حجاب یک نکته پنهانی وجود دارد، مبنی بر اینکه وقتی در جامعه حضور پیدا می‌کنید، باید آداب پوشش را رعایت کنید. یعنی فرض و مسلم اسلام بر این قرار گرفته که زنان در جامعه حضور فعال دارند. منتها پاسخ اینکه چطور حضور پیدا کنند را طبق آداب حرف زدن و آداب پوشش و قانون، تعیین می‌کند.

در 40 سالی که از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد، طبق بیان امام خمینی(ره) که  اسلام ناب را مطرح کردند، این نوع قرائت از اسلام مورد توجه قرار گرفته و زنان مورد توجه قرار گرفتند تا حضور اجتماعی پیدا کنند. به لحاظ تاریخی هم این ستم به زنان شده که حضور اجتماعی نداشتند و بر زن سنت‌محور و نگاه‌هایی که ریشه در سنت‌های قدیم دارد؛ در ادبیات نظری تصریح می‌شود.

در دوران قبل از اسلام و تاریخ غیر انبیای الهی، جوامع، زن را در حاشیه و به تعبیری جنس دوم می‌دانستند. در واقع رویکرد غیرتوحیدی نمی‌خواست زن را در متن و مرکز بداند. به زبان امروز ما می‌گوییم که دوگانه‌ای وجود داشته، یا رویکرد عروسک‌محوری بوده یعنی نگاه مادی و ابزاری به زن وجود داشت و یا تعبیر جاهلی بوده که اصلاً زن را مایه خفت و خاری می‌دانست و به مثابه نیروی مؤثر اجتماعی به او نگاه نمی‌شد.

دشمن وظیفه براندازی‌اش را پیش می‌برد ولی روی خلأهای ما اقدام می‌کند. وقتی که ما زنان را به لحاظ معرفتی آگاه و توانمند کردیم، اطراف او نیز باید با تغییرات دچار تحول شود. مثلاً اگر به زن گفتیم برو تحصیل کن باید فکر مادری و همسری او را می‌کردیم. یعنی زن عین مرد تحصیل می‌کند، اما باید برای آقایان و خانم‌ها قوانین نوینی تدوین کنیم. 

رویکرد انقلاب اسلامی به شخصیت زن در بعد اجتماعی چگونه بود و چه تغییراتی در این رویکرد ایجاد شد؟

بحث انقلاب اسلامی این بود که اساساً مدل دیگری از زن را به جامعه معرفی کند: زن در متن و مرکز که در عین حال با آداب اسلامی حرکت می‌کند و اهداف جامعه اسلامی که قیام لِلّه و حکومت عدل توحیدی و جهانی است را پیش ببرد. با این حساب یک مطالبه مهم زنان در بحث انقلاب اسلامی همین حضور اجتماعی مؤثر برای تمدن‌سازی اسلامی و گسترش جامعه جهانی است.

منتها جای گفت‌وگو دارد که چه شد سرعت ما جاهایی کم شده است. هرچند که اقدام‌های مثبت خیلی زیاد دیدیم و دستاوردهای انقلاب اسلامی در موضوع زنان زیاد است، در زمینه‌های تحصیلات و بهداشت آمارها وجود دارد و در گزارش 40 سالگی انقلاب هم عنوان شد که انقلاب اسلامی در چه عرصه‌هایی به زنان خدمت کرده است.

تسنیم , خانواده ,

به ضرورت حضور زنان در تمدن‌سازی اسلامی اشاره کردید. وقتی زنان می‌توانند این نقش را درست ایفا کنند که تمام نقش‌ها را در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی در نظر داشته باشند و فقط به یک مقوله نپردازند. یکی از موضوعاتی که فعالیت اجتماعی زنان و کنشگری فرهنگی سیاسی آنها را در پی داشته، این است که به هرحال زنان مثل مردان نیاز به حل مسائل اقتصادی و نیز رشد و پیشرفت دارند. اما در کنار این یک مسئله، به نظر می‌رسد تجربه تاریخی زنان ما از چند دهه قبل و کم‌ارزش شمردن زیست مادرانه یا همسرانه آنها و مظلوم واقع شدنشان در روابط خانوادگی به دلیل نداشتن قدرت اقتصادی بر این نگرش‌ها و نیاز به حضور اجتماعیِ بیشتر آنها تأثیر داشته است. چقدر این اتفاق را در نیاز فزاینده زنان به حضور اجتماعی مؤثر می‌دانید؟

ما در تمام شاخص‌ها بعد از انقلاب رشد داشتیم، اما در بحث خانواده آسیب دیدیم. این موضوع قابلیت گفت‌وگو دارد که چه می‌شود ما در عرصه حضور اجتماعی، علم‌آموزی و تحصیلات به خوبی پیشرفت کردیم ولی در بحث خانواده آن‌طور که باید، خوب عمل نکردیم. یعنی بنیان خانواده مقداری سست شده است، هم به جهت افزایش آمار طلاق و هم کاهش ازدواج و نابسامانی‌هایی که در نهاد خانواده با آن مواجهیم.

وقتی بررسی می‌کنیم مشاهده می‌شود انقلاب اسلامی برای زنان دستاورد زیادی داشته و آنها را متحول کرده است. حقیقتاً این جمله‌ای که امام خمینی(ره) هم در بیاناتشان دارند که خانم‌ها متحول شدند، اتفاق افتاده است. بررسی تاریخی ما هم همین را نشان می‌دهد. شما دوران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب را به لحاظ سینما، مطبوعات و آثار فرهنگی و هنری که تولید شده و حضور زنان در این عرصه‌ها بررسی کمی و کیفی کنید، می‌بینید زنان واقعاً دچار تغییر و تحول شدند. آن زن تک‌بعدی خانه‌نشین به تعبیری که قرار است چندبعدی باشد و حضور اجتماعی داشته باشد، اتفاق افتاده است.

در چنین شرایطی آیا ساختارهای اداری و فرهنگی و نیز نظام فکری فرهنگی ما برای طرف مقابل زن که مردان جامعه هستند، چنین تغییری را ایجاد کرده است؟

ما تعادل معرفتی جامعه را در حوزه زن و خانواده به هم ریختیم. وقتی زنان را رشد دادید و آنها را به لحاظ آگاهی و معرفتی ارتقا داده و حتی فرصت‌های اجتماعی در اختیارشان گذاشتید، باید به حواشی آن هم توجه کنید. زن که تنها زندگی نمی‌کند، بلکه در نظام ارتباطی زندگی می‌کند. وقتی یک طرف ارتباط تغییر می‌کند، طرف دوم را باید متناسب با تغییر این سو تغییر دهید. اگر چنین تغییری ایجاد نشود، بین این‌ها چالش پیش می‌آید.

در این شرایط دشمن وظیفه‌اش را انجام می‌دهد که دشمنی است. او وظیفه براندازی‌اش را پیش می‌برد ولی روی خلأهای ما اقدام می‌کند. وقتی که ما زنان را به لحاظ معرفتی آگاه و توانمند کردیم، اطراف او نیز باید با تغییرات دچار تحول شود. مثلاً اگر به زن گفتیم برو تحصیل کن باید فکر مادری و همسری او را می‌کردیم. یعنی زن عین مرد تحصیل می‌کند، اما باید برای آقایان و خانم‌ها قوانین نوینی تدوین کنیم.

نمی‌توان با رویکرد قدیمی که داشتید و دانشگاه را اداره می‌کردید، پیش بروید. چون در نهایت همه بار روی دوش زن یا مرد گذاشته می‌شود، آسیبی که گاهی حس می‌کنیم ایجاد شده و مرد را هم در نقطه مقابل به کارت بانکی تقلیل داده است، اما معلوم نیست چقدر در خانه حضور فرهنگی دارد و با خانواده در ارتباط است.

در واقع زن را در بُعد اجتماعی و علمی رشد دادیم ولی در اطراف او رشد لازم را ایجاد نکردیم، چه به لحاظ معرفتی و چه به لحاظ ساختاری. چون نگاه سیستمی نداریم و هنوز تک بعدی حرکت می‌کنیم. نقشه جامع فرهنگی داشتن و مهندسی فرهنگی کردن نیاز امروز ما است. وقتی یک طرف را تغییر دادید باید تغییرات پیرامونی‌اش را در نظر بگیرید. به هر حال یا این تغییر اساساً غلط است و باید از اول تغییر بدهیم که این‌طور نیست و در مورد زن می‌گوییم باید در همه ساحت‌ها رشد کند و یک زن چند بعدی است. اگر این کار را کردیم باید متناسب با او، شرایط را برایش فراهم کنیم که بهترین بازدهی و کمترین فشار و هزینه‌دهی را داشته باشد.

از طرف دیگر چنین موضوعی نشان می‌دهد که علوم انسانی ما متناسب با چنین زنی تعریف نشده است. گفتمان در علوم انسانی گفتمان توحیدی نیست، چون با اضافه کردن چند حدیث و روایت، علوم انسانی ما اسلامی نمی‌شود و اصلاً بافت این علم، بافت اومانیستی و انسان‌گرایانه است و نگاه توحیدی و خط انبیا در این علم وجود ندارد. این یک نگاه ریشه‌ای است که ما در علوم انسانی دچار مشکلیم. افرادی که با فرمول‌های گفتمان غیرتوحیدی رشد می‌کنند و در جامعه توحیدی می‌خواهند زیست کنند و طبیعی است که هدف توحیدی هم دارند به تعارض می‌خورند و این نوع تعارضات خود را در بستر اجتماع هم نشان می‌دهد.

به اعتقاد شما برای حل چنین مشکلی چه باید کرد تا علوم انسانی ما به حقیقت آمیخته با اسلام و آموزه‌های دینی ما باشد؟

در این دوره گذار یک نسلی باید برای بقیه متحمل سختی شوند و فشاری را تحمل کنند. ما باید در علوم انسانی واقعاً از حالت شعاری خارج شویم و اسلامی کردن علوم انسانی دغدغه شود. این یک گام مهم است که رخ نداده. یک شعارزدگی پیش آمده، سمینار و نشست برگزار می‌شود ولی عملاً اتفاقی نمی‌افتد.

در این شبکه فرهنگی، باید کار را از آموزش و پرورش شروع می‌کردیم، که این کار را هم نکردیم. یعنی حفظ‌محوری همچنان وجود دارد و آن تفکری که باید، هنوز وجود ندارد. حتی گزینه‌هایی که به لحاظ درسی برای تفکر لازم است، خیلی محدود است و به آن خط سیر توحیدی نمی‌رسد. شما تاریخ را در کتاب‌های درسی دبستان بررسی کنید، ببینید تاریخ انبیا هست یا نه، یا حتی تاریخ ایران چقدر متفکرانه یا حتی انتقادی بررسی می‌شود؟ یعنی این نقشه ایران در طی دورانی کوچک شده است. این موضوع را چقدر نوجوان متوجه می‌شود که  این نقشه چطور کوچک شد؟  اگر بگوییم همه شاهان مقتدر بودند و خوبی‌ها را نشان بدهیم و بگوییم تو پیشینه خوبی داری، واقعیت را برای او بیان نکردیم باید نقاط منفی‌ را هم ببینیم.

این نوع تک‌قطبی نگاه کردن یا اساساً تنها مثبت‌ها را دیدن و منفی‌ها را نادیده گرفتن، منجر به نگاه متفکرانه فرهنگی در نسل‌های بعدی نمی‌شود. همان فردی که هیچ وقت یاد نگرفته متفکرانه با متن مواجهه داشته باشد، بعدها به دانشگاه می‌آید و همین روند در مورد او ادامه دارد.

در نهایت زن رشدیافته‌ای داریم که سطح توقع او از خودش بالا رفته، چون با اسلام آشنا شده است. یعنی اسلام نابی که امام و رهبری آن را معرفی کرده‌اند و الگوی سوم را ارائه داده‌اند. حتی توقع جامعه را نسبت به این زن بالا می‌برد. وقتی شما این همه توقع دارید و در عین حال نمی‌خواهید هیچ تغییری در ساختارها ایجاد کنید، مشکلات و چالش‌های اساسی پیش می‌آید.

نمی‌توان با رویکرد قدیمی که داشتید و دانشگاه را اداره می‌کردید، پیش بروید. چون در نهایت همه بار روی دوش زن یا مرد گذاشته می‌شود، آسیبی که گاهی حس می‌کنیم ایجاد شده و مرد را هم به کارت بانکی تقلیل داده است، اما معلوم نیست چقدر در خانه حضور فرهنگی دارد و با خانواده در ارتباط است.

پس باید مثلاً در ساختار دانشگاهی هم مدل‌های غیر حضوری برای زنان تعریف کنیم که اگر شرایط حضوری نداشت، بدون اینکه تحت فشار روحی بابت قواعد دانشگاه قرار بگیرد، بتواند  هم درس بخواند و هم وظایف مادری و همسری‌اش را انجام دهد. یا اصلاً لازم نیست همه در مدت 4 سال مدرک کارشناسی بگیرند و تخفیفاتی برای زنان قائل شویم.

وقتی این کارها را نکردیم، نتیجه این می‌شود که ساختار به زن فشار می‌آورد و او می‌خواهد از قافله عقب نماند و وقتی همه جلو می‌روند نمی‌خواهد عقب بماند. در نتیجه سن ازدواج بالا می‌رود، میل به فرزندآوری کم می‌شود و مسائل دیگری در بطن خانواده بروز پیدا می‌کند. از لحاظ گفتمانی هم وظایف مادر در ارتباط با تربیت فرزند تبیین شده و اگر این موضوع حضور اجتماعی درک نشود، در نهایت یک مادر متهم شکل می‌دهید که هر کوتاهی در بچه می‌بینید گردن مادر می‌افتد.

اثبات ادعای سعدی توسط دانشمندان آلمانی!

یک پژوهش 3 ساله در دانشگاه بیله ‌فلد که از تحقیق روی گیاهان شروع و به انسان ختم شد، ثابت کرد که کمال همنشین بر ما اثر دارد.  
 این بیت معروف از سعدی را همه ما شنیده‌ایم که مصرع اول آن به یک ضرب‌المثل هم تبدیل شده و می‌گوید: «کمال همنشین در من اثر کرد / وگرنه من همان خاکم که هستم». به‌تازگی نتایج یک تحقیق سه ساله در آلمان منتشر شده است که تعدادی روان‌شناس به دنبال اثبات تاثیر اطرافیان یک فرد بر خلق و خوی او، رفتارهایش و … بوده‌اند. نتایج این پژوهش توسط روان‌شناس‌های دانشگاه بیله‌فلد نشان داده که علاوه بر گیاهان، علم تایید می‌کند مردم هم می‌توانند انرژی را از یکدیگر جذب کنند. اما ماجرا چیست و آیا واقعا از نظر علمی، کمال همنشین بر ما اثر دارد یا نه؟

میدان انرژی انسان‌ها
در مقدمه مقاله منتشر شده درباره نتایج این پژوهش، نوشته شده که حتما برای شما هم پیش آمده است گاهی بدون دلیل خاصی از فردی انرژی بدی دریافت کرده‌اید یا برعکس، از او خوش‌تان آمده است. این فرد می‌تواند یک آدم غریبه در خیابان، یک دوست یا یک همکار باشد. گاهی اوقات بدون این که حتی کلمه‌ای رد و بدل شود ما از بعضی افراد احساس متفاوتی گرفته‌ایم و این به این معناست که احتمالا ما می‌توانیم انرژی دیگران را جذب کنیم.هر چند ادعاهای شبه علم زیادی درباره میدان انرژی انسان ها در جلسات انگیزشی و … مطرح می شود اما تاثیر ما بر دیگران را می توان از جنبه های علمی هم بررسی کرد.  علم به‌تازگی شروع به درک انرژی انسان‌ها کرده است و شاید ما هنوز سال ها از درک کامل نحوه عملکرد انرژی و تأثیر آن بر موجودات زنده فاصله داشته باشیم.
 تاثیر گیاهان همسایه بر یکدیگر
پژوهشگران دانشگاه بیله‌فلد در آلمان از چند سال پیش برای اثبات ادعای تاثیرپذیری انسان‌ها از یکدیگر، تحقیق‌شان را با بررسی گیاهان شروع کردند. آن‌ها حالا تحقیقی را به پایان رساندند که نشان می‌دهد گیاهان هم قادر به جذب انرژی از گیاهان دیگر هستند. این تحقیق با مطالعه روی جلبک‌ها انجام شد. در واقع نتیجه این تحقیقات این بود که علاوه بر فتوسنتز، منبع انرژی جایگزینی هم برای گیاهان وجود دارد و آن‌ها می‌توانند انرژی دیگر جلبک‌ها را جذب کنند. این تحقیقات اثبات کرد که حتی گیاهان توانایی جذب انرژی از گیاهان همسایه را هم دارند.
 اثبات درک تاثیر اطرافیان بر انسان
دکتر «اولیویا بادر لی»، روان‌درمان گر در دانشگاه بیله‌فلد درباره نتایج این پژوهش توضیح می‌دهد: «در این تحقیق متوجه شدیم که بدن انسان بسیار شبیه به گیاهان است. بدن انرژی مورد نیاز برای تغذیه حالت عاطفی شما را جذب می‌کند و می‌تواند به سلول‌ها انرژی دهد و میزان کورتیزول را افزایش دهد و بسته به نیاز عاطفی، سلول‌ها را تغذیه کند. دقیقا به همین دلیل  بعضی از  افراد  وقتی در گروه خاصی با ترکیبی از انرژی و احساسات و رفتارها قرار می‌گیرند، احساس ناراحتی یا خوشحالی می‌کنند و رفتار و گفتارشان تحت تاثیر اعضای آن گروه قرار می‌گیرد. درک این موضوع که همنشینی با اطرافیان بر انسان‌ها و شخصیت‌ و رفتارهای‌شان تاثیر خواهد گذاشت، می‌تواند منافع زیادی برای بشریت داشته باشد.»
 پژوهشی برای اثبات یک ادعای باستانی
این روان‌درمانگر درباره دلایل انجام چنین پژوهشی می‌گوید: «اهمیت توجه به انتخاب آدم‌هایی که در اطراف‌مان هستند و با ‌آن‌ها بیشتر از دیگران در ارتباط هستیم، موضوعی است که در فرهنگ‌های باستانی از هر قاره برای قرن‌ها شناخته شده است. حالا علم تصمیم گرفته است که به دلیل کمبود شواهد قابل توضیح فعلی، این موضوع را بررسی کند. تنها تعداد کمی از دانشمندان جرئت پرداختن به این مسائل را داشتند، ترس از انتقاد و رد شدن توسط جامعه علمی آن‌ها را متوقف کرده بود اما ما تصمیم دیگری گرفتیم.»
 حالا باید وسواس بیشتری به خرج داد!
حالا با خواندن این مقاله می‌توانیم به اهمیت آدم‌هایی که در اطراف‌مان هستند، پی ببریم. حواس‌مان هست که چه کسانی را در ‌شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم؟ با چه کسانی وقت بیشتری می‌گذرانیم؟ به خانه چه کسانی برای تفریح می‌رویم؟ معیارهای‌مان برای انتخاب دوست چیست؟ و … . با توجه به نتایج این پژوهش، وقت آن رسیده است که در انتخاب آن‌ها وسواس بیشتری به خرج دهیم.
مترجم : فرنگیس یاقوتی| ‌ منبع:  iamfearlesssoul.com

بعضی خانواده ها چیکار میکنن که اینقدر باکلاسن؟

احتمالا از نظر شماهم برخی افراد به صورت خانوادگی با کلاس هستند این افراد از خصوصیاتی برخوردارند که دانستنش به شما کمک خواهد کرد.
قانون خانواده های موفق برای باکلاس بودن
احتمالا این جمله را شنیده اید که برخی از افراد می گویند:” فلانی ها خانوادگی با کلاس هستند” اما به نظر شما چه خصوصیاتی باعث می شود که خانواده ای با کلاس در میان دوستان و اقوام با کلاس باشند. اگر می خواهید بدانید که چه خصوصیاتی سبب باکلاسی برخی از خانواده ها می شود، این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی را مطالعه کنید. 
به یکدیگر احترام می گذارند
در خانواده های با کلاس تمامی اعضای خانواده به یکدیگر احترام می گذارند. احترام گذاشتن به کوچک و بزرگ اصل اساسی تربیتی این خانواده ها است بنابراین از همان کودکی احترام گذاشتن و با احترام صحبت کردن را به فرزندان خود یاد می دهند.
آداب معاشرت را رعایت می کنند
افراد این خانواده آداب معاشرت را بلدند و در صورت عطسه دستمال جلوی دهان‌ خود می گیرند. در میان جمع، خورده‌های غذا را از لای دندان‌هایتان درنمی اورند. انگشت‌ در دهان یا بینی نمی کنند. با خنده‌های ناگهانی و پر سروصدا، سکوت را نمی شکنند و….
برای ورود به جایی اجازه می گیرند
اعضای یک خانواده با کلاس هیچگاه بدون اجازه به جایی وارد نمی شوند و برای ورود به مکانی ابتدا در زده اجازه می گیرند و سپس وارد می شوند. این خانواده ها به فرزندان خود نیز آموزش می دهند که حریم خصوصی پر اهمیت بوده و باید حریم خصوصی افراد را رعایت کنند و قبل از ورود به مکانی حتما اجازه بگیرند.
آداب غذا خوردن را بلدند
اعضای یک خانواده با کلاس آداب غذا خوردن را رعایت می کنند، هیچوقت با دهان پر صحبت نمی کنند، هیچوقت غذای‌ خود را فوت نمی کنند، آرام غذا می خورند، سر میز از خلال‌دندان یا نخ‌داندان استفاده نمی کنند، در مهمانی ها قبل از میزبان غذا خوردن را شروع نمی کنند، پر سر و صدا غذا نمی خورند و….
داد و قال راه نمی اندازند
متانت یکی از خصوصیات مهم افراد با کلاس است. اعضای یک خانواده با کلاس نحوه کنترل احساسات خود را بلدند و با تن صدای بالا صحبت نمیکنند و با احترام و به آرامی با یکدیگر حرف می زنند. آنها زمانی که دچار اختلاف بر سر موضوعی می شوند، به جای جر و بحث با صدای بلند، به آرامی بر سر آن به گفت و گو بپردازند.
مسئولیت پذیر هستند
در خانواده با کلاس مسئولیت پذیری اهمیت دارد، اعضای خانواده هر کدام وظیفه خود را به خوبی ایفا می کنند و زمانی که کسی لطفی در حق‌شان می‌کند، فورا متوجه این لطف می‌شوند و قدردانی و سپاس‌شان را ابراز می‌کنند، اما افراد بی‌کلاس و مغرور فکر می‌کنند کارِ انجام شده وظیفه بوده و کمک و لطف دیگران را نادیده می‌گیرند.
شوخی های بی جا نمی کنند
خانواده های با کلاس حتی در زمان شوخی با یکدیگر قاعده و قوانینی را رعایت می کنند مثلا برای کمی خندیدن الفاظ و کلمات زشت به کار نبرده و به قول معروف از شوخی های دستی مانند نیشگون گرفتن، هل دادن و ضربه زدن و… می پرهیزند. آنها به کودکان خود نیز می آموزند شوخی های بی جا نکنند.
در میان جمع تلفن همراه خود را به دست نمی گیرند
افراد با کلاس هنگام حضور در جمع هر 5 ثانیه گوشی‌ خود را چک نمی کنند و تلفن همراه را روی ویبره یا تک صدای کوتاه می گذارند و فقط زمانی که کار فوری دارند از تلفن همراه استفاده می کنند.
از عبارات مؤدبانه استفاده می کنند
در خانواده های با کلاس حتی کودکان نیز همواره از عبارات مؤدبانه مانند لطفا، سپاس یا ممنون و… استفاده می کنند. استفاده از عبارات مودبانه به خردسالان امکان رشد در تعاملات اخلاقی در طول روز را میدهدو سبب می شود آنها در جامعه تعاملات سالمی برای خویش بسازند.

چه وسایلی را می‌توان در ماشین لباسشویی شست؟

اکثر ما فکر می‌کنیم که فقط باید در ماشین لباسشویی لباس بشوریم، اما ما به شما می‌گوییم که چه چیزهای دیگری را می‌توانید در ماشین لباسشویی بیندازید.
نوار پرده‌
شاید بارها نوار پرده‌های کثیف و چرک‌آلود را با نوار پرده‌های نو جایگزین کرده باشید؛ اما بهتر است به‌جای صرف هزینه برای خرید نوار پرده نو، نوار پرده‌های کثیف را داخل ماشین لباسشویی بیندازید تا نوار پرده‌ها مثل روز اول تمیز شوند.
برای شست‌وشوی نوار پرده، از آب گرم و کمی سرکه سفید، جوش شیرین یا پودر لباسشویی ملایم استفاده کنید. همچنین می‌توانید از ترکیب پودر لباسشویی و یک پیمانه جوش‌شیرین کمک بگیرید.
تشک صندلی‌های حیاط و بالکن
تشک صندلی‌های حیاط به‌دلیل قرارگرفتن در فضای باز معمولا خیلی زود کثیف می‌شوند. در صورت نیاز با یک اسپری ضدلک، لکه‌های چربی یا دود را از روی تشک‌ها تمیز کنید و سپس تشک‌ها را با آب سرد و دور کم در ماشین لباسشویی بشویید. بعد از شست‌وشو، تشک‌ها را در هوای آزاد قرار دهید تا کاملا خشک شوند.
کف‌پوش خودرو
اگر کف‌پوش‌های خودروی شما خیلی بزرگ و سنگین نیستند، آن‌ها را در ماشین لباسشویی بشویید. نتیجه رضایت‌بخش خواهد بود.
سری تی‌های زمین‌شو
پاکیزگی وسیله‌ای که با آن کف و دیوارهای خانه را تمیز می‌کنید بسیار اهمیت دارد. سری برخی از تی‌ها قابلیت شست‌وشو و تعویض دارند.
برای تمیزکردن این سری‌ها، کافی است آن‌ها را داخل ماشین لباسشویی بیندازید و با آب داغ بشویید. بهتر است هنگام شست‌وشوی سری تی، لباس یا حوله در ماشین نباشد. همچنین به‌جای مواد شوینده قوی و سفیدکننده‌ها، بهتر است از شوینده‌های ملایم استفاده کنید. برای خشک‌کردن سری تی، بعد از شست‌وشو آن را در هوای آزاد قرار دهید.
پادری و قالیچه‌های کوچک
بهتر است تا جای ممکن از جارو برای تمیزکردن قالیچه‌ها استفاده کنید. در صورتی که جارو کارساز نبود و احساس کردید پادری و قالیچه‌ها به شست‌وشو نیاز دارند، می‌توانید آن‌ها را در ماشین لباسشویی بیندازید.
پرده‌های توری
برای شستن پرده‌های توری آن‌ها را داخل یک کیسه توری قرار دهید و کیسه را در ماشین لباسشویی بیندازید.
کیف چرمی
اگر شستن کیف چرمی با ماشین لباسشویی به نظرتان منطقی نیست و به این مورد شک دارید، کافی‌ست یکی از کیف‌های چرمی‌تان را که نیاز به شست‌وشو دارد داخل ماشین لباسشویی بیندازید و آن را با آب ولرم و مایع لباسشویی ملایم بشویید.
کوله‌پشتی
کوله‌پشتی، کیف، کیسه‌های خرید پارچه‌ایِ قابل‌شست‌وشو و ساک باشگاه را می‌توانید با ماشین لباسشویی تمیز کنید. برای اینکه قسمت‌های فلزی و زیپ این وسایل به ماشین لباسشویی آسیب نرساند، بهتر است قبل گذاشتن کیف در ماشین لباسشویی آن را داخل یک روبالشی کهنه قرار دهید یا کیف را پشت‌ورو کنید تا زیپ و حلقه‌های فلزی کمترین تماس را با سطح داخلی ماشین داشته باشند.
کفش‌ها و کتانی‌ها
بندهای کفش را جدا کنید و آن‌ها را داخل یک کیسه توری قرار دهید. کفش‌ها و کیسه را به‌همراه چند عدد حوله داخل ماشین لباسشویی قرار دهید. قراردادن حوله در ماشین لباسشویی از کوبیده‌شدن کفش‌ها به دیواره ماشین جلوگیری می‌کند. بعد از اتمام شست‌وشو، کفش‌ها را برای خشک‌شدن در هوای آزاد قرار دهید.

خانه‌ به‌ دوشی با عشق

یکی از مصادیق همراهی و توافق زن و شوهر در انتخاب محل زندگی است چه‌بسا با همراهی نکردن زن یا شوهر زندگی متلاشی شود. از آغاز زندگی مشترک حجت‌الاسلام علیرضا میرجلیلی و خانم سمانه‌سادات حسینی‌پور 23سال می‌گذرد. آنها چهار فرزند دارند و به جهت این‌که آقای میرجلیلی به زبان‌های انگلیسی، اسپانیایی و عربی نیز تسلط دارد و مبلغ اسلامی است، چند سال را در کشورهای مختلف با خانواده‌ حضور داشته است. به رسم همیشه، گفت‌وگو را با خانم حسینی‌پور شروع کرده‌ایم.

خانم حسینی‌پور در کدام کشور مدت بیشتری اقامت داشتید؟ 
اکوادور و به مدت سه سال.

وضعیت زندگی خانوادگی در آنجا چگونه بود؟
خانواده با مفهومی که در ذهن ماست، کمتر در آنجا وجود داشت. در نزدیکی ما خانم‌هایی زندگی می‌کردند که یک، دو، سه، چهار و حتی پنج فرزند داشتند که خودشان نمی‌دانستند پدر فرزندان‌شان چه کسانی هستند و این بندگان خدا مجبور بودند از راه‌های خاص، هزینه این فرزندان را تامین کنند. همگی آنان به‌شدت از وضعیت‌شان ناراحت بودند و داشتن یک خانواده به سبک ما را آرزو می‌کردند. من با حدود 10نفر از خانم‌های دیگر مناطق شهر کیتو نیز صحبت کردم که از راه خاصی هزینه زندگی‌شان را تأمین می‌کردند؛ آنها هم همگی به‌شدت  ناراحت بودند و می‌گفتند اگر آرایش نکنند و خودشان را در معرض دید دیگران قرار ندهند، هرگز کسی سراغ‌شان نخواهد رفت و دیگران جای آنها را خواهندگرفت. تعدادی هم چند سال بود با آقایی در زیر یک سقف زندگی می‌کردند، ولی هنوز ازدواجی به‌صورت رسمی بین‌شان شکل نگرفته بود.

در اکوادور فقط با مسلمان‌ها مراوده داشتید؟
خیر. مردم آنجا به‌شدت خونگرم بودند و اهل معاشرت، بنابراین به غیر از معدود شیعیانی که آنجا بودند با خانواده‌های اهل سنت از چند کشور و مسیحیان نیز دوست بودیم. مثلا شب کریسمس یک خانواده مسیحی از ما دعوت کرد و به منزل‌شان رفتیم. در آن شب آقای میرجلیلی چند آیه از قرآن در مورد حضرت مریم سلام‌ا…علیها تلاوت کرد و برای‌شان به زبان اسپانیولی ترجمه کرد. آنها از خوشحالی به وجد آمدند که در کتاب آسمانی مسلمانان، خداوند این‌گونه از حضرت مریم تجلیل کرده است. در مناسبت‌ها مثلا وقتی فرزندی به دنیا می‌آمد به دیدنش می‌رفتیم و هدیه‌ای نیز همراه‌مان می‌بردیم. آنها هم به منزل ما می‌آمدند.

زندگی در یک کشور بیگانه، آن هم دور، حتما خیلی سخت بوده.
از آنجا که از نظر روحی آماده پذیرش تمام مشکلات بودیم، زندگی برای‌مان شیرین و گوارا بود. آقای میرجلیلی هم واقعا خیلی همراه هستند. ابتدا تهیه غذای حلال کمی برای‌مان مشکل بود. از طرفی تعیین محل مناسب برای درس و مشق فرزندان‌مان نیز آسان نبود. مدتی در منزل به فرزند بزرگ‌مان آموزش دادیم، ولی فکر کردیم دانش‌آموز باید در آموزشگاه تعلیم بگیرد. برای همین وی را به دبستان مسیحیان کاتولیک فرستادیم که آن‌هم مشکلات خاص خودش را داشت.

از خانه به‌دوشی خسته نشده‌اید؟
در زندگی مشترک باید دو شریک همراه هم باشند. هدف‌های ارزشمند سبب شده به‌عنوان وظیفه همراه و همگام آقای میرجلیلی باشم. من تلاش می‌کنم خوبی‌های زندگی را ببینم.

آقای میرجلیلی، ممنونیم که تجارب ارزشمندتان را در اختیار خوانندگان چاردیواری قرار می‌دهید. بفرمایید که چگونه سه زبان را در این حد آموختید؟
بعد از پایان تحصیلات دبیرستانی در یزد به قم آمدم و در مدرسه شهیدین شروع به تحصیل کردم. در این مدرسه زبان‌های عربی و انگلیسی با اهمیت خاصی آموزش داده می‌شود. بعد از آن سال 1383 به مدت سه سال به امارت عربی رفتم تا مربی قرآن باشم. در این مدت از نیاز به روحانی در کشورهای آمریکای لاتین اسپانیولی زبان مطلع شدم. پس از بازگشت از امارات یک سال تمام برای یادگیری زبان اسپانیولی وقت گذاشتم. باید بگویم آشنایی با زبان انگلیسی، یادگیری اسپانیولی را برایم آسان کرد.
 
خانم حسینی‌پور گفتند بیشترین اقامت را در اکوادور داشتید، از کی به آنجا رفتید؟
برای اولین بار دو سال تمام در اکوادور بودیم، بدون این‌که به وطن برگردیم. پس از آن نیز یک سال دیگر در آن کشور بودم و تاکنون نیز سفرهای تبلیغی‌ام به کشورهای ونزوئلا، نیکاراگوئه، اکوادور و… ادامه داشته است.

چگونه با مردم اکوادور ارتباط برقرار می‌کردید؟
 وابسته به شرایط و افراد، راه‌هایی انتخاب می‌کردیم که بتوانیم با مردم صحبت کنیم. برای نمونه روزهای اول حضورمان در کیوتو به کمک همسرم آش نذری یزدی درست کردیم و برای همسایه‌ها بردیم. چند نفر از آنها برای‌شان عجیب بود و از آنجا که چنین تجربه‌ای نداشتند که فردی غذا به منزل‌شان ببرد، با حالتی اعتراض‌گونه می‌پرسیدند این چیست و چرا؟ توضیحات ما برای‌شان جالب بود که چنین رسومی در ایران وجود دارد. یکی از آنها دکتر دنیس بود که خانم و پدرش نیز پزشک بودند. پدر دکتر دنیس در شهری دیگر ساکن بود و بیمارستان داشت و از محبوبیتی خاص برخوردار بود. دوستی ما با دکتر دنیس کاتولیک ادامه یافت و پس از یک سال وی اسلام آورد.

چه جالب؛ خاطره دیگری هم دارید؟
 بله. یادم هست که برای تهیه غذای حلال در هفته اول، یکی دو تا مرغ خریدیم و ذبح کردیم. موضوع به گوش همسایه‌ها رسید. تعدادی متقاضی خرید مرغ حلال شدند. این متقاضیان هر روز بیشتر می‌شد به حدی که در سال سوم باید در هفته حدود 150مرغ ذبح می‌کردیم و دو سه گوسفند. این داد و ستد، رفت و آمدهای زیادی در پی داشت. افغانستانی‌‌ها، پاکستانی‌ها و ایرانی‌ها مشتریانم بودند و جالب است که چند خانواده مسیحی نیز مشتری پر و پا قرص قصابی ما شده بودند. آنها می‌گفتند طعم و مزه گوشتی که از ما می‌گیرند، مطبوع‌تر و لذیذتر است.

لطفا درباره اسلام آوردن دوستان و اطرافیان در آنجا بگویید.
از دوران دبیرستان به جهت بلندی قد، عضو تیم والیبال آموزشگاهی در شهرستان بودم. در اکوادور هم عضو تیم‌های آنجا مثل تیم دانشگاه کاتولیک و تیم استان پی‌چی‌چا بودم. روابط دوستانه ورزشی‌مان سبب شد بعد از چند ماه دونفر از اعضای تیم به اسلام مشرف شوند.

به نظر دوری از خانواده، سخت‌ترین بخش زندگی در یک کشور خارجی است؛ حالا که در ایران هستید، حتما از فرصت استفاده می‌کنید و به دیدن اقوام هم می‌روید.
ما هفت تا باجناق هستیم. در هوای مناسب شب‌های چهارشنبه به پارک می‌رویم تا فرزندان‌مان با هم بازی کنند و ما هم گفت‌وگو داشته باشیم. شب‌های جمعه هم در حرم حضرت معصومه سلام‌ا…علیها همدیگر را می‌بینیم. چند نوبت هم سفر اربعین خانوادگی رفته‌ایم. برای‌مان فامیل‌های دوطرف عزیز هستند و با تمام آنها رابطه داریم. با این‌که  به جهت مسافرت‌های تبلیغی سرم شلوغ است ولی هروقت که به یزد می‌رویم، تلاش می‌کنیم اهل صله‌رحم باشیم و حالی از بستگان‌مان‌بپرسیم.

یادم هست برای تهیه غذای حلال در هفته اول، یکی دو تا مرغ خریدیم و ذبح کردیم. موضوع به گوش همسایه‌ها رسید. تعدادی، متقاضی خرید مرغ حلال شدند. این متقاضیان هر روز بیشتر می‌شد به حدی که در سال سوم باید در هفته حدود 150مرغ ذبح می‌کردیم و دو سه گوسفند. این داد و ستد، رفت و آمدهای زیادی را در پی داشت. افغانستانی‌ها، پاکستانی‌ها و ایرانی‌ها مشتریانم بودند و جالب است که چند خانواده مسیحی نیز مشتری پر و پا قرص قصابی ما شده بودند. آنها می‌گفتند طعم و مزه گوشتی که از ما می‌گیرند، مطبوع‌تر و لذیذتر است.

شب کریسمس یک خانواده مسیحی از ما دعوت کرد و به منزل‌شان رفتیم. در آن شب آقای میرجلیلی چند آیه از قرآن در مورد حضرت مریم سلام‌ا… علیها را تلاوت و برای‌شان به زبان اسپانیولی ترجمه کرد. آنها از خوشحالی به وجد آمدند که در کتاب آسمانی مسلمانان، خداوند این‌گونه از حضرت مریم تجلیل کرده است.

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

کاسون فیوزر ۸ ساله به طور معجزه آسایی از این حمله جان سالم به در برد.

در حالی‌که پوما در حال حمله به گردن این کودک بود که آلیشیا موریسون با انداختن سنگی روی حیوان موفق شد جان کودک را نجات دهد.

این حیوان در مقایسه با پسر آنقدر بزرگ بود که وقتی روی جمجمه‌اش گاز گرفت، تمام سرش تقریباً در دهان حیوان بود و سپس او را تکان داد تا گردنش را بشکند.

اعتقاد بر این است که کاسون تنها به این دلیل زنده مانده بود که آلیشیا ۴۰ ساله، با یک سنگ بزرگ پوما را هدف قرار داد تا پسر را رها و فرار کند.

نقاط زیادی از سر و گردن این کودک بر اثر حمله پوما آسیب دیده است. وی برای درمان زخم‌هایش به ۲۰۰ بخیه در قسمت‌های مختلف بدنش نیاز داشت.

کاسون یکی از شش کودکی بود که همراه یکی از دوستان نزدیک خانواده اش برای تعطیلات آخر در نزدیکی رودخانه بیشاپ کمپ زده بودند.

والدین کاسون هر دو ۳۷ ساله، سوار هواپیما شدند تا به پسرشان برسند که برای عمل جراحی به بیمارستان منتقل شد. با وجود شکستگی فک و جراحات شدید بر روی سر، صورت و گردن، کودک به شکلی معجزه‌آسا از مرگ نجات پیدا کرد.

مادر کاسون عکس‌های هولناکی از جراحات وارده بر پسرش را به اشتراک گذاشته است تا به سایر افراد هشدار دهد که مراقب حیات وحش بزرگ بوده و هوشیار باشند.

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

 

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

بلایی که پوما بر سر یک کودک آورد!

 

لباس سنتی زنان ایرانی چه شکلی بود؟

تنوع آب‌هوایی، پیشینه تاریخی و خلق و خو و فرهنگ خاص هر خطه، لباس‌های خاص هر منطقه را شکل داده است؛ لباس‌هایی که این روز‌ها یا به کل خط تولیدشان متوقف شده و در حال انقراض هستند یا کنج کمد‌ها و جالباسی‌ها خاک می‌خورند.

لباس‌ها تابلوی فرهنگی مردم خود هستند. تنوع قومیت‌ها در ایران به تنوع پوشش‌ها منجر شده و باعث شده هر تکه از ایران به رنگی دربیاید. در این گزارش با برخی پوشش‌های زنان ایرانی آشنا شوید.

تنوع قومیت‌ها در ایران به تنوع پوشش‌ها منجر شده و باعث شده هر تکه از ایران به رنگی دربیاید. تنوع آب‌هوایی، پیشینه تاریخی و خلق و خو و فرهنگ خاص هر خطه، لباس‌های خاص هر منطقه را شکل داده است؛ لباس‌هایی که این روز‌ها یا به کل خط تولیدشان متوقف شده و در حال انقراض هستند یا کنج کمد‌ها و جالباسی‌ها خاک می‌خورند. از بین تمام این لباس‌ها، پوشش زنان ایرانی بارزتر است؛ چرا که این لباس‌ها نمادی از فرهنگ و عقیده هستتند. بد نیست اگر سرکی بکشیم به برخی لباس‌های سنتی زنان ایرانی.

زنان گیلانی؛ دامن‌های پرچین و رنگارنگ

دستمال در نواحی مختلف گیلان اسامی مختلفی دارد، در تالش به آن «سرا بست»، در ناحیه و سرود «تونه دسمال»، در ماسال «بنشه دسمال» و در گرگان رود و خوشابر اسالم به آن «سر دستمال» می‌گویند. در جلگه‌های گیلان نیز دستمال به اسامی زیر خوانده می‌شود: روسری دستمال، پیله دسمال و سرفود که بر روی لچک بسته می‌شود و اصولا رنگ آن سفید است.

زنان آذربایجان شرقی؛ چادرا متدوال‌ترین لباس عشایر آذربایجانی

لباس زنان آذربایجان به سه بخش سرپوش، تن‌پوش و پاپوش تقسیم می‌شود. فرم و شکل پوشاک زنانه در مناطق عشایری آذربایجان شرقی اکثریت قریب به‌اتفاق به شیوه قدیم و شامل پیراهن بلند، دامن چین‌دار بلند و چارقد (روسری بزرگ) می‌شود.

عرقچین، روسری کلاغه‌ای، شال و چارقد، چالما – شاماخی (سربند)، چپی (روسری)، آلاچارشاب (چادر رنگی)، اوربند (روبند) و چادرا (چادر) متداول‌ترین سرپوش‌های زنان روستایی و عشایر آذربایجان شرقی را تشکیل می‌داده است.

زنان ابیانه؛ چادرشب‌های گل‌گلی

اصلا ابیانه را لباس زنانش معروف کرده است. لباس محلی زنان ابیانه عبارت است از پیراهن، شلیته، یل، روسری، سربند، چادرشب، جوراب و پاپوش یا گیوه. بانوان ابیانه در مواقعی از چادرشب استفاده می‌کنند که عبارت است از پارچه ابریشمی شطرنجی و چهارگوش به ابعاد ۲×۲ متر که آن را از قطر تا زده و به‌صورت سه‌گوش به دور کمر می‌بندند یا روی سر می‌اندازند.

چادرشب معمولاً توسط بانوان ابیانه بافته و تهیه می‌شود. این پارچه که در زبان محلی با نام «کجی» خوانده می‌شود، در میان دختران جوان به رنگ زرد و در میان زنان مسن به رنگ قرمز است. زنان روستای ابیانه رسمی به‌عنوان «پیشکشی» دارند که در آن روسری‌های خود را در مقابل نامحرم کمی پیش می‌کشند.

لباس محلی شیراز؛ خوس‌بافی‌های هندی

یکی از لباس محلی زنانه به‌ویژه لباس عروس در جنوب استان فارس توسط زنان هنرمند شهر «اوز» به نام خوس بافی رونق دارد. برخی بر این باورند که این لباس توسط تعداد اندکی از زنان هنرمند شهر «اوز» دوخته می‌شود و صنعت خوس بافی را از کشور هندوستان به اوز آورده‌اند.

خوس از الیاف نقره‌ای تشکیل شده که بافته می‌شود و از آن برای تزئین شلوار، روسری، کلاه، پیراهن، جلیقه زنان و لباس کودکان استفاده می‌شود. بَلَ، روسری بزرگ خوس دوزی زنان محلی شیراز است.

زنان بلوچ؛ لباس‌های رنگ‌رنگ

مهم‌ترین ویژگی لباس زنان بلوچ، رنگارنگ بودن لباس‌های آن‌هاست؛ تا جایی که همین طیف رنگ‌ها بسیاری از عکاسان به سیستان و بلوچستان می‌کشاند. زنان بلوچ همراه با «جامگ» و «پاجامگ» مردانه که برای پوشش ظرافت و سلیقه زنان تغییراتی داشته‌اند، «تکو» (چارقد) و سریگ (روسری) که بزرگ‌تر از چارقد هست به سر می‌کند.

کفش و جوراب زنان نیز همان نام‌ها را دارد. زنان اهل زیورآلات نیز هستند (گوشواره)، پولک، پولوه، کیگ، پور (سینه‌ریز)، کید، سربند و مِزبری؛ زیورآلاتی است که می‌توانید به همراه زنان بلوچ مشاهده کنید.

زنان بوشهری؛ جامه سیاه زنان جنوبی

بانوان در استان بوشهر پیراهن بلند دورچین به همراه عبای سیاه، مقنعه نازک سیاه‌رنگ، روبنده نازک، شلوار چیت و نوعی کفش صندل به نام «کوش» می‌پوشند.

پیراهن رسمی بانوان بوشهر جامه گشادی است که به آن پیراهن عربی می‌گویند و دارای تزئینات بسیار زیبا و جالب است. زنان در استان بوشهر اغلب با چادر محلی در انظار ظاهر می‌شوند.

زنان هرمزگانی؛ چادر‌های گل‌ابریشمی

انواع پیراهن‌های زنان هرمزگانی: کَندوره، گَوَن، اُشکُم، نُشته، آستین فراخ، کِلوش، عجمی، چینی، گشاد عربی و ساده شلالی. بیشتر نوعروسان هرمزگانی از چادر ویل گل‌ابریشمی سبزرنگ استفاده می‌کردند. چادر عروسان حاشیه زیبا و پشت آن اشرمه (یک نوع زری‌دوزی) تزیین می‌شد.

عروس و نوعروسان علاوه بر چادر گل‌ابریشمی، از چادر سوفن ساده سبزرنگ با تزیینات خوس و گلابتون و پولک بوته دوزی هم استفاده می‌کردند. در روز‌ها و شب‌های عروسی آن را می‌پوشیدند و در موقع حنابندان تمام بدن به استثنا دست‌ها و پا‌ها آن هم تا مچ در زیر چادر سبز مستور و پوشیده می‌شد.

معمولا چادر بندری را به دو شیوه می‌بندند. نیم لا و کول زدن. در یک روش یک‌گوشه را با دست بر روی دوش می‌اندازند و طرف دیگر آزاد است و در شیوه دیگر یک‌طرف چادر را دور سر می‌پیچیدند و گوشه آن را در ناحیه گوش رها می‌کنند.

زنان ایلامی و سربند‌های هخامنشی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های پوشش زنان ایلامی، گلونی است. گُلوَنی یا گُل وَنی در زبان لری به‌گونه‌ای از سربند یا روسری چهارگوش که معمولا از جنس ابریشم با نقش‌های سنتی است، گفته می‌شود. این پوششی است که زنان لُر به طرز خاصی به سر می‌کنند و بخشی از پوشش سنتی زنان و مردان لرستان است.

دختران نسل جدید از نوع کوچک آن به‌عنوان روسری استفاده می‌کنند. این روسری یکی از سوغات‌های لرستان است. این سربند در گذشته در لباس مردان هم به کار می‌رفت و به‌طورکلی سربند و دستار از زمان ماد‌ها و هخامنشیان در لباس مردان و زنان منطقه ایران استفاده می‌شد.

لباس زنان کرد؛ روسری‌های بزرگ ریش‌دار

جافی، کولنجه، شال، کلاو و کلاکه اجزای اصلی لباس زنان کرد را تشکیل می‌دهد. کلاکه، روسری یا دستاری است که بجای کلاه مورداستفاده زن‌هاست. کلاکه دارای رشته‌های بلند سیاه‌وسفید ابریشمی است که روی آن را زردوزی می‌کنند. لباس‌های کردی از آن دسته لباس‌هایی هستند که هنوز رونق سابق خود را دارند؛ هرچند در مواردی دچار تغییراتی شده‌اند.

تیشه به ریشه خود نمی زنیم ما از یک خانواده ایم

ما یک خانواده ایم؛ پس بیایید باهم یک حساب سرانگشتی داشته باشیم و ببینیم در قیل و قال این روزهای جامعه چقدر متاثر از جو حاکم عمل کرده ایم و چقدر هوای خانواده را داشته ایم؟ آیا امروز می توانیم سرمان را جلوی پلیس هایی که قوم و خویش مان هستند، بالا بگیریم و بدون آنکه شرمسار قضاوت هایمان باشیم، با آن ها چشم در چشم شویم؟

از همان روزی که حکایت مهسا امینی و اظهارنظرهای عام و خاص پیرامون فوت او در شبکه های مجازی وایرال شد، بوی خوشی از عاقبت این داستان به مشام نمی رسید. در اینجا نمی خواهیم از حال بد این روزهای جامعه و اتفاقات ناشی از آن حرف بزنیم که همه به اندازه کافی از تمام جزییات اطلاع دارند و قلبشان جریحه دار است. دراصل حرف ما بر سر حس و حال عزیزانی است که در این روزها خیلی هوای حالشان را نداشته ایم و حتی قلبشان را جریحه دار کرده ایم. بله منظورمان همان آقای پلیسی است که همیشه به وجودش در بطن خانواده افتخار کرده ایم و به او و رشادت هایش بالیده ایم اما حالا که باید مثل کوه پشت سرش بایستیم و در این وادی پرتلاطم، تنهایش نگذاریم، آنقدر متاثر از جو حاکم بر جامعه قرار گرفته ایم که بدون مراعات اخلاق و مرام، شأن و اعتبار او را زیرسوال می بریم و در کمال ناباوری به او خرده می گیریم اما آیا او به عنوان عضو عزیزی از خانواده محق این نوع واکنش های تند و ناپخته است؟

دوستی می گفت:« وقتی اینترنت ها کند شدند و شبکه های مجازی غیرقابل دسترس، به رغم تمام نگرانی ها، ته دلم حس خوشایندی داشتم. می دانستم برای من نبود اینترنت معنایی جز مشقت کار و دردسرهای ثانویه ندارد اما یک نکته مثبت حالم را خوب می کرد و آن هم عدم اشتراک گذاری پیام های توهین آمیزی بود که مستقیما پلیس را نشانه می گرفت و این هم اصلا اتفاق خوبی نبود.»

همان روز اول و در اوج انتقادات به عملکرد نیروی انتظامی بود که در گروه واتساپ فامیلی، هجمه ای از پیام های انتقادی متوجه یک مرد شد. یک پلیس، یک سرهنگ نیروی انتظامی و ماموری که تمام موهایش را در راه خدمت سفید کرده‌ بود اما متاسفانه خیلی ها مراعات حالش را نکردند. پیام های توهین آمیز فضای مجازی پی در پی در گروه بارگذاری می شدند و انگار همه فراموش کرده بودند که عزیزی از فامیل، آرام و بی صدا تمام پیام ها را می خواند و کلامی سخن نمی گوید. وقتی بعد از چندروز برای اولین بار آمد تا در اوج متانت با فامیل های عزیزش حال و احوالی کند، بغض فروخورده اش بهانه ای شد برای درد و دلی صمیمانه و تازه آن وقت بود که برخی ها به خود آمدند؛ یکسری ملایم تر شدند و یکسری به پلیس خانواده، خداقوت گفتند. انگار به خاطر آوردند که او مامور قانون است و مجری دستورات و چه بسا که اگر او و امثالش نباشند، نه امنیتی می ماند و نه آرامشی. اما صد حیف که این چینی ترک خورده را فقط می شد بند زد و قطعا او تا مدت ها، پیام های تلخ و بی مهری دوست و فامیل را فراموش نخواهد کرد.

شاید مشابه این حکایت طی سال های اخیر و در گیر و دار وقایع سیاسی برای خیلی از خانواده ها اتفاق افتاده و میان آن ها شکاف عمیقی انداخته باشد و متاسفانه چه بسیارند خواهر و برادرها و اقوام و دوستانی که سال هاست به بهانه اختلاف نظرها، یکدیگر را طرد کرده و اسباب غصه والدین و نزدیکان را فراهم کرده اند اما واقعا در این بین، پیوند عاطفی میان اعضای یک خانواده چه می شود؟ مگر می توان ریسمان های پیوند را پاره کرد و تعلقات عاطفی را کنار گذاشت؟ اصلا اصول مهرورزی و حلقه محبت میان اعضای خانواده چه می شود؟ آیا بهتر نیست گاهی کمی عقب نشینی کنیم و از دریچه طرف مقابلمان به وقایع بنگریم. این نگاه، الزاما به معنای تغییر همه باورهای شخصی ما نیست اما حداقل نگاهمان آنقدری متعادل می شود که بنیان خانواده با هر بادی به لرزه نیفتد. اگر نمی توانیم باهم حرف بزنیم و در باورهایمان به تفاهم برسیم، این مساله نباید به بغضی فروخورده تبدیل شده و اساس رابطه را زیرسوال ببرد. چه بساکه این اتفاق، اختلافات خانوادگی نسل های بعدی را پایه گذاری خواهد کرد. اختلافاتی که ما والدین مسبب آن هستیم!

زمان کوتاه است. کاش بتوانیم هرچه زودتر دست به کار شویم و پل های ترک خورده را ترمیم کنیم. این پلیس ها لایق همراهی اند و دلبسته به مهر خانواده؛ آن هم خانواده ای به وسعت ایران…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش مواجهه با بی توجهی شوهر در زندگی مشترک

 شوهرم پرتوقع، تنبل و به مخارج زندگی بی اعتناست، طوری که وابسته به خانواده نیست و کاملا نسبت به خانواده بی تفاوت است. دیگر طاقت ندارم. به امید بهتر شدن شرایط هستم، اما اوضاع بدتر می شود. فقط دارم خرد می شوم. نمی دانم چه کار کنم؟

پاسخ مشاور

به طور کلی، معمولا وقتی یکی از زوجین احساس کند طرف مقابل به انتظاراتش پاسخ کافی نمی دهد، رفتارهایی انجام می دهد که به بی تفاوتی و بی توجهی تفسیر می شود. 3 صفتی که از شوهرتان در ابتدای پیامک تان مطرح کرده اید، تا حدودی بیانگر همین موضوع است.

کدام خواسته را بی پاسخ گذاشته اید؟

باید جست و جو کنید تا دریابید کدام یک از انتظارات همسرتان را نتوانسته اید، برآورده کنید. هرکدام از خواسته های همسرتان که پاسخ مناسبی به آن نداده اید، می تواند دلیل اصلی بی توجهی همسرتان به شما باشد. با این حال و اگر فرض را بر این بگیریم که ازدواج شما با رضایت شخصی هر ۲ نفرتان و خانواده ها انجام شده و در اوایل ازدواج، مشکلات خاصی از این قبیل نداشته اید، پس می توان حدس زد در جریان زندگی باورهایی در شوهرتان درباره شما ایجاد شده و رفتارهایی انجام داده است تا شما احساس کنید مورد بی توجهی قرار گرفته اید.

انتظارات همسرتان را شناسایی کنید

بررسی کنید خود و شوهرتان چه خواسته ها و انتظاراتی از یکدیگر دارید و تا چه اندازه در اجرای آن موفق بوده اید. اگر در این زمینه عملکرد مطلوبی داشته اید و با وجود توجه به نیازهای شوهرتان باز هم این رفتارها از سوی او ادامه یافته است، باید بررسی شود که آیا نسبت به زندگی مشترک کنونی اش احساس رضایت دارد یا خیر و به طور کلی وضعیت کنونی خودش را چطور ارزیابی می کند.

*پیشنهاد می شود با شوهرتان صحبت کنید و در صورت نیاز، از کمک حرفه ای یک مشاور متخصص در مسائل زوجین هم بهره مند شوید. با این حال در ادامه مطلب تلاش کرده ایم تا به این سوال تان که (نمی دانم در شرایط فعلی چه کنم)، پاسخ مناسبی بدهیم. تکنیک هایی برای حفظ زندگی مشترک از لحاظ روان شناسی مردان موجوداتی قدرت طلب هستند؛ از این رو اولین نکته ای که در گفتار، تأثیر فراوانی در روان شوهرتان دارد و موجب افزایش علاقه وی به شما خواهد شد، «تحسین او و احترام گذاشتن به این ویژگی ذاتی اش» است.

با توجه به این ویژگی روانی مردان، لازم است تمام کارهایی را که موجب احساس اقتدار مرد در محیط خانواده می شود انجام دهید و تمام کارهایی را که اقتدار مرد را زیر سوال می برد ترک کنید. این رفتار شما مهم ترین نیاز روحی یک مرد است. زمانی که در راستای برطرف کردن نیازهای روانی او تلاش می کنید او نیز به صورت خودکار در راستای برطرف کردن نیازهای شما تلاش خواهد کرد.

همچنین پذیرش بی قید و شرط همسر، یک شرط اساسی در روابط عاشقانه است. می توانید بدون انتقاد از یکدیگر، در زمینه های مختلف یا درباره اشخاص، نظرات متفاوتی داشته باشید. دوستی و رفتار دوستانه با همسر، از جمله عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی زناشویی است. اگر این خصوصیت در ازدواج ها نباشد کیفیت آن ها تا حد نامناسبی کم می شود.

همان گونه که دوست دارید شوهرتان از اشتباهات شما بگذرد شما نیز از اشتباهاتش بگذرید. پس همواره در زندگی مشترک گذشت داشته باشید و فرصت جبران اشتباهات را به همسر خود بدهید.

مشاور:نسیم احمدی، کارشناس ارشد روان شناسی