5 ویژگی خانواده های موفق

خانواده های موفق معمولا عادت های مشترکی دارند که تا حدودی می تواند برای همگان در دسترس و قابل اجرا شدن باشد. در ادامه خلاصه ای از جدیدترین تحقیقات و تجربیات منتشر شده از چند روان شناس معروف را که در یک مقاله کوتاه جمع آوری شده است، خواهید خواند.
1- هنگام تصمیم گیری کنار هم می نشینند نه رو به روی هم: طی تحقیقاتی دانشمندان دریافتند، افرادی که در خانواده شان هنگام تصمیم گیری در کنار دیگر اعضا نشسته بودند نسبت به افرادی که روبه روی آن ها قرار گرفته بودند، احتمال بیشتری برای همکاری با یکدیگر داشتند.
2- اعضای خانواده موقع شام از اتفاق های روز می گویند: در طول شام، هر یک از اعضای خانواده باید از کارهای مثبت و منفی روز خود گزارش دهند. یافته های جدید نشان می دهد که تحت تماشای دیگران (از جمله مادر و پدر) قرار گرفتن باعث می شود نوسانات زندگی، در زمان واقعی خود رخ دهد و همدلی و همبستگی کودکان با اطرافیان خود توسعه یابد.
3- کارهای خانه تقسیم بندی می شود: جف ساترلند، مشاور خانواده می گوید: «اگر کارهای خانه به روشی که می گویم بین اعضا تقسیم شود، من تضمین می کنم دو برابر بیشتر از انتظارتان کار انجام می شود.» او  اظهار می کند: روی یک کاغذ سه ستون به این ترتیب ایجاد کنید: «مواردی که باید انجام شوند»، «موارد در حال پیشرفت» و «موارد انجام شده» و جایی بچسبانید. هر کدام از اعضای خانواده یک کار را شروع و با انجام هر مرحله آن را از ستون اول به ستون دوم منتقل می کند و به همین ترتیب تا ستون آخر.
4- جلسات خانوادگی منظم دارند: دیوید استار، روان شناس می گوید: «داشتن جلسات خانوادگی به طور منظم و زمان بندی شده، توجه به رفتارهای خاصی را جلب می کند. اگر محیطی امن برای بحث درباره مشکلات در خانواده نداشته باشید، هیچ جایی برای برنامه های بهبود وضعیت خانواده شما وجود نخواهد داشت.»
5- بحث و استدلال را به 3 دقیقه محدود می کنند: جان گتمن، استاد روان شناسی دانشگاه واشنگتن می گوید: «مهم ترین نکات در هر بحث در سه دقیقه اول می تواند یافت شود و پس از آن، مردم اغلب صحبت ها و دلایل خود را فقط با صدای بلندتر تکرار می کنند. بنابراین اعضای خانواده باید درباره هر موضوعی، فقط سه دقیقه بحث و سپس جمع بندی کنند یا حداقل بحث را ادامه ندهند.»

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

 شاید زندگی مجردی برای خیلی از جوان‌ها نوعی فانتزی ایام شباب به حساب بیاید. شاید حس کنند یکی از راه‌های رسیدن به استقلال این باشد که مجردی در خانه‌ای اسکان یابند و به تنهایی تصمیمات زندگی روزمره را بگیرند و ادامه حیات دهند. در همین ارتباط روزنامه شهروند از زبان سیمین برادران، چالش‌های یک دختر مجرد برای اجاره‌خانه مناسب که دغدغه بزرگی برای افرادی‌ست که در این شرایط زندگی می‌کنند را بررسی کرده است.

در این گزارش آمده:

اجاره‌نشین که باشی هر سال اسباب و وسایلت را روی دوشت می‌گذاری و سری به املاک محله‌هایی می‌زنی که پولت کفاف زندگی در آنجا را بدهد. هر سال هم که ارزش پول آب برود و تورم غوغا کند، ناچاری محله به محله پایین‌تر  بروی. مجرد هم که باشی اوضاع حسابی بیخ پیدا می کند؛ توجه به میزان تاریکی خیابان در شب، پذیرش سکونت خانم مجرد از سوی مالک یا امنیت منطقه برای تردد را کنار که بگذاری، هزینه رفت‌وآمد به محل کارت را هم باید چرتکه بیندازی و سر آخر چند محله را انتخاب کنی.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

صبح از خواب بیدار می‌شوی و به محله مورد نظرت سری می‌زنی تا خانه‌ای ٤٠ متری با امکانات استاندارد را اجاره کنی. کمتر مشاور املاکی زودتر از ده و نیم تا ١١ صبح قفل مغازه خود را باز می‌کند. مشکل آنجاست که تو هم باید با سرعت به همه املاکی‌های محل که در هر خیابان حداقل ٦ مشاور وجود دارد، سر بزنی و از خانه‌ها بازدید کنی، چراکه تا قبل از ساعت ١٣ کرکره مغازه‌هایشان پایین می آید و تا ساعت پنج و نیم باید سرگردان باشی که دوباره بتوانی به پرس‌وجو ادامه بدهی. البته اگر چهارشنبه باشد که تا روز شنبه بلاتکلیف هستی، چراکه از هر خانه‌ای اجازه بازدید وجود ندارد، مگر خانه تخلیه‌شده! شب‌ها هم باید تا  قبل از ساعت ٢١ پرس وجوها را کرده باشی وگرنه بعد از این ساعت باید راهی خانه شوی و برای روز آینده دوباره به خانه‌گردی بروی. بیشتر این بنگاه‌های املاک هم پس از اینکه به نتیجه نمی‌رسی شماره تماس می‌گیرند، اما شاید تنها چند درصد از این املاکی‌ها با شما تماس بگیرند. هر یک از املاکی‌ها کیس‌های متفاوتی دارند و موارد آنها هر روز با روز دیگر چه از نظر قیمت و چه از نظر امکانات متفاوت است.

قیمت بالا، امکانات کم؛ خانه مناسب مجرد

به اولین املاکی در مرکز شهر وارد شدم. آقای مشاور هیچ نگفت. دیالوگ از پیش آماده شده‌ای داشتم. با رهن و اجاره مشخص به‌دنبال خانه ٤٠ متری هستم. خانه‌ای مرتب که راحت بتوان زندگی کرد. پاسخ‌ها همه مشابه هم است. «پول بیشتری نداری؟ »

فرقی نمی‌کند چه مقدار پول داری، همیشه پولت کم است و همیشه باید پول بیشتری کنار بگذاری.

«چون مجرد هستی قاعدتا صاحب‌خانه‌ها کمتر می‌پذیرند خانه را دست شما بدهند، اما چون موجه هستی باید ببینم چه می‌توان کرد. باید پول بیشتری بدهی تا صاحب‌خانه هم رضایت داشته باشد. »

اولین املاک، دومین املاک و بسیاری دیگر از بنگاه ها؛ رویه همین است. به مجرد خانه با قیمت مناسب نمی‌دهند. تنها خانه‌ای را پیشنهاد می‌دهند که برای زندگی یک خانواده دو نفره مناسب نیست. پله‌های زیاد، نداشتن پارکینگ و انباری یا خانه‌ای به‌هم‌ریخته. وقتی هم به قیمت با توجه به امکانات اعتراض می‌کنی پاسخ یکی است؛ «مجرد هستی بهتر از این می‌خواهی چه کار؟ مگر مهمان داری یا کسی رفت‌وآمد دارد که برایت مهم است؟»

اما داستان مراجعه دختر مجرد به املاکی‌ها به اینجا ختم نمی‌شود.

برداشت اول: تحقیر به دلیل کمبود بودجه

مشاور: شما پول خیلی کمی داری. با این بودجه خانه‌ای ندارم. واقعا می‌خواهی با این پول یک خانه ٥٠ متری داشته باشی؟ در این محل نگرد پیدا نمی‌کنی.

مشاوران اطراف‌تان با این بودجه حداقل پنج خانه به من نشان دادند چطور می‌گویید پیدا نمی‌شود؟

مشاور: گرچه به نظر موجه می‌آیی، ولی مجردی. با این پول‌ها سمت املاک ما نیا. مگر اینکه منطقه پایین‌تر بروی. می‌خواهی برایت کنار اتوبان را هماهنگ کنم بروی بازدید. بیا خانه را ببین ضرر ندارد.

و این جاست که تو با خودت فکر می کنی مجرد که باشی، دختر که باشی باید غرامت مضاعف بپردازی بابت پیدا کردن یک سرپناه امن.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت دوم؛ خانه‌های کثیف، عایدی مجردها

اما همه اینگونه نیستند. برخی خانه‌ها به مرحله بازدید هم می‌رسی. صاحب‌خانه تنها دورتادور پذیرایی را سرامیک کرده و وسط پذیرایی سیمان است. کابینت‌ها در حد آبدارخانه‌هاست. اسمش را می‌گذارند آشپزخانه ضعیف!

این خانه را با قیمت خیلی کمتر در سایت‌های نیازمندی دیده‌ام. چرا اینقدر قیمت را بالا برده‌اید؟

مشاور: «مجرد هستی باید پولی بدهی که صاحب‌خانه اعتراضی نکند. کولر و پکیج را هم خودت باید تعمیر کنی. مستاجر قبلی برای این پنجره پشه‌بند زده است. صاحب‌خانه گفته است که مستاجر بعدی باید هزینه اش را متقبل شود.»

کابینت‌ها زنگ‌زده و تعدادش هم بسیار کم است. شاید پکیج خانه هم ٢٠ سالی باشد عوض نشده. انگار صاحب‌خانه کلید را از مستاجر قبلی می‌گیرد و بدون اینکه سری بزند به بعدی می‌دهد. هیچ نظارتی بر وسایل خانه ندارد.

با دلخوری خانه را ترک می‌کنی و به بنگاه دیگری سر می‌زنی.

برداشت سوم؛ افزایش قیمت به علت افزایش متقاضی

«این همان خانه‌ای است که من دنبالش هستم. نزدیک محل کارم است و ترافیک کمی خواهم داشت.» همزمان چند نفر دیگر هم پشت‌سرم از خانه بازدید کردند و همگی مجردند.

مشاور: «خانم سریع‌تر تصمیم بگیر باید الان بیعانه بگذاری وگرنه به این افراد خانه را اجاره می‌دهم.»

به املاک سری می‌زنم تا بیعانه را بدهم و با خیال راحت اسباب‌کشی کنم.

مشاور: «خانم قیمت کمی بالاتر رفته است. مشکلی ندارید؟ آخر دو نفر پشت سر شما آمدند و حاضر شدند با قیمت بالاتر خانه را اجاره کنند.»

-رهن و اجاره هم قابل تبدیل است؟

مشاور: «اگر بخواهید تبدیل کنی باید بیشتر از عرف پول بدهی. به‌ازای ١٠میلیون، ٣٠٠هزار تومان محاسبه نمی‌شود.»

با عصبانیت املاکی را ترک می‌کنی.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت چهارم: تفکیک امکانات خانه

خانه مناسبی را پیشنهاد می‌دهند، اما اگر پارکینگ یا انباری می‌خواهید باید برای هر کدام، یک‌میلیون تومان روی اجاره بگذارید. برخی صاحب‌خانه‌ها امکانات خانه را هم می‌فروشند تا پول بیشتری به دست بیاورند.

برداشت پنجم: دردسرهای مجردی

بالاخره از یکسری خواسته‌هایت دست می‌کشی تا خانه نیمه‌مناسبی پیدا کنی.

مشاور: «مالک می‌خواهد تصویری با شما صحبت کند تا ببیند چقدر موجه هستی. لطفا تصویر مدارک شغلیت را هم برای مالک واتس‌آپ کن تا خیالش جمع شود موجه هستی و سرکار می‌روی. »

با مالک صحبت می‌کنی. شرطش این است که تنها پدر و مادرت در خانه رفت‌وآمد داشته باشند. حتی همکاران دختر هم نباید بیایند.

مالک: «تقصیر من نیست مدیر ساختمان این شرط را گذاشته است. اگر این کار را نکنی اینقدر اذیتت می‌کنند تا مجبور شوی زودتر از موعد خانه را ترک کنی و بروی. حیوان خانگی هم ممنوع است. صدای تلویزیونت را هم زیاد بالا نبر. راستی کارمند پرمشغله‌ای که زیاد خانه نیستی. درست است؟»

من اصولا خانه نیستم.

مالک: «ایرادی ندارد فقط نحوه رفت‌وآمد هم باید در قرارداد قید شود تا بعدا برای همسایه‌ها مشکلی ایجاد نشود. چون مجرد هستی و من خانه به مجرد نمی‌دهم، حالا چون املاک گفته است ایرادی ندارد. مدارکت را بفرست تا ببینم چه می‌شود انجام داد.»

تصویر واتس‌آپ را قطع می‌کنی و با بیان اینکه نیم ساعت دیگر خبر قطعی را می‌دهی بنگاه معامله املاک را ترک می‌کنی.

برداشت ششم: قانون‌های جدید مالک و مستاجر

برخی از مالکان هم قوانین جالبی برای خود دارند. یکی از آنها درخواست افزایش قیمت رهن را برای ٦ ماه دوم داشت، اما پس از اینکه بدانند تو ناچار به پذیرش هستی می‌خواهند علاوه بر مبلغ رهن، اجاره را هم برای٦ ماه دوم افزایش دهی. اما یکباره با خودت فکر می‌کنی هر چه پس‌انداز می‌کنم هر ٦ ماه یکبار توسط مالک خانه بلعیده می‌شود.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت هفتم: بر بساطی که بساطی نیست

 امکانات اشتباهی را قالب می‌کنند. به اسم طبقه سوم تو را طبقه چهارم بدون آسانسور می‌کشانند. می‌گویند انباری دارد، اما پای قرارداد متوجه می‌شوی چنین امکاناتی وجود ندارد. به عنوان پارکینگ تو را به بازدید خانه می‌کشانند، اما در پاسخ می‌گویند منظورمان این است که کنار خیابان جای پارک پیدا می‌شود و تو باید از خواسته‌هایت عدول کنی.

برداشت هشتم: سلطان آپارتمان

جایی می‌رسی که خسته می‌شوی و سر قیمت با املاکی‌ها بحث می‌کنی که شما قیمت‌ها را بالا برده‌ای.

مشاور املاک: «من فردی را می‌شناسم که در همین منطقه ١٢٠ واحد دارد و یکباره ٤٠ واحد را در سایت آگهی می‌کند و قیمت منطقه را بالا می‌برد.»

برداشت نهم: کمیسیون بالا به دلیل ارزانی خانه

خانه‌ای ارزان نصیبت می‌شود و پس از بازدید با مشاور املاک تماس می‌گیری که می‌خواهی قرارداد بنویسی.

مشاور: «در جریان هستید خانه به دلیل اینکه ارزان است کمیسیون چهار برابر قیمت مصوب است که باید پرداخت کنید. ایرادی ندارد؟»

خب قیمت تمام‌شده خانه در این صورت اختلاف کمی با سایر خانه‌ها دارد. چرا اینقدر زیاد؟

مشاور: «مالک خانه را ارزان داده و خودش نمی‌خواهد کمیسیون بدهد. به علاوه چون فایل انحصاری ماست و به کسی از همکاران نمی‌دهد قیمت کمیسیون بالاتر است. حتما کد رهگیری هم می‌خواهید؟»

بله، کد رهگیری باید داشته باشد.

مشاور: «برای کد رهگیری خودتان باید مبلغ را پرداخت کنید. موردی ندارد؟»

با تعجب هر چه تمام‌تر تلفن را پایان می‌دهی و می‌روی سراغ سایرین.

برداشت دهم: مراجعه به سایت‌های خرید و فروش خانه

وقتی به املاکی‌ها سر می‌زنی خانه با قیمت دلخواهت به تعداد انگشتان دست هم نیست، اما همین قیمت‌ها را در سایت‌های خرید و فروش و اجاره خانه پیدا می‌کنی. خب یک رویه هم جست‌وجو در این سایت‌هاست تا با مهندسی معکوس بتوانی املاکی خوش‌انصاف را پیدا کنی و به خانه مورد نظرت برسی. اما همه این آگهی‌ها درست نیست. وقتی با خیلی از این آگهی‌دهنده‌ها تماس می‌گیرید املاکی‌هایی هستند که قیمت‌های رویایی گذاشته‌اند، اما تنها دقایقی بعد از ثبت آگهی که تماس می‌گیرید عنوان می‌کنند که مورد موجود اجاره داده شده است و حالا روی موارد دیگر تمرکز داشته باش. برخی گمانه‌زنی‌ها اما به این نکته اشاره دارد که برخی از آگهی‌ها درست نیست و برای جلب مشتری آگهی‌های فیک زده می‌شود.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت آخر؛ پیشنهاد عجیب

اما همیشه املاکی‌ها و مالکان کار را خراب نمی‌کنند. در آخرین موردی که مشاهده شد تبلیغی با یک‌سوم قیمت معمول در سایت‌های نیازمندی توجه را به خود جلب کرد.

خانه‌ای بسیار زیبا، دو خواب و با امکانات در منطقه غرب تهران با قیمت پایین. آگهی‌دهنده «شخصی» بود و فقط می‌خواست به فرد موجهی خانه را اجاره دهد. زمان بازدید هم یک ساعت مشخص در سه روز آینده عنوان شده بود. بعد از پیامی که به صاحب‌خانه درج‌شده در آگهی دادم، اصرار بر حضور به تنهایی در ساعت خاصی از بازدید داشت و عنوان می‌کرد طی چند دقیقه نزدیک ٢٠نفر تماس گرفتند و باید سر ساعت بیایی تا خانه اجاره نرود. برایم عجیب بود و به قصد پیگیری چنین مورد عجیبی روز موعود تماس گرفتم، تلفن خاموش و واتس‌آپ پاک شده بود. تصور کردم باید آگهی دروغینی باشد. پیامک دادم، اما صاحب‌خانه پس از چند ساعت با الفاظ رکیک عنوان کرد که چرا همان روز و ساعت تنهایی به محل نیامدی!!!

پلان آخر

پلان‌های بالا تنها گوشه‌ای از روایت دختر مجردی است که می‌خواهد خانه مناسبی کرایه کند. اما در این میان برخوردهای جالبی با مشاوران املاک که بعضا قدیمی محل بودند، وجود داشت. املاکی‌هایی که تمام تلاش خود را برای پیداکردن مورد مناسبی کردند و با نگرانی دنبال موارد خوب می‌گشتند و صاحب‌خانه‌هایی که سعی کردند منصفانه رفتار کنند و معتقدند با هر دست که بدهی با همان دست پس می‌گیری. این صاحب‌خانه‌ها معتقدند مستاجر خوب را باید تا سالیان زیادی در همان خانه نگه داشت تا دو طرف ماجرا منتفع شوند که البته تعدادشان کم نیست.

اعتماد به نفس کودک‌مان را چگونه بالا ببریم

با سرزنش‌های مداوم و ندادن مسئولیت به کودکان باعث می‌شویم که به اعتماد به نفس‌شان آسیب برسد و دیگر نتوانند در اجتماعات فعالیت موثری داشته باشند.

 اعتماد به نفس مناسب، سلاح کودک در برابر چالش های دنیاست. کودکانی که احساس خوبی در مورد خود دارند، راحت تر می توانند با مشکلات محیط اطراف مقابله کنند.در ادامه نکاتی را برای تقویت اعتماد به نفس کودکان معرفی خواهیم کرد.

اعتماد به نفس از حس شایستگی حاصل می شود، یک کودک با اعتماد به نفس نیاز به درک مثبت و واقع گرایانه از توانایی هایش دارد و ناشی از دستاوردهای بزرگ و کوچک است.کلمات دلگرم کننده شما می‌تواند به ایجاد اعتماد به نفس کمک کند، به خصوص هنگامی که شما به تلاش یا توانایی های خاص فرزندتان اشاره می کنید.

۱. فرزندتان را دوست داشته باشید

به نظر می رسد واضح است، اما احتمالا مهم ترین چیزی است که می توانید به فرزند خود بدهید. حتی اگر شما آن را ناقص انجام دهید – چه کسی اینکار را نمی کند؟ همیشه عشق زیادی را بروز دهید. فرزند شما نیاز به احساس پذیرش و دوست داشتن دارد، از خانواده شروع کنید و به گروه های دیگر مانند دوستان، همکلاسی ها، تیم های ورزشی و جامعه گسترش دهید. اگر شما فریاد بزنید یا نادیده بگیرید یا اشتباه دیگر والدینی را انجام دادید، کودک خود را بغل کنید و به او بگوئید که متاسف هستید و او را دوست دارید. عشق بدون قید و شرط، پایه ای قوی برای اعتماد به نفس ایجاد می کند.

اعتماد به نفس کودک‌مان را چگونه بالا ببریم

۲. جایی که لازم است او را ستایش کنید

مهم است که به فرزندتان ستایش و بازخورد مثبت بدهید، زیرا بچه ها – به ویژه جوانان – آنچه را که فکر می کنید را با ارزش و دستاوردهای خود اندازه گیری می کنند ؛ اما در ستایش خود واقع بینانه باشید ؛ اگر کودکی موفق نشود یا هیچ استعدادی را در مهارت خاصی نشان ندهد، تلاش او را ستایش کنید، اما نتایج غیر واقعی را تحسین نکنید.

به او بگویید که مشکلی نیست که نتواند همه کارها را به طور عالی انجام ده .به او بگویید که بعضی چیزها تلاش و تمرین و تکرار زیادی می خواهند و گاهی اوقات بهتر است بعد از اینکه بهترین تلاش خود را انجام دادید، حرکت کنید.

۳. به فرزندتان کمک کنید تا اهداف واقعی را تعیین کند

هنگامی که کودک شما فوتبال را شروع می کند، برای او خوب است که فکر کند می تواند در نهایت به تیم المپیک برود. اما اگر او در تیم اش در دبیرستان موفق نشود و هنوز فکر کند که یک بازیکن المپیک کالیبر است، در این صورت نیاز به تمرکز بیشتر بر اهداف واقع بینانه دارد. فرزندتان را برای تعیین اهداف معقول و برای کمک به جلوگیری از احساس شکستش کمک کنید. برای هدف هایش، با صحبت با او، هدف های کوتاه مدت و کوچکی را نشانش دهید.

۴. عشق به خود و مثبت سخن گفتن درباره خود را مدلی برایش کنید

قبل از اینکه بتوانید به فرزندتان یاد دهید که خودش را دوست داشته باشد، باید خودتان را دوست داشته باشید. شما می توانید این رفتار را با تحسین و تکریم خود در زمانی که کاری را خوب انجام داده اید، به او نشان دهید. چه شما یک دونده ماراتن خوب باشید، یا ارتقایی را در محل کار یا یک مهمانی شام کسب کرده باشید، موفقیت های خود را با فرزندان خود جشن بگیرید. در مورد مهارت ها و استعدادها و تلاش های لازم برای دستیابی به این دستاوردها صحبت کنید. در همان گفتگو، شما می توانید فرزند خود را از مهارت هایش و چگونگی توسعه و استفاده از آنها یادآوری کنید.

اعتماد به نفس کودک‌مان را چگونه بالا ببریم

۵. انعطاف پذیری را آموزش دهید

هیچ وقت در همه چیز موفق نمی شود ؛ مشکلات و ناکامی ها، انتقاد و درد وجود خواهد داشت. استفاده از این موانع به عنوان تجربیات یادگیری به جای در نظر گرفتن وقایع به عنوان شکست یا ناامیدی است.”سعی کنید، سعی کنید، دوباره امتحان کنید”، شایسته است، به خصوص در تدریس اینکه نباید کوتاه آمد و بیخیال شد اما، این نیز مهم است که اعتقادات احساسات فرزندتان را به جای گفتن “بله، فقط تشویقش کنید” یا “نباید احساس بدی داشته باشی” مهم بدانید.

این کمک می کند تا بچه ها یاد بگیرند که به احساسات خود اعتماد کنند و راحت تر آنها را به اشتراک بگذارند. بچه ها یاد خواهند گرفت که ناکامی ها بخش عادی از زندگی هستند و می توانند مدیریت شوند ؛ اگر فرزند شما در یک آزمون خوب نبود، به او دلداری ندهید یا به او نگویید که هرگز خوب درس نخوانده بود.

در عوض، در مورد چگونگی انجام مراحل بعد، که می تواند اوضاع را بهتر کند صحبت کنید. هنگامی که موفق شود، برای موفقیتش به خودش افتخار خواهد کرد.

۶. استقلال و ماجراجویی را تحریک کنید

بچه هایی که به خودشان اطمینان دارند مایل به انجام کارهای جدید بدون ترس از شکست هستند. در مورد کودکان جوانتر، شما باید از دور نظارت کنید. شرایطی را تنظیم کنید که در آن او بتواند کارهای خود را انجام دهد و مطمئن شود که وضعیت امن است، اما بعد فضا را به او بدهید؛

به عنوان مثال، نشان دهید که چگونه می توان یک ساندویچ را تهیه کرد و سپس اجازه دهید که بدون کمک شما خودش انجام دهد. اکتشاف را تشویق کنید، چه این سفر به پارک جدید و یا غذاهای جدید باشد. گشت های روزانه و تعطیلات، سرگرمی های جدید، و سفر با همکلاسی ها می توانند همه افق های فرزند شما را گسترش داده و اعتماد به نفس او را برای رسیدگی به شرایط جدید افزایش دهند.

اعتماد به نفس کودک‌مان را چگونه بالا ببریم

۷. ورزش و سایر فعالیت های جسمانی را تشویق کنید

دیگر نه تنها پسران، بلکه ورزش به ایجاد اعتماد به نفس در دختران نیر کمک می کند ؛ آنها یاد می گیرند که می توانند تمرین کنند، پیشرفت کنند و به اهدافشان دست یابند. مزایای دیگر:آنها یاد می گیرند که نقاط قوت خود را تشخیص دهند، ضعف های خود را قبول یا تقویت کنند، شکست را بر عهده بگیرند، دایره دوستان خود را گسترش دهند و کار گروهی را یاد بگیرند.

یکی دیگر از پاداش های تقویت اعتماد به نفس:یاد می گیرند که به بدن خود احترام بگذارند. با شیوع چاقی در میان کودکان، مهم است حتی اگر فرزند شما ورزشی را دنبال نمی کند باز هم به بدن خود احترام بگذارد. سعی کنید فعالیت بدنی خود را پیدا کنید، هنرهای رزمی، دوچرخه سواری یا پیاده روی و …

۸. پیگیری اشتیاق آنها را پشتیبانی کنید

همه شخصی فرق می کند و در چیزی مهارت دارد، و هنگامی که فرزند شما آن چیزی را پیدا کند، عالی است. به عنوان یک والد، احترام و تشویق فرزندان خود را مورد توجه قرار دهید – حتی اگر آنها به شما علاقه نداشته باشند. هنگامی که آنها در انجام وظایف خود موفق شوند، فرزندتان را تحسین کنید. اگر استعداد فرزندان شما در گیتار زدن در یک گروه باشد، از علاقه او حمایت می کند، تا با کارهایی مانند مشق مدرسه مواجه نشود. این به این معنی نیست که شما حاکمیت را برای نوجوان خود آزاد بگذارید تا تمام شب را در گاراژ بماند، بلکه کمک کنید او به نوک قله بعدی برسد.

۹. قوانین سازگاری را تنظیم کنید

بچه ها با اطمینان بیشتر می دانند که چه کسی مسئول است و انتظار چه چیزی را دارد، حتی اگر فرزند شما فکر می کند که قوانین خیلی سخت است، اما زمانی که شما قوانین را تنظیم و پیاده سازی می کنید و می خواهید که انجام شود، او به خودش در مورد آنچه که می تواند و نمی تواند انجام دهد اعتماد دارد. 

هر خانوار قوانین متفاوتی دارد و با توجه به سن فرزند شما در طول زمان تغییر خواهد کرد. هر آنچه که در خانواده تان اتفاق می افتد، مهم است. یادگیری و انجام قوانین به کودک احساس امنیت و اعتماد به نفس می دهد.

برای فرزندان بزرگتر، ممکن است قواعد و مسئولیت های آنها بیشتر شود اما، مهم این است که به یاد داشته باشید که شما پدر و مادر هستید نه بهترین دوست. بعضی روزها هنگامی که فرزند شما احساس فشار می کند، ممکن است قدرت و اعتماد به نفس برای گفتن ابن جمله را پیدا کنند، “نه، من نمی توانم این کار را انجام دهم.”

اعتماد به نفس کودک‌مان را چگونه بالا ببریم

۱۰ . به کودکانتان گزینه هایی را برای انتخاب بدهید

دادن اختیارات به کودکان – در یک مجموعه معقول از گزینه های انتخاب شده توسط شما باعث می شود آنها احساس قدرت کنند به عنوان مثال، در صبحانه ممکن است کودک شما گزینه تخم مرغ یا پنکیک را بدهد. یادگیری انتخاب های ساده در حالی که جوان است، کمک خواهد کرد که فرزندتان برای انتخاب های سخت تر که با بزرگ شدنش مواجه می شود آماده شود.

۱۱. همیشه به جای او کاری انجام ندهید

صبور باشید و اجازه دهید که خودش کارهایش را انجام دهد. برای مثال، ممکن است سریعتر و آسانتر باشد تا شما لباس کودک پیش دبستانی خود را بپوشانید، اما اجازه دهید که او خودش این کار را برای کمک به مهارت های جدیدش انجام دهد. هرچه بیشتر او را چالش های جدید دعوت کنید، بیشتر صلاحیت و اعتماد به نفس او را احساس می کنید.اجازه دهید او بداند هیچکس کامل نیست و توضیح دهید که هیچکس انتظار ندارد او بهترین باشد. مدلی که در مقابل اشتباهات و ناامیدی های فرزندتان واکنش نشان می دهید، واکنشی است که او انجام خواهد داد.

۱۲. عجله نکنید یا ستایش نادرستی را انجام ندهید

بچه ها در تشخیص ستایش بی قید و یا تعریف بی پایه هستند. اغلب کودکتان را زیاد ستایش کنید، اما در تعریفهایتان چیز مشخصی وجود داشته باشد، وگرنه کلمات شما چیزی را تکان نخواهد داد. به عنوان مثال، به جای واکنش به آخرین طراحی فرزندتان، “وای، این عالی است. تو بهترین هنرمند جهان هستی”، سعی کنید چیزی شبیه این بگویید، “من واقعا دوست دارم که چگونه تمام خانواده را نقاشی کردی. تو حتی جزئیاتی مانند ریش بابا را هم کشیدی.”

اعتماد به نفس کودک‌مان را چگونه بالا ببریم

۱۳. کارهای خانوادگی مناسب را انجام دهید

مسئولیت هایی را به کودکان بدهید، مانند تنظیم میز، پیاده روی سگ ها و یا بردن لباس ها برای لباسشویی. آنها احساسات شایسته خود را افزایش می دهند و مهارت های حل مسئله را در خود تقویت می کنند. بین فرزندانتان مقایسه نکنید در عوض، فردیت هر فرد و هدایای ویژه هر کدام را درک کنید.

۱۴. از نام های فرزندان برای ایجاد یک مزیت استفاده نکنید

هرگز احساسات کودک خود را محکوم نکنید ، هنگامی که شما عصبانی هستید، کمی استراحت کوتاه انجام دهید، بنابراین چیزی نخواهید گفت که پشیمان شوید و به یاد داشته باشید، شما می توانید اقدامات کودکتان را که دوست ندارید، بدون نشان دادن حستان دوست نداشته باشید ، حتما تفاوت را به فرزندتان نشان دهید.

۱۵. گاهی نیاز است با هر یک از فرزندانتان جدا جدا وقت بگذرانید

این که این وقت با غذا خوردن یا دوچرخه سوار باشد مهم نیست، سعی کنید حداقل یک بار در هفته به تنهایی با کودک خود برنامه ریزی کنید.این یک فرصت عالی برای صحبت در مورد آنچه است که در ذهن او وجود دارد و به پیوند دو نفره شما کمک خواهد کرد.

ویژگی‌های خانواده سالم و ناسالم

اینکه زن و شوهر با یکدیگر بحث و دعوا کنند بسیار عادی است. آنها دو انسان مجزا با طرز فکرهای متفاوت هستند. کاملا طبیعی است که در مواردی با هم اختلاف نظر داشته باشند و حتی به واسطه این اختلاف نظر با یکدیگر بحثشان نیز بشود. اما برخی از اشتباهات مخرب پس از این دعواها روی می دهند. زن و شوهرها پس از بحث با هم کارهای اشتباهی را انجام می دهند که به تثبیت و طولانی تر شدن ناراحتی بسیار کمک می کند. ما در این مطلب 10 مورد از این اشتباهات را یادآور شده ایم که توصیه اکید داریم آنها را ترک کنید و دیگر تکرار نکنید.

با هم سرد رفتار نکنید

پس از بحث و دعوا اصولا دو طرف حوصله حرف زدن با هم را ندارند. اما اگر پس از گذشت زمان، هنگامی که هر دو آرام تر بودید و همسرتان نزد شما آمد و به هر بهانه ای می خواست با شما حرف بزند، از پاسخ دادن به او امتناع نکنید. بدترین کار ممکن در این شرایط این است که سکوت اختیار کنید و به اصطلاح قیافه بگیرید. کارشناسان روابط زناشویی می گویند: با پاسخ ندادن به طرف مقابل، این حس را به او می دهید که در حال تنبیه کردن او هستید و این باعث می شود تا او نتواند حرف هایش را راحت تر با شما در میان بگذارد. تکرار این مسایل، فاصله بزرگی میان زن و شوهر ایجاد می کند که شاید خسارت های جبران ناپذیری نیز در پی داشته باشد. به جای این کار بچه گانه به همسر خود بگویید: «من هنوز ناراحت هستم و نتواسته ام همانند تو به این زودی همه چیز را فراموش کنم. به من چند ساعتی فرصت بده تا بتوانم آرام شوم. سپس در مورد آن با هم حرف خواهیم زد.» 

جمله های او را به خاطر نسپارید
حتما شنیده اید که می گویند: «در دعوا حلوا خیرات نمی کنند!» دقیقا هم همین طور است. جملات یا واژه هایی که هنگام دعوا از دهان همسر خود می شنوید را نادیده بگیرید. به آنها اهمیت ندهید و بگذارید همان جا وسط دعوا خاک شوند. بار سنگین آنها را به دوش نکشید. بدون شک هنگام دعوا دو طرف قربان صدقه هم نمی روند و واژه های ناامیدکننده به کار می برند. اما هوشمندانه ترین کار این است هر زمان حرف های ناراحت کننده او به ذهنتان رسید، یک نفس عمیق بکشید و سعی کنید فکر خود را با مسایل مثبت پر کنید. دوره این جملات چیزی جز درد و ناراحتی در پی ندارد.

هنگامی که او ناراحت است به او نگویید: «ببخشید»
وقتی در اوج بحث و دعوا هستید گفتن خشک و خالی «ببخشید» دردی را دوا نمی کند. باید سعی کنید پس از اینکه اوضاع بهتر شد، نزد او بروید و عذرخواهی کنید و سوتفاهم پیش آمده را برایش توضیح دهید. یا بگویید چه شد که آن کار را انجام داده اید یا آن حرف را گفته اید. عذرخواهی کردن بدون پشیمانی واقعی و بدون توضیح چندان قابل قبول نیست. باید سعی کنید اشتباه خود را تکرار نکنید و این اطمینان را نیز به طرف مقابل بدهید.

برای دعوای خود دنبال بهانه نباشید
هزاران مساله ناراحت کننده در زندگی وجود دارند که می توانید به واسطه آنها دعوا راه بیندازید. به طور مثال، یک روز کاری سخت، سردرد، بی خوابی، کم خوابی و … . اما محققان دانشگاه برکلی کالیفرنیا ثابت کرده اند زوج هایی که کم می خوابند و استراحت کامل ندارند، بیشتر در معرض مشاجره های دایمی قرار دارند. اینکه تقصیرها را گردن طرف مقابل بیندازیم کار درستی نیست. اگر شما ناراحت، عصبانی یا دلخور هستید یا خبرهای ناراحت کننده شنیده اید، باید این مساله را با همسرتان در میان بگذارید. این مساله به آرام ماندن جو، کمک شایانی می کند. کم خوابی موجب حساسیت بیشتر اعصاب می شود.

بحث را دوباره باز نکنید
اگر چند دقیقه پس از بحث دوباره بخواهید در مورد آن با هم حرف بزنید ایرادی ندارد. اما اگر چند روز پس از آن دوباره این مساله باز شود و بخواهید صحبت کنید، چندان جالب نیست. اگر در دعوایی خود را مقصر می دانید، نزد همسرتان بروید و از او عذرخواهی کنید. اگر حرفی زده اید که او را ناراحت کرده است، آن را تصحیح کنید. 

مساله را خیلی ادامه ندهید
وقتی در مورد مساله ای با همسر خود دعوا یا بحث می کنید، سعی نکنید پس از تمام شدن دعوا، به طور غیرمستقیم و بی نیش و کنایه موضوع دعوا را با یاد او بیاورید. به طور مثال، اگر سر هزینه های سفر با هم بحث کرده اید، لازم نیست وقتی عکس های مسافرت دوستان خود را می بینید در مورد هزینه هایی که کرده اند و مکان هایی که رفته اند به همسر خود طعنه بزنید. بهتر است به جای این کارهای بچه گانه، در فرصتی که هر دو آرام هستید در مورد این مشکل با هم حرف بزنید.

اگر دوست ندارید، پس از دعوا نزدیکی نداشته باشید
پس از دعوا هر دو از یکدیگر عذرخواهی کرده اید و شرایط کمی آرام شده است. در این مواقع مردها دوست دارند نزدیکی داشته باشند و این کار را برای نزدیکی بیشتر به همسرشان انجام می دهند. اما زنان شاید این کار را دوست نداشته باشند. اگر شما هم این طور هستید، با مهربانی و آرامش به مرد خود بگویید: می دانم برای بهتر شدن رابطه این درخواست را داری اما اکنون من در فاز چنین کاری نیستم. او را در آغوش بگیرید و محبت صادقانه خود را به او نشان دهید. هرگز بدون توضیح از این کار امتناع نکنید. او باید احساسات قلبی و واقعی شما را بداند تا موجب ناراحتی بیشتر نشود.

بر دلیل آغاز دعوا تمرکز نکنید
بهتر است انرژی خود را برای یافتن راهکار صرف کنید. نه برای فکر کردن به اینکه چه چیزی باعث دعوا شد. تفاوت میان یک دعوای خوب و دعوای بد این است که بتوانید برای مشکل خود راهکار مناسب بیابید. به طور مثال، اگر همسرتان فراموش می کند در جاهایی که باید پول نقد با خودش بیاورد، به جای داد و بیداد، با هم یک عابر بانک پیدا کنید و پول بردارید. به همین سادگی می توانید مشکل را حل کنید و لازم نیست یک دعوای طولانی راه بیندازید.

نگویید: «منظورم این نبود»
این جمله همچون استفاده از پاک کن برای پاک کردن ماژیک یا خودکار است. حرفی که بیان کرده اید را گفته اید. همسر شما هم در پاسخ خواهد گفت: «ولی تو همین را گفتی!» کلید کردن روی حرف ها و اینکه من این را گفته ام یا نگفته ام، یا منظورم از این حرف این بوده یا نبوده است، مرور گذشته ها است، مرور اتفاق هایی که افتاده و آبی که ریخته شده است. باید سعی کنید مشکل را برطرف کنید.

از بحث و دعوا ناراحت و ناامید نشوید
باید بدانید دعوا کردن زن و مرد با هم نشانه این است که می خواهند رابطه خود را درست کنند. آنها هنوز به بهبود امید دارند و در نتیجه بحث می کنند تا به یک راهکار مناسب دست پیدا کنند. نباید این بحث ها موجب ناامیدی شما از همسر یا رابطه تان بشود.

اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

این روز‌ها که بار دیگر خبری مبنی بر آزار جنسی ۱۸ دانش‌آ‌موز توسط یک معلم در شهرستان فردوس منتشر شده است این سوال به ذهن می‌رسد که آیا ممکن است با توجه به تعدد قربانیان و همچنین حضور فرد متجاوز در نزدیک‌ترین جایگاه به کودکان و نوجوانان او هم یک فرد مبتلا به پدوفیلیا یا بچه‌بازی یا تمایل جنسی شدید به کودکان باشد.

حتی اگر پاسخ به این سوال منفی است باز هم آشنایی با اختلال پدوفیلیا یا بچه‌بازی به‌ویژه برای والدین مفید است.

اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

پدوفیلیا یکی از انواع اختلالات روانی-جنسی است که با تمایل جنسی شدید یک فرد بالغ برای داشتن رابطه جنسی با کودکان معمولا ۱۳ سال و کمتر مشخص می‌شود. پدوفیل‌ها اغلب سعی می‌کنند در جایگاه‌هایی قرار بگیرند که دور و برشان کودک زیاد باشد. آن‌ها روابط خود را با کودکان از دوستی شروع کرده و سپس آن‌ها را در تله روابط جنسی با خود می‌اندازند.

برخی تحقیقات نشان می‌دهد که افراد مبتلا به پدوفیلیا علاقه زیادی به ایجاد رابطه جنسی از طریق مقعد و مهبل کودکان نداشته بلکه بیشترین علاقه آن‌ها ارتباط جنسی دهانی با کودکان یا دست زدن به نواحی خصوصی بدن‌شان است. در مواردی قربانیان این افراد جان خود را از دست می‌دهند.

برخی از این افراد به اختلال عورت نمایی نیز مبتلا هستند و در عین حال اینکه آلت تناسلی خود را به کودکان نشان دهند یا مشاهده بدن کودک با لباس زیر برای آن‌ها کافی است. خود ارضایی در برابر کودک، نشان دادن فیلم‌های پورنوگرافی و لخت شدن در برابر او نیز از دیگر رفتار‌های این بیماران است.

از آنجایی که این افراد به ظاهر تفاوتی با سایر مردم ندارند ممکن است در قالب یک دوست، معلم و حتی یکی از محارم کودک شما باشد و شما به ابتلای او به پدوفیلیا شک نکنید. پدوفیلیا در مردان بسیار شایع‌تر از زنان است.

علائم این بیماری معمولا از ۱۶ سالگی شروع می‌شود و بیمار از قربانی خود دست کم ۵ سال بزرگتر است، توجه کنید که تمام متجاوزان کودکان مبتلا به اختلال پدوفیلیا نیستند، تمایل جنسی نسبت به کودکان، گذرا و موقتی نیست و افرادی را می‌توان مبتلا به این بیماری دانست که طی یک دوره زمانی حداقل ۶ ماهه، برانگیختگی جنسی مکرر و شدید نسبت به کودکان نابالغ دارند.

این برانگیختگی در پی خیال‌پردازی‌ها، امیال قوی جنسی و یا رفتار‌هایی شامل فعالیت جنسی با یک کودک یا کودکان معمولا زیر ۱۳ سال است. در واقع این افراد به کودکان زیر ۱۳ سال تمایل نشان می‌دهند.

اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

علائم افراد مبتلا به پدوفیلیا

افراد مبتلا به این بیماری معمولا رفتار و مشخصات خاصی دارند که می‌تواند به ما در تشخیص یا دست کم تردید نسبت به ابتلای فرد مقابل به این بیماری کمک کننده باشد. در ادامه با این موارد آشنا می‌شوید.

این بیماران معمولا مشاغلی را انتخاب می‌کنند که با کودکان سروکار داشته و آن‌ها را در دسترس خود داشته باشند.

برخوردی از تحصیلات بالا و موقعیت اجتماعی خوب در ظاهر بسیارقابل اعتماد به نظر می‌رسند.

در بسیاری موارد در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

از هر فرصتی برای تنها ماندن با کودکان استفاده می‌کنند.

فرد مبتلا به پدوفیلیا ممکن است دچار اختلالات روحی، افسردگی، اعتیاد به یک نوع مخدر و مشکلات روحی دیگر باشد.

بیماران پدوفیلی معمولا نگران و مضطرب به نظر می‌رسند و ممکن است در محل کار و تحصیلات خود دچار مشکلات جدی شوند.

کودکی که در برابر تمایل جنسی او مقاومت کند مورد خشونت قرار گرفته یا کشته می‌شوند.

به لحاظ عاطفی در دوران کودکی دچار کمبود شدید بوده‌اند.

اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

عوامل ابتلا به پدوفیلیا

ابتلا به این بیماری می‌تواند دلایل ژنتیکی یا محیطی داشته باشد، به عنوان مثال تجربه تجاوز جنسی در کودکی در زمره دلایل محیطی محسوب می‌شود که می‌تواند زمینه‌ساز ابتلای فرد به این بیماری شود.

برخی تحقیقات و اسکن مغزی این افراد نشان داده که قشر سفید مغز این افراد کمتر از سایرین است. به همین دلیل امکان صدمه دیدن سر آن‌ها نسبت به سایر افراد بیشتر خواهد بود.

نشانه‌های کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته است

یادتان باشد که با توجه به آسیب‌پذیری کودکان و اینکه افراد مبتلا به پدوفیلیا نیز به راحتی قابل شناسایی نبوده و ممکن است یکی از نزدیک‌ترین افراد به شما باشند که خود و فرزندتان به او اعتماد کامل دارید در نتیجه کودکان همواره در معرض خطر هستند.

از سوی دیگر با توجه به اینکه کودکانی که تجربه آزار جنسی را دارند از حرف زدن در این خصوص با والدین‌شان می‌هراسند یا شرم دارند بهتر است با مشاهده هر یک از این علائم در فرزندتان سریعا به فکر بیفتید و با او دراینباره صحبت کنید یا از یک مشاور کمک بگیرید.

شب ادراری، کابوس، فوبیا، افسردگی، اختلال استرس، رفتار‌های جنسی غیر عادی، ترس از افرادی مثل مربی مهدکودک یا پرستار کودک، مکیدن انگشتان دست، فرار از مدرسه یا خانه، خودکشی و افکار مرتبط با آن، ترس از حمام رفتن یا بیش از حد معمول به حمام رفتن، ترس از هر نوع تماس فیزیکی از جمله نشانه‌های رفتاری کودکی است که مورد آزار جنسی قرار گرفته است.

اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

نشانه های فیزیکی آزار جنسی در کودکان

آزار جنسی کودکان همچنین نشانه‌های فیزیکی در کودک بر جای می‌گذارد که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم.

– عفونت ادراری به‌صورت مکرر

– سوزش، التهاب، خارش و درد در ناحیه تناسلی

– مشکلات جدی در راه رفتن و نشستن

– تورم، کبودی و خون‌ریزی در اندام تناسلی

– وجود لکه خون در لباس زیر کودک

چگونه از تجاوز به کودک پیشگیری کنیم؟

حقیقت این است که شناخت افراد بسیار سخت بوده و از طرف دیگر کنترل رفتار همه افراد نیز بسیار سخت از طرف دیگر شما همواره نمی‌توانید در کنار کودکتان باشد بنابراین بهترین راه برای پیشگیری از هر نوع آسیب به کودکان، آموزش به آنان است. به آنان یاد بدهید که به راحتی نه بگویند و به افراد دیگر اجازه ندهند که بدن و به‌ویژ اندام خصوصی آنان را لمس یا مشاهده کنند.

آن‌ها را مطمئن کنید که می‌توانند هر مساله‌ای را با شما در میان بگذارند و اگر مساله‌ای آن‌ها را ناراحت کرده یا می‌ترساند می‌توانند به راحتی آن را با شما در میان گذاشته و از حمایت شما برخوردار شوند.

درمان پدوفیلیا

اول از همه به خاطر داشته باشید که ازدواج راه درمان این اختلال نیست، چرا که ممکن است این افراد حتی به فرزند خود تمایل جنسی داشته و او را مورد آزار قرار دهند. بسیاری از متخصصان بر این باورند که این بیماری مادام‌العمر بوده و در طول زمان افزایش یا کاهش می‌یابد.

شاید موثرترین درمان، برای این دسته از بیماران ترکیب دارودرمانی و روان درمانی باشد که در این زمینه روانشناس یا روانپزشک باید با یکدیگر همکاری داشته باشند تا بیمار بتواند میل خود به کودکان را کنترل کند. البته برخی متخصصان می‌گویند که در موارد بسیار شدید می‌توان از روش عقیم‌سازی فرد نیز استفاده کرد.

منبع: جامعه 24 

درک متقابل نقش پدر و مادر دستاوردی آمده از دوران کرونا

کرونا زندگی هر خانواده‌ای را به نوعی به‌هم‌ریخت. از بیکار شدن عده‌ای گرفته تا تعطیلی مهدهای‌کودک‌، آنلاین‌ شدن مدرسه‌ ها، محدودشدن روابط و … . خانواده ما اما تجربه‌ای عجیب داشت که تا آن موقع همیشه آرزویش بود؛ دورکاری پدر خانواده! برای من و دخترانم که همسرم را در طول شبانه‌روز فقط یک‌ساعت و حتی کمتر می‌دیدیم دورکاری تحقق یکی از آرزوهایمان بود. پدر همیشه در خانه است!

محل کار همسرم از خانه خیلی دور بود. ۵ و ۳۰ دقیقه صبح از خانه بیرون می‌رفت و در بهترین حالت ۹ و ۳۰ دقیقه شب برمی‌گشت. در هر دو زمان به‌طور معمول بچه‌ها خواب بودند و فقط گاهی پدرشان را موقع شب‌بخیرگفتن می‌دیدند.

با آمدن کرونا اما از وقتی که چشم باز می‌کردند پدرشان در اتاق کناری پای سیستم بود. وسط روز می‌توانستند او را ببینند و نقاشی‌هایشان را نشانش بدهند.

شب‌ها قبل از خواب پدرشان کتاب قبل از خواب را برایشان می‌خواند و از همه مهم‌تر این‌که هر روز می‌توانستیم ناهار خانوادگی بخوریم؛ کاری که قبلا فقط آخرهفته‌ها می‌توانستیم انجام دهیم.

همسرم همیشه همسر و پدر خوبی بود. ولی طبیعتا با آن ساعات طولانی کاری، نمی‌توانست درک درستی از احوالات من که هر روز از صبح تا شب با دو کودک یک‌ساله و چهارساله تنها بودم داشته باشد.
فقط دو روز آخر هفته بچه‌ها را می‌دید و در آن دو روز در حد توان برایشان پدری می‌کرد. آخرهفته‌ها چند ساعتی را به بازی با آنها اختصاص می‌داد و سعی می‌کرد ظرف نیازشان را به پدر برای پنج روز آینده پر کند. دورکار که شد، می‌دیدم که دیدن بچه‌ها وقتی از خواب بیدار می‌شوند، طبق روتین روزانه‌شان صبحانه می‌خورند، سر زمان خاصی کارتون می‌بینند، با هم بازی می‌کنند، دعوا می‌کنند و از سر و کول‌مان بالا می‌روند برایش جذاب و جدید است.

قبل از دورکاری برنامه آخر هفته‌ها با برنامه طول هفته من و بچه‌ها فرق داشت. اوایل همه چیز برای همه‌مان جالب و شگفت‌انگیز بود. ولی بعد از حدود شش‌ماه، ماجرا کمی پیچیده شد. بچه‌ها عادت کرده بودند همان‌قدر که مامان مامان از زبان‌شان نمی‌افتد بابا بابا هم بگویند.

شکایت دعواهایشان را ــ که روزبه‌روز با بزرگ‌تر شدن‌شان بیشتر می‌شد ــ دیگر فقط پیش من نمی‌آوردند. چالش‌های زمان غذاخوردن و زمان خواب‌شان دیگر فقط برای من نبود. او هم هفت روز در هفته پدری می‌کرد، نه دو روز در هفته.

حالا دیگر وقتی بعضی وقت‌ها می‌روم توی اتاق سرم را می‌کنم زیر پتو و گوش‌هایم را می‌گیرم همسرم با تعجب نگاهم نمی‌کند. وقتی گاهی در روزهای تعطیل ترجیح می‌دهم سه‌نفری بیرون بروند و مرا با سکوت خانه تنها بگذارند به من حق می‌دهد. وقتی خانه شلوغ و به‌هم‌ریخته می‌شود می‌داند که برای بار چندم دارم خانه را مرتب می‌کنم.

وقتی ظرف‌های کثیف روی هم کوه می‌شوند لیوانش را به قله کوه اضافه نمی‌کند و وقتی دو ساعت مانده به ساعت‌خواب‌شان، آتشفشانی می‌شوم در آستانه فوران و اژدهایی می‌شوم که از مغزش دود بلند می‌شود، نقش خنک‌کننده را به‌خوبی ایفا می‌کند. از طرفی نه‌تنها حالا من از حجم کاری که به‌طور معمول در شغلش انجام می‌دهد باخبرم، بلکه او هم موضعش نسبت به مادری‌کردن من پایین‌تر آمده و این برای ما یعنی یک بازی برد ــ برد.

دورکاری همسرم دو ماه پیش دوساله شد. خیلی چیزها در این دو سال عوض شده. دختران‌مان حالا سه و شش‌ساله‌اند. دختر بزرگم به پیش‌دبستانی می‌رود و دختر کوچک به‌زودی برای مهد آماده می‌شود. من کم‌کم دوباره به اجتماع و کار برمی‌گردم و کار همسرم به‌زودی دوباره حضوری خواهد شد. زندگی به روال قبل برخواهدگشت.

ولی یک چیزی در خانواده ما برای همیشه عوض شد: پدری که همیشه بود! دخترانم روزهایی را تجربه کردند که شاید تا سال‌ها از یاد نبرند، من روزهایی را تجربه کردم که همیشه آرزویش را داشتم و همسرم ‌روزهایی را تجربه کرد که نقطه‌عطفی در نقش پدری‌اش بود. هرچند در ابتدا این تغییرات، این تجربه جدید و این درک متقابل چالش‌ها و تنش‌هایی برایمان به وجود آورده‌بود، ولی نتیجه برای ما قابل‌قبول بود و به تمام چالش‌ها و تنش‌ها می‌ارزید.

گاهی با یک اتفاق در زندگی چیزهایی را ازدست‌می‌دهی اما چیزهای دیگری به‌دست‌می‌آوری. اکثر ما عزیزانی را در این دوران ازدست‌دادیم و سوگوار و غمگین شدیم، شرایط اقتصادی و اجتماعی سختی را تجربه کردیم و موقعیت‌های شغلی زیادی از دست‌مان رفت، فرزندان‌مان دوران شکوفایی‌شان را در قرنطینه گذراندند و بسیاری از تجربه‌های ناب کودکی را یا از دست دادند یا در بهترین حالت از پشت صفحات لپ‌تاپ و تبلت و گوشی تجربه کردند، ولی به گمان من، هر اتفاقی فرصت رشدی را در خود نهفته دارد که شاید برای هرکسی متفاوت باشد. برای من و همسرم این دوران، فرصت رشد در والدگری و درک‌متقابل نقش‌ یکدیگر بود. فرصتی که شاید در شرایط عادی، در روزمرگی‌های معمولی زندگی، هرگز آن را به‌دست‌نمی‌آوردیم. اگر این فرصت نبود شاید هنوز هم من از وقت‌نداشتن همسرم برای بچه‌ها می‌نالیدم و همسرم از خستگی‌های طولانی و کم‌صبری گاه و بیگاه من با بچه‌ها شاکی بود. دریچه‌ای که این فرصت به نقش‌های مقابل برایمان باز کرد، دستاورد ما از این دوران بود. دوران عجیب و خاکستری‌رنگی به نام «دوران کرونا».

فاطمه زارع‌ جعفری – پژوهشگر 

گزارشی شیرین از خانواده آتش نشان 5 نفره

همه ما وقتی این جمله رو از یک خانم‌ یا آقا جوان می شنویم بلافاصله به ذهنمون می رسه که “چه اشتباه بزرگی کردن؛ سه تا بچه الان تو این وضعیت_اقتصادی..؟!”
اما واقعا همین طوره؟ داشتن چند_فرزند اشتباه بزرگیه!!
پیشنهاد می کنیم این ویدیو رو ببینید تا متوجه بشید که واقعیت چیز دیگری است…

از صفحه حامین مدیا

دختران جوان، قربانی نقشه شوم مدیر اخراجی

مدیر اخراجی با خواستگاری از دختران جوان آنها را به خانه‌هایی که به‌صورت روزانه اجاره کرده بود، می‌کشاند و در آنجا با مسموم کردن‌شان اموال‌شان را سرقت و آنها را قربانی نقشه شوم خود می‌کرد. هرچند متهم توانست با این ترفند دست‌کم ۱۰دختر را به دام بیندازد، اما سرانجام توسط پلیس دستگیر شد.

دختران جوان، قربانی نقشه شوم مدیر اخراجی

رسیدگی به این پرونده از چندی قبل با شکایت زن جوانی در شعبه هشتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران آغاز شد. شاکی به بازپرس محمدامین تقویان گفت: چند وقت قبل به‌عنوان مسافر سوار یک خودرو شدم که در بین راه راننده سر صحبت را باز کرد و گفت مهندس و برج‌ساز است. او شماره تماسم را گرفت و بعد از چند مرتبه صحبت‌کردن گفت که به من علاقه‌مند شده و از من خواستگاری کرد. او گفت 10سال قبل از همسرش جدا شده و حالا می‌خواهد با من زندگی تازه‌ای را شروع کند.

من هم حرف‌هایش را باور کردم و به خواستگاری‌اش جواب مثبت دادم و قرار شد به‌زودی عقد کنیم. شاکی ادامه داد: درحالی‌که من او را نامزد خودم می‌دانستم، خانه‌ای اجاره کرد و من حتی فرش و تلویزیون خودم را هم به آنجا بردم تا به‌زودی زندگی مشترک‌مان را شروع کنیم، اما یک روز وقتی 2نفری آبمیوه خوردیم من بیهوش شدم و دیگر متوجه هیچ‌چیز نشدم و وقتی به هوش آمدم صاحب‌خانه را بالای سرم دیدم و خبری از نامزدم نبود. آنطور که صاحب‌خانه می‌گفت نامزدم خانه را به‌طور روزانه و مبله اجاره کرده بود و حالا خبری از او نبود. خوب که نگاه کردم متوجه شدم فرش و تلویزیونم همراه کارت عابربانکم سرقت شده و هرچه با او تماس گرفتم جوابم را نداد. او پس از بیهوش کردن من و اجرای نقشه شومش، همه اموالم را سرقت کرده و متواری شده بود.

زن راننده

این زن تنها شاکی پرونده نبود و در ادامه با ثبت چند شکایت دیگر معلوم شد اقدامات مجرمانه متهم دامنه گسترده‌ای دارد. یکی دیگر از شاکیان زن جوانی بود که به‌عنوان راننده تاکسی اینترنتی در یکی از سامانه‌های هوشمند کار می‌کرد. او در شکایتش گفت: مدتی قبل متهم به‌عنوان مسافر سوار خودرویم شد و از من خواست او را به دماوند ببرم. من هم این کار را انجام دادم، اما در انتهای مسیر او به من آبمیوه تعارف کرد و وقتی آن را خوردم بیهوش شدم. بعد از به هوش آمدنم فهمیدم که وی از من فیلم سیاه تهیه کرده است. او با نشان‌دادن فیلم‌ها تهدیدم کرد که اگر سراغ پلیس بروم فیلمم را منتشر کرده و آبرویم را می‌برد و با سرقت اموالم فراری شد.

کلاهبرداری به بهانه کاریابی

هرچه تحقیقات مأموران ادامه پیدا می‌کرد آنها به اطلاعات تازه‌تری از متهم تحت تعقیب دست پیدا می‌کردند و شمار شاکیان نیز بیشتر می‌شد. یکی از ترفندهای متهم پیدا کردن کار برای طعمه‌هایش بود و با این شگرد توانسته بود زن جوانی را قربانی نقشه شوم خود کند. این زن به مأموران گفت: وقتی به‌عنوان مسافر سوار خودروی متهم شدم، سر صحبت را باز کرد و وقتی فهمید که من بیکارم گفت می‌تواند برایم کار پیدا کند. من هم حرف‌هایش را باور کردم و امیدوار شدم. او گفت برای سرکار رفتن باید 50میلیون تومان وثیقه به او بدهم. من هم ماشینی که داشتم را فروختم و 50میلیون تومان به او دادم.

شاکی در ادامه گفت: یک روز که به بهانه صحبت کردن من را به خانه‌اش دعوت کرده بود به من آبمیوه تعارف کرد و بعد از نوشیدن آن بیهوش شدم و وقتی به هوش آمدم فهمیدم به من تعرض کرده است. آن موقع خبری از او نبود و متوجه شدم آنجا خانه او نیست و فقط برای یک روز آنجا را اجاره کرده بود. او با این شگرد سرم کلاه گذاشت و ناپدید شد.

کلاهبردار تحت تعقیب

یکی دیگر از شاکیان، زنی جوان بود که متهم پول‌های طعمه‌هایش را به‌حساب بانکی او واریز می‌کرد. این زن درباره چگونگی آشنایی‌اش با متهم گفت: یک روز در نزدیکی دادگاه خانواده به‌عنوان مسافر سوار خودروی متهم شدم. او شروع به صحبت کرد و گفت با همسرش دچار اختلاف شده و کارشان به دادگاه خانواده کشیده شده است. او طوری حرف می‌زد که اعتمادم را به‌خودش جلب کرد و پیشنهاد ازدواج داد.

در ادامه شماره کارت عابربانکم را گرفت و در چند مرحله مبالغ کلانی پول به حسابم واریز شد و طبق قرارمان من هم پول‌ها را به‌حساب خودش واریز کردم، اما بعد از مدتی فهمیدم که او یک کلاهبردار تحت تعقیب است و برای اینکه دستگیر نشود و ردی از خودش به جا نگذارد پول‌های مردم را به‌حساب من واریز می‌کند. آنطور که شواهد و مدارک به‌دست آمده و اظهارات شاکیان نشان می‌داد متهم تحت تعقیب با ترفندهای گوناگون دختران و زنان جوان را فریب می‌داد و اغلب با خوراندن آبمیوه مسموم آنها را بیهوش و ضمن تعرض، اموال‌شان را نیز سرقت می‌کرد. در این شرایط با استفاده از سرنخ‌های به‌دست آمده تلاش برای دستگیری او آغاز شد.

زیر گرفتن مأمور پلیس

درحالی‌که تحقیقات ادامه داشت، اطلاعات تازه‌ای از متهم به‌دست آمد. او در پرونده‌ای دیگر از یک مرد جوان کلاهبرداری کرده بود. شاکی نیز بی‌اطلاع از سایر جرائم متهم، حکم جلب او را گرفته و مأموران را برای دستگیری او به مخفیگاهش برد. آن شب مأمور پلیس با در دست داشتن حکم جلب متهم در یک قدمی او بود، اما متهم که سوار خودرو بود  دنده عقب حرکت کرد و خودرو را به مأمور پلیس کوبید و فرار کرد. او که فکر می‌کرد مأمور پلیس فوت شده است به مکان نامعلومی گریخت و تا مدت‌ها هیچ خبری از او نبود تا اینکه سرانجام مأموران توانستند با ردزنی‌های تخصصی او را شناسایی و دستگیر کنند.

مدیر اخراجی که تبهکار شد

متهم در شرایطی دستگیر شد که شمار شاکیانش به 10نفر رسیده بود. او ضمن اعتراف به کلاهبرداری از شاکیان گفت: من در یکی از اداره‌های دولتی کار می‌کردم و مدیر بودم، اما زندگی‌ام از هم پاشید و به‌تدریج به کارهای خلاف کشیده شدم. او ادامه داد: سال‌ها قبل ازدواج کرده و زندگی خوبی داشتم، اما همسرم با اینکه یک فرزند داشتیم از من جدا شد و 50سکه مهریه‌اش را هم از من گرفت. مدتی بعد از آن دوباره ازدواج کردم و از همسر دومم هم بچه‌دار شدم اما او هم‌ ساز جدایی زد و مهریه‌اش را که 150سکه بود اجرا گذاشت و من هم مقداری از سکه‌ها را دادم و بقیه مهریه را قسطی پرداخت می‌کردم.

مشکلات زندگی‌ام هر روز بیشتر از قبل می‌شد. در ادامه با مردی آشنا شدم که برای سرمایه‌گذاری پول‌هایم را گرفت، اما نه‌تنها سودی به من نداد، بلکه 100میلیون تومان هم بدهکار شدم و 3سال به زندان افتادم. وقتی آزاد شدم مرا که تا قبل از آن مدیر بودم از محل کارم اخراج کردند و از آن زمان وارد کارهای خلاف شدم و تلاش کردم با کلاهبرداری و فریب زنان و دختران هزینه‌های زندگی‌ام را تامین کنم.

متهم درباره دلیل زیر گرفتن مأمور پلیس نیز گفت: باور کنید من نمی‌دانستم کسی را که زیر گرفته‌ام پلیس است. آن شب ماشین یکی از دوستانم را قرض گرفته بودم که پیام داد باید هرچه زودتر ماشینش را پس بدهم والا بلایی سرم می‌آورد. آن شب وقتی جوان موتورسوار را دیدم فکر کردم دوستم کسی را برای سر به نیست کردنم فرستاده است و ماشین را به او کوبیدم و فرار کردم. تا مدت‌ها از مخفیگاهم بیرون نمی‌آمدم و فکر می‌کردم که جوان موتورسوار کشته شده است، اما بعد متوجه شدم که او پلیس بوده و خوشبختانه زنده است.

براساس این گزارش هم‌اکنون متهم در بازداشت به سر می‌برد و رسیدگی به جرائم او در شعبه هشتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ادامه دارد.

تبعات جبران‌ناپذیر چند همسری بر خانواده

طی چند روز گذشته اظهارنظرهایی پیرامون چند همسری و قانونی بودن آن، بحث های مختلفی را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت؛ برخی تاکید داشتند که تعدد زوجات با اجازه همسر اول، امری قانونی است. حال با توجه به این اظهارنظرها آیا می توانیم بگوییم این رویه آسیبی برای خانواده در بر ندارد؟برای پاسخ به این سوال با «حجت الاسلام احمد رضا دهقان »کارشناس ازدواج و خانواده گفتگو کردیم.

***حکمت و مصلحت را دریابید!

اگرچه در آیاتی از قرآن کریم به تعدد زوجات اشاره شده و چند همسری در اسلام امری پذیرفته شده است اما این به معنای جواز تعدد زوجات برای همه مردان و در همه شرایط نیست. حجت الاسلام احمدرضا دهقان، کارشناس ازدواج و خانواده و استاد دانشگاه هنر تهران دراین باره می‌گوید: « در نظام فکری شیعه، احکام وضع شده و توجه به برخی از اولویت‌های سبک زندگی نشأت گرفته از حکمت و مصلحت است. دین اسلام پاسخگوی همه نیازهای بشری است و به روزترین مسائل را هم در نظر می‌گیرد به همین خاطر ما نظاره گر برخی گفتمان‌ها از جمله چند همسری در جامعه هستیم به گونه‌ای که انسان احساس می‌کند لزوماً باید به همه احکام اسلامی بدون توجه به حکمت و مصلحت آن در جامعه عمل کند.»

 *** پرهیز از دامن زدن به مشکلات خانوادگی

«حکمت چند همسری که در قرآن به آن اشاره صریح شده است نشأت گرفته از توجه به برخی از شرایط خاص است.»حجت الاسلام دهقان با بیان این مطلب می گوید برخی می خواهند از دین و شریعت برای رسیدن به مقاصد و امیال خود استفاده کنند بدون این که بدانند ذات دین چرا چنین توصیه‌ای در شرایطی خاص داشته است: « هیچ کس حق ندارد به بهانه‌های واهی و غلط از جمله‌ عدم سازگاری با همسر، تعهد به دختران مجرد، پاک کردن جامعه از فساد، رفع نیاز انسان‌ها و نگاه پیامبرگونه، به مشکلات خانوادگی دامن بزند.پیش رفتن به سوی چند همسری ممکن است تبعاتی مانند از هم پاشیده شدن ازدواج اول و آسیب به فرزندان آن خانواده داشته باشد و این از نظر اسلام و اخلاق و دین پسندیده نیست.»

چند همسری به کانون خانواده صدمه می‌زند؟

***هر زنی می‌خواهد برای همسرش اولویت باشد

این استاد دانشگاه با اشاره به ترویج فرهنگ چند همسری از طریق تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی ادامه می دهد: «آن دسته از افرادی که دَم از تبلیغ چند همسری می‌زنند و حتی یک جاهایی عقد موقت، یا دیدگاه درستی نسبت به فلسفه، حکمت و مصلحت الهی ندارند و یا در عملی کردن آموزه‌های دینی مهارت درست و عدالت کافی را ندارند؛ به همین خاطر تعارض بین دیدگاه و عمل باعث می‌شود که جوان‌ها در اصل مسئله ازدواج به شک و تردید بیفتند و ترس از آینده داشته باشند.»

حجت الاسلام دهقان می‌گوید این با ذات و طبیعت زن همخوانی دارد که نتواند رقیب عاطفی را تاب بیاورد. در واقع هر زنی میل به این دارد که برای همسرش اولویت اول و آخر باشد و از این طریق از او توجه عاطفی دریافت کند: «به لحاظ روانشناختی ساختار عاطفی خانم‌ها به گونه‌ای است که وقتی پیوند و تعهد عقد با کسی برقرار می‌کنند، دیگران را رقیب عاطفی خود می‌دانند و دوست دارند احساس نفر اول بودنِ عاطفی در زندگیشان سرمایه‌ای برای حفظ زندگی، عشق ورزی و تحمل سختی‌ها و فشارهای زندگی باشد؛ به همین خاطر چندهمسری می‌تواند آن‌ها را از لحاظ روحی و روانی دچار مشکلات جبران‌ناپذیری کند.»

***به این جهاد مقدس بپیوندید

حجت الاسلام دهقان، کارشناس مسائل ازدواج و خانواده می‌گوید ایجاد عشق و علاقه در کانون خانواده جهاد امروز زن و شوهر هاست و نباید از آن غافل بود. چرا که از هم پاشیده شدن خانواده تبعات بسیار بدی برای اجتماع به دنبال دارد: «در عصر کنونی حفظ نظام خانواده جهاد مقدسی است. اگر کسی بتواند فضای خانواده را تبدیل به محور عشق‌ورزی و بروز محبت کند، این انسان در پیشگاه الهی محبوب خواهد بود اما اولین آسیبی که نگاه به چند همسری در زندگی ایجاد می‌کند همین فاصله گرفتن از آن وظایف و اولویت‌های اصلی درایجاد آرامش و عشق‌ورزی میان زن و شوهر است.»

چند همسری به کانون خانواده صدمه می‌زند؟

*** آفتی به نام تنوع‌طلبی!

تنوع طلبی در برخی از مردان آن ها را به چند همسری سوق می‌دهد. رویه‌ای که خیری در آن نیست و از آفت های شخصیتی به حساب می‌آید: «متأسفانه برخی افراد به محض اینکه نقطه ضعفی از همسرشان ببینند به جای اینکه خانواده را محل ریاضت و رشد اخلاقی و کسب کمالات در پرتو تحمل، گذشت و نادیده گرفتن برخی اشکالات قرار دهند، به ذهنشان خطور می‌کند که بدون توجه به اصول اخلاقی برای گریز از نقطه ضعف‌ها و پر کردن خلأها با شخص دیگری مسئله‌شان را برطرف کنند؛ به همین خاطر به سمت دو همسری و چند همسری گرایش پیدا می‌کنند. عده‌ای از افراد هم با این استدلالِ غلط که من در پرتو چند همسری می‌خواهم سنت رسول اکرم (ص) را پیاده کنم، اقدام به این کار می‌کنند و این حکم شرعی را بدون توجه به اقتضائات و استثنائات دستخوش سوءاستفاده هوسرانان و دشمنان می کنند.»

***فرزندانی که سرخورده می شوند

اگر پای صحبت فرزندانی که پدرشان به دلایل غیر محکم همسران دیگرانی اختیار کرده بنشینید در رفتار آن ها نوعی سرخوردگی را مشاهده خواهید کرد. برخی از آن ها در ازدواج نیز دچار مشکل می‌شوند. حجت الاسلام دهقان خاطره ای در این باره دارد: «در بحث ازدواج مشاور جوان های زیادی بوده‌ام. یکی از دختر خانم هیچ مشکلی با آقا پسر نداشت. با این حال با شک و تردید زیادی به ما مراجعه کرده بود و نیاز به مشورت پیش از ازدواج داشت. پدر آن آقای داماد تعدد زوجات داشت و این خانم نگران از این بود که پسر ایشان هم به او وفادار نماند و همین اتفاق در زندگی مشترک آن ها هم رخ بدهد.» این کارشناس مسائل خانواده ادامه می دهد: «در خانواده چند همسری، تعامل سازنده بین همسران که توأم با نشاط و سرزندگی و الگوسازی برای آینده فرزندان باشد، کمتر دیده می‌شود چون اصولاً خیلی‌ها در این روابط، ضوابط درستِ اخلاقی، عدالت و اولویت‌سنجی در ارتباطات را رعایت نمی‌کنند و این بسیار کار دشواری نیز هست.»

***مرد سنگربان خانواده است

پدر و مادرها باید قابلیت‌های همسرداری  و ایجاد آرامش و نشاط در خانواده را به رخ فرزندانشان بکشند. اگر زن و مرد به هم احترام بگذارند و با همدیگر رفاقت‌گونه رفتار کنند، دلنشینی ازدواج و شوق تشکیل خانواده در وجود جوان‌ها شکل خواهد گرفت اما اگر فرزندان احساس کنند که یکی از والدین یا هر دو خودخواهی می‌کنند و دنبال منافع خودشان هستند، احساس امنیت روحی و روانی از آن‌ها سلب خواهد شد.حجت الاسلام دهقان در این باره می گوید:« مرد سنگربان یک خانواده است و باید به گونه‌ای عمل کند که هیچ مسئله و مشکلی در زندگی وجود نداشته باشد و همه اطرافیان از جمله همسر و فرزندان بهره‌مند از مدیریت درست و صحیح او باشند اما اگر مرد برای جبران برخی خلأها و نیازها دیگری را وارد زندگی کرد، فرزندان هم در این میدان آسیب خواهند دید. بنابراین طبق آیات قرآن کریم که فرمود: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» پرشکوه‌ترین جلوه توحید و خداشناسی ازدواج است و رسیدن به قداست ازدواج در پرتو تک همسری دیده خواهد شد و اوج دلدادگی و عشق‌ورزی و کسب رضای الهی نیز در این ماجرا تجلی خواهد کرد. »