تاثیر کاردرمانی در کاهش عوارض و بهبود بیش فعال

کودک بیش فعال

3 تمرین کاردرمانی برای کودکان بیش فعال

«اطلاع رسانی، الهام بخشی و اثرگذاری» شعار امسال روز جهانی کاردرمانی است، علمی که در آن با استفاده از فعالیت های هدفمند در افراد مبتلا به بیماری های جسمی سعی در به حداقل رساندن مشکلات و کسب سلامتی آن ها دارد. از جمله بیماری هایی که می­توان کاردرمانی را برای درمان آن در اختیار گرفت، اختلال بیش فعالی کم توجهی است؛ بیماریی که سه فاکتور اساسی آن بیش فعالی، کم توجهی و تکانش گری است.
در صورتی که برخی از این فاکتور ها قبل از 7 سالگی ظاهر شوند، حداقل در دو زمینه خانه و مدرسه وجود داشته باشند و عملکرد و کارایی کودک در زمینه های خانوادگی، اجتماعی، تحصیلی و.. مختل شده باشد، می توان کودک را بیش فعال نامید. اما کاردرمانی چه کمکی می تواند در کاهش عوارض و بهبود این اختلال کند؟

شناسایی کودک بیش فعال

کودک مبتلا به بیش فعالی از توجه به جزئیات ناتوان است و در تمرکز هنگام فعالیت و بازی مشکل دارد. همچنین هنگام صحبت مستقیم با او، به نظر می رسد که گوش نمی دهد و اغلب قادر به پیگیری دستورات یا اتمام کار ها نیست و اغلب وسایل خود را گم می کند (وسایل مدرسه و اسباب بازی) و فراموشکار است. کاردرمانی برای کودکی با این مشکلات شامل مواردی از جمله انواع بازی های هدفمند و سیستم های مبتنی بر پاداش و محرومیت است.

کودکان بیش فعال

کاردرمانی برای لجبازی کودک بیش فعال

انواع بازی ها برای کودکان بیش فعال

بازی نقطه چین (نقاشی های نقطه چین با اعداد):به کودک بگویید کف دست غیر غالبش را روی کاغذ بگذارد، انگشتانش را باز کند و دور انگشتان و کف دست را با مداد خط بکشد (با دست غالب)، سپس اعداد 1 تا 15 را به صورت پراکنده و نامرتب در شکل ایجاد شده بنویسید. از کودک بخواهد اعداد را به ترتیب از 1 تا 15 پیدا کرده و دور آن خط بکشد. این بازی به منظور بهبود توجه انتخابی کودک کمک کننده است.
بازی ماز:در بازی ماز، کودک باید تصاویری را که به صورت راه های پرپیچ و خم کشیده شده اند، از یک نقطه شروع و به نقطه پایان برساند. از تصاویر جذاب و معنادار استفاده کنید. (مثلا جوجه را به لانه اش برساند) کودک برای راحت تر شدن کارش، ابتدا به کمک چشم تصاویر را نگاه کرده و مسیر را دنبال می کند. در این بازی، علاوه بر افزایش توجه و تمرکز، کودک یاد می گیرد اگر کاری را شروع کرد باید تلاش کند تا آن را به پایان برساند. در این بازی سیناپس ها و راه های مغزی کودک تقویت شده و قدرت تفکر و تحمل کودک برای رسیدن به نتیجه و راه حل بالا می رود.
پیدا کردن تفاوت های دو شکل به ظاهر مشابه:در این بازی دو نقاشی که به ظاهر کاملا شبیه هم هستند، ولی عمدا چند اختلاف باهم دارند، در کنار هم قرار داده می شوند. از کودک بخواهید اختلافات را در تصاویر علامت بزند. با پیدا کردن هر اختلاف او را به ادامه کار تشویق کنید.

کاردرمانی برای لجبازی کودک بیش فعال

کودکان معمولا به دو علت لجبازی می کنند:
1. کودکان کاری یا چیزی را دوست دارند که والدین دوست ندارند.
2. والدین کاری یا چیزی را دوست دارند که کودکان دوست ندارند.
برای خاموش کردن رفتار های نامطلوب و تقویت رفتار های مطلوب در کودک بیش فعالی که مدام لجبازی می کند، می توان از سه روش «نادیده گرفتن، محرومیت دادن و پاداش دادن» استفاده کرد.

1. نادیده گرفتن بدرفتاری های جزئی:

روش نادیده گرفتن، در مورد رفتار هایی انجام می گیرد که آسیب و ضرر زیادی به خود کودک یا دیگران وارد نمی شود. رفتار هایی مثل نق نق کردن، گریه کردن، پا به زمین کوبیدن، جیغ زدن و…
در مواجهه با چین رفتار هایی به والدین توصیه می شود ابتدا خونسردی خود را حفظ کنند و اجازه ندهند کودک با لجبازی و سماجت های خود دکمه اعصاب آن ها را فشار دهد و از این طریق به خواسته های خود برسد. والدین باید با بی توجهی، به صورت غیرمستقیم به کودک بیاموزند که:«این لجبازی ها روش درستی برای ابراز نارضایتی و جلب توجه نیست و تو باید روش بهتری برای رسیدن به خواسته هات بیاموزی.»
نکات این روش:
محل را ترک کنید.
– خود را مشغول کار دیگری کنید.
– اصلا به او نگاه نکنید و با او صحبت نکنید.
– فقط یک جمله را تکرار کنید؛ مثلا «هروقت گریه ات تمام شد، بغلت می کنم» یا «اگه گریه نکنی، باهات بازی می کنم»
– از دلسوزی بی جا پرهیز کنید؛ مطمئن باشید هیچ کودکی از گریه کردن نمی میرد!
– ناامید نشوید.
– پدر و مادر باید هماهنگ باشند و به یکدیگر کمک کنند.

کودکان بیش فعال

شناسایی کودک بیش فعال

2. محروم سازی یا منزوی کردن:

گاهی بدرفتاری های کودک آنقدر شدید می شود که نادیده گرفتن، تاثیری ندارد. محروم سازی یعنی «کودک به علت بدرفتاری های جدی و خطرناک، به مدت کوتاهی در اتاق تنها گذاشته شود» برای کودک، محروم بودن از منبع توجه دیگران، حتی به مدت کوتاه، بسیار دردناک و ناخوشایند است. این روش برای رفتار هایی مثل درگیری های فیزیکی، کتک کاری، شکستن یا پرتاب وسایل، گفتن کلمات و حرف های رکیک و زشت و … به کار گرفته می شود.
نکات این روش:
– روش منزوی کردن برای کودکان بالای 3 سال استفاده می شود.
– اتاقی که کودک را در آن تنها می گذارید، باید امن بوده و نباید بیش از حد تاریک، تنگ و وحشتناک باشد.
– دلایل محرومیت را برای کودک توضیح دهید.
– مدت زمان این محرومیت باید متناسب با سن کودک باشد. به ازای هرسال سن کودک، یک دقیقه محرومیت. مثلا کودک دو ساله، دو دقیقه و کودک پنج ساله، پنج دقیقه.
– بعد از اتمام محرومیت و بیرون آمدن کودک، دیگر راجع به موضوع صحبت نکنید و قهر، غضب و سرزنش را ادامه ندهید.

3. تشویق و پاداش:

رفتار های رضایت بخش و مورد پسند کودک را نادیده نگیرید و به منظور تثبیت و تکرار آن حتما آن رفتار را مورد تشویق قرار دهید. تحسین و تشویق می تواند کلامی (آفرین، باریکلا و …) و غیرکلامی (اسباب بازی، بستنی و …) باشد.
نکات این روش:

– رفتار های مطلوب را به طور واضح بیان کنید.
– از مشوق های فیزیکی به طور مرتب استفاده کنید:درآغوش کشیدن، بوسید، دست زدن و …
– در شروع و حین انجام رفتار مثبت، تشویق را فراموش نکنید.
– از تشویق های متنوع استفاده کنید.
– به کودکان «باج» یا «رشوه» ندهید. یعنی قبل از انجام کار مثبت، پاداش ندهید.
– از لذت بخش بودن پاداش برای کودک مطمئن شوید.

کودکان بیش فعال

سن تشخیص بیش فعالی در کودکان

محققان با بررسی اطلاعات به این نتیجه رسیدند که در اغلب موارد اولین فردی که نسبت به رفتار کودک نگران شد یکی از اعضای خانواده او بوده است، اما در یک سوم موارد این مسئله ابتدا توسط فردی در مدرسه یا مرکز نگهداری از کودک بیان شده است.

نکته جالب دیگری که توسط محققان نشان داده شد این است که اغلب کودکانی که اختلال کم توجهی-بیش فعالی آن ها توسط یک روان پزشک تشخیص داده شد زیر 6 سال و آنانی که اختلال آن ها توسط یک روان شناس تشخیص داده شد بیش از 6 سال داشتند.
بر اساس گفته های محققان، روش های تشخیصی برای کودکان کمتر از 6 سال محدود هستند. از این رو، در مورد تشخیص هایی که در سنین پایین انجام می شود این نگرانی وجود دارد که شاید این تشخیص ها بدون ارزیابی تمامی اطلاعات موجود انجام شده باشند.

ایده های جالب برای تزیین مدادهای ساده کودک

تزیین مداد

نحوه تزیین مدادهای ساده برای مدرسه کودکان

مداد، یکی از اصلی ترین و مهم ترین لوازمی است که باید در کیف تمام بچه مدرسه ای ها پیدا شود.در این مطلب علاوه براینکه به چند نکته در مورد انواع مداد اشاره کرده ایم تا کمی انتخاب را برای شما ساده تر کنیم آموزش تزیین مداد ساده را نیز برای شماآماده کردیم تا با این روش مدادهای ساده و یکنواخت فرزندتان را رنگارنگ و جذاب کنید.

آموزش تزیین مدادهای ساده برای مدرسه

برای این کار کافی است مدادهای ساده ای برای کودکتان تهیه کنید. قسمت بالایی مدادها را چسب نواری بچسبانید تا رنگ نگیرد. سپس از رنگ روغن در چند رنگ استفاده کرده و با قلم مو سطح بیرونی مدادها را رنگ آمیزی کنید. صبر کنید تا سطح مدادها کاملا خشک شود. حتی می توانید با ماژیک های نوک باریک روی سطح مداد جملاتی که فرزندتان دوست دارد و یا حتی اسم آن را بنویسید.

تزئین مداد

تزیین مداد

وسایلی که برای رنگ کردن مدادهای ساده نیاز دارید

تزئین مداد

تزئین مدادهای ساده مدرسه

مدادها را روی سطح شیب دار مانند شکل قرار بدهید و با قلم مو رنگ های متفاوت به آن بزنید

تزئین مداد

تزئین مدادهای ساده برای مدرسه

عکس آماده شده مدادهای ساده رنگ شده کودکان برای بازگشت به مدرسه

چند نکته برای خرید یک مداد

1. بهتر است برای بچه های کلاس اول یا دوم، مدادهای معمولی بخرید و از خریدن مداد نوکی برای آنها خودداری کنید. دلیل اینکه می گویند بچه ها باید نوشتن را با مدادهای معمولی شروع کنند، این است که بیشتر آنها در ابتدای راه یاد گرفتن نوشتن حروف و کلمات، فشار زیادی به دست خود و نوک مداد می آورند. به همین دلیل هم امکان شکستن مکرر نوک مداد نوکی در اثر این فشار و پرتاپ شدن احتمالی آن در چشم بچه ها یا همکلاسی هایشان وجود خواهد داشت.

2. برای بچه هایی که اندامی ظریف و انگشتان کوچکی دارند، مدادهای خیلی بزرگ نگیرید. اگر مداد به اندازه کافی سبک و متناسب با اندازه انگشتان بچه ها نباشد، ممکن است فشار زیادی به مفصل های انگشت آنها وارد کند و حتی باعث تغییر شکل انگشتان شود.

3. هرگز دوسر مداد را برای بچه ها نتراشید چون احتمال فرورفتن نوک تیز مداد در چشم بچه ها وجود خواهد داشت.

4. مدادهای معمولی برای نوشتن تکالیف، بهتر از مدادهای طراحی با نوک های بسیار ضخیم و تیره رنگ هستند. برخی والدین گمان می کنند هرچه نوک مداد بچه ها تیره تر و ضخیم تر باشد، به دلیل اینکه خیلی هم روان می نویسد، راحت تر خواهند بود. در حالی که اگر مدادهای مخصوص طراحی را به جای مدادهای معمولی مخصوص نوشتن برای بچه ها انتخاب کنید، فقط باعث پخش شدن بیش از اندازه رنگ مداد در کتاب و دفتر و کثیف و نامرتب شدن تکالیف آنها می شوید.

5. هرچه مهارت بچه ها در نوشتن بیشتر شود، می توانند از مدادهایی با نوک های نازک تر و مدادنوکی های مختلف استفاده کنند.

6. هرچه قطر نوک مداد نوکی بیشتر باشد، روانی آن هم بیشتر خواهد بود و فشار کمتری به عضلات دست و انگشت ها هنگام نوشتن تکالیف وارد خواهد شد.

7. بهتر است بچه های بزرگ تر برای انجام تکالیف خود از مدادنوکی هایی با نوک 5/0 تا 7/0 استفاده کنند.

8. شکل مداد باید به گونه ای باشد که به پوست و مفاصل انگشت ها فشار اضافی وارد نکند. مدادهای گرد و سه گوش، از راحت ترین مدادهایی هستند که دست گرفتن آنها برای چند ساعت هم مشکلی ایجاد نمی کند.

9. در انتخاب مداد به این نکته که آیا پاک کردن آن با پاک کن های معمولی کار ساده ای است یا نه هم توجه کنید.

10. تجربه در خرید مداد، نقش مهمی دارد. اگر مدادی خریدید که فرزند شما با آن احساس راحتی می کرد، سعی کنید در دفعات بعد از خرید مدادهای جدید خودداری کنید و دوباره همان مارک و مدل قبلی را بخرید.

11. مدادهایHB، بسیار نرم و روان تر از سایر مدادها مانند مدادهای H یا B هستند. به همین دلیل توصیه می شود هنگام خرید مداد، انتهای آن را نگاه کنید تا ببینید عبارت HB روی آن درج شده است، یا نه؟

12. مدادهای HB برای نوشتن تکالیف مناسب هستند. مدادهایB، برای طراحی مناسب تراند. مدادهای H هم بیشتر به درد نوشتن نکات ریز و کمرنگ تر در حاشیه کتاب می خورند.

تصورات اشتباه خانواده ها درباره قد کودکان

قد کودکان

 خانواده ها درباره قد کودکان چه تصورات غلطی دارند

همیشه پدر و مادرها می خواهند فرزندانشان قد بلندتری داشته باشند چرا که فکر می کنند قد بلند نشانه سلامت است ودر ورزش و همین طور زمینه های مختلف زندگی به موفقیت بیشتر منجر خواهد شد.این والدین همیشه نگران قد کوتاهی فرزندانشان هستنداما این نگرانی نباید منجر به تصورات اشتباه در این زمینه شود.

تصورات اشتباه خانواده ها درباره کوتاه قدی کودکان

خیلی از پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان قد بلند باشد و نگران هستند که این اتفاق نیفتد. اما این نگرانی نباید منجر به تصورات اشتباه در این زمینه شود. مثلا اگر رشد قد مثل اوایل زندگی کودک نباشد نباید نگران شوند. یک فوق تخصص غدد درون ریز و متابولیسم کودکان می گوید:«والدین نباید انتظار داشته باشند که سرعت رشد کودک همچون سرعت رشد اولیه باشد زیرا این سرعت در مراحل بعدی رشد کمتر خواهد شد ‎ . ‎

قد کودکان

رشد قد کودکان در فصول مختلف چگونه است

ضمن اینکه رشد قدی کودکان در ماه ها و فصل های مختلف متفاوت است. به نحوی که معمولا رشد قد در بهار و تابستان بیش از پاییز و زمستان است.از یک سو رشد نرمال کودک نشانه ای خوب از سلامتی است و کوتاه قدی می تواند نشانه ای از ابتلا به برخی از بیماری ها باشد.قد کودک حتما باید به شکل دقیق وصحیح اندازه گیری شود برای همین توصیه می کنیم که پزشک قد کودکانی را که کمتر از 2 تا 3 سال داشته و هنوز توانایی ایستادن در وضعیت کاملا راست و مستقیم را ندارند به صورت خوابیده اندازه گیری کرده و قد کودکان را بعد از سه سالگی حتما به صورت ایستاده اندازه گیری کند ‎ . ‎ ‏ کودکان نرمال معمولا در سال اول تولد حدود 25 سانتیمترقد می کشند.»‏

قد کودکان

آیا شما هم درباره رشد قد کودکتان نگرانید

توصیه های کاربردی
1- با مشاهده تفاوت رشد قدی بین فرزندان با سایر کودکان مخصوصا هم کلاسی های آنها سریعا و بدون عاقبت اندیشی اقدامات تهاجمی و هزینه های گزاف را بر بودجه خانواده تحمیل نفرمایید و جگرگوشه خود را به رنج و عذاب عوارض غیرقابل پیش بینی سوق ندهید .
2- در آغاز با تنوع دادن در خورد و خوراک و نظم و انضباطی در خواب شبانه و عدم حذف صبحانه و عادت دادن فرزندتان به صرف میان وعده های نیم روز و عصرانه از دانه ها، مغزها، میوه و سبزیجات از بروز گرسنگی های سلولی و کاهش ترشح هورمون رشد جلوگیری نمایید .
3- با انجام آزمایشات ادواری در پارامترهای مایعات بدن از کاستی های فرزندتان به موقع آگاهی پیدا کرده و با رفع آنها روند رشد طبیعی او را تضمین نمایید .
4- از عادت دادن کودک به مصرف شیرینی، شکلات، بستنی، چیپس و پفک و سرگرم شدن آنها به تماشای کارتن و بازی کردن با وسایل الکترونیکی جدا خودداری نمایید .
5- از دادن غذاهای حاوی پروتئین و کربوهیدرات های مرکب قبل از فعالیت های بدنی و پس از آن به افزایش ترشح هورمون رشد منجر می گردد، استفاده نمایید چون هورمون رشد 2 ساعت بعد از خواب عمیق ترشح می شود، شام پرچرب و سنگین به کودک داده نشود .

کودکان تان را از مدرسه و درس خسته نکنید

مدرسه رفتن کودکان

مدرسه را محلی برای پرورش ذهن کودکان تبدیل کنید نه محل شکنجه گاه

«از همه همکارانم، از همه خانواده ها و از تمام صاحب نظران درخواست می کنم برای حذف موانع و ایجاد نشاط در مدارس تلاش کنند. آزمون های مکرر و بی ثمر، جزوه های فراوان کمک آموزشی و کلاس های متعدد فوق برنامه درسی، کودکان مان را خسته و افسرده کرده است.» وزیر آموزش و پرورش با توئیت کردن این مطلب، بار دیگر توجه مردم را به معایب کلاس های فوق برنامه و خرید جزوه ها و کتاب های کمک آموزشی جلب کرد. به همین بهانه می خواهیم به یک سوال مهم پاسخ بدهیم:«مهم ترین انتظاری که از مدرسه می رود، چیست؟»

هدف از مدرسه رفتن کودکان چیست؟

آیا هدف اول از مدرسه رفتن کودکان، پیدا کردن احساس تعلق و علاقه کودکان به این مکان است به گونه ای که اگر یک روز مجبور شدند مدرسه نروند، دلشان برای مدرسه تنگ بشود یا این که هدف اول، تبدیل کردن کودکان به دانشمندان کوچک همه چیز دان است تا آن جا که میزان مطالب آموزشی از حد توان آن ها فراتر می رود و مدرسه را به محلی تبدیل می کند که جز اضطراب، نگرانی و توقعات فراتر از توان چیزی را برای آن ها تداعی نمی سازد؟ طوری که مسئولان آموزشی مدارس هر روز با تجارب رخ داده در مدرسه، بر این باور دانش آموزان صحه گذارند که من نمی توانم یا من از پسش بر نمی آیم. در چنین موقعیتی جز تلاش برای فرار و خلاصی چه راهی باقی است؟ البته ممکن است این موضوع به ذهن برسد که چطور شاگردان ممتاز می توانند و اگر میزان مطالب آموزشی فراتر از توان است، چطور آن ها توانش را دارند؟ پاسخ جز این نیست که تفاوت های فردی از جمله 46 کروموزوم متفاوت تا تجربه محیط خانوادگی و اجتماعی متفاوت این جا هم دست به کار است و در مؤلفه های مختلفی ازجمله هوش نقش ایفا می کند.

مدرسه رفتن کودکان

هدف از مدرسه رفتن کودکان

سوال بعدی این است که آیا بیشتر جمعیت هر کلاس را دانش آموزان ممتاز تشکیل می دهند یا دانش آموزانی با عملکرد متوسط؟ آیا منطقی نیست که برنامه درسی برای سطح متوسطی از توان کودکان وضع شود و توان اکثریت افراد را در نظر بگیرد نه عده ای اندک را؟

واقعا مدرسه خانه دوم کودکان است؟

با تفاسیر مطرح شده، واقعا چه چیزی در مدرسه مهم تر است؟ آیا مهم است که کودکان ما در همان سال های ابتدایی مدرسه تبدیل به دانشمندانی با مغزهای بزرگ شوند یا این که به مدرسه علاقه مند شوند، آن را خانه دوم خود بدانند و بعد دیگر اهداف در اولویت قرار گیرند.
ممکن است خیلی ها پاسخ دهند مدرسه محل آموختن علم و دانش است. فردی هم این حقیقت روشن را تکذیب نمی کند اما مسئله این است که از کدام مسیر می توان به این هدف دست یافت؟ وقتی تنها هدف خود را آموزش دانش به کودکان قرار می دهیم، آن هم با تأکید بر آموخته هایی که در حد مجموعه ای از دانستنی های فراموش شدنی باقی می مانند و کمتر پیش می آید در زندگی روزمره کودک دردی را دوا کنند، وقتی نیم نگاهی به آموزش مهارت های زندگی در سرفصل های آموزشی کودکان نمی اندازیم، نتیجه چه خواهد شد؟ آیا بدون ایجاد پیوندی از محبت و علاقه که به دنبال خود میل و رغبت خواهد داشت، می توان مباحث آموزشی را به زور در سر کودکی فرو کرد که کمی پیشتر از این، دنیایش در بازی خلاصه می شده است؟ آیا بدون توجه به ایجاد احساس تعلق و محبت کودکان به مدرسه می توانیم آن ها را به پیروی کردن واداریم؟ با در پیش گرفتن چنین مسیری چقدر می توانیم به هدف والای دانشمند شدن بچه ها نایل شویم؟

چرا علاقه مند ی کودکان به مدرسه در اولویت نیست؟

حال اگر اولویت را ایجاد احساس علاقه و تعلق کودک به مدرسه قرار دهیم شاهد این اتفاق نخواهیم بود که کودکان شوق و رغبت بیشتری به مدرسه و به دنبال آن کسب علم نشان دهند؟ شما به عنوان یک فرد بزرگ سال، آیا فردی را که به او احساس علاقه و احترام پیدا می کنید، الگوی خود قرار می دهید و از او پیروی می کنید یا کسی را که از او می ترسید و احساس اجبار در پیروی کردن دارید، دنبال خواهید کرد؟ به طور قطع حتی اگر تن به مورد دوم دهیم، به عنوان یک انسان با نیاز مشترک بشری به نام نیاز به خودمختاری، این تبعیت تنها تا زمانی که چشمی برای نظارت وجود دارد تداوم خواهد یافت. وقتی حس خودمختاری یک انسان به چالش کشیده شود، وقتی احساس کند که مجبور به اطاعت از فرد یا سازمانی است که پیوندی از جنس محبت بین آن ها نباشد، میل و رغبتش رو به کاستی خواهد رفت.

مدرسه رفتن کودکان

علت مدرسه رفتن کودکان

با این تفاسیر، مدرسه و کارکنان آن با میزان مطالبی که بدون توجه به توانایی کودکان در یادگیری، باید آن ها را به اتمام رسانده و آموزش دهند کدام نوع الگو را برای کودکان می سازند؟ اصلا آیا زمان و فعالیت مناسبی برای ایجاد رشته دوستی بین کودک و مدرسه می ماند؟

وقتش نرسیده تجدید نظر کنیم؟

آن چه هم اکنون اتفاق می افتد این است که با خوردن زنگ پایان مدرسه، کودک خسته از آوار مطالب رگباری آموزشی از مدرسه با یک دوجین تکلیف خانگی به منزل می رود و این بار نه تنها کودک بلکه والدین نیز باید شریک تکالیف شوند. چه تضمینی برای مهیا بودن شرایط همکاری تمام والدین با کودکان شان وجود دارد؟ در پیش گرفتن چنین روندی نتیجه اش چه خواهد شد؟ وقت آن رسیده که اول رشته محبت را محکم کنیم و بعد انتظارات معقولی از کودکان داشته باشیم. انتظاراتی که با فراهم کردن شرایط و روش های آموزشی فعالانه و مفرح، کودکان را در مسیر یادگیری تشویق کند و دلگرم سازد نه خسته و ناامید.

بچه هادر چه کارهایی متفاوت تراز بزرگسالان عمل می کنند؟

بچه ها

در چه کارهایی بچه ها متفاوت تر از بزرگسالانند

اگر شما نیز کودکی در خانه دارید ، حتما با دنیای عجیب فرزند تان آشنا هستید، او می خواهد جهان را با استدلال خودش پیش ببرد. در این مطلب با تفاوت جالب دنیای بچه ها با بزرگسالان آشنا شوید زیرا اگر با دنیای کودک آشنا نباشید این خطاهای شناختی می تواند بسیار گیج کننده باشد زیرا کودک شما در حال پیشرفت و کسب مهارت های زندگی و زبانی است.

تفاوت های جالب دنیای بچه ها و بزرگسالان

بچه ها متفاوت از بزرگسالان فکر می کنند. آن ها هنوز کاملا دنیا را درک نمی کنند بنابراین همه چیز را متفاوت می بینند. اما این حالت زیاد طول نمی کشد. بچه ها حدود 11 سالگی بیشتر توانایی های ذهنی بزرگسالان را دارند، آن ها فقط تجربه و دانش به عمل درآوردن این مهارت های جدید را ندارند. اما بچه ها در چه چیزهایی متفاوت هستند؟ آیا آن ها همه چیزهایی که بعدا به عنوان بزرگسال نیاز دارند را باید یاد بگیرند یا با برخی از آن ها به دنیا می آیند؟ بچه ها در انجام برخی چیز ها بدتر از بزرگسالان هستند، اما در برخی چیز ها هم بهتر هستند .

واقعیت یا تخیل؟
اغلب بچه ها اعتقاد دارند چیزهایی اتفاق افتاده که در حقیقت اتفاق نیفتاده است، در واقع آن ها تصور کرده اند که چنین چیزی اتفاق افتاده است. چون برای آن ها گفتن تفاوت بین رویا و واقعیت سخت است. در واقع اگر از یک کودک بخواهید یک رویداد تخیلی را توصیف کند و سپس در آینده از او درباره آن سوال کنید، احتمالا به شما می گویند که واقعا اتفاق افتاده است. همچنین اگر مثلا از او پرسید پیتزایی که دیروز خوردی چطور بود؟ در صورتی که واقع پیتزایی نخورده، احتمالا با جزئیات برای شما توضیح می دهد که چطور بود .
هرچند کودکان رویایی که خودشان ساخته اند را باور می کند، اگر فرد دیگری چیزی به آن ها بگوید که باورکردنی نباشد، احتمال کمی دارد که قانع شوند . دانشمندان کودکان را درباره اعتقادشان به اطلاعات ساختگی که به آن ها گفته شده بررسی کرده و دریافته اند که بچه ها به همان اندازه درباره چیزی که به آن ها گفته شده شک می کنند که آن را باور دارند. همچنین آن ها اشاره می کنند که دلیل اینکه بچه ها تفاوت بین رویا و واقعیت را نمی توانند بویند این است که آن ها نمی فهمند چه چیزی می دانند و چه قدر می دانند، مهارتی که بیشتر مردم وقتی بزرگتر می شوند یاد می گیرند .

بقای شیء
اگر می دانستید که چیزی دقیقا جلوی چشمتان پنهان است و سپس باز هم جلوی شما یک نفر آن را حرکت می داد و به جای دیگری می برد و پنهان می کرد، احتمالا به راحتی آن را پیدا می کردید. این بدیهی است، وقتی می بینید چه اتفاقی می افتد چطور ندانید که آن شیء کجاست. اما اگر اسباب بازی یک کودک را بار ها جلوی چشمش زیر پتو پنهان کنید، و سپس آن را در مقابل کودک جابجا کنید و زیر پتوی دیگری کنار پتوی اول قرار دهید، کودک باوجود اینکه دیده اسباب بازی را زیر پتوی دوم گذاشتید باز هم زیر پتوی اول به دنبال آن می گردد .
معمولا این اتفاق تنها تا 10 یا 12 ماهگی کودک مشاهده می شود و بعد از آن احتمالا دیگر این مشکل را ندارند. فیزیولوژیست رشد مشهور «ژان پیاژه» که اولین بار متوجه این تاثیر شد، معتقد است که کودکان تا 10 – 12 ماهگی مفهوم بقای شیء را درک نمی کنند که به معنای وجود شیء حتی در صورت ندیدن آن است .

زبان
به نظر می رسد بچه ها به سرعت می توانند زبان یاد بگیرند درحالی که بزرگتر ها باید تلاش و آموزش زیادی ببینند تا بتوانند به زبان دیگری غیر از زبان مادریشان حتی یک مکالمه ساده داشته باشند. هم چنین فرزندان خانواده های دو زبانه می توانند بدون آموزش رسمی، دو زبان را همزمان یاد بگیرند. وقتی واقعا در این باره فکر کنید، عجیب به نظر می رسد، چون سال ها طول می کشد تا بزرگسالان به یک زبان جدید مسلط شوند. زبان شناس مشهور «نوام چامسکی» اظهار می کند که شما این را با کمک LAD یعنی دستگاه فراگیری زبان یاد می گیرید. دستگاه فراگیری زبان یک ابزار نظری در مغز است که به بچه های کوچک اجازه می دهد با سرعت زبان را یاد بگیرند. او نشان داد که تقریبا همه زبان ها کیفیت های مشابهی دارند که باید ابزارهای مشترکی برای ارتباط با همه آن ها وجود داشته باشد .

بچه ها

با دنیای متفاوت بچه ها و بزرگسالان آشنا شوید

اما بعد ها برای دستگاه فراگیری زبان چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه این است که بعد از دوران بحرانی، یک دوره کوتاه در اوایل زندگی که برای کسب زبان لازم است، دستگاه فراگیری زبان بسیار ضعیف می شود. بحث های زیادی درباره مدت این دوره وجود دارد، اما برخی 18 سالگی و برخی 9 سالگی را پایان این دوره می دانند .

ثبات ادراک
اگر کسی آب را از یک لیوان شیشه ای پهن داخل یک لیوان دراز و باریک بریزد، می دانید که مقدار آب هر دو لیوان برابر است، چون هیچ آبی اضافه نشده است. اما بچه ها تا 7 سالگی این توانایی را ندارند و معمولا فکر می کنند لیوان بلند و باریک آب بیشتری دارد. چون بچه های کوچک «برگشت پذیری» ندارند. آن ها نمی توانند درک کنند که جابجایی در ظروف مقدار مایع را تغییر نمی دهد و نمی توانند ارتفاع و عرض را در کنار هم قرار دهند و فقط به ارتفاع یا فقط به عرض توجه می کنند یا هر دو را نادیده می گیرند .

چهره ها

شاید در باغ وحش ها متوجه شده باشید که به سختی می توان حیوانات یک گونه را از هم تمییز داد، چون به نظر ما آن ها شبیه هم هستند. چون مغز ما عادت ندارد مثلا تفاوت دو میمون را بگوید. اما نوزادان خیلی کوچک هم زمان زیادی نداشته اند که مغزشان بتوانند چهره های انسان ها را از هم تشخیص دهد بنابراین فقط می توانند گونه های مختلف را درک کنند. نوزادان در شش ماهگی می توانستند بگویند چهره میمونی که به ان ها نشان داده شده جدید است یا آن را قبلا دیده اند، اما این توانایی در 9 ماهگی ناپدید می شود و در این سن نوزادان به اندازه بزرگسالان بد عمل می کنند .

تفکر انتزاعی
کودکان کمتر از 11 سال عمدتا براساس واقعیت فکر می کنند و نمی توانند به مشکلاتی فکر کنند که نیاز به انجام چیزهایی دارد که نمی توانند ببینند. آن ها در استدلال انتزاعی خوب نیستند. وقتی روانشناس «رادولف شافر» از کودکان 9 ساله پرسید چشم سوم را کجا می گذارد، همه آن ها گفتند در پیشانی، یک نقطه بسیار بیهوده، چون در حال حاضر دو چشم در این جهت داریم. اما 11 ساله هال چشم سوم را در جاهایی مثل دست قرار دادند تا بتوانند همه جا را ببینند. بچه های کوچکتر نمی توانند این چنین فکر کنند .

بچه ها

آشنایی با دنیای متفاوت بچه ها و بزرگسالان 

آنچه میدانند را می کشند نه آنچه می بینند
بیشتر بچه های کوچک بسیار بدتر از بزرگسالان نقاشی می کنند که البته تقصیر آن ها نیست. آن ها نمی توانند دست هایشان به با دقت کافی کنترل کنند تا خطوط صاف بکشند. اما فقط این نیست، روانشناسان رشد فنجانی مقابل بچه های 5 تا 9 ساله قرار دادند که بچه ها می دانستند یک دسته دارد. فنجان طوری قرار داده شده بود که نمی توانستند دسته فنجان را ببینند، بعد از بچه ها خواسته شد دقیقا آنچه را می بینند بکشند. به طرز عجیبی کودکان 5 تا 7 سال دسته ای که نمی دیدند هم کشیده بودند، اما بچه های بزرگتر دسته را نکشیده بودند. این تفاوت بین بچه ها و بزرگسالان است. اگر از یک بزرگسال بخواهند دقیقا آنچه را می بیند بکشد، بدیهی است که دسته را نمی کشند، اما بچه ها آن را می کشند، چون می دانند وجود دارد .

اخلاق
شما اخلاق کاملا پیشرفته دارید، چون اهمیت انجام دادن چیز ها با نیت خوب، پیروی از قانون و … را می دانید. حتی شاید درک کنید که گاهی قوانین باید شکسته شوند. اما استدلال اخلاقی کودکان پیچیده نیست. در واقع عقاید اخلاقی بچه های کوچک بر پایه اجتناب از تنبیه است. استدلال آن ها سپس تکامل می یابد و می دانند اگر درست رفتار کنند پاداش می گیرند و در نهایت استدلال اخلاقی آن ها شبیه بزرگسالان می شود. در یک تحقیق از بچه ها پرسیده شد کدام بدتر است؟ شکستن تعداد زیادی لیوان شیشه ای به طور اتفاقی یا شکستن عمدی یک لیوان؟ بدیهی است که وقتی با هدف انجام شده باشد بدتر است، اما بچه های کوچکتر که اصول اخلاقیشان هنوز توسعه نیافته شکستن تعداد زیادی لیوان را بدتر می دانند .

تئوری ذهن
تئوری ذهن درک این است که دیگران متفاوت از ما فکر می کنند و همه آنچه را ما می دانیم نمی دانند. بچه های کوچکتر این را نمی فهمند و فکر می کنند هرچیزی که آن ها می دانند را همه می دانند. این توسط افراد مختلفی آزمایش شده است. در یکی از این آزمایش ها یک نفر اتاقی را ترک می کند که یک کودک در آن قرار دارد و شخص دیگری مقابل چشم کودک یک اسباب بازی را مخفی می کند. سپس از کودک پرسیده می شود فکر می کند کسی که اتاق را ترک کرده کجا دنبال اسباب بازی می گردد. بچه های کوچکتر احتمالا جای شیء پنهان را نشان می دهند .

بچه ها

تئوری ذهن یکی از تفاوت های دنیای بچه ها و بزرگسالان

تعمیم
اگر پای نوزاد را با یک نخ به آویز تخت ببندید، خیلی زود یاد می گیرد که با تکان دادن پایش، می تواند آویز را حرکت دهد. کودک یادش می ماند که اگر دفعه بعد هم روی تخت قرار داده شود می تواند این کار را انجام دهد. اما جالب اینجاست که اگر کوچکترین تغییری در تختی که کودک در آن قرار گرفته ایجاد شود، فراموش می کند که می تواند آویز را حرکت دهد، حتی تغییری به سادگی تغییر رنگ پتو. چون نوزاد توانایی تعمیم دادن تعاملات خود با جهان را ندارد بنابراین فقط در همان شرایط می تواند به یاد آورد چطور آویز را حرکت دهد .

یک کلام هستند

قانون دنیای کودک :همه چیز اونجور که من میگم باید باشه .

قانون دنیای واقعی :همیشه چیزهایی را که می خواهی به دست نمی آوری .

با کودک 4 ساله تان بحث می کنید که این سرگرم کننده نیست که با یک بازنده بازی کنید. شما به او اجازه می دهید که برنده شود تا مشخص کنید که چطور با شکست کنار بیاید اما او هنوز وقتی او را در بازی مار و پله گیر می اندازید، تلاش می کند شما را بازنده نشان دهد .

چه در سرش می گذرد؟ بچه های پیش دبستانی با بازی های گوناگونی مواجه می شوند تا بدانند نمی توانند همیشه اول باشند اما این واقعیت آنها را ناراحت می کند. آنها از بازی با بچه های بزرگ تر هیجان زده می شوند اما این تجربه را ندارند که به عنوان یک کودک ناامیدی و سرخوردگی شان را کنترل کنند .

چطور با آن رو به رو شوید؟ سعی کنید ذهن او را با بازی های دیگر مشغول کنید؛ بازی هایی که راه حل سریع دارد و کودک نوپا را زود به نتیجه می رساند. می توانید او را از نق زدن جدا کنید و با درگیر کردنش در حل مسئله قدرتش را به او نشان دهید. مثلا بگویید «خب این بار برنده نشدی. بذار ببینم چطور می تونی حس بهتری داشته باشی. دلت می خواد با لگوهایی که داری یک ماشین درست کنی؟» بعدا که احساسش بهتر شد یک مشکل را مطرح کنید و از او بخواهید برای پیدا کردن راه حل به شما کمک کند. استراتژی ها را مشخص کنید. شاید باید قوانینی را مشخص کنید که مثلا هر کس باخت، رقیبش را قلقلک بدهد، این طوری همه از بازی لذت می برند .

چطور حسادت بین فرزندان را رفع کنیم؟

حسادت بین فرزندان

چگونه می توان حسادت بین فرزندان را مدیریت کرد

حسادت از جمله هیجانات درونی است که در نتیجه زندگی اجتماعی به وجود می آید و اگر به خوبی هدایت نشود ممکن است تاثیرات منفی در زندگی داشته باشد چرا که شخص حسود هم به خود لطمه می زند هم به دیگران.

ریشه حسادت بزرگسالان را باید در دوران کودکی آنها جست وجو کرد. در واقع محیط و خانواده تشدیدکننده حس حسادت هستند و اطرافیان با رفتارهای نادرست خود این حس را در کودک تقویت می کنند. حس حسادت در کودکان بین سنین 2 تا 5 سالگی شدید است و این میزان در دختران دو برابر پسرهاست . کودکانی که با یکدیگر یکسال و نیم تا سه سال و نیم تفاوت سنی دارند نسبت به هم بیشتر حسادت می کنند و طبق تحقیقاتی که در سال 1987 در آمریکا انجام شد نشان داد کودکانی که مدتی تنها فرزند اول خانواده بودند یا به عبارتی تک فرزند بودند بیشتر از دیگر فرزندان حسادت می کنند و کودکان باهوش تر نیز بیش از سایر کودکان حسادت می ورزند.

راه حلی برای رفع حسادت بین فرزندان

 در شرایطی که دو یا چند کودک با هم زیر یک سقف زندگی می کنند، انگیزه های رقابتی اغلب تشدید می شود. خواهرها و برادرها به خصوص اگر از نظر سنی به هم نزدیک باشند و جنسیت واحدی داشته باشند برای رقابت و نزاع بهترین رقیب را پیدا می کنند. در شرایطی که یک کودک تنها باید در زمین بازی یا مدرسه کسی را برای رقابت پیدا کند، خواهرها و برادرها در همان منزل خود رقبای حاضر و آماده دارند و رقابت میانشان در انواع و اقسام مختلف، صورت خارجی پیدا می کند. آنان بر سر اسباب بازی، خوردن کیک، انتخاب کانال تلویزیون و بر سر اینکه چه کسی در ردیف جلوی اتومبیل بنشیند و… با هم رقابت می کنند.

 پرسش:راه حلی برای کم کردن حسادت بین دو بچه مخصوصا اگر دختر و پسر باشند را ارائه بفرمایید.
پاسخ:بهتر است در ابتدا عوامل ایجاد حسادت را در فرد بدانیم.
1 . روش ناپسندیده ی مقایسه فرزندان با یکدیگر
2 . ورود فرزند دوم
3 . تحقیر کردن فرزند در مقابل همسالان و دیگران
4 . تمایز قائل شدن میان فرزندان و یکی را برتر از دیگران دانستن
5 . فرق گذاشتن در تشویق و تنبیه بچه ها
6 . حساس تر بودن بچه ها در سال های اولیه ( 3 تا 4 سالگی )

حسادت بین فرزندان

کنترل حسادت کودک

باید توجه کرد که عملکرد والدین در ایجاد حس حسادت یا از بین بردن آن در کودکان بسیار مهم است . والدینی که به طور صحیح و منظم با فرزندان خود رفتار می کنند مثلاً در هنگام ورود فرزند دوم ، همواره فرزند اول را برای کمک به بزرگ کردن فرزند دوم فرا خوانده و طوری رفتار کنند که فرزند اول ، فرزند دوم را عاملی برای فراموشی خود نداند، حسادت پیش نخواهد آمد. اما در صورتی که غیر از این باشد کودک از هر فرصتی برای اذیت و انکار او استفاده می کند. با دست در چشم یا گوش او کردن ، بالش بر روی او گذاشتن و یا بر روی او افتادن سعی می کند بی اعتنایی را که از جانب پدر و مادر می بیند بدینصورت تلافی کند .
کودک تمایل دارد همه ی محبت های خانواده به خصوص مادر ، همواره متوجه او باشد او تنها کسی باشد که خانواده به او فکر می کند و تحمل هیچ رقیبی را هم ندارد . فرزند جدید یا هر کس دیگری که ورودش توجه خانواده را به خود جلب کند ، او را به فکر می اندازد تا هرگونه رقابتی اعم از پنهان و آشکار را برای منحصر کردن عشق والدین به خود انجام دهد . البته حسادت های پنهان و آشکار کودکان به برخورد والدین با حسادت آنان ارتباط دارد . بعضی از بچه ها در ابراز حسادت مورد خشم والدین قرار گرفته و حسادت خود را سرکوب یا پنهان می کنند . بعضی از والدین نیز با سیاست های خاص خود را ملزم نمی کنند که دلیلی برای حسادت بچه ها بیابند و همواره مدعی اند که بین فرزندان خود فرقی نگذاشته و همه چیز را حتی دوست داشتن خود را به طور یکسان بین آنها تقسیم کرده اند . با تمام این اوصاف هیچکدام از این دلایل ، حسادت را از بین نمی برد .
ورود فرزند دوم یا نوزاد جدید ، برای دیگر فرزندان ایجاد حسادت می کند چون والدین بیشتر به او می پردازند و او مرکز توجه پدر و مادر قرار می گیرد . گاهی در شرایط طبیعی محیط زندگی ، مساله سن و جنس بین فرزندان حسادت به وجود می آورد زیرا مثلاً پسران بزرگتر آزادی و مزایای بیشتری خواهند داشت و دختران در این زمینه حسادت می نمایند و بر عکس پسران به خواهران خود حسادت می ورزند زیرا فکر می کنند والدین بیشتر به آنها توجه دارند و حتی دو خواهر و یا دو برادر هم ممکن است در زمینه های مختلف حسادت کنند . هر یک از این موارد مذکور به طور طبیعی وجود دارند ولی زمانی خطرناک می شوند که والدین با رفتار اشتباه خود بخواهند به خاطر برآوردن خواسته های فرزندان ، مساله ی اختلاف سن و جنس را مطرح کنند تا فرزندان دیگر را متقاعد سازند . مثلاً در این موارد گرفته شود که برادرت پسر است پس به کوچه رفتن و بازی کردن او اشکالی ندارد و یا چون او بزرگتر است می تواند تا دیروقت بیدار بماند . همین استدلال های اشتباه باعث می شود تا حسادت بچه ها بروز بیشتری یابد .
مورد دیگری که موجب تقویت حس حسادت بچه ها می شود این است که کودکی به خاطر جنسیت ، توانایی های ذهنی ، قیافه و استعدادهای ذاتی بیشتر مورد توجه و تائید قرار گیرد . کلاً هرگاه یک ویژگی و توانایی فردی مورد توجه قرار گیرد ، حسادت شدیدی در دیگران به وجود خواهد آورد . ولی این دلیلی موجه برای داشتن برخوردی یکسان با کودکان بزرگتر و کوچکتر نیست . زیرا یکسان برخورد کردن نیز صحیح نیست فقط والدین باید شرایطی را به وجود بیاورند که توانایی های هر کودک در آن شرایط زمینه ی ظهور و بروز یابد . مثلاً به کودکان بزرگتر می توان اجازه ی انجام بعضی از کارها را که متعلق به بزرگتر هاست داد تا بدینوسیله بتوانند ثابت کنند که بزرگتر شده و توانایی انجام بعضی از کارها را دارند . در این صورت جایگاه خود را در خانواده شناسایی می کنند و به فرزند کوچکتر حسادت نخواهند کرد

حسادت بین فرزندان

چگونگی برخورد با کودکان حسود

پس والدین باید احساسات کودکان خود را درک کرده و با آنها کمک کنند تا به صورت درست بر احساس اشتباه خود غلبه یابند نه اینکه با رفتار اشتباه باعث حسادت بیشتر شوند و آن ها باید از شدت حسادت بین فرزندان خود بکاهند و در این راه نباید هیچ یک از فرزندان قربانی فرزند دیگر شود و یا موجب شوند که فرزندی در حق فرزند دیگرشان فداکاری نماید
مثل آنکه به کودک بزرگتر گفته شود که وسیله ای را که متعلق به اوست به برادر یا خواهر دیگرش بدهد چون او آن را می خواهد چون خطر حسادت زمانی بیشتر می شود که کودک حس کند نه تنها باید از حق خود بگذرد بلکه توجه و محبت خانواده را نیز از دست داده است .
والدین برای تربیت فرزندان باید از یک روش استفاده کنند و فرقی بین آنها گذاشته نشود . معمولاً کودکان خردسال در ارائه ی حسادت خود سیاستی ندارند و نقطه نظرات خود را با طرق مختلف مطرح می کنند مثل اینکه نوزاد را در آغوش گرفته و در یک فرصت مناسب او را پرتاب کرده و یا با ضربات آسیب به او وارد می کنند .
در چنین شرایطی پدر و مادر علاوه بر اینکه نباید اجازه دهند که کودک بزرگتر به این اعمال آسیب رسانی چه از لحاظ جسمی و چه کلامی ادامه دهد بلکه هرگز نباید برای حفظ فرزند کوچکتر با تهدیدهای خود ، امنیت فرزند بزرگتر را به خطر اندازند زیرا این حرکات به هر دوی آنان آسیب می رساند و والدین باید از هر دوی آنها مواظبت نمایند .
در این مواقع باید به کودک بزرگتر تفهیم شود که زمانی هم او کوچک بوده و چون قدرت نگهداری از خود را نداشته بزرگترها به او کمک می کردند و برای درک بهتر این موضوع بهتر است او در کارهای نگهداری فرزند بعدی سهیم شود تا حسادتش کمتر شود . در زمان خشم کودک بزرگتر ، میتوانیم انگیزه ی اعمالش را به او گوشزد کینم .
با جملاتی از قبیل « حالا فهمیدم تو چقدر عصبانی هستی ! این را زودتر به من بگو « یا » هر وقت احساس تنهایی می کنی به آغوش من بیا و « یا » سریع کنار من بنشین من متوجه شده ام و مدت زیادی را با تو خواهم بود تا آن تنهایی تو را رها کند » باعث کاهش حسادت و خشم او شوریم . یکی دیگر از عواملی که موجب کاهش حسادت فرزندان شما می شود این است که جداگانه مورد ابراز علاقه و محبت شما قرار بگیرند .
هیچ اشکالی ندارد که فرزندان شما متوجه شوند که آنان را به طور یکسان دوست ندارید بلکه بهتر است در عملکرد شما دریابند که رابطه ی شما با هر یک از آنان جداگانه است . بدینگونه زمانی جداگانه برای هر یک در نظر بگیرید و در تمام آن مدت از فرزندان دیگر حبت نکنید .
بگذارید فرزند شما حس کند که کاملاً وقتتان را برای او گذاشته اید . زمانی با یکی از کودکان خود می گذرانید سعی کنید فقط با او باشید در آن لحظه به کودک خود اجازه بدهید احساس کند که او تنها فرزند خانواده است اینگونه رفتارها سبب می شود آتش حسادت کودک خاموش و جایگاه واقعی خود را در خانواده درک کند .وقتی با یکی به گردش می روید فکرتان را معطوف آن دیگری نکنید، دائماً راجع به او صحبت نکنید، برایش هدیه نخرید و آن لحظات را به طول کامل در اختیار کودکی که با شما هست، باشید

کوتاهی قد در کودکان خطری جدی برای بزرگسالی

کوتاهی قد در کودکان

کوتاهی قد در کودکان نشانگر خطر سکته مغزی است

نتایج مطالعه محققان دانشگاه کپنهاک دانمارک نشان داده است کودکان، صرفنظر از جنسیتشان، در صورتی که قدشان نسبت به دیگر همسن وسالان خود کمتر باشد، با رسیدن به دوران بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به سکته مغزی هستند.
قد و قامت نوعی مشخصهٔ ژنتیک به حساب می آید که از والدین دریافت می شود، با این حال، عواملی چون تغذیه مادر در طول دوران حاملگی، رژیم غذایی خود کودک پس از تولد، استرسهای روانی و عفونت نیز بر میزان قد افراد موثر دانسته شده.
از سوی دیگر، سکته مغزی هنگامی رخ می دهد که جریان خون مختل شود، لختگی در عروق ایجاد شود و یا اکسیژن کافی به مغز نرسد. خونریزی رگهای درون مغز نیز در وقوع چنین پیامدی نقش بسیار دارد.
بر اساس مطالعه ای که جزئیات بیشتری از آن در مجله Stroke:Journal of the American Heart Association منتشر شده است، محققان دانشگاه کپنهاک در دانمارک با بررسی اطلاعات بیش از 300 هزار کودک مدرسه ای با سنین 7، 10 و 13 سال دریافتند کوتاه قدی در کودکان را می توان نشانه ای احتمالی در امکان بروز خطر سکته مغزی آنها پس از رسیدن به دوره بزرگسانلی قلمداد کرد.

کوتاهی قد در کودکان

خطر کوتاهی قد در کودکان

جنیفر ال. بیکر، یکی از دست اندرکاران این تحقیق با اشاره به این موضوع گفت:یکی از عوامل احتمالی در زمینه ارتباط قد کوتاه با بروز سکته مغزی ممکن است فشار خون باشد. افراد قدکوتاه معمولا فشار خون بالاتری دارند و بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که ممکن است بیشتر در خطر ابتلا به سکته باشند. از این رو بهتر است کسانی که چنین مشخصه هایی دارند در طول زندگی خود بیشتر به عوامل موثر در بروز سکته توجه داشته باشند تا خطرات ناشی از آن کاهش یابد».

بیماریهایی که قد کودکان را کوتاه می کند

اهمیت اصلی توجه به قد کودکان و نوجوانان، تشخیص بیماری هایی است که می تواند رشد کودک را مختل کند و بررسی منحنی رشد کودکان در این باره اهمیتی بیش از میزان مقطعی قد آنان دارد. شرایط کودکی که به موازات صدک پنجم رشد می کند و شیب منحنی او نسبت به منحنی نرمال خوب است، اگرچه کوتاه قد است، ولی نگران کننده نیست و شرایط کودکی که چند سانتی متر از او بلندتر است و به مدت مثلا شش ماه هیچ رشد قدی نداشته، بیشتر نگران کننده است.
گاهی نیز برخی بیماری ها نظیر ،بیماریهای کلیوی، بیماری های کبدی، بیماری دیابت، سوءتغذیه شدید، نواقص ژنتیکی،کم کاری تیروئید، راشیتیسم،بیماری ترنر موجب کوتاهی قد می شوند.بیماری های کلیوی و کبدی، دیابت، سوء تغذیه شدید و انواع نقایص ژنتیک موجب افت رشد و کوتاهی قد می شود. درمان این بیماران باعث برگشت رشد آنان به حالت طبیعی می شود. بیماری های دیگری نیز هستند که گاه با وجود کوتاهی قد مورد توجه قرار می گیرند و مداوا می شوند.
کم کاری تیروئید:
کوتاهی قد از نشانه های مهم کم کاری تیروئید است که در کنار علامت هایی مثل خواب آلودگی، خستگی مفرط، پف آلود بودن و کند ذهنی می تواند توجه والدین و پزشکان را به وجود این بیماری معطوف سازد. آنچه اهمیت دارد این است که تشخیص به موقع و درمان این بیماری اگر قبل از بسته شدن صفحه رشد استخوانی صورت گیرد، باعث برگشت قد به حالت نرمال می شود. درمان این بیماری با مصرف قرص های لووتیروکسین ممکن است.

کوتاهی قد در کودکان

 دلیل کوتاهی قد کودکان

راشیتیسم:
زندگی شهری بسیاری از کودکان را از تابش نور خورشید محروم کرده است و به این ترتیب، بیماری راشیتیسم کماکان تهدیدی برای کودکان محسوب می شود. علامت های دیگر این بیماری علاوه بر کندی رشد، قوسی شدن پاها و برجسته شدن کناره های استخوان جناغ است. درمان به موقع راشیتیسم به هر دلیل چندان سخت نیست و می توان با مصرف کلسیم و ویتامین D از عوارض بیماری مثل کوتاهی قد جلوگیری کرد.
بیماری ترنر:
این بیماری کروموزومی بر اثر کمبود یک کروموزوم ایکس در دختران ایجاد می شود. از دیگر علائم این سندروم وجود پره در دو طرف گردن، پاهای قوس دار و تاخیر در بلوغ است. به طور معمول این دختران در سنین 14 تا 16 سالگی به خاطر ظاهر نشدن علائم بلوغ نزد پزشک می روند. این کودکان چون بلوغ دیرتری دارند تا سنین بالاتر به درمان با هورمون رشد جواب می دهند.

جملاتی که والدین به فرزندان اول خود می گویند!

فرزندان اول

جملاتی که فرزندان اول خانواده می شنوند

فرزندان اول ناگزیر هستند بار بی تجربگی و ناپختگی والدین را در شیوه پرستاری و پرورش کودک تحمل کنند و محکوم به نظارت و سرپرستی شدید والدین است . از سویی نظارت و سرپرستی شدید والدین بر نخستین فرزند او را شخصیتی محتاط و محافظه کار می سازد . در این مطلب با چند نمونه از جملاتی که فقط به فرزندان اول خود می گوییم آشنا شوید.

جملاتی که فقط به فرزندان اول خود می گوییم

فرزندان اول همیشه به عنوان موش های آزمایشگاهی شناخته می شوند، زیرا پدر و مادر با آنها کودکیاری را می آموزند. تحقیقات نشان می دهد که فرزندان اول تحصیل کرده، مسئول، منظم و قابل اعتماد هستند زیرا والدین شان بلند پرواز و محافظه کار بوده اند .

« لباست را خراب نکن، خواهر/برادرت هم باید از آن استفاده کند »
زمانی که شما فرزند دیگری از جنس فرزند اول خود دارید، سعی می کنید لوازم او را، به خصوص آنهایی که گران هستند، سالم نگهدارید. در این صورت می توانید پول خود را صرف چیزهای دیگری به جز لباس و کفش و… کنید .

« تو باید الگوی خواهر/برادرت باشی »
فرزندان اول همیشه باید مسئول کارهای خود و الگویی برای فرزندان بعدی باشند، زیرا کوچک ترها همیشه از آنها تقلید می کنند. بنابراین رفتار درست آنها از ضروریات است .

فرزندان اول

نقش والدین در تربیت فرزندان اول

« من نگفتم تو مقصری »
دو کودک در حال بازی با همدیگر هستند که ناگهان فرزند دوم گریه می کند. شما می روید تا دلیل آن را پیدا کنید. اولین جمله ای که فرزند اول به شما خواهد گفت این است:«من مقصر نیستم.» در این موقعیت شما به او می گویید:«من نگفتم که تو مقصری ولی حالا که حالت دفاعی به خودت گرفتی باید از تو سوال هایی بپرسم .»

« او از تو یاد می گیرد »
ممکن است فرزند اولتان به شما بگوید که چرا خواهر/ برادرش چنین رفتاری می کند . شما در جواب به او می گویید:«زیرا هنوز نمی داند چگونه رفتار کند. او برای یادگیری به تو احتیاج دارد.» بنابراین ما تمام مسئولیت ها را گردن فرزند اول می اندازیم .

« تو باید بهتر بدانی »
فرزندان دوم همیشه می توانند از زیر بار اشتباهات خود شانه خالی کنند اما فرزندان اول خیر. اگر از فرزندان اول خانواده بپرسید، به شما خواهند گفت که این موضوع همیشه برای آنها آزار دهنده بوده است. این که از فرزندتان انتظار داشته باشید، خوب است اما برای کودکتان عادلانه نیست به خصوص اگر تنها مخاطب شما او باشد .

فرزندان اول

والدین چه جملاتی را فقط به فرزندان اول خود می گویند

« او از تو تقلید می کند چون دوستت دارد »
گاهی فرزند اول با اعتراض نزد شما می آید:«چرا هر کاری من انجام می دهم، او هم انجام می دهد؟» شما در پاسخ به او می گویید:«تقلید نشانه دوست داشتن است.» شاید برای ما این رفتار جذاب باشد اما هر کسی به فضای شخصی خود احتیاج دارد .

خصوصیات رفتاری فرزندان اول خانواده

محققین دریافتند فرزند اول خانواده غالبا باهوش تر و فعال تر از دیگر فرزندان است مهارت های فکری وی بیشتر از دیگر فرزندان در خانواده است .

اگر فرزند دوم یا کوچک تر خانواده هستید، احتمالا با فرزند اول پدر و مادرتان تفاوت دارید! یکی از مطالعات اخیر نشان می دهد که فرزند اول خانواده، معمولا باهوش تر از برادر یا خواهر بعدی اش است. گزارشی از این مطالعه در The Guardian منتشر شده است. محققان دانشگاه ادینبورگ و دانشگاه سیدنی با همکاری یکدیگر در این مطالعه متوجه شدند که فرزند اول خانواده، مهارت های فکری بهتر و ضریب هوشی ( IQ ) بالاتری نسبت به فرزندان دیگر خانواده دارد. این یافته نشان می دهد که فرزند ارشد خانواده، تحریک روانی بیشتری را از والدین خودش دریافت می کند. اگرچه پدرها و مادرها، سطح یکسانی از حمایت عاطفی را به همه فرزندان خودشان اختصاص می دهند، اما فرزند ارشد همیشه با توجه ویژه ای مواجه است و وظایف خاصی را بر عهده می گیرد (یعنی مسئولیت پذیرتر است) که این کار درنهایت، مهارت های فکری او را تقویت می کنند. بررسی های محققان حاکی از آن است که فرزند اول خانواده، نمرات بسیار بهتری را در آزمون های مربوط به خواندن و تصویر واژگانی کسب می کند. همین نکته نشان می دهد که فرزند اول، معمولا به سطح بالاتری از تحصیلات علمی دست می یابد و حتی در آینده نیز درآمد بیشتری نسبت به فرزندان دیگر خانواده کسب می کند. نکته دیگر این که فرزند اول خانواده، دو برابر بیشتر از فرزندان دیگر خانواده برای موفقیت تحصیلی تحت فشار قرار می گیرد.

مضرات تماشای زیاد تلویزیون برای کودکان

تماشای زیاد تلویزیون

تماشای زیاد تلویزیون توسط کودکان مضر است

همواره پزشکان توصیه می کنند که کودکان زیر دو سال نباید تلویزیون تماشا کنند و کودکان بزرگ تر از دو سال باید حداکثر روزی دو ساعت تلویزیون تماشا کنند . بنابراین تماشای زیاد تلویزیون در کودکان آنها را در آینده با مشکلاتی روبرو می کند که در این مطلب درباره آن توضیحاتی ارائه می کنیم.

عوارض تماشای زیاد تلویزیون در کودکان

محققان در جدیدترین تحقیقاتی که در خصوص کودکان داشته اند، متوجه شده اند تماشای بیش از حد تلویزیون در سن دو سالگی، می تواند بر عادات غلط غذایی در 13 سالگی تاثیر گذار باشد و موجب ایجاد مشکلات تغذیه ای در آن ها شود. 
محققان علوم پزشکی در دانشگاه مونترال کانادا اعلام کردند کودکان دو ساله که بیش از حد تلویزیون تماشا می کنند در بزرگسالی، بیشتر از دیگران به مشکلات تغذیه ای دچار می شوند و عملکرد آنها در مدرسه نیز بسیار ضعیف تر خواهد بود .
دکتر ایزابل سیموناتو و همکارانش تحت سرپرستی پروفسو لیند پاگانی در مقاله ای که نتایج آن در شماره اخیر نشریه طب پیشگیری Preventive Medicine منتشر شد اعلام کردند پرونده نزدیک به دو هزار پسر و دختر اهل کبک را که بین سال های 1997 و 1998 به دنیا آمده بودند مورد بررسی قرار داده اند .

تماشای زیاد تلویزیون

آشنایی با خطرات تماشای زیاد تلویزیون توسط کودکان

این کودکان از سه تا پنج ماهگی مورد بررسی قرار گرفته بودند و در دو سالگی، والدین آنها میزان تماشای تلویزیون را گزارش کرده بودند و در سن 13 سالگی نیز عادات روزانه و وضعیت موفقیت آنها در مدرسه مورد مطالعه قرار گرفته بود .
دکتر پاگانی می گوید در زمان این کودکان، استفاده از گوشی های هوشمند هنوز رایج نبود و تلویزیون به شدت رواج داشت. تماشای تلویزیون از نظر جسمی و روحی، از رفتارهای سالخوردگی محسوب می شود زیرا به تلاش مضاعف نیاز ندارد .
محققان دریافتند به ازای هر یک ساعت تماشای اضافی تلویزیون در سن دو سالگی، به میزان هشت درصد به عادات غلط غذایی در 13 سالگی افزوده می شود .این عادات شامل تغذیه فست فود، گوشت فراوری شده، نوشابه های گازدار، نوشیدنی های میوه مصنوعی، نوشیدنی های ورزشی، نوشیدنی انرژی زا، اسنک های شور و دسرها است .همچنین هر یک ساعت افزایش تماشای تلویزیون به کاهش 10 درصدی صبحانه خوردن می انجامد .

چند راهکار برای والدین برای محدود کردن زمان تماشای تلویزیون

کودک خود را وادار کنید تا برنامه های تلویزیونی محدودی را تماشا کند

این بدین معنی است که با کودک خود درباره برنامه هایی که می خواهد تماشا کند، صحبت کنید و برای آن ها برنامه ریزی کنید و زمانی که برنامه تمام شد، تلویزیون را خاموش کنید. نل مینو، نویسنده و مادر دو نوجوان می گوید:«بهتر است تلویزیون را برای برنامه خاصی روشن کنید، نه این که ابتدا روشن کنید سپس به دنبال برنامه ای برای تماشا بگردید.»

تماشای زیاد تلویزیون

باخطرات تماشای زیاد تلویزیون توسط کودکان آشنا شوید

تماشای تلویزیون را غیر قانونی کنید

بیشتر اوقات تلویزیون تبدیل به پس زمینه ای در زندگی افراد می شود، برای مثال زمانی که کودکان در اتاق شان در حال بازی هستند، مادران آشپزی می کنند یا کل اعضای خانواده در حال خوردن غذا هستند، تلویزیون همچنان روشن است. سوزان کرنس گیفورد، مادر دو فرزند از نیوجرسی، می گوید:«ما عمدا تلویزیون را در طبقه اول خانه مان نگذاشته ایم. در این شرایط هر کسی برای تماشای تلویزیون مجبور است به طبقه زیرین یا اتاق برود.»

قرار دادن تلویزیون در یک گنجه بسته نیز عادات تماشای آن را کاهش می دهد. بهتر است کنترل آن در دسترس نباشد تا کودکان تمایلی به تعویض کانال و گشت و گذار در آن نداشته باشند. کارشناسان با این نظر موافق اند که تلویزیون را نباید در اتاق کودکان قرار داد.

از گذاشتن محدودیت هر روزه برای کودک تان اجتناب کنید

این موضوع به نظر غیر منظقی می آید اما به طور شگفت انگیزی تاثیرگذار است. گیفورد می گوید:«کودکم بعضی روزها تلویزیون تماشا می کند در حالی که بعضی روزها اصلا نمی بیند. اگر به آن ها بگویم که می توانند یک ساعت در روز تلویزیون ببینند، آن ها هر کاری که بتوانند انجام می دهند تا در آن زمان تلویزیون ببینند.»

در زمان هایی که کودک تان در حال تماشای تلویزیون است، به این نکته توجه کنید که طبق نظر کارشناسان 2 ساعت تماشای تلویزیون در روز برای کودکان 2 ساله یا بزرگ تر زیاد است. (متخصصان کودک در آکادمی آمریکایی به کودکان زیر 2 سال تماشای تلویزیون را پیشنهاد نمی کنند.)

شاید شما نیز مانند گیفورد بخواهید تا کودک تان برای تماشای برنامه ای خاص پیش شما بیاید و دلیل آن را توضیح دهد. در این زمان به او گوشزد کنید که بیشترین زمان ممکن برای تماشای آن چقدر است. این روش به کودکان خواهد فهماند که تماشای تلویزیون محدودیت دارد.

عوارض جدی چاقی در کودکان

چاقی در کودکان

علل اضافه وزن و چاقی در کودکان چیست

کشیدن لپ کودک تپلی برای بسیاری از افراد خوشایند است، اما باید دانست چاقی عوارض خطرناکی برای کودکان به همراه خواهد آورد. چندی پیش معاون وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی درباره شیوع دو برابری چاقی کودکان و آمار 20 درصدی آن هشدار داد. بررسی ها نشان می دهند چاقی در کودکان استان های شمالی مانند گیلان، مازندران، اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی بیش از استان های دیگر است. تحقیقات نشان داده است، به طور کلی چاقی در پسر بچه ها بیشتر است و دختر خانم ها در دهه دوم زندگی ( بین ده تا 19 سال) یعنی در سن بلوغ بیشتر چاق می شوند. متخصص کودکان و نوجوانان و فوق تخصص نوزادان درباره اضافه وزن در دو گروه شیرخوار و کودکتان توضیحاتی کاربردی دارد که به طور حتم خواندن آن می تواند مفید باشد.

ریشه چاقی را بخشکانید

در حال حاضر در کشور آمریکا بین 21 تا 25 درصد کودکان اضافه وزن دارند و از این تعداد 16 تا 18 درصد آنان چاق هستند. بی شک در کشور ما نیز چاقی یکی از مشکلات کنونی بیشتر کودکان و نوجوانان ده تا 18 ساله است. گویی با افزایش تک فرزندی، والدین تمایل بیشتری برای تغذیه بیش از اندازه فرزندشان دارند. هنوز هم بسیاری از والدین تپل بودن را مساوی با زیبایی و سلامت کودکان می دانند که باید به آنان گفت:مادر و پدرهای عزیز کودکان تپل! حتی اگر فرزندتان در بزرگسالی به ضرب و زور انواع رژیم های مختلف و ورزش های سنگین از شر چاقی و اضافه وزن رها شود، اما همه سلول های چربی آماده و مستعد در بدن جاخوش کرده اند و با کوچک ترین ناپرهیزی درست مثل بادکنکی بزرگ می شوند و به همان حالت اولیه باز می گردند.

چاقی در کودکان

اضافه وزن در گروه شیرخواران

از طرفی افرادی که در سنین طفولیت و شیرخوارگی چاق هستند آمادگی بیشتری برای ابتلا به دیابت نوع دو (غیروابسته با انسولین)، بیماری فشار و افزایش چربی خون در سنین بالاتر دارند. اختلالات کبدی و کلیوی نیز به میزان قابل توجه بیشتری در آنان بروز می کند و حتی ممکن است با مشکلاتی در تولید مثل نیز مواجه شوند.
به همین دلایل، سنجش وزن کودکان و تلاش برای متعادل کردن وزن آنها بسیار مهم است. چاقی یا اضافه وزن را می توان بسادگی با سنجش توده بدنی (B.M.I) سنجید. در کودکان زیر دو سال نمودار کارت های سلامت، خط و مشی را تعیین کرده است، اما این معیار تنها در صورت تایید تیم پزشک معالج و با در نظر گرفتن شرایط ارثی و استخوان بندی کودک بررسی می شود. مثلا کودک هشت ماهه ای که 12 کیلوگرم وزن دارد، از روی اعداد و ارقام چاق به حساب آید، اما با در نظر گرفتن نژاد ارثی، توده قدی و استخوانی ممکن است به عنوان کودک سالم درشت در نظر گرفته شود.

چرا کودکم چاق شده؟

کودکانی که اضافه وزن دارند، سنگین ترند و تحرک کمتری نسبت به هم سن و سالانشان دارند. دوستان شان بسادگی اجازه همکاری در بازی های گروهی را به آنها نمی دهند. در واقع چاقی روی چهره و ظاهر اثر می گذارد، آنها را متفاوت از بقیه می کند و حس سرخوردگی به آنان می دهد.

رانده شدن از برنامه های گروهی، تفریحات و فعالیت های دوستانه می تواند مشکلاتی در اعتماد به نفس و ارتباطات کودکان پیش آورد. محدود کردن تحرک هم بیماری هایی برای سلامت در پی خواهد داشت. اگر کودکتان چاق است، علاوه بر نگرش به شیوه زندگی، به دنبال علت آن نیز باشید و آزمایش هایی مانند تیروئید و مشکلات متابولیسمی را با نظر پزشک انجام دهید. والدین نقش مهمی در میزان وزن کودک دارند. گاه آنان اندازه معده کودک را در نظر نمی گیرند و به زور به اوغذای بیش از نیاز می خورانند.

در نظر داشته باشید معده کودک کوچک و متناسب با سن و جثه اوست و نیازی نیست با خوراندن اجباری غذا به او آن را بزرگ کنید! غذا باید با اصول دقیق به کودک خورانیده شود، تغذیه در مقابل تلویزیون و در حین بازی رایانه ای آگاهی کودک را نسبت به میزان غذای مصرفی اش کاهش می هد و باعث می شود بدون توجه به پیام حس سیری مدام با توجه به هیجانش غذا بخورد.

با کمی افزایش فعالیت می توان به میزان زیادی مشکل چاقی را حل کرد، اگر کودک دبستانی دارید، بهتر است شرایطی فراهم کنید تا پیاده به مدرسه برود و بتواند تحرک مناسبی داشته باشد. اگر فرزندتان تقاضای غذای زیادی دارد، داد و قال نکنید و تنها نیم ساعت قبل از آماده کردن غذای اصلی به او میوه بدهید تا پیام سیری زودتر به مغز برسد و غذای کمتری میل کند. سالادهای حجیم متنوع با سس های مناسب مانند آبلیمو، سرکه ولع او را برای مصرف غذای زیاد کاهش می دهد. غذاهای چرب و سرخ کردنی را کاهش دهید. دانه ها و آجیل با وجود فواید بسیار خطرناکند و نباید زیاد مصرف شوند، این نوع خوراکی ها کودک را سیر نمی کنند، اما کالری زیادی دارند.

 چاقی در کودکان

 ریشه چاقی در کودکان

شیرخوار ها هم رژیم دارند؟

در مورد کودکان شیرخوار باید هرگاه کودک طلب کرد، مادر به او شیر بدهد و به هیچ عنوان نباید شیر را از کودک دریغ کرد. در مورد کودکانی که تغذیه کمکی را شروع کرده و چاق هستند، نباید بعد از سیر شدن غذای اضافی به او داد تا از افزایش وزن او پیشگیری شود. گاه والدین برای کاهش وزن شیرخوار خود به دنبال شیرخشک های کم چرب هستند که باید بگوییم، ما شیر خشک کم چرب نداریم و کودک باید با توجه به رشد ش به درستی تغذیه شود. گاه نیز خانواده هایی برای افزایش وزن کودک یا رشد بهتر او از شیرخشک های مخصوص کودکان نارس استفاده می کنند. این شیرخشک ها املاح و کالری بالاتر از نیاز دارند که برای کودکان طبیعی به هیچ عنوان مناسب نیست. این شیرها برای کودکان تا رسیدن به وزن حدود دو و نیم یا سه کیلوگرم و نه بیشتر توصیه می شود. شیرخشک هایی با عنوان پلاس نیز در میزان کالری فرق زیادی با شیرخشک های دیگر ندارد و مواد معدنی آنها بیشتر است.
شیرهای پلاس و شیرخشک های مخصوص کودکان نارس ممکن است عوارضی مانند یبوست داشته باشد. سن شروع غذای کمکی نیز در سلامت و تعیین میزان چاقی بسیار مهم است، تحقیقات نشان داده کودکانی که در چهارماهگی یا زودتر غذای کمکی شروع می کنند، بیشتر مستعد چاقی هستند. در کل شروع زود هنگام غذای کمکی معمولا توصیه نمی شود و خطر آلرژی را نیز بسیار افزایش می دهد.

دارو لازم است؟

حتی اگر کودک چاق بود با در نظر گرفتن سن تکامل و رشد سیستم عصبی و مغزی او نباید رژیم های سنگین بگیرد و بیشتر باید تلاش کرد با تغییر شیوه زندگی و افزایش تحرک، وزن را کاهش داد، اما در مواردی که سطح چربی بالاست باید آزمایش های دقیق پایه ای انجام داد. گاهی لازم است کودک تحت نظر پزشک و با تشخیص او داروهای کاهنده چربی یا استاتین مصرف کند تا بتواند سلامتش را به دست بیاورد. حتی در این شرایط و همزمان با مصرف دارو نیز آموزش درست تغذیه و اصلاح آن بسیار مهم است.

 چاقی در کودکان

اضافه وزن در گروه کودکان

دلایل گریز کودکان دارای اضافه وزن از ورزش

ممکن است کودکی که اضافه وزن دارد از پوشیدن لباس ورزشی تنگ یا کوتاه در عذاب باشد یا از پوشیدن نوع خاصی از لباس ورزشی در برابر هم سن وسال هایش خجالت بکشد. شاید از فعالیت ورزشی ای که برایش در نظر گرفته شده لذت نبرد یا در مواردی حتی ورزش کردن در جمع را دوست نداشته باشد و… . ب نابراین لازم است ابتدا دلایل عدم تمایل کودک به ورزش کردن را درک کنیم، بعد برای آن چاره ای متناسب در نظر بگیریم. به طور مثال اگر کودکی دوست ندارد در جمع ورزش کند می توانیم در خانه از ویدیوهای ورزشی متناسب با کودکان استفاده کنیم.

هرچند توصیه می شود او را به ورزش کردن در جمع و مشارکت در فعالیت های جمعی تشویق کنیم. حتی ممکن است فرزندانی که سن بیشتری دارند علاقه مند به استفاده از وسایل بدنسازی خانگی باشند. اگر اینطور باشد خوب است اجازه چنین فعالیتی را به آنها داده و ترغیبشان کنیم.

برای کودکان لباس مناسب تهیه کنیم و به آنها اجازه دهیم که رنگ و لباس ورزشی مناسبشان را خودشان انتخاب کنند. وقتی کودک یا نوجوانی خودش لباس ورزشی اش را انتخاب کرده باشد برای استفاده از آن ذوق دارد و این امر به شروع ورزش کردن کمک می کند. البته والدین باید بر کارآمدی وسایلی که کودکان انتخاب می کنند نظارت و دقت کنند. توصیه اکید می شود حتما فعالیت ورزشی ای برای کودکان در نظر گرفته شود که او به انجام آن علاقه مند باشد. این علاقه می تواند در موفقیت شروع فعالیت ورزشی کودکانی که اضافه وزن دارند تاثیر زیادی داشته باشد.