۶ غذای خوشمزه که کودک را باهوش می‌کند

علاوه بر بهره هوش ژنتیکی، برای رشد ابعاد مختلف هوش، نیاز به بستری مناسب برای رشد و تربیت کودک است. در این مطلب با غذاهایی آشنا می‌شوید که در بالا بردن ضریب هوشی کودکان موثرند.
 والدین همگی دوست دارند فرزندان با هوش و ذکاوتی داشته باشند و با داشتن چنین فرزندانی به خو ببالند و آرزوهای بزرگی برای آن‌ها در سر می‌پرورانند. علاوه بر بهره هوش ژنتیکی، برای رشد ابعاد مختلف هوش، نیاز به بستری مناسب برای رشد و تربیت کودک است. در ادامه با غذاهایی آشنا می‌شوید که به بالا بردن ضریب هوشی کودکان کمک بسزایی می‌کنند.

۱- تخم مرغ
پروتئین و مواد مغذی موجود در تخم مرغ آن را تبدیل به یکی از بهترین غذاها برای باهوش شدن کودک تبدیل کرده است.

۲- سبزیجات برگ سبز
سبزیجات برگ سبز مثل اسفناج و کلم کالی سرشار از ویتامین‌ها و فولات یا ویتامین B۹ هستند و تاثیر آن‌ها بر کاهش ریسک ابتلا به آلزایمر در بزرگسالی ثابت شده است.

۳- ماهی
انواع ماهی به خصوص ماهی‌های چرب منبع غنی ویتامین D و اسیدهای چرب امگا ۳ هستند که از مغز در برابر کاهش مهارت‌های ذهنی و بیماری‌هایی مثل زوال عقل و آلزایمر پیشگیری می‌کند.

ماهی تن، ماهی ساردین و قزل‌آلا سرشار از امگا ۳ هستند.

مصرف امگا ۳ هم به باهوش شدن کودک کمک می‌کند و هم سبب می‌شود که آن‌ها در فعالیت‌های ذهنی، بازی و درس خواندن تمرکز بهتر و بیشتری داشته باشند.

۴- آجیل و دانه‌های روغنی
آجیل و دانه‌های روغنی مثل مغز تخمه آفتابگردان و کدو منبع غنی پروتئین، اسیدهای چرب مورد نیاز بدن، انواع ویتامین و مواد معدنی ضروری هستند. آجیل و دانه‌های روغنی و انواع مغزها هم استرس را کاهش می‌دهند و هم سیستم عصبی کودک را سالم نگه می‌دارند.

بد نیست بدانید مغز تخم آفتابگردان سرشار از فولات یا همان ویتامین B۹، ویتامین E و سلنیوم است.

اگر کودک شما تمایلی به خوردن این دانه‌های روغنی مفید ندارد از آن‌ها به صورت پودر روی سالاد، در پخت سوپ و پلو یا روی نان و نان شیرینی استفاده کنید.
۵- بلغور جو دوسر
بلغور جو دوسر سرشار از فیبر و پروتئین است و به سلامت رگ‌های مغز و قلب کمک می‌کند.

طبق نتایج تحقیقی که در این زمینه صورت گرفته بچه‌هایی که بلغور جو دوسر در برنامه غذایی آن‌هایی گنجانده شده بود عملکرد ذهنی و حافظه بهتری نسبت به کودکانی داشتند که جودوسر نمی‌خوردند.

با جو دوسر غلات صبحانه درست کنید، روی آن میوه‌های مختلف بچینید و دارچین بپاشید و مثل فرنی به کودک خود بدهید. به این ترتیب یک بمب انرژی برای مغز کودک تهیه کرده‌اید و بهترین غذای محافظ سلول‌های مغز را به او داده‌اید.

۶- میوه‌ها؛ سیب و آلو بسیار مفید هستند
اغلب کودکان به خوردن شیرینی‌ها علاقه دارند؛ به‌خصوص زمانی که احساس می‌کنند انرژی کافی برای بازی کردن ندارند. به جای شیرینی‌های صنعتی و مصنوعی به کودک سیب و انواع آلو بدهید. این میوه‌ها به باهوش شدن کودک و افزایش مهارت‌های ذهنی‌اش کمک فراوانی می‌کنند.

بهترین راه و روش برای رسیدن به تعادل در زندگی

درست زندگی کردن و لذت بردن از زندگی یک هنر است که افراد کمی به این هنر آراسته اند. بسیاری از ما مدام به فکر فرصت های از دست رفته گذشته و نگران آینده نامعلوممان هستیم و از زمان حال غافلیم. زندگی همین حالا زیباست پس اگر تا کنون فرصت خوب زندگی کردن و لذت بردن از زندگی تان را نداشته اید و حس می کنید زندگیتان از دست رفته است، دوباره تلاش کنید و این کارها را که در این بخش از بیا نی نی آورده ایم، انجام دهید تا زندگی خوب و متعادلی داشته باشید.
 
شکرگزاری کنید
یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی متعادل، شکرگزاری هر روزه است. شما چیزهای زیادی برای شکرگزاری دارید و هرگز نباید نعمت های خود را نایده بگیرید حتی در سخت‌ترین روزها همچنان باید بر نعمت های خود تمرکز کنید. عادت به نوشتن همه چیزهایی که کائنات به شما داده است را در خود ایجاد کنید این شما را شکرگزار نگه می دارد.

لبخند بزنید
لبخند زدن چیز کوچکی است اما، تأثیر قابل توجهی دارد وقتی لبخند می زنید، نگرش ذهنی خود را از منفی به مثبت تغییر می دهید و از آنجایی که لبخند زدن مسری است، فضای شادی ایجاد خواهید کرد و افراد تمایل بیشتری به برقراری ارتباط خوب با شما خواهند داشت به علاوه، لبخند زدن می تواند سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد و در نهایت به کاهش سطح استرس شما کمک کند.


مدیتیشن انجام دهید
اگر به زندگی آرام‌تری نسبت به آنچه دارید، نیاز دارید، زمان آن رسیده است که مدیتیشن انجام دهید. آیا می‌دانستید که برای ایجاد عادات خوب باید با تغییر طرز فکر خود شروع کنید؟ مدیتیشن می تواند به شما کمک کند افکار منفی را کاهش دهید و به فضای مثبت تری برسید.

زندگی آگاهانه را تمرین کنید
زندگی آگاهانه به این معناست که به چیزهای اطراف خود توجه کنید و خودکار زندگی نکنید. آیا وقتی شام می خورید، می ایستید و روی طعم هر لقمه ای که می خورید تمرکز یا برای انجام کار بعدی عجله می کنید؟
بسیاری از افراد رنج می برند از اینکه زندگی را با عجله می گذرانند پس داشتن یک زندگی متعادل مستلزم توجه و تمرکز است.

با لحن دوستانه صحبت کنید
هنگام صحبت لحن از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر ناراحت یا ناامید هستید به ناچار چیزهایی می گویید که بعداً پشیمان می شوید. آیا می‌دانستید که خطاهای ارتباطی یکی از بزرگترین دلایل مشکلات در سطح جهانی است؟ اجازه دادن به احساساتتان کار سختی نیست اما، باید عادت خوب صحبت کردن با لحن خوب را در خود ایجاد کنید حتی اگر گفتگو تند باشد به یاد داشته باشید که با مهربانی صحبت و واکنش های خود را کنترل کنید.

وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید
داشتن یک زندگی متعادل همراه با رضایت و آرامش ناشی از چیزهای ساده مانند گذراندن وقت با خانواده و دوستان است. به نظر می‌رسد که این روزها همه در وضعیت دشواری قرار دارند و زمان کافی برای کسانی که دوستشان دارند صرف نمی‌ کنند. به یاد داشته باشید، خانواده شما کسانی هستند که وقتی همه چیز در اطرافتان بهم می ریزد درکنارتان خواهند بود بنابراین ضروری است که برای آنها وقت بگذارید.

لیست کارهای خود را ساده کنید
کارهایتان را به ساده‌ترین روش انجام دهید زیرا ابرقهرمانی نیستید که قدرت های خارق العاده ای داشته باشید همچنین نمی توانید کارهای معجزه آسایی انجام دهید. شما نه تنها با عبور از همه چیز احساس بهتری خواهید داشت بلکه احساس موفقیت نیز خواهید داشت که تعادل شما را حفظ می کند. یک لیست طولانی بار سنگینی است بنابراین آن را کوتاه و سپس شروع به انجام کنید.

ورزش کنید
بخشی از یک زندگی متعادل و ایجاد عادات خوب، ورزش کردن است. افراد همیشه سلامت جسمانی خود را در جهت تمرکز بر مسائل مورد نظر قرار می دهند. اولین قدم سخت‌ترین قدم در این سفر به سوی سلامتی است اما، ارزش تلاش را دارد تا در این مسیر مشکلی نداشته باشید.
ورزش نه تنها به شما انرژی بیشتری برای انجام تمام وظایف روزانه می دهد، بلکه احساس خوبی به شما می دهد تا فردی شادتر شوید.

از جملات تاکیدی مثبت استفاده کنید
خواندن جملات تاکیدی مثبت می تواند در ایجاد نگرش مثبت به شما کمک کند. متأسفانه، بدبینی می تواند یک ویژگی ژنتیکی باشد که از بین بردن آن غیرممکن به نظر می رسد اما، می توانید مغز خود را از منفی به مثبت تر تغییر دهید مثلاچند بار از کلمات “من نمی توانم” استفاده کرده اید؟
اگر دیدگاه خود را به چیزها و آنچه می گویید تغییر دهید به شما کمک خواهد کرد پس می توانید با استفاده از جملات تاکیدی مثبت شروع به تغییر آن کنید.

سرگرمی داشته باشید
آیا سرگرمی دارید؟ سعی کنید کارهایی را بیابید که هزینه ای نداشته باشند اما، به شما کمک کند تمرکز و خلاقیت خود را تقویت کنید. یک زندگی متعادل جنبه های زیادی دارد از جمله اینکه به شما اجازه می دهد کمی تفریح کنید.
افراد فکر می کنند که برای ایجاد یک سرگرمی جدید به زمان زیادی نیاز دارند، اما اگر بتوانید چند ساعت در هفته به خود اختصاص دهید کافی است.

روال خواب سالم را حفظ کنید
هر شب چقدر استراحت می کنید؟ آیا می‌دانستید اگر می خواهید به طور طبیعی با احساس خوب از خواب بیدار شوید، باید حداکثر ساعت 10 شب بخوابید؟ زیرا کم خوابی مطمئنا سطح رضایت شما را در زندگی به هم می زند.
وقتی کمبود خواب دارید احساس خواب آلودگی، خستگی، نوسانات خلقی خواهید داشت و توجه لازم را ندارید.

رژیم غذایی متعادل داشته باشید
اگر می‌خواهید زندگی متعادلی داشته باشید، متعادل کردن وعده‌های غذایی خود یک راه ساده برای شروع است. اگر تغذیه مناسب خود را داشته باشید هرگز دچار اضافه وزن نخواهید شد.

روی سمت راست مغزتان تمرکز کنید
گاهی اوقات افکار شما بلند و سریع هستند که اغلب به دلیل فعال تر بودن بخش راست مغز نسبت به سمت چپ ایجاد می شود. اگر در زندگی خود به آرامش و ثبات نیاز دارید وقت آن است که روی سمت راست تمرکز کنید. برخی از چیزهایی که می توانند به تقویت این نیمکره کمک کنند عبارتند از نقاشی بزرگسالان، جدول کلمات متقاطع، بازی هایی مانند سودوکو، نقاشی و مدیتیشن.
بسیاری از افراد نمی دانند که آن دسته از افراد که سمت راست مغزشان فعال تر از چپ است، در طول زندگی آرام‌تر هستند بنابراین، اطمینان از اینکه سمت راست در سطوح بهینه کار می کند، ضروری است.

بیرون بروید
شما برای داشتن یک زندگی متعادل به ویتامین های زیادی نیاز دارید اما، یکی از مهم ترین آنها ویتامین د است. خبر خوب این است که این ویتامین را از نور خورشید دریافت می کنید و تنها چیزی که نیاز دارید نشستن حدود 20 دقیقه در آفتاب است. گذراندن وقت در فضای باز نه تنها احساس بهتری به شما می دهد، بلکه سلامتی را بهبود می بخشد.

چطور بین آدم های پراسترس، مثبت بمونیم؟

وقتی استرس دارید، لحظه ای به این فکر کنید که چه چیزی باعث می شود که اینطور فکر کنید. اولین منابعی که به ذهن می رسد احتمالاً برجسته ترین عوامل هستند. اگر افراد استرس‌زای خاصی به ذهنتان می‌آیند، بهترین کاراین است که از آنها دوری کنید اما، این همیشه ممکن نیست و در عوض، تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که افرادی که باعث استرس می شوند را شناسایی کنید و راه هایی برای محافظت از خود در برابر طرز فکر منفی آنها بیابید. 
اگر می ترسید که کسی شادیتان را از بین ببرد، ممکن است حتی قبل از دیدن او احساس استرس کنید فقط دانستن اینکه آنها به زودی در حضور شما خواهند بود، می تواند شما را به راه انداخته و وادارتان کند دفاع انجام دهید. هر زمانی که احساس استرس داشته باشید، نمی توانید چیزی را مدیریت کنید. شناسایی افراد سمی در زندگی می تواند به شما کمک کند تا کمی بهتر با آنها برخورد کنید. بررسی عوامل استرس زا می تواند تفاوت زیادی در حفظ خونسردیتان ایجاد کند. با ما در این بخش از بیا نی نی همراه شوید تا راهکارهای مفیدی برایتان بازگو کنیم.


احساسات این افراد را دنبال نکنید
اولین قدم برای مثبت اندیشی در برخورد با افراد استرس زا این است که از دنبال کردن احساسات آنها اجتناب کنید. آنها احتمالاً سعی می کنند روحیه شما را تضعیف و وادارتان کنند همان احساسی را که آنها دارند، داشته باشید. اگر آنها عصبانی یا غمگین شوند، سعی می کنند شما هم چنین احساسی داشته باشید.وقتی این شخص در حضور شماست، می توانید صحبت کنید، گوش دهید و ارتباط برقرار کنید اما، اجازه ندهید بیشتر از این پیش برود و شما را تحریک کنند تا احساسات منفی غیر ضروری را تجربه کنید.

به یاد داشته باشید که همه چیز موقتی است
وقتی استرس دارید فراموش می کنید که این وضعیت موقتی است. بدانید که این شرایط به زودی به پایان می رسد و از آن عبور خواهید کرد این طرز فکر به شما کمک می کند با ترس کمتری با فرد روبرو شوید. وقتی از وارد شدن به موقعیت نترسید، استرس زیادی را تجربه نخواهید کرد و برای مقابله با این افراد راحت‌تر خواهید بود.

از قبل به چگونگی پاسخ به این افراد فکر کنید
فعال بودن در هنگام برخورد با افراد استرس زا به شما کمک می کند پس بنابر تجربه می توانید پیش بینی کنید که این تجربه چگونه پیش خواهد رفت. اگر به اندازه کافی آنها را بشناسید، می دانید که چه خواهند کرد یا چه خواهند گفت.
از دانش خود در مورد رفتار آنها، برنامه ریزی نحوه برخورد با موقعیت استفاده کنید. وقتی برنامه ای دارید، مهم نیست که آن شخص چه کاری انجام می دهد، به آن پایبند باشید. دانستن اینکه قرار است چه کاری انجام دهید باعث می شود از وارد شدن به موقعیت، استرس کمتری داشته باشید و شما نیز آنقدر درگیر نخواهید شد.

درک خود را تغییر دهید
اگر بتوانید درک خود را تغییر دهید مهم نیست که چه اتفاقی بیفتد، می توانید مثبت باشید. درک درستی از استرس داشته باشید و مطمئن شوید که روی پیش بینی های مخرب تمرکز نمی کنید. وقتی خود را در موقعیتی تهدیدآمیز تصور می کنید، پاسخ مبارزه یا فرار شما فعال می شود.
با برانگیختن پاسخ، قبل از اینکه حتی با عامل استرس زا روبرو شوید، استرس خواهید داشت. با این حال، با تغییر ادراک و تمرکز بر خوش بینی، با ذهن روشن تری وارد موقعیت می شوید.
یکی از راه‌های تشویق ادراک مثبت این است که چگونه می‌توانید بر منفی‌گرایی طرف مقابل غلبه کنید. به جای تجربه استرس طاقت فرسا، احساس اعتماد به نفس و آمادگی برای عبور از آن را درخود ایجاد کنید.

به چیزهایی فکر کنید که برای آنها سپاسگزار هستید
یادآوری نعمت ها می تواند به شما کمک کند تا از هر موقعیت استرس زا عبور کنید. اگر می‌دانید کسی را می‌بینید که باعث استرس می‌شود قبل از آمدن او شروع به تمرین شکرگزاری کنید. با این حال، اگر آنها شما را با دیدار غافلگیر کردند از لحظه ای که به آنجا رسیدند شروع به شمارش نعمت های خود کنید.
شما چیزهای زیادی برای شکرگزاری دارید پس نعمت های خود را در سرلوحه ذهن خود نگه دارید، با فکر کردن به چیزهای خوب در زندگی روی چیزهای منفی متمرکز نخواهید شد و در طول تجربه احساس اعتماد به نفس و خوش بینی بیشتری خواهید داشت.

انعطاف پذیرباشید
اگر خود را انعطاف پذیر ببینید، استرس و منفی گرایی را بهتر مدیریت خواهید کرد، به یاد داشته باشید که می توانید از هر چیزی عبور کنید و هر مانعی راهی برای به دست آوردن اعتماد به نفس است. می‌توانید از موقعیت خارج شوید و از آن به عنوان تمرین برای تجربیات بعدی استفاده کنید.
ضروری است که از قبل بدانید به چه چیزی نیاز دارید و می خواهید. اگر می دانید که با عامل استرس زا ملاقات خواهید کرد، اهداف خود را در ذهن داشته سپس، همانطور که با آنها صحبت می کنید، هدف خود را در ذهن داشته باشید و وقتی مکالمه منحرف شد، گفتگو را به اهداف خود بازگردانید. تمرکز بر نیازها و خواسته‌هایتان در جلسه می‌تواند به شما کمک کند قبل از اینکه همه چیز سمی شود به نقطه اصلی برسید.

به روش های کاهش استرس فکر کنید
هنگام برخورد با افراد استرس زا تمام روش های کاهش استرس خود را در نظر داشته باشید. احتمالاً می توانید تعدادی از آنها را در موقعیت اعمال کنید. تهیه فهرستی از روش‌ها می‌تواند به شما کمک کند زیرا از قبل برنامه‌ای برای مدیریت آن‌ها داشته اید. با این حال، اگر غافلگیر شدید، هنگام برقراری ارتباط با عامل استرس زا، بر کاهش استرس تمرکز کنید.

به خود پاداش دهید
پاداش دادن به خود می تواند به چند روش متفاوت عمل کند. ابتدا باید هر زمان که کار خوبی انجام دادید یا به هدفی رسیدید به خود پاداش دهید. با انجام این کار، بدون توجه به اینکه چه چیزی شما را تحت فشار قرار می دهد، اعتماد به نفس خود را افزایش می دهید و احساس خوبی نسبت به خود خواهید داشت.

خودتان را کنترل کنید
هر زمان که به شخص دیگری اجازه دهید واکنش یا طرز فکر شما را کنترل کند به او قدرت می دهید. با این حال، شما می توانید هر لحظه تغییری ایجاد کنید و کنترل خود را دوباره به دست آورید، وقتی تصمیم می گیرید که هیچ کس جز شما نمی تواند واکنش شما را نسبت به یک موقعیت کنترل کند، برای مدیریت آن راحت تر خواهید بود.
به یاد داشته باشید که شما نمی توانید شخص دیگری را کنترل کنید به جای اینکه آرزو کنید کسی تغییر کند در عوض روی کنترل خود تمرکز کنید.
وقتی این تغییر را در ذهنیت خود ایجاد کنید، قدرت را دوباره به دست خواهید آورد و یک مانع محافظ ایجاد خواهید کرد. اگر با کنترل خود مشکل دارید از خود بپرسید که از بروز واکنش چه چیزی به دست خواهید آورد.

به عنوان فرصتی برای رشد فکر کنید
تحقیقات نشان می دهد که تجربه استرس می تواند به شما در ایجاد مکانیسم های مقابله ای بیشتر کمک کند. به جای اینکه اجازه دهید منفی بودن دیگران روی شما تأثیر بگذارد در عوض به آن به عنوان فرصتی برای رشد فکر کنید. شما همیشه این فرصت ها را نخواهید داشت، بنابراین تا جایی که می توانید از آنها استفاده کنید.

روی برخورد با افراد استرس زا تمرکز نکنید
بعد از موقعیتی که با یک فرد استرس زا دارید، روی اتفاقی که افتاده فکر نکنید. اگر همه چیز خوب پیش نمی رود، راهی برای پاکسازی ذهن خود پیدا کنید و از آن بگذرید. به خودتان اطمینان دهید که فرد سمی دیگر به شما یا تجربه شما فکر نمی کند. آنها اغلب به سرعت به سمت هدف بعدی خود می روند، بنابراین اجازه ندهید روز شما را خراب کنند. همیشه نیازها و اهداف خود را در ذهن داشته باشید.

همسرم به من علاقه ندارد، دختر مورد علاقه ام ازدواج کرده، دیوانه شدم

پسری هستم 22ساله. با دختری 18ساله ازدواج کرده‎ام. او به من هیچ علاقه‌ای ندارد و ازدواج‎مان با اجبار بوده است. دختر مورد علاقه‌ام به تازگی ازدواج کرده است. چه کار کنم؟ دیوانه شدم. راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ مشاور

با سلام خدمت شما مخاطب گرامی، از پیامک شما متوجه شدم که دو موضوع خاص ذهن شما را به شدت درگیر کرده و آرامش شما را از بین برده است؛ یکی ازدواج اجباری با همسرتان و دیگری ازدواج اخیر دختر مورد علاقه تان. ما در ادامه به بررسی این دو مقوله خواهیم پرداخت. ازدواج اجباری چیست؟ درست است که اجبار در ازدواج یا حتی تشویق بیش از اندازه اطرافیان به ازدواج، آزار دهنده است، اما هر ازدواجی که این شرایط را داشته باشد، اجباری نیست. ازدواج اجباری به ازدواجی گفته می‌شود که در آن دختر یا پسر توسط فرد دیگری مانند والدین، سرپرست، خواهر، برادر و …، با تهدید، خشونت، مشوق‎های چشم‎گیر و یا قطع امکانات فعلی، مجبور شود با شخصی که هیچ علاقه‎ای به زندگی با او ندارد، ازدواج کند.

برادر عزیز! بهتر است با توجه به این تعریف یک بار دیگر ازدواج خودتان را بررسی کنید و ببینید که آیا واقعاً اجباری بوده است یا خیر؟ این نکته را هم فراموش نکنید که به هر حال زمانی که ازدواجی صورت می‎پذیرد، مسئولیت آینده زن و شوهر برعهده خودشان است و هیچ‎گاه با متهم کردن اطرافیان، در دراز مدت به نتیجه مطلوبی نخواهند رسید. بهتر است زن و شوهر، خود برای آینده زندگی مشترک‌شان برنامه‌ریزی کنند و تصمیم بگیرند. ممکن است یک ازدواج با وجود اجباری بودن، انتخاب بسیار خوبی باشد و بالعکس انتخابی نامناسب، باعث از هم پاشیدن یک ازدواج اختیاری شود. شکست عاطفی شدت تاثیر ازدواج دختر مورد علاقه ‎تان در وجود شما، نشان‌دهنده شکستی است که معمولاً پس از فروپاشی یک رابطه عاطفی بروز می‌کند.

شکست عاطفی یک رویداد استرس‌زاست و هنگامی که عامل آن شکست، یک رابطه مخفیانه و یا غیررسمی باشد، شدت آن بیشتر می‌شود؛ از آن جا که فرد در این شرایط از حمایت‎های اجتماعی، دریافت همدلی و همدردی دیگران محروم است و به ناچار باید فشار روانی را در عین انتظارات عادی اطرافیان تحمل کند، معمولاً احساساتی نظیر ناامیدی و غم، عصبانیت، سردرگمی، افسردگی و … در وی به وجود می‎آید که هم اکنون شما نیز درگیر مواردی مشابه آن‎ها هستید. به شما توصیه می‎کنم ابتدا به ترمیم و تسکین شکست عاطفی خود بپردازید و سپس با دلگرمی زندگی فعلی‎تان را ادامه دهید. توصیه‎هایی برای ترمیم شکست عاطفی اگر شما قصد دارید فصل جدیدی را در دوران جوانی خود آغاز کنید، بهتر است خود را به ایجاد تغییراتی در ذهن و رفتارتان ملزم کنید؛ در غیر این صورت تغییر مثبتی در وضعیت و حال شما رخ نخواهد داد؛ در این خصوص چند توصیه را خدمت شما بیان می‌کنم.

1- این واقعیت را بپذیرید که رابطه عاطفی شما پایان یافته است. هم اکنون هر دو نفر شما ازدواج کردید و زندگی جدیدی را تشکیل دادید.

2- اگر یادگاری و یا عکس‎هایی از آن فرد دارید برای همیشه از خود دور کنید.

3- با افکار منفی‎تان مبارزه کنید و حس حقارت خود را از بین ببرید.

4- اصلاً دنبال مقصر نگردید و خود را باعث و بانی تمام مشکلات نبینید.

5- به هیچ عنوان قرار ملاقات یا گفت و گوی خصوصی با آن فرد نداشته باشید.

6- او را با همسرتان مقایسه نکنید.

7- این را قبول کنید که ناگهان همه چیز را نمی‌توان فراموش کرد و قدری به خودتان فرصت دهید تا با گذشت زمان به آرامش نسبی برسید.

8- تمام حرف‎ها را در دل خود نگه ندارید و از یک مشاور مطمئن که هیچ گونه حس ناامنی به شما نخواهد داد، کمک بگیرید. پیشنهادهایی برای دلگرم شدن به زندگی سعی کنید به جای کلنجار رفتن با عنوان این که ما درگیر ازدواج اجباری شدیم، با تلاش و کمک گرفتن از یک کارشناس، خود و همسرتان را به زندگی دلگرم کنید. به هر حال عشق سابق شما ازدواج کرده است و ایشان هم زندگی خاص خودش را آغاز کرده است و باید او را برای همیشه فراموش کنید. بهتر است راهکارهایی را که در ادامه ارائه می‎شود انجام دهید تا در آینده شاهد تاثیرات مثبت آن در زندگی خود باشید.

1- نیازهای عاطفی همسرتان را درک کنید و گاهی در ابراز عشق به او پیش‎قدم شوید.

2- به حرف‎های همسرتان گوش دهید و با او گفت وگوی توام با احترام داشته باشید.

3- هرگز و به خصوص در جمع، همسرتان را تحقیر نکنید و سعی کنید از او قدردانی کنید.

4- در زمان بروز مشکلات به همسرتان روحیه بدهید و در انجام کارهایش وی را تشویق کنید.

5- علاقه خود را به او ابراز و تاکید کنید که فقط او را دوست دارید.

6- سعی کنید زبان عشق همسرتان را بشناسید. یعنی ببینید که با انجام چه کارهایی از سمت شما رضایت بیشتری خواهد داشت. اگر آن را ندانید ممکن است رفتارهای زیادی برای خشنودی همسرتان انجام دهید؛ اما رضایت او برآورده نشود و بی‌علاقگی وی تشدید شود. زبان‌های عشق شامل استفاده از کلام توأم با محبت و تاییدآمیز، وقت گذاشتن برای هم، هدیه دادن، خدمت کردن به یکدیگر و تماس فیزیکی است 

امیدوارم که انجام این موارد بتواند به افزایش آرامش در زندگی شما، کمک کند.

از ساده بودنم بدم می آید

پسری هستم 20 ساله. خیلی ساده ام. هر فردی هر حرفی می گوید زود باور می کنم. دوستان و آشنایانم از سادگی ام سوء استفاده می کنند. گاهی اوقات که با خودم فکر می کنم از ساده بودنم بدم می آید. دیگر از خودم متنفرشده ام. لطفاً راهنمایی ام کنید. باید چکار کنم؟

پاسخ مشاور

دوست گرامی، حتما شنیده اید که می گویند تشخیص نیمی از درمان است. شما خودتان اذعان دارید که ساده هستید و حتی دوستان و آشنایان از سادگی شما سوء استفاده می کنند و با عنایت به این که از وضع موجود خسته شده اید و درخواست راهنمایی دارید، همه این نشانه ها از آگاهی شما درباره مشکل تان و آمادگی تان برای تغییر سبک و نگاه به خود و زندگی خبر می دهند که جای بسی امیدواری است. با اطلاعات اندکی که داده اید تعریف مشخصی از ساده بودن شما در دست نیست، راهنمایی دقیق کمی مشکل است ولی نکاتی در ادامه مطرح می کنم که امیدوارم به کارتان بیاید.

شاید شخصیت منفعل دارید

بعضی افراد شخصیت های منفعلی دارند، جرأت مندی و توان ابراز وجود ندارند و خیلی راحت و برخلاف میل باطنی از حقوق خود می گذرند و اطرافیان هم ممکن است با شناخت از شخصیت منفعل شان از آن ها سوء استفاده کنند. این گونه افراد متوجه ضایع شدن حقوق خود هستند ولی این قربانی شدن خود را درون ریزی می کنند و پرخاشگری انفعالی دارند و در خلوت خود رنج می برند و از خود به شدت احساس تنفر می کنند!

شاید نمی خواهید آگاهانه زندگی کنید

یکی از ارکان مهم عزت نفس، آگاهانه زندگی کردن است. هرجایی، خطا یا لغزش داشته باشیم یا مورد سوء استفاده قرار بگیریم، بخش عمده این آسیب ها می تواند به تصمیم یا رفتار آگاهانه ما مرتبط باشد؛ بنابراین اگر قرار است با ناکامی کمتری در زندگی مواجه شویم، باید سطح آگاهی خود را از محیط، اطرفیان و جامعه مان بالا ببریم و حق اشتباه کردن را از خودمان سلب کنیم! این نکته می تواند، رمز موفقیت شما باشد.

خودپذیری تان را بالا ببرید

یکی از ارکان مهم عزت نفس، خودپذیری است. افرادی که در زمینه خودپذیری دچار مشکل هستند و خود را ضعیف، ناتوان و نالایق می دانند و مرتب خود هیپنوتیزمی منفی دارند به مرور درمانده می شوند و حالتی شناور در اقیانوس زندگی پیدا می کنند. در این حالت سکان زندگی خود را به دیگران می سپارند و به دلیل نداشتن خودباوری، مرغ همسایه را غاز می بینند و مسلما رضایت کافی از زندگی شخصی و اجتماعی خود ندارند!