عوامل استرس‌زا در خانه بعلاوه ۱۲ توصیه برای کاهش آن

با توجه به اینکه این‌روزها بیشتر افراد دورکارند و در خانه کار می‌کنند، ممکن است بیشتر از گذشته در خانه با استرس دست‌وپنجه نرم کنند. استرس مسئله بسیار مهمی است که باید عوامل آن شناسایی شوند. شما هم دچار استرس هستید؟ در این مقاله، درباره عوامل استرس‌زا در خانه حرف می‌زنیم و برای کاهش استرس توصیه‌هایی می‌کنیم.
روان‌درمانگران معتقدند بین محیط و سلامت روان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اگر استرس دارید و بیشتر اوقات خود را در خانه می‌گذرانید، باید عناصر استرس‌‌زا را شناسایی کنید و سپس با اصول خاصی استرس را کاهش دهید.

1. شلختگی و بی‌نظمی محیط
بی‌نظمی و شلختگی در خانه اشکال مختلفی مانند تخت نامرتب و ظرف‌های شسته‌نشده دارد که معمولا باعث ایجاد استرس می‌شود.
اگر بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانید، بهتر است همیشه محیط اطراف خود را تمیز و مرتب نگه دارید، چراکه محیط تمیز باعث کاهش استرس و دوری از هر نوع تنش و اضطراب می‌شود.

2. نبود نور کافی در محیط
نبود نور کافی ممکن است باعث استرس و خواب‌آلودگی در افراد شود. بر اساس مطالعات انجام‌شده در سال ۲۰۰۵، نور و به‌خصوص رنگ‌ها تأثیر زیادی بر روان افراد دارند. استفاده از نور سفید و سبز استرس و تنش را به‌طرز معجزه آسایی کاهش می‌دهد. اگر بیشتر اوقات در خانه هستید، برای دور ماندن از استرس می‌توانید از لامپ‌های سبز و سفید استفاده کنید و درها و پنجره‌ها را برای نور طبیعی خورشید و هوای تازه باز بگذارید.

3. فضای کوچک و تنگ
فضای کوچک و تنگ، به‌خصوص اگر بدون پنجره باشد، باعث ایجاد استرس می‌شود. چیدمان وسایل خانه راز مدیریت استرس است. اگر در خانه کار می‌کنید، سعی کنید فضایی بزرگ‌تر و با پنجره را انتخاب کنید و برای تقویت روان خود روزانه چند دقیقه زیر نور خورشید قدم بزنید.

4. یکسان‌بودن محیط کار و محیط استراحت
به‌خاطر همه‌گیری کرونا دورکاری برای افراد اجباری شد و بسیاری نتوانستند خود را با محیط کار و محیط استراحت وفق دهند و همین امر باعث ایجاد استرس بود. اگر در خانه کار می‌کنید، باید در ذهنتان نیز محل کار و محل استراحت را از هم جدا کنید و اگر توانستید، اتاق مجزا برای هرکدام داشته باشید. به‌گفته روان‌درمانگران حتی اگر بتوانید تخت‌خواب خود را دورتر از میز کار قرار دهید، تأثیر زیادی بر مدیریت استرس خواهد داشت.

5. وسیله‌های قدیمی
وسایل قدیمی مثل کاناپه یا میز قدیمی می‌توانند باعث ایجاد استرس در افراد شوند. بهتر است از شر وسایل کهنه خود خلاص شوید و آرامش درون خود را تضمین کنید.

6. صدای تلویزیون
صدای تلویزیون تنش و اضطراب ایجاد می‌کند، به‌خصوص اگر اخبار در حال پخش باشد. اگر تلویزیون نمی‌بینید، آن‌ را خاموش کنید.


توصیه‌هایی برای کاهش استرس در منزل
مطالعه مقالات و جستجو در اینترنت باعث افزایش اطلاعات عمومی شما می‌شود اما هیچ وقت نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای مراجعه به متخصص و دریافت مشاوره‌های تخصصی باشد.
اگر دچار مساله‌ای شده‌اید، مشورت با مشاوران ماهر و متخصص می‌تواند مسیر زندگی شما را هموارتر کند.
اولین قدم قبل از مدیریت استرس این است که تشخیص دهید واقعا دچار استرس هستید یا نه. علائم رایج استرس عبارت‌اند از:
سردرد، تپش قلب، عرق کف دست، خشکی دهان، معده‌درد، مشکلات خواب و تمرکز.

علائم عاطفی و احساسی
افسردگی، اضطراب، کابوس‌های شبانه، گریه‌های مکرر.

علائم رفتاری
تغییر اشتها، بی‌حوصلگی، پرخاشگری، عصبانیت، کمبود انرژی، انزوای اجتماعی، کاهش میل جنسی.اگر هنوز هم فکر می‌کنید دچار استرس هستید، راهکارهایی را بخوانید که در ادامه نوشته‌ایم.

1. به موسیقی ملایم گوش کنید
فواید موسیقی همیشه معجزه می‌کند. موسیقی‌های بی‌کلام و آرامش‌بخش را در فضای خانه پخش کنید و از آن لذت ببرید. این سبک موسیقی برای کاهش استرس بسیار مفید است.
2. محیط اطرافتان را مرتب کنید
هر چیزی را که لازم ندارید دور بریزید و اطراف خود را تا می‌توانید تمیز و مرتب نگه دارید. میز کارتان را منظم کنید. همان‌طور که گفته شد، محیط شلوغ می‌تواند باعث ایجاد آشفتگی و استرس شود.

3. اهداف کوچک و واقع‌بینانه تعیین کنید
اهداف واقع‌بینانه و کوچک برای خود تعیین کنید و آنها را باثبات و مستمر انجام دهید. با خودتان صادق باشید و برای تلاش خودتان ارزش قائل شوید. مثلا می‌توانید فهرستی از کارهای ۳۰ثانیه‌ای معین کنید و هر روز آنها را انجام دهید و آخر هفته شاهد کاهش استرس و حال خوبتان باشید.

4. از نتایج کارهای خود لذت ببرید
هر روز که شروع به کار و فعالیت در خانه می‌کنید، از نتیجه کارهای خود لذت ببرید و حتی به خودتان پاداش بدهید، مثلا خود را به یک فنجان قهوه دعوت کنید یا از رایحه‌درمانی برای کاهش استرس‌های روزانه استفاده کنید. برای اینکه هر روز بتوانید نتیجه کارهای خود را ببینید، با اثر مرکب شروع کنید و هر روز مقداری از یک کار را انجام دهید.

5. حرف بزنید
اگر در خانه با یکی از اعضای خانواده‌تان به مشکل برخورده‌اید، باید با او صحبت کنید و خواسته‌هایتان را بگویید. این کار علاوه بر حل مشکل، باعث افزایش عزت نفس شما می‌شود. هرچقدر عزت نفس بیشتری داشته باشید، استرستان هم کمتر خواهد شد.

6. به برنامه‌های خود سروسامان دهید
برنامه‌ریزی همیشه اهمیت دارد. سعی کنید برای هر روزتان برنامه داشته باشید و آن‌ را حرفه‌ای سروسامان دهید. هر کاری را در زمان مناسب خودش انجام دهید و خارج از برنامه‌تان کاری نکنید. معمولا اگر بخواهید خارج از برنامه‌تان کاری کنید، حتما دچار استرس خواهید شد. اولویت‌بندی شرط اساسی برای سروسامان‌دادن به برنامه‌هایتان خواهد بود. یاد بگیرید که گاهی اوقات «نه» بگویید.

7. مراقبه و یوگا را امتحان کنید
مراقبه و یوگا معجزه‌اند. سعی کنید هر روز زمانی را به انجام مراقبه و یوگا اختصاص دهید. با اینکار ذهن خود را از هر تنش و استرسی دور و فقط در زمان حال زندگی می‌کنید. با مراقبه می‌توانید آرامش درونتان را در بدترین شرایط ممکن نیز حفظ کنید.

8. کارها را عقب نیندازید
باور کنید عقب‌انداختن کارها یا اهمال‌کاری خیلی بیشتر از انجام کار استرس ایجاد می‌کند. اگر می‌خواهید حالتان همیشه خوب باشد، فقط شروع به کار کنید و ادامه‌اش بدهید.

9. بپذیرید بعضی چیزها ورای اختیار شما هستند
این مسئله را بپذیرید و برای خود استرس ایجاد نکنید. تشخیص به‌موقع اینکه نمی‌توانید بعضی شرایط را کنترل کنید، بسیار برای روان شما مفید خواهد بود و شما را از استرس دور خواهد کرد.
مواد طبیعی در کاهش استرس و اضطراب شما مفید هستند. غذاهای ضد استرس مجموعه ای از ضد استرس های گیاهی و طبیعی هستند که علاوه بر آرامش اعصاب و روان و رفع…
10. تفریح کنید
زمانی را برای تفریح تعیین کنید. بیرون بروید، سفر کنید، با بچه‌هایتان وقت بگذرانید، با حیوان خانگی‌تان بازی کنید، بازی‌های شاد با دوستانتان انجام دهید و سعی کنید اوقات شادی برای خود بسازید. تفریح بهترین گزینه برای کاهش انواع تنش و استرس است.

11. محیط خانه را پر از آرامش کنید
استفاده از لامپ‌‌های سبزرنگ، انواع شمع و عود، گیاهان و کاغذدیواری یا رنگ شاد می‌تواند به شما حس آرامش القا کند و در کاهش استرس بسیار مفید باشد.

12. غار تنهایی داشته باشید
همه ما نیاز داریم که گاهی اوقات به خودمان فضا دهیم و در غار تنهایی خود شروع به فکرکردن کنیم. برای این کار یک کاناپه یا یک صندلی راحت در حیاط یا زیرزمین قرار دهید و گاهی به آنجا پناه ببرید و استرس خود را کاهش دهید. امروزه بسیاری از افراد دچار استرس هستند و با شناسایی عوامل آن می‌توانند استرس خود را کاهش دهند. در این مقاله از دلگرم عوامل استرس‌زا در خانه را معرفی کردیم و برای کاهش استرس پیشنهادهایی دادیم.

علت مشق ننوشتن بچه ها و تکنیک هایی ساده برای تمایل کودک به تکالیف

برای بسیاری از والدین علت مشق ننوشتن بچه ها یک سوال اساسی است. برخی از بچه ها از انجام تکالیف خودداری می کنند. برخی ادعا می کنند که مشقی برای نوشتن ندارند اما بعد در طول سال والدین متوجه می شوند که کار آن ها انجام نشده است. دلایل مختلفی برای مشق ننوشتن بچه ها وجود دارد از جمله عدم تمرکز کافی در خانه و محل استراحت قلمداد کردن خانه. برای تشویق بچه ها برای مشق نوشتن راه های مختلفی وجود دارد که می توانید جنگ هر روزه را به تعهد و مسیولیت پذیری شخصی بچه ها تبدیل کنید.
علت مشق ننوشتن بچه ها
به این موضوع دقت کنید. وقتی فرزند شما در مدرسه حضور دارد در کلاسی است که در آن محرک زیادی برای حواس‌پرتی وجود ندارد. یادگیری، ساختار یافته و سازماندهی شده است و همه دانش آموزان بر روی یک چیز متمرکز هستند. اما وقتی فرزند شما به خانه می‌آید مغز او روی حالت «وقت آزاد» کلیک می‌کند. در ذهن آن ها خانه مکانی برای استراحت، صرف میان وعده، گوش دادن به موسیقی و بازی های کامپیوتری است. بچه ها به خانه به عنوان مکانی برای انجام تکالیف مدرسه نگاه نمی کنند. بنابراین تمرکز کردن در خانه برای بچه ها سخت است.
اگر مشکلات تکلیفی که تجربه می کنید بخشی از یک الگوی بزرگتر رفتار و ارتباط عملی باشد، کودک برای به دست آوردن قدرت علیه شما مقاومت می کند. آن ها قصد دارند کاری را که خود می خواهند زمانی که خود می خواهند انجام دهند و بحث بر سر انجام تکالیف فقط به میدان جنگ تبدیل می شود و مانند هر میدان جنگ دیگری، والدین می توانند از تاکتیک هایی استفاده کنند که یا به شکست یا به موفقیت بیانجامد
صرف نظر از این که چرا بچه ها مشق و تکالیف خود را انجام نمی دهد بهتر است بدانید که نتیجه دعوا بر سر آن برای هر دوی شما باخت خواهد بود. شما در نهایت ناامید، عصبانی و خسته خواهید شد و فرزند راه دیگری برای فشردن نقاط اسیب پذیر شما برای قدرت نمایی پیدا خواهد کرد. بدتر از آن اینکه آن ها از مدرسه و یادگیری متنفر خواهند شد.

1-طولانی شدن تکلیف علت مشق ننوشتن بچه ها
در مطالعه ای که روی بیش از ۷۰۰۰ دانش آموز با میانگین سن سیزده سال انجام شد پرسشنامه ها نشان داد وقتی بیش از ۶۰ دقیقه برای انجام تکالیف زمان صرف می شود دانش آموزان به دوره مقاومت می رسند. علاوه بر این بر اساس آزمون‌های استاندارد‌، نوشتن بیش از ۶۰ دقیقه تکلیف تأثیر معنی‌داری بر نمرات آزمون نداشت. بر همین اساس زمان بر بودن و طولانی شدن زمان انجام تکلیف یکی از دلایل مشق ننوشتن بچه ها می باشد.
نکته آموزشی این است که از دانش آموزان بخواهید مدت زمان انجام تکالیف را برای یک هفته ثبت کنند. از زمان ثبت شده برای مذاکره در مورد زمان هدف برای تکمیل تکالیف روزانه استفاده کنید. همانطور که یک چارچوب زمانی قابل قبول ایجاد می شود دانش آموز اجازه می یابد تا بیشتر روی مشق و تکلیف و مهارت نوشتن تمرکز کند.

2-درک ناکافی علت مشق ننوشتن بچه ها
دانش آموزان به اشتباه معتقدند که تکالیف فقط ارزش تحصیلی دارند. در مطالعه‌ای روی ۲۵ معلم، مصاحبه‌ها نشان داد که استفاده معلمان از تکالیف فراتر از تمرین سنتی محتوای آکادمیک است. به عنوان مثال ۷۵٪ از این معلمان تکالیف را به عنوان یک ابزار برای اندازه گیری انگیزه یادگیری، اعتماد به نفس و افزایش مسئولیت پذیری کودکان گزارش می کنند.
نکته آموزشی این است که با دانش آموزان در مورد اهداف متعدد از ارائه تکالیف صحبت کنید. نشان دهید که چگونه تکالیف هم فواید کوتاه مدت (تأثیر بر نمره ترم) و هم فواید بلند مدت دارند (افزایش مهارت های زندگی). مزایای خاص تکالیف درازمدت که دانش آموزان ممکن است از آن ها بی اطلاع باشند شامل مواردی مانند سازماندهی، مدیریت زمان و تعیین هدف می شود.
 3-یکسان بودن تکلیف برای همه
در مطالعه ای بر روی ۱۱۲ دانشجوی کارشناسی شیمی، یادگیرندگان علاقه خود را به انواع مختلف انجام تکالیف اعلام کردند. به عنوان مثال ۶۲٪ از دانش آموزان از تکالیف آنلاین راضی هستند. این فرمت بازخورد فوری ارائه داده و اجازه چندین بار تلاش را می دهد در حالی که فقط ۴۱٪ دانشجویان از تکالیف کاغذی سنتی راضی بودند. نکته این علت در این است که سبک یادگیری دانش آموزان بهتر است با استفاده از فهرست های یادگیری آن ها ارزیابی شود و با در نظر گرفتن علاقه دانش آموزان و اولویت های یادگیری، تکالیف را متمایز کنید. برای آشنایی بیشتر مطالعه مقاله اختلال نوشتن پیشنهاد می شود.

4-عدم ارائه بازخورد علت مشق ننوشتن بچه ها
تصدیق تلاش برای تکالیف مهم است. یک نظرسنجی از هزار دانش آموز نشان می دهد که یادگیرندگان برای تلاش و تکمیل تکالیف در مقایسه با صرفا انجام تکالیف، احساس به رسمیت شناخته شدن می کنند. همچنین دانش‌آموزان به‌خاطر تلاش‌های خود برای انجام تکالیف تمایل به تمجید شنیدن دارند. در مطالعه‌ای بر روی ۱۸۰ دانشجوی کارشناسی تقریباً نیمی از فراگیران موافق بودند که تشخیص معلم مبنی بر انجام کار خوب برای آن ها مهم است.
بنابراین بهتر است ارزیابی تکالیف را گسترش دهید تا امتیازات تکمیل تکلیف را در بر بگیرد. علاوه بر این بازخورد دادن به تکالیف را در برنامه های درسی قرار دهید. یک مثال این است که به دانش آموزان فرصت دهید تا تکالیف خود را با همسالان خود مقایسه کنند. دانش آموزان می توانند پاسخ ها را در حین دریافت بازخورد تصحیح یا تغییر دهند.

5-بی ارزشی تکالیف در ارزیابی
انتظار دانش آموزان از تکالیف این است که آن ها را برای ارزیابی آماده کند. زمانی که این انتظار مورد بررسی قرار گرفت ۸۵ درصد از دانش‌آموزان گزارش دادند که اگر از مطالب انجام شده در آزمون‌ها استفاده شود تکالیف بیشتری را تکمیل خواهند کرد. به دانش‌آموزان اجازه دهید تا در هر واحد یک سؤال مرتبط با تکلیف را که می‌خواهند در آزمون به آن پاسخ دهند انتخاب کنند. انتخاب‌های دانش‌آموز را در یک کاسه قرعه‌کشی قرار دهید و ۲ تا ۳ پاسخ آن‌ها را برای گنجاندن در هر ارزیابی انتخاب کنید.

6-عدم وجود برنامه مشخص علت مشق ننوشتن بچه ها
جای تعجب نیست که تدارک برنامه برای انجام تکالیف، احتمال تکمیل تکالیف را افزایش می دهد. در مصاحبه با دانش‌آموزان کلاس نهم ۴۳ درصد از دانش‌آموزانی که تمام تکالیف خود را به پایان رسانده بودند آن هایی بودند که برنامه داشتند. برنامه تکالیف آن ها شامل زمان مورد نیاز برای مشق نوشتن، رعایت مهلت‌های استراحت و سپس پیروی از روال‌های تکمیل روزانه بود. به طور شگفت انگیزی دانش آموزان با برنامه، علی رغم بیزاری از تکلیف آن ها را کامل انجام می دهند.
به دانش آموزان کمک کنید تا یک برنامه ریزی مشخص داشته باشند. برای مثال می‌ توانید نمونه‌هایی را نشان دهید. الگوهایی را برای فهرست کارهای خانه ارائه دهید یا دانش‌آموزان را با تنظیم برنامه‌های گوشی های همراه که به استفاده از روش‌های برنامه‌ ریزی تکالیف کمک می‌کنند به چالش بکشید.

چند پیشنهاد برای تمایل کودک به تکالیف
بخش عمده ای از واداشتن فرزند شما به انجام تکالیف در تلاش برای ایجاد سیستمی نهفته است که کودک شما متوجه شود تکالیف بخشی منظم از زندگی خانگی است. هنگامی که آن ها این امر را پذیرفته باشند شما نیمی از نبرد را برده اید. بر این اساس اولین نکته برای ترغیب بچه ها به مشق نوشتن، راه اندازی این سیستم است. اگر سیستم را به درستی پیاده کنید همه چیز در جای خود قرار می گیرد. در این رابطه مطالعه مقاله روش صحیح درس خواندن پیشنهاد می شود.
این سیستم را زمانی که اوضاع آرام و خوب پیش می‌رود و نه در زمان مشاجره، با فرزندان راه‌اندازی کنید. به آن ها بگویید از هفته آینده با انجام تکالیف درسی که باعث می شود اوضاع برای همه بهتر شود، وضعیت متفاوتی را تجربه خواهید کرد. سپس سیستم را توضیح دهید. متوجه خواهید شد که این سیستم زندگی شما را به عنوان والد کودکی که تا دیروز مشق نمی نوشت آسان تر کرده و شما را به یک والد موثرتر تبدیل می کند. از طرفی به فرزند کمک می کند تا کار و مسئولیت شخصی خود را بدون درگیری و ایجاد بحث و جدل انجام دهد. هنگامی که فرزند شما کار خود را انجام می دهد احتمال موفقیت او بیشتر است و هیچ چیز بیشتر از موفقیت انگیزه ایجاد نمی کند. از ترفند های افزایش مسئولیت پذیری کودکان استفاده نمایید.

1-شب را برای تکالیف اختصاص دهید
وقتی بچه‌ها از مدرسه به خانه می‌آیند باید برای آن شب یک ساختار و برنامه مشخص تنظیم شده باشد. توصیه این است که برنامه را بنویسید و آن را در یخچال یا در یک مکان مرکزی خانه قرار دهید. بچه ها باید بدانند که زمانی برای غذا خوردن، زمانی برای انجام تکالیف و همچنین زمانی هم برای اوقات فراغت و آزاد وجود دارد. به یاد داشته باشید اوقات فراغت پس از انجام تکالیف شروع می شود.

2-علت مشق ننوشتن بچه ها | حفظ ارامش خانه
زمان مشق نوشتن باید یک زمان آرام در خانه وجود داشته باشد. خواهر و برادرها نباید در اتاق کناری در حال تماشای تلویزیون یا انجام بازی های رایانه ای باشند. کل ایده این است که عوامل حواس پرتی حذف شوند. پیامی که به فرزند می‌دهید این است که به هر حال قرار نیست کاری انجام دهی، پس می‌توانی با دقت و صبوری به تکالیف خود رسیدگی کنی.
حتی اگر کودک شما برخی از شب ها مشقی برای نوشتن نداشته باشد، باز هم زمان مختص تکالیف باید به معنای نداشتن تلفن و وسایل الکترونیکی باشد. در عوض، کودک شما می‌تواند در اتاق خود کتاب یا مجله بخواند یا روی تکالیف طولانی‌مدت کار کند. رعایت مداوم ساختار زمان تکالیف برای القای عادت تکلیف نوشتن مهم است. آرامش محیط برای انجام تکلیف مهم است.

3-علت مشق ننوشتن بچه ها | ایجاد عادت4
نوشتن عادت تکالیف بعد از ساعات مدرسه که معمولا عصرها و شب ها را شامل می شود بهتر است از وقتی بچه ها کوچک هستند شروع شود. اگر فرزندان کوچک‌تر هستند و هنوز تکلیف و مشق نگرفته‌اند هر شب زمان آرامی را به مطالعه کردن کودک اختصاص دهید یا برخی از انواع یادگیری را در نظر بگیرید که انجام دهد. انجام این شیوه به کودکان کمک می کند بفهمند که زمان استراحت و مطالعه در شب، درست مانند کارهای روزمره بخشی از زندگی شبانه در خانه است. این عادت با شروع تکالیف واقعی کودک در مدرسه نتیجه خوبی خواهد داد.

4-ایجاد فضای اختصاصی برای تکلیف
فرستادن بچه ها به اتاق شخصی برای انجام تکالیف یک اشتباه است. بسیاری از کودکان برای تمرکز و نظم به حضور شما نیاز دارند و آن ها باید از چیزهایی که در اتاق خود می تواند حواس پرتی ایجاد کند دور باشند. با این حال هر والدی کودک خود را بهتر می شناسد. اگر فکر می‌کنید در اتاق خود کارآمد نیستند اصرار کنید که روی میز آشپزخانه یا اتاق دیگری کار کنند که بتوانید آن ها را زیر نظر داشته و حواس‌پرتی کمتری به وجود بیاید.
اگر آن ها در اتاق خود تکالیف خود را انجام می دهند درب اتاق باید باز باشد و شما هر از گاهی اوضاع را چک کنید. تلفن و لپ تاپ را بردارید و وسایل الکترونیکی را در زمان انجام تکالیف خاموش نگه دارید. به طور خلاصه هدف این است که از شر تمام مسائل وسوسه انگیز و حواس پرتی خلاص شوید. از راه های افزایش تمرکز پیروی کنید.

5-علت مشق ننوشتن بچه ها | استراحت بین تکالیف
بسیاری از بچه‌ها در نیمه راه مشق نوشتن و مطالعه خسته می‌شوند و این زمانی است که شروع به کژرفتاری می‌کنند. اگر فرزند شما یک ساعت تکالیف خود را انجام می دهد از او بخواهید هر نیم ساعت یک بار ۵ دقیقه استراحت کند تا بتواند بلند شود. یک میان وعده بخورد و پاهایش را حرکت دهد. اما اجازه ندهید وسایل الکترونیکی در طول استراحت نیز وجود داشته باشد. وسایل الکترونیکی بیش از حد حواس‌ کودک را از درس و مشق پرت کرده و به خود جلب می کند. زمان استراحت را زیر نظر داشته باشید و مطمئن شوید که کودک به سرعت به سر کار باز می گردد.
 6-کمک به کودک برای شروع کردن تکالیف
برخی از بچه ها برای شروع تکالیف و متمرکز شدن مشکل دارند. آن ها ممکن است درمانده شوند یا شک داشته باشند که از کجا شروع کنند و این کار را برای آن ها سخت می کند. مفهومی وجود دارد به نام کمک با مانع. اگر کودکی دارید که برای شروع کار مشکل دارد پنج دقیقه اول را با او بگذرانید تا با هم از موانع اول عبور کنید. به طور مثال در اولین مسئله ریاضی به آن ها کمک کنید و سپس با سوال کردن مطمئن شوید که نحوه انجام تکلیف را درک می کند. در این رابطه مطالعه مقاله اختلال یادگیری ریاضیات پیشنهاد می شود.
برای بسیاری از کودکانی که آهسته شروع می کنند کمک با مانع بسیار موثر است. این بدان معنا نیست که شما تکالیف آن ها را برای آن ها انجام می دهید بلکه این فقط کمکی اضافی است برای اینکه آن‌ها به تنهایی پیش بروند.
به یاد داشته باشید که فرزند شما تکالیف مدرسه را به عنوان یک تکلیف مدرسه انجام می دهد. معلم در نهایت قاضی خوب یا بد برای تشخیص درست یا نادرست بودن کار خواهد بود. شما مسئول مشق های کودک نیستید. وظیفه شما راهنمایی فرزند است. شما همیشه می توانید پیشنهاداتی را ارائه دهید اما در نهایت این وظیفه فرزند شماست که تکالیف خود را انجام دهد و این وظیفه معلم است که به آن ها نمره دهد. عدم تمایل به نوشتن تکلیف یکی از علل فرار از مدرسه است.

7-معلمان و تکالیف را بشناسید
با معلمان فرزند خود روابط خوبی برقرار کنید. در آغاز سال تحصیلی با معلمان ملاقات کنید و در طول سال با آن ها در تماس باشید. چنانچه مشکلی در روند تحصیلی یا رفتاری کودک بروز کند ارتباط شما با معلمین کمک زیادی به مدیریت اوضاع می کند. اگر فرزند شما مشکلی دارد هر هفته با معلمانش در ارتباط باشید.
اگر کار خود را به موقع تحویل نمی دهند از معلمان بخواهید تکالیفی را که انجام نداده اند برای شما ارسال کنند. بسیاری از مدارس تکالیف آنلاین دارند که کمک بزرگی برای والدین است. نکته اصلی این است که شما می خواهید فرزند را به خاطر انجام کارهای مدرسه مسئول بدانید و تنها در صورتی می توانید این کار را انجام دهید که بدانید تکلیف او شامل چه کارهایی بوده است. 

8-پیگیری شرایط کودک در صورت ابتلا به نوعی از اختلال یادگیری
اگر فکر می کنید مکن است دلیل مشق ننوشتن و یا عدم علاقه و انگیزه او برای انجام تکالیف به خاطر داشتن مشکلات مهم تری است مانند اینکه کودک اختلال یادگیری داشته باشد نیاز به کمک حرفه ای درمانگر خواهید داشت. گاهی اوقات از بچه‌ها انتظار می‌رود تکالیف سختی انجام دهند و در این صورت کودک با مشکل مواجه می شود. اگر فرزند شما شرایط سختی دارد با معلم او صحبت کنید.
از او بپرسید که آیا مشکلات جاری برای کودکی به سن فرزند شما در این زمینه معمول و رایج است یا خیر. در برخی موارد معلم انجام مشاوره کودک را توصیه می کند تا ببیند آیا فرزند شما ناتوانی یادگیری دارد یا خیر. در حالی که شنیدن این موضوع به عنوان والدین ممکن است سخت باشد مهم است که مشکل را بپذیرید تا بتوانید روش های درمانی لازم را در پیش بگیرید. اگر معلوم شد که فرزند شما ناتوانی یادگیری دارد یک برنامه آموزشی فردی (آی ای پی) را با مشاور مدرسه تنظیم کنید.

 سخن آخر
بیشتر بچه‌ها از مشق نوشتن گریزانند و با اکراه تکالیف را انجام می دهند. برای بعضی‌ها این کار بیش از دیگران مشکل است. کودکان قدرت و توانایی های متفاوتی دارند و در حالی که برخی ممکن است هرگز دانش آموزان ممتازی نباشند می توانند کارگران بزرگ، هنرمندان با استعداد یا مدیران متفکری باشند. والدین سعی می کنند فرزندان را طوری تربیت کنند که در قبال تکالیف خود مسئول و پاسخگو باشند.
سعی می کنند از دعوای هر شب با آن ها بر سر مشق نوشتن اجتناب کنند. اما همیشه اوضاع به شکل مطلوب پیش نمی رود. زندگی آسان‌تر می‌شد اگر همه بچه‌ها دانش‌آموزان خودانگیخته‌ای بودند که وقتی به خانه می‌آمدند می‌نشستند و بدون اینکه از آن ها خواسته شود تکالیف خود را بررسی می‌کردند و مشق ها را می نوشتند. اما واقعیت به ندرت چنین است. بنابراین شما باید سیستمی پیاده کنید که برای فرزند شما مناسب ترین باشد. 

شخصیت شناسی جالب با محل خال روی بدن

آیا در نقاط خاصی از بدن تان خال دارید؟ خال در قسمت های مختلف بدن می تواند عاملی برای زیبایی باشد؛ اما وجود آن در جاهای مختلف و موقعیت های متفاوت نشان دهنده چیزهایی است که در این قسمت قصد داریم آن ها را با دید فان و سرگرمی بررسی کنیم، پس با ما همراه باشید. البته مثل تمام مطالب مشابه، همین ابتدای کار باید بگوییم که این دسته شخصیت شناسی ها علاوه بر بازی کردن برخی ویژگی های درونی و پنهان، جنبه سرگرمی دارند.
 
خال روی دست یا بازو
این خال معمولاً جزء خال های رایج است و اکثر افراد آن را روی دست خود دارند. خال روی دست یا بازو نشان دهنده این است که شما خیلی سخت کوش هستید. همیشه قبل از هر کاری شرایط را بررسی می‌ کنید و اگر فکر کنید که ارزشش را دارد، به شدت برایش تلاش می کنید. این خال ها خطر زیادی ندارند. معمولاً کسانی که روی بازوی خود خال دارند، در قسمت ساق پا هم خال دارند.

خال پشت کمر
داشتن خال در پشت کمر هم جزء اتفاقات رایج است و چیز های مختلفی در مورد افراد می‌ گوید. طبق اطلاعات موجود از طالع بینی یا اطلاعات مربوط به فنگ شویی، خال روی پشت کمر نشان ‌دهنده بدشانسی، مورد خیانت قرار گرفتن و تلاش نکردن است و خیلی چیز های مثبتی از آن تفسیر نمی شود.

خال روی سینه
طبق اطلاعات موجود، خال روی سینه چیز های مختلفی را نشان می‌ دهد اما یکی از مهم ترین آن ها این است افرادی که روی سینه خود خال دارند، افراد بلندپرواز، مهربان و بخشنده ای هستند و بچه‌ های آن ها بچه های فوق‌العاده ای خواهند بود. خال روی سینه برعکس خال پشت کمر است و نشان دهنده خوش شانسی فرد می باشد و چیز های مثبتی از آن تفسیر می‌ شود.

خال روی گردن
اگر خودتان را در آینه نگاه کردید و متوجه خال روی گردن شدید، اصلاً نگران یا ناامید نباشید. گاهی اوقات خال روی گردن نشان دهنده عمر کوتاه فرد است یا احتمالا علامت استرس و فشار زیاد در زندگی است اما به این معنا نیست که حتماً عمرتان کوتاه می شود. شاید به شما هشدار می‌ دهد که بیشتر ریلکس کنید و به دنبال آرامش و شادی باشید و خیلی حرص و جوش نخورید.

خال روی پیشانی
خال روی پیشانی هم معانی بسیار متفاوتی دارد و می‌ تواند نشان ‌دهنده رونق، باروری و هوشیاری فرد باشد؛ یعنی این فرد بسیار عاقل است که همین باعث می‌ شود کارهایش خیلی عوارض نداشته باشند. خال روی پیشانی معمولاً معانی خوب و مثبتی دارد.

خال روی لب
اکثرا یاد مارلین مونرو می افتند که بالای لبش خال داشت. خال روی لب باعث زیبا شدن صورت فرد می شود. اگر در گوشه لب باشد، یعنی شما دوست دارید که از زندگی لذت ببرید. به خاطر همین به دنبال انجام کار هایی هستید که به آن علاقه دارید و برای تان هیجان انگیز است و در نتیجه معنای زندگی را خوب می فهمید و می‌دانید که چگونه نگرانی‌ ها را دور بریزید.

خال روی گونه
وجود خال روی گونه نشان ‌دهنده شجاعت فرد است. البته که باعث زیباتر شدن صورت هم می شود اما چیزهای زیادی هم در مورد شخصیت او از جمله شجاعت و استقامتش می‌ گوید. این افراد معمولاً در هر کاری پیروز هستند. خیلی مادی نگر نیستند و به معنویت کار فکر می کنند.

خال روی چانه
طبق طالع بینی های چینی، خال روی چانه نشان دهنده این است که شما فردی با محبت و پر توجه هستید. در کارهایتان مصمم می باشید. قابلیت سازش پذیری بالایی دارید. کمی هم لجبازی در شما وجود دارد.‌اگر این خال در سمت راست تان باشد، نشان دهنده تفکرات منطقی و دیپلماتیک شما است اما اگر در قسمت چپ تان باشد، نشان دهنده این است که شما خیلی ساده هستید و حرف تان را رک و راست بیان می کنید.

خال روی شقیقه و خط رویش مو
اطلاعات موجود در مورد خال روی شقیقه یا خط رویش مو نشان دهنده این است که در زندگی بیشتر در مورد مسائل اقتصادی و رمانتیک صحبت می‌ کنند و خیلی به جنبه‌ های دیگر فکر نمی کنند. این افراد معمولا شانس خوبی هم دارند و از جاهای غیر منتظره پول به دست شان می رسد؛ همچنین عاشق سفر کردن و لذت بردن از زندگی هستند.

خال روی ساق پا
خال روی ساق پا معانی بسیار مختلفی دارد. بستگی به این دارد که دقیقاً در کجای پایتان باشد. البته جنسیت هم اهمیت بسیار زیادی دارد. خال روی ساق پا برای مردان نشان دهنده سخت گوشی و سختی و رنج زیاد در زندگی است اما برای زنان نشان دهنده بی احساس بودن آنهاست؛ همچنین این را نشان می‌ دهد که چیزی در زندگیتان مشکل دارد و باید آن را بهبود ببخشید.

خال روی قسمت شانه
وجود خال روی قسمت شانه اتفاق رایجی نیست اما بعضی از افراد آن را دارا هستند. برای خانم ها نشان دهنده این است که سختی های زیادی را در زندگی تحمل می‌ کنند و مسئولیت های سنگینی دارند. برای مردان هم نشان دهنده این است که محبوبیت و جایگاه خوبی خواهند داشت.

خال روی آرنج
خال روی آرنج علامت چیز های خوب است و نباید خیلی نگران آن باشید؛ مخصوصا اگر دقیقاً روی استخوان آرنج باشد‌. این خال نشان دهنده این است که فرد جذابی هستید و اتفاقات خوبی برایتان می افتد و به طور کل زندگی همراه با خوش شانسی را تجربه می کنید.

خال روی مچ دست
خال روی مچ دست یعنی خالی که هر روز آن را می بینید اما معنایش را نمی دانید. این خال نشان دهنده این است که شما بیشتر در گذشته زندگی می کنید تا اینکه بخواهید به فکر زمان حال و آینده باشید. شاید این موضوع برایتان مسخره به نظر برسد اما واقعیت دارد و بهتر است که کمی طرز فکر خود را تغییر دهید؛ همچنین در شغل های هنری مانند نقاشی و نویسندگی استعداد بالایی دارید.

خال زیربغل
خال زیربقل نشان دهنده چیزهای مختلفی است. اول از همه اینکه این که این خال خیلی بامزه به نظر می‌ رسد اما معانی مختلفی دارد که همگی معانی خوبی هستند. همه چیز بستگی به این دارد که خال دقیقاً در کدام طرف است. اگر در سمت راست است، یعنی شما برای رویاها و آرزوهای تان خیلی تلاش می کنید و به آن چیزی که در ذهنتان است؛ می‌ رسید اما اگر در قسمت چپ است، یعنی شما در زندگی دنباله روی دیگران هستید و باید کمی شیوه کارتان را عوض کنید؛ به هر حال خال زیر بغل نشان دهنده خوش شانسی های زیاد است.

خال روی شکم
خال روی شکم جزء خال های می باشد که معمولا در وسط شکم بیشتر است. بعضی از افراد از این خال ها کمی می ترسند اما نباید بابتش نگرانی داشته باشید، زیرا این خال ها علامت چیز های خوبی هستند‌. خال در قسمت راست شکم به معنای این است که شما در زندگی عشقی دچار مشکلاتی می شوید. حتما از لحاظ مالی وضعیت بسیار عالی خواهید داشت.
خال در قسمت چپ شکم نشان دهنده این است که با حسادت دست و پنجه نرم می‌ کنید و گاهی اوقات هم تنبل می‌ شوید و نمی‌ توانید خوب پول دربیاورید.
خال در وسط شکم نزدیک به ناف نشان دهنده این است که زندگی عالی دارید، همیشه می خندید، شاید کمی شرایط برایتان پیچیده باشد اما به هر حال همه چیز خوب پیش می‌ رود و نتیجه خوبی خواهد داشت.

خال روی پوست سر
طبق اطلاعات موجود، خال روی پوست سر علامت چیزهای خوب است و سمبل خوش شانسی و زندگی خوب می باشد و نشان دهنده این است که فرد از لحاظ ارتباطات خانوادگی، دوستانه و سلامت جسمی در وضعیت بسیار خوبی قرار می گیرد و مشکل خاصی را احساس نمی کند.

خال در اندام خصوصی
بسیار مهم است که افراد هر گونه خال ها را در بدن خود بررسی کنند. گاهی اوقات وجود آنها ناراحت‌کننده است. اگر متوجه شدید که روی اندام خصوصی خود خال دارید، یعنی از لحاظ جنسی زندگی بسیار خوب و گرمی خواهید داشت.

وقتی به کسی حسودی مان می‌شود، چه کار بکنیم؟

وقتی حسودی می کنید، احساسی آزاردهنده شما را احاطه می کند و باعث ایجاد ناراحتی یا حتی طرد فرد مورد حسادت می شود. با این حال، می‌توانید یاد بگیرید که بر حسادت خود غلبه کنید و آن را به چیزی مثبت تر برای خود تبدیل کنید.
حسادت احساسی است که بیانگر تمایل ما به شبیه شدن به شخص دیگری یا داشتن چیزی است که آنها در اختیار دارند. حسادت اغلب از طریق احساس طرد شدن، سرزنش و انتقاد نسبت به شخصی که به او حسادت می کنیم، بیان می شود.
می توان گفت وقتی به فردی حسودی می کنید، نسبت به فرد یا موقعیت او احساس منفی پیدا می کنید. این در حالی است که در واقعیت، احساس عمیقی که موجب حسادت شما می شود، جذب چیزی شده است که طرف مقابل دارد و شما ندارید.
 
چرا حسودی می‌کنیم؟
حسودی شما را در موقعیتی قرار می دهد که نسبت به خودتان احساس تحقیر کنید. در واقع، حسادت شامل داشتن پنداره ای ناکافی راجع به خود است.
وقتی عزت نفس شما پایین است، احساس می کنید نمی توانید به چیزی که می خواهید برسید و از آنچه هستید نیز احساس رضایت نمی کنید. در عین حال، نمی توانید خودتان را تغییر دهید تا به چیزی که می خواهید تبدیل شوید.
به همین دلیل، وقتی با افرادی روبرو می شوید که چیزهایی دارند که شما خواهان آن هستید اما امکان داشتن آن را ندارید و هیچ امکانی برای رسیدن به آن را برای خود نمی بینید،  چنین احساسادتی در درون شما ایجاد می شود. اینها احساس خشم، ناامیدی و نارضایتی هستند که نسبت به خود احساس می کنید. با این حال، آنها خود را به شکل طرد، انتقاد و سرزنش نسبت به شخصی که به او حسادت می کنید نشان می دهند.
یک زبانزد مشهور می گوید: “حسادت، هنرِ شمردن نعمت های دیگران است به جای نعمت های خود.”
در سال 2017، تحقیقات آلبرو آکوستا، استاد روانشناسی در دانشگاه گرانادا، نشان داد که وقتی حسودی می‌کنیم در واقع “ما آرزوی چیزی را داریم که شخص دیگری دارد و معتقدیم که عادلانه نیست که آن شخص آن را داشته باشد و ما نداشته باشیم.” 
وی افزود: ماهیت وسواس گونه و خودویرانگر حسادت می‌تواند باعث شود که حسود بسیار رنج بکشد و «به خوبی‌ها یا خصوصیات فردی مهم یا داشته‌ها و وضعیت خوب خود پی نبرد».

از حسادت چه چیزی می‌توان آموخت؟
برای اینکه از حسادت درس بگیرید، باید بدانید چطور آن را شناسایی دهید. باید بتوانید نارضایتی را که از خود احساس می کنید، تایید و تصدیق کنید و بپذیرید. سپس می‌توانید بفهمید که چه چیزی باید تغییر کند. به این ترتیب شما می توانید احساس رضایت از دست رفته‌تان را جستجو کنید و بفهمید که چه چیزی شما را خرسند و راضی می‌کند، و اینگونه توانایی های پنهان خود را کشف کنید.
شما باید سعی کنید حسودی کردن نسبت به دیگران را به تحسین دیگران تبدیل کنید. این تغییر احساس به شما امکان می دهد از دیگران بیاموزید، و با مشاهده نگرش مثبت و شجاعانه دیگران نسبت به زندگی بفهمبد که آنها چگونه به اینجا رسیده اند.

تحسین پادزهر حسادت است
تحسین دیگران به این معنی است که از مقایسه منفی خود با آنها دست بردارید. در عوض، فضیلت ها، استعدادها یا توانایی های آنها را تشخیص دهید.
به قول آلبر کامو فیلسوف فرانسوی: “در انسان چیزهای قابل تحسین بیشتر است تا چیزهای تحقیر.”
تحسین دیگران به شما این امکان را می‌دهد که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید و از منظر خودسازی و توسعه توانمندی های شخصی با خود رفتار کنید، تا به جایگاه افرادی برسید که قبلا به آنها حسادت می کردید. علاوه بر این، شما تمام مهارت ها و توانایی های لازم برای بهبود خود و یادگیری را در خود خواهید شناخت.

شاد شدن از موفقیت دیگران
در روانشناسی بودایی ، یکی از پادزهرهای مبارزه با حسادت، شادی کردن در موفقیت دیگران است. بنابراین، به جای احساس ناامیدی و عصبانیت، یادگرفتن اینکه چگونه واقعاً برای موفقیت دیگران شاد و خوشحال باشید، سطح بالاتری از شادی را برای شما به ارمغان می آورد.
در بودیسم، مفهوم عشق، آرزوی خوشبختی و ایجاد شادی برای همه موجودات است. در واقع، آخرین تحقیقات علمی نشان می‌دهد که مراقبه عشق، سطح شادی شما را افزایش می‌دهد.
استاد رینچن، دالایی لامای ششم، برخی از فواید مراقبه عاشقانه را چنین فهرست می‌کند و مدعی است که:
•       رضایت از زندگی را افزایش می دهد.
•        انتقاد از خود را کاهش می دهد.
•        ارتباط اجتماعی را تشویق می کند.
•        توجه به نیازهای دیگران را در خود پرورش می دهد.
•        احساسات مثبت را افزایش می دهد.

طرح‌ریزی زندگی خود
تحسین می‌تواند به معنای طرح‌ریزی برای زندگی خود از طریق دیگران باشد. این نگرشی است که به شما اجازه می‌دهد بیشتر از آنچه به تنهایی قادر به انجام آن هستید، رویاپردازی کنید.
به این دلیل که مشاهده و شناخت دستاوردهای دیگران می تواند انگیزه شخصی شما را برای پیشرفت بیشتر، بهبود خود و ادامه رشد افزایش دهد.
طرح ریزی برای زندگی شما ضروری است. برای تحقق این امر، باید به دنبال مدل و الگو باشید یعنی افرادی که آنها را تحسین کنید و قبلاً موفق شده اند به رویاها و خواسته های خود برسند. به این ترتیب، می توانید برای شروع کار از آنها الگوبرداری کنید و نسخه مطلوب خود را بسازید.
با تحسین، به تعادلی هماهنگ با دیگران دست می یابید. زیرا با تحسین شما دستاوردها و فضایل آنها را می پذیرید و می شناسید و علاقه نشان می دهید که از آنها و با آنها بیاموزید.
کنفوسیوس می گوید:«هیچ چیز بیش از این در انسانی نجیب شایسته تحسین نیست که بتواند فضایل دیگران را بپذیرد و آنها را الگو قرار دهد.»

ایجاد تغییرات
بدون شک، برای اینکه بتوانید دیگری را تحسین کنید، باید با خودتان صادق و راحت باشید و توانایی و نگرش خود را به یادگیری بشناسید. شما باید احساس کنید فردی هستید که قادر به طرح ریزی و رویاپردازی و رسیدن به جایی است که می خواهید برسید. به این فکر کنید، فردی را که تحسینش می کنید در زندگی خود به کجا رسیده است. سپس، شما می توانید از الگوی آنها پیروی کنید و به آنچه می خواهید برسید یا تبدیل شوید. به طور خلاصه، اگر خودتان را دوست ندارید و می خواهید تغییر کنید و از افرادی که تحسین می کنید الهام بگیرید، ابتدا باید امکانات خود را برای تغییر بشناسید. سپس، می‌توانید تغییری را که می‌خواهید در خودتان ایجاد کنید.

همه‌چیز را با پول می‌توان خرید؟

ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده که پول را مهم‌ترین عامل برای خوشبختی در زندگی معرفی می‌کند، آیا این ادعا بیراه است؟
   «من ۱۰ بار این مصاحبه را دیدم، شما هم ببینید…»، این توضیح درباره یک ویدئوی پربازدید در فضای‌مجازی است که فردی می‌گوید: «هیچ چیزی نیست که نتوان با پول آن را به دست آورد، پول همه چیز با خودش می‌آورد، خوشبختی بدون پول نمی‌شود، عشق را هم با پول می‌شود خرید و … »  برای خوشبخت بودن، خیلی چیزها باید دست به دست هم بدهند یعنی تکه‌های پازل زندگی باید با هم چفت شوند. اگر بگوییم یکی از پیش‌نیازهای اصلی برای خوشبخت شدن پول است، اشتباه نکرده‌ایم. اما در این بین، توجه به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد.

  داشتن این تصور درباره پول، اشتباه و آسیب‌زاست
این روزها شاید انگشت‌شمار باشند کسانی که پول را چرک کف دست می‌دانند چون حتی سرسخت‌ترین آدم‌ها هم به اجبار آموخته‌اند که پول می‌تواند حلال بسیاری از مشکلات باشد اما این‌که فقط پول را مهم‌‌ترین عامل بدانیم و از بقیه موارد که حتی مهم‌تر هستند چشم‌پوشی کنیم، تصوری بسیار اشتباه هست. علاوه بر نادرست بودن، داشتن چنین تفکری به شدت آسیب‌زاست.
  عشق و محبت خریدنی نیست
خیلی‌ها می‌پرسند که آیا پول خوشبختی می‌آورد؟ پاسخ این سوال به تعریف هر فرد از خوشبختی بستگی دارد. اما بدون شک پول یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین شاخص‌ها در زندگی افراد است. ممکن است پول مهم ترین عامل برای احساس خوشبختی در زندگی انسان نباشد اما بدون شک روی موارد بسیار مهمی مانند غذا، تفریحات، تحصیلات و … تاثیر مستقیم دارد. با پول می‌شود خیلی کارها را انجام داد اما هرگز نمی‌شود محبت را که زیربنای احساس خوشبختی است، با آن خرید. اصلا پول و عشق از یک جنس نیستند تا با هم معامله شوند ولی با پول می‌شود کسی را که دوست دارید خوشحال یا گرهی از کارش باز کنید. بنابراین نکته مهم این است که پول خوشبختی نمی‌آورد اما اگر  با توجه به فاکتورهای اساسی خوشبخت باشید و پول به شیوه صحیح و اصولی خرج شود به زندگی‌تان رنگ و لعاب بیشتری می‌دهد. پول سعادت نمی‌آورد همان‌طور که فقر، قطعا بدبختی نمی‌آورد. البته گاهی پول بدون زمینه مناسب و ظرفیت درست برای انسان دردسر هم می شود.
  کمتر کسی به معضلات ثروت فکر می‌کند
هیچ شکی در این نیست که فقر مشکلاتی به همراه دارد اما معضلاتی هم با داشتن ثروت همراه است. متاسفانه کمتر کسی به این موضوع فکر می‌کند. ما فکر می‌کنیم   پول داشتن همیشه خوب است و دوست داریم که پولدار باشیم ولی پول هم مشکلات خاص خودش را به همراه می‌آورد. معمولا روی قضاوت اخلاقی سایه انداخته، همدلی را از بین می‌برد، غرور و خودخواهی را زیاد می کند و … . روان شناسان بارها تاکید کرده‌اند که فقط با پول نمی‌توان خوشبخت بود. آن‌ها ثابت کرده‌اند که عوامل زیادی در احساس خوشبختی نقش دارند و تاکنون 60 عامل اساسی را کشف کرده اند مثل دوستی، احساس احترام، اعتماد به نفس، خدمت به دیگران، پایگاه اجتماعی مناسب، همسر دلخواه و … . روان شناسان می‌گویند وقتی میزان درآمد افراد بالا می‌رود، لزوما شادی و نشاط‌شان بیشتر نمی‌شود.
  باید خوشبختی را تمرین کنیم
بنابراین اگر پول تنها شرط لازم برای خوشبختی نیست و برای شاد بودن به تنهایی کفایت نمی‌کند، باید دنبال چیزهایی بود تا به ما یاد بدهند برای خوشبخت بودن باید دست به تکرار و تمرین زد. خوشبختی باید درون ما باشد اما گاهی وقت‌ها احساس می‌کنیم با فراهم کردن پول و امکانات بیشتر به خوشبختی می‌رسیم در حالی که خانه‌های بسیاری از ما امروز به محل تجمع اسباب و اثاثیه‌هایی تبدیل شده که روزی فکر می‌کردیم داشتن‌شان باعث خوشحالی‌مان خواهد شد ولی حالا احساس خفگی و دلتنگی را در ما تشدید می‌کنند!
  خواسته‌های مادی تمام‌شدنی نیست
باید توجه داشت که خشنودی ناشی از به دست آوردن کالاها همیشه زودگذر است و به تدریج فراموش می‌شود. برای مثال، ما ممکن است واقعا برای خرید یک خودروی جذاب هیجان‌زده باشیم اما با گذشت زمان و بعد از خرید آن، دیگر آن حس را نخواهیم داشت. بنابراین همه افزایش درآمد ما صرف خرید نسخه گران تر از چیزهایی می‌شود که اکنون داریم. خواسته‌های مادی معمولا سیری‌ناپذیر هستند. بنابراین مهم ترین لذت‌های زندگی خریدنی نیستند، آن چه که واقعا برای ما در زندگی رضایت به همرا دارد، روابط، هدف، معنا و ارتباط با طبیعت است و این که همه چیز را به داشتن پول گره بزنیم، سرانجام خوشی برای ما نخواهد داشت.

نویسنده : فهیمه میرزایی| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

خانواده دامادم رئیس محور ولی ما منطق محوریم

 دخترم ۲ سال پیش با پسری که 5 سال خواستگارش بود، ازدواج کرد ولی الان راضی نیست. روابط خانواده ما مبتنی بر شیوه عمل بر اساس منطق است، ولی روابط خانواده داماد ما رئیس محور است. برای همین رفتار سلطه جویانه و آزاردهنده دامادم، باعث سلب آرامش در زندگی شان شده است.

پاس مشاور

مخاطب گرامی در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که یکی از اولین قوانین زندگی مشترک داشتن استقلال است؛ یعنی وقتی دختر و پسری در جریان خواستگاری با شناخت نسبی یکدیگر را انتخاب می کنند به طور طبیعی بر اساس نقاط مشترکی که بین شان وجود دارد به هم علاقه مند می شوند و تصمیم می گیرند زندگی مشترک را با یکدیگر آغاز کنند.

لازم نیست دقیقا مانند والدین شان زندگی کنند بعد از شروع زندگی به تدریج شناخت زن و شوهر از یکدیگر عمیق تر می شود و با توجه به این که شرایط محیطی و تربیتی متفاوتی داشته اند، طبیعتا ساختارهای متفاوت در خصوصیات اخلاقی، آداب، عادت ها و سبک زندگی خواهند داشت و لازم است که پس از آن با یک تعامل مثبت در زمینه حل تدریجی این اختلاف ها در طول زندگی به تفاهم برسند و زندگی مستقل خویش را متفاوت با آن چه در گذشته داشته اند، شکل دهند. به زبان ساده تر قرار نیست زن و شوهرهای جوان زندگی جدید را مطابق شیوه والدین شان و در زمان تجرد خودشان ادامه دهند و مانند والدین خود زندگی مشترک شان را بسازند بلکه زندگی مشترک آن ها، زندگی سومی است که مانند هیچ کدام از 2 زندگی قبلی نیست و حتی ممکن است در دنیا نمونه دیگری نداشته باشد چون تمام انسان ها با یکدیگر تفاوت دارند و هر خانواده جدیدی با 2 رکن زن و شوهر شکل می گیرد و می تواند خانواده بی نظیری باشد.

با توجه به نکات ذکر شده، لازم است هرکدام از زن و شوهرها با شرایط همسرشان و توجه به خواسته های او مسیر زندگی را آغاز کنند و با درک نیازهای همسرشان تا حد معقول نسبت به آن ها تمکین داشته باشند و سعی کنند پاسخگوی نیازهای همسرشان باشند تا این عوامل باعث هماهنگی بیشتر آنان شود.

تلاش برای ایجاد تفاهم کامل حال با توجه به این که گفته اید دامادتان به شیوه مردسالاری عادت کرده است ولی در خانواده شما بر اساس منطق تصمیم گیری می شود، طبیعتا دختر شما لازم است با درک این مطلب، بنا را بر موافقت و هماهنگی هرچه بیشتر با همسر قرار دهد و بدون نگرانی های بی جا درباره رفتارهای شوهرش و در ضمن ارائه پیشنهادهای منطقی خود به تدریج تفاهم کامل را با شوهرش برقرار کند. درخور ذکر است که اگر دخترتان بدون ملاحظه های لازم سعی کند، شوهرش را با شیوه خود و با مخالفت با خواسته های او تغییر دهد مسئله، شدت پیدا می کند و حتی می تواند کارشان را به جدایی بکشد.

از طرف دیگر در رابطه با تنظیم روابط بین زن و شوهر، بهتر است خانم ها با حفظ احترام و شخصیت شوهرشان و دادن مشاوره های خوب به او در زمینه های مختلف، مشارکت موثرتری در مدیریت خانواده داشته باشند. والدین محترم بخوانند مطلب مهم دیگر این است که به والدین محترم هم توصیه می کنم تا حد امکان فرزندان شان را پس از ازدواج تا حدودی به حال خویش بگذارند و به آن ها اجازه دهند روی پاهای خودشان بایستند و زندگی مستقل شان را اداره کنند. با این حال والدین در تصمیم گیری های مهم و با درخواست فرزندان شان باید به آن ها کمک کنند.
کاظم جباریان، کارشناس ارشد مشاوره خانواده 

قوانین طلایی برای بهبود روابط مـــــادر و دختـــــــر

با این که مادر و دختر هر 2 خصوصیات ظاهری و اخلاقی جنس مونث را دارند، اما گاهی رفتارهای شان برای یکدیگر عجیب به نظر می رسد! به طور مثال، بعضی دختران نوجوان و جوان شکایت می کنند که مادرشان فقط انتظار اطاعت محض از آن ها دارد و بعضی مادران هم شکایت می کنند که دخترشان هرگز متوجه منظور آن ها نمی شود! جالب است بدانید که گاهی روابط مادران با دختر نوجوان یا جوان خود پیچیده تر از روابط با پسرشان است بنابراین در ادامه این مطلب برای بهتر شدن روابط مادرها و دخترها توصیه هایی مطرح خواهیم کرد. احترام گذاشتن بی چون و چرا مهم ترین نکته کلیدی که می تواند یک رابطه دوستانه میان مادرها و دخترها ایجاد کند، احترام گذاشتن به یکدیگر است. احترام گذاشتن به یکدیگر از مواردی است که هر مادر و دختری باید در تمام طول زندگی شان رعایت کنند و هیچ وقت احترام قائل شدن برای یکدیگر را فراموش نکنند، چرا که این نکته تا حدود زیادی تضمین کننده رابطه ای مناسب بین مادر و دختر است. آشنایی با افکار غیر منطقی و جایگزینی آن ها بعضی مادرها نسبت به دخترشان و دخترها نسبت به مادرشان این حس را دارند که طرف مقابل شان باید بی عیب و نقص باشد و همین باور غیر منطقی زمینه ساز بسیاری مشکلات برای هر 2 طرف می شود. با توجه به این که دخترها و مادرشان ساعت های زیادی از روز را در کنار یکدیگر می گذرانند، دخترها باید با زیر سوال بردن افکار غیرمعقول شان و جایگزینی آن ها با افکار منطقی تر، رابطه بهتری را برقرار کنند. به طور مثال این باور که چون مادرم من را دوست دارد باید همیشه من را مورد توجه قرار دهد، باوری غیر منطقی است و باید با این باور که هرچند مادرم من را دوست دارد، اما ممکن است به دلیل گرفتاری در لحظاتی کمتر به من توجه کند جایگزین شود . همچنین مادرم حق دارد گاهی به خاطر اشتباهات من یا مشکلات شخصی اش رابطه خوبی با من برقرار نکند و به هیچ وجه این رفتارها به معنی دوست نداشتن من نیست. همچنین دخترها نیاز زیادی به تایید مادرشان دارند و به همین دلیل فکر می کنند چون مادرشان را دوست دارند باید حتما هر کار خوب آن ها با تایید و تشکر مادرشان همراه باشد در حالی که ممکن است مادرشان نیازی نبیند که بابت همه رفتارهای خوب دخترش تشکر کند. همچنین مادری که فکر می کند دخترش باید دقیقا شبیه به او رفتار کند، سخت در اشتباه است بلکه مادرها باید علاوه بر آموزش عملی رفتار کردن به دخترشان به صورت کلامی هم با او صحبت کنند و نظرشان را به او بگویند و از داشتن توقع های بی‌جا خودداری کنند. اهمیت شناخت شخصیت طرف مقابل روابط یک دختر با مادرش می تواند تاثیر گذارترین رابطه در تمام زندگی او باشد و تمامی روابط او با دیگران حتی رابطه با همسرش را تحت تاثیر قرار دهد. رابطه بین مادر و دختر هم زمان با رشد دختر متحول می شود و مادر بلوغ، نوجوانی، جوانی و تبدیل شدن دختر خود را به یک زن مستقل تجربه می کند. این تغییرات می تواند به اختلاف نظرهای کم یا زیاد بین آن ها منتهی شود. دخترها و مادرها برای شروع یک ارتباط خوب و درست ابتدا باید از خودشان شروع کنند تا متوجه شوند که خودشان از چه شخصیتی برخوردار هستند و چه کارهایی می توانند انجام بدهند تا یک ارتباط خوب میان آن ها برقرار شود. آیا طرف مقابل شما درونگراست یا برونگرا؟ البته طرف مقابل شما چه درونگرا باشد و چه برونگرا، شما باید به شخصیت او احترام بگذارید و او را همان گونه که هست دوست بدارید. متاسفانه یکی از مهم ترین دلایلی که باعث ایجاد خدشه در رابطه برخی مادرها و دخترها می شود این است که آن ها به لحاظ شخصیتی با هم متفاوت هستند و به این علت مدام با یکدیگر جر و بحث و بگو مگو می کنند. اگر شما اجتماعی و دخترتان کمرو و خجالتی است به این ترتیب شما باید قبول کنید که دخترتان شخص درونگرایی است، اما اگر به این نکته توجه نکنید و مدام با او بگو مگو کنید در نتیجه در ارتباط خوب میان شما خدشه وارد می شود. پس به شخصیت او احترام بگذارید و با او رفتار مهرآمیزی داشته باشید.

حسرت و افسوس هایی که پس از طلاق سراغ مان می آید

طلاق یک مسئله بسیار سخت است که ممکن است برخی از افراد مجبور به انجامش شوند و ازدواج خود را به پایان برسانند. انجام این تصمیم اصلا کار راحتی نیست اما نکاتی هستند که بسیاری از افراد قبل از طلاق به آن توجه نمی کنند که در این قسمت از خانواده بیا نی نی قصد داریم این موارد را به شما معرفی کنیم که با نظرسنجی ها از افرادی که جدا شده اند؛ پرسیده شده و گردآوری شده است.
 
ای کاش برای شادی؛ به همسرم وابسته نبودم
خیلی از افرادی که طلاق گرفتند، اظهار کرده اند که در طول زندگی مشترک از همسرشان توقع داشتند آن ها را شاد و خوشحال کند و بعد از طلاق به این نتیجه رسیدند که خودشان می توانستند عامل شادی در زندگی باشند و به همین دلیل پشیمان هستند که چرا در آن دوران؛ برای شادی به همسر وابسته بودند.

ای کاش در مورد احساساتم صحبت می‌ کردم
بسیاری از افراد بعد از طلاق به این نتیجه رسیده اند که خیلی اوقات احساسات خود را بیان نمی کردند و اگر می توانستند احساسات شان را بیان کنند، از بسیاری از مشکلات جلوگیری می شد.

ای کاش حساب و کتاب بیشتری داشتم
بسیاری از افرادی که طلاق گرفتند، حسرت این موضوع را می‌ خورند که چرا خیلی از مسائل را نادیده می‌ گرفتند و ولخرجی می‌ کردند و حساب و کتاب نداشتند.

ای کاش دعوا نکردن را به حسابِ داشتنِ یک زندگی خوب نمی گذاشتم
بسیاری از افراد در طول زندگی مشترک نارضایتی هایی دارند اما آن را به زبان نمی‌ آورند تا جر و بحث و دعوا اتفاق نیافتد. احتمالاً به خاطر همین خودشان را راضی می‌ کنند که هیچ مشکلی در زندگی ندارند. این نارضایتی درونی شدید می‌ شود و در نهایت منجر به مشکل بزرگی مثل طلاق می گردد. به خاطر همین بسیاری از افرادی که طلاق گرفته اند، حسرت می‌ خورند و به خودشان می گویند که ای کاش همه چیز را در درونم نگه نمی‌ داشتم و این که دعوا نمی‌ کردیم را نشان دهنده یک زندگی خوب نمی دانستنم.

ای کاش مشاوره بعد از ازدواج را جدی می گرفتم
بسیاری از افراد بعد از طلاق متوجه می‌ شوند که این مشاوره ها چقدر می تواند مفید و موثر باشد و زندگی را نجات دهد. به خاطر همین بسیاری از آن ها حسرت می خورند که چرا در دوران ازدواج از مشاور کمک نگرفتند.

ای کاش با خانواده همسر حد و مرز تعیین می‌ کردم
بسیاری از مشکلات به خاطر خانواده همسر رخ می‌ دهد و دخالت های بی جای آن ها باعث می‌ شود که زن و شوهر از یکدیگر دور شوند. بسیاری بعد از طلاق حسرت این را می خورند که چرا به خاطر رفتارشان با خانواده همسر یا دیگران حد و مرز مشخص نداشتند.

ای کاش بچه نداشتم
بسیاری از افراد بعد از طلاق مدام خودشان را سرزنش می‌ کنند که چرا در زندگی که به آن اطمینان کافی نداشتم، بچه دار شدم و یک بچه را هم قربانی وضعیت آشفته زندگی خود کردم‌.

ای کاش مسائل مادی را با مسائل عاطفی ترکیب نمی‌ کردم
بسیاری از افراد به خاطر مشکلات مادی با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند اما بعد از طلاق به این نتیجه می‌ رسند که نباید موضوعات مادی را در زندگی مشترک وارد می‌ کردند.

ای کاش خانواده را به شغلم ترجیح می دادم
خیلی ها بعد از طلاق احساس تنهایی می‌ کنند و حسرت زندگی گذشته را دارند و همین باعث می شود که به فکر فرو بروند و حسرت بخورند که چرا در گذشته که زندگی مشترک داشتم، شغلم را به خانواده ترجیح می‌ دادم.

ای کاش جدایی را آسان نمی پنداشتم
بسیاری از افراد زمانی که ازدواج می کنند، فکر می‌ کنند جدا شدن کار راحتی است و خیلی خوب می توانند از پس مشکلات بعد از طلاق بر بیایند اما بعد از طلاق همه چیز تغییر می‌ کند و در نتیجه حسرت می خورند که ای کاش این قضیه را انقدر آسان نمی پنداشتم.

ای کاش احساسات همسرم را در نظر می‌ گرفتم
زمانی که افراد با یکدیگر به مشکل برمی‌ خورند و اختلاف نظر پیدا می کنند، هر کدام فقط به احساسات و عواطف خودشان فکر می کنند؛ اما بعد از طلاق یعنی بعد از این که تنها می شوند، خود را جای همسر می‌ گذارند و به او هم حق می دهند.

ای کاش از شبکه های اجتماعی دور می بودم
بسیاری از افراد بعد از طلاق متوجه می‌ شوند که شبکه‌ های اجتماعی تا چه حد به زندگی آن ها آسیب وارد کرده است و باعث مقایسه خودشان با دیگران شده است‌ و در نتیجه حسرت می خورند که چرا در آن دوران این شبکه ها را کنار نگذاشته بودند.

ای کاش زود ازدواج نمی کردم
بعضی از افراد بعد از طلاق به این نتیجه می‌ رسند که علت مشکل و جدایی آن ها این بود که تجربه کافی نداشتند و خیلی زود تصمیم به ازدواج گرفتند و در نتیجه بعد از طلاق مدام حسرت می خورند که چرا انقدر زود چنین تصمیمِ مهمی را اتخاذ کردند.

اهمیت مراقبت از خود بعد از طلاق
با وجود همه حسرت ها پشیمانی هایی که بعد از طلاق به سراغ تان آمده است، باید به این فکر کنید مراقبت از خود اهمیت بسیار زیادی دارد. پس باید به داد خودتان برسید، به گذشته فکر نکنید و سعی کنید که انرژی خود را سالم و بالا نگه دارید. در دوران طلاق حتما از خودتان مراقبت کنید. این مراقبت باید از لحاظ روحی و جسمی باشد؛ پس سعی کنید که کم ترین استرس را به خودتان وارد نکنید، زیرا شرایط سختی را سپری می کنید. باید بیشتر از پیش؛ هوای خودتان را داشته باشید.