چگونه پشت تلفن صحبت کنیم؟

چگونه پشت تلفن صحبت کنیم؟

عصر ایران/ چند دهه است تلفن ثابت و نزدیک به ۲۰ سال است که تلفن همراه در ایران همگانی شده است، اما هنوز هم برخی از ما نکات ساده‌ای را رعایت نمی‌کنیم که اسباب رنجش است. این چند نکته را تمرین کنیم:

۱- وقتی برای اولین‌بار با کسی تماس می‌گیریم، خوب است که اول پیام بدهیم و خودمان را معرفی کنیم و بگوئیم امکان تماس گرفتن هست؟ من به شخصه شماره‌های ناشناس را پاسخ نمی‌دهم.

۲- وقتی با کسی تماس می‌گیریم و جواب نمی‌دهد، به او پیام بدهیم، خودمان را معرفی کنیم و بنویسیم در صورت امکان با ما تماس بگیرد.

۳- این روز‌ها به دلایل مختلف امکان دارد شماره تماس ما در گوشی دیگران پاک شود، اگر زنگ می‌زنیم و طرف مقابل ما را نمی‌شناسد نگوییم: بی‌معرفت! دیگه ما رو فراموش کردی! نارفیق! دوستای تازه پیدا کردی و … به جای این حرف‌ها عذر طرف مقابل را بپذیریم و حرف‌مان را بزنیم، چون هیچ بعید نیست فردا شماره‌های گوشی خودمان پاک شود.

۴- عمر شوخی‌هایی مثل «اگه گفتی من کی هستم؟!»، «نه! کمی بیشتر فکر کن ببین صدامو نمی‌شناسی و …» به سرآمده، مردم اعصاب و حوصله این تست هوش‌ها را ندارند یا ممکن است در یک موقعیت نامناسب باشند. بعد از سلام و علیک خودمان را معرفی کنیم. خلاص!

۵- ما از وضعیت کاری، روحی و موقعیت طرف مقابل خبر نداریم، وقتی تماس می‌گیریم بعد از معرفی خودمان بپرسیم «الان امکان صحبت کردن را دارید یا نه؟» اگر گفت نه!.. درک کنیم و در یک موقعیت مناسب تماس بگیریم.

چگونه پشت تلفن صحبت کنیم؟

۶- اگر رانندگی می‌کنیم به تلفن پاسخ ندهیم. اگر متوجه شدیم کسی که آن طرف خط ماست رانندگی می‌کند یا عذرخواهی کرده و قطع کنیم یا تماس را بسیار کوتاه کنیم.

۷- وقتی کار حیاتی نداریم و به کسی زنگ می‌زنیم و جواب نمی‌دهد لازم نیست ۵۰ بار تماس بگیریم. معمولاً بعد از چهار بار زنگ خوردن اگر طرف مقابل امکان پاسخگویی داشته باشد گوشی را برمی‌دارد، اگر برنداشت قطع کنیم.

چگونه پشت تلفن صحبت کنیم؟

۸- «این روزا وقتی به کسی زنگ می‌زنم، خداخدا می‌کنم گوشی رو برنداره!» این را چند وقت پیش در توئیتر خواندم و ده‌ها نفر تاییدش کرده بودند که ما هم همینطوریم! حوصله‌ها تنگ است و نامیزان، اگر حرف عاشقانه یا دلتنگی خانوادگی نداریم، کوتاه حرف بزنیم.

۹- شب، زمان استراحت اکثر انسان‌هاست. تماس‌های «کاری»‌مان را در طول روز بگیریم. آن چند دقیقه را به خودمان و دیگران استراحت بدهیم.

۱۰- در تاکسی، اتوبوس، مترو یا جا‌های عمومی تلفنی حرف نزنیم، اگر می‌زنیم داد نزنیم، اگر داد می‌زنیم فحش ندهیم، اگر فحش می‌دهیم فحش ندهیم.

منفی بافی در سالمندان

منفی بافی در سالمندان

حامی هنر زندگی/ منفی بافی در سالمندان یکی از مشکلات شایع دوران سالمندی است. مرحله ی پیری و سالمندی آخرین مرحله ی زندگی هر انسانی است که سرشار از فراز و نشیب های منحصر به همین دوران است. دوره ی پیری از نظر روانشناختی دوره ای به حساب می آید که در آن افراد با توجه به این که آخرین مرحله ی عمر خود را سپری می کنند، گاها به تعارضات مراحل قبلی زندگی که به آن ها توجه نکرده اند، می پردازند و سعی می کنند از این دوران نهایت استفاده را ببرند. اما با مشکلات زیادی نیز روبرو می شوند که در ادامه به بررسی آن ها پرداخته خواهد شد. 

مرحله پیری و سالمندی (اواخر بزرگسالی)
اواخر بزرگسالی از ۶۵ سالگی تا پایان عمر ادامه دارد. متاسفانه برداشت عامه از پیری اجازه نمی دهد که افراد از کیفیت این چند دهه ی آخر عمر، آگاه شوند. در عوض افسانه های زیادی شایع هستند مانند این که افراد سالخورده وارد دوره ی تباهی و وابستگی شده اند. این که دیگر قادر به یادگیری نیستند. به همین دلایل خانواده آن ها را با گذاشتن در خانه سالمندان منزوی می کنند.
وقتی رشد جسمانی و شناختی در دوران پیری را دنبال می کنیم، مشاهده خواهیم کرد که با نزدیک شدن مرگ، پیشرفت رو به کاهش است. اما در کشور های صنعتی یک فرد ۶۵ ساله، قبل از این که این به هم خوردن تعادل بر زندگی روزمره تاثیر بگذارد، می تواند تقریبا دو دهه ی سالم و خشنود کننده را انتظار داشته باشد. حتی اگر افراد سالخورده شکننده شوند، بسیاری از آن ها راه هایی را برای غلبه بر چالش های جسمانی و شناختی پیدا می کنند.
اواخر بزرگسالی به صورت امتداد دوره های قبلی و نه قطع شدن از آن ها، بهتر در نظر گرفته شده است. در صورتی که در موقعیت های اجتماعی و فرهنگی به سالمندان کمک کنند، احترام بگذارند و هدفی را برای آن ها تامین نمایند، این سال ها زمان تداوم استعداد ها هستند. 

مشکلات جسمانی یکی از عوامل منفی بافی در سالمندان
اعتقاد بر این است که تاثیرات برنامه ریزه شده ی ژن های خاص و رویداد های سلولی تصادفی زیربنای پیری زیستی، ضعف های جسمانی در اواخر بزرگسالی را آشکار تر می سازند. اکثر افراد ۶۵ ساله و بالا تر می توانند فعال بمانند و زندگی مستقلی داشته باشند، اما با بالا رفتن سن، تعداد روز افزونی به کمک نیاز دارند. پس از ۷۵ سالگی تقریبا ۹ درصد از افراد در انجام دادن فعالیت های زندگی روزمره مانند حمام کردن، لباس پوشیدن، ورود و خروج از تخت یا صندلی و یا حتی خوردن مشکل دارند. 
در حدود ۱۷ درصد نمی توانند فعالیت های مفید زندگی روزمره مانند تلفن زدن، خرید کردن، آماده ساختن غذا، خانه داری و… را انجام دهند. با این حال اغلب ساختار های بدن، اگر از آن ها به درستی مراقبت شود، می توانند تا ۸۰ الی ۹۰ سالگی  به فعالیت خود ادامه دهند. در ادامه ی مقاله به بررسی مشکلات جسمانی در دوران پیری خواهیم پرداخت.

1.مشکلات سیستم های قلبی عروقی
پیر شدن سیستم های قلبی عروقی و به تدریج و معمولا بی آن که توجه افراد را جلب کند، در اوایل و اواسط بزرگسالی پیش می رود. البته در اواخر بزرگسالی یا همان سنین سالمندی، این تغییرات آشکار تر می شوند.
با افزایش سن عضله ی قلب سفت تر می شود و برخی از سلول های آن می میرند درحالی که سلول های دیگر بزرگ می شوند، در نتیجه جداره ی بطن چپ ضخیم می شود. علاوه بر این جداره ی شریان سفت می شود و به علت پیری طبیعی، مقداری کلسترول و چربی را انباشته می کند. سرانجام عضله ی قلب نسبت به علائم سلول های دستگاه تنظیم کننده ی ضربان قلب که درون آن قرار دارد و هر انقباض را آغاز می کند، کمتر تاثیر پذیر می شود.
نتیجه ی ترکیبی این تغییرات این است که قلب با نیروی کمتری پمپاژ می کند، حداکثر ضربان قلب کاهش می یابد و جریان خون در سیستم گردش خون کُند می شود. این بدان معنی است که هنگام فعالیت جسمانی شدید اکسیژن کافی به بافت های بدن نمی رسد.

2.مشکلات سیستم تنفسی
تغییرات در سیستم تنفسی کاهش اکسیژن رسانی را وخیم تر می کند. چون بافت ریه انعطاف پذیری خود را به تدریج از دست می دهد، گنجایش حیاتی بین ۲۵ تا ۸۰ سالگی، به نصف کاهش می یابد. در نتیجه ریه ها با کارایی کمتری پر و خالی شده و باعث می شوند که خون، اکسیژن کمتری را جذب کرده و دی اکسید کربن کمتری را دفع کند.
این توضیح می دهد که چرا افراد سالخورده سریع تر نفس می کشند و هنگام ورزش بیشتر احساس می کنند که نفس کم می آورند. در واقع نارسایی های تنفسی در کسانی که در طول زندگی خود سیگار کشیده اند و در افرادی که چربی مصرفی خود را کاهش نداده اند یا سال ها در معرض آلاینده های محیطی قرار داشته اند، شدید تر هستند.

3.مشکل در سیستم های حسی
تغییرات در عملکرد حسی، به طور فزاینده ای در اواخر زندگی محسوس می شوند. افراد مسن کمتر می بینند و می شنوند و حساسیت چشایی، بویایی و لامسه ی آن ها نیز ممکن است کاهش یابد. به طوری که در اواخر عمر، ضعف شنوایی شایع تر از ضعف بیانیی است. در اواخر بزرگسالی اختلال بینایی بیشتر می شود. قرنیه ی چشم شفاف تر می شود و نور را پخش می کند. در نتیجه تصاویر را تار کرده و حساسیت نسبت به نور خیره کننده را افزایش می دهد.
عدسی به زرد شدن ادامه می دهد که به اختلال بیشتر در تشخیص رنگ می انجامد. تعداد افراد مبتلا به آب مروارید از میانسالی تا اواخر بزرگسالی به ده برابر افزایش می یابد و ۲۵ درصد افراد را در ۷۰ تا ۸۰ سالگی و ۵۰ درصد افراد ۸۰ تا ۹۰ ساله را مبتلا می کند. 

وقتی شنوایی کاهش می یابد، سالمندان از احساس کارایی کمتر، تنهایی و نشانگان افسردگی بیشتر، و شبکه ی اجتماعی کوچک تر از همسالان شنوای خود خبر می دهند. از بین تمام مشکلات شنوایی کاهش مرتبط با سن در درک گفتار، بیشترین تاثیر را بر رضایت از زندگی دارد. توانایی درک کردن محتوای گفت و گو و ویژگی های هیجانی آن، به ویژه در محیط های پر سر و صدا، بعد از ۷۰ سالگی کاهش می یابد.
اکثر سالمندان تا بعد از ۸۵ سالگی، آن چنان دچار ضعف شنوایی نمی شوند که زندگی روزمره ی آن ها را مختل کند. کسانی که شدیدا دچار ضعف شنوایی می شوند، می توانند با کمک سمعک و به حداقل رساندن صدای زمینه، ضعف خود را جبران کنند.  
 راهکار هایی برای سازگاری اواخر بزرگسالی
در سازگاری سالمندان با تغییرات پیری، تنوع زیادی وجود دارد. افرادی که خیلی نگران پیر شدن هستند و حالت جسمانی خود را دقیق تر زیر نظر می گیرند، درباره ی ظاهر خود نگرانی بیشتری دارند. اکثر افراد سالخورده سن ذهنی مطلوب را حفظ می کنند. به این معنی است که می گویند از آن چه واقعا به نظر می رسند جوان تر هستند. در چند تحقیق، افراد ۷۵ ساله گزارش دادند که ۱۵ سال اخیر خود را جوان تر احساس می کنند.
ارزیابی جوانی از خود، با رضایت از پیر شدن ارتباط دارد. افراد از نظر جنبه هایی از پیری جسمانی که خیلی برای آن ها اهمیت دارد، تفاوت دارند. خواستن جوان تر بودن از سن واقعی فرد، با سلامت روانی مثبت، کمتر ارتباط دارد. پژوهش ها نشان می دهند که واضح ترین علائم بیرونی مانند، موی خاکستری، چروک های صورت و طاسی، با عملکرد حسی، شناختی و حرکتی یا عمر طولانی ارتباطی ندارند. در مقابل سلامت حسی، قلبی عروقی و تنفسی ارتباط نیرومندی با عملکرد شناختی و کیفیت و طول عمر دارند

1.راهکار مقابله کردن موثر
هنگامی که سالمندان از طریق رژیم غذایی، ورزش، سازگاری های محیطی و سبک زندگی فعال و تحریک کننده از تغییرات مرتبط با پیری، پیشگیری و آن ها را جبران نمودند، احساس می کنند که بر سرنوشت خود کنترل دارند. این موجب مقابله ی مثبت بیشتر و بهبود عملکرد جسمانی می شود. سالخوردگانی که از احساس کنترل شخصی بالا خبر می دهند، معمولا از طریق راهبرد های مقابله کردن مشکل مدار با تغییرات جسمانی کنار می آیند. برای مثال فرد ۷۵ ساله ای که دیدِ یک چشم خود را از دست داده است، از درمانگر خود درخواست مشاوره می کند تا کاهش ادراک عمق و میدان دید خود را جبران کند، آموزش می بیند تا از حرکات یک طرفه ی سر بیشتر استفاده کند.
در مقابل افراد سالخورده ای که کاهش های مرتبط با سن را اجتناب ناپذیر و غیر قابل کنترل می دانند، وقتی با این کاهش ها مواجه می شوند، منفعل شده و از مشکلات بیشتر در سازگاری روانشناختی خبر می دهند.

2.استفاده از تکنولوژی های کمکی برای مقابله با منفی بافی در سالمندان
تکنولوژی کمکی یا مجموعه وسایلی که به افراد مبتلا به معلولیت ها امکان می دهند تا عملکرد خود را بهبود بخشند، به سرعت در حال گسترش است و به افراد سالمند کمک می کنند تا با ضعف های جسمانی مقابله کنند. کامپیوتر ها بزرگ ترین منبع برای این محصولات ابداعی هستند.
افراد مبتلا به اختلالات حسی می توانند از نرم افزار خاصی برای بزرگ کردن متن یا بلند خواندن آن استفاده کنند‌. تلفن هایی که می توان آن ها را با فرمان صدا شماره گیری کرد و پاسخ داد، به سالمندانی که در فشردن دکمه ها یا راه رفتن در اتاق برای جواب دادن به تلفن مشکل دارند، کمک می کنند.
برای افراد سالخورده ای که دارو های متعدد مصرف می کنند، قطعه ی کامپیوتر ریزی به نام کارت هوشمند طراحی شده است که می توان آن را روی ظرف دارو قرار داد. این کارت طبق برنانه ای که به آن داده شده است به فرد سالخورده یاد آوری می کند که داروی خود را مصرف کند و اطلاع می دهد که چند تا قرص و در چه زمانی مصرف شده اند.

3.استفاده از تغذیه مناسب
تغییرات جسمانی اواخر عمر نیاز بیشتر به برخی مواد غذایی را می دهد. مواد غذایی بسیار مهم در این زمینه، کلسیم و ویتامین D برای محافظت از استخوان ها، زینک( روی) و ویتامین های B6، C و E برای محافظت از سیستم ایمنی و ویتامین A، C و E برای پیشگیری از رادیکال های آزاد، هستند. با این حال کاهش هایی در فعالیت های جسمانی، حواس چشایی و بویایی و سهولت جویدن به علت خراب شدن دندان ها می توانند کیفیت و کمیت غذای مصرفی را کاهش دهند.
دستگاه گوارش افراد پیر، سخت تر می تواند برخی مواد غذایی، مانند پروتئین، کلسیم و ویتامین D را جذب کند. همچنین افراد سالمندی که تنها زندگی می کنند، امکان دارد در خرید یا آشپزی مشکلاتی داشته باشند و شاید احساس کنند که کمتر مایل به خوردن در تنهایی هستند. این شرایط جسمانی و محیطی باهم خطر کمبود های غذایی را افزایش می دهند. به همین دلیل مصرف مواد غذایی مناسب می تواند باعث بهبود در وضعیت جسمانی این افراد شود.

4.ورزش مناسب برای مقابله با منفی بافی در سالمندان
ورزش، جریان خون به مغز را افزایش می دهد که به حفظ ساختار های مغز و توانایی های رفتاری کمک می کند. اسکن های مغزی نشان می دهند سالمندانی که برازندگی جسمانی دارند، در مقایسه با سالمندان بی تحرک، در مناطق مختلف قشر مخ هم در نورون ها و هم در سلول های گلیال کمتر دستخوش ضایعات بافتی می شوند.
افراد پیری که قبلا بی تحرک بودند و برنامه ی ورزش منظمی را شروع کردند، در مقایسه با همسالانی که از لحاظ جسمانی نا فعال بودند، فعالیت بیشتری را در مناطق قشر پیش پیشانی که بر کنترل توجه و همین طور توجه بهتر هنگام آزمون روانی تاثیر دارند، نشان دادند که عملکرد بهتری به بار آورد. همچنین ورزش در افراد سالمند می تواند موجب سلامتی و بهبودی بیشتر بافت هایی مانند قلب، کبد، کلیه ها و سیستم های جسمانی افراد می شود.

 منفی بافی در سالمندان
نگرش منفی امروزه بسیاری از انسان ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. از سنین کودکی گرفته تا دوران پیری، منفی بافی با توجه به وجود مشکلات فردی و اجتماعی افراد، تاثیر بسیار قابل توجهی بر زندگی همه ی انسان ها گذاشته است. در افراد سالخورده نیز می توان منفی بافی را مشاهده کرد.
اکثر افراد سالمند به دلیل وجود بسیاری از مشکلات از قبیل جسمانی، رفاهی، روانشناختی و اجتماعی، می توانند ظهور منفی بافی را در زندگی خویش احساس کنند. از آن جایی که موضوع منفی بافی در سالمندان به علت تاثیری که بر سبک زندگی این افراد دارد پر اهمیت است، از این رو در این بخش از مقاله سعی بر آن شده است تا در مورد دلایل افراد برای تفکرات این چنینشان، سخنانی بیان شود.

1.کمبودهای گذشته عامل منفی بافی در سالمندان
کمبود در مراحل زندگی گذشته به این معنی است که بسیاری از افراد سالخورده هنگامی که به آخرین مرحله ی زندگی خود که پیری است می رسند، با توجه به ویژگی این مرحله سعی می کنند خاطرات مراحل قبل را به یاد آورده و در واقع در تلاش هستند تا آرزو های بر باد رفته، کار های نکرده و سفر های نرفته ی خود را به یاد آورند.
این موضوع که افراد به خاطر فرزندانشان نتوانسته اند آن طور که باید از زندگی خود استفاده کنند و حالا که به پیری رسیده اند دیگر توانی برایشان نمانده که کار های جوانی و میانسالی را انجام دهند، این که فرزندانی که تلاش کردند در حد توانشان زندگی خود را برایشان خرج کنند تا این ها زندگی بهتری داشته باشند و حالا فرزندان آن ها را تنها گذاشته و به حال خود رها کرده اند، همه ی این تفکرات به نحوی می توانند از کمبود های گذشته ی این افراد خبر دهند که با حسرت به آن ها نگاه می کنند

این گونه تفکرات و زندگی در گذشته می تواند باعث شود افراد سالمند به این نتیجه برسند که از زندگی خود بیشترین بهره را نبرده اند و باعث منفی بافی در این افراد خواهد شد. در حقیقت از جمله دلایل مهم افراد سالمند برای چنین نگرشی این است که این افراد از زندگی قبلی خود رضایت نداشته و همین نارضایتی ریشه در وجود نگرش منفی در این افراد دارد.

2.وجود بیماری و تشدید منفی بافی در سالمندان
وجود بیماری های زمینه ای مانند بیماری های قلبی عروقی، بیماری های تنفسی و به خصوص بیماری های کلیوی که بیشتر سالمندان با آن دست و پنجه نرم می کنند، باعث وجود نگرش منفی در این افراد می شود. وجود بیماری جسمانی از آن جایی که باعث می شود فرد با خود تصور کند که به دلیل این بیماری از کار افتاده و ناتوان شده است، به همین جهت نگرشی منفی در ذهن خود جای می دهد که دیگر توانایی خود را بدست نخواهد آورد. همین منفی بافی به تدریج باعث می شود سلامتی وی کاهش یافته و بیماری های مختلفی به سراغش می آیند.
این گونه است که سالخوردگان با مشاهده ی بیماری در بدن خود به کلی امید به زندگی را از دست می دهند و دیگر تلاشی برای بهتر و سالم زندگی کردن خود نمی کنند. در واقع آگاهی به وجود بیماری به دلیل عدم توانایی شخص به مقابله با آن، باعث به وجود آمدن نگرش های منفی در افراد می شود.

3.وجود افسردگی در سالمندان
اکثر افراد سالخورده به دلیل تجارب منفی که در طول زندگی خود کسب کرده اند، به اختلالاتی از قبیل افسردگی که شایع ترین آن ها است، مبتلا می شوند. به همین دلیل در طول دوران پیری خود به افکار منفی، تجربه های بد زندگی گذشته و حسرت های قدیمی خویش توجه بسیاری نشان می دهند و باعث می شوند بیماری افسردگیشان شدت بیشتری بگیرد.
وجود افسردگی که این افراد را درگیر می کند، نمی توانند از آخرین مرحله ی زندگی استفاده کنند، احساس تنهایی مفرط کرده و به انزوا طلبی روی می آورند. این گونه است که وجود افسردگی می تواند در سالمندان باعث شود ایشان به افکار منفی روی بیاورند.
 راهکار های مقابله با منفی بافی در سالمندان
از آن جایی که اکثر افراد سالخورده به گونه ای به افکار و نگرش های منفی پرداخته و باعث شده اند کیفیت زندگی آن ها متزلزل شود، از همین رو نزدیکان این افراد باید به منظور جلوگیری از این افکار و همچنین بازگرداندن احساس سرخوشی برای این افراد، بتوانند باعث شوند سالمندان از آخرین مرحله ی زندگی خویش به بهترین شکل ممکن استفاده کنند.

1.به ورزش بپردازید
در مورد راهکار های مقابله با بیماری های جسمانی در افراد سالخورده، به این موضوع پرداختیم که ورزش از جمله راه حل هایی به منظور پیشگیری و حتی درمان برای بسیاری از بیماری های جسمانی سالمندان است. اما در این بخش اهمیت ورزش در مقابله با منفی بافی سالمندان مطرح می شود.
انجام ورزش های روزانه به خصوص ورزش های صبحگاهی، باعث به وجود آمدن نشاط و خوش خلقی در طول روز برای سالمندان می شود. انجام ورزش می تواند به این افراد کمک کند تا تصورشان نسبت به خود را با تغییری مثبت عوض کنند. باعث می شود به این نتیجه برسند که توانایی انجام بسیاری از کار ها به خصوص ورزش و کار های روزمره ی خود را دارند.
ورزش باعث می شود نگرش منفی در این افراد از بین برود. این گونه سالمندان در تلاش هستند تا برای لذت بردن از ادامه ی زندگی خود تصمیمات بسیار مناسبی اخذ کنند.

2.به سالمندان توجه بیشتری داشته باشید
از دیگر راه های مقابله با منفی بافی در سالمندان این است که اطرافیان آن ها اجازه ی تنها ماندن را به این افراد ندهند. در سنین پیری با توجه به از دست دادن بسیاری از عزیزان، افراد سالخورده به نحوی منزوی شده و نیز دائما به خود گوشزد می کنند که دیگر به پایان راه نزدیک شده اند. اکثرا به خاطرات گذشته با افرادی که دیگر در کنارشان نیستند، می پردازند و تنهایی را در زندگی خویش احساس می کنند. فرزندان می باید ایشان را در کنار خود نگه دارند. با آن ها مهربان باشند و به آن ها توجه کنند. توجه به این افراد از آن جایی که باعث می شود احساس تنهایی کمتری داشته باشند، ذهنیت منفی را کاهش داده و باعث می شود کیفیت زندگی این افراد بهبود داده شود.

3- تقویت احساس کارآمدی و نقش آن در مبارزه با منفی بافی در سالمندان
در بسیاری از مواقع مشاهده می شود که اطرافیان به افراد سالمند در هنگام انجام دادن کاری دیکته می کنند که دیگر از او گذشته و توانایی و کارایی لازم برای انجام دادن کار ها را ندارد. این اشتباه اکثر اطرافیان است که باعث می شود فرد سالمند به تدریج احساس بی ارزش بودن کرده و گمان کند توانایی انجام هیچ کاری را ندارد. این گونه باعث می شود افراد به مرور منزوی و منفی باف شوند. احساس خودکارآمدی یا همان اعتماد به توانایی های خود برای مقابله با منفی بافی در سالمندان بسیار ضروری است.
اطرافیان توصیه می شود در مواقعی که احساس می کنید عملی برای فرد سالخورده خطری ندارد، مشوق فرد شوید تا این عمل را انجام دهد. این گونه در ذهنش احساس کار آمدی تقویت شده و نگرش مثبت کسب خواهد کرد. احساس ناکارآمدی خصوصا بعد از بازنشستگی شایع است و برخی از سالمندان را دچار افسردگی بعد از بازنشستگی می نماید.

 بازنشستگی چیست؟
بازنشستگی در حقیقت یکی از مراحل آخرین دوره ی زندگی هر انسان است و این گونه است که افراد حتی میانسال در هنگامی که احساس می کنند دیگر توانایی انجام کار را ندارند، خود را از کار بر کنار می کنند. در مواقعی نیز سازمان ها باعث بازنشستگی افراد می شوند. هنگامی که احساس می کنند، فرد دیگر کارایی گذشته را ندارد و می توانند نیروی جوان تری را به جای او در این موقعیت شغلی قرار دهند. دوره ی بازنشستگی به علت افزایش امید زندگی و کاهش متوسط سن بازنشستگی طولانی شده است، روندی که در کشور های صنعتی قابل مشاهده است.
این تغییرات تمایز بین کار و بازنشستگی را نیز مبهم کرده اند. چون در برخی از کشور ها بازنشستگی اجباری برای اغلب کارکنان دیگر وجود ندارد، افراد سالمند درباره ی این که چه موقعی بازنشسته شوند و چگونه وقت خود را بگذرانند، انتخاب های بیشتری دارند.
فرایند بازنشستگی امروزه بسیار متغیر است، ممکن است یک برنامه ریزی برای بازنشستگی خود داشته باشند. اکثر سالمندان به تدریج با کاهش دادن ساعات مسئولیت های خود، بازنشسته می شوند و مشاغل نیمه وقتی را اختیار می کنند که وظیفه ی پل ارتباطی را بین انتقال از شغل تمام وقت به بازنشستگی بر عهده دارند.

فعالیت های اجتماعی راهکاری برای بعد از بازنشستگی
چون بازنشستگی از دست دادن نقش هایی را شامل می شود که بخش مهمی از هویت و عزت نفس هستند، اغلب فرایند استرس زایی انگاشته می شود که در ضعف های جسمانی و سلامت روانی دخالت دارند. به همین دلیل نیاز است که اوقات فراغت خود را به فعالیت های اجتماعی اختصاص دهند. فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و هنری از شیوه های موثر برای مبارزه با بی انگیزگی است.
اغلب سالخوردگان وقتی بازنشسته می شوند، زمان بیشتری برای اختصاص دادن به اوقات فراغت خود دارند. چیدن برنامه برای سفر، گذراندن زمان با دوستان و همسالان، پیاده روی و ورزش های صبحگاهی و عصرگاهی می تواند از جمله این اوقات فراغت باشد. افراد می توانند با همسران خود به تفریح بپردازند و این گونه بتوانند کمبود هایی که به دلیل شغل خود بر همسرشان متحمل شدند را جبران کنند. در نتیجه تفریح و اوقات فراغت می تواند بهترین و موثر ترین راهکار برای دوران بعد از بازنشستگی افراد سالمند باشد.  

سخن آخر درباره منفی بافی در سالمندان
در بسیاری از افراد سالمند به دلیل افزایش سن و مشخص شدن عوامل پیری در ظاهر خود، همچنین به علت از دست دادن شغل و گذراندن این دوران در خانه بدون داشتن شغل، این افراد می توانند به مشکلات روانشناختی از قبیل افسردگی، پارانوئید و وسواس های فکری مبتلا شوند. همچنین منفی بافی های ذهنی نیز می تواند جزئی از مشکلات روانشناختی در افراد سالمند باشد.
با مراجعه به روانشناسان و مشاوران و کسب راهکار ها و تمرین هایی برای کاهش مشکلات روانشناختی در سنین پیری، به سلامت روان سالمندان کمک می شود. همچنین فرصتی است که بتوانند از آخرین مرحله ی زندگی خویش نهایت استفاده را ببرند. این افراد باید بتوانند در این مرحله از زندگی خود کمبود های مراحل قبل را به طور مثبت جبران کنند و بتوانند از زندگی خود بهترین استفاده را ببرند.

چگونه با وجود بحران کرونا زندگی خوبی داشته باشیم؟

چگونه با وجود بحران کرونا زندگی خوبی داشته باشیم؟

فارس/ یک فرد تاب‌آور در شرایط کرونایی می‌تواند وضعیت را به‌درستی تجزیه و تحلیل کرده، استرس‌هایش را کاهش دهد و انعطاف‌پذیری بیشتری از خود نشان دهد بدون اینکه اهداف مهم زندگی‌اش را فراموش کند.
تاب‌آوری یکی از مفاهیم روانشناسی است که این روزها در عرصه سلامت روان بسیار مورد تأکید و استفاده قرار می گیرد و معنای آن داشتن ظرفیت برای عبور از بحران‌ها و ترمیم خویشتن است. امروزه دیگر به‌هنجار بودن در جامعه به معنای بی‌مشکل و دردسر بودن تعریف نمی‌شود بلکه کسی که ظرفیت عبور از مشکلات را دارد به‌هنجار و سلامت محسوب می‌شود.

قابلیت تاب‌آوری باعث می‌شود فرد از رویدادهای ناگوار بتواند به سلامت عبور کند و تنش‌ها باعث رشد او در ابعاد فردی و اجتماعی شود نه اینکه با مشکلات روبه‌رو نشود. نزدیک به دو سال از شیوع کرونا می‌گذرد اما خیلی افراد در این دوران چه کسانی که درگیر کرونا شدند و چه کسانی که نشدند، تاب‌آوریشان پایین بود و فراز و نشیب‌ها به لحاظ روانی و جسمانی آنها را از پا درآورد.

یک فرد برای اینکه تاب‌آور باشد باید قدرت پذیرش داشته و انعطاف‌پذیر باشد و با توجه به شرایط موجود بتواند وضعیت و اهداف خود را تعیین کند. برخی از ما هنوز در شرایط قبل از کرونا گیر کرده و به آن دوران فکر می‌کنیم، در حالی که شاید تا مدت‌ها دیگر نتوانیم به آن وضعیت بازگردیم و باید با شرایط فعلی خود را وفق دهیم.

کسانی که این روزها دچار اضطراب‌ها، تنش و پنیک‌های عصبی زیادی هستند شاید برایتان گفته باشند که این وضعیت غیرقابل کنترل و مبهم فعلی و آتی نمی‌گذارد آنها حال خوبی داشته باشند، شاید وضعیت بیش از این هم طول بکشد اما باید کاری کرد تا احساس فرسودگی و درماندگی در ما ایجاد نکرده و سلامت روان و جسممان را حفظ کنیم. در این مطلب به مواردی از این دست اشاره می‌شود که چطور می‌توانیم تاب‌آوری خودمان را بالا ببریم.

۱- دست از منفعل بودن بردارید
برخی افراد چه کسانی که کار می‌کرده یا نمی‌کرده‌اند، در این شرایط دچار انفعال روانی شده و دست از کار و تلاش کشیده‌اند و یک گوشه در منزل نشسته‌اند تا اوضاع خوب شود، درست است که قرنطینه خانگی خوب است و توصیه شده اما اینکه فکر کنیم کاری از دستمان در زندگی برنمی‌آید جز اینکه همه چیز را تعطیل کنیم و گوشه‌گیری داشته باشیم، یک سبک زندگی ناسالم است که باعث رفتارهای تخریبی و اضطراب و تنش‌های زیاد می‌شود. 

۲- فهرستی از فعالیت‌هایی که باید انجام دهید، تهیه کنید
شما در زندگی‌تان نباید چون آب راکد باشید، چرا که آب راکد گنداب می‌شود و بو می‌گیرد. هر کس در زندگی اهدافی دارد که باید آنها را دنبال کند. صرف نظر از شرایط موجود برگه‌ای بردارید و لیست فعالیت‌هایی که باید انجام دهید را بنویسید، سعی کنید یک برنامه‌ریزی روزنامه برای انجامشان داشته باشید و با رعایت پروتکل‌ها به کارهایتان چه در منزل و چه خارج از آن برسید. حجم مشخصی از این برنامه‌ها را مشخص کنید و روزانه به آنها برسید.

۳- خوابتان را تنظیم کنید
خیلی از افراد در این دوران که به مدرسه نمی روند، دانشگاه یا محل کارشان تعطیل شده یا شیفت بندی شده اند، شرایط خوابشان تغییر کرده است یکی از کارهایی که برای داشتن سبک زندگی سالم می توانید انجام دهید سلامت خواب و تنظیم آن است بهتر است مثل قبل برنامه ریزی داشته باشید و صبح ها زود بیدار شوید و متوسط هفت تا هشت ساعت خواب خود را حفظ کنید.

۴- ورزش کنید
ورزش انعطاف بدنی شما را افزایش می دهد و از مشکلات عضلانی جلوگیری می کند. خیلی افراد در این دوران از دردهای بدنی و چاقی گلایه می کنند چرا که تحرکشان کم شده است، بهتر است برای انعطاف بدنی  و ترشح هورمون های خوشحال کننده و کم شدن استرس ، ورزش کنید. ورزش خلق و خوی افراد را هم بهبود می بخشد و احساساتتان را ترمیم میکند همین باعث می شود در منزل نیز کمتر دچار تنش با دیگر اعضای خانواده شوید در یک اتاق کوچک و یک حیاط خلوت هم می توان حرکات ورزشی را انجام داد، پس هر روز زمانی را به ورزش اختصاص دهید.

۵- اخبار کرونا را از منابع معتبر پیگیری کنید
خیلی از شبکه های خارجی این روزها تلاش دارند تا وضعیت را بدتر از آنچه هست نشان دهند، درست است که وضعیت کرونا در اکثر شهرها قرمز است و باید رعایت همه چیز صورت بگیرد اما در واقع منابع معتبر برای پیگیری اخبار خیلی مهم هستند ، فضای مجازی نیز پر از شایعات است و مدام اطلاعات ناقص و نادرست به افراد می دهد و بهتر است زمان مشخصی برای گوش دادن به اخبار حتی کرونا داشته باشید نه اینکه کل روز پیچ تلویزیون روی شبکه های خبری تنظیم باشد.

۶- به احساسات خود توجه بیشتری داشته باشید
همه مردم روزانه حال و احساس های متناقضی را تجربه می کنند، خوشحالی، غم و عصبانیت و … مقابله با هیجانات حال ما را بدتر می کند بهتر است به جای سرکوب هیجانات انها را بشناسیم و مضطرب نشویم. هیجانات مختلف حتی منفی، مضر نیسند بلکه برای بقای انسان لازمند بهتر است آنها را درک کنیم و نسبت به آنها عکس العمل صحیح نشان دهیم. نباید از این احساس ها شرمنده باشیم بلکه نگرش مثبت نسبت به آنها داشته باشیم و احساسات مثبتمان را تقویت کنیم.

به جای اجتناب و فرار از احساسات منفی، سعی کنید آنها را بشناسید مثلا اینکه من در این شرایط قرنطینه از فلان مسئله عصبانی می شوم و فلان چیز ناراحتم می کند، آن را شناسایی کنید و آن را با یک کار مثبت یا فکر مثبت جایگزین کنید. سعی کنید برای کارها و برنامه هایتان معنا پیدا کنید و انگیزه خود را از دست ندهید.

۷- معنای زندگی‌تان را پیدا کنید
این روزها فرصت زیادی افراد برای تنها بودن و فکر کردن دارند به استثنای برخی افراد، خیلی ها زمانشان برای پیدا کردن معنای زندگی بیشتر شده است با این مرگ و میرها و مشکلات شاید انگیزه را برای ادامه از دست داده باشید اما باید بدانید که با قدرت باید تا لحظه آخر جنگید و ادامه داد ، این معنای حیات و زندگی است. بنابراین هدف هایتان را بیاید و آنها را بازسازی کنید ، اجازه ندهید رویاهایتان کمرنگ شوند.

۸- ارتباطات بین‌فردی‌تان را افزایش دهید
نباید اجازه دهید این ایام دوستان و علاقه مندی هایتان را کاهش دهد، دایره دوستانتان را بیشتر کنید و در فضای مجازی هم شده با هم ارتباط قوی داشته باشید همین روابط عاطفی سلامت روان و تاب آوری ما را زیاد میکند. حتی اگر در جایی یکی از اقوام و افراد صمیمی دوستان و فامیلتان فوت شده بهتر است در همین فضای مجزی همدیگر را تسلی دهید و فرصت بیکاری و افکار منفی را از هم بگیرید. همین روابط دوستانه و خانوادگی می تواند به تقویت دایره دوستان و آشنایان و کاهش استرس و بهبود خلق کمک کند.

در نهایت یادمان باشد که افزایش تاب آوری در دوران بحران می تواند ما را از این شرایط بحرانی به سلامت به سرمنزل مقصود برساند.

زوج سالمند خوش‌ سلیقه

زوج سالمند خوش‌ سلیقه

خراسان/ «بن» و «پن» زوج ژاپنی 60 ساله‌ای هستند که بعد از سفیدشدن موهای‌شان تصمیم گرفته‌اند لباس‌های هماهنگ بپوشند. همین کار به ظاهر ساده، آن‌ها را به یک زوج سالمند دوست‌داشتنی در فضای مجازی تبدیل کرده است. بن و پن 41 سال است که ازدواج کرده‌ و در دانشگاه با هم آشنا شده بودند. تنها به دلیل جذابیت در هماهنگی پوشیدن لباس‌شان، بیش از 830 هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام دارند.  

ابتدای کار دخترشان از آن‌ها عکس می‌گرفت و در صفحه شخصی‌اش به اشتراک می‌گذاشت. اما بعد از آن به حدی با استقبال کاربران روبه‌رو شد که تصمیم گرفت یک صفحه اختصاصی برای پدر و مادرش ایجاد کند. بن و پن اغلب عکس‌ها را خودشان با سه‌پایه و بدون اهمیت به مکان عکاسی به ثبت می‌رسانند و آن‌چه در تصاویر اهمیت دارد لباس آن‌هاست. سادگی انتخاب‌ آن‌ها در لباس پوشیدن، تحسین کارشناسان مد را هم برانگیخته است.
پن و بن در فضای مجازی سعی می‌کنند افراد مسن را به خوش‌پوشی، پوشیدن لباس شاد، ارزان و ساده تشویق کنند. آن‌ها اعتقاد دارند که زندگی دوم آدم‌ها تازه بعد از بازنشستگی‌شان شروع می‌شود و می‌خواهند نشان دهند که بازنشستگی می‌تواند سرگرم‌کننده هم باشد. این زوج خوش سلیقه پا را فراتر از فعالیت در اینستاگرام گذاشته و خط تولید لباس به سبک خودشان را  هم راه‌اندازی کرده‌اند.
منبع: گاردین

نکاتی مهم برای داشتن یک خانواده شاد

نکاتی مهم برای داشتن یک خانواده شاد

همشهری آنلاین/ برقراری ارتباط، انعطاف‌پذیری و دادن احساس امنیت می‌تواند به داشتن یک خانواده شاد کمک کند.

 به نقل از دویچه‌وله، داشتن یک خانواده شاد و سالم از نیازهای مهم زندگی به شمار می‌رود. راهکارهای ساده اما کارآمد و اصولی می‌تواند ما را برای حرکت به سمت این شادی ماندگار سوق دهد.

وب‌سایت آموزشی بریتانیایی «familylives» که در زمینه سلامت روان خانواده فعالیت می‌کند در مقاله‌ای توصیه‌هایی برای داشتن یک زندگی شاد ارائه داده است.

بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنید
این کار چندان آسان نیست، اما مدیریت مناسب آن می‌تواند تاثیر به‌سزایی در روابط با خانواده داشته باشد. این تعادل باعث افزایش عزت‌نفس می‌شود زیرا همیشه نگران نادیده‌گرفته شدن مسئولیت‌های خود نیستید و کنترل شما را بر زندگی افزایش می‌دهد.

از خودتان مراقبت کنید
والدین اغلب تمام وقت‌شان را به خانواده اختصاص می‌دهند و خود را فراموش می‌کنند. این روش در نهایت باعث احساس کینه و بدبختی می‌شود و حمایت شما را از خانواده سلب می‌کند. با خودتان صادق باشید، این خودخواهی نیست که والدین برای خود وقت بگذارند حتی اگر ده دقیقه در روز باشد.

نظم و انضباط داشته باشید
به جای اینکه به نظم و انضباط به چشم تنبیه نگاه کنید، از آن به‌عنوان راهکاری برای آموزش فرزندان استفاده کنید، این روش هم مثبت‌تر و هم سازنده‌تر خواهد بود.

دلیل محدودیت‌ها را توضیح دهید
والدین اغلب از مرزها و محدودیت‌ها برای محافظت از کودکان در برابر خطرات استفاده می‌کنند، اما خوب است که به جای صدور دستورات، دلیل وجودشان را به آن‌ها توضیح دهید. توضیح اینکه چرا این دستورالعمل‌ها مهم هستند به کودک شما کمک می‌کند تا شرایط را درک کند و همکاری بیشتری داشته باشد.

نقش مهم ارتباطات
ارتباط مهم است، هم در زمان‌های خوب و هم در شرایط سخت. کودکان اغلب نمی‌توانند احساسات خود را در قالب کلمات بیان کنند. در مورد خود صحبت کنید، نه فقط در مورد مشکلات بلکه در مورد زندگی روزمره، اگر آن‌ها احساس کنند در کارهایی که شما انجام می‌دهید مشارکت دارند، به احتمال زیاد برای کارهای شما ارزش بیشتری قائل می‌شوند.

زمان کافی اختصاص دهید
سعی کنید چند بار در هفته وقت‌های خانوادگی داشته باشید، مثلا سه وعده در هفته بتوانید به صورت خانوادگی غذا بخورید. این به همه شما فرصتی می‌دهد تا در مورد مسائل مهم و همچنین موضوعات سرگرم‌کننده‌تر صحبت کنید. از فرزندان خود بخواهید که در انجام وظایف به شما کمک کنند، آن‌ها ممکن است اعتراض کنند اما احساس می‌کنند که در زندگی شما جای دارند و غریبه نیستند.

آرامش‌بخش باشید
اگر یک فاجعه خانوادگی رخ دهد یا یکی از اعضای خانواده مشکلی داشته باشد، دور هم جمع شدن واقعا می‌تواند کمک کننده باشد. فرزندان شما در این زمان به کمک احتیاج خواهند داشت و مهم است که به آن‌ها آرامش و اطمینان بدهید.

انعطاف‌پذیر باشید
کودکان بیش از هر چیزی می‌خواهند وقت خود را با والدین‌شان بگذرانند. وقت گذاشتن برای یک بازی بداهه یا یک سفر برنامه‌ریزی نشده به پارک بسیار سرگرم‌کننده است و همچنین چیزی است که شما و فرزندانتان با علاقه آن را به خاطر خواهید آورد. داشتن روال عادی خوب است، اما اگر هرازگاهی هم برای سرگرمی و بازی از روال خارج شوید، بد نیست.

بدترین واکنش‌‌ها به اتهامات دروغین

بدترین واکنش‌‌ها به اتهامات دروغین

خراسان/ نتایج یک پژوهش جدید ثابت می‌کند که خشمگین‌شدن در برابر اتهام اشتباهی که به شما زده‌شده، باعث می‌شود ظن گناهکار بودن‌تان در ذهن دیگران تقویت شود
 وقتی کسی بابت اشتباهی که مرتکب نشده‌اید، بهتان تهمت می‌زند، چه واکنشی نشان می‌دهید؟ احتمالا عصبانی می‌شوید. بعد طرف مقابل خشم شما را نشانه درست بودن اتهام می‌داند، با این توجیه که «اگه کاری نکردی، پس چرا به‌هم ریختی؟» و واکنش بعدی شما که انفجاری از خشم خواهد بود، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند. «لسلی کِی. جان» استاد مدرسه کسب‌وکار هاروارد و همکارانش درباره این موضوع پژوهشی ترتیب‌ داده‌اند و طی مجموعه آزمایش‌هایی به این نتیجه رسیدند که خشم ممکن است باعث شود فرد، حتی اگر در واقع بی‌گناه باشد، گناهکار دانسته ‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که چه آسان براساس احساساتی که دیگران بروز می‌دهند، درباره خطاکاربودن یا نبودن‌شان دچار اشتباه می‌شویم. مطلب حاضر خلاصه مقاله‌ای است با عنوان «اگر اتهامی دروغ به شما زده‌اند، بدترین کار خشمگین شدن است» که از وب‌سایت «ترجمان» نقل می‌کنیم.
 
   هنگام قضاوت فریب احساسات را نخورید
پژوهشگران در یک آزمایش، کلیپ‌هایی را از برنامه تلویزیونی واقع‌نمای «قاضی فِیث» به شرکت‌کنندگان نشان دادند. این کلیپ‌ها در دادگاه می‌گذشتند و اتهامات متنوعی را تصویر می‌کردند ازجمله شکایت از همسایگان مشکوک، سوانح شرکت‌های باربری و رانندگان بی‌احتیاط. شرکت‌کنندگان آزمایش با تماشای این کلیپ‌ها می‌سنجیدند که طرف های دعوی در دادگاه تلویزیونی چقدر عصبانی و گناهکارند و بر آن اساس به هر یک نمره می‌دادند. آن‌ها هرچه متهم را عصبانی‌تر می‌پنداشتند، باور می‌کردند که گناهکارتر است. پژوهشگران مستنداتی را هم برای توضیح این اثر آوردند که تأیید می‌کرد کسانی که خشم خود را اظهار می‌کنند، غیرقابل‌اعتماد و نامعتمدتر جلوه می‌کنند. این گروه پژوهشی در آزمایشی دیگر سناریوهایی خیالی درباره مردی به‌نام «نِیتِن» به شرکت‌کنندگان دادند. در این سناریوها یا شریک زندگی نیتن او را به خیانت متهم می‌کرد یا یکی از همکاران به او انگ دزدی می‌زد. پژوهشگران در هر سناریو پاسخ نیتن را به‌طور تصادفی گنجاندند. در یک حالت به شرکت‌کنندگان می‌گفتند نیتن اتهامی را که به او زده‌بودند با ملایمت رد کرد یا با شنیدن آن از کوره در رفت و با خشم فریاد زد. میانگین نمره شرکت‌کنندگان به میزان گناهکاری نیتنِ خشمگین 6.3 از ۷ بود که نشانه محکوم کردن او بود درحالی‌که نمره نیتنِ خونسرد فقط 2.9 بود. نتیجه این‌که مردم گرایش دارند خشم را، حتی خشم نامحسوس را، گواه گناهکاری بدانند.
 احساس بی‌عدالتی باعث خشم می‌شود
در گام بعد پژوهشگران بررسی کردند که آیا این درک و دریافت صحیح است یا نه؛ آیا فرد گناهکار خشمگین‌تر از فرد بی‌گناه است؟ به بیان دیگر آیا خشم نشانه گناهکاری است؟ معلوم شد که پاسخ منفی است. پژوهشگران برای رسیدن به پاسخ این سوالات از مردم خواستند واقعه‌ای را به‌یاد آورند که در آن متهم شده‌اند، چه آن اتهام مربوط به تخلفی کوچک بوده ‌باشد مثل دروغ‌گفتن یا موضوعی جدی مثل ارتکاب جرم. سپس از آن‌ها پرسیدند که در آن موقعیت چقدر خشمگین بودند و چقدر خشم خود را بروز دادند. شرکت‌کنندگان به‌خاطر آوردند که همواره وقتی به‌غلط متهم شده‌اند، خشم بیشتری بروز داده‌اند تا وقتی که واقعا کار اشتباهی انجام داده‌اند و به هر اندازه که اتهام جدی‌تر بوده، خشم آن‌ها هم بیشتر شده‌ است. خیلی‌ها گفتند چیزی که حسابی کفری‌شان می‌کرد این بود که غیرمنصفانه قضاوت شده‌اند. این آزمایش هم شواهد بیشتری فراهم کرد در تأیید این‌که وقتی مردم خشم را نشانه‌ای از گناهکاری می‌بینند، اغلب نتیجه‌گیری‌های زودهنگام و اشتباه می‌کنند. جان می‌گوید «درواقع خشم بیشتر احتمال دارد نشانه بی‌گناهی باشد تا گناهکاری. آزاردهنده‌تر است که بابت کارِ نکرده متهم شوید، چون عنصر ناعادلانه‌بودن هم به ماجرا اضافه می‌شود».
 از کوره درنروید
براساس نتایج این پژوهش توصیه می‌شود که وقتی نامنصفانه مقصر دانسته می‌شوید، آرامش خود را حفظ کنید. البته خونسرد ماندن در چنین موقعیتی سخت به‌نظر می‌رسد اما محققان می‌گویند؛ «از پژوهش دیگری می‌دانیم که وقتی متهم شده‌اید، خوب است که خودتان را متمایل به همکاری نشان دهید. خشم، سیگنالِ متضادی به دیگران می‌دهد؛ این‌که دارید چیزی را پنهان می‌کنید. اگر اتهامی که به شما وارد شده ازطریق ایمیل به دست‌تان رسیده، شاید بهتر باشد که در پاسخ‌دادن به آن کمی فاصله بیندازید تا بتوانید وقتی آرامش خودتان را بازیافته‌اید جواب بدهید. به روی دیگر ماجرا هم نگاه کنیم؛ اگر شما در شرکتی مدیر هستید و در جایگاهی قرار دارید که به دلیل مشکلی که در محیط کار به‌وجود آمده، باید بگویید که کارمندتان گناهکار است یا بی‌گناه، احتمالا عاقلانه‌تر این باشد که به حالت احساسی افراد اعتنا نکنید. اگر ظنین شده‌اید که کارمندی تخلف می‌کند، به‌جای اتکا بر حالات چهره او یا دیگر واکنش‌هایش، تلاش کنید داده‌های واقعی به‌دست بیاورید تا پیش از تصمیم‌گیری درباره گناهکار بودنش، ببینید آیا این ادعای درخور توجهی است یا نه». احتمالا کسانی هم که گناهکار هستند، وقتی اتهامی به آنان زده می‌شود اظهار عصبانیت کنند؛ شاید از آن به‌عنوان استراتژی‌ استفاده کنند که نشان دهند به‌خاطر اخلاقیات خشمگین شده‌اند یا از مشکلات و کاستی‌های جریان دادرسی خشمگین شده‌باشند تا خود اتهام یا حتی شاید به این دلیل که اصلا خبط و خطای خود را به‌درستی به‌یاد نمی‌آورند، اما این پژوهش نشان می‌دهد که به‌نظر می‌رسد به‌طور متوسط، افرادِ به اشتباه متهم‌شده درمقایسه با گناهکار واقعی بیشتر احساس خشم می‌کنند و آن را شدیدتر ابراز می‌کنند.

نویسنده : الهه توانا | روزنامه‌نگار