چرا ازدواج نکردی؟

تبیان/ خیلی از مجردها بارها و بارها از طرف خانواده و دوست و آشنا و حتی گاهی غریبه‌ترها با همچین سوالات یا فشارهایی مواجه میشن. اما تجربه نشون داده نه تنها اصلا تاثیر مثبتی تو طرف مقابل نداره و بدتر آزاردهنده‌ست، بلکه از یه جایی به بعد دیگه اصلا اهمیتی هم نداره و حتی بهش فکر نمی‌کنن که بخوان اذیت شن. چه‌کاریه خب؟! 

🤔 اگه دلسوز و به فکر ازدواج جوون‌هایید، مطمئن باشید این راهش نیست!
به نظر شما بزرگترها چطور می‌تونن کمک کنن؟

بعد از «طلاق» نمی توانم نگاه مردم را تحمل کنم!

بعد از «طلاق» نمی توانم نگاه مردم را تحمل کنم!

خراسان/ بعد از طلاق سخت است که نگاه های مردم را تحمل کنم. دارم دیوانه می شوم. ساعت ها فکر می کنم، گاهی خودم را مقصر می دانم. در گذشته سختی زیاد کشیده ام؛ از وقتى به دنیا آمده ام تا الان. پیش خودم فکر می کردم ازدواج کنم دیگر سختی نمی کشم. کسی هست که پشتیبانم باشد و من را درک کند. شاید ازدواج دومم این طور باشد.

پاسخ
با سلام خدمت شما مخاطب گرامی. جدایی انسان را وارد دنیای نامعلومی می کند. همه چیز گویی از هم گسیخته شده و روند زندگی عادی همچون گذشته نیست. مسئولیت ها، کارها، خانه و حتی رابطه شما با دوستان و اعضای خانواده همانند قبل نخواهد بود حتی شناسنامه تان نیز تغییر می کند. تغییرات پس از طلاق در همه عرصه های زندگی فردی شخص تاثیر می گذارند. احساس شما را درک می کنیم. احیا شدن روح و جسم پس از طلاق و جدایی دشوار است و البته فراموش نکنید به زمان نیاز دارد. در ادامه به راه حل هایی برای تحمل درد طلاق اشاره خواهیم کرد.
اجازه دهید زمان بگذرد
در چند ماه اول پس از طلاق هیچ تصمیمی اتخاذ نکنید. تصمیماتی همچون تغییر شغل، نقل مکان از شهر خود یا تصمیمات مهمی همچون این موارد. باید سعی کنید از نظر فکری و روحی به یک ثبات و تعادل برسید که با توجه به روحیاتی که در متن پیامتان نقل کرده بودید هنوز به ثبات و آرامش روحی نرسیده اید پس بهتر است ابتدا به آرامش روحی و ثبات برسید و سپس برای موضوعات مهم زندگی تصمیم‌گیری کنید.
علاقه مندی های جدید بیابید
هنگامی که درد جدایی تا اندازه ای آرام شد و حالتان کمی بهتر شد، دنبال یافتن علاقه مندی ها و فعالیت های جدید باشید. فعالیت در حوزه های مورد علاقه باعث لذت بردن از زندگی می شود و در بهبود روحیه شما تاثیر بسیار دارد.
روال زندگی عادی خود را حفظ کنید
طلاق یا جدایی در همه عرصه های زندگی تاثیر منفی دارد، اما سعی کنید روند زندگی عادی خود را حفظ کنید. سعی کنید روند سالم زندگی‌تان را ادامه دهید و همیشه و در هر شرایطی انتخاب های درست داشته باشید.
برای ازدواج مجدد عجله نکنید
با توجه به تمایل شما به ازدواج مجدد و داشتن پشتیبان، ابتدا بهتر است برای تشکیل یک زندگی تازه حساب و کتاب های عاطفی در زندگی اولتان را برای همیشه ببندید. با توجه به این که شما هنوز درگیر رابطه عاطفی گذشته تان هستید بهتر است برای داشتن یک رابطه عاطفی جدید عجله نکنید. بی تفاوتی و خنثی شدن شما نسبت به همسر گذشته تان نشان می‌دهد که شما زندگی گذشته‌تان را فراموش کرده‌اید؛ یعنی این که شما با دیدن همسر گذشته تان دیگر عصبانی نمی شوید، تپش قلب نمی گیرید و هیچ حس منفی و مثبتی نسبت به او ندارید. تمام این موارد علایم پایان رابطه است و شما می توانید با آزادی افکار خود به ازدواج مجدد فکر کنید؛ البته اگر در این مقطع برای شما هیجان و احساسات عاطفی پیش آید و نسبت به فردی برای ازدواج فکر کردید پیشنهاد می شود بدون عجله وارد مرحله آشنایی، بررسی و گفت و گو شوید و در عین حال درمان و کنار گذاشتن مورد قبلی هم به موازاتش انجام داده شود.
درس هایی که باید پس از طلاق آموخت
هنگامی که روح در فشار پریشان حالی است درس های زیادی از زندگی می توان گرفت. از زمانی که جدا شده اید احساس تهی و خالی بودن دارید احساس می کنید دیگر هرگز روی خوشبختی را نخواهید دید؛ اما در حقیقت این طور نیست همیشه و در هر لحظه دنیا در حال تغییر است پس این را باور داشته باشید که می توان دانه ای جدید کاشت و آن را پرورش داد. این شرایط به شما کمک خواهد کرد شناخت بهتری از خود داشته باشید و ایرادهای رفتاری، فکری و اعتقادی خود را بهتر درک کنید. این سختی ها باعث می شود که صبورتر و قوی‌تر شوید. پس از این مراحل می فهمید که تصمیمات شما می تواند بر روند زندگیتان چه تاثیرات مثبتی داشته باشد.
دوست گرامی! از این که این روزها احساسات خوبی را تجربه نمی کنید، بسیار متأسفیم و حال شما را درک می کنیم. ضمن جلب توجه شما به توصیه های کارشناس محترم، نکات ذیل را نیز به شما یادآوری می کنیم:همان طور که در بیان مشاور نیز آمده است، توجه به این که این حال و شرایط بد نیز همانند بسیاری شرایط نامساعد و حال بد دیگری که تاکنون تجربه کرده اید، خواهد گذشت، بسیار مهم وکارگشاست؛ البته درک می کنیم که به سختی می گذرد. 

در این بین نکته ای در پیامک شما قابل توجه است و آن اشاره ای است به دوران سخت و دشوار زندگی گذشته خود که از کودکی تا کنون سپری کرده‌اید و امیدی که به بهبود شرایط و حل مشکلات پس از ازدواج داشته اید. ما نمی دانیم مشکلات و سختی های زندگی شما چه مواردی بوده است؛ اما زندگی همواره پستی و بلندی دارد و کسی نمی تواند ادعا کند که با فراز و نشیبی (از جنس های مختلف و با شکل های متفاوت) در زندگی اش مواجه نبوده است، این مشکلات از هر گونه ای که باشد، بخشی از آن ها از اختیار ما خارج است؛ یعنی در بروز و گسترش آن ها نقشی نداشته ایم، راه چاره در این موضوعات، پذیرش واقعیت است، غصه خوردن، افسوس روزهای خوب را داشتن، آرزوها و رویاهای واهی و دور از دسترس بافتن نمی تواند چیزی را تغییر دهد، تنها شما هستید که می توانید با نگرش مثبت (ما از الکی خوش بودن حرف نمی زنیم؛ بلکه همین پذیرش واقعیت های تغییر ناپذیر، سرزنش نکردن خود برای آنچه که مقصرش نبوده اید، توجه به توانایی های خود، دوست داشتن خود و احترام به ارزش های وجودی تان و مقایسه نکردن خود با دیگران مجموعه ای از نگرش های مثبت و در پی آن احساس و حال خوبی را برای شما رقم می زند. ) زندگی بسیار بهتری را تجربه کنید.بخشی دیگر از مشکلات و مدیریت آن ها در اختیار خود ماست که راه حل آن ایجاد تغییرات مثبت در خودمان است.
 نداشتن توقع بیجا از دیگران برای رفع مشکلات، آغاز به حرکت و یافتن راه برای حل مسائل می تواند به ما کمک کند که امیدواریم شما بیش از گذشته به آن ها بیندیشید.نکته بسیار جدی دیگر در پیامک شما، نگاهی است که به ازدواج داشته اید. بارها نوشته و گفته ایم این که گمان کنیم ازدواج قرار است راه حل مشکلات ما باشد، ناکامی ها را جبران کند و … نیست. مشکلات شخصیتی، گیر و پیچ های ارتباطی، آرزوهای محال و دور دست و… هیچ کدام با ازدواج رفع نمی شود مگر آن که شخص برای حل آن ها چه قبل و چه بعد از ازدواج راه حل درست بیابد. این تفکر اشتباه شما را بیشتر آزار داده است و احساس ناکامی شما را پس از ازدواج و اینک در دوران پس از طلاق بیشتر کرده است. توصیه بسیار جدی ما به شما این است که مبادا با همین نگرش و احساس وارد ارتباط جدید و زندگی مشترک دیگری شوید. وقتی زمان مناسب ازدواج شما فرا می رسد که علاوه بر رسیدن به ثبات عاطفی و روانی به نگرش های درستی درباره ازدواج و زندگی مشترک برسید.

تفاوت 61 سانتی‌متری قد یک زن‌ و‌ شوهر!

تفاوت 61 سانتی‌متری قد یک زن‌ و‌ شوهر!

خراسان/ به بهانه ثبت رکورد یک‌زوج در گینس به دلیل داشتن بیشترین اختلاف قد، نکاتی را درباره ملاک‌های ظاهری برای ازدواج گفتیم
 تصاویری از یک زن‌و‌شوهر اهل کشور ولز که به تازگی نام‌شان در گینس به خاطر داشتن بیشترین اختلاف قد میان یک زن‌و‌شوهر ثبت شده است، مورد توجه شبکه‌های اجتماعی دنیا قرار گرفت. «کلویی»، خانم معلم 27 ساله با قد 165 سانتی‌متر با جیمز لاستد 33 ساله که قدش 104 سانتی‌متر است، ازدواج کرد  و این زوج نام خودشان را در کتاب رکوردداران گینس ثبت کردند. به بهانه این خبر، به این سوال‌ها پاسخ دادیم که ملاک‌های هم کفو بودن از لحاظ ظاهری چه مواردی هستند؟ آیا مهم هستند یا قابل چشم‌پوشی؟ و … .
 
   پیش‌بینی کننده‌های عاقبت ازدواج
ازدواج خوب ویژگی‌های مشخصی دارد که برخی از آن ها را می‌توان پیش از ازدواج با توجه به یک سری نکات تشخیص داد. پیش‌بینی کننده‌های ازدواج را می‌توان به سه طبقه اساسی تقسیم کرد: 1- عوامل پیش‌بینی کننده مثبت: این عوامل موفقیت ازدواج را پیش‌بینی می‌کنند(مانند هماهنگی زوج ها در زمینه‌های خانوادگی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی و …). 2- عوامل پیش‌بینی کننده منفی: عواملی که تعیین کننده ازدواج ناموفق هستند(مانند بیماری روانی، اعتیاد، آمادگی نداشتن برای ازدواج و … ). 3-عوامل تعدیل‌گر: این عوامل افزون بر این‌که خودشان از عوامل پیش‌بینی هستند، اثر تعدیل‌کنندگی بر عوامل دیگر هم دارند(مانند مسائل فرهنگی، مذهبی و …). هرچند عوامل تعدیل‌گر می‌توانند به عنوان متغیر مثبت هم عمل کنند اما اثر دیگر عوامل را هم کنترل می‌کنند. مثلا پایبندی به مسائل اخلاقی و دیندار بودن علاوه بر این که می‌تواند سبب موفقیت در زندگی شود، احتمال طلاق را کاهش می دهد و فقدان بعضی عوامل مثبت را هم جبران می‌کند. برای مثال، اگر دو زوج خانواده‌های ناهماهنگی داشته و از لحاظ اقتصادی یا ظاهری شباهت کمتری به هم داشته باشند اما درجه پایبندی مذهبی و توجه‌شان به اصول اخلاقی بالا باشد، می‌توانند این کمبود را بپوشانند و اثر منفی این ناهماهنگی را کاهش دهند. این شد، اولین نکته درباره ملاک‌های ظاهری.

   هم‌کفو بودن ظاهری مهم است اما …
به اصل همسان‌همسری به عنوان معیار همسر گزینی و ضامن انسجام خانواده در ذیل عنوان «کفویت» تاکید شده است. از جمله این معیارها، ملاک‌های ظاهری و جسمانی است که به زیبایی در کنار سایر ملاک‌ها باید توجه شود. البته زیبایی در مقایسه با یک سری ملاک‌های روانی، اخلاق، صلاحیت خانوادگی و فرهنگی از اهمیت کمتری برخوردار است. باید توجه داشت که عوامل جسمانی ظاهری و زیبایی هرچند   در جذب زن و مرد به یکدیگر مهم  است ولی نقش چندانی در پایداری زندگی ندارد.
   ملاک‌های ظاهری که باید به آن‌ها توجه کرد 
ملاک‌های جسمانی و ظاهری که باید به آن‌ها توجه کرد، عبارتند از: 1- داشتن تفاوت سنی معقول بین زن و شوهر. 2- زیبایی چهره که علاوه بر سلیقه‌ای بودن با وجود تعالیم خردمندانه بیشتر فرهنگ‌ها مبنی بر اهمیت خصائل درونی، باز هم بعضی افراد صرفا بر اساس زیبایی چهره و ظاهر طرف مقابل تصمیم به ازدواج با او می‌گیرند. البته این ملاک از طرف مردان بیشتر مد نظر است و در انتخاب همسر مورد علاقه به این مسئله پر رنگ‌تر نگاه می‌کنند. باید توجه داشت عشق طولانی مدت به رفتار زنان و مردان در زندگی‌مشترک بستگی دارد نه به ظاهر و قیافه و قد؛ بنابراین تناسب اندام، قد و رنگ پوست در ازدواج نباید به تنهایی ملاک قرار گیرد و در کنار سایر موارد اخلاقی و شخصیتی، بررسی‌شان قابل درک است.
   2 توصیه درباره ملاک‌های ظاهری
در پایان در حوزه ملاک‌های جسمانی و ظاهری دو توصیه مهم دارم:
 درخصوص جذابیت ظاهری و آن چه در این ملاک مهم است، بنا به سلیقه طرف این انتخاب صورت می‌گیرد و کاملا سلیقه‌ای است. به همین دلیل نداشتن نگاه صددرصدی و کمال‌گرایانه در این حوزه توصیه می‌شود چراکه بسیاری از دختران و پسران در انتخاب این ملاک به دنبال نگاه صددرصدی و بی‌نقص بودن طرف مقابل هستند و چه بسا گاهی در تردیدهای خود بر سر چند سانت اختلاف قدی با وجود تفاهم در دیگر ملاک‌ها به مشکل می خورند.
توصیه دیگر در بحث ملاک ظاهری، نداشتن نگاه مقایسه‌ای به این ماجرا بعد از ازدواج است. قبل از  گرفتن تصمیم نهایی در انتخاب خود در خصوص ظاهر دقت کنید و آن چه مهم است به دل نشستن فرد مقابل برای شماست نه دیگران. خیلی به دنبال تایید گرفتن و نمره دادن دیگران به فرد منتخب خود از منظر ظاهری نباشید.

نویسنده : صدیقه معدنی | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

ریشه و دلیل طلاق زوج های جوان در اوایل زندگی

ریشه و دلیل طلاق زوج های جوان در اوایل زندگی

بیا نی نی/ هنوز پنج شش ماه از ازدواج پر شورشان نگذشته که پچ پچ ها درباره اختلافات آنها در فامیل پیچیده، زمزمه هایی که حکایت از طلاق زود هنگام و دلایل آن دارد. امروزه طلاق در دوران عقد و نامزدی رواج زیادی یافته است و بسیاری از دختر و پسرها قبل از اینکه جوهر مهر ازدواجشان خشک شود، مهرطلاق بر شناسنامه شان می زنند.
طلاق قبل از آغاز زندگی مشترک دلایل زیادی دارد اما رایج ترین علت آنها برای گرفتن طلاق این است که طرف مقابلشان فردی که می خواسته اند نبوده است.

بررسی علل طلاق در سال های اول زندگی
آمادگی ازدواج نداشتن
زمانی ما می توانیم به مراحل بعدی رشد روانی وارد بشویم که مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشیم. اگر به خاطر ناکافی بودن مهارت های مان مرحله قبلی را صحیح و کامل طی نکرده باشیم، در مرحله بعدی موفقیت کسب نخواهیم کرد.
اگر فرد در دوران قبل از ازدواج، تنها به رویا پردازی درباره ازدواج و زندگی مشترک بپردازد و بلوغ کافی را پیدا نکرده باشد و فرصت هایش را صرف آگاهی از واقعیت ها و کسب مهارت های اساسی برای کنار آمدن با آن ها نکرده باشد، به علت آمادگی نداشتن برای ازدواج، وقتی وارد مرحله جدیدی از زندگی می شود سریع جا می زند.
در این حالت برای دور ماندن از اضطراب این ناکامی را تقصیر طرف مقابل می داند و عمدتا متوجه نقص های خود نمی شود و می گوید «اونی که می خواستم نیست».

رویای ازدواج از دلایل طلاق در اوایل زندگی
در کودکی هنگام خاله بازی اگر یکی دختر و دیگری پسر بود، یکی زن می شد و آن یکی شوهر و در طی بازی هر کدام از طرفین آن کسی را می ساخت که می خواست؛ بدون غر، بدون گله و بدون مقاومت؛ یکی زندگی به تمام معنا رویایی.
این آرامش رویایی که در خاله بازی کودکی نیز به دنبالش هستیم، اگر در سال های بعدی به تدریج به سمت واقعیت سوق پیدا نکند، آرامش فرد را برهم می ریزد به همین دلیل متاسفانه در سال های اخیر به بسیاری از جوانان در سال اول زندگی طلاق را تجربه می کنند.
اغلب افرادی که تنها چند ماه از ازدواجشان گذشته است به دنبال به دست آوردن رویاهایشان وارد ازدواج شده اند و وقتی با واقعیت مواجه شده اند، نتوانسته اند فاصله بین رویا و واقعیت را تحمل کنند و بنابراین به طلاق روی آورده اند.


چون به سوال «من کیستم؟» جواب نداده ام
نرسیدن به جمع بندی از اینکه من کیستم و انتظارات خود از جنبه های مختلف زندگی مانند ازدواج، همسر و زندگی مشترک اولین عامل خطرساز طلاق زودهنگام که ریشه در دوران مجردی دارد، است.
کسی که هویت مشخصی ندارد دائما این شاخه و آن شاخه می کند، سریع عاشق و فارغ می شود، تصمیم می گیرد و سریع پشیمان می شود و آمادگی ورود به زندگی زناشویی را ندارد و اگر ازدواج کند سریعا به طلاق ختم می شود.

چون تقابل نگرش ها را دست کم گرفتم
در دوران های قبلی در مورد زندگی مشترک، همسر و تشکیل خانواده در هر فرد نگرش های متفاوتی وجود دارد. نگرش ها یک بعد شناختی یعنی همان فکری که ما درباره چیزی می کنیم، دارند و یک بعد عاطفی یعنی احساسی که نسبت به آن چیز داریم، دارند و بعد دیگر نگرش هم که ما براساس آن چه که فکر و احساس می کنیم، دوست داریم دست به رفتار بزنیم.
بیشتر اوقات نگرش های ما ثابت باقی می مانند و نمی توانیم آنها را تغییر دهیم. نگرشی که فرد در دوران قبل از ازدواج نسبت به زندگی دارد، با ازدواج کردن تغییر زیادی پیدا نمی کند بنابراین افراد مجردی که به این نکته بی توجه ند، خیلی زود تسلیم جدایی خواهند شد.

چون به «انگیزه» اهمیت زیادی ندادم
اگر در دوران مجردی پاسخ درستی به این سوال که «چرا می خواهم ازدواج کنم؟» ندهیم در زندگی مشترک با مشکل روبرو خواهیم شد و زندگیمان از هم خواهد پاشید.
داشتن انگیزه اهمیت فراوانی دارد و به عنوان زیرمجموعه ای از عامل هویت است. انگیزه، موتور محرک رفتار است و اگر انگیزه یک رفتار، غلط باشد، فرجام خوبی نخواهد داشت. اگر فرد مجردی به علت راحت شدن از دعواها پدر و مادرش ازدواج می کند، بعد از ازدواج و وقت روبه رو شدن با اولین مشکل خودش را گرفتار جنجال های گذشته می بیند و آماده فرار از مشکلات می شود.
اگر فرد به علت رفع نیاز جنسی، جبران ناکامی های عاطفی گذشته، خسته شدن از مجرد بودن، تسلیم شدن به فشارهای محیطی ازدواج کند و انگیزه او از ازدواج این مسائل باشد ممکن است سبب طلاق در سال اول زندگی شود.

چون مهارت های زندگی را بلد نبودم
در قدیم اقوام به والدین هر جوانی که خطایی انجام داده بود، پیشنهاد می کردند که او را از سر خود باز کنند و برایش زن بگیرند تا در زندگی مشترک درست شود، وقتی والدین برای پسرشان زن می گرفتند همسر این جوان به علت این که طلاق به ندرت اتفاق می افتاد و طلاق عاطفی هم یا مطرح نبود یا مثل حالا خیلی مهم به حساب نمی آمد، مجبور بود عمرش را با او سپری کند و دم نزند.
آن موقع کافی نبودن آموخته های فرد از مهارت های زندگی، موجب طلاق نمی شد اما امروزه تابوی طلاق تا حد زیادی شکسته شده که زوجین به صورت توافقی اقدام به طلاق می کنند. یک دلیل مهم برای جدایی های زودهنگام نداشتن پشتوانه مهارتی کافی برای ورود به زندگی است.
از آن جا که کاربردی شدن این مهارت ها به زمان و ممارست احتیاج دارد و زوجین امروزی برای یادگیری به طرف مقابل فرصت کافی نمی دهند، باید افراد در دوران مجردی این مهارت ها را بیاموزند تا در اوایل زندگی با مشکل روبرو نشوند.
مهارت هایی که نیاموختن آنها در دوران مجردی سبب بروز طلاق در اوایل زنگی می شود شامل:گفت و گو، گوش کردن، همدلی، صبر، گذشت، تاب آوری، مسئولیت پذیری و تعهد و مدیریت هیجان ها به خصوص خشم می باشد.

بعد از جدایی با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

بیا نی نی/ بالاخره همه چیز تمام شد. برگه‌ی طلاق را امضا کردید و رابطه‌ای که با امید و آرزو شروع کرده بودید رسما به پایان رسید. داستان طلاقِ هر کسی متفاوت است. شاید فرزندانی داشته باشید یا نداشته باشید. ممکن است طلاق، تصمیم خود شما یا تصمیم همسرتان بوده باشد یا شاید با هم توافق کرده بودید که طلاق، بهترین راه حل است.

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

شاید حالا دلشکسته باشید یا احساس راحتی و آرامش کنید؛ شاید هم ترکیبی از هر دو. حالا به هر صورتی که به اینجا رسیده باشید، سوال مهم این است که از این به بعد چه می‌شود؟ چه هویتی خواهید داشت و به‌عنوان کسی که تازه تنها و مجرد شده چه هدفی را دنبال خواهید کرد؟ زندگی جدیدتان قرار است چه شکلی باشد و مسیر زندگی‌تان را چطور ادامه خواهید داد؟

زندگی بعد از طلاق برای بسیاری از افراد نا ممکن به نظر می‌رسد. از روز طلاق به بعد احساسات جدید منفی یا مثبتی را تجربه خواهید کرد. این احساسات آنقدر دارای نوسان هستند که گاهی اوقات از متضاد بودن این احساسات، سردرگم و مبهوت می‌شوید. حتی اگر جدایی و طلاق حقوقی را به سادگی انجام داده‌باشید، گذر کردن و پذیرش این تغییر چالش‌هایی را برای شما به وجود می‌آورد.

اولین پیشنهاد به آقایان و خانم‌هایی که طلاق می‌گیرند

اولین پیشنهاد به کسانی که جدایی را تجربه می‌کنند این است که نزد یک مشاور و روانشناس خوب بروید و سعی کنید با این مساله که طلاق گرفته اید روبرو شوید و از اثرات ناخوشایند آن بکاهید و به زندگی دوباره برگردید. در کشور‌های پیشرفته استفاده از مشاور و روانشناس در امور زندگی امری عادی و پسندیده است منتها در ایران هنوز فرهنگ استفاده از مشاور جا نیفتاده است و علاوه بر آن اوضاع نامساعد اقتصادی مزید بر علت شده که افراد نتوانند در زندگی از حضور مشاور استفاده نمایند.

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

راه‌های بازگشت به زندگی عادی پس از طلاق

طلاق لزوماً به معنای شکست و ناکامی شما در زندگی نیست و چه بسا دریچه‌ای باشد برای گشودن مسیر‌های دیگری از موفقیت. البته با توجه به آمار‌هایی که از مراجع رسمی و غیررسمی و دانشگاهی منتشر شده عموماً طلاق به دو دلیل اتفاق می‌افتد: عدم مهارت در انتخاب همسر و عدم مهارت در رفتار با همسر. حال اگر زندگی مشترک شما به بن بست رسید و طلاق گرفتید این به معنای پایان یافتن شما نیست. شما می‌توانید برای زندگی تان برنامه ریزی کنید و زندگی جدیدی برای خود بسازید. ساختن این زندگی جدید البته آسان نیست و شما نیاز به مقدماتی دارید:

برای ناکامی زندگی مشترکتان سوگواری کنید

این حقیقت که زندگی مشترک شما تمام شده و شما در این جریان ناکام و ناراحت هستید را بپذیرید. احساسات ناخوشایندتان را سرکوب نکنید، فرافکنی نکنید و مدام خودتان را سرزنش نکنید. بهتر است با این حقیقت تلخ روبرو شوید و دوره ماتم و سوگواری را طی کنید.

خودتان و همسر سابقتان را ببخشید

عموماً آقایان و خانم‌هایی که طلاق می‌گیرند نسبت به طرف مقابل احساسات منفی شدیدی دارند و با بغض و کینه نسبت به هم رفتار می‌کنند و حتی اگر تا آخر عمر هم همدیگر را نبینند در ذهن خودشان مدام با طرف مقابل درگیر هستند. این بزرگترین اشتباه شما بعد از طلاق خواهد بود. زیرا کینه و دشمنی خود شما را مدام آزار می‌دهد.

برای زندگی مشترک جدید مهارت‌های‌تان را افزایش دهید

ابتدا دلیل ناکامی تان در زندگی مشترک سابق را بیابید. اگر دریافتید در زمینه رفتاری اخلاقی جنسی و… نیاز به یادگیری دارید، برنامه ریزی کنید و آن مهارت‌ها را یاد بگیرید. تفاوت‌های زن و مرد در رفتار و شخصیت و امور جنسی را بیاموزید.

مدتی به خود فرصت دهید و سپس وارد رابطه شوید

خیلی از مواقع آقایان و خانم‌ها این اشتباه را مرتکب می‌شوند که برای رهایی از تنهایی سریعاً وارد یک رابطه دیگر می‌شوند. وقتی شما تازه از یک رابطه ناکام درآمده اید نیاز به زمان برای بازسازی روحی خود دارید و پیشنهاد ما به شما این است که حداقل تا شش ماه وارد رابطه با کسی دیگر نشوید.

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

اگر فرزند مشترکی دارید در زمینه تربیت او مشارکت کنید

مساله مهم در زمان جدایی، وضعیت فرزندان مشترک است. اگر فرزند مشترکی دارید و طلاق گرفته اید سعی کنید وجهه پدر یا مادر را جلوی او خراب نکنید و اگر شما با همسرتان هر مشکلی داشته اید به خودتان مربوط است و سعی نکنید یارکشی کنید و به فرزندتان میان این دعوا از نظر روحی آسیب بزنید.

برای رهایی از احساسات آزار دهنده تلاش کنید

تا مدت‌ها پس از طلاق، احساسات آزار دهنده در زندگی شما وجود خواهد داشت. هر چه بیشتر به آن‌ها فکر کنید بدتر در این باتلاق فرو می‌روید. گاهی کارهایی همچون پرداختن به فعالیت‌های مورد علاقه، پیدا کردن یک شغل مناسب، ارتباط گرفتن با اطرافیان، ورزش، مطالعه کتاب‌های سودمند و… می‌تواند در این راه به شما کمک کند.

معیار‌های انتخاب شریک زندگی خود را تغییر دهید

بعد از طلاق باید بتوانید مجددا به زندگی مشترک با شخص دیگری فکر کنید. اما چیزی که در این جا اهمیت دارد این است که بتوانید معیار‌های خود را برای زندگی مشترک تغییر دهید. به طور مثال اگر در زندگی قبلی خود پول، طبقه اجتماعی، زیبایی و استقلال اقتصادی جز معیار‌های اصلی شما محسوب می‌شدند؛ سعی کنید چیز‌های دیگری را صدر این جدول قرار دهید. به طور مثال به اخلاق، شخصیت، تحصیلات، رفتار و… فکر کنید.

یادگاری‌های گذشته را در یک جعبه‌ گذاشته و قفل کنید

این یادگاری‌ها نشانه‌های محسوسی هستند که خاطرات رابطه را به یادمان می‌آورند. مجراها و مسیرهایی در حافظه شکل می‌دهند که در نهایت به خاطرات ریزودرشت رابطه می‌رسند. وقتی این یادگاری‌ها در معرض دیدمان نباشد، مشخصا احتمال این رخداد هم کمتر می‌شود. خاطرات رابطه عاطفی مثل هر تجربهٔ دیگری در زندگی در ذهن‌مان باقی می‌مانند و راه گریزی از آنها نیست؛ اما با کنارگذاشتن اشیا و یادگاری‌هایی که این خاطرات را زنده می‌کنند، می‌توانیم کمتر به گذشته فکر کنیم.

شاید بعدها دوست داشته باشید نگاهی به این یادگاری‌ها بیندازید؛ پس بهتر است از دورریختن یا سوزاندن‌شان منصرف شوید، حتی اگر فکر می‌کنید با این کار حال‌تان بهتر می‌شود و مرهم زخمی پیدا می‌کنید.

در ادامه و برای به پایان رسانیدن این مطلب با هم برخی پاسخ‌های کاربران درمورد اینکه بعد از جدایی با عکسهای‌تان چه کردید را بخوانیم:

کاربری به نام امید نوشت: عکسامو همه آرشیو کردم تو گوگل فوتوز و الانم دارمشون هنوز، نگه داشتم برای روزی که پسر ۴ ساله ام عکسای سه نفرمونو بخواد ببینه و داشته باشه

محبوبه نوشت: برای من پاک کردن یه آدم به واسطه پاک کردن عکس‌هاش و یا کارهایی شبیه این خیلی معنی‌دار نیست، خود پاک کردن رو می‌گم. صحبت از سال‌های طولانیه و خب غیرممکن. اما اگه بودن عکس روحت رو آزار می‌ده باید پاکشون کنی یا مثلا بریزی روی فلشی، چیزی و بذاری کناری.

کاربر دیگری به نام شیرین: همه رو دارم .چون بخشی از خاطرات بهترین دوران زندگیم بود که به بدترین دوران تبدیلش کرده …۱۸ سالگی تا ۲۵ سالگی Pensive faceآخرین بار که ایران رفتم میخواستم بریزم بره بازم دلم برای اون عروس کم سن توی عکسها سوخت که چطور توی اون سالها تبدیل شده بود به یه افسرده غمگین.

لیلی هم نوشت: همه توی کامپیوترم هستن. بی هیچ حس خاصی. گاهی میرم از توشون از عکسای خودم برمیدارم برا اینستا بقیه رو هم ممکنه نگاه کنم. بی حسرت بی نفرت خیلی عادی و معمولی.

یک کاربر دیگر: نگه داشتم، حتی اینستاگرام رو پاک نکردم. بخشی از زندگیم بود. اگر با هم مشکل داشتیم، دلیلی بر این نمیشد که هم رو دوست نداشتیم یا اینکه با هم از زندگی در برهه ای طولانی لذت نبردیم.

محمد: پیداشون کردم. نگاه کردم. از خوشیو لذت خاطره لبخند زدم. یهو یادم افتاده تموم شده، دیگه نیست… این لحظه‌ست که از گالری خارج شدم.

و کاربری دیگر نوشت: چاپ شده ها رو یک آلبوم کردم و گذاشتم کنار، برای دیجیتالیها هم یک فولدر ساختم و اونهم گذاشتم تو هارد یک گوشه برای خودش. بلاخره تو اون عکسها گذشته ی خودم هم هست دیگه.

سهراب نوشت: همه جیزش رو نگه داشتم. همیشه جدایی ها توام با ناراحتی نیست که. حتی می تونه بعدش تبدیل به یه رفاقت خوب شه. رفاقتی که در غالب اون رابطه نشدنی بود.

کاربری ناشناس: چاپ شده ها رو یک آلبوم کردم و گذاشتم کنار، برای دیجیتالیها هم یک فولدر ساختم و اونهم گذاشتم تو هارد یک گوشه برای خودش. بلاخره تو اون عکسها گذشته ی خودم هم هست دیگه.

سعیده: اگه نگه داری یعنی فقط جسمت جدا شده… اگه پاک کنی ینی گسستی و پریدی

7 توصیه برای داشتن رفتار اصولی با کودک نوپا

7 توصیه برای داشتن رفتار اصولی با کودک نوپا

خراسان/ بیشتر مادران فکر می‌کنند برای تربیت کودک خود فقط دادن عشق به آن‌ها کافی است و همین ‌که با کودک با محبت برخورد کنیم، یعنی تمام الزامات تربیتی را رعایت کردیم. اما قطعا تربیت کودک به محبت کردن ختم نمی‌شود. در ادامه به بررسی نحوه برخورد با کودک نوپا خواهیم پرداخت.

 تشویق بابت کارهای خوب
به مواقعی که فرزندان تان کارهای خوب انجام می دهند توجه و آن‌ها را با دادن حتی یک جایزه کوچک تشویق کنید.
 پرت ‌کردن حواس‌ کودک در زمان انجام کار اشتباه
بهتر است حواس کودکان نوپا را که سعی در انجام کارهای بد دارند، پرت کنید و آن‌ها را به انجام دادن کارهای درست هدایت کنید.
 در برابر لجبازی‌ هایشان، نه بگویید 
معمولا کودکان در این سن و سال بسیار لجباز هستند و عادت دارند با گریه و جیغ خواسته‌های خود را از والدین طلب کنند. حواس‌تان باشد در مقابل هر خواسته‌ای از کودک‌تان کوتاه نیایید و به او نه بگویید.
 الگو باشید
کودکان نوپا همیشه نمی‌دانند کاری که انجام می‌دهند اشتباه است. این شما هستید که باید روش صحیح تعامل با دنیای اطراف‌شان را به آن‌ها نشان دهید. برای مثال به آن‌ها بیاموزید که چگونه با حیوانات مهربان باشند و به طبیعت آسیب نرسانند.
 پیامد کارهایش را به او توضیح دهید 
معرفی پیامدها به عنوان یک دستورالعمل برای نظم بسیار مهم است. با آرامش و قاطعیت عواقب کارهای نادرست را برای کودک خود توضیح دهید و مطمئن شوید که کودک‌تان آن‌ها را به روشنی درک کرده است. یادتان نرود باید این عواقب متناسب با سن او باشد.
 آرام و تحت کنترل باشید
آیا توجه کرده‌اید که وقتی  غمگین و ناراحت هستید، کودک شما همان رفتار شما را تقلید می‌کند و ناراحت و کم‌حرف می‌شود؟ شما اولین معلم فرزندتان هستید. سعی کنید حتی در مواقعی که بسیار خشمگین و عصبانی هستید. خودتان را کنترل کنید تا استرس  شما  به فرزندتان منتقل نشود.
 گاهی رفتارهای بد را نادیده بگیرید 
همیشه لازم نیست سخت‌گیر باشید. بسته به شرایط حتی می‌توان از اشتباه‌های جزئی نیز چشم پوشی کرد. شما باید تصمیم بگیرید که چه چیزهایی را می‌توانید نادیده بگیرید.

مترجم : مهسا کسنوی منبع: pintrest

۷ درسی که می‌توان از افرادی که پس از طلاق دوباره با یکدیگر ازدواج کرده‌اند یاد گرفت

۷ درسی که می‌توان از افرادی که پس از طلاق دوباره با یکدیگر ازدواج کرده‌اند یاد گرفت

بیا نی نی/ بیشتر افرادی که طلاق می‌گیرند تا آخر عمر خود تنها می‌مانند. اما در این بین بعضی از زوجین خوشبخت وجود دارند که به یکدیگر یک شانس دوباره می‌دهند تا بتوانند در کنار هم زندگی کنند. در این پروسه آن‌ها موارد جدیدی را در مورد خودشان یاد می‌گیرند و می‌آموزند که چگونه یک رابطه پایدار با کسی داشته باشند. داستان افرادی که دوباره ازدواج کرده‌اند می‌تواند جالب و آموزنده باشد و در این مطلب به داستان ۷ نفر از افرادی که دوباره با هم ازدواج کرده‌اند خواهیم پرداخت. پس با ما همراه باشید.

۱- مرغ همسایه غاز است
من و همسرم ۱۷ سال بود که با یکدیکر ازدواج کرده بودیم و در سن ۴۰ سالگی به این نتیجه رسیدیم که نمی‌دانیم می‌خواهیم در آینده چه کار کنیم. من درخواست طلاق دادم. ۳ سال بعد همسرم زنگ زد و گفت حیوانی که در هنگام طلاق آن را بین خودمان تقسیم کرده‌ایم در حال مردن است. به دیدن او رفتم و متوجه شدیم که نقاط مشترک و مثبت زیادی داریم که دیگران آن را ندارند. ما به صورت آهسته دوباره رابطه‌مان را با هم آغاز کردیم و هم اکنون بیش از پیش خوشحال هستیم.


۲- روی بلوغ عاطفی خود کار کنید
«ما اوایل مشکلات مختلفی داشتیم. از پول گرفته تا بیماری. ما از یکدیگر متنفر شده بودیم و طلاق توافقی گرفتیم. برای ۳ سال ما به طور پراکنده در مورد کریسمس و یا روز تولد صحبت می‌کردیم اما این صحبت‌هایمان همیشه به بحث و جدل کشیده می‌شد. در نهایت ما ارتباط با یکدیگر را کنار گذاشتیم. چند سال بعد همسر سابقم در مورد یکی از دوستان مشترکمان یک پیام به من داد و ما توافق کردیم تا یکدیگر را ببینیم. همه چیز عالی پیش رفت، ما همدیگر را بیشتر و بیشتر دیدم و رابطه جدیدی بین ما آغاز شد. ما درباره مشکلات قدیمی‌مان صحبت کردیم و هر دو فهمیدیم که به بالغ‌تر شده‌‎ایم. ما دوباره با یکدیگر ازدواج کردیم.

۳- لازم نیست به صورت ۲۴ ساعته در کنار یکدیگر باشید
پدر و مادر خوانده‌ام از یکدیگر طلاق گرفتند و چند سالی از یکدیگر جدا بودند. سپس برادرم به دانشگاه رفت و پدرم به تعمیرات ساختمان پرداخت که مادرم نمی‌توانست آن‌ها را انجام دهد. آن‌ها به یکباره تصمیم گرفتند به صرف شام با یکدیگر بیرون بروند. سپس آن‌ها بیشتر از قبل شروع به معاشرت با یکدیگر کردند. بعد از آن خواهرم به دانشگاه رفت و پدرم سعی کرد بیشتر نزد مادر خوانده‌ام بماند. پس آن‌ها تصمیم گرفتند دیگر بصورت جداگانه از یکدیگر زندگی نکنند و برای خودشان یک خانه خریدند. آن‌ها برای خودشان دو اتاق خواب دارند که در صورت مشاجره می‌توانند هر کدام به اتاق خود بروند و در آنجا بخوابند.

۴- این کار ارزش تلاش اضافی‌اش را دارد
همسر من وقتی ۴ سال بود که با یکدیگر درخواست طلاق کرد دلیل او هم عدم توجه، درک و موارد دیگر بود. او دارای مشکلاتی در زمینه اعتماد به نفس و افسردگی بود که ریشه مشکلاتش به کودکی‌اش باز می‌گشت. من یک دانشجوی دکتری تمام وقت با دو کار نیمه وقت بودم. پس از یک سال بود که او به من گفت می‌خواهد ما دوباره در کنار همدیگر قرار بگیریم. او به روانپزشک مراجعه کرد تا بتواند درمان مناسب خود را پیدا کند. من هم در این زمان سعی کردم تا وقت بیشتری را برای او بگذارم. سعی کردم کمتر به کار اهمیت دهم و بیشتر با او قرار بگذارم. همه چیز به خوبی پیشرفت من الان آن زن را از زندگی‌ام بیشتر دوست دارم.


۵- هیچوقت دیر نیست
پدربزرگ من همیشه برای کار در خانه ارزش قائل بود، او توانست ۵ بچه‌اش را به خوبی بزرگ کند اما در انتها او و همسرش از یکدیگر طلاق گرفتند. وقتی او بازنشسته شد آن‌ها کنار یکدیگر بازگشتند و دوباره عاشق یکدیگر شدند. فکر می‌کنید آن در چه سنی دوباره ازدواج کردند؟ ۸۶ و ۸۹ سالگی!

۶- به یکدیگر فضا بدهید
 پدر و مادر من وقتی جوان بودند و ۲ فرزند داشتند از یکدیگر جدا شدند. این طلاق، طلاق بسیار سختی بود به خصوص برای ما بچه‌ها. آن‌ها ۳ سال از یکدیگر جدا بودند. پس از آن بود که هر دوی آن‌ها کارهای مطمئنی پیدا کردند و آن‌ها کم و بیش یکدیگر را می‌دیدند. این دیدارها بیشتر شد و به جایی رسید که وقتی من ۹ سالم شد آن‌ها تصمیم گرفتند تا یک خانه را با یکدیگر اجاره کنند. سال بعد آن‌ها دوباره با هم ازدواج کردند و مادرم خواهر کوچک‌ترم را باردار شد. این داستان برای ۲۱ سال پیش است و هم اکنون این زوج یکی از خوشبخت‌ترین زوج‌هایی هستند که من کنار همدیگر دیده‌ام. بعضی اوقات به یکدیگر فضا بدهید تا بتوانید روی انجام کارها تمرکز کنید.

۷- اگر عشق شما خاص است، هیچ چیز دیگری مهم نیست
همسرم و من پس از دانشگاه و وقتی بسیار جوان بودیم با یکدیگر ازدواج کردیم. ما در کل با یکدیگر خوشحال بودیم اما متوجه شدیم که زندگی هر کداممان به یک سمت می‌رود. ما از هم جدا شدیم و با افراد دیگر قرار گذاشتیم. پس از یک دهه گذشتن از این کارمان ما به سراغ یکدیگر رفتیم و به زندگی برگشتیم. پس از این بود که متوجه شدیم از همه اوقات دیگر خوشحال‌تریم. اکنون ما تجربه بیشتری در زندگی داریم و می‌دانیم چیزی که در کنار یکدیگر داریم بسیار خاص است. موارد کوچکی که آن زمان برای ما مشکل‌ساز بود اکنون برای ما مهم نیستند و ما اکنون به سادگی می‌توانیم مشکلات را با کمک یکدیگر حل کنیم.

واکنش‌ها به یک جدایی؛ بیل گیتس از ملیندا

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیا نی نی/ بیل گیتس، سومین مرد ثروتمند جهان و بنیانگذار شرکت مایکروسافت شامگاه دوشنبه با انتشار بیانیه‌ای در صفحه توییتر خود، خبر از جدایی رسمی خود از همسرش ملیندا پس از ۲۷ سال زندگی مشترک داد.

در این بیانیه که بطور مشترک از سوی این زوج منتشر شده، آمده است که او و همسرش «دیگر اعتقادی ندارند» که می‌توانند به عنوان زن و شوهر زندگی کنند و به همین دلیل به ازدواجشان پایان خواهند داد.

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

آنها اعلام کردند که این تصمیم را پس از «تفکرات بسیار درباره روابطشان» گرفته‌اند.

این زوج در این بیانیه، زندگی مشترک ۲۷ ساله خود را ستوده‌اند که در جریان آن «سه فرزند فوق‌العاده» را بزرگ کرده و بنیادی را تاسیس کرده‌اند که در سراسر جهان فعال است و در راه بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها تلاش می‌کند.

آنها اعلام کردند که با وجود پایان دادن به زندگی مشترکشان، همچنان به همکاری در بنیاد بیل و ملیندا گیتس ادامه خواهند داد.

واکنش کاربران در این رابطه را بخوانید: 

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

بیل و ملیندا گیتس تصمیم به جدایی گرفتند

ماجرای آشنایی بیل گیتس و همسرش به بهانه پایان زندگی مشترک ۲۷ ساله

ماجرای آشنایی بیل گیتس و همسرش به بهانه پایان زندگی مشترک ۲۷ ساله

بیا نی نی/ بیل گیتس و ملیندا گیتس جدایی خود پس از ۲۷ سال زندگی مشترک را اعلام کردند و گفتند که «دیگر فکر نمی‌کنیم بتوانیم به عنوان یک زوج در کنار هم رشد کنیم». این زوج در توییتی یکسان در حساب‌های کاربریشان اعلام کردند: «پس از تفکر و کار زیاد بر روی این رابطه، ما تصمیم گرفتیم که به زندگی مشترکمان خاتمه دهیم.»
آشنایی این دو به دهه ۱۹۸۰ و به وقتی بر می‌گردد که ملیندا به شرکت مایکروسافت پیوست. این زوج میلیاردر سه فرزند دارند و به طور مشترک مسئولیت اداره بنیاد بیل گیتس و ملیندا گیتس را بر عهده دارند. این بنیاد میلیاردها دلار پول را صرف مبارزه با مشکلاتی همچون بیماری‌های عفونی و ترویج واکسیناسیون در کودکان کرده است.
بیل گیتس و همسرش ملیندا به همراه وارن بافت، سرمایه گذار مطرح آمریکایی در سال ۲۰۱۰ کارزاری به نام تعهد بخشش راه اندازی کردند که هدف آن متعهد کردن میلیاردرها به بخشیدن بخش اعظم سرمایه خود برای اهداف خیرخواهانه بود.

به گفته نشریه فربس بیل گیتس با ثروتی بالغ بر ۱۲۴ میلیارد دلار چهارمین فرد ثروتمند جهان به حساب می‌آید. او این ثروت را از طریق شرکت مایکروسافت به دست آورده است. شرکتی که وی به همراه پاول آلن در دهه ۱۹۷۰ تأسیس کرد و تا سال ۲۰۰۰ نیز به عنوان مدیرعامل این شرکت فعالیت می‌کرد. در حال حاضر مایکروسافت بزرگترین شرکت نرم‌افزاری دنیا محسوب می‌شود.
بیل و ملیندا گفته‌اند که به صورت توافقی ثروت خود را تقسیم خواهند کرد ولی تا به این لحظه هیچ‌گونه جزئیاتی در این رابطه منتشر نشده است.
این زوج در ادامه اعلامیه جدایی خود در توییتر آورده‌اند که: «در طول ۲۷ سال گذشته ما سه فرزند فوق‌العاده تربیت کردیم و بنیادی را بنا کردیم که برای زندگی سالم و مثمر ثمر همه‌ی مردم، در سرتاسر دنیا فعالیت می‌کند. ما همچنان به این هدف باور داریم و در بنیاد خود برای تحقق آن تلاش خواهیم کرد، اما دیگر فکر نمی‌کنیم که بودن در کنار یکدیگر به عنوان یک زوج می‌تواند سبب رشد ما در مرحله‌ی بعدی زندگی‌مان شود و با قدم نهادن در این مسیر جدید، از همه می‌خواهیم که به فضا و حریم خصوصی خانواده ما احترام بگذارند».

جدایی بیل گیتس از همسرش دومین جدایی پر سر و صدای دنیای فناوری در چند سال اخیر بوده است. در سال ۲۰۱۹ جف بیزوس بنیان‌گذار آمازون نیز پس از ۲۵ سال زندگی مشترک از همسرش مکنزی اسکات جدا شد.

نحوه آشنایی بیل گیتس و ملیندا گیتس
ملیندا که اکنون ۵۶ سال دارد در سال ۱۹۸۷ به عنوان مدیر تولید به مایکروسافت پیوست و این دو در همان سال در نیویورک با همدیگر یک شام کاری داشتند. آن‌ها وقت بیشتری را در کنار هم می‌گذراندند و همان‌طور که بیل گیتس در مستند نتفلیکس گفت: «ما خیلی برای یکدیگر ارزش قائل بودیم و فقط دو احتمال وجود داشت: یا این رابطه را تمام می‌کردیم، یا با هم ازدواج می‌کردیم.»
ملیندا گفت که بیل یک انسان روشمند است و این مسئله حتی در مورد مسائل عاطفی نیز برای وی صادق است، به عنوان مثال وی لیستی از مزایا و معایب ازدواج را روی وایت برد نوشته بود. این زوج خیر در سال ۱۹۹۴ در جزیره لانای در هاوایی با هم ازدواج کردند و گفته می‌شود که از تمامی هلیکوپترهای منطقه برای اجتناب از پرواز هرگونه هواپیما از آنجا استفاده کرده بودند.
بیل گیتس که ۶۵ سال دارد سال گذشته از هیئت مدیره مایکروسافت کناره‌گیری کرد تا بیشتر بتواند روی فعالیت‌های خیرخواهانه خود تمرکز کند.

بنیاد گیتس چیست؟
این زوج در سال ۲۰۰۰ بنیاد بیل و ملیندا گیتس را در سیاتل تأسیس کردند. این بنیاد که بزرگترین بنیاد غیر انتفاعی خصوصی در آمریکا محسوب می‌شود در ۱۳۵ کشور حضور فعال داشته و ۱۶۰۲ کارمند دارد. بنیاد گیتس بیشتر بر روی مسائل مربوط به بهداشت عمومی، آموزش افراد و تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد.
از اقدامات چشمگیر آن‌ها می‌توان به اختصاص ۱.۷۵ میلیارد دلار به پژوهش‌ها و ایده‌های مرتبط با واکسن کرونا در طول همه‌گیری کووید ۱۹ اشاره کرد. بیل گیتس و ملیندا تا سال ۲۰۱۸ بالغ بر ۳۶ میلیارد دلار به این مجموعه پول تزریق کرده بودند و در سال ۲۰۱۹ اعلام شد که ثروت خالص این بنیاد ۴۳ میلیارد دلار است.

نقش ملیندا در فعالیت‌های مشترک
ملیندا در مصاحبه‌ای با Associated Press در سال ۲۰۱۹ گفت: «من و بیل شرکای هم‌ترازی هستیم. مردها و زن‌ها باید در کار جایگاه برابری داشته باشند.» ملیندا در کتاب جدیدش با عنوان لحظه برخاستن به دوران کودکی خود و زندگی و چالش‌های شخصی‌اش به عنوان همسر یک چهره معروف و یک مادر خانه‌دار با سه بچه پرداخته است. وی همچنین افزود که کار کردن در بنیاد در کنار هم در بهبود رابطه آن‌ها مؤثر بوده است.
ملیندا در بخشی از کتاب خود دلیل این مسئله را  این‌گونه بیان کرده است: «او باید یاد می‌گرفت که چطور با من به عنوان فردی برابر با خودش رفتار کند و من نیز باید یاد می‌گرفتم که چطور رشد کرده و همتای او شوم.»
جدای از فعالیت‌هایش در بنیاد گیتس، ملیندا در سال ۲۰۱۵ یک شرکت سرمایه‌گذاری به نام Pivotal Ventures را با هدف تمرکز بر زنان و خانواده‌ها تأسیس کرد. وی در این رابطه گفت: «دنیا بالاخره دارد به این واقعیت می‌رسد که ما نمی‌توانیم با عقب نگه داشتن نیمی از خود پیشرفت کنیم. داده واضح است: زنان قدرتمند جوامع را تغییر می‌دهند.»

سهم همسر گیتس پس از طلاق مشخص شد

سهم همسر گیتس پس از طلاق مشخص شد

بیا نی نی/ مشخص شده است که ملیندا گیتس روز طلاق از بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، ۱.۸ میلیارد دلار اوراق بهادار دریافت کرده است. 
 به  گزارش اسپوتنیک:براساس گزارش های ارائه شده به کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده، ملیندا گیتس 1.5 میلیارد دلار سهام شرکت راه آهن ملی کانادا و همچنین 300 میلیون دلار اوراق بهادار اتونیشن، بزرگترین فروشنده خودرو در ایالات متحده را دریافت کرده است.
نشریه فوربس در 5 ماه مه ارزش دارایی های بیل گیتس را 124 میلیارد دلار تخمین زده بود. صندوق سرمایه گذاری Cascade Investment که بیل گیتس از طریق آن سهام تعدادی از شرکت های بزرگ را در اختیار دارد، فقط سهم اندکی از سهام را به ملیندا منتقل کرد.
این صندوق 50 میلیارد دلار اوراق بهادار شرکت هایی مانند Republic Services که در زمینه بازیافت فعالیت می کند، شرکت Deere بزرگترین تولید کننده ماشین آلات کشاورزی و Ecolab شرکت تصفیه آب را برای خود حفظ کرده است.