فواید و مزایای بازی های کثیف برای کودکان

بازی های کثیف برای کودکان کدامند؟ بازی کردن با کودکان یکی از بهترین راه ها برای ورود به دنیای شیرین آنها است. کودکان با بازی خیلی از مهارت های ارتباطی و اجتماعی، زندگی و آموزش خیلی از مفاهیم را می آموزند. بازی کردن باعث افزایش قدرت تخیل و مهارت های شناختی کودک می شود. علاوه بر این بازی ها بسیاری از اضطراب ها و ناراحتی های کودک را کاهش می دهند.

فواید بازی برای کودکان
بازی برای کودکان مانند نفس کشیدن حیاتی و طبیعی است و شیوه‌های ابراز وجود کودکان بوده که در سرتا سر جهان نمود می کند و می تواند بر تفاوت هایی چون نژاد، زبان یا دیگر جنبه‌های فرهنگی برتری یابد. در حقیقت باید گفت بازی از زمانی که تاریخ ثبت می شده در هر فرهنگی وجود داشته است و ارتباطی ناگزیر با چگونگی گسترش شعر موسیقی رقص فلسفه و دیگر ساختارهای اجتماعی توسط فرهنگ دارد که همگی مرتبط با دیدگاه جامعه نسبت به بازی هستند. 
بازی نه تنها یک عامل محوری بلکه عنصری حیاتی برای دوران رشد در کودکان است. بازی می‌تواند برای گونه های مختلفی از حیات از جمله انسان به اهمیت تغذیه و خواب باشد. شبیه سازی فیزیکی و حسی بسیار قوی هنگام بازی به مدارهای مغز کمک می کند و مانع از دست رفتن نورون ها می شود. بازی همچنین آنقدر برای رشد کودک حیاتی است که در کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹ سازمان ملل متحد مورد تاکید قرار گرفته و شامل بیانیه ای در رابطه با حقوق کودک برای استراحت و تفریح مشغول شدن به بازی و تفریحات مناسب برای سنش و شرکت آزادانه در فعالیت‌های فرهنگی و هنری گوناگون می باشد.قدرتمند ترین مدیوم
احتمالاً مناسب ترین و قدرتمندترین مدیوم در زمان رشد برای کودک است تا بتواند با بزرگسالان رابطه برقرار کند، تفکر علت و معلول لازمه کنترل محرکهای آن را به وجود آورد و بتواند تجربیات همراه با استرس را پردازش کرده و مهارت‌های زندگی لازم را بیاموزد. بازی می‌تواند احساسی از قدرت و کنترل را به کودک بدهد که ناشی از حل مشکلات و مهارت یافتن در تجربیات ایده ها و مسائل جدید است. در نتیجه می‌تواند به ایجاد اعتماد به نفس و پیشرفت کمک کند. کودکان در بازی و مداخلات بازی محور می توانند بدون نیاز به سخن گفتن به صورت نمادین و یا عملی ارتباط برقرار کنند.
بازی نه تنها برای بهبود رشد عادی کودک لازم است بلکه قدرت های درمان کننده بسیاری نیز دارد. در تمام درمان‌ها علاوه بر مسائل گوناگون شکل‌گیری رابطه درمانی همراه با استفاده از یک مدیوم مناسب برای تعامل مورد نیاز می باشد. استفاده از بازی کمک می‌کند رابطه توام با همکاری با کودکان ایجاد شود. خصوصاً با گروهی که فاقد مهارت های کلامی لازم برای بیان مشکلات شان بوده و یا حتی کودکان بزرگتر که نسبت به ابراز احساسات و مشکلات خود مقاومت نشان می‌دهد یا در این زمینه ناتوان هستند.

طراحی توسط متخصصان بازی درمانی
بازی توسط متخصصان بازی درمانی و پزشکان کودک به عنوان ابزاری برای کمک به او استفاده می شود تا مشکلات احساسی و رفتاری اش مواجه کند. بازی درمانی و استفاده از مداخله های بازی محور به هیچ عنوان مکتب فکری جدیدی نیست. استفاده از بازی برای کودکان به دهه ۱۹۳۰ و افرادی چون آنا فروید و ملانی کلاین بازمی‌گردد. از آن زمان تا کنون شیوه های درمانی متعددی که در اصل برای بزرگسالان بوده برای کودکان انطباق یافته است. کودک در یک اتاق امن و حمایت‌کننده با بازی درمانی می‌تواند نگرانی‌ها و مسائل خود را توسط بازی بروز دهد.
 بازی های کثیف و سرگرم کننده 
این گونه بازی ها نقش زیادی در پرورش قدرت خلاقیت و کاهش اضطراب کودکان دارند. علاوه بر این کودکان می توانند بازی های کثیف مسائلی مثل ناخن جویدن، شب بیداری و یا کابوس های خود را حل کنند چرا که بازی‌ها می‌توانند باعث تخلیه هیجانات منفی و کاهش نگرانی های کودکان شوند. با توجه به اهمیت بازی های کثیف بهتر است از ریخت و پاش و کثیف شدن کودکان خود هراسی نداشته باشید بلکه آستین های آنان را بالا زده و از بازی های کودکان لذت ببرید.

1-بازی های کثیف برای کودکان | شن بازی
بازی درمانی به کمک شن روشی برای درمان کودک محسوب می‌شود که توسط دورا کالف در سوئیس پایه گذاری شد. فرآیند شن بازی معمولاً نماینده داستانی است که در مکانی اتفاق افتاده و احتمال می‌رود بعد از این داستان کودک نکات دیگری را درباره داستان طرح کند و از این لحظه گفتگو شروع می شود. در هر صورت حتی اگر کل این فرآیند در سکوت مطلق هم به نمایش گذاشته شود انقلاب بزرگ است چون آنچه در ذهن کودک نیست را هم اکنون به تصویر کشانده و این بسیار حائز اهمیت است.
در واقع اتفاقاتی که در بازی به وقوع می پیوندد به نحوی نماینده رخدادهای زندگی است.به نوعی استفاده از شن به علت جنبه روان شناختی و تاثیر آن بر ناخودآگاه است. معمولا در طی روز تنها چیزی که استفاده نمی‌شود شن است. حتی اگر در نزدیک محل سکونت شن کودک موجود باشد توصیه دائمی مادران این است که شن را به خانه نیاور زیرا کثیفت است. از طرفی شن در دسترس همگان نیست و باید در جای خاصی به دنبالش باشید.
با کمی گل چیزی می سازید و در مدت کوتاهی خشک می شود ولی با شن هرچه کودک می‌سازد چه خوشش بیاید یا خیر به راحتی می‌تواند آن را تخلیه کند و بعد با همان مواد چیز دیگری بسازد و این از نظر روانشناختی خود نوعی درمان است. دقیقا همانند خواب یا اتفاقاتی که در ذهن شما می‌افتد و هیچ محدودیتی ندارد در اینجا نیز نباید استعداد را محدود به چند عروسک بسنده کنید.دادن آزادی عمل به کودک
لازم است به میزان کافی به کودک آزادی عمل بدهید و به میزان کافی ابزار در اختیارش باشد تا هر آنچه را که در ذهنش می گذرد را به تصویر بکشد. هر کودکی در ذهنش محدودیت‌هایی دارد.گاهی به کمک شن بازی به کودکان کمک می کنید تا از محدودیت های خود فراتر روند و یا محدودترش کنند. شن بازی همانند صفحه سفید که هر واقعیت را می‌توان در آن ترسیم کرد. این بازی آزادی خاصی به کودک می دهد.
در شن بازی کودک هرچه بیشتر و بیشتر درباره خودش و حوادثی که برای اتفاق افتاده فکر می‌کند و جزئیات را بیشتر نشان می‌دهد، آنها را شخصی تر می کند، حتی سرعت این فرآیند در شن بازی نسبت به بازی های دیگر بیشتر است. در بازی با شن سه مرحله روی می‌دهد. مرحله بی نظمی و آشفتگی، مرحله کوشش و مرحله رسیدن به راه حل. به طور خلاصه بازی با شن روشی مطلوب برای کمک به کودک است تا بر ناراحتی عاطفی خود فایق آید.

2-بازی های کثیف برای کودکان | بازی قطره های خمیر
این بازی بیشتر برای ایجاد محیط مناسب برای برقراری ارتباط با کودک استفاده می‌شود و کمتر اثر درمانی دارد. ابتدا مشاور یک تکه خمیر را کاملا مسطح می کند این کار را باید کودک نیز انجام دهد. برای چند بار این کار انجام می‌شود تا چند تکه خمیر مسطح بدست آید. سپس به کودک گفته می‌شود این تکه های بزرگ خمیر را به شکل های کوچکتری تبدیل کند مثلاً ده تکه کوچک. هر تکه کوچک را یک قطره خمیر می نامید. حالا می‌گویید ببین قطره ها شبیه چه هستند به این نگاه کن. شبیه عروسک نیست، شبیه آدمه؟ این شبیه یک کوه و این شبیه رودخانه است و.. 
در مرحله بعد یک تکه کاغذ و پاستیل به کودک می دهید. باید با پاستیل روی کاغذ خانه را رسم کند. به کودک بگویید این آدمک ها یا هر چیز دیگر که همان قطره ها هستند را درون یا بیرون خانه به آنها بدهد. بپرسید چرا عده ای درون خانه و عده ای بیرون خانه هستند اشکال کار کجاست ؟ چه اتفاقی افتاده؟ احساس آنها چیست؟  از این به بعد زمان مناسبی برای گفتگو با کودک است. بازی خمیر علاوه بر کاهش اضطراب کودک باعث تخلیه هیجانات منفی می شود و از این بازی برای درمان بسیاری از نگرانی ها و ترس های کودکان هم استفاده می شود.

3-بازی با گواش
این نوع بازی سرگرمی و هیجان زیادی برای کودکان ایجاد می‌کند. کودکان با استفاده از رنگ‌های مختلف گواش می تواند احساسات خود را نشان دهند. این را بدانید که کودک توانایی بیان هیجانات خود را به شیوه ماهرانه ندارد و به ویژه نیاز دارد بر آگاهی شان از جوانب متعدد هیجانات افزوده شود. هدف درمانی روانشناسی از اجرای این بازی کمک به کودک در شناخت احساسات نام ها رنگها و یادگیری برقراری ارتباط بین این دو است. بدین معنا که کودک با برقراری ارتباط موثر بین یک احساس و رنگ مرتبط با آن به بیان هیجانات و احساسات خود می‌پردازد.
به دلیل این که کودکان نیازمند یادگیری مهارت کلامی و بروز احساسات هستند این بازی نقش کمک کننده در این زمینه دارد. والدین بهتر است هنگام بازی نگران کثیف شدن دست های کودکان یا موارد دیگر نباشد چرا که هدف این بازی آموزش مسائل عمیق تر به کودک است. بازی با رنگ های مختلف و بیان احساسات برای کودکانی که شرایط ناخوشایند همانند مرگ والدین جدایی آنان از هم را تجربه کردند مناسب می باشد. شیوه اجرای این بازی که در آغاز درمانگر با هدف یک کودک احساس معادله رنگ را بشناسد از کودک می پرسد می توانی به من بگویی وقتی رنگ قرمز را میبینی چه حسی در تو ایجاد میشود؟
 
بازی های کثیف برای کودکان | رنگ چهره عصبی
درمانگر اینجا کمک می کند که کودک متوجه شود که وقتی مردم عصبی می شود چهره شان چه رنگی می شود. بنابراین خیلی از مردم رنگ قرمز را رنگ عصبانیت می دانند. او به کودک یاد می دهد که از این به بعد رنگ قرمز را رنگ عصبانیت بداند و هر موقع کودک خواست در مورد عصبانیت حرف بزند آن را با رنگ قرمز نشان دهد. سپس درمانگر این گفتگو را در مورد تک تک رنگ ها انجام می دهد و به صورت قراردادی هر رنگ را با یک احساس مرتبط می سازد. 

به کودکان کاغذی داده می‌شود که در آن احساساتی را که از زندگی خود دارند رنگ کند. رنگ کردن می‌تواند در قالب رنگ کردن کل کاغذ کشیدن اشکال هندسی و رنگ کردن و یا نقاشی و رنگ آمیزی آن باشد. در هر صورت آنچه که برای درمانگر مهم است رنگ به کار برده شده توسط کودک است که با احساسات او در ارتباط می باشد. در این جا درمانگر می‌تواند با تشویق کودک به رنگ آمیزی احساسش در موقعیت ها و شرایط و برخورد با افراد مختلف به تحلیل نوع ارتباط عاطفی آنان بپردازد. بازی با رنگ انگشتی همانند بازی با گواش می تواند سرگرم کننده و هیجان انگیز برای خردسالان باشد.
مادران می توانند در خانه با ایجاد صندلی مخصوص کودک از کثیف شدن جلوگیری کنند. این بازی قوه تخیل و خلاقیت کودک را بالا می برد. اگر هم مادری نگران این است که کودکش رنگ ها را داخل دهانش بگذارد می‌تواند از رنگهای خوراکی استفاده کند.  

راه هایی برای کاهش کثیفی در بازی ها
هرچند کثیف شدن کودکان در بازی امری کاملاً طبیعی است و بهتر است که والدین نگران این موضوع نباشند اما راهکارهایی که می توانید برای جلوگیری از ریخت و پاش انجام دهید شامل موارد زیر می شوند:همیشه وقتی به گردش و بازی خارج از منزل می روید یک دست لباس اضافه هم برای کودک خود بردارید تا اگر نیاز بود در مواقع لازم آن را عوض کنید.
از پیش بند یا کاور برای محافظت از لباس فرزندتان استفاده کنید.
سعی کنید دور محیط بازی و یا زیر میزی که کودکتان مشغول نقاشی یا خمیربازی است را با روزنامه پلاستیک یا تکه پارچه بپوشانید. این را بدانید اگر کودک شما خردسال است امکان دارد باز هم کثیف فکر کند.
بازی هایی مانند رنگ انگشتی یا بازی با گواش را می‌توانید در جاهایی مانند حمام که قابل شستشو هستند انجام دهید.
خونسرد باشید. شاید از این که کودک تان با گل و شن بازی می کند و یا لباسهایش کثیف و خیس میشوند دچار عصبانیت شوید. اما به روی خودتان نیاورید و بدانید که بازی برای کودکان امری حیاتی است.
 سخن آخر درمورد بازی های کثیف برای کودکان
بازی بهترین راهکار تربیتی و آموزشی برای کودکان است. خیلی از نکات آموزشی و فرزندپروری از طریق بازی با کودک میسر خواهد شد. اگر شما هم میخواهید بعضی از مشکلات رفتاری کودکتان مانند ترس ها و اضطراب یا پرخاشگری او را کاهش دهید بهتر است در راستای این موضوع از مشاوران و روانشناسان در این مورد کمک بگیرید

وقتی نوجوان تان دروغ می‌گوید، چه کار کنید؟

نوجوانان به دلایل زیادی می توانند دروغ بگویند. اگر یکی از فرزندان خود را در حال دروغ گفتن دیدید، باید بدانید که برای رسیدگی به این وضعیت چه کاری می توانید انجام دهید. در این درس با بهره‌گیری از مطالعات علمی، راهکار هایی برای مواجهه با دروغگویی نوجوانان و کاهش آن ارائه شده است. نوجوانان روزانه دروغ می گویند. در واقع، اولین دروغی که کودک می گوید، نشان دهنده نقطه عطفی در رشد اوست. مطالعات نشان می دهند که دروغ گفتن در کودکان – و نوجوانان-  نشان دهنده پیشرفت در رشد شناختی و شکل گیری ذهن در آنها است.   این واقعیت که آنها می توانند دروغ بگویند، به این معنی است که آنها قادر به کار ذهنی با یک واقعیت خیالی هستند. این مهارتی است که نیاز به توانایی شناختی پیشرفته دارد. دروغ گفتن در نوجوانی، زمانی به مشکل تبدیل می‌شود که به طور مکرر به عنوان استراتژی به کار گرفته شود. این وضعیت در نوجوانان بیشتر از کودکان یا بزرگسالان پیش میآید. زیرا نوجوانان بیشتر مستعد دروغگویی هستند، به خصوص به والدین خود.در سال 2004، آرنت و همکاران تحقیقی در این رابطه انجام دادند. آنها دریافتند که نوجوانان اغلب به والدین خود دروغ می گویند. علاوه بر این، آنها از دروغ به عنوان راهی برای تأیید حق خودمختاری خود استفاده می کنند. محققان همچنین دریافتند که نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان جوان، بیشتر دروغ می گویند.
در سال 2013، لوین و همکاران، مطالعه دیگری انجام داد. آنها دریافتند که نوجوانان بیشتر از دانشجویان یا بزرگسالان دروغ می‌گویند. نوجوانان به طور متوسط در 24 ساعت، 4.10 بار دروغ می‌گویند. این 75 درصد بیشتر از دانشجویان دانشگاه و 150 درصد بیشتر از بزرگسالان بود.

روش‌های دروغگویی در نوجوانان
افراد حداقل به دو صورت می توانند دروغ بگویند:
با نگفتن حقیقت
 در این حالت فرد عمداً از گفتن حقیقت کوتاهی می کند و چیزی نمی گوید.
با گفتن یا تایید حقیقت تحریف شده
 این شامل ارائه گزارشی متفاوت است از آنچه که واقعاً اتفاق افتاده. این نوع دروغ ها فقط مربوط به وقایع نیست. به عنوان مثال، دروغگو ممکن است وانمود کند که یک گزینه صحیح است. با این حال، نزد خود معتقد است که گزینه صحیح چیز دیگری است.
مردم اغلب  وقتی از استراتژی دیگری استفاده می کنند و آن دوری کردن است. یعنی سعی می کنند با افرادی ملاقات نکنند تا مجبور نباشند به آنها دروغ بگویند.
چه چیزی نوجوانان را به دروغ گفتن تشویق می کند؟
یکی از دلایلی که نوجوانان به والدین خود دروغ می گویند، این است که می‌خواهند در تصمیم گیری امور مربوط به خود، استقلال داشته باشند. باید به خاطر داشته باشیم که نوجوانی مرحله ای از رشد است که در آن خودمختاری مهم است. خودمختاری و استقلال در نوجوانی، توسط اریکسون (همانطور که در پاپالیا، 2017 ذکر شده است) به عنوان “داشتن تصور منسجمی از خود، متشکل از اهداف، ارزش‌ها و باورهایی که فرد با آن تعهد محکمی برقرار می‌کند” تعریف می‌شود.
دروغ در نوجوانان اغلب به دلیل کنترل بیش از حد والدین اتفاق می افتد. آرنت و همکاران (2004) در تحقیقات خود دریافتند که هر چه والدین کنترل بیشتری بر امور روزانه نوجوانان داشته باشند، احتمال دروغ گفتن آنها بیشتر است. این می تواند به تداوم چرخه “کنترل – دروغ” منجر شود: والدین با درک اینکه فرزندانشان به آنها دروغ می گویند، آنها را بیشتر کنترل می کنند و نوجوانان برای گریز از کنترل بیشتر، دروغ بیشتری می گویند.
نوجوانان همچنین از ترس یا شرم، برای به دست آوردن چیزی، محافظت از کسی، مواجه نشدن با عواقب کار خود و یا روبرو نشدن با حقیقت، دروغ می گویند (مارتینز و کاروالیو، 2019). آنها ممکن است برای پوشاندن احساسات خود یا احساساتی که نمی خواهند با والدین خود در میان بگذارند، دروغ بگویند. در واقع، وقتی مشکلات زیادی در خانه وجود دارد، نوجوانان تمایل دارند از گفتن حقیقت اجتناب کنند.

پنج دلیل برای دروغ‌گویی نوجوانان
کیت اوبری، روان‌شناس، پنج دلیل برای دروغ‌گویی نوجوانان پیشنهاد می‌کند:
1- برای جلوگیری از مشکلات.
2- برای اینکه والدین خود را ناامید نکنند.
3- به دلیل فشار اجتماعی مثلاً برای اینکه مهمانی یا فعالیتی با دوستان خود را از دست ندهند.
4- ارتباط بد با والدین. اگر نوجوانی احساس کند که درک نمی‌شود، شنیده نمی شود یا مورد احترام قرار نمی گیرد، از برقراری ارتباط اجتناب می کند.
5- برای کنترل تصمیمات. این برای توسعه خودمختاری آنها مهم است.

با دروغ‌های نوجوان‌مان چه کنیم؟
کریس هادسون متخصص جوانان و مربی والدین است. او هشت راه برای مقابله و کاهش دروغ های نوجوانان پیشنهاد می کند:
1- داشتن روابط  عمیق و پیوسته
یک رابطه عمیق با فرزندان نوجوان، نیاز به ارتباطی خوب دارد و این یعنی پذیرا بودن برای شنیدن برخی حقایق.
گاهی اوقات، نوجوانان به این دلیل دروغ می گویند که می دانند والدینشان نمی خواهند حقیقت را بشنوند. بنابراین، برای جلب اعتماد با فرزندان لازم است تا جو اعتماد وجود داشته باشد.

2- الگوی صداقت بودن
یکی از راه‌های اصلی یادگیری در افراد، مشاهده است و نوجوانان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. پس با مثال ملموس و عینی به آنها آموزش دهید. صادق باشید. سپس، آنها متوجه خواهند شد که شما الگوی صداقت هستید و نه صرفاً فردی که “موعظه و نصیحت” می کند.
به هر حال، چگونه می توانید از نوجوان خود بخواهید که دروغ نگوید، اگر خودتان این کار را به طور مداوم انجام می دهید؟

3- مذاکره کنید
یاد بگیرید که با فرزند نوجوان خود درباره مرزها مذاکره کنید. زمانی که آنها از انجام کاری منع می شوند یا آزادی آنها محدود می شود، معمولاً سعی می کنند با رفتاری برعکس آن را به دست آورند. با این حال، مذاکره کردن با نوجوان موجب می شود تا او کمتر احساس کنترل شدن بکند و با مشارکت در تصمیم گیری، بیشتر احساس استقلال کند.

4- از بازجویی بپرهیزید، انگیزه گفتگو ایجاد کنید
اگر فرزندتان به شما دروغ گفته است، سعی کنید با او گفتگویی مسالمت آمیزی داشته باشید. حتی اگر واقعا عصبانی هستید، سعی کنید قبل از صحبت آرام شوید. زیرا اگر عصبانی باشید، کمتر به صحبت های فرزندتان گوش می دهید و دلایل دروغگویی او را درک نمی کنید. به یاد داشته باشید که با قاطعیت حرف بزنید و مورد آنچه که می خواهید به آنها بیاموزید و این که چگونه آن را انجام خواهید داد، شفاف و صریح باشید .

5- تقلب نکنید
از آنجایی که دروغ  گفتن در نوجوانان بسیار رایج است، اگر فهمیدید فرزندتان به شما دروغ گفته، منتظر فرصتی نمانید تا بتوانید مچ او را بگیرید. به یاد داشته باشید، پنهان کردن حقیقت، خود راهی برای دروغ گفتن است. بنابراین، شما با پنهان نگه داشتن دروغ فرزندتان و عدم بیان آن، دقیقاً همان کاری را انجام می دهید که نمی خواهید فرزندتان انجام دهد.

6- از تنبیه به نحوی متناسب و هوشمندانه استفاده کنید
هر روشی که شما با آن به رفتار نوجوانتان پاسخ می دهید، بیشترِ رفتارهای آینده او را تعیین می کند. اگر مجازات نامتناسبی اعمال کنید، به سادگی ترس از راست گفتن را در دل آنها کاشته‌اید.
هنگامی که قد دارید به اموری در منزل نظم می دهید، سعی کنید آنچه را که می خواهید آموزش دهید در ذهن داشته باشید و راه های مناسب برای انجام آن را بیابید. با قاطعیت گفتگو کنید و به آنچه فرزندتان می گوید، گوش دهید.

7-  به فرزندتان برچسب دروغگو نزنید
به نوجوان خود برچسب دروغگو نزنید. چرا که اگر این کار را انجام دهید، ممکن است به همان شیوه رفتار کرده و «برچسب» شما را در رفتارشان تأیید کنند.
شما با نامگذاری و برچسب زدن به افراد، رفتار آنها را شکل می دهد. اگر به کودک خود برچسب دروغگو بزنید، احتمال دارد که در نهایت مانند یک دروغگو رفتار کند.

8- توجه کنید
مراقب دروغ های فرزندتان باشید و سعی کنید انگیزه های او را برای دروغ گفتن بشناسید. این به شما کمک می کند درک کنید که آنها چگونه با موقعیت های خاص ارتباط دارند و چه چیزی باعث دروغگویی آنها می شود. هنگامی که علت انجام این کار را مشخص کردید، از فرزندتان دعوت کنید تا در مورد روش های جدید برخورد با موقعیت ها و اهمیت صداقت فکر کند. در واقع، آنقدر روی دروغ تمرکز نکنید، بلکه بیشتر روی دلایل پشت آن تمرکز کنید.

خلاصه
دروغ در نوجوانان بسیار رایج و چند علتی است. برای مقابله با آنها و با مشکلاتی که در سطح خانواده ایجاد می شود، یکی از راهکارهای اصلی ایجاد تغییر در روابط با جوان است. شما باید فضایی را برای گفت و گوهای جدی ایجاد کنید که به درک عمل و دلایل متوسل شدن آنها به دروغ گفتن کمک کند.

علت ترس یا غریبی کردن در کودکان چیست و چگونه رفع می شود؟

احساس غریبی کردن در کودکان که از نظر علم روان پزشکی به این واکنش ترس از غریبه ها گفته می شود احساسی است که تمام مادران آن را در کودکان شان تجربه می کنند و اغلب کودکانی که به آن دچار می شوند در فاصله سنی ۶ تا ۱۲ ماه قرار دارند.
چرا کودکان احساس غریبی می کنند؟
احساس غریبی کودکان یکی از مراحل رشد برای فرزندتان به حساب می آید. شاید تجربه کرده باشید که کودکان تا قبل از سه ماهگی با دیدن شما خوشحال می شوند و واکنش خوبی از خود نشان می دهند و بسیار اجتماعی برخورد می کند اما بعد از سه ماهگی به صورت ناگهانی رفتارشان تغییر می کند و با دیدن افراد مختلف و غریبه ها بی قراری میکند و یا حتی گریه می کنند.
شاید برای شما این تغییر رفتار کمی عجیب باشد اما باید بدانید کودکان پس از سه ماه تازه متوجه تفاوت بین انسان ، حیوان و اشیا می شوند و تفاوت های آن ها را حس می کنند و در هشت ماهگی وجود مستقل شان را از مادر خود متوجه می شوند و چهره های آشنا را از غریبه ها تشخیص می دهند. و به همین دلیل زمانی که با افراد غریبه مواجه می شوند که آنها را نمی شناسند به شدت از خود واکنش نشان می دهند و به این صورت از خودشان در برابر آن ها محافظت می کنند.

این مرحله از رشد کودک را اضطراب هشت ماهگی می نامند و طبق تحقیقات انجام شده محققان متوجه شده اند که کودکان حساس تر یعنی کودکانی که در طول چند ماه اول بعد از تولدشان رابطه نزدیکی با مادرشان داشته اند به طور مثال تمام مدت در آغوش مادر بوده اند یا حتی شب ها در کنار آن ها می خوابیده‌ اند در هشت ماهگی هورمون استرس (کورتیزول) بیشتری ترشح می کنند و این مسئله باعث می شود که این دسته از کودکان در هنگام مواجه شدن با غریبه ها و یا حتی آشنا هایی که به ندرت آن ها را می بینند مانند اقوام؛ واکنش بیشتری نشان دهند و گریه کنند.
البته واکنش هر کودک در این دوره سنی متفاوت است و همه کودکان رفتار یکسانی از خود نشان نمی دهند؛ برخی کودکان آرام تر هستند و ممکن است با دیدن غریبه ها تنها در گوشه ای بنشینند و یا از آن مکان دور شوند و خود را پنهان کنند.
این دوره از دوره های ضروری برای رشد کودکان است و مرحله‌ ای گذراست و نشان از خجالتی بودن؛ ترسو بودن و یا غیر اجتماعی بودن کودک شما نیست و به مرور زمان این واکنش ها کمتر می شوند.  احساس غریبی کودکان یکی از مراحل رشد برای فرزندتان به حساب می آید
 
علائم نشان دهنده ترس کودک از غریبه ها
اگرچه علائمی که یک کودک هنگام رو به رو شدن با افراد غریبه از خود نشان می دهد با دیگر کودکان متفاوت است اما تحقیقات زیادی در سراسر دنیا برای پی بردن به این علائم صورت گرفته است. بر اساس یکی از تحقیقاتی که دانشگاه پیتسبورگ درباره این موضوع انجام داده است به طور کلی این علائم را به عنوان علائم ترس کودک از غریبه‌ها معرفی کرده است.
این نشانه ها عبارتند از:
• ساکت شدن ناگهانی کودک یا خیره شدن او همراه با ترس به فرد غریبه؛ هنگام مواجه شدن با آن فرد.
• بعضی کودکان بعد از دیدن یک فرد غریبه واکنش هایی مانند گریه کردن و یا نق زدن را افزایش می‌دهند که نشان از نا رضایتی و احساسات اوست.
• در بعضی از کودکان امکان دارد که پدر یا مادر خود را محکم بغل کنند و بخواهند خود را در آغوش والدینشان پنهان کنند و یا همچنین در صورت راه رفتن پدر یا مادرشان را میان فرد غریبه و خود قرار دهند و با ایجاد این مانع از فرد غریبه دور بمانند.

برای پیشگیری از غریبی کردن کودک چه کارهایی باید انجام دهیم؟
این مسئله که کودک شما قبل از دیدار با افراد ناآشنا و غریبه بتواند آماده شود تا حد بسیاری استرس و اضطراب را کاهش می‌دهد. برای این کار کافی است قبل از اینکه به مهمانی بروید یا مهمانی به منزل تان بیاید با کودک خود راجع به آن شخص صحبت کنید و از او نشانه‌ هایی به فرزند تان بدهید برای مثال بگویید: قراره بریم خونه دوستم همون خانومی که خیلی مهربونه و دفعه قبل اومد خونمون برات عروسک آورد.یادت میاد؟ و …
می توانید این جمله ها را چند بار تکرار کنید تا کودکتان آن را به خاطر بسپارد و بیشتر کنجکاو شود تا با فرد مورد نظر آشنا شود یا به طور مثال زمانی که مهمان ها وارد خانه شما می شوند با کودکتان به استقبال آن ها بروید تا با افرادی که برای دیدن او آمده اند آشنا شود.
سپس فرصت دهید تا کودکتان هر طور که مایل است رفتار کند و او را به اجبار به دست مهمان ها ندهید. ممکن است در ابتدا بترسد و غریبی کند اما در ادامه به خاطر حس کنجکاوی و برای تأیید صحبت های شما از آن افراد؛ به مهمان ها نگاه می کند تا متوجه شباهت آن ها و توضیحات شما شود و پس از آن خیلی زود با مهمانان آشنا می شود و صمیمیت خود را نشان می دهد.
این مسئله نیاز به صبر و حوصله شما دارد زیرا هرچه کودک در فشار کمتری از سوی شما قرار بگیرد نگرانی و ترس را زودتر کنار می گذارد.
همچنین افراد می‌توانند در هر بار ملاقات با فرزندتان رفتارهای تکراری از خود نشان دهند تا کودک به وسیله آن رفتارها افراد را نیز به خاطر بیاورند و آن ها را سریعتر بشناسند به این منظور افراد می توانند به شیوه خاصی با کودک شما سلام کنند.
حتی ممکن است کودک؛ شما را با بازی هایی که با او انجام داده‌اید به یاد بیاورد. به طور مثال اگر شما دست زدن را به کودک آموزش دهید و دفعه بعد با دیدن کودک این عمل را انجام دهید کودک با سرعت بیشتری شما را به یاد می آورد.
یکی دیگر از روش هایی که می توانید ترس کودک خود را مهار کنید این است که هنگام احوال پرسی با دوست یا فامیلتان که برای کودکتان فرد جدید و نا آشنا محسوب می شود با او دست بدهید او را در آغوش بگیرید و ببوسید و یا هر نوع رفتاری که صمیمیت و اعتماد را به کودک شما القا کند تا کودک متوجه شود که والدینش این افراد را می شناسند و او را پذیرفته اند این روش باعث می شود تا فرزندتان شخص را زود تر و آسان تر بپذیرد.
در محیط‌های بیرون از خانه مثلاً در خیابان؛ مترو؛ سوپر مارکت و یا هر جای دیگری که غریبه ها حضور دارند ممکن است کودک دچار ترس و اضطراب شود در این زمان شما باید کودک را در آغوش گرفته و آرام کنید تا نسبت به دیگران احساس آرامش کند.
و همچنین اگر شما مادر و کودکی را در جایی مشاهده کردید سعی کنید که موجب آزار آن کودک نشوید به این منظور نباید سعی کنید که او را در آغوش بگیرید و یا از او بخواهید تا شما را ببوسد. اما اگر شما این کار را انجام ندهید کودک بیشتر دچار استرس می شود و بی تابی می کند.


تحت هیچ شرایطی کودکتان را مجبور نکنید که به قله کسی برود که نسبت به او او احساس غریبی و ترس می کند و او را مجبور به بوسیدن کسی نکنید حتی اگر این افراد دوست یا فامیل نزدیک تان باشد زیرا هر کس امکان دارد تست ترس را در کودک شما افزایش دهد حتی نزدیک ترین اقوام. همچنین از آنها خواهش کنید که برای ارتباط با کودک تان عجله نکند و مرحله به مرحله به او نزدیک شوند و این اجازه را به فرزندتان بدهند تا بتواند با آن‌ ها آشنا شود و ارتباط برقرار کند.
شما می توانید کودکتان را از سنین پایین تر به طور مرتب با افراد غریبه رو در رو و آشنا کنید تا از لحاظ اجتماعی ظرفیت بیشتری پیدا کند البته باید بیرون از خانه ارتباط او با دیگران و تعامل با آن ها را کنترل و مدیریت کنید و فقط زمانی به کودک اجازه دهید با افراد جدید بازی کنند که شما حضور داشته باشید و برای این کار رضایت و احساس امنیت داشته باشید.

غریبی کردن در کودکان بیشتر از دو سال
به طور معمول احساس ترس از افراد غریبه به مدت دو سال طول می کشد تا از بین برود اما اگر بعد از این زمان نیز ترس آن ها ادامه پیدا کرد باید از روش‌های دیگری برای ایجاد استقلال در کودکتان کمک بگیرید. هرچقدر که کودک شما مستقل تر باشد در هنگام روبرو شدن با غریبه ها اعتماد به نفس کافی و بیشتری دارد.
برای این که بتوانید استقلال کودک را افزایش دهید باید اجازه دهید تا کودک بعضی از کارها را خودش و به تنهایی انجام دهد به طور مثال برای درست کردن غذا به او اعتماد کنید و بگذارید تا به تنهایی این کار را انجام دهد همچنین او را با اسباب بازی هایش تنها بگذارید تا بتواند سرگرم شدن با اسباب بازی ها را بدون احتیاج به دیگران بیاموزد.
اجازه دهید تا فرزندتان با افراد جدید آشنا شود و برای خود تجربه هایی کسب کند ترس شما از اینکه کودکتان را با افراد غریبه آشنا کنید کمکی به استقلال او و درمان ترس او از افراد غریبه نمی‌کند. شما با مرور زمان متوجه میشوید که قرار نیست اتفاق بدی برای فرزندتان پیش بیاید.
اشتباهی که اغلب پدر و مادرها مرتکب می شوند خوابیدن در کنار کودک است. والدین باید از سنین پایین به فرزند خود کمک کند تا به طور مستقل و در اتاق خود تنها بخوابند و کم کم و مرحله به مرحله با این موضوع کنار بیایند.


 احساس ترس از افراد غریبه به مدت دو سال طول می کشد
 ترس از غریبه ها امری طبیعی است که معمولاً از سه ماهگی کودکان آغاز می شود در واقع این واکنش کودک به خاطر مراقبت و محافظت از خود در برابر دیگران است که اغلب بعد از یک سالگی زمانی که کودک با چهره های جدید و بیشتر آشنا می شود کمتر می شود و این احساس کاهش می یابد.
شما باید به عنوان والدین با دانش نسبت به ترس کودک رفتار کنید و اگر راه و روش های آن را بدانید قبل از تولد دو سالگی فرزندتان احساس غریبی او از بین خواهد رفت. مهمترین چیز فرصت دادن به کودک و کم کردن انتظارت اطرافیان و دیگران نسبت به کودک شما است و می تواند به شما و فرزندتان کمک کند تا با رضایت و تجربه بیشتری این مرحله را پشت سر بگذارید.

 اجازه دهید فرزندتان به افراد جدید آشنا شود
اما اگر در این مرحله از زندگی کودکتان شکست بخورید و نتوانید ترس کودک از غریبه‌ها را در زمان خود درمان کنید ممکن است در بزرگسالی به نوعی ترس شدیدتر به نام اختلال اضطراب اجتماعی تبدیل شود برای همین اگر فکر می کنید ترس کودک شما نسبت به دیگر کودکان و از حد طبیعی بیشتر است و غیر منطقی به نظر می‌رسد و یا شما دانش کافی برای مواجه شدن با آن را ندارید بهتر است با یک روانشناس کودک در این زمینه صحبت کنید و از او مشاوره بخواهید همچنین اگر این غریبی کردن ها بعد از دو سالگی نیز ادامه داشت توصیه می شود تا به روانشناس کودک مراجعه کنید.

چه کار کنیم مادری سرزنده باشیم و خودمان را فراموش نکنیم!

مادری کردن و فرزند پروری صحیح به معنای فراموش کردن خود نیست، هر مادری فارغ از نقش مادری، هویتی نیز برای خود دارد که می بایست به پرورش آن نیز بیانجامد تا از خود رضایت داشته باشد. پس هیچ مادری نباید خود را فراموش کن و به نوعی در فرزندش غرق و حل شود.

اما مادران چه کار می توانند بکنند تا خود را فراموش نکنند. در این گزارش چند نمونه از راهکارهایی که برای مادران قابل بهره برداری است را مطرح می کنیم:

1-اجازه ندهید بچه داری، پیرتان کند

از خیلی مادرها شنیدیم که بعد از بچه دار شدن ، افسرده شده و اصلا خودشان را یادشان رفته و فقط به کارهای مربوط به بچه می رسند دیگر اصلا اهمیتی برای خود و ظاهرشان قائل نیستند. نباید اجازه دهید، بچه داری پیرتان کند.درست است که وظایف مربوط به بچه خیلی زیاد و وقت گیر است اما باید به خودتان هم برسید، لباس های شاد و رنگارنگ بپوشید، دستی به موهایتان ببرید و برای شاد کردن خودتان به ظاهرتان اهمیت بدهید.

حتی خیلی مادرها می گویند که مدتهاست دندان هایشان خراب شده یا اینکه مشکلی در جسمشان احساس می کنند و یا حتی بی اختیار گریه می کنند، اما به پزشک مراجعه نمی کنند ، اینها علائم خوبی برای ادامه یک فرزندپروری شاد و سالم نیست چرا که زمانی شما شاد نباشید، بچه شما هم احساس شادی نمی کند، قطعا فرزند شما هم نیاز به یک مادر شاد و سرحال دارد. پس به خودتان بیایید و به خود توجه کنید.

 

2-مثل یک ملکه صبحانه بخورید

مادرها می دانند که وقتی صبح ها از خواب بیدار می شوند، آنقدر کار سرشان ریخته که گاه از خودشان یادشان می رود ، ظهر شده و چیزی نخورده اند فقط به بچه رسیده اند، صبحانه او را داده ، لباس شسته و به امور خانه رسیده اند.  

بنابراین وقتی صبح از خواب بیدار شدید نگویید اول کارهایم را بکنم بعد یک چیزی می خورم! مثل یک ملکه صبحانه بخورید.

3-ورزش کنید

پس از زایمان خیلی ها به خودشان و سلامت بدن شان اهمیت نمی دهند. اما مادر شاد و سرزنده کسی است که فرصتی برای ورزش کردن و سرحالی بدن خود هم ایجاد کند، شده یک باشگاه رفتن و یا ورزش خانگی و رژیم غذایی درست می تواند برایتان مفید باشد.

 پس هر روز با فرزندانتان ورزش کنید و به خود برسید.

4-برای خودتان هم هزینه کنید

گاهی والدین با فرزنددار شدن دیگر کمتر برای خود هزینه هایی مثل خرید لباس یا وسایل مورد نیاز می کنند چرا که هر زمان یاد خودشان می افتند، می خواهند چاله چوله های وسایل بچه ها را پر کنند و هر زمان به خرید می روند، مدام برای بچه ها خرید می کنند. از آن دست مادرهایی باشید که برای خودتان هم هزینه کنید حال دیگر لازم است که لباس نو داشته باشید و روحیه تان تغییر کند.

پس به جای اینکه مدام برای بچه لباس بخرید، هر چند آن هم در مواقع لزوم خوب است، اما برای خودتان هم خرید کنید همین کار باعث می شود که روحیه تان کلی تغییر کند. چرا که خانم ها می دانند با خرید کردن چقدر تغییر روحیه برای بانوان حاصل می شود.

5-کارهای خانه را با حس و حال خوب انجام دهید

همه خانم ها در منزل کار می کنند از امور بچه داری تا آشپزخانه و مسائل دیگر . اما برخی خانم ها مدام غر می زنند. اما برخی دیگر با حس و حال خوب و شاد کارها را می کنند. پس سعی کنید از آن دست بانوانی باشید که با حال خوب و مثل یک کدبانو کارهایشان را می کنند نه با خفت. همه اینها به نوع نگرش شما و حس و حال شما برمی گردد که چطور به زندگی نگاه کنید پس سعی کنید دریچه نگاهتان را تغییر دهید.

حال بچه دار شده اید ، مسئولیت هایتان بیشتر شده اما این دلیل نمی شود که حالتان بد باشد، سعی کنید با حس و حال خوب ، یک موسیقی شاد فضای خانه را پر کنید و به کارها برسید، گاهی هم از همسرتان کمک بگیرید و به استراحت بروید.

6-انرژی تان را در خانه پخش کنید

همانطور که در شماره قبلی اشاره شد، انرژی و حس و حال خوب یا بد شما در منزل پخش می شود و به اعضای خانواده هم منتقل می شود . پس سعی کنید موقع غذا درست کردن، با بچه ها بازی کردن، مرتب کردن منزل و کارهای دیگر یک موسیقی شاد بگذارید، بچه ها را هم دعوت به این شادی کنید و حال خودتان را هم خوب کنید. 

حتی شده گاهی غذاهای آماده و راحت درست کنید و بخورید ، بدون اینکه نیاز باشد در آشپزخانه زیاد انرژی بگذارید به استراحت بیشتر بپردازید و به جای آن انرژی مثبتتان را در خانه پخش کنید.

7-به همسر و فرزندانتان لبخند بزنید

هر روز از خواب که بیدار می شویید، نگویید وای باز هم یک روز دیگر، بلکه بگویید چه روز خوب و شادی امروز می توانم کلی کار انجام بدهم که حال همه را خوب کند. پس اول از یک لبخند صبحگاهی شروع کنید و آن را به همسر و فرزندتان هدیه کنید.

8-گاهی تفویض اختیار کنید

همسران هم بدشان نمی آید گاهی کمک حال بانوانشان باشند. بنابراین می توانید گاهی که خیلی خسته هستید کارها و امورات را به همسرتان بسپارید به یک پیاده روی بروید، ورزش کنید یا حتی در اتاقتان استراحت کنید اینطور انرژی تخلیه شده شما به حالت اول باز می گردد.

تاثیر بدرفتاری والدین روی فرزندان چگونه مشخص می شود؟

 مهم است بدانید که کیفیت تعاملات اولیه پدر و مادر با کودک، تاثیر خیلی خیلی مهمی در شکل گیری شخصیت کودک در آینده دارد و تمامی این رفتارها از همان ابتدای تولد در ناخودآگاه کودک ثبت می شود و همیشه همراه او خواهد بود.

 مقدمه ای درباره بدرفتاری والدین با فرزندان
بدرفتاری والدین با فرزندان می تواند به اشکال مختلفی نمایان شود. در واقع شاید خیلی از پدر و مادرها متوجه نشوند که رفتاری که با فرزند خود دارند، نوعی آزار و بد رفتاری محسوب می شوند و متوجه نباشند که نتیجه ی این رفتارها تا چه حد می تواند تاثیر منفی بر روی آینده و سرنوشت فرزندشان داشته باشد.
به طور کلی می توانیم ادعا کنیم که عوامل ژنتیک، حوادث پیش از تولد، تأثیرات محیطی متنوع و نیز از منش های خود کودک، از جمله مواردی هستند که می توانند به صورت مستقیم بر روی رشد کودک تاثیر بگذارند. پدر و مادر باید بدانند که اولین الگوهای فرزندان خود محسوب می شوند و با درک این موضوع باید بدانند که به نسبت قبل، باید حواسشان خیلی بیشتر به رفتارها و گفته ها و اعمالشان باشد. 
مهم است بدانید که کیفیت تعاملات اولیه پدر و مادر با کودک، تاثیر خیلی خیلی مهمی در شکل گیری شخصیت کودک در آینده دارد و تمامی این رفتارها از همان ابتدای تولد در ناخودآگاه کودک ثبت می شود و همیشه همراه او خواهد بود. بی توجهی پدر و مادر و محبت نکردن و مهرنورزیدن به او، می تواند تاثیرات بسیار مخربی در شخصیت کودک نهادینه کند.
پدر و مادر باید متوجه باشند که همیشه مثبت رفتار کنند و فضای پرورش کودک را مملو از محبت، توجه و رفتارهای مثبت نمایند. چرا که تنها در این شرایط است که شما می توانید نهال تازه و سرزنده تان را به یک درخت بخشنده و تنومند تبدیل نمایید. عزت نفس پایین، رفتارهای ضد ‌اجتماعی، پیشرفت کم تحصیلی و آسیب به سلامت جسمانی، از جمله مهم ترین اتفاقاتی است که در نتیجه ی بدرفتاری پدر و مادر با فرزندشان رخ خواهد داد. در ادامه به بررسی تاثیر بدرفتاری والدین روی فرزندان و راه های درمان آن خواهیم پرداخت. پیشنهاد می کنیم برای آشنایی با این موارد، تا انتهای مقاله با ما همراه باشید : 

تاثیر بدرفتاری والدین روی فرزندان
ناسزا گفتن و بی ‌توجهی، یکی از رایج ترین رفتارهایی است که ممکن است هر پدر و مادری به فرزند خویش روا کند. این دو مورد از مهم ترین مواردی هستند که خیلی زود اثراتش را بر روی رفتارهای کودک نشان خواهند داد. فرزندی که به او بی توجهی می شود، نمی تواند آن عزت نفس کافی را برای حضور در جامعه و رشد خود داشته باشد.
از این رو می تواند گوشه گیر شود و یا به شدت تهاجمی برخورد کند. فرزندانی که درگیر بی توجهی پدر و مادر خود هستند، می توانند رفتارهای مختلفی از خود نشان دهند. این بچه ها در مقابله با توجه دیگران، خیلی زود از خود بی خود می شوند و ممکن است برای اینکه توجه افراد و جامعه را به خود جلب کنند، دست به هر کاری بزنند و این وجهه ی خطرناک ماجراست. 
مورد بعدی ناسزا گفتن است. امکان ندارد شما از دهانتان فحش و بد و بیراه بیرون بیاید و کودکان و فرزندتان همان بد و بیراه ها را به شما و یا افراد مختلف جامعه برنگرداند. کودک شما، فرزند شما، دائما در حال الگوبرداری از شماست. همیشه یادتان باشد که کارهایی که فرزندان شما انجام می دهند، دقیقا مانند یک آینه عمل می کند که در این آینه می تواند انعکاس رفتارهای خودتان را مشاهده نمایید.

متاسفانه و یا خوشبختانه، ناسزا گفتن یکی از موارد بدرفتاری است که خیلی خیلی زودتر از سایر بد رفتاری ها در شخصیت کودک نمایان می شود. طبیعتا شما با این کار، کودک تان را ناسازگار و بد دهن و عصبانی تربیت خواهید کرد. کودک شما تنها صلاحش را برای خواسته های جامعه و چالش های جامعه، ناسزا می داند و از این رو هرگز توانایی اینکه بتواند به گونه ای کاملا هوشمندانه از پس چالش ها و مشکلات زندگی اش بربیاید را نخواهد داشت. 
تنبیهات جسمی شدید و آزار و اذیت های فیزیکی، یکی دیگر از رفتارهایی است که پدر و مادرها با فرزندان شان انجام می دهند. کتک زدن فرزند شما هرگز نمی تواند راهی باشد که به واسطه ی آن بتوانید او را تربیت کنید. تربیت سالم هرگز با خشونت همراه نیست و همیشه محبت و توجه، بیشترین درصد موفقیت را در رفتارهای تربیتی کودکان دارد.
وقتی شما کودکان را کتک می زنید، علاوه بر اینکه سلامت جسمی او را در معرض خطرهای مختلف قرار می دهید، حس تحقیر را به او القا می کنید و تمام عزت نفس و اعتماد به نفس او را از او گرفته و حس ترس و وحشت را جایگزین می نمایید. فرزند شما هرگز نمی تواند با کتک زدن به شما اعتماد کند و در نهایت بین شما و کودکان فرسنگ ها فاصله ایجاد خواهد شد. 


نمونه هایی دیگر از تاثیر بدرفتاری والدین روی فرزندان
1. فرزند شما پرخاشگر و جنگ طلب می شود و همیشه عصبانی و در حالت هجومی قرار دارد.
2. پایین آمدن اعتماد به نفس کودک 
3. عدم پیشرفت تحصیلی در مدرسه و دانشگاه و بسترهای آموزشی دیگر
4. پایین آمدن سطح آی کیو کودک
5. عدم توانایی در کسب مهارت های اجتماعی و برقراری رابطه با دیگران
6. قرار گرفتن در معرض انواع سو استفاده های جنسی، جسمی، روانی و اجتماعی و مالی
7. قرار گرفتن در موقعیت های خطرناک اجتماعی و رابطه های ناسالم، تنها با هدف جذب توجه سایرین
8. اعتیاد به انواع مواد مخدر برای فرار از شرایط سختی که با آن در کشمکش هستند. 
9. بزرگسالی زودرس و تخریب افکار و رفتارهای کودکان و کودکی نکردن
10. تن دادن به چالش ها و خطرات احتمالی مختلف مانند ازدواج در سنین پایین، تنها برای فرار از شرایط حاکم بر خانواده


سخن آخر و جمع بندی 
خانواده باید در کنار یکدیگر سعی کنند تا بستری را فراهم کنند که تمامی افراد خانواده در آن بستر احساس امنیت نمایند. اگر از چنین توانایی برخوردار نیستید، حتما نزد یک مشاور خانواده کاربلد و حرفه ای بروید و این محبت را حق خودتان و خانواده تان بکند. چرا که یک درمان خانوادگی، کیفیت زندگی شما را تا حد خیلی زیادی بالا ببرد و طبیعتا شما انعکاس این کیفیت در زندگی را در روابط و موفقیت های پی در پی تان مشاهده خواهید کرد. 

همه چیز درباره چاقی در کودکان

میزان رشد کودکان در دوره‌های مختلف زندگی آن‌ها متفاوت است. همین موضوع تشخیص چاقی در کودکان را دشوار می‌کند. بسیاری از والدین اغلب‌اوقات، بدون توجه به اینکه کودک نوپای آن‌ها چربی نوزادی خود را از دست نداده و در حال چاق شدن است، ازروی محبت به فرزندشان بیشتر از نیازش غذا می‌دهند. چربی اضافی کودک را در معرض مشکلاتی جدی برای سلامتی‌اش ازجمله دیابت، بیماری‌های قلبی و آسم قرار می‌دهد. کودکان چاق برای شرکت در فعالیت‌های فیزیکی و بازی با همسالان خود دچار مشکل می‌شوند. این موضوع موجب بروز آسیب‌های روحی در آن‌ها می‌شود. آن‌ها بیشتر از کودکان دیگر در معرض آزار و اذیت­ قرار می‌گیرند. همچنین چاقی باعث کاهش عزت‌نفس، افسردگی و ایجاد تصویری منفی نسبت به بدن خود در کودکان می‌شود.

چگونه می‌توان فهمید کودکی چاق است؟
پزشکان برای تشخیص چاقی، اضافه‌وزن یا سلامت فرد از مقیاسی به اسم BMI استفاده می‌کنند. BMI یا شاخص توده بدنی نسبت قد و وزن فرد را برای تعیین چربی بدن محاسبه می‌کند. برای دانستن اینکه فردی کمبود یا اضافه وزن دارد، دچار چاقی است یا وزن طبیعی دارد از فرمولی مشخص استفاده می‌شود.
درمورد کودکان از مقیاسی به نام «BMI برای سن» استفاده می‌شود. در این مقیاس، علاوه بر وزن و قد، به سن و جنسیت کودک نیز توجه می‌شود. پزشکان از BMI برای نمودارهای رشد سنی استفاده می‌کنند که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده تهیه کرده است تا رشد کودک را براساس سنش ارزیابی کنند. این نمودارها برای نشان دادنBMI  کودک، در مقایسه با کودکان دیگر در گروه سنی مشابه، از سیستم صدک استفاده می‌کنند.

BMI  کودکان و نوجوانان به‌صورت زیر طبقه‌بندی می‌شود:
صدک ۵ تا ۸۴ ـ وزن سالم
صدک ۸۵ تا ۹۴ ـ اضافه‌وزن
و صدک ۹۵ یا بالاتر ـ چاق
این اعداد و ارقام به این معناست که اگر کودکی در صدک ۸۵ قرار داشته باشد، وزن او از ۸۵ درصد کودکان همسن خود بیشتر است و اضافه‌وزن دارد. اگر هم در صدک ۹۵ باشد، چاق است.

علل چاقی در کودکان
سابقه خانوادگی و ژنتیک، سبک زندگی و عوامل روانی نقش مؤثری در چاقی کودکان دارند. کودکی که والدین یا یکی از اعضای خانواده‌اش چاق‌اند، بیشتر از کودکان دیگر، در معرض چاقی قرار دارد. این عوامل از کنترل و مدیریت والدین خار­ج‌اند، اما دلایل دیگری وجود دارد که می‌توان آن‌ها را کنترل و مدیریت کرد. این دلایل عبارت‌اند از:

رژیم غذایی نامناسب و میان‌وعده‌های غذایی کنترل‌نشده یکی از عوامل اصلی چاقی در کودکان‌اند. فست‌فودها، نوشیدنی‌ها و میان‌وعده‌های شیرین، نوشابه و شیرینی‌ها باعث افزایش کالری دریافتی بدن و درنتیجه اضافه‌وزن می‌شوند.
بسیاری از والدین نسبت به انتخاب و تهیه غذاهای سالم و گنجاندن آن در رژیم غذایی کودک آگاهی کافی ندارد. برخی دیگر از والدین ممکن است ازنظر مالی امکان تهیه میوه و سبزیجات تازه را نداشته باشند. همین هم باعث تغذیه ناسالم و چاقی در کودکان می‌شود.
بی‌تحرکی و نداشتن فعالیت بدنی منجر به ایجاد عادات غذایی نامناسب در کودکان و درنتیجه چاقی آن‌ها می‌شود. بی‌تحرکی در همه افراد، بدون در نظرگرفتن سنشان، باعث اضافه‌وزن و چاقی می‌شود. ورزش کالری اضافه بدن را می‌سوزاند و به حفظ وزن متعادل کمک می‌کند. کودکانی که تحرک و فعالیت بدنی ندارند و بیشتر اوقات خود را جلوی تلویزیون و کامپیوتر می‌گذرانند بیشتر از سایر کودکان در معرض چاقی قرار دارند.

عوامل روحی و روانی باعث چاقی در برخی کودکان و نوجوانان می‌شود. کودکانی که دچار افسردگی‌اند، بی‌حوصله‌اند و احساس درماندگی و ضعف می‌کنند، برای مقابله با احساسات منفی خود، تمایل بیشتری به خوردن غذا دارند. درنتیجه ممکن است بیشتر از کودکان دیگر دچار اضافه‌وزن شوند.
کودکانی که در نوزادی با شیرخشک تغذیه می‌شوند بیشتر از کودکان دیگر در معرض چاقی قرار دارند. والدین این کودکان به‌طور ناخواسته بیشتر از حد معمول به آن‌ها غذا می‌دهند. اندازه‌گیری میزان دقیق شیرخشکی که نوزاد می‌خورد سخت است و والدین اغلب دوبرابر بیشتر از حد معمول به نوزاد شیر می‌دهند. برخی از والدین نیز هربار که نوزاد گریه می‌کند به او شیر می‌دهند. درحالی‌که ممکن است دلیل گریه نوزاد چیزی غیر از گرسنگی باشد.
عوارض و پیامدهای چاقی در کودکان چیست؟
چاقی در کودکان منجر به بسیاری از اختلالات جدی سلامتی می‌شود که می‌تواند بر تمام زندگی آن‌ها اثر منفی بگذارد. برخی از این عوارض و اختلالات عبارت‌اند از:

دیابت در کودکان
مصرف بیش‌ازحد غذاهای شیرین می‌تواند منجر به دیابت نوع دو در کودکان شود. در این وضعیت بدن قادر به متابولیسم درست گلوکز نیست. دیابت نوع دو ممکن است عوارض دیگری مانند بیماری‌های چشمی، اختلال در عملکرد کلیه و آسیب عصبی به همراه داشته باشد. کودکان و بزرگسالانی که دچار اضافه‌وزن‌اند به احتمال زیاد دچار دیابت نوع دو می‌شوند. بااین‌حال، می‌توان با ورزش و رژیم غذایی مناسب از پیشرفت بیماری جلوگیری کرد.

بیماری‌های قلبی کودکان
مصرف غذاهای چرب و شور باعث افزایش کلسترول خون و ابتلا به فشار خون بالا می‌شود. این دو عارضه خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را در کودکان چاق افزایش می‌دهد. افزایش کلسترول خون رگ‌های خونی را مسدود می‌کند و منجر به فشار خون بالا می‌شود. سکته مغزی و حملات قلبی ازجمله عوارض مهم و جدی افزایش فشار خون و کلسترول‌اند.

آسم
چاقی موجب بدتر شدن وضعیت کودکانی می‌شود که از آسم و التهاب مزمن ریه رنج می‌برند. آسم و چاقی از بیماری‌های زمینه‌ای همراه‌اند که هم‌زمان باهم رخ می‌دهند. اگرچه ارتباط بین این دو عارضه واضح و روشن نیست، اما تعداد چشمگیری از افراد مبتلا به آسم اضافه‌وزن نیز دارند. همچنین درمورد بسیاری از افراد، چاقی ریسک ابتلای فرد به نوع شدیدتر آسم را افزایش می‌دهد.

اختلالات خواب
کودکان چاقی که در ناحیه گردن چربی اضافه دارند ممکن است دچار مسدود شدن مجاری تنفسی شوند. این عارضه منجر به وقفه یا ایست تنفسی هنگام خواب می‌شود. در این وضعیت، به‌دلیل قطع تنفس، خوابیدن برای کودک سخت و مشکل است. این کودکان ممکن است از خروپف بیش‌ازحد نیز رنج ببرند.

درد مفاصل
چاقی و اضافه‌وزن می‌تواند منجر به سفتی مفاصل، دامنه حرکتی محدود و درد مفاصل در کودکان شود. کاهش وزن به‌طور طبیعی این مشکلات را برطرف می‌کند.

تشخیص چاقی در کودکان
پزشکان از شاخص BMI به همراه معیارهای دیگر برای تشخیص چاقی در کودکان استفاده می‌کنند.  BMIتوده عضلانی بزرگ‌تر از اسکلت بدنی متوسط و الگوهای رشد متفاوت کودکان را در نظر نمی‌گیرد. درنتیجه نمی‌تواند به‌تنهایی معیاری درست برای تشخیص چاقی کودکان باشد. بنابراین پزشکان به عوامل دیگری توجه می‌کنند که عبارت‌اند از:

سابقه خانوادگی ابتلا به چاقی و اختلالات دیگر.
عادات غذایی کودک.
تحرک و میزان فعالیت بدنی.
سابقه مشکلات روحی مانند افسردگی، استرس، سوگ و مانند این‌ها.
پزشک ممکن است برای کودک آزمایش کلسترول و قند خون تجویز کند. همچنین، به‌هم‌ریختگی هورمونی و عوارض دیگر چاقی را نیز بررسی می‌کند.

تغذیه سالم برای کودکانی که اضافه‌وزن دارند
ازآنجاکه مدیریت مواد غذایی با والدین است، در وهله اول خرید مواد غذایی«سالم» باید در اولویت قرار گیرد. درباره این موضوع توصیه‌هایی وجود دارد که به آن‌ها اشاره می‌شود:

هنگام خرید، سبزیجات و میوه‌های بیشتری بخرید و از خرید مواد غذایی آماده مانند غذاهای فوری، کیک‌ها، بیسکوییت‌ها و مانند این‌ها اجتناب کنید. این مواد غذایی چربی و قند بالایی دارند.
مصرف نوشیدنی‌های شیرین مانند آب‌میوه‌های صنعتی را کاهش دهید. آب‌میوه‌های صنعتی، علی‌رغم داشتن کالری بالا، ارزش غذایی پایینی دارند. کودکان با خوردن آب‌میوه‌های صنعتی خیلی زود احساس سیری می‌کنند و اشتهایی برای خوردن مواد غذایی سالم و موردنیاز نخواهند داشت.
مصرف فست‌فود را محدود کنید. این مواد غذایی به‌علت داشتن چربی و کالری بالا برای کودکان مناسب نیستند.
همراه با اعضای خانواده غذا بخورید. کودکان هنگام تماشای تلویزیون و کار با کامپیوتر با سرعت و بیشتر از معمول غذا می‌خورند. بنابراین غذا خوردن سر میز و همراه با بقیه موجب تغذیه سالم و مناسب در کودکان می‌شود. همچنین خوردن غذا به همراه اعضای خانواده فرصت خوبی برای گفتگو و تعامل و ایجاد رابطه عاطفی بین اعضای خانواده است.
به اندازه مناسب در ظرف کودک غذا بریزید. اجازه دهید کودک وقتی احساس سیری می‌کند دست از غذا خوردن بکشد، حتی اگر مقداری غذا در ظرفش باقی مانده باشد. به یاد داشته باشید مقدار و حجم غذایی که در رستوران برای کودکان سرو می‌شود اغلب بیشتر از نیاز کودک است. کودکان نیاز ندارند به‌اندازه بزرگسالان غذا بخورند.
چگونه از چاقی در کودکان جلوگیری کنید؟
توصیه‌هایی برای جلوگیری از اضافه‌وزن در کودکان وجود دارد که عبارت‌اند از:
شیر مادر بهترین گزینه برای تغذیه نوزاد شیرخوار است. به‌جای شیرخشک، نوزاد را با شیر مادر تغذیه کنید.
با اجتناب از تغذیه کودک با غذاها و تنقلات ناسالم، به کودک کمک کنید تا به میوه و سبزیجات علاقه‌مند شود.
غذاها و مواد غذایی حاوی قند مصنوعی مانند آب‌نبات، شکلات، بستنی و آب‌میوه‌های صنعتی را از وعده‌های غذایی کودک حذف کنید و آن‌ها را برای موارد محدود و خاص در نظر بگیرید.
زمان استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و گوشی را کاهش دهید و کودک را تشویق به بازی و فعالیت‌های خارج از خانه کنید. داشتن تحرک و فعالیت بدنی باعث سوزاندن کالری مصرفی و جلوگیری از چاقی کودک می‌شود.
کودک را به داشتن بازی و ورزش و فعالیت‌های بیرون از خانه تشویق کنید.
راه‌های مقابله با چاقی در کودکان
در اینجا راه‌حل‌هایی برای کمک به کودکان برای مقابله با چاقی و داشتن وزن مناسب پیشنهاد داده شده است:

اصول تغذیه را بیاموزید.
بسیاری از والدین نسبت به بایدها و نبایدهای تغذیه‌ای بی‌اطلاع‌اند. آن‌ها اغلب، به‌جای توجه به ارزش تغذیه‌ای مواد خوراکی، از تبلیغات و آگهی‌های تجاری پیروی می‌کنند. یادگیری اصول تغذیه به والدین امکان می‌دهد برای تغذیه فرزندشان انتخاب‌های درست و هوشمندانه داشته باشند و از اشتباهات آن‌ها درزمینه تغذیه کاسته می‌شود. همچنین باعث کمک به کودکان برای داشتن عادات غذایی مناسب و سالم می‌شود.

عادات غذایی خانواده را تغییر دهید.
عادات غذایی سالم در خانواده ایجاد کنید. وقتی همه اعضای خانواده عادت به خوردن غذاهای سالم و انجام فعالیت‌های بدنی داشته باشند، کودکان نیز مجبور به همراهی با آن‌ها می‌شوند. کودکان با مشاهده رفتار و عملکرد والدین رفتار درست و مناسب را می‌آموزند. به همین دلیل والدین باید عادت‌های صحیح و سالم غذایی داشته باشند تا کودکان از رفتار آن‌ها الگوبرداری کنند.

کودکان را به داشتن فعالیت بدنی تشویق کنید.
به فرزند­تان اجازه دهید بیشتر در محیط بیرون از خانه بازی کند. داشتن تحرک و فعالیت بدنی برای رشد کودکان ضروری است. می‌توانید همراه فرزندتان در بازی‌های فیزیکی شرکت کنید و اوقات خوبی را کنار هم بگذرانید. علاوه‌براین، فرزندتان را به ورزش و فعالیت‌هایی مانند رقص، شنا، اسکیت، فوتبال و مانند این‌ها تشویق کنید.

درمورد تغذیه‌تان آگاهانه رفتار کنید.
لازم نیست تبدیل به «پلیس غذا» شوید و ممنوعیت‌های زیادی را درباره غذاهای مضر و چاق‌کننده اعمال کنید. ممنوعیت بیش‌ازحد کودکان را نسبت به غذای منع‌شده حریص‌تر و مشتاق‌تر می‌کند. نکته اصلی رعایت حد اعتدال است. مصرف فست‌فود و غذاهای چرب و حاوی قند را کاهش دهید. در عوض وعده‌های بیشتری را به غذاهای سالم خانگی اختصاص دهید. به این صورت عادت‌های غذایی سالم و همیشگی را در فرزندتان ایجاد کنید.

با فرزندتان درمورد احساساتش گفتگو کنید.
اگر فرزندتان چاق است، به او کمک کنید به‌جای خوردن افراطی غذا با احساساتش کنار بیاید. از اظهارنظرهای منفی که باعث رنجش و آزار کودک می‌شود، حتی اگر با حسن‌نیت گفته شود، خودداری کنید. وقتی فرزندتان تلاش می‌کند و موفق می‌شود عادات تغذیه‌ای‌اش را تغییر دهد، او را تحسین کنید.

عوارض چاقی کودکان در بزرگسالی
علی‌رغم تلاش‌های شما، ممکن است فرزندتان چربی‌های اضافی‌اش را به‌طور کامل از دست ندهد و چاق باقی بماند. باوجوداین، برای حفظ سلامتی­ فرزندتان به او بیاموزید انتخاب‌های بهتر و سالم‌تری برای تغذیه داشته باشد و به‌قدر کافی ورزش کند. داشتن تحرک و فعالیت ورزشی به کودک کمک می­کند با عوارض چاقی در بزرگسالی مقابله کند. حتی اگر کودک به وزن ایده‌آل و طبیعی نرسد، با داشتن عادات غذایی مناسب می‌تواند زندگی سالمی داشته باشد.
برای مقابله با چاقی در کودکان، ترکیبی از آگاهی و تلاش مستمر والدین و کودک موردنیاز است. با ایجاد عادات غذایی سالم و داشتن تحرک کافی، می‌توان اضافه‌وزن کودکان را از بین برد.

نویسنده: زهرا مردانه 

آیا والدین باید نگران نوشیدن قهوه کودکان باشند؟

کاپوچینو و لاته به عنوان دو نوشیدنی محبوب در رده ی سنی کودک و نوجوان، شناخته می شوند. این دو نوع نوشیدنی بر پایه قهوه درست می شوند. رعایت حد اعتدال در مصرف قهوه با تحریک کردن سیستم اعصاب مرکزی سبب افزایش انرژی و ارتقای سطح هوشیاری می گردد. در مقابل مصرف بی رویه قهوه، عوارض زیان باری را در بدن ایجاد می کند.

یکی از نوشیدنی هایی که کودکان و نوجوانان به مصرف آن علاقه مند هستند، کاپوچینو و لاته می باشد. این دو نوع نوشیدنی بر پایه قهوه درست می شوند و به موجب برخوردرای از شیر برای سلامت استخوان های کودک مفید هستند. 
آکادمی اطفال آمریکا حداقل سن مناسب برای نوشیدن قهوه را 12 سالگی عنوان کرده است. طبق توصیه های این آکادمی مناسب ترین میزان مصرف قهوه برای بدن پس از قدم نهادن در سن نوجوانی و بزرگسالی یک فنجان قهوه به صورت روزانه است. 
طبق مطالعات صورت گرفته، قهوه از آنتی اکسیدان های گسترده ای برخوردار است. استفاده از آنتی اکسیدان برای کاهش بیماری های قلبی و عروقی مفید واقع است. 
یکی از باور های غلطی که در حوزه مصرف قهوه وجود دارد، آن است که مصرف قهوه در رشد کودک اختلال به وجود می آورد. با این حال مصرف بی رویه قهوه، تأثیرات منفی را در سلامت جسمانی کودکان و نوجوانان می گذارد.

عوارض مصرف قهوه برای کودکان 
بیشترین تأثیر پیامد های منفی قهوه در کودکان نوپا رخ می دهد. در واقع کودک در این رده سنی به موجب برخورداری از توده بدنی کم در معرض خطر پیامد های بهداشتی منفی کافئین قرار دارد. علاوه بر این، بدن یک کودک مهارت کافی برای سوخت و ساز کافئین موجود در قهوه را ندارد.
بهتر است بدانید که استفاده از قهوه در دوز های بالا در رده سنی کودکان احتمال تشنج و ایست قلبی را تشدید می کند.

در ادامه برخی از عوارض مصرف قهوه برای کودکان را عنوان می کنیم: 
• اضطراب
• حالت تهوع
• اختلال در ضربان قلب 
• اختلال در سطح فشار خون
• چاقی مفرط
• بیش فعالی

رایج ترین عوارض جانبی مصرف قهوه در کودکان
قهوه منبع اسید مخرب است. نوشیدنی های اسیدی با تضعیف دندان، سلامت دهان و دندان را به مخاطره می اندازد. با تضعیف دندان، مینای دندان دستخوش تنغییر می شود و احتمال پوسیدگی افزایش می یابد.
مینای دندان در دوره کودکی در راستای استحکام بخشی نیازمند زمان است. هنگامی که یک کودک به مصرف قهوه می پردازد، به صورت مستقیم به سلامت دندان آسیب وارد می شود. 
عدم توانایی در تمرکز
یکی از مهم ترین عوارض مصرف قهوه در کودکان، عدم توانایی در تمرکز و بیش فعالی می باشد. قهوه دارای ترکیبی به نام کافئین است. کافئین محرکی به شمار می رود که با تحریک کردن سیستم اعصاب مرکزی سبب افزایش انرژی و ارتقای سطح هوشیاری می گردد.
با وجود مزیت هایی که افزایش سطح انرژی در بدن به وجود می آورد، در بدن کودکان منجر به عدم توانایی در تمرکز می گردد. این عدم توانایی در تمرکز در راستای مطالعه و یادگیری مباحث درسی مشهود است. 
 بیش فعالی به دنبال مصرف قهوه در کودکان بوجود می آید
 

تداخل آسیب به استخوان 
استحکام استخوان از طریق تأمین کلسیم میسر است. قهوه خاصیت ادرار آور دارد. بدین ترتیب با مصرف قهوه، تکرر ادرار صورت می گیرد. در طی این روند، حجم چشمگیری از کلسیم از بدن دفع می شود و زمینه را برای پوکی استخوان مهیا می سازد. 

علاوه بر این، کافئین موجود در قهوه، کلسیم را از بدن جذب می کند. بهتر است بدانید که بدن با هضم 100 میلی گرم قهوه، حدود 6 میلی گرم کلسیم را از دست می دهد. 

 

اختلال در تغذیه 
قهوه به عنوان یک محرک، در کاهش اشتها نقش دارد. کودکان پروسه رشد سریع تری نسبت به بزرگسالان دارند. در سن رشد نیاز به پیروی از رژیم غذایی اصولی که دربردارنده ی غلات کامل، میوه، سبزیجات و مواد غذایی سرشار از پروتئین است، به چشم می خورد. 

پیشنهاد ویژه
  گفتگو و مشاوره با پزشک اسلیو معده
  کاهش سایز فوری شکم، پهلو و بازو
  شرایط دریافت وام 50میلیونی بدون ضامن
با نوشیدن قهوه توسط کودکان، خاصیت تحریک کنندگی قهوه موجب کاهش اشتها می شود و در تغذیه اختلال ایجاد می کند. 

 

اختلال در خواب 
کودکان در رده سنی 5 الی 12 سال نیازمند 11 ساعت خواب در طول روز هستند. این نیاز به خواب با افزایش سن در دوره نوجوانی بین 9 الی 10 ساعت خواب قرار می گیرد. 

قهوه نوعی نوشیدنی محرک به شمار می رود که حدود 5 برابر نسبت به نوشابه های گازدار از کافئین برخوردار است. نیمه عمر کافئین پس از هشت ساعت در بدن شکل می گیرد. بدین ترتیب مصرف قهوه در کودکان سبب تداخل در ریتم خواب شبانه روزی می گردد. 

 

   یکی از مؤلفه های اصلی در کاهش میزان مصرف قهوه در کودکان خرید هوشمندانه است
 

 
 
از تخفیف های باورنکردنی یلدای دیجی‌کالا جا نمونی!!(تا80%تخفیف)
 
کارمند هستی درآمد نداری؟بایادگیری ارز دیجیتال ماهی 10میلیون پول دربیار
وجه تمایز اثربخشی کافئین در کودکان با جنسیت متفاوت 
بیانیه های دانشمندان حاکی از آن دارد که تفاوت های هورمونی، فیزیولوژیکی و فاکتور های روحی- روانی در دختر و پسر عامل تمایز آن ها نسبت به مصرف قهوه می شود. 

بدین ترتیب واکنش بدنی یک کودک با جنسیت پسر در برابر قهوه نسبت به یک دختر در حالت قوی تری قرار دارد. 

 

در واقع زمانی که یک پسر خردسال به مصرف قهوه می پردازد، ضربان قلب وی چندان دستخوش تغییر نمی شود. این در حالی است که با مصرف قهوه توسط یک دختر خردسال، فشار خون وی افزایش چشمگیری پیدا می کند. 

 

راهکارهای مؤثر برای مصرف کافئین در کودکان
رفتار های کودک، تکراری از رفتارهای والدین است. در واقع والدین، الگوی کودکان به شمار می روند. 

هنگامی که والدین در اوقات فراغت برای رفع خستگی به صورت مداوم قهوه را انتخاب می کنند، کودک بر این باور می رسد که قهوه، یکی از ضروریت های زندگی است. لذا به عنوان یک امر طبیعی، به مصرف قهوه می پردازد. 

 

یکی از مؤلفه های اصلی در کاهش میزان مصرف قهوه در کودکان، خرید هوشمندانه است. خرید هوشمندان حاکی از خرید و مصرف نوشیدنی هایی دارد که فاقد نوشیدنی گازدار و کافئین دار هستند. 

 

شما می توانید کودک را به جای مصرف قهوه به نوشیدن شیر و آب تشویق نمایید. 

علاوه بر این، اطلاع رسانی نقش چشمگیری در کاهش میزان مصرف قهوه در کودکان ایفا می کنند. شما می توانید کودک را از تأثیری که کافئین موجود در قهوه در بدن او اعمال می کند، مطلع سازید. با در پیش گرفتن این روش، کودک برای حفظ سلامتی از مصرف بی رویه قهوه پرهیز می کند. 

 

بداخلاقی کودک به چه علت است؟

بداخلاقی کودک به چه علت است؟

بداخلاقی کودک به چه علت است؟

تقریباً همه کودکان وقتی نوپا هستند دم دمی مزاج هستند. خشم مزاج در کودکانی که خیلی کوچک هستند و نمی‌توانند عصبانیت و ناامیدی خود را با کلمات بیان کنند طبیعی است. آن‌ها یک قسمت طبیعی از رشد کودک هستند و بیشتر در بچه‌های سنین ۲ تا ۳ سال اتفاق می‌افتد. خشم مزاج از غر زدن و ‌گریه گرفته تا جیغ زدن، لگد زدن، ضربه زدن و نفس کشیدن متغیر است. کودکان حتی ممکن است خود را به زمین بیاندازند و دندان‌های خود را فشار دهند، لگد و مشت بزنند. این انفجار‌های احساسی باعث آزاد شدن انرژی و همچنین جلب توجه می‌شوند.

دلایل بروز احساس خشم چیست؟

احساسات خیز به معنای غرق شدن احساسات فرزند شما است. این بدان معنی است که آن‌ها به کمک شما نیاز دارند. کودکان احساس استقلال و کنترل بر محیط خود را می‌خواهند. گاهی اوقات وقتی آن‌ها چیزی را امتحان می‌کنند مانند اینکه خودشان سعی می‌کنند ظرفی را باز کنند، اگر قادر به انجام این کار نباشند ممکن است بیش از حد توانایی داشته باشند. احساس خشم در دوره‌ای معمول است که کودکان یاد می‌گیرند صحبت کنند و به طور کلی می‌توانند بیش از آنچه که می‌توانند درک کنند.

پرهیز از احساس خشم چگونه است؟

سعی کنید به فرزندتان کنترل و انتخاب بیشتری نسبت به چیز‌های کوچک یاد بدهید. این ممکن است نیاز به استقلال را برآورده کند و خلسه‌ها را از بین ببرد. کودک خود را به استفاده از کلمات تشویق کنید نه اینکه جیغ بزند. مواردی را که نمی‌خواهید کودک شما آن‌ها را لمس کند دور از دسترس خود قرار دهید تا احتمال بروز مشکلات در مورد آن‌ها کاهش یابد. این امر همیشه امکان پذیر نیست به خصوص در خارج از خانه که نمی‌توان محیط را کنترل کرد. کودک خود را طوری تنظیم کنید که وقتی کودک شما در حال بازی یا تلاش برای تسلط بر یک کار جدید است، موفق شود. اسباب بازی‌ها و بازی‌های مناسب سن را برای آنها خریداری کنید. قبل از اینکه به سراغ کار‌های پر چالش بروید با یک کار ساده شروع کنید.

چه موقع از مشاور کمک بگیریم؟

بیشتر کودکان تا سن ۵ سالگی مرحله خشم را پشت سر می‌گذارند. اگر احساس خستگی کودک شما بیشتر شدید یا مخرب شود، این ممکن است نشانه یک مسئله بزرگتر مانند استرس، مسئله خانوادگی یا یک مشکل سلامتی یا رشد باشد.

اگر این خشم ماندگار شود چه می‌شود؟

دلهره در کودک افزایش می‌یابد

کودک خود و یا دیگران را زخمی می‌کند یا در هنگام عصبانیت اموال را از بین می‌برد

کودک نفس خود را حفظ کرده و غش می‌کند یا در هنگام ورم احساس تشنج می‌کند

احساس خشم همراه است با کابوس‌های مکرر، نافرمانی شدید، برگشت آموزش توالت، سردرد یا معده درد، امتناع از غذا خوردن یا رفتن به رختخواب، اضطراب شدید، بدخلقی مداوم یا چسبیدن به والدین

 

منبع: www.pregnancybirthbaby.org.au

راههای جلوگیری از بی عرضه خطاب کردن کودک

کودکان پس از بدو تولد به مثابه لوح سفیدی هستند که رفتارهای پدر و مادر را تکرار می کنند. بی شک پدر و مادر نقش چشمگیری در تربیت و نوع رفتار کودک ایفا می کنند. ما در این مقاله قصد داریم درباره نقش پدر و مادر در نوع رفتار کودکان مطالبی را ارائه دهیم.
نقش پدر و مادر در نوع رفتار کودکان
به گفته روان شناسان، همه ی انسان ها در طول زندگی مرتکب اشتباه های زیادی می شوند. اما والدین در بروز رفتارهای غلط  و ناپسند کودکان تاثیر بسزایی دارند. 

روان شناسان می گویند که خانواده ها برای تربیت فرزندانشان سخت گیری های زیادی را اعمال می کنند. این سخت گیری ها شاید برای کنترل کردن فرزندشان موثر باشد، اما اثرات آن به شدت منفی و مخرب است. 
والدینی که قوانین سخت گیرانه ای را بر فرزند خود تحمیل می کنند، اغلب کسانی هستند که قواعد خوب بودن را به درستی به فرزندانشان آموزش نداده اند. آنان تنها در صورت بروز خطا از سوی فرزندشان، او را تنبیه می کنند.  
پدر و مادر، هر رفتاری که از خود نشان بدهند، کودک آن را می آموزد. اگر والدین در نحوه ی برخورد خود پرخاشگری کند، کودک نیز پرخاشگری می کند. 
والدینی که سعی میکنند از طریق خشونت و یا با اعمال قوانین سخت، فرزند خود را آرام کنند، کودکان عصبانی و بی ادبی را پرورش می دهند.
یکی از نتایج بی عرضه خطاب کردن کودک، پرخاشگری است 

کودکان را بی عرضه خطاب نکنید
بسیاری از والدین در تربیت فرزندان خود از کلماتی استفاده می کنند که موجب می شود کودک یک ذهنیت منفی نسبت به خودش به وجود بیاورد. اگر به کودک بگویید بی عرضه یا بگویید حتی عرضه یک کار کوچیک هم نداری او باور میکند که واقعا توانایی انجام هیچ کاری را ندارد و بی عرضه است. بنابراین باید مراقب حرف های خود باشید چرا که ، کودکان حرف های شما را باور می کنند.

بکارگیری الگوی تربیتی مناسب
کارشناسان علوم تربیتی می گویند، برخورد مناسب والدین باید به گونه ای باشد که رفتار غلط کودک را سرزنش کنند، نه خود کودک را. والدینی که از الگوی تربیتی صحیح استفاده میکنند در هنگام برخورد با کودکشان، به جای اینکه بگویند تو بچه بدی هستی، می گویند این رفتار تو غلط است.
آنان بدون اینکه شخصیت کودک خود را زیر سوال ببرند، به رفتار غلط او تذکر می دهند. به عقیده کارشناسان، والدینی که کودک خود را تحقیر میکند، به مرور زمان باعث می شود تا کودک خودش را فردی بی عرضه، بی ادب، لجباز و پرخاشگر خطاب کند. باعث شده تا کودک به رفتار های نابهنجار دست بزند.
باید حس اعتماد به نفس در کودکان افزایش پیدا کند، تا به جای بروز رفتارهای مخرب و همچنین احساس سرخوردگی و بی عرضه بودن، تصویری روشن و مثبت در ذهن خود ایجاد کند. با اگر کودک احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد می تواند رابطه مسالمت آمیزی با دیگران داشته باشد. 

اگر کودک از سنین پایین با دقت و با شرایط سنی خود توسط پدر و مادرش به طور صحیح آموزش ببینند، به هیچ عنوان در مقابل دیگران رفتارهای مخربی از خود نشان نمی دهد و باعث شرمساری والدین خود نمی شود. 
والدینی که در مقابل اشتباهات کودک، رفتارهای غلطی از خود بروز می دهند و یا کودک را تحقیر میکنند، نباید انتظار داشت که کودک خود رفتار های صحیحی از خود نشان بدهد. 
برخورد والدین با فرزند خود باید به گونه ای باشد که کودک رفتار اشتباهش را بفهمد و آن اشتباه را جبران کند. برای این کار والدین باید به فرزند خود توضیح بدهد که با رفتار اشتباه تو ممکن است به دیگران آسیب برسد. به عنوان مثال به او نگویید که چرا سنگ را طرف برادرت پرت کردی؟ بلکه باید بگویید اگر سنگ را به طرف برادرت پرت کنی ممکن است به او آسیب برسد که قابل جبران هم نیست.
 برای جلوگیری از بی عرضه خطاب کردن کودک، نتایج و علت رفتار ها را برای وی شرح دهید
 

تربیت فرزندانی مودب
به فرزندان خود دوست داشتن و احترام گذاشتن به دیگران را بیاموزید، به حرف حرف ها و خواسته های آنان توجه کنید، با آنان مثل یک دوست باشید و آنان را با دیگران مقایسه نکنید. با رعایت این نکات سعی کنید فرزندان مودب و دوست داشتنی را تربیت کنید و همچنین به جای اینکه با رفتار های غلط خود حس بی عرضگی و سرخوردگی را در کودک خود ایجاد کنید، سعی کنید با رفتار های مناسب حس اعتماد به نفس را در او ایجاد کنید.

برخی رفتارهای غلط والدین با کودک
نحوه صدا زدن
دختر بد، دیوانه، احمق..
پدر و مادر الگوی فرزندان هستند و نباید از این کلمات استفاده کنند. اگر با اسامی های نامناسب فرزندان خود را مورد خطاب قرار دهید، آن ها باور می کنند که همان شخصی هستند که شما می گویید.
بی عرضه خطاب کردن کودک رفتاری غلط است که سبب تداخل شخصیتی می گردد
 
بیشترین تنوع لباس بچگانه ارزان قیمت
برای مثال اگر به کودک خود بگویید که توانایی انجام هیچ کاری را نداری او به این باور می رسد که بی عرضه است و ممکن است از شرکت در بازی ها و یا ورزش های گروهی خودداری کند. 

عدم پذیرش کودک 
هیچ کس تو را دوست ندارد، کاش تو دختر من نبودی.
کودکی که به این باور میرسد که مادر او از بودنش احساس ناراحتی می کند و احساس می کند واقعا انسان دوست داشتنی نیست و ممکن است خود کودک هم تصمیم بگیرد از دنیای شما بیرون برود. از آنجایی که او احساس کرده است کسی او را دوست ندارد و نمیتواند به دیگران نیز پناه ببرد، دچار افسردگی میشود و با خود می گوید کاش هیچ وقت به دنیا نسامده بود. 

منفی ‌بافی
تو به درد هیچ کاری نمی خوری،تو شکست می خوری.
حتی اگر کودکی توانایی انجام کاری را ندارد، نباید این حس را در او ایجاد کرد. والدین باید یک باور ذهنی مثبت در کودک خود ایجاد کند و به او بگوید تو توانایی انجام این کار را داری و از پس آن بر می آیی.
شاید برایتان عجیب باشد، اما در یک تحقیق مشخص شد بیش از 80 درصد از زندانیان جوان افرادی بوده‌اند که مادر یا پدرشان در کودکی آنها را فردی بی عرضه و بی خاصیت و مایه‌ننگ و خود نامیده بودند. 

احساس گناه
به خاطر تو من نمی توانم یک زندگی آرامی داشته باشم، تو مرا پیر کردی.
اینها همگی مواردی هستند که موجب ایجاد حس گناه در فرزندان می شوند. در بسیاری از موارد طلاق، والدین به گونه‌ای رفتار می کنند که فرزندان حس می کنند اگر وجود نداشتند، شاید کار به جدایی نمی کشید.
بنابراین والدین باید برای تربیت کودکان خود روش های مناسبی به کار بگیرند. آنان نباید به گونه ای با فرزند خود رفتار کنند که کودک احساس سرخوردگی و بی عرضه گی کند.همچنین  والدین باید با ایجاد یک باور مثبت در ذهن فرزند خود او را به رشد و تکامل برسانند.