آیا کارتون‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود مناسب کودکان مان است؟

معمولا ذهن کودکان را به یک زمین آماده کشت تشبیه می کنند. زمینی که ما قرار است در آن بذری بکاریم و برداشت کنیم. حالا در این زمین چه می‌کاریم؟ ذهن کودکان دقیقا به اندازه همین زمین بدون محصول، قابلیت کاشتن دارد و هر آن چیزی که در روزها و ماه‌ها و سال‌های اول زندگی‌اش با آن مواجه می‌شود، حکم همان بذری را دارد که در سال‌های نوجوانی و جوانی، برداشت می‌کند. این همه آن‌چیزی است که درباره مراقبت از ورودی‌های ذهن کودکان و فرزندانمان باید بدانیم؛ آن‌وقت است که شاید پایمان را فراتر از محدودیت معمول و مرسوم محتواهای کاملا نامناسب برای بچه‌ها بگذاریم و بر برخی مفاهیم عادی اما خارج از دنیای کودکی فرزندمان بیشتر دقت می‌کنیم. این را دکتر مهری موسوی، روانشناس و مشاور خانواده می‌گوید که معتقد است بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و یا حتی کارتون‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود، مناسب درک و فهم کودکان نیست؛ آنقدر که بهتر است یک فیلتر دستمان بگیریم و با سختگیری فراوان، اجازه ورود تصاویر و اطلاعات دنیای بیرون را به ذهن سفید فرزندمان بدهیم.

برای اولین سوال، می‌خواهیم درباره اهمیت رسانه تصویری در تاثیرگذاری بر ذهن مخاطب به خصوص کودکان بدانیم؛ چرا ابزارهای تصویری مانند تلویزیون، نسبت به دیگر ابزارها تاثیرگذاری بیشتری بر مخاطب کم سن و سال خودشان دارند؟

واقعیت این است که تلویزیون، نمایشگری است که اطلاعات صادر می‌کند و فرصت پردازش و تحلیلی به مخاطب خردسال و کودک خود نمی‌دهد. در واقع همه بیننده‌ها تلویزیون، صرفا گیرنده هستند و اطلعات صادرشده را دریافت می‌کنند و دیگر نقشی ندارند. اتفاقی که در کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر است و آن‌ها بعد از دریافت اطلاعاتی که از برنامه‌های تلویزیونی گرفته‌اند، قدرتی برای تجزیه و تحلیل آن ندارند.

یعنی به نظر شما ممکن است کتاب این خاصیت را نداشته باشد؟

در کتاب خواندن، تنها چشم ما است که درگیر آن می‌شود  و بعد از خواندن، فرصت برای استنباط آنچه خواندیم داریم اما در تلویزیون، چشم و گوش و حافظه به صورت همزمان فعالیت می‌کند و می‌شود گفت همه را با هم قفل و زنجیر می‌کند؛ آن‌وقت است که این حال درون کودک رخ می‌دهند که هرچه من می‌گویم، تو بپذیر. این اتفاق به طور ویژه در کودکان صورت می‌گیرد که قدرت تحلیلگری ندارند. در واقع بزرگسالان انتخابگر هستند اما قشر کودک، این توانایی را ندارد. در واقع از زمانی که ارتباط کودک از پایان بیست و چهار ماهگی با دنیای بیرون برقرار می‌شود، هرچیزی که ببینند و برایشان ملموس باشد را می‌پذیرند.

 فیلترینگ در خانه

این پذیرش شامل حال نوجوان‌ها هم می‌شود؟

کمتر! چرا که در سن نوجوانی تفکر انتزاعی شکل می‌گیرد اما کودک شامل این قضیه نمی‌شود.

می‌توانید برای روشن تر شدن این مفهوم مصداقی بیاورید؟

بله؛ بگذارید برایتان یک مثال ساده بزنم. گاهی تماشای کارتون بزبز قندی هم می‌تواند دلهره‌ای ناخواسته برای کودک به همراه داشته باشد؛ چرا که یک کودک چهار پنج ساله ممکن است این همانند سازی را در ذهنش شکل بدهد و خودش را جای شنگول و منگول بگذارد و فکر ند که هر بار که مادر در خانه نیست، ممکن است گرگ بیاید و من را بخورد. در واقع آن‌ها این درک را ندارند که در لزوما تنهایی بد نیست و قرار نیست خطری من را تهدید کند. حالا این برقراری ارتباط با شخصیت‌های این قصه را به هر فیلم و سریال و برنامه تلویزیونی و تصویری دیگری ربط بدهید! چه تصوری از نتیجه آن دارید؟

 فیلترینگ در خانه

یعنی می‌گویید گاهی ترس از تنهایی در کودکان، می‌تواند نتیجه یک برنامه تلویزیونی باشد؟

دقیقا همین‌طور است! ترس از تنهایی، قبح‌زدایی از مسائل ناهنجار در خانواده، به هم ریختن خواب کودکان و … همه از نتایج تماشای برنامه‌ای نامناسب سن آن‌ها است. اما به نظر می‌رسد که بسیاری از والدین تنها مراقب این هستند که کودکانشان برنامه‌ای با محتوای نامناسب جنسی و یا موضوعاتی شبیه به این نبینند.

 فیلترینگ در خانه

دقیقا ایراد کار همین است. اینکه بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و یا حتی کارتون‌هایی که فرزند ما به صورت آزادانه آن را می‌بیند و ما نگران نیستیم، می‌تواند سلامت روحی و ذهنی کودک‌مان را به خطر بیندازد. شما کودک پنج شش ساله‌ای را تصور کنید که به همراه پدر و مادرش، تماشاگر فیلمی از تلویزیون است که شخصیت‌های اصلی، زن و مرد و بزرگسال و نوجوان، به طور مداوم و بی‌محابا سیگار می‌کشند. آن‌وقت ما انتظار داریم که بعد از تماشای این فیلم که ظاهرا محتوای نامناسبی ندارد، قبح سیگار کشیدن برای فرزندمان نریخته باشد و آن را عملی عادی نداند؟

خب  پس با این اوصاف، خیلی از برنامه‌ها و فیلم‌های از نظر ما معمولی، نباید در معرض دید کودکان قرار بگیرد!

طبیعتا همین‌طور است. بهترین روش این است که پیش از در دسترش تماشا بودن هر محتواهایی، والدین آن را ببینند و نسبت به محتوایش کاملا نظارت داشته باشند. آن‌وقت است که با توجه به فرهنگ خانوادگی و از آن مهمتر، با توجه به شناختی که از فرزندشان دارند، می‌توانند اجازه تماشای آن را به کودک بدهند. در واقع پدر و مادر در چنین سنینی، باید به عنوان فیلتر عمل کنند و اجازه خروج هر برنامه‌ و سریال و فیلمی را از این فیلتر ندهند.

 فیلترینگ در خانه

اما بسیاری از سریال‌هایی که از تلویزوین پخش می‌شوند، طبیعتا موضوعات مختلفی مانند اعتیاد، طلاق، دعوا و … را شامل می‌شوند. چه باید کرد؟

بله این موضوعات دائما در فیلم ها و سریال ها تکرار می شوند.باید توجه داشت بسیاری از آن ها مناسب سن کودک نیستند.یکی  از موضوعاتی که امنیت روانی کودک را بر هم می‌زند، در معرض قرار گرفتنش در چالش‌ها و دعواهای زن و شوهر است که می‌تواند آن را به پدر و مادر خودش هم نسبت بدهد. نکند دعوایشان شود؟ نکند سر هم داد بزنند؟ فراموش نکنیم که مغز کودکان مدام در حال اسکن کردن از اطلاعات دریافتی است و چه بهتر که همه خوبی‌های دنیا را به او انتقال بدهیم.

شخصا فکر می‌کنم که پدر و مادرها باید بپذیرند که بعد از ورود کودک، زندگی‌شان دچار تغییر شده است و باید برای سبک زندگی‌شان، محدودیت‌هایی جدید مطابق با سن فرزندشان اعمال کنند. آن‌ها دیگر نباید بی‌محابا در هر ساعتی از شبانه‌روز، تلویزیون را روشن کنند و برنامه مورد علاقه‌شان حتی اخبار ببیند.

این موضوع در رابطه با پخش اخبار در فضای خانه نیز صدق می کند؟

اخبار قرار است چه چیزی به ما بدهد جز حجم زیادی از وقایع  سخت، جدی و گاهی ناخوشایندی که در سراسر دنیا رخ داده است؟ شنیدن همه این اتفاقات می‌تواند آسیب‌های روانی و روحی کاملا جدی بر کودکان‌مان وارد کند. امید به آینده را در سن نوجوانی و جوانی از آن‌ها بگیرد و نسبت به دنیا بدبین شوند؛ در صورتی که دنیا پر است از قشنگی‌هایی که می‌توانیم آن‌ها را به فرزندمان نشان بدهیم. برای همین است که به طور جدی معتقدم که بهتر است والدین فیلترینگ زمانی برای تماشای تلویزیون، فیلم و یا حتی کار با تلفن همراه‌شان داشته باشند.

 فیلترینگ در خانه

اما این روزها، اگر تلویزیونی هم روشن نباشد، بچه‌ها به راحتی به ابزارهایی مانند تلفن همراه و تبلت دسترسی دارند!

متاسفانه این واقعیت جامعه ما است که ابزارها زودتر از فرهنگ استفاده از آن به دست ما می‌رسند. مثلا فرهنگ استفاده از تلفن همراه و تبلت‌ها برای کودکان کاملا متفاوت از آن چیزی است که امروز با آن روبرو هستیم. چه بسیار مراجعانی داشته‌ام که تلفن همراه‌شان به راحتی در اختیار کودک‌شان بوده است و کودک به واسطه اینترنت روشن، با تصاویر و کلیپ‌های یکی دو دقیقه‌ای مواجه شده است که درباره آن از پدر و مادرش سوال پرسیده است اما با این وجود باز هم اثرات عمیقی بر روح او داشته است.والدین باید در این زمینه دقت نظر بیشتری داشته باشند و در باره مسائلی که مناسب سن کودک نیستند با آن ها صحبت کنند و در این شرایط سعی شود سرگرمی های مناسب در اختیار کودک قرار بگیرد تا او به طور خواسته و داوطلبانه دیگر خواهان محتوای نامناسب برای سن خود نباشد.

اشتباهات مادران در دوران شیردهی

برخی مادران شیرده در دورران شیردهی شان ممکن است مرتکب برخی اشتباهات شوند که خودشان اطلاعی در این باره ندارند! دکتر نیستانی متخصص تغذیه گفت: نکته بسیار مهم این است که نوزادی که به دنیا می‌آید ماهیچه‌های ضعیفی دارد و برایش پر حرکتی از جمله مکیدن کار سختی است. شیر هفته اول که به آن آغوز می‌گوییم شیر غلیظی است و کسب آن برای بچه کار سختی است پس طبیعی است که گاهی از اوقات نق بزند، سیر نشود تا ماهیچه‌ها به مرور زمان تقویت شود و آمادگی لازم را برای مکیدن پیدا کند. تحقیقات نشان داده‌اند نوزادانی که شیر مادر می‌خورند در آینده کمتر به بیماری‌های روانی مبتلا شوند و از نظر ایمنی قوی‌ترند. متاسفانه خیلی از مادران در ماههای اول به خاطر شکایات بدون کلام نوزادان به وی شیر خشک می دهند. تقریبا هیچ دارویی موجب افزایش شیر نمی‌شود وی ادامه می‌دهد: خیلی از مادران از داروها و قطره‌های شیرافزا استفاده نمی‌کنند عاملی که باعث افزایش شیر می ‌شود تکرر مکیدن نوزاد است. مورد دوم حال روحی مادر است مادرانی که در محیط پر تنش قرار دارند و اضطراب دارند از نظر هورمونی دچار اختلال می‌شوند و می‌توانند روی شیر مادر تاثیر بگذارد. درپاره ای از موارد واقعا شیر مادر به علت بیماری و یا علل ناشناخته کم است و نوزاد به خوبی وزن نمی‌گیرد و طبیب از اینجا متوجه می‌شود از لحاظ بالینی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد شیر مادر کم است یا کافیست و از آن جمله میزان دفع ادرار و مدفوع و رشد نوزاد می‌باشد. وی افزود: مادرانی هستند که دردوران شیردهی چند برابر غذا می‌خورند در صورتیکه توجه نمی‌کنند که کالری که برای شیردهی نیاز است 9 ماه پیش ذخیره شده است. نتیجه این می‌شود که مادر به طور کلی 15 کیلو بعد از دوران بارداری افزایش وزن پیدا کرده است،‌7 کیلوگرم هم در دوران شیردهی اضافه می‌کند حال 22 کیلو اضافه وزن دارد بنابراین نیازی به اضافه دریافت در آن حدی که مادران فکر می‌کنند وجود ندارد و برای کاهش وزن می‌توانند به یک متخصص تغذیه مراجعه کنند.

عزاداری حسینی گامی برای فرزندپروری مومنانه

حرکت امام حسین(ع) و یاران‌شان به سمت کربلا لحظه به لحظه مسیرش تربیتی است، چه از بعد اهل بیتی و خانواده و چه اجتماعی می‌تواند برای ما و فرزندان‌مان راه نجات و چراغ هدایت باشد. اما چه کنیم فرزندان‌مان در جوانی مسیر اهل بیت(ع) را در پیش بگیرند؟

آن زمان‌ها که خیلی کوچک بودم، پدربزرگ و مادربزرگم همیشه ضرب المثلی ورد زبانشان بود که «جوان داری، کافرداری است». آن زمان‌ها معنی این حرف را نمی‌فهمیدم و فکر می‌کردم خیلی چیز عجیب و دور از واقعی است، اصلاً یعنی چه کافر داری؟ حالا جوان ها را که می بینم، می فهمم که پدر بزرگ و مادربزرگم چه ترس‌هایی داشتند و چه چیزهایی باعث می‌شد، این حرف را بزنند. جوان هایی که تا دوران نوجوانی شان سر سفره خانواده و نماز و روزه بودند اما در آستانه  جوانی ترس از  یاغی شدن و گستاخی جوان تن را می‌لرزاند !

الان از خودم که دو پسر و دختر بزرگ دارم، اگر بپرسند نگهداری جوان مثل چیست؟ من می‌گویم نگه‌داری یک گوی یا سرب داغ در دست ، چون خیلی سخت است که بتوانی آنطور که می‌خواهی و راه مستقیم و درست است، بچه ها را نگه داری و تربیت کنی. البته این را هم می‌دانم که تربیت کودک از جوانی نیست، بلکه از کودکی باید شروع کرد اما خیلی وقت ها ما یک بنایی را کج می‌گذاریم، آجری را لق قرار می دهیم ، بعدها توقع داریم که یک بنای صاف و درست حسابی از آن تحویل بگیریم، اما خیر؛ نمی شود.

بسیاری از پدر و مادرها مثل من پرسش‌هایی درباره تربیت دینی بچه ها در ذهنشان هست و آنهایی که نوجوان و جوان در خانه دارند، اضطرابشان هم بیشتر است که چه کار کنند؟ فرزندانشان چطور راه درست را انتخاب کنند؟  چه رفتارهایی باید انجام دهند؟ اصلا کاری باید مستقیم انجام دهند یا خیر ؟ و سوالاتی از این دست. حال ماه محرم و حضور در هیئت های عزاداری بهانه ای شده ، به این سوالات پاسخ بدهیم تا شاید به کار برخی خانواده ها و والدین بیاید.

*تربیت هیچگاه متوقف نمی شود

از هر روان شناس ، معلم علوم تربیتی و کارشناس مذهبی اگر بپرسیم که تربیت بچه ها از کی شروع می شود و روی مسائل مذهبی و اعتقادی از چه زمانی می توانیم کار کنیم و چه کسانی برای آموزش بچه ها اولویت دارند، قطعا می‌گویند که از کودکی و اولین وظیفه با والدین  است.

«سیده زهرا موسوی» کارشناس مذهبی و مشاور خانواده  می‌گوید: «نهادینه کردن چنین تربیتی به خود پدر و مادر باز می گردد که چقدر در مسیر شناخت الهی و تربیت صحیح مومنانه بوده اند. تربیت هیچگاه متوقف نمی شود. برای انسان های کمال جو، کمالی که به سمت قرب الهی در حرکت است، هیچوقت متوقف نمی شود. پدر و مادر باید از بدو تولد و حتی قبل از آن به فکر تربیت صحیح بچه ها باشند تا آنها در آینده زندگی شان زمانی که قدم به جهان هستی می گذارند، مسیر صحیح را طی کنند.

عموما بچه‌هایی مسیر غلط یا انحرافی را می روند که پدر، مادرشان در پانزده ـ شانزده سالگی تازه تصمیم می گیرند که بچه را تربیت کنند و به سمت تربیت الهی و مذهبی ببرند که قطعا این خیلی سخت است. بنابراین با توجه به صحبت های آقا امیرالمومنین علی(ع) در نهج البلاغه درباره فرزند، این تربیت باید از سنین خردسالی شروع شود.

*تربیت صحیح چطور حاصل می شود؟

حال سوال این است پدر و مادری که از همان کودکی تصمیم دارند، بچه هایشان را به سمت معنویت و تربیت دینی سوق دهند، چه کنند که راهشان درست باشد و مسیرشان هموار شود.

موسوی در این باره می گوید: «نخستین نکته این است که والدین ابتدا از خودشان شروع کنند یعنی شخص پدر و مادر خودشان آیینه تمام نما و نمایشی از صفات انسانی باشند. مثلا اگر وارد هیئتی می شوند، خودشان مقدمات و شرایط درست حضور در این هیئت را رعایت کرده باشند، شترسواری دولا دولا نمی شود، اینکه انتظار داشته باشیم خودمان راه درست را نرویم اما بچه هایمان معنوی شوند، شدنی نیست!

متأسفانه ما اکثر اوقات احکام، اعمال و باورهای خودمان براساس منافع و مصالح خودمان تنظیم شده ، مومن هستیم اما تا جایی که به منافع و مصالحمان لطمه نزند، یعنی خالصانه در این مسیر قدم بر نمی‌داریم.»

*امام حسین(ع) کشتی نجات ما است

ابتدا به ساکن باید خداباوری و عشق به خدا را در فرزندانمان نهادینه کنیم. هر چقدر بیشتر این اتفاق بیافتد ، منابع نورانی اهل بیت(ع) در وجود فرزندانمان با عمق بیشتری تقویت می شود. مهمترین چشمه زلال و شفافی که ما را به خدا وصل می کند و علوم الهی از آن ساری و جاری است، در وجود مقدس آقا امام حسین(ع) که کشتی نجات نام گرفته اند، آشکار می شود.

موسوی معتقد است که ساده ترین راه این است: «ما اول خود امام حسین(ع) را به فرزندانمان درست بشناسانیم. چون اگر شخصی خود امام حسین(ع) را شناخت، در تمام بخش های زندگی اش از فردی تا اجتماعی به این باور می‌رسد که جایگاهش چیست. اما در همین مسیر حرکت به سمت کربلا لحظه به لحظه مسیرش تربیتی است چه برای اهل بیت(ع) و خانواده شان و چه در بعد اجتماعی برای دیگران برای همه حجت و دلیل است.»

*در چه صورت خللی در اعتقادات مذهبی ما وارد نمی شود؟

این روزها در جامعه زیاد می بینیم که وقتی از جوان ها می خواهیم به مراکز مذهبی بروند یا مساجد و حسینیه ها را پر کنند، بهانه هایی می تراشند که فلان مسئول، فلان مداح یا سخنران دیدید چه کرد؟ چه رفتاری داشت یا چه حرف هایی زد و اعمالی داشت؟ در بحث مطالعه عمیق و شناخت خود امام حسین(ع) اگر والدین بتوانند درست عمل کنند و تلاش کنند واقعیت حسینی را به بچه ها نشان دهند، فردا بچه ها وارد هیئتی که بشوند و اگر اشتباهاتی هم از مسئول هیئت یا مداح ، روحانی و آدم های دیگر ببینند، خللی در اعتقاداتشان به امام حسین(ع) ایجاد نمی شود.

در این زمینه موسوی نیز تأکید می‌کند که ما الان با جامعه ای روبه رو هستیم که فضای مجازی و رسانه ای مهاجم هجمه های زیادی بر علیه امام حسین(ع) و سایر ائمه وارد می‌کنند که ممکن است هر لحظه ایمان افراد متزلزل شود، مثل کشتی که در یک اقیانوس بزرگ سرگردان است. نباید اجازه دهیم فرزندان و جوانان ما و حتی خود ما به سمت و سویی برویم که غرق شویم!

*اهمیت شناخت و باور صحیح 

برای اینکه بتوانیم از این اقیانوس طوفان زده راه نجات پیدا کنیم ابتدا باید شناخت و باور خودمان را تقویت کنیم و با یقین کامل در این مسیر قدم برداریم، خدا باوری و تقویت تسلیم در مقابل امر خدا و اسلام به معنای واقعی باور داشتن و سپس شناخت نورانیت اسلام، نقاطی که می‌تواند ما را هدایت و از ظلمت نجات دهد را باید درست بشناسیم وگرنه اگر حرفی هم جایی کسی بزند ما نمی‌توانیم درست و صحیح مسیر را نشان دهیم، چه بسا که خودمان هم اسیر شبهه شویم و دلمان بلرزد.

نکته دیگر این است که زندگی ائمه (ع) و نحوه برخوردشان با مشکلات و مسائل را بشناسیم. قطعا این فرزندی که در تلاطم روزگار و دریای مواج آن هر لحظه ممکن است غرق شود، با این شناخت به سرمنزل مقصود می رسد و راه نجات را پیدا می‌کند چرا که متصل به دریای نورانیت و انوار الهی است که همان اهل بیت(ع) هستند. اینجاست که دیگر نباید نگران باشیم فرزندمان از نماز و روزه دست بکشد یا اعتقاداتش ضعیف شود.

*14 معصوم کشتی نجات جامعه جهانی از غرق شدن هستند

چهارده معصوم راه نجاتی برای جامعه جهانی و بشریت هستند اما چه کار کنیم که این راه نجات را پیدا کنیم و به بچه هایمان هم نشان دهیم. موسوی در این باره می‌گوید: «آقا امام حسین(ع) راهگشا هستند با شرکت در مجالس اباعبدالله (ع) برای بروز و ظهور این امر می‌توانیم تلاش کنیم. حتی رعایت ظواهر حسینی اعم از لباس مشکی پوشیدن، شرکت در دسته جات عزاداری و سپس در قدم بعدی شناخت رفتارها و باورهای حسینی  و شناخت خود امام از همه مهمتر هستند. اینکه ما خودمان با مطالعه و کار بر شخصیت و باورهای ائمه(ع) آن را به نسل جوان، نوجوان و حتی فرزندان خردسالمان انتقال دهیم. زمانی که ما رفتار خودمان امام گونه شود، بچه ها ناخودآگاه به همین سمت و سو می آیند.»

گاهی ما در یک مجلسی قرار می‌گیریم و آن شخص سخنران نمی‌توان باور صحیح را در ما تقویت کند و چه بسا باعث تزلزل ما هم بشود یا برخی مداح ها یا دیگرانی که در این مسیر هستند، راه را به اشتباه می روند. این را باید بدانیم و به بچه هایمان هم منتقل کنیم که قرار نیست همه آدم‌هایی که در این مسیر هستند، ما را به سر منزل مقصود برسانند، ما باید خود امام را درست بشناسیم.

در این زمینه گام مهم این است که واقعه کربلا را با تحلیل درست فهمیده و به بچه ها منتقل کنیم. گاهی صحبت های کلیشه‌ای و بزرگنمایی‌های بیش از حد فرزندان را از این مسیر دور می‌کند. ما با ایجاد باور درست، رفتار و شناخت صحیح امام حسین(ع) می‌توانیم باورهای حسینی فرزندانمان را نهادینه و تقویت کنیم که مهمترینش هم این است که باورها را در خودمان تثبیت کنیم و خود ما به این شناخت درست برسیم.

در نهایت بزرگترین وظیفه پدر و مادر، تربیت صحیح فرزندانشان است که هم باقیات صالحات برایشان به حساب می‌آید و هم در طول دوران عمر فرزندان از ضررهای خانوادگی و اجتماعی برحذر داشته می‌شوند و معضل خود و جامعه نمی‌شوند. فرزندان بهترین سرمایه و ثمره زندگی والدین می‌توانند باشند در صورتی که تربیت صحیح بشوند و جامعه را هم سرافراز می‌کنند.

زهره سعیدی

 

تربیت صحیح فرزند سر بزنگاه‌ها!

نگاهی روان‌شناسانه به یک ویدئوی پربازدید در شبکه‌های اجتماعی از واکنش درس‌آموز یک مادر چینی به دغل‌بازی پسرش که از آن چشم پوشی نکرد
مادر چینی برای ورود به مترو، کارت می‌کشد و پسرش هم پشت سر او، زرنگ بازی درمی‌آورد و سریع وارد آن جا می‌شود تا نیازی نباشد که دوباره کارت بکشند و هزینه‌ای پرداخت کنند اما با مخالفت مادرش مواجه می شود.ویدئوی این ماجرا در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده و درباره‌اش نوشته‌اند: «مادر می‌تونست با خنده از کنار این دغل‌بازی پسرش بگذره و به خاطر زرنگی بچه‌اش قند تو دلش آب بشه اما ترجیح داد از خطای بچه‌اش چشم‌پوشی نکنه تا آدم حسابی بار بیاد. تربیت صحیح، همین دقت در مسائل ریز اما اصلی است و به موقع‌و درست راه رو از بیراه نشون دادن.»

 در ادامه، نگاهی روان شناسانه به رفتار این مادر داشتیم.
 ضرورت رعایت اصول اخلاقی در جامعه توسط کودک
تاثیر خانه و خانواده بر فرد نامحدود است و می‌توان گفت که پایه‌های تربیتی فرد در خانه نهاده می‌شود. خانه و خانواده، اساس زندگی اخلاق‌محور را در کودک بنیان گذاری می‌کنند زیرا او ارزش‌های اخلاقی، علاقه به راستی و درستی، تنفر از دروغ و نادرستی، میل به تعاون و همکاری، علاقه به همنوع و بالاخره دوست داشتن فضایل و مبارزه با رذایل و امثال آن‌ها را از محیط خانه فرا می‌گیرد. در خصوص آموزش مسائل تربیتی به کودکان لازم است کودک به گونه‌ای پرورش یابد که در جامعه، فرهنگ شهروندی و اصول اخلاقی را رعایت کند. این همان نکته‌ای است که نشان می‌دهد این مادر چینی، آگاهانه به رفتار اشتباه پسرش واکنش نشان داده است.
 درخواست اصلاح رفتار اشتباه بدون پرخاشگری
برای بعضی از پدر و مادرها پیش آمده که فرزندشان در صف نانوایی جا زده یا حداقل خواسته که جا بزند. واکنش والدین در این مواقع یعنی سربزنگاه‌ها، بسیار مهم است. در این مواقع، بیش از هر چیز حس ارزشمندی و دوست داشتن را به کودک‌تان منتقل کنید. یک شهروند با حس ارزشمندی برای دیگران هم ارزش قائل می‌شود. بهتر است حتی زمانی که از کودک خود ناراحت هستید و او کار اشتباهی انجام داده است، بدرفتاری را کنار بگذارید و با لحن قاطعانه اما محترمانه او را متوجه اشتباهش کنید. یک بار دیگر رفتار این مادر چینی را ببینید! بدون پرخاشگری، کارت را به پسرش می‌دهد و از او می خواهد که رفتار اشتباهش را اصلاح کند، همین!
 حواس‌تان باشد که تحت‌نظر هستید
اولین برخوردهای کودک در خانه شکل می‌گیرد. والدین اولین افرادی هستند که کودک با آن‌ها ارتباط برقرار می کند. رفتار والدین نقش مهمی در تربیت آن‌ها ایفا می‌کند. در نتیجه در سنین ابتدایی کودک با مشاهده رفتار والدین، نحوه برخورد و رفتارهایشان، خیلی مسائل را فرا می‌گیرد. هرچه سن کودک کمتر باشد الگوبرداری بیشتر است. اگر می‌خواهید وظیفه فرزندپروری خود را به نحو صحیح به انجام برسانید، باید بدانید فرزندتان مدام شما را تحت نظر دارد. مطالعات نشان داده است که کودکان پرخاشگر معمولاً الگوی پرخاشگری در خانه دارند. ویژگی‌هایی را که می خواهید در فرزندان خود مشاهده کنید، الگو قرار دهید و آن‌ها را در رفتار خود بروز دهید. احترام، دوستی، صداقت، مهربانی و صبر، همان خصوصیاتی است که کودک در جمع دوستان و خانواده اش می‌آموزد.
نویسنده : صدیقه معدنی|‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

طلاق زمینه‌ساز بیماری‌های روان‌تنی در فرزندان می‌شود

 هنوز هم بسیاری از افراد جامعه فرزندان طلاق را در گروه اقشار آسیب دیده دسته بندی می کنند.سن فرزندان در هنگام طلاق ،میزان آگاهی و اجتماعی بودن آن ها و همچنین نحوه برخورد والدین و اطرافیان از مواردی هستند که می توانند در شدت آسیب های ناشی از این اتفاق تاثیر گذار باشند.«دکتر امید رضائی روانپزشک، فلوشیب بیماری­ های روان ­تنی و عضو دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی» در گفتگوی پیش رو درباره دلایل ایجاد این نوع از آسیب های احتمالی توضیخ می دهد.

طلاق زمینه‌ساز بیماری‌های روان‌تنی در فرزندان می‌شود

 آقای دکتر از نظر شما به عنوان یک روانپزشک طلاق می­تواند باعث چه آسیب هایی شود؟

طلاق و جدایی والدین بر کودکان، خانواده، اقتصاد و اجتماع تأثیربه سزایی دارد. جدایی از همسر بر اساس مقیاس هولمز و راهه که ارزیابی دگرگونی های زندگی و تاثیر یر سلامتی است  طلاق را دومین عامل استرس‌­زا بعد از مرگ همسر معرفی کرده است. بنابراین جدا از آسیب‌­های اقتصادی اجتماعی این استرس می­تواند سلامت جسم و روان زوجین را به مخاطره بیندازد. در عین حال  طلاق خود یک راه حل نهایی در مواردی است که مشاجره، بحث و اختلاف یک استرس مزمن و طولانی  و عدم رضایت زناشویی را ایجاد می­کند  و محیط نامناسبی را برای رشد بهینه فرزندان فراهم می­کند که خود نیز تاثیر مستقیم بر سلامت جسم و روان دارد. بنابراین طلاق می­تواند از آسیب بیشتر زوجین و فرزندان کمک کند.

طلاق زمینه‌ساز بیماری‌های روان‌تنی در فرزندان می‌شود

با توجه به این توضیحات آیا این که همه فرزندان طلاق در معرض این آسیب های روان تنی قرار می گیرند درست است ؟این نوع از آسیب ها شامل چه مواردی می شود ؟

ابتدا این مسئله را دوباره خاطر نشان می­کنم که قبل از طلاق نیز این بچه­‌ها در فضای امن و راحتی زندگی نمی‌­کرده‌­اند. اختلاف والدین و تعارضات آنها، شاهد بحث و مشاجرهای تکراری والدین و گاها خشونت آنها نسبت به هم و یا فرزندان، زمینه را برای مشکلات جدی در آنها فراهم ساخته است و اگر طلاق نیز صورت نگیرد این بچه ها به شدت آسیب دیده اند که در زندگی آینده آنها قابل مشاهده می­باشد. پس چندان غیر قابل تصور نیست که فرزندان طلاق پرخاشگر باشند یا از اضطراب و افسردگی رنج ببرند. اختلالات خوردن نیز در این کودکان دیده می­شود. اختلال سلوک که الگوی رفتاری پایدار و تکرار شونده شامل نقض حقوق اساسی دیگران و تجاوز از هنجارهای اجتماعی متناسب با سن کودک یا نوجوان تعریف شده است در فرزندان طلاق بیشتر دیده می­شود از پیامدهای اختلال سلوک می­توان به  ناتوانی در حل مسئله، عزت نفس پایین، رفتارهای پرخاشگرانه و ناسازگارانه، ضعف در عملکرد تحصیلی و ناتوانی در مهارت­های اجتماعی کلامی و غیرکلامی اشاره کرد و به طور کل به دلیل نبودن فضای امن و آرام قبل از طلاق والدین شدت مشکلات فرزندان طلاق از بچه هایی که یکی از والدین خود را از دست داده‌­اند بیشتر می­باشد.

طلاق زمینه‌ساز بیماری‌های روان‌تنی در فرزندان می‌شود

عنوان یک فلوشیب بیماریهای روان تنی چه نوع از بیماری های روان تنی در بچه هایی که والدین آنها از هم جدا شدهاند ر ممکن است دیده شود؟

 طبق پژوهش ها بین تجربیات آسیب زا مانند طلاق والدین و شدت علائم جسمی ارتباطی مثبت وجود دارد. تجارب نامطلوب کودکی، منجر به افزایش خطر ابتلا به حملات صرع روانزاد، میگرن، رفتارهای پرخطر برای سلامت حتی در بزرگسالی می­شود. هر قدر کودکان توانمندی اجتماعی کمتری در برابر حوادث منفی زندگی داشته باشند آسیب پذیرتر هستند و شکایات جسمی بیشتری را نسبت به سایر کودکان گزارش می‌دهند. از مشکلات روان تنی در کودکان می­توان از مشکلات گوارشی نظیر دل درد، اسهال یا یبوست، تهوع و یا استقراغ،  مشکلات پوستی، احساس درد در دست یا پا قفسه سینه، سر درد،  مشکلات ادراری و … نام برد که در این کودکان دیده می­شود.

طلاق زمینه‌ساز بیماری‌های روان‌تنی در فرزندان می‌شود

آیا زوجینی که بعد از یک زندگی مشترک از هم جدا می شوند نیز ممکن است به بیماری های روان تنی دچار شوند؟

وضعیت تاهل در سلامت جسم نقش مهمی دارد اما پژوهش های جدید نشان می دهند که نه فقط وضعیت تأهل، بلکه این رضایتمندی زناشویی است که منجر به سلامت می شود. به عبارت دیگر، اگرچه ازدواج برخی فواید فیزیکی و روان شناختی دارد، اما این منفعت ها به افراد متأهل خشنود و راضی محدود می شوند. از طرفی کیفیت رابطه زناشویی به طور مثبتی با میزان سلامت عمومی، مصونیت بیشتر، ایمنی و وجود آنتی بادی های بیشتر علیه عوامل و بررسی و عملکرد بهتر سیستم قلبی عروقی رابطه دارد. همانطور که گفته شد نابسامانی زناشویی و طلاق بعد از مرگ ناگهانی در خانواده، از مهمترین عوامل تنش زا می باشد. تاثیر این نابسامانی در وضعیت زن و مرد متفاوت است. زنان بیشتر به ناراحتی های روان شناختی، افسردگی و اختلالات جسمی خفیف دچار می­شوند در حالی که مردان نسبت به بیماری های مرگباری چون ناراحتیهای قلبی، عروقی و سرطان آسیب پذیرتر هستند.

طلاق زمینه‌ساز بیماری‌های روان‌تنی در فرزندان می‌شود

چه باید کرد تا فرزندان با وجود جدایی والدین از یکدیگر آسیب کمتری را متحمل شوند؟

چند نکته مهم وجود دارد که بهتر است قبل از تصمیم به طلاق افراد به آن توجه نمایند. اول اینکه اگر با همسر خود دچار مشکل و تعارض هستند بحث و مشاجرات­ تکراری کمکی به حل مسئله نمی­کند و بهتر است برای اختلافات خود از یک زوج‌­درمانگر کمک بگیرند در صورتی که مشکل به دلیل مزمن شدن و یا مشکلات شخصیتی یک یا هر دو نفر قابل درمان نباشد طلاق می­تواند از آسیب بیشتر جلوگیری نماید و حنما قبل از طلاق نیز با روانشناس مشاوره صورت بگیرد تا با حداقل آسیب به خود و فرزندان طلاق انجام پذیرد.

دلایل ترس از تاریکی در کودکان و راهکارهای کمک به آنها

بیشتر بچه‌ها از  مواجهه با فضاهای تاریک می‌ترسن و ازش فرار می‌کنن، ترسی که می‌تونه عوارض منفی هم برای اون‌ها به همراه بیاره به خاطر همین باید برای برطرف کردن این ترس از راهکارها و روش‌های مختلف استفاده کرد

حضور 2 دختربچه تنها در کافی‌شاپ، خوب یا بد؟

به بهانه پربازدید شدن عکسی از تفریح 2 کودک تنها در کافی‌شاپ، چند توصیه به والدین داریم
یکی از اتفاقات خوب در دهه اخیر که در زمینه فرزندپروری به چشم می‌خورد، دادن فضای بیشتر و استقلال به کودکان است. این کار فی نفسه بسیار مطلوب بوده و علاوه بر افزایش اعتمادبه‌نفس بچه‌ها، به بهبود رابطه با والدین و افزایش دامنه تعاملات اجتماعی منجر می‌شود. به تازگی عکسی در فضای‌مجازی پربازدید شده که کاربری درباره آن نوشته: «دیروز توی کافه، میز کناری‌مون دو تا دختر ناز شش یا هفت ساله نشسته بودن که متوجه شدم تنهان و دوتایی اومدن. تمام مدت برای خودشون سفارش می‌دادن و کلی خوشحال بودن و در آخر هم یه آقا(پدر یکی از دخترها) با لبخندی از اعماق وجودش اومد داخل و بهشون گفت، خوش گذشت؟ حساب کرد و با هم رفتن… » حالا سوال این است که آیا روابط دوستانه به این شکل در کودکی از منظر روان‌شناسی توصیه می‌شود یا نه؟
 
مزایای داشتن دوست صمیمی در کودکی
این که روابط دوستانه در سنین کودکی چقدر حائز اهمیت است بر کسی پوشیده نیست. در قالب دوستی‌هاست که ما انسان‌ها به شناخت بهتری از خود و جامعه می‌رسیم و علاوه بر مهارت‌های اجتماعی و سازگارانه، از نظر عاطفی هم حمایت دریافت می‌کنیم و همیشه بودن با دوستان برای ما اوقات خوشی به همراه دارد.
   اشتباه والدین این 2 کودک چه بود؟
اما اگر فرزند شما در سنین زیر نوجوانی چنین درخواستی(مثلا رفتن به کافی‌شاپ با دوستش) کرد چه پاسخی به او بدهید؟ پیش از هر چیزی باید تاکید کنیم که پاسخ به سوال به بافت فرهنگی و قوانین خانواده شما مرتبط است، اما چنان چه بر سر پاسخ درست تردید دارید باید بگوییم در دوره کودکی نظارت حرف اول و آخر را می‌زند. می‌توانید بچه‌ها را بر سر میز مناسب مستقر کنید و خودتان هم بر سر میز دیگر اوضاع را نظاره کنید. در این سن بیرون بودن از محیط، باعث افزایش مطالبات در سال‌های آینده می‌شود و کم کم ممکن است بچه‌ها از حضور شما کلافه و حتی خواهان تنها رفتن به کافه، رستوران و سینما شوند. پس از همان ابتدا بچه‌ها را به حضور خود در مکان عادت دهید.
  نظارت دورادور از دوره نوجوانی
در سال‌های نوجوانی، به ویژه از سنین سیزده سال به بعد این نظارت و حضور والدین می‌تواند به صورت دورادور باشد. مثلا والدین در محیط خارج از کافه و رستوران منتظر بچه‌ها باشند یا در پارک در مسافت بیشتری بچه‌ها را نظارت کنند. توجه داشته باشید میزان استقلال در هر سنی متفاوت است و همان‌قدر که استقلال زیاد و بیش از حد در سنین پایین آسیب‌زاست، وابستگی و نبود رفتارهای مستقلانه در دوره نوجوانی هم می‌تواند زمینه‌ساز اختلافات درون خانوادگی را فراهم کند و عبور از مرحله نوجوانی را سخت‌تر کند.
   بایدها  و نبایدهای رفتاری والدین در این مکان‌ها
به عنوان نکته آخر باید تاکید کنیم که حضور والدین در محل تفریح فرزندان به معنی مداخله، کنجکاوی در بحث‌ها، سرزنش یا اظهارنظرهای منفی مستقیم درباره فرزندان و دوستان آن‌ها نیست، بلکه تمام نکاتی که به چشم والدین می‌آید باید در یک فضای آرام و صمیمی و لحنی بدون قضاوت با فرزندان مطرح و در قالب مذاکره درباره آن‌ها صحبت شود.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی| ‌ روان‌شناس کودک