چطور از کودکان در برابر فضای مجازی مراقبت کنیم؟

شاید شما هم از برخی والدین شنیده باشید که دیگر قادر به تحمل رفتار فرزندانشان نیستند . به خصوص فرزندانی که تحت تأثیر رسانه‌ها و فضای مجازی قرار می‌گیرند. والدین معتقدند این رسانه است که به فرزندانشان خط و مشی نوع زندگی کردن را می‌دهد؛ فکرش را بکنید از چطور خوردن و خوابیدن تا لباس پوشیدن و نحوه زندگی کردن را  رسانه و فضای مجازی به آن‌ها دیکته می کند! این موضوع پدر و مادرها را حسابی نگران کرده است.

مخاطبان فارس من با ثبت پویشی با عنوان « زنگ خطر جدی برای کودکان معصوم ایرانی در پلتفرم‌ها» خواستار تهیه گزارش برای آگاه سازی والدین  شده اند.

«آمنه بختیاری، دکترای جامعه شناسی فرهنگی و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» درباره والدگری رسانه ای در خانواده، چالش های پیش روی والدین و نحوه مدیریت آنها در گفت وگو با فارس مباحثی را مطرح کرده که می‌خوانیم:

«آمنه بختیاری، دکترای جامعه شناسی فرهنگی و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی»

*با توجه به اینکه این روزها والدین با چالش های زیادی در زمینه تربیت فرزندانی که روز تا شب در فضای مجازی و در ارتباط با رسانه ها قرار دارند، مواجهند، بفرمایید مهمترین این چالش ها که نیاز به بررسی و پژوهش بیشتر دارد، چه چیزهایی است.

اولین چالش  این است که رسانه رفتار و نگرش های فرزندان ما را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد چرا که به گونه‌ای طراحی شدند که بیشترین تاثیر را بر قوای حسی فرزندان ما می‌گذارند و دیدگاه ها و آگاهی های آنها را تداوم می بخشند و با تکرار پیام‌ها منجر به بسته بندی کردن جمعی اذهان آنان می‌شوند. فرزندان در این وضعیت به جای اینکه خودشان باشند، نیازهای افرادی را دارند که حتی آنها را نمی شناسند.

چالش بعدی تضعیف استانداردهای خانواده از طریق رسانه هاست. در حالی که باید فرهنگ بیرون از خانواده حمایت گر فرهنگ درون خانواده باشد. در اینجا شیوه خانواده یک نوع است و شیوه رسانه ها به گونه ای دیگر است.

چالش سوم کاستن اقتدار و مسئولیت والدین است. رسانه ها با نشان دادن پیام‌های به ظاهر مهم به یک مرجع رقیب برای خانواده تبدیل شده اند. رسانه ها سعی دارند فرزندان ما را از سنین پایین به سمت تصمیم‌گیری های بدون نظارت والدینی تشویق می‌کنند. در حالی که والدین می‌خواهند با نظارت آنان فرزندان متفکر و مستقل بار بیاورند.

چالش دیگر کمبود اطلاعات مناسب و الگویی از اطلاعات گمراه کننده است که والدین را در یک وضعیت گیجی و سردرگمی قرار می‌دهد. در واقع صدای قوی رسانه ها با باور متخصصان معمولا مخالف است. لازم است ما به عنوان والد به یک فرهنگ بزرگتر از رسانه ها تکیه داشته باشیم که در آن صورت انتخاب های عاقلانه و بهتری خواهیم داشت و اطلاعاتی فراتر از رسانه ها به ذهن والدگری مان می‌رسد.

چالش بعدی توجه دادن رسانه ها به محتواهای مهیج و کم مایه به جای سوگیری به سمت تفکرات عمیق تر و عالی تر است. نتیجه این وضعیت عدم رشد کامل توانایی های مغزی و تفکری کودکان و بی تمرکزی آنهاست. در این موقعیت آنها بیشتر به محتوای رسانه ها به جای درون خودشان متمرکز می شوند و گفت وگوی درونی در آنها شکل نمی‌گیرد و به گونه ای افراطی به تحریکات بیرونی توجه می‌کنند.

همچنین رسانه ها، موجبات شکل گیری جهان بینی شبه ماشینی و ایجاد نیازهای کاذب و دوری از نیازهای واقعی در فرزندانمان می شود.

روانشناسی به اسم پامیرا که پژوهش هایی را در ارتباط والد-فرزندی انجام داده است، روی دو عامل تعیین کننده «پذیرندگی و پاسخ دهندگی» و «توقع و کنترل» تاکید می کند. بُعد پذیرندگی و پاسخ دهندگی نشاندهنده گرمی والدین و حمایت از کودک است. بُعد توقع و کنترل هم انتظار والدین از کودک برای تنظیم رفتار و نظارت بر فعالیت های کودک را نشان می‌دهد. بر اساس این شاخصه ها سه سبک فرزند پروری «مقتدرانه»، «مستبدانه» و «سهل انگارانه» معرفی می شود.

*کدام یک از این سبک های فرزندپروری به نفع تربیت صحیح بچه ها است؟

در فرزند پروری مستبدانه والدین انتظارات زیادی از فرزندان و پاسخ دهی کمی در زمینه حمایت و گرمی دارند و بر اطاعت بی چون و چرا تاکید می‌کنند. در سبک مقتدرانه والدین هم درخواست کننده و هم پاسخ دهنده هستند. با شیوه های منطقی و استدلالی سعی در متقاعد کردن کودکان دارند. از آنها حمایت می‌کنند و با همدلی و مشارکت با آنها مواجه می‌شوند.

فرزندپروری سهل انگارانه ،اما کمتر درخواست کننده و پاسخ دهنده است، قوانین مشخصی بر آنها اعمال نمی‌کنند و کنترل کمی بر فرزندان دارد. در مجموع گفته می‌شود والدین مقتدری که پذیرنده و پاسخ دهنده هستند و کنترل متوسطی بر فرزندان دارند، در تحول شایستگی فرزندان خود موفق‌ترند.».

*پس نوع سبک فرزندپروری خود والدین می تواند بر نحوه ارتباط آنها با رسانه اثرگذار باشد.

بله، نبود یک حمایت والدینی قوی می‌تواند منجر به عدم احساس ارزشمندی از سوی فرزند شود. در این صورت کودکان برای فرار از واقعیت به سمت انواع رسانه ها گرایش پیدا می‌کنند. چون آن فضا را محیط امنی می یابند که فاقد چالش یا تهدید است. روانشناسان و صاحب نظران امر رسانه تاکید می‌کنند از مهمترین عوامل پیش بینی کننده اعتیاد به انواع رسانه ها جو خانواده و انواع سبک های فرزند پروری و ویژگی های حمایتی چون نگرش های والدینی است.

*با این توضیحات چه وظایف مهمی والدین در این عصر رسانه برعهده دارند تا بچه ها آگاهانه تر به سمت رسانه ها سوق پیدا کنند؟

دو وظیفه اصلی والدین در عصر رسانه این است که ابتدا باید به صورت آگاهانه رابطه صحیح و درستی با فرهنگی که از تکنولوژی ها می آید، ایجاد کنیم. یعنی درک چگونگی کاهش دادن تاثیرات منفی رسانه ها، سپس نه تنها برای رسیدن به نیازهای واقعی فرزندان مان باید به درستی و خوبی تلاش کنیم بلکه نیازهای خود را هم به عنوان والدین مدنظر قرار بدهیم.

 داشتن باورهای محکم و مطمئن و صریح و صادق بودن ما والدین با خودمان ما را به سمت عشق و مشارکت با فرزندان هدایت می‌کند و سرزندگی را در خانواده ایجاد می کند.

*مهمترین راهکارهای داشتن هویت والدینی مشخص در خانواده

۸ راهکار برای داشتن هویت والدینی مشخص در خانواده وجود دارد

۱- با فرزندان در خانواده مشارکت داشته باشیم. 
۲- با عشق عمیق والدینی با آنها ارتباط برقرار کنیم.
۳- بکوشیم در شرایط استرس، با ثبات رفتار کنیم.
۴-به عنوان والدین باید مرزهای محکم و درستی را برای فرزندان تعیین کنیم.
۵- با اعتماد به نفس عمل کنیم.
۶- برای متفاوت بودن جرات داشته باشیم.
۷- ارزش های خود را روشن و واضح تعیین کنیم و تصمیمات خود را بر مبنای آنها منسجم کنیم.
۸- بر پنج نیاز حیاتی انسانی در خانواده متمرکز شویم و با فرزندان در خانواده مشارکت داشته باشیم.

*منظورتان از  نیاز حیاتی برای خانواده ها چیست؟

در اینجا لازم است پنج نیاز حیاتی را برای خانواده ها معرفی کنم که اگر ما بتوانیم در خانه و خانواده اعمال کنیم، بهتر می توانیم آموزش های رسانه‌ای لازم را به فرزندان خود بدهیم.

اولین نیاز، نیاز به داشتن رابطه عمیق عاطفی والد-فرزندی فرزندان است. گفت و گوی خوب با فرزندان و تبادل معنادار با آنها موجب تحقق دلبستگی ایمن می شود. چنین امری در آینده موجب می شود که آنها در ارتباط با دیگران از سر تلقی ایمنی از ارتباط، تعامل بهتری برقرار کنند. در این رابطه مغز فرزندانمان یاد می‌گیرد برای چه چیزهایی باید ارزش قائل شود. که این امر منجر به تصمیم گیری و انتخاب درست شده و همچنین باعث کنترل هیجانات شدید در آنها می شود.

نیاز دوم تقویت ارتباط فرزندان با زندگی درونی شان: یعنی برخوردار شدن از یک زندگی غنی درونی در فرزندان . زندگی درونی جایگاهی است که در آن می توانیم خود را ملاقات کنیم و گفت وگوی خوبی با خود داشته باشیم و به خودشناسی و خودتنظیمی برسیم. در این رابطه باید برای آنها امکان و تربیت لازم جهت تجربه درونی و گفت وگوی درونی با خود را فراهم کنیم.

نیاز سوم نیاز به تصویرسازی و تخیل است. تمرین ظرفیت و تصویرسازی از کلمات لازم است تمرین گوش دادن به گفت وگوها و همچنین تمرین کردن از طریق بازی می‌تواند نقش بسیار مثبتی ایفا کند.

نیاز چهارم کمک به تقویت بیان خلاقانه در فرزندان: برای رسیدن به این مهم کمک به بارش فکری برای تشویق به پرسشگری و همچنین ایجاد فرصتی برای خلوت و تفکر و تعمق، فرصت کشف و اکتشاف می تواند کارساز باشد و آخرین نیاز حیاتی در خانواده همراهی و مشارکت شیوه ای برای ارتباط درست و سازنده است: با مشارکت معنایی که از پیام ها و تصاویر رسانه ای ایجاد می شود به دقت بررسی می شود و آگاهانه تر و واضح تر خواهند بود و دیگر تماشاگران صرف نخواهند بود.

*دیگر  مهارت ها برای ارتقای کیفیت زندگی رسانه ای  چه می تواند باشد؟

در کنار راهکارهای بیان شده خوب دیدن، خوب شنیدن، خوب خواندن، خوب نوشتن و خوب صحبت کردن را مهارت‌های لازم برای ارتقای کیفیت زندگی رسانه‌ای والدین و فرزندان بدانیم و نباید آن چیزی که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم را به راحتی باور کنیم و بلکه بایدنگاه نقادانه به آن‌ها داشته باشیم.

والدین باید دائماً برای فرزندان کوچک خود کتاب بخوانند چون این کار می‌تواند به قدرت تخیل کودکان بسیار کمک کند. برای تقویت مهارت خوب خواندن نیز باید بتوانیم پیام‌های ضمنی نویسنده را رمزگشایی کنیم و کتاب‌ها را برای بار دوم با نگاه نقادانه بخوانیم. در واقع نقطه اوج کتابخوانی زمانی اتفاق می‌افتد که بتوانیم درباره یک کتاب موضع استدلالی اتخاذ کنیم.

*به نظر شما تمرینات چالش برانگیزی برای بالا بردن سواد رسانه ای کودکان وجود دارد؟

پنج سوال کلیدی در مواجهه با پیام‌های گوناگون این است که همۀ ما حین مواجهه با یک پیام باید بپرسیم مؤلف یا خالق پیام چه کسی است، محتوای پیام چیست، مخاطب آن کیست، این پیام با استفاده از چه تکنیک‌ها و روش‌هایی منتشر شده و هدف، نیت و انگیزه از ارسال پیام چه بوده است؟ می‌توان در هنگام پخش آگهی‌های تبلیغاتی نیز این تمرین را با کودکان و به‌خصوص کودکان زیر سن مدرسه انجام داد و هدف از پخش یک آگهی را از آن‌ها پرسید.

*گفت وگو  بین بچه ها و والدینشان  در این میان چقدر اهمیت دارد؟ آیا منع کردن بچه ها از حضور در فضای مجازی و ارتباط با رسانه ها اثرگذار است؟

 والدین باید با فرزندان خود گفت‌وگوی معنادار داشته باشند و خود را به فضای ذهنی آن‌ها نزدیک کنند؛ گفت‌وگویی که منجر به درک همدلانه و تولید احساس احترام در طرف مقابل شود. نباید کودکان را در این فضا رها کرد و باید بسیاری از چیزهایی که آن‌ها می‌بینند را برایشان تحلیل کنیم.

اینترنت پر از محتواهای آزاردهنده است، اما به‌جای منع کودکان باید در کنار آنها قرار بگیریم و از آنها محافظت کنیم. در جامعه توده‌ای همه مانند هم فکر و عمل می‌کنند و در نتیجه همه مانند یکدیگر تصمیم می‌گیرند و خلاقیت و ایده‌پردازی از جامعه گرفته می‌شود.

والدین باید اهل مطالعه باشند و ویژگی‌هایی مانند صبوری و خودکنترلی را در خود تقویت کنند. پدر و مادری که خود روزانه ۶ تا ۷ ساعت را در فضای انواع رسانه‌ها صرف می‌کنند نمی‌توانند از فرزند خود انتظار داشته باشند مصرف رسانه‌ای خود را مدیریت کند.  بازآفرینی فضای مشارکتی و همدلانه با تقویت مهارت‌هایی مانند گفت‌وگو، تعامل، همدلی، شاد بودن و مهارت شنیدن، وقت گذاشتن برای فرزندان، ارتقای سلیقه فرهنگی فرزندان، بازتعریف حریم خصوصی خانواده، تنها نگذاشتن کودکان در فضای رسانه‌ای و در مقام یاددهنده و یادگیرنده بودن، از دیگر ویژگی‌های والدگری رسانه‌ای است.

*نکته پایانی؟

والدگری رسانه‌ای چیزی جز نوعی تعامل، ارتباط صمیمانه و همدلانه میان والد و فرزند نیست. هر گونه اصلاح رفتار فرزندان را باید از خودمان آغاز کنیم. والدینی که دوست دارند رفتار رسانه‌ای یا هر رفتار اجتماعی فرزند خود را اصلاح کنند ابتدا باید آن را در خود اصلاح کرده باشند.

از طرف دیگر، سردی روابط پدر و مادر منجر به سردی روابط خانواده خواهد شد .والدین باید با هم حرف بزنند و روابط خود را اصلاح کنند. مدت زمان مناسب استفاده کودکان از رسانه‌ها، بازی‌های کامپیوتری و شبکه‌های اجتماعی را بین ۲ تا ۳ ساعت در روز است که اگر فرزندمان یک روز به هر دلیلی بیش از این زمان را در رسانه‌ها صرف کرد باید آن را از زمان هفتگی او کم کنیم.

همچنین کودکان را هنگام تماشای کارتون تنها نگذاریم. والد باید درباره اخلاقی و درست بودن اتفاقاتی که در کارتون رخ می‌دهد از فرزند خود سوال کند و هنجارهای خانوادگی و فرهنگی را به او آموزش بدهد و او را از تماشای خشونت نیز دور کند.

به امید روزی که ارتباط ما و فرزندانمان با فضای رسانه یک تعامل مناسب و صحیح باشد.

داستان جالب زندگی مشترکی که در خوابگاه متاهلی ادامه دارد

بد نیست گاهی به‌جای اینکه تمام تمرکزمون رو بذاریم رو تیک خوردن همه لیست توقعات دو خانواده از هم برای عروسی و جهیزیه و خونه و هدایا، تمرکزمون رو بذاریم روی انتخاب آدم هم‌راه و هم‌پا و هم‌دل. اون‌وقت میشه تیک دونه دونه گزینه‌های اون لیست رو دوتایی و تو طول زندگی مشترک زد. باهم و کنار هم.

از صفحه حامین مدیا
 

روزمرگی پرآسیب من و همسری

زندگی لاکچری و درآمد بالای تبلیغات ، خیلی از زوج ها را وسوسه می کند که زندگی شان را در اینستاگرام به اشتراک بگذارند

  تنها کافی است کمی اهل اینستاگرام باشید تا چشمتان به صفحاتی که حول زندگی مشترک دو نفر و کارهای روزمره آن‌ها می‌چرخد، افتاده باشد. این صفحات به طور معمول حول کارهای روزمره و آشپزی،‌ خرید خانه، سفر و خلاصه زندگی روزمره یک زوج و فرزندانشان می‌چرخد. در کنار این محتوای مشترک اما برخی زوج‌ها موضوعات دیگری را هم در صفحه خود رو می‌کنند؛ از داستان آشنایی با همسر (که برخی اوقات داستان‌ها به صورتی اغراق‌آمیز تعریف می‌شود) تا اختلافات جزئی بین خود و البته کارهایی که همسران به صورت معمول و در زندگی روزمره انجام نمی‌دهند مانند سورپرایز کردن‌های پرهزینه و آن چنانی. شاید   با دیدن این صفحات وسوسه شده باشید که شما هم چنین صفحه‌ای ایجاد و با تولید محتوایی از فعالیت‌های روزمره، مخاطب جذب   و از تبلیغات درآمدزایی کنید. اگر چنین وسوسه‌ای سراغ شما هم آمده، پس همراه ما باشید تا کمی بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم.

  چرا رونمایی از زندگی خصوصی این قدر جذاب است؟
بسیاری از افراد تصور می‌کنند تنها دلیل راه‌اندازی چنین صفحاتی، جذب فالوئر و به دنبال آن گرفتن تبلیغ و کسب درآمد است. البته که اهمیت این بخش را نمی‌توان کتمان کرد اما واقعیت این است که این تمام ماجرا و داستان نیست. به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی با افراد غریبه، جذابیت‌های دیگری هم دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد به اشتراک گذاشتن مسائل خصوصی در شبکه‌های اجتماعی به فرد احساس خوبی می‌دهد. یکی از دلایل این حس خوب آن است که فرد احساس تعلق بیشتری به آن فضا می‌کند و این موضوع خوشایند است. بهتر است بدانید روان‌شناسان احساس تعلق را یکی از نیازهای مهم روانی می‌دانند که البته پاسخ مناسب دادن به این نیاز می‌تواند به حفظ بهداشت روانی هم کمک کند. اما آیا این نکته که این سبک به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پاسخی به یکی از نیازهای روانی ما باشد، به آن معناست که این کار عوارض خاصی ندارد؟
  وقتی سلامت روان به خطر می‌افتد
مزاحمت‌ها و آزارها| بیان کردن مسائل زندگی خصوصی همیشه با واکنش‌های مثبت روبه رو نمی‌شود. دریافت پیام‌های منفی، سرزنشی، توهین و … هم بخشی از ماجراست. موضوعی که گاهی می‌تواند سلامت روان صاحب صفحه را با خطراتی جدی روبه‌رو کند.
کاهش عزت نفس| یکی از اولین عوارض دریافت نظرات منفی به دفعات، کاهش عزت نفس و احساس ارزشمندی است. این موضوعی است که در بسیاری از افرادی که در زندگی خصوصی خود مطالب متعددی را به اشتراک می‌گذارند، زیاد دیده می‌شود.
متهم شدن به روراست نبودن| غالب صفحاتی که با نمایش زندگی خصوصی خود، مخاطب جذب می‌کنند، در نهایت ناچارند زندگی خود را بهتر از آن چه هست و خود را قوی‌تر و موفق‌تر از آن چه هستند، ‌نمایش دهند چراکه زندگی پردردسر و اتفاقات تلخ، در طولانی مدت مخاطب را پس می‌زند. اما از طرف دیگر نمایش بیش از حد مثبت زندگی هم عوارض منفی خود را دارد چرا که گروهی از مخاطبان موضوع روراست نبودن را مطرح می‌کنند و همین موضوع تبدیل به اهرمی برای فشار آوردن به صاحب صفحه می‌شود.
  وقتی زندگی مشترک آسیب می‌بیند
تغییر جایگاه همسر| اما عوارض داشتن چنین صفحاتی فقط فشار روانی بر صاحب صفحه نیست. یکی دیگر از موضوعات، تحت تاثیر قرار گرفتن رابطه همسران است. تغییر جایگاه همسر و القای احساس ابزار بودن، فشار بر همسر برای عمل کردن به شکلی خاص، فشار برای گرفتن عکس و … همه و همه می‌تواند رابطه همسران را با چالش‌های اضافه‌تری روبه‌رو کند.
مرزهای مخدوش‌شده زندگی‌مشترک| ما برای این که زندگی خانوادگی مستحکمی داشته باشیم، نیاز داریم مرزهایی برای خود و زندگی مشترک خودمان ترسیم کنیم و بین فضای‌خصوصی خود با دیگران فاصله بیندازیم. تولید محتوا بر اساس زندگی روزمره و مسائل خصوصی می‌تواند این مرزها را کم رنگ کند. این موضوع جدای از اظهارنظرهای نامناسب دیگران و افزایش احتمال دخالت دیگران، تاثیری منفی بر صمیمیت همسران هم دارد.
احساس خاص‌بودن| گاهی اما در این بین یکی از همسران که بازخورد بیشتری را از مخاطب دریافت می‌کند، بعد از مدتی درگیر احساس مهم و خاص بودن می‌شود. احساسی که شکل‌گیری آن البته با وجود برخی تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز شبکه‌های اجتماعی چندان عجیب نیست. اما این احساس مهم بودن می‌‌تواند به منزله آغاز دردسر در زندگی مشترک و حتی پیش کشیده شدن موضوع طلاق و جدایی باشد.
  نکته پایانی
در نهایت این که هرچند این روزها دیگر چه خوشمان بیاید و چه نیاید، بلاگر بودن یک حرفه است که ناچاریم آن را به رسمیت بشناسیم اما یادمان باشد برخی زیرشاخه‌های این حرفه می‌تواند عوارضی بسیار جدی برای سلامت روان و زندگی ما ایجاد کند.

نویسنده: نرگس عزیزی| کارشناس‌ارشد مشاوره

اجاره خانه های لوکس برای بله برون لاکچری

اینکه شهروندی بنا به وسع مالی‌اش ملکی را اجاره کرده موضوع عجیبی نیست اما آنچه باعث شگفتی می‌شود اجاره یکی دو روزه پنت‌هاوس‌ها و خانه‌های ویلایی گران قیمت هست  که معمولا برای برگزاری جشن یا قراردادهای کاری از آنها استفاده می‌شود. حتی کار برگزاری یک بله برون که در ظاهر یک جشن ساده است هم به خانه های لاکچری رسیده. 
 جمعی از مشاوران املاک: اغلب مالکان این خانه ها در خارج زندگی می‌کند  ملکشان را توسط وکیل اجاره داده می‌شود.
بسته به شرایط و امکانات خانه، اجاره آنها متغیر است از روزی ۶۰۰ هزار تومان شروع می‌شود تا روزی ۲۰ میلیون تومان.

خطر سونامی بیماری‌های مقاربتی!

  یکی از مهمترین مواردی که در «طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» ذکر و بر آن تاکید شده است، جلوگیری از ارائه رایگان وسائل جلوگیری از بارداری در مراکز بهداشت و حذف یارانه این وسائل است. اما حلقه مفقوده در این طرح این است که این وسائل، اغلب کارکرد بهداشتی و درمانی هم دارند. آنگاه اگر یارانه این وسائل برداشته شود و مردم نتوانند به راحتی و تنها برای حفظ بهداشت و رابطه حفاظت شده از این وسائل، استفاده کنند یا این وسائل با حذف یارانه چنان گران شوند که بسیاری نتوانند آن‌ها را بخرند، سلامت جنسی مردم و صیانت از خانواده به خطر خواهد افتاد.

خطر سونامی بیماری‌های مقاربتی!

بیماری مقاربتی، سرطان رحم و بازماندن از فرزندآوری

یکی از مهمترین کارکرد‌های وسائل پیشگیری ازبارداری، داشتن یک رابطه حفاظت شده است. رابطه حفاظت شده، به معنی استفاده از وسیله‌ای است که امکان انتقال بیماری مقاربتی به طرف مقابل را کاسته یا از بین می‌برد. به گفته یک متخصص مجاری ادراری و تناسلی، بیش از ۵۰ درصد جمعیت فعال جنسی ایران به زگیل تناسلی (گاردسیل یا همان HPV) مبتلا هستند، بی‌آنکه خود بدانند.

خطر سونامی بیماری‌های مقاربتی!

این بیماری عامل ابتلای ۹۰درصد زنان به سرطان دهانه رحم است؛ سرطانی که دومین سرطان رایج و نخستین سرطان کشنده در میان زنان محسوب می‌شود. اگر سرطان رحم، به موقع شناسایی شود، برای جلوگیری از انتشار آن، در اغلب موارد، رحم زنان مبتلا، طی عمل خارج شده و این زنان دیگر نمی‌توانند فرزندآوری کنند؛ اتفاقی که با هدف این طرح که افزایش باروری زنان است، منافات دارد.

HPV و دو مشکل: واکسن و درمان

HPV، بیماری است که هم واکسن دارد و هم درمان. واکسنی که زمانی قرار شد وزارت بهداشت، فرمول تهیه آن را از شرکت‌های اروپایی بخرد، اما آنان رقمی ۱۲۰ میلیارد دلاری برای فروش فرمول پیشنهاد دادند! حال آیا اکثر قریب به اتفاق مردم و نیز حتی مسئولان می‌دانند که این بیماری واکسنی دارد که تنها در بازه زمانی ۹ تا ۲۶ سالگی، و در دو نوبت قابل تزریق است؟ و آیا اساس این واکسن در کشور ما وجود دارد؟

خطر سونامی بیماری‌های مقاربتی!

هزینه واکسن HPV در هرنوبت در حدود یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است. یعنی هر فرد برای اینکه این واکسن را که اجباری هم نیست، دریافت کند، باید رقمی در حدود سه میلیون تومان هزینه کند. اما اگر به این بیماری مبتلا شود، برای درمان سخت این بیماری فقط در یک دوره، باید متحمل هزینه یک میلیون تومانی شود؛ حال پرسش این است که هزینه واکسیناسیون و درمان تحت بیمه یک جمعیت۵۰ درصدی مبتلا به این بیماری، ارزانتر است یا ادامه اختصاص یارانه به وسائل پیشگیری از بارداری؟!

محاسبه هزینه و فایده در این طرح مغفول مانده

یکی از مهمترین خلاء‌های طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، نادیده گرفتن جوانب و عوارض برخی بند‌های این طرح است. اگر وسائل پیشگیری از بارداری، نه رایگان توزیع شود و نه قیمت آن‌ها شامل یارانه گردد؛ آنگاه همین ۵۰ درصد مردمی که از بیماری خود اطلاع ندارند، باید متحمل چه هزینه‌هایی شوند؟ آیا طراحان این طرح می‌دانند که تعداد طلاق به دلیل HPV به طرز فاجعه‌باری در حال افزایش است؟ و ممکن است به زودی تبدیل به یک سونامی شود؟

خطر سونامی بیماری‌های مقاربتی!

بیماری که هم ترس از ابتلا را به جان همسران می‌اندازد و هم آنان را نسبت به داشتن رابطه پرخطر خارج از زناشویی مشکوک میکند. اگر هدف طرح، صیانت از خانواده است، حذف یارانه و محدود کردن استفاده از وسائل پیشگیری، موجب می‌شود به دلیل همان ابتلای ۵۰ درصدی، علاوه بر سرطان رحم، خانواده‌ها از هم بپاشند؛ بنابراین بدون در نظرگرفتن حفاظتی و درمانی بودن ابزار پیشگیری از بارداری؛ مسلما در سال‌های آینده هزینه‌های سنگین درمانی و بهداشتی و اجتماعی- عدم باروری وافزایش میزان طلاق- روی دست مردم و دولت خواهد ماند. آنگاه شاید دولت ناچار شود برای درمان بیماری‌های مقاربتی، یارانه بپردازد!

زنان برای فعالیت در فضای‌ مجازی مشتاق‌ترند یا مردان؟

به‌طور میانگین زنان روزانه 33 دقیقه بیشتر از مردان از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند اما هدف استفاده این دو گروه از اینترنت متفاوت است
 امروزه در سده بیست و یکم که با نام هزاره فناوری داده‌ها شناخته می‌شود، وسایل ارتباط جمعی نقش بسیار مهم و پررنگی دارند به گونه‌ای که بر اساس نظرسنجی‌های اخیر، تصور زندگی بدون گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی تقریبا غیرممکن شده است. در ادامه چند نکته جالب در این باره مطرح می‌شود.
    استفاده از فضای‌مجازی، زنان 33 دقیقه بیشتر از مردان
با این‌که به‌طور میانگین زنان روزانه 33 دقیقه بیشتر از مردان از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، بررسی‌های کارشناسان در موسسه تحقیقاتی Pew research centre نشان می‌دهد هدف استفاده این دو گروه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی متفاوت است. این بدان معناست که زنان از پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسان، بیشتر برای برقراری تماس و ارتباط با دوستان، آشنایان و اعضای خانواده خود استفاده می‌کنند. طبق مطالعات جامعه شناختی آن چه حضور در فضای مجازی برای زنان به ارمغان می‌آورد، ارتباط آسان و بی وقفه با دوستان و آشنایان، امکان کسب داده‌ها، امکان حضور همزمان در گروه های گوناگون، ابزاری برای به روز بودن، موفقیت بیشتر در تربیت فرزندان، آشنایی با طرز تفکر دیگران، توسعه دایره تعاملات افراد و کم هزینه بودن ‌است. این در حالی است که مردان بیشتر به منظور آگاهی یافتن از اخبار و اتفاقات مختلف در سراسر جهان به وب‌گردی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی مشغول می‌شوند.
    اهداف متفاوت مردان‌و‌زنان برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی
در تحقیقات دیگر با مرورکلی میزان استفاده زنان و مردان از تلفن هوشمند، مشخص شده که زنان در مجموع 40 درصد بیش از مردان روی تلفن‌همراه خود اقدام به نصب نرم‌افزار می‌کنند. همچنین در میان دسته‌بندی‌های مختلف، میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی، مراجعه به پایگاه‌های خبری، استفاده از برنامه‌های کاربردی، مطالب مرتبط با سبک‌زندگی و مطالعه کتاب‌های الکترونیک در میان زنان بیش از مردان رواج دارد. همچنین میزان استفاده مردان از تلفن هوشمند در مواردی همچون تجارت و کسب و کار، بازی، موقعیت‌یابی و هدایت، سفر و گردشگری و سلامتی و تناسب‌اندام نسبت به زنان بیشتر است.
    20 ساله‌ها، بیشتر از همه عاشق شبکه های ‌اجتماعی اند!
در پایان جالب است بدانید گزارش منتشر شده در وب سایت brandwatch درباره‌ میانگین سنی کاربران شبکه‌های اجتماعی و فضای‌مجازی می‌گوید: «89 درصد از کاربران اینترنت در رده های سنی ۱۸ تا ۲۹ سال قرار دارند و بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که افراد از 20 تا 30 سالگی خود بیشترین تمایل را به استفاده از شبکه‌های اجتماعی و برقراری ارتباط با دیگران دارند. بعد از آن، رده سنی ۳۰ تا ۴۹ سال است که با اختصاص سهم ۸۲ درصدی در وب‌گردی در شبکه‌های اجتماعی، در رده دوم این جدول جای گرفته است. افراد در رده سنی ۵۰ تا ۶۴ سال هم ۶۵ درصد از مصرف محیط‌های مجازی اینترنت و استفاده از شبکه‌های اجتماعی را به خود اختصاص داده‌اند و در آخر، کاربران بالای ۶۵ سال قرار گرفته‌اند که با ۴۹ درصد کمترین میزان استفاده از پلتفرم شبکه‌های اجتماعی را از آن خود کرده‌اند».

نویسنده : مهدیس مرادیان | روزنامه‌نگار