نمی‌توانم سیگار را ترک کنم، چون دختر مورد علاقه‌ام سیگاری است!

پسری 19 ساله‌ام و از 16 سالگی سیگار می‌کشم. تصمیم گرفتم سیگار را ترک کنم اما چون دختر مورد علاقه‌ام سیگاری است، نمی‌توانم. هر وقت با او بیرون می‌روم، وسوسه می‌شوم که دوباره سیگار بکشم. چه کنم؟
پاسخ مشاوره
مخاطب گرامی، همان‌طور که بارها در همین صفحه خانواده و مشاوره  اشاره کردیم، فرایند ترک سیگار نیازمند انگیزه و مراقبت مستمر از خود است که خوشبختانه این انگیزه در سوال‌تان کاملا مشهود است و حتی درخواست کمک در این زمینه، خود نشان‌دهنده انگیزه شما برای ترک است اما ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که داشتن انگیزه و تمایل، شرط لازم و نه کافی برای ترک است. در ادامه چند توصیه به شما داریم.
  این ارتباط مانع بزرگی برای ترک سیگارتان است
در بین مجموعه مفاهیم ترک سیگار و مواد، مفهوم «محرک‌های پیشایند» امری بسیار آشناست. محرک‌های پیشایند شامل عواملی می‌شود که زمینه و بستر را برای مصرف مواد یا سیگار فراهم می‌کند. در صورت شناسایی نکردن و کنترل این محرک‌ها، فرایند درمان با شکست مواجه می‌شود. از جمله این محرک‌ها می‌توان به زمان و مکان مصرف، دوستان مصرف کننده و حتی هیجان‌های پیشایندی همچون غم، شادی و … اشاره کرد. حال به‌نظر می‌رسد که خود شما در سوال‌تان به یکی از این محرک ها اشاره کردید. شما هم اکنون فردی علاقه مند هستید و با کسی ارتباط دارید که سیگار استعمال می‌کند که همین مسئله یک محرک پیشایند قوی محسوب می‌شود و احتمال وابستگی بسیار افزایش می‌یابد. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین علل گرایش و استمرار سیگار کشیدن در افراد سیگاری به ویژه جوانان، داشتن دوستان سیگاری است. در برخی از پژوهش‌ها 75 درصد دوستان افراد سیگاری را افراد هم کیش خودشان تشکیل می‌دهد و همین عامل مانعی بزرگ در موفقیت در مسیر درمان محسوب می‌شود.

  ترک کردن همیشه همراه با درد و رنج است
به نظر می‌رسد که رنج ترک کردن برای شما مضاعف باشد چرا که ارتباط شما بار هیجانی بسیاری دارد که شرایط را برای شما دشوارتر می‌کند، اما پر واضح است که عدم مرزبندی دقیق در این ارتباط و در صورت نبود تمایل و انگیزه دختر مورد علاقه شما برای ترک، این ارتباط به دلیل وسوسه‌ای که خودتان بر آن اذعان دارید، مسیر درمان را به بن‌بست می‌رساند. اگر این ارتباط برای شما اهمیت بسیاری دارد می‌توانید با کمک دوستان و افراد متخصص انگیزه‌های او را برای ترک افزایش دهید تا به این شکل هم به خود و هم به فرد مورد علاقه‌تان کمک کرده باشید.

  آیا هدف‌تان ازدواج با این دختر است؟
شما 19 ساله هستید و اطلاعاتی از خودتان به ما ندادید که آیا شرایط ازدواج را دارید و اصلا تصمیم به ازدواج با دختر مورد علاقه‌تان دارید یا نه؟ معیارهای شما برای انتخاب همسر چیست؟ شما باید هرچه زودتر موضوع ازدواج را با خانواده‌تان در میان بگذارید یا این رابطه را که سراسر آسیب برای شماست، قطع کنید.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر اعتیاد

چگونه نوزاد خود را بدون آغوش گرفتن بخوابانید؟

وقتی که کودک شما کوچک است، خواب یک نیاز ضروری است و ممکن است به نظر برسد که تنها راهی که می توانید او را بخوابانید این است که او را در آغوش خود بگیرید. اما این روش ممکن است بسیار سخت باشد ما در اینجا روش های خواباندن نوزاد بدون در آغوش گرفتن را شرح می دهیم. همراه ما باشید.
در آغوش گرفتن نوزاد یک چیز شگفت انگیز است و یک تجربه پیوند فوق العاده برای هر دوی شما است. اما ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که احساس کنید که می خواهید از دستانتان برای انجام کارهای دیگر استفاده کنید.
شما ممکن است که بخواهد بدانید که چگونه می توانید کودک خود را در تخت، گهواره یا سبد موسی قرار دهید تا نگران بیدار شدن تصادفی او نباشید. ما با چهار کارشناس مختلف خواب نوزاد صحبت کردیم تا نکات مهم آنها را در مورد خواباندن نوزاد بدون در آغوش گرفتن او بیان کنند.

یک روال ثابت قبل از خواب
ثبات، کلید خواب راحت کودک است. یک روال خوب و ثابت قبل از خواب ضروری است. شما می توانید این را از حدود سه ماهگی شروع کنید و قطعا تا شش ماهگی این روال ثابت را توصیه می کنیم. ایجاد عادات خوب در اوایل واقعا سخت است اما بعد راحت خواهد شد. 
یک ساعت قبل از اینکه کودک خسته شود روال کارهای ثابت را شروع کنید. برای مثال اگر او معمولا حدود ساعت 7 بعد از ظهر می خوابد، روتین خود را از حدود ساعت 6 بعدازظهر شروع کنید. نوزادتان را با آب گرم حمام و ماساژ دهید و برایش داستان بخوانید و مطمئن شوید که اتاق کم نور است.
اجازه ندهید که کودک در حین شیر خوردن بخوابد، مطمئن شوید که او خواب آلود اما بیدار است. اطمینان حاصل کنید اتاق کاملا تاریک و دمای اتاق مناسب است و اگر آنها شش ماه یا بیشتر هستند از یک تسلی دهنده مانند نوازش یا پارچه خراطین استفاده کنید.
استفاده از بالش ایمن برای نوزادان، به عنوان یک تسلی دهنده مناسب می تواند به کودک کمک کند تا بفهمد که زمان به خواب رفتن است، چه در آغوش باشند و چه در فضای خوابشان. 

آرامش داشته باشید
حفظ آرامش در حین تلاش برای خواباندن کودک، بسیار نکته کلیدی است.  کودکان اغلب نا امیدی ما را حس می کنند و این باعث می شود که آنها عصبی شوند. این به این معناست که شما هم اگر استرس دارید، یا احساس می کنید که شخص دیگری استرس دارد، نمیتوانید به راحتی بخوابید. به جای اینکه فکر کنید من باید کودکم را بخوابانم ، فکر کنید، من باید کودکم را آرام کنم. زمانی که استرس کمتری داشته باشند، خواب بسیار راحت‌ تر می شود. حفظ آرامش در حین تلاش برای خواباندن نوزاد مهم است
 
یک کالسکه را امتحان کنید
ساده ترین راه برای بازگرداندن بازوهایتان اغلب این است که مکان خواب دیگری را امتحان کنید که شامل حرکت باشد. این ممکن است یک کریر، یک صندلی چرخدار یا کالسکه باشد.
اغلب نوزادان این فضا را برای خواب می پذیرند، زیرا این فضاها همچنان یا بسیار نزدیک به شما هستند یا حرکت آرام بخشی دارند. اگر واقعا می خواهید کودکتان بتواند در تخت بخوابد، نکته مورد توجه این است که مراقب علائم فردی او برای خواب باشید. این مکانیسم  برای به خواب رفتن است و رعایت آن به شما کمک می کند.

شکاف چرت زدن را برطرف کنید
همچنین توصیه می شود قبل از شروع احساس خستگی، بررسی کنید که کودک شما چه مدت می تواند بیدار باشد، این همان فاصله زمانی که از آن به عنوان فاصله چرت زدن یاد می شود. دانستن مدت زمانی که کودک شما می تواند با خوشحالی بیدار باشد، کاملا شرایط را تغییر می دهد.


آدرنالین و کورتیزول به جریان خون نوزادان تزریق می شود که باعث می شود احساس شادی کنند و کاملا بیدار به نظر برسند. این باعث می شود که آنها را حتی برای مدت طولانی ‌تری بیدار نگه داریم ، اما زمانی که آنها زودتر خسته می شوند، این اتفاق نمی افتد. ما یک ابزار آسان برای به خاطر سپردن شکاف چرت نوزادان در سال اول داریم:
فاصله چرت زدن در یک ماهگی 45 دقیقه است و هر ماه 15 دقیقه بیشتر می شود. این البته یک ابزار منعطف است، اما گزینه ی بسیار خوبی برای شروع محسوب میشود.
امیدواریم این مقاله نیز برای شما مفید بوده باشد.

مشاوره ازدواج؛ کِی و کجا؟

پاسخ‌هایی به رایج‌ترین سوالات دختر و پسرهای دم‌بخت درباره جلسه مشاوره ازدواج، پیش‌نیازهایش و … که کمتر به آن پرداخته‌شده است
 

 ضرورت مراجعه به روان شناس و کمک گرفتن از او برای تصمیم  گیری نهایی درباره ازدواج که اتفاقی سرنوشت‌ساز است، مسئله مهمی محسوب می‌شود که خوشبختانه تا حدی در جامعه جا افتاده است. امروزه دختر و پسرهای بیشتری برای این تصمیم مهم زندگی خود، کمک تخصصی می‌گیرند تا زندگی مشترک‌شان را با اطمینان بیشتری شروع کنند اما یک سری سوالات مهم در این جا مطرح می‌شود که کمتر به آن‌ها پاسخ داده شده ولی کاربردی هستند. مثلا زمان مناسب مراجعه به مشاور برای ازدواج چه زمانی است؟ آیا از همان ابتدا و بدون هیچ پیشینه ذهنی از طرف مقابل باید به مشاور ازدواج مراجعه کرد؟ آیا بهتر است تا حدودی شناخت به دست آید و با سوالات و دغدغه‌های مشخص‌تری مراجعه کرد؟ قبل از رفتن نزد مشاور ازدواج باید در چه موضوعاتی به جمع‌بندی برسیم؟ پیش آمادگی‌های رفتن به مشاوره ازدواج چیست؟ و … .

 سوالی که جواب مشخصی ندارد
واقعیت این است که این سوال یعنی بهترین زمان مراجعه به مشاور برای ازدواج جواب مشخصی ندارد. در واقع جواب به سوال زمان درست مراجعه به روان شناس برای تصمیم‌گیری درباره ازدواج بسیار تابع شخصیت و شرایط مراجعه کنندگان است. ممکن است شما هیچ زمینه ذهنی یا هیچ اطلاعاتی درخصوص ملاک‌ها و خواسته‌های خودتان، انتظارتان از زندگی مشترک، نقش‌هایی که حاضر هستید به عهده بگیرید یا برعکس به هیچ عنوان حاضر به  بر عهده گرفتن آن‌ها نیستید، شرایطی که حاضر به زندگی در آن هستید یا بر عکس به هیچ عنوان نمی‌توانید تحمل کنید، نداشته باشید  و به طور کل شناخت شما از خود و خواسته‌های شما و زندگی‌مشترک کم است، خب در این شرایط تصمیم مناسب این است که در همان ابتدا به مشاور مراجعه کنید تا بتوانید به شناخت مناسب از خود و در مرحله بعد از زندگی‌مشترک برسید و بعد بتوانید تصمیم بگیرید که آیا این فرد خواستگار برای شما مناسب است یا نه؟
 اگر ملاک‌هایتان مشخص است…
حالت دیگری که ممکن است پیش بیاید این است که شما مقداری مطالعه در این باره داشته‌اید، زمانی را به خود اختصاص داده و در خصوص ملاک‌ها و خواسته‌های خود تامل کرده‌اید و همین باعث شده است بتوانید فرایند آشنایی و شناخت قبل از ازدواج را تا حدی مدیریت کنید و پیش ببرید اما مسائلی است که درباره آن تردید دارید یا به اصطلاح گیر کرده‌اید و نیاز به راهنمایی متخصص دارید. خب، در این حالت می‌توان کمی از دوران آشنایی را زیر نظر خانواده‌ها گذراند و چندین جلسه خواستگاری برگزار و سپس به روان‌شناس مراجعه کرد.
 نتیجه شرکت‌کردن تنهایی در مشاوره ازدواج ایده‌آل نیست
نکته دیگری که ممکن است پیش بیاید زمانی است که یکی از افراد تمایل به مراجعه به مشاور دارد و دیگری مخالفت می‌کند. اگرچه این حالت نامطلوب است اما حتی در این شرایط خود را از حداقل کمکی که می‌توان گرفت، محروم نکنید و به تنهایی در جلسه مشاوره ازدواج شرکت کنید. مراجعه به تنهایی شما را به نتیجه ایده‌آل نمی‌رساند اما می تواند اطلاعاتی به شما بدهد که در تصمیم گیری بهتر کمک کننده باشد. واضح است که باید به مشاوری برای ازدواج مراجعه کرد که متخصص و متعهد باشد و از سازمان نظام روان‌شناسی کشور مجوز داشته باشد.
 مطالعه و تفکر، قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج
بهترین حالت این است شما قبل از این که تصمیم به ازدواج بگیرید و به دنبال فرد مناسب باشید به منابع معتبر مراجعه و درباره ملاک‌ها و خواسته‌های خود مطالعه و تفکر کنید. خود را بشناسید و بدانید از زندگی‌مشترک و از همسر آینده خود چه می‌خواهید، چه چیزهایی برای شما خط قرمز است و برای چه مسائلی می‌توانید مصالحه کنید. دانستن این مطالب به انتخاب شریک مناسب کمک‌ می کند.
  
 مشاوره‌گرفتن بدون عمل‌کردن به توصیه‌ها بی‌فایده است
به عنوان نکته پایانی لازم است بگویم مهم تر از زمان مراجعه به روان شناس، اعتماد شما به فرایند مشاوره قبل از ازدواج و تصمیم قلبی شما برای مهم دانستن این فرایند است وگرنه زوج‌های بسیاری به مشاور مراجعه و بر خلاف جمع‌بندی به دست آمده در فرایند مشاوره عمل می‌کنند پس مهم صرفا رفتن به مشاوره نیست بلکه عمل‌کردن به توصیه‌ها و نظرات متخصص است

نویسنده : نگار مظلوم‌حسینی| دانشجوی دکترای روان‌شناسی‌بالینی

از ازدواج با کسی که تجربه طلاق داشته، نترسید

مروز ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که متأسفانه معضلی به نام تجرد ناخواسته وجود دارد؛ یعنی دختران و پسران بسیار خوبی آماده ازدواج هستند اما مورد مناسبی پیدا نکرده اند؛ در چنین جامعه‌ای آمار بالای طلاق و اضافه شدن افراد طلاق گرفته به تعداد مجردها، ایجاد بحران می‌کند. از طرف دیگر، ازدواج مجدد تبدیل به یک دغدغه فکری شده است چراکه جامعه ارزشی را که برای ازدواج اول قائل است به ازدواج مجدد نمی‌دهد. این تصورات باعث شده تا افرادی که ازدواج ناموفق داشته‌اند دچار ناامیدی از ازدواج مجدد شوند و عده‌ای هم ترس ازدواج با این افراد را داشته باشند اما دکتر مهرداد نامدار روانشناس و مشاور ازدواج در گفت‌و‌گو با تبیان به رفع ابهامات می‌پردازد.

شانس ازدواج افراد طلاق گرفته 
مهرداد نامدار می‌گوید: «اینکه بگوییم یک نفر بخاطر اینکه قبلاً عقد ناموفق داشته یا ازدواج کرده پس فرد نامناسبی برای ازدواج است، اصلا صحیح نیست؛ اتفاقاً این افراد قوی‌تر هستند و در شناخت طرف مقابل بهتر و دقیق‌تر عمل می‌کنند اما اینکه چنین فردی خودش این انگیزه را درون خود ایجاد کند که احتمال دارد دیگر نتواند در ازدواج موفق شود، یک مشکل شخصی است که بهتر است چنین فردی به خودش کمک کند و چیزی را از خودش کسر نکند چون هیچ اتفاق منفی نیفتاده که بخاطرش بخواهد خودش را زیر سوال ببرد.»
نامدار ادامه می‌دهد: «شاید تا یکی دو دهه پیش، ازدواج با فردی که تجربه طلاق را داشته آنقدر‌ها رایج نبود و این امر هنوز هم در محیط‌ها کوچک و شهرستان‌ها رواج ندارد اما این روزها با تغییر فرهنگ عمومی جامعه و تغییر الگوهای ازدواج، ازدواج با فردی که سابقه ازدواج قبلی داشته، چندان دور از ذهن نبوده و حتی گاهی می‌تواند نتایج خوبی را رقم بزند.»
این مشاور ازدواج به افرادی که سابقه ازدواج ناموفق داشته و تصمیم به ازدواج مجدد دارند، توصیه می‌کند: «حتی اگر جدایی در دوران عقد اتفاق افتاده حتماً در همان شروع آشنایی این مسئله را به طرف مقابل گوشزد کنید و هرگز مدتی بعد از آشنایی این  موضوع را مطرح نکنید. بعد از مطرح کردن ازدواج ناموفق، گفتن جزییات جدایی مطلقاً لازم نیست و فقط باید درباره کلیات مثل مدت دوران عقد یا زندگی مشترک سابق صحبت کرد.»

ترس از ازدواج با کسی که طلاق گرفته
گاهی برخی افراد به محض اینکه می‌شنوند طرف مقابل عقد ناموفق داشته دچار ترس می‌شوند و جرقه‌ای در ذهنشان زده می‌شود که علت طلاق چه بوده و از کجا معلوم علت جدایی بخاطر مشکل اخلاقی و رفتاری خود این شخص نبوده باشد؛ این تفکرات باعث می‌شود تا فرد بدون در نظر گرفتن جوانب دیگر سریع جواب منفی دهد. نامدار در اینباره می‌گوید: «ازدواج بدون تحقیق امکان‌پذیر نخواهد بود. برای داشتن یک ازدواج موفق باید تمام جوانب در نظر گرفته شود، اینکه صرفاً یک نفر ازدواج ناموفق داشته این دلیل بر بد بودن طرف مقابل نیست؛ بنابراین اگر کسی به خاطر این مسئله پا پس می‌کشد یعنی انسان را براساس انسانیت نمی‌بیند بلکه براساس کالایی می‌بیند که دست دوم شده که این نوع دیدگاه کاملاً غلط است.»

راه های شناخت بهتر
نامدار می‌گوید: «ازدواج با فردی که ازدواج ناموفق داشته به صرف وقت و دقت بیشتری نیاز دارد. یکی از بهترین راه‌ها برای شناخت بهتر در چنین ازدواجی تحقیق و مراجعه به مشاور ازدواج است. بعد از طی کردن این مراحل اگر احساس کردید طرف مقابلتان معیارها و ملاک‌های شما را دارد و سبک فکریتان با او متناسب است، در این مرحله می‌توانید جدی‌تر باشید و درباره علت جدایی قبلی سوال بپرسید.»
نامدار  با اشاره به اشتباه برخی افراد در هنگام تحقیق از فردی که سابقه ازدواج قبلی داشته، می گوید: «خیلی‌ها اشتباه می‌کنند برای تحقیق و پی بردن به علت جدایی، دنبال فرد مقابلِ طرف میگردند و میخواهند از او سوال کنند؛ یادمان باشد که در جدایی‌ها طرف مقابل هیچ وقت نظر مثبتی را ارائه نمی‌دهد.»
نامدار به افرادی که قصد ازدواج با کسی را دارند که تجربه ازدواج ناموفق داشته، توصیه می‌کند: «در یک جلسه خواستگاری کلیات سوالات مربوط به جدایی طرف مقابل پرسیده شود و دیگر هیچ وقت در اینباره صحبت نشود چون اگر قرار باشد سوالات زیاد باشد و یا جزییات پرسیده شود و بعد هم در زمان‌های طولانی حتی در طول زندگی مشترک هم دراینباره سوال پرسیده شود، کیفیت رابطه کاهش می‌یابد.»
او در خصوص سوالاتی که لازم است از طرف مقابل پرسیده شود، گفت: «دو سوال رو حتما از طرف مقابلتان بپرسید؛ یکی اینکه “شما بیشتر به جدایی فکر می‌کردید یا به بالا بردن کیفیت زندگی و حل اختلافات؟” و دیگری اینکه «شما از همسر سابقتان چه انتظاراتی داشتید که برآورده نشد؟ و در حال حاضر چه انتظاراتی از همسر آینده‌تان دارید؟” این تفاوت برای شما روشن می‌کند که این فرد چقدر تغییر کرده و آیا انتظارات سابق را دارد یا خیر اما از نظر من هر چقدر هم که در رابطه با جدایی سوال پرسیده شود باز هم بهترین راه برای شناخت دقیق‌تر مراجعه به مشاور ازدواج است.»

مخالفت خانواده‌ها برای ازدواج با کسی که قبلاً طلاق گرفته
نامدار با اشاره به نوع نگاه منفی برخی از خانواده‌ها نسبت به این موضوع گفت: «گاهی دختر و پسر با مسئله ازدواج ناموفق طرف مقابلشان مشکلی ندارند اما خانواده‌ها مخالف هستند، در این صورت توصیه من به دختر و پسرها این است برای چنین ازدواجی پافشاری نکنند و در مقابل خانواده‌ها قرار نگیرند؛ به خانواده زمان بدهید تا تنش‌ها و افکار منفی کم شود و سپس این مشکل را با کمک مشاور حل کنید؛ مشاور با پرسیدن سوالات و دلایل مخالف خانواده‌ها، اشکالات ذهنی انها را برطرف خواهد کرد.»

نکات پس از ازدواج
این مشاور ازدواج تأکید کرد: «زمانی که فرد تصمیم می‌گیرد با کسی که سابقه ازدواج ناموفق داشته ازدواج کند باید طرف مقابل را جوری ببیند که انگار هیچ وقت ازدواج نکرده است لذا پس از ازدواج کنایه، سرزنش و پرسیدن سوالات متعدد درباره کیفیت رابطه در ازدواج قبل و به طور کلی صحبت از گذشته مطلقاً باید ممنوع باشد.»
نامدار در پایان گفت: «ازدواج با فردی که سابقه ازدواج ناموفق داشته هیچ اشکالی ندارد اما ما همیشه همسان بودن را ملاک اول قرار می‌دهیم؛ اگر دو نفر که دارای شرایط یکسان باشند با هم ازدواج کنند شرایط مساعدتری را می‌گذرانند اما این صرفاً دلیلی بر این نیست که نمی‌شود غیر از این مسئله باشد.»

همسرم به من علاقه ندارد، دختر مورد علاقه ام ازدواج کرده، دیوانه شدم

پسری هستم 22ساله. با دختری 18ساله ازدواج کرده‎ام. او به من هیچ علاقه‌ای ندارد و ازدواج‎مان با اجبار بوده است. دختر مورد علاقه‌ام به تازگی ازدواج کرده است. چه کار کنم؟ دیوانه شدم. راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ مشاور

با سلام خدمت شما مخاطب گرامی، از پیامک شما متوجه شدم که دو موضوع خاص ذهن شما را به شدت درگیر کرده و آرامش شما را از بین برده است؛ یکی ازدواج اجباری با همسرتان و دیگری ازدواج اخیر دختر مورد علاقه تان. ما در ادامه به بررسی این دو مقوله خواهیم پرداخت. ازدواج اجباری چیست؟ درست است که اجبار در ازدواج یا حتی تشویق بیش از اندازه اطرافیان به ازدواج، آزار دهنده است، اما هر ازدواجی که این شرایط را داشته باشد، اجباری نیست. ازدواج اجباری به ازدواجی گفته می‌شود که در آن دختر یا پسر توسط فرد دیگری مانند والدین، سرپرست، خواهر، برادر و …، با تهدید، خشونت، مشوق‎های چشم‎گیر و یا قطع امکانات فعلی، مجبور شود با شخصی که هیچ علاقه‎ای به زندگی با او ندارد، ازدواج کند.

برادر عزیز! بهتر است با توجه به این تعریف یک بار دیگر ازدواج خودتان را بررسی کنید و ببینید که آیا واقعاً اجباری بوده است یا خیر؟ این نکته را هم فراموش نکنید که به هر حال زمانی که ازدواجی صورت می‎پذیرد، مسئولیت آینده زن و شوهر برعهده خودشان است و هیچ‎گاه با متهم کردن اطرافیان، در دراز مدت به نتیجه مطلوبی نخواهند رسید. بهتر است زن و شوهر، خود برای آینده زندگی مشترک‌شان برنامه‌ریزی کنند و تصمیم بگیرند. ممکن است یک ازدواج با وجود اجباری بودن، انتخاب بسیار خوبی باشد و بالعکس انتخابی نامناسب، باعث از هم پاشیدن یک ازدواج اختیاری شود. شکست عاطفی شدت تاثیر ازدواج دختر مورد علاقه ‎تان در وجود شما، نشان‌دهنده شکستی است که معمولاً پس از فروپاشی یک رابطه عاطفی بروز می‌کند.

شکست عاطفی یک رویداد استرس‌زاست و هنگامی که عامل آن شکست، یک رابطه مخفیانه و یا غیررسمی باشد، شدت آن بیشتر می‌شود؛ از آن جا که فرد در این شرایط از حمایت‎های اجتماعی، دریافت همدلی و همدردی دیگران محروم است و به ناچار باید فشار روانی را در عین انتظارات عادی اطرافیان تحمل کند، معمولاً احساساتی نظیر ناامیدی و غم، عصبانیت، سردرگمی، افسردگی و … در وی به وجود می‎آید که هم اکنون شما نیز درگیر مواردی مشابه آن‎ها هستید. به شما توصیه می‎کنم ابتدا به ترمیم و تسکین شکست عاطفی خود بپردازید و سپس با دلگرمی زندگی فعلی‎تان را ادامه دهید. توصیه‎هایی برای ترمیم شکست عاطفی اگر شما قصد دارید فصل جدیدی را در دوران جوانی خود آغاز کنید، بهتر است خود را به ایجاد تغییراتی در ذهن و رفتارتان ملزم کنید؛ در غیر این صورت تغییر مثبتی در وضعیت و حال شما رخ نخواهد داد؛ در این خصوص چند توصیه را خدمت شما بیان می‌کنم.

1- این واقعیت را بپذیرید که رابطه عاطفی شما پایان یافته است. هم اکنون هر دو نفر شما ازدواج کردید و زندگی جدیدی را تشکیل دادید.

2- اگر یادگاری و یا عکس‎هایی از آن فرد دارید برای همیشه از خود دور کنید.

3- با افکار منفی‎تان مبارزه کنید و حس حقارت خود را از بین ببرید.

4- اصلاً دنبال مقصر نگردید و خود را باعث و بانی تمام مشکلات نبینید.

5- به هیچ عنوان قرار ملاقات یا گفت و گوی خصوصی با آن فرد نداشته باشید.

6- او را با همسرتان مقایسه نکنید.

7- این را قبول کنید که ناگهان همه چیز را نمی‌توان فراموش کرد و قدری به خودتان فرصت دهید تا با گذشت زمان به آرامش نسبی برسید.

8- تمام حرف‎ها را در دل خود نگه ندارید و از یک مشاور مطمئن که هیچ گونه حس ناامنی به شما نخواهد داد، کمک بگیرید. پیشنهادهایی برای دلگرم شدن به زندگی سعی کنید به جای کلنجار رفتن با عنوان این که ما درگیر ازدواج اجباری شدیم، با تلاش و کمک گرفتن از یک کارشناس، خود و همسرتان را به زندگی دلگرم کنید. به هر حال عشق سابق شما ازدواج کرده است و ایشان هم زندگی خاص خودش را آغاز کرده است و باید او را برای همیشه فراموش کنید. بهتر است راهکارهایی را که در ادامه ارائه می‎شود انجام دهید تا در آینده شاهد تاثیرات مثبت آن در زندگی خود باشید.

1- نیازهای عاطفی همسرتان را درک کنید و گاهی در ابراز عشق به او پیش‎قدم شوید.

2- به حرف‎های همسرتان گوش دهید و با او گفت وگوی توام با احترام داشته باشید.

3- هرگز و به خصوص در جمع، همسرتان را تحقیر نکنید و سعی کنید از او قدردانی کنید.

4- در زمان بروز مشکلات به همسرتان روحیه بدهید و در انجام کارهایش وی را تشویق کنید.

5- علاقه خود را به او ابراز و تاکید کنید که فقط او را دوست دارید.

6- سعی کنید زبان عشق همسرتان را بشناسید. یعنی ببینید که با انجام چه کارهایی از سمت شما رضایت بیشتری خواهد داشت. اگر آن را ندانید ممکن است رفتارهای زیادی برای خشنودی همسرتان انجام دهید؛ اما رضایت او برآورده نشود و بی‌علاقگی وی تشدید شود. زبان‌های عشق شامل استفاده از کلام توأم با محبت و تاییدآمیز، وقت گذاشتن برای هم، هدیه دادن، خدمت کردن به یکدیگر و تماس فیزیکی است 

امیدوارم که انجام این موارد بتواند به افزایش آرامش در زندگی شما، کمک کند.

آنچه قبل ازدواج با زن مطلقه باید بدانید

ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهم ترین مراحل زندگی جوانان است. هر یک از ما با انتخاب همسر تصمیم می گیریم سالهای آتی عمرمان را چگونه و با چه فردی با چه ویژگیها، اخلاقیات، اعتقادات و جهانبینی سپری کنیم. همانطور که انتخاب درست همسر در آینده بسیار تاثیر گذار است، انتخاب نادرست همسر زندگی مشترک را با چالش های زیادی روبرو می کند.
در جامعه ما با دید منفی به ازدواج با زنان مطلقه پرداخته می شود اما آیا ازدواج با زنان مطلقه اشتباه است؟ بسیاری از مردان و پسران راغب به ازدواج با زنان مطلقه هستند اما پیش از ازدواج و جدی شدن رابطه بهتر است مزایا و معایب این نوع ازدواج بررسی گردد تا نتیجه خوبی داشته باشد. در ادامه این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به مزایا و معایب ازدواج با زنان مطلقه پرداخته ایم.


مزایای ازدواج با زن مطلقه
بسیاری از آقایان پس از بررسی اخلاق و سایر ویژگی فرد مورد نظر خود به مطلقه بودن خانم توجهی نمی کنند و او را برای زندگی مشترک انتخاب می کنند. دلیل انتخاب این مردان این است که:
خانم مطلقه بسیار پخته تر از دختر مجرد است و ممکن است سن او کم باشد اما تجربه ای که از زندگی قبلی خود به دست آورده او را بسیار پخته تر کرده است.
زنان مطلقه در زندگی واقع بین تر از دختران مجرد هستند و زندگی جدید را محکم تر از دختران مجرد شروع می کنند.
زنان مطلقه کورکورانه وارد ازدواج نمی شوند و از مسئولیت های ازدواج و شرایط بعد از آن آگاهی دارند.
زنان مطلقه توانایی مدیریت بالاتری نسبت به دختران مجرد به دلیل تجارب و ازدواج گذشته شان دارند.
زنان مطلقه در اوایل زندگی مشترک مشکلات و بی تجربگی دختران مجرد را نخواهند داشت.
زنان مطلقه توقعات کمتری به دلیل فرصت های کمتر برای ازدواج دارند و ممکن است خواهان جشن عروسی نباشند و یا به یک جشن کوچک قانع باشند.
زنان مطلقه نسبت به دختران مجرد به دلیل تجربه ازدواج قبلی خود تجربه بهتری در مورد برخورد با مردان دارند و این برای مردانی که دوست دارند، همسرشان شبیه به مادرشان مهربان و دلسوز باشد، خوشایند است.
زنان مطلقه نسبت به دختران مجرد ممکن است به واسطه ازدواج گذشته و شغل شان توانایی مالی بیشتری داشته باشند و همسر خود را حمایت مالی نمایند.
زنان مطلقه ممکن است مهریه کمتری تعیین کنند و از همسر خود در اوایل زندگی توقع خرید طلا و… نداشته باشند.


مشکلات ازدواج با زن مطلقه
ازدواج با خانم مطلقه ممکن است شما را در زندگی زناشویی با مشکلاتی روبرو نماید که در زیر به آنها پرداخته ایم:
در ازدواج با خانم مطلقه ممکن است نتوانید اعتماد او را به دست آورید زیرا بدست آوردن اعتماد زنانی که در رابطه قبلی خود شکست خورده اند، تا حد زیادی سخت است.
ازدواج با خانم مطلقه دارای فرزند، ممکن است شما را با چالش هایی روبرو نماید و نتوانید با فرزند او به هر دلیلی کنار بیایید.
ازدواج با خانم مطلقه در صورت نارضایتی خانواده سبب بروز اختلافات زیادی در زندگی مشترک خواهد شد.
ازدواج با خانم مطلقه و محول نمودن مدیریت کل خانواده ی شکل گرفته به او به شدت غلط و نادرست است.
ازدواج با خانم مطلقه به دلیل دلسوزی و ترحم اشتباه می باشد و پس از مدتی مرد احساس سرخوردگی خواهد نمود.
ازدواج با خانم مطلقه و یادآوری زندگی قبلی و رابطه گذشته او بسیار اشتباه است که برخی از مردان پس از ازدواج مرتکب می شوند.
ازدواج با خانم مطلقه در صورتی که او شما را با همسر قبلی مقایسه نماید، زندگی مشترک را به چالش می کشد.
برخی خانم های مطلقه به دلیل مشکلاتی که در زندگی قبلی داشته اند، در زندگی مشترک فعلی خود نیز دید منفی به اقوام همسر خود دارند و ازدواج با این افراد در صورت مدیریت غلط سبب قطع رابطه با خانواده خواهد شد.
 
ازدواج با زن مطلقه درست یا غلط؟
ازدواج با یک خانم مطلقه نیز به هیچ وجه مشکلی ندارد اما باید در این ازدواج نیز تمام جوانب در نظر گرفته شود. اگر قصد ازدواج با خانم مطلقه را دارید، به نکات زیر توجه نمایید:
بهتر است این ازدواج با احتیاط و بررسی های بیشتری صورت بگیرد.
عجله نکنید و رفتارهای هیجانی نداشته باشید زیرا تجربه یک شکست دیگر برای زنان مطلقه بار روانی زیادی برای آن ها به دنبال خواهد داشت.
نزد مشاور بروید و همه چیز را درباره این ازدواج، علت های طلاق قبلی، احتمال شکست در ازدواج بعدی و… جویا شوید.
پس از آشنایی اولیه برای برداشتن قدم های مطمئن هم به او و هم به خودتان فرصت دهید.
اگر می خواهید ازدواج کنید، باید برای آن برنامه ریزی داشته و با مشورت و تامل صورت بگیرد.
فردی که با معیارهای ذهنی شما متفاوت باشد (چه مجرد و چه مطلقه) همسر خوبی برای شما نیست پس فردی را انتخاب نمایید که معیارهای ازدواج را داراست.
به خاطر دلسوزی و ترحم تصمیم به ازدواج با یک خانم مطلقه نگیرید زیرا احساس ترحم همیشه در وجود شما باقی نمی ماند و به مرور زمان خسته می شوید.
بدون رضایت خانواده ها تصمیم به ازدواج نگیرید زیرا این نارضایتی ها دلیل مشکلات زناشویی شما خواهند شد.
پس از ازدواج هرگز ازدواج اول همسرتان را به او یادآوری نکنید.
باید توجه کنید، زن مطلقه ای که بچه دارد،اولویت زندگی او همیشه فرزندش است و شما نفر دوم زندگی او هستید. قبل از ازدواج با او بررسی کنید که آیا با بچه ها ارتباط خوبی دارید یا خیر؟

سخن آخر
فردی که طلاق گرفته، چه مرد و چه زن، حق زندگی دارد و مانند هر فرد دیگری می تواند دوباره ازدواج کند اما در ازدواج دوم باید همه جوانب بهتر سنجیده شود زیرا تجربه یک شکست دیگر برای افراد مطلقه بار روانی زیادی برای آن ها به دنبال خواهد داشت.

نگران کلاس‌گذاشتن‌های دختر موردعلاقه پسرم هستم!

پسری دارم که عاشق دختری شده است که وضع مالی‌اش از خانواده ما بهتر است. او فوق‌لیسانس دارد و پسرم لیسانس. الان هم به پسرم گفته که من از تو و خانواده‌ات سر تر هستم ولی چون عاشقت شدم با این موضوع مشکلی ندارم. می‌ترسم این کلاس گذاشتن‌هایش، در آینده برای پسرم در زندگی‌مشترکش، دردسرساز شود. راهنمایی کنید که چه کنم؟

 یکی از مولفه‌های مهم ازدواج افراد وجود اشتراک های مالی، اجتماعی، اقتصادی در دو طرف است. این موضوع عامل مهمی در ازدواج است و می‌تواند باعث ایجاد سوء تفاهم‌هایی در دو طرف شود اما در صورتی که علاقه بین دختر و پسر وجود دارد، می‌توانید با انعطاف بیشتری با موضوع برخورد کنید.

اگر سوء تفاهمی وجود دارد، سعی کنید با آرامش و منطق سوء تفاهم‌ها را حل کنید اما توجه داشته باشید در مرحله دیدار خانواده با یکدیگر شرایط مالی خود و پسرتان را برای خانواده ایشان به‌ صورت کامل توضیح دهید و انتظارات، توقعات و خواسته‌های خانواده مقابل را بپرسید تا متوجه شوید که آیا انتظارات خانواده ایشان با شرایطی که شما دارید، همخوانی دارد یا خیر. در نهایت، در صورت شکل گرفتن این ازدواج سعی کنید تفاوت‌های همدیگر را با احترام بپذیرید و چند جلسه مشاوره قبل از ازدواج را در برنامه‌های خود داشته باشید، مشاور ازدواج با مصاحبه و گرفتن آزمون‌های پیش از ازدواج می‌تواند به زوج ها در درک این که چه تفاوت‌ها و چه شباهت‌هایی دارند و این که آیا در بلندمدت می‌توانند با این تفاوت‌ها بسازند، کمک خواهد کرد.

نویسنده : فاطمه محمدی| کارشناس‌ارشد روان شناسی‌بالینی

نکاتی که قبل از عاشق شدن باید بدانید

 «از همون روز اول که دیدمش، فهمیدم این آدم زندگی منه!»، «خیلی زود عاشق هم شدیم و خیلی زود هم تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم و حالا هم که یک ماه از ازدواجمون می‌گذره، خیلی خوشبختیم!» و هزاران جمله آشنای دیگر که با شور و حرارتی وصف‌ناشدنی گفته می‌شوند اما زمانی از گفتن این جمله‌ها نمی‌گذرد که می‌شنویم: «اصلا نمی‌دونم چرا اینجوری شد! ما که عاشق هم بودیم…» یا بعضی‌های دیگر که می‌گویند: «از اولش هم منو دوست نداشت؛ هرکاری کردم عاشقم نشد و حالا هم این وضع زندگیمه …» واقعا داستان چیست؟ چرا بعضی از زوج‌هایی که زندگی‌شان را با عشق آغاز می‌کنند، ناگهان به بن‌بست می‌رسند راه را اشتباه می‌روند یا از اول در مسیر اشتباهی بوده‌اند؟ چه‌طور باید تفاوت بین عشق‌های زودگذر و عشق واقعی را بفهمیم؟ عشق اسطوره‌ای مال کتاب‌هاست متاسفانه در ادبیات کلمات مشابه بسیاری به اشتباه جای یکدیگر استفاده می‌شوند و عشق هم از همین گروه است. عشقی به عنوان عشق اسطوره‌ای در ادبیات ما وجود دارد که احتمال وقوعش در دنیای واقعی بسیار کم است. حتی وقتی فردی ادعا می‌کند آنقدر فرد دیگری را می‌خواهد که حاضر است همه را بدهد تا او را به‌دست بیاورد، جدا از واکنش طرف مقابل، جای بحث و بررسی دارد که آیا واقعا چنین چیزی ممکن است یا خیر.

در مفاهیم انسانی این نوع رابطه بعید است اما غیرممکن نیست؛ مثلا این عشق بین انسان و خداوند متعال امکان‌پذیر است. ما وقتی به فردی علاقه داریم، دوست داریم تمام توجه او به ما باشد و اگر به دیگری توجه کند، آزرده می‌شویم. تنها خداوند است که ما دوستش داریم و وقتی دیگران مورد توجه خداوند قرار می‌گیرند، ناراحت نمی‌شویم که هیچ، خوشحال هم می‌شویم. این تنها مثالی بود که مشخص شود عشق انسانی با عشق‌های اسطوره‌ای بسیار متفاوت است. عشقی که زود نفرت‌انگیز می‌شود نکته‌دیگری که در روابط انسانی باید به آن دقت داشته باشیم این است که شاید فردی را بی‌نهایت دوست داشته باشیم و به اشتباه اسم عشق هم روی رابطه‌مان بگذاریم، اما مهم این است که ما هم آن فرد را برای خودمان می‌خواهیم و هرقدر برای ما عزیز باشد، اگر طردمان کند یا فرد دیگری را به ما ترجیح دهد، آرزو می‌کنیم همان آدم خیلی‌خیلی عزیز اصلا دیگر در این دنیا نباشد! به همین دلیل کاربرد واژه عشق باید با دقت بیشتری انتخاب شود. عامل محرکه را بشناسید وقتی دو جنس مخالف یکدیگر را در محل کار، خواستگاری و… می‌بینند یا جایی ارتباط اجتماعی برقرار می‌کنند و هر دو احساس نزدیکی زیادی به یکدیگر دارند، این حسشان هر روز بیشتر می‌شود تا اینکه به رابطه نزدیک‌تری تبدیل می‌شود و افراد متوجه می‌شوند به طور اختصاصی به هم احساس وابستگی دارند.

اولین سوالی که افراد باید از خود بپرسند این است علاقه‌ای که حالا نسبت به دیگری دارند و به وابستگی تبدیل شده، از کجا شروع شده؟ یعنی عامل محرکش چیست؟ ظاهر و حالت فیزیکی اوست یا نوع و سبک ارتباطی که با ما برقرار می‌کند، شاید هم دیدگاهش در مسائل اجتماعی توجه‌مان را جلب کرده یا حتی ممکن است موقعیت اقتصادی و اجتماعی فرد و شاید هم ترکیبی از چند عامل برایمان جذاب بوده، پس در اولین مرحله باید صادقانه عامل محرک را مشخص کنیم چراکه ارزش‌گذاری همین عوامل محرک است که نقش کلیدی در ایجاد علاقه و وابستگی ما به دیگری دارد. «هیجان ناپایدار» یا «عشق زودگذر» وقتی بعضی افراد می‌گویند در همان اول حس عجیبی نسبت به فلانی داشتم و احساس کردم خیلی دوستش دارم و… این حالت‌ها هیجان‌هایی هستند که عامل محرکه‌اش هیجانی و زودگذر است. چراکه همه هیجان‌ها عمر مشخصی دارند و در بستر زمان حتی ممکن است از بین بروند. پس چیزی به اسم «عشق گذرا» وجود ندارد؛ هیجانی ناپایدار است که بر اساس نیازهای مختلف افراد بروز می‌کند و این نیازها ممکن است زمانی وجود داشته باشند و در موقعیتی دیگر نباشند. پس اگر می‌خواهیم به احساسی عمیق و پایدار برسیم و رابطه‌ای داشته باشیم که منجر به ازدواج پایدار شود، باید فرایند شکل‌گیری احساساتمان را مرور کنیم. اگر در روابط، چنین فرایندی- که در ادامه خواهیم گفت- شکل بگیرد، طبیعی و قابل‌استناد است و می‌تواند حقیقی بودن یک علاقه را مشخص کند. از عشقتان مراقبت کنید تا زنده بماند «عاشق منی؟! پس فقط من باید در اولویت باشم!» اما در روابط سالم انسانی چنین چیزی امکان‌پذیر نیست؛ حتی در دوست‌داشتن‌های فوق‌العاده‌ای که بین یک زوج برقرار است.

در یک رابطه سالم، همه‌چیز باید سرجایش باشد. مهم‌ترین نکته‌ای که افراد باید به خاطر بسپارند این است که هیچ رابطه یک‌طرفه‌ای پایدار نیست و پایدار نخواهد ماند بنابراین وقتی همسرمان عشق و علاقه‌اش را به ما ابراز می‌کند، به هر شکلی از ما مراقبت می‌کند و توجهش را به هر وسیله‌ای به ما نشان می‌دهد، ما هم در این رابطه باید وظایف خود را انجام دهیم و برای پابرجا نگه داشتن این احساس، تلاش کنیم. پس بعد از گذراندن فرایند لازم و شکل گرفتن احساس عمیق بین زوج، نوبت به «مراقبت» می‌رسد تا رابطه آسیب نبیند. نکته‌ای که بسیار مهم است و خطای زیادی در آن رخ می‌دهد، این است که بسیاری از افراد به شریک زندگی‌شان می‌گویند: «تو همسر منی، «باید» من را دوست داشته باشی!» اما دوست داشتن احساسی است که باید شکل بگیرد و بایدی در کارش نیست. پس اگر اوایل ازدواج احساس دوست داشتن شکل می‌گیرد اما از آن مراقبت نمی‌شود و از بین می‌رود، نیاز به بازسازی وجود دارد اما بایدی در کار نیست. پیش‌نیازها را پاس کنید؛ بعدا عاشق شوید در جمع، دانشگاه، محل کار… فردی توجه شما را (از نظر ظاهر، مهارت‌ها و…) به خود جلب می‌کند. به همین دلیل یک گرایش ذهنی برای شما ایجاد می‌شود؛ پس دقت بیشتری به فرد می‌کنید، رفتارها، مهارت‌ها، شخصیت و… او را مورد ارزیابی بیشتر قرار می‌دهید و کم‌کم ممکن است به این نتیجه برسید که وقتی کنار او هستید، حال خوبی دارید.

بنابراین احساس می‌کنید دوست دارید زمان بیشتری را با این فرد بگذرانید و به این ترتیب به مرحله بعد، یعنی «تمایل» می‌رسید. وقتی این تمایل ایجاد شد، مرحله «وابستگی» پیش می‌آید. یعنی در پی رفت‌و‌آمدهای اجتماعی این احساس به وجود می‌آید و سر ساعت مشخص دوست دارید طرف مقابل را ببینید، با او صحبت کنید، برای هم وقت بیشتری بگذارید و…. و وقتی این اتفاق‌ها نیفتد، احساس کمبود و دلتنگی می‌کنید. در واقع بعد از وابستگی است که مرحله دلبستگی پیش می‌آید. یعنی نه‌تنها حضور فرد برای شما مهم شده، بلکه عاطفه‌ای هم نسبت به او پیدا کرده‌اید. اگر مرحله دلبستگی تداوم پیدا کند و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف تکرار شود، شرایط برای دوست داشتن طرف مقابل مطرح می‌شود پس این فرایند باید در روابط بین دو جنس که می‌خواهند به ازدواج ختم شود، شکل بگیرد. وقتی فرد به قدری طرف مقابل را دوست دارد که حاضر است هر کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد تا او خوشحال باشد، آرامش داشته باشد، امکانات متفاوتی برایش فراهم شود و ترجیحش در زمان‌های متفاوت اوست، این «دوست داشتن عمیق»ی است که اسمش را هرچیزی حتی «عشق» می‌توان گذاشت!

منبع: زندگی مثبت

بعد از 9 ماه آشنایی فهمیدم دختر مورد علاقه‌ام شوهر دارد

به‌دلیل شکست عشقی که چند وقت پیش خوردم، نگاهم به ازدواج تغییر کرده است. شهریور 99 با دختری در فضای‌مجازی به قصد ازدواج آشنا شدم. او در یکی از شهرهای نزدیک زندگی می‌کرد. بعد از 9 ماه و هشت بار دیدار حضوری با زیرکی فهمیدم که متاهل و قصدش از آشنایی با من، فقط خوش‌گذرانی بوده است. حالا به همه خانم‌ها بی‌اعتماد شده ام. چه کنم این شکاکی‌ام برای ازدواج از بین برود؟
طبق گفته‌های خودتان در جایی که نیت و هدف درستی را پیگیری می‌کردید هرچند روش تان یعنی آشنایی در فضای‌مجازی درست نبوده، با یک دروغ جدی از فردی که اعتماد داشته‌اید، رو‌به‌رو شدید. این اتفاق منجر به از بین رفتن اعتماد شما به سایر دختران شده است. چقدر خوب که با زیرکی متوجه ماجرا شده و این رابطه را قطع کرده‌اید چون قطعا برای شما و آن خانم، دردسرهای زیادی ایجاد می کرد و حالا با تجربه ای که دارید از چنین روابطی که در آن هویت افراد واقعی نیست دوری می کنید .

اما چند توصیه به شما برای حل مشکل شکاک‌شدن‌تان:
  مشکل ذهن شما، سیاه و سفید دیدن است
یک مشکل جدی در ذهن شما به وجود آمده است و آن چیزی نیست غیر از سیاه و سفید دیدن. شما الان به حالتی رسیده‌اید که خانم‌ها را به دو گروه مطلقا غیرقابل اعتماد و قابل اعتماد تقسیم می‌کنید. به جای آن می‌توانید در ذهن خودتان یک طیف رسم کنید و به آدم‌ها از یک تا 10نمره قابل اعتماد بودن بدهید.
  از ازدواج فرار نکنید
شما از یک خانم به اصطلاح رو دست خورده‌اید و منجر به این شده که کلا دور ازدواج را خط قرمز بکشید. برادر گرامی شما یک رابطه مجازی در یک شهرستان دیگر داشتید که باعث شده بود به حد کافی همدیگر را نبینید و شناخت درست شکل نگیرد. قرار نیست دوباره از این قسم اتفاق‌ها بیفتد. البته این بار لازم است زمان بیشتری را صبر کنید و برای ازدواج با فرد مناسب از خانواده و افراد معتمد کمک بگیرید.
  فاجعه‌سازی نکنید
شما شکست عشقی خوردید و این اتفاق تلخی است. بنا بر آن چه در پیامک‌تان نوشتید، این روزها مستعد این شده‌اید که فقط نیمه خالی لیوان را ببینید. همین که از این مشکل‌تان آگاه باشید، باعث می‌شود کمتر منفی‌بافی کنید و از این اتفاق، فاجعه‌سازی نکنید. فرصت های ازدواج را جدی بگیرید و با مشاور یا یک دوست خوب در ارتباط باشید.
 با این کار می توانید راه دوباره اعتماد سالم داشتن به افراد را پیدا کنید.

نویسنده : فریبا البرز | کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده