در تحقیق ازدواج از چه کسانی سوال بپرسیم؟
سبد هفت گانه در ازدواج به چه معناست؟
سبد هفت گانه در ازدواج به چه معناست؟
تناسب سنی چقدر در موفقیت ازدواج مؤثر است؟
فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد که من چون ده سال بزرگترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم؛ لذا اين احتمال وجود دارد که برخي اوقات تحمل خاميها، بيتجربگيها و کندي همسرش را در باره مسايل زندگي نداشته باشد. تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است، پس بهتر است که تفاوت سن آنها در ازدواج نيز چنين باشد، مگر اينکه واقعاً شرايط ديگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از اين مسأله صرفنظر کرد و همسري با سن مساوي برگزيد. به نقل از فارس، ازدواج و تشکيل خانواده يکي از موضوعات حساس، مهم و سرنوشتساز دوران زندگي است؛ چنين تصميمي نيازمند آگاهي، دقت، هوشياري و مشورت با افراد با تجربه است؛ چرا که غفلت، بيتوجهي، بيدقتي و اشتباه در اين زمينه يک عمر پشيماني و درد و رنج توانفرسا را به دنبال خواهد داشت.
ازدواج نبايد بر پايه احساسات، عوامل سطحي و زودگذر، بلکه بر پايهها و معيارهاي عقلاني و منطقي بنا و استوار شود. در نظر گرفتن معيارهاي صحيح براي انتخاب همسر و ازدواج، ضامن ثبات و استحکام اين بناي مقدس است. تحقيقات نشان ميدهد؛ مشکلات بسياري از خانوادهها و حتي اختلافاتي که منجر به طلاق ميشود، ريشه در انتخاب نادرست و تصميم نسنجيده آنها براي ازدواج دارد. با توجه به اين مسأله، اين سؤال مطرح ميشود که رعايت تناسب سني در امر خطير انتخاب همسر چقدر ميتواند به سهم خود در استحکام و ماندگاري اين بناي مقدس مؤثر واقع شود؟
واحد شبههشناسي مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم در يادداشتي اينچنين پاسخ ميدهد:
انتخاب همسر، يکي از مهمترين و سرنوشت سازترين انتخاب زندگي هر فرد است. براي انتخاب همسر بايد دو دسته معيار را مدنظر قرار داد؛
معيارهاي اصلي نظير ايمان و تدين، اخلاق نيک، شرافت و نجابت خانوادگي، سلامت جسمي و رواني.
معيارهاي فرعي و ترجيحي مانند تناسب در زيبايي، تناسب سني، تناسب تحصيلي، تناسب جسمي و جنسي، تناسب اقصادي، تناسب فرهنگي- اجتماعي و هماهنگي روانشناختي. تناسب سني نيز يکي از ملاکهاي فرعي و ترجيحي است که رعايت آن موجب تفاهم عاطفي، روحي، فکري، اجتماعي و جنسي بيشتر ميشود و اختلاف سني ممکن است باعث عدم درک و تفاهم، بازي کردن نقش والد/کودک، احساس ضعف و حقارت، ناهماهنگي در ارضاي نيازهاي عاطفي و جنسي و مانند آن شود.
مقدمه ازدواج
پيوند بين دو انسان و دو خانواده است که اجزاء اصلي و اساسي آن زن و مرد است و هر قدر بين اين اجزاء و عناصر هماهنگي، تناسب و سنخيت بيشتري باشد، آن پيوند استوارتر، مستحکمتر، پرثمرتر و لذت بخشتر خواهد شد. علم و تجربه گوياي آن است که علت اساسي بيشتر ناهنجاريها و ناسازگاريهاي زندگي زناشويي، عدم تناسب و ناهماهنگي بين زن و شوهر است. بنابراين، شناخت اموري که موجب هماهنگي و تناسب بين زوجين است، ضروري و لازم است. يکي از اموري که در آن هماهنگي و تناسب لازم است سن زوجين است.
تناسب سني در ازدواج در انتخاب همسر دو دسته معيار را بايد مد نظر قرار داد:
الف) معيارهاي اصلي و کليدي؛ معيارهاي اصلي، آن دسته از ملاکهايي هستند که وجود شان براي يک زندگي موفق و رسيدن به کمال حتما لازم است و اين معيارها عبارتند از: دينداي، اخلاق حسنه، تدين، نجابت و اصالت خانوادگي و سلامت جسمي و رواني.
ب) معيارهاي و فرعي و ترجيحي: نظير تناسب سن، تناسب در زيبايي، تناسب تحصيلي، تناسب فرهنگي، تناسب اقتصادي و… . پس تناسب سني نيز يکي از ملاکهايي است که به سهم خود موجب کمال و موفقيت ازدواج ميشود، تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است. پس بهتر است که تفاوت سن آنها در ازدواج نيز چنين باشد. مگر اينکه واقعاً شرايط ديگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از اين مسأله صرفنظر کرد و همسري با سن مساوي برگزيد؛ ولي به هر حال تفاوت سني نکتهاي حائز اهميت است.
آثار و پيامدهاي مثبت تناسب سني تناسب سني بين زن و شوهر
موجب تفاهم عاطفي، روحي، فکري، اجتماعي و جنسي بيشتر ميشود. همديگر را بهتر درک خواهند کرد و در نتيجه در زندگي زناشويي کمتر دچار اختلاف و مشکل خواهند شد. تناسب سني موجب تناسب بيشتر در تواناييهاي جسمي خواهد بود و اين امر باعث ميشود که توقع بيش از حد از همديگر در مورد فعاليت هاي جسمي نداشته باشند.
معمولاً افراد مسنتر قابليت انعطافپذيري کمتري دارند. وقتي که دو نفر جوان با تفاوت سنّي کمتر ازدواج ميکنند براي دست يافتن به سازگاري تلاش ميکنند؛ به نظر همديگر توجه ميکنند و خود را طوري تطبيق ميدهند که مورد پسند ديگري واقع شوند و بدين ترتيب رضايت طرف مقابل را جلب کنند، حال آنکه با افزايش سن، انعطافپذيري انسان کاهش مييابد و همين امر ممکن است باعث اختلاف و ناسازگاري در زندگي مشترک شود. تناسب سني باعث شود از همديگر رو در بايستي نداشته باشند و مشکلات و خواستههاي خود را راحتتر به همديگر منتقل کنند، اگر فاصله سنّي زياد باشد شخص بزرگتر بايد براي جذب فرد کوچکتر امتيازات زيادي بدهد و اين براي شخص بزرگتر هميشه ميسّر نيست و ممکن است باعث اختلاف شود، ولي اگر فاصله کم باشد ديگر لزومي ندارد شخص بزرگتر امتياز دهد.
آثار و پيامدهاي منفي ناهمگوني سني
عدم درک مطلوب يکديگر فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد که من چون ده سال بزرگترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم؛ لذا اين احتمال وجود دارد که برخي اوقات تحمل خاميها، بيتجربگيها و کندي همسرش را در باره مسايل زندگي نداشته باشد. در واقع ممکن است شاهد باشد که همسرش با مسايلي دست به گريبان است، که او مدتها پيش آنها را پشت سر گذاشته است، و از اين وضعيت خسته شود. ممکن است اين واقعيت يا احساس زمينهاي فراهم کند که اين شخص ارزش لازم را به مسائل و نظريات فرد کوچکتر ندهد و همين مسأله زمينه عدم تفاهم و در نهايت بروز اختلافات خانوادگي را فراهم آورد.
بازي کردن نقش والد
فرد بزرگتر چون تجارب بيشتري نسبت به فرد کوچکتر دارد، ممکن است براي همسر خود نقش والد را بازي کرده و او را امر و نهي و پند و اندرز دهد و با او مانند کودک رفتار کند. اين گونه ارتباط به مرور زمان باعث خشم و انزجار طرف مقابل و در نتيجه باعث اختلاف ميشود. بازي کردن نقش کودک فرد کوچکتر ممکن است براي همسر خود نقش کودک را بازي کند، به نصيحتهاي او گوش دهد و از همسرش بخواهد که به او بگويد چه بکند و چه نکند و در نتيجه مانع رشد و خلاقيت و شکوفايياش شود. احساس ضعف و حقارت فرد کوچکتر ممکن است به همسر خود به عنوان يک الگو و آموزگار نگاه کرده و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کند.
ناهماهنگي در ارضاي نيازها
يکي از اهداف ازدواج ارضاي نيازهاي عاطفي و جنسي است. عواطف و احساسات و نحوه ارضاي آنها در سنين مختلف متفاوت است. اگر هماهنگي عاطفي بين زن و شوهر وجود نداشته باشد، آنها نميتوانند همديگر را از نظر عاطفي ارضا کنند. اگر زن حدود 10 سال از مرد بزرگتر باشد، به طور طبيعي اميال جنسي او نسبت به مرد 24 ساله کمتر است و احتمال اختلاف نظر و عدم ارضاي جنسي مرد و بيميلي زن وجود دارد و يا شايد نتواند نيازهاي عاطفي يک مرد 24 ساله را آن چنان که نياز دارد، برطرف کند. عدم تناسب در تواناييهاي جسمي به مرور زمان و بالا رفتن سن تواناييهاي انسان تحليل ميرود و يک زن 28 ساله با توجه به مشکلات زنان مثل زايمان و… به لحاظ جسمي متناسب با يک جوان 24 ساله با نشاط و طراوت نيست و با گذشت چند سال از زندگي آثار پيري در زن ظاهر ميشود و ممکن است موجبات نارضايتي مرد را فراهم کند؛
همچنين سن بارداري به تعويق افتاده و فرد به زودي توان بارداري مطلوب را از دست ميدهد. احساس پشيماني پس از وقوع ازدواج و بروز مشکلات يکي پس از ديگري و علاوه بر آن طعنههاي اطرافيان که تو پير دختر گرفتهاي، زن شما بزرگتر از خودتان است و… ممکن است موجب پشيماني شده و هميشه انسان را در يک حالت نامطلوب نگه دارد. و اگر فرد از نظر معنوي هم ضعيف باشد، ممکن است دچار اضطراب و افسردگي شود.
از خودم ناراحتم که عاشق دختری فقیر شدم!
خراسان/ از خودم ناراحتم که عاشق دختری شده ام که وضع مالی اش از ما خیلی پایین تر است ولی عاشقش هستم دیگر! من 21 ساله، وضع مالی پدرم عالی، دارای آپارتمان 250 متری و اسپورتیج 2017 هستم و عاشق دختری شدم که در پایین شهر مشهد زندگی می کند. می دانم اشتباه است اما اگر او را نبینم، گریه ام می گیرد. هیچ گاه پدرم به من اجازه این ازدواج را نمی دهد. چطور ارتباطم را با او قطع کنم تا دلم نشکند؟
پاسخ
به نظر، تعارضی بین احساس و منطق شما به وجود آمده است. احساس شدید و علاقه مندی به یک دختر در مقابل منطقی که می گوید، به درد هم نمی خورید. این احساس، می تواند به دلیل یک نیاز باشد. این نیاز باعث وابستگی شما به او شده است و به همین دلیل، وقتی با خودتان فکر می کنید که می خواهید از او جدا شوید، به شدت غمگین و افسرده می شوید. چه اتفاقی باعث می شود تا خود را به خاطر این احساس سرزنش کنید؟ اگر بنا به دلایلی، امکان نزدیک شدن شما یا ازدواج با آن دختر وجود ندارد، به این معنی نیست که باید احساس تان را نادیده بگیرید. وقتی می گویید که «می دانم اشتباه است»، به نظر می رسد خودتان را به خاطر شرایط به وجود آمده سرزنش می کنید. در واقع شما خودتان را به خاطر احساسی که دارید، سرزنش نمی کنید بلکه این ماجرا به دلیل اقدامی است که باید انجام دهید.
خودتان را سرزنش نکنید
همان طور که گفته شد، این علاقه مندی و دلبستگی نشان دهنده یک نیاز است. مانند بسیاری دیگر از نیازها همچون نیاز به آب و غذا که با احساسی به نام گرسنگی خود را نشان می دهد. عشق نیز یک احساس پیچیده است و مانند یک قطب نما شما را به سمت یک نیاز و آن چه باید به آن اهمیت داد، هدایت می کند. این نیاز، همان دلبستگی است یعنی نیاز شما به حضور یک انسان در کنارتان. همان نیازی که هر انسانی می تواند تجربه کند. آن جا که می گویید: «از خودم ناراحتم که عاشق دختری شدم که وضع مالی اش خیلی از ما پایین تر است»، واقعا خودتان را به خاطر چنین احساسی نباید سرزنش کنید. بهتر است این نیاز را سرکوب نکنید و به دنبال راهی برای پاسخ دادن صحیح به آن باشید. طبیعی ترین و سالم ترین راه پاسخ گویی به این نیاز، ازدواج است؛ یک رابطه متعهدانه پایدار که باعث می شود بسیاری از نیازهای شما پس از آن برآورده شود و پذیرش این مسئولیت، باعث رشدتان نیز خواهد شد.
شاید گزینه انتخابی تان اشتباه نباشد
شاید راه های دیگری هم وجود داشته باشد. این تفاوت سطح اقتصادی خانواده ها، لزوما به معنای اشتباه بودن انتخاب تان نیست. هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیک تر باشند، ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود اما هیچ گاه ویژگی های دو نفر کاملا شبیه هم نیست. ملاک های زیادی برای رسیدن به چنین نتیجه ای وجود دارد. آیا تنها به علت مخالفت پدرتان فکر می کنید که این ازدواج اشتباه است؟ برخی از مهم ترین ملاک های انتخاب همسر عبارت اند از: ویژگی های شخصیتی، تعهد و مسئولیت پذیری، علایق، سن، تحصیلات، اصالت خانوادگی، اعتقادات فرهنگی و مذهبی، مهارت های ارتباطی، شایستگی ها و قابلیت های طرف مقابل و … می توان شرایط دیگر را بررسی کرد و سپس تصمیم گرفت.
احساسات تان را مدیریت کنید
اگر تصمیم تان برای فراموش کردن این دختر، جدی است باید بدانید که با این امر، شما بازنده محسوب نمی شوید. این فرایند یعنی قطع رابطه با آن دختر، مانند سوگ است و باید احساسات تان را مدیریت کنید. اگر قرار است این رابطه پایان یابد به دنبال اشتباه یا تقصیرات تان نباشید. بدون شک شما دلایل منطقی برای این کار دارید، به طور مثال فکر می کنید ادامه دادن این رابطه، نتیجه خوبی به همراه نخواهد داشت.
پیششرطهای یک ازدواج موفق
مجله سلامت/ همیشه در بحث ازدواج این موضوع مهم مطرح میشود که زن و مرد قبل از ازدواج باید به چه نکاتی دقت کنند؟ ازدواج بحث پیچیده و دشواری است و موفقیت آن در گرو آگاهی و اطلاعات ریز و درشتی است که دانستن آنها نیازمند مهارتهایی است تا افراد بتوانند به درک درستی از همسر آینده خود دست پیدا کنند.
وقتی دو فرد قرار است با هم ازدواج کنند، تفاوتهای زیادی بین آنها وجود دارد که به تکتک آنها باید توجه کرد. تیپ شخصیتی افراد، تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی، خانواده، سطح تحصیل، علایق و تفریحات و… طیف بسیار گستردهای از تفاوتها را تشکیل میدهند که اگر روی آنها تمرکز نشود، ممکن است دیری نپاید که ازدواج بههم بخورد .پیش نیازهایی که برای ازدواج باید در نظر گرفته شوند ، طیف گسترده ای را شامل می شود که مهم ترین انها از قرار زیر است:
1. ابعاد شخصیتی
ویژگیهای شخصیتی افراد بسیار مهم است و دو فردی که قرار است با هم ازدواج کنند باید سعی کنند از نظر شخصیتی به هم نزدیک باشند. این مطلب را با چند مثال توضیح میدهم:
• خسیس بودن یا نبودن: فرض کنیم فردی خسیس است و قرار است با فرد دست و دلباز یا معمولی ازدواج کند. این دو تفاوت مشکلساز خواهد شد. زن و مرد باید از نظر نوع خرج کردن تا حدود زیادی شبیه هم باشد.
• درونگرایی و برونگرایی: تفاوت تیپ شخصیتی هم مهم است. یک فرد درونگرا ممکن است نتواند با یک فرد برونگرا کنار بیاید. فرد برونگرا علاقه زیادی به معاشرت با مردم و اطرافیان دارد و دوست دارد مهمانی برود و مهمانی بدهد، در حالی که یک فرد درونگرا خلوتگزین است و به کارهای انفرادی مثل کتاب خواندن علاقه دارد و از معاشرت زیاد لذت نمیبرد.
• صداقت یا پنهانکاری: گاهی فردی دروغگوست و صادق نیست. علاقه به پنهانکاری دارد و رفتار عجیب و غریب از خود نشان میدهد، هر چند ممکن است موضوع واقعا مهمی وجود نداشته باشد. این کار قطعا باعث شک و شبهه برای همسر میشود و به اختلافات زیادی دامن میزند.
• لجباز بودن یا نبودن: گاهی فرد لجوج است و اصلا حاضر نیست در یک اختلاف کوتاه بیاید و برای به کرسی نشاندن حرف و عقیده خود تا انتها هم میرود، حتی حاضر است زندگیاش تباه شود ولی از حرف خود کوتاه نیاید. زندگی مشترک جای لجبازی نیست و به هر حال یک طرف باید کوتاه بیاید. چنین رفتاری برای دیگران قابلتحمل نیست و احتمال درگیریهای شدید بین زن و شوهر وجود دارد. خودبینی و تکبر، خودخواهی و خودمحوری از ویژگیهای شخصیتی مشکلساز است که قبل از ازدواج حتما باید تشخیص داده شود.
2. مسایل فرهنگی
پذیرفتن مسایل فرهنگی خانواده بسیار مهم است. خانوادهای ممکن است سنت، عادات و عقاید خاصی داشته باشند که با افکار و آموزههای فرد مقابل سازگاری نداشته باشد. حتی عادات خانواده نیز ممکن است برای همسر قابلقبول نباشد، مثلا خانواده مرد عادت داشته باشند چند نوع غذا سر سفره باشد، در حالی که زن بیشتر تمایل دارد از بیرون غذا تهیه کند و به نوع غذای سفره و… زیاد اهمیت نمیدهد. در خانوادهای دکوراسیون و مبلمان و… باید شیک و زیبا باشد، ولی در خانواده دیگر به این مسائل توجه نمیکنند.
یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت.
3. سطح اقتصادی
یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.
4.سطح تحصیلات
سطح تحصیلات طرفین و حتی خانوادهها مهم است. اگر اختلاف سطح تحصیلات بین زن و شوهر بسیار زیاد، مثلا یکی در حد سیکل و دیگری در حد دکترا باشد، قطعا مشکلساز خواهد بود. تحصیل تاثیر زیادی در سطح اطلاعاتی، منش، بینش، رفتار و… میگذارد. البته به این نکته هم باید توجه داشت که اگر سطح تحصیلات خانم خیلی بیشتر از آقا باشد، مشکلات نمود بیشتری پیدا خواهد کرد. هر چقدر زن و شوهر همترازتر باشند، قدرت درک از یکدیگر بیشتر میشود. اختلاف سطح تحصیلی بین زن و مرد ممکن است حس خودکمبینی و حسادت را نیز برانگیخته کند و حتی درک نادرستی از مفاهیم پیدا کنند.هر چقدر زن و شوهر همترازتر باشند، قدرت درک از یکدیگر بیشتر میشود
5. علایق و تفریحات
قبل از ازدواج همه افراد حتما باید به علایق و تفریحات توجه کنند. فرض کنید یکی از علایق مهم فردی کتاب خواندن است، ولی طرف مقابل هیچ علاقهای به کتاب ندارد و گاهی دیده میشود، فرد مقابل کتاب خواندن همسرش را چندشآور توصیف میکند و آن را مانع تعاملات و رفتن به مهمانی، تفریح و… میداند. تفننها باید شبیه هم باشد؛ یک نفر به طبیعت علاقه دارد، دیگری به موزه و رفتن به مناطق باستانی. اگر دو طرف نتوانند تعادلی در این موضوع ایجاد کنند، قطعا سفر دچار مشکل خواهد شد یاخانوادهای ناگهانی تصمیم به مسافرت میگیرند و خانوادهای با برنامهریزی قبلی.
6.اعتقادات مذهبی و دینی
اعتقادات دینی و مذهبی دو فرد باید به هم نزدیک باشد. صرفا اینکه هر دو طرف نماز میخوانند یا خانمهای هر دو خانواده چادری هستند، کافی نیست. بعضی از افراد ممکن است برخی ظواهر را رعایت کنند ولی متخلق به اخلاقیات دینی نباشند و بالعکس. خلاصه مطلب این است که نوع نگاه دینی و مذهبی زن و مرد و خانوادههایشان بهتر است که شبیه هم باشد.
دختر مورد علاقه ام با مخالفت مادرم از من فاصله گرفت
حامی هنر زندگی/ ٢٣ ساله و مهندس عمرانم، وضع خانوادگی ام هم بد نیست. عاشق دختر خیلی با اصل و نسب و سنگینی شدم، تقریبا از دو سال پیش می شناسمش، ولی مادرم به شدت مخالف است، وقتی هم آن دختر مخالفت مادرم را فهمید از من فاصله گرفت، حالا هم دارم او را از دست می دهم و هم خودم را دارم نابود می کنم؛ چون دیگر انگیزه ای برای زندگی ندارم.
پاسخ
دوست گرامی، مشکل شما از دو وجه بررسی می شود. اول این که با توجه به مخالفت مادر، اگر دلایل کافی برای خاتمه دادن به رابطه با دختر مد نظرتان را دارید، در این صورت بهتر است تمام شدن رابطه را بپذیرید و آن را خاتمه دهید. در این شرایط تجربه احساسات دردناک به دلیل کنار گذاشتن فردی که دو سال در ذهنتان، خیالِ با او بودن را پرورانده اید، طبیعی و مانند سوگ از دست دادن نزدیکان است که به مرور زمان، احساسات بد همراه با آن از بین می رود؛ اما رعایت توصیه های زیر می تواند به شما کمک کند:
برای گذراندن این شرایط به خودتان زمان کافی بدهید و تلاش نکنید احساسات منفی ناراحتی، تنهایی و ناامیدی را انکار یا از آن ها اجتناب کنید.
وارد شدن به رابطه ای دیگر برای کاهش احساس غم ناشی از ناکام ماندن رابطه قبلی، به شما کمکی نمی کند و به طور معمول به شکست در رابطه جدید منجر می شود و در بلندمدت احساس های بد شما را تشدید می کند.
اهداف و ارزش های مربوط به زندگی شخصی خود را دوباره تعریف کنید
این اهداف می تواند زمینه های مختلف زندگی شما از جمله زمینه های شغلی، تحصیلی، اجتماعی وسایر زمینه های مهم زندگی را در برگیرد. پس از تعیین این اهداف، برای رسیدن به آن ها برنامه ریزی و خود را به برداشتن گام هایی در راستای این اهداف متعهد کنید.
جلوی افکار مرتبط با این موضوع را نگیرید، تلاش برای اجتناب از فکر کردن به موضوعی خاص، آن را پررنگ تر می کند. درحالی که به زندگی در راستای اهداف تان ادامه می دهید، بگذارید فکرها بیایند و بروند. به این ترتیب و با تمرکز بر اهداف تان، هیجان همراه با افکار را کم می کنید و زمانی که افکار، هیجان زیادی به همراه نداشته باشند، کمتر فعال خواهند شد و به تدریج کم رنگ می شوند.
به مکان هایی که با او رفته بودید یا شما را به یاد او می اندازد، بروید و تفریحی خوشایند را در آن مکان ها رقم بزنید تا خاطرات مربوط به آن مکان ها برای تان کمرنگ شود و خاطرات جدید در ذهن شما نقش ببندد.
برای انجام امور لذت بخش به طور روزانه یا هفتگی برنامه ریزی کنید
همراه با دوستان تان به سینما، رستوران، باشگاه و مکان های تفریحی مورد علاقه تان بروید. این تفریح ها می تواند حتی پیاده روی در پارک اطراف محل زندگی تان باشد. این کار نه تنها به کاهش احساسات منفی و بازیابی انگیزه کمک می کند بلکه باعث می شود، روال زندگی تان زودتر به حالت قبل از وارد شدن به این رابطه بازگردد.
در وجه دیگر، درصورتی که دلایل مادرتان از نظر شما قانع کننده نیست و معیارهای انتخاب شما و مادرتان متفاوت است، برای حل تعارض احتمالی از مشاور کمک بگیرید.
با ۱۰ نشانه عشق دروغین آشنا شوید
بیا نی نی/ عشق واقعی که شما را سرشار از احساس می کند و می خواهید همه عمرتان را کنار کسی که دوستش دارید زندگی کنید اما گاهی در ابتدای راه باید مراقب باشید چون شاید شما دچار عشق دروغین و غیرواقعی شده باشید. شاید شما هم به تازگی شخص مورد علاقه تان را ملاقات کردید و همه چیز ظاهرا عالی به نظر می رسیده است اما چیزی در ته دلتان می گوید که این عشق واقعی نیست و مانند یک سراب به نظر می رسد.
در این مقاله با ما همراه باشید تا 10نشانه عشق دروغ را برای شما بگوییم. این پرچم های قرمز به شما می گویند که در رابطه عاشقانه به دنبال چه باشید.
۱. آن ها ذهن شما را نمی خوانند
اولین نشانه عشق دروغ این است که آن ها ذهن شما را نمی خوانند.نه، آن ها مثل مل گیبسون در “آنچه زنان می خواهند” ذهن شما را نمی خوانند، اما چگونه امکان دارد یک فرد از رابطه با شخصی لذت ببرد که گاهی لحظه ی “تو ذهن منو خوندی” را برایش خلق نمی کند.
داشتن این لحظات نشان می دهد که چه قدر رابطه ی شما قوی است، و وقتی این احساس رخ می دهد که در نهایت نزدیکی و عشق قرار دارید. این تقریبا باعث می شود که چیزهای نهفته، آشکار شوند. یک نگاه کافی است تا همه چیز دستگیرتان شود. البته، این مهم ترین بخش قضیه نیست اما رخ ندادن اش به این معنا است که خوب شروع نکرده اید.
۲. جاذبه ی جنسی متقابل موجود نیست
ما برای رسیدن به شیمی نیاز به فیزیک داریم. بنابراین، اگر آهنربای جذابیت تان به درستی کار نمی کند، چگونه ممکن است یک واکنش شیمیایی در مغز وجود داشته باشد؟ این موضوع به ویژه زمانی که در رابطه هستید صدق می کند. جاذبه ی جنسی متقابل هیچ گاه باعث نمی شود که یک رابطه کهنه و بی روح شود.
واکنش های شیمیایی در حالت عادی حداکثر تا دو سال از زمان شروع خود به خود رخ می دهند، پس از آن دیگر همه چیز به تلاش خودمان وابسته است. با این حال، آدم ها روابط عاشقانه شان را به امان خدا رها می کنند. با این بهانه که “ما به هر حال صاحب این رابطه هستیم.” قطعا این یک رابطه ی بی روح خواهد بود، مگر این که شما مرده خواه باشید.
۳. آن ها هرگز شما را مورد تحسین و تمجید قرار نمی دهند
مادر ترزای فقید می گفت، “ولعی که در این دنیا برای عشق و تحسین شدن وجود دارد، بیش تر از ولع نان است.” ما می خواهیم کسانی که برای مان مهم هستندف احساسی فوق العاده دارا باشند، این طور نیست؟ بهترین راه برای انجام این کار این است که از آن ها تعریف کنید. به عنوان مثال برای خانم ها: “تو با این لباس صورتی دلپذیر به نظر می رسی.
” و برای رفقا: “تو بی نظیری! مرسی که من رو در روز مرخصی ات به پارک آوردی.” این کار یادآوری کوچکی است مبنی بر این که آن ها در واقع آدم های مهمی در زندگی ما هستند. اگر این اتفاق به ندرت رخ می دهد، و از آن بدتر حتی طرف مقابل تان نشان می دهد که آن طورها که فکر می کنید خوب نیستید، باید از خودتان علت آن را بپرسید.
۴. مدام احساس می کنید که مورد قضاوت قرار دارید
“بوی گند پنیری که می خوری از بوی وحشتناک پاهات بدتره. اون رو بذار کنار و یه دوش بگیر!”قضاوت کردن یکدیگر برای رابطه ها مانند سیانور است، تنها تفاوت اش این است که این سم تدریجی است و رابطه ای را که با طرف مقابل تان دارید ذره ذره از بین می برد.
کارولین هیدالگو در وب گاه تاینی بودا (Tiny Buddha) با این موضوع موافق است: “بسیاری از آدم ها معتقدند که عشق به معنای ساختن و سر کردن با طرف مقابل، فداکاری، مدارا، یا درد و رنج کشیدن در سکوت است با این تفکر که تعهد آن ها خود اثبات عشق است. این عشق نیست.”
آیا شما فکر می کنید که این به منزله ی یک رابطه خاص است؟ هیدالگو می افزاید: “درک کردن، دیدن، شنیدن، و پذیرش شخص به همان صورتی که هست، به معنای عشق است.” به عبارت دیگر، صحبت کردن با محبوب تان و انتقال چیزهایی که دوست شان ندارید، آن هم به شیوه ای آرام، می تواند هویت و برتری پیوند دونفره تان را بهبود بخشد. مل گیبسون فریاد می زند “آزادی!”
۵. معشوق عزیزتان وجود شما را فراموش کرده است
یک نشانه عشق دروغ این است که معشوق عزیزتان وجود شما را فراموش کرده است.شما را نمی بیند، در فکر و ذهن او حضور ندارید؟ نباید این طور باشد. می گویند که رابطه باید پنجاه پنجاه باشد، اما آیا طرف مقابل تان وظایف ۵۰ درصدی خود را به طور کامل ادا می کند؟ دریافت پیامک در ابتدای روز نشان می دهد که شما در فکر و ذهن آن ها هستید.
آوردن سوپ یا رفتن به داروخانه به خاطر شما وقتی که حال خوشی ندارید، نشان می دهد که آن ها در سختی ها نیز کنار شما هستند. یادآوری اوقات فوق العاده ای که کنار ساحل داشتید و خندیدن در مورد این که چه طور شما را شکست دادند (البته شما اجازه می دهید آن ها برنده شوند!). این ها فقط سه مثال هستند از این که شما چه قدر برای آن ها ارزش دارید. کل موضوع این است که شما در فهرست اولویت های آن ها چه جایگاهی دارید.
۶. احساس می کنید که هر بار باید متن پیام ها را دوباره و دوباره تایپ کنید
آیا زمانی که می خواهید برای عشق تان پیامک بفرستید، این احساس به شما دست می دهد که انگار در حال نوشتن یک رمان برای جایزه ی پولیتزر هستید؟ آن هم کاری که فقط ۵ ثانیه طول می کشد؟ تایپ می کنید، حذف می کنید، دوباره از ابتدا شروع می کنید.
می شورید، آب می کشید، حالا از اول! اگر در مورد این که چه چیزی در پیامک تان بنویسید، نگرانی دارید، وقت آن رسیده که دلواپس شوید و زنگ های خطر در سرتان روشن شود. کسانی که واقعا عاشق هم هستند به راحتی برای هم پیامک می فرستند و اگر پیام درستی ارسال نشود، قطعا به راحتی می توانند آن را توجیه کنند.
۷. شما دائم در حال توجیه کردن رفتارهای او هستید
دوستان و خانواده چیزی در مورد رفتار او به شما می گویند و شما علت آن را توضیح می دهید، و احساس می کنید که در این میان گرفتار شده اید. کیم کوئیندلن می نویسد: “شما برای رفتاری که با شما دارند دائم بهانه می تراشید. مجبور هستید به عزیزان تان اطمینان بدهید که با شخص موجهی ارتباط دارید، به جای این که آن ها خودشان قادر باشند، رفتار شما دو نفر با هم و شیوه ی رفتار فرد مورد علاقه تان را با شما ببینند.
” مهم نیست که رفتار آن ها تنش، خشم، گیجی و سردرگمی ایجاد کند یا باعث به وجود آمدن یک کنجکاوی ساده شود، در هر صورت کسانی که واقعا عاشق هم باشند نیازی به این ندارند که مدام رفتارهای شریک زندگی شان را توجیه کنند.
۸. طرف مقابل وظیفه ی خود را برای رسیدگی به رابطه تان ادا نمی کنند
چه کسی می گوید که رابطه یک تانگوی یک نفره است. آن ها سهم پنجاه درصدی شان را در رابطه شان با شما حتی در مسائل کوچک تر هم به طور کامل ادا نمی کنند. کوئیندلن می گوید،”شما آن ها را دعوت می کنید که با دوستان تان بیرون بیایند و یا برای صرف شام به خانه ی پدرتان بیایند. گاهی اوقات می آیند و گاهی اوقات نه، اما به نظر می رسد که هیچ گاه علاقه ی چندانی برای آمدن ندارند.”
اما آن هایی که واقعا به شما علاقه دارند برای سپری کردن زمان با عزیزان شما سر و دست می شکنند. در صورتی که شریک زندگی شما این گونه نیست، پس فاقد شک مواردی را که کوئیندلن اذعان می دارد، تجربه خواهید کرد: ” آن ها هرگز حتی برای وارد کردن شما در مسائل مربوط به خودشان تلاش چندانی نمی کنند.
شما در مورد دوستان و خانواده اش چیزی زیادی نمی دانید، حتی اگر دوست داشته باشید که بدانید.” شما را به خانه شان و جایی که در آن بزرگ شده اند دعوت نمی کنند و از بیرون رفتن های پنجشنبه شب با جمعی دوستانه و باحال خبری نیست، و در واقع مانع از این می شوند که با کسی رابطه ای داشته باشید. در نهایت به نتیجه گیری گوئیندلن می رسیم: “و گاهی اوقات، این طور به نظر می رسد که شما دو زندگی جداگانه دارید که به ندرت با هم همپوشانی دارند.”
۹. طرف مقابل از دیدن شما خوشحال نمی شوند
مهمترین نشانه عشق دروغ این است که طرف مقابل از دیدن شما خوشحال نمی شوند.این یکی کاملا بدیهی است، ولی ما طرف های مقابل مان را دوست داریم … شما در یک رابطه هستید، زیرا شخص مقابل تان به شما احساس خوبی می دهد زمانی که در کنارش هستید. هیچ کس واقعا گزافه پردازی فیلم های کمدی رمانتیک را که همه چیز را عالی و شاد نشان می دهد، باور نمی کند، مگر اینکه شما از سفر عراق باز گشته باشید.
فرقی نمی کند که چه قدر تفاوت یا فاصله ی فیزیکی داشته باشید، آن ها همیشه باید از دیدن شما خوشحال شوند، و بالعکس. اگر نه، فاصله تنها فیزیکی نخواهد بود. شما خودتان را کیلومترها دور از کبوتر عشق تان احساس خواهید کرد حتی اگر آن ها درست در کنار شما باشند. آیا از نظر شما این عشق واقعی است یا نشانه عشق دروغ است؟
۱۰. منافع مشخصی به عنوان یک زوج در آینده ندارید
چرا باید در یک رابطه ی متعهدانه بمانید اگر هیچ آینده ی بلند مدتی موجود نیست؟ مثل این است که هیچ پنیر موتزارلایی روی پیتزای تان ندارید یا پرچم دزدان دریایی در کشتی دزدان دریایی وجود نداشته باشد. ما در مورد ازدواج صحبت نمی کنیم، حداقل هنوز نه، منظور ما داشتن اهداف مشترک در زندگی و پیگیری آن ها در کنار هم است.
البته، یک عاشق واقعی به طور مفصل در مورد آینده صحبت خواهد کرد، چه می خواهد و چه برنامه ای برای رسیدن به آن دارد – هر چیزی که می خواد باشد. اگر این اتفاق در حال رخ دادن نیست، به هیچ وجه او عاشق حقیقی شما نیست. این نشانه عشق دروغ است.
دو کلمه ای که در ابتدا به ذهن می رسند عبارتند از: “بی تاب” و “بی قرار.” ناامنی در یک رابطه چنین حسی است. شما نمی خواهید دهان تان را باز کنید، این طور نیست؟ چون از این نگران هستید که طرف مقابل تان چه فکری ممکن است بکند اگر به او بگویید که در اشتباه است و یا به هر صورتی با او مخالفت کنید.
با یک عاشق واقعی، همه چیز ساده و آشکار پیش می رود. شما در صحبت با هم صداقت دارید، به دیدگاه های یکدیگر احترام می گذارید. طبیعتا، هر کسی ممکن است با شنیدن دیدگاه دیگری ناراحت یا عصبانی شود، اما درایت و شعور خیلی زود پا به میدان می گذارد.
چنان چه دبرا فیلتا در کتاب “رابطه ی عاشقانه ی واقعی” اشاره می کند، “به یاد داشته باشید، شما قدرت این را دارید که به دیگران یاد بدهید که چه طور با شما رفتار کنند و چه طور رفتار نکنند.” اگر شما چیزی را دوست ندارید، یا تغییرش دهید یا با داستان هایی که در رابطه تان پیش می آید مدارا کنید.
این تنها شما هستید که می دانید در مواجهه با این نشانه ها چه کاری باید انجام دهید، ولی اگر گیر افتاده اید، به دنبال چیزی غیر از تعریف معشوق در دیکشنری نگردید.
تفاوت سنی در ازدواج چقدر اهمیت دارد؟
سلام بانو/ دوره ای که مردها با زن های ۱۰ یا ۲۰ سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، تقریبا گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود. دکتر مسعود وزیری، روان شناس بالینی درباره تفاوت سنی مناسب برای ازدواج موفقیت آمیز برایمان می گوید.
تفاوت سنی مناسب هنگام ازدواج
اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.
البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.

بزرگ تر بودن مرد
مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.
حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.
بزرگ تر بودن زن
اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.
کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند:
ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.
زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.
از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و…
درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.
چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.
می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.
همسن بودن یا نبودن
تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.
زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.
آنچه از سن مهم تر است…
تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند. با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد.
انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.
شرایط انتخاب بهترین مرکز مشاوره
مرکز مشاوره روانشناسی تخصصی ستاره زندگی با فراهم کردن فضایی استاندارد به صورتی طراحی شده است که تمامی خدمات مشاوره فردی، گروه درمانی، برگزاری کارگاه روانشناسی، خانواده درمانی و اتاق بازی برای مشاوران فراهم است.
اتاقی مخصوص برای خانواده درمانی برای مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره خیانت، مشاوره طلاق و مشاوره زناشویی در نظر گرفته شده که با ایجاد یک فضایی صمیمی به متخصص یا دکتر روانشناس و مراجعین کمک میکند تا در کنار هم گفت و گو سازندهای داشته باشند.

گاهی اوقات در اتاق مخصوص خانواده درمانی، دکتر روانشناس بالینی میتواند به همراه روانپزشک یا روانکاو جهت درمان وسواس، افسردگی و مشکلات و اختلالات خلقی حضور پیدا کند.
خوشبختانه با تلاشهای فراوان توانستهایم در زمینه های مشاوره کودک و مشاوره نوجوان با استفاده از اتاق بازی کودکان فضایی امن، مناسب و خلاق برای تمام ردههای سنی مختلف کودکان ایجاد کنیم.
در اتاق بازی کودکان علاوه بر دکتر روانشناس کودک از متخصصان مجرب و با تجربه نیز کمک گرفته میشود، با این کار مشاور کودک میتواند با کمک دوربین، بازی کودک را از دور زیر نظر بگیرد تا به مرور مهارتها و تکنیکهایی را به والدین آموزش دهد.
زمینه های فعالیت مرکز مشاوره ستاره زندگی
یکی دیگر از زمینههای فعالیت مرکز مشاوره ستاره زندگی برگزاری دورههای روانشناسی و مشاوره میباشد. تمام دورههای روانشناسی برنامه مشخصی داشته و با حضور مجربترین متخصصان روانشناسی صورت میگیرد.
کلینیک تخصصی روانشناسی ستاره زندگی به منظور رفاه حال مردم عزیز خدمات تلفنی را جهت مشاوره روانشناسی تلفنی در زمینههای مختلف مثل مشاوره شغلی، مشاوره ازدواج، افسردگی، مشاوره تحصیلی، مشاوره حقوقی، سکس تراپی و مشاوره خانواده تلفنی را برای شما در نظر گرفتهاند تا در صورت نیاز بتوانید به کمک مشاوره تلفنی مشکلات خود را حل کنید.

مرکز مشاوره خانواده ستاره زندگی یکی از بهترین مراکز مشاوره در سطح تهران و ایران میباشد. علاوه بر موفقیت در زمینه مشاوره موق شدهایم در زمینه برگزاری کارگاه روانشناسی نیز استانداردهای لازم را رعایت کرده و با موفقیت این جلسات را برگزار کنیم، در انتها مدرک معتبری از سازمان نظام روانشناسی به افراد ارائه میشود.
زندگی شاد در کنار خانواده را در مرکز تخصصی مشاوره و روانشناسی ستاره زندگی تجربه کنید.
خدمات روانشناسی و مشاوره
امروزه خدمات روانشناسی و مشاوره از جایگاه و اهمیت بالایی در میان مردم برخوردار هستند و ما روزانه شاهد تمایل بیش تر افراد برای دریافت مشاوره از مراکز مشاوره و دکتر روانشناس هستیم. در کلینیک تخصصی روانشناسی مشاوره ستاره زندگی ما پاسخگوی سوالات، نظرات و مشکلات شما در زمینههای مختلف زندگی میباشیم. به منظور ایجاد رفاه و امنیت مراجعین عزیز خدمات مشاوره را میتوانید به صورت حضوری و توسط دکتر متخصص روانشناس و روانکاو دریافت کنید، خدمات ارائه شده به شرح زیر میباشد:
مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره زناشویی، مشاوره جنسی، مشاوره کودک، مشاوره نوجوان، مشاوره طلاق، مشاوره فردی، مشاور خیانت، نوروفیدبک و…
اهداف مرکز مشاوره ستاره زندگی
یکی از اهداف مرکز مشاوره ستاره زندگی ایجاد مجموعهای کاربردی برای خدمات مشاوره نام برده میباشد. به طور مثال پیش از مشاوره کودک و نوجوان، شما میتوانید همراه با دکتر روانشناس کودک خود را با کمک تستهای تعیین شده ارزیابی میکنید، سپس در طول جلسات درمانی در صورت احتیاج کودک به اتاق بازی میرود و از طریق بازی درمانی، نمایش درمانی، و … فرایند درمان انجام میشود.
گاهی اوقات به دلیل تشخیص دقیق روانشناس کودک و نوجوان نیاز است که در کنار کار رواندرمانی به روانپزشک نیز مراجعه شود.
توجه داشته باشید که به دلیل درمان گروهی که در مرکز روانشناسی ستاره ایرانیان صورت میگیرد مشاوران بعد از چند جلسه نتایج حاصل شده از درمان را در جلسات گروهی بررسی کرده و بهترین نتایج را بدست میآورند.
یکی دیگر از تیمهای تخصصی ما در زمینه بالینی می باشد که هر کدام به صورت تخصصی با روانپزشک کار درمان را انجام می دهند. به طور مثال هر کدام از درمانگران به صورت تخصصیتر در زمینه درمان وسواس، درمان افسردگی، درمان اضطراب، درمان استرس، درمان ترس کار درمانی را انجام میدهد.
مجموعه درمانی بالینی شامل (دکتر متخصص روانشناس، روانپزشک، نوروفیدبک، بیوفیدبک و گروه درمانی) میباشد.
با کلینیک ستاره زندگی معنای زندگی را تجربه کنید
مرکز مشاوره ستاره زندگی با هدف ارائه خدمات نوین روانشناسی کار خود را آغاز کرده است. مهمترین دلیل برتری مرکز مشاوره روانشناسی ستاره زندگی ارائه خدمات برتر توسط روانشناسان متخصص است. امیدواریم بتوانیم بهترین خدمات را در مرکز مشاوره ستاره زندگی به شما ارائه دهیم.
مرکز تخصصی درمان اختلالات روانشناسی با استفاده از تکنولوژی های جدید و واقعیت مجازی در کشور
وقت تو به پایان نرسیده است. وقت آن است که رویشی نو داشته باشی و طعم زندگی بهتر را بچشی.
چگونه خواستگاری برویم؟
تبیان/ خواستگاری شروع رسمی فرایند ازدواج شماست. برای آن که شروعی مطمئن و طلایی داشته باشید، باید نکاتی را رعایت کنید که تجربه و دانش مشاوران به شما توصیه می کند.
1. در چه شرایطی به خواستگاری برویم؟
در شرایطی باید به خواستگاری برویم که هم خودمان و خانواده و هم طرف مقابل و خانواده اش از نظر روحی، روانی، زمانی، مادی، جسمی و… آمادگی داشته باشند، که برای روشن شدن این مطلب چند مثال می آوریم. مثال: دختر خانمی فردای خواستگاری امتحان دارد و از نظر روحی آرامش ندارد و در مجلس به راحتی نمی تواند با شما صحبت کند یا چند روز قبل یکی از بستگان آنها فوت کرده، اکنون وقت مناسبی برای خواستگاری نیست یا به طور غیر مستقیم متوجه شده اید خانواده دختر در شرایط فعلی از لحاظ مادی، آمادگی خواستگاری را ندارند و نمونه های دیگر که با کمی فکر کردن می توانید دریابید.
2. با چه کسانی و چگونه به خواستگاری برویم؟
همراه بودن تنی چند از افراد ذیل ضروری است: والدین، خواهر، برادر بزرگتر، عمو، عمه، خاله و ریش سفید معتمد. البته به این نکته توجه کنید، هر چه جمعیت همراه بیشتر باشد دردسر آن بیشتر است، پس به حداقل اکتفا شود. در ضمن تنها رفتن پسر برای خواستگاری صحیح نیست و معمولاً مشکلاتی در پی دارد.
این که رعایت پاکیزگی کامل و ظاهری کاملاً آراسته و استعمال بوی خوش نیز لازم است و البته و صددرصد همراه داشتن دسته گل و خرید یک هدیه، زیرا بردن هدیه در روح زن تأثیر نیکو می گذارد و این عمل را دلیل صدق و علاقه مرد می شمارد و به این وسیله احساس شخصیت می کند و به تبع محبت و علاقه اش زیاد می گردد.»
3. چه سوالاتی در جلسه خواستگاری یا جلسات بعدی مطرح کنیم؟
در این مرحله از چیزهایی سوال می شود که قبلاً جوابش را به دست نیاورده ایم و برای ما مخفی است. از این قبیل سوالات:
1. چه انتظاری از همسر آینده ات داری که نوع پاسخ او می تواند برای شما مهم باشد؟ مثلاً طرف مقابل بگوید من از همسرم توقع دارم بلافاصله بعد از عقد ماشین مدل بالا برایم تهیه کند و یا…..
2. همسر شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد که مطلوب شما باشد؟
3. اصلی ترین وظیفه زن و شوهر در مقابل یکدیگر چیست؟
4. آیا تصمیم به ادامه تحصیل دارید؟
5. هدف شما از ازدواج چیست؟
6. به ترتیب علاقه خود را به سرگرمی های زیر ذکر کنید. (شماره گذاری کنید.)
ارتباط با دوستان و اقوام… مطالعه… رفتن به سینما… صحبت تلفنی… ورزش… گردش در خیابان… مسافرت… تماشای تلویزیون… ویدئو… بازی با رایانه….
7. سوال از مکان زندگی آینده و نحوه آن آیا مستقل باشد یا همراه خانواده پسر؟
8. نحوه معاشرت همسران با نامحرمان فامیل که با آن ها احساس نزدیکی و خودمانی دارد. (دختر خاله، پسر خاله، پسر دائی، دختر دائی)
9. میزان علاقه همسر خود را در مورد ارتباط داشتن با دوستان و فامیل بدانیم؟
10. نظر شما در مورد شرایط خاص…. و شغل و کار من چیست؟ و آیا می توانید با آن سازگار شوید.
11. و….
شایسته است گفتگوی ازدواج، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سۆالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سۆالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه کنید
محور های گفتگوی حضوری ازدواج
با توجه به ضرورت حصول شناخت متقابل قبل از ازدواج، دیدار طرفین وگفتگوی مستقیم در قالب جلسه معارفه، از اهمیت خاصّی برخوردار می باشد. آن چه در چنین جلساتی باید مدّنظر قرار گیرد؛ دو محور اصلی است.
1. رۆیت وضعیت ظاهری
2. گفتگو در مورد محورهای اساسی زندگی؛ به منظور آشنایی با دیدگاه و فراهم آوردن زمینه تفاهم در متن زندگی مشترک؛ از طریق طرح سۆال و دریافت پاسخ های مناسب.
شایسته است این گفتگو، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سۆالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سۆالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه کنید و از داشتن حالت و وضعیت ظاهری تصنّعی و به کارگیری جملات و عباراتی که به طور معمول از آن ها استفاده نمی شود، خودداری کند.