خراسان/ شما به چیزهایی مشکوکید؟! آره انگار برای شیرین شدن زندگی مشترک دشمنانی کمین کردند…

سایتی برای نی نی ها و مامانا
خراسان/ شما به چیزهایی مشکوکید؟! آره انگار برای شیرین شدن زندگی مشترک دشمنانی کمین کردند…

خراسان/ پدر و مادر بسیار پیری دارم که شرایط جسمانیشان هم خیلی مناسب نیست. از ابتدای شیوع کرونا، کمتر از تعداد انگشتان دست به صورت حضوری به آنها سر زدم و از نزدیک به دیدارشان رفتم. میترسم که ناقل باشم. چه کنم؟
پاسخ
با عرض سلام خدمت شما مخاطب گرامی. بحران کرونا خانوادهها را دچار یک سردرگمی و همین اتفاق، مدیریت شرایط را با مشکل مواجه کرده است. باید بپذیریم که کرونا سبک زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده و مهارتهای زندگی در بحران کرونا نقش مهمی دارد. با توجه به توضیحاتتان، چند نکته را باید خدمت شما عرض کنم.
سلامت روان سالمندان هم مهم است
در کنار رعایت توصیههای بهداشتی توسط سالمندان، سلامت روان آنها نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. افراد سالمند به طور طبیعی درصدی از افسردگی دارند و معمولا تنها و به دور از فرزندان زندگی میکنند؛ بنابراین تنهایی به وجود آمده در زمان قرنطینه میتواند افسردگی سالمندان را تشدید کند. این روزها باید سلامت روان سالمندان، بیشتر از قبل مورد توجه قرار بگیرد. ممکن است ما به دلیل علاقهای که به پدران و مادرانمان داریم برای پیشگیری از انتقال بیماری به آنها از رفتن به خانهشان خودداری کنیم، اما دور نگه داشتن آنها و ندیدن عزیزان میتواند عوارض روانی برای سالمندان ایجاد کند. اکنون خیلی از سالمندان دچار اختلالات افسردگی شدهاند و کسی متوجه این موضوع نیست.
الگوی جدید برای دیدار با سالمندان بسازید
با توجه به این که زمان پایان شیوع ویروس کرونا مشخص نیست، باید یک الگو و سبک زندگی جدید برای رفتار با سالمندان و دیدار آنها پیدا کنیم چرا که ممکن است این دوره طولانی مدت باشد و وضعیت روانی سالمندان با خطر جدی مواجه شود. این افراد نمیتوانند بیش از حد تنهایی را تحمل کنند. باید یک فضای محافظتی ایجاد کنیم و نوهها و فرزندان را به دیدار سالمندان ببریم. این اقدام میتواند برای دیدار حضوری و پیشگیری از تنهایی سالمندان مناسب باشد. رعایت نکات بهداشتی در دیدار حضوری الگوی جدیدی است که برای دیدار پدران و مادران مان در زمان شیوع کرونا میتوانیم به کار ببریم. مثلا دیدار در فضای باز، استفاده از ماسک، ضدعفونی کردن صندلی هایی که استفاده میکنیم و … در این شرایط ضروری است.
غمگین بودنشان را درک کنید
برای این که سالمندان دچار مشکل نشوند، باید اول سلامت روان داشته باشند تا سلامت جسمشان هم تضمین شود. خیلی از مشکلات روانی فرد را دچار مشکلات فیزیکی از جمله بیماریهای قلبی میکند که سلامتی سالمندان را به خطر میاندازد. پرستار یا کسانی که از سالمندان مراقبت میکنند، نمیتوانند جای فرزندان و نوهها را برای فرد پر کنند بنابراین از تنها گذاشتن والدین خود اجتناب کنید البته باز هم تاکید میکنم با رعایت پروتکلها به دیدارشان بروید. والدین خود را حمایت کنید و انتظار این را داشته باشید که به دلیل از دست دادن زندگی عادی و روزمرهشان خیلی غمگین و خسته شوند و سعی کنید شرایط را برای آن ها عادی کنید.
نویسنده : احترام اسماعیلزاده | روانشناس عمومی
جام جم/ گفتوگو با دکتر رضا پورحسین روانشناس درباره اضطراب دانشآموزان در این روزهای کرونایی.
یک روز یک نفر گفت امان از دهه شصتیهایی که پدر و مادر شدهاند. آن روز همه به آن یک نفر تاختند که چرا دهه شصتیها را تخریب میکنی و فلان و بیسار. حالا اگر میخواهید این امان گفتن به دهه شصتیها و سبک زندگی و نوع رفتار بیشتر آنها در مواجهه با مسائل روزمره، اتفاقات و مشکلات زندگی را ببینید سری به صفحات آنها در شبکههای اجتماعی بزنید از توییتر گرفته تا اینستاگرام، بهخصوص در دوره کرونا و بهخصوص از روز جمعه که خبر رسید از شنبه مدارس دایر میشود. بیشتر والدینی که کودک دانشآموز دارند، چنان دچار وحشت شده و بیا نی نی و جنجال به راه انداختهاند که بیسابقه بود. بیرودربایستی میتوان گفت بیشتر والدین جوان که خودشان از مدرسه گریزان بوده و از اول مهر هم متنفر، از روز جمعه بیتابی به راهانداختهاند که بیا و ببین. ترس از کرونا و نگرانی درباره سلامت بچهها، بهخصوص دانشآموزان و بهخصوصتر بچههای دوره ابتدایی کاملا درست است. بیبرنامگی دولت و هر روز یک حرف زدن قابل بخشش نیست اما قبول کنیم وقتی زن و مردی صاحب فرزند میشوند، خودشان از نظر فکری باید بالغ باشند و حداقل بدانند که با حرفها و هیجانهای اضافی نباید اضطراب و ترس را در بچه چندبرابر کنند. مهارت کنترل استرس، مهارتی است که بیشتر پدر و مادرهای ایرانی بلد نیستند و این را میتوان این روزها در کلام و رفتار آنها دید. با دکتر رضا پورحسین، از مدیران پیشکسوت تلویزیون و روانشناس همصحبت شدم تا برایمان از مدیریت استرس در والدین بگوید. این گفتوگو را بخوانید شاید کمی آرامتر شدید و بچهها از گزند والدین نجات پیدا کردند.
استرس چگونه در دانشآموزان بهویژه دوره ابتدایی چگونه شکل گرفته و بروز پیدا میکند؟
استرس پاسخ جسمی و روانی است. وقتی شخص چه درونی و چه بیرونی احساس تهدید کند، پاسخی به آن میدهد که نامش استرس است. کودک زمانی که احساس تهدید میکند در او دلهره ایجاد میشود که میزان آن به میزان ادراک کودک از آن رویداد بستگی دارد. علاوه بر این، تکرار محرک میتواند در کودک استرس مزمن بهوجود آورد. اگر والدین از پدیدهها و اتفاقاتی صحبت کرده یا در رفتار خود، آنها را بروز دهند که نشانههای تهدید در آن باشد و بچهها احساس کنند که امنیت روانی و جسمیشان در معرض خطر است، با استرس به آن تهدید پاسخ میدهند. البته این استرس میتواند در جامعه و مدرسه هم ایجاد شود. در دوره کرونا و بازگشایی مدارس در سال تحصیلی جدید که دو روزی است شروع شده یک اشتباه رخ داد و آن القای بلاتکلیفی در مردم است. این مورد را در زمان کنکور هم دیدیم. این بلاتکلیفی به استرس اجتماعی تبدیل شده و باعث تشدید استرسهای فردی میشود. تناقض در اطلاعرسانی در بزرگسالان و والدین ایجاد اضطراب میکند و آنها ناخودآگاه آن را بهصورت کلامی یا غیرکلامی به بچهها منتقل میکنند. بچهها قبل از اینکه به مدرسه وارد شوند، بهواسطه والدین استرس را تجربه میکنند. والدین پل ارتباطی بین استرس اجتماعی و استرس فردی ( کودک) هستند. بچهها با محرک استرس وارد مدرسه میشوند و شروع مدرسه با این محرک اصلا خوب نیست و خاطره بدی در بچهها ایجاد میکند. راستش را بخواهید من هنوز متوجه نشدهام که چرا امسال اول مهر مدارس شروع نشد تا همزمان باشد با یک خاطره خوب جمعی؟ تزلزل در تصمیمگیری و تناقضگویی در اطلاعرسانی سبب شد تا بچهها در دوره کرونا، اول مدرسه را با خاطره بدی شروع کنند که این در درازمدت تاثیر منفی در ذهن بچهها میگذارد.
پدر و مادرهای قدیمی با همان سواد کمی که داشتند مراقب بودند که خیلی از چیزها به گوش بچهها نرسد و به اصطلاح آن را پشت در خانه جا میگذاشتند اما امروزه بیشتر والدین همهچیز را به بچهها میگویند. آیا لازم است کودکان مثلا درباره کرونا همهچیز را بدانند؟
من پیشنهاد میکنم برای مدیریت استرس در خانواده و بهخصوص در بین کودکان، والدین کانالهای اخبار را محدود کنند. قبل از اینکه استرس در دانشآموزان و کودکان کم شود باید اضطراب در والدین کاهش پیدا کند.لازم نیست بزرگترها در مواجهه با حجم زیادی از اخبار قرار گیرند. بهنظرم مهمترین اخبار را از صدا و سیما آنهم در ساعات خاصی دریافت کنند؛ آنهم اگر لازم دارند و خبر جدیدی رسیده که مرتبط با سلامت است.لازم نیست اخبار مبتلایان و مرگ و میر را دنبال کنیم. وقتی در معرض اخبار نباشی، دستور اول ذهنی برای والدین تغییر میکند و دیگر بچهها در معرض آن اخبار قرار نمیگیرند. کرونا نباید دستور ذهنی اول والدین باشد و به حرف اول خانواده تبدیل شود. دیده میشود که والدین بخش ترسناک کرونا را برای بچهها تعریف میکنند و هیجان آنها در زمان بیان این اتفاقات در بچهها ایجاد هیجان میکند و کودک در ذهن خود آن را تشدید و بزرگنمایی کرده و با آن خیالپردازی کرده و این باعث میشود ذهن و روان آنها آسیب زیادی ببیند. با بچهها درباره کرونا باید بدون هیجان صحبت کرد و فقط اخبار مربوط به سلامتی و بهداشت را با آنها در میان گذاشت. بچهها در برابر کرونای ترسناک نمیتوانند کاری کنند، فقط ذهن و روان آنها آسیب میبیند و در آنها زمینه استرس حتی در برابر مسائل ساده و پیشپاافتاده، فراهم میشود. پس در دوره کرونا بهشدت مراقب رفتار و گفتار خود در مقابل بچههاباشیم.
نیاز به تدریس تلفیقی
افت تحصیلی دوره کرونا حتمی است؛ بهخصوص در شش سال اول تحصیل. بچهها در این مقطع حتما باید در مدرسه حضور داشته باشند چون بخش زیادی از شخصیت اجتماعی آنها در جمع و ارتباط با همسالان شکل میگیرد. ارتباط چشمی با معلم و دیگر دانشآموزان موثرترین راه آموختن است. در کلاس درس است که کودک در کنار دیگر دانشآموزان و معلم دچار هیجان مثبت شده و دروس را یاد میگیرد. تدریس آنلاین اصلا نمیتواند جایگزین تحصیل حضوری شود. بهنظر میرسد که در شرایط کرونا تحصیل تلفیقی موثرتر از تحصیل آنلاین باشد؛ یعنی هم حضوری و هم آنلاین. برنامهای که گویا دولت در دستور کار دارد. اینکه مدارس چگونه باید پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند تا بچهها زمانی را که در مدرسه هستند، سلامتشان به خطر نیفتد، کارشناسان بهداشت باید برنامهریزی کنند و آموزش و پرورش هم آنها را رعایت کند. این دوره آموزشی در ذهن دانشآموزان به عنوان خاطره بد ثبت خواهد شد و برای خنثی کردن آن در آینده از هم اکنون روانشناسان و کارشناسان بهداشتی و آموزشی باید برنامهریزی کنند. پیشنهاد من این است که والدین خونسردی خود را حفظ کرده و هیجانهای منفی خود را به بچهها منتقل نکنند و کارشناسان و متخصصان هم جوری برنامهریزی کنند که بچهها بتوانند تا جایی که امکان دارد در مدرسه حضور داشته باشند.
سلامت نیوز/ در اغلب مواقع، افراد به این دلیل در رابطه با شخص سومی قرار می گیرند که رابطه شان با همسر شان، موثر و سالم نیست.موقع تصمیم گیری برای اینکه تمایل دارید در آینده چه کاری بکنید و اینکه عکس العمل مناسب در برابر خیانت همسر چیست؟ هیچ پاسخ صحیحی وجود ندارد.و این تصمیمی بسیار دشوار است که باید با توجه به رابطه ی تان با شریک زندگی در موردش تصمیم بگیرید.پیشنهاد می شود که حتما در این موارد از کمک روانشناسان استفاده کنید.در ادامه این مطلب راهکار هایی را بیان می کنیم که امیدواریم کمک کننده باشد:
خودتان را سرزنش نکنید
معمولا فردی که همسرش به او خیانت کرده است، احساس گناه می کند و تصور می کند که مقصر هستید و بخاطر کوتاهی شما در رابطه با همسر تان او به شما خیانت کرده است! در صورتی که باید بدانید شما مقصر نیستید. قطعا شما هم دارای اشتباهاتی بودید اما هر کاری که انجام داده باشید هم باعث نمی شود که او به شما خیانت کند.
بیش از حد بر روی فردی که همسر تان با او رابطه دارد حساس نشوید
احتمالا شما میلیون ها سوال در مورد آن شخص دارید. ممکن است کنجکاو باشید که او را ببینید و یا در شبکه های مجازی بخواهید او را دنبال بکنید. همچنین، احتمال دارد تصور کنید که اگر در مورد نحوه ی رابطه ی او با همسر تان مطلع شوید و جزئیات این رابطه را بدانید باعث می شود که بفهمید چرا همسر تان جذب او شده است. و یا از این طریق بفهمید که شما خطا و تقصیر تان چه بوده است. در صورتی که تمرکز زیاد بر روی شخص سوم، باعث بر هم خوردن بیشتر آرامش شما خواهد شد.
و همینطور باعث می شود که بیشتر از پیش غم و اندوه را تجربه کنید بهتر است به جای پرداختن زیاد به شخص سوم و نقشش در این موضوع، به خودتان بپردازید و تصمیمی که باید در ادامه برای زندگی تان بپردازید.
به طور کلی، بنظر می رسد که داشتن اطلاعات بیش از حد از آن شخص و رابطه اش با همسر شما، باعث می شود که از مسیر اصلی خارج شوید.
زمان زیادی را صرف پیدا کردن دلیل خیانت همسر تان نکنید
تمرکز زیاد از حد به پیدا کردن دلیل خیانت شریک زندگی تان، مانع از این می شود که به درستی از این اتفاق بگذرید. به جای پیدا کردن دلیل این کار، تلاش کنید که رو به جلو حرکت کنید.
با همه در مورد این اتفاق صحبت نکنید
ممکن است فوق العاده صدمه دیده باشید و عصبانی باشید و همین باعث شود که با هم در مورد این اتفاق صحبت کنید، مخصوصا اوایل که هنوز بار هیجانی زیادی را دارید تحمل می کنید این باعث شود که بخواهید در این رابطه با همه صحبت کنید. چون آینده رابطه شما با همسر تان هنوز مشخص نیست، تا زمانی که در مورد این موضوع تصمیم قطعی نگرفتید بهتر است اقدام عجولانه ای انجام ندهید.
صحبت در مورد احساساتی که دارید تجربه می کنید و اندوهی که دارید تحمل می کنید خوب است اما در صورتی که تنها با افراد صمیمی که می توانند به شما کمک کنند صحبت کنید. و یا با روان درمانگران صحبت کنید.
به دنبال انتقام از همسر خود نباشید.
احتمال دارد به خاطر کاری که همسر تان انجام داده به دنبال انتقام از او باشید. مثلا تمایل داشته باشید که اقدامی تلافی جویانه در برابر این رفتار او انجام دهید. یا حتی در فکر این باشید که شما هم وارد رابطه ای شوید تا او را آزار دهید. هر چند شما آسیب دیده اید، این نوع رفتار ها باعث بدتر شدن حال شما و افزایش درد و اندوه تان می شود.
شوک و انکار خیانت
شنیدن و مواجهه با این مسئله برای بسیاری از افراد شوکه کننده است.مخصوصا این اتفاق برای افرادی که دارای رابطه ی خوب با همسرشان هستند شوک شدید تری را ایجاد می کند.و فرد تمایل دارد که این اتفاق را باور نکند.
خشم
خشمگین شدن یکی از طبیعی ترین واکنش هایی است که در این موارد فرد تجربه می کند.در این جا دیگر فرد انکار و تردید را کنار گذاشته است و پذیرفته که همسرش به او خیانت کرده است.علاوه بر احساس خشم، احتمالا فرد احساس نفرت و اندوه و اضطراب و شرم را هم تجربه می کند.و امکان دارد که این احساسات با افسردگی همراه باشد.
افسردگی
به دنبال تجربه احساس خشم افسردگی رخ میدهد.به طور کلی، به دلیل تجربه ی فقدان و از دست دادن معمولا افسردگی ایجاد می شود.
در اینجا به طور ویژه به دلیل سرزنش خود و احساس گناه و همچنین از دست دادن اعتماد، و ارزشمندی و احساس شایستگی فرد و … فرد دچار اندوه و غم می شود.این افراد احساسات منفی زیادی را دارند تجربه می کنند، بنابراین نیازمند هستند که بتوانند برای از بین رفتن اعتماد خود، سوگواری کنند.
علاوه بر گریستن و درد و دل کردن با یکی از نزدیکان صمیمی در این مسیر ضروری است که بتوانند از کمک روانشناسان و روان درمانگران متخصص استفاده کنند.
روان درمانی
به طور کلی، کنار آمدن با خیانت چه برای مردان و چه برای زنان بسیار دشوار است.در این شرایط، مراجعه به روانشناسان متخصص در این زمینه بسیار کمک کننده است. یک روانشناس متخصص می تواند راه نجاتی برای شما باشد. و سبب شود که احساسات آسیب دیده شما ترمیم شود و به شما کمک کند که بتوانید تصمیم درستی در مورد آینده رابطه تان با همسر تان بگیرید.
همچنین می تواند به شما اگر قصد جدایی و طلاق را داشته باشید کمک کند، چرا که باعث می شود شما این دوره حساس را به تنهایی نگذرانید و سبب تسکین احساس درد و اندوه شما می شود.و کمک می کند که برای آینده و تغییر سبک زندگی تان آماده تر باشید.
خراسان/ اگر دغدغه بهبود رابطه فرزندتان با پدرش را دارید، 4جمله را به هیچ وجه نباید در ارتباط با فرزندتان به کار ببرید
هیچ مادری نیست که بگوید رابطه فرزندم با پدرش برایم اهمیتی ندارد. بیشتر ما به ویژه وقتی از فواید تقویت رابطه فرزندان با پدر میشنویم، دوست داریم فرزندمان رابطه بهتری با پدرش داشته باشد. هر چند برای تقویت رابطه پدر و فرزندان، نقش پدر مهمتر از هر فرد دیگری است اما خب ما هم به عنوان مادر میتوانیم با توجه کردن به برخی نکات، قدم برداشتن پدر در این مسیر را تسهیل کنیم. در این مطلب به سراغ جملاتی درباره پدر رفتهایم که به هیچ عنوان نباید آنها را به فرزندمان بگوییم.
«بذار بابات بیاد!»
معرفی پدر به عنوان کسی که کودک باید از او بترسد، یکی از اشتباهات رایج بعضی از مادرها است. اگر این تصور در کودک شکل بگیرد، امکان اینکه کودک بتواند رابطهای گرم با پدرش داشته باشد، کاهش محسوسی پیدا میکند. پس به هیچ عنوان در زمان عصبانیت این جمله را به فرزندتان نگویید.
«من حرفی ندارم اما بابات …»
یادتان باشد معرفی یکی از والدین به عنوان منبع محدودیتها، در طولانیمدت به ضرر هر دو والد خواهد بود. وقتی مادری به فرزندش میگوید او با انتخاب فرزند مخالفتی ندارد و این پدر است که مخالف موضوع است، دو اتفاق میافتد؛ رابطه پدر و کودک با چالشی اضافه روبه رو میشود و همزمان کودک، مادر را به عنوان فردی ضعیف در نظر میگیرد. در عوض این جمله، اگر میخواهید محدودیتی را به اطلاع فرزندتان برسانید، آن را تصمیم مشترک پدر و مادر معرفی و با بیان دلیل، تلاش کنید تا لزوم محدودیت را برای کودک تا حد ممکن روشن کنید.
«همه پولها دست باباته، من هیچی ندارم»
گاهی مادران برای شانه خالی کردن از خرید چیزی که فرزندشان درخواست دارد، چنین جملاتی را به کار میبرند. در نظر داشته باشید که با این کار، تصویری که از پدر در ذهن کودک ایجاد میشود، فردی خسیس است که حتی حاضر نیست هزینه کمی برای فرزندش بکند. در عین حال که با این حرف، جایگاه مادر هم در دید کودک تخریب میشود. در عوض این جمله، به فرزندتان نشان دهید که شما و پدرش برای درآمد خود، برنامه دارید و بدون برنامهریزی هزینه نمیکنید.
«تو هم مثل باباتی!»
اگر فرزندتان رفتار نامناسبی دارد ولو اینکه مشابه این رفتار، پیش از این توسط پدر او انجام شده، به هیچ عنوان به او نگویید که رفتار نامناسب او مانند پدرش است. با این کار فرزندتان هم میتواند احساس ناخوشایندی به پدرش پیدا کند. در عین حال، احساس کنترل او روی رفتارش کاهش پیدا خواهد کرد؛ چرا که تصور میکند احتمالا عاملی خارج از کنترل او باعث شده تا چنین کاری را درست مانند پدرش انجام دهد.
نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس ارشد مشاوره
خراسان/ فقط یک برادر دارم. پدر و مادرم از دستش به ستوه آمده اند. اهل کار و زندگی نیست. سیکل دارد و سربازی هم نرفته است. 24 ساله است. پدرم به سختی برایش کار پیدا میکند اما او هر روز مرخصی میگیرد یا وسط روز به خانه برمیگردد و میگوید حوصله کار ندارم، بعدش هم اخراج میشود. وضع مالیمان هم خوب نیست. چطور به برادرم کمک کنم؟
پاسخ
مخاطب گرامی، به این نکته توجه کنید: «برادر شما سرکار نمیرود، اگر هم برود کارش را وسط روز رها میکند.» در این حالت چه انتظاری میتوان داشت؟! راه گریز برادر شما، داشتن نقطه امنی به نام «خانه پدر» است که میداند اگر سر کار هم نرود، جایی برای خوردن و خوابیدن دارد و تا وقتی که این خانه امن برای او فراهم است، اجباری برای رفتن به سرکار نخواهد داشت. فرار کردنش از خدمت هم به همین دلیل است چون نیازی به کار و داشتن کارت پایان خدمت احساس نمیکند. اگر این احساس به قدر کافی قوی باشد، باعث میشود از روی نیاز به دنبال کار برود و چون به طور معمول بیشتر کارها به کارت پایان خدمت نیاز دارد، مجبور می شود برای گرفتن کارت اقدام کند و خدمتش را به پایان برساند. با این حال، نکاتی که در ادامه مطرح میشود، میتواند در حل این مسئله به شما کمک کند.
بگویید که قصد کمک به او را دارید
با برادرتان درباره عواقب کارهایش صحبت و پیامدهای نرفتن سر کار، غیبت از خدمت و سایر کارهایش را به او گوشزد کنید. به او بگویید صلاح او را میخواهید و قصد دارید به عنوان خواهر کمکش کنید. اگر توجه نکرد سعی کنید از تکنیکهای دیگری مثل قانونگذاری استفاده کنید.
از تکنیک قانونگذاری استفاده کنید
قانون گذاری کنید؛ برای مثال اگر قرار است برادرتان در آن خانه باشد، باید بداند که به قول معروف آن جا خانه خاله نیست که هرکاری دلش خواست انجام دهد؛ مثلا نتواند تا ظهر بخوابد یا بیکار نباشد یا در صورت غیبت از خدمت به راحتی اجازه ورود به خانه را نداشته باشد. وضع این قوانین به او نشان خواهد داد رفتارهایش برای اطرافیان مهم است و اعضای خانواده به او بی تفاوت نیستند البته مهم است بدانید قانونگذاری در خانواده فقط با حرف زدن امکان پذیر نیست و به ضمانت اجرایی نیاز دارد.
همراه اعضای خانواده تان اقتدار داشته باشید
وجود منبع اقتدار در خانواده لازم است. باید یک یا چند نفر در خانواده وجود داشته باشند تا بتوانند قوانین را اجرا کنند. این منبع اقتدار باید بتواند ضمانت اجرایی قوانین وضع شده را ایجاد کند. بهتر است این منبع اقتدار، پدر خانواده باشد ولی اگر ایشان به دلیل بیماری یا ضعف جسمی از چنین اقتداری برخوردار نیست، سایر افراد مانند مادر و حتی برادرهای بزرگتر هم میتوانند چنین کنترلی داشته باشند. هرچند به یاد داشته باشید که اقتدار به معنای داشتن زور بازو نیست یعنی اگر فردی قدرت جسمی بیشتری داشته باشد، او رئیس باشد. اقتدار با نوعی احساس اعتماد به نفس و خودآگاهی همراه است که فرد از قوانین موجود در جامعه و حقوق خودش به درستی آگاه است و می تواند نحوه به کارگیری منابع حمایتی مانند پلیس را برای دفاع از آن به کار گیرد.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روانشناس بالینی
خراسان/ سر و کله زدن با آدمهایی که تیپ شخصیتی شان «دشوار و مشکلساز» است، راه و روش خاص خودش را دارد
سروکله زدن با تیپهای شخصیتی «دشوار و مشکلساز» به قدری کلافهکننده است که حتی احترام قائل شدن برای این افراد را هم سخت میکند! تیپ شخصیتی «دشوار و مشکلساز»، اصطلاح علمی همان آدمهای بیمنطق است. احتمالا همگی ما خواسته یا ناخواسته تجربه همنشینی و همکاری با این آدمها که خودشان را دانای کل میدانند و همیشه حرف حرف خودشان است، داشتهایم. این آدمها معمولا ادعاهای عجیبی دارند که بر پایه منطق درستی نیست. حالا این وسط مدیریت واکنش ما، در برابر چنین افرادی بسیار مهم است تا بیدلیل دچار احساس بد ناشی از همصحبتی با این افراد نشویم. در ادامه چند راهکار کلیدی برای چگونگی برخورد با افراد بیمنطق را مطرح میکنیم. البته توصیه میکنیم روشی را انتخاب کنید که با شرایط شما همخوانی دارد.
خونسرد باشید
آرامش شما میتواند از بروز هر مشکلی جلوگیری کند. هرچه واکنش تند کمتری داشته باشید، مدیریت بهتری هم برای رسیدگی به اوضاع خواهید داشت. قبل از اینکه چیزی بگویید که نتیجهاش پشیمانی باشد، نفس عمیق بکشید و کمی صبر کنید تا روش بهتری برای برخورد با دوست بیمنطق خود کشف کنید. اگر این روش کارساز نبود از بحث خارج شوید و بعد از آرام شدن دوباره موضوع را مرور کنید.
کمتر دم دست این آدمها باشید
بیمنطقها عادت کردهاند هرگز احساس ضعف یا شکست نکنند. پیروز شدن در گفتوگو با چنین افرادی بسیار سخت است. بنابراین، تنها راه حل عاقلانه این است که اصلاً وارد هیچ بحثی با آنها نشوید. قرار نیست همه رابطهها پابرجا و ادامهدار باشند پس اگر دیدید افرادی موجب ناراحتی و به هم خوردن آرامشتان میشوند و به راه آوردن آنها، آب در هاون کوبیدن است، رهایشان کنید و برای افراد بهتر و رابطههای تازهتر برنامهریزی کنید. بیش از این، دور و بر چنین افرادی نچرخید و فاصله لازم را با آنها حفظ کنید، مگر این که مسئله مهم و در معرض خطری در میان باشد.
خوب گوش کنید
در ابتدای گفت و گویتان، سعی نکنید متقاعدشان کنید حرفشان اشتباه است چون با این کار، فرد در برابر شما گارد میگیرد و هرگز به حرفهایتان گوش نمیدهد. گوش دادن گام اول در برخورد با افراد غیرمنطقی است. همه مایل اند خوب شنیده شوند. تا زمانی که این حس در فرد ایجاد نشود، هیچ پیشرفتی حاصل نمیشود. مطمئن شوید که حرفهای او را خوب گوش دادهاید البته لازم نیست با آن چه او میگوید قطعا موافق باشید. اگر نمیتوانید در همان لحظه نشان دهید که نظرتان چیست، بحث نکنید، اثبات حرفتان را به وقتی دیگر موکول کنید.
خودتان را به جای آنها بگذارید
با این کار شاید بهتر شرایطشان را درک کنید. البته قرار نیست رفتارهای غیرقابل قبولشان را به اجبار بپذیرید. فراموش نکنید در بیشتر موارد قصد این افراد آزار و رنجیدن نیست. هر چه سعی کنید به آن ها اطمینان خاطر بدهید که درکشان میکنید، بهتر میفهمید که رفتار افراد بیمنطق از کجا ناشی میشود. در این صورت اختلاف نظرتان را آسانتر حل خواهید کرد.
زیرکانه حواس او یا خود را پرت کنید
اگر نمیتوانید از شر ادعاهای عجیب و به دور از منطق این افراد راحت شوید و حرف حساب به کتشان نمیرود، بیخیال صحبتهایشان شوید و حواس تان را به چیز دیگری پرت کنید. یکی از روش های اشتباه در برابر این افراد، این است که بخواهید با دلایل منطقی آنها را قانع کنید. سعی کنید در ذهنتان به مواردی فکرکنید که در آن موقعیت بیشتر از گوش دادن به صحبتهای این فرد، سرگرمتان می کند مثلاً فهرستی از کادوهایی که باید برای تولد دوستانتان در ماه بعد تهیه کنید.
پیشداوری نکنید
برای قضاوت کردن درباره شخصیت این افراد، عجله نکنید شاید رفتارشان ناشی از نوعی ترسی، نداشتن اعتماد به نفس یا ریشه در گذشته آن ها داشته باشد. گفتوگو را از جنبه منطقی به جنبه احساسی سوق دهید، مثلا وقتی کارمندتان حاضر به قبول اشتباهش نیست، بگویید اگر کاری را که شما میخواهید، انجام ندهد، رقبای کاری اش به سرعت از او پیشی خواهند گرفت و در نهایت کار و خانوادهاش متضرر خواهند شد. در اینجا به جای اینکه به صورت مستقیم اشتباه او را گوشزد کنید، با ملایمت عواقب کارش را به او نشان دادهاید.
به نظرات آنها احترام بگذارید
گفتوگو فرصت مناسبی برای آشنایی با نظرات دیگران است. در مقابل رد نظرات دیگران به طور صریح موضع نگیرید زیرا با این کار آنها حالت دفاعی پیدا می کنند و غیرمنطقی میشوند. در عوض بر موضوع مورد بحث تمرکز کنید تا برای حل آن، راهی پیدا کنید. اگر هنگام بحث و گفت و گو به آنها احترام نگذارید، آنها نیز همین رفتار را با شما خواهند داشت.
به وقتش بحث را تمام کنید
افراد غیرمنطقی در برابر تغییر موضعشان انعطافپذیر نیستند، پس انرژی خود را هدر ندهید. آنها در تنهایی به موضوع فکر میکنند و بهتدریج نظرشان تغییر میکند. دقت کنید هنگامی که فرد مقابل، عصبانی و ناراحت است بحث را فوری تمام نکنید چون در این صورت شما هم فردی غیرمنطقی بهنظر میرسید. قبول کنیم که همه نظرات مختلفی دارند و قرار نیست آنها را مجبور کنیم مثل ما فکر کنند بنابراین بحث درباره اختلاف نظراتمان را به آرامی پایان دهیم.
مترجم : فاطمه قاسمی | منابع: psychologytoday، womenworking
خراسان/ تقریبا چهار سال و نیم پیش بود که ازدواج کردم. خودم 27 ساله هستم با مدرک کارشناسی ارشد و درآمد بالا. خانمم را دوست دارم و او هم عاشق من است اما چون کم تجربه است، آستانه تحمل پایینی دارد و سر هر مسئله کوچکی، بدخلقی میکند. چه کنم؟
پاسخ
ابراز علاقهتان به خانمتان که ادعا کردهاید دوطرفه است، یکی از مهمترین ویژگیهای لازم برای یک زندگیمشترک موفق است. با این حال، مهمترین عاملی که باید در پیامکتان به آن اشاره میکردید، سن همسرتان است. آیا واقعا تجربه او کم است یا این برداشت شماست. با این حال، بعضی افراد در طول زندگی بر اساس ویژگیهای شخصیتی و رفتاری که بر آنها غالب است، زود رنج و با کوچکترین مشکلی، سریع برانگیخته میشوند. در واقع آنها آستانه تحمل پایینی دارند. آستانه تحمل به عوامل زیادی بستگی دارد. زمانی که آستانه تحمل افراد بیش از حد پایین باشد، عواقب بدی میتواند گریبانگیر خود فرد و اطرافیان او شود. بنابراین چند توصیه به شما میکنیم.
شاید شرایط باعث حساس شدنش شده
زمانی که همسر شما آستانه تحمل پایینی دارد، گاهی کوچکترین و بیاهمیتترین مشکلات برای او تبدیل به یک مشکل بزرگ و غیرقابل حل میشود. در بعضی از موقعیتهای خاص زندگی، آستانه تحمل افراد به صورت طبیعی پایین میآید مانند بیماری، امتحان داشتن، مکانهای استرسزا و زمانی که منتظر شنیدن خبری هستیم. پس نمیتوان آستانه تحمل هر فرد را مشخص کرد زیرا در موقعیتهای حساس آستانه تحمل افراد تغییر میکند. یک نکته مهم این است که شاید همسر شما از نگاه و دید شما آستانه تحمل پایینی دارد و در واقع ریشه اصلی این مشکل در جای دیگری است. پس در مرحله اول ابتدا دلیل و ریشه رفتار همسرتان را پیدا کنید.
همسر تان را درک کنید
در زمانی که همسر شما طاقتش تمام میشود، تنها کاری که باید انجام دهید، این است که او را درک کنید و به احساساتش اهمیت دهید. از او بخواهید با خونسردی تمام درباره تمام مواردی که باعث آزار او شده، با شما صحبت کند. تمام خاطرات خوبی را که با هم داشتید، مرور کنید. سعی کنید با یادآوری خاطرات خوب زندگی و جایگزین کردن آنها با اتفاقات تلخی که همسر شما را آزرده است، شرایط را تغییر دهید. به همراه همسرتان به پیادهروی بروید و قدم زنان از او بخواهید که تمام احساسش را درباره این روزهایش بیان کند.
این مطلب را به همسرتان بدهید
در ادامه چند مهارت و تکنیک را برای افزایش آستانه تحمل بیان میکنم که اگر بتوانید این مطلب را به همسرتان بدهید، کمک بزرگی به زندگی مشترک تان کرده اید. 1- مهارت حلمسئله را بیاموزید تا به وسیله آن یاد بگیرید که چگونه میتوانید با مشکلات کنار بیایید و آنها را برطرف کنید. 2- در زمان رویارویی با مشکلات، آموزش تنفس عمیق را فرا بگیرید و از آن بهره ببرید. 3- هر زمان فکر و مشکلی شما را آزرده خاطر میکند، آن موضوع را یادداشت کنید و برای آن یک جمله بنویسید. سپس به انتها و عاقبت آن موضوع توجه کنید تا به بیاهمیت بودن بعضی از افکار که شما را حساس میکنند، پی ببرید. 4- در صورت نیاز به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید تا مشکلتان به صورت ریشهای حل شود.
نویسنده : دکتر سیدعلی ظریفی | مشاور خانواده