5 فایده وقت‎گذرانی با نوه

5 فایده وقت‎گذرانی با نوه

خراسان/ وقت گذرانی با نوه ها برای بعضی به نظر سخت می آید. برخی از سالمندان با بیان اینکه حوصله درگیری های وراوده با بچه ها را ندارند از این کار اجتناب می کنند. اما می شود با تغییر نگاه و زاویه دید خود از این فرصت ها استفاده و از فوایدش بهره مند شد.

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

حامی هنر زندگی/ بنظر می‌رسد پشیمانی بعد از طلاق احساسی شایع در میان اکثر زوج‌های جداشده باشد. طلاق به معنای جدایی زوجین از یکدیگر و به دلیل شکست در زندگی مشترک است. اساسا ازدواج با عشق و علاقه هر دوطرف نسبت به یکدیگر شروع می‌شود اما گاهی اوقات این عشق دوام چندانی نمی‌یابد و به طلاق و جدایی ختم می‌شود. افراد بعد از طلاق درگیر احساسات متفاوتی می‌شوند که از آن‌ها می‌توان به دلتنگی و پشیمانی اشاره کرد. آنان از این که چرا برای دوام زندگی مشترکشان تلاش کافی نکرده‌اند، دچار عذاب وجدان می‌شوند. در این مقاله قصد بررسی علل احساس پشیمانی بعد از طلاق را داریم و در پایان به نکاتی در رابطه با از بین بردن این حس در افراد اشاره می‌کنیم. اگر در حال تصمیم‌گیری راجع به طلاق هستید، می‌توانید از مشاوره قبل از طلاق کمک بگیرید.
الف) پشیمانی بعد از طلاق : نگاهِ منفی جامعه
جامعه در غالب موارد نسبت به افرادی که طلاق گرفته‌اند دید مثبتی ندارد؛ خصوصاً اگر در جامعه‌ای سنتی و پایبند به اصول کلاسیک خانواده زندگی می‌کنید. در نتیجه همین دید منفی، بعضا تنش‌های فکری با اجتماع و نهایتا فشار فکری دامن فرد مطلقه را می‌گیرد. این وضعیت در خانم‌ها شدت بیشتری دارد. یک از سنگین‌ترین اثرات این وضعیت، عذاب وجدان و پشیمانی شدید فرد است. به این ترتیب که فرد خود را به خاطر این کار ملامت و سرزنش می‌کند. 

ب) پشیمانی : تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان
طلاق برای زندگی تمام فرزندان به خصوص کودکان تهدیدی دردناک محسوب می‌شود. چراکه از این پس به عنوان فرزندان طلاق شناخته می‌شوند. کودکان به دلیل تاثیر پذیری بالا در غالب موارد دچار عواقب منفی طلاق خواهند شد. فراتر از تمام دلتنگی‌هایی که در نتیجه طلاق برای کودک پیش می‌آید، دلتنگی پدر و مادر است. بعد از طلاق نیازهای عاطفی کودک به حضور پدر و مادر به طور کامل برطرف نمی‌شود. بنابراین جدایی ضربه عاطفی مهمی به کودکان وارد می‌آورد. پدر و مادر نیز به خاطر عشقی که به فرزند خود دارند با دیدن این شرایط دچار پشیمانی بعد از طلاق می‌شوند. 

ج) تاثیر طلاق بر ازدواج بعدی شما
اکثر افرادی که طلاق می‌گیرند در صدد ازدواج مجدد بر می‌آیند؛ درحالی که ممکن است هنوز آثار طلاق از بین نرفته باشد. ازدواج مجدد می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما نکته اینجاست که بعضی از افراد بدون این که آثار ناشی از جدایی و طلاق را از بین ببرند دست به ازدواج مجدد می‌زنند. افرادی که بعد از طلاق گرفتن بدون توجه به اتفاقی که افتاده و بررسی دلایل آن دوباره ازدواج می‌کنند، در غالب موارد در زندگی مشترک جدید خود نیز دچار مشکل می‌شوند. این افراد آن بخش از رفتارهای خود که در طلاق تاثیرگذار بوده را نشناخته‌اند و همین رفتارها در زندگی جدید دوباره مشکل ساز شده و فرد گرفتارپشیمانی بعد از طلاق می‌شود.

د) اهمیت وضعیت اقتصادی
طلاق به خودی خود هزینه‌های قابل توجهی دارد. جدای از آن هزینه‌های زندگی بعد از طلاق بسیار بیشتر از زندگی قبل از طلاق است. چرا که بعد از طلاق شما باید خرج دو زندگی را بپردازید. در چنین شرایطی بهترین حالتی که پیش می‌آید این است که بیشتر کار می‌کنید تا درآمد خود را افزایش دهید و بتوانید از پس مخارج بر بیایید. در چنین شرایطی ممکن است پشیمانی بعد از طلاق به افسردگی نیز منجر شود. 

ه) دلتگی بعد از طلاق
یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل پشیمانی بعد از طلاق، احساس دلتنگی است. زنان و مردان به دلایل متعددی دچار دلتنگی بعد از طلاق می‌شوند. علاقه به همسر سابق، مرور خاطرات گذشته و… از دلایل دلتنگی است. اگر هنوز نتوانسته‌اید همسر سابق خود را فراموش کنید، می‌توانید با کمک گرفتن از یک روانشناس، مشکلات خود در زندگی سابق را ریشه یابی و برطرف کرده و سپس برای ازدواج مجدد اقدام کنید. 

رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق  | ماهی را هر وقت از آب بگیری…
برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق چه باید کرد؟ اول از همه باید بگوییم که بخشی از این پشیمانی کاملا طبیعی است. چرا که طلاق یک تصمیم بسیار سخت و بزرگ است که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اولین قدم این است که بدانید هیچ وقت برای تلاش کردن دیر نیست. در این رابطه فرقی نمی‌کند که تلاش شما نتیجه بدهد یا نه، بلکه مهم این است که تمام تلاش خود را برای بازیابی زندگی مشترکتان انجام بدهید. اگر واقعا احساس پشیمانی می‌کنید هرکاری که برای بازیابی زندگی مشترکتان ممکن و لازم است را بکنید.
این کار حتی اگر نتیجه هم ندهد بخشی از عذاب وجدان و پشیمانی بعد از طلاق شما را که ناشی از عدم تلاش برای حفط زندگی مشترک بوده را از بین می‌برد. در هر صورت اگر فرصت تشکیل دوباره زندگی مشترک قبلی فراهم شد یا نه باید خود را ببخشید چرا که زندگی هنوز ادامه دارد و نباید قبل از پایان آن، شکست را پذیرفت. اشتباهتان هرچه که بوده بپذیرید و از آن درس بگیرید.

ایجاد رابطه دوستانه با همسر سابق
برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق کارهای دیگری هم می‌توانید انجام دهید. به عنوان مثال ایجاد یک رابطه دوستانه با همسرتان بعد از طلاق می‌تواند این احساس را کاهش بدهد. چنین رابطه‌ای به خصوص هنگامی که شما فرزند دارید بسیار موثر و کارآمد است. این وضعیت حتی می‌تواند آشتی با همسر و آغاز دوباره زندگی مشترک شما را به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی به یاد داشته باشید که ازدواج مجدد همسرانی که از هم طلاق گرفته‌اند یک امر کاملا طبیعی است.
فراموش نکنید که جدایی زوجین آسیب‌های فکری متعددی را به هر دو طرف وارد می‌کند و اگر در این میان فرزندی هم باشد زندگی او نیز شدیدا تحت تاثیر طلاق قرار می‌گیرد. در این وضعیت بررسی تمامی جوانب امر واجب و ضروری است تا عملی نسنجیده و عجولانه انجام ندهید. فراموش نکنید که شما در برابر زندگی مشترکتان مسئول هستید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر پشیمانی بعد از طلاق
پشیمانی بعد از طلاق و تمایل به رجوع برای بسیاری از افراد اتفاق می‌افتد اما مسلما کار راحتی نیست. موارد زیادی در طلاق یک زوجین تاثیر گذار هستند و مطمئنا مشکلاتی در زندگی شما بوده که تصمیم به طلاق گرفته‌اید. حال اگر قصد بازگشت دارید باید ابتدا آن مشکلات را برطرف سازید تا زندگی مشترک مجددتان با موفقیت انجام گرفته و پیش رود. با کمک گرفتن از یک فرد متخصص می‌توانید مشکلات را ریشه یابی کرده و در جهت برطرف کردن آن‌ها گام بردارید.

راهکارهایی برای تقویت هوش هیجانی و نجات زندگی مشترک

راهکارهایی برای تقویت هوش هیجانی و نجات زندگی مشترک

جام جم/ راز موفقیت یک زندگی زناشویی موفق چیست؟ این سوال اکثر متاهل‌هاست. خیلی‌ها برای رسیدن به این جواب در کلاس‌های موفقیت زناشویی زیادی شرکت و وقت و هزینه زیادی را صرف می‌کنند. موضوع اما اینجاست که رسیدن به این جواب در درون خود افراد است. با دانستن یک نکته ساده روان‌شناسی، تقویت و به کارگیری این توانایی می‌توانید زندگی شخصی و زناشویی‌تان را از این رو به آن رو کنید. توانایی‌ای که البته در وجود همه هست و شاید از آن خبر ندارید. مهم اما این است که با تقویت همین توانایی که اسمش «هوش هیجانی» است، می‌توان تغییرات مثبت و فراوانی در زندگی ایجاد کرد.

گوش دهید: گوش دادن به حرف دیگران، هنر بزرگی است. با گوش دادن به دیگران، این اطمینان را به آنها می‌دهید که به‌راحتی احساساتشان را با شما در میان بگذارند. بهتر است این هنر را یاد بگیرید، چون حتی اگر کسی درباره احساسش با شما حرفی نزند، از لحن، آوا و انتخاب کلماتش می‌تواند احساساتش را به شما نشان دهد. گوش دادن، یکی از بهترین راه‌ها برای شناحت احساسات دیگران و تعامل و بهترین روش برای بهبود روابط است.
  احساساتتان را بیان کنید: سخت است که به دیگران بگویید، ناراحتید یا خوشحالید؟ اگر نتوانید دریچه روحتان را به روی دیگران باز کنید، نمی‌توانید رابطه خوبی هم با دیگران داشته باشید. بهتر است اگر از کسی ناراحتید، بیان کنید. اگر عصبانی هستید، بعد از این که عصبانیت‌تان فروکش کرد، به کشف عصبانیت‌تان فکر کنید. اگر خوشحالید ابراز کنید و اگر همسر، مادر، پدر، فرزند، خواهر و برادرتان را عاشقانه دوست دارید، این عشق را به زبان بیاورید و به آنها ابراز علاقه کنید. شناخت احساسات‌تان و بیان آن به دیگران، در از بین بردن کدورت‌ها، تعارضات و سوءتفاهمات به شما کمک می‌کند. رودربایستی را کنار بگذارید. محکم شدن پیوند خانوادگی با بیان احساسات، به معذب بودن دائمی می‌ارزد.
  سکوت کنید: اگر در یک فضای پرتنش هستید، صبر و سکوت بهترین انتخاب است. این سکوت و صبر هم در درون خودتان و هم در فضای پرتنش محل کار و خانواده، می‌تواند به شما امکان بدهد به دور از احساسات و ناراحتی‌ها، بعد از این که احساسات فوران کرده، فروکش کرد، درباره مسائل حرف بزنید یا فکر کنید. سکوت، گاهی در کنار بیان احساسات، می‌توانند تاثیر خوبی در بالا بردن هوش هیجانی شما داشته باشد. این سکوت زمانی که شما از مساله‌ای ناراحتید هم می‌تواند نقش مثبتی داشته باشید. برای مثال لازم نیست ناراحتی‌تان را در جمع مطرح کنید، اگر از والدین یا همسرتان ناراحتید، بعد در خلوت خانه می‌توانید درباره‌اش حرف بزنید. 
  از تکنیک ان‌ال‌پی(NLP) استفاده کنید: جایگاه ان‌ال‌پی یا علم برنامه‌ریزی عصبی کلامی در بالا بردن هوش هیجانی، نقش زیادی دارد. ان‌ال‌پی تکنیک مناسبی برای کاهش تنش‌هاست. ان‌ال‌پی بر تقویت و شناخت ضمیرناخودآگاه شما، کار می‌کند. با این تکنیک می‌توانید کمی مکث کنید و موقعیت احساسی را که به وجود آمده، از دید دیگری نگاه کنید. به عنوان مثال، در یک تنش بین همسرتان، شما حرفی می‌زنید و او هم حرفی. هر کدام هم تلاش می‌کنیـــــد، حرفتـــــان را بـــــه کــــرسی بنشانید. اما کمی صبر کنید، زمان بدهید و حالا، خود را جای همسرتان بگذارید و مشکل را از دید او ببینید. چه اتفاقی می‌افتد؟ تنش احساسی، از زاویه دید همسرتان به شکل دیگری است، این کار را به عنوان جایگاه نفر سوم هم انجام دهید، خارج از نقش خود و همسرتان، از دید زاویه سوم نگاه کنید، فضای تنش‌زای احساسی، با دید سوم شخص، حقایق دیگری را برایتان روشن می‌کند. این روش درک فضا و حقایق ادراکی محیط و نفر دوم است که به شما، درک شهودی می‌دهد تا با درک احساسات خود و طرف مقابل، با دیگران راحت‌تر ارتباط برقرار کنید. 
  مسؤولیت‌پذیر باشید: یکی از ویژگی‌هایی که برای بالا بردن هوش هیجانی باید در خودتان تقویت کنید مسؤولیت‌پذیری است. فرار از مشکلات و عدم مسؤولیت‌پذیری، می‌تواند به روابط ضربه بزند. پاسخگویی درباره رفتار خوب یا بدی که انجام می‌دهید، نشان از سلامت روانی شماست و البته نقش زیادی هم در بهتر شدن روابطتان دارد.
  مشاهده کنید: فرقی ندارد، چه در درون خود و چه در بیرون و درک احوالات دیگران؛ اگر می‌خواهید زندگی موفقی داشته باشید، خودشناسی و دیگرشناسی‌تان را تقویت کنید. با خودشناسی، راحت‌تر می‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید و با توجه و شناخت روحیه و حالات شریک زندگی و اعضای خانواده‌تان می‌توانید راحت‌تر با آنها برخورد کنید. علاوه بر این سعی کنید منعطف باشید. در روابط، هیچ قانون و چارچوبی وجود ندارد که شما هم باید براساس آن قوانین سفت و سخت رفتار کنید. هوش هیجانی بالا به شما این امکان را می‌دهد که در شرایط متفاوت، در زمان فوران احساسی مختلف، رفتار متناسب هم انجام دهید. رفتار و عملی که خدشه‌ای به روابط شما وارد نمی‌کند.

​​​​​​​تعریف هوش هیجانی
 اسمش روی آن است، هوش هیجانی یا ای‌کیو که با هیجانات و احساسات شما سروکار دارد، اما این شاید تعریف ظاهری هوش هیجانی باشد. هوش هیجانی، توانایی به کارگیری احساسات و عواطف خود و درک و شناخت احساسات دیگران است. با همین توانایی است که شما می‌توانید درک درستی از احساسات، شامل غم، شادی، ناراحتی، خشم، عشق، نگرانی، استرس و همه حواس دیگر خودتان و دیگران داشته باشید. با این توانایی شما می‌توانید ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید و این ارتباط بهتر شامل شریک زندگی، فرزندان و اعضای خانواده‌تان هم می‌شود. به این فکر کنید اگر همسرتان ناراحت باشد و شما هم بدانید، آن لحظه با او چطور برخورد کنید، چقدر می‌تواند به بهبود روابطتان کمک کند. همه اینها لزوم یادگیری و تقویت هوش هیجانی را مهم جلوه می‌دهد. 

پیامدهای مقایسه همسر با دیگران

پیامدهای مقایسه همسر با دیگران

حامی هنر زندگی/ مقایسه همسر با دیگران چه عواقبی در زندگی شما خواهد داشت؟ خیلی از زنان و مردان همسرشان را با دیگری مقایسه می‌کنند. بعضی این مقایسه را راهی می‌دانند تا همسرشان تحریک شود و برای اصلاح خود و یا تغییر رفتاری اساسی تلاش بیشتری کند. درصورتی که چنین روشی نه تنها کارساز نیست بلکه بسیار آسیب‌زننده است. این کار تاثیر بسیار منفی بر همسر و همچنین روابط زناشویی شما می‌گذارد. عملکرد مقایسه‌ای، احساسات و شخصیت طرف مقابل را تخریب کرده و اعتماد به نفس او را کاهش می‌دهد. علاوه بر این باعث سردی روابط، بی‌علاقگی زن و شوهر نسبت به یکدیگر و طلاق عاطفی می‌شود. اگر این موضوع به همسر شما مربوط می‌شود، بهتر است با کمک مشاوره خانواده راه‌حلی برای آن پیدا کنید. 

مقایسه همسر با دیگران : دلایل اصلی
آیا می‌دانید  زندگی مشترک موفق چطور ساخته می‌شود؟ سطح انتظارات و خواسته‌هایتان را از خود و زندگی مشخص کنید. بعد از آن سطح توانایی‌ها، میزان امکانات در دسترس و منطقی بودن خواسته‌هایتان را ارزیابی نمایید. مسلما اگر بتوانید سطح خواسته‌ها و انتظاراتتان را با شرایط موجود هماهنگ کنید نگرانی‌ها، آشفتگی‌ها و وسواس‌های فکریتان کمتر می‌شود. عدم وجود هدف در زندگی باعث می‌شود که دست به مقایسه بزنید. به یاد داشته‌ باشید که زندگی هرکس منحصر به خودش است و نباید به خود اجازه دهید تا شرایط زندگی دیگران، روابط شما با همسرتان را تحت تاثیر قرار دهد. زمانی که همسر دیگری را از همسر خود بهتر دیدید و شروع به مقایسه کردید به این فکر کنید که خودتان با آگاهی او را انتخاب کردید و هر آدمی در کنار جنبه‌های منفی خصوصیات خوب هم دارد. تمرکز بر جنبه‌های منفی موجب رنجش بیشتر خواهد شد. 
مقایسه ظاهر همسر با دیگران
مقایسه ظاهر همسر با دیگران یکی از بزک‌ترین اشتباهات زوجین است که آسیب‌های بسیار مخربی بر زندگی مشترک وارد می‌کند. با این کار اعتماد به نفس همسرتان به تدریج از بین می‌رود و نسبت به شما سرد و دلزده می‌شود. توجه داشته باشید که ظاهر در زندگی مشترک حرف اول را نمی‌زند و آن چیزی که در پایداری زندگی زناشویی تاثیر می‌گذارد، تفاهم زوجین و برقراری ارتباط آنان با یکدیگر است. ممکن است با مقایسه ظاهر همسرتان با دیگران، به تدریج دچار طلاق عاطفی شوید. 

پیامدهای مقایسه‌ کردن همسر با دیگران
زمانی که همسر خود را با دیگری مقایسه می‌کنید وجهه او را در نظر خود پایین می‌آورید و به تدریج به او بی‌علاقه می‌شوید. سردی در روابط به تمام ابعاد زندگی کشیده می‌شود و حتی ممکن است در فرآیند تربیت فرزندان نیز تاثیرگذار باشد. از طرفی مقایسه‌های اشتباه باعث می‌شود طرف مقابل حس کند که همسرش او را همانطور که هست نپذیرفته و دیگر به او علاقه‌ای ندارد. بنابراین دچار افسردگی و سرخوردگی می‌شود. گاهی مواقع هم دست به تلافی زده و مدام ایراد می‌گیرد. تمام این‌ موارد زمینه‌ساز اختلافات و مشکلات درون‌خانواده‌ای می‌شوند؛ حریم‌ها شکسته شده و زن و مرد هر روز نسبت به هم فاصله می‌گیرند. علاوه بر این‌ها مقایسه مالی همسر با دیگران ممکن است او را تحت فشار قرار دهد و برای خارج کردن خود از این فشار به سمت رشوه‌خواری و یا ریسک‌های غیرمعقول اقتصادی برود.

مقایسه همسر با دیگران : چند راهکار عملی
برای جلوگیری از مقایسه همسر با دیگران و پیشگیری از آسیب‌های زندگی مشترک راهکارهایی وجود دارد که عبارتند از:

1. با یکدیگر همدلی کنید
برای جلوگیری از آسیب به زندگی مشترک و رابطه زناشویی، بهترین کار همدلی است. قبل از این که دیر شود و کاملا از همسر خود دلسرد شوید محبت خود را به او ابراز کنید و بگویید که قدر زحماتش را می‌دانید. این جملات شماست که به او انگیزه زندگی و کار و تلاش بیشتر می‌دهد نه مقایسه‌ها. خود را جای او بگذارید و درکش کنید. 
2. به جنبه‌های مثبت همسرتان توجه کنید
ذهن به صورت ناخودآگاه جنبه‌های مثبت زندگی دیگران را با جنبه‌های منفی زندگی خود مقایسه می‌کند. جلوی این کار را بگیرید و به‌جای آن به خوبی‌های همسر خود توجه کنید و آن‌ها را برشمارید. به زندگی خودتان بیشتر فکر کنید. اینکه چگونه درکنار یکدیگر و با سختی آن را شکل دادید. به تمام چیزهایی که همسرتان در طول ازدواج و زندگی مشترک برایتان خریده و یا زمان‌هایی که حتی با چیزهای خیلی کوچک خوشحالتان کرده فکر کنید.
به مسافرت‌ها و خوشی‌هایی که اوایل ازدواج داشتید بیاندیشید. تمام این‌ها حس خوبی در شما ایجاد می‌کنند و اگر به این‌کار ادامه دهید و استمرار داشته باشید، علاقه‌تان نسبت به یکدیگر بیشتر شده و درنتیجه تلاش بیشتری برای تغییر رفتار و شرایط می‌کنید. همچنین به جنبه‌های مثبت همسرتان متمرکز شوید؛ همان‌هایی که باعث شدند او را برای ازدواج انتخاب کنید تا یک عمر شریک زندگیتان باشد.
3. مقایسه همسر با دیگران | تشکر و قدردانی را فراموش نکنید
زمانی که همسرتان را با دیگران مقایسه می‌کنید به این معناست که از زندگی خود راضی نیستید و کمبودهای مالی و اخلاقی را در ذهن خود پررنگ می‌کنید. سعی کنید بابت تمام نعمت‌های زندگی مشترک سپاسگذار باشید. قدردانی از همسر و زحماتش شما را در تصور او مهربان کرده و دل‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند. توجه به نعمت‌ها و شکرگذاری، آن‌ها را در زندگیتان بیشتر می‌کند.
4. خود را جای دیگران بگذارید
قبل از اینکه همسر خود را با دیگران مقایسه کنید، برای لحظه‌ای تصور نمایید که همسرتان هم ویژگی‌های مثبت دیگران را به روی‌تان بیاورد و شما را با اطرافیان مقایسه کند. مسلما این شرایط برای شما اصلا خوشایند نیست. اگر برای مقابله به مثل با همسرتان او را با دیگران مقایسه می‌‌کنید، این کار را تمام کنید تا او نیز عادت خود را کنار بگذارد. در غیر این صورت به مرور مشکلات و دعواهایتان بیشتر می‌شود. 
تاثیر خدمات روانشناسی بر کاهش مقایسه همسر با دیگران
مقایسه همسر با دیگران به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند می‌شود که حتی اگر قصد اینکار را نداشته باشید هم به طور ناخودآگاه، با هر اشتباه همسرتان او را با دیگران مقایسه کرده و سرزنشش می‌کنید. مهم نیست که همسرتان شما را با دیگران مقایسه کند یا شما او را؛ مسلما این رفتار پیامدها و عواقب جدی بر زندگی شما می‌گذارد پس باید هرچه سریع‌تر برای رفع آن چاره‌ای بیندیشید. روانشناس به شما کمک می‌کند تا این رفتار را کنار گذاشته و یا نحوه صحیح برخورد با آن را یاد بگیرید و کیفیت رابطه‌تان را بهبود بخشید. متخصصان مرکز مشاوره روانشناسی حامی هنر زندگی در خدمت شما هستند تا در این زمینه یاری‌تان کنند

6 متهم ردیف اول طلاق دهه هفتادی‌ها

6 متهم ردیف اول طلاق دهه هفتادی‌ها

خراسان/ چه عواملی باعث شده که بر اساس آمار سازمان ثبت احوال طلاق در ایران به دهه هفتادی‌ها برسد؟
بر اساس آمارهای سازمان ثبت‌احوال کشور، 12.2 درصد ازدواج‌های صورت گرفته بین سال های ۹۱ تا ۹۷ به طلاق ختم شده است و 2.8 درصد این زوج‌های طلاق‌ گرفته فقط یک سال زندگی کرده‌اند. به تعبیری، میزان طلاق ثبت شده نسبت به ازدواج‌های ثبت شده حدود ۲۰ درصد است و میانگین سنی طلاق ۲۵ تا ۲۶ سالگی است یعنی نسل ازدواج‌هایی که به طلاق ختم شده به دهه هفتادی‌ها رسیده   و حدود نیمی از نسل ازدواج‌های زنان که به طلاق منجر شده ، مربوط به زنان دهه هفتادی است. (منبع خبر: روزنامه ایران). پر واضح است که همه دختر و پسرها به امید چشیدن طعم خوشبختی تصمیم به ازدواج می‌گیرند، اما چه اتفاقی می‌افتد که مهر تلخ طلاق بر زندگی مشترکشان حک می‌شود؟ به بهانه آمار اعلام شده توسط سازمان ثبت‌احوال در ادامه به متهمان ردیف اول طلاق دهه هفتادی‌ها اشاره خواهیم کرد و این‌که دختر و پسرهای دم‌بخت باید چه کنند که در آینده نزدیک به این آمار اضافه نشود؟

 جدی نگرفتن جلسات خواستگاری
بعضی دختر و پسرهای دهه هفتادی بعد از گرفتن تصمیم‌نهایی برای ازدواج، نه تنها جلسات خواستگاری را جدی نمی‌گیرند بلکه اطلاعات خودشان را برای نحوه شناخت طرف مقابل و پرسیدن موارد کلیدی در این جلسه سرنوشت‌ساز بالا نمی‌برند. ازدواج بدون آگاهی کافی از خود و طرف مقابل، اولین دلیل برای بروز مشکلات در زندگی مشترک است چرا که وقتی دختر یا پسر از ویژگی‌های فردی و شخصیتی خود شناخت لازم را نداشته باشد، نمی‌تواند چشم انداز روشنی از اهداف و برنامه‌هایش ترسیم کند. بسیاری از دخترها و پسرها هیچ گونه اطلاعاتی راجع به جنس مخالف ندارند و نمی‌دانند که ویژگی‌های شخصیتی، سلیقه ها، انتظارات و دیدگاه‌های طرف مقابل‌شان با آن‌ها فرق می‌کند بنابراین آن‌ها را با دیدگاه خودشان در جلسات خواستگاری ارزیابی می‌کنند و این‌جاست که نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود و این یعنی شروع اختلافات و ناسازگاری‌ها.
 تصمیم به ازدواج به محض عاشق‌شدن
یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش آمار طلاق در این سال‌ها، ازدواج‌های نامناسب و ناهمگون بوده است. جالب این که در یک ازدواج نامناسب و ناهمگون حتی اگر مهارت آموزی هم انجام شود، باز هم نتیجه تغییر نمی‌کند چراکه خانه از پای بست ویران است. به طور قطع دخترها و پسرها برای این انتخاب مهم، به کمک و همراهی نیاز دارند تا بتوانند به درک درستی از ازدواج برسند و درگیر انتخاب‌های احساسی و عجولانه نشوند. بعضی دختر و پسرهای دهه هفتادی که به عاشق شدن در یک نگاه باور دارند، به محض مواجهه با آن، تصمیم به ازدواج می‌گیرند! حال این‌که چگونه به این دختر یا پسر کمک شود، می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. در بسیاری از موارد حتی خانواده‌ها هم آگاهی و مهارت لازم را برای این کار ندارند یا به جای آن‌ها تصمیم می گیرند.
 مسئولیت‌پذیر نبودن
یکی دیگر از دلایل شکست در ازدواج و رسیدن به جدایی در چند سال گذشته، نداشتن بلوغ فکری و عاطفی و کاهش چشمگیر حس مسئولیت‌پذیری بین جوانان است. به نظر می‌رسد هر قدر شرایط ازدواج و انتخاب همسر، انتخاب شغل و اداره زندگی مشترک مشکل‌تر و سخت‌تر شده، به همان نسبت وابستگی افراد به خانواده‌هایشان بیشتر شده است زیرا احساس می‌کنند   به تنهایی از عهده این مسئولیت سنگین بر نمی‌آیند. به تدریج نداشتن استقلال باعث می‌شود که فرد بخشی از مسئولیت خود را به گردن خانواده و دیگران بیندازد و به محض قرار گرفتن در تنگنا به طلاق فکر ‌کند.
 درگیر شدن با یک‌سری توهمات درباره مسائل زناشویی
ما نمی‌توانیم درک متقابل زن و شوهر از یکدیگر را که سبب آرامش آن‌ها می شود، از غرایز جنسی تفکیک کنیم. این ها درهم تنیده هستند و روی هم تاثیر می‌گذارند. درک جنسی و عاطفی همسر، انسان را به آرامش می‌رساند و اگر در ارضای غرایز جنسی هر یک مشکلی وجود داشته باشد، روی روابط زناشویی آنان تأثیر فراوانی می‌گذارد. باید توجه کرد که ارضای غرایز جنسی در زندگی زناشویی  شبیه     چسب زندگی است و باعث می‌شود زن و شوهر بیشتر در کنار هم احساس صمیمیت و آرامش کنند و از یکدیگر لذت ببرند. عده‌ای تصور می‌کنند که با خواندن چند مطلب یا دیدن چند کلیپ از این ماجرا اطلاعات کافی کسب کرده‌اند در صورتی که نحوه ارضای غرایز جنسی در زن و مرد کاملا با هم متفاوت است و متاسفانه بعضی جوانان به خصوص دهه هفتادی‌ها، یک سری توهمات و باورهای اشتباه درباره مسائل زناشویی دارند که برای‌شان دردسرساز خواهد شد.
 آشنا نبودن با مهارت‌های همسرداری
یکی دیگر از دلایل شکست خوردن یک ازدواج، نداشتن مهارت‌های لازم از سوی زن و شوهر است. همان طور که اگر یک کارگر بدون ابزار کافی وارد محل کار شود، نمی‌تواند کار خود را پیش ببرد، زن و شوهر هم اگر بدون داشتن مهارت و توانایی‌های کافی در زمینه‌های ارتباطی و حل مسئله وارد زندگی مشترک شوند نمی‌توانند با یکدیگر ارتباط موثر برقرار کنند و در نتیجه مشکلات به جای حل شدن روز به روز پیچیده‌تر و گسترده‌تر می‌شود. زوج‌ها برای ادامه یک ارتباط رضایت بخش باید از مهارت‌های زندگی مانند گفت وگو، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند چرا که وجود   مشکل و اختلاف سلیقه در زندگی طبیعی است ولی نکته حائز اهمیت نحوه برخورد با این مشکلات است. گفت‌وگو یک عامل مهم در ازدواج موفق و زندگی مشترک است. زوج‌هایی که بیشتر اهل گفت وگو هستند، توانایی حل مسئله را نیز دارند.
 کم اهمیت دانستن معتاد بودن طرف مقابل
اگر مخاطب همیشگی صفحه خانواده و مشاوره باشید، به خصوص در چند وقت اخیر حتما پیامک‌های زن و شوهرهایی را دیده‌اید که یکی از آن‌ها معتاد است و پایداری زندگی مشترکشان به خطر افتاده است. اعتیاد همواره در صدر دلایل جدایی زن و شوهرها قرار داشته و دارد. به همین دلیل به هیچ‌وجه نباید به امید ترک کردن با مرد یا زنی ازدواج کرد و به قدرت عشق برای اصلاح طرف مقابل، ایمان آورد. وقتی یک عضو و به خصوص مرد خانواده گرفتار اعتیاد می‌شود، نمی‌تواند وظایف خود را در محل کار و محیط خانواده به درستی انجام دهد بنابراین نتیجه این کاهش عملکرد در محل کار ممکن است اخراج و بیکاری باشد و در خانواده هم بی‌توجهی به همسر و فرزندان که این بی‌توجهی مقدمه‌ای است برای بروز اختلاف و درگیری بین زن و شوهر.
نویسنده : دکتر حسین محرابی | مشاور خانواده

چگونه آتش بس را در دعوای زن و شوهری اعلام کنیم؟

چگونه آتش بس را در دعوای زن و شوهری اعلام کنیم؟

بیا نی نی/ اختلافات و جرو بحث های کوچک در بسیاری از خانواده ها وجود دارد، افراد در قدیم، دعوای زن و شوهر را نمک زندگی می دانستند اما وای به روزی که این جر و بحث های ساده منجر به خشونت کلامی و یا فیزیکی شود.
در رابطه هایی که این نوع خشونت ها وجود دارد، کوچکترین رفتار نسنجیده اوضاع زندگی را وخیم تر می کند. تصور یک رابطه بدون اختلاف و دعوا تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد، نکته مهم مدیریت اختلافات زناشویی است زیرا در زندگی مشترک به خاطر تفاوت های زن و مرد، اختلافات فرهنگی، پرورش در دو محیط جداگانه و… امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است.
در این بخش از خانواده راهکارهایی را ارائه کرده ایم که در پایان بخشیدن به دعوا و اختلافات زناشویی بسیار موثر هستند.

نیاز به تنهایی و خلوت
پس از دعوای مفصل با همسرتان شاید نیاز به داشتن زمانی برای خلوت کردن با خود داشته باشید. ممکن است برای دور بودن از برخوردهای غیر منتظره به هنگام عصبانیت نیاز به تنهایی را در خود احساس کنید. فکر کردن در تنهایی موجب استحکام طولانی تر رابطه می شود.
با اینکه به همراهی همسرتان در تمام لحظات نیاز دارید اما ممکن است بودن او در این لحظه موجب بدتر شدن شرایط شود. از همسرتان بخواهید که مانع از خلوت شما نشود. به افکار خود سر و سامان دهید و به فکر تلافی و انتقام نباشید.
عشق ورزیدن
به جای نشان دادن خشم خود به همسرتان، مهربان و خوش رو باشید و دوست داشتن خود را به او نشان دهید. کلمات محبت آمیز در رابطه مانند معجزه عمل می کنند. اگر فردی حس کند که دیگر در قلب همسرش جایی ندارد زندگی تلخ می شود.
البته هنگامی که همسرتان هنوز عصبانی است این رفتارها تاثیری ندارند بلکه باید مدتی از دعوای شما بگذرد و فضا آرامتر شود. پس از آرام شدن شرایط، به آرامی و با لحنی پر از مهر با او صحبت کنید تا همسرتان متوجه اهمیت خود در زندگی شما شود و بداند که نیت شما بهبود روابط تان است نه ادامه دادن دعوا و اختلاف.
یاد آوری نکردن گذشته
در مورد اشتباهات یکدیگر در گذشته صحبت نکنید زیرا موجب بدتر شدن وضعیت می شود. مسائلی که در گذشته رخ داده اند ارتباطی به زمان حال ندارند و نباید دوباره مطرح شوند.
شاید با سرزنش و تحقیر همسرتان درمورد اشتباهات گذشته او، در دعوای امروز موفق شوید اما این رفتار شما در رابطه شما فاجعه به بار می آورد زیرا همسرتان احساس می کند برای تحقیر او دست به هر کاری می زنید. پیروز شدن در دعوا نباید منجر به جدایی و پایان یک رابطه شود.
کش ندادن دعوا
دعوا را ادامه ندهید، شاید دعوا و اختلاف نظر در مورد اعتقادات و باورها دلپذیر باشد اما موجب تلخ شدن روابط عاطفی میان شما و همسرتان می شود. ادامه دادن به اختلافات تاثیر مخربی بر روی روابط زناشویی می گذارد، بنابراین هر چه سریعتر به دعوا و اختلاف خود خاتمه دهید.
عیب جویی نکردن
عیب جویی و سرزنش کردن همدیگر در دعوا راه حل مناسبی برا حل مشکل نیست، این کار تنها موجب تشدید اختلاف می شود و شما و همسرتان درصدد دفاع از خود برمی آئید.
مواجهه با مشکلات
از مشکلات خود فرار نکنید و با آنها روبه رو شوید زیرا ممکن است شما را مضطرب کنند و اگر از آنها دوری کنید بالاخره روزی خود را نمایان می کنند؛ بنابراین بهتر است یک بار برای همیشه با یک راه حل مناسب به آن پایان دهید. دعوا و اختلاف در هر رابطه ای اجتناب ناپذیر است.
بودن شما در کنار یکدیگر نشان می دهد که دلایل مختلفی برای دوست داشتن هم وجود دارد به همین دلیل نباید اجازه دهید که تفاوت ها موجب قضاوت های نادرست و یک طرفه شما شوند، به طور یقین شما هم دوست ندارید که به خاطر اختلاف نظرهای کوچک زندگی خود را پایان دهید.
تحلیل و ریشه یابی مشکلات
مشکل خود را تحلیل و ریشه یابی کنید تا راه حلی برای پایان دادن سریع به دعوا و اختلاف را پیدا کنید. اگر ریشه مشکلات خود را ندانید نمی توانید راه حلی مناسبی را پیدا کنید. لحظه ای دست از اختلاف و بگو و مگو بردارید و با یکدیگر صحبت کنید . بدون شتاب زدگی و با دقت در مورد مشکل خود فکر کنید تا در کمال آرامش به یک راح حل مناسب برسید.
فراموش نکردن عشق و علاقه
حتی اگر اختلاف شما بسیار شدید بود نباید جایگاه همسرتان را فراموش کنیدزیرا هنوز هم همسر خود را بیش از هر چیز در دنیا دوست دارید و او برای شما بسیار ارزشمند است.
بنابراین دعوا و اختلافات نباید موجب خشک شدن عشق شما نسبت به هم شود. خاطرات شیرین و فوق العاده خود را به یکدیگر یادآوری کنید تا از شدت کدورت و دلخوری کاسته شود. عشق شما نسبت به هم از طولانی شدن دعوا جلوگیری می کند.
گفتگوی مسالمت آمیز
هیچ دعوایی نمی تواند با یک گفتگوی سالم و خوب ادامه پیدا کند. با آرامش با همسرتان صحبت کنید و عصبانیت او را کم کنید. غرور خود را کنار بگذارید و اشتباه خود را بپذیرید. اگر اشتباه از همسرتان است با او صحبت کنید و به جای اثبات خود برای متقاعد کردن او، از دلایل به وجود آمدن این مشکل صحبت کنید و به یک توافق مشترک برسید.
نظاره گر بودن
در این روش شما بدون هیچ حرف احساسات همسرتان را تائید می کنید و درک خود از مسائل را به او گوشزد می کنید. این کار از تشدید عصبانیت او جلوگیری می کند.
انتقاد کردن موجب تحریک و عصبانیت بیشتر همسرتان در هنگام دعوا می شود و در این شرایط همسرتان موضع دفاعی می گیرد؛ دفاع کردن خود موجب می شود که فرد عصبانی با مطرح کردن گذشته ها و خاطرات ناخوشایند، دوباره جر و بحث را شدیدتر کند.
عذرخواهی کردن
برخی افراد برای اینکه منظور همدیگر را به درستی متوجه نمی شوند دچار سوءتفاهم می گردند که آسیب زیادی به زندگی می زند. به همین دلیل با کم کردن غرور و تکبر از به وجود آمدن دعوا و حرف های اشتباه خود عذرخواهی و اظهار تاسف کنید.
شاید معذرت خواهی یکی از سخت ترین راه حل ها باشد اما همه افراد توانایی ابراز آن را دارند و گفتن آن چیزی از شخصیت انسان کم نمی کند.
عدم لجبازی
ممکن است بارها برای شما اتفاق افتاده باشد که در دعوای خانوادگی شما مقصر نبوده اید اما می دانید که بخشش در این موارد چقدر مهم و موثر است. اگر به زندگی و همسر خود علاقه مند هستید موضوعات کوچک را بزرگ و مشکل جلوه ندهید.
تا زمانیکه که احساسات منفی رو دور نریزید نمی توانید ذهن خود را برای آشتی آماده کنید. نگه داشتن تمام مسائل و افکار منفی در ذهن تبدیل به عقده های درونی می شود که در آینده موجب بروز مشکلات بعدی خواهند شد، در نتیجه شما دوباره آنها را مطرح خواهید کرد و آشتی های شما از عمیق تر شدن مشکلات جلوگیری نخواهد کرد.
به جای اینکه سرپوشی روی مشکلات گذشته بگذارید آنها را با همسرتان مطرح کنید و با گوش دادن به احساسات او علت روز دعوا و مشکلات را ریشه یابی و حل کنید.

رفتارهای کوچک اما مناسب هنگام بروز دعوا و اختلاف
لبخند زدن:
شاید گفتن این روش کمی دور از ذهن و عجیب باشد اما شوخی کردن و لبخند زدن، رشی بسیار موثر برای پایان دادن یا تغییر مسیر دعوا است.
توضیح دادن:
هرگز توقع نداشته باشید که همسرتان ذهن شما را بخواند، برای درک همسرتان از دیدگاه شما، اطلاعات لازم را به او توضیح دهید.
تاکید کردن:
با قرار دادن خود به جای همسرتان احساس او را حدس بزنید تا بفهمد که شما به او توجه دارید. مثلا بگویید:«می دانم که الان چقدر ناراحت هستی؟»
کنترل خشم:
عصبانیت روشی برای رسیدن به خواسته ها استاما اگر به اندازه ای باشد که از بحث عاقلانه و اصولی جلوگیری کند باید بحث را متوقف کرده و به زمان دیگری موکول کنید.
واضح صحبت کردن:
منظور خود را به طور واضح و به دور از ابهام گویی بیان کنید تا همسرتان معنا و مفهوم صحبت های شما را کامل درک کند.
گوش دادن:
مهمترین نکته برای ارتباط خوب و مناسب، گوش دادن است. به سخنان همسرتان بدون قضاوت و حدس و گمان گوش دهید و اجازه دهید صحبت های خود را کامل کند و میان حرف های او سخن نگوئید.
کـنکاش کردن:
با بیان سوالاتی متوجه شوید که منظور حرف های همسرتان را به درستی متوجه شده اید.

چطور پسرم را از ازدواج غلط منصرف کنم؟

چطور پسرم را از ازدواج غلط منصرف کنم؟

مشاوره 24/ سوال: سلام من سه تا پسر دارم  مشکل من پسر دوممه که ۲۱ساله هست دانشجو و هنوز سربازی هم نرفته حدود ۸ماهه که اصرار به ازدواج داره اونم با دختری که به گفته خودش ۸ساله با هم دوستن من از خانواده مذهبی هستم ولی این دختر اون طور که من عکساش رو تو اینستا و جاهای دیگه دیدم اهل حجاب نیست  کلا من و پدرش مخالف این ازدواج هستیم لطفا راهنماییم کنین چطور  با پسرم صحبت کنم تا از این ازدواج منصرف بشه.

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز به نظر میرسه که پسر شما آمادگیها و ملزومات اولیه ازدواج همچون استقلال مادی و عاطفی رو برخوردار نیستند و به تطابقهای فرهنگی بین دو خانواده نیز بی اعتنا هستند. این موارد باعث میشه که ریسک ازدواج بالا بره و احتمال موفقیت در این ازدواج کم باشه. اما با توجه به سن و سالی که دارند نمی توان اجبار به انجام دادن و یا ندادن کاری نمود. اما می تونید اعلام بکنید که در صورتی از این ازدواج حمایت خواهید کرد که حتما مشاوره ازدواج انجام بشه و بعد تصمیم به ازدواج بگیرید. خود این مشاوره خیلی حقایق رو برای پسرتون مشخص خواهد کرد و در تصمیم گیری درست به ایشان کمک خواهد کرد.
 
دلارام جمعیان ( روانشناس بالینی،دانشگاه علامه طباطبایی تهران)
با سلام خدمت شما دوست عزیز این مسئله‌ای که میفرمایید، مسئله بنیادین و ریشه‌ای هست اختلاف سنی بالا، در این سن، ناخوداگاه میتونه نشانه‌ای از جستجو برای کشف یه حامی، یه مراقب و… داشته باشه اما روش صحیح رسیدن به این موضوع، روش مخالفت و پند و اندرز نیست، بلکه شناساندن نیاز پسرتون به خودش هست که این انتخاب در خدمت کدام نیاز ناخودآگاه و نهفته‌ش قرار داره و بتونن به یه خودآگاهی برسن قطعا ایشون در سنی قرار دارند که حق خودشون میدونن انتخاب کردن سبک زندگیشون رو، بنابراین مخالفت باهاشون حتی میتونه واکنش شدیدتری رو به همراه بیاره و حتی از خودآگاهی‌شون هم دور بمانند بهتون پیشنهاد میکنم که در حد وجود یه گزینه‌ای باهاشون درمیون بگذارید که برای روشکن شدن این مسیر به روانشناس مراجعه کنن تا خودشون به سبک زندگیشون و نیازهای ناخوداگاهشون و سپس تصمیم گیری برسند موفق باشید

القای ناکارآمدی در لایو اینستاگرامی

القای ناکارآمدی در لایو اینستاگرامی

خراسان/ واکنش پدری که پسر نوجوانش به صورت لایو برای یکی از دوستانش خوانندگی می‌کرد، از منظر روان‌شناسی قابل بررسی است. لایوپسر نوجوانی به صورت لایو در اینستاگرام برای یکی از دوستانش خوانندگی می‌کند و در همین حین، پدر این نوجوان وارد اتاق می شود و به نشانه اعتراض از این کار فرزند خود انتقاد می‌کند که چرا در خانه با صدای بلند آواز سر می‌دهد و او را به باد ناسزا می‌گیرد و همچنین وی را به تنبیه فیزیکی تهدید می‌کند. با ادامه مشاجره لفظی بین این دو، در نهایت و آن طور که در ویدئو به نظر می‌رسد، پدر اقدام به کتک زدن فرزند خود می‌کند. اما آیا چنین برخوردی از سوی پدر خانواده که فرزندش در حال نمایش استعداد و توانایی ذاتی خود بود، صحیح است؟ در ادامه می‌خواهیم از منظر روان شناسی به آسیب‌شناسی این موضوع بپردازیم.
 
 توانایی فرزندان به خاموشی می‌گراید
وقتی والدین فرزندان خود را تحقیر می‌کنند، علاوه بر این‌که به آن‌ها احساس ناچیز بودن دست می‌دهد، احساسات مخرب و آزار دهنده دیگری همچون خشم، اضطراب و شرم و غم در آن‌ها پدید می‌آید. تحقیرکردن و نادیده انگاشتن علایق و استعدادهای مثبت فرزندان می‌تواند زمینه پرورش و قدرت زایش فکری را از آن‌ها سلب کند و باعث تقویت حس بی کفایتی در آن‌ها ‌شود. همچنین به جای آن‌که بر توانایی خود تمرکز کنند، به دلیل خودانگاره منفی ایجاد شده و همچنین بی‌توجهی والدین، ترس از نزدیک شدن به علایق و توانایی‌هایشان را خواهند داشت. این پیامدهای منفی ممکن است در پسری که در مقدمه به ماجرای آن پرداختیم، ایجاد شود و او را از مسیر مورد علاقه‌اش یعنی خوانندگی که ظاهرا در آن استعداد هم دارد، دور کند.
 صمیمیت بین فرزند و والد نباید نابود شود
در بخشی از این ویدئو مشاهده شد که پدر به فرزند خود فحاشی می‌کند و او را با الفاظ ناسزا مورد خطاب قرار می‌دهد و با نوع گفت‌وگوی خود بر تنش ایجاد شده، می‌افزاید. لازم است بدانید به کاربردن کلمات منفی هنگام برقراری ارتباط والدین و فرزندان، حال از سوی هر طرف که باشد علاوه بر هتک حرمت، باعث سرد شدن روابط پدر یا مادر با فرزند، خدشه‌دارشدن و خاتمه دوستی و صمیمیت بین آن‌ها خواهد شد و حس توجه و پذیرش از سوی همدیگر از بین می‌رود. ماهیت رابطه بین این پدر و پسر که صحبت آن‌ها شد، بی‌شک تحت تاثیر این مشاجره‌ها قرار خواهد گرفت.
 ایجاد حس ناکارآمدی، عاقبت تنبیه فرزند
در این ویدئوی اینستاگرامی، پدر برای رسیدن به خواسته خود به تنبیه پسرش روی می‌آورد. مطالعات روان شناختی بسیاری نشان می‌دهند که تنبیه‌بدنی فرزند نه تنها ‌نتیجه‌ا‌ی ندارد بلکه آسیب‌های جسمانی و از همه بدتر، عوارض روانی فراوانی برای تنبیه شونده در پی خواهد داشت. از جمله این‌که ابتکار و استقلال عمل را از فرزندان می‌گیرد و در نتیجه عزت‌نفس آن ها کاهش می یابد. تنبیه بدنی، کودک و نوجوان را از نظر عاطفی و اجتماعی تحت تاثیر ‌قرار می‌دهد و باعث تزلزل در رابطه با والدین خواهد شد. همچنین باعث غمگینی و انزوای فرزند می‌شود و در او حس ناکارآمدی ایجاد می‌کند. روان شناسان در اصطلاح دقیق‌تر به آن ناکارآمدی تصوری می‌گویند که باعث می‌شود فرزند از متن جامعه و مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی دور شود. همچنین ممکن است فکر فرار از خانه و خانواده را در او تقویت کند و فرزند برای رسیدن به یک آرامش آنی و کاذب به رفتارهای مخاطره‌آمیزی همچون اعتیاد و … روی ‌آورد.

زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش: فالوورهایم برایم مهم هستند

زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش: فالوورهایم برایم مهم هستند

ایران/ زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش:من نمی‌توانم مثل زن‌های سنتی، بوی پیاز داغ بدهم. فالوورهایم برایم مهم هستند
در گزارش زیر ماجرای اختلاف یک زوج جوان را می خوانید.
شاید تصویر ما از حضور زوج‌ها در دادگاه خانواده زن و شوهرانی باشد که تا لحظه صدور حکم طلاق نیز باهم درگیر هستند و جز ابراز ناراحتی و بیان مشکلات یکدیگر حرفی ندارند. اما داستان زندگی پریسا و پرهام تا حد زیادی متفاوت است. حضورشان در طبقه دوم دادگاه خانواده نه با داد و فریادی همراه است و نه کسی آنها را همراهی می‌کند. هرکدام به گونه‌ای که انگار نمی‌خواهند زمان را از دست بدهند با تلفن همراه‌شان سرگرم هستند. البته پرهام گهگاهی تلفنش زنگ می‌خورد و خیلی آهسته پاسخ می‌دهد اما پریسا فقط در حال رد و بدل کردن پیام‌هایی است که برای سرعت بخشیدن به آن ناچار است اغلب مواقع از انگشتان هر دو دستش استفاده کند!
دقایقی بعد منشی دادگاه با خواندن نام‌شان، آنها را آگاه می‌کند که باید وارد محکمه‌ای شوند که ممکن است حکم آن مانع بودن‌شان در کنار یکدیگر شود…

بعد از ورود به شعبه، پریسا و پرهام هر دو با سلامی به فاصله 3 صندلی در یک ردیف نشستند و قاضی که مرد میانسالی بود، با بررسی دادخواست‌شان رو به پریسا کرد و گفت: خودت توضیح بده ببینم چه شده که تصمیم به جدایی گرفتی؟
پریسا پاسخ داد: اجازه بدهید از ابتدا بگویم. من و پرهام از طریق فضای مجازی با هم آشنا شدیم و پس از 3 ماه که فکر می‌کردیم همدیگر را شناخته‌ایم و به هم علاقه‌مند شده‌ایم تصمیم به ازدواج گرفتیم. 3 ماه بعد خیلی عاشقانه زیر یک سقف رفتیم و زندگی مشترک‌مان را آغاز کردیم و بعد از 6 ماه هم به این نتیجه رسیدیم که دیگر نمی‌توانیم زندگی مشترک‌مان را ادامه دهیم…
در این میان پرهام حرف‌های پریسا را قطع کرد و گفت: چرا کامل توضیح نمی‌دهی؟! چرا نمی‌گویی که در این 6 ماه ما چند ساعت با هم صحبت کردیم و چند مرتبه بیرون رفتیم؟!
پریسا پاسخ داد: تو صبح تا عصر سر کار هستی و از ابتدا هم می‌دانستی که من عاشق فضای مجازی‌ام و دوست دارم بیشتر وقتم را در آنجا بگذرانم. اما تو نه تنها من را درک نکردی، بلکه در این مدت تلاش کردی تا همین دلخوشی‌ را هم از من بگیری…
پرهام رو به قاضی گفت: جناب قاضی! من پریسا را دوست دارم واقعاً قصدم گرفتن دلخوشی او نیست اما وابستگی او به فضای مجازی کاسه صبرم را لبریز کرده. او یک پنجم وقتی را که برای پیگیری دنبال کننده‌هایش می‌گذارد برای ساختن زندگی‌مان صرف نمی‌کند. حتی همین چند دقیقه پیش هم که پشت در اتاق شما بودیم یک لحظه از گوشی‌اش جدا نشد. انگار نه انگار که زندگی‌مان در حال نابودی است.

قاضی نگاهی به پریسا کرد و پرسید: آیا همسرت درست می‌گوید؟!
پریسا جواب داد: نمی‌گویم وابسته نیستم اما پرهام هم خیلی اغراق می‌کند. من نمی‌توانم از دوستانم در فضای مجازی دل بکنم و مثل زن‌های خانه‌دار سنتی مدام بوی پیاز داغ بدهم و بچه‌داری کنم؛ زندگی از نگاه من این شکلی نیست.
قاضی گفت: یعنی هنوز هم خطر نابودی زندگی‌ات را حس نکرده‌ای؟! هنوز متوجه نشدی که دوستانت در آن فضا واقعی نیستند و فقط با ظاهر زیبا فریبت می‌دهند. هنوز متوجه غیرواقعی بودن زندگی آدم‌های آنجا نشده‌ای؟!
در ادامه پرهام به پریسا گفت: اگر نمی‌توانی خودت را اصلاح کنی و به خاطر زندگی‌مان دست از این اخلاقت برداری، بهتر است دیگر با هم ادامه ندهیم و من زندگی خودم را داشته باشم و تو هم با فضای مجازی زندگی کنی.
پریسا هم که از لحن و گفتار پرهام جا خورده بود، گفت: چه بهتر. من خیلی مشتاق ادامه زندگی با تو نیستم و بهتر است همین پیشنهادی را که دادی عملی کنیم.
قاضی از هردو نفر خواست تا سکوت کنند و بعد از چند لحظه گفت: مشکل شما حاد نیست و فعلاً شما را به مشاوره ارجاع می‌دهم تا بعد از چند جلسه مشاوره در مورد حکم‌تان تصمیم بگیرم.

‌امیرحسین صفدری کارشناس خانواده
متأسفانه این روزها توجه جوان‌ها به فضای مجازی بیشتر از فضای حقیقی شده و همین عامل مشکلاتی را به وجود آورده که در برخی از آنها می‌بینیم که افراد ناچار به جدایی می‌شوند.
در زندگی مشترک اولویت زندگی زوجین در ابتدا باید زندگی واقعی‌شان باشد و باقی مسائل در اولویت‌های بعدی قرار بگیرد. در غیر این صورت با مشکلاتی چون؛ عدم اولویت‌بندی، نداشتن هدف در زندگی، عدم مسئولیت‌پذیری، عدم وفاداری و تعهد روبه‌رو می‌شوند. ضمن اینکه اگر این زوج پیش از ازدواج شناخت کافی از علایق یکدیگر پیدا کرده بودند به طور قطع در همان ابتدا یا با آن کنار می‌آمدند یا ارتباط‌شان به ازدواجی بی حاصل و سطحی ختم نمی‌شد.‌‌

چرا باید به فرد داغدیده دلداری داد؟

چرا باید به فرد داغدیده دلداری داد؟

حامی هنر زندگی/ دلداری دادن به داغدیده یکی از رفتارهایی است که به بازماندگان کمک می‌کند تا راحت‌تر با غم خود کنار بیایند. مرگ، بخشی از سرنوشت انسان‌هاست و همه به نحوی در شرایط سوگواری قرار می‌گیرند. اظهار همدردی با کسانی که عزیزی از دست داده اند و تسلی آن‌ها، یکی از وظایف و اهداف انسانی و عاطفی همه است و انتظار می‌رود که دیگران نیز برای شما، همین آداب را به جا بیاورند. اما نحوه دلداری دادن به داغدیده، خود آداب و اصولی دارد که رعایت آن‌ها می‌تواند شما را در اهداف انسان دوستانه‌تان یاری دهد. در این مطلب بایده و نبایدهای دلداری دادن به داغدیده را بیان کرده‌ایم. 

چرا دلداری دادن کار سختی است؟
برای همه شما اتفاق افتاده که در مجلس ختمی شرکت کرده‌اید یا یکی از دوستان دورتان، عزیزی را از دست داده است. اما شما در این شرایط نمی‌دانید که باید چه کنید و به بازماندگان چه بگویید. شاید به زبان آوردن احساساتتان سخت باشد اما دوست دارید در غم عزیزانتان شریک شوید. حتی گاهی ممکن است از نزدیک شدن و صحبت کردن با آن‌ها بترسید. گاهی نیز فکر می‌کنید که حرف‌های کلیشه‌ای و شعاری شما قرار است چه کمکی به فرد داغدیده بکند و فقط او را خسته تر خواهد کرد. برای این کار شما باید به موقعیت و احساس او نیز توجه کنید، 

دلداری دادن به داغدیده | چرا باید به فرد داغدیده دلداری داد؟
شاید در ابتدا فکر کنید که دلداری دادن به داغدیده، کمکی به او نمی‌کند. اما حقیقت این است  تسلی دادن دیگران فرد داغدیده را تا حد زیادی آرام کرده و باعث حس خوبی در او می‌شود. اینکه دیگران بفهمند که عزیز از دست رفته‌شان برای اطرافیان فرد ارزشمندی بوده و خودشان و داغشان نیز مورد توجه واقع شده، دلگرمی بزرگی برایشان می‌شود. همدلی اطرافیان در آرام شدن فرد داغدیده تاثیر بسیار زیادی دارد.

چه چیز هایی را به فرد داغدار می توانیم بگوییم؟
هدف از ابراز همدردی و دلداری، نشان دادن نگرانی شما به فرد مقابل و دادن امنیت خاطر به آن‌هاست. بهترین راه‌های تسکین فرد داغدیده عبارتند از:

1. دلداری دادن به داغدیده | حمایت خود را نشان دهید
یکی از دلگرم کننده ترین حرف‌هایی که یک فرد مصیبت دیده می‌خواهد و می‌تواند بشنود، این است که دیگران به او بگویند که تنها نیست و در فکرشان می‌ماند. جملاتی مثل ” تو فکرت هستم و حواسم بهت خواهد بود” و یا “من کنارت هستم” و از این دست صحبت‌ها غم تنهایی را تا حدودی کاهش می‌دهد.

2. از فوت شده صحبت کنید
ذکر خاطرات شیرین از فردی که فوت شده و ابراز اینکه دلتان برای او و خوبی‌هایش تنگ خواهد شد، کمی از غم بازمانده‌ها را تسکین می‌دهد. جملات مثبتی مثل “عمر با عزتی داشت و شریف زندگی کرد” نیز در صورت حقیقت داشتن می‌تواند برای بازماندگان بسیار تسلی بخش باشد.

3. درک کنید
درک کردن شرایط فرد داغدیده، همان است که با همدردی تعریف می‌شود. یعنی خود را جای او قرار داده و به آن‌ها بگویید که “این درد چقدر سخت است و من می‌دانم که تو از پس آن برخواهی آمد”. درک کردن تصنعی و فقط در حرف، نمی‌تواند کمک کننده باشد.

دلداری دادن به داغدیده | چه حرف هایی را نباید به فرد داغدار زد؟
اما مهم‌تر از اینکه چه چیزهایی بگویید، چیزهایی است که ترجیحا نباید به فرد داغدیده گفته شود. حرف‌هایی که می‌تواند مثل نمکی به زخم آن‌ها بوده و چهره شما را نیز برای همیشه در خاطرشان مکدر سازد. برخی از این نباید‌ها به شرح زیر هستند:

1. فرد داغدیده را از ابراز احساسات باز ندارید
از او نخواهید که گریه نکند. یکی از بدترین کارها با فرد داغدیده این است که احساسات و داغ خود را سرکوب کند. اتفاقا اگر داغداری را دیدید که دچار بهت شده و احساسات خود را ابراز نمی‌کند، باید او را به گریه و تخلیه شدن ترغیب بکنید.

2. دلداری دادن به داغدیده | غم آخرت باشد
انسان تا زمانی که زنده است غم خواهد داشت. یک آرزوی خوب نباید در بطن خود آرزوی بدی مثل پایان غم‌هایتان، یعنی پایان زندگی داشته باشد. عباراتی مثل “خدا به شما صبر دهد” یا “خدا به شما سلامتی دهد” گزینه‌های بهتری است.

3. نگویید “بنده خدا راحت شد”
برای نزدیکان، شاید یک پدر در بستر نیز بهتر از یک پدر فوت کرده باشد. بنابراین نباید جای دیگران قضاوت کرده و حرف‌هایی مثل فلانی راحت شد یا الان می‌توانی به خودت برسی، برایشان اهانت آمیز و ناراحت کننده است. مخصوصا زمان‌هایی که عزیز از دست رفته مدت‌ها درگیر یک بیماری طولانی و دردناک بوده است.

4. این نیز نمی گذرد
گفتن جملاتی که داغ را بی اهمیت کند برای عزادار بسیار دردناک است. جملاتی مثل ” این نیز می‌گذرد ” یا ” همه چیز درست میشه ” یا مثلا ” یه کم بگذره یادت میره ” یعنی شما تمام دردهای بازمانده‌ها را نادیده گرفته‌اید. آن‌ها تا زمان برایشان نگذرد، هرگز نمی‌فهمند که این داغ فراموش می‌شود. به همین دلیل نیازی نیست که بدیهیات ذهن خود را به سوگواران منتقل کنید.

5. دلداری دادن به داغدیده | مجلس گرم کن نباشید
سعی نکنید با داد و فریاد کردن و گفتن جملات دردناک، مجلس را به گریه و شیون بیندازید. گریه کردن در آرامش و با صدای کم، بسیار بهتر از شیوا و فریاد است. در این صورت ممکن است سلامت فرد به خطر بیفتد. 

6. از در و دیوار صحبت نکنید
عوض کردن موضوع به قصد پرت کردن حواس صاحبان عزا، نمی‌تواند فکر خوبی باشد. این اتفاق نیز مانند این است که شما بخواهید داغ آن‌ها را بی اهمیت پنداشته و به آنان توهین کنید.

سخن آخر
دلداری دادن به داغدیده اهمیت بسیاری زیادی دارد چراکه کمی از بار غم و ناراحتی آن‌ها را می‌کاهد. فردی که عزیر خود را از دست داده علاوه بر غم و ناراحتی بسیار زیاد، احساس تنهایی شدیدی نیز می‌کند. دلداری و حمایت نزدیکان می‌تواند احساس تنهایی آنان را کاهش دهد. همچنین می توانید به او راه های تحمل مرگ عزیزان را نیز آموزش دهید.