تکنیک های ساده برای به حرف آوردن همسر کم حرف

واقعیت این است که بسیاری از آقایان نمی توانند پا به پای همسرانشان صحبت کنند و در این مقوله که فوق العاده برای خانم ها حیاتی است کم می آورند! وقتی یکی از طرفین میل زیادی به حرف زدن داشته باشد و دیگری خیلی اهل گفت و گو نباشد، داستان ناخوشایندی آغاز می شود. چون چنین فضایی برای همسری که راحت حس هایش را بیان می کند، آزاردهنده می شود و مرتب از اینکه طرف مقابلش اشتیاق چندانی برای شنیدن حرف هایش ندارد و حتی گاهی او را پرحرف و پرچانه خطاب می کند، احساس سرخوردگی و ناکامی می کند.

دکتر سامرند سلیمی، روان پزشک، عضو کمیته های آموزش و درمان انجمن روان پزشکان ایران در این باره می گوید: عدم انتخاب درست یکی از مهم ترین علت هایی که باعث می شود، اعضای خانواده یا زن و شوهری با هم گفت و گو نکنند، انتخاب اشتباه و بدون شناخت همدیگر است. این افراد بررسی ای انجام نداده اند تا متوجه شوند اساس فضای مشترکی برای گفت و گو و علایق مشترکی دارند؟ آیا حرفی دارند به هم بزنند که برای هر دو طرف جالب باشد؟ وقتی افراد بدون این بررسی ها با هم ازدواج می کنند، بعد از مدتی ممکن است متوجه شوند دو دنیای کاملا متفاوت دارند.

هر حرفی که یکی از آنها می زند، برای دیگری جذابیت ندارد یا حتی می تواند آزاردهنده و بی ربط باشد. بنابراین طبیعتا پس از مدتی همان شعله گفت و گوهای اندک اولیه بین زوج هم خاموش می شود. به همین دلیل است که توصیه می کنیم قبل از جاری شدن عقد ، دختر و پسر مجال چندماهه برای گفت و گو و بحث داشته باشند تا متوجه شوند اصلا حرفی برای گفتن با هم دارند یا نه؟ پدیده جدید، حرف جدید این روزها تلاش زیادی می شود که شبکه های اجتماعی به عنوان عامل اصلی کاهش زمان گفت و گو میان اعضای خانواده معرفی شود. اما من معتقد نیستم که صرفا این شبکه ها باعث کاهش میزان گفت و گوی اعضای خانواده شده اند.

به هر حال یک خانواده سالم، خانواده ای است که هر پدیده جدیدی را برای افزایش ارتباط و صمیمیت بین اعضا به خدمت بگیرد. در چنین خانواده ای، هر اتفاقی که می افتد، نمی تواند یک تهدید ترسناک باشد و در خانواده های با روابط مغشوش و آشفته است که هر پدیده ای در حد حرف یک همسایه هم می تواند در آنها بحران های بزرگ ایجاد کند. گفت و گوی دفاعی یکی دیگر از آفت های ارتباط بین افراد خانواده، گفت و گوی دفاعی است، به جای شنیدن حرف ها از منظر دیگران. یکی از کارهایی که یک زن و شوهر خوشبخت و سالم باید انجام دهند، این است که وقتی مثلا طرف مقابل به آنها می گوید به نظر من خانه ما خیلی تمیز نیست، به جای اینکه به شدت به فاز دفاعی بروند و بخواهند به او ثابت کنند که اشتباه می کند و خانه تمیز است، تمام وظایف خود را در خانه درست انجام می دهد و… لحظه ای تامل کند و بیندیشد که چه اتفاقی افتاده که همسر من تمام تلاش هایم برای مرتب نگه داشتن خانه را نمی بیند؟ این کم حرفی نشانه چیست؟ گاهی کم شدن زمان صحبت بین اعضای خانواده، نشانه بارز یک نارضایتی مزمن در زندگی مشترک یا زندگی خانوادگی است.

وقتی فردی از موضوع یا موضوعاتی در زندگی ناراضی است، بارها درخواست و تلاش می کند تا مشکلات را حل کند اما طرف مقابل هیچ عکس العملی برای بهبود اوضاع نشان نمی دهد، کم کم احساس ناراحتی می کند سعی می کند صحبت، بحث و مجادله نکند و چون احتمالا دیگر برایش قابل تصور نیست که تغییری صورت بگیرد. به همین دلیل معمولا می بینیم بین زوج هایی که تا مدتی مدام با هم بحث و جدل می کردند به مروز زمان فضایی آرام حکمفرما می شود که یکی از طرفین آنقدر خسته شده که دیگر حوصله گفت و گو و مباحثه و امیدی به حل مسائل ندارد. کی با هم حرف بزنیم؟ در دنیای مدرن، بیشترین زمان و فضایی که زوج ها برای گفت و گو دارند، ساعت های پایانی شب است که از سر کار بر می گردند و روزهای آخر هفته. من فکر می کنم اگر قرار باشد از این پدیده های اجتماعی چند سال اخیر، یکی را از دلایل کم شدن فضای گفت و گو بین اعضای خانواده بدانیم، بتوانیم به سریال های ماهواره ای اشاره کنیم. یادمان باشد خانواده سالم، خانواده ای است که اعضای آن یا هنگام شام یا بعد از آن، زمانی هرچند کوتاه را برای گفت و گو اختصاص دهند.

مهارت های ارتباطی با شوهر کم حرف

اما آنچه بیش از پیش هویدا است این است که مردان تمایل کمتری به گفت و گو دارند و به نسبت گاهی فرزندان پسر از آنها الگو گیری می کنند. معمولاً نوع گفت و گوی زنان، گفت و گوی آزاد است و این موضوع اغلب باعث می شود که مردان دنبال حرف را نگیرند. پس برای اینکه شوهرتان با شما درد دل کند این راهبرد ها را به کار گیرید: زمان مناسبی را برای گفت و گو انتخاب کنید: این مسئله بسیار مهم است. شما ممکن است که بسیار علاقه مند باشید که بعد از بازگشت از کار، با شوهرتان صحبت کنید، اما او در آن موقع به آرامش نیاز دارد. پس بهترین راه این است که بعداً گفت و گو کنید. در مقابل سکوت شوهرتان سکوت نکنید: گاهی اوقات سکوت مرد باعث ایجاد احساس ناکامی و عصبانیت در زن می شود. برای اجتناب از این موقعیت، هنگامی که شوهرتان پاسخ نمی دهد سکوت نکنید.

به او بگویید: «می توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است که به من بگویی به چه فکر می کنی؟». جزئیات را بپرسید: سؤالات دقیق بپرسید. این گونه سؤال نکنید که «امروز کار چطور بود؟»، زیرا او می تواند در یک کلمه جواب بدهد که عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات کارش سؤال کنید. مشخص تر شدن سؤال باعث می شود که او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد. مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید: اگر هنگام صحبت کردن شوهرتان، کتاب ورق بزنید، کار را برای اینکه شوهرتان ساکت بماند آسان کرده اید.

برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام. در ضمن تماس چشمی برقرار کنید. علایق مشترکتان را توسعه دهید: زوج هایی که همه توجه شان را بر بچه ها یا کارشان متمرکز می کنند، اغلب درمی یابند که بسیار کم با همدیگر صحبت می کنند.

شرکت در فعالیت های متفاوت و جدید، از جمله پیاده روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث می شود که شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت کنید. با دقت گوش دهید: هنگامی که شوهرتان صحبت می کند، به حرف های او توجه کنید و اجازه ندهید ذهن تان منحرف شود. مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. چیزی را که شوهرتان می گوید به بیان خودتان بازگو کنید. هنگام صحبت کردن او، مخالفت نکنید و وسط حرف هایش نپرید.

با همسر «حساس و زود رنج» چه کنیم؟

زودرنجی پدیده‌ای است چندوجهی که ریشه در مسائل گوناگونی دارد. کم نیستند خانواده‌های نوپایی که هنوز مدت کوتاهی از زندگی‌شان نگذشته به خاطر مسائلی پیش پا افتاده و تنها به دلیل حساسیت یکی از زوجین و زودرنجی وی از موضوعات و تنش‌هایی که به هر حال در همه خانواده‌ها پیش می‌آید، به سراغ جدایی می‌روند و به همین راحتی کانون گرم یک خانواده به دلیل ضعف شخصیتی یک فرد، حال زن باشد یا مرد تبدیل می‌شود به جولانگاهی که نتیجه‌اش چیزی نیست جز جدایی. ریشه‌های زودرنجی را در کجا باید جستجو کرد؟

فرقی نمی‌کند آدم‌های زودرنج خانم باشند یا آقا، چراکه با کمال تعجب پدیده زودرنجی را حتی بیشتر می‌توان در میان آقایان مشاهده کرد تا در میان خانم‌ها. به همین علت هم دیگر نمی‌توان روحیه حساس خانم‌ها را بهانه کرد و زودرنجی را به آنها نسبت داد. البته زودرنجی ریشه‌های متنوع و گسترده‌ای دارد. در خانواده‌هایی که فرزندانشان را لوس و پرافاده بار می‌آورند پدیده زودرنجی بسیار شایع است.

این افراد به دلیل این‌که در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که به تک‌تک خواسته‌هایشان جامه عمل پوشانده می‌شده، وقتی به زندگی مشترک هم پای می‌گذارند زودرنجی را به عنوان میراث خانوادگی وارد فضای زندگی‌شان می‌کنند. اما دسته دیگری از زودرنجی در میان زوجین ارتباط دقیقی با استرس‌ها و اضطراب‌های درونی فرد دارد. این نوع زودرنجی که بیشتر در میان آقایان دیده می‌شود، معمولا در شرایطی اتفاق می‌افتد که مرد در محیط کار تحت شرایط پراسترسی قرار دارد که این مسائل در روحیه‌اش تاثیر منفی می‌گذارد بنابراین وقتی به منزل می‌آید با کوچک‌ترین تلنگری آشفته می‌شود و کانون خانواده را تلخ می‌کند.

دسته دیگر زودرنجی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی در میان زوجین است. در این زودرنجی که در میان خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود، کافی است به عنوان مثال آقا از جثه و هیکل خانمش کوچک‌ترین انتقادی کند. این موضوع آنچنان برای خانم گران تمام می‌شود که سریعا موضوع را به دل می‌گیرد و تا چند روز از همسرش دلخور و آزرده می‌شود.

به دنبال راهکار اگرچه برخی از عوامل زمینه‌ساز زودرنجی را درمیان زوجین به سختی می‌توان حل کرد، اما در هر صورت برای بسیاری از این موارد می‌توان راهکارهایی را در پیش گرفت تا به نوعی پیشگیری کرد.

ـ‌ در بیان انتقادها بخصوص از خانم‌ها شدیدا جانب احتیاط را رعایت کنید. به عنوان مثال اگر می‌خواهید به ظاهر همسرتان انتقاد کنید بهتر است که با این جمله بحث را آغاز کنید که آیا بهتر نیست یک برنامه ورزشی برای هر دو نفرمان پیاده کنیم که هم تناسب انداممان را بهتر کنیم و هم روحیه هر دو بهتر شود؟ قرار نیست همیشه انتقادها را مستقیم بیان کرد. برخی اوقات تاثیری که یک انتقاد غیرمستقیم در بر دارد به مراتب بیشتر از انتقادهای مستقیم است.

ـ‌ بعضی از آقایان به دلیل استرس دچار زودرنجی می‌شوند یعنی آقایی که تا دیروز از موضوعی به هیچ وجه دلخور نمی‌شده و به قول معروف ظرفیت بالایی داشته، حال امروز از کوچک‌ترین موضوعی ناراحت می‌شود. معمولا این نوع زودرنجی‌ها را باید با دلجویی و کالبدشکافی موضوع و حتی در برخی اوقات تنها گذاشتن آقا به حال خودش حل کرد. در این شرایط برخی آقایان دوست دارند تنها باشند تا کمی فکر کنند. پس بهتر است برخی اوقات آنها را به حال خود واگذاشت تا بتوانند خود را پیدا کنند.

ـ‌ نیازهای عاطفی همسرتان را به طور کامل پاسخ دهید. برخی اوقات زودرنجی علامتی از سوی همسر است تا به نوعی بی‌مهری همسرش را به وی بفهماند. پس این موضوع را به دقت مدنظر قرار دهید و همیشه همسرتان را از نظر عاطفی سیراب کنید تا کمبودی از این لحاظ نداشته باشد

ـ‌ حساسیت‌های همسرتان را شناسایی کنید و به آنها احترام بگذارید. با وی هرگز لجاجت نکنید بلکه او را به نوعی درک کنید. سیاست همسرداری حکم می‌کند که ابتدا از رنجش خاطر پیشگیری کنید و سپس به فکر تعدیل حساسیت‌ها باشید از این رو بهتر است در ابتدا از بروز این نوع حساسیت‌ها پرهیز کنید.

نویسنده: دکتر شاهد فدائی‌فرد

چالش اختلاف سیاسی در زندگی مشترک

این روزها بعضی از زن‌و‌شوهرها که نظرات سیاسی متفاوتی دارند به‌خاطر چند اشتباه قابل پیشگیری، پای مشکلات جدی را به زندگی‌شان باز می‌کنند
مباحثه درباره شرایط این روزهای کشور، گاهی جایش را در خلال گفت‌و‌گوهای زن و شوهرها پیدا می‌کند. در این شرایط اگر زن یا شوهری با همسرش اختلاف نظرهایی داشته باشد، ممکن است جروبحث‌شان بالا بگیرد و پای چالش‌های جدی را به زندگی‌شان باز ‌کنند. یک سری اشتباهات در چنین بحث‌هایی به خصوص بین زن و شوهر وجود دارد که قابل پیشگیری است وگرنه موضوع را به بیراه می کشاند و حتی ممکن است باعث دلخوری یا … شود. در ادامه، نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

تفاوت نظر به‌ خودی خود مشکل‌زا نیست اما …
وقتی دو نفر با هم ازدواج کرده‌اند و زیر یک سقف زندگی می‌کنند، کاملا طبیعی است که در برخی امور با یکدیگر تفاوت فکری و سلیقه‌ای داشته باشند. این تفاوت‌ها از ابعاد ساده‌ای مثل رنگ مورد علاقه تا مسائل پیچیده‌تری را می‌تواند شامل شود . به طور کلی، این مسئله به خودی خود مشکل تولید نمی‌کند، مشکل از آن جا نشئت می‌گیرد که زوج ها شیوه بحث کردن درست درباره اختلاف عقیده را بلد نباشند. در چند وقت اخیر به دلیل چالش‌های سیاسی موجود در جامعه، بحث‌ها و اظهارنظرها و عقاید در این باره به درون خانواده‌ها و میان زوج ها هم وارد شده است؛ مسئله‌ای که باعث و بانی ایجاد آن و موارد بعدش، دست هیچ‌کدام از آن‌ها نیست اما گاهی یکی از آن ها برای اثبات درست بودن نظرش، دست به هر کاری می‌زند!
    هدف کوبیدن طرف مقابل نیست
زن و شوهرها برای گفت‌و‌گو درباره هر موضوعی که درباره اش اختلاف نظر داشته باشند، باید بدانند که با
به کارگیری مهارت‌های ساده‌ای می‌توان از تبدیل گفت‌و‌گو به جروبحث و ناراحتی طرف مقابل جلوگیری کرد. گاهی اوقات ما فراموش می‌کنیم که برای چه ازدواج کرده‌ایم و یادمان می رود که هدف از زندگی، عشق و علاقه است نه کوبیدن طرف‌مقابل! توجه به همین نکته ساده در گفت‌وگوهایی با محتوای سیاسی، شأن زوج ها را حفظ خواهد کرد.
    از احساسات و عواطف‌تان بگویید
اگر متوجه شدید که همسرتان با شما اختلاف عقیده دارد، با او صحبت کنید، منظور صحبت‌های روزمره همیشگی نیست. صحبت‌هایی درباره احساسات و عواطف و ترس‌ها، دلشوره‌ها و نگرانی‌ها. چیزی که شاید خیلی کم بین زوج ها رد و بدل می‌شود و معمولا در چنین مواقعی، صحبت نمی‌کنند بلکه دعوا می‌کنند و می‌جنگند تا دیگری را مغلوب کنند! به همین دلیل است که وقتی بحث بین تفاوت عقاید سیاسی در زندگی مشترک باشد، معمولا بلوایی سر هیچ و پوچ ایجاد می شود.
    موضوع اختلاف را به‌طور دقیق مشخص کنید
معمولا در بحث‌های سیاسی، موضوع گفت‌وگو دقیقا معلوم نیست. به همین دلیل است که آن قدر بحث به حاشیه می‌رود که فراموش می‌کنیم حرف سر چه چیزی بوده و نتیجه می‌شود دلخوری و جوی ناآرام و متلاطم در رابطه زن و شوهری. بنابراین اگر بنا دارید درباره یک موضوع باهم صحبت کنید، هربار یک موضوع را مشخص کنید تا بحث به بیراهه نرود.
    پای ویژگی‌های شخصیتی طرف مقابل را وسط نکشید
یکی از اشتباهات بعضی زن‌و‌شوهرها در زمان گفت‌وگو درباره مسائل سیاسی، این است که به یک‌باره شروع می‌کنند به گله‌گذاری از شخصیت همسر. مثلا به او می‌گویند: «این دفعه هم مثل همیشه، فقط داری لجبازی می‌کنی»، «درک یک مسئله ساده رو به بحران تبدیل می‌کنی» و… . بعدازآن هم تمام مسائلی را که از اوایل ازدواج باعث ایجاد کینه و کدورت شده است، مطرح و تصور می‌کنند نباید هیچ فرصتی را برای بیان ناراحتی‌های خود از دست بدهند. در حالی که این کار، مشکلی را به مشکلات اضافه خواهد کرد!
    ادب را رعایت کنید
به این نکته دقت کنید کسی که روبه‌روی شما قرار گرفته، همکار یا دوست و فامیل نیست. قرار نیست بدون هیچ ملاحظه و دقتی، هرچه خواستید به زبان بیاورید. او همسر شماست و قرار است همیشه جانب ادب و احترام حفظ شود حتی اگر بیشترین اختلاف عقیده را داشته باشید.
    حواس‌تان به حرمت خانواده‌ها باشد
شما دو نفر با هم اختلاف عقیده دارید پس قرار نیست به خانواده های یکدیگر بی احترامی و توهین کنید. اعتقادات و باورهای خانواده‌ها را نشانه نگیرید و مسخره نکنید. گفتن این جملات که تو هم دقیقا مثل پدر یا مادرت فکر می‌کنی، افکار اشتباه آن‌ها در ذهنت رسوخ کرده و…، زندگی‌تان را با چالش مواجه خواهد کرد. این کارها ابدا شما را به نتیجه دلخواه نمی‌رساند.
نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده

عمده ترین دلایل بی وفایی

بی وفایی زوجین یکی از مشکلات شایع در خانواده ها است. اگر تا به حال با فرد قربانی خیانت روبرو شده باشید و یا خود مورد بی وفایی همسر قرار گرفته باشید احتمالاً اولین سوالی که به ذهن شما رسیده این بوده است که “چرا؟”. بی وفایی عواقب متعددی به همراه می آورد و طبیعی است که بخواهید بدانید چرا همسر بی وفایی به شما را انتخاب کرده است. حتی اگر دانستن دلیل آن برای شما آرامشی به همراه نداشته باشد دنبال پاسخ خواهید بود. بی وفایی به دلایل مختلف آشکار و پنهان رخ می دهد. انواع مختلفی بی وفایی وجود دارد که می تواند کمی به روشن شدن این دلایل کمک کند.

ی وفایی چیست؟
بی وفایی یا خیانت، شکست عهد و پیمان اولیه به همسر یا هر شریک ارتباطی می باشد. معمولاً به معنای درگیر شدن در روابط جنسی یا عاشقانه با شخصی غیر از شخص اول رابطه، شکستن تعهد یا قول در عمل است. هر مورد از اشکال بی وفایی غالبا متفاوت بوده و نیاز متفاوتی را برآورده می کند. اگرچه دانستن اینکه چرا یک شریک زندگی بی وفایی کرده احتمالاً از درد شما کم نخواهد کرد، اما اینکه بتوانید رفتار بروز داده شده را به شکلی منطقی تحلیل کنید و از آن تعریف شفاف به دست آورید، سردرگمی شما را تا حدی کاهش می دهد. همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا در مورد چگونگی پیشروی از موقعیت و پشت سر گذاشتن شرایط، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. خواه این به معنای تلاش برای انسجام خانوادگی و بهبود رابطه باشد خواه برای تصمیم گیری درباره جدایی.
به خاطر داشته باشید که یک رابطه خارج از ازدواج در هر شکلی از آن یک انحراف وحشتناک که فقط در ازدواج های ناخوشایند رخ بدهد نیست. این یک افسانه است که “دلیل واقعی” پشت یک رابطه خیانت دیده، یک همسر ناکافی و بی توجه یا ازدواج نامطلوب بودقرار داشته است. ازدواج خالی از رضایت زناشویی و عاطفی قطعاً احتمال رابطه با نفر سوم را افزایش می دهد اما این را نیز در نظر بگیرید که روابط خائنانه در ازدواج های عالی نیز اتفاق می افتد. امور رخ داده و رویدادها غالبا منشأ زیادی دارند و فرصت و زمینه کاری از عوامل مستعد کننده برای شکل انتخاب های افراد می باشد. بنابراین ساده انگارانه است اگر گمان کنید خیانت و بی وفایی صرفا به یک عامل بستگی دارد.


مشکلات ازدواج و بی وفایی زوجین
تصور عموم بر این است که غالب روابطی که شاخص رضایتمندی پایینی دارند و زن و شوهر از بودن در کتار یکدیگر احساس خوشی و ارامش ندارند درگیر طلاق عاطفی هستند و اتفاقا برداشت درستی است. در حالی که همه یا مطمئناً اکثر طلاق ها احساسات طرفین را تحت تأثیر قرار می دهند، همه به دلایل عاطفی تصمیم به طلاق نمی گیرند. برخی از رایج‌ ترین دلایل طلاق به مسائل مالی، فاصله های زیاد زن و شوهر یا اختلاف مذهبی در ازدواج مربوط می‌شوند.
این ها دغدغه های عملی و فرهنگی است و درک آن ها ملموس است. گاهی اوقات این نگرانی‌های عملی باعث می‌شود وقتی زوجین در کنار دیگران هستند‌ با سؤالات، قضاوت یا حتی همدردی‌های فراوان بابت پایان یک ازدواج روبرو شده و مقابله با آن کمی «آسان‌تر» به نظر برسد.
با این حال در طلاق عاطفی همه چیز مرموزتر و بی شکل تر به نظر می رسد. ممکن است به دوستان و خانواده خود بگویید که افراد متفاوتی شده اید، اما آن ها به شما نگاه می کنند و همه چیزهایی که می بینند بیشتر شبیه رفتارهای دو غریبه با یکدیگر است. زوجین سعی می کنند توضیح دهند که مسایل پشت درهای بسته خلوت زن و شوهری متفاوت از آنچه که از بیرون مشاهده می شود به نظر می آید اما انجام این کارها بسیار شبیه به باز کردن اتاق‌هایی در درون خود است که مدت‌هاست به روی دیگران بسته اید. اتاق مشاجرات و رنجش ها. طلاق عاطفی را به عنوان وضعیتی تعریف می کنند که می تواند وابستگی عاطفی شما به همسر را به چالش بکشد، بشکند و حتی از بین ببرد.

انواع بی وفایی زوجین
خیانت فرصت طلبانه زمانی اتفاق می افتد که فرد عاشق است و به شریک زندگی خود وابسته می باشد اما بنا به شرایطی که پیش روی او بوجود آمده است تسلیم میل جنسی خود در برابر شخص دیگری می شود. به طور معمول، این نوع بی وفایی ها ناشی از شرایط و وابسته به فرصت های موقعیتی مانند رفتارهای مخاطره آمیز و مصرف الکل یا مواد مخدر به وجود می اید.
در واقع همه خیانت ها از پیش برنامه‌ریزی شده و ناشی از نارضایتی از یک رابطه فعلی نیست. بلکه ممکن است شخص درگیر مصرف مشروبات الکی شده باشد یا به طریق دیگری در موقعیتی قرار گرفته است که پیش‌بینی ناپذیر بوده است. پس از آن، پس از آن بسته به شدت و میزان وابستگی فرد به شریک زندگی، در اثر خیانت جنسی، احساس گناه بیشتری را تجربه خواهد کرد. با این حال با کاهش ترس از گرفتار شدن و عدم پرداخت هزینه زیاد، احساس گناه از بین می رود.

1-بی وفایی زوجین بدون اختیار
این نوع از بی وفایی مبتنی بر این ترس است که مقاومت در برابر پیشرفت‌ها و درخواست های جنسی کسی منجر به طرد شدن، نادیده انگاشته شدن و مورد تحقیر و انگ خوردن شود. افراد ممکن است احساس میل جنسی، عشق و وابستگی به شریک زندگی خود داشته باشند اما همچنان به دلیل نیاز شدید به تایید و همنوایی با گروه و از سمت دیگران اقدام به خیانت بکنند.
علاوه بر این، نیاز شدید آن ها به تایید می‌تواند باعث شود به شیوه‌هایی رفتار کنند که با احساسات دیگر آن ها مغایرت داشته باشد. به عبارت دیگر برخی افراد بی وفایی می‌کنند نه به این دلیل که می‌خواهند خائن باشند و عامدانه خیانت کنند، بلکه به این دلیل که به تأییدی نیاز دارند که همراه با جلب توجه دیگران است مبادرت به انجام رفتارهایی می کنند که بی وفایی یکی از آن ها است.

2-بی وفایی زوجین به دلیل نیاز عاشقانه
گاهی اوقات و نه همیشه، کمبود و کسری در یک رابطه باعث می‌شود افراد اقدام به برقراری روابط غیرعادی بکنند. این نوع بی وفایی ها زمانی رخ می دهد که خیانتکار هنوز وابستگی عاطفی کمی به شریک زندگی خود داشته باشد. آن ها معمولا به ازدواج خود همچنان متعهد هستند و آن را تا انتها به نتیجه می رسانند، وظایف مربوط به نقش خود در ساختار ازدواج را به عنوان پدر/مادر انجام می دهند اما مشتاق یک ارتباط صمیمی و محبت آمیز با شخص دیگری هستند.
به احتمال زیاد تعهد آن ها به ازدواج مانع از ترک همسر می شود. بی وفایی به دلیل نیازهای عاشقانه به معنای وارد آوردن درد برای مرد یا زن دیگر و شریک خیانتکار است که به ندرت تبدیل به یک رابطه طولانی مدت و متعهدانه می شود. مشکلات روابط زناشویی در این شرایط باید انقدر شدید باشد که همسر، ازدواج خود را برای بودن با شخص دیگری ترک کند.

3-بی وفایی زوجین به دلیل تنوع طلبی
این نوع خیانت ها زمانی اتفاق می‌افتد که افراد در یک زمان، خواهان تجربه عشق واقعی و تمایل جنسی با بیش از یک نفر باشند. علی رغم تصورات ایده آلیستی عموم‌ مردم از داشتن تنها یک عشق واقعی و تعلق قلب فقط به یک نفر، امکان تجربه و حس عشق شدید نسبت به چندین نفر به طور همزمان مساله رایجی است. تفاوت افراد در نوع واکنش به این حس و نحوه مدیریت آن می باشد. در حالی که چنین موقعیت هایی از نظر احساسی امکان پذیر است، بسیار هم پیچیده هستند و موجب ایجاد اضطراب و استرس زیادی در فرد می شوند. در این مورد، شرکای خیانت کار در تلاش برای آسیب نرساندن به کسی، در نهایت به همه آسیب می رسانند.

4-بی وفایی اخلاقی برای جایگزینی
این نوع خیانت زمانی اتفاق می‌افتد که فردی در یک رابطه متعهدانه است اما دیگر هیچ احساسی نسبت به شریک زندگی خود ندارد. هیچ میل جنسی یا عشق و وابستگی وجود ندارد. فقط یک احساس تعهد است که زوج را در کنار هم نگه می دارد. فقدان عشق و عدم تعهد قلبی به شریک عاشقانه فعلی، هر دو با احساس عمومی نارضایتی از رابطه مرتبط هستند.
این افراد خیانت را اینگونه توجیه می کنند که به خود می گویند حق دارند در رابطه خود به دنبال چیزی بگردند که به دست نمی آورند. خواسته های جنسی برآورده نشده می توانند به راحتی در اینجا وارد عمل شوند. چرا که در رابطه برقرار شده خود، تناوب مورد نیاز در رابطه جنسی، سبک رابطه جنسی یا رفتارهای جنسی خاصی که می خواهند را تجربه نکنند. این ها می تواند به دلایل آن ها برای بی وفایی کمک کند.

پس از تجربه بی وفایی در رابطه چه باید کرد؟
اکنون که به دلایل بی وفایی شریک اگاهی پیدا کرده اید به احتمال زیاد سردرگمی شما از بابت چرایی ماجرا کاهش می یابد. حال این شما هستید که تصمیم می گیرید چه اقداماتی را برای مواجهه با این شرایط انجام دهید. ازدواج‌ها و روابط می‌توانند از خیانت و بی وفایی ها جان سالم به در ببرند؛ اما احیای مجدد رابطه یا از بین رفتن کامل آن بستگی به انواع خیانت و میزان اسیب شما و تلاش شما دارد. در برخی روابط بارها بی وفایی های کوچک و بزرگ طرفین کشف و بخشیده می شود. اما هرگز قابل تعمیم به همه افراد نیست. دلایل خیانت به همسر هر چه باشد به این معنی نیست که او دوباره خیانت نخواهد کرد. بنابراین هنگام تصمیم‌گیری در مورد اقدامات بعدی، این مساله را در نظر داشته باشید.

1-پذیرش واقعیت ها درباره بی وفایی زوجین
ازدواج می تواند پس از بی وفایی و خیانت جان سالم به در ببرد و مجدد احیا شود. اما مهم است که برخی از حقایق را به خاطر بسپارید:
بی وفایی دیدن بسیار آزاردهنده و استرس زا است. تجربه احساساتی مانند خشم و افسردگی وجود خواهد داشت.
التیام آن به زمان نیاز دارد.
این فقط فرد خیانت دیده است که حق دارد تصمیم بگیرد با رابطه بعد از بی وفایی چه کند. دوباره اعتماد کند یا خیر. ببخشد یا خیر.
مسئولیت خیانت مستقیما با خائن بوده و باید مسئولیت را بر عهده بگیرد و همسر خود را به خاطر این رابطه سرزنش نکند.
«قربانی» نیز مسئولیت بخشی از رابطه را انجایی که متوجه مراقبت های فردی است بر عهده می گیرد.
برای حل مشکلات اساسی در ازدواج، شجاعت لازم است.
برای نجات ازدواج به تعهد و خواست جدی هر دو طرف نیاز است.
این احتمال وجود دارد که برای تحلیل و درمان آنچه رخ داده به کمک حرفه ای نیاز داشته باشید.
 
2-تلاش نجات ازدواج بعد از بی وفایی زوجین
بسیاری از متخصصان به تجربه دیده اند که ازدواج های وجود داشته است که نه تنها از خیانت جان سالم به در برده اند بلکه بهتر از قبل شده اند. اینکه یک ازدواج می تواند بعد از یک رابطه خارج از چهارچوب آن جان سالم به در ببرد در صورتی اتفاق می افتد که هر دو طرف مایل به کسب و استفاده از مهارت های لازم التیام بخش برای موفقیت در ازدواج خود باشند. ایجاد یک روش جدید تعامل مستلزم این است که هر دو طرف:
اولا مکالمه عمیق و معنادار داشته باشند.
ابراز احساسات آسیب‌پذیر زیربنایی، حالت تدافعی، سرزنش، انکار الگوهای زیربنایی یا «چرخه‌های معیوب» ارتباطی خود را شناسایی کنند.
مایل به بخشش باشند.
کاملا صادقانه به آن بخش از توشه‌های احساسی خود نگاه کنند که ممکن است آن ها را به موقعیت کنونی رسانده باشد.
3-توجه به نکات مهم برای نجات احتمالی ازدواج
زوجین طی برملا شدن خیانت با احساسات متناقضی روبرو می شوند. برخی از احساساتی که زوجین پس از خیانت تجربه می کنند عبارتند از: شرمساری، سرزنش، احساس خشم. صدمه دیدن و تمایل به صدمه زدن، نا امیدی و میل متضاد برای بخشش، حسادت، شهوت و کینه توزی، انکار و عدم اعتماد. ازدواج شما می تواند از هجوم این احساسات جان سالم به در ببرد. با این حال، برخی از ازدواج‌ها نجات نمی یابند.
اگر خیانت یکی از علائم خشونت خانگی و یا سوء استفاده عاطفی در رابطه شما باشد، هرگز احساس امنیت کافی برای حل مشکلات خود نخواهید داشت. این ها مسائل بسیار ریشه ای هستند که اغلب قابل تغییر نیستند. برای شریکی که به او خیانت شده است، چالش برانگیز است که تصور کند آیا می تواند به همسر «فرصت دومی» بدهد یا خیر.
اگر خیانت یک رویداد بی تکرار باشد نیز شرایط کاملاً متفاوت از کسی است که الگوی خیانت مداوم دارد. اگر یکی از زوجین یک خائن دائمی باشد وقت آن رسیده است که او را کنار بگذارید.
علائم مثبتی نیز وجود دارد که باید به دنبال آن باشید. مانند پشیمانی همسر و نشان دادن اقدامات واضح مبنی بر پایان رابطه موازی. همسر همچنین می تواند با ارائه رمزهای عبور حساب یا تمایل نشان دادن برای امضای یک تعهد پس از ازدواج، شفافیت و اعتمادسازی خود را نشان دهد. این پیشنهادات ممکن است برای همه کارساز نباشد، اما در کوتاه مدت و در تلاش برای رفع اثرات خیانت ارزشمند خواهد بود.

مادرزنم دنبال طلاق دخترش است

جوانی هستم 27 ساله با مدرک دیپلم. شغل ثابت ندارم و اوضاع مالی خودم و خانواده ام ضعیف است. دو سال است که ازدواج کرده ام. من و همسرم همدیگر را دوست داریم؛ ولی به دلیل بی پولی و بیکاری هنوز نتوانستم وسایل زندگی ام را فراهم کنم و عروسی بگیرم. مادرزنم قصد دارد طلاق دخترش را بگیرد. از این موضوع خیلی عذاب می کشم. لطفا راهنمایی ام کنید.
پاسخ مشاور
این که شما و همسرتان یکدیگر را دوست دارید خیلی خوب است و در هر زندگی مشترکی باید این رابطه صمیمی بین زن و شوهر وجود داشته باشد ولی غیر از بحث علاقه و دوست داشتن، یک سری واقعیت هایی نیز در زندگی هست که همه زوج های جوان باید به آن ها توجه کافی داشته باشند. یکی از این موارد داشتن شغل و قدرت تامین هزینه های زندگی مشترک و استقلال اقتصادی است.

این که شما با 27 سال سن و گذشت دو سال از ازدواج تان هنوز نتوانسته اید شغلی داشته باشید و مقدمات عروسی تان را فراهم کنید نشانه خوبی نیست و احتمالا مادر همسرتان هم از تحقق این امر ناامید شده است و از روی اجبار تصمیم به جداشدن دخترش گرفته است وگرنه هیچ مادری طلاق را برای دخترش خوب نمی داند. این که شما از این موضوع معذب هستید به تنهایی مشکلی را حل نمی کند؛ بلکه باید اقدام عملی برای رفع این معضل بکنید.

البته علت این که چرا تا این مرحله نتوانسته اید کار مناسبی پیداکنید برای ما بیان نکرده اید؛ ولی بهتر است با مشاوره گرفتن از اطرافیان و انجام مشاوره شغلی و حرفه ای، هدف خود را مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و اقدام مناسب را انجام دهید. سطح انتظاراتتان را تعدیل کنید اگر برای انتخاب شغل معیارهای سختی در نظر گرفته اید، بهتر است آن ها را تعدیل کنید تا بتوانید با توجه به توانایی ها و تخصص خود کار مناسب پیدا کنید.

اگر در رابطه با کار مورد نظرتان آرمانی فکر می کنید و این امر احتمال دستیابی شما را محدود می کند بهتر است با حداقل ها و از سطوح اولیه شروع کنید و سپس به دنبال پیشرفت و توسعه باشید. از خانواده همسرتان فرصت بخواهید اگر زندگی خود را دوست دارید تصمیم قطعی بگیرید و با فرصت خواستن از خانواده همسرتان برای خود یک موقعیت بسازید و توجه داشته باشید که باید از این موقعیت حداکثر استفاده را ببرید و با اقدامات عملی و جدی خود به خانواده همسرتان ثابت کنید که انگیزه و پشتکار لازم را دارید و همه تلاش خود را برای رفع این مشکل به کار می گیرید. 

30 روش مهم برای ایجاد علاقه میان همسران

دانش و مهارت خود را با مطالعه کتاب‌هایی در مورد انتخاب همسر، نحوه ارتباط با دیگران و شرکت در جلسات مشاوره و آموزش خانواده، افزایش دهید.
هرگز همسر خود را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید.
از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده و او را تشویق کنید.
از تصمیمات نادرست، نامناسب و منفی و شکل‌گیری افکار منفی اجتناب کنید.
سعی کنید در طول زندگی خود، نقاط مثبت و قوی خود را به‌ویژه دررابطه بین خودتان و همسرتان ایجاد و زیاد کنید.
بدون تعصب، اشکالات و ضعف‌های خودتان را مشاهده و حل کنید؛ یعنی به‌جای توجه به نیمه خالی، نیمه پر لیوان را ببینید.
توازن انتظارات مهم است. انتظارات غلط از سوی طرف مقابل، عشق را کاهش می‌دهد.

در مواردی که غم و اندوه و افسردگی یا خشم‌تان شدید و غیرعادی است حتما به متخصص مراجعه کنید.
فکر کردن به یک زندگی شاد و موفق، مسئولیت‌پذیری، ازبین‌بردن موانع و نگاه کردن به عوامل ایجاد روابط سالم.
همه چیز را می‌توان برای عشق استفاده کرد؛ از کلمات، کار، پخت‌وپز، شست‌وشو، تماشای تلویزیون و بازی با بچه‌ها.
شما گاهی فرصت دارید تلویزیون، این جعبه جادویی را ببینید؛ همسرتان هم همین‌طور. شما به دیدن سریال علاقه دارید و او به دیدن مستند. این یک تفاوت است و شما می‌توانید این تفاوت را به فرصت تبدیل کنید. شما فقط باید تصمیم بگیرید، فکر کنید و انجام دهید. هیچ راز دیگری وجود ندارد.
برای ایجاد روابط دوستانه با اعضای خانواده تلاش کنید؛ همدردی، تفکر، همکاری و مشورت با یکدیگر در موضوعات مختلف، شکل‌های ایجاد این روابط دوستانه است.
زن یا شوهرتان را به‌عنوان نزدیک‌ترین و وظیفه‌پذیرترین فرد زندگی‌تان در نظر بگیرید و او را به‌عنوان همسر حمایت کنید.
زمان‌های خوب خود را در ذهن داشته باشید.
همسر خود را در روزهای اول آشنایی به یاد آورید. یک لیست از کارهای دونفره لذتبخش تهیه کنید. برای این کارها برنامه‌ریزی و سعی کنید آنها را همیشه تکرار کنید. می‌توانید لیست‌تان را به‌روز کنید.
بیان عشق مهم است. اگر یک زن از ناحیه شوهرش احساس خوبی و عشق و محبت نداشته باشد، او انگیزه نخواهد داشت که فرزندانش را دوست داشته باشد و حتی وظایف زنانه‌اش را انجام دهد.

مشورت با یکدیگر و اجتناب از یکجانبه‌گرایی در برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های اجتماعی، اوقات‌فراغت و بازدید از خانواده مهم است.
هر زمانی که ممکن است، رابطه کلامی و عاطفی با همسر و اعضای خانواده خود ایجاد کنید.
زنان بیشتر از صحبت‌کردن با شوهرشان لذت می‌برند، بنابراین مردان باید به طور فعال به حرف‌های همسرشان گوش کنند و به‌طور مناسب پاسخ دهند.
روابط‌تان را با یادگیری مهارت‌های ارتباطی مانند گوش‌دادن به یکدیگر، احترام به نظرات و عقاید هم، همکاری با یکدیگر و مشاوره، بهتر کنید.
سعی کنید کل خانواده، به‌خصوص همسرتان را گرم و صمیمانه در آغوش بگیرید.
کمک به همسرتان، عشق‌ورزیدن، دوست‌داشتن عاشقانه و احساس امنیت در عشق مهم است.
گاهی اوقات، در فضای محرمانه، محبت‌آمیز و محترمانه، رفتار یکدیگر را ارزیابی کنید و از یکدیگر بپرسید که باید چه انجام شود تا روابط شما بهتر و پرجنب‌وجوش‌تر شود.
هدیه دادن به هم را مهم بدانید.

چیزهایی که به نوعی بیان محبت هستند تأثیر زیادی بر افزایش محبت دارند. یکی از اینها می‌تواند هدیه‌ای هرچند ناچیز و ارزان باشد. در مخالفت یا سوء‌تفاهم، به‌جای تعصب یا سوء‌تفاهم، مشکل را شناسایی و راه‌حل خود را پیدا کنید. 
برای رسیدن به امنیت روانی و عاطفی روابط زناشویی، یکپارچگی، پذیرش، انصاف و اعتماد متقابل، اولویت‌تان باشد.
همیشه در برخورد با مشکلات خانوادگی خود را در موقعیت طرف دیگر قرار دهید و با پذیرش مسئولیت‌های خود و شناخت انتظارات متقابل، حل اختلافات را دنبال کنید. به تنهایی تصمیم نگیرید.
شما باید احساس کنید که با همسرتان کامل می‌شوید و دو قسمت از وجود یک شخص هستید. بنابراین زمانی که طرف دیگر حضور ندارد تصمیم نگیرید. با هم همکاری کنید و تصمیم بگیرید؛ در مورد همه چیز، چه کوچک و چه بزرگ.
روز یا هفته یا یک وقت خاص را برای بحث در مورد مسائل و مشکلات و به‌اصطلاح درددل با همسرتان اختصاص دهید.
صحبت از هر چیزی تنها در زمان خودش باشد، نه هنگام شام یا خواب.
در صورت بروز سوء‌تفاهم و سوء‌رفتار، آن را در اسرع وقت حل‌وفصل کنید تا به یک اتفاق مخرب تبدیل نشود.
با همسرتان مهربان باشید.
خوش‌اخلاقی در خانواده باعث می‌شود که کانون خانواده گرم‌تر شود.
انتظارات غیرواقعی از همسر و ازدواج را ترک کرده و از نگرش‌های آرمانی و رویایی اجتناب‌ کنید.

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

محققان پی برده‌اند هر چه می‌گذرد مردان بیشتری با استفاده از محصولات زیبایی و مراقبت از پوست، کلیشه ها را زیر پا می‌گذارند.

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

این عکس آن چیزی است که به طور سنتی وجود داشته، یعنی سلطه ی زنان بر دنیای زیبایی. حتی مردان مشهور هم وسواس زیادی درمورد روتین خودمراقبتی شان به خرج می دهند و از در میان گذاشتن آن با مردم خجالت نمی کشند.

جورج کلونی

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

جورج کلونی به طور مرتب به سونا می رود. به علاوه، از یک صابون باکیفیت برای حفظ رطوبت پوست خود استفاده می کند.

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

کوین هارت روتین مراقبت از پوست مفصلی دارد. او از یک اسکراب صورت گران قیمت استفاده می کند، صورت خود را با حوله ی داغ تمیز می کند و با یک مرطوب کننده ی گران قیمت به آن تازگی و طراوت می بخشد.


فارل ویلیامز

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

فارل ویلیامز گویی به جای پیر شدن، در حال جوان شدن است و این امر به لطف رسیدگی همیشگی او به پوستش میسر شده است. او در اینباره گفته: «مراقبت از پوستم را از تقریباً ۲۰ سال قبل شروع کردم.» روتین مراقبت از پوست او شامل استفاده از شوینده ی پوست، لایه بردار، قطره های ویتامین C و کرم مرطوب کننده می شود. و اما راز اصلی اش؟ پاک کردن تمامی این ها از صورتش با آب سرد برای بسته ماندن منافذ پوستش.


دیوید بکهام

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

دیوید بکهام جدا از سلامت فیزیکی اش، به صورت خود هم رسیدگی زیادی می کند. او یک روتین ساده اما وسواسی برای مراقبت از پوست خود دارد. بکهام روزانه چندین بار از مرطوب کننده استفاده می کند و یک کرم ضد پیری ملایم به چین و چروک های صورتش می زند.


کریس پاین

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

کریس پاین یک ترفند زیبایی دارد که به گفته ی خودش، یک «داروی معجزه گر» است که از آن برای صورت خود استفاده می کند. او اذعان کرده که برای درمان جوش های خود از قرص آکوتان استفاده می کند. با این حال، این دارو برای جوش های مختصر توصیه نمی شود و همیشه باید از متخصص پوست مشورت گرفت.


زک افران

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

زک افران چند مدل موی معروف دارد. از مدل موی ژولیده اش در دوران حضورش در سریال «دبیرستان موزیکال» (High School Musical) تا موهای بلوند پلاتینی اش. جالب است که او برای حفظ سلامت موهایش، تنها یک کار انجام می دهد؛ اینکه یک روز در میان موهای خود را شامپو می زند.


ایسپ راکی

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

ایسپ راکی اذعان کرده از یک محصول زیبایی خاص برای داشتن پوستی صاف و یکدست استفاده می کند. او از یک تونر عنبر سائل (فندق افسونگر) برای تمیز کردن و لایه برداری پوست خود استفاده می کند. او همچنین ترجیح می دهد تنها هفته ای یک بار موهای خود را بشوید و اجازه می دهد موهایش به طور طبیعی بلند شوند.


وی

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

کره ای ها در زمینه ی تولید محصولات آرایشی و بهداشتی زبانزد دنیا هستند. وی، یکی از اعضای گروه موسیقی بی‌تی‌اِس، درباره ی روتینی که برای حفظ درخشندگی پوست خود دارد، گفته: «وقتی در هواپیما هستم با پدهای پنبه ای به صورتم تونر می زنم و دو برابر بیشتر لوسیون استفاده می کنم.»


راب لو

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

راب لو جوانی و جذابیت چهره ی خود را هنوز حفظ کرده است. و اما راز اصلی اش؟ او یک صبحانه ی تمام پروتئینی می خورد و هر جا که برود محصولات آرایشی بهداشتی اش را در سایز مسافرتی با خود می برد، از جمله شوینده ی صورت و سرم ضد پیری و ضد پف زیر چشمش.


رایان رینولدز

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

رایان رینولدز حتی زمانی که در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به عنوان جذاب ترین مرد زنده ی دنیا انتخاب شد هم هیچ روتین زیبایی خاصی نداشت. با این حال، او اذعان کرده از هر چیزی که بتواند از کشوی همسرش، بلیک لایولی پیدا کند و عنوان «مرطوب کننده» داشته باشد، استفاده می کند. البته او پذیرش پیری به جای مقابله با آن را جذاب می داند.

تیر خلاص بر صمیمیت زوج ها!

پیامدهای رعایت نکردن حریم محرم و نامحرم برای افراد متاهل، سرمنشأ بسیاری از تعارضات و درگیری‌ها در زندگی مشترک است. بعضی از همسران شکایت‌هایی در خصوص توجه نکردن همسرشان به رعایت حریم محرم و نامحرم در جمع‌های همکاران، فامیل و دوستان خانوادگی‌شان دارند و پس از چنین رفت و آمدهایی، دچار تنش و بگو مگوهای زیادی می‌شوند که نتیجه آن سردی و بی‌میلی‌شان به یکدیگر خواهد بود. این همان تیر خلاص و از بین برنده صمیمیت و گرمای زندگی مشترک است که نه تنها همسران بلکه فرزندان را هم درگیر می‌کند. در جلسات مشاوره، شکایات زیادی داریم از آمدورفت‌های دوستانه خانم ها و آقایان که متاسفانه منجر به شکل‌گیری روابط نامتعارف بین آن افراد با جنس مخالف و در نتیجه از هم پاشیدگی یک خانواده شده است. در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

اجتماعی بودن نباید با بی‌حیایی اشتباه گرفته شود

گاهی اجتماعی بودن با پر رویی و بی‌حیایی اشتباه گرفته و بسیاری از حریم‌ها در بین یک مرد و زن نامحرم به بهانه اجتماعی بودن به حاشیه رانده می‌شود. هرکدام از ما برای خودمان و خانواده‌مان باید حریم خصوصی و شخصی قائل شویم و مرز آن را با کلام، رفتار و نگاه خود در ارتباط با دیگر افراد نگه داریم. گذاشتن عکس خانوادگی بدون رعایت حدود پوشش در معرض دید دوستان، همکاران و اقوام در شبکه‌های اجتماعی، شوخی و به کار بردن الفاظ صمیمی با هر کسی به غیر از خانواده‌ و همسرمان، درددل‌های بی دلیل با برخی همکاران جنس مخالف درخصوص حریم خانوادگی و همسر و حتی کاری، ارتباط داشتن‌های بی‌دلیل با جنس مخالف خارج از فضای زندگی‌مشترک به بهانه‌های واهی و … همگی به معضل و سرمنشأ بسیاری از تعارضات و درگیری‌های خانوادگی و به هم ریختن بهداشت و سلامت روان همسران تبدیل خواهد شد.

پیامدهای چنین ارتباط ‌هایی با نامحرم

در ادامه به فهرستی از پیامدهای ارتباطات بدون رعایت حریم محرم و نامحرم، اشاره می‌شود. ایجاد مقایسه‌های بی‌ دلیل و غیر‌منطقی همسر با فردی که در قالب روابط دوستانه، همکاران و اقوام با رعایت نکردن ما در حریم نگاه، کلام و رفتار، فرصت ابراز و نمایان شدن یافته است، از پیامدهای چنین ارتباط‌هایی است. در خور ذکر است دیدن فرد مدنظر در زمان محدود نسبت به همسر و حساب شده بودن رفتار وی در ارتباط با ما در ایجاد بیماری‌های روحی و به هم ریختن بهداشت و سلامت روان به خاطر لذت نبردن از شاخصه‌های ظاهری، فیزیکی و حتی رفتاری و اخلاقی همسر در مقایسه با فرد مدنظر موثر است.

بی‌میل، بی‌تفاوت و بی‌توجه شدن به همسر در حالی‌که در کنار او باید زندگی کنیم و به او تعهد داریم، از دیگر عواقب شوخی با نامحرم است. مثل آشپزی که چون طی روز با غذاهای زیادی سر و کار دارد و هر کدام آن‌ها را مزه کرده، به غذا بی‌میل می‌شود. درگیر شدن فرزندان در تعارضات بین والدین و به هم ریختن احساس امنیت و تعلق خاطر به کانون خانوادگی هم از عواقب این اتفاق نامناسب است. بیراهه رفتن فرزندان به خصوص در سنین نوجوانی و به خطر افتادن آینده تحصیلی و شغلی آنان هم در چنین شرایطی، دور از انتظار نیست.

چند توصیه به زوج هایی که چنین مشکلی دارند انگیزه‌های همسرتان را بشناسید: چرا او به سراغ چنین رفتاری رفته است؟ آیا اختلافات شدید شما باعث این گرایش شده یا او کاملا ناآگاهانه وارد این ماجرا شده است؟ شما پیش از آن‌که برای ترک عادت همسرتان کاری کنید، باید از دلیل رو آوردن به این ماجرا باخبر شوید و آن را از میان‌ بردارید.

عوامل تقویت کننده را حذف کنید: بعد از علت‌یابی، نوبت به شناسایی تقویت‌کننده‌ها می‌‌رسد. عواملی که رفتار او را تقویت ‌می کند،‌ بشناسید.  آیا تعریف نادرست از اجتماعی بودن و اشتباه گرفتن آن با رعایت نکردن حریم، سپری کردن زمان زیادی در تنهایی، نداشتن تماس در روز با وی و بی خبری از احوالات همدیگر، نداشتن جاذبه لازم در ارتباطات‌تان و بیکاری او را به چنین دامی انداخته است؟ برای این‌که به همسرتان در ترک این وابستگی کمک کنید، باید عوامل تخفیف‌دهنده این رفتار را بشناسید. بودن در جمع‌های خانوادگی سالم، اشتغال به کار، تقویت رابطه میان شما به عنوان یک زوج و بسیاری از راه‌های دیگر می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند.

خانواده‌تان همه زندگی‌تان باشد: دقت کنید که شما همه زندگی همسرتان باشید و همسرتان هم همه زندگی شما باشد. در ضمن همیشه در خانه برای با هم بودن، برنامه‌هایتان را از قبل سر و سامان دهید. به عنوان مثال، خانم‌ها مشغول پخت و پز و تمیز کاری نباشید، آراسته و مرتب باشید، یا آقایان پس از ورود و استراحت کوتاه، خود را در اختیار خانواده قرار دهید. از پرداختن بیش از ضرورت به تلفن و شبکه‌های اجتماعی بپرهیزید، مسائل کاری را تا حد امکان به خانه نیاورید و برای کودکان و همسر خود وقت بگذارید.

نویسنده : صدیقه معدنی| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

آقایان بخوانند

پذیرش این واقعیت که مرد و زن هرکدام روان‌شناسی خاص خودشان را دارند، بیانگر تفاوت‌های عمیق عاطفی، روانی و شخصیتی است. وقتی این واقعیت در کنار سایر متغیرهای شکل‌دهنده تربیت وشخصیت قرار می‌گیرد پدیدآورنده دو انسانی است که باید خصوصیات همدیگر را بشناسند و تفاوت‌های یکدیگر را درک کنند تا بتوانند فرزندی سالم را نیز تربیت کنند. ما برای این‌که مردان، شناخت بیشتری از زنان داشته باشند، چند پیشنهاد داریم؛ دفعه بعد، همین‌جا منتظر پیشنهادهایی برای بانوان باشید.

1- زنان را درک کنید
شما باید نیازهای‌شان، عواطف‌شان، شادی، ناراحتی، سرزندگی، کسالت و خوب و بدشان را درک کنید. به‌ویژه اگر مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند، باید موقعیت آنان را درک و با آنان همدلی کنید.

2- زن‌ها گفت‌وگو را دوست دارند
زن با صحبت تخلیه می‌شود. اگرچه به نظر شما او در صحبت افراط می‌کند، هرگز او را از گفتن بازندارید.


3ـ گوش دهید
اولین نشانه درک شما از زن این است که به صحبت‌هایش به دقت گوش دهید. هنگام صحبت او با دست‌هایتان بازی نکنید، روزنامه نخوانید، سرتان را بالا بیاورید و صمیمانه نگاهش کنید.

4-از قطع گفتار او خودداری کنید
با سرعت چاره‌جویی و تدبیر نکنید. زن نمی‌گوید که شما چاره‌جویی کنید بلکه می‌گوید تا مسأله را بیان کرده باشد، برای مثال: «می‌گوید سرم درد می‌کند. نگویید: برو دکتر. همدردی کنید و بگذارید به صحبتش ادامه دهد.»  زن ها گاهی دل‌شان می‌خواهد فقط حرف بزنند.

5- محبت کنید
به شکل مستمر محبت خود را به او ابراز کنید و گاهی از طریق هدیه‌دادن به مناسبت‌های مختلف (سالگرد ازدواج، تولد و…) به همسرتان، آن را عملا تایید کنید.

6- همسر خود را با القاب زیبا و پسندیده مورد خطاب قرار دهید
رسول خدا(ص) همسرش را حمیرا(گل‌سرخ) خطاب می‌کرد. همراه‌کردن نام همسرتان با صفات زیبا و با بار عاطفی مثبت باعث خشنودی‌اش‌می‌شود.