جاسازی پُر از نکته جی‌پی‌اس در خودروی شوهر!

به بهانه انتشار تصاویری از لحظه متوجه‌شدن صاحب یک بنز در تعمیرگاه از جاسازی جی‌پی‌اس در خودرویش، نگاهی روان‌شناسانه به این رفتارها داشتیم
 به تازگی تصاویری از کامنت‌های مردم زیر یک پست اینستاگرامی یک تعمیرکار خودرو پربازدید شده است. ظاهرا صاحب یک بنز  c300، خودرویش را برده تعمیرگاه و تعمیرکار متوجه جاسازی یک GPS داخل خودرو شده است. دنبال‌کنندگان این پیج مدعی شدند که این اقدام از سمت همسرش برای تعقیب او بوده است. بدون توجه به صحت و سقم ماجرا در این مطلب می‌خواهیم از منظر روان‌شناسی، این رفتار را بررسی کنیم و چند نکته خطاب به افرادی که تصمیم به چنین کارهایی می‌گیرند، داشته باشیم.


   کنجکاوی‌هایی که نتیجه مطلوبی ندارد
قبل از هر چیز باید توجه داشت که بیشتر این کنجکاوی‌ها، نتیجه مطلوبی در بر ندارد. مثل یک بازی دزد و پلیس که در نهایت فردی که مورد تعقیب است، به اوتوجه بیشتر می شود و از این ماجرا لذت می‌برد. اگر فردی این کار را انجام دهد باید از خودش بپرسد که این کنجکاوی چه نتیجه‌ای دارد؟ این اولین سوالی است که باید از خودتان بکنید. اگر بتوانید مچ همسرتان را بگیرید، چه نتیجه و فایده‌ای خواهد داشت؟ آیا می‌تواند جلوی رفتارش را بگیرد یا او در نهایت طلبکار هم خواهد شد؟ یعنی ممکن است شما را به خاطر این رفتارتان متهم کند! مراقب باشید که همسرتان به خاطر اشتباه شما، خود را تبرئه نکند. مثلا گفتن این جمله‌ها که «رفتار تو هم اشتباه بوده که مرا تعقیب کردی» و «تو به خاطر بی‌اعتمادی به من باعث شدی تا اقدام به چنین کاری کنم» و … عاقبت چنین رفتارهایی است.
   اقدامی که شما را الکی سرگرم می‌کند
این رفتار خودش یک بازی است که می‌تواند با هیجان زیادی همراه باشد اما شما را الکی سرگرم می‌کند. شما با این کار سرگرم این بازی می‌شوید و حواس‌تان از بقیه مسائل زندگی پرت و شک‌تان هر روز بیشتر از گذشته می‌شود. ممکن است همسرتان در کنار این بازی به رفتارهای دیگری بپردازد که شما دوست ندارید ولی به‌قدری به تعقیب و گریز او مشغول می‌شوید که دیگر فرصت فکر کردن به برخی نیازها و انتظارات خود را نخواهید داشت. این رفتار هر زمانی که لو برود، از قبح آن در نگاه شوهرتان می‌کاهد. فراموش نکنید که اگر فردی بخواهد مخفی کاری کند، هزاران راه‌حل به ذهن‌اش می‌رسد و هر بار از راه حل‌های جدیدی استفاده می‌کند و دیوار حاشا برای این افراد بلند است. در ضمن انجام چنین کارهایی به محض لو رفتن باعث می شود که همسرتان هیچ وقت در کنار شما احساس آرامش نکند و این بدترین اتفاق برای زندگی مشترک محسوب می شود.
   به جای تله‌گذاشتن، صادقانه حرف بزنید
بهترین راه‌حل این است که صادقانه درباره احساس‌تان حرف بزنید و بگویید که رفتارهای شک‌برانگیز همسرتان چه تاثیراتی بر زندگی مشترک شما و ارتباط‌تان گذاشته است. معمولا افرادی که مخفی‌کاری می‌کنند، کم‌کاری‌هایی در زندگی‌مشترک دارند و همسر این افراد می‌توانند انتظارات خود را از همسرشان مطالبه کنند. مثلا مردی که دیر به خانه می‌آید، همسرش به جای این‌که بگوید «چرا این‌قدر دیر آمده‌ای!؟» بهتر است که بگوید: «دوست ندارم این قدر دیر به خانه بیایی» یا «وقتی این قدر دیر به خانه می‌آیی، احساس تنهایی می‌کنم.» واضح است که صحبت‌کردن در این باره بهتر از تعقیب‌کردن و تله گذاشتن برای اوست.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی| ‌ روان‌شناس سلامت

چگونه با یک پدرشوهر بداخلاق برخورد کنیم؟

بداخلاقی پدر شوهر ممکن است ذاتی باشد یا این که از طرف شما احساس خطر کند و دلیل بداخلاقی اش این باشد که تصور میکند شما میخواهید پسرشان را از آن ها جدا کنید.
البته اگر پدرشوهر شما کلا بداخلاق است و در رابطه با دیگران هم رفتر خوبی ندارد ، شما تقصیری ندارد و برای بهبود شرایط کاری از دستتان ساخته نیست و صرفا باید صبوری کنید.
کسی که تمام عمرش بداخلاق و پرخاشگر  بوده است و با شوهر و مادر شوهرتان را هم به همین شکل برخورد می کند ، قرار نیست در آینده هم رفتارش را تغییر دهد. 
ولی در برخی موارد میتوانید با فهمیدن دلیل اصلی بداخلاقی پدر شوهر تا حدودی رابطه او با خودتان را اصلاح کنید.
شما هنگامی که ازدواج می کنید قدرتی برای انتخاب خانواده شوهرتان ندارید و ممکن است در بدترین حالت گرفتار یک خانواده سمی شوید و مجبور باشید با یک پدر شوهر بداخلاق کنار بیایید.
در صورتی که شوهر شما به خانواده اش علاقه و دلبستگی داشته باشد نمیتوانید آن ها را کنار بگذارید و باید با معضلات اخلاقی آن ها کنار بیایید و با فهمیدن ریشه بداخلاقی که میتواند به دلیل مشکلات شخصیتی باشد یا به دلیل عوامل محیطی و بیماری ، به مرور بیاموزید که چطور به صورت مسالمت آمیزی با آنها کنار بیایید. 


مدیریت برخورد با پدرشوهر بداخلاق
برای کاهش آسیب بداخلاقی اطرافیان همیشه راهکارهای یکسانی استفاده می شود مثل قطع ارتباط یا دفاع از خود و تعیین حد و مرز حریم خصوصی ولی زمانی که این مشکلات در اعضای خانواده شوهر رخ می دهد ، مدیریت آنها نیاز به صبر و سیاست بیشتری دارد. 

دلیل بداخلاقی پدر شوهر بسته به تفاوت های فردی و فرهنگی و تربیتی میتواند متفاوت باشد. 
به طور معمول دلیل اصلی بداخلاقی با عروس جدید ، نگرانی از بابت از دست دادن فرزند و ادامه دادن به کنترل زندگی او است. 
برخی از پدرها نمیتوانند استقلال فرزندشان را تحمل کنند و نمیتوانند از نظر روانی از او جدا شود و همین امر باعث بروز مشکلات و باخلاقی های بعدی می شود که در این موارد باید با اطمینان دادن به آنها که همیشه به فکرشان هستید و هر از گاهی به ان  ها سر میزنید ، این تنش عاطفی را کاهش دهید. 
گاهی اوقات که بداخلاقی های پدرشوهر به دلیل مشکلات شخصیتی و تربیتی است یا به دلیل مصرف داروهایی خاص و بیماری بروز کرده است معمولا کار زیادی از دست شما ساخته نیست و بهترین روش استفاده از تکنیک دوری و دوستی است. 

رفتار درست با پدرشوهر بداخلاق
بعد از ازدواج خانواده شوهر تبدیل به بخشی از زندگی مشترک شما خواهند شد و مسلما با چالش هایی در این ارتباطات جدید روبرو خواهید شد و شما باید با توجه به شرایط ایجاد شده از تکنیک های متفاوتی برای مقابله با پدر شوهر بداخلاق یا مادر شوهر سمی استفاده کنید.

متحد شدن با شوهر
نارضایتی خود را از رفتار پدرشوهرتان به اطلاع شوهر برسانید و به او بگویید که رفتارش باعث لطمه خوردن به احساسات شما می شود تا او ناراحتی شما را به اطلاعشان برساند و از خانواده اش بخواهد درست رفتار کنند ولی هیچگاه او را واسطه بین خودتان قرار ندهید.
هیچگاه شوهرتان را به خاطر بداخلاقی پدرش سرزنش نکنید ، سرزنش شوهر و گلایه کردن از خانواده اش فقط باعث می شود که او در مقابل شما قرار بگیرد و تحمل شرایط برایتان سخت تر شود. 
زمانیکه با بداخلاقی یا بدرفتاری پدرشوهرتان روبرو می شوید سعی کنید کنار شوهرتان بایستید و بدون توجه به اتفاقاتی که افتاده است، خطوط ارتباطی بین خودتان را باز نگه دارید. 
در این شرایط زوجین باید بیشتر به سمت هم متمایل شوند تا بتوانند با هم تصمیم بگیرند ، نقش پدرشوهر در رابطه شان در چه حد است.
اگر زن و شوهر مطمئن شوند که پشت و گناه یکدیگر هستند ، در این شرایط بهتر میتوانند با چالش پیش رو کنار بیایند و احساس بهتری نسبت به یکدیگر داشته باشند. 
به هیچ عنوان شوهرتان را به عنوان میانجی یا مدافع بین خودتان و پدرشوهرتان قرار ندهید ، این روش به مرور زمان باعث ایجاد فشار و استرس های غیر ضروری به ازدواج شما شده و منجر به خشم و عصبانیت شوهرتان نسبت به شما خواهد شد. 
تعیین حد و مرزها
برای حفظ آرامش و سلامت عقل و حفظ استقلال ، باید حریم شخصی خودتان و خانواده فردی که با او ازدواج کرده اید را از همان ابتدا کاملا شفاف مشخص کنید و  چگونگی و نحوه رعایت آن را هر چه زودتر به اطلاع دیگران برسانید.
نباید اجازه دهید که مرزهای حریم شخصی شما با بدخلقی پدر شوهر ، کنترل گری یا سایر رفتار های سمی ، نادیده گرفته شود.
اگر به والدین شوهرتان آزادی بیش از حد بدهید ، به سرعت همه چیز از کنترل شما خارج خواهد شد. 
جسور باشید و از تعیین محدودیت های واضح نترسید. 
اگر بداخلاقی پدرشوهرتان زیاد است و ملاقات های هفتگی شما را آزار میدهد میتوانید ملاقات هفتگی را به شوهرتان بسپارید و ملاقات های خودتان را به ماهی یک بار کاهش بدهید.
به مواردی که منجر به بداخلاقی یا اعمال نظر پدرشوهرتان می شود دقت کنید مثلا اگر بداخلاقی های او درباره مسائل مالی است و سعی در دخالت روند اقتصادی زندگی شما دارد ، درباره همین موضوع با هم مشورت کنید و مرزبندی دقیق نهایی را به اطلاع پدرشوهرتان برسانید و به او توضیح دهید تا کجا میتوانید به نظراتش گوش کنید یا بداخلاقیهایش را تحمل کنید.

مشکلات رفتاری را جدی بگیرید
برای روبرو شدن با پدرشوهر بداخلاق ، یادگیری مهارت همدلی میتواند به شما کمک کند علت مشکلات رفتاری او را بهتر درک کنید. 
خودتان را به جای او و شرایطی که در آن زندگی میکند بگذارید تا بتوانید بهتر او را درک کنید. 
اگر پدر شوهر شما احساس کند از طرف شما درک میشود ، انعطاف پذیری بیشتری بروز میدهد و پویایی روابط شما بهتر پیش خواهد رفت. 

عجولانه و هیجانی رفتار نکنید
اگر پدرشوهرتان حرفی توهین آمیز یا خارج از عرف به زبان می آورد ، سعی نکنید به صورت تند و با حالتی دفاعی پاسخش را بدهید. واکنش های هیجانی و احساسی معمولا باعث تشدید شرایط و از بین رفتن حرمت ها خواهد شد. 
سعی کنید در این گونه موارد کمی از او فاصله بگیرید تا آرامش پیدا کرده و بتوانید پاسخی متعادل و به دور از عصبانیت به او بدهید و شرایط را به نفع خود و به گونه ای سازنده پیش ببرید. 
پاسخ هیجانی و از روی خشم معمول باعث می شود که بعدا احساس پشیمانی به شما دست بدهد. بعد از بدست آوردن آرامش میتوانید قاطعانه به پدرشوهرتان بگویید که از رفتارش ناراضی هستید و کنار آمدن با بداخلاقی برایتان سخت است و مجبور می شوید از آن ها دوری کنید.

تلاش برای یافتن زمینه های مشترک
اگر بتوانید علاقمندیهای پدرشوهرتان را پیدا کنید ، از این طریق میتواند به طور موثرتری با او آشنا شوید و در زمینه های مشترک باهم گفتگو کنید و از زاویه دید یکسان ، شرایط را ببینید. اگر مشکلات شما علیرغم تلاشتان بیشتر می شود ، بهتر است خودتان را از محیط دور نگه دارید و فضای شخصی در اختیار داشته باشید تا مجبور به شنیدن بداخلاقی های پدرشوهرتان نشوید. در هر صورت همیشه به پدرشوهرتان احترام بگذارید تا او هم مجبور به احترام گذاشتن و حفظ حریم شخصی شما شود. 

بهترین راه حل واسه کفش تنگی که پا رو میزنه

احتمالا برای شما هم اتفاق افتاده کفشی را می خرید که داخل آن احساس راحتی ندارید و در نتیجه اولین کاری که می‌ کنید، این است که آن را داخل جعبه اش می گذارید و جلوی در خانه قرار می دهید که یک نفر آن را ببرد یا به کسی می بخشید؛ اما بهتر است قبل از این کار؛ تجدید نظر کنید.

شما می توانید با در نظر گرفتن راهکار هایی خاص، مشکل کفش نامناسب را برطرف کنید و آن را به یک کفش راحت تبدیل کنی؛ پس در این قسمت با ما همراه باشید.

استفاده از چسب زخم

اگر صندل پاشنه داری خریداری کرده اید و پایتان مدام داخل کفش لیز می‌ خورد، در چنین حالتی در قسمت انتهایی کفش و صندل یعنی قسمتی که پاشنه پاهایتان قرار می گیرد، چسب زخم بزنید که این گونه دیگر پایتان لیز نخواهد خورد.

سیب زمینی پوست کنده

این روش برای کفش هایی مناسب است که تنگ می باشد و به پای شما فشار می آورد. در چنین حالتی یک سیب زمینی خام را پوست بکنید و آن را شب تا صبح داخل کفش تان بگذارید؛ حتی می توانید آن را فشار داده و در قسمت پنجه کفش قرار دهید و صبح روز بعد آن را بردارید؛ اینگونه خواهید دید که رطوبت سیب زمینی باعث گشاد شدن کفش شده است.

استفاده از لاک ناخن

گاهی اوقات افراد دمپایی انگشتی می‌ خرند اما قسمت بند که به انگشت آن ها می چسبد، مدام لیز می خورد و ساییده می شود و همین باعث می‌ شود که پایشان اذیت شود. در چنین شرایطی دقیقاً در جایی که انگشتان پای تان روی دمپایی قرار می گیرد را لاک بزنید. بین دو طرف بند دمپایی این کار را انجام دهید تا پایتان دیگر لیز نخورده و قرمز هم نشود.

استفاده از پد بهداشتی (رفع سفتی کفش)

اگر کفشی خریده اید که زیر آن خیلی سفت است و به پایتان فشار می آورد که مخصوصاً در مورد کفش های پاشنه بلند این اتفاق رایج است و نمی توانید آن را بپوشید، در چنین حالتی یک نوار بهداشتی یا پد بهداشتی داخل بدنه کفش گذاشته و بعد آن را پا کنید.

استفاده از حوله یا پارچه میکروفایبر
گاهی اوقات بعضی از کتانی ها را می خواهید برای زمستان هم استفاده کنید؛ اما شاید داخل کتانی به اندازه کافی گرما نداشته باشد. در این حالت می توانید یک عدد حوله را به اندازه کف پای خود برش دهید و آن را داخل کتونی در قسمت کفی بگذارید تا نرم و گرم شود و برای زمستان هم قابل استفاده باشد.

استفاده از جوراب
اگر پوتین یا بوتی خریداری کرده ‌اید که تنگ است و به اندازه کافی با سایز پای شما همخوانی ندارد، کافی است که چند عدد جوراب را بردارید، آن را لوله کنید و شب تا صبح داخل کفش بگذارید و صبح روز بعد؛ به پا کنید و ببینید که آیا سایز کفش بزرگتر شده است یا خیر. اگر به نتیجه دلخواه نرسیدید، این کار را دوباره تکرار کنید.

پنهان کردن جوراب
گاهی اوقات شما یک کفش پاشنه بلند می خرید و مجبور هستید که بدون جوراب آن را به پا کنید؛ اما پایتان اذیت می شود. در چنین حالتی برای این که پایتان اذیت نشود و همچنین لیز هم نخورد، جوراب را به گونه ای برش دهید که فقط روی انگشت سوم و دوم و قسمت کف پای شما قرار بگیرد. این گونه پایتان لیز نمی خورد و داخل کفش هم اذیت نمی شود.

استفاده از بند کفش

اگر دمپایی لا انگشتی خریداری کرده اید؛ اما بند یا پلاستیک وسط دمپایی پایتان را آزار می دهد، در چنین حالتی بند کفشی را بردارید و دور کل بند دمپایی بپیچید تا حس نرمی و راحتی را لابلای انگشتان خود حس کنید.

بالشتک یا پد آرایشی

کافی است که یک بالشتک کوچک شبیه به یک پد آرایشی یا مقداری پنبه پیدا کنید و آن را داخل کفش های نوک تیز بکنید و بعد آن را به پا کنید. در چنین حالتی انگشتان تان دیگر جمع نمی شود و پایتان هم زخم نخواهد شد.

پد بهداشتی (جلوگیری از زخم شدن پاها)

پد بهداشتی یا نوار بهداشتی کاربرد دیگری هم دارد؛ آن هم برای کفش هایی است که در قسمت پاشنه و پشت پا باعث زخم شدن پایتان می شود یا به اصطلاح پای شما را می زند. در چنین حالتی یک تکه از نوار بهداشتی را برش دهید و در این ناحیه بچسبانید و بعد کفش را به پا کنید تا حس راحتی و نرمی داشته باشید و پایتان هم زخم نشود.

دست شوهرم مدام در جیب من است!

خانمی شاغل هستم که بعد از ازدواجم، روی حقوق خودم نمی‌توانم برنامه‌ریزی کنم. شوهرم تقریبا همه حقوقم را می‌گیرد تا برای خانه خرج کند و من از این کارش، ناراحتم. به قول معروف، مدام دستش در جیب من است. البته شوهرم بیکار نیست و خودش هم کار می‌کند اما همه حقوقش به دادن وام‌هایی می رود که برای جلو افتادن زندگی‌مان گرفته است. چه کنم؟

پاسخ مشاوره
مخاطب گرامی، به نظر می‌رسد وقتی همسر شما می‌دانسته که شاغل هستید پس روی این قضیه حساب باز کرده و مقداری از بار زندگی را که باید بر دوش خودش باشد، بر دوش شما انداخته است. از طرف دیگر احتمالا در دفعات اول شما با این موضوع به صورت کاملا باز و صمیمانه برخورد کرده اید که حقوق من و شما ندارد و این برای هر دوی ما خوب است. مهم‌تر از همه این‌که شما بیان می‌کنید من ناراحتم از این‌که حقوقم را می‌گیرد و برای خانه خرج می‌کند که به این معناست شما از همسرتان به عنوان یک مرد هیچ‌گونه درخواستی نداشته‌اید و همیشه روی حقوق خودتان برنامه‌ریزی می‌کردید و ایشان را از مسئولیت مرد بودن و همسر بودن خود دور کرده‌اید. شوهرتان هم به مرور نیازهای شما را فراموش کرده و تمام هدفش تامین مخارج زندگی و به قول خودتان جلو افتادن در زندگی به هر قیمتی، شده است اما چند توصیه به شما داریم.
 هدف‌تان از زندگی‌مشترک را پیدا کنید
مسئله بعدی این است که شما در زندگی چقدر قرار است به عنوان یک همسر در کنار شوهرتان باشید و معنای زندگی‌مشترک را در چه مسائلی می‌بینید؟ گاهی اوقات صحبت اطرافیان و نوع نگاه آن‌ها به زندگی‌مشترک باعث تغییر نگاه ما می‌شود؛ این در صورتی است که ما برای زندگی‌مشترک خود هیچ هدف و معنایی نداشته باشیم و به قولی باری به هر جهت باشیم و با کوچک‌ترین بادی توفان‌هایی در زندگی خودمان به راه بیندازیم که ندانیم ریشه اصلی آن از کجا بوده است.
 حرف دل‌تان را به شوهرتان بگویید
خوبی‌های شوهرتان و هدفش را ببینید که جلو افتادن زندگی‌تان است. در ضمن با فکر کردن به عبارت‌های منفی که شوهرم برایم ارزش قائل نیست، قربی پیش شوهرم ندارم و … خودتان و زحمات‌تان را در این زندگی نادیده نگیرید. در پایان هم با شوهرتان در یک فضا و زمان مناسب به گفت‌و‌گو بنشینید و همان‌طور که بارها در این صفحه درباره اصول یک گفت‌و‌گوی صحیح نکاتی مطرح شده است، حرف دل تان را به او بگویید.
نویسنده : مهسا جعفری‌نسب| ‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی‌بالینی

خواستگارم ازدواج سابق من را به خانواده اش نگفته است

دخترى 19 ساله هستم که ازدواج اولم به جدایی انجامید. اکنون با پسرى آشنا شده ام و قصد ازدواج با یکدیگر را داریم. او تک پسر است و از ترس مخالفت خانواده اش موضوع ازدواج قبلی مرا به آن ها نگفته است. هر 2 خانواده با ازدواج ما مشکلى ندارند اما خانواده او واقعیت را نمی دانند. این موضوع من را نگران کرده است

پاسخ مشاور

با توجه به این که مبنای ایجاد و تحکیم بنای ازدواج بین دختر و پسر و خانواده هایشان بر پایه امنیت، صمیمیت، احترام و اعتماد است؛ بنابراین توجه داشته باشید که باید با تصمیمی درست درباره مشکلی که مطرح کرده اید برای خود، همسر آینده و خانواده هایتان آرامش و امنیت را به ارمغان بیاورید تا شانس تان برای خوشبختی بیشتر شود. هرچند شاید عامل اصلی طلاق تان در گذشته نبوده باشید اما امروز شما با گرفتن تصمیمی آگاهانه، مسئول مشکلاتی خواهید بود که در آینده ایجاد خواهد شد.

نگرانی تان منطقی است

این که شما و خواستگارتان از بیان واقعیت ازدواج سابق تان به خانواده پسر نگران هستید، قابل درک است. فراموش نکنید که اگر زندگی تان را بر پایه ترس از بر ملا شدن حقیقت بنا کنید، پایداری آن در معرض خطر قرار خواهد گرفت. برای این که بتوانید راحت تر با این موضوع کنار بیایید، خودتان را جای خانواده پسر بگذارید تا آن ها را درک کنید. همچنین از خودتان بپرسید که اگر آن ها یک روز یا حتی 5 سال دیگر از این موضوع مطلع شوند، چه برخوردی با شما خواهند داشت.

در ازدواج همواره حقیقت را بگویید

شما باید حتما این موضوع را با خانواده پسر مورد علاقه تان در میان بگذارید چراکه حقیقت هیچ گاه تا انتها پنهان نخواهد ماند. تصمیم گیری این که خودتان این موضوع را بگویید یا خانواده تان یا خود خواستگارتان به خانواده اش بگوید، با مشورت بزرگ ترها امکان پذیر است چراکه شناخت ما با توجه به پیامک شما از خانواده پسر کامل نیست. توجه کنید که هر لحظه در جلسه پایانی خواستگاری ممکن است یکی از بزرگ ترهای فامیل تان این موضوع را به خانواده پسر بگوید. همچنین این نکته را هم بدانید که بیان این موضوع از طرف شما در جلسه های اولیه خواستگاری نشانه ای از صداقت است. همچنین در صورت پنهان کردن این موضوع، پسر مورد علاقه تان هم مجبور است با نقش بازی کردن پشت ترس های خود پنهان شود؛ بنابراین با بیان حقیقت به نوعی علاقه خودتان را به خواستگارتان هم ثابت کرده اید.

خواستگارتان را بیازمایید

از بیان حقیقت ترسی نداشته باشید چراکه با گفتن این مسئله، عشق و علاقه خواستگارتان به شما محک جدی خواهد خورد. اگر او در انتخاب شما آگاهانه عمل کرده باشد، با اعتماد به نفس بالا و داشتن استقلال کافی می تواند خانواده اش را برای ازدواج با شما راضی کند. همچنین شما می توانید رفتارهای او را از لحاظ منطقی یا احساسی بودن محض در آن شرایط در برابر خانواده اش بررسی کنید و از توانایی او برای حل مشکلات با اندیشه صحیح آگاهی یابید تا بتوانید با اطمینان بیشتری وارد زندگی مشترک با او شوید.

خودتان را با گفتن حقیقت نجات دهید

همچنین شما با بیان حقیقت، خودتان را از داشتن نقطه ضعف در مقابل همسر آینده تان در زندگی مشترک نجات خواهید داد؛ بنابراین و با توجه به ویژگی های مثبتی که در خودتان می بینید، با توکل بر خداوند با گفتن حقیقت ضمن شفاف سازی و جلب اعتماد خانواده طرف مقابل، پایداری زندگی خود و همسر آینده تان را تضمین کنید.

احساس می کنی همسرت دیگر عاشقت نیست؟!

تقدیم به آن ها که احساس می کنند، همسرشان دیگر عاشق شان نیست

 زبان عشقت را بشناس

زبان اول عشق : کلام تایید آمیز یکی از راه‌های بیان و ابراز احساسات، استفاده از واژه‌های دلگرم کننده و تشویق آمیز است.

هدف عشق به دست آوردن چیزی که شما می‌خواهید نیست بلکه انجام دادن کاری برای سعادت کسی است که دوستش دارید. واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیز دریافت می‌کنیم به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلاً کاری انجام دهیم. کسانی که زبان عشق خود و یا همسرشان کلام تایید آمیز است باید در گفتار خود این نکات را مدنظر قرار دهند: کلمات تشویق آمیز واژه تشویق در زبان انگلیسی به معنای ایجاد شهامت است. همه ما در بخش‌هایی از وجودمان احساس ناامنی می‌کنیم. ما فاقد شهامت هستیم و این شهامت نداشتن اغلب مانع انجام کارهای مثبتی می شود که دوست داریم انجام دهیم. لطفاً توجه کنید که ما نمی‌گوییم به همسرتان فشار بیاورید تا کاری را که شما می‌خواهید انجام دهد، بلکه می‌گوییم او را تشویق کنید تا علایقی را که دارد، بسط و پرورش دهد. تشویق مستلزم توجه و محبت و نگاه کردن به جهان از چشم همسرتان است. ابتدا ما باید بفهمیم که چه چیزی برای همسرمان مهم است و سپس با تشویق به پرورش آن بپردازیم. کلام مهر آمیز عشق مهربان است. اگر بخواهیم با زبان، ارتباط عاشقانه برقرار کنیم باید از واژه‌های مهرآمیز استفاده کنیم. من واقعاً حیرت می‌کنم که چطور مردم زندگی امروز خود را با بیان خاطرات تلخ دیروز خراب می کنند.

بهترین کاری که ما با خطاهای گذشته می‌توانیم انجام دهیم این است که آن‌ها را به تاریخ بسپاریم و فراموش کنیم. بله، متاسفانه اتفاقی افتاده و صدمه زیادی هم زده و ممکن است که باز هم به ما صدمه بزند و ما را برنجاند؛ اما ما نمی‌توانیم گذشته را پاک کنیم یا تغییر دهیم بلکه باید آن را به عنوان گذشته و تجربه بپذیریم. پس اگر می‌خواهیم روابط صمیمی و دوستانه داشته باشیم، به جای بیان خاطرات تلخ گذشته باید خواسته‌های یکدیگر را بدانیم، آمال و آرزوهای یکدیگر را بشناسیم و با کلمات محبت آمیز به بیان آن‌ها بپردازیم.

کلمات فروتنانه عشق تقاضا می‌کند، نه تحکم. اگر با تحکم خواسته‌های خود را بیان کنیم، امکان صمیمیت را محو و نابود کرده ایم و همسرمان نیز از ما دور خواهد شد. پس بیاموزیم که زبان عاشق متواضع و مهربان است نه متکبر و پرخاشگر.

زبان دوم عشق: وقت گذاشتن برای یکدیگر

منظور از وقت گذاشتن برای یکدیگر ، این است که توجه خود را به طور کامل به دیگری معطوف کنیم. طریقه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر، با هم بودن است. البته منظور ما صرفاً کنار هم بودن نیست، با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل. یکی از وجوه وقت گذراندن این است که ما با هم کاری انجام دهیم و طی این مدت تمام توجه‌مان به دیگری باشد.

ما با روش‌های مختلفی می‌توانیم برای هم وقت بگذاریم. ممکن است همسر ما با یکی از این روش‌ها عشق خود را نشان ‌دهد، در حالی که ما از آن غافل هستیم. در ادامه نمونه‌هایی از وقت گذاشتن برای یکدیگر را بیان می‌کنیم. گفت و گوی متمرکز گفت وگوی متمرکز کاملاً با زبان اول عشق متفاوت است.

کلمات تایید آمیز روی چیزی تکیه می‌کند که ما می‌گوییم، اما گفت وگوی متمرکز روی چیزی که می‌شنویم تکیه دارد. متاسفانه ما فراموش می‌کنیم که ازدواج یک رابطه است، نه پروژه‌ای که باید کاملش کنیم یا مشکلی که باید حلش کنیم. برای برقراری یک رابطه صمیمی به جز خوب گفتن باید از خوب شنیدن یا هنر گوش کردن نیز بهره ببریم. 


هنر گوش کردن

1- وقتی همسرتان حرف می‌زند، به چشم‌هایش نگاه کنید.

2- در حین گوش کردن به حرف‌های همسرتان، مشغول کار دیگری نشوید.

3- در حین گوش کردن در پی کشف احساسات طرف مقابل‌تان باشید.

4- به حرکات بدن یا همان زبان بدن وی توجه کنید.

5- حرف او را قطع نکنید. فعالیت های سازنده یکی دیگر از وجوه وقت گذراندن برای یکدیگر، فعالیت سازنده است. فعالیت‌های سازنده مشترک، مخزن خاطره‌ای ایجاد می کند که تا سال‌ها بعد می‌توانید از موجودی آن استفاده کنید . در شماره بعد، درباره سه نوع دیگر از زبان عشق در زندگی مشترک خواهیم گفت.

نشانه های کمال گرایی در رابطه عاطفی چیست و چگونه مقابله کنیم؟

کمال گرایی در رابطه عاطفی یکی از معضلاتی است که میتواند شما را برای همیشه تنها نگه دارد. کسی که تصور می کند آتش عشقش نباید هیچ گاه خاموش شود ، رابطه اش باید همیشه شیرین و خوشایند باشد و قرار نیست با هیچ مشکل یا چالشی روبرو شود و تا آخر عمر باید همان شور و شوق اولیه را احساس کند ، تصویری کامل و ایده آل از رابطه عاطفی در ذهنش نقش بسته است ولی آیا این تصویر با واقعیت زندگی مطابقت  دارد؟ اگر زمانی با واقعیت روبرو شود ، سرخورده نشده و رابطه اش را خراب نمی کند؟
برخی از تصورات و خواسته های ما از یک رابطه عاطفی با وجودی شیرین و دوست داشتنی است ولی تطابقی با واقعیت ندارد و به عنوان نشانه های کمال گرایی در روابط عاطفی شناخته می شود.
کمال گرایی در رابطه عاطفی می تواند به شکل ها مختلفی بروز کند ، در ادامه این مقاله بیا نی نی نشانه های کمال گرایی در رابطه عاطفی را با شما در میان می گذاریم.
کمال گرایی در رابطه عاطفی یعنی چه؟
کمال گرایی عاطفی معضلی است که با وجود ظاهر زیبایی که دارد در حال از بین بردن خوشبختی شما است  باعث بروز تاثیرات منفی و اضطراب در توانایی شما برای برقراری ارتباط با دیگران و ماندن در یک رابطه عاطفی سالم و طولانی مدت است. کمال گرایی عاطفی باعث می شود که فرد احساس کند باید همیشه در بهترین حالت خود باشد و بروز مشکلات برای او غیر طبیعی است که همین امر استرس مضاعفی برایش ایجاد میکند. 
مثلا من همیشه باید در رابطه ام احساس شادی داشته باشم. 
ما نباید با هم بحث کنیم.
او نباید از من انتقاد می کرد. 
من نباید عصبی می شدم. 
او باید همیشه بتواند مرا درک کند. 
من نباید غمگین به نظر بیایم و مردم نباید بدانند که من حال خوبی ندارم.


نشانه های افراد کمال گرایی در رابطه عاطفی
انتظارات بیش از حد و کمال گرایانه
افراد کمال گرا معمولا انتظارات غیر واقعی که در ذهن خودشان دارند را در شریک عاطفیشان پیدا نمی کنند و شروع به سرزنش ، غر زدن و متهم کردن و شماتت شریک عاطفیشان میکنند. 
یا این که به دلیل توقعاتی که دارند نمیتوانند کسی را مطابق معیارهایشان پیدا کنند و در توجیه آن بگویند کسی را که مناسبم باشد پیدا نکرده ام ولی آیا واقعا کسی که مناسبش باشد وجود ندارد یا انتظارات بیش حد و کمال گرایانه است که مانع از داشتن یک رابطه عاطفی پایدار می شود؟ در هر دو مورد فرد کمال گرا در نهایت به ناامیدی و درماندگی رسیده و رابطه را نابود میکند. 

توقع نبود بحث و دعوا در رابطه عاطفی
به نظر یک فرد کمال گرا ، رابطه عاشقانه باید بدون بحث و جدل باشد. فرد کمال گرایی که توقع دارد شریک عاطفی اش باید در مورد مسائل مختلف با او هم عقیده باشد و هر گونه بحث و دعوا را نشانه عدم تفاهم و پایان رابطه می داند مسلما نمیتواند در یک رابطه طولانی مدت دوام بیاورد. 
افراد کمال گرا همه چیز را زیبا و در نهایت خوبی می خواهند و کوچکترین مشکلی را به عنوان مشکلی اساسی قلمداد می کنند. و انتظار هرگونه بخث یا عدم تناسب را ندارند و هر اختلاف نظری را به شکل نشانه قطعی شکست رابطه می بینند. 

 

در واقعیت هیچ دو نفری کاملا شبیه هم نیستند  شخصیت و علایق و نگرش های متفاوتی دارند که منحصر به فرد خودشان است و اگر تصمیم به نقش بازی کردن نداشته باشند مسلما بین شما دو نفر اختلاف عقیده و بحث و دعوا پیش خواهد آمد. 
فقط فردی که نسبت به شما بی تفاوت است و هدف خاصی به جز یک رابطه عاطفی سالم از بودن با شما دارد میتواند همیشه شما را تایید کند و هیچ گاه با شما بحث نکند. 
معمولا یک فرد کمال گرا زمانی که در رابطه اش دچار تنش میشود به جای این که اختلاف نظر را بپذیرد و برای رسیدن به تفاهم مشترک و درک طرف مقابل تلاش کند ، اختلاف را نشانه شکست رابطه می بیند. 

افراد کمال گرا عشق رمانتیک پایدار می خواهند
اوایل آشنایی و دوران ماه عسل بهترین و رمانتیک ترین روزهای یک رابطه است .دراین دوران همه چیز زیبا و کامل به نظر می رسد ولی عشق رمانتیک احساسی است که به دلیل هجوم هورمون ها به بدن ایجاد شده است و با به تعادل رسیدن ترشح هرمون ها آتش عشق رمانتیک سرد می شود  جایش را به صمیمیت ، تعهد و درک متقابل میدهد که ضامن دوام یک رابطه طولانی مدت هستند. 
یک فرد کمال گرا در رابطه عاطفی توقع دارد که رابطه اش باید همیشه همان حال و هوای نامزدی و ماه عسل را داشته باشد ولی این اشتباه نشان میدهد که شما تصور درستی از عشق ندارید. فرد کمال گرا توقع دارد با وجود گذشت زمان و طولانی شدن رابطه ، همچان عشق آتشین روزهای اول باقی بماند و همه چیز مثل اوایل رابطه باشد ولی چنین اتفاقی امکان پذیر نیست.
افراد کمال گرا اگر نتوانند با این واقعیت کنار بیایند سرخورده می شوند و نمیتوانند در یک رابطه طولانی مدت بمانند و مجبورند برای این دوباره حس عشق آتشین را تجربه کنند وارد رابطه کوتاه مدت دیگری شوند و این روال همچنان ادامه دارد.

توقع علایق کاملا مشترک نشانه کمال گرایی است
با وجود که تشابهات باعث میشود که دو نفر بیشتر بتوانند کنار هم خوش بگذرانند ولی توقع این که طرف مقابل کاملا شبیه ما باشد نشانه کمال گرایی است. در دنیای واقعی یافتن دو نفر کاملا مشابه هم غیر ممکن است و نمیتوانید کسی را پیدا کنید که تمام نگرش ها ، سلایق و علایقش مشابه شما باشد. 

رقابت همیشگی با دیگران برای به رخ کشیدن خود 
یک فرد کمال گرا می خواهد همیشه بهترین باشد ، فرد کمال گرا میخواهد خودش را بیشتر در معرض رقابت قرار دهد ، رقابت هایی که شامل به رخ کشیدن زیبایی های ظاهری ، دارایی ها ، شریک عاطفی و جزئیات زندگی است ، این رقابت ها هدفی به جز هدر دادن انرژی روحی و جسمی ندارد. در موارد شدید فرد کمال گرا حتی ممکن است با شریک عاطفی اش وارد رقابت شود و از موفقیتهای او احساس خطر کند. 

روش های مقابله با کمال گرایی در رابطه عاطفی
کمال گرایی می تواند باعث پیشرفت افراد شود ولی در یک رابطه عاطفی ممکن است مانع از احساس واقعی آرامش و ماندن در یک رابطه عاطفی بلند مدت شود ، خوشبختانه کمال گرایی در رابطه عاطفی کاملا تعدیل پذیر است و می توانید با کمی کنترل آگاهانه بر رفتار خودتان ، آثار مخرب کمال گرایی بر رابطه عاطفی را کاهش بدهید. 

رابطه کامل ساختنی است 
رابطه کامل وجود ندارد بلکه این شمایید که میتوانید یک رابطه کامل را بسازید . مفاهیمی از جمله تعهد و از خود گذشتی اغلب باعث رشد و پیشرفت یک رابطه عاطفی می شود . کمال گرایی در رابطه عاطفی باعث افزایش خودخواهی فردی می شود که به دنبال یافتن یک رابطه کامل است نه خلق یک رابطه کامل . سعی کنید سازگاری را بیاموزید تا بتوانید رابطه خود را به بهترین شکل ممکن بسازید. 

 

مراقب ظاهر سازی شبکه های اجتماعی باشید 
شبکه های اجتماعی یکی از خطرناک ترین ابزارها برای افزایش کمال گرایی افراد است و باعث می شود خودتان را با تصاویر غیر واقعی و کات شده از زندگی دیگران مقایسه کنید و احساس عقب ماندن و عدم اطمینان به خودتان داشته باشید. هنگام مشاهده شبکه های اجتماعی به یاد داشته باشید که اغلب افراد بهترین لحظات زندگی و غیرواقعی ترین حالت هایشان را با رنگ و لعاب بیشتر به نمایش می گذارند و شما هیچ خبری از استرس ها ،  تنش ها و  نگرانی ها و خستگی های زندگی واقعی آن ها ندارید. 

 

یاد بگیرید که شکست جزئی از زندگی است
افراد کمال گرا معمولا تحمل شکست را ندارند و در نتیجه دچار انزوا و افسردگی می شوند . ترس از شکست خوردن ناراحت کننده تر از خود شکست خوردن است. سعی کنید برای کنترل حس کمال گرایی خود گاهی خودتان را در موقعیت هایی که از آن ها وحشت دارید قرار دهید تا متوجه شوید که ترسی که دارید فقط ذهنی است نه واقعی.

 

انجام کارها را به دیگران بسپارید 
تصور نکنید که حتما همه کارها را باید خودتان انجام دهید که درست در بیایند ، به شریک عاطفیتان اجازه دهید وظایفش را به تنهایی انجام دهد . شما به غلط احساس میکنید که فقط کار خودتان کامل است و نمیتوانید به دیگران اعتماد کنید یا اگر کاری که فرد مقابل انجام داد مطبق انتظارتان و کیفیتی که میخواستید نبود مسلما آسمان به زمین نیامده است و هیچ مشکلی قرار نیست پیش بیاید. 

 

خودتان را دوست داشته باشید 
لزومی ندارد برای دوست داشتنی بودن کامل باشید. خیلی از ویژگی هایی که به نظر شما نقطه ضعف یا نقص است همان ویژگی هایی است که دیگران شما را به خاطرش دوست دارند. شما طرف نظر از ظاهرتان و کیفیت کاری که انجام میدهید یک انسان دوست داشتنی هستید. برای دوست داشتنی بودن نیازی به کامل و بی نقص بودن نیست. 

 

برای موفقیت های کوچکتان جشن بگیرید
برای مقابله با کمال گرایی باید بیاموزید که موفقیتهای کوچک را غنیمت بدانید. شجاعت پذیرش اشتباهات خود را داشته باشید ، برای  کوچکترین اقدام مثبتی که انجام میدهید ارزش قائل شیود و کوچکترین قدمی که رو به بهبود برمیدارید را به عنوان یک اتفاق بزرگ جشن بگیرید. 

نکاتی برای آن هایی که همسر زود رنج دارند

از آن جا که افراد زودرنج معمولاً ادراک نادرستی از معنای رفتاری و گفتاری دیگران دارند و این کار انرژی روانی آن ها را به شدت صرف خود می کند و بر منفی نگری آن ها دامن می زند، بهتر است در صحبت کردن با آنها:

1- از کلمات و عبارات “واضح و روشن” استفاده کنیم، به گونه ای که همان بار اول منظور ما را از آن جمله دریافت کنند. این امر به تسهیل ارتباط کلامی شما با همسرتان بسیار کمک می کند. افراد زودرنج متاسفانه اعتماد به نفس پایینی دارند و به همین دلیل نباید طوری با آنها برخورد کنید که انگار مشکل دارند!

2- به تقویت اعتماد به نفس او بپردازید. در حقیقت تنها افراد زود رنج نیستند که با این مسئله روبه رو هستند. وظیفه شما به عنوان مخاطب به ویژه همسر وی که از هر کسی به او نزدیک تر است این است که اعتماد به نفس او را تقویت کنید و به شناساندن نقاط مثبت او به خودش و تنظیم سیستم ادراکی وی بپردازید. فرد زودرنج با به دست آوردن اعتماد به نفس ،روحیه خود باوری و همچنین از طریق کاهش انتظارات غیر منطقی از دیگران در خود می تواند از ابتلا به افسردگی و احساس یأس جلوگیری کند. شما باید به او کمک کنید نقاط قوت خود را بشناسد و درک درستی از خود به دست آورد. لذا لازم است شکست ها و نقاط ضعف او را به رویش نیاورید و کمک کنید تا قطعی نگری در او در رابطه با مسائل کاهش یابد. منظور از قطعی نگری نداشتن تفکر حد وسط، متعادل و واقع بینی است که باعث می شود انتظارات غیر منطقی در افراد افزایش یابد و رفته رفته بدبینی و نداشتن اعتماد به دیگران رشد یابد که در نتیجه آرامش را از فرد خواهد گرفت.

3- به روان‌شناس مراجعه کنید. در نهایت می توانید از مشاوره حضوری برای رفع قطعی مشکل خود استفاده کنید.

حسادت به دخترعمویم، نفسم را بند آورده!

حالم خوش نیست. دختر عمویی داشتم که اصلا از من باهوش‌تر نبود اما به تازگی مدرک دکترا گرفته است. البته من هم تا کارشناسی‌ارشد خواندم اما شرایطم طوری نبود که بتوانم درسم را ادامه دهم. حالا در دلم بدجور به او حسادت می‌کنم به حدی که گاهی احساس می‌کنم که نفسم بند آمده است. دوستانم می‌گویند که ادامه تحصیل بده اما برایم خیلی سخت است. دختری 32 ساله‌ام. راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ مشاوره
مخاطب گرامی، این‌که به تحصیلات خود ادامه بدهم و دکترا بگیرم یا نه، سوال بسیاری از افرادی است که مدرک کارشناسی‌ارشد گرفته‌اند. در این روزگار اهمیت کسب علم و دانش بر هیچ فردی پوشیده نیست. در دنیا معمولا کسانی به دنبال ادامه تحصیل هستند که علاقه خاصی به کار پژوهشی دارند یا می‌خواهند در زمینه‌ای خاص متبحر شوند. اهداف افراد برای ادامه تحصیل متفاوت است و هر فردی باید اهداف ویژه‌ای برای خود در نظر بگیرد زیرا چهار،پنج سال از زندگی، وقت و کار خود را باید صرف آن کند. در این زمینه اهداف افراد را بررسی می‌کنیم و شما با توجه به مزایا و معایب آن‌ها می‌توانید تصمیم بگیرید.
  مزایا و معایب ادامه تحصیل‌تان را بررسی کنید
بعضی افراد فقط به این دلیل می‌خواهند ادامه تحصیل بدهند که در جامعه آن‌ها را دکتر صدا بزنند، بدون این که در نظر بگیرند آیا اضافه شدن یک پیشوند به نام آن‌ها، واقعا به چهار ،پنج سال درس خواندن و سختی و هزینه می‌ارزد یا نه. بعضی دیگر به این دلیل که همسر یا پدر و مادرشان از آن‌ها می‌خواهند دکتر شوند، بدون در نظر گرفتن این‌که ادامه تحصیل به این دلیل، یک تصمیم گیری احساسی است و در این زمینه نیاز به تصمیم‌گیری منطقی داریم، به کسب مدارج عالی‌تر دانشگاهی ترغیب می‌شوند. با این حال یکی از نکات مهمی که باید در نظر بگیرید این است که آیا با کسب مدرک بالاتر، گرهی از مشکلات کاری شما باز می‌شود؟ چیزی که در جامعه کنونی ما دیده می‌شود این است که مسابقه‌ای بین افراد در کسب مدرک بالاتر شکل گرفته تا از قافله عقب نمانند و به نوعی چشم‌و‌هم چشمی در بین افراد ایجاد شده است که اگر دیگری دکترا بگیرد و من عقب بمانم چه کنم؟

همچنین امکان دارد اندکی افزایش حقوق یا وجهه خاصی برای فرد داشته باشد که در مقابل انرژی و سرمایه‌ای که صرف آن می‌شود، ناچیز است. البته بعضی افراد قصد ادامه تحصیل دارند به این دلیل که کار دیگری بلد نیستند. با توجه به موضوعاتی که گفته شد، ادامه تحصیل مزایایی هم دارد و افراد با توجه به علاقه‌ای که به تحقیق و پژوهش دارند به سمت آن جلب می‌شوند. بهترین راه این است که یک جدول دو ستونی بکشید و در بالای یک ستون، مزایای ادامه تحصیل را با توجه به شرایط‌تان بنویسید و در ستون دیگر، معایب آن را و با توجه به صحبت‌هایی که شد و دیگر نظرات خود، تصمیم نهایی را بگیرید.
  به جای حسادت، مسئولیت‌پذیر شوید
اگر تصمیم گرفتید ادامه تحصیل بدهید، روی اهداف خود تمرکز کنید زیرا تنها با این دلیل که دوستانم ادامه تحصیل می‌دهند پس من هم این کار را می‌کنم، راه به جایی نمی‌برید و زمانی متوجه اشتباه‌تان می‌شوید که کار از کار گذشته است. تصمیم‌گیری نهایی با شماست، این را بدانید که ما آزادیم هر تصمیمی بگیریم ولی در برابر آن مسئولیم.

در چند ماه اول زندگی مشترک دوبار به همسرم سیلی زدم!

من خانمم را خیلی دوست دارم و واقعا عاشقش هستم. چند ماه بیشتر نیست که ازدواج کرده‌ایم، در این مدت دو سه بار بحث‌ودعوا کردیم که ‌دو بار به او سیلی زدم. خیلی ناراحتم و عذاب وجدان دارم؛ البته او چون مغرور است جواب من را می‌دهد، من هم عصبی می‌شوم و دیگر یادم می‌رود این خانم عشق من است و نباید او را بزنم. نمی‌دانم چه کار کنم، می‌ترسم اگر عصبی شوم دوباره کتک‌کاری کنم. باید راه حلی وجود داشته‌باشد؛ البته الان ۲ ماه است که باردار شده و من مراعاتش را می‌کنم؛ ولی دعوای آخری همین یک ماه پیش بود.

پاسخ مشاور

خشم یک احساس طبیعی است و همه آدم‏ها خشمگین می‏شوند. آنچه مهم است بروز و از آن مهم‏تر نحوه بروز خشم است که به نظر می‏رسد مشکل شما همین مورد آخری است. نخست این که مسئله شما ممکن است دلایل زیادی داشته باشد؛ ولی اگر فعلاً روی پرخاشگری‌تان تمرکز و بقیه را رها کنیم، مشکل شما به اصطلاح خشم‏های انفجاری ناگهانی است. این یک مشکل رفتاری است که در صورتی که خارج از رابطه زناشویی یعنی با افراد دیگر هم تکرار شود، ممکن است بیانگر حالت شدیدتری بوده و نیاز به دارودرمانی در کنار آموزش‏های کنترل خشم و آموزش مهارت‌های ارتباطی داشته باشد. کسی که دچار حمله خشم می‏شود نمی‏‏تواند واکنش منطقی به موقعیتی که در آن قرار دارد، نشان دهد و به طورطبیعی رفتار پرخاشگرانه یا دست کم غیرقابل پیش‏بینی خواهد داشت.

هرچه زودتر موقعیت خشم را ترک کنید

بهترین کار در این مواقع این است که خودتان را هر چه زودتر از موقعیت بیرون بیاورید. شاید بپرسید چگونه؟ ولی بهترین کار توجه به علایم فیزیولوژیک و بدنی است. به‌طورمعمول پیش‌درآمد خشم، حالت برانگیختگی بدن با علایمی همچون افزایش ضربان قلب، گرم شدن صورت و انقباض عضلات صورت و دست‌وپاهاست؛ بنابراین این‌ها علایمی است که هر وقت اتفاق افتاد در اندک زمانی به بروز کلامی یا فیزیکی پرخاشگری منجر می‏شوند؛ پس با پیدا شدن این علایم در بدن خیلی زود از موقعیت خارج شوید، دست کم 20 دقیقه تا نیم‌ساعت به شما کمک خواهدکرد آرام‌تر شوید.

حواستان را پرت کنید

تلاشتان این باشد در این 20 دقیقه کمتر روی مرور ذهنی و درگیری ذهنی با مسئله مانور دهید و بیشتر سعی کنید کاری کنید تا حواستان پرت شود. مثل راه رفتن یا تماشای تلویزیون یا نفس‌کشیدن آرام و عمیق به مدت10 تا 15 دقیقه با تمرکز روی بدن و نه هیچ چیز دیگر و اگر در خانه هستید، ترجیحاً در خانه نمانید.

شاید خشم‌تان مربوط به احوال درونی‌تان باشد

راهکاری که گفتیم یعنی کنترل‌به‌موقع موقعیت‏هایی که احتمال پرخاشگری وجود دارد، یک راه حل موقتی است. بهترین کار مشورت با یک روان‏شناس باتجربه است تا به شما کمک کند دلایل خشم خود را بدانید و از آن مهم‏تر راه‌های کنترل خشم و در عین حال راه‌های بیان سازندۀ خواسته‏های خود از همسرتان را بیاموزید. چون پرخاشگری در یک معنا راهی برای بیان خواسته‏ای است که فرد پرخاشگر احساس می‏کند طرف مقابل عمداً آن را پایمال کرده و او باید به شدیدترین وجه، طرف مقابل را متنبه کند و از خود حداکثر دفاع را به عمل آورد. ممکن است روان‏شناس علاوه بر راهکارهای فکری و عملی برای درک و تغییر مسئله، از یک روان‌پزشک برای تجویز دارو کمک بگیرد که پیشنهاد می‏کنم در صورت صلاحدید پزشک بپذیرید. ممکن است مسئله شما کمی هم مربوط به احوالات درونی و شخصی شما باشد و صرفاً خودش را در رابطه با همسر نشان دهد.

از همسرتان کمک بگیرید

مسئله بعدی کمک گرفتن از همسرتان است، سعی کنید به او نزدیک‏تر شوید، صرف نظر از میزان اختلاف و ناراحتی پیش‌آمده به او توجه و محبت کنید و به حرف‌هایش به‌ویژه بخش‏های منطقی ‏تر خواسته‏ های او بها بدهید.

همۀ مسائل زناشویی حل‌شدنی نیست. باور کنید همه همین‌طور هستند و هیچ زوجی را پیدا نخواهید کرد که توانسته‌باشند همه مسائل‏شان را حل کنند، مسئله اصلی، احترام متقابل به هم و به عقاید یکدیگر در قبال مسائل حل‌نشدنی است. سعی کنید به این مسئله توجه داشته‌باشید و در مقابل از اصرارهای خود برای اصلاح طرف مقابل دست‌بردارید و تمرکز را روی اصلاح خود قراردهید. اصلاح خواسته‏ های غیرمنطقی، اصلاح نیاز افراطی به کنترل همسرتان، اصلاح نداشتن اعتماد و احترام کافی به او و دنیای او. عذاب وجدان کافی نیست در نهایت این که عذاب وجدان برای تغییر کافی نیست، این خود بخشی از خشم‏های انفجاری است که باید به جای سرزنش خود و عذرخواهی کلامی، در عمل و رفتار، صبوری را تحمل کنید. حرف‌های بیشتری هست که از حوصله بحث ما خارج است ولی مشورت با روان‌شناس و روان‌پزشک را از یاد نبرید.