عواقب پیمان شکنی زناشویی در زندگی مشترک

پیمان شکنی زناشویی یکی از دغدغه های اصلی جامعه است که افراد زیادی با آن درگیر هستند. باقی نماندن بر پیمان های زناشویی و عهد شکنی در زندگی مشترک سبب بروز اختلافات شدیدی می شود که پایه های اصلی زندگی را تخریب می کند.
در این مقاله تصمیم داریم تا شما عزیزان همراه را با ابعاد مختلف پیمان شکنی در زندگی مشترک و دلایل ایجاد آن آشنا سازیم و اطلاعات سودمندی پیرامون موارد زیر در اختیارتان قرار دهیم:

چرا پیمان شکنی زناشویی امری غیر اخلاقی است؟
در سراسر دنیا مقدس ترین پیمانی که ممکن است میان دو نفر بسته شود، پیمان زناشویی است. حال در صورتی که یکی از زوجین دچار بی وفایی و نقض تعهدات بسته شده در زمان عقد شود، پایه های زندگی مشترک متزلزل شده و ارتباطات صمیمانه و عاطفی در آن رابطه از بین می رود.
خیانت همسر تبعات بسیار بدی دارد که هم باعث از دست دادن آرامش برای خود و هم سبب ایجاد تنش در اطرافیان می شود.
از مهمترین عواملی که سبب قداست پیمان زناشویی می شود عوامل زیر است:
به اشتراک گذاشتن تمامی احساسات عاطفی با همسر
دریافت حمایت و محبت مورد نیاز از همسر
فداکاری و از خود گذشتگی در جریان زندگی مشترک
برقراری ارتباط میان خویشاوندان دو زوج
برعهده گیری سرپرستی فرزندان توسط زوج
شراکت در مال و حقوق همدیگر

نشانه های همسران پیمان شکن
همواره در زوجینی که در جریان زندگی مشترک خود دچار پیمان شکنی می شوند، نشانه هایی در رفتار و برخوردهایشان دیده می شود.
این نشانه ها آنقدر واضح هستند که در ابتدای امر همسر خیانت دیده متوجه بی وفایی همسرش می شود و در گذر زمان اطرافیان نیز متوجه خیانت انجام شده می شوند.
از رایج ترین نشانه های خیانت در میان مردان و زنان موارد زیر است:
نشانه های مرد بی وفا: مردان خیانتکار معمولا دارای حواسپرتی و عدم تمرکز در به خاطر سپاری موارد هستند. همچنین مشغله زیادی دارند و به راحتی نمی توان زمانی برای وقت گذراندن با آن ها داشت.
همچنین تامین مالی بیش از پیش و محبت های بدون دلیل به همسر نیز می تواند از نشانه های خیانت مردی باشد که قبلا نسبت به این موارد موضع های سرسختانه می گرفته است.
نشانه های زن بی وفا: زنان بی وفا نیز همانند مردان دچار عدم تمرکز هستند. حساسیت بیش از حد روی گوشی تلفن همراه و عدم تمایل به برقراری رابطه جنسی و صمیمانه با همسر نیز از دیگر نشانه های زن بی وفا است.
تمامی این موارد به صورت انحصاری دلیل قاطع و کافی برای خیانتکار بودن افراد نیست،‌ اما بروز علائم ذکر شده به همراه دیگر نشانه ها و تکرار آن ها می تواند نشان دهنده این ماجرا باشد.
به طور کلی می توان گفت نشانه های خیانت از سوی افراد به آن جا ختم می شود که فرد از قبول حضور در کنار همسر خود به طور کلی ممانعت کرده و تمایل زیادی برای گذراندن وقت خود بیرون از منزل دارد.

عوامل ایجاد پیمان شکنی در زندگی
به طور کلی می توان گفت عوامل زیاد و طولانی مدتی می توانند سبب ساز بی وفایی و خیانت در میان همسران شوند. نداشتن حمایت و عدم برخورداری از محبت از سوی همسران از اصلی ترین علل و عوامل ایجاد پیمان شکنی در زندگی است.
متخصصان معتقدند نبود ارتباطات عاطفی و دوری های مکرر از همدیگر می تواند زمینه ساز برقراری ارتباط با دیگران و بروز خیانت در افراد شود.
همچنین اجبار در انتخاب همسر و یا ازدواج نیز به عنوان یکی از مهمترین عوامل خیانت از سوی افراد تلفی می شود. از دیگر علل ایجاد خیانت و پیمان شکنی زناشویی موارد زیر است:
بی توجهی عاطفی و مالی نسبت به نیازهای همسر
توجه بیش از حد به فرزندان و خانواده خود
بی اطلاعی از فعالیت های روزمره همسر
فشار بیش از حد برای تامین خواسته های مالی و عاطفی
وابستگی های شدید عاطفی یک طرفه
عدم تنوع در روابط جنسی

عواقب عهد شکنی در زندگی مشترک
بی وفایی و عدم حفظ پیمان های زناشویی از سوی همسران سبب ایجاد مشکلات و عوارض زیادی برای خود فرد و دیگران می شود. گسسته شدن روابط و ایجاد بیماری های روحی و روانی ناشی از آن در تبع عواقب عهد شکنی در زندگی مشترک دسته بندی می شوند.
از رایج ترین عواقب و آسیب های خیانت مواردی است که به صورت نشانه های پر تکرار در میان زوجین دیده شده و از سوی روانشناسان به عنوان رایج ترین آسیب های ناشی از خیانت زناشویی شناخته می شود.

این آسیب ها شامل موارد زیر است:
تخریب اعتماد به نفس در فرد خیانت دیده
استرس و اضطراب ناشی از عدم حمایت از سوی همسر
آشفتگی و سرگردانی فرزندان
عدم تمایل برای اعتماد به دیگران از سوی فرد خیانت دیده
عدم تمرکز بر روی مسائل مهم زندگی
احساس گناه و ضرر پیرامون مال و وقت
عصبانیت و پرخاشگری
افسردگی و گوشه نشینی
عدم تمایل برای حضور در جمع
عدم پذیرش اطرافیان برای حضور فرد خیانتکار در جمع

پیشگیری از خیانت و پیمان شکنی زناشویی
ایجاد خیانت از سوی افراد همواره به دلایل مشخصی اتفاق می افتد. این دلایل سبب می شود تا افراد با قرار گرفتن در موقعیت های خیانت، به راحتی و بدون عذاب وجدان اقدام به برقراری روابط غیر مشروع کنند. بسیاری از زوجین با رعایت برخی از مواردی که سبب وابستگی های طولانی مدت و عاطفی مناسب می شود، پایه های زندگی مشترکشان را تداوم می بخشند.
عدم وجود دلایل محکم برای وابستگی به همسر سبب می شود تا فرد سریع و بدون ناراحتی اقدام به خیانت کند.
از مهمترین عواملی که سبب پیشگیری از خیان و پیمان شکنی زناشویی می شود، موارد زیر است:
صرف وقت کافی با همسر
شریک شدن در فعالیت های مشترک و لذت بخش
توجه کافی به نیازهای جنسی و عاطفی همسر
توجه به خانواده همسر و ارزش گذاری کافی برای آنان
حفظ احترام همسر در میان جمع
برگزاری جشن های دو نفره به مناسبت های مختلف

پنج زبان «عشق» را بیاموزید

 «هدف از نگارش کتاب این است که اگر شما به عنوان یک زوج جوان و علاقه مند به خوشبختی، بخواهید به طور موثر ابراز عشق کنید، باید زبان اصلی عشق همسرتان را بشناسید و بیاموزید؛ زیرا به ندرت طرفین رابطه ای یافت می شوند که زبان عشق یکسانی داشته باشند. شما در این کتاب با 5 زبان عشق آشنا می شوید و بعد از آن خواهید توانست زبان عشق همسرتان را کشف کنید و رضایت او از خودتان و زندگی مشترکتان را افزایش دهید.» این مقدمه از کتاب «5 زبان عشق» نوشته «گری چاپمن» و با ترجمه «سیمین موحد» است که هر زوجی را ترغیب به مطالعه این کتاب می کند. ماهنامه «عشق و خلاقیت»، توضیح مختصری درباره این 5 زبان عشق داده است که در ادامه می خوانید. چرا به زوج ها توصیه می‌شود این کتاب را بخوانند؟ در صورتی که ما بخواهیم با فرهنگ های مختلف به طور موثر ارتباط برقرار کنیم باید زبان افرادی را که در آرزوی ارتباط با آن ها هستیم بیاموزیم. ازدواج هم ارتباط با فردی است که در شرایطی متفاوت بزرگ شده است و فرهنگ متفاوتی با ما دارد. با بهره بردن از زبان عشق همسرتان، شما می توانید جرقه رابطه ای نویدبخش را بیفروزید یا شعله ای را که رو به خاموشی می رود، از نو فروزان کنید و رویاهای روابط خانوادگی سالم را تحقق بخشید.

زبان اول عشق: کلام تاییدآمیز

کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و … . اگر زن و شوهر مرتب چنین گفته هایی را از هم بشنوند، فضای عاطفی بینشان بهتر می شود. واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلا کاری کنیم.

زبان دوم عشق: وقت گذاشتن برای یکدیگر

دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده، لرزش صورت و … .

زبان سوم عشق: دریافت هدایا

هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.

زبان چهارم عشق: خدمت به یکدیگر

دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و … خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.

زبان پنجم عشق: تماس فیزیکی

تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را. اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید. برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید. تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.

من و همسرم خیلی با هم بد حرف می زنیم

جوانی 30 ساله هستم. دو سال است که ازدواج کرده‌ام. با همسرم به خاطر مادرش مشکل دارم و یکسره با هم بر سر مسائل زندگی درگیریم. خیلی با هم بد حرف می‌زنیم. لطفا راهنمایی ام کنید. تحصیلاتم دیپلم است.

پاسخ مشاور

دوست عزیز! توجه داشته باشید که وجود تفاوت های فردی و اختلاف سلیقه بین زن و شوهر یک امر طبیعی است و معمولا بیشتر زوج ها یک یا دو سال اول زندگی مشترک را صرف شناختن روحیات و صفات شخصیتی یکدیگر می کنند. نکته ای که در بسیاری از موارد موجب بروز و تشدید اختلافات می شود این است که در برخی موارد، زن یا شوهر با پی بردن به اختلافات موجود به دنبال تغییر همه جانبه طرف مقابل است و تلاش می کند که افکار و خواسته های خود را تمام و کمال به دیگری تحمیل کند؛ در حالی که توافق واقعی و رسیدن به آرامش مستلزم تغییر دو جانبه از سوی زن و شوهر است. به این معنا که اگر هرکدام از زوج ها سعی کنند بخشی از خواسته های خود را تعدیل کنند و در مقابل بخشی از خواسته های طرف مقابل را بپذیرند ، دو قدم به توافق نزدیک شده اند. با توجه به این مقدمه اگر بخواهید به این مشاجرات و درگیری ها با همسرتان پایان دهید، بهتر است به راهکارهایی که در ادامه این مطلب می آید، عمل کنید. به یکدیگر احترام بگذارید تا وقتی که شما و همسرتان احترام یکدیگر را نگه ندارید و شخصیت یکدیگر را تخریب کنید، رسیدن به توافق، امری دور از ذهن خواهد بود؛ زیرا معمولا انسان ها برای حرف فردی ارزش قائل می شوند که نزد آن ها محترم باشد . همچنین باید بدانید که احترام گذاشتن و محترم بودن یک جریان دو سویه است بنابراین اگر می خواهید که همسرتان احترام شما را نگه دارد باید به او احترام بگذارید. از تخریب و تلافی کردن بپرهیزید به جای تلافی کردن و انتقام گرفتن از یکدیگر، سعی کنید طرف مقابل را با لحنی آرام و دلایل منطقی متوجه اشتباهش کنید و با رفتار منطقی خود او را شرمنده سازید زیرا انتقام گرفتن نه تنها موجب جلوگیری از رفتارهای نادرست نمی شود بلکه باعث جری تر شدن طرف مقابل و همچنین از بین رفتن جایگاه معنوی و تخریب شخصیتی خودتان می شود. در این صورت شما نیز اشتباه همسرتان را تکرار کرده اید و دیگر حق ندارید او را متهم به اشتباه کنید. تمرین صبوری کنید آستانه تحمل خود را بالا ببرید؛ زیرا در این صورت خواهید توانست بسیاری از دعواهای خانوادگی تان را قبل از شروع شدن تمام کنید . تصمیم هایی که در زمان عصبانیت گرفته می شود معمولا با اشتباهات زیادی همراه است و اگر شما یا همسرتان قادر باشید در زمان عصبانیت طرف مقابل سکوت کنید و بعد از آرام شدن وی به گفت و گو بپردازید، به طور قطع و یقین نتیجه بهتری حاصل خواهد شد. سوء مدیریت باعث مشکل با مادرزنتان شده است در رابطه با مادر همسرتان توضیح نداده اید که چه مشکلاتی وجود دارد؛ ولی به صورت کلی خدمت شما عرض می کنم که به جای تحکم کردن به همسرتان سعی کنید او را در رابطه با مشکلات موجود متقاعد کنید و اجازه بدهید خودش رابطه شما و مادرش را مدیریت کند زیرا در غیر این صورت هر رفتار شما ، مخالفت و دشمنی کردن تلقی خواهد شد. دیگر اینکه هیچ وقت سعی نکنید همسرتان را بر سر دوراهی انتخاب مادرش و خودتان قرار دهید. توجه داشته باشید تا زمانی که شما نتوانید مادر همسرتان را دوست داشته باشید و این را به همسرتان ثابت کنید، همه گفتار و کردار شما معانی منفی به خود خواهد گرفت و اگر واقعا احساس می کنید به خاطر مادر همسرتان زندگی خود را از دست می دهید، بهتر است هرچه زودتر در یک فضای آرام و منطقی با همسرتان گفت و گو کنید یا از یک روانشناس و مشاور باتجربه کمک بگیرید. این نکته را هم به یاد داشته باشید که هیچ پدر و مادری به دنبال تخریب زندگی فرزند خود نیست و قطعا مادر همسر شما نیز از این قاعده مستثنا نیست و اگر حضورش باعث اختلاف شده می توان گفت سوء مدیریت شما و همسرتان این امر را تشدید کرده است.

خانم 55 ساله‌ام خیلی زودرنج و حساس شده است

  خانمم 55 سال دارد و خیلی زودرنج و کم طاقت شده است. می‌گویند احتمالا به دلیل این است که وارد دوران حساس یائسگی شده است. می‌خواستم راهنمایی کنید که چه رفتار اصولی باید با او داشته باشم تا مشکلات‌مان بیشتر نشود؟ سر هر مسئله‌ای با من بحث می‌کند و خیلی حساس‌تر از گذشته شده است.
 
پاسخ
مخاطب گرامی، توجه شما به حالات روحی همسرتان و جست‌و‌جوی راهکاری برای بهبود روابط خود با ایشان بسیار ارزشمند و قابل تحسین است و نشان‌دهنده اهمیت شما به  زندگی‌‌مشترک و کانون خانواده است. در ادامه
توصیه هایی به شما خواهم داشت.
    بروز افسردگی در زنان با تغییرات هورمونی
ورود به دوران یائسگی همزمان که تحت تاثیر تغییرات هورمونی قرار دارد و ممکن است موجب بروز نشانه‌های افسردگی در زنان شود، با شروع بحران میان سالی هم در ارتباط است. هر دو عامل باعث پیچیدگی شرایط فرد در این دوران می‌شود. زودرنجی و حساسیت ممکن است در نتیجه پایین آمدن آستانه تحمل به وجود آید یعنی تاب‌آوری و تحمل ناکامی در فرد کاهش می یابد و هر موضوع کوچکی می‌تواند به سرعت فرد را ناراحت یا عصبانی کند. علل روان شناختی مختلفی می‌تواند موجب افزایش حساسیت در همسرتان شده باشد، به طور مثال: پایین بودن حس خودارزشمندی، مقایسه فرد با دیگران، توجه طلبی و تایید خواهی مفرط، نارضایتی از گذشته زندگی و روابط خود با دیگران، اضطراب، تفسیرهای بدبینانه راجع به رفتار دیگران و … که البته تغییرات هورمونی و یائسگی آن را تشدید می‌کند.
  شاید اضطراب همسرتان بالاست
برای بهبود روابط خود و کاستن از میزان حساسیت خانم‌تان، ریشه‌یابی علت  کمک می‌کند تا رسیدگی دقیق‌تری به این موضوع داشته باشید مثلا اگر اضطراب ایشان بالاست، بهترین کار درمان اضطراب است. تقویت حس ارزشمندی هم به همسر شما کمک می‌کند. هرچه  فرد احساس ارزشمندی درونی  بیشتری داشته باشد، حساسیت کمتری را  در بیرون تجربه خواهد کرد. بازخورد مثبت نسبت به توانمندی‌های ایشان و مشورت و پرسیدن رای و نظر ایشان در مسائل مختلف از طرف شما موثر است.
  احساسات همسرتان را درک کنید
همچنین بهبود روابط خود در زمینه‌های مختلف از جمله عاطفی، تفریحی، زناشویی و … می‌تواند حس مطلوب‌تری را به ایشان منتقل کند. از بروز موضوعات تکراری که به سرعت ایشان را برانگیخته و ناراحت می‌کند تا حد امکان پرهیز کنید. گفت‌وگو و مهارت همدلی را بیاموزید تا بتوانید احساسات درونی ایشان را بهتر بفهمید. در پایان توصیه می شود در صورت تغییر نکردن ایشان از مشاوره حضوری کمک بگیرید.

نویسنده : زهره حسینی | مشاور و دانش‌آموخته دانشگاه علامه‌طباطبایی

تحلیل عملکرد انواع مردان در رابطه عاطفی

روابط عاطفی در مردها متفاوت است. این تفاوت در مردان به دلیل شرایط و استعدادهای آن ها است. استعداد بخشی ذاتی از شخصیت است اگرچه ممکن است ناشی از تجربیات قبلی فرد نیز باشد مثلا این که چطور و در چه محیطی بزرگ شده اند، روابط مثبت با منفی قبلی ای که تجربه کرده اند و یا خلق و خوی خودشان و هنجارهای اجتماعی که در آن رشد یافته اند. این مقاله نگاهی گذرا به الگوهای رابطه عاطفی در مردان دارد.

نگاه تاریخ به احساسات مردان
از نظر تاریخی اجماع بر این بود که زنان بیشتر از مردان احساساتی هستند. در واقع امروزه بسیاری از زنان هنوز خود را احساساتی تر از مردان می دانند. در طول چند دهه گذشته بسیاری از پزشکان مرد که تجربه زیادی در کار با مردان دارند این ایده را رد کرده اند. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که اکثر مردان به شیوه‌ای اجتماعی شده‌اند که از آن به عنوان «بی رحمانه» یاد می‌شود که به پسران آموزش می‌دهد تا احساسات خود را سرکوب و انکار کنند.

در سال 1995 انجمن روانشناسی آمریکا بخش جدیدی به نام “جامعه مطالعات روانشناختی مردان و مردانگی” را تشکیل داد تا بینش بیشتری در مورد تأثیرات روانشناختی این فرآیند اجتماعی شدن به دست آورد. این روند مشکلات زیادی را ایجاد کرده است. مردان برای ارتباط خوب با دیگران باید بدانند چه احساسی دارند. احساسات اطلاعات ارزشمندی به افراد می دهد.
اگر در دوران رشد به کودک آموزش داده شود که مردان احساساتی ندارند یا نباید احساساتی داشته باشند او یاد می گیرد که اطلاعاتی را که از احساسات خود دریافت می کند نادیده گرفته و سرکوب کند و بیش از حد به عقل خود متکی می شود. در حالت ایده آل، افکار و احساسات با هم هماهنگ هستند. 

الکسی تایمیا در مردان
الکسی تایمیا وضعیتی است که در آن فرد نمی تواند احساس خود را بداند برچسب بزند و درباره آن فکر کند. دکتر ران لوانت، روانشناس و پروفسور که از پیشگامان مطالعه روانشناسی مردان است اصطلاح “الکسی تایمیا هنجاری مردانه” را ابداع کرد. به گفته دیوید پی وکسلر در کتاب خود “مردان در درمان؛ رویکردهای جدید برای درمان موثر”  این اصطلاح به “الگوهای عاطفی پسرانی که بزرگ می شوند به مردانی تبدیل می شوند که از احساسات و حتی از احساسات خود بی خبرند.” اشاره  دارد.  

الگوهای روابط عاطفی در مردها
مردها در روابط عاطفی خود پنج الگو تشکیل می دهندکه در ادامه به تفصیل شرح داده می شود. تشخیص این که چگونه شما یا شریک زندگیتان به طور کامل یا جزئی در این  دسته بندی ها قرارمی گیرید به شما کمک می کند رفتارها و انتظارات خود را در رابطه ی عاشقانه تان تنظیم کنید.

1- روابط عاطفی در مردها | تعهد
این مرد به دنبال روابطی است که به تک همسری، متقابل بودن و حمایت متقابل اهمیت می دهد. این مرد ایده آل، زنان را به عنوان یک انسان کامل تحسین می کند به آن ها احترام می گذارد، و آن ها را دوست دارد. با زنان در موقعیت های اقتدار راحت است و شریک زندگی خود را به عنوان صدایی برابر در رابطه می بیند. او همچنین از او برای نقش اساسی که در خانواده ایفا می کند به همان اندازه که به صورت فردی برای او قدردانی می کند.

این دسته همچنین شامل مردانی می‌شود که به راحتی در یک نقش حمایتی در رابطه قرار می‌گیرند به عنوان مثال اگر شریک زندگی او نان‌آور اصلی زندگی‌اش باشد از نقش حمایتی مالی خود نه تهدید می‌شود و نه ناامید می‌شود. او با سیال بودن نقش‌ها احساس راحتی می‌کند و تمام تلاشش را می‌کند که حمایت کند. شایان ذکر است او ممکن است مجبور شود به طور دوره‌ای با شریک زندگی‌اش چک کند تا مشخص کند آیا او همچنان با نقش‌ها راحت است یا خیر. در غیر این صورت، مشکلات در رابطه ممکن است جوانه بزند. 

2-روابط عاطفی در مردها | کنترل کننده
این مرد با شریک زندگی خود مانند یک گل ظریف رفتار می کند که برای شکوفا شدن باید نوازش شود. او به کمک به رشد شریک خود افتخار می کند تا زمانی که شریک زندگی او درک کند که نقش های رابطه روشنی وجود دارد. هر چه بدهد، جور دیگری پس می گیرد. او به کارهای خلاقانه ای فکر می کند که باید برای شریک زندگی خود انجام دهد و این کار متقابل است زیرا شریک زندگی او به نوبه خود با مراقبت از او به این فکر پاسخ می دهد که این رفتار یکی از نشانه های مردان وفادار است.
احترام متقابل وجود دارد اما نقش ها در این رابطه به خوبی مشخص شده است. تجربه ای که او نه تنها آرامش بخش بلکه ضروری می داند.  احتمالاً مردی است که پیش بینی پذیری، الگوها و تشریفات را ترجیح می دهد. این نقش‌های تا حدی سنتی می‌توانند به خوبی کار کنند تا زمانی که شریک از آن خسته نشود.
با این حال، این پیکربندی نقش نیز می تواند بسیار شکننده باشد. اگر هر یک از مؤلفه‌های کنترل عاطفی در خانواده به چالش کشیده شود ممکن است احساس خطر کند سر سخت‌تر شود یا حتی عقب‌نشینی کند. این تعادل دقیق ضروری است و هر چیز دیگری می تواند برای او احساس آشفتگی داشته باشد و بنابراین رابطه را به همان ظرافتی که رفتار او با شریک زندگی اش داشته است کند. وفاداری به همسر بزرگترین نشان آن ها است.

3-روابط عاطفی در مردها | مرد نابالغ
این مردان بیشتر تمایل به تایید شدن از طرف دوستان و همسالان خود دارند. تمام مسائل را به آن ها در میان می گذارند.آن‌ها خودشان را متقاعد کرده‌اند که بودن در یک رابطه به معنای «گیرکردن» است مگر اینکه شریکی را پیدا کند که مایل به رعایت قوانین مرد باشد. او به سمت سبک زندگی مجردی گرایش دارد و سبک زندگی مجردی را در میان همسالانش تشویق می کند. در طول مسیر چون نیازهای جنسی و شاید نیازهای عاطفی پنهان باید برآورده شود مجبور می شود گاهی اوقات قرار ملاقات بگذارد.
نوع خاصی از افراد وجود دارد که این مرد مایل است با او قرار بگذارد و آن کسی است که اغلب با تایید دوستانش انتخاب شود. اگر شخصی که او با او قرار می گذارد استانداردهای درک شده همسالانش را برآورده نکند ممکن است از شرم رابطه را پنهان یا تحقیر کند. یکی از مشکلاتی که هنگام تلاش برای شروع رابطه عاشقانه با این مرد به وجود می آید این است که او فکر می کند که بخشی از صمیمیت با کسی به معنای آسیب پذیر بودن است و بسیاری از این افراد آسیب پذیر بودن را در منافات با “مردانه” بودن می دانند.
هنگامی که این مرد با دوستانش معاشرت می کند از نظر اجتماعی ممکن است آسیب پذیر باشد و بنابراین این توانایی او را برای ارتباط با زنان کاهش می دهد. همانطور که او بالغ می شود نیازهای عاطفی اش ممکن است تکامل یابد و ممکن است راهی برای باز کردن ارتباط عاطفی پیدا کند. با این حال در برخی موارد ممکن است فقط به خاطر دوستانش وارد روابط شود و در نتیجه همچنان در پرورش تعهد واقعی با مشکل بزرگی مواجه است.

4-مرد نیازمند یا وابسته
این مرد اغلب به شریک زندگی خود وابسته است در صورت نبودن کسی که سکان او باشد و او را در زندگی روزمره هدایت کند احساس گمراهی می کند. گاهی اوقات این تجربه نیاز شدید ناشی از الگوی مراقبت یا اشتیاق به مراقبت در روابط گذشته یا حتی در اوایل زندگی خانوادگی اوست.
او همچنین ممکن است خود را دوست داشتنی بداند که نیازهای او را از رابطه تشدید می کند. علاوه بر این اغلب سطحی از بی نظمی در نحوه رفتار این مردان در جهان اطرفشان وجود دارد. دشواری او در ایجاد ساختار در زندگی خانگی وابستگی او را تشدید می کند. بدون شریک او احساس گمراهی و بی تاثیری می کند.
وابستگی این مرد و عدم درک اینکه او بیش از حد به شریک زندگی خود وابسته است اغلب رابطه های عاطفی اش را خراب می کند زیرا ممکن است ناخواسته به شریک خود احساس خفگی بدهد. او باید در یک رابطه باشد زیرا از کسی می خواهد که از نظر عاطفی و شاید جسمی از او مراقبت کند. خواسته هایش ممکن است طاقت فرسا به نظر برسند که به نوبه خود ممکن است منجر به طرد شود. 
این مردی که دائماً خود را در موقعیت طرد شدن قرار می دهد ممکن است بارها این روند طرد شدن را پشت سر گذاشته باشد بدون اینکه نقش خود را در خراب کردن رابطه درک کند. شدت وابستگی به او اجازه نمیدهد که بهفمد چقدر شریکش را آزار می دهد.

5-روابط عاطفی در مردها | فوبیک
این مرد ممکن است ترس از صدمه دیدن قرار گرفتن در معرض خطر، آسیب پذیر بودن یا شرمسار شدن را داشته باشد که معمولاً در نتیجه الگوهای اولیه دلبستگی یا فقدان آن به مراقبین، آسیب ها، تجربیات در روابط گذشته، یا بسیاری از دلایل دیگر است. مردمنفرد حتی اگر از بیرون سرسخت به نظر برسد در درون خود بسیار شکننده است و بنابراین یا به طور کلی از روابط برای محافظت از خود دوری می‌کند یا ممکن است وارد یک رابطه شود در حالی که بسیار مراقب، رازدار و بی‌تعهد است. درواقع بسیار محافظه کار عمل می کند و ترس از تعهد در رابطه دارد.
او احتمالاً برای محافظت از خود در برابر دردهای عاطفی افراط می کند از جمله اینکه خود را در موقعیتی قرار نمی دهد که طرد شود. این مرد ممکن است در واقع رابطه گرا باشد اما این تجربه می تواند بسیار مملو از چالش باشد.

نتیجه
در تمام این پنج دسته، افزایش ارتباطات، اطمینان خاطر و صبر ممکن است به تقویت رابطه کمک کند. و درک الگوهای رابطه در این پنج دسته می تواند به شرکای زندگی کمک کند تا بهترین رابطه را به عنوان یک زوج پیدا کنند. باز هم این دسته بندی ها به این منظور نیست که همه ی مردان در این دسته بندی های خشک و غیرمنعطف هستند. 
مردان ممکن است در رابطه ی عاطفی خود از بیش از یک دسته استفاده می کنند به این شکل که ترکیبی از چند دسته باشند، و بسیاری از آنها ممکن است تنها به این روش ها نشان داده نشوند. این توصیفات برای کمک به مردان است برای درک این چه چیزی در یک رابطه دارند چه چیزی از آن می خواهند انگیزه هایشان چیست و کمک به شرکای زندگیشان است که بادرک مرد خود بتوانند بهتر او را دوست بدارند.

سخن پایانی
فرقی نمی کند شما در چه سنی هستید و این مقاله را می خوانید، الگوهای شما برای عاشقی و ابراز احساسات چه کسانی بوده اند امروز پیش روی شماست و می توانید از همین امروز احساسات خود را به رسمیت بشناسید. تن به فرهنگ جامعه ندهید که مردها احساساتی نیستند و .. به خودتان رجوع کنید ببینید درمواجهه با مسائل چه احساساتی داشته اید. ببینید اگر در یک رابطه هستید کدام یک از این 5  الگو را شکل می دهید. از هر زمان که استارت را بزنید می توانید در مسیر رشد خود باشید کافی است از همین امروز احساسات خود را ارج بنهید.

خانمم از داشتن رابطه با من امتناع می‌کند!

مردی 50 ساله هستم. 20 سال است که ازدواج کردم. میزان تحصیلاتم دیپلم است و همسرم 15 سال از من کوچک تر است. احساس می‌کنم مرا دوست ندارد. همه امکانات زندگی برایش مهیاست اما از داشتن روابط زناشویی با من امتناع می‌کند و علتش را نمی‌گوید. چندبار تصمیم گرفتم جدا شوم ولی به خاطر فرزندانم صرف‌نظر کردم. گاهی وقت‌ها به سرم می‌زند دنبال روابط خارج از عرف و خیابانی بروم. لطفا راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ مشاور

روابط زناشویی یکی از عوامل موثر بر ایجاد روابط عاطفی پایدار بین زوج است و معمولا از نظر زوج درمانگران، نشانه و نمادی از کل فضای زندگی مشترک محسوب می‌شود به این معنا که رضایت از روابط زناشویی، تقریبا نشان دهنده رضایت نسبی در دیگر زمینه‌های زندگی مشترک است. بنابراین احتمالا شما در زمینه‌های دیگر زندگی با همسرتان هم دچار مشکلاتی هستید.

علل سردی زوجین

درباره چرایی بی میلی و سردی زوجین علل مختلفی مطرح شده که از جمله آن: بیماری‌های روحی و روانی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس، بیماری‌های جسمی مثل دیابت، بیماری‌های هورمونی، بارداری، شخصیت متخاصم یا تندخو و بی‌علاقگی به شریک زندگی است. البته این علت معمولا مربوط به اول ازدواج و روزهای ابتدایی زندگی مشترک است نه بعد از گذشت 20 سال از زندگی مشترک. ما نمی‌دانیم این مشکل از چه زمانی در زندگی شما شروع شده و شما چه راهکارهایی برای بهبود روابط زناشویی خود انجام داده‌اید اما به نظر دو راه حل پیشنهادی شما یعنی «جدایی و روابط خارج از زندگی مشترک» نشان دهنده احساس خستگی و درماندگی شما در مقابل این مشکل است.

راه‌حل‌تان روابط خارج از عرف نیست

جدایی یا روابط خارج از عرف گرچه این مشکل را به ظاهر ممکن است رفع کند اما با آسیب به دیگر زمینه‌های زندگی شما مشکلات جدی تری برای‌تان ایجاد می‌کند. زمینه‌های سردی را برطرف کنید سعی کنید با بهبود روابط عاطفی خود زمینه‌های سردی همسرتان را تا حدی برطرف کنید. اطلاعات و مهارت‌های خود را در روابط زناشویی افزایش دهید تا زمینه‌های تمایل و علاقه‌مندی بیشتر همسرتان را فراهم کنید. در ضمن مقاومت همسرتان را در این روابط با اصلاح اشکالات خود برطرف کنید. بهتر است در همه این موارد از کارشناس و مشاور خانواده کمک بگیرید.

نویسنده : زهره حسینی | مشاور

شوهرم کارمند است و هیچ علاقه‌ای به اضافه کار ندارد!

خانمی خانه‌دارم که شوهرم کارمند اداره پست است. هر روز راس ساعت 15 به خانه می‌آید و هیچ علاقه‌ای به اضافه کار ندارد. وضع مالی‌مان متوسط است ولی برای عوض کردن خانه، خودرو و … نیاز به پول بیشتری داریم. وقتی به او می‌گویم کمی بیشتر کار کن، می‌گوید: «بدنم بیشتر از این نمی‌کشد!» 31 ساله است و جوان اما این‌طور حرف‌ها را می‌زند. بعدازظهرها هم تمام وقت در خانه یا فیلم می‌بیند، یا فوتبال. چه کنم؟

پاسخ مشاور

خواهر گرامی، انگیزه پیشرفت برای هر انسانی سقفی دارد و برخی تمایل به پیشرفت بیشتری نسبت به دیگران دارند. شما می‌توانید برای همسر و زندگی مشترک‌تان، نقش تاثیرگذاری در تعیین اهداف و سیاست‌گذاری‌های مربوط به آینده زندگی‌تان داشته باشید. در ادامه و با توجه به نکاتی که در پیامک‌تان مطرح کرده‌اید، توصیه‌هایی برای شما دارم. زندگی‌تان را با دیگران مقایسه نکنید اول این‌که از مقایسه همسر و زندگی‌تان با افراد دیگر بپرهیزید و مستقیم یا غیرمستقیم، مرتکب چنین اشتباهی نشوید. هر زندگی ریتم خودش را می‌گذراند.

از متن پیامک‌تان برمی‌آید که کمی درگیر تجملات شده باشید. البته اگر این‌طور هم نباشد، تذکر این نکته به نظرم ضروری آمد. با شوهرتان در خانه خوش اخلاق باشید دوم این‌که عاشقانه و مخلصانه به همسر خود مهر بورزید و در زمان حضورش در خانه، او را با روی باز و خوش‌پذیرایی کنید. مهم‌ترین عامل محرکه برای مردان، عشق و پذیرش همسر و خانواده‌شان به آنان است. این مهم به مرور می‌تواند به شما برای رسیدن به هدف‌تان کمک کند. از شوهرتان بابت وضعیت فعلی زندگی‌تان قدردانی کنید سوم این که همواره از زحمات و تلاش‌های همسرتان در تامین معاش و رفاه خانواده، قدردانی و تشکر کنید تا هم حس تامین کنندگی همسرتان را تقویت و هم او را از توجه خودتان به تلاش‌هایش در راه توسعه زندگی‌تان، آگاه کنید.

در پیامک‌تان گفته‌اید که وضع مالی‌تان متوسط است و این نتیجه تلاش‌های شوهرتان است. سعی کنید همواره مشوق همسرتان در تامین معاش از راه حلال باشید و ناخواسته وی را با درخواست های نابه جا در مسیر اشتباه نیندازید. درخواست‌های تان فراتر از توان همسرتان نباشد چهارم این‌که مراقب باشید درخواست‌های تان منطقی و به دور از تجمل‌گرایی و چشم و هم‌چشمی باشد و فراتر از توان همسرتان نباشد. چون در غیر این صورت حس قدرت و تامین‌کنندگی همسرتان را که مهم‌ترین نیاز روانی مردان در تامین همسر و خانواده‌شان است، زیر سوال می برید و عواقب آن بی‌تفاوتی به زندگی‌تان می‌شود. برنامه‌ریزی‌های مالی‌تان را با شوهرتان مطرح کنید پنجم این‌که در زمان‌های مناسب که همسرتان خسته و گرسنه نیست و برنامه خاصی را دنبال نمی‌کند، از برنامه‌ریزی های آینده و نیازهای زندگی تان با او صحبت کنید. در این زمینه توصیه می‌کنم مطلب مربوط به گفت‌وگو با همسر را که در تاریخ 97.10.1 در همین صفحه چاپ شد، مطالعه بفرمایید.

نویسنده : صدیقه معدنی | کارشناس ارشد روان شناسی 

بازنمایی شخصیت زن در سریال‌های تلویزیونی ماه رمضان، از ایده‌آل تا واقعیت

بازنمایی صحیح و بجا از شخصیت زن در رسانه ملی از بزنگاه‌ها و نقاط آسیب‌پذیر بوده است. نتیجه آن نیز غالبا این بوده که رسانه ملی نقشی ناموفق در این میان داشته است. شاید دلیل این موضوع را بتوان در نگاه‌های افراطی و تفریطی به شخصیت زن دانست که بر این اساس، رسانه را همواره بر سر دوراهی قرار داده است. نتیجه عبور از هریک از مسیرهای این دوراهی هم موجب آن شده که یا نگاهی چنان اغراق‌آمیز و کاریکاتوری به شخصیت زن وجود داشته که نتوانسته آن را به یک قالب طبیعی و باورپذیر تبدیل کند یا این نگاه چنان مینیمال و تفریطی بوده که آن را از حداقل قالب انسانیت نیز خارج کرده است.
شاید یکی از بارزترین نمونه‌های اغراق آمیز بازنمایی شخصیت زن و حضور او به عنوان نقش اول یک مجموعه تلویزیونی را بتوان به سریال «کیمیا» نسبت داد، سریالی که به دلیل همین اغراق‌های بی‌مورد، حتی نتوانست با اقبال عمومی بانوان نیز روبه‌رو شود و اغراق‌های بیش‌ازاندازه در آن به موضوعی مبدل شد که صدای افرادی مثل ناخدا هوشنگ صمدی، تکاور بازنشسته نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، را نیز درآورد.
از سوی دیگر، به همان اندازه که این نگاه‌های اغراق‌آمیز می‌تواند باعث طرد و دفع مخاطب باشد، نگاه‌های حداقلی و مینیمال نیز می‌تواند به این موضوع دامن بزند. از آن جمله می‌توان به سریال «او یک فرشته بود» اشاره کرد که شاید به دلیل فقر محتوایی موجود در باکس پخش سریال‌های ماه مبارک رمضان، امسال بار دیگر پای خود را به این عرصه باز کرد. زن در قالب یک فرشته می‌تواند در مسیر سیاهی قرار گیرد.
شاید این نکته مطرح شود که همان‌گونه که تعریفی نادرست برای نقش‌آفرینی زن می‌تواند آسیب‌زا و مشکل‌آفرین باشد، این موضوع درباره نقش‌آفرینی مرد نیز می‌تواند صادق باشد. اما این مسئله قابل توجه است که اولا نسبت بین سریال‌های تلویزیونی که یک زن نقش محوری در آن دارد، در مقایسه با سریال‌هایی با نقش‌آفرینی نقش اول مردان، بسیار ناچیز است. از سوی دیگر، کمتر مجموعه تلویزیونی را می‌توان یافت که قهرمان و نقش اول آن مربوط به یک زن باشد و آن زن بتواند در قالب زندگی عادی و روزمره خود به نقش‌آفرینی بپردازد. گویا یک زن نمی‌تواند در مسیر یک زندگی عادی مورد توجه یک نویسنده قرار بگیرد و آن زمان هم که زن در نقش اول این سریال قرار گرفته، یا دچار کمبودی در زندگی روزمره بوده یا سبک زندگی خاص، او را از زندگی عامیانه خارج کرده است.
اما شاید یکی از دلایل نگاه غیرمنطقی به زنان این باشد که اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان سریال‌های تلویزیونی را آقایان تشکیل می‌دهند. از همین رو نگاه‌های مردانه در این زمینه غلبه داشته است. لذا نتوانسته‌اند تعریف و حتی شرایط منطقی و کاملی از زندگی یک زن کامل در جامعه ایرانی را ارائه کنند و معمولا تلاش کرده‌اند از زندگی طبیعی فاصله بگیرند.
از سوی دیگر، سفارش‌دهنگان مجموعه سریال‌هایی که در تلویزیون حضور دارند یا شورای فیلم‌نامه این‌گونه سریال‌ها را نیز آقایان تشکیل می‌دهند، آن هم از جنس آقایانی که با نگاهی یک‌سویه و تک‌بعدی به شخصیت زن و فارغ از در نظر گرفتن توانمندی‌ها و حتی آزادی‌های مشروع یک زن، با عینکی رادیکال به حضور زنان نگاه می‌کنند.
نمایش حضور یک زن ایرانی در اجتماع با حفظ حرمت و شخصیت و البته با بهره‌گیری از قالب‌های مختلف و ژانرهای گوناگون، کار چندان دشواری نیست به شرط آنکه تصمیم‌گیران و افرادی که در رأس مجموعه بزرگی مانند صداوسیما نشسته‌اند، نخست بخواهند این اتفاق بیفتد. پس از آن نیز با برداشتن تعصب‌های بیجا و در عوض تأکید بر بهره‌گیری از خصوصیات واقعی از شخصیت زن، آن را به منصه ظهور برسانند. اتفاقا بهره‌گیری از آیات قرآن و روایات و نگاه درست به سخن معصوم در ارتباط با زن، کمک می‌کند فهمی درست از شخصیت زن شکل بگیرد و به جای تعصب‌های بیجا، واقعیت مبتنی بر حفظ حرمت و شخصیت او به بازنمایی هرچه‌بهتر شخصیت زنانه از دریچه رسانه کمک کند.
رضا میرزاده کارشناس رسانه

بودن و نبودنم برای شوهرم مهم نیست!

23 ساله‌ام. شوهرم روابط ‌عمومی بالایی ندارد و خیلی اهل گردش نیست. احساس می‌کنم دوستم ندارد. بودن و نبودنم برای شوهرم مهم نیست یا حداقل جوری رفتار نمی‌کند که بفهمم برایش مهم هستم. به طلاق فکر می‌کنم. چه کنم؟

پاسخ مشاور
مخاطب گرامی، اطلاعاتی درباره وضعیت اقتصادی، نحوه ازدواج و آشنایی‌تان، سن شوهرتان و … به ما نداده‌اید. با این حال و در قدم اول باید سردی رابطه خود و همسرتان را علت‌یابی کنید. با توجه به توضیحات مطرح شده، لازم است به دنبال یافتن موانع عمیق شدن رابطه‌تان باشید و بررسی کنید چرا نتوانسته‌اید به اندازه کافی به همسرتان نزدیک و وابسته زندگی مشترک‌تان شوید. دانستن این‌ که چه اتفاقاتی باعث به وجود آمدن شرایط فعلی شده است، مهم به نظر می‌رسد و بهتر است برای این ‌گونه سوالات پاسخ مناسبی پیدا کنید.
 از تفاوت ‌های شخصیتی‌ تان فرار نکنید
در پیامک‌تان به برخی از ویژگی ‌های شخصیتی همسرتان از جمله نداشتن روابط ‌عمومی و انزوا اشاره ولی فراموش کرده‌اید دو جنس مخالف با هم فرق دارند. بنابراین قبل از این ‌که بخواهید شوهرتان را محکوم به ایراد و نقص کنید، به او حق بدهید که مانند شما فکر نکند چرا که او یک انسان با ویژگی‌های منحصر به خودش و با یک سابقه تربیتی و پرورشی متفاوت از خانواده شماست. اگر در خصوص رفتاری خاص با شوهرتان اختلاف سلیقه دارید، بهتر است به جای این‌ که سعی در تغییر صد درصدی وی داشته باشید، با گفت‌و‌گو به یک حد تعادل برسید.
 طلاق راهکار این مشکل نیست
گفته‌اید به نظرم بودن و نبودنم برای شوهرم مهم نیست یا حداقل این ‌طور به می‌رسد که … . همان‌ طور که خودتان هم بیان کرده‌اید، فکر می‌کنید این ‌گونه است ولی مطمئن نیستید. سعی کنید از گمان در تصمیمات سرنوشت ‌ساز زندگی استفاده نکنید و دغدغه‌های خودتان را با شوهرتان مطرح کنید تا خودش به آن‌ها پاسخ دهد. در پایان به شما توصیه می‌کنم ویژگی‌های مثبت همسرتان را بزرگ ‌نمایی و به او کمک کنید تا ضعف‌های خودش را برطرف کند. طلاق راهکار مناسبی نیست و به نوعی پاک کردن صورت مسئله است.
نویسنده : دکتر حسین محرابی| روان‌ شناس

شوهرم از کمک به من برای خانه‌تکانی فرار می‌کند

من 35 ساله ام و همسرم 40 ساله است. از چند روز پیش به شوهرم گفتم برای خانه‌تکانی برنامه‌ریزی کردم تا باهم کارها را انجام دهیم و یک سری کارها هست که نیاز به نیروی مردانه دارد. اما مدام می‌گوید که حوصله ندارم، امسال خانه‌تکانی لازم نیست و … . چطور به او بگویم که خانه‌تکانی باعث خوب شدن حال من می‌شود و از این کار، فرار نکند؟

پاسخ مشاور
قطعا با نزدیک شدن به سال نو و عید نوروز همه خانم‌ها دست به‌کار می‌شوند تا خانه را تمیز کنند و رنگ و بوی دیگری به خانه‌شان بدهند ولی امان از دست تنهایی خانه‌تکانی کردن! بی‌شک تمیز کردن خانه یکی از خسته کننده‌ترین کارهایی است که معمولاً تمام آن بر دوش خانم خانه است. اما در مبحث خانه‌تکانی و انجام کارهای سنگین باید تقسیم کار و از همسر و سایر اعضای خانواده کمک گرفته شود و  نکته اساسی این‌جاست که به‌خاطر داشته باشید این درخواست کمک باید طبق اصول خاصی انجام بگیرد تا همراهی شوهرتان را در پی داشته باشد.
   با کنایه‌زدن درخواست کمک‌نکنید
یکی از مسائلی که باعث می‌شود مردها به همسرشان در کارهای منزل کمک نکنند، غرغر کردن خانم است. مردها خیلی زود از غرغر کردن خسته می‌شوند و با این مسئله نمی‌توانند کنار بیایند. سپس دقت داشته باشید درخواست کمک تان را با محبت و آرامش و بدون کنایه و غرغر ابراز کنید و البته در زمان مناسب که همسرتان کاملاً از همه لحاظ شرایط همراهی با شما را داشته باشد.
  خانه‌تکانی را سخت نگیرید
خانه‌تکانی را برعکس اسم سنگین آن سخت نگیرید بلکه کاملاً با آرامش و صبورانه این کار را انجام دهید و حتی از انجام آن لذت ببرید چون اگر با آرامش انجام نگیرد، باعث تنش روحی در شما خواهد شد. قطعا این تنش را به همسرتان هم انتقال می‌دهید و باعث بی حوصلگی و آرامش نداشتن ایشان خواهد شد.
  تعادل را در تقسیم کار رعایت کنید
تمام کارهای سخت و نفس گیر را که مربوط به همسرتان است ، در یک روز نگذارید زیرا قطعاً اگر حجم کارهای سنگین بالا باشد باعث خستگی و دلزدگی در همسرتان می‌شود. پس تعادل را رعایت و کارها را به صورت مساوی در یک هفته تقسیم کنید.
 بابت کمک‌ها از همسرتان قدردانی کنید
اگر همسرتان کاری را انجام داد حتماً از او قدردانی کنید حتی اگر کاری کوچک باشد. این‌گونه می‌توانید باعث شوید قطعاً همسرتان دوباره به شما در انجام دادن کارها کمک کند و حس خوبی در همراهی با شما داشته باشد.
  به جای مسخره‌کردن، به او یاد بدهید
اگر شوهر شما جزو آن دسته از آقایانی است که می‌گوید من کارهای خانه را بلد نیستم، شما با بداخلاقی، مسخره کردن و … با او برخورد نکنید زیرا قطعاً این روش جواب معکوس می‌دهد. بهترین راه در برابر این رفتار این است که با خوش رویی به او بگویید: «شما همراهی کن، من به شما یاد می‌دهم» سپس به او دقیقاً بگویید چه اقدامی را باید انجام دهد.
نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی| روان‌درمانگر و مشاور خانواده