چگونه تعطیلات با کیفیت در زندگی داشته باشیم
همسرم چند روز خوب است اما دوباره پرخاشگر می شود
من 21 سال دارم.4 سال است ازدواج کرده ام. همسرم کارشناس مهندسی معماری است و 30 سال دارد. یک دختر 2 ساله دارم. شوهرم مردی پرخاشگر و عصبی است. چند وقتی با من و دخترم خوب است طوری که احساس خوشبختی می کنم، اما دوباره آدم پرخاشگر و زودرنجی می شود. دائم غر و سرکوفت می زند و بی محبت می شود. خسته شدم نمی دانم چه باید بکنم.
پاسخ مشاور
خواهر گرامی! قبل از هر چیز لازم است که شما و همسرتان به یک شناخت مناسب از روحیات همدیگر برسید تا بتوانید نسبت به نیاز های عاطفی و معنوی یکدیگر واکنش مناسب تری نشان بدهید. برای کسب این شناخت هم بهتر است گاهی از زاویه دید طرف مقابل به قضایا نگاه کنیم و خود را در شرایط وی تصور کنیم.
توجه به تفاوت های فردی و مهم تر از همه تفاوت دیدگاه های زن و مرد
نکته دیگری است که گاهی باعث اشتباه در برداشت و قضاوت های نادرست می شود و اگر بخواهید این اشتباهات و خطا ها را به حداقل برسانید هم شما و هم شوهرتان باید اطلاعات خود را نسبت به روحیات و ویژگی های جنس مخالف افزایش دهید. شرایط را مدیریت کنید در پیامک تان نوشته اید که گاهی رفتار های شوهرتان خیلی خوب است. پس می توان نتیجه گرفت که تا حدودی شرایط و محیط روی نحوه رفتار وی موثر است و شما می توانید با تشخیص این مسئله و شناسایی محرک هایی که باعث آرامش و خوش رفتاری وی می شود، آن ها را تقویت کنید و همچنین با شناخت محرک ها و شرایطی که باعث برهم خوردن تعادل و بدرفتاری در شوهرتان می شود، آن ها را کمرنگ و مشکل تان را حل کنید. در این شرایط می توان گفت شما در موارد زیادی می توانید از بروز تنش پیشگیری کنید.
علت های پرخاشگری شوهرتان را بیابید
تقریبا هر رفتاری به دنبال علت های روانی و فیزیولوژیکی اتفاق می افتد و شوهر شما نیز از این امر مستثنی نیست؛ بنابراین سعی کنید به دنبال شناخت علت رفتار های پرخاشگرانه وی باشید و به مرور چیز هایی که او را عصبی می کند، شناسایی و سپس برای رفع آن ها برنامه ریزی و اقدام کنید.
در روز های خوشی با شوهرتان متفاوت باشید
نوشته اید شوهرتان چند وقتی با شما و دخترتان خوب است طوری که احساس خوشبختی می کنید. یک نکته مهم این است که نوع رفتار شما در زمان هایی که شوهرتان خوب و خوش رفتار است باید با زمان هایی که بداخلاقی می کند، متفاوت باشد به گونه ای که وی نتیجه خوب رفتار کردن خود را در رفتار مناسب شما مشاهده کند و همواره طوری رفتار کنید که تقویت کننده رفتار های مناسب و بازدارنده رفتار های پرخاشگرانه وی باشید.
شوهرتان را درک کنید
شما هیچ اشاره ای به مشکلات شوهرتان نکرده اید. اگر به علت های بداخلاقی و پرخاشگری شوهرتان پی بردید، بهتر است به جای اذیت و طرد کردن او، تلاش کنید او را درک کنید و بدانید که احتمالا خودش هم از این گونه رفتار ها راضی نیست و در صورتی که شما و اطرافیان با حمایت و راهنمایی مناسب بتوانید اعتماد او را مبنی بر پشتیبانی به او اثبات کنید به مرور از فشار های روانی اش کم می شود و رفتارش بهتر خواهد شد
توصیه به زوج های جوان برای جلوگیری از سرد شدن روابط شان
دلایل مختلفی می تواند موجب سرد شدن رابطه بین زن و شوهر شود، اما دانستن ریشه های این مشکل، کمک زیادی به زوجین برای حل آن خواهد کرد. عواملی مثل نبود اعتماد به نفس کافی، اضطراب، استرس و حتی رفتار های کودکانه ای که هنوز در خلق و خوی زن و مرد بالغ وجود دارد، باعث می شود گاهی در مقابل مشکلات جزئی که با اندکی تامل قابل رفع و رجوع هستند، ذره بینی در دست گیرند که بیش از حد بزرگنمایی کند و مسلم است این شرایط نامساعد دلیلی می شود تا این بزرگنمایی ها به مشاجره و بگومگو هایی تبدیل شود که آرامش را از خانه و خانواده سلب می کند.
در چنین مواقعی بهتر است به دنبال راه حلی باشیم تا این درگیری ها و برخورد های تند به دعوا های خانوادگی تبدیل نشود. مهم نیست چه کسی مقصر است، مهم این است که چطور و چگونه جلوی جرقه های ریز را بگیریم تا به یک آتش سوزی مهیب منجر نشود. حرف هایی که باید شنیده شود گاهی به دنبال گوشی می گردیم تا سفره دلمان را برایش باز کنیم. زن و مرد در زندگی زناشویی، هیچ همدمی را بهتر از شریک زندگی خود، محرم ناگفته هایشان نمی دانند. گلایه های طرفین نسبت به هم دلایل مختلفی دارد. همسران در وهله اول وظیفه دارند، درباره مشکلات شان با هم صحبت و تلاش کنند با گفت و گو برسر اختلاف نظرهایشان کنار بیایند و سپس با رعایت نکاتی به این بحث و جدل های پی در پی پایان دهند. شکوه هایش را به رو نیاورید زندگی همیشه بالا و پایین هایی دارد که روح و روان ما را تحت الشعاع قرار می دهد.
گاهی دوست داریم آن لحظه های ناگوار و آشفتگی هایمان را باور نکنیم و به دنبال فردی هستیم که مانع از القای حس پریشانی شود و بگوید روز های خوش در راهند و ناخوشی ها، ناپایدار و گذرا هستند. یکی دیگر از دلایل جر و بحث های زناشویی می تواند ناشی از اضطراب و افسردگی یکی از طرفین باشد. فردی که گله مند است، در شرایط روحی نامساعدی به سر می برد. اگر حرف حق هم بزند، زبانش تلخ است و آزردگی خاطر اطرافیان را به بار می آورد. در چنین شرایطی هر یک از همسران باید سعی کنند در عین این که حالت عصبی طرف مقابل را به رو نمی آورند، استرس و اضطراب او را نیز کم کنند.
نه جبهه بگیرید نه بی تفاوت باشید فردی که عصبی است و موضوعی او را رنجانده است به طور حتم از نظر روحی وضعیت خوبی ندارد و رفتار های متناقضی از خود نشان می دهد. رفتار هایی که گاهی نسبت به آن ها سردرگم می شویم که چگونه با آن ها مقابله کنیم. مرد یا زنی که در روزها، ماه ها و حتی سال های ابتدایی زندگی مشترک نتواند با گلایه های پی در پی همسرش به خوبی مقابله کند و هر وقت همسرش درباره موضوعی شکوه کند از کنار آن بی تفاوت عبور کند و باعث اوج گرفتن عصبانیتش شود، مشکلات را دو چندان می کند. در اینجا مبحث مقابله هیجانی مطرح می شود.
اگر همسرتان هنگام بیان مشکلاتش شما را مورد حمله قرار داد، با آرامش هرچه تمام از او بپرسید که چه چیزی آزارت داده است و چه کاری برای آرامشت می توانم انجام دهم؟ اگر استرس و اضطراب عامل شرایط روحی نامساعد او بود، سعی کنید فضا را عوض کنید تا اندکی آرام گیرد. تبدیل رابطه زناشویی به رابطه دوستی چقدر خوب است زن و مرد در زندگی زناشویی خود، رابطه دوستی را جایگزین هر رابطه دیگری کنند.
دو دوستی که یکدیگر را در یک سطح می بینند و هیچ برتری نسبت به هم قائل نیستند به راحتی بر سر مسائل مختلف گفت و گو می کنند و از تفاوت هایشان می گویند. تفاوت هایی که روزی می تواند سرچشمه درگیری های شدید شود. همه سعی شان بر این باشد با حرف زدن و صحبت کردن درباره مشکلاتشان بخشی از آن ها را حل کنند.
اگر چه شاید به نظر برخی، رفع بخشی از مشکلات کافی نباشد اما نمی توانیم همه معضلات پیش رو را از میان بر داریم چرا که ما نمی توانیم همه روحیات و خلقیات خود را تغییر دهیم و به طور حتم همسرمان نیز حاضر نمی شود این تحول عظیم را بپذیرد.
تنش های بین مادرشوهر و عروس چطور شروع می شود؟
تنش های بین مادرشوهر و عروس چطور شروع می شود؟
آنچه قبل ازدواج با زن مطلقه باید بدانید
ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهم ترین مراحل زندگی جوانان است. هر یک از ما با انتخاب همسر تصمیم می گیریم سالهای آتی عمرمان را چگونه و با چه فردی با چه ویژگیها، اخلاقیات، اعتقادات و جهانبینی سپری کنیم. همانطور که انتخاب درست همسر در آینده بسیار تاثیر گذار است، انتخاب نادرست همسر زندگی مشترک را با چالش های زیادی روبرو می کند.
در جامعه ما با دید منفی به ازدواج با زنان مطلقه پرداخته می شود اما آیا ازدواج با زنان مطلقه اشتباه است؟ بسیاری از مردان و پسران راغب به ازدواج با زنان مطلقه هستند اما پیش از ازدواج و جدی شدن رابطه بهتر است مزایا و معایب این نوع ازدواج بررسی گردد تا نتیجه خوبی داشته باشد. در ادامه این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به مزایا و معایب ازدواج با زنان مطلقه پرداخته ایم.
مزایای ازدواج با زن مطلقه
بسیاری از آقایان پس از بررسی اخلاق و سایر ویژگی فرد مورد نظر خود به مطلقه بودن خانم توجهی نمی کنند و او را برای زندگی مشترک انتخاب می کنند. دلیل انتخاب این مردان این است که:
خانم مطلقه بسیار پخته تر از دختر مجرد است و ممکن است سن او کم باشد اما تجربه ای که از زندگی قبلی خود به دست آورده او را بسیار پخته تر کرده است.
زنان مطلقه در زندگی واقع بین تر از دختران مجرد هستند و زندگی جدید را محکم تر از دختران مجرد شروع می کنند.
زنان مطلقه کورکورانه وارد ازدواج نمی شوند و از مسئولیت های ازدواج و شرایط بعد از آن آگاهی دارند.
زنان مطلقه توانایی مدیریت بالاتری نسبت به دختران مجرد به دلیل تجارب و ازدواج گذشته شان دارند.
زنان مطلقه در اوایل زندگی مشترک مشکلات و بی تجربگی دختران مجرد را نخواهند داشت.
زنان مطلقه توقعات کمتری به دلیل فرصت های کمتر برای ازدواج دارند و ممکن است خواهان جشن عروسی نباشند و یا به یک جشن کوچک قانع باشند.
زنان مطلقه نسبت به دختران مجرد به دلیل تجربه ازدواج قبلی خود تجربه بهتری در مورد برخورد با مردان دارند و این برای مردانی که دوست دارند، همسرشان شبیه به مادرشان مهربان و دلسوز باشد، خوشایند است.
زنان مطلقه نسبت به دختران مجرد ممکن است به واسطه ازدواج گذشته و شغل شان توانایی مالی بیشتری داشته باشند و همسر خود را حمایت مالی نمایند.
زنان مطلقه ممکن است مهریه کمتری تعیین کنند و از همسر خود در اوایل زندگی توقع خرید طلا و… نداشته باشند.
مشکلات ازدواج با زن مطلقه
ازدواج با خانم مطلقه ممکن است شما را در زندگی زناشویی با مشکلاتی روبرو نماید که در زیر به آنها پرداخته ایم:
در ازدواج با خانم مطلقه ممکن است نتوانید اعتماد او را به دست آورید زیرا بدست آوردن اعتماد زنانی که در رابطه قبلی خود شکست خورده اند، تا حد زیادی سخت است.
ازدواج با خانم مطلقه دارای فرزند، ممکن است شما را با چالش هایی روبرو نماید و نتوانید با فرزند او به هر دلیلی کنار بیایید.
ازدواج با خانم مطلقه در صورت نارضایتی خانواده سبب بروز اختلافات زیادی در زندگی مشترک خواهد شد.
ازدواج با خانم مطلقه و محول نمودن مدیریت کل خانواده ی شکل گرفته به او به شدت غلط و نادرست است.
ازدواج با خانم مطلقه به دلیل دلسوزی و ترحم اشتباه می باشد و پس از مدتی مرد احساس سرخوردگی خواهد نمود.
ازدواج با خانم مطلقه و یادآوری زندگی قبلی و رابطه گذشته او بسیار اشتباه است که برخی از مردان پس از ازدواج مرتکب می شوند.
ازدواج با خانم مطلقه در صورتی که او شما را با همسر قبلی مقایسه نماید، زندگی مشترک را به چالش می کشد.
برخی خانم های مطلقه به دلیل مشکلاتی که در زندگی قبلی داشته اند، در زندگی مشترک فعلی خود نیز دید منفی به اقوام همسر خود دارند و ازدواج با این افراد در صورت مدیریت غلط سبب قطع رابطه با خانواده خواهد شد.
ازدواج با زن مطلقه درست یا غلط؟
ازدواج با یک خانم مطلقه نیز به هیچ وجه مشکلی ندارد اما باید در این ازدواج نیز تمام جوانب در نظر گرفته شود. اگر قصد ازدواج با خانم مطلقه را دارید، به نکات زیر توجه نمایید:
بهتر است این ازدواج با احتیاط و بررسی های بیشتری صورت بگیرد.
عجله نکنید و رفتارهای هیجانی نداشته باشید زیرا تجربه یک شکست دیگر برای زنان مطلقه بار روانی زیادی برای آن ها به دنبال خواهد داشت.
نزد مشاور بروید و همه چیز را درباره این ازدواج، علت های طلاق قبلی، احتمال شکست در ازدواج بعدی و… جویا شوید.
پس از آشنایی اولیه برای برداشتن قدم های مطمئن هم به او و هم به خودتان فرصت دهید.
اگر می خواهید ازدواج کنید، باید برای آن برنامه ریزی داشته و با مشورت و تامل صورت بگیرد.
فردی که با معیارهای ذهنی شما متفاوت باشد (چه مجرد و چه مطلقه) همسر خوبی برای شما نیست پس فردی را انتخاب نمایید که معیارهای ازدواج را داراست.
به خاطر دلسوزی و ترحم تصمیم به ازدواج با یک خانم مطلقه نگیرید زیرا احساس ترحم همیشه در وجود شما باقی نمی ماند و به مرور زمان خسته می شوید.
بدون رضایت خانواده ها تصمیم به ازدواج نگیرید زیرا این نارضایتی ها دلیل مشکلات زناشویی شما خواهند شد.
پس از ازدواج هرگز ازدواج اول همسرتان را به او یادآوری نکنید.
باید توجه کنید، زن مطلقه ای که بچه دارد،اولویت زندگی او همیشه فرزندش است و شما نفر دوم زندگی او هستید. قبل از ازدواج با او بررسی کنید که آیا با بچه ها ارتباط خوبی دارید یا خیر؟
سخن آخر
فردی که طلاق گرفته، چه مرد و چه زن، حق زندگی دارد و مانند هر فرد دیگری می تواند دوباره ازدواج کند اما در ازدواج دوم باید همه جوانب بهتر سنجیده شود زیرا تجربه یک شکست دیگر برای افراد مطلقه بار روانی زیادی برای آن ها به دنبال خواهد داشت.
علل روانی ابراز علاقه «شاهرخاستخری» به همسرش با توهین بهخود!
آسیبهای پیام نامناسبوعجیب یک بازیگر برای تولد همسرش را از منظر روانشناسی بررسی کردیم
«همسرم، زندگی من به دو بخش تقسیم میشه، بعد از آشنایی با تو و بعد از ازدواج با تو. قبل از تو اونو گ… خوردم. تولدت مبارک همسرم»، این پیام شاهرخ استخری که این روزها بیشتر از بازیگری به خاطر رفتارهای خاص و متفاوت به عنوان یک اینفلوئنسر مورد توجه قرار میگیرد برای تولد همسرش، با واکنشهای کاربران شبکههای اجتماعی مواجه شد. علاوه بر بیادبانه بودن، این پیام از منظر روانشناسی هم آسیبزاست.
ایجاد شکاف در ابراز علاقه با توهین به خود
ابراز علاقه یکی از بهترین ابزارهایی است که ما میتوانیم حسهای درونی خود را که نسبت به فرد مقابل داریم بیان کنیم اما این ابراز علاقه وقتی با توهین به خود همراه باشد، بهجای ایجاد صمیمیت بین دو طرف اختلاف سطح ایجاد خواهد کرد. در واقع وقتی ما برای نشان دادن ارزش دیگری و اهمیت حضورش در زندگیمان به خودمان توهین میکنیم، در حال ایجاد یک شکاف بین سطح خودمان با او هستیم.
گذشته را نباید نادیده بگیریم
وقتی که برای تبریک تولد به فردی که الان در زندگی ما حضور دارد، گذشته را نادیده میگیریم یعنی قدردانی از گذشته را فراموش کردهایم چون گذشته هر فردی در حال ساخت آینده اوست. در واقع ما نباید یک بخش را کاملا نادیده بگیریم و فقط یک بخش را برای خودمان و دیگران برجسته کنیم. رابطه سالم با عشق ورزیدن به خودمان آغاز میشود. بدانید که داشتن یک رابطه خوب با دنیای درونیمان، رابطهای که به دور از سرزنش و تهدید باشد برای ادامه مسیر زندگی و روابطی که خواهیم داشت به ما کمک میکند. در تمام اتفاقهایی که در گذشته ما رخ داده، ما هم سهمی داشتهایم. ما هم قسمتی از آن لحظههای دردناک بودهایم. با سعی در پاک کردن از گذشتهمان قسمتی از هویت خود را در آن اتفاقات و خاطرهها جا خواهیم گذاشت. در واقع ما برای رهایی از رنج بهتر است خودمان را بیشرط و قانون و بدون سرزنش نسبت به گذشتهای که داشتهایم، بپذیریم و در آغوش بکشیم.
نویسنده : اسما صابری| روان شناس و نوروتراپیست
در جواب ابراز علاقه چه بگوییم؟
گفتن دوستت دارم در یک رابطه عاطفی ، گامی بسیار بزرگ است و نباید بدون احساس واقعی قلبی بر زبان جاری شود ، چه احساس مشابهی نسبت به طرف مقابل داشته باشیم و چه علاقه ای به او نداشته باشیم ، مهم ترین نکته این است که بدانیم در جواب ابراز علاقه چه بگوییم.
ابراز علاقه در یک رابطه یا گفتن جمله دوستت دارد گام بسیار بزرگی است و باید آن را جدی بگیرید ، چه احساس متقابلی نسبت به فرد داشته باشید یا این که او را دوست نداشته باشید، به هر حال باید با روشی درست و معقول پاسخ او را بدهید. اگر میخواهید بدانید که در جواب ابراز علاقه چه بگویید ، چطور به فرد مقابل پاسخ منفی بدید یا چطور احساستان را بروز دهید با ما همراه شوید.
قبل از این که پاسخی به طرف مقابل بدهید باید درباره احساساتی که نسبت به او دارید فکر کنید. آیا شما هم به او علاقمند هستید؟ رابطه ای که در پیش گرفته اید برایتان چه معنایی دارد؟ آیا فقط از این که در کنار او باشید لذت می برید؟ آیا آینده ای برای رابطه تان متصور هستید؟
چه احساسی نسبت به طرف مقابل دارید؟
ابراز علاقه و گفتن دوستت دارم نقطه عطف در رابطه شما است و نشان می دهد که طرف مقابلتان احساسات شدیدی نسبت به شما دارد و میخواهد شما از احساسش مطلع شوید و در نهایت می خواهد بداند که آیا احساسی متقابل در شما وجود دارد یا خیر .
زمانی که کسی به شما ابراز علاقه می کند ، سه حالت مختلف ایجاد می شود ، شما هم او را دوست دارید ، درباره احساستان نسبت به او مطمئن نیستید یا اینکه اصلا نمی توانید عاشق چنین فردی شوید.
بیان ابراز علاقه در یک رابطه شجاعت زیادی می خواهد و باعث آسیب پذیری فرد می شود بنابراین سعی کنید تحت هر شرایطی محترمانه با او رفتار کنید و در مورد بیان احساستان روراست باشید تا او بداند رابطه شما قرار است به چه شکل پیش برود.
دوستت دارم گفتن باید قلبی باشد نه زبانی
اگر شما هم احساس متقابلی نسبت به او دارید می توانید با گفتن یک جمله عاشقانه به ابراز احساسات او پاسخ بدهید ولی اگر احساس می کنید که نمی توانید عاشق او شوید و فقط برایتان یک دوست معمولی است بهتر است در اولین فرصت به او اطلاع دهید تا باعث سردرگمی او نشوید و بتوانید به راه خودتان ادامه دهید.
اگر از طرف مقابل خوشتان می آید ولی عاشقش نیستید و نمی دانید که می توانید عاشقش شوید یا نه و یا سردرگم شده اید و نمی دانید باید چه بگویید که رابطه تان ادامه پیدا کند و ببینید در آینده می توانید عاشق او شوید باز هم نباید از جمله دوستت دارم برای او استفاده کنید.
اگر هنوز آمادگی عاشق شدن را پیدا نکرده اید بهترین راه این است که ضمن تشکر و قدردانی از او و حس خوبی که به شما می دهد ، صادقانه با او صحبت کنید.
شما نباید قبل از این که واقعا کسی وارد قلبتان شود ، به او بگویید که دوستش دارید. دروغ در یک رابطه به هر شکلی که باشد مشکل ساز خواهد شد.
در جواب ابراز علاقه از جملات مبهم استفاده نکنید
اگر هنوز برای ابراز علاقه متقابل آمادگی ندارید باید ساده و سرراست منظورتان را برسانید نه این که از جملات مبهم و پیچیده ای استفاده کنید که طرف مقابل مجبور باشد پاسخ شما را حدس بزند و دچار اشتباه شود. وقتی کسی به شما ابراز علاقه می کند کاملا حق دارد بداند که موضع شما در مقابل او به چه شکل است. شما هم دوستش دارید ، نمی توانید به آینده با او فکر کنید یا این که از احساس خود نسبت به او مطمئن نیستید.
یادتان باشد که رک گویی را با بی ادبی اشتباه نگیرید شما باید ضمن احترام گذاشتن به احساس طرف مقابل محترمانه جواب ابراز علاقه اش را بدهید.
در جواب ابراز علاقه کسی که دوستش نداریم چه بگوییم؟
اگر آینده ای برای رابطه خودتان متصور نیستید و می دانید که نمی توانید عاشق او شوید ، به این شکل می توانید پاسخ ابراز علاقه اش را بدهید :
– متشکرم که احساست را با من در میان گذاشتی ولی متاسفانه من چنین احساسی نسبت بهت ندارم.
– متاسفم تو یک انسان بسیار ارزشمند هستی ولی من چنین احساس دوست داشتنی نسبت به تو ندارم .
– من واقعا ازت خوشم میاد ولی احساس عاشقانه ای نسبت بهت ندارم .
– ممنونم که چنین حسی به من دارید ولی من تو را به چشم یک دوست می بینم نه عشق.
مسلما هر کسی بعد از ابراز علاقه از شنیدن جواب منفی احساس ناراحتی ، خجالت یا حتی خشم خواهد داشت و شما باید متناسب با موقعیت و پاسخ مثبت یا منفی خودتان نسبت به او واکنش نشان دهید.
هجوم احساسات منفی به کسی که بعد از ابراز علاقه پاسخ منفی دریافت کرده است کاملا طبیعی است و با توجه به شخصیت فرد و رابطه بین فردی یا جملاتی که شما استفاده می کنید میتوانید کاملا متفاوت باشد.
فرد مقابل شما ممکن است با احساساتی مثل خجالت ، ناامیدی ، ناراحتی یا حتی خشم روبرو شود و یا در مواردی که فرد دچار اختلال شخصیت باشد یا شما برخوردی زننده داشته باشید یا عزت نفس پایینی داشته باشد یا فردی خودشیفته باشد شروع به توهین به شما نماید. بنابراین باید خودتان را با واکنش های احتمالی بعد از پاسخ منفی آماده کنید.
در جواب ابراز علاقه کسی که نمی دانیم دوستش داریم یا نه چه بگوییم؟
اگر از احساس خود مطمئن نیستید و آمادگی ابراز علاقه ندارید میتوانید پاسخ ابراز علاقه اش را به این شکل بدهید :
– من هنوز از احساسم مطمئن نیستم و آمادگی ندارم بهت بگم دوستت دارم .
– ممنونم که احساست رو بهم گفتی ولی باید در موردش فکرکنم .
– من به زمان بیشتری نیاز دارم که به رابطه مون فکر کنم .
– منم بهت اهمیت می دم ولی به زمان نیاز دارم تا متوجه احساس واقعی ام و شدتش نسبت به تو بشم.
– من هنوز آمادگی ابراز علاقه رو ندارم شاید زمان بتونه این مشکل رو حل کنه.
– خیلی از شنیدن احساست خوشحال شدم ولی هنوز از خودم مطمئن نیستم . من میخواهم مدت زمان بیشتری به هم فرصت بدهیم تا بهتر همدیگر را بشناسیم .
شما ضمن احترام گذاشتن به احساس طرف مقابل با این جملات ساده و صریح موضع خودتان را نسبت به او مشخص می کنید و او کاملا متوجه می شود که شما عشقش را رد کرده اید یا برای جواب دادن نیاز به زمان بیشتری دارید.
در جواب ابراز علاقه کسی که دوستش داریم چه بگوییم
در صورتی که احساس شما متقابل است بهترین کار این است که زمان را از دست ندهید و شما هم علاقه تان را نسبت به طرف مقابل ابراز کنید.
مثلا اگر پاسختان برای ابراز علاقه او مثبت بوده است بهترین کار این است که آن ساعات و لحظات را تبدیل به خاطره ای ماندگار کنید و به جای جدا شدن از هم ، روزتان را کنار هم سپری کنید و کارهایی انجام دهید که برای هر دوی شما لذت بخش باشد مثلا بگویید ، موافقی با هم قدم بزنیم؟ می خوام این روز قشنگ رو کنار هم سپری کنیم، به نظر کجا بریم؟
ولی اگر واقعا فرصت ندارید ، حتما احساس متقابلتان را ابراز کنید و برای قرار بعدی و با هم بودن برنامه ریزی کنید مثلا می توانید بگویید ، متاسفانه الان باید برم ولی می توانیم فردا با هم برنامه بریزیم.
بهتر است از جملاتی رمانتیک برای ابراز علاقه متقابل استفاده کنید به عنوان مثال :
تو بهترین اتفاق زندگی منی
من خیلی بیشتر دوستت دارم
لبخند تو ارزشمند ترین دارایی من است
نمی تونم زندگی را بدون تو تصور کنم
با گفتن این جمله قلب منو پر از شادی کردی
نمی دونی شنیدن احساست چقدر خوشحالم کرد
منم دوستت دارم و می خوام بقیه عمرم رو کنارت بگذرونم
تو خورشید زندگی منی که به قلبم نور و گرما میده
کاش زندگی تو همین لحظه متوقف می شود
دنبا با تو جای قشنگ تریه خوشحالم که مال منی
تو همون چیزی هستی که همیشه می خواستم
احساس افراد در یک رابطه مشابه هم پیش نمی رود
سرعت عاشق شدن و علاقمند شدن افراد در یک رابطه با هم متفاوت است و اگر فردی به شما ابراز علاقه کرد دلیل نمی شود که شما هم باید حتما همین کار را انجام دهید، نداشتن علاقه به طرف مقابل در حال حاضر به این معنی نیست که در آینده هم نمی توانید دوستش داشته باشید ، شاید شما به زمان بیشتری نیاز دارید.
برخی افراد در قرار اول عاشق می شوند و برخی دیگر باید چند ماه از رابطه بگذرد تا احساسی پیدا کنند. شاید طرف مقابل بعد از 3 ماه آمادگی ابراز عشق داشته باشد ولی شما بعد از 5 ماه به این آمادگی برسید. بنابراین اگر از بودن طرف مقابل احساس خوبی دارید و حس می کنید فقط فعلا آمادگی ابراز علاقه را پیدا نکرده اید از او بخواهید به رابطه تان زمان بدهد تا شما آمادگی ابراز علاقه را پیدا کنید.
اگر شما بعد از چند ماه هنوز هم عاشق طرف مقابل نشده بودید باید به احساس خودتان احترام بگذارید و با صداقت احساستان را به او بگویید و به رابطه ادامه ندهید.
ناامیدی و خجالت و گریه بعد از شنیدن پاسخ منفی
بروز احساس ناامیدی ، هجوم غم و خجالت در فردی که پاسخ منفی شنیده است کاملا طبیعی است ، شما میتوانید در این شرایط با او همدردی کنید ولی مراقب باشید که در تله دلسوزی نیوفتید و حرفی نزنید که از ته دلتان نیست . شما نباید درباره ابراز صادقانه احساستان ناراحت باشید و هرگز در این باره عذرخواهید نکنید حتی اگر شدت ناراحتی اش باعث شد به گریه بیوفتد. فقط سعی کنید با جملاتی ناراحتی او را کم کنید و سپس او را تنها بگذارید . به عنوان مثال :
– مثل این که انتظارش را نداشتید . متاسفم . اگر دوست دارید تنها بمونید ، بعدا با هم صحبت می کنیم.
– اگر دوستان خیلی صمیمی هستید می توانید به او بگویید که من جایی نمی رم مگر این که خودت بخوای ، بهت که گفتم دوست دارم کنارت وقت بگذرونم.
بروز خشم بعد از شنیدن پاسخ منفی
بروز خشم و عصبانیت بعد از شنیدن پاسخ منفی ، رفتاری معمول و طبیعی نیست و اگر فرد مقابل شروع به دارد و بیداد و توهین کند یا چیزی پرت کند و بشکند یا به شما حمله کند باید به سرعت محل را ترک کنید و تا حد ممکن از او دوری کنید و تا مدتی خودتان را از چشم او دور نگه دارید و به محل های خلوت نروید و سعی کنید رفت و آمدتان را تا مدتی محدود کنید تا خشم طرف مقابل از بین برود.
این رفتارها کاملا پرخطر هستند و ممکن است فرد مقابل بخواهد اقدامی تلافی جویانه علیه شما انجام دهد بنابراین اگر دوباره شما را تهدید کرد باید به پلیس از او شکایت کنید و بدترین حالت را در نظر بگیرید ، ممکن است فرد مقابل شما سلامت روانی نداشته باشد بنابراین باید مراقب باشید و فرصتی برای آسیب رساندن به خودتان به دستش ندهید.
شوهرم با کمال پررویی می گوید که زن دوم گرفته است
حدود 27 سال است با شوهرم زندگی می کنم. 4 بچه دارم، 3 فرزندم دانشجو هستند. حالا شوهرم با کمال پررویی می گوید که زن دوم گرفته و من را رها کرده است و شب ها به خانه نمی آید. نمی دانم از دست او شکایت کنم یا نه؟ لطفا مرا راهنمایی کنید.
در ادامه پاسخ دو کارشناس را به این پرسش می خوانیم:
1 مشاور: زهره حسینی، دانش آموخته مشاوره
مخاطب محترم! ضمن تشکر از اعتماد شما و ارسال شرح مشکل تان برای ما باید بدانید که برای پاسخ به سوال جنابعالی اطلاعات کمی در اختیار داریم. با توجه به این که در شرایط سختی قرار گرفته اید و همسر شما نسبت به تعهد به زندگی مشترک خود که یکی از اصول اساسی و مهم است، غفلت می ورزد تصمیم گیری هم به تبع شرایط موجود کار سخت و مشکلی است که البته با ارزیابی درستی از شرایط زندگی مشترک تان بهتر خواهید توانست به پاسخ خود برسید. قبل از پیگیری قانونی بخوانید مشاوران خانواده در بیشتر موارد ابتدا از راهکارهای اصلاح روابط آسیب دیده زوج در فضای عاطفی و آرام به دور از تنش محیط قانونی و خشک دادگاه استفاده می کنند. در صورتی که در یک بازه زمانی (یک دوره مشاوره) هیچ گونه نتیجه مثبتی دریافت نشد، قطعا فرد برای رسیدگی به مشکلات خود به مراحل قانونی راهنمایی خواهد شد. بنابراین تاکید مشاوران خانواده بر تلاش فرد برای بهبود زمینه های آسیب است تا این که فرد متوسل به شکایت قانونی شود چرا که با ورود به فضای قانون هر دو نفر به دنبال دریافت حق و حقوق هستند و زوجین با فاجعه سازی درباره مشکلات یا مظلوم نمایی سعی در اثبات حقانیت خود و ظلمی که در این مدت دیده اند، می کنند در نتیجه حالت انعطاف پذیری و گذشت را از دست می دهند و غالبا با خراب کردن پل های پشت سر از طریق توهین، تحقیر، تهمت، بی احترامی به خانواده ها و … راه بازگشت به زندگی را برخود می بندند. با این حال و برای رسیدن به تصمیم درست به نکاتی که در ادامه مطرح می شود، توجه کنید. زندگی مشترک خود را ارزیابی کنید با توجه به این که سوال کرده اید شکایت کنم یا نه، به نظر می آید قصد حفظ زندگی خود را دارید. آیا همسرتان هم اکنون ویژگی های خوب یا کارکردهای مثبتی دارد و هنوز به برخی اصول زندگی پایبند است مثل تامین مسائل مالی، توجه به مشکلات شما و بچه ها و … یا به هیچ وجه هیچ نقشی از همسر یا پدری ایفا نمی کند. البته این نکته قابل ذکر است که گاهی افراد بر اساس یک تصمیم شتاب زده قصد انتقام گیری و لجبازی با همسرشان را دارند و یک دوره منفی گرایی یا تضادورزی با کل اعضای خانواده در پیش می گیرند. در واقع این طور به نظر می آید که رفتار موقتی و قابل چشم پوشی است. به راه حل ها بیندیشید به راه حل های ممکن برای خروج از این بن بست بیندیشید.
فرد یا افرادی را که از هر دو طرف معتمد هستند، برای مذاکره انتخاب کنید. بهتر است بچه ها از مداخله در این مسئله دور باشند. باتوجه به مذاکره، نقش خود را در بازسازی زندگی بپذیرید. این بدان معناست که شما تمام بار منفی این مسئله را بردوش طرف مقابل نیندازید و بپذیرید که با تغییر در رفتار و گفتار خواهید توانست نقشی در حفظ زندگی زناشویی خود داشته باشید. در صورتی که تغییر و بازسازی به طور کامل برعهده همسرتان قرار گیرد، احتمالا او مقاومت خواهد کرد وحتی در صورت پذیرش، توافق ظاهری و کوتاه مدت خواهد بود که اثربخش نیست. از بخشش و گذشت بهره بگیرید باتوجه به رفتار منفی همسرتان و ترک شما، قطعا از نظر روحی و عاطفی آسیب دیده هستید و ممکن است به راحتی او را برای برگشت به زندگی مشترک نپذیرید، اما اگر تصمیم جدی شما بر حفظ زندگی است بخشش شوهرتان و گذشت، تنها راهکاری است که می تواند شما را برای شروع دوباره و ترمیم آسیب دیدگی یاری کند. همچنین گذاشتن زمان و حوصله کافی برای بهبود این شکاف لازم و ضروری است. پس به سرعت به نتیجه نخواهید رسید. امید است با یاری خدا بهترین تصمیم را بگیرید.
2 مشاور: فرزانه عطاران، دانش آموخته مشاوره
مخاطب گرامی! احساس رنجش شما طبیعی و قابل درک است اما باید تصمیمی عاقلانه بگیرید تا بعدا پشیمان نشوید. بالاخره شما و شوهرتان 27 سال با یکدیگر زندگی کرده اید و در این مدت به شناخت خوبی از یکدیگر دست یافته اید. در قدم اول تلاش کنید به مرور وضعیت زندگی تان در چند وقت اخیر بپردازید. شما بهتر از هر فرد دیگری می توانید دلایل شوهرتان برای ازدواج دوباره را بیابید.
اگر تصمیم تان طلاق است با این حال و در چنین مواقعی شما 2 راه پیش رو دارید. یکی این که از شوهرتان جدا شوید و دوم این که میدان را خالی نکنید و با این موضوع به نوعی کنار بیایید. اگر خواستید راه اول را انتخاب کنید یعنی از شوهرتان طلاق بگیرید، سعی کنید این انتخاب ربطی به احساس ناکامی و رنجش شما در حال حاضر که کاملا طبیعی و به جاست نداشته باشد. به جای آن سعی کنید پیامدهای این انتخاب را به طور دقیق بررسی کنید که آیا جدا شدن وضع شما را بهتر می کند؟ آیا ادامه زندگی با شرایط فعلی برای شما رنج آورتر است یا ادامه آن با مهر طلاق در شناسنامه تان و عواقب آن؟
به این فکرکنید که آینده فرزندان تان که هم اکنون دانشجو هستند بعد از طلاق چگونه خواهد شد و چه تاثیری بر روابط شما با آن ها می تواند داشته باشد؟ اگر پس از بررسی دقیق این سوالات به این نتیجه رسیدید که مزیت های جدا شدن بیشتر است، عاقلانه است که جدا شوید اما اگر تلخی های طلاق و آثار سوء آن برایتان آزاردهنده تر است عاقلانه این است که راه دوم را انتخاب کنید و بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنید. اگر تصمیم به ادامه زندگی مشترک دارید درست است که تحمل این شرایط سخت خواهد بود، اما شاید سخت تر از زندگی تحت سایه برچسب طلاق نباشد. با این حال و اگر بنا دارید در همین شرایط به زندگی تان ادامه دهید باید این موضوع را به عنوان محدودیت در زندگی خود بپذیرید و با وجود آن به زندگی خود ادامه دهید و به دنبال راهکارهایی باشید که این شرایط را برای شما آسان تر کند. بالاخره اکنون شوهرتان کمتر به شما سر می زند و باید از مدت زمان محدودی که او را می بینید، نهایت استفاده را برای بهبود زندگی مشترک تان بکنید. به طور مثال توقعات خود را به طور صریح با همسرتان مطرح کنید یا با کمک گرفتن از یک مشاور متعهد به همسرتان تفهیم کنید که چه نیازهای عاطفی دارید و او را متقاعد کنید که به نیازهای شما هم توجه کافی داشته باشد و به تعهدات خود در قبال شما و فرزندان تان عمل کند.
چگونه با شوهر عصبی برخورد کنیم
حامی هنر زندگی/ با شوهر عصبی چطور برخورد کنیم؟ مردم غالباً عصبانی رفتار می کنند زیرا فکر می کنند که دیده و شنیده نمی شوند. افراد در یک رابطه پر از خشم به تجربه دریافته اند که عصبی بودن می تواند برای روابط مضر باشد. نگرش و رفتارهای منفی یک شریک عصبانی می تواند انرژی شما را از بین ببرد. احساس ناامیدی و بلاتکلیفی ناشناخته ای در شما ایجاد کند. نه تنها ارامش شما بلکه سلامتی روان و رابطه تان را تضعیف کند. با این حال اگر بتوانید به طرز ماهرانه ای با یک شریک عصبانی برخورد کنید، رابطه به طرز چشمگیری بهبود می یابد. عصبانیت را با عصبانیت پس ندهید. در عوض، احساسات خود را کنترل کنید. منظور از سخت کوشی برای رابطه همین است.
چرا احساس عصبی بودن می کنیم؟
عصبی بودن یک احساس شایع است که در اثر واکنش استرس بدن ایجاد می شود. این شامل مجموعه ای از پاسخهای هورمونی و فیزیولوژیکی است که به شما کمک می کند تا با تهدید درک شده از بیرون یا تصور شده در ذهن، آماده رویارویی شوید. بدن شما با افزایش تولید آدرنالین خود را برای مبارزه یا فرار از تهدید آماده می کند. تپش قلب و تنفس سریعتر می شود. فشار خون بالا می رود و هوشیاری و انرژی افزایش می یابد. این پاسخ می تواند منجر به عصبی بودن و اضطراب شود. همچنین منجر به بروز رفتارهای پرخاشگرانه و عصبی بودن در روابط بین فردی می شود.
عصبی شدن با اختلال اضطرابی متفاوت است
عصبی بودن موقتی است و با از بین رفتن استرس برطرف می شود. می توان آن را کنترل کرد. حتی اگر شما فردی هستید که بیشتر مستعد عصبی شدن باشد باز هم قابل کنترل و برطرف شدن است. گرچه عصبی بودن یک علامت شایع از اختلالات اضطرابی است، اما ریشه آن ها یکسان نیستند. اختلالات اضطرابی اختلالات روانی هستند که از عوامل پیچیده ای مانند ژنتیک، شیمی مغز و رویدادهای زندگی ایجاد می شوند. اختلالات اضطرابی بدون درمان، طولانی مدت و غیرقابل کنترل هستند. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اغلب احساسات عصبی یا نگرانی شدید را تجربه می کنند. این احساسات می توانند مکرراً و بدون یک عامل استرس زا ظاهر شوند. افراد همچنین ممکن است تعدادی از علائم جسمی و روحی را که بر توانایی عملکرد آنها تأثیر می گذارد، تجربه کنند.
شوهر عصبی|عوامل دخیل در عصبی شدن مردان
سلامت روان مردان و پسران غالبا نادیده گرفته می شود، هرچند که می تواند بر زندگی آنها تأثیر بسزایی بگذارد. در صورت نادیده گرفتن معضلات، مسائل مربوط به سلامت روان می تواند بر سلامت جسمی و امید به زندگی مردان تأثیر بگذارد. شرایط بهداشت روانی درمان نشده می تواند منجر به رفتارهای پرخطر از جمله سوء مصرف مواد، قمار، انواع اعتیاد و بروز رفتارهای پرخاشگرانه و عصبی شدن شود. برای دریافت اطلاعات بیشتر درمورد سلامت روان کلیک کنید.
عواملی مانند بالا بودن سطح استرس، پایین بودن سطح سروتونین و تغذیه منجر به بروز مشکلات سلامت روان از جمله عصبی بودن شوند. بی توجهی به مشکلات عاطفی نیز می تواند توانایی مرد را برای عملکرد کامل در جامعه و در خانواده اش از بین ببرد. مردانی که بر این موانع غلبه می کنند، امید به زندگی بیشتری پیدا می کنند. بسیاری از روشها از جمله دارو و مشاوره، در کاهش مشکلات ناراحت کننده مانند افسردگی و اضطراب و پرخاشگری ناشی از عصبی بودن موثر است.
استرس و سیستم عصبی مردان| شوهر عصبی
سیستم عصبی دارای چندین بخش است. بخش مرکزی شامل مغز و نخاع و بخش محیطی شامل سیستم عصبی خودکار و جسمانی است. سیستم عصبی خودمختار در واکنش فیزیکی به استرس نقش مستقیم دارد و به سیستم عصبی سمپاتیک و سیستم عصبی پاراسمپاتیک تقسیم می شود. هنگامی که بدن تحت فشار است، سمپاتیک به آنچه به عنوان “مبارزه یا فرار” شناخته می شود کمک می کند. بدن منابع انرژی خود را به سمت مقابله با تهدیدی برای زندگی یا فرار از دست هر عامل ناراحت کننده ای سوق می دهد.
استرس مزمن، تجربه عوامل استرس زا به مدت طولانی، می تواند منجر به تخلیه طولانی مدت بدن و عصبی بودن مداوم در زندگی فردی و ارتباط با شریک زندگی شود. همانطور که سیستم عصبی خودمختار همچنان به تحریک واکنش های فیزیکی ادامه می دهد، باعث فرسایش بدن می شود. استرس مزمن بر سیستم عصبی تأثیر نمی گذارد، بلکه فعال شدن مداوم سیستم عصبی بر سایر سیستم های بدن است که مشکل ساز می شود.
علائم استرس در مردان
شواهد نشان می دهد که زنان استرس را بهتر از مردان مدیریت می کنند و کمتر احتمال دارد افسردگی ناشی از استرس کار را تجربه کنند. مردان در صورت وجود استرس بیشتر از اجتماع کناره گیری می کنند. مطالعات همچنین نشان داده است که استرس مربوط به خانه، محل کار و روابط، علت اصلی ناتوانی روانی در مردان است. علائم استرس می تواند شامل علائم و نشانه های جسمی، روانی و رفتاری باشد.
علائم جسمی شامل: سردرد، یبوست و اسهال، ناراحتی معده، مشکل در تمرکز و مشکل در دستیابی یا حفظ نعوظ علائم
علایم روانی شامل: اضطراب و پرخاشگری، غم یا افسردگی، تحریک پذیری و بی قراری، عصبانیت و از دست دادن میل جنسی
علائم رفتاری شامل: سوء مصرف مواد مخدر یا الکل، کناره گیری یا انزوای اجتماعی، قمار، کابوس، زیاد یا کم خوابیدن، رفتارهای وسواسی اجباری
سطوح نامتوازن سروتونین
سروتونین به طور طبیعی خلق و خوی فرد را تنظیم می کند. هنگامی که سطح سروتونین در سطح طبیعی باشد باید احساس تمرکز، ثبات عاطفی، شادی و آرامش بیشتری داشته باشید. سطوح پایین سروتونین اغلب با بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی همراه است. مطالعات نشان داده است که سطح پایین سروتونین می تواند منجر به افسردگی، اضطراب، رفتار خودکشی و اختلال وسواس فکری-عملی شود. اگر هر یک از این افکار یا احساسات را تجربه می کنید بلافاصله با یک متخصص مراقبت های بهداشتی مشورت کنید. هرچه درمان زودتر شروع شود، سریعتر پیشرفت ها را مشاهده خواهید کرد.
تاثیر تغذیه بر سلامت روان
افراد می توانند انواع مختلفی از شیوه زندگی را برای کنترل هیجانات خود ایجاد کنند. خوردن رژیم غذایی سرشار از سبزیجات، میوه، حبوبات، غلات کامل و پروتئین بدون چربی می تواند برای سلامت کلی روانی و جسمی مفید باشد. ماهی های چرب مانند ماهی قزل آلا، ماهی خال مخالی، ساردین دارای امگا 3 بالایی هستند. امگا 3 یک اسید چرب است که با عملکرد شناختی و همچنین سلامت روان ارتباط قوی دارد. تحقیقات اخیر نشان داده است که اگر فرد به میزان کافی از اسید چرب دیگری به نام امگا ۶ و به اندازه کافی امگا ۳ استفاده نکند، ممکن است خطر ابتلا به اختلالات خلقی مانند اضطراب را افزایش دهد. گنجاندن تخم مرغ، ویتامین دی، چای سبز، ماست، شکلات تلخ، دانه کدو تنبل نیز می تواند روی مشکلات عاطفی ناشی از عصبی بودن، اثر مثبتی داشته باشد.
برای درمان شوهر عصبی چه می توان کرد؟
همه افراد در مقاطع مختلف عصبی می شوند. این احساس ترکیبی از اضطراب، ترس و هیجان و پرخاشگری در یک زمان است. تعریق زیاد و بهم خوردن وضعیت معده و گوارش از نتایج عصبی بودن می باشد. هر چیزی که باعث نگرانی شود می تواند منجر به احساس عصبی بودن نیز بشود. وضعیت هایی مثل تجربیات منفی مانند اولین قرار ملاقات، مصاحبه شغلی یا شرکت در مراسم خاکسپاری و حتی تجربیات خوب می تواند منجر به عصبی شدن بشود. با این نکات و کمی تمرین، می توانید یاد بگیرید که چگونه بر اعصاب خود مسلط باشید. برای دریافت اطلاعات بیشتر درمورد عوارض استرس و فشار عصبی در سنین مختلف کلیک کنید.رفتار شوهر عصبی را پیش بینی کنید
شما همیشه نمی توانید همه چیز را که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد پیش بینی یا برنامه ریزی کنید. با این حال، برخی موقعیت های کاری و اجتماعی وجود دارد که می توانید از قبل برای آنها آماده شوید.
خانه را برای شوهر عصبی به فضای مثبتی تبدیل کنید
عدم اعتماد به نفس یا نگرانی از به هم ریختگی اغلب در عصبی بودن مقصر هستند. هنگامی که شروع به شک و تردید در توانایی های خود می کنید، راه هایی را پیدا کنید تا خود را در قالب ذهنی مثبت تری قرار دهید. برای این کار از خودگویی مثبت استفاده کنید یا نتیجه دلخواه خود را تصور کنید. قرار دادن یک آهنگ یا فیلم آرامش بخش نیز می تواند معجزه کند.
با یک فرد امن صحبت کنید
با مادر خود، بهترین دوست خود یا هر شخص دیگری که به او اعتماد دارید تماس بگیرید. به اشتراک گذاشتن احساسات خود با شخصی که با او احساس راحتی می کنید به بهتر شدن چشم انداز اوضاع کمک می کند. صحبت کردن می تواند به شما کمک کند اوضاع را از منظر منطقی تری ببینید. یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ نشان داد که به اشتراک گذاشتن احساسات خود با شخص دیگر، به ویژه کسی که در شرایط مشابهی قرار گرفته است، می تواند استرس را کاهش داده و احساس مثبت تری در شما ایجاد کند.
یک تکنیک آرام سازی را امتحان کنید
یادگیری آرامش برای غلبه بر عصبی بودن و مدیریت استرس به طور کلی مهم است. تمرینات تنفسی تنها یک راه برای تمرین آرامش است. تنفس عمیق به سرعت جواب می دهد و می توان آن را در هر زمان و هر مکانی که احساس عصبی می کنید تمرین کرد. انواع مختلفی از تمرینات تنفسی وجود دارد که موثر واقع می شوند. اینها شامل روش تنفس ۷-۴-۸ و تنفس دیافراگمی است.
چند استراتژی موثر برای برخورد با شوهر عصبی
همان طور که گفته شد اگر افراد درک نشوند به آن ها احساس ناامیدی دست می دهد و در نهایت با خشم و عصبانیت واکنش نشان می دهند. برای جلوگیری از افزایش عصبانیت همسرتان، روش عاقلانه این است که مطمئن شوید به قدر کافی او را درک کرده اید. به طور فعال به صحبت های او گوش دهید. سطحی نباشید و سعی کنید عمیق ترین نیازهای آن ها را درک کنید. احساسات و تجربیات آن ها را تأیید کنید.
اعتباردهی و معتبر دانستن، یکی از راه های ارتباطی با پذیرش خود و دیگران است. این بدان معنا نیست که با همه چیز موافق باشید. بلکه به معنای تشخیص و در نظر گرفتن دیدگاه شریک زندگی شما است. کلید معتبر دانستن، تلاش واقعی برای درک کردن است. گوش دادن به شریک زندگی اعتباربخشی به صحبت های او است. به جای اینکه او را کنار بگذارید یا از شنیدن صحبت هایش اجتناب کنید، کنارش بمانید.
1- آرام سازی محیط برای درمان شوهر عصبانی
وقتی سعی می کنید یک شریک عصبانی را کنترل کنید، او بیشتر به لاک دفاعی می رود. شیوه دفاع از خود باعث می شود برای کمک به ایجاد فضای آرام، خیلی کمتر همکاری کند. عاقلانه نیست که در پاسخ به عصبانیت شریک خود عصبانی شوید. بهتر است اجازه دهید طرف مقابل عصبانی باشد و توجه داشته باشید که در نهایت آرام می شود. هرچه آرامتر باشید، عصبانیت آنها سریعتر فروکش می کند.
2-قاطع اما محترم باشید
عمل قاطعانه، فرآیند اتخاذ موقعیتی است که در آن می توانید خواسته های خود را مستقیماً و با احترام بیان کنید و در عین حال احساسات و خواسته های شریک زندگی خود را نیز در نظر بگیرید. وقتی با احترام و قاطعانه رفتار می کنید، اعتماد به نفس کافی برای کنترل اوضاع را پیدا می کنید. در عین حال، با قاطعیت، شریک خود را قادر می سازید تا مسئولیت رفتار خود را بر عهده بگیرد.
3-تمرین صبر و شفقت
در اعماق عصبی بودن، معمولاً احساسات عمیق آسیب پذیرتر مانند ترس، غم و اندوه یا درد نهفته است که برای همسرتان قابل تشخیص نیست. برای مدت کوتاهی، خشم به عنوان یک سپر محافظ عمل می کند و باعث می شود شریک زندگی شما احساس قدرت و کنترل داشته باشد. با این حال، در دراز مدت از درون به او آسیب می رساند. به همین دلیل مهم است که نسبت به شریک خود مهربانی داشته باشید و از سرزنش و اتهام زنی دوری کنید. صبر می تواند به عنوان پادزهر خشم در درون شما و همچنین شریک زندگی شما عمل کند. صبور بودن مستلزم خردمند بودن در لحظه بروز عصبانیت است. انتظار می رود هر صحبت کردن یا انجام کاری که ممکن است واکنش پذیر باشد را انجام ندهید. صبر و شفقت پایه و اساس انرژی مثبت و همکاری بین افراد است
4-انرژی خود را بهینه و گزینشی صرف کنید
منابع و انرژی خود را برای بحث درباره موضوعاتی که نمی توانید آن ها را به سرانجام برسانید هدر ندهید. از آنجا که افراد دارای عقاید، ترجیحات و انتظارات متفاوتی هستند روابط می تواند نوعی میدان جنگ باشد که در آن اعمال محدودیت، گاهی استراتژی عاقلانه ای به حساب می آید. می توانید موضوعات زیادی پیدا کنید که در مورد آن ها با شریک خود بحث کنید، اما به نفع شما خواهد بود که گزینشی عمل کنید و آنچه را که کمترین اهمیت را دارد کنار بگذارید. به خاطر داشته باشید مبارزه بر سر همه تفاوت ها نه معقول است و نه عملی. ممکن است در بحث پیروز شوید اما در نهایت رابطه شما تضعیف می شود.
دریافت مشاوره خانواده به شما کمک می کند تا تمام نکات گفته شده را به صورت عملی به کار ببرید.
5-شناسایی عوامل تحریک کننده
مسئولیت پذیری به معنای پذیرفتن نقش خودتان در نا امیدی از شریک عصبانی است. از طرفی تأمل در مورد اقداماتی که ممکن است باعث عصبانیت آن ها شود بخشی از همین مسئولیت پذیری خواهد بود. همچنین به این معنی است که بدانید چه چیزی شما را وادار می کند تا به شیوه ای خاص رفتار کنید. هرچه بیشتر آگاه شوید، واکنش پذیرتر و سازنده تر خواهید بود. نتیجه این آگاهی و طرز برخورد برای شما و شریک زندگی و از همه مهم تر، رابطه شما حفظ آرامش بیشتر و کاهش عصبی بودن خواهد بود. اگر متوجه شدید که در تشدید مشاجره نقشی داشته اید مسئولیت پذیر باشید و سهم خود را بپذیرید. تعهد و پذیرش شما تنش را کاهش داده و شریک شما را نیز به مسیولیت پذیری بیشتر تشویق می کند.
6-هنگامی که شوهر شما آرام است به تمرین دادن خود ادامه بدهید
هنگامی که هیجانات منفی همسرتان رو به افزایش است، وضعیت شناختی او مختل می شود. تا زمانی که عصبانیت غلبه داشته باشد، موقعیت چندانی برای پرداختن به مسئله شما وجود ندارد. زمان بگذارید تا انرژی منفی برطرف شود تا بحث منطقی تری ایجاد شود. وقتی هر دوی شما آرام و خاطرجمع هستید، به موضوعی که منجر به بروز رفتار عصبانی شوهر شما شده است بپردازید. در این زمان های بدون دغدغه، آن ها برای گوش دادن و درک بیشتر امادگی دارند. فراموش نکنید که این قانون را در مورد خودتان نیز اعمال کنید. وقتی قسمت های احساسی یا عصبانی شما فعال می شوند برای آرام کردن خود وقت بگذارید. خشم به عصبانیت دامن می زند و آرامش باعث ایجاد فضای آرامتر می شود.
7-بر شوهر عصبی تأثیر بگذارید، کنترل نکنید
برای تغییر شریک زندگی خود تلاش نکنید. نمی توانید. کاری که می توانید این است که بر شریک خود تأثیر بگذارید. مزایای موقعیت خود و منافع حضور خود را به او نشان دهید. شما می توانید با ایجاد یک محیط مثبت که به جای کنترل برای همکاری مفید است، بر شریک خود تأثیر بگذارید. شاید این عبارت را شنیده باشید: می توانید مگس های بیشتری را با عسل صید کنید تا سرکه. وقتی با همسرتان با شیرینی رفتار می کنید، معمولا او را به خود نزدیک می کنید. به درک احساسی که دارید و اینکه چرا چنین احساسی دارید نزدیک تر می شوید. این شیوه شانس شما را برای کسب نتایج بهتر، افزایش می دهد. اگر از استراتژی های فوق استفاده کنید از میزان تغییر انرژی بین خودتان و میزان شکوفا شدن رابطه تان شگفت زده خواهید شد.
8-مشاوره برای درمان شوهر عصبی
به این ترتیب، اوضاع را تحت کنترل در می آورید. هدف نهایی جلسات درمانی، کاهش تنش، کاهش شدت هیجان خشم و هدایت مجدد خصومت به سوی افزایش همکاری است.
سخن آخر درباره شوهر عصبی
عصبی بودن یک واکنش کاملاً طبیعی به یک تجربه جدید یا موقعیتی است که خارج از محدوده امنیت و آرامش فرد قرار گرفته است. این احساس گاهی موقتی است و هنگامی که علت عصبی شدن تمام شود احساس بهتری بوجود می آید. گاهی نیز تبدیل به یک شیوه ی زندگی و تفکر می شود که منجر به بروز مشکلات عدیده ای خواهد شد. شما می توانید با انجام تمرین های آرامش بخش ساده یا آماده شدن برای موقعیت هایی که می تواند شما را از محدوده راحتی شما خارج کند و ایمن نگه دارد، بر اعصاب خود مسلط باشید. با شوهر عصبی به صورت سازنده و با همدلی ارتباط برقرار کنید. این کار باید بدون پیش فرض یا قضاوت در حالی که واضح و آرام و دلسوز صحبت می کنید انجام شود.
شوهرم معتاد و بی اعتماد به نفس است!
خراسان/ من زنی 34 ساله با مدرک سیکل و خانه دار و دارای 4 فرزند هستم؛ یک دختر 15 ساله، دو فرزند 12ساله دو قلو و یک بچه یک ساله دارم. شوهرم اعتیاد دارد. تا حالا چندبار سعی کردیم ترکش بدهیم ولی نشد. اعتماد به نفس ندارد، سرکار هم نمی رود، خیلی کم کار است، نسبت به زندگی احساس مسئولیت نمی کند. بچه هایم خیلی از لحاظ روحی شرایط بدی دارند با وجود شرایط فعلی، خیلی می ترسم. با سر کار رفتن من هم مخالف است.
پاسخ
مخاطب گرامی، تمرکز من برای حل مشکل شما روی جمله پایانی تان خواهد بود، آنجا که گفتید «با سرکار رفتن من هم مخالف است». این جمله معانی مختلفی دارد که کلید حل مشکل شماست. نکات پیش رو می تواند به شما در حل این مشکل کمک کند.
از حقوق تان در زندگی مشترک آگاه باشید
اولین برداشت این است که یک نظام طبقاتی در خانواده شما حاکم است یعنی همسرتان مشخص می کند که شما چه کاری را باید انجام دهید و چه کاری را نباید انجام دهید. این یعنی اختیارات شما برای تصمیم گیری در زندگی بسیار محدود است در حالی که بهتر است زن و شوهر از حقوق برابر برای تصمیم گیری برخوردار باشند.
ظاهرا تمایلی به کار کردن ندارید
دومین برداشت این است که شما هم علاقه چندانی به کار کردن و کسب درآمد ندارید چون به همسرتان اجازه داده اید که به جای شما تصمیم بگیرد. درباره مسائلی از جمله کارکردن زن و شاغل بودن وی باید قبل از ازدواج به توافق برسید.
اعتیاد را بیشتر بشناسید
درباره مسئله اعتیاد شوهرتان باید گفت که نه تنها ترک دادن همسرتان وظیفه شما نیست بلکه توان چنین کاری را هم ندارید. این یک مسئله شخصی است که همسرتان باید برای ادامه زندگی با شما خودش قاطعانه تصمیم بگیرد ترک کند. ترک اعتیاد سبک زندگی خاص خودش را می طلبد. لغزش ممکن است بارها و بارها اتفاق بیفتد و اتفاقی نیست که یک شبه رخ دهد. نیاز به مراقبت، وقت و انرژی زیادی دارد. از علایم ترک اعتیاد این است که فرد برای مدتی حال و حوصله ندارد و علایم خماری شدیدی را تجربه می کند. ممکن است از رفتن به سرکار هم طفره برود. مراحل ترک باید با نظارت پزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و حضور مرتب در جلسات گروه درمانی و دیگر مداخلات درمانی انجام شود. پس در جریان باشید شما با داشتن 4 فرزند بدون حمایت هایی که در بالا به آن اشاره شد، راه سختی در پیش دارید.
شوهرتان را مسئولیت پذیر کنید
همسر شما باید قبل از هر چیز مسئولیت اعتیادش را به عهده بگیرد. نباید تصور کند که این وظیفه شماست که ترکش بدهید. اعتیاد نوعی بیماری است که گاهی به «هم وابستگی» در خانواده منجر می شود؛ یعنی اعضای خانواده فرد معتاد به گونه ای از او مراقبت می کنند که احساس می کند اگر همیشه معتاد باقی بماند، خدمات بهتری را از طرف خانواده اش دریافت خواهد کرد؛ بنابراین در پذیرش مسئولیت کوتاهی خواهد کرد. مراقب باشید در این دام گرفتار نشوید. فرد معتاد باید بداند در صورتی که رفتار اعتیادگونه را ادامه دهد، شرایط بدتری خواهد داشت و به نفعش است که زودتر ترک کند و رفتار اعتیادگونه را کنار بگذارد.