عواقب جدی بی توجهی مرد به همسرش

عواقب جدی بی توجهی مرد به همسرش

بیا نی نی/ پس از گذشت چند سال از ابتدای آشنایی و ازدواج بسیاری از آقایان به دلیل گرفتاری های کاری و مالی کمتر از اوایل ازدواج به همسر خود توجه می کنند. زنان بسیار احساساتی هستند و اگر مورد بی توجهی قرار بگیرند و انتظاری که از همسرشان برای انجام دادن یا انجام ندادن برخی کارها دارند، برآورده نشود، به تدریج نسبت به همسرشان سرد شده و علاقه خود را از دست می دهند.
اگر به تازگی متوجه تغییر رفتار همسرتان شده اید و او رفتاری را بروز می دهد که در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی آورده ایم، ممکن است این تغییر رفتار نشانه کم محبتی شما به او باشد.

عواقب و پیامدهای بی توجهی مرد به زن
بی توجهی مرد به زن، هر خانمی را چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ روانی با مشکل مواجه می کند. خانم هایی که از همسر خود محبت کافی دریافت نمی کنند، ممکن است رفتارهای زیر را از خود بروز دهند، رفتارهایی که نشان می دهد زندگی مشترک در معرض خطر قرار دارد.

کم حرفی
بسیاری از خانم ها اگر مورد مهر و محبت همسرشان قرار نگیرند، کم حرف شده و دیگر مسائل روز و یا مشکلات خود را با او مطرح نمی کنند پس آقایان عزیز از کم حرفی همسرتان خوشحال نشوید چرا که این رفتار نشان می دهد زندگی مشترک شما به سوی سرد شدن حرکت می کند. گاهی وقت ها یک درد ودل ساده، یک گفت وگوی صمیمانه می تواند دوام و پایداری زندگی شما را تضمین کند.

گوشه گیری و تنهایی
بسیاری از خانم ها که به دلیل مورد توجه نبودن از همسر خود سرد می شوند ، بدون مطرح کردن صریح موضوع و حل سوتفاهم ها در غار تنهایی خود فرو می روند. ادامه این رفتار زندگی مشترک را به چالش خواهد کشید.

کمبودهای عاطفی و خیانت
بی توجهی و کمبودهای عاطفی عامل اصلی تاثیرگذار بر رفتارهای خیانت آمیز زنان است. گاهی زنان تنها به دلیل دردودل کردن یا دریافت توجهات کوچک به جانب شخص سوم جذب می شوند. خلا عاطفی مشکل بسیار بزرگی است که می تواند رابطه زناشویی را تحت تاثیر آسیب های اجتماعی قرار دهد.

سرد شدن و توجه کمتر
یکی از عواقب و پیامدهای بی توجهی مرد به زن ، عدم توجه او به همسر است. خانمی که نسبت به همسر خود سرد شود، دیگر مانند قبل نمی تواند او را دوست داشته باشد و به او توجه کند.

دوری از برقراری رابطه جنسی
یک زن ابتدا نیاز به امنیت عاطفی و هیجانی دارد. وقتی که او امنیت و حمایت را در رابطه اش احساس کرد و وقتی که به نیازهای عاطفی او پرداخته شد و برآورده گردید، نیاز به رابطه ی جنسی نیز برای او اهمیت بیشتری پیدا می کند. اگر نیازهای احساسی و عاطفی خانم برآورده نشود، او از رابطه جنسی به شدت دوری می کند.


کاهش کیفیت فرزندپروری
اگر در زندگی مشترک خانم توجه و محبت کافی از همسر خود دریافت نکند، توجه دریافت نشده از همسر را مدام از فرزندان خود طلب می کند و این امر سبب محبت و محافظت کنندگی های افراطی از جانب این مادران می شود که مسلما آثار بسیار مخربی مانند وابستگی بیش از حد به مادران، ناتوانی در شکل دادن هویت مستقل، احساس خشم و گسست عاطفی نسبت به پدر و… را بر فرزندان خواهد داشت.

طلاق عاطفی
زن و شوهر باید همیشه در کنار هم باشند و فاصله فیزیکی بین زن و شوهر خطرناک بوده و باید هر چه زودتر این خلاء بی توجهی مرد به زن برطرف شود زیرا اگر این روند ادامه یابد ، منجر به طلاق عاطفی خواهد شد.
طلاق عاطفی به معنای جدایی عاطفی و علاقه میان زوجین است، یعنی زوجین در این حالت هیچ تبادل عاطفی با یکدیگر نداشته و ابراز علاقه ای به هم ندارند. در این حالت ارتباط میان زوجین به لحاظ روحی و جسمی و روانی و حتی از نظر کلامی با یکدیگر قطع شده و زندگی آنها رو به سردی و خاموشی کامل می رود.

افسردگی
هنگامی که زنان از جانب مردان توجه کافی دریافت نکنند، مدام خود را مورد ارزیابی قرار می دهند و فکر می کنند که زیبا یا دوست داشتنی نیستند و ادامه این روند آنها را دچار افسردگی خواهد کرد.

مشاجره
زن ها اگر مورد بی مهری و بی توجهی همسر خود قرار بگیرند، ابتدا برای اینکه توجه همسرشان را جلب نمایند، شروع به مشاجره با او می کنند. عدم سازش یکی از بزرگ ترین علائم بی توجهی مرد به زن بوده و شوهر باید ریشه های آن را در رفتارهای خود جستجو کند.

عدم احترام به شوهر
بی مهری و بی توجهی به همسر ممکن است سبب شود که او رفتارهایی را از خود بروز دهد که تا به حال نداشته است. عدم احترام زن به شوهر یکی از رفتارهایی است که سرد شدن علاقه و رابطه را نشان می دهد. اگر زن به شوهر خود بی احترامی می کند، نشان می دهد که به او علاقه ای ندارد و شوهر باید ریشه مشکل را پیدا کرده و آن را حل کند.

بی تفاوتی
هر زنی که به زندگی خود علاقمند است به خیلی از موارد توجه کرده و دقت می کند. یکی از عواقب بی توجهی مرد به زن مقابله به مثل زن با مرد است. زنی که مورد بی توجهی همسر قرار می گیرد، نسبت به همسر و زندگی خود بی تفاوت می شود و این بزرگترین خطر برای زندگی مشترک است.

روش های ترک عادت های زشت و نادرست همسر 

روش های ترک عادت های زشت و نادرست همسر 

بیا نی نی/ وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند مسلما برخی رفتار و عادت هایشان برای همسرشان خوشایند نیست که باید سعی کنند آن ها را اصلاح کنند ، اگر می خواهید بدانید چطور می توانید به ترک عادات زشت همسرتان کمک کنید ، با ما همراه شوید. 
برخی عادت های اشتباه وجود دارد که میتواند برای همسرتان زشت و زننده باشد و حتی ادامه دادن به این عادت ها و ترک نکردن آن ها ، ممکن است منجر به نابودی ازدواجتان شود. 
زوجین در روزها و ماه  های اول ازدواج به دلیل هجوم هورمون ها به بدنشان توانایی تطبیق پذیری بالایی دارند بنابراین اگر عادت رفتاری خاصی در همسرتان مشاهده می کنید که برایتان زننده است و خوشایند نیست، به جای خجالت کشیدن با مهربانی از او بخواهید که آن ار تغییر دهد. مسلما تغییر عادت های زشت همسر در 6 ماه اول رابطه بسیار راحت تر است سال های بعدی است که دیگر تحمل رفتارش را ندارید. 
برخی عادت هاست که برای سلامتی خود فرد مضر است و از سویی به شدت شما را آزرده می کند مثلا سیگار کشیدن و ناخن جویدن که نیاز به همراهی قدم به قدم مانند یک دوست دارد. از آن جا که عادت ها یک شبه ایجاد نشده اند بنابراین نباید توقع داشته باشید یک شبه ترکشان کند. 

برخی عادات زشت همسر :
– جلوی مهمان ها دست در بینی یا گوشش می کند.
– وارد خانه که می شود به جای شستن جورابها به همراه دست و صورتش ، جوراب هایش را گوشه خانه پرت می کند. 
– لباس هایش را به جای آویزان کردن از چوب لباسی وسط اتاق پرت می کند.
– پاهایش را روی میز می گذارد.
– صبح ها تخت را مرتب نمی کند.
– در شامپو یا خمیر دندان را بعد از استفاده نمی بندد. 
شاید این عادت ها برای خود فرد طبیعی باشد و اصلا آن ها را ناپسند ندارد ولی برای طرف مقابل ناخوشایند بوده و تکرار آن منجر به خورد شدن اعصاب طرف مقابل و در نتیجه بالا گرفتن بحث و ایجاد دعوا شود. 

تکنیک های ترک عادات زشت همسر
آیا شما هم از عادت های ناپسند همسرتان شاکی هستید ؟ تا به حال چند بار به او تذکر داده اید ، توضیح داده اید ، طعنه زده اید ولی مشکلتان حل نشده؟ 
به خاطر عادت های زشت همسرتان چند بار جلوی جمع خجالت کشیده اید و در تنهایی به او تذکر داده اید یا در جمع به او یادآور شده اید ولی اثری نداشته است؟
بهتر است روش خودتان را تغییر دهید تا بتوانید به همسرتان کمک کنید عادت های زشت خودش را ترک کند و آرامش را به روح و روان شما و ازدواجتان باز گرداند. 
با خودتان منطقی فکر کنید 
در اولین قدم باید با خودتان کاملا منطقی و عادلانه فکر کنید آیا شما وسواس دارید یا عادت همسرتان واقعا ناخوشایند است. شما نسبت به تمیزی و نظم وسواس دارید یا همسرتان عادت غیربهداشتی دارد و شلخته است. 
برای رسیدن به نتیجه بهتر باید چند سوال از خودتان بپرسید :
• آیا تمیز نبودن و بی نظمی در جاهای دیگر هم شما را مضطرب می نماید؟
• آیا زمانی که عادت بد همسرتان را برای دیگران تعریف می کنید ، در باره ناخوشایند بودن رفتارش با شما موافقند یا می گویند زیادی به او گیر می دهی.
• اگر پاسخ این سوالات با تفکر اولیه شما مخالف است بنابراین به احتمال زیاد عادت همسرتان زیاد هم ناخوشایند نیست و شما نسبت به رفتار او دچار وسواس فکری شده اید. 


 

برای ترک عادات زشت همسرتان صبور باشید
اگر از عادت بد هسمرتان حرص میخورید و عصبانی می شود ابتدا خودتان را آرام کنید و بعدا برایش توضیح دهید عادت بدش چه تاثیری روی روحیه شما می گذارد و نتیجه رفتارش را و دلیل این که می خواهید آن را ترک کند، برایش توضیح دهید . 
تغییر یک طرفه امکان پذیر نیست، هر دوی شما باید به فکر ایجاد تطابق بین خودتان باشید . اگر به تازگی ازدواج کرده اید باید بدانید که 6 ماه تا یک سال اول زندگی ، همسر شما توانایی انعطاف پذیری بسیار بالایی دارد بنابراین سعی کنید زیادی با هم خودمانی نشوید و شلختگی و بی نظمی را وارد زندگی خودتان نکنید و یک سری رفتار و نظم و ترتیب را از همان ابتدا در خانه و نوع رفتارتان تعریف کنید تا برای هر دو شما تبدیل به عادت شود. 
شما دیگر مجرد نیستید و مسلما هر دوی شما رفتارهایی دارید که برای همسرتان ناخوشایند است و باید روی هماهنگ شدن با هم کار کنید و هر دو با آغوش باز به استقبال تغییراتی بروید که باید برای کنار هم ماندن در خودتان ایجاد کنید و با بازخورد نشان دادن به این عادت ها کم کم هر دو عادتهایی که برای همسرتان ناخوشایند است را کنار گذاشته و عادت هایی که برای او خوشایند است را تقویت کنید. 

با همسرتان همدلی کنید
یادتان باشد که فضای تربیتی همسر شما متفاوت بوده است و عادت هایش در طولانی مدت در بستر خانواده شکل گرفته است. شما ریشه عادت زشت همسرتان را پیدا کنید تا بتوایند با همدلی و همفکری با او ، رفتارش را تعدیل کنید. همسرتان برای اذیت کردن شما این کارها را انجام نمی دهد بلکه صرفا از روی عادت دارد رفتار اشتباهش را تکرار می کند. 
همه ما عادت های بدی داریم، به او نشان دهید که می دانید ترک عادت چقدر سخت است و انتظار معجزه یک شبه از او ندارید. طوری رفتار نکنید که مردانگی اش زیر سوال برود و احساس بچگی کند.
برای ترک عادات زشت همسر دلیل رفتارش را پیدا کنید
 
دلایل رفتارش را پیدا کنید
برخی عادت ها کاملا به صورت ناخودآگاه ایجاد می شوند و میتواند نتیجه استرس و خستگی باشد. باید علت عادت او را پیدا کنید تا بتوانید برای همیشه این عادت ناخوشایند را از بین ببرید. هنگامی که در حال انجام عادت بدش است او را زیر نظر بگیرید و ببیند چه حسی دارد تا بتوانیدعلت آن را پیدا کنید. 

نقش پدر و مادرش را ایفا نکنید
سخت گیری بیش از حد یا طعنه و کنایه زدن ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی در بلند مدت باعث می شود که همسرتان از زیر بار نظم و تمیزی خانه شانه خالی کند. از سویی دیگر اگر تصحیح اشتباهات او را بر عهده بگیرید مثلا در خمیردندان را خودتان ببندید و هر روز تخت را مرتب کنید همسرتان با تبعات کارش روبرو نخواهد شد و به شلختگی ادامه خواهد داد. 

به همسرتان برچسب نزنید
سعی کنید به دلیل عادت های ناخوشایند همسرتان به او برچسب هایی از جمله : بی مسئولیت، بی توجه ، شلخته و تنبل ، نزنید . برچسب زدن باعث گارد گرفتن فرد می شود و سعی میکند تلافی کند و رابطه عاطفیتان را ضعیف می کند و منجر به بحث و دعوا می شود و شما در یک کل کل بی پایان گرفتار می شود. بهتر است احساس ناخوشایندی که از رفتارش به شما دست می  دهد را محترمانه به او بگویید. 

به او نشان دهید که این عادت برای خودش هم بد است
خیلی از افراد متوجه نیستند که عادت هایتشان می تواند چه تاثیر بدی روی شخصیتشان بگذارد و دید دیگران را نسبت به آن ها تغییر دهد یا از نظر سلامتی برای او مشکل ساز شود و این شمایید که باید عواقب رفتارش را به او نشان دهید. 
به او نشان دهید که کمترین نتیجه تغییر رفتارش حال خوب شما و در نتیجه حال خوب زندگیتان است. 

یک عادت خوب را جایگزین کنید
برخی عادت های قدمی از بین نمی روند و باید چیز دیگری را جایگزینشان کنید مثلا اگر همسرتان عادت به پرخوری دارد سعی کنید در قدم اول او را مجاب کنید به جای خرید  و نگهداری انواع اسنک و کیک و شیرینی ، یک ظرف میوه را روی میز بگذارد و هر موقع هوس خوردن داشت ، میوه بخورد یا اگر میخواهید ناخن نجود ، او را سرگرم انجام کاری دیگر کنید. 

 

6 اشتباه خانم ‌ها در زمان جر و بحث با شوهرشان

6 اشتباه خانم ‌ها در زمان جر و بحث با شوهرشان

خراسان/ در زندگی ‌مشترک معمولا دلایل بسیاری موجب به وجود آمدن مشکلات و مسائل گوناگون می‌شود. برخی از این دلایل به قدری بی‌اهمیت هستند که بعدها وقتی به آن‌ها فکر می‌کنید، خنده‌تان می‌گیرد. هر چند در یک جروبحث، هم زن و هم شوهر ممکن است مقصر باشند اما خانم‌ها با یادگیری یک سری مهارت‌ها، می‌توانند این دعواها و اختلاف‌ نظرها را مدیریت کنند تا زندگی‌ مشترک بهتری داشته باشند.
 
1- خودتان را جای شوهرتان نمی‌گذارید |وسط داد و بیداد‌‌هایی که می‌کنید، یک لحظه خودتان را جای شوهرتان بگذارید و سعی کنید تا جایی که می‌توانید مشکلاتش، استرس ‌‌هایی که دارد و احساسات فعلی‌اش را درک کنید.
2- باورهای غیر واقع ‌بینانه را تغییر دهید |«یک دعوا یعنی خراب کردن هر چی تا حالا ساخته‌ایم»، «همسرم باید همیشه مرا بفهمد چون شوهرم است دیگر!»، «همسرم هیچ‌ وقت خودش را عوض نمی‌کند»، «نیازهای همسرم، زمین تا آسمان با نیازهای من فرق می‌کند» و…  این باورها ممکن است در ذهن شما جا گرفته باشند ولی حاصلش این است که اگر تغییرشان ندهید، «این فکر‌‌های سمی‌ می‌تواند شما را دیوانه کند». واقعیت این است که «همیشه و در همه روابط زناشویی، اختلاف ‌‌هایی پیش می‌آید»، «همسران نمی‌توانند همیشه ذهن طرف مقابل ‌شان را بخوانند»، «همه تا حدی تغییر پذیرند» و «افرادی که دو طرف یک رابطه طولانی مدت قرار می‌گیرند، معمولا نیاز‌‌های مشابه هم دارند».
3- جایگزین نمی‌گذارید|این‌ که داد و بیداد کنید که از رنگ‌‌های صورتی و کرم ‌و قهوه‌ای و آبی و زرشکی برای پرده خانه آینده خوش‌تان نمی‌آید، چیزی را درست نمی‌کند؛ به جای این‌ها بگویید از کدام رنگ خوش‌تان می‌آید.
4-‌ دعوا را به شخصیت شوهرتان ربط ندهید|اگر بعد از دعوا فکر کنید که دعوا به این دلیل بوده که همسرتان اصولا خودخواه است، دیگر جایی برای صلح نمی‌ماند! مشکل شخصیتی ممکن است وجود داشته باشد اما غالبا رفتار همسران هنگام دعوا تحت‌ تأثیر موقعیت است. اگر بیشتر تأمل کنید می‌بینید که همسرتان همیشه این‌ طور عمل نمی‌کند و با این‌ که رفتارش خوب نبوده اما می‌دانید که به شما علاقه‌مند است.
5- احساسات ‌تان را با صراحت بیان نمی‌کنید| به جای این ‌که بگویید «حس سینما رفتن داری؟»، بگویید «دوست دارم بروم سینما». همچنین درباره شوهرتان کلی‌گویی نکنید. این ‌که بگویید «تو آدم بی ‌ملاحظه‌ای هستی» چیزی را عوض نمی‌کند. دقیقا به همسرتان بگویید که چه چیزی باید در رفتارش تغییر کند.
6- خوب گوش نمی‌کنید| بله، خوب گوش نمی‌دهید! با گوش دل حرف‌‌ های طرف‌ مقابل را نمی‌شنوید. تا همسرتان حرف می‌زند در مقابلش توی ذهن‌تان یک جمله آماده می‌کنید. این‌ که نشد گوش دادن! بازخورد بدهید ببینید اصلا آن‌ جوری که شما  فهمیده‌اید، همسرتان حرف ‌زده است یا نه. همچنین بعضی وقت‌‌ها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است. شما بهتر است در این مواقع، لذت توفیق اجباری بخشش را بچشید.
برای نوشتن این مطلب از سایت «هنر زندگی» 
کمک گرفته شده است

 
نویسنده : مارال مرادی | روزنامه نگار

کنترل عصبانیت همسر از راه های دوست‌ داشتنی

کنترل عصبانیت همسر از راه های دوست‌ داشتنی

خراسان/ زن و شوهرهایی که بلوغ عقلانی دارند، تنش را جزو مسائل طبیعی می‌دانند، بنابراین توجه داشته باشید زمانی که مشکلی بین شما و شوهرتان پیش می‌آید، می‌توانید با رفتارهای عقلانی آن را رفع کنید.
مهار عصبانیت همسر با راههای دوستداشتنی اختلاف نظر بین دو نفر طبیعی است. طبیعی‌تر از آن اختلاف نظر میان دو جنس مخالف است. درست است که همسران اغلب به تصور داشتن تفاهم با هم ازدواج می‌کنند ولی این تفاهم به معنای هم عقیده بودن در همه جریانات زندگی نیست.
خیلی وقت‌ها همسران بر سر یک مسأله هر چقدر هم بی‌ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بار‌ها و بار‌ها از دست هم عصبانی می‌شوند. گاه این عصبانیت ساعت‌ها طول کشیده و تبدیل به یک معضل می‌شود و‌گاه زود به پایان می‌رسد اما نکته اینجاست که چگونه در مواقع عصبانیت خود را کنترل کنیم تا به معضلات جدی‌تر گرفتار نشویم.
«خانمی ۲۰ ساله‌ام. ۷ ماه است که ازدواج کرده‌ام. همسرم وقتی عصبانی می‌شود حتما باید چیزی بشکند یا خودش را بزند تا آرام بگیرد. بیشتر زمانی این کار را انجام می‌دهد که من متوجه دروغش می‌شوم یا از او انتقاد می‌کنم. پدرم تعصبی است و اگر از مشکلات ما مطلع شود، مانع ادامه زندگیمان می‌شود، ولی من همسرم را دوست دارم و به هیچ عنوان نمی‌خواهم او را از دست بدهم. چه کنم؟»
دو دلیل می‌تواند مانع آرامش و خوشبختی در زندگی مشترک شود، اول اینکه خود همسران آرام نیستند و شخصیت آرامی ندارند که در این صورت باید به یک روان‌شناس مراجعه کنند و دوم اینکه مهارت‌های همسرداری را نیاموخته‌اند. اما اگر عصبانیت بین شما فاصله انداخته است، مهارت‌هایی که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد، می‌تواند به شما در حل مشکلتان کمک کند.

علت عصبانیت را فوراً پیدا کنید
زمانی‌هایی وجود دارد که ناگهانی با عصبانیت همسرتان مواجه می‌شوید، بدون آنکه بدانید او به چه علت عصبانی است. گاهی رفتار عصبی همسرتان ممکن است، دلیلی خارج از خانه و رابطه زناشویی داشته باشد. بنابراین بهتر است زن یا شوهر از علت عصبانیت همسرشان آگاهی پیدا کنند. در این مواقع ترک کردن فرد عصبانی کار عاقلانه‌ای نیست زیرا تصور بر این است که اگر او را ترک کند، او آرامش پیدا می‌کند. در حالی که این مسأله نه تنها بهبود پیدا نمی‌کند بلکه اوضاع را بد‌تر خواهد کرد. زیرا هجوم افکار همراه با تنش و عصبانیت در مواقع تنهایی او را‌‌ رها نخواهد کرد.

به همسرتان آرامش بدهید
باید سعی کنید با کارهای بزرگ و کوچک به همسرتان آرامش دهید. این رفتار‌ها می‌تواند شامل محبت، توجه، احترام و… باشد. یادتان باشد که همزمان با انجام رفتارهای آرامش دهنده باید رفتارهایی از قبیل توهین، تحقیر، تهدید، فحاشی، سرزنش و… نداشته باشید چرا که این‌ها نقش آرامشگری شما را از بین می‌برند. شاید سر زدن چنین رفتارهای اشتباهی از سمت شما، باعث شده که همسرتان نتواند عصبانیت‌اش را کنترل کند و دست به کارهای غیر منطقی مانند زدن خود و شکستن اشیا می‌کند. عصبانی شدن حق همه انسانهاست اما نه با توهین و تحقیر. هرگاه همسرتان عصبانی شد به او کمک کنید تا احساساتش را بیان کند و سعی کنید شنونده خوبی باشید.

آرام باشید
عصبانیت، غذایش عصبانیت نیست. وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را فهمیده‌اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او هستید، سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بد‌تر از پیش خواهد کرد. در آن موقعیت سعی کنید آرام باشید، حتی اگر حق با شماست، بحث درباره موضوع را به وقت دیگری موکول کنید.

احساسات همسرتان را در نظر بگیرید
خیلی آرام و بدون پرده به او بگویید «می‌دانم عصبانی هستی». این بیان به فرد عصبانی اطمینان می‌دهد که همسرش درک مناسبی از او داشته و موضوع بزودی حل می‌شود. وقتی همسر بداند هنگام تنش فکری تنها نیست احساس آرامش بیشتری می‌کند.

با همسرتان همدردی کنید
اگر شما هم احساس عصبانیت می‌کنید و از احساس عصبانیت همسرتان ناراحت هستید این احساس خود را به زبان آورید زیرا اگر فرد عصبانی بداند که همسرش احساسات واقعی‌اش را انکار کرده و نسبت به موضوع پیش آمده بی‌تفاوت است، خشم‌اش بیشتر می‌شود.

برای صلح پیش قدم شوید
وقتی از دلایل عصبانیت همسرتان با خبر شدید و به طور واقع بینانه متوجه شدید شما نیز در این ماجرا مقصر بوده‌اید، برای صلح چند قدم بردارید این قدم‌ها بیانگر این است که خواهان آشتی هستید و بخشی از اشتباهات خود را پذیرفته‌اید. همچنین این امر نشان می‌دهد، قصد دارید مشکل پیش آمده را هر چه سریع‌تر حل کنید. البته در این راه چند قدم واقعی‌تر هم باید بردارید.

از تکنیک رکوردشکنی استفاده کنید
غالب اوقات رسم خانه شما این است که پس از چند روز قهر دوباره صلح برقرار شود. حال شما از‌‌ همان ابتدا پیش قدم شده و این رسم کهنه را بشکنید. عصبانیت و کشدار کردن ماجرا را به روزهای بعدی موکول کنید و با آرامش به حرف‌های همسرتان گوش فرا دهید. هنگام صحبت پیرامون موضوع پیش آمده مقوله عصبانیت را فراموش کنید مطمئنا گفت‌و‌گو در آرامش، همه چیز را حل خواهد کرد.

انتقاد کنید، اما اصولی
یکی از مهارت‌های زوجین، تفکر انتقادی است. انتقاد بجا، به موقع و به اندازه می‌تواند به بهبود روابط بین شما و شوهرتان منجر شود. انتقاد سالم را باید در شرایطی که او سرحال و شاداب است، مطرح کنید و ضمن بیان نکات مثبت شخصیتش، نکته مورد نظرتان را هم مطرح کنید. از او بخواهید درباره رفتارش فکر کند و برای بهبودی روابطش با شما، رفتارهای اشتباهش را اصلاح کند و احساسی تصمیم نگیرید.
زن و شوهرهایی که بلوغ عقلانی دارند، تنش را جزو مسائل طبیعی می‌دانند، بنابراین توجه داشته باشید زمانی که مشکلی بین شما و شوهرتان پیش می‌آید، می‌توانید با رفتارهای عقلانی آن را رفع کنید. در ‌‌نهایت مشکل را خودتان حل کنید، زیرا انتقال این مسائل به خانواده ممکن است آسیب‌های زیادی برای شما و آینده زندگی مشترکتان به دنبال داشته باشد.

شوهرم با همکارانش رابطه صمیمانه دارد!

شوهرم با همکارانش رابطه صمیمانه دارد!

خراسان/ خانمی هستم 25 ساله، 5 سال است که ازدواج کرده‌ام، شغل همسرم آزاد است. کارش به گونه ای است که با خانم ها زیاد سر و کار دارد. دوران نامزدی هم دوست دختر داشت و پیام‌بازی می کرد. گفتم خوب می شود ولی الان بعد از گذشت 5 سال هنوز ادامه دارد و من می دانم ولی تا به خودش می گویم دعوا می کند و می گوید تو شک داری! به من کمک کنید.

پاسخ مشاور:
دوست عزیز، مشکل شما را به دو صورت می توان مورد توجه قرار داد: یکی این که تردید شما درباره روابط همسرتان ممکن است ناشی از نگرانی بیش از اندازه شما نسبت به این مسئله باشد، دوم این که درباره این موضوع شواهد کافی در اختیار داشته باشید؛ مثلا همسر خود را در ارتباط بسیار صمیمانه و نزدیک با فرد مقابل دیده باشید. در این موارد لازم است:
* تا مطمئن نشده‌اید درباره همسرتان قضاوت نکنید. قضاوت درباره وی باعث می شود اعتماد در رابطه شما از بین برود که به تدریج به کم شدن احساسات مثبت و عشق منجر می شود. همسرتان را کنترل نکنید، کنترل‌کردن مداوم موبایل و جاهایی که همسرتان می رود، باعث ایجاد خشم و ناراحتی در رابطه شما می شود.
* اعتماد به نفس و خود باوری‌تان را افزایش دهید. خودباوری باعث می شود کمتر خود را با زنان دیگری که با همسرتان ارتباط دارند، مقایسه کنید و احساسات منفی شما کاهش می یابد.
* راه هایی را که باعث افزایش احساسات مثبت در رابطه شما با همسرتان می شود، در پیش بگیرید. درباره اتفاق های روزمره، احساسات (احساسات مثبت و منفی) و برنامه هایتان با او صحبت کنید، با هم برای فعالیت های تفریحی که برای هر دوی شما خوشایند است، همچنین روابط زناشویی برنامه‌ریزی کنید، لباس و ظاهر آراسته داشته باشید. از همسرتان حمایت کنید و محیط آرام و امنی را در خانه ایجاد کنید. این کار باعث می شود علاقه و تعهد همسرتان به رابطه افزایش یابد و از آسیب های احتمالی پیشگیری می کند.
در صورتی که شواهد کافی و عینی در دست دارید، با همسرتان درباره نگرانی هایتان از صمیمیت زیاد با همکارانش صحبت و. احساسات خود را بیان کنید. در صورتی که نسبت به همسرتان احساس آزردگی می کنید، سعی کنید آن را به صورت خام و خشن بروز ندهید، با او دعوا و او را سرزنش نکنید، سرکوفت نزنید. با داد زدن و دعوا کردن، ممکن است موقتا پیروز شوید؛ اما در درازمدت رابطه شما آسیب می بیند و مشکل حل نمی شود. به‌جای آن احساسات تان را بیان و توصیف کنید، این کار شما را آرام می کند و به کاهش تنش در بدن و تفکر روشنتر شما کمک می کند. در صورتی که این کار برای شما دشوار است، می توانید در کلاس مهارت های زندگی شرکت کنید.
درباره تعریف صمیمیت به توافق برسید
ممکن است تعریف شما و همسرتان از حدود رابطه کاری و صمیمانه یکسان نباشد و رابطه ای که به نظر شما صمیمانه می آید، در نظر همسرتان کاملا رسمی و اداری باشد. با او در این مورد به توافق برسید. سعی کنید با کمک هم به راه حلی برسید تا همسرتان بتواند بدون این که احساس کنترل شدن پیدا کند و شما احساس ناراحتی، روابط کاری خود را تنظیم کند.
در صورتی که کنترل تردیدها یا احساس های منفی برای شما دشوار است یا همسرتان حاضر به صحبت درباره این موضوع نمی شود، به مشاور مراجعه کنید.

زن دوم مردی شده ام که همسر اولش افسردگی حاد دارد

زن دوم مردی شده ام که همسر اولش افسردگی حاد دارد

خراسان/ خانمی ۳۵ ساله‌ام. از همسرم جدا شده ام. دو پسر دارم و ۴ ماه است که به عقد مردی درآمده‌ام که خانمش بیماری حاد افسردگی و وسواس دارد. الان یک ماه است که خیلی ارتباط‌مان کم شده است. آقا می‌گوید صبر کن من خیلی به تو علاقه دارم. باید چه کار کنم؟

پاسخ
پس از شکست در ازدواج اول، این بار با امید فراوان به عقد مردی درآمده‌اید که توجه سابق را نسبت به شما ندارد. قطعا در شرایط ناراحت‌کننده‌ای قرار دارید. امیدوارم مطالعه این نوشتار کمک مناسبی برای شما باشد.
دلایل ازدواج مجدد مردان متاهل
برخی دلایلی که مردان متاهل گرایش پیدا می کنند که با زنان دیگر ارتباط برقرار کنند ، عبارت است از:
-ازدواجشان آگاهانه نبوده و بر اساس تصوراتی مثل زیبایی، پول و … بوده و زمانی که زندگی خود را موفق نمی بیند، ترجیح می‌دهد کمبودهای زندگی‌اش را با ازدواج دیگری جبران کند.
-بعضی مردان وقتی وارد زندگی مشترک می‌شوند، معیارهای‌شان خیلی زود تغییر می‌کند و همین تغییر جهت نگرش، ممکن است فرد را به ازدواج دیگری سوق ‌دهد.
-وقتی نیازهای عاطفی، احساسی، جنسی و … مرد از سوی همسر تامین نمی‌شود، مرد ممکن است راه حل این مشکل را در قالب یک ازدواج و رابطه دیگر بررسی کند.
– زمانی که آرامش و آسایش در خانواده وجود ندارد.
– مردی که دوره جوانی خود را با دوست‌های نامناسب متعدد سپری کرده، احتمال دارد که در زندگی مشترک نیز نتواند با همسر خود سازگاری و ارتباط کلامی لازم و موثر را داشته‌باشد.
-گاهی برخی مردان از سر تنوع طلبی و هوسرانی خواهان ازدواج دیگری می‌شوند.
-زمانی که همسر به‌لحاظ جسمی یا روحی مشکلات جدی دارد و درمان مناسبی هم انجام نشده است.
واکاوی تلاش بعضی زنان برای همسر دوم شدن
برخی از خانم‌ها به علت برآورده شدن نیازهای خود ممکن است همسر دوم شدن را بپذیرند. تامین نیازهای زیستی، تامین هزینه‌های زندگی‌شان، نیاز به داشتن همدم و همدل مناسب، تشکیل زندگی و خانواده و … می‌تواند بخشی از دلایل این امر باشد.
چه باید کرد؟
شما خانمی هستید که یک‌بار طلاق را تجربه کرده و به لحاظ احساسی بسیار شکننده شده‌اید و خلاء‌های احساسی در شما شکل گرفته‌است. در حال حاضر بهتر است راهی را در پیش بگیرید که بهترین نتیجه ممکن را برایتان خواهدداشت. واقع‌بین باشید. شما همسر دوم هستید و به‌طور منطقی شوهرتان نمی‌تواند وقت زیادی را به شما اختصاص دهد. اگر هم این عقد مخفیانه صورت‌گرفته و شوهرتان تلاش می‌کند کسی مطلع نشود، به‌ناچار وقت کمتر، حضور کمتر و حتی تماس‌های تلفنی کمتر، سهم شما می‌شود. طبق گفته‌های شوهرتان، همسرش با شرایط دشواری روبه‌روست. آیا اطلاع دارید که ایشان چقدر برای درمان همسرش کوشش‌کرده؟ آیا وضعیت این خانم تا به این حد که ایشان اظهار می‌کند، حاد و عمیق است یا خیر؟ هر قدر اطلاعات درست‌تری داشته‌باشید، طبعا سطح انتظارتان متناسب با آن تغییر می یابد. هدف اصلی خود را از این عقد مشخص کنید. چه چیزهایی موجب شد که شما به همسر دوم شدن یک مرد متاهل فکر کنید؟ علت یا علت‌های اصلی این کار را تحلیل کنید. از خود بپرسید که ایشان چند درصد از خواسته‌ها و انتظارات شما را پوشش می‌دهد؟ از طرف دیگر این آقا شما را به صبر دعوت کرده و باز هم ابراز علاقه می‌کند. می توانید قدری دیگر فرصت بدهید و ببینید که در ادامه راه چقدر می توان به ایشان تکیه کرد و اطمینان داشت.

اگر همسر بی وفا دارید این مطلب مختص شماست!

اگر همسر بی وفا دارید این مطلب مختص شماست!

بیا نی نی/ همسر بی وفا و خیانتکار صدمات جبران ناپذیری به شریک زندگی خود و بنیان خانواده وارد میکند، بی وفایی در زنان معمولا به دلیل برطرف نشدن نیازهای عاطفی و جنسی است ولی بی وفایی در مردان دلایل بسیار گسترده تری دارد.
بی وفایی همسر میتواند دلایل مختلفی داشته باشد ، اغلب تعداد مردان بی وفا بیشتر از زنان بی وفا است. بی وفایی و خیانت زنان معمولا به دلیل خلا عاطفی و سرد بودن شوهرشان است ولی خیانت و بی وفایی مردان دلایل بسیار بیشتری دارد.
همسر بی وفا از زشتی کار خودش با خبر است ولی نمیتواند ان را ترک کند و رابطه نامشروع مانند یک آهن ربا او را به سمت خود جذب میکند و از هر گونه توجیهی برای ادامه رابطه اش استفاده میکند.
همسر بی وفا اگر معنای جوانمردی را میشناخت و به جریحه دار شدن احساسات و عواطف همسرو عواقب تراژیک و حزن انگیز و درد و رنجی که به طرف مقابل وارد میکند، فکر میکرد هیچگاه به سمت خیانت نمیرفت. 
هنگام مواجهه با همسر بی وفا معمولا تمام تقصیرات را به گردن معشوقه جدید می اندازند ، غافل از این که فرد متاهل هم نقش بسیار فعالی در این رابطه ایفا میکند و باید با صحبت کردن مشکلات او و دلایل تمایل او به معشوقه را ریشه یابی کرد.

چطور یک فرد به خودش اجازه خیانت میدهد؟
ارزش های فردی و توجه به آسیب های جبران ناپذیر بی وفایی ، معمولا دلایلی هستند که از بی وفایی شخص جلوگیری میکنند و این افکار بازدارنده فرد را از ورود به یک رابطه نامشروع بر حذر میدارد.
اولین فکری که در رابطه با یک همسر بی وفا به ذهن دیگران خطور میکند این است که آبا فرد خیانتگار ملاحظه دارد؟ نتایج و عواقب مخرب خیانت خود را در ذهنش به تصویر در آورده است؟ آیا استرس نداشته که همسرش هنگام وقوع جرم او را به دام بیندازد؟
معمولا بی وفایی همسر اگر به رابطه جنسی نرسد و قبل از این که کار از کار بگذرد، دیگران متوجه شده و جلویش گرفته شود، به طلاق منجر نشده و کم کم اختلاف بین زوج رفع میشود.

درد دل کردن ، علامت خطری برای خیانت است
حرف زدن برای خانم ها یک روش مفید برای تخلیه استرس و نگرانی است . خانم ها فشار روحی وارده بر خودشان را با صحبت و درد دل کاهش میدهد.  با این که خانم ها افرادی احساساتی هستند و به سرعت میتوانند با اطرافیانشان به ویژه خانم های دیگر ارتباط برقرار کرده و از احساسات و مشکلات خود بگویند ولی مردها فقط زمانی میتوانند احساسات واقعی خود را به زبان بیاورند که در یک ارتباط  صمیمی یا عاشقانه قرار گرفته باشند. 
با توجه به تفاوت بارز مردان با خانم ها در زمینه درد دل کردن ، شما میتوانید قبل از جدی شدن رابطه زن جدید با شوهرتان زنگ خطر آن را بشنوید.
شوهر بی وفا زمانی که از نظر احساسی با یک زن دیگر صمیمی شود و بتواند با او درد دل کند، تمایل خواهد داشت که رابطه جنسی را هم به آن اضافه نماید. 

ایفا کردن نقش حامی برای زنان دیگر
یکی از ارتباط های معمولی که در نهایت منجر به بی وفایی همسر و خیانت میشود ، ایفای نقش حامی از سمت مردان برای زنان دیگر است. در این گونه موارد معمولا یک زن تنها ، مطلقه ، آسیب پذیر و دارای مشکلات خانوادگی و مالی جلوی راه یک مرد متاهل قرار میگیرد. 
شروع این ارتباط میتواند به قصد حمایت مرد از زن باشد ولی ادامه آن با درد دل کردن ها ، حمایت های عاطفی و محبت های کلامی و همدلی باعث میشود که شوهر بی وفا تمام حمایت خود را معطوف به این زن آسیب پذیر نموده و روز به روز از همسر خود دورتر شود.
شوهر خیانت کار این زن جدید را با همسر خود مقایسه کرده و حس میکند ، همسرش نمیتواند او را درک کند و او یک ازدواج ناموفق داشته  و همسرش هیچ احساسی به او ندارد و نمیتواند او را از نظر عاطفی تامین کند. 
در این گونه ارتباط مرد خائن خود را حامی زن بی پناه میداند و تصور میکند یک منجی است که میتواند او را از درد ، رنج و مشکلات زندگی نجات دهد و او را خوشحال کند.


پیشگیری از بروز بی وفایی همسر در نقش حامی
مردانی که از نظر مالی در رفاه نسبی قرار دارند معمولا گرفتار چنین روابطی میشوند که در صورت عدم رسیدگی شما میتواند منجر به خیانت حتی تا مرحله جنسی شود.
شاید در ابتدا تصور کنید که وظیفه انسانی شما کمک به همنوع است ولی نقش شیطان در این بین را نمیتوان نادیده گرفت، شاید در این بین آن زن بی پناه با کوچکترین توجهی عاشق شما شود و سعی کند عمدا و با عشوه و لوندی به جز پول و حمایت شما، احساسات و قلبتان را هم درگیر خودش کند تا هم بتواند از حمایت عاطفی شما برای همیشه بهره مند شود و هم این که مشکلات مالی خودش را حل کرده به آسایش برسد.
شروع رابطه معمولا از سر دلسوزی است، در این مرحله مرد به همسر خود رابطه اش را اطلاع میدهد ولی با گذشت زمان ، حمایت از این زن جدید افزایش پیدا کرده ، تلفن ها و دیدار ها بیشتر میشود و حتی ممکن است شوهر شما کنار شما نشسته باشد و آن خانم برای انجام کاری با او تماس بگیرد و این تماس ناراحتی شما را به حدی زیاد کند که به شوهر خود بگویید دیگر نمیخواهید از این زن حرفی بشنود.
در این مرحله است که خیانت وارد فاز جدیدی خواهد شد و پنهان کاری ها آغاز میشود.
تصور کنید شوهرتان هر از گاهی شما را به یک رستوران لاکچری میبرد و شما این موضوع را جزو روال زندگی خود میدانید و هیجانی برای آن ندارید ولی اگر شوهر شما آن زن بی پناه و کم بضاعت را به یک رستوران عادی یا حتی فست فود سلف سرویس ببرد ، از آن جایی که تجربه ای جدید برای آن زن محسوب میشود، با هیجان و خوشحالی او روبرو خواهد شد و غرورش در این زمینه ارضا شده و تمایل بیشتری به حمایت و خوشحال کردن او پیدا خواهد کرد. 
اینجاست که رابطه ای که از سر دلسوزی و ترحم شروع شده کم کم رنگ و بوی صمیمیت و عاشقانه خواهد گرفت و پاداش هایی که مرد در مقابل کارهای کوچکش با شادی و خوشحالی این زن جدید ، دریافت میکند ، میتواند او را به این باور برساند که دارد شیرین ترین احساسات زندگی اش را تجربه میکند. 
در این گونه روابط مرد خودش را منجی میداند و تحت هیچ شرایط زیر بار بی وفایی یا خیانت نخواهد رفت و شاید تنها گزینه شما برای نجات زندگیتان جلسات مشاوره باشد که بتوانند به مرد نشان دهند رابطه ای که او برقرار کرده است برای یک فرد متاهل ، اخلاقی نیست.
این نوع ارتباط ها از روی ترحم شروع میشود ولی با بی توجهی همسر میتواند منجر به پیوند عاطفی عمیق شود.
یک مرد متاهل هیچگاه نباید خودش را درگیر حمایت و مراقبت از یک زن دیگر کنید، سعی کنید همان اول کار خودتان واسطه بین شوهرتان و آن زن شوید و ارتباط بین آن ها را مدیریت کنید و اجازه ندهید این زن از نظر احساسی به شوهر شما نزدیک شود یا کلا رابطه بین این دو را قطع کنید تا به مرحله صمیمیت نرسد و زندگیتان به خطر نیوفتد. 

احساس گناه بعد از خیانت همسر بی وفا
احساس گناه در بی وفایی ارتباط مستقیم با میران عزت نفس فرد دارد، اگر فرد ، ارزش های فردی بالایی برای شخصیت خودش قائل باشد هیچگاه وارد منجلاب خیانت نمیشود. ولی اگر فرد عزت نفس کافی نداشته باشد بعد از برقراری رابطه جنسی نامشروع به هیچ وجه احساس گناه نمیکند.
ولی هستند افرادی که قبل از برقراری رابطه جنسی نامشروع یا حتی رابطه احساسی در ذهن خود این رابطه را لمس کرده و احساس ترس و گناه میکنند. 
همین احساس گناه یک نیروی بازدارنده برای خیانت است و باعث میشود همسر بی وفا بر سر دوراهی قرار گرفته و تصمیم  درست را بگیرد و از وقوع خیانت ، پیشگیری کند. 
البته در این بین هستند افرادی که بعد از انجام خیانت احساس پشیمانی دارند ولی نمیگذارند این احساس جلوی خیانت های بعدی را بگیرد. 
همسر بی وفا اگر جزو دسته افراد بالهوس و تنوع طلب نباشد معمولا جز کسانی است که برای مدتی طولانی در ازدواجش دچار مشکل شده ولی به جای این که به فکر ترمیم ازدواج یا گرفتن مشاوره برای حل مشکلاتش باشد به دنبال روابط فرازناشویی برای ترمیم موقت زخم هایش است.
برخی از افراد خیانتکار بعد از رابطه زناشویی نامشروع ، احساس تنفر از خود پیدا میکنند و به همین دلیل تا مدت ها نه با همسر و نه با معشوقه خود رابطه جنسی برقرار نمیکنند.
گروهی از افراد خیانتکار هم هستند که برانگیخته شدن جنسی را ، وسیله ای برای رهایی و نجات از روزمرگی میبینند و سعی میکنند از این روش بر پوچی و بی فایدگی شخصیت خود غلبه کنند ، این گونه افراد حس پذیرفته شدن و مقبول بودن بین دیگران را با تعدد روابط جستجو میکنند و داشتن روابط متعدد با افراد متعدد را برای خود افتخار و ارزش به حساب می آورند.

دلایل ادامه دار شدن خیانت و بی وفایی همسر
شروع ارتباط جدید از سمت همسر بی وفا و ادامه دار شدن آن میتواند دلایل کاملا متفاوت و مجزا داشته باشد. 
1 – خیانت معمولا با یک علاقه مشترک یا جاذبه جنسی شروع میشود ولی با ایجاد علاقه و احساس عمیق بین دو نفر ادامه پیدا میکند.
2 – برعکس این مورد هم زیاد دیده میشود، یعنی یک رابطه با پیوند عاطفی عمیق شروع شده و منجر به رابطه جنسی میشود و دو نفر به دلیل رضایت و لذتی که از این رابطه میبرند به آن ادامه میدهند و زندگی مشترکشان را نابود میکنند. 
3 – ممکن است رابطه فرا زناشویی کلا به دلیل این که زندگی مشترکی یک یا هر دوی آن ها رو به نابودی بوده است شروع شده و کم کم یک زندگی جداگانه برای طرفین درست شود که فکر میکنند هیچ ربطی به زندگی مشترک اولیه شان ندارد.

همسر بی وفا از چه چیز رابطه نامشروع لذت میبرد
هنگام برخورد با یک همسر بی وفا به جای این که بر خصوصیات یا ظاهر معشوقه تمرکز کنید باید روی این نکته تمرکز کنید که فرد خیانتکار چه لذتی از این رابطه نامشروع میبرد که در ازدواجش وجود ندارد یا کمرنگ شده.
معمولا همسر بی وفا در یک ارتباط جدید ، تجارب و احساسات جدیدی را تجربه میکند که در زندگی زناشویی اش به آن نمیرسد مثلا :
احساس صمیمیت
احساس مثبت بودن و قدرشناسی
احساس سبکی و بخشنده تر بودن
بسته به خصوصیات اخلاقی معشوشه، فرد بی وفا میتواند بازی در نقش های جدید را امتحان کند. در این گونه روابط یک فرد بی علاقه و غیر حساس، با تلقین تبدیل به یک فرد پرانرژی و از خود گذشته میشود. 
کسی که تمایل به حفظ زندگی خود دارد باید از همسر بی وفای خود بپرسد تو چه چیزی در این رابطه تجربه کردی که میخواستی در زندگی زناشویی ات تجربه کنی؟

ریشه و دلیل طلاق زوج های جوان در اوایل زندگی

ریشه و دلیل طلاق زوج های جوان در اوایل زندگی

بیا نی نی/ هنوز پنج شش ماه از ازدواج پر شورشان نگذشته که پچ پچ ها درباره اختلافات آنها در فامیل پیچیده، زمزمه هایی که حکایت از طلاق زود هنگام و دلایل آن دارد. امروزه طلاق در دوران عقد و نامزدی رواج زیادی یافته است و بسیاری از دختر و پسرها قبل از اینکه جوهر مهر ازدواجشان خشک شود، مهرطلاق بر شناسنامه شان می زنند.
طلاق قبل از آغاز زندگی مشترک دلایل زیادی دارد اما رایج ترین علت آنها برای گرفتن طلاق این است که طرف مقابلشان فردی که می خواسته اند نبوده است.

بررسی علل طلاق در سال های اول زندگی
آمادگی ازدواج نداشتن
زمانی ما می توانیم به مراحل بعدی رشد روانی وارد بشویم که مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشیم. اگر به خاطر ناکافی بودن مهارت های مان مرحله قبلی را صحیح و کامل طی نکرده باشیم، در مرحله بعدی موفقیت کسب نخواهیم کرد.
اگر فرد در دوران قبل از ازدواج، تنها به رویا پردازی درباره ازدواج و زندگی مشترک بپردازد و بلوغ کافی را پیدا نکرده باشد و فرصت هایش را صرف آگاهی از واقعیت ها و کسب مهارت های اساسی برای کنار آمدن با آن ها نکرده باشد، به علت آمادگی نداشتن برای ازدواج، وقتی وارد مرحله جدیدی از زندگی می شود سریع جا می زند.
در این حالت برای دور ماندن از اضطراب این ناکامی را تقصیر طرف مقابل می داند و عمدتا متوجه نقص های خود نمی شود و می گوید «اونی که می خواستم نیست».

رویای ازدواج از دلایل طلاق در اوایل زندگی
در کودکی هنگام خاله بازی اگر یکی دختر و دیگری پسر بود، یکی زن می شد و آن یکی شوهر و در طی بازی هر کدام از طرفین آن کسی را می ساخت که می خواست؛ بدون غر، بدون گله و بدون مقاومت؛ یکی زندگی به تمام معنا رویایی.
این آرامش رویایی که در خاله بازی کودکی نیز به دنبالش هستیم، اگر در سال های بعدی به تدریج به سمت واقعیت سوق پیدا نکند، آرامش فرد را برهم می ریزد به همین دلیل متاسفانه در سال های اخیر به بسیاری از جوانان در سال اول زندگی طلاق را تجربه می کنند.
اغلب افرادی که تنها چند ماه از ازدواجشان گذشته است به دنبال به دست آوردن رویاهایشان وارد ازدواج شده اند و وقتی با واقعیت مواجه شده اند، نتوانسته اند فاصله بین رویا و واقعیت را تحمل کنند و بنابراین به طلاق روی آورده اند.


چون به سوال «من کیستم؟» جواب نداده ام
نرسیدن به جمع بندی از اینکه من کیستم و انتظارات خود از جنبه های مختلف زندگی مانند ازدواج، همسر و زندگی مشترک اولین عامل خطرساز طلاق زودهنگام که ریشه در دوران مجردی دارد، است.
کسی که هویت مشخصی ندارد دائما این شاخه و آن شاخه می کند، سریع عاشق و فارغ می شود، تصمیم می گیرد و سریع پشیمان می شود و آمادگی ورود به زندگی زناشویی را ندارد و اگر ازدواج کند سریعا به طلاق ختم می شود.

چون تقابل نگرش ها را دست کم گرفتم
در دوران های قبلی در مورد زندگی مشترک، همسر و تشکیل خانواده در هر فرد نگرش های متفاوتی وجود دارد. نگرش ها یک بعد شناختی یعنی همان فکری که ما درباره چیزی می کنیم، دارند و یک بعد عاطفی یعنی احساسی که نسبت به آن چیز داریم، دارند و بعد دیگر نگرش هم که ما براساس آن چه که فکر و احساس می کنیم، دوست داریم دست به رفتار بزنیم.
بیشتر اوقات نگرش های ما ثابت باقی می مانند و نمی توانیم آنها را تغییر دهیم. نگرشی که فرد در دوران قبل از ازدواج نسبت به زندگی دارد، با ازدواج کردن تغییر زیادی پیدا نمی کند بنابراین افراد مجردی که به این نکته بی توجه ند، خیلی زود تسلیم جدایی خواهند شد.

چون به «انگیزه» اهمیت زیادی ندادم
اگر در دوران مجردی پاسخ درستی به این سوال که «چرا می خواهم ازدواج کنم؟» ندهیم در زندگی مشترک با مشکل روبرو خواهیم شد و زندگیمان از هم خواهد پاشید.
داشتن انگیزه اهمیت فراوانی دارد و به عنوان زیرمجموعه ای از عامل هویت است. انگیزه، موتور محرک رفتار است و اگر انگیزه یک رفتار، غلط باشد، فرجام خوبی نخواهد داشت. اگر فرد مجردی به علت راحت شدن از دعواها پدر و مادرش ازدواج می کند، بعد از ازدواج و وقت روبه رو شدن با اولین مشکل خودش را گرفتار جنجال های گذشته می بیند و آماده فرار از مشکلات می شود.
اگر فرد به علت رفع نیاز جنسی، جبران ناکامی های عاطفی گذشته، خسته شدن از مجرد بودن، تسلیم شدن به فشارهای محیطی ازدواج کند و انگیزه او از ازدواج این مسائل باشد ممکن است سبب طلاق در سال اول زندگی شود.

چون مهارت های زندگی را بلد نبودم
در قدیم اقوام به والدین هر جوانی که خطایی انجام داده بود، پیشنهاد می کردند که او را از سر خود باز کنند و برایش زن بگیرند تا در زندگی مشترک درست شود، وقتی والدین برای پسرشان زن می گرفتند همسر این جوان به علت این که طلاق به ندرت اتفاق می افتاد و طلاق عاطفی هم یا مطرح نبود یا مثل حالا خیلی مهم به حساب نمی آمد، مجبور بود عمرش را با او سپری کند و دم نزند.
آن موقع کافی نبودن آموخته های فرد از مهارت های زندگی، موجب طلاق نمی شد اما امروزه تابوی طلاق تا حد زیادی شکسته شده که زوجین به صورت توافقی اقدام به طلاق می کنند. یک دلیل مهم برای جدایی های زودهنگام نداشتن پشتوانه مهارتی کافی برای ورود به زندگی است.
از آن جا که کاربردی شدن این مهارت ها به زمان و ممارست احتیاج دارد و زوجین امروزی برای یادگیری به طرف مقابل فرصت کافی نمی دهند، باید افراد در دوران مجردی این مهارت ها را بیاموزند تا در اوایل زندگی با مشکل روبرو نشوند.
مهارت هایی که نیاموختن آنها در دوران مجردی سبب بروز طلاق در اوایل زنگی می شود شامل:گفت و گو، گوش کردن، همدلی، صبر، گذشت، تاب آوری، مسئولیت پذیری و تعهد و مدیریت هیجان ها به خصوص خشم می باشد.

فواید آشپزی همراه همسر برای بهبود زندگی مشترک

فواید آشپزی همراه همسر برای بهبود زندگی مشترک

بیا نی نی/ امروزه، تغذیه فقط یک ضرورت و نیاز بدنی نیست، بلکه طبخ آن به یک فعالیت سرگرم کننده تبدیل شده است. آشپزی زن و شوهر با یکدیگر فعالیتی است که می تواند مزایای زیادی را به همراه داشته باشد و قطعاً شما را به هم نزدیک می کند و با آشپزی می توانید تخیل و خلاقیت خود را ارتقا دهید. در این متن به مزایای آشپزی زن و شوهر آشنا خواهید شد، که ممکن است قبلاً هرگز به آن فکر نکرده باشید.


زمان بیشتری را با هم می گذرانید
یکی از مشکلاتی که بسیاری از زوجین در جامعه امروزه پیدا کرده اند، یافتن زمان برای گذراندن زندگی مشترک است زیرا به دلیل برنامه کاری، تعهدات و سایر مشاغلی که باید در طول روز انجام دهند ، شب ها به سختی یکدیگر را می بینند. به همین دلیل، پیشنهاد می کنیم هر چند وقت یکبار در ساعاتی که انرژی بیشتری دارید، به جای نشستن برای تماشای تلویزیون و سفارش پیتزا با هم آشپزی کنید.
پخت و پز با هم به شما فرصت می دهد تا صحبت کنید، از روزهای خود برای هم بگویید و مهمتر از همه غذای خوشمزه ای درست کنید که بتوانید با هم لذت ببرید.

غذای خانگی بیشتری می خورید
اگر عادت کنید که بصورت زوجی شروع به آشپزی کنید بدون اینکه حتی خودتان به اهمیت این موضوع پی ببرید غذای خانگی را ترویج می دهید و این امر خود موجب خوردن غذاهای سالم و مغذی و در نهایت سلامت بدن می شود. برای مصرف غذای سالم و خوشمزه لازم نیست که در خانه غذاهای پیچیده ترتیب دهید فقط از طبخ غذاهای بی ارزش خودداری کنید.

خلاقیت خود را تقویت می کنید
خلاقیت منحصر به مجسمه سازی و … نیست. فرهنگ های آشپزی مختلفی وجود دارد که می توانید در مورد آنها تحقیق کرده و در صورت سازگاری با سلیقه آن را اجرا و حتی یک رقابت سالم ایجاد کنید. غافلگیر کردن همسر با خلاقیت های آشپزی یک تمرین سرگرم کننده و ارزشمند است. به این ترتیب می توانید کارها دیگر خانه را بهتر تقسیم کنید.


به تربیت کودک کمک می کنید
اگر بچه دارید، می دانید آنها مانند اسفنج هایی هستند که همه عادت ها، آداب و رسوم و حتی نحوه صحبت را جذب می کنند به همین دلیل، دیدن پدر و مادر درکنار یکدیگر به آنها یاد خواهد داد که باید یاد بگیرند در آن زمینه خودکفا باشند. 
آشپزی نیاز به تلاش و فداکاری روزانه دارد. اگر بعضی از کارها را در آشپزخانه به فرزند خود اختصاص دهید، آنها بیشتر به مسئولیت خانه خود متعهد می شوند همچنین ارزش مسئولیت پذیری را ارتقا می بخشد، زیرا این یک فعالیت اساسی روزانه است.

ارتباط با فعالیت های اضافه را قطع می کنید
آشپزی شما با همسرتان می تواند به شما کمک کند از سایر تعهدات یا نگرانی ها جدا شوید. گذراندن این اوقات با هم در آشپزخانه پیوندها و همکاری را تقویت می کند، داستان جدیدی بین شما ایجاد و به شما کمک می کند ذهن خود را آرام کنید و استرس در محل کار را فراموش کنید.
بعلاوه، اگر شب آشپزی کنید، به شما کمک می کند قبل از خواب از فناوری که معمولاً بیش از حد از آن استفاده می کنید (تلویزیون، کامپیوتر، رسانه های اجتماعی و غیره) دورشوید. این نیز روش خوبی برای مقابله با بی خوابی است. این عادت خوب به شما کمک می کند تا احساس بهتری نسبت به یکدیگر داشته باشید بنابراین، تأثیرات مثبت و سازنده ای روی کل خانواده دارد.

خاطرات جذاب خلق می کنید
مهمترین و ویژه ترین لحظات زندگی فقط منحصر به غذا خوردن نیست بلکه غالباً روند پخت و آماده سازی برای این لحظات بخش مهمی از خاطرات ماندگار متشکل از بو، طعم، صدا و …را ایجاد می کند. 
تحقیقات نشان می دهد که حافظه مربوط به بویایی حتی از حافظه هایی که با نشانه های دیداری یا کلامی برانگیخته می شوند نیز قدرتمندتر است به همین ترتیب، لحظاتی که در آشپزخانه هستید فرصت ایجاد خاطرات قدرتمند، مثبت و ماندگار وجود دارد. طعم ها و بوهای ایجاد شده با یکی از عزیزان در آشپزخانه می تواند خاطرات ویژه ای را برای ارتباط مثبت در آینده زنده کند. 

توانایی تمرکز را افزایش می دهید
تحقیقات نشان می دهد افرادی که بطور منظم با چندین جریان اطلاعات الکترونیکی بمباران می شوند ، نمی توانند توجه ، یادآوری اطلاعات یا تغییر ازیک کار به کار دیگر را به درستی انجام دهند پس یافتن زمان برای تمرکز برای سلامت روان به طور فزاینده ای مهم است. 
آشپزی و غذا خوردن زوجین با یکدیگراز ضروریات روز در همه فرهنگ ها است. پخت و پز، سپری کردن وقت با هم در آشپزخانه، لذت بردن از مکالمه به شما فرصتی برای تمرکز روی موارد ساده را می دهد.

مهارت زندگی کودکان را توسعه می دهید
پخت و پز با همسر و فرزندان منجر به افزایش عزت نفس، خلاقیت، آگاهی فرهنگی، کنجکاوی، همکاری، پذیرش و در نهایت پیوند عاطفی بهتر می شود. مطالعات نشان می دهد آشپزی حتی به درک عمیق تری از ریاضیات کمک می کند. انجام این کار فقط در دوران کودکی مهم نیست، بلکه در بزرگسالی به رشد و یادگیری کمک می کند. 

روحیه همکاری را بالا می برید
تقویت مهارت های زندگی مختص ایام جوانی نیست. آشپزی در بزرگسالی باعث ایجاد کنجکاوی، قدردانی، خلاقیت و کار گروهی می شود که ثابت شده همه آنها در روابط عاشقانه سالم مهم هستند. هر فعالیت مشترکی که با توجه، دسترسی، پاسخگویی و تعامل انجام شود، برای پیوند عاطفی در یک زوج اهمیت دارد. ارتباط عاطفی ما به اندازه اکسیژن و غذا برای زنده ماندن ضروری است.

نقش درست کردن غذا در بهبود روابط همسران
یکی از راه های ساده برای خوش اخلاق کردن و عاشق کردن شوهر آشپزی کردن و غذا پختن است چرا که بسیاری از آقایان عاشق غذا هستند. حساسیت و علاقمندی مردان به آشپزی زن در خانه نه تنها به دلیل توجه زیاد به مساله گرسنگی و نیازهای نخستین است بلکه به نوعی آنها به دنبال دلبری های ظریف همسرشان هستند زیرا آشپزی زن در خانه بار عاطفی و دلبری دارد، پس طبیعی است که طبخ غذا در خانه برای همسر و فرزندان بسیار مهم به نظر می رسد. اگر خانمی در بدو ورود به زندگی مشترک، از مهارت آشپزی خالی باشد، دلسردی زیادی را برای همسر به ارمغان می آورد. اگر همسر شما نیز در آشپزی ضعیف است با او اینگونه رفتار کنید:
به همسر خود احترام بگذارید و با وی محترمانه صحبت کنید و به او محبت کنید.
با لحنی ملایم و دوستانه از او انتقاد نمایید.
لازم نیست که انتقاد صریح و مستقیم باشد زیرا صراحت خیلی زیاد، شکننده و غیر قابل تحمل است پس انتقاد غیر مستقیم را بر انتقاد صریح و مستقیم ترجیح دهید.
هرگز اجازه ندهید اطرافیان خصوصا خانواده خودتان متوجه ضعف آشپزی همسرتان شوند و انتقاد را در خلوت انجام دهید. 
به پیشرفت و ترقی و رشد همسر خود در زمینه آشپزی علاقه مند باشید و اشتیاق نشان دهید.
پیشرفتهای مثبت همسرتان و توانایی های کوچک وی را مد نظر گرفته و او را تشویق کنید.
دید درستی داشته باشید و اگر همسرتان در زمینه آشپزی ضعف دارد، تنها مشکل او و مادرش نیست که در این زمینه کوتاهی کرده اند.
با مشارکت با هم فضای خانه را به فضایی بالنده و ثمر بخش مبدل سازید.
اگر همسرتان علی رغم تلاشهایش، هنوز نتوانسته به موفقیت لازم در زمینه آشپزی برسد به او بگویید که تلاشش برای شما ارزشمند است.
اگر به دلیل کار زیاد نمی توانید در آشپزی به همسرتان کمک کنید، علاقه خود را به کمک و همکاری با او ابراز نمایید و او را حمایت نمایید.
توقعات و انتظارات شما از همسرتان باید مناسب با امکانات و توانمندیهای وی باشد پس از یک نوعروس توقع نداشته باشید تبدیل به یک کدبانوی هم فن حریف در زمان کوتاه شود.
به او فرصت دهید و برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر حمایت کنید. 

شوهرم هرگز از دست خانواده اش ناراحت نمی شود

شوهرم هرگز از دست خانواده اش ناراحت نمی شود

خراسان/ من 28 سال است که خانه دارم و یک فرزند دارم. شوهرم تمام عشق و زندگی اش، خانواده اش است. هر حرفی دارد، رازی دارد، شادی دارد برای آن هاست. با کوچک ترین اتفاق ما باید به پابوسی آن ها برویم؛ اما هیچ کدام از آن ها، کوچک و بزرگ هرگز از ما خبر نمی گیرند. در مراسم ما آخرین افراد هستیم در حالی که هرگز ما حتی دست خالی برای دیدارهای معمولی نمی رویم. باور دارند شوهرم هرگز ناراحت نمی شود و درست هم فکر می کنند.
پاسخ
به نظر می رسد تحمل شرایطی که 28 سال برای شما پایدار بوده است در حال حاضر سخت شده است و ظاهرا تصمیم گرفته اید برای تغییر شرایط تان کارهایی انجام دهید. بیایید شرایط شما را بیشتر بررسی کنیم. شما در پیامک خود مواردی را مطرح کردید که مربوط به رفتار همسرتان است، گفتید که شوهرتان تمام عشق و زندگی اش خانواده اش است؛ ولی نگفتید که چرا همسرتان این احساس را نسبت به خانواده اش دارد و ظاهرا با وجود این رفتارهای آن ها، همسر شما تغییر رفتار نداشته است و همان کارهای گذشته را انجام می دهد. با توجه به این مسئله احتمالا دلایل رفتار همسرتان کاملا شخصی و مربوط به خودش است و تمایلی به تغییر آن ندارد.
برای تغییر شرایط این کارها را بکنید
شما نمی توانید رفتار همسرتان را با وجود میل و خواسته خودش تغییر دهید. شما فقط می توانید روی رفتار خودتان کار کنید و تنها چیزی که به همسرتان می توانید بدهید اطلاعات است. شما می توانید انتظارات خود را با همسرتان درمیان بگذارید و بگویید این مسائل چه احساسی برای شما ایجاد کرده است و اجازه بدهید همسرتان هم نظر و انتظاراتش را بگوید. با هم گفت و گو و بررسی کنید آیا می شود در این خصوص با هم به توافق برسید یا نه؟ برای مثال انتظاراتی را که از همسرتان دارید بگویید، این که شما هم دوست دارید جشن های خانوادگی داشته باشید یا این که شما هم تمایل دارید در جریان مسائل همسرتان قرار بگیرید و این که از او سوال کنید چرا همسرتان مسائلش را با شما مطرح نمی کند و دلایلش را بشنوید. این کار برای شما کمک کننده است که بدانید چرا او بعضی از حرف هایش را به شما نمی زند و بعد از آن انتظاراتی را که از خانواده همسرتان دارید مطرح کنید و بگویید همان طور که شما از آن ها خبر می گیرید، دوست دارید آن ها هم جویای حال و احوال شما باشند و این که به عنوان بزرگ تر دوست دارید به شما احترام بگذارند.
نکته کمک کننده این است که این باور در خانواده همسرتان تغییر کند که شما انتظاری از آن ها ندارید و از رفتارهای آن ها ناراحت نمی شوید و ببینید آیا همسرتان تمایلی دارد روی رفتارهای خودش کار کند و با شما همکاری کند یا نه. اگر تمایل به همکاری داشته باشد مسائل تان راحت تر حل می شود و اگر تمایل به همکاری نداشته باشد شما فقط می توانید روی رفتار خودتان تمرکز کنید و روی خودتان کار کنید؛ برای مثال بگویید شما چه تغییری در رفتارتان در مقابل رفتارهای خانواده همسرتان می دهید و این که شما انتظارات تان را مطرح می کنید و روی این تغییر می مانید یا در مقابل همسرتان چه تغییری در رفتارتان ایجاد می کنید. در پایان این نکته را در نظر داشته باشید که کاری نکنید که فاصله بین شما و همسرتان زیاد شود چون این کار کمک کننده نخواهد بود. برای شما مخاطب گرامی آرزوی موفقیت دارم.