در حضور زنم گریه کردم، خیلی بد شد؟

در حضور زنم گریه کردم، خیلی بد شد؟

خراسان/ مشکلی برایم پیش آمد و فشار زیادی به من وارد شد. ناگهان گریه‌ام گرفت در حالی که خانمم کنارم بود. احساس می‌کنم که خیلی بد شد و این اتفاق روی نگاه و برداشت او از من تاثیر بدی خواهد گذاشت. ممکن است راهنمایی کنید؟
پاسخ
جالب است که بدانید از دیدگاه روان‌شناسی سلامت، یکی از عواملی که باعث می‌شود مردان عمر کوتاه‌تری نسبت به زنان داشته‌ باشند، سرکوب کردن احساسات و ابراز نکردن هیجانات است. در فرهنگ ایرانی بر  برخی ویژگی‌ها در مردان بسیار تاکید و برخی رفتارها بسیار نهی شده است؛ مثلا این جمله را زیاد شنیده‌اید: «مرد که گریه نمی‌کند!» الگویی که از یک مرد در ذهن افراد ساخته ‌شده، فردی است بسیار سرسخت، مقاوم و قدرتمند که می‌تواند درد را تحمل کند و در مقابل ناراحتی‌ها و رنج‌ها خویشتن‌دار باشد. در این دیدگاه مرد خوب، مردی است که مانند کوه استوار و مانند فولاد سرسخت باشد. چنین مردی نباید در برابر مشکلات کمر خم کند و صفاتی مانند گریه‌کردن و درددل کردن، صفاتی زنانه است. این ویژگی‌ها بسیار جنبه فرهنگی دارد و ممکن است در نقاط مختلف کشور و اقوام مختلف متفاوت باشد؛ اما بحث ما در این جا به صورت کلی خواهد بود. درباره این که آیا گریه ‌کردن مرد جلوی همسرش درست است یا خیر، اشاره به چند نکته را ضروری می‌د‌انم.
 ابراز هیجانات باید کنترل شده باشد
بیان احساسات برای همه انسان‌ها اعم از زن و مرد، کودک و بزرگ سال خوب است. اگر موضوعی باعث خوشحالی ما می‌شود، نباید جلوی ابراز این هیجان را که همان  لبخندزدن یا خندیدن است، گرفت. درباره هیجان‌های منفی مانند غم، اندوه و عصبانیت هم چنین است. اگر فردی دچار ناراحتی شدید است باید به او فرصت داد با گریه هیجان منفی‌اش را تخلیه کند. درباره افرادی که احساس عصبانیت می‌کنند هم همین‌طور است و این عصبانیت باید بیان شود نه این که سرکوب شود. البته باید بسیار دقت کرد که ابراز خشم و عصبانیت به فراگیری تکنیک‌هایی نیاز دارد تا به دیگران و خود فرد آسیبی وارد نکند. نکته مهم هم درباره هیجانات منفی و هم درباره هیجانات مثبت این است که ابراز این هیجانات باید کنترل‌شده باشد. خندیدن بلند و کنترل‌نشده مانند گریه و شیون، خارج از کنترل است. اشک‌ریختن و احساس پشیمانی با فریاد زدن و یقه چاک دادن متفاوت است.
 حواس‌تان به اقتدار مردانه باشد
یکی از ویژگی‌های مهم که برای مردان در زندگی مشترک سفارش شده، داشتن اقتدار است. اقتدار نه به معنای مستبد و خود رای بودن بلکه به معنای قابل تکیه بودن است. مقتدر بودن یک ویژگی است که زن‌ها بسیار دوست دارند، همسرشان داشته‌باشد. عواملی که باعث از بین‌رفتن این اقتدار شود، به رابطه زناشویی و احساسات زن به مرد لطمه می‌زند. مردی که برای مشکلات کوچک بارها مقابل همسرش گریه کند، ممکن است اقتدارش را از دست بدهد و همسرش او را قابل اتکا نداند.
 گریه‌کردن‌تان نباید زیاد تکرار شود
لازم است که زن و مرد در کنار هم احساس امنیت کنند و حتی درباره بیان احساس‌شان هم با یکدیگر راحت باشند. این اتفاق می‌تواند صمیمیت را در رابطه افزایش دهد  اما بیان احساسات منفی مانند گریه‌کردن اگر زیاد تکرار شود، صمیمیت را به نفرت تبدیل خواهد کرد. افرادی که دچار مشکلات اساسی هستند و ممکن است تا مدت‌ها درگیر افسردگی باشند و به همین دلیل زیاد گریه کنند، شایسته است با روان‌شناس در ارتباط باشند تا مشکل‌شان به صورت حرفه‌ای حل شود.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روان‌شناس بالینی

چرا و چگونه باید با پدر و مادر روراست بود؟

چرا و چگونه باید با پدر و مادر روراست بود؟

حامی هنر زندگی/ در اغلب موارد مشکلات نوجوانان زمانی شروع می‌شود که از راست گفتن به پدر و مادر امتناع می‌کنند. در جلسات مشاوره با نوجوانان شاهد بسیاری از تعارضات و اختلافات نوجوانان با والدین‌شان بوده‌ایم؛ این اختلافات عامل اصلی ناراحتی‌ها و رفتارهای نا به‌سامان آن‌ها شناخته شده است. همانطور که والدین نیازمند یادگیری مهارت‌هایی برای ارتباط موثر با نوجوان خود هستند، نوجوانان نیز باید آموزش‌هایی ببینند تا با والدین خود روراست باشند و با برقراری ارتباطی سالم با آن‌ها، مشکلات و فشار روانی کمتری را تجربه نمایند. اگر شما نیز در این زمینه دچار چالش‌هایی با خانواده خود هستید، بهتر است در ادامه مقاله با ما همراه باشید.

اهمیت صداقت و راستگویی با والدین
طبق تحقیقات رابطۀ مثبت و سازنده با والدین عامل محافظت کننده‌ای است که از افراد در برابر انواع آسیب‌های روحی، روانی و اجتماعی محافظت می‌کند. خدشه دار شدن تعاملات با خانواده در دوران نوجوانی و عدم تلاش از سوی طرفین برای بازسازی آن، به سادگی افراد را از حمایت‌های خانواده در آینده محروم می‌کند. 
از عوامل اصلی که به رابطه با والدین آسیب جدی وارد می‌کند عدم صداقت در رابطه است. معمولا پدر و مادرها به پنهان کاری و دروغ گویی فرزندان خود بسیار حساس هستند. تکرار این رفتارها از سوی نوجوانان معمولا منجر به خشم و واکنش‌های شدید والدین می‌شود که دوطرف را بیش از پیش از یکدیگر دور کرده و ترمیم آن در سال‌های بعدی به آسانی صورت نمی‌گیرد.

راست گفتن به پدر و مادر | چرا در نوجوانی از پدر و مادر دور می شویم؟
اگر در دوران نوجوانی خود به سر می‌برید به این مساله دقت داشته باشید که شما در این دوران، به دلیل اهمیتی که برای استقلال خود قائلید، کمتر به رابطه مناسب با والدین‌تان فکر می‌کنید. ممکن است حتی در مواردی رابطه با افراد دیگری مثل جمع دوستان برای شما اهمیت بیشتری داشته باشد. اما این نکته را درنظر داشته باشید که نیازهای شما در سنین مختلف تغییر می‌کند؛ در ادامه زندگی در سنین جوانی و میانسالی خانواده نقش پر رنگی‌تری برای شما خواهند داشت. ارتباط با آن‌ها در واقع پیوند دهنده شما با بخشی از هویت و گذشته خودتان است.


راه های راست گفتن به پدر و مادر
ممکن است بسیاری از نوجوانان در حقیقت تمایل زیادی به رابطه صادقانه با والدین داشته باشند، اما در اثر عواملی مانند ترس از واکنش‌های پدر و مادر یا نبود روابط صمیمانه از این امر خودداری کنند. در ادامه به ارائه راهکارهایی در این زمینه خواهیم پرداخت:

1. راست گفتن به پدر و مادر | زمان مناسبی را برای شروع گفت و گو انتخاب کنید
برای گفتن حقیقت به پدر و مادر، ابتدا باید یک زمان مناسب را انتخاب کنید. بهتر است زمانی باشد که پدر و مادرتان بیشترین میزان پذیرش را برای شنیدن حرف‌های شما دارند. توجه داشته باشید که افراد در زمان‌هایی مانند خستگی، عصبانیت، خلق پایین و ناراحتی آمادگی کمی برای پذیرش و مواجه با یک مشکل دارند.

2. بحث را در زمان مناسبی به اتمام برسانید
همان طور که زمان شروع حرف زدن بسیار اهمیت دارد، این نیز مهم است که شما چه زمانی گفت و گو را خاتمه دهید. نگذارید که بحث به درازا کشیده یا از کنترل خارج شود. با یک صحبت کوتاه، فرصت فکر کردن را به خود و والدینتان بدهید. این باعث می‌شود تا آن‌ها فرصتی برای فکر کردن داشته باشند. مهارت کنترل خشم، به شما کمک می‌کند تا از روی عصبانیت تصمیم نگیرید.

3. راست گفتن به پدر و مادر | صمیمیت را در همه ابعاد پرورش دهید
گفتن حقیقت و رفتار صادقانه، نوعی خودافشایی محسوب می‌شود. خود افشایی یا بازگو کردن مسائل خود برای دیگران یکی از مهم ترین فاکتورهای صمیمیت در رابطه است. برای آن که بتوانید خودافشایی بیشتری داشته باشید ضروری است که به ابعاد دیگر رابطۀ صمیمانۀ خود با والدین توجه کنید.
مسلما هرچه رابطه سردتر و فاصله بیشتری با والدین‌تان داشته باشید، روراستی و صداقت برایتان سخت تر خواهد شد. رفتارهایی نظیر انجام فعالیت‌های مشترک با والدین، اختصاص دادن زمانی برای گفت و گوهای دوستانه با آنان و انجام رفتارهای غیر کلامی محبت آمیز مثل در آغوش کشیدن آن‌ها در ایجاد صمیمت در خانواده تاثیر بسزایی خواهد داشت.

سخن آخر
به طور کل، داشتن صداقت و راست گفتن به پدر و مادر نیازمند ارتباطی سالم و اثربخش است. دروغ گویی و پنهان کاری در رابطه، اعتمادها را از بین می‌برد و به صمیمت رابطه لطمه وارد می‌کند. صداقت در خانواده لازمه تشکیل یک خانواده سالم است. اگر در طول زمان با وجود تلاش‌های شما، رابطه‌تان با والدین بهتر نشد و عوامل زیادی باعث می‌شوند که نتوانید درباره مسائل خود با کسی از درون خانواده صحبت کنید، بهتر است با مراجعه به یک متخصص خانواده، به دنبال راهی مناسب برای حل مشکلات تان باشید. 

تاثیر خدمات روانشناسی بر راست گفتن به پدر و مادر
با وجود تمام موارد گفته شده، ممکن است همچنان برقراری ارتباط با والدین و راستگویی به آن‌ها کمی برایتان سخت باشد. شاید نگران واکنش‌های آنان هستید و به همین دلیل از گفتن حقیقت خودداری می‌کنید. در این شرایط بهتر است از کمک یک روانشناس بهره‌مند شوید تا روش گفتن حقیقت به پدر و مادر را به شما آموزش دهد تا بهترین تاثیر را بر آنان بگذارید و رابطه موثری برقرار کنید.

رهایی و التیام یافتن احساس نفرت از والدین

رهایی و التیام یافتن احساس نفرت از والدین

حامی هنر زندگی/ احساس تنفر و خشم از پدر و مادر، همچون باتلاقی است که شما را به تدریج در کام خود فرو می‌برد چرا که بار منفی هیجانات و خاطراتی که مدام در ذهنتان مرور می‌کنید، آتش نفرت را کماکان شعله ور نگه می‌دارد. خشم از پدر و مادر بسیاری از ابعاد و اتفاقات مهم زندگی همچون نحوه برقراری روابط عاشقانه، ازدواج و زندگی مشترک، موقعیت‌های مهم زندگی مانند تربیت کودک و… را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر می‌خواهید در مسیر درمان و التیام زخم‌های ناشی از بدرفتاری والدین حرکت کنید، باید این واقعیت را بپذیرید که اکنون شما مسئول زندگی خود هستید و می‌توانید در جهت شکوفایی استعدادها و رسیدن به هر آنچه آرزویش را داشتید، حرکت کنید. در این مقاله به بررسی روش‌های رهایی از احساس خشم از پدر و مادر می‌پردازیم. 

احساس تنفر و خشم از پدر و مادر
بسیاری از افراد، برای توجیه کردن عدم موفقیت‌های خود در زندگی یا اشتباهاتی که مرتکب شده‌اند، انگشت تقصیر را به سمت والدین‌شان می‌گیرند. اکنون سوال این است که تا کی می‌خواهید فرصت‌های رشد و شکوفایی خود را در حسرت گذشته از دست بدهید؟ معمولا اشتباهاتی که در تربیت فرزندان از والدین سر می‌زند، ناشی از ناآگاهی آن‌ها در مورد شیوه‌های صحیح تربیتی کودک است. در واقع آسیب‌هایی که از سوی آنان به شما وارد می‌شود، می‌تواند دنباله سیکل والدگری اشتباهی باشد که خود آن‌ها تجربه کرده‌اند. ولی شما با فرار از مسئولیت‌های زندگی و دنبال نکردن آرزوهای خود، آگاهانه به خودتان آسیب می‌رسانید. پس برای رسیدن به آینده ای که دوست دارید برنامه ریزی کرده و هیچ گاه تسلیم سختی‌های راه نشوید.

پیامد های خشم از پدر و مادر
خشم از پدر و مادر یا باقی ماندن در خاطرات تلخ و تاریک گذشته، جز ناراحتی هیچ دستاوردی نخواهد داشت و زمینه برای بروز افسردگی، وسواس، … فراهم می‌شود. اما این را بدانید که کنترل شرایط فعلی و آینده زندگی تا حد زیادی دست خودتان است. بخشش پدر و مادر، راهیست که آینده ای زیباتر را پیش رویتان قرار می‌دهد. فرآیند  بخشش به معنای فراموش کردن گذشته نیست بلکه لطفی است که به خودتان می‌کنید تا به آرامش و رضایت دست یابید. چرا که انرژی زیادی که روزانه صرف کینه ورزی، مرور خاطرات گذشته و ماندن در موضع قربانی می‌شود را می‌توانید در مسیر رشد، استقلال و قدرتمند شدن هدایت کنید.

تلاش در جهت بهبود روابط با پدر و مادر
اگر در شرایطی هستید که مجبورید با والدین خود زندگی کنید، در درجه اول باید برای بهبود فضای خانواده خود تلاش نمایید. موقعیت خود را تحلیل کرده و ببینید در چه شرایطی تنش و درگیری بین شما با والدین شدت پیدا می‌کند. کشف دلایل ناراحتی یا عصبانیت والدین کمک می‌کند تا از بروز درگیری پیش گیری کنید. با خواندن مقاله آموزش پدر و مادر شاید تا حدی بتوانید آن‌ها را در این مسیر یاری دهید.

1. شیوه های ارتباطی صحیح
دلایلی که باعث خشم از پدر و مادرتان می‌شود را مشخص کرده و در مورد مشکلات و نگرانی‌هایتان با آنان صحبت کنید. یکی از دلایل عمده آشفتگی در بستر خانواده، عدم توانایی در برقراری ارتباط مناسب اعضای خانواده با یگدیگر است. یادگیری شیوه‌های ارتباطی صحیح بسیار کمک کننده می‌باشد. 

2. همدلی و درک متقابل
دلیل بسیاری از نگرانی‌ها و تنش‌ها در هر رابطه‌ای، عدم درک متقابل طرفین از یکدیگر است. سعی کنید مسائل را از دریچه دید والدین خود بنگرید و تحلیل کنید، در این صورت درک متقابل و همدلی بیشتر می‌شود. پدر و مادر هم انسان‌هایی هستند با محدودیت‌های بی شمار و ممکن است در زندگی تصمیماتی اشتباه بگیرند، آسیب ببینند و متقابلا آسیب بزنند. پس انتظارات شما هم باید متناسب با محدودیت‌های آنان باشد تا خشم از پدر و مادر کاهش یابد.

3. مسئولیت پذیری و ایفای نقش
در محیط خانوادگی، هر یک از اعضای خانواده مسئولیت‌هایی بر عهده دارند و نقشی ایفا می‌کنند. مسلما زمانی که بار مشکلات روی دوش یک نفر باشد و هماهنگی و تعاون بین اعضا وجود نداشته باشد، احتمال تنش یا درگیری بیشتر می‌شود. 

4. تغییر در رفتار همزمان با ابراز علاقه و احترام
واقعیت این است که شما نمی‌توانید کسی را جز خودتان تغییر دهید. پس اگر خواهان تغییر در والدین خود هستید، در ابتدا باید تغییر را از خودتان شروع کنید. مسلما زمانی که پدر و مادرتان گمان کنند که آن‌ها را دوست ندارید، همیشه حالتی تدافعی در برخورد با شما خواهند داشت و در نتیجه این چرخه غلط، خشم از پدر و مادر ایجاد می‌شود. در مواقعی که آن‌ها عصبانی نیستند یا با هم صمیمی هستید، عشق خود را با دادن هدیه‌ای نشان دهید. به این صورت می‌توانید از بروز مشکلات خانوادگی نیز جلوگیری کنید. 

روان درمانی جهت التیام خشم از پدر و مادر
در صورت عدم انعطاف پذیری والدین چه باید کرد؟ تجربه والدین، از کودکی خود و تصوراتی که از جایگاه پدر یا مادر در ذهن آن‌ها نقش بسته است در شیوه والدگری نقش به سزایی دارد. فارغ از این مباحث گاهی مشکلات و آسیب‌های روانی در والدین به قدری بالاست که ممکن است هیچ روشی نتیجه بخش نباشد. در این صورت باید از خدمات مشاوره روانشناسی استفاده کنید چراکه ممکن است در آینده با مسائل بسیار مهمی همچون ازدواج و تربیت فرزند با مشکل مواجه شوید. 
در فرآیند خانواده درمانی، به دنبال بهبود کارکرد اعضای خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی هستیم. درمانگر با بررسی علت خشم از پدر و مادر، مشکلات و روابط اعضای خانواده، تقسیم وظایف و نقش‌ها در جهت ایجاد ساختاری نظام‌مند با کارایی بیشتر تلاش می‌کند. 

سخن آخر
با همیشه شاکی بودن و خشم از پدر و مادر، شانس خوب زندگی کردن و پیشرفت را از خود می‌گیرید. مسئله مهم این است که آیا می‌خواهید راه والدین خود را طی کرده و در خشم و نفرتی که آرامش شما را سلب کرده باقی بمانید یا می‌خواهید این چرخه معیوب شکسته شود. با ابراز عشق به دیگران، به معجزه دوست داشتن و معنای وجودی زندگی دست یابید. به جای بهانه جویی، ماندن در انفعال و عدم مسئولیت پذیری از محدودیت‌ها و نقص‌های والدین خود به عنوان راهی برای استقلال بیشتر استفاده کنید. به دنبال آرزوهایتان بروید و دنیایی زیبا که شایسته شماست خلق کنید.

تاثیر خدمات روانشناسی در کاهش خشم از پدر و مادر
همانطور که گفته شد خشم از پدر و مادر می‌تواند به تمام ابعاد زندگی فرد آسیب وارد کرده و فرصت رشد و پیشرفت را از بین ببرد. به همین دلیل ضروری است که از کمک یک روانشناس متخصص بهر‌مند شوید. روانشناس به شما کمک می‌کند تا ریشه خشم و عصبانیت خود را نسبت به والدین پیدا کرده و با درمان آن، از این حس منفی و مخرب رهایی یابید. 

دوستم مدام فاز منفی برمی‌دارد و زیاد قاط می‌زند

دوستم مدام فاز منفی برمی‌دارد و زیاد قاط می‌زند

خراسان/ دوستی دارم که به شدت عصبی است. کوچک‌ترین مشکلی که برایش پیش می‌آید، قاط می‌زند. کل‌کل و مشاجره با دیگران هم که کار هر روزش است. برای انجام هر کاری هم، فاز منفی برمی‌دارد. با این رفتارها، آینده خوبی در انتظارش نخواهد بود. چطور به او کمک کنم؟   
پاسخ
چقدر خوب که به فکر اصلاح یک رفتار اشتباه در دوست‌تان هستید و کاش همه ما، دوستانی مانند شما داشتیم. شما در پیامک‌تان به برخی ویژگی‌های افراد عصبی اشاره کردید. در ادامه، شما را با علایم این مشکل و روش‌های رفتار در برابر چنین افرادی، آشنا خواهم کرد.
4 ویژگی افراد عصبی
این افراد اگرچه همیشه رویاهای بزرگی در سر دارند، اما معایب خود را چنان بزرگ می‌بینند که تصور می‌کنند مانعی بر سر راه رسیدن به حتی کوچک‌ترین خواسته‌هایشان است. البته این تنها ویژگی افراد عصبی نیست. 1- سرزنش زمین و آسمان: این افراد دایم خود و دیگران را سرزنش می‌کنند. هرگاه با مانعی در کار و زندگی‌شان روبه‌رو می‌شوند به جای تفکر درست، زبان به اعتراض می‌گشایند و زمین و زمان را سرزنش می‌کنند و حتی خود را بدشانس و بدبخت می‌دانند. 2- فرار از واقعیت: افراد عصبی معمولا به خود دروغ می‌گویند و از پذیرش واقعیت‌ها طفره می‌روند. به جای این‌که با ناکامی‌های خود منصفانه و صحیح برخورد کنند یا نقاط ضعفشان را بپذیرند، از مشکلاتشان فرار می‌کنند. 3- حساسیت بیش از حد: در برابر رفتارهای دیگران بیش از حد حساس هستند و واکنش‌های نامناسب و هیجانی نامعقول نشان می‌دهند. هر نوع برخورد و رفتار نامطلوب دیگران را به حساب تنفر آن ها از خود می‌گذارند و حتی در برابر کوچک‌ترین دلخوری، غوغا به پا می‌کنند. 4- نگرانی بیش از حد: افراد عصبی، پیوسته نگران هستند و با تمام وجود رنج می‌برند. هرگز لحظه‌ای آرامش ندارند و به همین سبب با دیگران به تندی و خشونت رفتار می‌کنند.
روش کمک کردن اصولی به دوست‌تان
قبل از هر چیز باید ناراحتی‌های روحی او را بپذیرید و قبول کنید رفتارهایش غیرعادی و ناهنجار است. سپس باید نحوه برخورد مناسب با این افراد را بیاموزید تا بتوانید در رفع مشکل، به آن ها   کمک کنید. دوست‌تان را تشویق کنید تا باورهای غلط و تصورات اشتباه درخصوص خود را دور بریزد و به وجود و شخصیت خود احترام بگذارد. هرگاه رفتار مثبت و مناسبی از وی دیدید، آن ها را تایید کنید و کارهای مثبت اش را در نظرش بیاورید. به این منظور که به صحبت‌هایش خوب گوش کنید و اجازه دهید احساساتش را بدون نگرانی از سرزنش شدن ابراز کند. در ضمن، شما می‌توانید در برابر رفتار تندش ملایمت به خرج دهید.
در صورت نیاز، از او دوری کنید
اگر کسی رفتارهای عصبی دارد اما نمی‌پذیرد خود را اصلاح کند  بهترین راه‌حل، دوری کردن از اوست. می‌توانید به طور موقت ارتباط عاطفی خود را با او قطع کنید. به انتقادها و حرف‌های تلخ اش توجهی نکنید و او را جدی نگیرید، البته این روش را به طور موقت انجام دهید تا آن جا که او متوجه وجود مشکل در خود شود و تصمیم به کنترل و تسلط روی رفتار ناهنجارش بگیرد. در این میان خود نیز باید مراقب واکنش‌هایتان باشید و هرگز برخوردی نکنید که فرد عصبی را آشفته‌تر کند. بدانید که این افراد به مرور تغییر می کنند.
نویسنده : احترام اسماعیل‌زاده | روان‌شناس

از این‌ که به خواهرشوهرم حسادت می‌کنم اذیت هستم

از این‌ که به خواهرشوهرم حسادت می‌کنم اذیت هستم

خراسان/ خانمی 29 ساله‌ام و فرزند ندارم. خواهر شوهرم سه فرزند دارد و وضع مالی‌شان هم از ما بهتر است. هر وقت او را می‌بینم، تا چند روز اعصابم خرد است. دست خودم نیست ولی به او حسادت می‌کنم. واقعا اذیت هستم و این مسئله روی رفتارم با شوهرم تاثیرگذار است. چه کنم؟
پاسخ
مخاطب گرامی، قدم اول براى مدیریت و کنترل یک احساس، این است که آن را بشناسید و بپذیرید. نکته مثبت این است که شما به این احساس خود و نحوه تاثیر آن روى روابط‌تان آگاه هستید. در مسئله‌اى که مطرح کردید، چیزى که باعث نارضایتى شما شده است، حاصل مقایسه کردن شرایط خود با فرد دیگر است.  قبل از هر چیز  باید به چند سوال درباره خودتان فکر کنید.
درگیر کمال‌گرایی مخرب شده‌اید
آیا به غیر از این موقعیت در مواقع دیگر هم اگر فردى نسبت به شما امکانات یا شرایط بهترى داشته باشد، شما این احساس را دارید؟ آیا همیشه تلاش مى‌کنید بهترین‌ها را داشته باشید؟ آیا مواجه شدن با اشتباهات، محدودیت‌ها و ایرادهای خودتان برایتان دشوار است؟ اگر در موقعیت‌هاى دیگر هم تحمل این مسائل براى شما سخت است، احتمالا یک نوع کمال‌گرایى مخرب در شما باعث مى‌شود در مواقعى که احساس مى‌کنید در جایگاه پایین‌تری  قرار گرفتید، احساس غمگینى، خشم و خودسرزنشى یا انتقادگرى از دیگران را نشان دهید. از این رو باید به دنبال تعدیل کمال‌گرایى در خود باشید. مطالعه کتاب‌هایى در این زمینه و کمک گرفتن از متخصصان روان شناسى به شما کمک خواهد کرد بفهمید چه نیازى دارید به این‌که همیشه در جایگاه بالاتر و بهتری باشید، ریشه‌هاى این نیاز در کجاست و چطور در رفتار خود آن را تعدیل کنید.
خواهرشوهر رقیب شما نیست
فرض دیگر این است که شما در موقعیت‌هاى دیگر مى توانید با محدودیت‌ها و نداشته‌هاى خود به راحتى کنار بیایید اما فقط درخصوص این فرد خاص این احساس را دارید. اگر مسئله به این صورت باشد، احتمالا مشکل به نوع ارتباط شما با این فرد خاص یا افراد مشابه مربوط مى‌شود. در این صورت باید به این مسائل دقت کنید که نوع تعاملات شما با هم چگونه است؟ آیا فضاى رابطه حالت رقابتى دارد؟ آیا رفتارهاى خاصى از طرف مقابل، حساسیت‌هایى را در شما ایجاد مى‌کند یا از طرف دیگران مقایسه‌اى بین شما ایجاد مى‌شود؟ در صورت وجود این مسائل باید اقدامى برای بهبود رابطه خودتان با ایشان انجام دهید.
تعارضات را برطرف کنید
مسئله مهم  دیگرى که در سوال مطرح کردید، این است که این مشکل روى ارتباط شما با همسرتان تاثیر مى‌گذارد. به نظر مى‌رسد در زمینه داشتن فرزند و شرایط مالى، شما همسر خود را مسئول مى‌دانید و این باعث مى‌شود در این مواقع درخصوص ایشان احساس عصبانیت یا دلخورى داشته باشید؛ باید به این مسئله فکر کنید که آیا ممکن است نارضایتى‌هایى در رابطه از قبل وجود داشته باشد و حالا این مسئله باعث آشکار شدن آن مى‌شود یا نه؟ اگر تعارضاتى در زمینه تصمیمات اقتصادى یا داشتن فرزند دارید، باید براى حل این تعارضات و رسیدن به تصمیم مشترک اقدام کنید تا زمینه‌اى براى نارضایتى و خشم‌هاى پنهان در رابطه زن و شوهری‌تان فراهم نشود.
این اشتباه رایج را مرتکب نشوید
در کنار احتمالات و توصیه‌هایى که در بالا مطرح شد، ذکر این نکته هم مهم است که امکانات از جمله ثروت، داشتن فرزند، جایگاه اجتماعى و … یک امر نسبى است و هیچ‌گاه به نقطه ایده‌آل و نهایى نمى‌رسد چون در هر شرایطى همیشه افرادى هستند که نسبت به ما در جایگاه بهترى باشند. به همین دلیل اگر رضایت‌مندى خودمان را موکول کنیم به وقتى که به آن نقطه ایده‌آل برسیم، هیچ‌وقت احساس رضایت نخواهیم کرد.
نویسنده : فهیمه ملکی | روان‌شناس بالینی دانشگاه علوم‌بهزیستی و توان‌بخشی