3 ترفند طلایی برای کاهش استرس ‌رانندگی

برخی افراد به‌خصوص تازه‌کاران و راننده‌هایی که تجربه تصادف داشته‌اند، قبل از رانندگی استرس دارند و همواره بر این باورند که هر لحظه احتمال وقوع حادثه وجود دارد. این ترس حتی گاهی سبب می‌شود که این افراد دچار تپش قلب و نفس‌نفس زدن بی شمار شوند. به هر صورت استرس و اضطراب زیاد سبب می‌شود که نتوانید رانندگی آرامی را تجربه کنید. در ادامه، سه توصیه به شما خواهیم کرد تا با استفاده از راهکارهای عملی که ارائه می‌ کنیم، استرس قبل از رانندگی خود را کاهش دهید.

 به‌ کارگیری تکنیک‌های آرامش
با به‌کارگیری تکنیک‌های آرامش می‌توانید میزان استرس قبل از رانندگی خود را تا حد زیادی کم کنید. این تکنیک‌ها عبارت اند از:
الف) در خودروی خود محیطی آرام به وجود آورید. یکی از راه‌های کاهش استرس قبل از رانندگی، ایجاد محیط آرام برای رانندگی است، تا زمانی که پشت فرمان قرار می‌گیرید، احساس راحتی داشته باشید. برای مثال، از لباس و کفشی که با آن‌ها احساس راحتی می کنید،استفاده کنید یا قبل از این که رانندگی کنید، یک آهنگ ملایم گوش کنید تا میزان استرس و اضطراب شما فروکش کند، سپس به رانندگی بپردازید.
ب) از عبارت های تأکیدی مثبت استفاده کنید. این عبارت ها، اغلب عبارت های کوتاه و پر انرژی هستند که با بیان آن‌ها می‌توانید میزان استرس قبل از رانندگی را کاهش دهید، برای مثال، من با سرعت مطمئن و احتیاط کامل رانندگی می‌کنم، من از توانایی بسیاری در رانندگی برخوردار هستم ، به راحتی خودرو   را کنترل می‌کنم و از مبدأ و مقصد مسیر خود اطلاع کامل دارم.
 روبه‌رو شدن با ترس‌های موجود
یکی از راه‌های کاهش استرس از رانندگی، روبه‌رو شدن با ترس‌های‌تان است. برای این کار از تکنیک‌های گفته ‌شده کمک بگیرید و خودتان را در شرایط رانندگی قرار دهید تا میزان استرس شما به مرور زمان کاهش یابد. یکی دیگر از اقداماتی که در این شرایط باید انجام دهید، نوشتن ترس‌های‌تان است، چراکه با نوشتن، میزان استرس به صورت ناخودآگاه کمتر می‌شود. بعد از این که فهرست ترس‌های‌تان را نوشتید برای هر یک از ترس‌ها یک قدم بسیار کوچک بردارید تا میزان ترس‌هایتان کاهش یابد؛ چراکه با کاهش ترس، میزان استرس و اضطراب هم به شدت کاهش می‌یابد، برای مثال قبل از این که رانندگی کنید سوئیچ خودرو را در دست بگیرید و به نزدیک خودرو در پارکینگ بروید یا در جاهای بسیار خلوت در ساعاتی که هیچ‌گونه ترافیکی وجود ندارد، رانندگی کنید یا برای رانندگی، افرادی را که به شما آرامش می‌دهند در کنار خود بنشانید. یک راه دیگر برای کنترل استرس قبل از رانندگی،این است که از رانندگان ماهری که مهارت بالایی در رانندگی دارند بخواهید که آن‌ها رانندگی کنند و شما در کنار آن‌ها بنشینید و میزان استرس خود را کاهش دهید یا می‌توانید برای کاهش استرس خود از مربیان مجرب که کار آن‌ها، تعلیم رانندگی به افراد پر استرس است،کمک بگیرید. مربیان با تجربه می توانند دانش و مهارت خود را  در این زمینه به شما منتقل کنند تا از میزان استرس و اضطراب شما قبل از رانندگی کاسته شود.
  مراجعه به دکتر روان‌شناس
اگر راهکارهای مطرح ‌شده از میزان استرس شما کم نکرد و زیاد تأثیرگذار نبود، استرس شما زیاد است و در این شرایط باید به روان‌شناس مراجعه کنید تا علل استرس شما  بررسی شود و در صورت لزوم از دارو برای درمان استرس قبل از رانندگی استفاده کنید.
برای نوشتن این مطلب از «دیجیاتو» کمک گرفته‌ شده است

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان
یبوست در نوزاد و کودکان زمانی روی می‌دهد که به راحتی نمی‌توانند دفع مدفوع داشته باشند. معمولا شکم نوزادان زیاد کار نمی‌کند و فاصله چند روزه طبیعی است. اما اگر این مسئله بیشتر از یک هفته طول بکشد، احتمالا نوزاد دچار یبوست شده است.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

یبوست در نوزاد و کودکان زمانی روی می‌دهد که به راحتی نمی‌توانند دفع مدفوع داشته باشند. معمولا شکم نوزادان زیاد کار نمی‌کند و فاصله چند روزه طبیعی است. اما اگر این مسئله بیشتر از یک هفته طول بکشد، احتمالا نوزاد دچار یبوست شده است.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

هیچ بیماری زمینه‌ای خاصی را نمی‌توان عامل ایجاد یبوست نوزاد دانست و معمولا با تغییر در رژیم غذایی یا عادات زندگی و یا حتی دارو می‌توان مشکل دفع مدفوع را برطرف نمود. اگر روش‌های درمان خانگی یبوست نوزاد بی‌اثر باشند حتما باید به متخصص کودک مراجعه کنید. برای مشاوره پزشکی و اطلاع از روش‌های کنترل و درمان یبوست نوزاد، سری به کلینیک بیا نی نی بزنید. در ادامه با ما همراه باشید تا بیشتر با یبوست نوزاد، علایم، و درمان آن آشنا شوید.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

یبوست نوزاد چیست؟

یبوست نوزاد (Constipation) زمانی روی می‌دهد که مدفوع نوزاد سفت و خشک باشد و به‌راحتی نتواند دفع کند. گاهی دفع مدفوع سفت دردناک می‌شود. معمولا وقتی رژیم غذایی نوزاد از شیر خشک یا شیر مادر به سمت غذاهای جامد تغییر می‌کند معمولا نوزاد دچار یبوست می‌شود.

علت یبوست نوزاد

یکی از علل اصلی یبوست نوزاد، تغییر در رژیم غذایی نوزاد است:

  • تغییر تغذیه با شیرخشک
  • تغییر تغذیه با شیر مادر
  • خوردن غذاها و طعم جدید
  • عدم دریافت مایعات کافی (شیر مادر، شیر خشک یا آب)

وقتی تغذیه با غذاهای خشک و غیرآبکی در نوزاد شروع می‌شود، کمبود فیبر در رژیم غذایی می‌تواند یکی از علل بالقوه یبوست نوزاد باشد. برخی نوزادان هم به‌صورت ژنتیکی دچار یبوست می‌شوند حتی اگر رژیم غذایی مناسب و آب کافی دریافت کنند. البته که این لزوما به‌معنای مریضی یا سالم نبودن نوزاد نیست.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

نشانه‌ها و علایم یبوست نوزاد

صرفا کار نکردن شکم برای مدت طولانی در نوزاد به‌معنای یبوست نوزاد نیست. نشانه‌ها و علایم یبوست نوزاد عبارتند از:

  • دفع مدفوغ غیر نرم در فواصل طولانی
  • قوام مدفوع شبیه گل رس می‌شود
  • گلوله‌های سفت مدفوع
  • دوره‌های طولانی زور زدن یا گریه حین تلاش برای رفع اجابت مزاج
  • رگه‌های خون در مدفوع
  • کاهش اشتها
  • سفت شدن شکم

نشانه‌های یبوست نوزاد به‌شدت به سن و رژیم غذایی نوزاد بستگی دارد. حرکات طبیعی روده پیش از اینکه نوزاد شروع به خوردن غذاهای خشک کند باید کاملا نرم و روان باشد مثل قوام کره بادام زمینی یا حتی شل‌تر از آن.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

مدفوع سفت پیش از شروع رژیم غذایی خشک، بارزترین نشانه یبوست نوزاد به شمار می‌آید. در ماه‌های اول، نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌کنند معمولا دفع مدفوع دارند چرا که شیر مادر راحت هضم می‌شود. هرچند بین سه تا شش ماهگی، دفع مدفوع هفته‌ای یک بار و گاهی حتی کمتر می‌شود.

نوزادانی که شیر خشک می‌خورند دفع مدفوع بیشتری نسبت به نوزادانی دارند که از شیر مادر تغذیه می‌شوند.

نوزادانی که شیر خشک می‌خورند دفع مدفوع بیشتری نسبت به نوزادانی دارند که از شیر مادر تغذیه می‌شوند. بیشتر نوزادان شیرخشکی حداقل یکبار در روز یا هر یک روز درمیان دفع دارند. البته گاهی هم فاصله بین اجابت مزاج در این نوزادان گاهی بیشتر می‌شود اما یبوست ندارند.

زمانی که شیر خوردن نوزاد کم یا قطع شده و رژیم غذایی خشک نوزاد شروع می‌شود، احتمال ایجاد یبوست نوزاد بیشتر می‌شود. احتمال یبوست در نوزادانی که شیر گاو یا هر شیری غیر از شیر خشک می‌خورند بیشتر است.

در موارد نادری هم برخی بیماری‌ها ممکن است باعث ایجاد یبوست شوند مانند:

  • مشکلات پایانه‌های عصبی روده
  • مشکلات مربوط به نخاع
  • کمبود تیروئید
  • سایر اختلالات متابولیک

معمولا تمام نوزادان از لحاظ وجود این بیماری‌ها بررسی می‌شوند بنابراین زیاد نگران این موضوع نباشد. اما اگر نوزادتان از دفع دردناک مدفوع رنج می‌برد، به پزشک مراجعه کنید.

یبوست نوزاد و تغذیه با شیر مادر

یبوست در نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌شوند بسیار نادر است چرا که شیر مادر حاوی ملین طبیعی است که باعث شده مدفوع نوزاد رنگ زرد و کاملا نرم داشته باشد. نوزادان تازه به‌دنیا آمده تقریبا هر روز دفع مدفوع دارند و هرچه بزرگ‌تر می‌شوند فاصله بین دفع مدفوع بیشتر می‌شود.

روش‌های خانگی درمان یبوست نوزاد

روش‌های خانگی برای درمان یبوست نوزاد نخستین راهکار برای حل مشکل دفع مدفوع هستند:

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

ورزش

مثل بزرگسالان، ورزش و حرکت باعث تحریک روده نوزاد می‌شود. هرچند با توجه به اینکه نوزادان راه نرفته یا حتی چهار دست و پا هم نمی‌روند، والدین می‌توانند با ورزش دادن به نوزاد، به بهبود و رفع یبوست کمک کنند.

پدر یا مادر می‌توانند پاهای نوزاد را در حالتی که به پشت خوابیده به آرامی حرکت دهند مثل رکاب زدن دوچرخه. این کار کمک می‌کند که روده‌ها به کار بیفتند و یبوست برطرف شود.

حمام آب گرم

حمام آب گرم باعث آزاد و شل شدن عضلات شکم نوزاد شده و انقباض روده‌ها را برطرف می‌کند.

تغییرات رژیم غذایی

برخی تغییرات رژیم غذایی به بهبود یبوست نوزاد کمک می‌کنند، البته که این موضوع بسته به سن و تغذیه نوزاد فرق می‌کند. مصرف میوه و سبزیجات به‌خاطر فیبر زیادی که دارند باعث تحریک روده‌ها می‌شود. خوراکی‌های مناسب برای نوزادی که یبوست رنج می‌برد عبارتند از:

  • سیب بدون پوست
  • بروکلی
  • غلات کامل مثل اوت میل یا پاستا غلات کامل
  • هلو
  • گلابی
  • شلیل

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

آبرسانی

نوزادان چند ماهه معمولا نیازی به مایعات کمکی ندارند چرا که آب مورد نیاز بدن‌شان از همان شیر مادر یا شیر خشک تامین می‌شود. البته مصرف کمی مایعات بیشتر برای نوزاد مبتلا به یبوست خوب است. گاهی متخصص اطفال وصیه می‌کند که کمی آب یا آب میوه به رژیم غذایی نوزادان 2 تا 4 ماهه دارای یبوست اضافه کنید.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

ماساژ

روش‌های مختلفی برای ماساژ شکم نوزاد برای رفع یبوست نوزاد وجود دارند که عبارتند از:

  • ماساژ با نوک انگشتان به‌صورت حرکات دایره‌ای روی شکم در جهت عقربه‌های ساعت
  • حرکت دادن انگشتان اطراف ناف در جه عقربه‌های ساعت
  • زانوها و پاهای نوزاد را گرفته و به آرامی پاها را به سمت شکم فشار دهید.
  • نوازش از قفسه سینه به سمت پایین کنار ناف با نوک انگشت.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

آب میوه

وقتی که نوزاد به 4 ماهگی رسید، می‌تواند کمی آب میوه بخورد مثل آب سیب یا آب آلو 100 درصد طبیعی. این آب میوه‌ها به درمان یبوست نوزاد کمک می‌کنند.

قند موجود در آب میوه سخت هضم می‌شود، درنتیجه مایعات بیشتری وارد روده‌ها می‌شود که باعث نرم و آبکی شدن مدفوع می‌گردد. البته اضافه کردن آب میوه به رژیم غذایی نوزاد بدون مشورت با پزشک یا متخصص اطفال به‌هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود.

اندازه‌گیری دمای مقعدی

استفاده از دماسنج روان‌کننده تمیز برای اندازه‌گیری دمای مقعدی نوزاد دارای یبوست به دفع مدفوع کمک می‌کند. البته از این روش درمان خانگی یبوست نوزاد زیاد استفاده نکنید چرا گه ممکن است شرایط را بدتر کند.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

زمان مراجعه به پزشک

اگر نوزاد یک تا دو روز دفع نداشته و علایم زیر را هم دارد، بهتر است به متخصص اطفال مراجعه کنید:

  • خون در مدفوع
  • تحریک‌پذیر شدن نوزاد
  • درد شکم
  • عدم بهبود پس از درمان یبوست نوزاد

معمولا درمان یبوست نوزاد با روش‌های خانگی شروع می‌شود که اگر جواب ندهند، پزشک بعد از معاینه نوزاد گاهی داروهای زیر را تجویز می‌کند:

  • ملین‌ها
  • تنقیه
  • شیاف

به‌هیچ‌وجه سرخود و بدون دستور پزشک این داروها را به نوزاد ندهید.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

کلام آخر

معمولا شکم نوزادان زیاد کار نمی‌کند و فاصله چند روزه برای دفع مدفوع در نوزاد طبیعی است. اما اگر این مسئله بیشتر از یک هفته طول بکشد، احتمالا نوزاد دچار یبوست شده است. هیچ بیماری زمینه‌ای خاصی را نمی‌توان عامل ایجاد یبوست نوزاد دانست و معمولا با تغییر در رژیم غذایی یا عادات زندگی و یا حتی دارو می‌توان مشکل یبوست نوزاد را برطرف نمود.

یبوست نوزاد و روش‌های خانگی درمان

روش‌های خانگی مختلفی برای درمان یبوست نوزاد وجود دارند. اگر این روش‌های خانگی جواب ندادند و علایم یبوست نوزاد برطرف نشدند، بهتر است برای درمان به متخصص اطفال مراجعه کنید.

دخترم عاشق پسری شده که اقامت ایتالیا دارد

مادری هستم که فقط یک دختر دارم. به تازگی 20 ساله شده و دانشجو است. البته به زور به دانشگاه رفت. حالا چند ماهی می‌شود که در شبکه‌های اجتماعی با پسری آشنا شده که خود و خانواده‌اش، اقامت ایتالیا دارند. خانواده آن‌ها از لحاظ اقتصادی، فرهنگی و… اصلا به ما نمی‌خورند. حالا تمام فکر و ذکر دخترم شده ازدواج و از این ماجرا متعجبم. نمی‌دانم باید چه کنم.
 
چه موضوعی در رابطه شما و فرزندتان وجود دارد که ازدواج برای دخترتان می‌شود اولویت اول و برای شما باعث تعجب است؟ نگرانی شما بابت ازدواج او چیست؟ برای روشن شدن موضوع و ارزیابی درست بهتر است به این نکته توجه کنید که گاهی دنیای مطلوب ما با دنیای مطلوب فرزندمان متفاوت است و فکر می‌کنیم که آن چه از دید ما خوب و جذاب است باید از دید فرزندمان هم جذاب باشد؛ مثلا رفتن به دانشگاه! و به نظر وقتی دخترتان به زور به دانشگاه رفته پس قطعا ادامه تحصیل برایش اهمیتی ندارد چون هدف او نبوده بلکه برای رضایت خانواده و تایید دیگران آن را پذیرفته است. انتظار درست این است که اگر افراد در مراحل قبلی زندگی (دوره نوجوانی) از خانواده محبت و توجه کافی دریافت کرده‌ باشند وقتی  به مرحله استقلال عاطفی و روانی می رسند به دنبال یک پیوند عاطفی با جنس مخالف باشند و از وابستگی به والدین فاصله بگیرند. «اریکسون» یکی از برترین روان‌شناسان دنیا، 18 تا 35 سال را دوره صمیمیت در برابر انزوا می‌داند که مشخصه آن ازدواج و تشکیل زندگی‌مشترک است و در صورت ایجاد مشکل در این دوره و دست نیافتن به عشق صمیمی، فرد دچار انزوا می‌شود. بنابراین دختر شما در حال طی کردن روال طبیعی مراحل زندگی است، مرحله‌ای که دیگر رابطه عاطفی با والدین ارضا کننده نیست بنابراین نگرانی شما احتمالا ناشی از وابستگی به فرزندتان یا احساس تنهایی بعد از ازدواج اوست.
  راهنمای خوبی برای دخترتان باشید
با این حال و اگر نگرانی شما بر اساس ارزیابی دقیق و واقعی است و او آمادگی‌های لازم برای ازدواج مثل مسئولیت‌پذیری، بلوغ اجتماعی و روانی یا دیگر موارد مهم را ندارد، تصمیم درست ممانعت از ازدواج نیست بلکه باید با دریافت مشاوره و شرکت در کلاس‌‌های آمادگی‌های پیش از ازدواج، راهنمای او باشید؛ به خصوص این که شکل آشنایی دخترتان با پسر مورد علاقه اش هم نگرانی  هایی  را ایجاد می کند .یک نکته مهم در ارتباط شما و فرزندتان، نبود پنهانکاری و داشتن صداقت او با شماست که می‌تواند نشان‌دهنده نبود ترس و داشتن احساس راحتی و صمیمیت با شما باشد که به سهولت اولویت خود را ازدواج بیان کرده است. پس بهتر است به احساس تنهایی و نیاز او به عشق توجه کنید و راهنمای خوبی برایش باشید. به عنوان نکته آخر هم درباره ارتباط عاطفی دخترتان با یک فرد ساکن خارج از کشور، پیشنهاد می‌شود با مشاوره حضوری با یک کارشناس ابعاد مختلف چنین ازدواجی را بررسی کنید تا منطقی‌ترین تصمیم گرفته شود.

نویسنده : زهره حسینی| مشاور و دانش‌آموخته دانشگاه علامه‌طباطبایی

من و همسرم با هم لجبازی می کنیم!

 جوانی 21 ساله هستم. حدود40 روز است با همسرم که 16 سال دارد، ازدواج کرده ام. خیلی با هم لجبازی می کنیم، لطفا کمکم کنید چون خیلی دوستش دارم و نمی خواهم زندگی ام با مشکل مواجه شود.

پاسخ مشاور

مخاطب گرامی، جر و بحث‌ و اختلاف ‌نظر‌های همسران به خصوص در روزهای ابتدایی زندگی مشترک مسئله ‌ای است که بیشتر زوج ‌ها آن را تجربه می ‌کنند اما واکنش زوج‌ ها در برابر این جر و بحث ها با هم متفاوت است. بعضی‌ ها دوست دارند هر چه زودتر جر و بحث و بگو مگو را پایان دهند و دوباره آرامش را به رابطه خود برگردانند، اما بعضی ‌ این بگو مگو‌ها را میدان جنگی تصور می ‌کنند که باید پیروز آن شوند و این ها به هر کاری برای پیروز شدن دست می ‌زنند. این افراد با لجبازی بیش از حد بحث را کش می ‌دهند. به نظر می رسد داشتن این تصور همان مشکلی است که شما در پیامک تان به آن اشاره کرده اید. امیدوارم توضیحات ادامه این مطلب به کمک تان بیاید.

در پیامک تان گفته اید که خیلی با هم لجبازی می کنیم. توجه داشته باشید که لجبازی یک خصوصیت شخصیتی است که افراد را به کارهای بچگانه و تصمیم ‌های غیر منطقی وا می ‌دارد. لجبازی از این احساس نشات می‌ گیرد که فرد فکر می‌ کند، در حال شکست خوردن است و باید قدرت خود را نشان دهد.

در واقع کمبود اعتماد به نفس و نداشتن خود باوری و کمبود‌های درونی، گاهی باعث لجباز شدن افراد می ‌شود؛ بنابراین باید به فکر بررسی این کمبودهای درونی و پاسخ دادن به آن ها باشید.

رفتارهایی که شروع کننده لجبازی است گفته اید زندگی مشترک و همسرتان را خیلی دوست دارید؛ بنابراین باید با رفتارهایی که ممکن است ناآگاهانه شما را لجباز نشان دهد، آشنا شوید و از انجام آن ها پرهیز کنید چراکه وقتی شما لجباز می ‌شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می‌ کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می ‌شود.

باید گفت که وقتی می خواهید اشتباهات همسرتان را با رفتارتان تلافی کنید، عمدا کاری را که می ‌دانید همسرتان دوست ندارد انجام می دهید و در حالی که می ‌دانید اشتباه از شماست آن را نمی پذیرید، در واقع در حال لجبازی کردن هستید.

فراموش نکنید که گاهی لجبازی آن قدر شدت می ‌گیرد که بر اثر آن یک زندگی به دلایل کوچک و واهی از هم می ‌پاشد و زن و شوهر به خاطر لجبازی با یکدیگر عشق شان را از یاد می‌برند و فقط به پیروز شدن در برابر دیگری می‌ اندیشند.

همسرتان را تشویق به لجبازی نکنید! شما باید در رفتارهایتان نکاتی را رعایت کنید تا همسرتان سر لج نیفتد و با شما لجبازی نکند یا حداقل به لجبازی با شما تشویق نشود. اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی ‌های همسرتان شما لجبازی نکنید. دوم این ‌که وقتی همسرتان عصبانی است جواب او را ندهید و با او بحث نکنید بلکه در آن لحظه او را به آرامش دعوت کنید.

سومین نکته این است که بدانید فردی که لجبازی می‌ کند معمولا خودش می ‌داند که حق با او نیست، اما هیچ وقت نمی ‌خواهد این را به زبان بیاورد، پس شما نیز اصرار نکنید و بحث را ادامه ندهید. چهارم این‌ که همیشه اشتباهات همسرتان را با احتیاط و مهربانی با او در میان بگذارید چرا که اگر او احساس کند که تحقیرش می ‌کنید یا انتقادتان را توهین ‌آمیز به او منتقل می‌ کنید ممکن است با شما لجبازی کند و ایرادش را نپذیرد و رویه ‌اش را تغییر ندهد.

نظر دهه 80دی ها درباره چندوچون محصولات فرهنگی نوجوانانه

نوجوان‌ها روزهای‌شان را چطور می‌گذرانند؟ چطور خودشان را سرگرم می‌کنند؟ در زمینه‌های مورد علاقه‌شان از کجا اطلاعات به‌ دست می‌آورند و جواب سوال‌های‌شان را کجا جست‌وجو می‌کنند؟ آیا در تلویزیون، سینما، نشریات و سایر حوزه‌های فرهنگی، جایی دارند؟
  
دنیای نوجوانی در ایران ناشناخته است
محمد حسین    18ساله
 من به تازگی چند فیلم خوب  دیدم که همگی مال سینمای ژاپن‌اند، مثل «رب لوبیای شیرین» و «پنج قدم فاصله» . مجموعه «هری‌ پاتر» و سریال «چیزهای عجیب» تولید آمریکا را هم خیلی دوست داشتم اما فقط یک فیلم ایرانی دیده‌ام که مناسب نوجوان‌ها بود به ‌نام «منطقه پرواز ممنوع». فیلم ایرانی نوجوانانه خیلی کم ساخته می‌شود، همه تولیدات یا کودکانه ‌اند یا مال بزرگ سالان  و اصولا انگار بزرگ‌ترها در ایران شناختی از دنیای نوجوانانه ندارند. ببینید مثلا «هری ‌پاتر» به‌ خاطر دنیای فانتزی و استفاده از سحر و جادو برای نوجوان‌ها جالب است و بیشتر شخصیت‌ هایش همسن ‌و سال خود ما هستند یا نسخه جدید فیلم «سیندرلا» برای این خیلی طرفدار دارد که با کلیشه‌ها مبارزه می‌کند و از نگاه جنسیت‌زده دور است؛ در این فیلم، فرمانروا یک زن است و پری مهربان، یک مرد. دختر خدمتکار، منتظر شاهزاده‌ای نیست که بیاید و آینده‌اش را تغییر بدهد و خودش سرنوشتش را می‌سازد. برای همین من بیشتر فیلم‌ و سریال خارجی می‌بینم چون هم زیاد تولید می‌شوند و هم تنوع خوبی دارند. من البته غیر از سینما، عاشق مطالعه هم هستم اما فقط کتاب می‌خوانم، چون هیچ نشریه‌ نوجوانانه‌ای سراغ ندارم. در مدرسه تا دوران راهنمایی، مجله رشد می‌خواندم اما الان اصلا مجله نمی‌خوانم.
 
نه فیلم داریم، نه سریال، نه مجله!
سارا    15ساله
 از بین همه محصولات فرهنگی، تنها کتاب است که مشخصا برای مخاطب نوجوان تولید می‌شود. من دغدغه‌ها و موضوعات مورد علاقه‌ام را فقط در کتاب‌ها پیدا می‌کنم و ژانر علمی- تخیلی را از همه بیشتر دوست دارم. تا چند سال پیش مجله «همشهری ‌بچه‌ها» را می‌خواندم ولی چون مطالبش به‌ درد بچه‌های حداکثر 12ساله می‌خورد، سنم که بیشتر شد، گذاشتمش کنار. فیلم و سریال ایرانی مناسب نوجوان هم خیلی کم داریم. از خارجی‌ها، فیلم‌های «شگفتی» و «خطای ستارگان بخت ما» و سریال‌های «آن‌شرلی» و «امیلی در نیومون» را دوست داشتم. آخرین‌ بار که سینما رفتم، سه سال پیش بود؛ «منطقه پرواز ممنوع» را دیدم که به ‌نظرم فیلم خوبی بود. چند تا نوجوان، هدفی داشتند که برای رسیدن به آن تلاش می‌کردند. هم هیجان‌انگیز بود، هم آموزنده. اصولا فیلم نوجوانانه به ‌نظر من باید از علایق و مسائل مربوط به نوجوان‌ها بگوید و کارگردان و نویسنده‌اش باید با دنیای نوجوانی آشنایی کامل داشته ‌باشند؛ چیزی که خیلی کم پیدا می‌شود.
 
خلأ محصولات نوجوانانه را با جایگزین‌های نامناسب پر می‌کنیم
اشکان   16ساله
 در دنیا فیلم و سریال نوجوانانه زیاد تولید می‌شود. در ایران اما هیچ محصولی اختصاصی نوجوان‌ها نیست و بچه‌ها طبق سلیقه خودشان ازبین محصولات موجود، چیزی انتخاب می‌کنند. مثل سریال «قورباغه» که بیشتر نوجوان‌ها آن را دیدند چون هم جذابیت و هیجان داشت و هم سناریوی قوی. مشکل ما اما فقط به فیلم و سریال ختم نمی‌شود. در ایران تا دل‌تان بخواهد نشریه کودک و جوان و بزرگ سال داریم ولی نشریه اختصاصی نوجوان؟ تقریبا هیچ. نوجوان‌های علاقه‌مند به مجله، باید از بین مطبوعات موجود چیزی برای خودشان دستچین کنند. مثلا وقتی راهنمایی بودیم، یک ‌سری از بچه‌ها مجله ماشین می‌خواندند و بعضی‌ها هم مجله دانستنی‌ها را که خب هیچ ‌کدامش مخصوص نوجوان ها نیست. تازگی‌ها نشریه‌ای منتشر می‌شود که مال نوجوان‌هاست ولی درواقع هیچ سنخیتی با ما ندارد. اکثر نویسنده‌هایش در فاز روشنفکربازی و قلمبه‌ سلمبه نوشتن گم شده‌اند. موسیقی هم که خب گفتن ندارد! حالا این وسط ما جای خالی این‌ها را با چی پر می‌کنیم؟ خب البته که پای سلیقه درمیان است و هرکس سراغ چیزی می‌رود اما به‌ نظر من بیشتر جایگزین‌ها نامناسب‌ اند و فقط برای پر کردن خلأ موجود. مثلا رپ فارسی و کی‌دراما دوتا از پرطرفدارترین جایگزین‌ها هستند.
نویسنده : الهه توانا| روزنامه نگار

چگونه از فرزندمان در برابر اخبار بد محافظت کنیم؟

مدت‌هاست که اخبار درگیری، جنگ، بیماری و گرانی سرخط رسانه‌هاست و احساساتی مانند غم، ترس، خشم و اضطراب را در افراد شدت داده است. در این میان، کودکان بیش از آنچه به نظر می‌رسد تحت فشار هستند. با به کارگیری این راهکارها به آرامش فرزندانتان کمک کنید.
وقتی درگیری یا جنگ به سرفصل خبرها تبدیل می‌شود، البته اغلب به این شکل است، احساساتی مانند ترس، غم، خشم و اضطراب در افراد ایجاد می‌شود. کودکان هم که همیشه به والدین خود نگاه می‌کنند تا احساس امنیت خود را حفظ کنند، متوجه این احساسات می‌شوند. اگر نگران سلامت روحی و احساس امنیت و آرامش در فرزند خود هستید، در اینجا نکاتی را در مورد حمایت از کودکان و حفظ آرامش آنها مطرح می‌کنیم:

۱- سعی کنید متوجه شوید که آنها چه می‌دانند و چه احساسی دارند
زمان و مکانی را انتخاب کنید که بتوانید راجع به این موضوعات صحبت کنید؛ به کودکتان احساس راحتی در صحبت کردن و آزادی بیان بدهید؛ مثلا در طول خوردن غذا. سعی کنید قبل از خواب در مورد چنین موضوعاتی صحبت نکنید.
یک نقطه شروع خوب این است که از فرزندتان بپرسید که چه می‌داند و چه احساسی دارد. احتمال دارد کودک شما اطلاعاتی داشته باشد اما علاقه‌ای به صحبت در مورد آن نداشته باشند؛ برخی دیگر ممکن است در سکوت نگران باشند. در مورد بچه‌های کوچکتر، نقاشی کشیدن، داستان خواندن و کارهایی از این قبیل برای باز کردن سر صحبت بهتر است.
بچه‌ها می‌توانند اخبار را از طرق مختلف دریافت کنند، بنابراین مهم است که آنچه را می‌بینند و می‌شنوند بررسی کنید. این فرصتی است برای اطمینان دادن به آنها و تصحیح هرگونه اطلاعات نادرستی که ممکن است به صورت آنلاین، در تلویزیون، در مدرسه یا در گپ و گفت‌های دوستانه شنیده باشند.
یک جریان مداوم از تصاویر و تیترهای ناراحت کننده می‌تواند باعث شود احساس کنیم که این بحران در اطراف ما رخ داده و خیلی نزدیک است. کودکان کوچکتر ممکن است بین تصاویر روی صفحه و واقعیت شخصی خود تمایز قائل نشوند و ممکن است باور داشته باشند که در معرض خطر فوری قرار دارند، حتی اگر کیلومترها از درگیری دور باشند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است چیزهای نگران‌کننده‌ای را در رسانه‌های اجتماعی دیده باشند و از چگونگی تشدید رویدادها بترسند.
بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید.
مهم این است که نگرانی‌های آنها را کوچک نشان ندهید و نادیده نگیرید. اگر سؤالی پرسیدند که ممکن است به نظر شما زیاده‌روی باشد، مانند «آیا همه ما قرار است بمیریم؟»، به آنها اطمینان دهید که این اتفاق نمی‌افتد، سپس سعی کنید آنچه را شنیده‌اند و دلیل نگرانی آنها در مورد آن اتفاق را بپرسید.
حتما احساسات آنها را تصدیق کنید و به آنها اطمینان دهید که هر آنچه احساس می‌کنند طبیعی است. با توجه کامل به حرف‌هایشان گوش کنید و به آنها یادآوری کنید که هر زمان که بخواهند می‌توانند با شما یا بزرگسال مورد اعتماد دیگری صحبت کنند.

۲. اطلاعات بچه‌ها را آرام و متناسب با سن نگه دارید
کودکان حق دارند بدانند در دنیا چه می‌گذرد، اما بزرگسالان نیز مسئولیت دارند که آنها را از ناراحتی در امان نگه دارند. شما بهتر از هر کسی فرزندانتان را می‌شناسید. از زبان مناسب آنها استفاده کنید، واکنش‌های آنها را تماشا کنید و به سطح اضطراب آنها حساس باشید.حتی اگر خودتان نسبت به حوادثی که در حال رخ دادن است احساس غم یا نگرانی داشته باشید، طبیعی است. اما به خاطر داشته باشید که بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید. آرام صحبت کنید و مراقب زبان بدن خود، مانند حالات چهره، باشید.
به یاد داشته باشید که اشکالی ندارد اگر برای هر سؤالی پاسخ نداشته باشید. می‌توانید بگویید که باید پاسخ آن را جستجو کنید. در مورد فرزندان بزرگتر می‌توانید با هم سرچ کنید و در همین حال هم استفاده از سایت‌ها و اطلاعات معتبر را به آنها یاد دهید. توضیح دهید که برخی از اطلاعات آنلاین دقیق نیستند و یافتن منابع قابل اعتماد مهم است.

۳. حس همدردی را پرورش دهید
درگیری اغلب می‌تواند تعصب و تبعیض را به همراه داشته باشد، چه علیه یک قوم باشید چه یک کشور. وقتی با فرزندان خود صحبت می‌کنید، از برچسب‌هایی مانند «افراد بد» دوری کنید و در عوض از آن به عنوان فرصتی برای تقویت حس همدردی و ترحم استفاده کنید، مثلا در مورد خانواده‌هایی که مجبور به ترک خانه‌های خود هستند با مهربانی گفت‌وگو کنید.
حتی اگر درگیری در یک کشور دور اتفاق می افتد، می تواند معضلاتی به همراه بیاورد. بررسی کنید که فرزندانتان قلدری را تجربه نکرده و یا در آن مشارکت نداشته باشند. اگر در مدرسه به آنها توهین شده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، آنها را تشویق کنید تا به شما یا بزرگسالی که به آنها اعتماد دارند، بگویند.
به فرزندان خود یادآوری کنید که همه سزاوار امنیت در مدرسه و جامعه هستند. قلدری و تبعیض همیشه اشتباه است و هر کدام باید سهم خود را در گسترش مهربانی و حمایت از یکدیگر انجام دهیم.

۴. روی کمک کردن تمرکز کنید
برای کودکان مهم است که بدانند مردم با اعمال شجاعانه و مهربانی به یکدیگر کمک می‌کنند. داستان‌های مثبت را پیدا کنید، مانند گروه‌های داوطلب کمک و فعالیت‌های خیریه؛ احساس انجام کاری برای کمک، هر چقدر هم که کوچک باشد، اغلب می‌تواند آرامش زیادی به ارمغان بیاورد. ببینید آیا فرزندتان مایل است در انجام اقدامات داوطلبانه شرکت کند یا خیر. شاید آنها بتوانند نقاشی بکشند یا شعری برای صلح بنویسند، یا شاید شما بتوانید در جمع‌آوری کمک مالی مشارکت کنید.

۵. به گفت‌وگویتان دقت کنید
مطمئن شوید که گفت‌وگوی شما و فرزندتان در حالت ناراحتی پایان نگیرد و او را با پریشانی رها نمی‌کنید. سعی کنید سطح اضطراب آنها را با تماشای زبان بدن آنها ارزیابی کنید. دقت کنید که آیا آنها از لحن معمول خود استفاده می‌کنند و تنفس آرامی دارند؟ به آنها یادآوری کنید که برایتان مهمند و هر زمان که احساس نگرانی می‌کنند حاضرید گوش دهید و حمایت کنید.

۶. از توجه کردن به کودک غافل نشوید
همانطور که اخبار درگیری ادامه دارد، باید به بررسی وضعیت فرزندتان ادامه دهید تا ببینید وضعیت او چگونه است. چه احساسی دارد؟ آیا آنها سؤال یا چیز جدیدی دارند که مایلند در مورد آنها با شما صحبت کنند؟ اگر کودک شما نگران یا مضطرب به نظر می‌رسد، چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مراقب هرگونه تغییر در نحوه رفتار یا احساس او باشید، مانند معده درد، سردرد، کابوس یا مشکلات خواب.
کودکان واکنش‌های متفاوتی به رویدادهای نامطلوب دارند و برخی از نشانه‌های ناراحتی ممکن است چندان آشکار نباشند. کودکان کوچکتر ممکن است بیشتر از حد معمول به شما بچسبند؛ نوجوانان ممکن است غم و اندوه یا عصبانیت شدید بروز دهند. بسیاری از این واکنش‌ها فقط برای مدت کوتاهی دوام می‌آورند و واکنش‌های طبیعی به رویدادهای استرس‌زا هستند. اگر این واکنش ها برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است کودک شما به حمایت متخصص نیاز داشته باشد.
► شما می‌توانید باهم تنفس شکمی انجام دهید و به کاهش استرس کمک کنید:
۵ نفس عمیق بکشید یه این شکل که برای ۵ ثانیه نفس را از طریق بینی به داخل بکشید و ۵ ثانیه از دهان خارج کنید. در طول این تنفس شکم شما بزرگ و کوچک می‌شود.

۷. سیل اخبار را محدود کنید
مراقب باشید که فرزندانتان چقدر در معرض اخبار قرار دارند، کودکان کوچکتر را از دیدن صحنه‌های ناراحت کننده و خشن دور کنید. با بچه‌های بزرگتر، در مورد اینکه چقدر زمان صرف اخبار می‌کنند و به چه منابع خبری اعتماد دارند صحبت کنید. تا حد امکان سعی کنید حواس‌پرتی‌های مثبتی مانند بازی کردن یا پیاده‌روی با هم ایجاد کنید. قبل از خواب برای بچه‌های کوچکتر قصه‌های آرام و شاد بخوانید.

۸. مراقب خودت باش
اگر شما در مدیریت استرس و اضطراب خود موفق باشید، می‌توانید بهتر به فرزندانتان کمک کنید. کودکان واکنش شما به اخبار را متوجه خواهند شد، بنابراین به آنها کمک می‌کند تا بدانند شما آرام هستید و اوضاع را تحت کنترل دارید.
اگر احساس اضطراب یا ناراحتی می‌کنید، برای خود وقت بگذارید و با سایر اعضای خانواده، دوستان و افراد مورد اعتماد تماس بگیرید. سعی کنید به جای اینکه دائما آنلاین باشید، زمان‌های مشخصی را در طول روز برای دنبال کردن اخبار مشخص کنید و تا جایی که می‌توانید، برای انجام کارهایی که به شما کمک می‌کند آرامش داشته باشید، وقت بگذارید.

8 عاملی که رابطه شما و خانواده همسرتان را شکرآب می کند

ازدواج دختر و پسر تنها پیوند ۲ نفر نیست بلکه پیوند ۲ خانواده است؛ یعنی پدر و مادر ما چنان در ما درونی شده اند و پدر و مادر همسرمان چنان در او درونی شده اند که انگار ۲ خانواده با هم ازدواج می کنند، نه یک نفر با یک نفر. خانواده مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت هستند که گاهی می تواند پایه به وجود آمدن مشکلات ارتباطی با خانواده همسر باشد. در ادامه به رایج ترین عواملی که باعث اختلاف با خانواده همسر می شود، اشاره می کنیم. امیدواریم با آگاهی از آن ها از رابطه دلنشینی با خانواده همسرتان برخوردار شوید.

برداشت های اشتباه به دلیل باورهای غیرمنطقی

برخی افراد هنوز بر اساس شنیده ها و دیده ها یا قالب های فکری و باورهای قدیمی شان، نگاه متعصبانه و سوگیرانه ای نسبت به اقوام همسرشان دارند و رابطه خود با آنان را بسان کارد و پنیری می بینند که هرگز صحیح نیست کنار هم قرار گیرند. رابطه نه چندان شیرین مادرشوهر و عروس ، داماد و پدرزن یا باجناق ها و جاری ها داستانی قدیمی است که موجب حساسیت برخی افراد شده و موجب تیرگی روابط آنان می شود. این ذهنیت های از پیش تعیین شده را از بین ببرید و افراد را براساس شخصیت و عملکردشان قضاوت کنید.

مدیریت نادرست در معرفی خانواده به همسر

سامان دادن رابطه های 2 خانواده با عضوهای جدید که همان عروس و داماد هستند، بی هیچ تردیدی به عهده پسر و دختر جوان خانواده هاست، اما گاهی پسران و دختران از سر ناآگاهی و بی تجربگی و گاه به تقلید از سبک زندگی دیگران یا تحت تاثیر گفته ها و شنیده هایشان، سعی می کنند از همان روز اول گربه را دم حجله بکشند تنها با این گمان اشتباه که شاید امنیت زندگی مشترکشان را تضمین کنند. به همین دلیل با همسرشان بحث می کنند و برای تکمیل شناخت وی از اعضای خانواده شان شروع به ذکر وقایع و حقایقی می کنند که شاید بیان آن ها و دانستن آن ها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده شان آشنا می کنند. همچنین ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی شود که چندان مناسب و مساعد نیست.

وابستگی های شدید به خانواده

وابستگی های افراطی فکری، عاطفی و مالی به خانواده، معمولا مشکلات عجیب و غریبی را در برخورد با خانواده همسر به وجود می آورد. وابستگی یک یا هر 2 طرف به خانواده هایشان مشکل ساز است و باعث می شود 2 طرف به بیراه بروند و به جای سر و سامان دادن به خانواده خود، برای برقراری رابطه با خانواده هایشان با یکدیگر رقابت کنند.

نپذیرفتن فرهنگ متفاوت همسر

هر خانواده ای با روش خاص خود، قوانین منحصر به فرد، شیوه های تربیتی و شیوه های مقابله ای ویژه در برخورد با مشکلات عمل می کند. طبیعی است وقتی اعضای 2 خانواده ای که قوانین شان با هم متفاوت است، بخواهند با هم وصلت کنند مشکلاتی ایجاد شود؛ برای مثال بی تردید تلاقی خانواده ای که در آن حمایت و پشتیبانی در نهایت است و خانواده ای دیگر که استقلال و فردگرایی در آن بسیار مورد تاکید است، باعث مشکلاتی می شود که دامن هر 3 خانواده را می گیرد. در قدم اول برای جلوگیری از ایجاد اختلاف با خانواده همسر، زوج های جوان باید این تفاوت فرهنگ ها را بپذیرند.

پرتوقعی از خانواده همسر

اگر توقع دارید مادر همسرتان به هنگام رفتن شما به محل کار از فرزندانتان نگهداری کند، اگر توقع دارید پدر همسرتان همیشه به فکر وضعیت مالی زندگی شما باشد یا اگر خواهان آن هستید که خانواده همسرتان همیشه مطیع و فرمان بر خواسته های شما باشند و… باید بگوییم این راه که می روید به ترکستان است! پرتوقعی و انتظارات رنگارنگ بی پایان عروس و داماد از خانواده های همسر یا خانواده ها از عروس و داماد، مانعی بزرگ بر سر راه روابط سالم و مثبت است. پرتوقعی چیزی نیست جز سوءاستفاده از محبت و لطف دیگران. با توقعات نابجا، دیگران را مجبور می کنیم یا به توقعات نابجای، ما پاسخ دهند یا قطع رابطه و محبت و صمیمیت کنند، در این صورت، هیچ گاه حالت سومی را برای خود و دیگران باقی نمی گذاریم.

انتقادهای پی در پی و بی موقع

انتقادهای نابجا و نابخردانه یا بدکلامی از جمله رفتارهای نامطلوبی است که مانند سم مهلکی عمل می کند و باعث کدورت، ناراحتی و دل چرکینی می شود. انتقادی که امیدی به پذیرش و برخورد مناسب و درست با آن نیست مطرح شدنش چه سودی دارد؟! حرف های خیرخواهانه بی موقع یا از سر دلخوری و کینه همیشه آسیب زاست مگر آن که به قصد تلنگر زدن به دیگری استفاده شود که آن هم زمان و مکان خاصی برای بیان دارد.

توهین به خانواده همسر

معمولا هر فردی همسرش را فردی مستقل از خانواده اش می بیند، اما این در حالی است که او به دلیل سال ها زندگی با خانواده اش نمی تواند منکر رابطه عمیق عاطفی و حساسیت خود نسبت به آن ها شود به همین دلیل با مشاهده کوچک ترین انتقادی راجع به خانواده اش برافروخته می شود و واکنش نشان می دهد چراکه اعتراض همسر، گله و شکایت و انتقاد از عامل شکل گیری شخصیت فرد معنا می شود که تحمل این واقعیت را برای او سخت و دشوار می کند.

تحمل کردن کینه های پنهان

کینه های پنهان یکی از مهم ترین عوامل در تیرگی روابط است. اگر کینه ها را ریشه یابی کنیم قطعا متوجه عقده ها، حسادت ها و حقارت هایی از درونمان می شویم که به گونه ای کاملا ناهوشیار، رفتار و کلاممان را هدایت می کنند. اگر ما از درون از چیزی رنج نبریم یا آن که از کودکی احساسات یا ادراکات منفی و دردناکی نسبت به خود نداشته باشیم، هرگز از حرف و عمل دیگران هر چند تحقیرآمیز و ناراحت کننده، آنقدر رنجیده خاطر نمی شویم که دچار کینه توزی شویم. اعتماد به نفس پایین و خودپنداره منفی عامل اصلی کینه ورزی است.
نویسنده: رضا آذریان ، کارشناس ارشد مشاوره

3 داستان‌واقعی از عاقبت مراجعه به روان‌شناس‌نماها

سازمان نظام روان شناسی کشور سومین فهرست افراد «غیر روان‌شناس فاقد مجوز» را منتشر کرد؛ چرا نباید به افراد مراجعه کرد؟
 مشکلات و سختی‌های متعددی که افراد با آن‌ها در این دوره و زمانه دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، باعث شده تا اختلال‌های روانی در کمین همه ما باشد. عکس‌العمل بعضی از ما برای درمان این اختلالات، مراجعه به روان‌شناس است اما اگر در انتخاب مشاور دقت نکنیم، مشکل‌مان آسیب‌زاتر خواهد شد. به‌تازگی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور، سومین فهرست افراد «غیر روان‌شناس فاقد مجوز» را منتشر کرده و گفته: «هدف‌مان اطلاع‌رسانی بود. سه سال شب و روز زحمت کشیدیم برای احصای این اسامی و به این افراد زنگ زدیم تا به آن‌ها اطلاع دهیم فعالیت آن‌ها غیرقانونی است. برخی جواب نمی‌دادند و به سازمان نمی‌آمدند.»(منبع خبر: بیا نی نی). در این مطلب، می‌خواهم تجربه خودم به‌عنوان یک مشاور از عاقبت تلخ 3 مراجعه‌ام از مشورت‌کردن با روان شناس‌نماها را بگویم که برای من تعریف کردند.

1   از خودکشی تا طلاق، به جای درمان
خانم به تازگی مادرش را از دست داده و بسیار غمگین بود. مشکلاتش با شوهرش هم که از گذشته وجود داشت، پس از فوت مادر بیشتر شده بود و چند بار تصمیم به جدایی گرفتند و به دلیل همین ناسازگاری‌ها، فرزندش دچار مشکلات فکری و روحی و بیماری ام‌اس شد. در این بین، خانم به سایت و صفحه یک روان‌شناس‌نما مراجعه می‌کند. روان‌شناس‌نما می‌گوید: «خوبی‌های زندگی‌ات را ببین، به زیبایی‌های زندگی‌ات توجه کن، با خودت بگو چه خوب که حال من خوب است و فرزندم بیماری بدتری نگرفته، هر روز با خودت تکرار کن، من خوبم، حالم خوب است، من خوشبختم و. … » اما آیا این جملات، حال او را خوب می‌کند یا حتی اگر حس خوبی به او بدهد، تنها سرپوشی لحظه‌ای بر زخم‌های زندگی‌اش است بدون این که به اصل مشکل و راه‌حل آن توجه کرده باشد؟ این خانم حالا از شوهرش جدا شده، دارای مشکلات روانی بسیاری است، چند بار تصمیم به خودکشی گرفته و علاقه‌ای به دیدن و نگهداری از فرزندش هم ندارد.
مشاور متعهد برای او چه می‌کرد؟
 این خانم اگر به یک مشاور خانواده یا یک روان‌شناس متعهد و بامجوز مراجعه می‌کرد، به او کمک می‌شد تا ابتدا با غم از دست دادن مادرش کنار بیاید و آن را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرد و تلاش کند تا خودش را آرام کند. بعد از آن مشکلاتش با همسرش را در کنار یکدیگر مطرح و تلاش کنند تا مشکلات را حل کنند و زندگی آرامی داشته باشند. همچنین مشاور به او کمک می‌کرد تا رفتار صحیح با فرزندش را آموزش ببیند و مهارت‌های فرزند پروری و رفتار با کودک بیمار را در خود تقویت کند.
2   دربه در به دنبال کشتن شوهر!
خانم دو فرزند 4 و 6 ساله دارد و به‌تازگی متوجه خیانت همسرش شده است و دعوای مفصلی داشته اما همسر پشیمان است و آن اتفاق را اشتباهی می‌داند که از روی غفلت مرتکب شده و می‌خواهد جبران کند. او به یک روان‌شناس‌نمای مجازی مراجعه کرده و به او می‌گوید: «اگر همسرت در زندگی به شخص دیگری فکر کرد ارزش و لیاقت تو را ندارد، تو ارزشت بالاتر از این است که خودت را فدای شخص بی‌لیاقتی کنی، پس ترکش کن و از رابطه بیرون برو.» اما آن شخص به سرنوشت دو بچه کوچک هم فکر کرده؟ به آینده یک زن تنها و شکست خورده و این که آیا ترک‌کردن نشان‌دهنده ارزشمند شدن است؟ حالا این زن، بعد از طلاق، مشکلات زیادی دارد، پشیمان شده، بچه‌هایش هم پیش پدرشان رفتند، دچار توهم شده و برای آرام شدن فقط به کشتن شوهرش فکر می‌کند.
مشاور متعهد برای او چه می‌کرد؟
اگر خانم به یک مشاور مجوزدار مراجعه می‌کرد به او کمک می‌کرد که ضعف‌ها و کاستی‌هایی را که در زندگی داشتند شناسایی کنند و در صدد حل آن باشند. اگر خانم یا آقا مشکل شخصیتی و ضعف روحی و روانی داشتند، کمک می‌کرد تا سلامت روان پیدا کند و رابطه‌شان را بهتر از قبل کنند. بعد از آن به خانم کمک می‌کرد تا آرام‌آرام همسرش را که پشیمان هم شده بود، ببخشد و از اول شروع کنند. …
3   دمیدن در آتش وسواس فکری!
خانم مبتلا به وسواس فکری است. مرتب در ذهنش بدترین اتفاقات را درباره همسر و فرزندانش تصور می‌کند. وقتی از خانه بیرون می‌روند، فکر می‌کند هر لحظه ممکن است تصادف کنند یا ربوده شوند یا اتفاق دیگری بیفتد، از مرگ و از دست دادن فرزندانش می‌ترسد و صحنه مرگ آن‌ها مدام جلوی چشم‌اش می‌آید. او بعد از مراجعه به روان شناس‌نمای معروف، چنین توصیه‌هایی را می‌شنود: «آن چه که در ذهنت می‌بافی، باور تو و دنیای بیرونی تو را شکل می‌دهد پس اگر به چیزی فکر کنی، آن را تصور کنی و. .. حتما اتفاق می‌افتد.» حالا این خانم علاوه بر وسواس فکری، اضطراب و نگرانی دو چندانی هم پیدا کرده است و یک لحظه آرامش ندارد و در آستانه طلاق از شوهرش است.
 مشاور متعهد برای او چه می‌کرد؟
 این خانم اگر به یک روان شناس یا مشاور مراجعه می‌کرد، به او کمک می‌شد که ریشه مشکل‌اش را در گذشته و در اتفاقات زندگی بشناسد و با آن روبه‌رو شود و حل کند. پس از آن او را متوجه می‌کرد که آن چیزی که در ذهنت تصور می‌کنی، قرار نیست اتفاق بیفتد و این‌ها تنها تصورات ذهنی توست و از ذهن ناآرامت بیرون می‌آید نه واقعیت بیرونی.

نویسنده : سیده زهرا جلیلی هاشمی | روان شناس
 

تمام مسئولیت های خانه روی دوش من است، چه کنم؟

 زنی 31 ساله هستم. 13 سال است که خانه دارم. یک دختر شش ساله دارم. شوهرم سر کار نمی رود. همیشه در خانه است. تمام مسئولیت خانه روی دوش من است. اجاره خانه، مخارج دخترم و مخارج خانه هم همین طور. به نظر شما چه باید بکنم؟ راهی به من نشان دهید.

پاسخ مشاور

تجربه احساس تنها ماندن در مسئولیت های زندگی مشترک، تجربه ناخوشایندی است. مسئولیت پذیری یکی از عوامل اصلی تعیین کننده آمادگی برای ازدواج است. در سوالتان اشاره نکرده اید که آیا همسرتان از ابتدای ازدواج این مشکل را داشته است، یا به تازگی درگیر این موضوع شده است. بیکاری می تواند عوامل متعددی داشته باشد. برخی از این عوامل مانند شرایط اقتصادی جامعه مستقیما توسط فرد ایجاد یا تشدید نمی شوند، اما عاملی که می تواند تا حد زیادی مسائل غیر قابل پیش بینی مانند شرایط اقتصادی را پوشش بدهد، ویژگی مسئولیت پذیری در افراد است. اگر مسئولیت پذیری مردی از ابتدا کمتر از حدی باشد که او را برای ازدواج آماده کند، ازدواج با وی، پرخطر و پر چالش محسوب می شود. اما مسئله ای که مسئولیت پذیری پایین یکی از زوجین را تشدید می کند، مسئولیت پذیری بالای فرد مقابل، عجول بودن و سختگیری وی در انجام کارهاست. این عوامل باعث می شود همان میزان پایین مسئولیت پذیری هم از بین برود و فرد با تکیه بر قدرت، مهارت و توان همسرش از انجام امور مربوط به نقش خود طفره برود و این مسئولیت ها را به همسرش بسپارد. بدیهی است عادات رفتاری مانند ایراد گرفتن، انتقاد کردن، غر زدن و …. این شرایط را دشوارتر می کند، چون فردی که مسئولیت پذیری پایینی دارد در مواجهه با انتقادهای بی‌موقع و ایرادگیری پیاپی، از انجام کارها صرف نظر می کند. فرد انتقادگر در پی این است که با انتقاد یا ایراد گرفتن های خود، رفتار همسرش را اصلاح کند، غافل از این که چنین رفتارهایی کاملا نتیجه عکس می دهد. «پذیرش»؛ شاه کلیدی است که می تواند قفل بسته مشکلات زندگی زناشویی از این قبیل را باز کند. اما توجه داشته باشیم پذیرش به معنای تحمل کردن، تسلیم شدن و سلطه پذیری نیست. پذیرش یعنی پذیرفتن این موضوع که همسری که با او زندگی می کنم به این میزان تا حد ایده آل یا لازم برای ازدواج فاصله دارد؛ بنابراین رویاهایی که در زمان مجردی در این زمینه داشته ام به زودی قابل تحقق نیستند و مسئولیت این موضوع نه فقط با همسر بلکه با خود من نیز هست؛ چون این فرد را برای ازدواج انتخاب کرده ام. پذیرش سهم خویش در یک مسئله به معنای سرزنش خود نیز نیست. به این معناست که لازم است کار موثری انجام دهم. همان طور که اشاره شد ویژگی شخصیتی مثل مسئولیت پذیری پایین با انتقادهای بی موقع، ایراد گیری، غر زدن و مقایسه با دیگران بهبود نمی یابد. ایراد گرفتن از بی مسئولیتی همسر و انتظار بهبود وی، مانند این است که از قد کوتاه کسی ایراد بگیرید و توقع داشته باشید با این کار قد او بلندتر شود. برای بهبود ویژگی های شخصیتی، لازم است صبور بود به این معنا که انتظار نتایج خارق العاده در زمان کوتاه را نداشت. محول کردن مسئولیت های کوچک به همسری که مسئولیت پذیری پایینی دارد و تشویق وی در انجام آن کار ساده‌ای است که می تواند او را به پذیرش مسئولیت های بزرگ تر سوق دهد. زوج هایی که صاحب فرزند هستند لازم است بیش از دیگران روی رفتارهای خود نظارت داشته باشند. چرا که فرزندان روش های مقابله با استرس و مشکلات را از رفتارهای والدین می آموزند. پذیرش و انجام رفتار موثر چیزهایی نیست که بتوان با نصیحت کردن، آن ها را به فرزندان آموخت. فرزندان ما این رفتارها را که عامل موفقیت آنان در زندگی شان است، از رفتارهای ما به هنگام مواجهه با مشکلات می آموزند. فرزندی که شاهد بی مسئولیتی پدر و غرزدن ها و ایرادگیری های پی در پی مادر و یا تحمل و خودخوری و بیمار شدن وی است، می آموزد یا مانند پدر، مسئولیت های شخصی خویش را به عهده دیگران بگذارد و یا مانند مادر رفتارهای غیرموثر و مخرب انجام دهد.

بعد از کتک زدن فرزندانم پشیمان می شوم

2 پسر دارم. چند سالی است که همسرم فوت کرده و نمی توانم ارتباط خوبی با فرزندانم برقرار کنم. خیلی سرشان داد می زنم و گاهی کتک شان می‌زنم ولی بلافاصله پشیمان می شوم. نمی دانم باید چه کار کنم، دیگر خسته شده ام.

پاسخ مشاور

متاسفانه به سن فرزندان تان اشاره ای نکرده اید؛ ولی آن طور که به نظر می رسد باید کمتر از 12 سال داشته باشند که کتک شان می زنید. این رفتار یعنی کتک زدن فرزندان تان می تواند تاثیر بدی در تربیت آنان به جا گذارد مخصوصا این که آنان یاد می گیرند که می توانند بعدها دیگران را کتک بزنند. همچنین عزت نفسشان به شدت کاهش پیدا می کند و احتمال رفتارهای ضداجتماعی در پسران و افسردگی در دختران را در آینده افزایش می دهد. به طور کلی کتک زدن نشان دهنده عصبانیت شماست که توانایی کنترل احساسات منفی خود را ندارید. امروزه جایگزین های بسیار بهتری برای تنبیه فیزیکی وجود دارد. پیشنهاد می کنم به نکاتی که در ادامه مطرح می شود، توجه فرمایید. کنترل احساسات ناخوشایند بعد از فوت همسر به دلیل فوت همسرتان، درحال حاضر احساسات ناخوشایندی را تجربه می کنید. داشتن هیجانات منفی می تواند رفتارتان را با فرزندانتان به شدت تحت تاثیر قرار دهد و شما شرایط سختی را تحمل کنید. بهتر است در رابطه با کنترل هیجاناتتان صبر و حوصله بیشتری به خرج دهید. این مسئله تا حدودی ذهنی است یعنی باید این گونه فکر کنید که فرزندانتان کم سن و سال هستند و تا حدودی طبیعی است که تحمل رفتار آن ها سخت باشد. از طرفی شما نیز چون به تنهایی قرار است آن ها را تربیت کنید، مسئولیت دشوارتری در پیش دارید. از تکنیک زمان کیفی بهره ببرید برای داشتن ارتباط بهتر با فرزندانتان می توانید از تکنیک «زمان کیفی» بهره ببرید به این طریق که در طول شبانه روز زمانی حدود یک ربع تا نیم ساعت به فعالیت مورد علاقه آنان بپردازید مانند: نقاشی کشیدن، تماشای برنامه مورد علاقه آن ها، کتاب خواندن، بازی کردن یا هر فعالیتی که دوست دارند. برای هرکدام زمان جداگانه ای اختصاص دهید، تا باعث حسادت هیچ کدام نشود. تلفن تان را خاموش کنیدو تمام توجه تان به فرزندتان باشد. دقت کنید که مدت زمان «زمان کیفی» خیلی مهم نیست بلکه کیفیت آن که شامل تمام توجه شما می شود مهم است. احساسات تان را کلامی و غیر کلامی نشان دهید از تکنیک بیان احساس استفاده کنید: بیان احساس می تواند هم کلامی و هم غیرکلامی باشد. بیان احساس کلامی گفتن جملاتی مانند: «دوستت دارم»، «به داشتن فرزندی چون تو افتخار می کنم»، «دلم برایت تنگ شده بود» و… می شود و بیان غیر کلامی مانند: لبخند زدن، چشمک زدن، دست تکان دادن، نوازش کردن، در آغوش کشیدن و. .. است. این روش ها کمک می کند ارتباط شما با فرزندانتان بهبود یابد و آن ها به حرف شما بیشتر توجه کنند یعنی شما به فرد مهمی در زندگی آنان تبدیل می شوید. وقتی ارتباط تان بهتر شد در گام بعدی می توانید رفتارهای مثبت آنان را تشویق و به آن توجه کنید.