تاثیر ویژگی های ظاهری در ازدواج

حامی هنر زندگی/ ویژگی های ظاهری در تصمیم به ازدواج تا چه میزان اثرگذار هستند؟ شما در انتخاب همسر مناسب خود چقدر به ویژگی های ظاهری او اهمیت می‌دهید؟ ازدواج تصمیمی شخصی است و معیارهای هرکس برای این تصمیم با دیگران متفاوت می‌باشد. برخی از افراد نسبت به دیگران، برای زیبایی و ویژگی های ظاهری اهمیت بیشتری قائل هستند. گاهی اوقات برای افراد این سوال پیش می‌آید که در تصمیم خود به ازدواج  چقدر باید به ویژگی های ظاهری طرف مقابل اهمیت بدهند و آیا این ویژگی‌ها می‌تواند در کیفیت و دوام ازدواج آن‌ها تاثیر گذار باشد یا خیر. با آگاهی از تاثیر ویژگی های ظاهری در ازدواج و کمک گرفتن از یک روانشناس، می‌توانید با اطمینان بیشتری در این زمینه تصمیم‌گیری نمایید.
زیبایی و جذابیت‌های ظاهری معمولا در شروع یک رابطه نقش پررنگ‌تری برای افراد دارند. ویژگی های ظاهری مطلوب در آغاز یک رابطه باعث می‌شوند که شما به سایر ویژگی‌های فرد مقابل نیز توجه کنید. در حقیقت می‌توان گفت ظاهر از جمله مولفه‌های ابتدایی در برقراری ارتباط بین دو جنس محسوب می‌شود.
اما آیا آنقدری که این مساله در جذب افراد به یکدیگر تاثیرگذار است، در دوام آن رابطه نیز تاثیر می‌گذارد؟ جواب این است که همیشه این طور نیست. شما برای این که در یک رابطه رضایت بخش قرار بگیرید و بتوانید این رابطه را برای مدت طولانی حفظ کنید، نیازمند این هستید که به حد متوسطی از ملاک‌ها و معیارهایی که از لحاظ ظاهری برای شما اهمیت دارند، توجه کنید.
این حد متوسط، رضایتی کلی برای شما ایجاد می‌کند اما به آن معنا نیست که  در طولانی مدت، زیباییِ بیشتر فرد مورد نظر شما دوام بیشتر رابطه را  نیز تضمین می‌کند. بلکه طبق پژوهش‌های انجام شده در این زمینه، با گذشت زمان ویژگی‌های شخصیتی، سبک‌های رفتاری، مهارت‌های ارتباطی و مهارت‌های سازگاری در دوام یک ازدواج نقش مهم‌تری ایفا می‌کنند. در نتیجه ظاهر مساله‌ای است که در میزان رضایت کلی شما تاثیر می‌گذارد و بی توجهی به ملاک‌هایتان در این باره می‌تواند کیفیت زندگی شما را تا حدی تحت تاثیر قرار دهد اما در دراز مدت عوامل مهم‌تری در این زمینه شروع به ایفای نقش و تاثیر گذاری می‌کنند.

ویژگی های ظاهری | تاثیر نارضایتی بر کیفیت زندگی
از آن جایی که علاقه مندی به زیبایی ظاهری معمولا در تمایلات جنسی افراد تاثیر می‌گذارد، نارضایتی از ویژگی های ظاهری می‌تواند به کاهش تمایل جنسی نسبت به همسر بیانجامد. کاهش تمایلات جنسی و تجربه نارضایتمندانه از رابطه جنسی به مرور زمان بر کیفیت زندگی زوجین تاثیر بسیاری خواهد گذاشت. به همین خاطر ظاهر می‌تواند نقش مهمی در زندگی برخی افراد ایفا کند. 
پس لازم است که افراد پیش از ازدواج ملاک‌های خود را برای انتخاب همسر ایده‌آل به طور کاملا واضح برای خود تعریف کنند و به این شناخت از خود برسند که زیبایی برایشان شامل چه ویژگی‌هایی می‌شود. در حقیقت بسیاری از افراد به خاطر کمبود مهارت خودآگاهی و عدم شناخت کافی از ملاک‌ها و معیارهای مورد علاقه خود دست به انتخاب‌های نادرستی می‌زنند که در آینده نسبت به آن احساس رضایت کافی نمی‌کنند. حتی گاه اختلاف قد در ازدواج نیز عاملی مهم تلقی می‌شود.
اگر در مورد ظاهر طرف مقابل‌تان تردید دارید، با کمک گرفتن از مشاوره قبل از ازدواج می‌توانید به شناخت بهتری نسبت به ملاک‌های مهم خود دست پیدا کنید و احتمال انتخاب اشتباه را کاهش دهید. برای کسب اطلاعات در زمینه ازدواج با ترنس کلیک کنید.

نکاتی که در زمینه ظاهر همسر باید به آن توجه کنید
متخصصان مشاوره ازدواج معمولا در مبحث ویژگی های ظاهری به چند نکته طلایی اشاره می‌کنند که باید برای ازدواج خود آن‌ها را در نظر داشته باشید. در ادامه به 3 نکته از ویژگی های ظاهری همسر اشاره کرده‌ایم:

1- زیبایی مفهومی نسبی است
زیبایی امری مطلق نیست که همه افراد درباره آن اتفاق نظر داشته باشند. در نتیجه هنگامی که می‌خواهید برای ازدواج تصمیم بگیرید، سعی کنید که ملاک‌های خودتان را بشناسید. آنچه که برای دیگران اهمیت دارد ممکن است از نظر شما چندان مهم نباشد یا تاثیری در تمایل شما به فرد مورد نظرتان نداشته باشد. دیدگاه و نظر هرکس در مورد زیبایی می‌تواند منحصر به فرد باشد.

2- ویژگی های ظاهری | ظاهر همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید
می‌گویند قیاس کردن کار اشتباهی است. مقایسه، چه در مورد ویژگی های ظاهری و چه ویژگی‌های رفتاری تاثیر مخربی بر فرد مقابل خواهد گذاشت. چرا که اعتماد به نفس او را هدف قرار می‌دهد و در نهایت به ارتباط عاطفی بین شما و همسرتان آسیب زیادی وارد می‌کند.

3- نسبت به سایر ویژگی های همسرتان شناخت کسب کنید
هنگامی که انسان نسبت به ویژگی‌های رفتاری و شخصیتی فرد مقابل خود به شناخت بیشتری دست می‌یابد، نکات مثبت بیشتری در مورد او کشف می‌کند. هر چقدر که ویژگی‌های مثبت فرد بیشتر باشد و شما شناخت بیشتری درباره او داشته باشید، اهمیت ظاهر برای شما کم رنگ‌تر خواهد شد. به همین خاطر تلاش کنید در کنار ویژگی های ظاهری، به شناخت جامعی از فرد مورد نظر خود دست یابید. توجه به این ویژگی در دوام و کیفیت رابطه شما تاثیر بیشتری خواهد داشت.

تاثیر خدمات روانشناسی بر ازدواج موفق
همانطور که گفته شد ویژگی های ظاهری در ازدواج اهمیت زیادی دارند اما تنها معیار نیز نیستند و اهمیت دادن بیش از حد به آن، باعث می‌شود که از توجه به سایر ابعاد اساسی ازدواج غفلت کنید. به همین دلیل توصیه می‌شود که از یک روانشناس کمک بگیرید تا علاوه بر ویژگی های ظاهری، سایر ویژگی‌ها را نیز با یکدیگر بررسی نمایید. 

ازدواج با دختر فقیر منطقی است یا نه؟

ازدواج با دختر فقیر منطقی است یا نه؟

حامی هنر زندگی/ آیا ازدواج با دختر فقیر می‌تواند به ایجاد مشکلاتی در زندگی مشترک بیانجامد؟ این مشکلات تا چه حد دوام زندگی مشترک را تهدید خواهند کرد؟ بیشتر کارشناسان بر وجود شرایط هم سطح فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در ازدواج تاکید می‌کنند. چرا که تفاوت موجود بین طرفین، منجر به تعارض‌ها و اختلاف نظرهای زیادی می‌شود که قدرت سازگاری زوجین و خانواده‌ها را پایین می‌آورد. با آگاهی از مشکلات موجود و کمک گرفتن از روانشناس می‌توانید بهترین تصمیم را بگیرید و ازدواج موفقی با دختر مورد علاقه خود داشته باشید. در ادامه به نکات مهم ازدواج با دختر فقیر می‌پردازیم
ازدواج با دختر فقیر : چند نکته مهم 
در صورتی که قصد ازدواج با دختری فقیر را دارید برای آنکه بتوانید چالش‌ها و مشکلات آینده را به حداقل برسانید. باید شناخت کاملی از یکدیگر داشته باشید چرا که ممکن است شما جزو افرادی که برای ازدواج باهم مناسب نیستند قرار بگیرید.  توجه به برخی نکات ضرورت دارد که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد.

۱- ازدواج با دختر فقیر و پیش بینی مشکلات 
نکته مهم این است که بی گدار به آب نزنید؛ چون این نوع ازدواج ممکن است تبعاتی داشته باشد. واقع‌بین باشید و مشکلاتی که بر سر راه شما قرار خواهند گرفت را در نظر گرفته و ببینید چه راه حل‌هایی برای آن‌ها می‌توانید پیش بینی کنید. آیا توانایی‌ها و منابع کافی برای برطرف کردن این مشکلات را دارید یا نه ؟ آیا هردو شما مهارت های لازم برای ازدواج موفق را کسب کرده‌اید؟ 

۲- به تفاوت های فرهنگی دقت کنید
بهرحال اختلاف طبقاتی در ازدواج مسأله مهمی است. آنچه که بیش از تفاوت سطح اقتصادی، ازدواج موفق را تهدید می‌کند تفاوت سطح فرهنگی است. معمولا افرادی که از نظر اقتصادی شرایط متفاوتی دارند اوضاع فرهنگی آن‌ها نیز مشابه یکدیگر نیست. این عدم تشابه فرهنگی مشکلات و معضلات زیادی را برای زوجین ایجاد خواهد کرد. زیرا فرهنگ مقوله‌ای است که سبک زندگی افراد را تعیین می‌کند. زن و مردی با سبک زندگی کاملا متفاوت معمولا نمی‌توانند با یکدیگر و با خانواده‌های هم تعامل مثبتی داشته باشند. به همین دلیل پیش از ازدواج با دختر فقیر تلاش کنید تا در مورد وضعیت فرهنگی خانواده دختر مورد نظر خود و میزان تشابهات آن‌ها با خانواده خود شناخت بیشتری کسب کنید. به دست آوردن اطلاعات از آداب، رسوم و سبک زندگی کمک بسیاری در این زمینه به شما خواهد کرد.

۳- سطح توقعات خود و خانواده را در نظر بگیرید
اول از همه باید خود و خانواده خودتان را خوب بشناسید و بدانید دختر خوب برای ازدواج از نظر شما کیست. اگر قرار است که با فردی ازدواج کنید که وضعیت مالی پایین‌تری نسبت به شما دارد، برای اینکه در زندگی مشترک به مشکل برنخورید باید بتوانید مهارت سازگاری خود را افزایش دهید و سطح توقعات خود و خانواده‌تان را مورد تجدید نظر قرار دهید. اگر شما یا خانواده‌تان سطح توقعات بالایی دارید که می‌دانید خانواده دختر قادر به برآورده کردن آن‌ها نیست، باید تلاش کنید این توقعات را تعدیل نمایید.
گرچه این امر همیشه آسان نیست. چون ممکن است بتوانید انتظارات و توقعات خود را پایین بیاورید اما این را در نظر بگیرید که احتمال دارد خانواده شما نتوانند این کار را انجام دهند. برآورده نشدن انتظارات معمول از طرف خانواده عروس نه تنها منجر به نارضایتی خانواده شما خوهد شد بلکه فشار بسیاری را به خانواده دختر تحمیل خواهد کرد. همه این موارد تعارضات زیادی را رقم می‌زند که به زندگی آینده شما آسیب خواهد زد و به همین دلیل ازدواج با دختر فقیر باید به خوبی مورد بررسی قرار گیرد. 

ازدواج با دختر فقیر چقدر عملی است؟
ازدواج تصمیم مهمی در زندگی هر فردی است که مسیر زندگی آینده او را تا حد زیادی تعیین می‌کند. در زندگی مشترک، همه زوجین چالش‌ها و اختلاف نظرهای زیادی را تجربه می‌کنند اما این که چقدر این اختلافات کیفیت و دوام زندگی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، به مهارت‌های سازگاری و توانایی حل مساله در آن‌ها بستگی دارد. اگر قصد ازدواج با دختری فقیر را دارید، بهتر است از مشاوره ازدواج کمک بگیرید. برای یک ازدواج موفق و با چالش کمتر، باید تلاش کنید تا در انتخاب همسر تان نحوه تعامل او با خانواده خود را نیز در نظر بگیرید. 
در عین حال اختلافات در ازدواج و خانواده‌ها برای خیلی از زوجین وجود دارد اما انعطاف پذیری و قدرت سازگاری طرفین کیفیت ازدواج را تعیین می‌کند. برای آنکه بتوانید برای ازدواج خود بهترین تصمیم را بگیرید نیاز به شناخت درست از فرد مورد نظر و افزایش خودآگاهی درباره ملاک‌ها و توانایی‌های خود دارید. به این منظور مشاوره پش از ازدواج کمک بسیار زیادی به شما خواهد کرد تا بتوانید بهترین تصمیم را در زمینه ازدواج با دختر فقیر و برای آینده خود بگیرید. 

تفاوت سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟

تفاوت سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟

کودکت/ اختلاف سنی در ازدواج یکی از معیارهایی است که زن و مرد باید در زمان شروع رابطه به آن توجه کنند. تعیین اختلاف سنی مناسب میان زن و مرد در ازدواج، در اکثر مواقع از باورهای فرهنگی و اعتقادی نشات می‌گیرد. گاهی اوقات در خانواده‌ها اعتقاد بر این است که هر چه سن مرد بیشتر باشد، ثبات در زندگی زوجین بیشتر خواهد بود. در بررسی موضوع ازدواج، از مولفه‌های تاثیرگذار می‌توان به رشد روانشناختی، شناخت پیش از ازدواج و تشابهات شخصیتی اشاره کرد. همسو بودن این عوامل احتمالا در افرادی که در دوره سنی مشابه هستند، بیشتر است. با این حال تفاوت سنی زوجین به تنهایی عامل تعیین کننده در میزان موفقیت زندگی مشترک نیست. در این مقاله قصد داریم باورهای غالب و تفاوت سنی مناسب در ازدواج را بررسی نماییم.
باورهای جامعه درباره اختلاف سنی در ازدواج 
در جامعه ما اختلاف سنی میان مرد و زن برای ازدواج، از باورهای فرهنگی و اعتقادی نشات می‌گیرد. این الگو طرفدار بزرگتر بودن مرد از زن بوده و معمولا هرچه این اختلاف بیشتر باشد اعتقاد بر این است که ازدواج از ثبات بیشتری برخوردار می‌باشد. از طرفی افزایش فعالیت زنان در جامعه و اهمیت تحصیلات و به تبع آن بالا رفتن اعتماد به نفس زنان برای استقلال، یکی از عواملی است که اهمیت بزرگ‌تر بودن مرد را برای ثبات ازدواج زیر سوال می‌برد.
از باورهای رایج در این زمینه اعتقاد به توان مدیریتی در مردان است که در کنار توان تربیتی زنان می‌تواند در زندگی زناشویی تعادل ایجاد کند. امروزه بیشتر از گذشته شاهد بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج هستیم که با توجه به متغیرهایی که در ادامه به آن می‌پردازیم، عامل اختلاف سنی به تنهایی و به صورت مستقیم چه از سوی مرد و چه ازسوی زن، در رضایت زناشویی اهمیت محوری ندارد. نتایج تحقیقات متعدد در این زمینه این قواعد را نه تنها برهم زده است بلکه ما را به سمتی می‌برد که عوامل روانشناختی را در هر نوع ازدواج بیشتر از گذشته مد نظر قرار دهیم.
عوامل تاثیر گذار بر رضایت زناشویی
عوامل تاثیر گذار بر رضایت زناشویی مولفه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به بلوغ روانشناختی طرفین و شناخت دقیق یکدیگر اشاره کرد. وجود شباهت شخصیتی در مرد و زن، سلایق، فعالیت‌ها و اهداف مشترک را به همراه دارد و رابطه باثبات‌تری را پیش‌بینی می‌کند. هرچه طرفین از انگیزه‌های ازدواج خود آگاه تر باشند و این انگیزه بیشتر مربوط به عوامل درونی باشد تا عوامل بیرونی، احتمالا آمادگی برای ازدواج بالاتر است. جوانان ممکن است از روی فشار اطرافیان و محیط تصمیم به ازدواج گرفته باشند و الزاما به بلوغ عاطفی، اجتماعی و اقتصادی برای ازدواج نرسیده باشند و در نتیجه مهارت‌های لازم برای ازدواج موفق را به دست نیاورده باشند.
این تصمیم تنها به دلیل واکنش به فشار محیط است و فرد احتمالا آمادگی لازم را برای ازدواج کردن ندارد. در امر ازدواج از جمله عوامل تاثیرگذار می‌توان به هم سو بودن و شباهت طرفین اشاره کرد. البته این شباهت هرگز به صورت صد در صد نخواهد بود، اما هرچه میزان این شباهت بالاتر باشد احتمال صمیمت، ثبات و رضایت طرفین را بالاتر می‌برد.

اختلاف سنی زن و مرد و تاثیر آن در رضایت زناشویی
اگر به دنبال بررسی متغیر اختلاف سنی و میزان تاثیر آن در رضایت زناشویی باشیم، این تاثیر مستقیما از اختلاف سنی ناشی نمی‌شود. افرادی که در یک محدوده سنی مشابه با هم هستند، احتمالا تجارب پیشین فرهنگی و اجتماعی مشابه در آن‌ها بیشتر است. اما اگر بخواهیم فرضیات مربوط به این متغیر را مورد بررسی قرار دهیم، احتمال وجود تشابه تجربه و رشد شخصیتی در افرادی که اختلاف سنی کمتری دارند بیشتر است. در نتیجه سلایق، علایق، نگرش هایشان به هم نزدیک‌تر است.
البته تفاوت سنی به تنهایی نمی‌تواند باعث آسیب به رابطه شود. آنچه اهمیت دارد احترام به تفاوت‌ها و عقاید است تا بتوانید ازدواج موفق را تجربه کنید. به طور کلی، اختلاف سنی در رضایت بین زوجین عامل قدرتمندی محسوب نمی‌شود، بلکه فرایندهای رشدی موجود در اختلاف سنی باید جدی تلقی شوند. فرایندهای رشدی مانند احتمال تجارب مشترک، رشد شخصیتی و روانشناختی نزدیک به هم و…

اختلاف سنی در ازدواج | اختلاف سن روانی در ازدواج
بلوغ عاطفی، اجتماعی و اقتصادی که بهتر است اولویت بیشتری نسبت به سن تقویمی داشته باشد، عوامل تشکیل دهنده سن روانی هستند. بررسی این موضوع که طرفین نسبت به هیجانات و سلایق خود چه مقدار شناخت دارند، چگونه هیجانات خود را بروز می‌دهند و توان مدیریتی آن‌ها چگونه است، بلوغ عاطفی را تشکیل می‌دهد. داشتن ثبات، مسئولیت‌پذیری و احساس رضایت در شغل نیز از عوامل مهم در پیش‌بینی سازگاری و موفقیت ازدواج به حساب می‌آید. برای آگاهی از سن ازدواج کلیک کنید.

اختلاف سنی زیاد در ازدواج و دلایل آن
تفاوت سنی بین زن و مرد در حدود 10 سال یا بالاتر معمولا به عنوان اختلاف سنی زیاد در نظر گرفته می‌شود. عوامل گوناگونی می‌توانند در گرایش به ازدواج با فرد بسیار بزرگتر تاثیر بگذارد. از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- نداشتن حمایت کافی از جانب والدین 
برخی افراد نمی‌توانند نقش‌های مختلف را از یکدیگر تفکیک کنند. برای مثال آن‌ها از همسرشان انتظار دارند جای پدر و مادرشان را در زندگی گرفته و نقش‌های آنان را نیز ایفا کنند. این افراد اغلب در گذشته رابطه خوبی با پدر و مادر خود نداشته‌اند و بیشتر از آن که به دنبال همسر بگردند کسی را می‌خواهند که مثل پدر یا مادر از آن‌ها حمایت کند. همین مسئله باعث می‌شود که بیش از سایرین به ازدواج با افراد مسن گرایش داشته باشند.

2- اختلاف سنی در ازدواج | داشتن مشکلات مالی 
افراد مسن‌تر معمولا وضعیت مالی باثبات تری دارند و راحت‌تر می‌توانند امنیت مالی همسر خود را برآورده کنند. همین امر باعث می‌شود افرادی که از نظر مالی دچار کمبود هستند بیش از سایرین به ازدواج با فردی مسن‌تر از خود تمایل نشان دهند.

3- کمبود اعتماد به نفس 
برخی افراد در برابر افراد همسن خود از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند و در روابط عاطفی بیشتر به سمت افراد مسن‌تر گرایش دارند. در واقع آن‌ها ممکن است وقتی خود را با همسالانشان مقایسه می‌کنند احساس نمایند به اندازه کافی خوب نیستند اما در برخورد با افراد مسن نگرانی کمتری در مورد ظاهر و سایر ویژگی‌های خود داشته باشند. اگر احساس می‌کنید که از نظر اعتماد به نفس آسیب پذیر هستید به جای تصمیم گرفتن بر پایه ضعف‌های وجودی خود، ابتدا برای بهبود آن‌ها تلاش کنید. مراجعه به یک روانشناس، شرکت در جلسات روان درمانی و مطالعه کتاب‌های خودیاری تا حد زیادی می‌توانند به شما کمک نمایند تا اعتماد به نفس خود را بهبود ببخشید.

4- اختلاف سنی در ازدواج | پیدا نکردن مورد مناسب برای ازدواج 
برخی از افراد به خصوص دختران از بالا رفتن سن خود و ازدواج نکردن واهمه دارند. این امر فشار روانی زیادی را به آن‌ها تحمیل می‌کند و باعث می‌شود که ملاک‌هایی نظیر تشابه سنی را نادیده بگیرند. همیشه به یاد بسپارید که ترس از مجرد ماندن نباید به بهای یک ازدواج بد تمام شود. شما هرگز مجبور نیستید با کسی که ملاک‌های ذهنی را شما را برآورده نمی‌کند، ازدواج کنید. به جای نادیده گرفتن ملاک‌های اصلی و مشکلات موجود سعی کنید به کمک یک متخصص، روابط اجتماعی خود را گسترش داده و فرصت‌های بیشتری برای پیدا کردن همسر مناسب در اختیار خود قرار دهید.

اختلاف سنی در ازدواج | نکاتی که در خواستگاری باید به آن توجه کنید 
برای بررسی تفاوت‌های سنی و تاثیرات آن در زندگی مشترک در جلسات خواستگاری موارد زیر را در نظر بگیرید.

1- ملاک های خود را فراموش نکنید
برخی شرایط باعث می‌شود که افراد ملاک‌های خود را فراموش کرده و در جلسات خواستگاری شتاب زده عمل کنند. برای مثال داشتن یک خواستگار پولدار باعث می‌شود که بسیاری از افراد به سایر معیارهای خود توجهی نکنند و مسائلی نظیر تفاوت سنی برای آن‌ها مهم نباشد. در حالی که این مسئله تاثیر خود را بعد از ازدواج نشان خواهد داد. در نتیجه لازم است پیش از هرچیز ملاک‌ها و معیارهای مهمی که برای ازدواج دارید را بشناسید و در جلسات خواستگاری به این موضوع دقت داشته باشید که در ازای به دست آوردن هر ملاک چه چیزهایی را از دست می‌دهید.

2- با قطعیت به موضوع سن نگاه نکنید
همان طور که پیش‌تر اشاره شد امروزه متخصصین در کنار سن تقویمی مسئله‌ای تحت عنوان سن روانی را مطرح می‌کنند. این مسئله یادآور می‌شود که لزوما دست یابی به سن خاص نشان دهنده پختگی و آمادگی برای ازدواج نیست. چه بسا افرادی که با وجود گذر از سنین 30 سال هنوز آمادگی لازم برای شروع زندگی مشترک را ندارند و مهارت‌های لازم برای آن را نیاموخته‌اند. در نتیجه هرگز تنها بر اساس سن در مورد توانایی‌های فرد مقابل قضاوت نکنید.

3- با ویژگی های شخصیتی خود و همسر آینده تان آشنا شوید 
افراد مسن‌تر معمولا تمایل دارند کنترل رابطه را به دست بگیرند. این مسئله برای افرادی که از نظر شخصیتی از سلطه پذیری پایینی برخوردار هستند بسیار دشوار به نظر می‌رسد. همین مسئله در رابطه زناشویی می‌تواند تعارض‌های بسیاری را برانگیزد. در نتیجه لازم است که علاوه بر سن حتما صفات شخصیتی را نیز مد نظر قرار دهید تا بتوانید به پیش بینی بهتری در مورد سازگاری با همسر آینده‌تان دست یابید. مراجعه به یک روانشناس و دریافت مشاوره قبل از ازدواج تا حد زیادی می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند.

4- چشم انداز رابطه را در نظر بگیرید 
برای اینکه بتوانید از تاثیرات اختلاف سنی در ازدواج آگاه شوید، باید کمی آینده نگر باشید و به چشم انداز رابطه در بلند مدت نگاه کنید. اگر اختلاف سنی شما با همسرتان بیش از اندازه باشد، لازم است که خود را با موضوعاتی نظیر درگیری همسر با بیماری‌های مرتبط با کهولت سن آماده نمایید. داشتن چنین چشم اندازی به شما کمک می‌کند تا واقع بین‌تر باشید و قبل از این که به طور جدی وارد زندگی مشترک شوید در مورد مشکلات احتمالی بینش داشته باشید.

سخن آخر در مورد اختلاف سنی در ازدواج
مان طور که گفته شد تفاوت سنی در ازدواج به تنهایی عامل تعیین کننده برای تضمین موفقیت در ازدواج یا محکوم به شکست شدن زندگی مشترک نیست. با این حال اگر در موقعیتی قرار دارید که نگران تفاوت سنی در ازدواج هستید، با مشاوره قبل از ازدواج می‌توانید از این سردرگمی رهایی پیدا کنید. طی جلسات مشاوره با گرفتن شرح حال، بررسی انگیزه‌های ازدواج زوجین و تست تفاهم ازدواج می‌توان میزان موفقیت ازدواج را با توجه به تفاوت سنی برآورد کرد.

اختلاف نظر با همسر در مورد حجاب را چطور حل کنیم؟

اختلاف نظر با همسر در مورد حجاب را چطور حل کنیم؟

بیا نی نی/ بسیاری از زوج ها در خصوص مسأله ی حجاب با یکدیگر تفاوت نظر دارند و این اختلافات گاهی حتی میتواند بیش از اندازه بر زندگی زناشویی تأثیر بگذارد و منجر به جدایی شود. این اختلافات در اکثر موارد زمانی پیش می آید که شوهر تمایل دارد همسرش لباس‌های بسته تری پوشیده و کمتر اندام خود را به نمایش بگذارد.
بسیاری از مردها سؤال می پرسند که چطور میتوانند از همسرشان بخواهند که لباس‌های بهتری بپوشد؟ برخی دیگر قدم فراتر گذاشته و می پرسند چطور همسرمان را مجبور کنیم مطابق میل ما لباس بپوشد؟ خانم‌ها هم از سوی دیگر از اینکه همسرشان در مورد نوع پوششان به آنها تذکر می دهد ناراحت میشوند و نمی دانند چه برخوردی باید داشته باشند.
حجاب و عقاید گوناگون و مختلف در این مورد، از آن دسته از مسائلی است که همواره سبب ایجاد اختلافات زن و شوهر می شود. گرفتن تصمیمات احساساتی در انتخاب همسر و امید به تغییر او در طول زندگی سبب می شود تا جوانان انتخاب غلط داشته و در انتخاب خود آن توجه لازم را انجام ندهند.

 اختلاف عقیده در مورد حجاب با همسر
باید خاطر نشان کرد که بسیاری از مراجعین به مراکز مشاوره از نوع پوشش زنان خود می نالند و آنرا علتی بر اختلاف خویش می دانند ولی باید این سؤال را از آنان پرسید که در زمان خواستگاری به چه دلیل به اینگونه مسایل توجه ندارند! مگر آنان همسر خود را انتخاب نکرده و به تفاهم نرسیده اند؟!
بنابراین نباید به همسران خود در آن زمینه ایراد بگیرند البته بوده اند مواردی که حجاب آنان در طول زندگی عوض شده و باعث بروز مشکلاتی شده است که توصیه اکید مشاوران به این دست از بانوان این است که چنانچه می خواهند زندگی خویش را ادامه دهند و در زندگی موفق و خوشبخت باشند باید این تصمیمات را فراموش نموده و در اینباره با همسران خود صحبت کنند.
در غیر اینصورت این خود مردان هستند که همسران خود را بدین گونه انتخاب نموده اند بنابراین نباید به آنان ایرادی را وارد کنند.
بنابراین پسرانی که دوست دارید همسر با حجاب و متدین داشته و یا افردی که به این مسأله اهمیت نمی دهید در انتخاب همسر خود توجه نموده و کسی را انتخاب کنید که به معیارها و ملاک های خانم ایده‌ال شما نزدیک باشد.
 
شیوه ی برخورد با تذکر همسر در خصوص حجاب
همان طور که گفته شد برخی از خانم‌ها نمی دانند که با تفاوت نظر در مورد حجاب با همسرشان چه برخوردی داشته باشند. در جواب به این شرایط باید گفت که اگر همسرتان از شیوه ی نامناسب برای ابراز نارضایتی اش استفاده کرد به وی نحوه ی درست برخورد را که قبل تر گفته شد، یادآور شوید.
ولی در شرایطی که همسرتان از نحوه ی مناسب استفاده کرد و تنها نظر و احساسش را بدون امر و نهی با شما در بین گذاشت، در خصوص حرف هایش فکر کنید. اگر با حس وی موافق نیستید برای وی توضیح دهید که در مورد حجاب چه نظری دارید.
اگر نتوانستید به یک نظر مشترک برسید با خودتان فکر کنید که این مسأله به چه مقدار برای شما اهمیت دارد. از خودتان سوال کنید که آیا مقدار علاقه ی شما به انتخاب نوع پوششتان به اندازه ای هست که بر آن اصرار کنید یا این مسأله آن قدر برایتان مهم نیست و میتوانید بخاطر همسرتان اندکی گذشت داشته باشید. در پایان این موضوع به باورهای شما باز می گردد.

جرئت گفتن خواسته‌هایم را به شوهرم ندارم

جرئت گفتن خواسته‌هایم را به شوهرم ندارم

خراسان/ خانمی 21 ساله‌ام و دانشجو. شوهرم من را درک نمی‌کند و به همین دلیل، هر وقت می‌خواهم که خواسته‌هایم را به او بگویم، با مشکل روبه‌رو می‌شوم. یک جورهایی، جرئت گفتن خواسته‌هایم را به شوهرم ندارم. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
 پاسخ 
مخاطب گرامی، ظاهرا در ارتباط موثر با شوهرتان دچار مشکل شده‌اید و این موضوع برای شما آزار دهنده شده است. با توجه به نکاتی که در پیامک‌تان مطرح کردید، درباره تکنیک جرئت‌ورزی در ادامه، توضیحاتی ارائه می‌شود که مشکل‌گشای شما خواهد بود.
 جرئت‌ورزی معادل پرخاشگری نیست
جرئت‌ورزی معادل و برابر با پرخاشگری نیست؛ برعکس، جرئت‌ورزی یعنی ایستادن برای آن چه که به آن اعتقاد دارید و از نظر شما درست است. جرئت‌ورز بودن به ما کمک می‌کند که درباره خودمان احساس بهتری پیدا کنیم، همچنین عزت‌نفس و اعتماد به نفس ما را افزایش می‌دهد. رفتار جرئت‌ورزانه به تعاملات بین فردی مثبت‌تری منجر می‌شود. جرئت‌ورزی به افراد کمک می‌کند که بدون تضعیف حقوق دیگران، حقوق شخصی خود را ابراز کنند.
 فنون طلایی برای جرئت‌ورز شدن
روش پافشاری| این روش یعنی چیزی را که می‌خواهید بارها و بارها تکرار کنید، بدون این که لحن صدای خود را بالا ببرید، عصبانی شوید، ناراحت شوید، یا با مسائل جانبی درگیر شوید. البته برای اولین بار، در یک فرصت مناسب باید بنشینید و با شوهرتان در این باره گفت‌و‌گو کنید تا به جمع‌بندی برسید.
پرس‌و‌جوی مثبت| پرس‌و‌جوی مثبت یک فن ساده برای برخورد با نظرات مثبت دیگران مانند تحسین و ستایش است. افراد اغلب در پاسخ دادن به تحسین‌ها و ستایش دیگران به مشکل بر می‌خورند به ویژه آن‌هایی که عزت‌نفس پایینی دارند و احساس بی‌کفایتی می کنند. به طور مثال اگر شوهرتان گفت که «غذای امشب خیلی عالی و خوشمزه بود»، شما باید به او بگویید: «ممنونم عزیزم. بله، خوب بود. دقیقا از کدام بخش غذا بیشتر خوشت اومد؟»
پرس‌و‌جوی منفی| برخورد با انتقادها می‌تواند سخت باشد، به یاد داشته باشید که هرگونه انتقادی که دریافت می‌کنیم فقط نظر شخص مقابل ماست. برای این‌که بیشتر درباره نظرات انتقادی بفهمیم از پرس‌و‌جوی منفی استفاده می‌کنیم و یک روش جایگزین خوب برای پاسخ‌های پرخاشگرانه و خشمگینانه به انتقاد است. به طور مثال اگر شوهرتان به شما گفت که «غذای امروزت غیرقابل خوردن بود، اصلا یادم نمیاد چنین غذای بدمزه‌ای خورده باشم»، طبق این روش باید به او بگویید: «این بهترین غذایی که می‌توانم بپزم نبود، ولی دقیقا با چه چیزی  درباره طعمش مشکل داشتی؟»
 از تکنیک‌های جرئت‌ورزی کمک بگیرید
بسیاری از افراد به دلیل واکنش‌های تکانشی و بدون تفکر و آگاه نبودن از اصول و تکنیک‌های رفتاری مناسب بعد از مدتی برای انجام آن رفتار دچار پشیمانی می‌شوند و فرصت ارتباط بیشتر را از دست می‌دهند. با استفاده از تکنیک‌هایی که برای بهبود جرئت‌ورزی شما طراحی شده‌اند، خواهید دید که تعاملات بین فردی و ارتباطات شما به طور کلی مثبت‌تر می‌شوند.  
نویسنده : احترام اسماعیل زاده | روان‌شناس عمومی
 

نحوه برخورد با مردان بی مسئولیت

نحوه برخورد با مردان بی مسئولیت

بیا نی نی/ شیوه برخورد با مردان بی مسوولیت آن همزمانی که این مرد همسر شماست و باید نقش همسری و پدری داشته باشد، با دشواری های زیادی همراه می باشد. بی مسئولیتی و خونسردی مردان کل اعضای خانواده را با مشکل روبرو می کند چرا‌که مرد به ویژه در جایگاه پدر، نشانه قدرت و تکیه گاه برای دیگر اشخاص خانواده است.
شیوه برخورد با شوهر بی مسوولیت
بی مسوولیت بودن شوهرتان را جدّی بگیرید
از کنار بی مسوولیت بودن همسرتان به آسانی عبور نکنید و روی این رفتار ناپسند وی سر پوش نگذارید بلکه با پیدا کردن راهی درست تلاش کنید رفتار وی را تصحیح نموده و او را به فردی مسئولیت پذیر تبدیل نمایید چنانچه امروز این مشکل را برطرف نکنید در آینده با مشکلات زیادی در تربیت فرزندان خود رو به رو خواهید شد پس بهتر است همین امروز به فکر حل مشکل باشید.

صبور باشید
در وهله نخست تلاش کنید با این مسئله کنار بیائید و اجازه دهید گذر زمان شما را به هدف تان نزدیک تر سازد. البته گذر زمان، لازم است صبری فعال داشته باشید نه صبر منفعل. منظور ازصبر فعال، صبری است که شما را وادار می کند، بجای بی توجهی به این مساله و یا دست رو دست گذاشتن به حل مشکل تان بپردازید. به عبارت دیگر صبورانه رفتار کنید و برای خارج شدن از این شرایط، بطور مستمر و بی وقفه تلاش کنید.
چنانچه میخواهید مسوولیت پذیری را به همسرتان بیاموزید، نباید مدام همه کارهایی که بر عهده دیگری است، انجام دهید.

خانواده تان را به قطع فرآیند حمایتگری دعوت کنید
متأسفانه دسته ای از اشخاص برای حل هر مشکلی مدام نخستین داوطلب هستند و فرصت همکاری و ایفای نقش را از همسر خود می گیرند؛ چون معتقد هستند وقتی که با فردی غیر قابل اتکاء درگیر هستند ناگزیرند تا نقش« والد» را برای وی ایفا کنند.
این کار سبب می شود تمام مسوولیت زندگی مشترک به عهده شخص داوطلب منتقل شود و طرف مقابل طبیعتا به نوعی بی مسئولیتی برسد.
بسیاری از خانواده ها بدون شناخت خصلت های شخص بی مسوولیت، بسرعت وارد عمل میشوند و برای حمایت از فرزند خود در مقابل شخص بی مسوولیت اقدام به حمایت های مالی و اقتصادی فراوان می کنند. حمایت« والدانه» از شخص بی مسوولیت به چرخه بی مسئولیتی وی دامن خواهد زد و در پایان شما احساس فریب خوردگی و عصبانیت را تجربه خواهید کرد.

وظایفش را انجام ندهید
چنانچه می بینید که همسرتان تمایل چندانی به برعهده گرفتن مسئولیت های خود ندارد، به هیچ وجه شما عهده دار وظیفه های وی نشوید. به طورمثال با اضافه کار تلاش در جبران کاهش درامد خانواده نکنید. لازم نیست به وی بگویید که میخواهید وی را متنبه کنید. کافی است تنها به وی یادآوری کنید که توانایی های شما محدود است و امکان این که جای او را در خانه پر کنید، ندارید!

پرتوقع نباشید
در پایان اگر می بینید علی رغم کوشش های شما برای هل دادن همسرتان به طرف جلو و البته کوشش های وی ولی هنوز فاصله زیادی بین آنچه شما انتظار دارید با آنچه همسرتان عمل می کند وجود دارد ، و به موضوعی بسیار مهم فکر کنید؛ این که آیا این شما نیستید که از همسرتان بیش از اندازه توقع دارید؟

بگذارید همسرتان عواقب کارهایش را به عهده بگیرد
در برخورد با افردی که مسئولیت پذیر نیستند، باید به آنها مهلت دهید تا با عواقب کارهایشان روبرو شود. برای این منظور به او مسوولیت هایی را واگذار کنید و هنگامی که او در انجام آنها کوتاهی می کند تبعات کارهایش را گردن نگیرید.
به عنوان مثال هنگامی که از همسرتان میخواهید ، فرزندتان را از مدرسه به منزل بیاورد وانجام این کار را فراموش می کند، به جای وی از فرزندتان عذر خواهی نکنید. تا هنگامی که خود همسرتان با پیامد اعمالش روبرو نشود به رفتارهای بی مسئولانۀ خود ادامه خواهد داد. مراقبت باشید که بعد از دعوا با همسرتان بر سر این مسئله، اشتباهات بیشتری را تکرار نکنید.

از برچسب زدن حذر کنید
استفاده از عباراتی مانند« تو اصلاً وظیفه شناس نیستی»،« مدام از زیر بار مسوولیت فرار می کنی»،« بخور و بخواب عادت توست» و… گرهی از مشکلات شما باز نمی کند، بلکه کاربرد مکرر همین عبارات به اصطلاح تأدیب کننده و مواخذه گر سبب می شود همسرتان بیش از پیش در نقش خویش فرو رود و به خود بقبولاند که شخص بی مسئولیتی است و در قبال وظایف محول شده چاره ای جز حس ناتوانی و عجز ندارد.
چنانچه حس می کنید، نتوانسته اید با حرف های خود مسوولیت پذیری همسرتان را ارتقاء دهید، بهتر است در جوی دوستانه تعریف روشنی از مسوولیت پذیری وی برایش ارائه دهید و کاملاً توضیح دهید که انتظار شما از یک همسر مسئولیت پذیر چیست و برای تحقق آنچه باید انجام دهد. البته با انصاف باشید و انتظاراتتان را تعدیل کنید.

مشاوره بگیرید
گاهی لازم است با شرکت در جلسات روان درمانی، زوج درمانی و خانواده درمانی دلیل اصلی این مشکل را ریشه یابی کنید و با بهره گیری از کمک های تخصصی در جهت رفع آن برآئید.

ازدواج با خانواده پر جمعیت یا کم جمعیت؟

ازدواج با خانواده پر جمعیت یا کم جمعیت؟

آکا ایران/ یکی از فرهنگ هایی که در راستای متمدن شدن جوامع شکل گرفت و روز به روز رونق یافت شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و توجه خانواده ها به این امر و کم جمعیت شدن آنها بود. اما در این میان هنوز پیدا می شوند خانواده هایی که فرزندان زیاد دارند و در اصطلاح پرجمعیت هستند و به دلیل آنکه «تعداد اعضای خانواده همسر آینده» تبدیل به یکی از موارد معیارهای انتخاب همسر شده است، ازدواج فرزندان این خانواده ها به مشکل بر می خورد.
اما فکر می کنید چرا تعداد اعضای خانواده هم به یکی از معیارهای ازدواج جوانان تبدیل شده است؟ ما برای شما دلایل آن را می گوییم.
-معمولا افرادی دنبال ازدواج با خانواده های کم جمعیت هستند که خودشان خانواده ای کم جمعیت دارند. به همین دلیل ترجیح می دهد که خانواده همسر آینده اش هم کم جمعیت باشند. در واقع «کم جمعیت بودن خانواده» برای این افراد به نوعی نشان دهنده متمدن بودن فرد مقابل و خانواده اش می باشد.
-فرد عضو خانواده ای پرجمعیت است و به دلیل کلافه شدن از شرایط و رفت و آمدهای خانواده پرجمعیت و فرار از مشکلات آن به دنبال همسری با خانواده ای کم جمعیت می گردد.
-برخی معتقدند که معمولاً خانواده های پرجمعیت قدیمی بوده و فرهنگ متفاوتی دارند.
-عده ای دیگر گمان می کنند فرزندان خانواده های پرجمعیت، به دلیل جمعیت بالای خانواده و رسیدگی کمتر دچار برخی مشکلات و کمبودهایی چون تربیت ضعیف، مشکلات مالی فراوان و در نتیجه شکل گیری عقده های اقتصادی در آنها، کمبود محبت این فرزندان و وجود خلاهای عاطفی بسیار در آنها و… می باشند.
-برخی از رفت و آمدهای بسیار خانواده های پرجمعیت گریزانند.
-عده ای معتقدند زیاد بودن تعداد بچه های یک خانواده به معنی دخالت افراد بیشتری در پروسه ازدواج و حتی مسائل بعد از ازدواج است و در واقع با انتخاب خانواده های کم جمعیت، تمایل به کم کردن تعداد خواهر شوهر، برادر شوهر، خواهر زن و برادر زن دارند!

معایب و مزایای خانواده های پر جمعیت و کم حمعیت
در خانواده هایی که یک فرزند دارند گاهی به دلیل توجه بیش از اندازه به فرزندشان، مشکلات ارتباطی و عاطفی و وابستگی های عمیق مشاهده می شود و در مقابل، در خانواده های پرجمعیت حس مشارکت، پیوستگی، مشورت طلبی و جمع دوستی بیشتری وجود دارد.
شاید بتوان گفت که برخی از موارد بالا در مورد برخی از خانواده های پر جمعیت صدق می کند اما این بدان معنا نیست که خانواده های کم جمعیت از همه عیب ها مبرا هستند. چه بسیار ویژگی های مثبتی که فقط در فرزندان خانواده های پرجمعیت یافت می شود.
در خانواده هایی که یک فرزند دارند گاهی به دلیل توجه بیش از اندازه به فرزندشان، مشکلات ارتباطی و عاطفی و وابستگی های عمیق مشاهده می شود و در مقابل، در خانواده های پرجمعیت حس مشارکت، پیوستگی، مشورت طلبی و جمع دوستی بیشتری وجود دارد. به عبارت دیگر فرزندان خانواده های پرجمعیت، از لحاظ روابط بین فردی و تعامل های اجتماعی و استقلال یافتگی چند قدم جلوتر از فرزندان خانواده های کم جمعیت هستند.
در میان خانواده های تک فرزند یا کم جمعیت پرتوقعی بیشتر به چشم می خورد چون سطح رفاه خانواده بالاتر است اما در فرزندان خانواده های پرجمعیت این مشکلات کمتر وجود دارد و تحمل کمبودهای اقتصادی و مالی سازگاری و انگیزه پیشرفت بیشتری را در پی دارد.
با توجه به همه موارد بالا می توان به این نتیجه رسید که اگر فرد پس از بررسی های کافی و لازم به این نتیجه رسید که به دلیل تفاوت در جمعیت خانواده ها اصل همتایی و مشابهت شان در بسیاری از موارد اساسی زیر سوال است باید از ازدواج با فرد مقابل صرف نظر نمایند اما صرف ازدواج نکردن با فردی تنها به دلیل پر جمعیت بودن خانواده اش اشتباهی محض و گاه جبران ناپذیر است.

۱۰ معیار اشتباه برای ازدواج
۱-نداشتن شناخت کافی
می گویند «فرد خوبی است و خانواده با اصالتی دارد، اما هنوز مطمئن نیستم»، «در چند بار ملاقاتی که داشتم به نظر می آید فرد موجهی است»، «دو به شک هستم نمی دانم فرد مناسبی برای ازدواج هست یا نه» و… .
بسیاری از افراد به واسطه ارتباطات کوتاه مدت یا بلندمدت دوران آشنایی ممکن است احساس کنند آنچنان که باید و شاید یکدیگر را شناخته و از روحیات و خلقیات هم مطلع شده اند و می توانند جواب مثبت خود را به خانواده ها اعلام کنند، اما براستی شناخت شما کافی است؟ به نظر کارشناسان، ازدواج با یک فرد، ازدواج با کل وجود او و همه ابعاد زندگی اوست. حال، شناخت های چند جلسه خواستگاری یا شناخت های کافی شاپی، رستورانی و… فقط شناخت های کلیشه ای غیرجدی هستند که محدود به چند بعد شخصیت فرد می شود و دیگر ابعاد اصلی شخصیت وی را پنهان نگه می دارد و حقیقت وجود او را افشا نمی کند. پس هرگز برای یک ازدواج خوب و موفق، نمی توان به شناخت از شخصیت مجازی که عموما تفاوت بسیاری با شخصیت حقیقی دارد، بسنده کرد؛ این نوع آشنایی، پاسخگوی شناخت درست و کامل نیست.

راه حل
شناخت همسر آینده به اندازه شناخت خود اهمیت دارد؛ اگر شناخت درست و کاملی از فرد مورد نظرتان ندارید، هرگز برای ازدواج عجله نکنید! فراموش نکنید ازدواج پیوندی مهم است که به شناختی عمیق و دوطرفه افراد از یکدیگر نیازمند است. برای شناخت بیشتر لازم است از افراد با تجربه فامیل کمک بگیرید تا آنان به مدد تجربه و آگاهی شان بتوانند تحقیقات گسترده ای راجع به این فرد انجام دهند یا آن که با یک روان شناس مجرب مشورت کنید و با کمک وی می توانید ابعاد شخصیتی فرد مورد نظرتان را بکاوید و از راهنمایی های تخصصی و راهکارهای کاربردی پیشنهادی ایشان، برای شناخت بیشتر گزینه انتخابی تان قدم بردارید.

۲-ازدواج به امید تغییر
«بسیار یکدنده و لجباز است، اما با مهربانی مطابق میلم می شود»، «من می توانم او را بروفق مرادم سازم»، «الان به هوای مجردی چنین رفتار می کند، دنیای تاهلی حال و هوایش را تغییر می دهد» و… .
با فردی مواجه شده اید که به نظر آدم جالبی است، بخشی از نیازها و خواسته های شما از همسر را برآورده می کند، اما در عین حال شخصیت او بسیار متفاوت از شخصیت شماست. با وجود این تصمیم دارید دل به دریا بزنید و با او ازدواج کنید؛ با خود می اندیشید بعدترها ممکن است همین تفاوت ها به جذابیت های زندگی شما تبدیل شود یا به این امید که بعد از شروع زندگی، بتوانید با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را برطرف کرده و تغییرش دهید، بر تصمیم ازدواج تان راسخ تر می شوید و پیش می روید.

راه حل
می خواهید زیرپروبالش را بگیرید، مرهمی بر مشکلاتش شوید، به او اعتماد به نفس دهید و ترغیبش کنید تا تغییر کند و به راه درست بیاید و… هدف خوب و پسندیده ای است، اما باید یادتان باشد تا زمانی که فردی نخواهد و خود انگیزه به تغییر نداشته باشد شما نمی توانید او را مجبور به تغییر کنید. چه بسا بسیاری به امید معجزه تغییر همسر بعد از ازدواج، مشکلات موجود را نادیده گرفته اند، اما به فاصله بسیار اندک، پس از ورود به زندگی متوجه این امر شده اند که حقیقت زندگی مشترک توفیر دوصدچندان با خیالپردازی پیش از ازدواج دارد. اگر در چنین شرایطی هستید، توصیه می کنیم خیال باطل تغییر همسر را از سرتان بیرون کنید. یقین داشته باشید اوضاع عوض نخواهد شد، شرایط همسرتان را همان گونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.

۳-انتخاب های هیجانی و سرخوشانه
جملات یک جوان عاشق را بشنوید: «همون لحظه اول که دیدمش، مهرش به دلم نشست»، «ما با هم تفاهم داریم، می دانم خوشبخت می شویم»، «من فقط با این دختر / پسر ازدواج می کنم و گرنه قید ازدواج را می زنم»، «هیچ کس نمی تواند مرا از عشقم جدا کند» و… .
اندک نیستند دختران و پسرانی که با یک نگاه یا یک آشنایی کوتاه مدت، یک دل نه صد دل عاشق و شیدای هم شده و به گمان آن که نیمه گمشده شان را پیدا کرده اند، فاقد توجه به معیارهای اساسی و حتی با وجود مخالفت خانواده هایشان تصمیم به ازدواج گرفته و بر سر سفره عقد نشسته اند؛ اما بعد از گذشت اندک زمانی و گاه حتی تا زیر یک سقف نرفته از انتخابشان پشیمان شده و کاسه چه کنم، چه کنم به دست گرفته اند.اگر شما هم در چنین شرایطی، فقط به حکم عاشقی و علاقه مندی بسیار به فرد مقابلتان تصمیم به ازدواج گرفته اید، دست نگه دارید! بی شک شما تحت تاثیر هیجاناتتان جوگیر شده اید. بی تعارف باید بگوییم عشق آتشین چشم و گوشتان را کور و کر کرده است!

راه حل
مراقب هیجانات زودگذر و موقت تان باشید؛ هیجانات مثبت یا منفی، مولفه ای هستند که می توانند شما را در انتخاب همسفر زندگی تان دچار اشتباه کنند. برای رفع این حالت و فروکش کردن احساسات تند و تیزتان، توصیه می کنیم اندکی صبر و خویشتنداری کنید. به خود بقبولانید در جاده زندگی به واسطه احساساتتان تخت گاز حرکت می کنید و هر لحظه امکان برخورد به مانع و تصادف دارید، سعی کنید ترمز احساساتتان را بکشید تا از میزان سرعت تان بکاهید. با کاهش سرعت می توانید عقل خفته تان را بیدار کنید، منطق تان را به کار گیرید، با آرامش خاطر و چشمان باز حرکت کنید و با بصیرتی روشن هر آنچه را دور و برتان هست، نظاره کرده و رصد کنید. مجددا راجع به تصمیم به ازدواج تان و گزینه انتخابی تان تفکر کنید، دوباره آن را ارزیابی کنید و زیر سوال ببرید، چه بسا بسیار مشاهده شده اغلب انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم می افتند و مانند گذشته جلوه گری و طنازی نمی کنند.

۴-امان از چشم و هم چشمی
«از دخترخاله ات یاد بگیر، شوهری یافت کرد که بیا و ببین!»، «پسرعمه ات چه دختر زیبارویی را به همسری انتخاب کرده است!»، «همه توانستند ازدواج کنند الا تو یکی» و… صحبت های این چنینی در بسیاری از خانواده هایی که جوانان هم سن و سال دارند که اتفاقا همگی شان هم دم بخت هستند، بسیار شنیده می شود.
اگر شما هم در چنین شرایطی هستید؛ از هر کسی که سراغ تان می آید حرف و حدیث می شنوید، تحت فشار هستید و احساس اجبار به ازدواج می کنید، خانواده تان شما را لای منگنه گذاشته و اصرار به ازدواج سریع تر شما دارند، اگر به دنبال برترین انتخاب ها هستید یا این که نقشه می کشید چگونه و چطور می توانید از دیگران رویی کم کنید تا بیایند و ببینند و… باید بگوییم اینجا چراغ قرمز است، لطفا ایست کنید، حرکت شما جایز نیست، حتما جریمه خواهید شد! میل شدید به جبران کردن و خودی نشان دادن، کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواج یا مقایسه دائم گزینه انتخابی خود با مورد ازدواج دیگران و… به عنوان نشانه های خطر در انتخاب محسوب می شوند که می توانند مسیر زندگی تان را در سرابی پیش ببرند که هرگز آبی گوارا و قابل نوشیدنی یافت نخواهد شد.

راه حل
حسادت برانگیخته شده تان را بپذیرید؛ شما در حال حاضر برحسب این حس تان فکر و رفتار می کنید. عموما انتخاب بر مبنای حسادت، فارغ از عقل و منطق بوده و بسیار تحت تاثیر کوته نگری ها و ساده اندیشی هاست که عاقبتی جز یاس و پشیمانی به ارمغان نمی آورد؛ بنابراین در این شرایط، عقل سلیم حکم می کند از هر اقدامی در زمینه ازدواج صرف نظر کنید، چون ضریب خطا در این نوع انتخاب ها تا حد زیادی بسیار بالاست. به جای تفکر به ازدواج، به درون خودتان بیندیشید؛ حسادتتان را ریشه یابی کنید، عوامل ایجادکننده و تداوم دهنده آن را بشناسید، راهکارهای مقابله با آن را یاد بگیرید و در نهایت خود را ملزم و موظف به تمرین کنید تا با اراده ای قوی و برای خوشبختی ای که لایق آن هستید به جنگ این حس مخرب بروید. زمانی که عاری و تهی از حسادت شدید و به مرتبه ای رسیدید که به خاطر خود، علایق و خواسته هایتان خواهان ازدواج باشید، وقت آن است که آستین هایتان را بالا بزنید و برای انتخاب همسر ایده آل تان قدم بردارید.

۵-عجله همیشه کار شیطان است
«دوست دارم سریع تر تکلیفم مشخص شود»، «حوصله کش دادن ماجرا را ندارم»، «از فس فس کردن خوشم نمی آید، یک بار آره یا نه را می گویم و خلاص»، «خانواده عروس / داماد عجله دارند تا سریع تر جواب را بدانند»، «مادر و پدرم عجله دارند» و… .
انتخاب در شرایط اضطرار و عجله، انتخابی عجولانه یا تصمیم گیری از نوع از سر بازکنی است. انتخاب عجولانه، انتخابی سریع، بی هدف و بی سازمان بوده که امکان اشتباه کردن در آن حتمی و قطعی و چند برابر است و احتمال دارد فرد به واسطه آن انتخاب ناآگاهانه و ضرب العجل با بسیاری از مصائب و مشکلات جبران ناپذیر مواجه شود. هر انتخاب درستی به وارسی و بررسی بسیار نیاز دارد، بی گمان لازمه این عمل نیز مستلزم صرف زمان بسیاری است. حال در انتخابی به بزرگی انتخاب شریک و همسفر یک عمر زندگی، حساسیت و اهمیت آن دو صدچندان می شود.

راه حل
برای کاهش درصد خطا و افزایش احتمال موفقیت در انتخابتان، سعی کنید بر خصلت عجولانه خود یا دیگران فائق آیید و شرایط فوری و فوتی و موقت امروز را بر خوشبختی و سعادت فردایتان ترجیح ندهید. سلامت آینده زندگی شما ارزش آن را دارد که با این خصلت و افکار ترغیب کننده به آن، مبارزه کنید. این جمله را بارها به خود بگویید یا به دیوار اتاق تان نصب کنید: «من به ندای عقلم گوش می دهم، نباید عجله کنم.» ترس و واهمه را کنار بگذارید، اجازه دهید زمان کارتان را با حوصله پیش ببرد. از این که ممکن است فرد دلخواهتان را از دست بدهید نهراسید، بدانید آن که روزی شماست، مال شما خواهد بود و نه هیچ کس دیگر. با اطمینان تمام بپذیرید، عجله کار شیطان است، به خودتان و فرد مقابل تان فرصت شناخت بدهید، گاه با عجول بودن فقط چاه زندگی تان را می کنید و در قعری فرود می روید که شاید پشیمانی بعد از آن سودی نداشته باشد. با اطرافیان یا کسانی که احساس می کنید از جانب آنها تحت فشار هستید صحبت کرده و شرایط و افکار خود را تا حدودی بازگو کنید، قاطعانه به آنها بگویید برای دادن جواب مثبت یا منفی عجله ندارید و حتی انتظار دارید در این مسیر مهم، همراهی تان کنند. به آنها بگویید تصمیم خود را با آرامش و سر فرصت خواهید گرفت و عجله ای برای گفتن جواب ندارید.

۶-یا نصیب و یا قسمت
«باید استخاره کنیم»، «جواب استخاره، جواب ماست»، «قسمت هر چی باشه همون می شه»، «با قسمت نمی شه جنگید»، «ببینیم قسمت تا چی باشه»، «یا نصیب و یا قسمت» و… این عبارات برای همگی ما آشناست!
وقتی بحث داغ خواستگاری و ازدواج می شود، استفاده از این عبارات از دهانمان نمی افتد؛ به حقیقت یک باور یا بر حسب عادت، پشت بند هر حرف و حدیثی که راجع به ازدواج بیان می شود بی درنگ یکی از این عبارات را به کار می گیریم؛ آنچنان که گویی خودمان هم باورمان می شود همه چیز از دست ما خارج است و هر آنچه تقدیر و مقدر باشد، چه ما بخواهیم چه نخواهیم، اتفاق خواهد افتاد. اعتقاد راسخ بر این باور اشتباه که ازدواج تمام و کمال منوط به قسمت است، گاه به اهمال و سست کاری ما منجر می شود تا به همین دلیل، دور تحقیق و مشورت را خط قرمزی بکشیم و در کمال ناباوری، عاقبت مهمترین انتخاب زندگی مان را به گردن قسمت بیندازیم و به «هرچه باداباد» و «هر چه پیش آید، خوش آید» تن دهیم. انتخاب بر این حسب، بزرگ ترین اشتباه ممکنی است که فرد، خود یا به اجبار و اصرار خانواده به آن متوسل می شود؛ پیروی از این باور خیانتی بیش نیست و ظلمی به خود یا دیگری است که احتمال دارد تاوانی به اندازه یک عمر زندگی پرعذاب به همراه داشته باشد.

راه حل
یادتان باشد اراده خداوند در طول اراده ماست، خداوندگار روزگار بر همه چیز قادر و تواناست، اما با این حال، او به ما عقل و قدرت انتخاب داده تا با توسل به آنها، برای سعادت و خوشبختی خود بیا نی نی و مناسب ترین ها را گزینش کنیم. پس هوشیار باشید؛ ازدواج تقدیر یا سرنوشت از پیش تعیین شده نیست، یقین داشته باشید این شمایید که سعادت یا شقاوت زندگی تان را انتخاب می کنید.

صرفا با توجه به کلیات یا احیانا با اتکا به این اندیشه خام که بالاخره در زندگی مشترک راهتان را پیدا خواهید کردید، پیش نروید. خوب تحقیق کنید؛ تا آنجایی که برایتان مقدور است ذره بین به دست بگیرید و مورد انتخابی تان را رصد کنید و بکاوید و به قول معروف، مو را از ماست بیرون بکشید؛ اجازه ندهید هیچ چیز از نگاه تان دور بماند از هر کسی که می توانید و می دانید خبری دارد پرسش کنید، از شخصیت، روحیات، اخلاقیات، خانواده، فرهنگ و… فرد مورد نظرتان کسب اطلاعات کنید.

از سوی دیگر، به جای «یا نصیب و یا قسمت گفتن» از عاقلان و مصلحان مشورت بگیرید. با افراد با تجربه و خیرخواه و عاقل مشورت کنید فرد مورد نظرتان را تشریح کنید، نظرات آنها را بشنوید، کم و کاستی ها را بررسی کنید، توانمندی مقابله و مواجهه خود با مسائل را محک بزنید و… آن گاه به طور قطع خواهید توانست با ادله های صحیح و منطقی، صحت انتخاب تان را تائید یا رد صلاحیت کنید.

۷-احساس تنهایی
«من آدم تنهایی هستم، نیاز به یک همدم دارم»، «ازدواج تو را از تنهایی بیرون می آورد»، «تنهایی امانم را بریده، اگر کسی پیدا شود، زندگیم کن فیکون می شود» و… .

احساس تنهایی شدید، بسیار ساده تر از آنچه که فکرش را کنید، می تواند هر فردی را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. هر وقت شخصی در تنهایی مفرط خود غوطه ور شود، احساس یاس و تاسف بی قرارش کرده و او را بر هر آغوش به ظاهر بازی، پذیرا می کند. فقط کافی است سری به مجلات و روزنامه بزنید و حوادث آن را ورق بزنید بی شک با موارد بسیاری برخورد خواهید کرد که چگونه افرادی به خاطر فرار از تنهایی در دام شیاطین گرفتار شده اند. قصه تکراری اکثریت قریب به اتفاق این افراد، جوان تنهایی است که به طلب رویای رهایی از دست غول تنهایی و نجات از غم و غصه، دل به غریبه ای سپرده و تا ناکجاآباد پیش رفته است.

راه حل
در اولین گام، سعی کنید خود را از دام تنهایی برهانید. اگر فکر می کنید ازدواج راهی برای حل این مساله است، کاملا در اشتباهید! به جای اندیشه به ازدواج، بهتر است با دوستان و آشنایانتان رفت و آمد کنید، در کلاس های هنری و ورزشی ثبت نام کنید، خود را هدفمند سازید و برای آینده تان برنامه ریزی کنید و… بی شک بعد از این که از عمق تنهایی تان کم کردید، می توانید برای زندگی تان تصمیمات بهتری بگیرید که در این مرحله شاید ازدواج بهترین گزینه باشد.

۸-ظواهر فریبنده و دلربا
«پزشک حاذقی است»، «فرد بسیار پولدار و زیبایی است»، «اندام فوق العاده خوبی دارد»، «بسیار خوش مشرب و بذله گوست» و… . چشم دوختن به ظواهر افراد، اشتباه دیگری در انتخاب همسر است. گاه خواسته یا ناخواسته جذب افرادی می شویم که به دلیل موقعیت شغلی شان برجسته اند، در جایگاه قدرت ویژه ای قرار دارند، از جذابیت ظاهری محسورکننده ای برخوردارند، روابط اجتماعی بالایی دارند و در نزد دیگران محبوب هستند و… ویژگی های برجسته و برتر برخی افراد باعث می شود آنان مورد مناسبی برای ازدواج به نظر آیند تا آنجایی که هر کسی متمایل به ازدواج با آنها باشد، اما حقیقت این است که هر کسی باید با شخصی ازدواج کند که برای زندگی با او مناسب است. تناسب در ازدواج امری مهم بوده و بر هر تمایل و گرایشی ارجحیت دارد. هر فردی برای تجربه خوشبختی باید در آرزوی ازدواج با کسی در حد و اندازه خودش باشد.

راه حل
اگر در شرایطی قرار گرفته اید که تصور می کنید حواشی شخصیت فرد انتخابی تان شما را مغلوب خود کرده، بهتر است اندکی صبر کنید و سریعا پای سفره عقد نروید. ابتدا سعی کنید فرد مورد نظرتان را تهی از برتری ها و موقعیت خاصش (زیبایی، شغل پردرآمد، پرستیژ، موقعیت اجتماعی و…) تصور کنید، سپس به این سوالات پاسخ دهید: آیا همچنان او را فرد قابل قبولی می دانید یا نه؟ آیا حاضرید به او بله بگویید و به عنوان همسر انتخابش کنید؟ این فردغیر از این شرایط خاصش، چه خصوصیات ویژه دیگری دارد که شما مجذوب آن شده اید؟ آیا واقعا او را به خاطر خودش می خواهید یا شرایط استثنایی اش؟ اگر او را همراه شرایط ویژه اش بپذیرید و با او ازدواج کنید، اما بازی روزگار برتری فعلیش را از او بگیرد آیا باز حاضرید زندگی تان را با او ادامه دهید؟ و… .
اگر در پاسخ به این سوالات دچار مشکل شدید حتما در انتخابتان تجدیدنظر کنید، بی تردید بپذیرید این شخص آن فردی نیست که شما می خواهید و می توانید در کنارش آرامش پیدا کنید و خوشبخت باشید.

۹-هر چه زودتر، بهتر
«دیگه داری پیر می شی، کی می خوای ازدواج کنی؟»، «همسن و سالای تو الان بچه دارن ولی تو هنوز اندر خم اولین کوچه ای!»، «زودتر ازدواج کنی، موفق تری» و… .
سن ازدواج وابستگی تام به فرهنگ و آداب و رسوم هر خانواده و قومیتی دارد، اما با این حال بسیاری از کارشناسان، ازدواج در سنین نوجوانی یعنی زیر بیست سالگی را بسیار پرخطر می دانند، حتی گاه ازدواج در سنین بالاتر از این سن را هم به صلاح نمی دانند. آنان معتقدند فردی آماده ازدواج است که بلوغ های چندگانه (عاطفی، عقلی و اجتماعی) را پشت سر گذاشته باشد، به خودآگاهی و شناخت درستی از خویش دست یافته، اولویت هایش را تعیین کرده و به دور از هیجانات موقت و کاذب دست به انتخاب بزند و… .

راه حل
اگر همین حالا در موقعیت انتخاب مورد ازدواج تان هستید بهترین کار این است که خود را محک بزنید و ملاک هایتان را بررسی کنید و چند باره این پرسش ها را از خود بپرسید: آیا زمان ازدواج تان فرارسیده است؟ آیا آمادگی پذیرش مسئولیت های زندگی مشترک را دارید؟ آیا این فرد مطابق با ملاک های شما و خانواده تان است؟ آیا می تواند در پیش بردن اهداف تان به شما کمک کند یا نه؟ و… .

۱۰-بحران های روحی و عاطفی
«فکر کنم با ازدواج اوضاع روحی ام بهتر شود»، «دوای درد من ازدواج است»، «اگر ازدواج کنم تمام مشکلاتم حل می شود» و… .
اظهارات فوق، گفته های افرادی است که دچار «شکست عاطفی» شده و تصور می کنند با ازدواج می توانند از شرایط و احوالات نابسامان و بد خود رها شوند. نجات از بحران روحی با ازدواج، صرفا تصوری اشتباه و نادرست است که می تواند مصداق حقیقت «از چاله به چاه افتادن» باشد.

راه حل
برای نجات از بحران عاطفی و افسردگی های طولانی مدت با یک روان شناس مشورت کنید. ایشان با ارائه راهکارهایی تخصصی یاری تان می کند تا با افکار منفی و پریشان کننده خود مواجه شوید، هیجاناتتان را بشناسید و در نهایت با فراگیری و به کارگیری روش های سودمند،برای حل مشکلات روحی و عاطفی گام بردارید. (نسرین صفری – مشاور خانواده/منبع : https:portal-rangi.com)

جایگاه مدارا و بردباری در زندگی مشترک کجاست؟

جایگاه مدارا و بردباری در زندگی مشترک کجاست؟

بیا نی نی/ مدیر کل آموزش سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور با بیان اینکه مدارا و بردباری از شاخه‌های صبر محسوب می‌شوند و تاثیر به سزایی بر زندگی مشترک زوجین دارد، گفت: صبر و مدارا در معنای کلی یعنی ترک برخی از کارها. در صبر قرار نیست کاری انجام بدهیم، بلکه قرار است کارهایی را انجام ندهیم بنابراین همسران به علت داشتن تفاوت‌هایی، باید با یکدیگر مدارا کنند و آن را به عنوان یک اصل فراگیر در زندگی به شمار آورند.
دکتر فرشته سادات شجاعی همزمان با روز جهانی مدارا و بردباری اظهار کرد: یکی از بهترین راه‌های استحکام خانواده‌ها، صبر زن و مرد هنگام بروز سختی‌ها و مشکلات زندگی است چراکه زن و شوهری که در مواجهه با کوچک‌ترین سختی و مشکل دچار یأس و ناامیدی می‌شوند و عنان صبر از کفشان می‌رود نمی‌توانند کانون خانوادگی مستحکمی داشته باشند.
نائب رئیس انجمن خانواده ایران به جایگاه و تاثیر مدارا در اختلاف نظرهای زوجین پرداخت و گفت: این اختلاف نظر زوجین در انجام امور گاهی منجر به  از بین رفتن عشق و علاقه و جایگزین شدن تنفر و ناراحتی می‌شود. از این رو به جای دعوا و قضاوت‌های عجولانه باید با برخوردی پخته مسائل را حل کرد.
به گفته این روانشناس بالینی، مدارا به لحاظ معنوی و مادی در معاشرت اجتماعی، جایگاه بالایی دارد به گونه‌ای که می‌توان مدارا با همسر را کلید « زندگی با صفا » دانست. به معنای دیگر اگر کسی خواهان زندگی خوب، زیبا و با صفا است، باید با همسر خود همواره  مدارا کند تا از زندگی شیرین وعاشقانه بهره مند شود.

فرار از مسئولیت به معنای مدارا نیست
این خانواده درمانگر با تاکید بر اینکه سستی، بی اراده بودن و تزلزل افراد را باید از مجموعه مدارا خارج دانست، تصریح کرد: معنای مدارا این نیست که وقتی از کسی تخلّفی می بینیم او را به خیر نخوانیم، موعظه نکنیم و نام آن را مدارا بگذاریم چراکه این رفتار نوعی بی تفاوتی و بی مبالاتی است. نمی توان فرار از مسئولیت را مدارا نامید.
مدیر کل آموزش سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور افزود: ارتکاب کار خلاف، مصداق و نمونه مدارا نیست. مرد یا زن هیچ کدام حق ندارند تحت عنوان مدارا با همسر به کار خلاف رو آورند. مردی که برای به اصطلاح حفظ زندگی از وظیفه خود دوری می کند یا زنی که برای حفظ جایگاه خود نزد همسر به کار خلافی که دلخواه اوست با عنوان مدارا با شوهر روی می آورد، در حقیقت جایگاه مدارا را درست تشخیص نداده است.
وی ادامه داد: هرگز نمی توان با بهانه قرار دادن مدارا به نافرمانی حق داد. همرنگی با جماعت، پایبندی به بعضی از سنّت ها و حفظ موقعیّت به هر قیمت نمی تواند نمونه ای از مدارا باشد. کاری که شارع مقدس مجوّزی برای انجام دادن آن صادر نکرده است، به بهانه مدارا مجوّز پیدا نمی کند. بی شک زندگی باید با تدبیر همراه باشد. چنانچه خانواده تدبیر نداشته باشد، مشکلات فراوانی در زندگی ایجاد می شود. مدّبر کسی است که به همه راه ها بیندیشد و راهی که بیشترین خیر و کمترین ضرر را دارد، برگزیند.
به گفته شجاعی، هنگامی که یکی از زوجین در زندگی مشترک دچار یک مسیر انحرافی و غلط می‌شود، اولین کسانی که برای بهبود شرایط و حفظ یکدیگر تلاش کنند، زن و شوهر هستند که البته حفظ کردن زندگی با محبت و زبان خوش و منطق و برخورد مدبرانه و حکیمانه حاصل می شود و نه با بداخلاقی و قهر.

در برخی موارد مدارا و بردباری جوابگو نیست
وی تاکیدکرد: افراد باید ابتدا مصادیقی که صبر بر آن ها جایز است را بشناسند سپس نسبت به آن ها صبور باشند چراکه در مواردی مانند فحشا، اعتیاد و… صبر و گذر زمان به حل مسائل کمکی نمی‌کند و افراد باید از مشورت با روانشناسان بهره ببرند. درواقع مدارا در حیطه عدم توافق های اخلاقی و نقطه ضعف های عرفی مانند کم حرفی، تنبلی، غر زدن، رازدار نبودن و… پای بر عرصه می‌گذارد چراکه این مشکلات در سطحی نیستند که عرف و اجتماع به حادّ بودن آن ها نظر دهند و یا جامعه آن ها را به عنوان فسادهای آشکار و محکمه پسند تلقی کند.  

نتیجه صبر و بردباری زودهنگام حاصل نمی شود
شجاعی گفت: صبر در روابط خانوادگی یعنی به فکر انتقام نبودن، تلافی نکردن و به روی خود نیاوردن. نگویید که با این کارها همسر جری می شود، اصلاً در ازدواج بحث از جری شدن نیست بلکه باید گذشت و مدارا کرد، به روی خود نیاورد و چشم پوشی کرد البته باید به خاطر داشت که نتیجه مثبت چنین رفتاری، الزاماً زود هنگام نیست بنابراین همسران نباید بگویند که این کارها امتحان کردم و همسرم جری تر شد چراکه در دراز مدت، ثمره شیرین آن را خواهند دید. نهالی که می نشانید دیر به بار می نشیند اما پر و شیرین به بار خواهد نشست.
به گفته این روانشناس بالینی، مدارا کردن شامل رفتارهایی نظیر عفو و بخشش،تحمل کردن رفتار بد دیگران، امنیت، هم صحبتی زیبا، محبّت، مسالمت و کینه زدایی، خوش اخلاقی، کامیابی و پایدار و… است همچنین مدارا کردن زندگی زناشویی را با صفا وشیرین و از بروز در گیری های بی فایده نیز جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر صبر، ذخیره نشاط روحی را حفظ می‌کند و اراده انسانی را نیرومند می‌سازد.

نباید به بهانه مدارا کردن از انجام وظایف خود غافل شد
نائب رئیس انجمن خانواده ایران در انتها تصریح کرد: انسان در زندگی فردی و اجتماعی وظایف و تکالیفی دارد که باید آن ها را انجام دهد و چنانچه در ادای آن ها کوتاهی کند، مقصّر و مسئول است بنابراین در اصل ادای وظایف چیزی به نام مدارا وجود ندارد ولی در راهکارها و کیفیت ادای وظیفه، مدارا یک اصل انکارناپذیر است که برای رسیدن به هدف، رعایت آن ضروری است. به تعبیر دیگر جایی نوبت به مدارا می رسد که وظیفه ابتدایی خود را انجام داده و درصدد دعوت به خیر، موعظه، امر به معروف، نهی از منکر و … برآمده باشیم و در صورتی که سطح دلخواه از کار خیر عملی نشد، دست کم برای تحقق سطوح پایین تر به مدارا رو آوریم.

روش صحیح شناخت قبل ازدواج

روش صحیح شناخت قبل ازدواج

حامی هنر زندگی/ شناخت پیش از ازدواج، عاملی تعیین کننده برای دست یافتن به یک ازدواج موفق است. ازدواج انتخابی مهم در زندگی هر فرد است چرا که بعد از این تصمیم‌گیری حیاتی، کل روند زندگی‌ دستخوش بزرگترین تغییرات می‌شود؛ تغییراتی که معمولا غیر قابل بازگشت هستند. اینجاست که دوران نامزدی و دوره شناخت قبل از ازدواج نقش تعیین کننده‌ای ایفا می‌کند. شناخت پیش از ازدواج فرصتی استثنایی است که بتوانید آینده‌ای زیبا و عشقی جاودان برای خودتان رقم بزنید. مشاوره قبل از ازدواج، این امکان را فراهم می‌کند تا با آسودگی خاطر بیشتری در مسیر آغاز زندگی مشترک قدم بگذارید. در این مقاله درباره راه‌ها، زمان و موارد مورد اهمیت برای شناخت شریک آینده زندگی صحبت خواهیم کرد. 

اهمیت شناخت پیش و قبل از ازدواج
شناخت پیش از ازدواج، به تلاش برای شناختن ویژگی‌ها، خصوصیات و علائق طرفین ازدواج گفته می‌شود. در واقع دوره قبل از ازدواج، کوشش مشترکی برای پیدا کردن یک پایه مشترک برای زندگی زناشویی و اطمینان یافتن از فرد مقابل در جهت ایجاد یک رابطه زناشویی و عاطفی مناسب است. نقش خانواده، اختلافات فرهنگی در ازدواج و اختلافات طبقاتی از جمله مواردی است که در مرحله قبل از ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار است. 

راه های شناخت پیش و قبل از ازدواج
شناخت قبل از ازدواج از طرق مختلفی صورت می‌گیرد. بسته به نوع ازدواج، افراد مسیرهای متفاوتی را طی می‌کنند. در ازدواج‌های سنتی طرفین به صحبت کردن در منزل در مورد برخی مسائل کلیدی کفایت کرده و اگر خانواده‌ها معیارهای هم را بپذیرند، وصلت انجام می‌شود. برخی دیگر از افراد نیز بعد از طی کردن یک دوره دوستی، تصمیم به ازدواج می‌گیرند. 
در این حالت آن‌ها یک شناخت نسبتا عمیق از هم دارند و شاید در جلسات خواستگاری، صحبت‌های مهمی نداشته باشند. برخی از خانواده‌ها هم در بین این دو حالت قرار می‌گیرند و زمانی را برای شناخت در نظر می‌گیرند. در این زمان افراد با هم قرار ملاقات‌های خارج از منزل گذاشته و در مورد مسائل مهم توافق می‌کنند. 
پیش نیازهای شناخت پیش از ازدواج
هر فردی که قصد از‌دواج دارد، باید دارای ویژگی‌های خاصی باشد. این ویژگی‌ها امر شناخت را تسهیل می‌کند. اولین ویژگی صداقت است؛ در صورت نداشتن صداقت، هیچ کدام از مراحل بعدی به خوبی پیش نخواهد رفت. مهم‌ترین ویژگی پیش نیاز آمادگی برای ازدواج، خودآگاهی است. پس از معیارهای انتخاب همسر خود آگاه باشید. فردی که خود را به خوبی نشناسد، ملاک‌های روشن و دقیقی برای ازدواج نداشته باشد یا انگیزه‌های ازدواج خود را تعیین نکرده باشد، نمی‌تواند فرایند ازدواج را به خوبی طی کند. مسئولیت پذیری و تعهد از ویژگی‌های دیگری است که فرد جویای ازدواج به آن نیاز دارد. در نهایت توانایی ارتباط اجتماعی، مهارت حل مسئله و مدیریت هیجانات فرایند شناخت را تسهیل می‌کنند. 
مدت زمان شناخت پیش و قبل از ازدواج
مدت زمان مورد نیاز برای رسیدن به یک شناخت کامل از فرد مقابل به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد. محدودیت‌های فرهنگی و آداب و رسوم خانوادگی شدیدا آن را تحت تاثیر می‌گذارند. به طور کلی می‌توان گفت یک بازه حدودا 6 ماهه مناسب است. ولی نوع ارتباط در این 6 ماه از نوع ارتباط هر روزه باید باشد. این بازه باید آن قدری باشد که فرد در شرایط مختلف بتواند فرد مقابلش را ببیند و بسنجد. در طی این بازه اگر رابطه آنقدر عمیق نشود که طرفین درگیر هیچ تعارض و اختلافی نشوند، ممکن است شناخت کاملی از هم به دست نیاورند. 
موارد دارای اهمیت برای شناخت پیش از ازدواج
مسائل زیادی هستند که قبل از ازدواج باید مطرح شوند و در مورد آن‌ها تصمیم گیری شود. ممکن است طرفین علیرغم دوستی‌ قبل از ازدواج، به این مسائل توجه نکرده یا از کنارشان ساده گذشته باشند. هرگونه عدم توافق در مورد این مسائل، در آینده خود را در قالب اختلاف‌های زناشویی نشان می‌دهد و ازدواج را با شکست مواجه می‌سازد. بهتر است به جای امید به تغییر همسر بعد از ازدواج با طرح مناسب سوالات قبل ازدواج مانع از بروز مسائل پیچیده شوید. پس پیشنهاد می‌شود به مسائل زیر بپردازید :
1- بررسی کردن سرگرمی ها، تفریحات و علائق
سرگرمی و تفریج نقش مهمی در دور شدن از استرس‌های زندگی ایفا می‌کند. پس اینکه چطور قرار است با یکدیگر وقت بگذرانید حائز اهمیت می‌باشد. سرگرمی‌های مشترک با خانواده را بررسی کنید. تعارضات سلیقه‌ای فرد با خانواده و چگونگی حل آن را مورد سوال قرار دهید.
2- کاوش کردن باورها و ارزش های دینی
سوال کردن در مورد باورها و ارزش‌های اخلاقی فرد و خانواده وی یکی از مهم‌ترین مواردی است که نباید از آن غافل شد. مرزهای دوستی، تعریف دوستی، موارد قطع رابطه عاطفی با یک دوست شامل چه چیزهایی می‌شود؟ نظر فرد در مورد رابطه با جنس مخالف و حدود آن را مورد کاوش قرار دهید.
3- بررسی کردن میزان نیاز به پیشرفت
نظرات فرد مقابل را در مورد اهداف، رشد و پیشرفت‌های آینده و برنامه‌های احتمالی وی برای رسیدن به آن‌ها بپرسید. بررسی کنید که برای او رشد کردن در چه حیطه‌هایی حائز اهمیت است.
4- صحبت کردن در مورد میزان نیاز به عشق ورزی
 مهم‌ترین مسئله‌ای که باید مورد بررسی قرار دهید، نظر فرد مقابلتان در مورد رابطه صمیمانه با همسر می‌باشد. سبک عشق ورزی او چیست؟ زبان عشقش کدام است؟ چه چیزهایی را صمیمیت تلقی می‌کند؟ باورهای اساسی فرد در مورد رابطه جنسی را جویا شوید و از محدودیت‌ها و پرهیزهایش بپرسید.
5- معرفی کردن اعضای خانواده
در مورد خانواده اصلی خود صحبت کنید. آن‌هارا معرفی نمایید و جایگاه هر کدام را بیان کنید. شیوه‌های حل مسئله در خانواده‌تان و میزان استقلال و نزدیکی افراد خانواده به یکدیگر را برای فرد مقابل روشن کنید. درباره نقش خانواده در ازدواج نیز می‌توانید مطالعه داشته باشید. انتظارات و توقعاتتان از نوع رابطه‌تان با خانواده همسرتان را مشخص نمایید. چه مرزهایی برایتان اهمیت دارد؟ اگر اختلافی پیش آمد بهترین شیوه حل آن چیست؟ مسائل و تعارضات با آن‌ها را چگونه باید با همسرتان در میان بگذارید؟ 
6- شناخت پیش از ازدواج | موضع گیری مشخص در مورد مسائل مالی
مواضعتان در مورد مسائل مالی در خانواده را کاملا واضح بیان کنید. اهمیت پول و درآمد، برنامه ریزی برای جشن عروسی و مسکن آینده، سهم زن در تصمیم گیری در مورد مسائل مالی، اشتغال زن و… همگی مسائلی هستند که نیاز به توافق طرفین دارند.

7- مشخص شدن نقش زن و مرد در زندگی مشترک
وظائف زن و مرد در زندگی مشترک از جمله مسائلی است که اگر روشن شود، فرایند زندگی مشترک را تسهیل می‌کند. بسیاری از مشکلات از عدم توافق بر همین مسئله نشات می‌گیرد. 
در واقع امروزه بسیاری از افراد نقش‌های جنسیتی سنتی را قبول ندارند. همین مسئله باعث می‌شود برخی زنان انتظار داشته باشند همسرشان کارهای خانه را انجام دهد یا مردان انتظار داشته باشند همسرشان به کسب درآمد خانواده کمک کند. اگر شما فردی باشید که به تقسیم وظایف زن و مرد به شکل سنتی باور دارد، مسلما در برخورد با این انتظارات با تعارض مواجه می‌شوید. در نتیجه بسیار اهمیت دارد که از قبل موضع خود را در این باره مشخص کنید و نظرات فرد مقابل را نیز در این زمینه جویا شوید.

8- تصمیم گیری در مورد فرزند و نقش هر یک از زوجین در تربیت او
در مورد فرزندآوری گفتگو کنید. تعداد ایده آل آن‌ها یا زمانی که برای بچه‌دار شدن مناسب می‌دانید را بگویید. در صورتی که صاحب فرزند شدید، نقش هر یک در فرزندپروری و رشد او را مشخص کنید. بسیاری از زن و شوهرها تا قبل از تولد فرزند اختلاف کمی با یکدیگر دارند اما بزرگ شدن در خانواده‌هایی با سبک تربیتی متفاوت باعث می‌شود که پس از فرزندآوری اختلافات بیشتر از گذشته خود را نشان دهند. در نتیجه لازم است در این زمینه نیز اطلاعات کسب کنید و اصول تربیتی مهم از دیدگاه فرد مقابل را نیز بسنجید. باید از خود بپرسید که تا چه حد می‌توانید با همسر آینده‌تان در تربیت فرزندان هماهنگ شوید؟

نقش جلسات مشاوره روانشناسی در شناخت پیش از ازدواج 
امروزه کارشناسان سلامت روان بیش از پیش بر مشاوره قبل از ازدواج تاکید می‌کنند. اما واقعا این جلسات چه اهمیتی دارند و چه کمکی به شناخت پیش از ازدواج می‌کنند؟ در جواب به این سوال باید گفت که روانشناسان آموزش دیده در حوزه زوج و خانواده از طریق ابزارهای مختلف نظیر مصاحبه بالینی و به کارگیری پرسشنامه‌ها به شما کمک می‌نمایند تا در مورد ویژگی‌های رفتاری پایدار خود و همسر آینده‌تان آگاهی بیشتری کسب کنید و در واقع صفات اصلی شخصیت یکدیگر را بشناسید.
از آنجایی که صفات شخصیتی هسته اصلی ویژگی‌های روانشناختی هستند و به سختی تغییر می‌کنند، آگاهی از آن‌ها بسیار اهمیت دارد. چرا که برخی افراد فکر می‌کنند پس از ازدواج می توانند همسر خود را تغییر دهند در حالی که بسیاری از مسائل به ظاهر ساده مقاومت بسیار بالایی در برابر تغییر دارند. در نتیجه لازم است که از همان ابتدا از خود بپرسید چقدر می‌توانید با این ویژگی‌ها سازگار شوید و آن‌ها را بپذیرید. 
هم چنین روانشناسان در جلسات مشاوره قبل از ازدواج میزان مهارت‌های ارتباطی شما را می‌سنجند و برای ارتقای آن‌ها نیز تلاش می‌کنند. شما در جریان این جلسات راحت‌تر می‌توانید در مورد توانایی فرد مقابل در ارضا کردن نیازهای عاطفی خود اطلاعات کسب کنید و به چشم اندازی واقع بینانه‌تر در مورد کیفیت زندگی زناشویی خود دست یابید.

نکات بسیار مهمی که باید در شناخت پیش از ازدواج مد نظر قرار دهید
بررسی برخی مسائل در جلسات معارفه و شناخت پیش از ازدواج بیش از هرچیزی اهمیت دارد. چرا که آگاهی بیشتر در مورد این مسائل می‌تواند از بروز مشکلات جدی پس از ازدواج پیشگیری کرده و آسیب‌هایی نظیر خیانت و طلاق را کاهش دهد. در نتیجه تلاش کنید بررسی این موارد را در اولویت‌های خود قرار دهید.
سبک زندگی فرد در دوران مجردی و نگاه او به روابط با جنس مخالف
کیفیت ارتباط فرد با سایر اعضای خانواده و میزان حمایتی که از جانب آن‌ها دریافت می‌کند.
میزان موفقیت فرد در به دست آوردن یک شخصیت مستقل در جنبه‌های مختلف مادی و روانشناختی.
بررسی الگوی رفتاری فرد در ابراز هیجانات خود و میزان سازگاری آن با شما.
بررسی نحوه کنترل خشم و نوع رفتار در زمان عصبانیت.
بررسی نحوه واکنش فرد به استرس‌های محیطی و مدیریت آن‌ها
نحوه مدیریت فشارهای شغلی و مسائل مرتبط با کار
بررسی اولویت‌های فرد مقابل در زندگی و جایگاه همسر در ذهن او.
بررسی سبک تربیتی تجربه شده در خانواده پدری و نظر فرد در مورد تربیت فرزندان
توجه داشته باشید که به دست آوردن اطلاعات کامل و دقیق در مورد همه این موارد در اکثر موارد بسیار سخت است و می‌تواند بسیار زمان‌بر باشد. کمک گرفتن از مشاوره قبل از ازدواج به شما کمک می‌کند تا زودتر در مورد این مسائل به جواب برسید و جمع بندی بهتری در مورد آن‌ها داشته باشید. 

سخن آخر
به طور کلی انتظار و علایق خود در زندگی مشترک را بیان کنید. مسائل جنسی یکی از پایه‌های اساسی هر زندگی مشترک است. مواضع خودتان را مشخص کنید؛ بدیهی است که تمام عناوین بالا باید به صورت دو طرفه بیان شوند. یعنی گفتگوی متقابل برای آن‌ها نیاز است. در مورد هر کدام از آن‌ها هر دو طرف باید نظر بدهند و نظر فرد مقابل را جویا شوند. در غیر این صورت شناخت کامل حاصل نمی‌شود. درجلسات مشاوره روانشناسی با استفاده از مصاحبه بالینی به منظور بررسی تمام جوانب زندگی زوجین و آموزش مهارت‌های لازم این امکان را می‌دهد تا مدت آشنایی ازدواج به کوتاه‌ترین حد و با کیفیت‌ترین آن برسد. 

برای جلوگیری از بحران انزوا گفت‌وگو را در خانواده تقویت کنیم

برای جلوگیری از بحران انزوا گفت‌وگو را در خانواده تقویت کنیم

شهربانو/ انسان مدرن انسانی تنهاست. در هیاهوی زندگی سریع و ارتباطات گسترده، گاهی خودش را غرق‌شده می‌بیند. حجم وسیع دغدغه‌های ذهنی و مشغولیت‌های زمانی برای تأمین معاش و عقب نماندن از تغییرات شتابنده سبک زندگی کنونی زندگی امروز را به زندگی شلوغ و سرشار از فشارهای روانی و اضطراب‌های ذهنی و اجتماعی تبدیل کرده است. انسان‌ها مجبورند برای تأمین بقای خود بیش از گذشته تلاش کنند. از سوی دیگر، فناوری به نوعی زندگی فردی و جمعی آنان را تسخیر کرده است. 

روابط گسترده، سطحی و سودانگارانه
پیشرفت فناوری در کنار فواید متعدد مانند افزایش رفاه، جنبه‌های تاریک و آسیب‌زایی نیز به همراه داشته است این روزها آدم‌ها اغلب به طور فیزیکی در کنار یکدیگرند اما ذهن آنان در فضاهای مجازی و ارتباطات گسترده درگیر است. اگر در گذشته‌ای نه‌چندان دور انسان‌ها روابطی صمیمانه، عمیق و محدود داشتند، امروزه دارای روابط گسترده، سطحی و سودانگارانه هستند. ارتباطات امروزه به کلافی سردرگم می‌ماند. افراد به دلایلی متعددی نظیر حفظ موقعیت شغلی یا حتی تولید شغل، سرگرمی و رفع خستگی، کسب اطلاعات و افزایش دانش، مرتب خود را به فضاهای ارتباطی گره می زنند. انسان‌ها در فرایند حضور فعال در فضاهای مجازی، سبک ارتباطی خود را حتی در روابط بین‌فردی به فضای مجازی کشانده‌اند. امروزه اغلب ارتباط بین نسل والدین در کانون خانواده با نسل فرزندان که نسل دیجیتال و ارتباطات فراملی هستند در فضای مجازی صورت می‌گیرد. میدان گفت‌وگو از سر میز غذا، شب‌نشینی‌های حضوری و گفت‌وگوهای چهره‌به‌چهره به گفت‌وگو در صفحه‌های مجازی منتقل شده است. تغییراتی از این دست سراسر منفی نیستند و پیامدهای مثبت بسیاری به همراه داشته‌اند. با این حال منطقی نیست که از پیامدهای منفی آن چشم پوشید و چاره‌ای نیندیشید.

زنده هستیم اما آیا زندگی می‌کنیم؟
انسان زندگی صنعتی که از محل کار به خانه می‌شتافت تا در آن آرامش یابد و ارتباط عاطفی برقرار کند و با سایر افراد خانواده تبادل افکار داشته باشد امروزه بدون بازگشت مشتاقانه به منزل هم می‌تواند از هر نقطه‌ای که در آن حضور دارد با خانواده ارتباط برقرار کند با این تفاوت که مشغله‌های فکری و کاری در زندگی کنونی به اندازه‌ای افزایش یافته که فرصت گفت‌وگو اندک شده است و درموارد بسیاری اهمیت گفت‌وگو در هیاهوی تأمین بقا و ایجاد رفاه گم می‌شود. افراد جامعه می‌آموزند با توجه به شرایط متفاوت زیستی و اجتماعی چگونه تغییر کنند اما این یک بخش ماجرای زیستن است: بخش حفظ بقا و زنده ماندن. این نوع مهارت تغییر مطابق شرایط اگرچه زنده بودن را سبب می‌شود، نمی‌تواند برای زندگی کردن هم تضمین بدهد. در جامعه در حال گذار به سوی توسعه‌یافتگی و حتی در برخی موارد در جامعه مدرن، انسان‌ها زنده می‌مانند اما از زندگی کردن بازمی‌مانند. برای زندگی کردن، آنان نیازمندند که به تبادل افکار از طریق گفت‌وگو بپردازند تا بتوانند معناسازی، و بر اساس معناها هدف و انگیزه تولید کنند. باید بیاموزند چگونه، چرا، چه موقع و با چه کسانی تعامل برقرار کنند و چگونه از حجم اضطراب‌های متعدد با کمترین آسیب خارج شوند.

مادران باید گفت‌وگو را بیاموزند
پایه و اساس مهارت گفت‌وگو در کودکی و از خانواده آغاز می‌شود. از تعامل مادر و کودک و در گام بعدی پدر و همه اعضای خانواده. آدم‌ها اگر از مهارت گفت‌وگو بی‌بهره بمانند در درک گسترده و عمیق از زیست اجتماعی دچار چالش می‌شوند. در تولید معنا موفق عمل نمی‌کنند و موفق به برقراری تعامل نمی‌شوند. این مهارت پذیرش‌گیری اجتماعی از خانواده آغاز می‌شود، از فردی به نام مادر، و از دوران جنینی تا پایان نوجوانی، یعنی نوزده‌سالگی، ادامه می‌یابد. فرزندان یک خانواده که همان نسل بزرگ‌سال جامعه را تشکیل خواهند داد چه درون‌گرا باشند و چه برون‌گرا برای زندگی سالم و موفق در جامعه با مخاطرات متعددش نیازمند آموزش دیدن برای برقراری ارتباط هستند، نیازمند بهره‌گیری صحیح و مناسب از زبان. انسان‌ها در گفتن و شنیدن است که می‌توانند خود و محیط پیرامون خود را کشف و ارزیابی کنند. چه این کشف و ارزیابی در محیط مجازی انجام پذیرد چه در محیط واقعی، بدون آزمون و خطا میسر نمی‌شود. مادران هستند که به فرزندان خود می‌آموزند که میان یک موجود اجتماعی بودن و یک موجود منزوی بودن کدام یک را انتخاب کنند. اگرچه ساختار اجتماعی و شرایط فرهنگی در چگونگی انتقال آموزش توسط مادران از نقش بسزایی برخوردار است، کلید طلایی چگونگی ارتباط‌گیری و تعامل نزد مادران است به این دلیل که اولین و نزدیک‌ترین فرد بزرگ‌سالی هستند که در زندگی هر فرد اجتماعی ایفای نقش می‌کنند. اگر مادران توانایی برقراری ارتباط از طریق گفت‌وگو را به طور صحیح آموخته و تدبیر داشته باشند، فرایند انتقال معنا در تجربه گفت‌وگوهای بین فردی با کمترین آسیب اجتماعی شکل می‌گیرد اما آیا این ایده‌آل پرورشی در جامعه ما امکان واقعیت یافتن داشته است؟

نهادهای اجتماعی از مادران حمایت همدلانه کنند
دختران از این جهت که مادران آینده و اولین‌های مهم نسل پس از خود هستند بیش از پسران می‌کوشند که وارد فضاهای گفت‌وگویی شوند و تدبیر امور درونی خانواده را بیاموزند. می‌توان گفت امروزه جنسیت به طور اجتماعی نقش کم‌رنگ‌تری در مقایسه با گذشته دارد. به علاوه، از جنبه انسان‌گرایی دختر و پسر هردو باید از فضای تعامل سالم در خانواده برخوردار باشند تا بتوانند در بزرگ‌سالی چرخه انتقال مهارت زیستن به فرزندان نسل بعدی را حفظ کنند. این در حالی است که نمی‌شود بر جنبه زیستی ارتباط عاطفی و نزدیک مادران چشم پوشید زیرا فرزندان یا به عبارتی نسل آینده را در بطن خود حفظ می‌کنند و به ثمر می‌رسانند. لزوم اجرایی کردن تمهیداتی برای جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی که ناشی از عدم تعامل و جایگزینی انزوا و اجتماعی بودن است بر عهده نهادهای اجتماعی است که مادران را حمایت آموزشی و همدلانه کنند. اگرچه در جامعه ایران به دلیل بافت فرهنگی سنتی که بر روابط بین‌فردی غالب است گفت‌وگو هنوز هم محور استواری روابط درون خانواده است، نیازمند سیاست‌گذاری‌های عمومی در جهت آموزش مهارت تعامل مطابق با سبک زندگی تغییر یافته از سنتی به سوی مدرن امروز در جامعه ایران است. گفت‌وگو در تعامل ایرانی امروزه با چالش افزایش شکاف نسلی ناشی از تغییر سبک زندگی روبه‌روست و به مفهومی تبدیل شده است که بیش از گذشته نیازمند کسب مهارت برای ورود به گفت‌وگوی سالم و تعامل مؤثر است.
دکتر مهتاب علی نژاد جامعه شناس