راهکار داماد برای فراری دادن مادرزن

اینکه گاهی روابط بین مادر زن و داماد شکر آب شود امری طبیعی است و حتما شما هم نمونه‌هایی از آن را شاهد بوده اید، ولی اینکه هر اقدامی برای فراری دادن مادر زن از خانه توسط داماد اجرا شود چندان رایج نیست، ولی از قرار معلوم مرد جوان قصه‌ی ما تصمیمش برای رهایی از دخالت‌های مادر زنش جدی بوده است.

طبق گزارش‌ها مرد جوان مدت‌ها بود که با والدین همسرش به مشکل برخورده بود و اخیرا شدت این اختلافات بالا گرفته و دیگر برایش قابل تحمل نبود برای همین دنبال راهی بود تا بدون آنکه کسی متوجه نیت او شود آن‌ها را از خانه و زندگی خود دور کند.

آنطور که این مرد جوان گفته پدر زنش مرد خوبی است و گاها به خاطر فشارهای همسرخود یعنی مادر زن در زندگی مشترک مرد جوان و همسرش دخالت می‌کرده، اما مادرزن به شدت و بدون رعایت هیچ حریمی مخل آرامش زندگی مشترک آن‌ها می‌شده است.

راهکار داماد برای فراری دادن مادرزن

نق زدن‌های زیاد و ایرادات عجیبی که مادر زن از زندگی این زوج می‌گرفته به مرور موجب تغییر نظر دختر هم شده بود و برای همین مرد جوان احساس خطر کرد و تصمیم گرفت تا راهی برای دور کردن مادر زنش از خانه شان پیدا کند. راهی که او به ذهنش رسید بیشتر شبیه ایده‌ای بود که در انیمیشن‌های دوران کودکی مان دیده بودیم؛ یعنی ترساندن با استفاده از یک موجود چندش آور.

مرد جوان روزی را به یاد آورد که مادر زنش با دیدن نوعی عنکبوت به شدت وحشت کرد و از اتاق بیرون رفت و تا مدت‌ها دیگر به اتاقی که عنکبوت در آنجا دیده شده بود نیامد و همین ایده‌ای شد برای اجرای نقشه‌ی دور کننده مادر زن از خانه شان.

روزی که قرار بود والدین همسرش به خانه‌ی آن‌ها بیایند را مطلع شد و با برنامه ریزی نوعی عنکبوت چندش آور به نام “تارنگولا ” خریداری کرده و در گوشه‌ای از خانه پنهان کرد؛ مادر زن هم بی خبر از همه چیز و همه جا دقیقا جایی نشست که دامادش عنکبوت را در آنجا پنهان کرده بود. دقایقی بعد داماد به بهانه‌ای به آن گوشه از خانه رفت و عنکبوت را آزاد کرد و عنکبوت هم مستقیما به سمت مادر زن آمد؛ دیدن عنکبوت همانا و فراری شدن از خانه داماد همانا. به گفته‌ی این مرد جوان در حال حاضر بیش از یک ماه است که مادرزنش به خانه‌ی آن‌ها نیامده است.

منبع: سانا پرس

گفت‌وگو با مادر و دختر قهرمان کاراته‌ کار

 آزاده درویش بانویی کاراته‌کا است که از مقام و عنوان در این رشته تعداد زیادی در حوزه‌های بین‌المللی، کشوری و استانی کسب کرده است. او کاراته را از سه‌سالگی شروع کرده است و این شروع را از خانواده یا بهتر بگویم پدر و مادری کاراته‌کا دارد. پدر او، جواد درویش، از استادان نام‌دار سبک وادوکای است و مادرش بعد از ازدواج، از حدود سال 62 کاراته را شروع کرده و این ورزش اکنون به رشته خانوادگی آن‌ها و فرزاندانشان تبدیل شده‌است.

کاراته از سه‌سالگی
آزاده متولد سال 66 است. به قول مادرش، اکرم گل‌پرور، آن‌قدر در سالن‌ها و مسابقات کنارش بوده که هم‌جواری ناخودآگاه روی او تأثیر گذاشته‌ است اما به ‌صورت حرفه‌ای، کاراته را از هفت‌سالگی در سبک وادوکای که سبک پدر و مادرش نیز هست شروع کرده است و اکنون کمربند مشکی دان 6 دارد. او داور و مربی ممتاز فدراسیون کاراته کشور است. 10 دوره قهرمانی مسابقات بین‌المللی، دو کاپ آزاد جایزه بزرگ باکو، دو مقام در مسابقات بین‌المللی مالزی، چندین دوره دعوت به اردوی تیم ملی و بیش از صد مقام کشوری و استانی از جمله مقام‌هایی است که کسب کرده و از مادر خود به ارث برده‌است، مادری که بنیان‌گذار کاراته بانوان در خراسان‌ رضوی است و تجربه ریاست و نایب‌رئیسی هیئت کاراته استان را در کارنامه خود دارد.

عزمی زنانه برای کاراته
مادر و دختر هردو این روزها مربیگری می‌کنند و شاگردانی تربیت می‌کنند که خیلی از آن‌ها پا جای پای خودشان گذاشته‌ و مقام‌های بین‌المللی، کشوری و استانی کسب کرده‌اند. برخی از آن‌ها نیز امروز مربیگری را تجربه می‌کنند. خانم گل‌پرور درباره سال‌های اولی که کاراته را در مشهد شروع کرد می‌گوید: سال 62 بعد از ازدواج با همسرم که استاد کاراته است، من هم کم‌کم جذب این رشته شدم. آن زمان رشته‌های رزمی فقط برای آقایان بود و زمینه‌ای برای خانم‌ها وجود نداشت. کاراته را یاد گرفتم و چون رشته‌ای نو و تازه بود، خانم‌های زیادی جذب آن شدند. آن سال‌ها برای جا انداختن و معرفی کاراته بین زنان خیلی تلاش کردم. تفکر جامعه این بود که رشته‌های رزمی خشن است و به درد خانم‌ها نمی‌خورد ولی واقعیت این نبود. رشته‌های رزمی نه‌تنها خشونت ندارند بلکه خشونت درونی را هم آرام می‌کنند. جلسات زیادی می‌رفتم و در مدارس صحبت می‌کردم تا آگاه شوند.
او همه وقت خود را در این سال‌ها برای جا انداختن کاراته بین بانوان گذاشته است و نماینده سبک وادوکای استان نیز هست. وقتی از او می‌پرسم تاکنون چه مقام‌هایی کسب کرده‌است می‌گوید: وقتی کاراته استان را شروع کردم واقعا وقتی برای شرکت در مسابقات نداشتم. هدفم این بود که آن را جا بیندازم و دخترانی تربیت کنم که آن‌ها مقام آور باشند. از اینکه به هدفم رسیده‌ام راضی‌ام و نگران مقام نیاوردن در مسابقات نیستم. همین که در مسابقات کنار بچه‌ها بودم و اشک‌ها و لبخندهای آن‌ها را در لحظه پیروزی می‌دیدم، برایم بهترین مقام است.
خانم گل‌پرور متولد سال 45 و دارای کمربند مشکی دان 7 است. او این روزها هم‌چنان مشغول مربیگری و پرورش نسلی از زنان ورزشکار و مقاوم است.

زندگی با یک سبک ورزشی
آزاده درویش درباره اوایلی که کاراته وارد زندگی‌اش شد می‌گوید: ابتدا برایم جنبه بازی و سرگرمی داشت اما با شرکت در مسابقات به این رشته علاقه‌مند شدم و عضوی از زندگی‌ام شد. الان هم با اینکه مهندسی معماری خوانده‌ام و نظارت پایه2 دارم، بیشتر وقتم را برای مربیگری می‌گذارم. چون کاراته عشق اول زندگی‌ام است، ترجیح می‌دهم بیش از مهندسی برای آن وقت بگذارم. این‌طور هم نیست که همه چیز را کنار گذاشته باشم. به زندگی و فرزندم می‌رسم ولی در کنارش، ورزش را هنوز دارم. هرچند از سال 93 با دنیای قهرمانی خداحافظی کرده‌ام، تا آخرین روزهای بارداری هم به عنوان مربی در کنار بچه‌ها بودم و در اردوها و مسابقات آن‌ها را تنها نگذاشتم. ارتباط ما با هم آن‌قدر زیاد است که گاهی میزان صمیمیت بچه‌ها با من بیش از مادرشان است و حرف‌هایی را به من می‌زنند که شاید هیچ‌وقت به مادرشان نگویند. این سبک رفتار را از مادرم آموخته‌ام. او هم در مربیگری همراه و دوست بچه‌هاست و برای آن‌ها مانند یک دوست و مادر است.
خانم درویش مربیگری را از بیست‌سالگی شروع کرده اما از پانزده‌سالگی به عنوان کمک‌مربی فعالیت کرده‌است. او هم‌اکنون حدود صد شاگرد خردسال، نونهال و نوجوان دختر دارد و به گفته خودش به بیش از هزار شاگرد در این رشته آموزش داده‌است. او سال 94 ازدواج کرده و پسرش متولد سال 97 است. آزاده رشته شمشیربازی را به صورت حرفه‌ای و کسب مقام قهرمانی کشوری و در دوره‌ای کوتاه، فوتسال و ژیمناستیک را در کنار کاراته تجربه کرده است. او نماینده سبک کاراته سنتی استان نیز هست.

رشته‌های شخصیت‌ساز
از این مادر و دختر می‌خواهم درباره تأثیر کاراته و انتخاب یک سبک ورزشی در زندگی خود برایم بگویند. خانم گل‌پرور معتقد است ورزش به‌ویژه ورزش‌های رزمی تأثیر بسزایی بر شخصیت افراد دارد. می‌گوید: بعضی‌ها فکر می‌کنند رشته‌های رزمی خشن‌اند ولی واقعیت این نیست. بچه‌ها در این رشته‌ها تواضع را در ابتدای کار یاد می‌گیرند زیرا با اجازه باید وارد زمین و از آن خارج شوند. برنامه‌ریزی را می‌آموزند و یاد می‌گیرند برای همه لحظه‌های زندگی از خورد و خوراک گرفته تا خواب و مطالعه زمان و مقدار تعیین کنند. شخصیت آن‌ها رشد می‌کند و با پیروزی‌ها و شکست‌ها تجربیاتی به دست می‌آورند که هر جایی وجود ندارد. این تغییرات و این تأثیرات را نه‌تنها روی فرزندانم بلکه روی همه شاگردانم دیده‌ام. خانم درویش هم درباره اهمیت ورزش می‌گوید: رشته‌های ورزشی و رزمی مانند رشته کاراته دنباله‌دار هستند و چون رتبه‌بندی دارند باعث ایجاد علاقه و انگیزه برای افراد می‌شوند. در کنار این، چون فضای رقابت وجود دارد، بچه‌ها این رشته‌ها را دوست دارند و جذب آن می‌شوند. جذب ورزش شدن و ایجاد دغدغه‌هایی در این زمینه باعث دوری بچه‌ها از بسیاری معضلات اجتماعی می‌شود. دختران ورزشکار وقتی برای خیلی از کارهای اضافه ندارند و اطراف آن‌ها دوستانی هستند که دغدغه‌هایی مثبت برای رشد و ارتقا دارند. البته الان گرایش خانواده‌ها به اینکه دخترانشان رشته‌های رزمی را فرا بگیرند زیاد شده است و خیلی از بانوان به دفاع شخصی علاقه دارند. البته سکونی هم که در دوران کرونا ایجاد شد، باعث استقبال شدید خانواده‌ها از رشته‌های ورزشی در تابستان امسال شد. او که مانند مادرش به دنبال جذب حداکثری دختران در رشته ورزشی کاراته است، در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: اینکه خانواده‌ها باوجود خیلی از مشکلات از جمله مشکلات اقتصادی باز هم دختران خود را به کلاس ورزش می‌فرستند به من انرژی خاصی می‌دهد. همین رفتارها به من انگیزه و روحیه می‌دهد که در این رشته ورزشی بمانم و به بسیاری از مشکلات فکر نکنم و خلأ‌ها و بی‌توجهی‌ها را نبینم.

خانواده دان‌دار
در خانواده درویش، پدر خانواده با کمربند دان 8 دارای بالاترین رتبه است و نوید، پسر خانواده، نیز کمربند مشکی دان 5 دارد. رتبه‌بندی کمربندهای این رشته به ترتیب در رنگ‌های سفید، زرد، نارنجی، سبز، آبی، بنفش، قهوه‌ای و مشکی است که کمربند مشکی 10 دان دارد.
نویسنده: لیلا جان‌قربان

الناز بانوی اول آسیاست

روز تربیت بدنی بهانه خوبی است برای آنکه به سراغ ورزشکاری همه چیز تمام برویم و معنای واقعی قهرمانی، معلولیت و حجاب را از قاب نگاه او به تصویر بکشیم. کسی که همین چندهفته پیش نیز در تورنمنت مراکش خوش درخشید و نایب قهرمانی پرتاب دیسک را از آن ایران کرد. بله؛ الناز دارابیان دختر 39 ساله ای است که همه نمی شودها را با ارده ای فولادین دور زده و حالا به عنوان رکورددار آسیا، به موفقیت های بزرگتری چون طلای پارالمپیک فکر می کند.

بگذارید از همین اول برایتان بگویم که الناز دختری است با معلولیت شدید مادرزادی. او از دو پا دچار معلولیت بوده و سهمش از دودست نیز فقط دست چپ آن‌هم با چهار انگشت است. شاید برایتان تعجب آور باشد که فردی با این میزان از معلولیت چطور می‌تواند مسیر قهرمانی را طی کند و تا سکوی نخست بازی های پاراآسیایی و حتی پارالمپیک پیش رود اما برای الناز دارابیان این، یک جنگ شیرین است. جنگی که از او یک بانوی قهرمان ساخته و الناز را به چهره ای ماندگار تبدیل کرده است. البته در این گفت و گو نمی خواهیم تمرکزمان را روی مدال ها و موفقیت های ورزشی این بانوی قهرمان بگذاریم، بلکه قصد داریم در گپ و گفتی صمیمانه، بخشی از داستان زندگی او را با هم ورق بزنیم و نقاط عطف این زندگی سرشار از ایمان و امید را مرور کنیم.


کسب مدال طلا در بازی های پاراآسیایی جاکارتا

بچه ها مرا متهم به ترحم معلمان می کردند

قهرمان داستان ما برای رسیدن به جایی که امروز در آن ایستاده، سختی های بسیاری متحمل شده و در همه مراحل زندگی، امید و تسلیم در برابر تقدیر الهی را چراغ راه خود قرار داده است. او می گوید:«از همان دوران کودکی دلم می خواست پا به پای افراد عادی حرکت کنم و محدودیت ها را کنار بزنم. مثلا از همان ابتدا در مدارس عادی درس می خواندم، با دوستان عادی معاشرت داشتم و علایقم را هم مثل افراد عادی دنبال می کردم. البته در این راه مشکلات و سختی های بسیاری پیش رویم بود اما هیچ وقت تسلیم نشدم و خداوند نیز هوایم را داشت و همیشه آدم های خوبی پیش رویم می گذاشت. مثلا وقتی قرار بود وارد مدرسه شوم، مادرم بسیار نگران شرایط ثبت نام و تحصیلم بود اما مدیر مدرسه با مسئولیت خودش ثبت نامم کرد و من هم سنگ تمام گذاشتم!»

او ادامه می دهد:«گرچه به لحاظ جسمی با معلولیت شدیدی مواجه بودم اما درمقابل از بچه های شیطان و البته خیلی زرنگ مدرسه بودم، بطوریکه بعضی از بچه ها مرا متهم می کردند به اینکه معلم ها مراعات حالم را می‌کنند و به من نمره می دهند. این رفتارها در دهه 70 که هنوز بچه های معلول خیلی وارد بطن جامعه نشده بودند، تقریبا عادی بود و من هم از همان کودکی یاد گرفته بودم در مقابل رفتار اشتباه اطرافیان بی تفاوت باشم.»


اولین تجربه حضور در پاراالمپیک و کسب عنوان ششمی رشته پرتاب دیسک

در تولد 7 سالگی، اولین ویلچر زندگیم را هدیه گرفتم!

الناز از آن دسته افرادی است که معمولا لبخند از لبش نمی افتد و خیلی ها او را با همین ویژگی می شناسند. این را وقتی می فهمم که خاطرات دوران کودکیش را با خنده ای ملایم تعریف می کند و انگار با این لحن شیرینش به تمام سختی های زندگی طعنه می زند. وقتی می‌گوید اولین ویلچر زندگیش را در روز تولد 7 سالگیش کادو گرفته، قلبم فشرده می شود. گرچه این هدیه اصلا تشابهی با هدایای هم سن و سال های او نداشته اما برای الناز به معنای زندگی بوده و حرکتی رو به جلو. او می گوید:«تا قبل از 7 سالگی برای جابجایی یا در کالسکه دوران کودکیم بودم یا در آغوش بزرگترها اما وقتی 7 سالم شد، در روز تولدم اولین ویلچر زندگیم را هدیه گرفتم. این کادوی ارزشمند آن‌قدر برایم بزرگ بود که داخل آن گم می شدم و حتی دستم به چرخ هایش نمی رسید اما این یک شروع تازه بود و من می توانستم با این ویلچر وارد جامعه شوم. البته آن زمان ویلچرها از کیفیت بالایی برخوردار نبودند و ویلچر من هم مدام خراب می شد که خب به لطف پدرم، هیچ وقت در راه نمی ماندم و هرکجا به وجودش نیاز داشتم، او را در کنار خود می دیدم.»


کسب عنوان نایب قهرمانی در مسابقات ۲۰۲۲ گرندپری مراکش

پدر و مادرم نسبت به من سخت گیرتر بودند

این بانوی قهرمان، پدر و مادرش را حامیان اصلی خود در تمام مراحل زندگی می داند اما با این حال از آن ها به عنوان افرادی یاد می کند که به جای دلسوزی های بی مورد، او را فردی قوی بار آورده اند تا بتواند تجربه کند و زندگی خود را بسازد. الناز توضیح می دهد:«با اینکه فرزند آخر خانواده هستم و دچار معلولیت اما پدر و مادرم هیچ وقت بین من و آن ها فرقی نمی گذاشتند و اتفاقا نسبت به من سخت گیرتر بودند. آن ها می خواستند از من فردی جسور و مقاوم بسازند که موفق هم شدند. مادرم با اینکه تحصیلات عالیه نداشت اما مثل یک روانشناس قدر عمل می کرد و پشتوانه و حامی بزرگی برایم بود. او همیشه می گفت با بقیه فرقی نداری و فقط راهت متفاوت تر و سخت تر است اما وقتی برای چیزی بجنگی و آن را بدست آوری، شیرینی اش بیشتر است. من جنگیدن را از مادرم آموختم. از کودکی تا به امروز به رغم تمام سختی ها برای رسیدن به خواسته هایم جنگیده ام و از این پس نیز همین طور خواهم بود.»

این ویلچر، رسالت من است

الناز دارابیان متولد عجب شیر است اما خانواده اش از 5 سالگی او، کوله بارشان را جمع کرده و به این امید که بتوانند کاری برای الناز انجام دهند، راهی شهری در نزدیکی تهران(کرج) شده اند. هرچند که تلاش هایشان برای درمان بی نتیجه ماند اما این مهاجرت، شرایط پیشرفت در زمینه های مختلف را پیش روی الناز قرار داد.«پدر و مادرم برای درمانم همه راه ها را رفتند اما تقدیر من این بوده که زندگیم این چنین پیش رود. من راضیم و فکر می کنم که رسالت من بودن روی ویلچر است!» وقتی الناز حرف می زند، احساس می کنم او یک بنده واقعی است و تسلیم سرنوشتی که خداوند برایش نوشته است. کسی که به جای خانه نشینی، جسارت و اقتدار را برگزیده و پیروز نبرد با تقدیر بوده؛ به‌طوریکه حالا به عنوان یک کارشناس ارشد رشته ادبیات فارسی، در دنیای پرتاب دیسک حرف های بسیاری برای گفتن دارد. البته او پیش از ورودش به عرصه ورزش، در رشته هنر نیز فعالیت داشته و دختری همه فن حریف است. «رشته هنر مرا راضی نمی‌کرد و احساس می کردم یک ماموریت دیگری دارم؛ این بود که سال 89 وارد فضای ورزش شده و از سال 93، فعالیت حرفه ای خود را شروع کردم.» درست 4 سال بعد بود که الناز دارابیان در بازی های پاراآسیایی جاکارتا خوش درخشید و مدال طلای پرتاب دیسک را برای ایران به ارمغان آورد. او الان هم رکورددار آسیاست و مدال طلای پاراالمپیک بعدی را نشانه گرفته است.


الناز دارابیان در جمع مدال آوران مسابقات ۲۰۲۲ گرندپری مراکش

ما معلولان با ورزش دیده می شویم

گرچه امروزه بسیاری از معلولان با ورود به عرصه ورزش راه خود را پیدا کرده و حتی مثل الناز دارابیان تا قهرمانی های بزرگ پیش رفته اند اما هنوز هم خیلی از معلولان یا اعتقادی به ورزش ندارند و یا حوصله ای برای ورود به آن؛ مساله ای که این قهرمان ملی به شدت با آن مخالف است و می گوید: «معلولان نباید دور خودشان حصار بکشند و اجازه ورود به این نقطه امن را به کسی ندهند.اتفاقا ما باید  وارد بطن جامعه شویم و مثل همه افراد از زندگی لذت ببریم که ورزش این فرصت را به خوبی در اختیار ما قرار می دهد و نباید از آن غافل شویم.»

او ادامه می دهد:«ورزش بهانه خوبی است برای آنکه بچه های معلول از خانه بیرون بیایند و از افسردگی فاصله بگیرند. اگر ورزش برای افراد سالم خوب است، برای معلولان یک امر واجب و ضروری است، زیرا هم به حضورشان در جامعه کمک می کند و هم شرایط روحی آن ها را بهبود می بخشد. حتی در بعضی از معلولیت ها، ورزش باعث کندشدن روند پیشرفت بیماری می شود که با این شرایط، معلولان باید با نگاهی متفاوت به ورزش بنگرند و کاری کنند تا به واسطه ورزش در جامعه دیده شوند.»


الناز دارابیان در جمع مدال آوران بازی های پاراآسیایی در دیدار با مقام رهبری

حجاب مانع پیشرفت نیست!

در تک تک حرف های الناز دارابیان می توان امید به زندگی و ایمان به خدا را لمس کرد. او نه تنها یک قهرمان ملی در عرصه ورزش است، بلکه مدال های افتخار دیگری همچون اخلاق و متانت را نیز برگردن آویخته و نمادی ارزشمند از یک زن قهرمان مسلمان است. حضور او با چادر مشکی در میادین مختلف بین المللی از بازی های پاراآسیایی گرفته تا پارالمپیک توکیو، نشان از یک پیام ارزشمند دارد و آن هم اقتدار یک زن مسلمان است. شاید باورش برای خیلی ها از جمله آن هایی که این روزها روسری هایشان را به آتش می کشند، سخت باشد اما الناز دارابیان بزرگ زنی است که نشان داده، قهرمانی، حجاب و معلولیت، منافاتی باهم ندارند و می توان هرسه را باهم داشت. اما بشنوید از خود او:«در خانواده ای مذهبی بزرگ شده ام اما آن ها هیچ وقت اجباری برای سرکردن چادر نداشته اند و چادر، انتخاب خود من است و افتخار می کنم که ارثیه حضرت زهرا(س) را همه جا با خود دارم. به قول رهبر معظم انقلاب حجاب مانع پیشرفت نیست و من این موضوع را کاملا لمس کرده ام. گرچه در حین تمرین و مسابقه نمی توانم با چادر حاضر شوم اما در همه اعزام ها و حتی در هنگام دریافت مدال، چادر سر می‌کنم. شاید برخی ها بگویند که این پوشش برای فردی مثل من سخت است اما من این سختی را احساس نمی کنم و معتقدم اگر هم سخت باشد، بسیار ارزشمند است.»

 

 

اسکان زنان کشتی‌گیر ایران در کانکس!

تیم ملی کشتی آلیش زنان ایران در مسابقات جهانی ترکیه شرایط بدی داشتند و در کانکس اسکان داده شده‌اند.

 بازی‌های جهانی عشایری روزهای ۷ تا ۱۰ مهرماه در شهر بورسا ترکیه برگزار شد و تیم ملی کشتی آلیش زنان ایران توانست ۶ مدال رنگارنگ در بخش کلاسیک و پنج مدال در بخش آزاد کسب کند و عنوان قهرمانی بخش کلاسیک را از آن خود کند اما شرایط میزبانی ایران در این مسابقات بسیار بد بوده و کشتی گیران در کانکس اسکان داده شده‌اند.

آنا براتی سرمربی تیم ملی کشتی آلیش زنان ایران در مورد میزبانی ترکیه در مسابقات جهانی عشایر به بیا نی نی گفت: میزبانی افتضاح بود. اصلا فکر نمی‌کردیم چنین شرایط بدی داشته باشیم. محل اسکان مسابقات کانکس بود که اولین شوک از این طریق به ما وارد شد. شرایط در کانکس سخت بود و خیلی از امکانات را نداشتیم حتی حمام و سرویس بهداشتی عمومی بود.

براتی در مورد سطح مسابقات بیان کرد: مسابقات سطح بالایی داشت و تیم‌های قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان مثل همیشه آماده بودند، اما از نظر برگزاری خیلی ضعیف عمل کردند و خیلی اذیت شدیم. خیلی از امکانات ساده را نداشتیم و برای گرفتن آب مجبور بودیم مسافت زیادی را طی کنیم.

کاری کردند که قهرمان نشویم

او در ادامه افزود: یکی دیگر از مشکلات بزرگ ما برگزاری مسابقات کلاسیک و آزاد در یک روز بود، در حالی که از قبل این موضوع را به ما اطلاع نداده بودند. ما از 9 صبح تا 16 بعداز ظهر در بخش کلاسیک شرکت کردیم و از 16 تا 10 شب هم در بخش آزاد مسابقه دادیم. بچه‌های من در بخش آزاد واقعا خسته بودند و به همین دلیل در این بخش نتایج ضعیفی کسب کردیم. توان اصلی ما در بخش کلاسیک بود و اگر مسابقات آزاد روز بعد برگزاری می‌شد، قهرمانی این بخش را هم به دست می‌آوردیم.  

سرمربی تیم ملی کشتی آلیش زنان ایران با بیان اینکه از بدو ورود به مسابقات کاری کردند که ما قهرمان نشویم، ادامه داد: می‌توانستیم مدال‌های بیشتری کسب کنیم اما داوری‌ها افتضاح بود، حتی مسابقات تایمر هم نداشت و خودمان زمان می‌گرفتیم. این موضوع هم باعث شد تا دو مدال طلا را از دست بدهیم.

براتی در بخش دیگر این گفت‌وگو به بی‌توجهی مسئولان وزارت ورزش به کشتی زنان اشاره و بیان کرد: حمایت صفر است. بچه‌های من برای مسابقات آسیایی و قهرمانی جهان هیچ پاداشی نگرفتند. می‌گویند از آنجایی که رشته المپیکی نیستید به شما جایزه تعلق نمی‌گیرد. نمی‌دانم چرا وزارت ورزش ما را نادیده می‌گیرد. نامه‌ای نوشته‌ایم که چرا به ما جایزه تعلق نمی‌گیرد و قرار است به دست وزیر ورزش برسانیم.

او با بیان اینکه فدراسیون تا جایی که می‌تواند حمایت می‌کند، ادامه داد: بچه‌های من در برترین شرایط و بدون هیچ جایزه ای از طرف وزارت ورزش، کشتی می‌گیرند و مدال کسب می‌کنند. به عنوان سرمربی تیم ملی هیچ پولی دریافت نمی‌کنم و تنها به عشق ایران در تیم ملی حضور دارم. ما با 6 ورزشکار 11 مدال گرفتیم که خیلی ارزشمند است اما متاسفانه هیچ حمایتی از سمت وزارت ورزش برای ما وجود ندارد. هر بار به ما می‌گویند نمی‌دانستیم چنین شرایط بدی دارید و قول می‌دهند اما اتفاقی نمی‌افتند.

نام کشتی را حمل می‌کنیم که نادیده گرفته می‌شویم

براتی ادامه داد: در باکو تحصیل می‌کنم و هزینه‌های زیادی را متحمل می‌شوم اما هزار تومان هم دریافت نمی کنم. تا جایی می‌شود این شرایط را تحمل کرد. نزدیک دو سال است که سرمربی تیم ملی هستم. در سال اول مسابقه نداشتیم و در سال دوم در تمام مسابقاتی که اعزام شدیم چند مدال طلا گرفتیم که در کل کشتی آلیش تا این حد مدال نداشتیم. با این حال به بن بست رسیده‌ام و نمی‌دانم باید چکار کنم.

سرمربی تیم ملی کشتی آلیش زنان با بیان اینکه رشته ما پخش تلویزیونی ندارد، به همین دلیل مردم خیلی از کشتی زنان شناخت ندارند، تاکید کرد:اگر پنج دقیقه هم پخش تلویزیونی داشتیم خیلی از مردم ما را می‌شناختند. از طرفی انگار برخی ازمردم کشتی را برای زنان قبول ندارند. حجاب کامل داریم اما فقط به این خاطر که نام کشتی را حمل می کنیم، نادیده گرفته می‌شویم.

6 قانون مهم که یاد می دهد چطور با همسرمان دعوا کنیم!

شاید برای شما هم پیش آمده باشد. بر سر موضوعی با همسرتان اختلاف نظر داشته باشید و آنوقت ساعت‌ها بحث کرده باشید تا مشکل‌تان را حل کنید اما نه‌تنها این بحث کمکی به اختلاف نظرتان نکرده. بلکه دلخوری‌های جدیدی برایتان پیش آمده و اختلاف‌تان هم عمیق‌تر شده! اما چه باید کرد؟! این گفت‌و گو و بحث چه قواعدی باید داشته باشد که نتیجه مطلوب ما را حاصل کند؟! نتیجه‌ای که به دلخوری های جدید منجر نشود؟! شاید اولین راه حل این باشد که بیخیال گفت‌و گو شویم و دلخوری‌ها را توی دلمان انباشته کنیم. اما اصلا سمت و سوی این راه حل نروید! دلخوری‌هایتان را اگر با شیوه درست بین خودتان حل نکنید و انباشته شود باید  فاتحه عشق و زندگی‌تان را بخوانید! 

طلبکار نباشید! 

حرف این است که گفت‌و گو کنید اما چطور؟! انتهای دعواها معمولا گفت‌وگویی صورت نمی‌گیرد. یا ختم می‌شود به داد و فریاد یا اینکه به قهر و بی‌محلی کشیده می‌شود. اصلا چرا راه دور برویم خود من وقتی دعوا می‌شود منتظر همسرم می‌مانم و او هم پیش خودش حساب و کتاب می‌کند که حق با اوست و می‌نشیند منتظر من! اما دکتر «سجاد کریمان مجد» این عادت را یک رفتار اشتباه و سمی در رابطه می‌داند. این  روانشناس و متخصص خانواده می‌گوید:«وقتی کسی سرمان داد می‌کشد و بدحالی خودش را فریاد می‌زند. قطعا حال روحی ما هم بد می‌شود و در این شرایط نمی‌توانیم گفت‌و گو کنیم! اگر گفت‌و گو کنیم احتمالا  بهش برچسب می‌زنیم «‌تو عصبی‌ای!»  قضاوت می‌کنیم« تو اشتباه میگی!»‌ و یا مقایسه‌اش می‌کنیم«‌همسر بقیه را ببین!» که این سه فاکتور می‌تواند هر گفت‌و گویی را به قهقرا بکشد! پس ما نیاز داریم با چند روش و مهارت حال بدمان را مساعد کنیم.  هر کدام از ما برای بهتر شدن حالمان روش های مخصوص خودمان را داریم! بعضی‌ها یک لیوان آب می‌خورند. بعضی‌ها چند دقیقه قدم می‌زنند. برخی دیگر یک صفحه قرآن می‌خوانند. بعضی‌ها دوبیت حافظ می‌خوانند و یا کمی سکوت می‌کنند. به هر ترتیب یک طوری شرایط‌روحی مان را مساعدتر می‌کنیم! مهم این است که فاصله ای ایجاد کنیم تا بتوانیم حرف بزنیم. مهم این است که بدانیم خودمان مسئول این هستیم که حال خودمان را بهتر کنیم. این که طلبکارانه منتظر باشیم کسی که با عصبانیت‌اش حال ما را بد کرده بیاید حال ما را خوب کند یک فکر غلط است. وقتی حال‌مان مساعدتر شد آن وقت است که می‌‍ توانیم یک گفت‌و گو را آغاز کنیم!»

 

محیط‌های سمی برای گفت‌و گو!

حالا که  زمان حرف زدن مشخص شد. حتما چند نکته را باید رعایت کنید تا بحث و گفت‌و گوی شما موثرتر باشد و پای میز مذاکره صدایتان بالا نرود و احترام‌تان حفظ شود. دکتر کریمان مجد چند توصیه اصولی برای محیط و شرایط گفت‌وگوی شما در ادامه بیان کرده است. 

  • در حین صحبت‌کردن  حتما با همسرتان تماس چشمی داشته باشید. گفت‌وگویی که در آن تماس چشمی نباشد نمی‌تواند محتوا را به معنای درست منتقل کند! 
  • مزاحم های محیطی را باید حذف کنید! اگر تلویزیونی روشن است. موبایلی دم دست است یا هر چه که تمرکز شما را در زمان گفتگو از بین می‌برد باید از محیط گفت‌وگو دور باشد تا بتوانید بدون هیچ حواس پرتی و مزاحمتی پای حرف‌های هم بنشینید! 
  • به همسرتان یادآوری کنید که میان صحبت های شما حرف نزند و اجازه بدهد شما کامل حرف بزنید و منظورتان را بگویید. سپس او صحبت کند!

 

شش قانون مهم که بحث شما را به سرانجام می‌رساند!

تا اینجا ما پی ریزی یک گفت‌وگو را انجام دادیم اما هنوز ساختمان گفت‌وگو را نساختیم. برای ساختن ساختمان گفت‌وگو شش مرحله باید اتفاق بیفتد. شش مرحله کلیدی که بحث شما را به سرانجام می‌رساند و حال زندگی‌تان را بهتر می‌کند! در ادامه این شش مرحله را از زبان دکتر سجاد کریمان مجد خواهید خواند!‌

 این جمله معجزه می‌کند

مرحله اول در یک گفت‌وگوی‌درست و کاربردی، بیان یک جمله درکی است. یعنی قبل از هرچیز باید به همسرتان یک جمله درکی بگویید که معمولا با این کلمات شروع می‌شود:«من می‌فهمم! من حواسم هست . من درک می‌کنم. من متوجه هستم. من می‌دانم من می‌‍ بینم. من می‌بینم که تو چقدر کار می‌کنی برای اینکه حال زندگی‌مان را بهتر نگه داری! من حواسم هست گاهی اوقات برای اینکه من خسته نشوم وظایف من را هم  انجام می‌دهی!»‌ فقط کافی است یک جمله درکی بگویید تا به مخاطب‌تان این احساس را منتقل کنید که شما نیامده‌اید بجنگید. آمده اید صحبت کنید و مشکلی را برطرف کنید. جمله‌ای که می‌گویید باعث می‌شود حس خوبی در همسرتان ایجاد شود و بهتر و راحت تر به صحبت‌های شما گوش بسپارد!

بروید سراغ اصل مطلب!

نکته دوم این است که  باید در گفت‌وگو اصل موضوع را بگوییم ما خیلی وقت‌ها وقتی شروع به صحبت می‌کنیم برداشت خودمان را از موضوع می‌گوییم. آن چیزی را که خودمان فکر می‌کنیم درست است را می‌گوییم اما حواستان باشد برای یک نتیجه مطلوب باید دقیقا اصل موضوع را بگویید!

 احساس و افکارتان را پای میز مذاکره بیاورید!

پایه سوم یک گفت‌و گو،بیان احساس و فکرمان است. مثلا « من احساس می‌کنم تو در زندگی هیچ‌وقت من را در نظر نمی‌گیری. من فکر می‌کنم در جریان اتفاقی که رقم خورد. خودخواهانه رفتار کردی!»‌ 

شاید احساسم غلط باشد!

مسئولیت احساس و افکارمان را بپذیریم. احساس و فکر ما آدم ها الزاما همیشه درست نیست و بیان این جمله که شاید احساس من غلط باشد می‌تواند به یک گفت‌وگو کمک بسیار مهمی کند. وقتی شما از احساسات و افکارتان می‌گویید همسرتان شما را قضاوت می‌کند و  این جواب را برایتان آماده می‌کند که  «تو همیشه فکرت منفیه! تو کی احساس مثبت داشتی؟!  شما باید پیش دستی کنید و این جمله را حتما بگویید که این احساس من است و شاید غلط باشد.

نیازتان را به زبان بیاورید

 مرحله پنجم مهم‌ترین بخش یک گفت‌وگو است که معمولا ما از آن غافل هستیم! بیان نیاز و خواسته‌مان یک رکن اساسی صحبت است. وقتی گفت‌وگویی را رقم می‌زنیم قرار نیست فقط خرده بگیریم و احساس بدی را به طرف مقابل بدهیم. ما از همسرمان چه می‌خواهیم؟! اینکه چی می‌خواهیم را باید بگوییم. مثلا بگوییم:«‌ لطفا از این به بعد اینطور با من صحبت کن! لطفا این کار را انجام نده!‌ و…»‌

تشکر فراموشتان نشود!

 مرحله ششم تشکر کردن است. ممنونم از اینکه وقتت را در اختیار من قرار دادی تا مشکل‌مان را حل کنیم!  این‌ها مراحل یک گفت‌وگوی درست است. گفت‌وگویی که باعث می‌شود خشم در درون شما تثبیت نشود و بدحالی برای طرف مقابل ایجاد نشود. 

کلاس اولی ها را چگونه برای رفتن به مدرسه آماده کنیم؟

 برخی کودکان به دلیل وابستگی‌های عاطفی شدید در روز نخست مدرسه، نمی‌توانند از مادر جدا شوند و این وضعیت در آن هایی که تجربه رفتن به مهدکودک و پیش دبستانی را ندارند، بیشتر مشاهده می‌شود، بنابراین در برخی موارد کودک حاضر به جدایی از مادر نیست. به گزارش تسنیم، آماده سازی کلاس اولی‌ها برای رفتن به مدرسه، نقش بسیار مهمی در کاهش اضطراب آن ها دارد و روانشناسان روش‌های مختلفی را برای آماده سازی آن ها پیشنهاد می‌کنند. نسرین امیری درباره آماده سازی کلاس اولی‌ها برای رفتن به مدرسه گفت:‌ مادر باید از چند روز مانده به مدرسه، کودک را برای پذیرش ذهنی این مسئله آماده کند به عنوان مثال صبح‌ها رأس ساعت 7 تا 7:30 کودک را بیدار کند و مسیر خانه تا مدرسه را با یکدیگر بروند تا او به این شرایط عادت کند. وی افزود: اگر این امکان فراهم است، مادر به همراه کودک به فضای مدرسه برود و بخش‌‌های مختلف را به او معرفی کند تا در روز اول مهر، کودک در فضایی قرار بگیرد که برایش آشناست و اضطراب قرار گرفتن در محیط جدید و جدایی از مادر او را آزار ندهد. این روانشناس ادامه داد: مادر باید در رابطه با کلاس درس، معلم و همکلاسی‌ها با فرزندش صحبت کند و به او ارتباط‌گیری با همسالان را آموزش دهد تا کودک به آسانی بتواند با همسالان خود دوست شود؛‌ بهتر است در چند روز نخست مدرسه مادر فرزندش را همراهی کند؛ یعنی او را به مدرسه ببرد و پس از تعطیلی نیز به دنبالش بیاید. وی با اشاره به این که تشویق کودک برای حضور در مدرسه می‌تواند مانع از اضطراب و ترس او شود،‌افزود:‌ انتخاب کیف،‌کفش و لوازم تحریر مدرسه با سلیقه کودک و نمایش هر روز آن ها چند روز مانده به شروع مدرسه ، می‌تواند علاقه کودک را افزایش دهد. این روانشناس تأکید کرد: مادر می‌تواند با تعریف از مدرسه و فضاسازی مثبت آن در ذهن کودک، از ترس او برای حضور در مدرسه بکاهد.

نکاتی برای کاهش درد کمر و لگن در خانم‌های باردار  

برخی از خانم‌ها در دوران بارداری درد کمر و لگن را تجربه می‌کنند. درد می‌تواند در یک یا هر دو طرف کمر یا لگن باشد. این درد اغلب در ناحیه تناسلی و زیر شکم وجود دارد یا به سمت ران‌ها انتشار پیدا می‌کند. درد ممکن است هنگام پیاده‌روی، ایستادن یا چرخیدن روی یک طرف بدتر شود.
رعایت چند نکته ممکن است به کاهش درد لگن در دوران بارداری کمک کند:
 انجام تمریناتی که کف لگن را تقویت می‌کند.
 کشش
 حمام گرم
 پوشیدن کفش‌های صاف و راحت
 اجتناب از ایستادن طولانی مدت
استراحت فراوان
خانم‌ها همچنین می‌توانند از بسته‌های یخ یا کیسه آب‌گرم برای تسکین درد استفاده کنند. استامینوفن معمولاً در دوران بارداری بی‌خطر است. با این همه توصیه می‌شود قبل از مصرف هرگونه دارویی با پزشک صحبت کنید.
تا جایی که ممکن است استراحت کنید و اگر مجبور به استفاده از پله شدید برای بالا رفتن از پله‌ها هربار یک پا را بالا ببرید.
برای انجام دادن کارهای منزل از همسر، خانواده و دوستان خود کمک بگیرید.
سعی کنید لباس خود را در حالت نشسته بپوشید. به عنوان مثال هنگام پوشیدن شلوار روی یک پا نایستید.
حالت‌های مختلف غلتیدن در رختخواب را امتحان کنید تا راحت‌ترین حالت ممکن برای خوابیدن را پیدا کنید. به طور مثال می‌توانید یک بالش را بین دوپای خود  یا زانوهای خود را در کنار یکدیگر قرار دهید و باسن خود را جمع کنید.
هنگام سوار یا پیاده شدن از خودرو، زانوها را به هم بچسبانید وآن‌ها را با هم حرکت دهید. قرار دادن یک کیسه نایلونی روی صندلی و زیر نشیمنگاه برای چرخیدن به شما کمک می‌کند.