بعد از 10 سال، نتوانستم با هوویم کنار بیایم

44 ساله، دارای تحصیلات سیکل و خانه دارم. شوهرم حدود 10 سال است با خانمی ازدواج کرده است. با گذشت این همه سال هنوز نتوانسته ام با این مسئله و هوویم کنار بیایم. از بس فکر و خیال می کنم، دارم روانی می شوم.

پاسخ مشاور

با سلام وعرض ادب خدمت شما بانوی گرامی. با این که سوال شما ابهامات زیادی دارد و درباره یک سری مسائل اطلاعات لازم را نداریم ولی آن چه را به عنوان راه حل می توانم به شما پیشنهاد کنم، خدمت تان عرض می کنم.
انگیزه های ماندن تان را فهرست کنید
این که شما همچنان پایبند به زندگی با همسرتان هستید، می تواند دلایل متعددی داشته باشد پس وجود این دلایل، آن قدر برای شما بانوی عزیز با اهمیت است که انگیزه شما را برای ماندن و مقاومت در زندگی بالا می برد. با این حال اولین گام در از بین بردن افکاری که دایم ذهن شما را درگیر کرده، این است که برای خود فهرست با اهمیت ترین مسائل و افرادی را که در این زندگی به شما حس وفاداری و ماندن می دهند، تهیه کنید. سپس به آن ها بر اساس اولویت امتیاز دهید و بر اساس اولویت های خود، برای نگه داشتن و هرچه بهتر شدن آن ها تلاش کنید. این کار به شما کمک می کند تا به چندین نتیجه مثبت دست یابید از جمله:
*  از بین بردن افکاری که لحظه به لحظه باعث درهم ریختگی ذهن شما می شود و شما را از تلاش در جنبه های دیگر و لذت بردن از زندگی بازمی دارد
*  شناخت توانمندی های خود واستفاده از آن ها در مسیر درست
*  کسب مهارت های لازم در برابر مشکلات و….
دید شوهرتان را به خودتان عوض کنید
حال برای به دست آوردن چنین احساس مطلوبی، باید فهرستی از توانمندی ها و سپس اهداف خود را در زندگی، یادداشت کنید. سپس به نوشتن اولویت های زندگی خود بپردازید و برای رسیدن به هرکدام از اهداف تان با توجه به توانمندی و امکانات لازم و در دسترس، برنامه ریزی های لازم را انجام دهید. با این روش شما می توانید علاوه بر به دست آوردن نتایج بالا به مرور باعث شوید همسرتان نگاه خود را به شما به عنوان آدمی افسرده، مضطرب یا وابسته به خود تغییر دهد و با دید جدیدی به شما روی آورد و زندگی تان به روزهای بهتری در کنار همسرتان منتهی شود.
از یک مشاور کمک بگیرید
با این که شاید گام برداشتن در این مسیر، در ابتدای امر سخت به نظر برسد ولی امکان پذیر است. در آخر بهتر است یادآور شوم برای حل بهتر مشکل خود و رسیدن به نتایج مطلوب تر از یک روان شناس خانواده کمک بگیرید تا در این راه در کنار شما باشد و به شما در هرچه بهتر حل کردن مسائل یاری رساند. بسیاری از اطلاعات درباره شما و رابطه تان با شوهرتان و همسر دیگر اوست که مسیر راهنمایی و مشاوره را تغییر می دهد.

نویسنده : مهسا جعفری نسب کارشناس ارشد مشاوره خانواده

چطور هیجانات فوتبالی را کنترل کنیم؟

اگر احساس می‌کنید در زمان تماشای فوتبال دچار هیجان زیادی می‌شوید، حتما قبل از شروع مسابقه به اندازه کافی آب و مایعات بنوشید!
هیجانات مثبت و منفی تماشای فوتبال
یکی از عوامل ایجاد هیجان مثبت و تخلیه انرژی، تماشای مسابقات فوتبال است. به طور کلی، ورزش نه تنها باعث پویایی فرد می‌شود بلکه از نظر روانی هم روی او تاثیر مثبت دارد. تحرک، پویایی و نتیجه غیرقابل پیش بینی و گاهی دور از انتظار، هیجان بسیار زیادی در بینندگان فوتبال ایجاد می‌کند. میزان این هیجان‌ها در افراد مختلف متفاوت است و به علاقه و تعصب آن‌ها به فوتبال و تیمی که بازی می‌کند، بستگی دارد. فوتبال می‌تواند در برخی افراد هیجان مثبت و در برخی دیگر هیجان منفی ایجاد کند.

هیجان پذیری به سبک مثبت
در تب و تاب مسابقات جام جهانی فوتبال، تخمین زده می‌شود که حدود سه میلیارد نفر در سراسر جهان آن را از طریق تلویزیون‌های خانگی و شهری تماشا کنند. قدر مسلم هیجان مثبت فوتبال باعث پویایی، تخلیه انرژی و احساس رضایتمندی تماشاگر فوتبال می‌شود و می‌تواند تاثیر روانی و اجتماعی خوب خود را نیز در مقیاس جامعه بروز دهد.
بینندگان مسابقه فوتبال، معمولا دوست دارند تا این مسابقه را به صورت دسته جمعی ببینند. تماشای مسابقه فوتبال یک کنش اجتماعی برای شریک شدن در احساسات و هیجانات درون گروهی است. درحقیقت تماشای فوتبال بخشی از فرایند گروه گزینی اجتماعی محسوب می‌شود. پژوهشگران دانشگاه «ناتینگهام» انگلیس با مطالعه بر روی رفتار هواداران یک تیم فوتبال دریافتند که تاثیرات مثبت تماشا و هواداری در کاهش چشمگیر استرس روزمره در زندگی آن‌ها کاملا معنادار است.

هیجان پذیری به سبک منفی
هیجان پذیری منفی در فوتبال می‌تواند خودش را به اشکال رفتاری و هیجانی مختلفی نشان دهد. استرس بیش از حد و غیر قابل تحمل، بروز اختلال رفتار‌های پرخطر اعتیادی، عصبانیت،  کم توجهی، حواس پرتی یا در مقیاس بزرگ‌تر پرخاشگری، درگیری فیزیکی و حمله به طرفداران تیم مقابل و به عبارتی بروز وندالیسم (تخریب گری اجتماعی) و…، این‌ها همان علایم رفتاری و هیجانی منفی هستند که از طریق مشاهده فوتبال می‌تواند بروز یابد و در ابعاد کوچک و بزرگ، نظم محیطی و اجتماعی را مختل کند.
فارغ از سطوح اجتماعی که به آن اشاره شد،  گاه پیش می‌آید که هنگام تماشای فوتبال و به خصوص در صورت باخت تیم محبوب مان، افسردگی و اضطراب سراغ مان می‌آید و تا مدت‌ها بعد از اتمام بازی درگیری فکری برای مان ایجاد می‌کند. در کلیه این مواقع که اشاره شد، باید بدانیم هیجان پذیری منفی فوتبال به سراغ مان آمده است و قبل از وقوع هر فاجعه‌ای باید هر چه سریع‌تر چاره‌ای بیندیشیم. پیش از اشاره به راهکار‌های مدیریت هیجان پذیری منفی فوتبال، علل زیستی هیجان پذیری منفی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

علل زیستی هیجان پذیری منفی در فوتبال
بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته توسط محققان آمریکایی، بیش از ۶۰ درصد مردان در سنین ۲۰ تا ۳۰ سال به طور دایم به تماشای مسابقات جام جهانی می‌پردازند تا جایی که فصل نامه روان شناسی ورزشی آمریکا از این افراد تحت عنوان معتادان فوتبالی نام می‌برد.
ترشح بیش از حد هورمون تستوسترون در میان بینندگان فوتبال سبب ارضای روانی اغلب آن‌ها می‌شود، اما آن چیزی که از آن با عنوان هیجان پذیری منفی در فوتبال یاد می‌شود عبارت است از ترشح بیش از معمول هورمون‌ها و انتقال دهنده‌های عصبی مانند کاتکولامین، آدرنالین و نورآدرنالین در ساختار مغزی افراد. این سبک از هیجان پذیری به خصوص برای خانم‌های باردار یا افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی، مغزی و اختلال‌های اعصاب و روان می‌تواند زمینه مشکلات شدید و جدی را فراهم کند.

نحوه مدیریت هیجانات فوتبال
با توجه به در پیش بودن مسابقه حساس ایران و اسپانیا و این که هم اکنون به شکل عجیبی صدر جدول از آن تیم ملی ایران است، هیجانات برای این مسابقه به اوج خود رسیده و جا دارد برای حفظ سلامتی افراد به نکاتی در این زمینه اشاره کنیم.

توصیه اول: اگر احساس می‌کنید در زمان تماشای فوتبال دچار هیجان زیادی می‌شوید، حتما قبل از شروع مسابقه به اندازه کافی آب و مایعات بنوشید.

توصیه دوم: محیطی که در آن مسابقه را تماشا می‌کنید، گرم و بسته نباشد و افراد زیادی هم آن جا حضور نداشته باشند، چون همهمه و محیط بسته باعث اضطراب بیشتر، هیجان منفی و بروز پرخاشگری می‌شود. از طرفی افراد‌ی که دچار هیجان منفی می‌شوند و بیمارانی که هیجان زیادی برایشان خطرناک است، بهتر است کنار گروه‌های همگن و هم سن فوتبال نبینند.

توصیه سوم: از تمرین تصویر سازی و ذهن آگاهی استفاده کنید. به عبارتی بهتر است قبل از تماشای فوتبال، سعی کنید مهارت کنترل خشم و استرس را به دست آورید و قبل از مسابقه مدام به خودتان بگویید هر تیمی ممکن است ببرد یا ببازد و نتیجه فوتبال واقعا غیرقابل پیش بینی است پس امکان دارد تیم مورد علاقه ام بد بازی کند و ببازد.

هیجان پذیری در حد تعادل خوب است و هر چیز از حد تعادل خارج شود، می‌تواند آسیب رسان باشد. سعی کنیم در این روز‌ها و شب‌های فوتبالی با انتقال هیجان مثبت خود به دیگران، بیش از هر زمان روحیه اتحاد و همدلی را در جامعه نشر دهیم و ۸۰ میلیون نفر باشیم و یک ملت با یک ضربان قلب.

مزایای تماشای خانوادگی فوتبال

از بین رفتن شکاف نسل‌ها، هویت یافتگی جمعی، الهام بخشی برای زندگی و … از فواید روان شناسانه تماشای مسابقات فوتبال در کنار دیگر اعضای خانواده است
انتظارها به پایان رسید و دیروز بالاخره جام‌جهانی 2022 قطر شروع شد. این اتفاق، بهانه خوبی است تا بتوان دورهمی‌های خانوادگی را که در زندگی‌های امروزی به دلایل مختلف کمتر شده، بیشتر از قبل تجربه کرد. به دلیل علاقه ویژه‌ای که نسل‌های مختلف در ایران به ورزش فوتبال دارند و کمتر خانواده‌ای است که حداقل یک نفر «فوتبالی» نداشته باشد، می‌توان یک پیشنهاد ویژه را مطرح کرد. حالا که یکی از بزرگ ترین رویدادهای جهان فوتبال در حال شکل‌گیری است و تیم‌های ملی 32 کشور از جمله ایران در این مسابقات حضور دارند، به بهانه‌اش سود مضاعفی از باهم بودن را نصیب خانواده‌ها کنید. در این مطلب قصد داریم به چند فایده روان‌شناسانه تماشای مسابقات فوتبال به همراه خانواده بپردازیم. امیدواریم از این فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را ببرید.

خانواده موفق زیر سایه یک پروژه مشترک
به نقل از دکتر «دوایی» روان‌شناس تربیتی، هر خانواده موفق باید حداقل 19 پروژه مشترک در ماه با هم داشته باشند. هر کاری که در خانواده با حضور همه اعضا انجام شود، پروژه مشترک نام دارد مانند سر یک سفره غذاخوردن، نشستن پای تلویزیون، مشورت درباره یک موضوع برای تصمیم‌گیری و …. انجام یک پروژه مشترک به ارتباط بیشتر اعضای خانواده و صحبت کردن با هم و تبادل بیشتر نظرات منجر می‌شود. حال چه خوب است به بهانه دیدن فوتبال، اعضای خانواده دور هم جمع شوند و لذت یک فعالیت دسته جمعی را تجربه کنند. قطعا این کار می‌تواند شروعی باشد تا در مواقع دیگر هم به بهانه دیدن مسابقات ورزشی اعضای خانواده دور هم جمع شوند و یخ ارتباط بین اعضا آب شود.
از بین رفتن شکاف نسل‌ها
هر نسلی ویژگی‌های مخصوص به خود را دارد. استفاده از موبایل و غرق شدن در آن اگرچه به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شده، اما در بین نسل جدید به مراتب رایج‌تر است. همین موضوع باعث شده والدین و فرزندان در یک خانه باشند اما هرکدام در دنیای خود و از دنیای دیگری بی‌خبر باشند. حال این که علاقه به فوتبال پیر و جوان نمی‌شناسد و همه می‌توانند از این ورزش زیبا لذت ببرند. یک علاقه مشترک می‌تواند بسیاری از تفاوت‌ها را کم رنگ کند و باعث شود والدین و فرزندان یک بهانه برای شروع صحبت داشته باشند و به بهانه فوتبال وارد دنیای یکدیگر شوند.
هویت یافتگی جمعی
هویت‌یابی، یکی از مهم‌ترین وظایف برای هر فردی است زیرا کسی که هویت خودش را به خوبی بشناسد، می‌تواند دست به انتخاب‌های مطلوب بزند مثلا در انتخاب شغل یا انتخاب همسر. در موضوع هویت‌یابی جای بحث بسیار زیاد است اما یکی از ابعاد هویت‌یابی که به موضوع ما در این مطلب مرتبط است، هویت اجتماعی است. افراد دوست دارند خود را به گروه بزرگ تری منتسب کنند  و ارزش‌های آن گروه را در رفتار خود نشان دهند. به همین دلیل است که طرفدار یک حزب یا تیم فوتبال می‌شوند. هویت اجتماعی می‌تواند انسان‌ها را از فرورفتن در تنهایی و زندگی انزواگرایانه دور کند. والدین با هواداری از تیم محبوب خود یا فرزندان شان می‌توانند زمینه فعالیت‌های اجتماعی را در بین آن ها ایجاد کنند. یکی از متخصصان حوزه روان شناسی ورزشی، مزایای طرفداری از یک تیم ورزشی را این گونه بیان می‌کند: «ارتباطات جدید ایجاد می‌کند، دوستی‌ها را تحکیم می‌بخشد، به فرد هویت جمعی می‌دهد و قدرت ابراز احساسات و رفتار جمعی را بیشتر می‌کند». بنابراین چه خوب است حالا که تیم‌ملی کشورمان در جام جهانی حضور دارد، همه اعضای خانواده با طرفداری از تیم ملی، از مزایایی که گفته شد هم بهره ببرند.
الهام بخشی برای زندگی
بازی فوتبال یک جریان زنده از زندگی روزمره است. بنابراین اتفاقات جالب توجهی در آن رخ می‌دهد که می‌تواند یک درس برای زندگی واقعی قلمداد شود. بارها اتفاق افتاده که تیمی دو یا سه گل عقب بوده اما امید خود را از دست نداده و با تلاش فراوان در دقایق پایانی توانسته نتیجه بازی را عوض کند و برنده از زمین بیرون بیاید. اتفاقی که از آن با نام «کامبک» یاد می‌شود. چرا جای دور برویم. همین تیم ملی خودمان در دوره قبل که با اسپانیا و پرتغال هم گروه بود؛ مهار پنالتی رونالدو توسط بیرانوند و امیدی که بعد از آن در بین بازیکنان به وجود آمد، تیم را تا آستانه صعود از مرحله گروهی پیش برد. همه این‌ها نشان دهنده آن بود که حریف هر چقدر هم توانمند باشد، اگر امید، تلاش و نظم در کنار هم قرار بگیرند، می‌توانند حریف قدرتمند را از میدان کنار بگذارند. آیا جام‌جهانی برزیل و بازی زیبایی را که در مقابل آرژانتین به نمایش گذاشتیم ،هنوز به خاطر دارید؟ اگر گل دقیقه 90 مسی نبود، شاید سرنوشت دیگری در آن دوره برای ما رقم می‌خورد. همه این‌ها می‌تواند یک موضوع جذاب برای صحبت بین اعضای خانواده باشد و درس های فراوانی را در زندگی به ما بیاموزد.
افزایش بهداشت روانی
خانواده ها با تماشای فوتبال می‌توانند از واقعیت‌های نامطلوب دنیای بیرونی برای ساعاتی رهایی یابند که در کاهش چشمگیر استرس‌های زندگی تأثیر مثبتی دارد. همچنین تماشای فوتبال مجموعه‌ای از احساسات و نوسانات خلقی را به همراه دارد که اعضای خانواده در زمان پیروزی یا باخت تیم مورد علاقه‌شان تجربه می‌کنند و همه این‌ها به بهتر شدن ریتم هیجانی در زندگی کمک می‌کند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید در تحقیقاتی ثابت شده گردهمایی‌هایی که به صورت منظم برای تماشای مسابقات ورزشی برگزار می شود، می‌تواند به طول عمر انسان‌ها بیفزاید. همچنین تماشای فوتبال در کنار اعضای خانواده یک سرگرمی سالم محسوب می‌شود که برای پر شدن اوقات‌فراغت، گزینه مناسبی در این شب و روزهای فوتبالی است. افزایش عزت‌نفس، هیجان‌خواهی، گریز از روزمرگی و … هم که با تماشای دورهمی مسابقات فوتبال با خانواده به دست می‌آید، از دیگر مزایای روان‌شناسانه این ماجراست.
مهدی خراسانی| کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

تغذیه دوران جنینی، بنیان سلامتی بزرگسالی

تغذیه دوران جنینی، بنیان سلامتی بزرگسالی

تغذیه دوران جنینی، بنیان سلامتی بزرگسالی

 مسلم است با توجه به تغییرات فیزیولوژیکی بدن در سنین مختلف، نیازهای تغذیه ای بدن هم در هر دوره معین متفاوت خواهد بود. بر همین اساس و با توجه به اهمیت قضیه، لازم است کمی با نیازهای اختصاصی تغذیه ای دوره های مختلف زندگی بیشتر آشنا شویم. این قسمت را به دوران قبل از تولد یعنی به دوران جنینی اختصاص می دهیم که از برخی جهات می توان آن را مهم ترین و موثرترین دوران تغذیه ای یک فرد به شمار آورد. تغذیه صحیح جنین در اصل به تغذیه صحیح دوران بارداری و مادر طفل بستگی دارد به نحوی که علاوه بر تامین مواد مورد نیاز رشد جنین، برآورده کننده نیازهای مادر در جهت جلوگیری از ذخیره های بدن وی باشد چراکه در صورت کمبود هرگونه ماده غذایی مورد نیاز در غذای دریافتی، جنین برای ادامه رشد خود از تمامی ذخایر بدن مادر استفاده خواهد کرد. در بعضی کتب و تحقیقات منتشرشده، نقش تغذیه مادر و حتی پدر، قبل از لقاح و باروری نیز مورد توجه قرار می گیرد که فعلا به آن نمی پردازیم.

شاید بتوانیم دوران ۹ ماهه بارداری را غیرطبیعی ترین دوره زندگی زنان محسوب کنیم چراکه در هر دو بعد جسمانی و روانی با تغییرات محسوس و شگفت انگیزی روبه رو شده و روال طبیعی زندگی آنها کاملا به هم می ریزد. البته تمامی این تغییرات را می توان در جهت تطابق شرایط جسمانی مادر با وضعیت به وجود آمده دانست که در این بین نقش اصلی را تغییرات هورمونی ایفا می کنند. این روند، علاوه بر تشکیل و تکمیل جنین، باعث ایجاد تغییراتی در بدن مادر نیز می شود؛ از جمله ذخیره چربی در قسمت میانی بدن به منظور استفاده در دوران شیردهی. حجم خون نیز حدود ۵۰ درصد افزایش می یابد که در نتیجه آن فعالیت اعضای مختلف بدن بیشتر از قبل می شود. مثلا فعالیت کلیه ها در ماه های آخر بارداری (با توجه به رسیدن حجم خون به حداکثر میزان خود و افزایش وزن) به بالاترین حد خود می رسد اما توان کافی نداشته و علاوه بر دفع نابجای مواد مغذی مانند پروتئین و املاح، از دفع مناسب آب هم بازمی مانند و این مساله به صورت ادم در ناحیه ساق و مچ پا نمود پیدا می کند.


از گذشته های خیلی دور، اهمیت تغذیه در دوران بارداری مورد توجه بوده و افزایش نیاز به مواد مغذی گوناگون امری بدیهی و الزامی محسوب می شده است، ولی بسیاری از تصمیمات و اقداماتی که در این راستا صورت می گرفته بدون هیچ گونه پایه و مبنای علمی بوده و متاسفانه برخی از آنها هنوز هم در زمره دستورات دوران بارداری از جانب افراد مسن تر توصیه می شود که گاه صدمات غیرقابل برگشت و خطرناکی را برای مادر و طفلش با خود به ارمغان می آورند که در طول زمان روشن می شوند. مهم ترین دلیلی که این بزرگان عزیز در دفاع از حرف های خود ارایه می دهند اشاره به سلامت عمه، خاله، عمو و پدر و مادر شما در هنگام تولدشان است. اما نکته مهمی که به آن توجه نمی شود «عدم کفایت به خیر گذشتن عمل زایمان و سلامت ظاهری طفل و مادرش، برای تضمین سلامتی آنها در سال های پیش رو است».


آنچه امروزه به درستی اثبات شده، وجود ارتباط محکم و صد درصدی بین سلامت جسم و روان هر فرد در ادوار مختلف زندگی با امکان دسترسی کافی و وافی به مواد مغذی گوناگون در دوران جنینی است. از طرف دیگر بسیاری از مشکلات جسمی مادران مانند کم خونی و پوکی استخوان یا مسایل روانی مانند ضعف اعصاب و افسردگی ناشی از ناکافی بودن تغذیه دوران بارداری و استفاده جنین از ذخایر بدن مادر است. یعنی سلامت خاله یا عمو در هنگام تولد دلیلی بر سلامتی مطلوب آنها نیست. بنابراین پیروی از دستورات پزشک متخصص یا مشاوران تغذیه برای دستیابی به علم روز برای هر مادری بر انجام دستورات قدیمی ارجحیت دارد.

آنچه در فضای اندک این گونه مقالات اولویت دارد، اشاره ای است گذرا بر اهم مطالب و رئوس نکاتی که در ارتباط با موضوع بحث وجود دارند ولی اکثرا به فراموشی سپرده می شوند یا اهمیت آنها هنوز آن طور که باید درک نشده و پس از آن باید با یادآوری برخی جزییات، مادران را در یافتن روش صحیح نیل به تغذیه کامل و سالم یاری کرد. لذا در ادامه به صورت موجز و تیتروار بعضی مسایل مهم تر تغذیه ای مادران باردار را مرور می کنیم.


پردامنه ترین مساله، توجه به میزان افزایش وزن در دوران بارداری است چراکه این افزایش وزن اگر بیشتر یا کمتر از مقدار مطلوب باشد، می تواند زمینه ساز مشکلات متعددی برای مادر و نوزاد (چه در دوران بارداری و چه پس از آن) شود. با توجه به اندازه جثه مادر و بنا بر تشخیص پزشک متخصص، مادرانی که از وزن مناسبی برخوردارند (BMI بین ۲۰ تا ۲۵) مقدار مناسب اضافه وزن بین ۱۱ تا ۱۵ کیلوگرم است، برای مادرانی که وزن آنها کمتر از حد طبیعی است، 12/5 تا ۱۸ کیلوگرم و برای مادران با وزن بالاتر از حد طبیعی، ۷ الی ۱۱ کیلوگرم اضافه وزن مطلوب است. ایجاد تعادل در کالری دریافتی در ماه های مختلف بارداری نیازمند مدیریت و دقت کافی در تعداد کیلوگرم های اضافه شده به صورت هفتگی است.


با توجه به جمیع جهات در سه ماهه اول بارداری میزان کالری مورد نیاز فرق زیادی با قبل از بارداری ندارد و طبیعتا وزن چندانی هم اضافه نمی شود (حداکثر یک تا دو کیلوگرم)، ولی شروع مصرف مکمل های ویتامینی و املاح در این زمان بی نهایت مهم و حیاتی است. در سه ماهه دوم که افزایش وزنی بین 4/5 تا ۵ کیلوگرم پیش بینی می شود، حدود ۳۰۰ کالری در روز و برای سه ماهه سوم که میزان افزایش وزن حدود ۵/۵ تا ۶ کیلوگرم است و بالاترین درصد افزایش را به خود اختصاص می دهد، حدود ۴۵۰ کالری روزانه بیشتر نسبت به قبل توصیه می شود. اگر بخواهیم مثالی بزنیم ۳۰۰کالری یعنی «یک عدد بستنی قیفی و دو قاشق مرباخوری عسل» یا «دو قاشق غذاخوری فرنی، پنج قاشق غذاخوری لوبیاپلو و یک لیوان پوره سیب زمینی» و ۴۰۰کالری یعنی «نصف کف دست کوکوسبزی کم چرب و یک کف دست نان سنگک و یک عدد موز متوسط و یک لیوان شیر».

 

انگار تامین کالری اضافه خیلی هم سخت نیست اما به خاطر داشته باشید که این مساله در صورتی با آسودگی خاطر همراه خواهد بود که مبانی ارایه شده در قسمت های پیشین به خصوص توجه به هرم غذایی و دیگر نکات ضروری به عنوان مبنای تغذیه مادر همواره مدنظر قرار گیرد. با توجه به اهمیت بی نظیر تغذیه در دوران بارداری از طرفی و ناآگاهی پر دامنه جامعه نسبت به اهمیت آن (حتی در سطوح بالای تحصیلی) هفته آینده نیز قبل از ورود به مبحث تغذیه در دوران شیردهی، چند نکته مهم دیگر در این باره را (از جمله اعتقادات غلط غذایی، احساس تهوع در ماه های اول بارداری، نحوه مصرف مکمل ها، فشارخون و مسمومیت حاملگی، یبوست و همورویید و پیکا یا ویار) به اختصار بررسی خواهیم کرد.


 
منبع: پرشین پرشیا
 

1+5 ترفند برای لذت بردن از تماشای دورهمی فوتبال

از مزایای تماشای فوتبال با خانواده این است که فرصتی برای گپ‌‌‌‌زدن داشته باشید، به هم نزدیک شوید و بهانه‌‌‌‌ای برای رفاقت بیشتر، حتی حرف‌‌‌‌های جدی‌‌‌‌تر و سرگرم‌‌‌‌شدن داشته باشید. پس تصور نکنید فوتبال مثل یک فیلم سینمایی ژانر جاسوسی است که اگر چند دقیقه‌‌‌‌اش را از دست بدهید، کل داستان را نمی‌‌‌‌فهمید. از اهمیت تنقلات و … هم آگاه هستید پس ما چند نکته جدید را مرور می‌کنیم تا حسابی لذت ببرید:

بازی‌‌‌‌های مهم را ببینید| لازم نیست تمام بازی‌‌‌‌ها را با خانواده ببینید. شاید خیلی از اعضای خانواده آن‌‌‌‌قدر طرفدار فوتبال نباشند و احساس کنند تماشای بازی‌‌‌‌ها هنگام شام ، ناهار و… به‌‌‌‌آن‌‌‌‌ها تحمیل شده و دیگر از فوتبال لذت نبرند. سعی‌‌‌‌کنید علاوه‌‌‌‌بر بازی‌‌‌‌های تیم ملی، برای دورهمی خانوادگی مسابقات جذاب و مهم را انتخاب کنید تا بقیه از فوتبال بیزار نشوند.
فضا را کل کلی کنید| در ابتدای هربازی مشخص کنید که طرفدار کدام تیم هستید و چه پیش‌‌‌‌بینی از بازی دارید تا فرصت کُری خواندن بین‌‌‌‌تان فراهم شود و هیجان هواداری را هم تجربه کنید.
تفسیر نکنید| بعضی از پدرها تلاش می‌‌‌‌کنند فوتبال را در حد قوانین نسبیت اینشتین با حوصله به خانواده توضیح دهند. این رفتار باعث می‌‌‌‌شود حوصله بقیه سر برود. اجازه بدهید از هیجان فوتبال لذت ببرند حتی اگر نمی‌‌‌‌دانند آفساید چیست و چرا تیم‌‌‌‌ها در دفاع چهارنفره عمق دفاعی ندارند و در سیستم‌‌‌‌های روز به بازیکنان کناری وینگر می‌‌‌‌گویند.
تحقیر نکنید| یکی از اشتباهات رایج پدرهاهنگام تماشای خانوادگی فوتبال این است که نظر دیگران را به‌‌‌‌راحتی نفی می‌‌‌‌کنند و حتی برخورد تحقیرآمیزی دارند. حالا برفرض دختر 6 ساله شما در بازی برزیل با یک تیم ضعیف، طرفدار رقیب برزیل شده چون رنگ پیراهن‌‌‌‌شان قشنگ‌‌‌‌تر است؛ اگر فوتبال را برای حس خوب خانواده کنار هم می‌‌‌‌بینید نباید سعی در اثبات این موضوع داشته باشید که در فوتبال تاکتیک مهم‌‌‌‌تر از رنگ قشنگ پیراهن است.
پیش‌‌‌‌بینی کنید| یک جدول تهیه و هر روز بازی‌‌‌‌ها را پیش‌‌‌‌بینی کنید. این‌‌‌‌طوری هیجان فوتبال دوچندان می‌‌‌‌شود و یک تعامل جالب بین اعضای خانواده اتفاق می‌‌‌‌افتد. بدنیست یک جایزه هم برای بهترین پیش‌‌‌‌بینی‌‌‌‌ها تعیین کنید.
فوتبال را فلسفی نکنید| البته که نسل‌‌‌‌های قدیم فوتبال را با صحبت‌‌‌‌های جذاب امثال مرحوم صدر و استاد حاج رضایی شناختند، مکاتب فوتبالی را درک کردند و به طور مشخص فهمیدند که هر تیم ملی به‌‌‌‌نوعی نماینده‌‌‌‌ای از فرهنگ یک کشور است؛ به همین دلیل سوئدی‌‌‌‌ها خشک بازی می‌‌‌‌کنند، بازیکنان آمریکای جنوبی پرشور هستند، هواداران انگلیسی فحاش و آشوبگرند و آلمانی‌‌‌‌ها منظم بازی می‌‌‌‌کنند. اما در بیان این اطلاعات افراط نکنید. لحظات حساس یک بازی مثل ضربات پنالتی فرصت خوبی برای تحلیل‌‌‌‌های فرافوتبالی و بیانیه‌‌‌‌های فلسفی نیست. خوب است که به بهانه فوتبال با سبک‌‌‌‌زندگی مردم دنیا آشنا شویم، به‌‌‌‌شرط این‌‌‌‌که دنبال سخنرانی‌‌‌‌های کسل‌‌‌‌کننده نباشیم.
سید مصطفی صابری  |  روزنامه‌نگار

هنر گفت‌ و گو، مغفول خانواده‌های ایرانی

کمتر پیش می‌آید نوجوانان درباره مشکلات خود صحبت کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند مسائلشان را درون خود بریزند و درک این موضوع به‌‌ویژه برای والدین به کاری دشوار تبدیل می‌کند.
با تغییرات هورمون‌ها در دوران نوجوانی، بدن، مغز و احساسات و خلق فرد مدام تغییر می‌کند که معمولا به شکل نوعی افراط‌‌‌گرایی احساساتی در نوجوانان خود را نشان می‌دهد.
وقتی بلوغ اتفاق می‌افتد، تغییرات رفتاری و روحی ناشی از آن می‌تواند بر رابطه نوجوان با خانواده و دوستان و حتی در تعامل با دیگر افراد در محیط‌های اجتماعی مختلف مانند مدرسه اثرگذار باشد. نوجوان به‌ طور غریزی قصد دارد از والدین مستقل شود و هویت و موقعیت خود را در جامعه معین ‌کند. این موضوع نه‌تنها یک مسئله هیجان‌انگیز برای اوست، بلکه یک زمان بسیار ترسناک و چالش‌برانگیز نیز هست. این همان زمانی است که حمایت و تشویق والدین برای عبور موفقیت‌آمیز نوجوانان به دوره بزرگ‌سالی را ضروری می‌کند.
در این میان، دختران نوجوان نیاز به برقراری فضای گفت‌وگوی متناسب با سن خود با دیگران به‌ویژه با شخص مادر را بیشتر احساس می‌کنند اما متأسفانه هنر گفت‌وگو از کودکی در خانواده‌های ما به مسئله‌ای مغفول تبدیل شده است که شاید بتوانیم از آن با عنوان یک ناتوانی جمعی یاد کنیم. دختران امروزی نیازمند دانایی بیشترند و از آنجایی که دسترسی عمومی به فضای مجازی و رسانه برای همگان تا حدود زیادی وجود دارد، نوجوانان و جوانان ما بیشتر دانسته‌های خود را به شکلی پالایش نشده از این مسیر دریافت می‌کنند.
نسل پیشین شاید بیشتر به کتاب خواندن بها می‌داد زیرا صبر و تحمل بیشتری را در ذات تربیتی خویش به همراه داشت. در حقیقت، دانسته‌های والدین امروزی در دوران نوجوانی خویش بیشترین از طریق کتاب‌ها به ‌طور مستقیم تأمین می‌شد، درحالی‌که نسل امروز که فرزندان ما هستند حوصله کمتری برای مطالب بلند دارند. آن‌ها دانش خود را تیترگونه از فضای مجازی دریافت می‌کنند و به سبب نبود فضای گفت‌وگو با بزرگ‌ترها، خودشان و در میان گعده‌های هم‌سالان به تحلیل‌ها و نتایج مختلف می‌رسند. از سوی دیگر، مادران امروز با وجود پیشرفت اجتماعی و دانش خود، به ‌لحاظ رفتاری عموما ناتوان از ایجاد گفتمان در خانواده و فضای گفت‌وگوی متناسب با اعضای آن هستند که شاید برخاسته از فرهنگ ایرانی سینه‌به‌سینه مبنی بر احترام گذاشتن و تبعیت تام از بزرگ‌ترهای خانواده باشد.
اکنون با توجه به توسعه روزافزون امکانات ارتباطی و بروز دهکده جهانی، نمی‌توان از نوجوان اطاعت محض از والدین و بزرگ‌ترها را توقع داشت. بنابراین بهترین و مناسب‌ترین شیوه برقراری ارتباط مؤثر میان افراد هر جامعه کوچک و بزرگ و اقناع نسل حاضر، داشتن هنر گفت‌وگوست.
صحبت با دختر نوجوان درباره موضوعات مهم باید سال‌ها قبل از اینکه او به سن بلوغ برسد آغاز شود. مهم‌ترین قاعده این روش برای والدین این است که مرتب گفت‌وگوهای کوتاهی با دختر خود داشته باشند، نه اینکه با یک بسته طولانی و خسته‌کننده از نصیحت‌ها و توصیه‌ها او را دل‌زده کنند. آن‌ها باید با موضوعاتی متناسب با سن دختران از سنین کم این صحبت‌ها را آغاز کنند و با توجه به بلوغ او در موضوعات پیش بروند. هم‌چنین والدگری برای دختران نوجوان مستلزم این است که والدین بتوانند بین برقراری محدودیت و به رسمیت شناختن مسیر شخصی نوجوان به تعادل برسند.
والدین به‌ویژه مادران در جامعه‌پذیری دختران نقشی جدی دارند که شاید توجه نهادهای مربوط به آموزش مادران در این زمینه و فرهنگ‌سازی هنر گفت‌وگو در خانواده را می‌طلبد تا از این رهگذر از هدررفت انرژی نوجوانی و جوانی نسل بعدی در ابعاد اجتماعی نادرست نیز پیش‌گیری شود.
شبنم کرمی – روزنامه‌نگار

نمی‌توانم معطل زمان بمانم

مطهره جاویدی، مادر دهه هفتادی، این روزها استارت‌آپ کارآفرینی برای نوجوانان و بانوان را مدیریت می‌کند
پیدا کردنش کار سختی نیست در گوشه‌گوشه فضای مجازی ردی از خودش باقی گذاشته است. زندگی منحصربه‌فردی دارد. کافی است یک نفر او و خانواده‌اش را دیده باشد تا همیشه یادش باشد این مادر دهه‌هفتادی و دغدغه‌مند می‌کوشد بسیاری از تابوها را بشکند و زندگی‌اش را طور دیگری بسازد. اگرچه خیلی‌ها مطهره جاویدی را به نام مادر استارت‌آپی می‌شناسند اما او قبل از همه این‌ها امتحانش را برای پذیرش مسئولیت و تغییر در روال همیشگی زندگی گذرانده است. دختری که در کنار همسر و دو فرزندش زیست متفاوتی از مادرانگی را ترویج می‌کند و می‌کوشد تابوهای کارآفرینی را بشکند و به زبان نوجوانان و جوانان حرف بزند.

ازدواج در هفده‌سالگی و شروع زندگی
پذیرش زندگی برای مطهره هفده‌ساله با مهدی برزگر که آن زمان با دست خالی محصل حوزه علمیه است مرحله‌ای است که او با فکر و مشورت می‌گذراند. اگرچه خانواده معتقد بودند هنوز وقت برای ازدواج هست و آن دو در روز خواستگاری با پیش فرض پاسخ منفی وارد گفت‌وگو با یکدیگر می‌‌شوند اما همه محاسباتشان منفی می‌شود و شباهت زیادی بین یکدیگر پیدا می‌کنند. مطهره و مهدی تصمیم می‌گیرند با دست خالی در کنار هم زندگی را شروع کنند. «زندگی را با دست خالی شروع کردیم و خودمان همه‌چیز را ساختیم. هنوز هم موتوری را که با آن این طرف و آن طرف می‌رفتیم داریم. حتی زمانی که کارم را شروع کردم مسافت مشهد تا تهران را برای جلسات و همایش‌ها با اتوبوس طی می‌کردم. بنابراین می‌توانم ادعا کنم زندگی را آجربه‌آجر از همان هفده‌سالگی در کنارهم ساختیم.»

زندگی در شهر مرزی تایباد و شروع مادرانگی
مطهره تربیت و خانه‌داری را از مادرش و محاسبات اقتصادی را از پدرش می‌آموزد. به همین دلیل، خودش معتقد است که شبیه بچه‌های دهه‌شصتی تربیت‌شده و رفتار می‌کند. در دانشگاه آی‌تی می‌خواند و بعد از ازدواج تصمیم می‌گیرد به حوزه علمیه هم برود. اما همراهی با همسرش برای کار در تایباد و چناران باعث می‌شود درسش نیمه‌تمام باقی بماند. «ما به علت کار همسرم به تایباد رفتیم. شهر بسیار امن و خوبی بود. در آنجا مجبور به انصراف از دانشگاه شدم چون رشته تحصیلی‌ام را نداشتند. البته خودم هم آن چیزی را که می‌خواستم در آن رشته پیدا نکردم. در دانشگاه چیزهای قدیمی تدریس می‌شد. کلاس‌های بیرون بسیار پیشرفته‌تر از چیزی بود که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شد.» اما این شهر برای آن‌ها یک همسفر به همراه دارد و باعث می‌شود یک تغییر بزرگ در زندگی‌شان را شاهد باشند. «من همیشه عاشق بچه بودم. حتی اسم هم برایشان انتخاب کردم. قبل از ازدواج دوست داشتم چهار فرزند داشته باشم. با این حال، صاحب فرزند نمی‌شدیم. یک سال و نیم از زندگی مشترک گذشته بود و من تصمیم خودم را گرفتم. اصلا با فرزندخواندگی مشکلی نداشتم. این را به همسرم هم گفتم. بنابراین یک روز خودم به مرکز بهزیستی تایباد رفتم و برگه درخواست فرزندخواندگی را در سال 93 امضا کردم. یک سال بعد، دخترم کوثر را از مرکز شیرخوارگان حضرت علی‌اصغر (ع)تحویل گرفتیم.»

هر کسی یک جور مادر می‌شود
مطهره خانم و مهدی‌آقا بعد از تایباد به چناران می‌روند. از آنجا هم به مشهد برمی‌گردند. شرایط اقتصادی‌شان خوب نیست. در این زمان، او دیگر درسش را رها کرده است. حالا بیشتر به خانه‌داری و تحصیل در حوزه علمیه می‌پردازد اما تصمیم می‌گیرد فرزند دومش، راحیل، را از بین دخترانی انتخاب کند که نیازمند حمایت پزشکی هستند. بنابراین از طریق مهندس امید‌ عابدشاهی که عنوان «پدر کودکان نیازمند درمان» را بر دوش دارد فرزندش را انتخاب می‌کند. در همین حین تلاش می‌کند نگاه جامعه را به کسانی که فرزندخوانده دارند تغییر دهد و به پرسش‌هایشان پاسخ دهد .مطهره خانم درباره بیماری فرزند دومش علاقه‌ای به صحبت ندارد و پاسخی نمی‌دهد اما سال‌های اول سعی کرده است به برخی پرسش‌های ناراحت‌کننده اطرافیان درباره فرزندانش پاسخ دهد. «الان شرایط خیلی خوب است. تقریبا همه اطرافیان کوثر و راحیل را فرزندان ما می‌دانند اما اوایل ناچار بودم توضیحاتی بدهم. بر‌ اساس روان‌شناسی روز دنیا، بچه‌ها قبل از اینکه وارد اجتماع یعنی مدرسه و مهد کودک شوند، باید بدانند از مادر دیگری متولد شده‌اند و من آن‌ها را در جریان واقعیت گذاشته‌ام. حتی اگر روزی بزرگ‌تر شدند و دلشان خواست پدر و مادر قبلی‌شان را پیدا کنند، خودم در کنارشان هستم. اصلا این درست نیست که یک نفر ده‌ها سال حقیقت را ندارد.»
آقا مهدی و مطهره خانم پدر و مادر کوثر و راحیل هستند و از هیچ تلاشی برای خوشبختی‌شان تا امروز کوتاه نیامده‌اند. استعداد بچه‌ها را شناسایی کردند و مطمئن هستند می‌توانند حتی فرزند دیگری را هم به زندگی‌شان اضافه کنند. مطهره جاویدی معتقد است شجاعت، عشق و آگاهی لازمه قبول کردن چنین زندگی‌ای است و افراد اگر چنین تصمیمی دارند نباید از سر احساسات جلو بروند.

زیرزمین خانه پدری اولین مکان برای شروع کار
مطهره خانم همیشه عاشق پژوهش بوده است. بنابراین تصمیم می‌گیرد یک استارت‌آپ راه‌اندازی کند. بنابراین همراه با دوستانش از اتاق خانه و سپس زیرزمین خانه پدری شروع به پژوهش در حوزه کارآفرینی نوجوان می‌کند. «من آی‌تی را قبل از رفتن به تایباد کنار گذاشتم و سال ۹۵ حوزه علمیه را تمام کردم و با تمام توان برای تغییر رشته تلاش کردم. عاشق رشته فلسفه شده بودم. چون می‌دانستم ما یک پیشینه قدیمی در حوزه فلسفه داریم و من هم عاشق رشته‌های عمیق و تحلیلی بودم، وارد رشته فلسفه غرب در دانشگاه فردوسی مشهد شدم. رتبه ۹ فلسفه دین و رتبه ۴۵ فلسفه غرب را در مقطع کارشناسی ارشد آوردم. از طرفی، همیشه دوست داشتم یک مدرسه یا آکادمی داشته باشم و به بچه‌ها چیزهای به‌دردبخور یاد بدهم تا خیلی زودتر به کارآفرینی برسند. خودم ابتدا در دانشگاه آی‌تی خواندم و بعد آن را برای همیشه کنار گذاشتم. می‌دانم که بچه‌های ما با چه بحرانی در انتخاب رشته و مسیر آینده روبه‌رو هستند و نیازمندند کارآفرینی را از کودکی به آن‌ها بیاموزیم. در سال ۱۳۹۷ با لیگ ملی دانشگاه فردوسی آشنا شدم و به‌عنوان ایده‌پرداز در آنجا شرکت کردم. تنها فینالیست در علوم انسانی بودم. آن زمان طرح مدرسه ابتدایی فلسفه و هنر را ارائه داده بودم. سال ۹۸ مدیرکل اجرایی لیگ نوآوری در سطح استان شدم و تغییرات اساسی رخ داد. من قبلا هم با دنیای استارت‌آپ آشنا بودم ولی آنجا بود که عملا وارد آن شدم. ابتدا اسم مجموعه‌مان را «نواک» گذاشتیم اما بعد از مدتی متوجه شدیم یک گروه موسیقی همنام ماست و دیگران مدام ما را با آن‌ها اشتباه می‌گیرند. بنابراین تغییر برند دادیم و کایاک را ثبت کردیم.

کایاک چیست و قرار است دقیقا چه کاری انجام دهد
این مادر دهه هفتادی و کنجکاو همیشه به دنبال خلاقیت و ایجاد نوآوری در زندگی‌اش بوده است و معتقد است ما باید فرزندانمان را برای آینده‌ای و مشاغل نو آماده کنیم. «ایده کایاک آموزش کارآفرینی به وسیله تجربه‌گر بودن در کنار استعدادسنجی عملی است. کایاک به بچه‌ها کمک می‌کند گمشده‌ خود را پیدا کنند. در واقع، می‌خواستیم جایی را پیدا کنیم که بچه‌ها با کیفیت و قیمت مناسب بتوانند همان تجربیاتی را که ما تا سی‌سالگی انجام دادیم تا دوران دبیرستان انجام بدهند. بچه‌‌ها با کایاک شناختشان درباره خودشان بیشتر می‌شود و حضور یک متخصص در کنارشان، به رشد و پیدا کردن راهشان کمک می‌کند. در روند تست کردن، به این نتیجه رسیدیم که باید این فرایند تجربه‌گر بودن برای کل کشور و بعد برای صادرات قابل استفاده باشد. ما به سراغ محصولات فیزیکی رفتیم، بسته‌ای که وسایل یک کسب‌و‌کار داخل آن بود. آموزش‌ها، کارت‌های تعاملی و آموزش‌های مجازی و بعد از آن استعداد‌سنجی به آن اضافه شد. در کنارش کلاس آنلاین هم می‌گذاشتیم.»
مطهره جاویدی با فضای مجازی آشناست و بلد است تبلیغ کار خودش را انجام دهد. می‌داند که باید کار را به صورت تیم حرفه‌ای پیش ببرد. بنابراین خیلی زود موفق می‌شود.

«استقلال بانو» برنامه‌ای رایگان برای آموزش بانوان
استقلال بانو هر دو هفته یکبار برای بانوان 20 تا 35 سال برگزار می‌شود. در آن، آموزش رایگان کسب‌و‌کار در زمینه کارآفرینی و مسائل خانوادگی و اجتماعی و هر چیزی که نیاز یک دختر یا بانو باشد انجام می‌شود.
خانم جاویدی در زمینه کار و فعالیت صرفا نگاه به جامعه دختران و بانوان ندارد و من به آموزش همگانی تأکید دارم. بنابراین کودکان و نوجوان سیزده تا جوانان سی سال را برای آموزش در نظر دارد. می‌گوید:‌ برگزاری کلاس پایین‌ترین سطحی است که ما انجام می‌دهیم. برگزاری اردوهای مختلف کارآفرینی مانند سینما کارآفرینی یا کمپ‌ها در بستر اهداف ماست. 20 درصد‌ بچه‌ها شناسایی می‌شوند و تلاش می‌کنیم تا ایده‌هایشان را به سرانجام برسانیم. ما خودمان سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم اما می‌کوشیم آن‌ها را به سرمایه‌گذار وصل کنیم یا بچه‌ها را به کارآموزی می‌فرستیم. مجمع اقتصاد می‌گوید 60 درصد مشاغل در زندگی فعلی را نمی‌شناسم و ما به دنبال این هستیم که استعدادها و نوآوری را پیدا کنیم.

مادرانگی در کنار کار
خانم مطهره جاویدی که تجربه مادرانگی متفاوتی دارد می‌داند مسیری که انتخاب کرده است چندان راحت نیست و اگر کمک‌های اطرافیان به‌ویژه مادرش نباشد، به مشکل خواهد خورد. از طرفی، می‌گوید در نبود من در خانه قطعا همسرم هم جهاد می‌کند و ما باید در فرهنگ و اجتماع این را آموزش دهیم که نمی‌توان از یک زن توقع موفقیت داشت ولی در کنارش نایستاد. «همیشه به کسانی که می‌خواهند کسب‌وکار راه‌اندازی کنند، اگر متأهل یا دارای فرزند باشند، توصیه می‌کنم رنج مضاعف برای خودشان تولید نکنند. یعنی به یک توان خیلی زیاد نیاز داریم تا بتوانیم مادر، همسر، فرزند و هم مدیر یک شرکت باشیم. احساس می‌کنم توانایی انجام هم‌زمان این کارها را دارم. با این حال، مدیریت کار، خانه و فرزند، همگی، یک توان بالا می‌خواهد. اطرافیان قطعا من را درک می‌کنند و به من کمک می‌کنند. من هم معطل زمان نمی‌مانم و برنامه‌ها را پیش می‌برم، اگرچه بارها ممکن بوده است زمین بخورم.»
نویسنده: حمیده وحیدی

امنیت بانوان در گذر زمان

«جامعه‌ای سنتی که در آن وضع قوانین و اجرا و نظارت بر آن بیش از آنکه توسط نظام‌های مدنی شهری تعیین شود توسط خرده‌نظام‌های گروهی و جغرافیایی تعیین می‌شد، در گذار از بافت فرهنگی سنتی به مدرن شاهد یک دوره تغییرات است.» این نوشتار توضیح این بند به‌ظاهر ساده است.
اگر در گردش روزگار مویی از سر سپید کرده‌اید، حتما تأیید می‌کنید پدیده «لوتی‌»‌های بامعرفت محله را که با وجود شغل سنگین سر کوچه نشستن و تسبیح چرخاندن، نقش‌های خطیر و مهمی از جمله مجلس، دولت و قوه قضائیه هرمحل را نیز بر عهده داشتند. برای نمونه، کافی بود غریبه‌ای از محله بگذرد و قوانین آن محل را رعایت نکند یا خدای‌ناکرده چشم چپ به ناموس آن محل بیندازد. در طرفةالعینی لوتی محله با پشتوانه قوانین مصوب افکار عمومی محل و تأیید صلاحیت اجرای آن مصوبه‌ها از طرف همان‌ها، با برگزاری دادگاهی، متهم اصلی را بدون کمترین بخشش و مماشاتی به سزای اعمالش می‌رساند. علاوه بر این، لوتی‌های اصیل اگرچه بعضا دستی در انواع جرایم داشتند، رعایت حریم ناموس دیگران را جزو بدیهیات می‌دانستند.
بنابراین این‌گونه بود که زنان محله دست‌کم در جغرافیای زندگی خود، خیالشان از مزاحمت‌های خیابانی آسوده بود. این نظام معرفتی و ارزشی که ناشی از باورها و اعتقادات یک جامعه بود، پس از مدتی قرار بود جای خود را به نظام عمومی و فراگیر قوانین مدنی و شهرنشینی بدهد.
حالا این قوانین شهرنشینی و مدنی چیست؟ خرده‌نظام‌های ارزشی که می‌توانست با کمی بیان امروزی، سوپاپ اطمینانی برای اجرای قوانین جدید باشد، رفته‌رفته ازمیان رفتند و جای آن را صرفا قوای قهری و اجبار گرفت، اجباری که اگر پشتوانه فرهنگی نداشته باشد، تضمینی هم برای اجرای آن نیست.
از طرفی، نگاه به زن در طول تاریخ همواره دستخوش باورهای خرافی و غیرعقلانی بوده است تا حدی که بسیاری از اموری که زنان آن را وظیفه خود می‌دانند، از نگاه دین جزو وظایف آن‌ها نیست. با این حال، جامعه سنتی هم‌چنان در این مورد ترجیح می‌دهد به باورهای خود عمل کند زیرا تغییر آن هم از نوع زیان‌آورش همواره دشوار بوده است. این مسئله تنها با حمایت قاطع نهادهای قانونی و فرهنگ‌سازی از سنین پایین قابل حل شدن است. مجلس باید در امور ریز و درشت جامعه زنان نیز قوانین محکمی برای جلوگیری از سوءاستفاده تصویب کند. جامعه ایران با فرهنگ‌سازی و وضع قوانین سفت و سخت باید به این نتیجه برسد که امنیت روانی زن در همه ابعاد و حوزه‌ها، به پشتوانه محکم قانون تکیه کرده است.
کیفیت حضور زنان در جامعه، خود، اولین مرجع قضاوت خواهد بود. امنیت زنانی که حریم شخصی خود را حفظ می‌کنند و مانع جلب توجه دیگران در فضای عمومی می‌شوند، به‌مراتب بیش از زنانی است که با انواع پوشش‌ها در حریم شخصی، راه را بر سوءاستفاده‌کنندگان ناسالم باز می‌گذارند.
بنابراین باید گفت بیش از آنکه مفهوم ذهنی امنیت مهم باشد، احساس امنیت که محصول کاربردی آن است، زندگی را شیرین می‌کند. یادمان باشد احساس امنیت به شدت موضوعی روانی و تحت تأثیر القائات درونی و بیرونی است. با القای نادرست افراد بدخواه و فال بد زدن و خواندن صفحه حوادث رسانه‌های زرد، احساس شیرین امنیت را از خودمان دریغ نکنیم.
زینب افخمی – کارشناس ارشد روان‌شناسی

تاثیر مهم نحوه خوابیدن مادر باردار بر سلامت جنین

تاثیر مهم نحوه خوابیدن مادر باردار بر سلامت جنین

تاثیر مهم نحوه خوابیدن مادر باردار بر سلامت جنین

 اولین و مهم‌ترین دلیل برای مشکل‌های خواب در دوران باداری، افزایش اندازه جنین است که یافتن وضعیتی راحت برای خوابیدن را برای زن باردار، مشکل می‌کند.

در بارداری، مجموعه‌ای از مشکل‌ها ممکن است خواب را مختل کند؛ از جمله تهوع، سوزش سردل، گرفتگی عضله‌های ساق و خرخر کردن. برخی از این مشکل‌ها البته اجتناب‌ناپذیر است ولی ممکن است به علت عادت‌های خوابی که یک زن از قبل از بارداری دارد نیز این مشکل‌ها تشدید شوند…

مشکل‌های جسمی که در دوران بارداری، خواب را مختل می‌کنند نیز عبارتند از:
1.نیاز مکرر به ادارار کردن:

کلیه‌ها در دوران بارداری برای تصفیه حجم خون اضافی (30 تا 50 درصد افزایش نسبت به پیش از بارداری) شدیدتر کار می‌کنند و این فرآیند، تصفیه ادارار بیشتری ایجاد می‌کند. همچنین جنین در حال رشد است و رحم بزرگ‌تر می‌‌شود و در نتیجه فشار بیشتری از بیرون روی مثانه وارد می‌شود. این تغییرها باعث می‌شود که مجبور شوید در روز و شب بیشتر به توالت بروید.

2.افزایش سرعت ضربان قلب:
ضربان قلب شما حین بارداری افزایش می‌یابد و از آنجایی که بیشتر خون شما به سمت رحم می‌رود، قلب شما باید سخت‌تر کار کند تا خون را به بقیه بدن برساند.
3.تنگی نفس:

در ابتدا، تنفس شما ممکن است تحت تاثیر افزایش هورمون‌‌های بارداری قرار گیرد، که باعث می‌شوند تنفس‌ عمیق‌تر شود. این وضعیت ممکن است این احساس را در شما ایجاد کند که برای تنفس هوا دارید تلاش بیشتری می‌کنید. در ادامه بارداری با بزرگ شدن رحم که فضای بیشتری در لگن و شکم را به خود اختصاص می‌دهد و بر دیافراگم (پرده‌ای عضلانی میان ریه‌ها و اندام‌های شکم) فشار می‌‌آورد، ممکن است احساس کنید تنفس برایتان مشکل‌تر شده است.

4 .گرفتگی عضله‌های ساق پا و کمردرد:

درد در ساق پا و کمر تا حدی ناشی از وزن اضافی جنین و رحم است. بدن شما در طول بارداری، هورمونی به نام ریلکسین تولید می‌کند که شما را آماده زایمان می‌کند. یکی از آثار این هورمون آن است که رباط‌ها را در سراسر بدن شل‌تر می‌کند و به این ترتیب، پایداری بدن شما کاهش می‌یابد و آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به صدمه‌ها، مخصوصا در کمرتان پیدا می‌کنید .

5.سوزش سردل و یبوست:

بسیاری از زنان باردار دچار سوزش سر دل می‌شوند که ناشی از بازگشت محتویات معده به درون مری است. فعالیت همه دستگاه گوارش در طول بارداری کند می‌شود، غذا مدت بیشتری در معده و روده باقی می‌ماند. هم سوزش سردل و هم یبوست ممکن است در ادامه بارداری بدتر شود، زیرا بزرگ‌تر شدن رحم بر معده و روده بزرگ فشار می‌آورد.

استرس هم ممکن است خواب را مختل کند. ممکن است در مورد سلامت جنین‌تان هم نگران باشید و در مورد توانایی‌تان به عنوان والد اضطراب داشته باشید و این شما را در طول یک شب بیدار نگه دارد.
بهترین وضعیت خواب در بارداری

از ابتدای بارداری باید سعی کنید به خوابیدن به پهلو عادت کنید. خوابیدن به پهلو و جمع کردن زانو احتمالا راحت‌ترین وضعیت برای شما خواهد بود. این وضعیت همچنین کار قلب را راحت‌تر می‌کند، چرا که مانع می‌شود وزن جنین روی ورید بزرگی (به نام ورید اجوف تحتانی) که خون را از پاهای شما به قلب باز می‌گرداند، بیفتد.
برخی از پزشکان به‌طور خاص توصیه می‌کنند زنان باردار روی پهلوی چپ بخوابند؛ زیرا کبد شما در سمت راست شکم شما قرار دارد و خوابیدن روی پهلوی چپ از فشار رحم روی کبد جلوگیری می‌کند. خوابیدن روی پهلوی چپ همچنین گردش خون به قلب را هم تسهیل می‌کند و بهترین وضعیت برای جریان خون برای جنین، رحم و کلیه‌ها را فراهم می‌آورد. نگران نباشید که ممکن است حین خواب بغلتید و روی پشت‌تان قرار بگیرید. غلتیدن در خواب بخشی طبیعی از خوابیدن است که تحت کنترل شما نیست. به هر حال به احتمال زیاد، در سه‌ماهه‌ سوم بارداری غلتیدن در خواب و روی پشت قرار گرفتن متوقف می‌شود، زیرا بسیار ناراحت‌کننده است. اگر روی پشت‌تان بغلتید و وزن جنین روی ورید اجوف تحتانی بیفتد، ناراحتی حاصل از آن، احتمالا شما را بیدار خواهد کرد. با دکترتان در این باره مشورت کنید. او ممکن است پیشنهاد کند که با استفاده از بالش بدن‌تان روی پهلوی‌تان نگه‌دارید. سعی کنید گذاشتن‌ها بالش‌ را امتحان کنید تا بهترین وضعیت‌ برای خواب را پیدا کنید. برخی از زنان با گذاشتن بالش زیر شکم یا میان ساق پاهای‌شان احساس راحتی می‌کنند. همچنین گذاشتن بالش تا‌شده یا پتوی لوله‌شده در گودی کمر ممکن است به کاهش فشار روی کمر کمک کند. در بازار نیز می‌توانید «بالش‌های بارداری» را پیدا کنید. اگر می‌خواهید از این بالش‌ها بخرید، اول با دکترتان مشورت کنید تا معلوم شود کدام یک از آنها برای‌تان مناسب‌تر است.

اگر باز هم نتوانستم بخوابم، چه؟

بله، مواردی پیش می‌آید که با همه این کارها، باز خوابتان نمی‌برد. در این موارد، به جای اینکه در تختخواب‌تان غلت بزنید و ساعت‌ها را بشمارید، باید از بستر برخیزید و کاری انجام دهید؛ کتابی بخوانید، موسیقی گوش کنید، تلویزیون تماشا کنید، نامه‌ها یا ای‌میل‌هایتان را مرور کنید یا هر فعالیت لذت‌بخش دیگری انجام دهید. وقتی احساس خستگی کردید، به بستر بازگردید تا خواب‌تان ببرد. اگر ممکن است، در طول روز چرت‌های کوتاه‌‌مدت (30 تا 60 دقیقه‌ای) بزنید تا کمبود خواب‌تان جبران شود. زیاد طول نخواهد کشید که با زایمان نوزادتان، او قوانین خواب را در خانه عوض خواهد کرد؛ بنابراین باید کم‌کم به از خواب پریدن هم عادت کنید!

 

به دنبال ایجاد اشتغال برای دختران مهاجر

بی‌بی‌زهرا حسینی یکی از دختران زاده ایران است که پدر و مادرش حدود 38 سال پیش از افغانستان راهی کشور ما می‌شوند. حالا این دختر در بیست‌وپنج‌سالگی و در شرایط دشوار و با دستان خالی، آستین همت بالا زده و برای بانوان مهاجر و حتی ایرانی که گرفتاری‌هایی شبیه خودش دارند، با آموزش قالی‌بافی و خورجین‌بافی، درآمد ایجاد کرده است.
‌زهرا در کنار ایجاد اشتغال، در حال راه‌اندازی یک سایت برای ارائه تابلوفرش‌ها و تبلیغات است، سایتی که نامش را «قالینه خم آستانه» انتخاب کرده است. به گفته او «قالینه» در زبان پشتو به معنی فرش است و «خم آستانه» نیز نام روستایی در ولایت بامیان که پدرش آنجا متولد شده است. می‌گوید: در نه‌سالگی به همراه خانواده‌ام به افغانستان رفتم. هرات و کابل و بامیان را هم دیده‌ام اما افغانستان را برای سفر دوست دارم. نمی‌توانم از مشهد دل بکنم. دوستانم، کارم و همه عشق و زندگی‌ام اینجاست. من به امید آدمهای خوبی هستم که دور و برم هستند و در کنارشان زندگی می‌کنم. زندگی فراز و نشیب‌های زیادی دارد. درست مثل نوار قلبی است که اگر ضربان نداشته باشد، خط صاف می‌شود و همه‌چیز از بین می‌رود. این بالا و پایین‌های زندگی باید باشد.
پدر زهرا در حادثه‌ای دچار مشکل نخاعی می‌شود و او با وجود نمرات خوب قادر به ادامه تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری که به آن علاقه داشته است نیست. با این حال، از خیریه‌ای وام دریافت می‌کند و با خرید چند دار قالی، شروع به کار می‌کند.
بی‌بی‌زهرا هم‌زمان با آموزش خورجین‌بافی و قالی‌بافی به بانوان، به کلاس‌های کسب‌و‌کار هم می‌رود و مدرک مربیگری می‌گیرد و آموزش‌های کسب‌و‌کار را به بانوان محله قرقی که بیشترشان جزو خانواده‌های مهاجر هستند منتقل می‌کند. می‌گوید: هدفم این بود که خانم‌ها آنچه رایگان آموخته‌اند به یک نفر دیگر هم آموزش بدهند. خانم‌های این منطقه به‌شدت به انگیزه نیاز دارند. آن‌ها وقتی دچار مشکل کوچکی می‌شوند، افسردگی سراغشان می‌آید.
اما طرح کسب‌و‌کارش برگزیده می‌شود، طرحی که باید دخل و خرجش به هم بخورد. پیشنهاد او همان خورجین‌بافی است. می‌گوید: می‌دانستم در این طرح، بازگشت سرمایه وجود دارد. از طرفی، شغلی مناسب برای خانم‌ها بود تا در خانه و در کنار فرزندانشان مشغول به کار باشند و کمک‌خرج خانواده.
یکی ازسازمان‌های مردم‌نهاد برای طرح برگزیده او، تعدادی دار آهنی قالی و خورجین و وسایل کار در اختیارش می‌گذارد و بی‌بی‌زهرا دارها را بین دختران و مادران 25 خانه تقسیم می‌کند، از خانه‌های رسالت تا فارمد.
او می‌گوید: صنایع دستی افغانستان عالی هستند اما این هنر چندان دیده نمی‌شود و کسی قدرش را نمی‌داند.حالا زهرا خانم به دنبال ایجاد امید بین زنان مهاجر است.

نویسنده: لیلا کوچک‌زاده