باید ها و نبایدهای شستن کاورهای پلاستیکی مبل

بسیاری از خانواده‌هایی که بچه کوچک دارند، برای کثیف نشدن مبل‌هایشان روی آن‌ها کاور می‌کشند. کاور مبل چه پلاستیکی باشد و چه ژلاتینی، برای شست‌و‌شو هیچ فرقی با یکدیگر ندارند. فقط نکته‌ای که باید به آن دقت کنید این است که به هیچ وجه برای شست وشوی کاور پلاستیکی مبل‌، از مواد شوینده شیمیایی استفاده نکنید. دستمال نَمدار برای تمیز کردن گرد و غبار کاور پلاستیکی کافی است. در ادامه بیشتر به جزئیات شست‌وشوی کاور پلاستیکی می‌پردازیم.
  شیوه شستن کاور ژله‌ای یا پلاستیکی
بهتر است کاور طلقی و ژله‌ای را در ظرفی بزرگ دارای آب ولرم رو به سرد بگذارید و شامپوی ملایم و متناسب را در آب بریزید و بگذارید کاور خیسانده شود. آن گاه کاور را از آب درآورید و خشک کنید. در ادامه لکه‌ها و قطرات آب به جا مانده روی کاور را با دستمالی مرطوب پاک کنید. این نکته در عین سادگی خیلی اهمیت دارد چون افراد فکر می‌کنند لکه‌ها پس از خشک شدن کاور به خودی خود از بین می‌رود، در حالی که باید همان اول که لکه‌ها تازه هستند، آن‌ها را با دستمالی مرطوب  و بدون فشار آوردن پاک کنید.
  راه دوم برای شستن روکش پلاستیکی مبل
راه دیگر برای شستن کاور این است که آن را  با استفاده از دستمالی مرطوب و آغشته به مواد پاک کننده تمیز کنید و دستمال را به آهستگی روی کاور بکشید.
  چند نکته مهم
* کاور طلقی را به هیچ وجه در ماشین لباس شویی نیندازید.
* با فشار و شدت به شست‌وشوی این نوع کاورها اقدام نکنید چون ممکن است پاره و غیر قابل استفاده شوند.
* برای شستن کاور طلقی یا ژله‌ای از پودر ماشین لباس شویی استفاده نکنید.
* نباید با استفاده از آب داغ یا سرد کاور را بشوییم و بهتر است با استفاده از آب ولرم رو به خنکی شسته شود.
برای نوشتن این مطلب از بیا نی نی کمک گرفته شده‌است

مترجم هستم اما از ترس اشتباه کار قبول نمی‌کنم

راستش هیچ کسی را جز شما برای درددل و مشورت ندارم. دختری ۲۴ ساله هستم و کار ترجمه انجام می‌دهم اما همیشه استرس دارم و می‌ترسم اشتباهی انجام بدهم و از دارالترجمه تماس بگیرند و دعوا کنند. در این حد نگرانم و مدت‌هاست کار جدیدی قبول نکرده ام.
پاسخ مشاور
با سلام خدمت شما مخاطب عزیز. ممنون که ما را برای مشورت انتخاب کرده اید. ابتدا لازم است بگویم در عصر حاضر قطعا نیمی از استرس‌های ما ناشی از ارتباط با محیط پیرامون‌مان است. مکان‌های مختلفی چون محل کار، مدرسه، خانه، خیابان و… استرس‌های مختلفی به همراه دارد اما بخش مهم و زیادی از زندگی ما با کار و محل کار در ارتباط است ،  در نتیجه بیش از هر نوع استرس با استرس محیط کار مواجه هستیم که می‌تواند تاثیر زیادی در زندگی شخصی ما داشته باشد. عوامل مختلفی در استرس شغلی تاثیر دارد از جمله نبود رابطه دوستانه در محیط کار، حجم زیاد کار و… که البته در حد طبیعی باعث ایجاد انگیزه می‌‌شود ولی اگر استرس کاری از حد طبیعی خارج شود، شبیه نکاتی که خودتان در متن پیامک اشاره کردید، صدمات جبران‌ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در ادامه راهکارهای منطقی و عملی برای مدیریت استرس شغلی را به شما پیشنهاد می‌کنیم.
    حواس‌پرتی را حذف کنید
سعی کنید تمام آن مواردی که شما را آشفته و حواس‌تان را پرت می‌کند، در طول کار کنار بگذارید؛ مواردی چون بررسی فضای‌مجازی، تماس تلفنی، پیغام و موارد دیگر. بر حواس‌پرتی‌ها کنترل داشته باشید. تعیین ساعت کاری و داشتن تمرکز، بسیار به شما کمک خواهد کرد و به راحتی می‌توانید بر استرس خود غلبه کنید چراکه احتمال اشتباه‌تان هم بسیار کم خواهد شد.
    استرس‌تان، احتمال اشتباه را بالا می‌برد
با وجود شرایط کاری‌تان و توضیحاتی که دادید، قطعا فشار زیادی را تحمل می‌کنید و در نتیجه با این گونه شرایط، قطعا بهره‌وری کمتری در حوزه کاری دارید. احتمالا استرس باعث می‌شود که خطاهایتان هم بیشتر شود و بعدش، خودتان را سرزنش کنید. برنامه‌ریزی برای ایجاد انگیزه و حتی حرکات نرمشی کوتاه در پشت میز به شما بسیار کمک خواهد کرد. سعی کنید در زمان انجام کار یعنی ترجمه کردن مطالب، وقفه‌ای کوتاه برای استراحت اختصاص دهید و هرزمان سرحال شدید به کار ادامه دهید. این روش تا حدودی به شما برای کاهش استرس کمک خواهد کرد.
    به دنبال اعتمادبه‌نفس گمشده‌تان باشید
گفته‌اید ،همیشه استرس دارم و می‌ترسم اشتباهی بکنم و از دارالترجمه تماس بگیرند و با من دعوا کنند. توصیه می‌کنم به جای تلاش برای مهر تایید گرفتن از اطرافیان‌تان به دنبال رفع استرس پنهان خود باشید. به نظر می رسد شما بیش از حد به نظر دیگران اهمیت می‌دهید به طوری که با کوچک‌ترین مسئله و انتقادی، دچار استرس می شوید، در صورتی که این کار بسیار طبیعی است، پس سعی کنید تمرکزتان را از تصور دیگران بیشتر روی کارتان معطوف کنید و مطمئن باشید نتیجه مثبتی خواهید گرفت. پیش داوری را هم باید کنار بگذارید. احتمال خطا در کار همه ما وجود دارد و هر مدیری، درک چنین مسئله‌ای را باید داشته باشد.
نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی|‌ روان‌درمانگر و مشاور خانواده

راهکارهای فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته!

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟
همه‌ ما این جمله‌ معروف را شنیده‌ایم که گذشته‌ها گذشته است و شاید بارها هم آن را به‌ زبان آورده باشیم.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

به نقل از مجله دلتا: بهتراست بدانید که برای خیلی از ما، گذشته نه‌ تنها جایی نرفته بلکه هر روز همراهمان است. بسیاری از ما هر روز را با مرور خاطرات و اتفاق‌های ناگوار گذشته سپری می‌کنیم.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

حال با این همه افکار منفی چگونه می‌توانیم آینده را بسازیم؟ در این مطلب به بیان راهکارهای رهایی از خاطرات تلخ گذشته می‌پردازیم.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

طرز فکرتان را عوض کنید

بهتر است بدانید که زندگی شما بر اساس افکار شما پیش می‌رود. پس اگر مدام در فکر خاطرات تلخ گذشته باشید زندگی شما به همان سمت می‌رود. در واقع آن چیزی که ذهن شما بر آن تمرکز دارد، اتفاقات بعدی زندگی شما را رقم می‌زند. پس به‌جای فکر کردن به کارهای گذشته سعی کنید نگاه مثبتی به آن داشته باشید.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

به این فکر کنید که گذشته رفته است و اتفاقات بی‌نظیری در پیش روی شما قرار دارد و شما می‌توانید خیلی بهتر از قبل عمل کنید و هر آن چیزی که دوست دارید را خلق کنید.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

اگر هر روز صبح با فکرکردن به جملات الهام بخش از خواب بیدار شوید و آن‌ها را محکم و بلند تکرار کنید، همه‌ آن‌ها به واقعیت تبدیل خواهند شد.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

برخی دوستان خود را رها کنید

در انتخاب دوستان خود دقت زیادی داشته باشید. اگر دوستان شما کسانی باشند که هیچ کار مثبتی انجام نمی‌دهند بدانید که این افراد شما را در زندگی عقب می‌اندازند. پس بهتر است که این افراد را از زندگی خود حذف کنید.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

بهتر است از کسانی که مدام کارهای گذشته شما را به‌یادتان می‌آورند، فاصله بگیرید. به این نکته توجه کنید که تنها بودن خیلی بهتر از بودن با افراد نامناسب است.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

برای خودتان هدف تعیین کنید

اهدافتان را مشخص کنید و به آن چیزهایی که دوست دارید برسید فکرکنید. این کار باعث می‌شود تا ذهن شما بر روی کارها و اقداماتی که قرار است برای هدفتان انجام شود، متمرکز باشد. پس دیگر دلیلی ندارد به گذشته فکر کنید.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

دیگران را ببخشید

یکی از راهکارهای رهایی از خاطرات تلخ گذشته این است که دیگران را ببخشید. اگر شما کینه و ناراحتی را از یک نفر به دل داشته باشید، این کار به شما آسیب می‌زند. تنها راهی که شما می‌توانید از آن احساس بد رهایی پیدا کنید بخشیدن آن فرد است.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

می‌دانیم که کار آسانی نیست. اما بدانید با این کار از قفسی که خود را در آن زندانی کرده‌اید، رهایی می‌یابید. نفرت را با عشق جایگزین کنید و آن‌گاه تاثیر مثبت آن را در زندگی خود شاهد باشید.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

سعی نکنید دیگران را تحت تاثیر قرار دهید

هر یک از افراد نگاه متفاوتی به مسائل و موضوعات دارند. بنابراین نیازی نیست که برای کارهایی که انجام می‌دهید و تصمیماتی که می‌گیرید به دیگران توضیح دهید. چرا که در نهایت آن‌ها نگاه خود را به مسائل دارند و شما نمی‌توانید همه را راضی و خشنود نگه دارید.

چگونه خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنیم؟

تلاش برای کسب رضایت دیگران شما را دچار ناامیدی و یاس می‌کند. قرار نیست که همه افراد شما را دوست داشته باشند. شما حق دارید که برای خودتان زندگی کنید و هرکاری که دوست دارید را انجام دهید.

درون‌گرا بودن بهتر است یا برون‌گرا بودن؟

یک‌سوم افراد کشورمان را درون‌گراها تشکیل می‌دهند اما بعضی از ما باورهای نادرستی درباره‌شان داریم
بر اساس غربالگری که چند سال پیش از سوی پژوهشکده علوم انسانی با همکاری بسیاری از دانشگاه‌های کشور صورت گرفت، تقریبا یک‌سوم جمعیت کشورمان را درون‌گراها تشکیل می‌دهند اما شاید به دلیل این که جامعه به سمت برون‌گرایی کشیده شده، کسی کمتر به درون‌گراها توجه می‌کند. در ادامه به بررسی دنیای درون‌گراها و تفاوت‌هایش با برون‌گرایی می‌پردازیم.
 

    جامعه فراری از درون‌گرایی؟
در جامعه امروز همه به نوعی به فروشنده تبدیل شده اند و هرکسی دوست دارد خودش را بیشتر از دیگری به نمایش بگذارد. در حقیقت جامعه امروز به یک جامعه نمایشی تبدیل شده و همین موضوع باعث شده‌ که فشار و اضطراب، مهمان جامعه انسانی باشد. هرچه می‌گذرد دفاتر و شرکت‌‌ها بیشتر به محلی برای برون‌گراها تبدیل می‌شود و با این کار بهره‌مندی یک سوم افراد جامعه که درون‌گرا هستند، پایین می‌آید و ما از خیلی از استعدادها که مختص این قشر است، محروم می‌شویم. همچنین اصرار به کار تیمی در محل کار از آن اقداماتی است که خلاقیت را در درون‌گراها کاهش می‌دهد زیرا این گروه خلاقیت‌شان در انزوا بروز پیدا می‌کند.
    درون‌گراها حساس‌ترند یا برون‌گراها؟
چندین سال پیش آزمایشی انجام شد و چند نوزاد را تا بزرگ سالی تحت مطالعه قرار دادند. به این نوزادها محرک‌های محیطی وارد می‌کردند و واکنش آن‌ها را به این محرک‌ها مثل بو، رنگ و صدا می‌سنجیدند. بر این اساس آن‌ها را به دو دسته با واکنش‌پذیری بالا و واکنش‌پذیری پایین دسته‌بندی کردند. انتظار داشتند دسته با واکنش‌پذیری بالا در آینده برون‌گرا شوند اما همه چیز طبق انتظارات پیش نرفت و نوزادان با واکنش‌پذیری بالا درون‌گرا شدند و دسته با واکنش‌پذیری پایین، برون‌گرا. در حقیقت درون‌گراها ذاتا در معرض برانگیختگی بیشتری هستند به این معنا که حساس‌ترند و برون‌گراها آستانه برانگیختگی بالاتری دارند.
    درون‌گراها از بقیه بدشان می‌آید؟
شاید فکر کنید درون‌گراها از آدم‌ها بدشان می‌آید اما دقیقا برعکس است. درون‌گراها وابستگی بیشتری به آدم‌ها دارند، فقط این را نشان نمی‌دهند. وجدان اخلاقی در درون‌گراها قوی‌تر است، تا جایی که شاید آزاردهنده باشد. درون‌گراها بر عکس برون‌گراها از مهمانی‌های بزرگ و غافل‌گیری بدشان می‌آید. اگر می‌خواهید یک درون‌گرا را عذاب دهید، برای جشن تولدش یک مهمانی بزرگ بگیرید و او را غافلگیر کنید اما این بدان معنا نیست که آن‌ها از دیگران بدشان می‌آید.
    شبه برون‌گرایی چیست؟
نظریه ای  به نام تئوری موقعیت‌گرایی وجود دارد که می‌گوید احتمال دارد آدم‌ها در موقعیت‌های متفاوت رفتاری از خود نشان دهند که موقت باشد و پس از آن به حالت ذاتی و درونی خود بازگردند. برای مثال یک مادر درون‌گرا برای آینده بچه‌اش عضو فعال اولیا و مربیان شود و در شرایط این‌چنینی شبیه یک برون‌گرا عمل کند. نکته مهم در این شرایط برگشتن به نقطه امن و آرامش، یعنی همان ذات خودمان است تا دچار عارضه‌هایی چون افسردگی نشویم. همچنین نمی‌توان به‌طور کلی گفت که برون‌گراها بهتر هستند یا درون‌گراها، فقط باید تفاوت‌ها را بشناسیم تا تعامل بهتری داشته باشیم.
برای نوشتن این مطلب از پادکست «رادیو راه» قسمت «درون‌گرایی» کمک گرفته‌ شده است

عمده ترین دلایل بی وفایی

بی وفایی زوجین یکی از مشکلات شایع در خانواده ها است. اگر تا به حال با فرد قربانی خیانت روبرو شده باشید و یا خود مورد بی وفایی همسر قرار گرفته باشید احتمالاً اولین سوالی که به ذهن شما رسیده این بوده است که “چرا؟”. بی وفایی عواقب متعددی به همراه می آورد و طبیعی است که بخواهید بدانید چرا همسر بی وفایی به شما را انتخاب کرده است. حتی اگر دانستن دلیل آن برای شما آرامشی به همراه نداشته باشد دنبال پاسخ خواهید بود. بی وفایی به دلایل مختلف آشکار و پنهان رخ می دهد. انواع مختلفی بی وفایی وجود دارد که می تواند کمی به روشن شدن این دلایل کمک کند.

ی وفایی چیست؟
بی وفایی یا خیانت، شکست عهد و پیمان اولیه به همسر یا هر شریک ارتباطی می باشد. معمولاً به معنای درگیر شدن در روابط جنسی یا عاشقانه با شخصی غیر از شخص اول رابطه، شکستن تعهد یا قول در عمل است. هر مورد از اشکال بی وفایی غالبا متفاوت بوده و نیاز متفاوتی را برآورده می کند. اگرچه دانستن اینکه چرا یک شریک زندگی بی وفایی کرده احتمالاً از درد شما کم نخواهد کرد، اما اینکه بتوانید رفتار بروز داده شده را به شکلی منطقی تحلیل کنید و از آن تعریف شفاف به دست آورید، سردرگمی شما را تا حدی کاهش می دهد. همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا در مورد چگونگی پیشروی از موقعیت و پشت سر گذاشتن شرایط، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. خواه این به معنای تلاش برای انسجام خانوادگی و بهبود رابطه باشد خواه برای تصمیم گیری درباره جدایی.
به خاطر داشته باشید که یک رابطه خارج از ازدواج در هر شکلی از آن یک انحراف وحشتناک که فقط در ازدواج های ناخوشایند رخ بدهد نیست. این یک افسانه است که “دلیل واقعی” پشت یک رابطه خیانت دیده، یک همسر ناکافی و بی توجه یا ازدواج نامطلوب بودقرار داشته است. ازدواج خالی از رضایت زناشویی و عاطفی قطعاً احتمال رابطه با نفر سوم را افزایش می دهد اما این را نیز در نظر بگیرید که روابط خائنانه در ازدواج های عالی نیز اتفاق می افتد. امور رخ داده و رویدادها غالبا منشأ زیادی دارند و فرصت و زمینه کاری از عوامل مستعد کننده برای شکل انتخاب های افراد می باشد. بنابراین ساده انگارانه است اگر گمان کنید خیانت و بی وفایی صرفا به یک عامل بستگی دارد.


مشکلات ازدواج و بی وفایی زوجین
تصور عموم بر این است که غالب روابطی که شاخص رضایتمندی پایینی دارند و زن و شوهر از بودن در کتار یکدیگر احساس خوشی و ارامش ندارند درگیر طلاق عاطفی هستند و اتفاقا برداشت درستی است. در حالی که همه یا مطمئناً اکثر طلاق ها احساسات طرفین را تحت تأثیر قرار می دهند، همه به دلایل عاطفی تصمیم به طلاق نمی گیرند. برخی از رایج‌ ترین دلایل طلاق به مسائل مالی، فاصله های زیاد زن و شوهر یا اختلاف مذهبی در ازدواج مربوط می‌شوند.
این ها دغدغه های عملی و فرهنگی است و درک آن ها ملموس است. گاهی اوقات این نگرانی‌های عملی باعث می‌شود وقتی زوجین در کنار دیگران هستند‌ با سؤالات، قضاوت یا حتی همدردی‌های فراوان بابت پایان یک ازدواج روبرو شده و مقابله با آن کمی «آسان‌تر» به نظر برسد.
با این حال در طلاق عاطفی همه چیز مرموزتر و بی شکل تر به نظر می رسد. ممکن است به دوستان و خانواده خود بگویید که افراد متفاوتی شده اید، اما آن ها به شما نگاه می کنند و همه چیزهایی که می بینند بیشتر شبیه رفتارهای دو غریبه با یکدیگر است. زوجین سعی می کنند توضیح دهند که مسایل پشت درهای بسته خلوت زن و شوهری متفاوت از آنچه که از بیرون مشاهده می شود به نظر می آید اما انجام این کارها بسیار شبیه به باز کردن اتاق‌هایی در درون خود است که مدت‌هاست به روی دیگران بسته اید. اتاق مشاجرات و رنجش ها. طلاق عاطفی را به عنوان وضعیتی تعریف می کنند که می تواند وابستگی عاطفی شما به همسر را به چالش بکشد، بشکند و حتی از بین ببرد.

انواع بی وفایی زوجین
خیانت فرصت طلبانه زمانی اتفاق می افتد که فرد عاشق است و به شریک زندگی خود وابسته می باشد اما بنا به شرایطی که پیش روی او بوجود آمده است تسلیم میل جنسی خود در برابر شخص دیگری می شود. به طور معمول، این نوع بی وفایی ها ناشی از شرایط و وابسته به فرصت های موقعیتی مانند رفتارهای مخاطره آمیز و مصرف الکل یا مواد مخدر به وجود می اید.
در واقع همه خیانت ها از پیش برنامه‌ریزی شده و ناشی از نارضایتی از یک رابطه فعلی نیست. بلکه ممکن است شخص درگیر مصرف مشروبات الکی شده باشد یا به طریق دیگری در موقعیتی قرار گرفته است که پیش‌بینی ناپذیر بوده است. پس از آن، پس از آن بسته به شدت و میزان وابستگی فرد به شریک زندگی، در اثر خیانت جنسی، احساس گناه بیشتری را تجربه خواهد کرد. با این حال با کاهش ترس از گرفتار شدن و عدم پرداخت هزینه زیاد، احساس گناه از بین می رود.

1-بی وفایی زوجین بدون اختیار
این نوع از بی وفایی مبتنی بر این ترس است که مقاومت در برابر پیشرفت‌ها و درخواست های جنسی کسی منجر به طرد شدن، نادیده انگاشته شدن و مورد تحقیر و انگ خوردن شود. افراد ممکن است احساس میل جنسی، عشق و وابستگی به شریک زندگی خود داشته باشند اما همچنان به دلیل نیاز شدید به تایید و همنوایی با گروه و از سمت دیگران اقدام به خیانت بکنند.
علاوه بر این، نیاز شدید آن ها به تایید می‌تواند باعث شود به شیوه‌هایی رفتار کنند که با احساسات دیگر آن ها مغایرت داشته باشد. به عبارت دیگر برخی افراد بی وفایی می‌کنند نه به این دلیل که می‌خواهند خائن باشند و عامدانه خیانت کنند، بلکه به این دلیل که به تأییدی نیاز دارند که همراه با جلب توجه دیگران است مبادرت به انجام رفتارهایی می کنند که بی وفایی یکی از آن ها است.

2-بی وفایی زوجین به دلیل نیاز عاشقانه
گاهی اوقات و نه همیشه، کمبود و کسری در یک رابطه باعث می‌شود افراد اقدام به برقراری روابط غیرعادی بکنند. این نوع بی وفایی ها زمانی رخ می دهد که خیانتکار هنوز وابستگی عاطفی کمی به شریک زندگی خود داشته باشد. آن ها معمولا به ازدواج خود همچنان متعهد هستند و آن را تا انتها به نتیجه می رسانند، وظایف مربوط به نقش خود در ساختار ازدواج را به عنوان پدر/مادر انجام می دهند اما مشتاق یک ارتباط صمیمی و محبت آمیز با شخص دیگری هستند.
به احتمال زیاد تعهد آن ها به ازدواج مانع از ترک همسر می شود. بی وفایی به دلیل نیازهای عاشقانه به معنای وارد آوردن درد برای مرد یا زن دیگر و شریک خیانتکار است که به ندرت تبدیل به یک رابطه طولانی مدت و متعهدانه می شود. مشکلات روابط زناشویی در این شرایط باید انقدر شدید باشد که همسر، ازدواج خود را برای بودن با شخص دیگری ترک کند.

3-بی وفایی زوجین به دلیل تنوع طلبی
این نوع خیانت ها زمانی اتفاق می‌افتد که افراد در یک زمان، خواهان تجربه عشق واقعی و تمایل جنسی با بیش از یک نفر باشند. علی رغم تصورات ایده آلیستی عموم‌ مردم از داشتن تنها یک عشق واقعی و تعلق قلب فقط به یک نفر، امکان تجربه و حس عشق شدید نسبت به چندین نفر به طور همزمان مساله رایجی است. تفاوت افراد در نوع واکنش به این حس و نحوه مدیریت آن می باشد. در حالی که چنین موقعیت هایی از نظر احساسی امکان پذیر است، بسیار هم پیچیده هستند و موجب ایجاد اضطراب و استرس زیادی در فرد می شوند. در این مورد، شرکای خیانت کار در تلاش برای آسیب نرساندن به کسی، در نهایت به همه آسیب می رسانند.

4-بی وفایی اخلاقی برای جایگزینی
این نوع خیانت زمانی اتفاق می‌افتد که فردی در یک رابطه متعهدانه است اما دیگر هیچ احساسی نسبت به شریک زندگی خود ندارد. هیچ میل جنسی یا عشق و وابستگی وجود ندارد. فقط یک احساس تعهد است که زوج را در کنار هم نگه می دارد. فقدان عشق و عدم تعهد قلبی به شریک عاشقانه فعلی، هر دو با احساس عمومی نارضایتی از رابطه مرتبط هستند.
این افراد خیانت را اینگونه توجیه می کنند که به خود می گویند حق دارند در رابطه خود به دنبال چیزی بگردند که به دست نمی آورند. خواسته های جنسی برآورده نشده می توانند به راحتی در اینجا وارد عمل شوند. چرا که در رابطه برقرار شده خود، تناوب مورد نیاز در رابطه جنسی، سبک رابطه جنسی یا رفتارهای جنسی خاصی که می خواهند را تجربه نکنند. این ها می تواند به دلایل آن ها برای بی وفایی کمک کند.

پس از تجربه بی وفایی در رابطه چه باید کرد؟
اکنون که به دلایل بی وفایی شریک اگاهی پیدا کرده اید به احتمال زیاد سردرگمی شما از بابت چرایی ماجرا کاهش می یابد. حال این شما هستید که تصمیم می گیرید چه اقداماتی را برای مواجهه با این شرایط انجام دهید. ازدواج‌ها و روابط می‌توانند از خیانت و بی وفایی ها جان سالم به در ببرند؛ اما احیای مجدد رابطه یا از بین رفتن کامل آن بستگی به انواع خیانت و میزان اسیب شما و تلاش شما دارد. در برخی روابط بارها بی وفایی های کوچک و بزرگ طرفین کشف و بخشیده می شود. اما هرگز قابل تعمیم به همه افراد نیست. دلایل خیانت به همسر هر چه باشد به این معنی نیست که او دوباره خیانت نخواهد کرد. بنابراین هنگام تصمیم‌گیری در مورد اقدامات بعدی، این مساله را در نظر داشته باشید.

1-پذیرش واقعیت ها درباره بی وفایی زوجین
ازدواج می تواند پس از بی وفایی و خیانت جان سالم به در ببرد و مجدد احیا شود. اما مهم است که برخی از حقایق را به خاطر بسپارید:
بی وفایی دیدن بسیار آزاردهنده و استرس زا است. تجربه احساساتی مانند خشم و افسردگی وجود خواهد داشت.
التیام آن به زمان نیاز دارد.
این فقط فرد خیانت دیده است که حق دارد تصمیم بگیرد با رابطه بعد از بی وفایی چه کند. دوباره اعتماد کند یا خیر. ببخشد یا خیر.
مسئولیت خیانت مستقیما با خائن بوده و باید مسئولیت را بر عهده بگیرد و همسر خود را به خاطر این رابطه سرزنش نکند.
«قربانی» نیز مسئولیت بخشی از رابطه را انجایی که متوجه مراقبت های فردی است بر عهده می گیرد.
برای حل مشکلات اساسی در ازدواج، شجاعت لازم است.
برای نجات ازدواج به تعهد و خواست جدی هر دو طرف نیاز است.
این احتمال وجود دارد که برای تحلیل و درمان آنچه رخ داده به کمک حرفه ای نیاز داشته باشید.
 
2-تلاش نجات ازدواج بعد از بی وفایی زوجین
بسیاری از متخصصان به تجربه دیده اند که ازدواج های وجود داشته است که نه تنها از خیانت جان سالم به در برده اند بلکه بهتر از قبل شده اند. اینکه یک ازدواج می تواند بعد از یک رابطه خارج از چهارچوب آن جان سالم به در ببرد در صورتی اتفاق می افتد که هر دو طرف مایل به کسب و استفاده از مهارت های لازم التیام بخش برای موفقیت در ازدواج خود باشند. ایجاد یک روش جدید تعامل مستلزم این است که هر دو طرف:
اولا مکالمه عمیق و معنادار داشته باشند.
ابراز احساسات آسیب‌پذیر زیربنایی، حالت تدافعی، سرزنش، انکار الگوهای زیربنایی یا «چرخه‌های معیوب» ارتباطی خود را شناسایی کنند.
مایل به بخشش باشند.
کاملا صادقانه به آن بخش از توشه‌های احساسی خود نگاه کنند که ممکن است آن ها را به موقعیت کنونی رسانده باشد.
3-توجه به نکات مهم برای نجات احتمالی ازدواج
زوجین طی برملا شدن خیانت با احساسات متناقضی روبرو می شوند. برخی از احساساتی که زوجین پس از خیانت تجربه می کنند عبارتند از: شرمساری، سرزنش، احساس خشم. صدمه دیدن و تمایل به صدمه زدن، نا امیدی و میل متضاد برای بخشش، حسادت، شهوت و کینه توزی، انکار و عدم اعتماد. ازدواج شما می تواند از هجوم این احساسات جان سالم به در ببرد. با این حال، برخی از ازدواج‌ها نجات نمی یابند.
اگر خیانت یکی از علائم خشونت خانگی و یا سوء استفاده عاطفی در رابطه شما باشد، هرگز احساس امنیت کافی برای حل مشکلات خود نخواهید داشت. این ها مسائل بسیار ریشه ای هستند که اغلب قابل تغییر نیستند. برای شریکی که به او خیانت شده است، چالش برانگیز است که تصور کند آیا می تواند به همسر «فرصت دومی» بدهد یا خیر.
اگر خیانت یک رویداد بی تکرار باشد نیز شرایط کاملاً متفاوت از کسی است که الگوی خیانت مداوم دارد. اگر یکی از زوجین یک خائن دائمی باشد وقت آن رسیده است که او را کنار بگذارید.
علائم مثبتی نیز وجود دارد که باید به دنبال آن باشید. مانند پشیمانی همسر و نشان دادن اقدامات واضح مبنی بر پایان رابطه موازی. همسر همچنین می تواند با ارائه رمزهای عبور حساب یا تمایل نشان دادن برای امضای یک تعهد پس از ازدواج، شفافیت و اعتمادسازی خود را نشان دهد. این پیشنهادات ممکن است برای همه کارساز نباشد، اما در کوتاه مدت و در تلاش برای رفع اثرات خیانت ارزشمند خواهد بود.

روایت شهربانو شاهد از سرگذشت متفاوتش

همراه دو خانم به منزل آقای محمد حسین دانشور، جانباز70 درصد وارد می‌شویم. منزل آنها همکف است، جایی بدون حتی یک پله. در این منزل آقای دانشور و همسرش، شهربانو‌خانم شاهد با هم زندگی می‌کنند. به محض ورود به منزل، تصاویر بزرگ و زیبای دو شهید گران‌قدری که پدر فرزندان خانم شاهد هستند، نظرمان را جلب می‌کند.هدف‌مان مصاحبه با خانم شهربانو شاهد است؛ خانمی که سه فرزند از دو شوهر شهیدش دارد و سال‌هاست زندگی‌اش را وقف خدمت به یک جانباز 70درصد کرده است. در یک مصاحبه دو ساعته، دنیای جدیدی از فداکاری، ایثار خانم‌ها و خانواده شهدا به روی‌مان گشوده شد.
خانم شاهد با تشکر از این‌که ما را برای مصاحبه پذیرفتید، از شهادت همسرتان آقا علی اکبر عسگری بگویید.
عید 1361 اولین سالی بود که آقا علی‌اکبر فرسنگ‌ها با من و بچه‌ها فاصله داشت. مریم و سمیه گاهی بهانه پدرشان را می‌گرفتند ولی خیلی جدی نبود. می‌شد با اسباب بازی و… سرشان را گرم کرد. گاهی هم با آنها خاله بازی می‌کردم تا نبود بابا را فراموش کنند.  هر روز صبح تا ظهر منتظر بودم تا نامه آقاعلی‌اکبر از جبهه بیاید و بعدازظهر هم که می‌شد، منتظر بودم با تلفن صدایش را بشنوم. دختر دایی‌ام، مادر اکبرآقا، نیمی از وقت آزادش را با بچه‌های من می‌گذراند و بقیه‌اش را با فرزندان محمدتقی. آقامحمدتقی، برادرشوهرم بود که او هم به جبهه رفته بود. حق هم داشت؛ آن عروسش دو پسر داشت با شیطنت‌های کودکانه. علاوه بر آن خانم آقامحمدتقی، فرزند سومش را باردار بود. آن سال دختر دایی در ایام عید چندبار خانواده ما و برادرشوهرم را دعوت کرد تا بتواند برای بچه‌ها قصه بگوید و آنها را بخنداند. او آن‌قدر تودار بود که نمی‌شد در رفتارش نگرانی ببینی ولی می‌دانستیم وقتی مادری دو پسرش با هم جبهه هستند در حالی که متاهلند و هر کدام دو سه فرزند دارند در قلبش چه می‌گذرد. علاقه شدید دختر دایی به پسرانش را نه فقط ما می‌دانستیم بلکه تمام فامیل و اهل محل از آن خبر داشتند، چون وقتی علی‌اکبر و محمدتقی درس می‌خواندند و کمی آمدن‌شان دیر می‌شد تا سر خیابان دنبال‌شان می‌رفت و آنجا روی سکو، چشم به راهشان می‌نشست.البته با آن سرنوشت پرماجرای دختردایی، او حق هم داشت که نگران بچه‌هایش باشد. محمدتقی را از شوهر اولش داشت و علی‌اکبر را از شوهر دومش. وقتی پدر علی‌اکبر-شوهر دومش که چاروادار بود- یخ زد و از دنیا رفت، مجبور شد دست دو بچه‌اش را بگیرد و راهی تهران شود. دختردایی و دو فرزند خردسالش وقتی به تهران آمده بودند، دو سه هفته در منزل ما مهمان بودند. من بچه بودم و با دو پسر دختردایی بازی می‌کردم و خوشحال از این‌که همبازی جدید دارم. بعدها فهمیدم که دختردایی سه هفته در یک حمام کارکرد تا آن‌که شغلی را در منزل علی‌اصغر حکمت پیدا کرد. همان اول با آنها شرط کرد که برای پذیرایی و خدمت پیش مهمانان نخواهد رفت. در منزل سرایداری ساکن خواهد شد و درکنار آشپزی، کارهای منزل را هم انجام خواهد‌داد.  دختردایی به خدمت در منزل آقای حکمت مشغول بود تا وقتی که محمدتقی و علی‌اکبر برای خودشان مردی شده بودند، دیگر اجازه ندادند مادرشان خدمتگزار کسی باشد. محمدتقی کارمند هلال‌احمر شد و علی‌اکبر هم مغازۀ الکتریکی و برق ساختمان داشت.
 
علی اکبر برق را قطع می‌کرد و من اعلامیه پخش می‌کردم 
روزهای عید 1361 که همزمان بود با عملیات فتح‌المبین با اضطراب و نگرانی پشت‌سر گذاشتیم. در این ایام بیشتر به روزهایی فکر می‌کردم که دوران عقدمان را با علی‌اکبر پشت‌سر می‌گذاشتیم و شب و روزمان به فعالیت‌های انقلابی می‌گذشت. مخصوصا از وقتی که ماجرای 17شهریور میدان ژاله اتفاق افتاد، شبی نبود که با علی‌اکبر به مسجدی برای پخش اعلامیه نرویم. در یک موقعیت مناسب اکبرآقا برق مسجد را قطع می‌کرد و من فرصت داشتم اعلامیه‌ها را از بالای بالکن یا پشت پرده در قسمت آقایان و خانم‌ها پخش کنم. وقتی هم که غائله کردستان و جنگ شروع شد، عضو بسیج محله بودم و هروقت به دیدن خانواده شهدا می‌رفتیم، حس می‌کردم باید آقاعلی‌اکبر را بیشتر تشویق کنم تا به جبهه برود. او هم در جوابم می‌گفت کمی صبر کن تا حساب و کتاب مغازه را درست کنم، قرض و قوله‌ها را راست و ریس کنم تا بعدها به دردسر نیفتید.

2برادر به فاصله 5روز به شهادت رسیدند
یک روز عصر، اوایل اردیبهشت در مجلسی در محله شرکت کرده بودیم. پچ‌پچ خانم‌ها ته دلم را خالی کرده بود، زیرا آقاعلی‌اکبر هنگام رفتن به جبهه طوری با بچه‌ها و من خداحافظی کرده بود که دوست نداشتم از آن نوع رفتار، استنباط آخرین خداحافظی را داشته باشم. سرانجام یکی از خانم‌های جلسه یواشکی به من گفت محمدتقی، برادر شوهرم به شهادت رسیده است و باید دختردایی را آماده کنیم تا برای مراسم تشییع آماده شود. آقامحمدتقی 12اردیبهشت1361 در منطقه خرمشهر به شهادت رسیده بود. ابتدا فکر کردم همسرم، علی‌ا‌کبر به شهادت رسیده ولی قسم خورد که راست می‌گوید. به هر جهت موضوع را به اطلاع دختردایی رساندیم یا بهتر بگویم از رفتار ما متوجه موضوع شد. طی یکی دو روز مراسم تشییع، خاکسپاری و ختم انجام شد.  نزدیک ظهر روز سوم پس از مراسم ختم شهید محمدتقی، حجت‌الاسلام ادبی به منزل ما آمد و با مقدماتی خبر شهادت آقاعلی‌اکبر را به من داد و خواست موضوع را به دختردایی اطلاع بدهم و آن هم در شرایطی بحرانی که فکر می‌کردم خدایا با دو دختربچه که پدرشان شهید شده باید چه کنم و همین‌طور برای خانم برادرشوهرم ناراحت بودم. آقا محمدتقی  وقتی به شهادت رسید، سه فرزند داشت. علی اکبر، پنج روز بعد از محمدتقی، روز 17‌اردیبهشت در همان منطقه خرمشهر به شهادت رسیده بود.

 و بعد با همسر دوم‌تان ازدواج کردید.
بله. یک سال از شهادت آقاعلی‌اکبر می‌گذشت و زندگی من و دو فرزندم عادی شده بود. دختردایی حسابی قربان صدقه سمیه و مریم می‌رفت و خانواده خودم هم به امورات‌مان رسیدگی می‌کردند.  من هم کلاس می‌رفتم، یعنی هم یادمی‌گرفتم و هم یاد می‌دادم. بیش از چیزی هم به احکام علاقه‌مند بودم. یک روز وقتی به خانه رفتم، مادرم گفت از خانواده عمویم تماس گرفته‌اند و سؤال کرده‌اند آیا حاضری با محمدعلی، ازدواج کنی. محمدعلی ، پسرشان بود. گفتم دو دختر ناز دارم که حاضر نیستم یک لحظه از آنها جدا‌شوم. 

می‌خواست برای فرزندان شهدا پدری کند
مادرم گفت من این حرف‌ها را به زن عمو گفته‌ام و او در جوابم گفت محمدعلی به خواهرش گفته بوده دوست دارم با خانم شهیدی ازدواج کنم که فرزند داشته باشد تا در حق آنها پدری کنم. خواهر محمدعلی به او پیشنهاد داده به خواستگاری دختر عمویت برو. یک ماهی با خودم کلنجار رفتم. پس از یک ماه توانستم قدری به خودم مسلط شوم و به ازدواج و آینده فکر کنم. بعد از آن یک سفر به مشهد رفتیم و خانواده عمویم هم با ما آمدند. در مشهد یکی دو بار با محمدعلی صحبت کردم. حرفش این بود که پاسدار است و فرمانده گردان روح‌ا… و همیشه باید آماده شرکت در رزم باشد. من هم گفتم دخترانم برایم خیلی عزیزند و باید مهربان‌تر از هر پدری با آنها رفتار کنی. آذر 1362مجلس ساده‌ای برگزار شد و زندگی مشترک‌مان را شروع کردیم. سمیه و مریم حسابی به محمدعلی علاقه‌مند شده بودند و وقتی محمدعلی به جبهه می‌رفت مرتب بهانه‌اش را می‌گرفتند، هر چند محمدعلی آن‌قدر به جبهه می‌رفت که به نبودش عادت کرده بودند. خداوند بعد از مدتی به ما الهه را داد. محمدعلی وقتی به خانه می‌آمد، اول مریم و سمیه را بغل می‌کرد و می‌بوسید و بعد سراغ الهه می‌رفت. زندگی با محمدعلی واقعا شیرین بود. او اهل ادب و معرفت بود هر چند به‌ندرت در خانه بود. به خداحافظی‌ها و آمدوشدهای محمدعلی به جبهه عادت کرده بودیم تا این‌که اواسط آذر 1365 محمدعلی گفت همراه گردانش به جبهه خواهد رفت. آن روز دفعه اول خداحافظی کرد و رفت. بعد از کمی برگشت و گفت چون وقت داشتم آمدم تا یک‌بار دیگر تو و بچه‌ها را ببینم. با شنیدن این حرف دلم ریخت و زانوهایم شل‌شد. نشستم و با چشمانی اشک‌آلود نگاهش کردم. هیچ وقت این‌گونه خداحافظی نکرده بود. با هر سختی‌ بود نگذاشتم بغضم بترکد ولی همین که محمدعلی را بدرقه کردم، بغضم که داشت مرا خفه می‌کرد، ترکید. پتو را روی سرم کشیدم و پیش بچه‌ها وانمود کردم که باید استراحت کنم. یک ماه از این خداحافطی نگذشته بود که خبر شهادت محمدعلی را به ما دادند در حالی که الهه 9ماهه بود.

در حالی که مادر سه فرزند بودید چه انگیزه‌ای سبب شد تا مجدد ازدواج کنید و عمری پرستاری یک جانباز معزز را به عهده بگیرید؟
پس از شهادت محمدعلی باید خودم را با شرایط جدید وفق می‌دادم و علاوه بر آن‌که به درس و مشق سه دخترم می‌رسیدم، خودم نیز به تحصیل ادامه می‌دادم برای همین در یک دبیرستان نوبت دوم ثبت نام کردم و به‌طورجدی درس‌خواندن را شروع کردم. در این دبیرستان که در منطقه خزانه بخارایی قرار داشت، تعداد زیادی از همکلاسی‌هایم نیز خانم‎هایی بودند که سن و سالی نداشتند و همسران‌شان به شهادت رسیده بودند. ساعت‌های تفریح، فرصتی بود تا از هر دری باهم صحبت کنیم. یک روز در جمع ده، بیست نفره آنها گفتم نباید طوری باشد که بی‌خیال ازدواج شوید و تنها بمانید. 

خدمت به یک جانباز قطع نخاع
بلافاصله یکی از همکلاسی‌هایم گفت: «شما خود نمونه عالم بی‌عمل هستی.» جواب دادم: «دنبال مورد مناسب هستم. تصمیم دارم عمرم را وقف جانبازی کنم که از دست و پا محروم باشد. فردای آن روز مرا کنار کشید و گفت در همسایگی ما یک جانباز قطع نخاع زندگی می‌کند که مدتی او را در آسایشگاه جانبازان گذاشته بودند و می‌دانم هشت سال است که در بنیاد شهید اسم نوشته تا کسی برای ازدواج با وی اعلام آمادگی کند. 
پدر و برادرم را به آدرسی که داده بود، فرستادم تا درمورد آقای محمدحسین دانشور، تحقیق کنند. وقتی نتیجه تحقیقات در مورد اخلاق و رفتار آقای دانشور و خانواده‌اش مثبت بود، چند جلسه با وی صحبت کردم و به وی شرایطم را گفتم که خانواده‌دار هستم و آمد و رفت‌مان زیاد است و این‌که من نمی‌توانم مردی را که در خانه بیکار بنشیند، تحمل کنم. 
فقط سه چهار سال فرصت می‌دهم تا لیسانست را بگیری و مشغول کار شوی. وقتی آقای دانشور شرایط را پذیرفت، زندگی زیر یک سقف را شروع کردیم. با نظر و لطف خداوند اکنون زندگی شیرینی داریم. 
آقای دانشور لیسانسش را گرفت و الان در بنیاد شهید و امور ایثارگران در بخش فرهنگی فعالیت می‌کند. هر روز صبح روی ویلچر می‌نشیند و با ماشین به محل کارش می‌رود و خودش نیز برمی‌گردد. کماکان با بچه‌ها و فامیل‌ها رفت‌وآمد داریم. خداوند را شاکرم که هر روز فرصتی به من می‌دهد تا به یک جانباز دفاع‌مقدس خدمت کنم.
نویسنده: محمدمهدی عبدا…‌زاده

حتی یک “سر درد” ساده در دوران بارداری را جدی بگیرید

حتی یک "سر درد" ساده در دوران بارداری را جدی بگیرید

 در دوران بارداری اغلب مادران با مشکلاتی مانند سر درد مواجه می‌شوند که ابدا نباید آنها را نادیده بگیرند، زیرا همین سر درد می‌تواند نشانه یک خطر بزرگ باشد.

 کارشناسان هشدار می‌دهند وجود سر درد در دوران بارداری می‌تواند نشان دهنده‌ وجود مشکلات سلامتی جدی در مادران باردار باشد.

گفتنی است، علت اصلی سردرد در اغلب مادران باردار، بروز میگرن و یا تنش و استرس است که منجر به سر درد می‌گردد.

بررسی‌ها نشان می‌دهند، بروز سردرد مزمن در هنگام بارداری به دلیل محدودیت استفاده از داروهای مسکن، می‌تواند سبب مشکلاتی مانند لخته شدن خون و یا افزایش فشار در جمجمه گردد.

پزشکان اعتقاد دارند، برخی از سردرد‌ها در دوران بارداری خوش خیم هستند و به مادر و نوزاد آسیبی نمی‌رسانند،اما برعکس برخی دیگر عوارض خطرناکی دارند و نشانه‌ بروز خطرات سلامتی برای مادر و نوزاد می‌باشند.

پزشکان بیمارستانی در کشور انگلستان با تحقیق بر روی سردرد مادران باردار دریافته‌اند، سردرد به ویژه در زنان چاق می‌تواند نشان دهنده‌ ترومپوز مغزی و یا وجود لخته‌ خون در جمجمه باشد.

همچنین سردرد می‌تواند خطر مسمومیت حاملگی را در مادران تشدید نماید.

پزشکان به مادرانی که به ویژه در دوران بارداری با سردرد‌های مزمن و تناوبی مواجه می‌شوند، توصیه می‌کنند، بدون مشاوره با پزشک از هیچ نوع دارویی استفاده نکنند و برای تشخیص دقیق حتما به پزشک مراجعه نمایند.

 

 

چسب ضد بارداری چیست و چگونه باید از آن استفاده کنیم؟ 

چسب ضد بارداری یکی از روش های هورمونی پیشگیری از بارداری است که میتواند جایگزین مناسبی برای قرص ضد بارداری باشد. 
چسب ضد بارداری یکی از روش های پیشگیری از بارداری است که با چسباندن چسب روی قسمتی از پوست استفاده می شود و مانند قرص های ضد بارداری ترکیبی ، استروژن و پروژسترون را وارد جریان خون کرده و مانع از تخمک گذاری می شود و از سویی دیگر مخاط دهانه رحم را غلیظ میکند تا اسپرم ها نتوانند وارد محیط رحم شوند. 
چسب ضد بارداری با توجه به کارکردش ، قیمت مناسبی دارد. 
استفاده از چسب ضد بارداری احتمال بارداری ناخواسته را به یک درصد می رساند ، در طول یک سال استفاده از این چسب احتمال بارداری ناخواسته 7 – 9 درصد می رسد که معمولا عواملی از جمله فراموشی تعویض چسب در زمان مناسب میتواند باعث عدم تاثیر استفاده از آن شود. 
دوام استفاده از چسب ضد بارداری حداکثر 7 روز است و باید از روی اول قاعدگی هر هفته آن را به مدت سه هفته تعویض کنید و هفته چهارم نیازی به استفاده از چسب ندارید و به بدن استراحت دهید. 
با برداشتن چسب ضد بارداری ، قاعدگی اتفاق می افتد که پاسخ بدن به تغییر سطح هورمونی است. 

روش استفاده از چسب ضد بارداری
چسب ضد بارداری معمولا باید توسط پزشک تجویز شود تا پزشک بتواند سابقه بیماریها و فشار خونتان را بررسی کند. 
در صورتی که هر نوع داروی شیمیایی و گیاهی مصرف می کنید حتما باید در این مورد با پزشکتان صحبت کنید. 
برای شروع تاریخ استفاده از چسب ضد بارداری باید با پزشکتان مشورت کنید. 
اگر برای اولین بار میخواهید از چسب ضد بارداری استفاده کنید باید تا روز شروع قاعدگی صبر کنید تا از عدم بارداری مطمئن شوید. 
توصیه می شود در هفته اول از کاندوم استفاده کنید و بعد از آن نیاز به هیچ روش پیشگیری دیگری نخواهید داشت. چسب ضد بارداری را با ید از اولین روز قاعدگی به مدت 3 هفته استفاده کنید و هر هفته چسب را تعویض کنید ، در هفته چهارم نیازی به مصرف محصول ندارید.  
چسب ضد بارداری را باید جایی بچسبانید که احتمال اصطکاک آن به اجسام دیگر کمتر باشد مثلا روی باسن ، قسمت بیرونی بازی ، قسمت پایین شکم یا بالا تنه. 
چسب را باید روی پوست خشک و تمیز بچسبانید. از قرار دادن چسب روی پوست قرمز و تحریک شده ی بریده اجتناب کنید. روی ناحیه ای که چسب قرار گرفته ، لوسیون و مواد آرایشی استفاده نکنید. اگر پوست دچار آلرژی و تحریک شد چسب را بردارید و یک چسب جدید را در ناحیه ای دیگر از پوست قرار دهید. 
با ناخن برای بلند کردن یک گوشه ز چسب استفاده کنید و پوشش پلاستکی آن را جدا کرده و سطح چسبنده را روی پوست بگذارید و با کف دست به مدت 10 ثانیه روی چسب محکم فاشر بدهید تا به صورت صاف روی پوست بچسبد. 
میتوانید چسب را به مدت 7 روز روی پوست بگذارید. برای حمام ، شنا یا ورزش چسب را بردارید. هر هفته باید چسب ضد بارداری جدید روی پوست و در ناحیه ای متفاوت بچسبانید تا از تحریک و آلرژی جلوگیری کنید. بعد از جدا کردن چسب ، آن را از طرف چسبناک تا کنید و در سطح زبانه بیندارید. باقیمانده چسب روی پوست را با لوسیون تمیز کنید.
هر گاه چسب به صورت جرئی یا کامل از پوست جدا شد فورا با یک چسب دیگر جایگزینش کنید. 
اگر چسب شما به مدت 24 ساعت به صورت جزئی یا کلی جدا شده بود باید بلافاصله با چسب جدید جایگزین شده و به مدت یک هفته از یک روش ضد بارداری دیگر به صورت همزمان استفاده کنید. 

مزایای استفاده از چسب ضد بارداری
نیازی به یاد آوری برای مصرف روزانه ندارد. 
هورمون های بدن در وضعیت ثابتی قرار میگیرند.
برای افرادی که در مصرف قرص مشکل دارند مناسب است. 
در هر زمانی میتوانید چسب را بردارید و به سرعت ورد فاز باروری شوید.
برای استفاده نیازی به همکاری شوهرتان ندارید. 
نیازی به حذف رابطه جنسی برای پیشگیری از بارداری ندارید. 

عوارض چسب ضد بارداری
برخی تحقیقات نشان داده استکه چسب ضد بارداری  در مقایسه با قرص های ضد بارداری ترکیبی میتواند سطح استروژن بدن را بالاتر ببرد در نتیجه احتمال بروز عوارض مرتبط با افزایش سطح استروژن در بدن مانند لخته شدن خون یا ایجاد توده و فیبروم در سینه در آن کمی بیشتر از مصرف قرص است. 
محصولاتی مانند کاندوم که هیچ گونه تغییری در هورمون های بدن ایجاد نمی کنند مسلما بهترین گزینه برای دوری از عوارض داروهای هورمونی محسوب می شود. 
چسب ضد بارداری مانند سایر داروهای هورمونی ضد بارداری خطر لخته شدن خون را افزایش میدهد بنابراین افراد یکه سابقه فشار خون بالا ، حمله قلبی یا سکته مغزی دارند نباید از آن استفاده کنند. 
سایر عوارض چسب ضد بارداری در برخی خانم ها عبارت است از : 
– لکه بینی یا خونریزی
– افزایش خطر لخته شدن خون
– تحریک پوست
– حساسیت و درد سینه
– درد قاعدگی
– سردرد
– حالت تهوع و استفراغ
– شکم درد 
– نوسانات خلقی
– افزایش وزن
– سرگیجه 
– آکنه
– اسهال
– اسپاسم علانی
– عفونت وازن
– خستگی 
– احتباس مایعات

موارد احتیاط استفاده از چسب ضد بارداری
استفاده از چسب ضد بارداری با وجود تمام مزایایی که دارد برای برخی از افراد مناسب نیست . این افراد بهتر است به جای استفاده از محصولات هورمونی ضد بارداری از کاندوم استفاده نمایند.
– افراد سیگاری بالای 35 سال
– افرادی که درد فسه سینه یا سابقه حمله قلبی ، سکته مغزی یا فشار خون دارند.
– افرادی ک سابقه لخته شدن خون دارد.
– افرادی که سابقه سرطان سینه ، رحم یا کبد دارند.
– افرادی که وزنشان بالای 90 کیلو است.  
– افراد مبتلا به میگرن 
– افرادی که دیابت دارند و با عوارض دیابت از جمله مشکلات کلیه ، اعصاب و عروق خونی در گیرند. 
– افرادی که خونریزی واژینال بی دلیل دارند. 
– در صورتی که هنگام استفاده از داروهای ضد بارداری سفید چشم شما ، زرد رنگ می شود. 
– در صورتی که باید عمل جراحی بزرگی انجام دهید.
– در شرایطی که تحرکتان کم شده. 
– در صورتی که دارو یا مکمل های گیاهی استفاده می کنید. 
– در صورتی که مبتلا به حساسیت پوستی هستید. 
– اگر شیرده هستید یا اخیرا سقط جنین داشته اید.
– اگر از وجود توده ای در سینه نگرانید. 
– اگر داروی صرع مصرف میکنید. 
– اگر به بیماری های دیابت ، کیسه صفرا ، کبد ، قلب یا کلیه مبتلا هستید. 
– اگر کلسترول یا تری گلیسرید بالا دارید. 
– اگر پریودتان نامنظم است. 
– اگر مبتلا به افسردگی هستید. 
– اگر بیماری های پوستی مثل اگزما و پسوریازیس دارید. 

چگونه کودک مستقل تربیت کنیم؟

یکی از مهم‌ترین دغدغه والدین تربیت فرزندان است به گونه‌ای که بتوانند افرادی مستقل و قوی در جامعه باشند. اما سوال مهم این است که چگونه کودک مستقل تربیت کنیم؟ کودکان در سنین مختلفی وابستگی شدیدی به پدر و مخصوصا مادر خود دارند؛ چرا که حتی برای تغذیه نیز به کمک آن‌ها نیاز دارند. این وابستگی با بزرگ شدن کودکان ممکن است کمتر شود. این موضوع کمک می‌کند فرزند شما در آینده نیز وابستگی کمتری داشته باشد. در این مقاله به شما راه‌هایی نشان داده می‌شود که با کمک گرفتن از آن‌ها می‌توانید پاسخ سوال «چگونه کودک مستقل تربیت کنیم؟» را به‌راحتی متوجه شوید. 

استفاده از کتاب؛ بهترین راهنمای برای والدین
چگونه کودک مستقل تربیت کنیم؟ برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید روش‌های تربیتی صحیح را بشناسید. راه‌های مختلفی برای تربیت فرزندان برای مستقل شدن آن‌ها وجود دارد. هر کودک، تیپ شخصیتی متفاوتی دارد. به‌همین دلیل نمی‌توان فرمول از پیش تعیین‌شده‌ای را مشخص کرد؛ ولی استفاده از کتاب آموزشی کودکان راهکار مناسبی برای والدین خواهد بود. کودکی، بهترین دوران برای شکل دادن شخصیت است. کودکان بیشترین تاثیر‌پذیری و انعطاف را در این سن دارند؛ به‌همین دلیل، می‌توان از ابزارهای مختلفی استفاده کرد تا شخصیت کودک را مستقل و خودمختار پرورش داد.


همدلی با کودک؛ راز تربیت کودک مستقل
کودک باید احساس مهم بودن کند. او باید بداند والدین تا چه اندازه برای او و شخصیتش ارزش قائل هستند. برای اینکه کودک مستقل تربیت کنیم، باید روش حل مشکلات و نحوه تصمیم‌گیری را به آن‌ها بیاموزیم و برایشان یادآوری کنیم همیشه در کنارشان خواهیم بود. این همدلی، آن‌ها را آرام می‌کند و کمک می‌کند تا به‌مرورزمان وابستگی خود را نسبت به والدین کم کنند.
پیشنهاد می‌کنیم تا کودکان با مطالعه کتاب‌های آموزنده‌ای که داستان نحوه تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری را نشان می‌دهد، توانایی خود را در حل مسئله افزایش دهند. یکی از این کتاب‌های آموزنده و جذاب، کتاب گردان قاطرچی ها است که در راه تربیت کودکان مستقل بالای ۱۰ سال کاربرد دارد.

مسئولیت‌پذیری؛ والدین مسئول کارهای کودک نیستند!
لازم است اجازه دهید کودک مسئول کارهای خودش باشد! کودک مستقل تربیت کنیم و مسئولیت‌هایش را به دوش نکشیم! اگر قرار است سفر برویم، لازم است خودش چمدانش را ببند! اگر کودک در کاری نیاز به کمک دارد بهتر است به جای انجام دادن تمام و کمال آن، به کودک در انجام مسئولیت کمک کنیم.
اگر فرد در دوران دبستان برای درسی نیاز به کمک داشت باید به او راهکار دهید. نباید مسائل را به جای آن‌ها حل کنید. برای مثال اگر فرزند شما در درسی مانند فارسی مشکل داشت، به او ابزاری مانند کتاب خودم می‌خوانم را معرفی کنید تا به‌تنهایی (با نظارت شما) پیشرفت کند. این پیشرفت باعث ایجاد حس اعتمادبه‌نفس و مسئولیت‌پذیری در آن‌ها خواهد شد. 

خصوصیات کودک مستقل؛ ایجاد حق تصمیم‌گیری
چگونه کودک مستقل تربیت کنیم؟ مهم‌ترین اقدام برای مستقل شدن کودکان، ایجاد فرصت‌های لازم برای تصمیم‌گیری است. به کودکان در هر زمینه‌ای اجازه دهید تا تصمیم‌گیرنده نهایی خودشان باشند. آن‌ها را وادار به انجام کاری نکرده و در تصمیم‌گیری‌هایشان تا حد امکان دخالت نکنید. برای مثال؛ اگر قرار است بین دو غذا یکی را انتخاب کنند، اجازه دهید تصمیم با خودشان باشد. این کار از دوران کودکی به آن‌ها در مستقل شدن کمک می‌کند.

ویژگی کودکان قوی؛ نترسیدن از شکست
شکست به معنی پایان راه نیست. نباید موضوع شکست را برای فرزندانتان به قدری بزرگ کنید که مانع یادگیری آن‌ها شود. برای مثال، ممکن است هنگام خوردن غذا بخشی از آن را روی زمین بریزند، برای این مسئله نباید کودک را سرزنش کنید. در آن لحظه به جای سرزنش می‌توانید نحوه پاک کردن و جلوگیری از دوباره اتفاق افتادن آن را به کودک آموزش دهید تا خودش در نبود شما بتواند غذایش را بخورد. 

چگونه کودک با اعتماد به نفس تربیت کنیم؟ ایجاد نظم با برنامه روزانه
برای پاسخ به سوال «چگونه کودک مستقل تربیت کنیم» باید روی افزایش اعتمادبه‌نفس در کودکان نیز وقت کافی بگذارید. ایجاد تعادل در زندگی کودکان به آن‌ها آرامش می‌دهد و با اصول و قوانینی مشخص می‌تواند منجر به استقلال آن‌ها نیز شود. بهتر است اجازه دهید کودک، کارهایی مثل جدا کردن لباس‌های کثیف از تمیز را خودش انجام دهد. بعد از خوردن غذا، بشقابش را از روی میز بردارد و کیف مدرسه‌اش را بچیند. این کارهای به ظاهر ساده، باعث افزایش اعتمادبه‌نفس و کمک به مستقل شدن او می‌شود. 

مجموعه کتاب‌های کودک فروشگاه بادبادک؛ راهنمای پرورش کودکی مستقل
در این مقاله با ارائه راهکار‌های مختلف سعی کردیم سوال «چگونه کودک مستقل تربیت کنیم» را پاسخ دهیم. اگر می‌خواهید کودکی مستقل داشته باشید موارد گفته ‌شده در این مقاله را جدی بگیرید و فرصت استقلال را به کودکان بدهید. آن‌ها در سنین پایین نیازمند توجه و مراقبت شما هستند؛ ولی فراموش نکنید مراقبت بیش از حد در آینده به آن‌ها ضربه خواهد زد. 
درباره پرورش کودکی مستقل، کتاب‌های فراوانی وجود دارد که در طول مسیر رشد کودکتان، همراه و راهنمای شما خواهند بود. در فروشگاه کتاب کودک و نوجوان بادبادک، علاوه‌بر کتاب‌های آموزشی برای والدین، کتاب داستان‌های آموزشی برای کودکان نیز وجود دارد که به کمک آن کودکان می‌توانند با مهارت‌های زندگی آشنا شوند. کتابفروشی بادبادک به آدرس badbaddak.ir متنوع‌ترین کتاب‌ها را با کمترین هزینه ارسال به سراسر ایران از بهترین انتشارات در اختیار شما قرار می‌دهد.