بچه ها از چه سنی جوک را درک می‌کنند؟

بچه ها از چه سنی جوک را درک می‌کنند؟

بچه ها از چه سنی جوک را درک می‌کنند؟

حتما شما هم با این ماجرا مواجه شده اید. این که یک لطیفه بهداشتی اما خنده دار را در یک جمع تعریف می‌کنید، بزرگسالان به قهقهه می‌افتند اما بچه ها اصلا نمی‌خندند و مات و مبهوت به خنده بزرگترها نگاه می‌کنند. چرا؟ آیا موضوع لطیفه را نمی‌فهمند یا ماجرا چیز دیگری است؟ روان شناس ها حتی این سوال را هم بی جواب نگذاشته‌اند. آن ها چند مرحله برای فهمیدن لطیفه ها و شوخ طبعی در بچه ها مشخص کرده‌اند. سه تا از مرحله ها برای بچه‌های زیر شش سال است. به بهانه روز جهانی لطیفه رفته‌ایم سراغ شوخی هایی که بچه‌های زیر شش سال آن‌ها را می‌فهمند و البته خواهیم گفت که به چه شوخی‌هایی نمی‌خندند. از حالا با توجه به این مرحله ها بچه ها را بخندانید:

مرحله اول: شوخی های یک و نیم تا دو سالگی (شوخی با وسایل)

یک روان شناس شوخی پژوه به نام مک گی می گوید تا یک و نیم سالگی بچه ها شوخ طبعی را نمی‌فهمند. نه این که نمی‌خندند. بله کودکان می‌خندند اما به شوخ طبعی ما یا خودشان نمی‌خندند. اما بین یک و نیم تا دو سالگی بچه ها کم کم هم شوخی می‌کنند هم بعضی از انواع شوخی را می‌فهمند. در این مرحله کودکان دارند با اشیا ور می‌روند تا کاربردشان را بدانند. در این آزمون و خطا، آن‌ها گاهی اشتباه های خنده داری می‌کنند. مثلا از لیوان به جای گوشی تلفن استفاده می‌کنند. این استفاده تناقض آمیز موجب خنده بزرگسالان می‌شود. کودک بدون این که بداند کارش اشتباه است، فقط به خاطر خنده دیگران این کار را تکرار می‌کند. این شروع عمل شوخ طبعانه در کودکان است. البته احتمالا اگر همین کار بچه ها را تکرار کنید یعنی با لیوان الو الو کنید، یا از کتاب به جای بالش استفاده کنید آن ها هم به شوخی شما می‌خندند. احتمالا وقتی هم از عروسک‌های انگشتی به جای آدم های واقعی استفاده می‌کنید و صدای او را در می‌آورید بچه های این سن و سال بخندند. البته شاید.

شوخی با نوزادان و بازی با آنها

مرحله دوم- از دو تا سه سالگی (شوخی های کلمه ای)

در این مرحله دایره واژگانی یعنی کلماتی که کودک از آن ها استفاده می‌کند، به طرز شگفت انگیزی دارد وسیع می‌شود. به خاطر آزمون و خطا بارها پیش می‌آید که کودک اشتباها کلماتی را به جای هم به کار ببرد. مثلا دست به جای پا، سگ به جای گربه و غیره. این اول باعث خنده دیگران و بعد باعث خنده خود کودک می‌شود.

مرحله سوم- از سه تا 7 سالگی (شوخی های مفهومی)

در این مرحله کم کم دارد مفاهیم در ذهن کودکان شکل می‌گیرد. “مفهوم” یعنی مجموعه‌ای از نشانه‌ها که نشانگر یک چیز در ذهن کودک هستند. مثلا این که گربه یک موجود پشمالو با چشم های بادامی براق و صدای “میو” است. حالا هر وقت که بین این نشانه ها تناقضی پیش بیاید مثلا گربه به جای صدای همیشگی (میو) صدای گاو (ما) را در بیاورد، برای کودک خنده دار است. ایده‌ای که می‌تواند برای ساختن بازی‌های خنده دار برای کودکان بسیار الهام بخش باشد. می‌توانید وسط قصه های این سن، پر طاووس را به دم گربه بچسبانید، شیرهای قصه تان، میو میوی کنند و درختان در هوا پرواز کنند تا دلبندتان حسابی از خنده روده بر شود.

شوخی های ممنوع

یک سری از لطیفه ها و شوخی ها برای بچه‌های زیر شش سال ممنوع هستند. بعضی هایشان به خاطر این که آن ها را نمی‌فهمند و بعضی به خاطر صیانت جنسی از کودکان.

شوخی های بازی با کلمات

«یک بار یک بچه دستش را دراز کرد و نمکپاش را از آن طرف سفره برداشت. پدرش گفت مگر زبان نداری؟ بچه گفت زبان دارم اما به آن طرف سفره نمی‌رسد». اگر این لطیفه را نشنیده‌اید احتمالا الان لبخند به لب شما آمده است. اما بچه زیر شش سال اصلا به این لطیفه نمی‌خندند چون متوجه نمی‌شود در این لطیفه با کلمه زبان بازی شده و به دو معنی به کار رفته است. بسیاری از لطیفه ها از همین بازی‌های زبانی شکل گرفته‌اند اما بچه‌های زیر شش سال متوجهش نمی‌شوند. این لطیفه‌ها را می‌توانید بالاتر از هفت سالگی برای بچه‌ها بگویید.

شوخی های کودکان

شوخی های پیچیده

شوخی هایی که با شگفتی تمام می‌شوند برای بچه های زیر شش سال خنده‌دار نیستند. مثلا این: «می‌دانی شش فیل چه طور در یک فولکس واگن جا می‌شوند؟ سه تا جلو و سه تا عقب» برای بچه‌های بالای یازده سال خنده دار است.

شوخی های جنسی

اگر سه نوع مهم از لطیفه‌ها وجود داشته باشند، یک نوعشان لطیفه‌های اجتماعی، یک نوعشان لطیفه‌های زبان بازی و یک نوعشان لطیفه های جنسی هستند. اما این مال دنیای ما بزرگسالان است. بچه ها ممکن است لطیفه های جنسی ما را نفهمند اما به خاطر خنده ما کنجکاویشان زودتر از موعد برانگیخته می‌شود و اطلاعاتشان را از جاهای اشتباه خواهند گرفت. البته این به معنای تربیت نکردن جنسی بچه‌ها نیست. لطیفه جنسی هرگز راه درستی برای انتقال اطلاعات جنسی به کودکان نیست.

شوخی های قومیتی

گفتن لطیفه‌های قومیتی جلو بچه ها یعنی آماده کردن آن ها برای داشتن یک ذهنیت نژادپرسانه. گفتن لطیفه های قومیتی یک نوع شوخ طبعی پرخاشگرانه است و شما با گفتنش جلو بچه ها این نوع از پرخاشگری را برایش مجاز می‌کنید. وقتی متوجه این ماجرا می‌شوید که او با صورتی کبود به خاطر گفتن یک شوخی قومیتی جلو اعضایی از آن قوم به خانه بر می‌گردد.

10 باور اشتباه والدین در مورد غذا دادن به بچه ها

10 باور اشتباه والدین در مورد غذا دادن به بچه ها

10 باور اشتباه والدین در مورد غذا دادن به بچه ها

حتماً شما هم مثل سایر والدین می‌خواهید فرزندتان یک رژیم غذایی درست داشته باشد و سعی می‌کنید به او غذاهای سالم بدهید؛ اما اگر بدانید باورهایتان درباره غذا دادن به بچه‌ها اشتباه هستند و به همین دلیل هم از روش اشتباهی استفاده می‌کنید چه؟ در ادامه بعضی از این باورهای خیلی رایج اما اشتباه درباره غذا دادن به بچه ها را می‌خوانید.

باور اول/ بچه‌ها برای پیشگیری از کم‌خونی به گوشت قرمز نیاز دارند

فقر آهن یکی از مشکلات بزرگ بین بچه‌ها است. تحقیقات مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها در آتلانتا نشان می‌دهد که 9 درصد از کودکان نوپایی که بین سن یک تا دو سال قرار دارند، فقر آهن دارند. همچنین این میزان در کودکان بین سه تا پنج سال به سه درصد و در بین کودکان شش تا 11 سال به دو درصد می‌رسد. بااینکه به نظر می‌رسد گوشت قرمز دارای میزان زیادی از آهن است؛ اما خبر خوب این است که فرزندتان بدون استفاده از گوشت هم می‌تواند آهن موردنیاز بدنش را دریافت کند. بعضی از کودکان به‌طور مادرزادی گیاه‌خوارند و هضم یا جویدن گوشت برایشان مشکل است. درنتیجه میزان آهن موردنیازشان را می‌توان از طریق غلات و نان‌های غنی‌شده، شیره انگور و خرما، عدس، میوه‌های خشک مانند کشمش، اسفناج، حبوبات، تخم‌مرغ و برخی ماهی‌های خاص دریافت کنند. کودکان زیر 10 سال باید به‌صورت روزانه حداقل 10 میلی‌گرم آهن دریافت کنند. این میزان از آهن در یک لیوان کورن فلکس یا مقداری کشمش وجود دارد. اگر فکر می‌کنید فرزندتان میزان آهن کافی دریافت نمی‌کند از دکترش بخواهید برای او مکمل مولتی‌ویتامین حاوی آهن تجویز کند.

باور دوم/ بچه‌ای که سبزی نمی‌خورد، ویتامین و مواد معدنی دریافت نمی‌کند

بچه‌های زیادی هستند که سبزی نمی‌خورند و همچنان حالشان خوب است! یکی از دلایلش می‌تواند علاقه آن‌ها به میوه‌های شیرین باشد که جایگزین مناسبی برای سبزی‌ها هستند؛ لااقل تا زمانی که فرزندتان به سبزی‌هایی مثل بروکلی یا اسفناج علاقه‌مند شود مشکلی پیش نمی‌آید. «جوآن هاتنر» متخصص تغذیه در کالیفرنیا معتقد است: «میوه‌ها ازنظر فیبر و ویتامین مانند سبزی‌ها هستند. سعی کنید در روز 5 واحد میوه یا سبزی به فرزندتان بدهید.»
اگر به خوردن هویج علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، زردآلو یا طالبی را که منبع ویتامین A و کارتینوئید هستند، به‌عنوان جایگزین به او بدهید. توت‌فرنگی یا پرتقال می‌توانند تأمین‌کننده اسیدفولیکی باشند که در اسفناج وجود دارد. موز نیز سرشار از پتاسیم است و به‌جای سیب‌زمینی می‌تواند پیشنهاد خوبی باشد. مرکبات هم می‌توانند جایگزین ویتامین سی موجود در بروکلی باشند. هاتنر می‌گوید: «اما این جایگزین‌ها نباید باعث شوند که او به‌طورکلی سبزی‌ها را حذف کند. دادن سبزی‌ به فرزندتان بسیار مهم است؛ زیرا سبزی‌ها نه‌تنها حاوی ویتامین و مواد معدنی هستند، بلکه حاوی موادی هستند که برای سلامت او ضروری‌اند که درنهایت فرزندتان مجبور به پذیرفتن آن‌هاست.»

خوردن سبزیجات برای کودکان مفید است

باور سوم/ استفاده از لبنیات سرماخوردگی را بدتر می‌کند

این‌که لبنیات باعث افزایش مخاط و بیشتر شدن ترشحات بینی می‌شود، درست نیست. «کتلین جی» استادیار متخصص اطفال در مرکز بیماری‌های هوستون می‌گوید: «ویروس سرماخوردگی به‌تنهایی باعث تولید مخاط در بینی و پشت گلو می‌شود. محصولات لبنی لوله‌های پشت گلو را می‌پوشانند و این حس را ایجاد می‌کنند که مخاط بیشتری در گلویتان ایجاد می‌شود.» اما می‌توانید زمانی که فرزندتان سرما خورده است به او سایر لبنیات یا شیر بدهید. اگر شیر نخورد نگران نشوید و از مایعات دیگر مانند آبمیوه، آب یا سوپ مرغ استفاده کنید تا حالش بهتر شود. اگر اشتهایش کم بود مهم است که میزان کافی از مایعات را دریافت کند تا از خشکی بدن جلوگیری شده و مخاط در مجاری بینی راحت‌تر حرکت کند.

باور چهارم/ برای جلوگیری از چاقی اول باید مصرف چربی را محدود کنید

40 درصد از کالری روزانه‌ نوزادان و کودکان باید چربی باشد؛ زیرا ذهن و جسمشان به‌سرعت در حال رشد است. دکتر «متیل» معتقد است که رشد مغز نیاز ویژه‌ای به اسیدهای چرب و سایر ترکیبات چربی دارد. برای همین است که متخصصان معتقدند بچه‌های زیر دو سال باید به‌جای شیر معمولی از شیر کامل استفاده کنند، چون میزان چربی بیشتری دارد. بچه‌های بزرگ‌تر نیز همچنان به اسیدهای چرب نیاز دارند زیرا این چربی برای سلامت پوست، رشد مناسب، تولید هورمون جنسی و جذب ویتامین ضروری است؛ اما بعد از دوسالگی 30 درصد از کالری دریافتی روزانه‌شان چربی باشد، کافی است.
بنا بر نظر دکتر «استین»، متخصص کودکان در دانشگاه کالیفرنیا، چربی باعث می‌شود تا بچه‌ها احساس سیری کنند و درنتیجه حذف آن باعث می‌شود تا برای جبران گرسنگی بیشتر بخورند. بهترین راه این است که به فرزندتان یاد دهید چطور تمامی مواد غذایی را در یک رژیم صحیح و سالم بگنجاند.

تاثیر غذاهای شیرین و چرب برای کودکان

باور پنجم / شکر بچه‌ها را بیش‌فعال می‌کند

بنا به گفته «اسکات سیچر» دستیار متخصص اطفال در نیویورک، تحقیقات چنین اثری را نشان نمی‌دهند. درواقع حیوانات آزمایشگاهی که شکر زیادی به آن‌ها داده شده بود، کم‌تحرک‌تر نیز بودند. این باور از کجا آمده است؟ بچه‌ای که شکلات یا نوشابه می‌خورد که حاوی مقداری کافئین هستند چطور می‌تواند بیش‌فعال و باانرژی نشود؟ اگر بچه‌ای بیش‌فعال است دلیلش می‌تواند ناشی از محرک‌های دیگری باشد.

باور ششم / در شروع غذا دادن برای جلوگیری از آلرژی به هوش باشید

آلرژی‌های غذایی آن‌قدر که مردم باور دارند، رایج نیستند. بنا بر نظر دکتر «سیچر» از هر سه پدر و مادر یک زوج باور دارند که فرزندشان به بعضی مواد غذایی آلرژی دارد؛ درحالی‌که تنها شش تا هشت درصد کودکان واقعاً این مشکل را دارند. آلرژی غذایی زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم ایمنی بدن به مواد غذایی بی‌ضرر حمله می‌کند و واکنش‌هایی مانند کهیر، اگزما، استفراغ و اسهال از خود نشان داده و در موارد جدی‌تر منجر به آنافیلاکسی (نوعی شوک ناشی از حساسیت) شود. هرچند والدین این واکنش‌ها را به لیست بلندبالایی از مواد غذایی تعمیم می‌دهند، اما واقعیت این است که موادی مانند شیر، تخم‌مرغ، بادام‌زمینی، مغزهایی مانند باقالا و گردو، گندم، سویا و ماهی هستند که باعث 90 درصد از آلرژی‌ها می‌شوند. اگر شک دارید فرزندتان آلرژی دارد، با پزشکتان دراین‌باره صحبت کنید تا فرزندتان مورد آزمایش قرار بگیرد یا به یک متخصص معرفی شود.

باور هفتم/ شیر برای استحکام استخوان‌ها ضرورت دارد

شیر یکی از بهترین منابع تأمین کلسیم برای بدن است؛ اما اگر فرزندتان شیر نمی‌خورد سخت نگیرید زیرا می‌تواند میزان موردنیاز کلسیم را برای تقویت استخوان‌هایش از سایر مواد غذایی مانند ماست، پنیر، سویا شیر غنی‌شده با کلسیم، بروکلی، سبزی‌هایی با برگ سبز تیره و آبمیوه‌های 100 درصد طبیعی حاوی کلسیم مانند آب‌پرتقال تأمین کند. آنچه اهمیت دارد این است که فرزندتان میزان لازم کلسیم روزانه را دریافت کند. بچه‌های یک تا سه سال به 500 میلی‌گرم کلسیم در روز نیاز دارند. این میزان برای بچه‌های چهار تا هشت سال 800 میلی‌گرم و برای کودکان بالای 9 سال در حدود 1300 میلی‌گرم تعریف شده است.

غذای مورد نیاز کودک

باور هشتم/ وقتی فرزندتان مریض است باید حتماً غذا بخورد

هیچ‌گاه نباید غذایی را از فرزندتان دریغ کنید؛ زیرا او به همه مواد غذایی و مایعاتی که می‌خورد برای مقابله با بیماری نیاز دارد؛ اما اگر اشتهایش در هنگام بیماری کم می‌شود و خوب غذا نمی‌خورد، سخت نگیرید. دکتر «استرن» می‌گوید: «اجازه دهید هرچه را میلش می‌کشد بخورد و به نیاز بدنش گوش دهد. اینکه میزان بیشتری از مایعات را دریافت کند اهمیت بیشتری دارد. نوشیدن آب یا آبمیوه‌ها برای بچه‌های بزرگ‌تر برای جلوگیری از دهیدراته (کم‌آب) شدن بدنشان ضروری است. کالری موردنیازشان را می‌توانند بعدازاینکه حالشان بهتر شد، دریافت و جایگزین کنند.»

باور نهم/ آب‌میوه گزینه خوبی برای رفع تشنگی است

گرچه آب‌میوه‌ها نسبت به نوشابه 100 درصد مغذی‌تر هستند؛ اما نباید به‌عنوان تنها نوشیدنی مورداستفاده فرزندتان برای رفع تشنگی استفاده شوند. باید محدودیت‌هایی برای نوشیدن آب‌میوه وجود داشته باشد. در غیر این صورت می‌تواند اشتهای او برای سایر مواد غذایی را از بین ببرد و جایگزینی برای شیر شود. به‌علاوه به خاطر قند بالایی که در آب‌میوه‌ وجود دارد زیاده‌روی در مصرف آن می‌تواند به دندان‌ها آسیب بزند یا موجب دل‌درد در بچه‌های کوچک‌تر شود. معمولاً متخصصان تغذیه در مورد میزان مصرفی آب‌میوه در روز برای کودکان خردسال محدودیت دارند که چیزی در حدود 113 تا 170 گرم است و برای بچه‌های بزرگ‌تر باید کمتر از 340 گرم در روز باشد. دکتر «هتنر» پیشنهاد می‌کند: «بهتر است از آب‌میوه به‌عنوان یک نوشیدنی خوشمزه استفاده شود نه یک رفع کننده تشنگی. وقتی فرزندتان تشنه است نوشیدن آب انتخاب بهتری است.»

باور دهم/ نان سفید هیچ ماده مغذی ندارد

دکتر «نیکلاس» معتقد است نان از آرد گندم کامل درست می‌شود و یک انتخاب ایده‌آل است. فیبر بالای موجود در نان کامل یا سبوس‌دار از بیماری‌های قلبی، فشارخون بالا، دیابت و یبوست جلوگیری می‌کند؛ اما این به این معنی نیست که نان سفید هیچ ماده مغذی ندارد و خوردنش بی‌فایده است. نان سفید معمولاً غنی‌شده از آهن، ویتامین B، نیاسین، اسیدفولیک، تیامین و ریبوفلاوین است. درنتیجه اگر فرزندتان نان سبوس‌دار نمی‌خورد، خوردن نان سفید مشکلی ایجاد نمی‌کند. می‌توانید نداشتن فیبر نان را با استفاده از سایر مواد مانند میوه‌ها جبران کنید.
 

ژست عکس کودک با ایده های جدید

ژست عکس کودک با ایده های جدید

ژست عکس کودک با ایده های جدید

ژست عکس کودک تازه متولد شده و خواهر و برادرهایش همیشه در قاب عکس‌ها می‌ماند و پدر و مادرها را یاد لحظات شیرین کودکی فرزندانشان می‌اندازد. به همین دلیل خوب است به بعضی نکاتی که می‌تواند این عکس‌ها را زیباتر کند دقت کنید. در این نوشته با بعضی از این ژست‌ها و نکات آشنا می‌شوید.

ژست عکس کودک قبل از تولد!

یکی از بامزه‌ترین مدل‌های ژست عکس کودک، عکس گرفتن از فرزند یا فرزندان بزرگ‌تر به همراه تصویر سونوگرافی فرزندی است که در راه دارید. این عکس می‌تواند شروع عکس‌های بعدی باشد. از اولین عکس قبل از تولد گرفته تا عکس فارغ‌التحصیلی و جشن ازدواج بچه‌ها وقتی که حسابی برای خودشان بزرگ شده‌اند.

ژست عکس کودک و پیش از تولد

ژست عکس کودک؛ وقتی همه خوابند

یکی از دوست داشتنی‌ترین مدل‌های ژست عکس کودک در کنار بقیه فرزندان خانواده، حالتی است که آن‌ها در کنار هم خواب هستند؛ بهتر است این خواب، خواب بعدازظهر باشد تا نور فضا بهتر باشد. قبل از گرفتن این عکس فضای تخت یا اتاقی که قصد عکاسی را در آن دارید، آماده کنید. می‌توانید به بچه‌ها لباس‌های رنگارنگ بپوشانید یا سراغ دو دست لباس خواب شبیه هم بروید. قبل از خواب فرزندانتان را آراسته کنید و بعد به تخت بفرستید. خودتان هم کنارشان دراز بکشید تا خوابشان ببرد. بعد از اینکه خوابشان برد، دست به کار شوید، آهسته برایشان ژست تعیین کنید و از آن‌ها عکس بگیرید.

ژست عکس کودک خواب

یک بوسه کودکانه جانانه

حتماً از نوزادتان در حالی که خواهر یا برادرش او را به آهستگی می‌بوسند، عکس بگیرید. این ژست عکس کودک را می‌توانید در وضعیت نیم رخ یا سه رخ تنظیم کنید و از فرزند بزرگ‌ترتان بخواهید آهسته نوک بینی نوزاد یا سر او را ببوسد.

بوسه کودک

استفاده از وجوه مشترک

یکی از کارهای خوبی که می‌توانید موقع تعیین ژست عکس کودک انجام دهید، استفاده از عناصر مشترک است. برای مثال اگر رنگ چشم فرزندانتان مثل هم است عکسی با این محوریت از آن‌ها بگیرید. اگر ویژگی ظاهری مشترکی ندارند، خودتان این عناصر را خلق کنید. برای مثال هر دوی آن‌ها را داخل حوله حمام قنداق کنید، داخل یک قاب قرار دهید و عکسشان را به ثبت برسانید.

عکس کودک با توجه به شباهت ها

در پناه بچه‌های بزرگ‌تر

فرزند تازه متولد شده را در آغوش خواهر یا برادر بزرگ‌ترش قرار دهید و این لحظه را به ثبت برسانید. بهتر است برای این ژست عکس کودک بزرگ‌تر را روی صندلی یا تخت بخوابانید یا برایش تکیه‌گاه مشخص کنید تا تعادل بیشتری برای در آغوش گرفتن فرزند تازه متولد شده داشته باشد. به خاطر داشته باشید هنگام عکاسی از بچه‌ها بهتر است یکی از والدین نزدیکشان بایستد؛ طوری که اگر به کمکش نیاز شد بتواند کمک کند؛ اما در عکس دیده نشود.

ژست عکس کودک در آغوش خواهر

کمک گرفتن از اسباب‌بازی‌ها

بعضی وقت‌ها می‌توانید با استفاده از اسباب‌بازی‌های کودک بزرگ‌ترتان مدل‌های جالبی از ژست عکس کودک کوچکتر را خلق کنید. برای مثال فرزند بزرگ‌ترتان می‌تواند دور فرزند تازه متولد شده، ماشین‌های اسباب‌بازی بچیند؛ این ماشین‌ها را شکل قلب درست کند یا حروف اول اسم خودش و خواهر یا برادر نوزادش را بچیند.

ایده عکس کودک با اسباب بازی

بی‌هواتر از همیشه

همیشه حواستان به باتری گوشی یا دوربینتان باشد و آن‌ها را همراه خودتان داشته باشید. اگر بتوانید در کنار کارهای روزمره حواستان را به حالت‌های ناخودآگاه بچه‌ها بدهید و گاهی به جای تعیین ژست عکس کودک از وضعیت طبیعی خودش به همراه خواهر یا برادرهایش استفاده کنید، معمولاً نتیجه‌ای به دست می‌آورید که به مراتب زیباتر و خاص‌تر از عکس‌هایی با ژست از پیش تعیین شده هستند.

عکس کودک بی هوا

چاقی کودکان را چطور برطرف کنیم؟

چاقی کودکان را چطور برطرف کنیم؟

چاقی کودکان را چطور برطرف کنیم؟

چاقی در کودکان به‌ویژه چاقی شکمی درست مانند چاقی در بزرگ‌سالان یک مشکل سلامتی حساب می‌آید. بنا بر تحقیقات ارائه‌شده در سال 2014 در نشریه اطفال، از سال 2011 تا 2012 تقریباً 33 درصد از کودکان بین 6 تا 18 سال به چاقی شکمی مبتلا بودند. در بزرگ‌سالان چاقی شکمی می‌تواند ناشی از افزایش سن و تغییرات هورمونی باشد؛ اما در کودکان این‌چنین نیست. کاهش چربی شکم در کودکان با تغییر در رژیم غذایی، تمرینات ورزشی و تغییر سبک زندگی‌شان اتفاق می‌ا‌‌فتد.

درمان چاقی در کودکان چطور ممکن است؟

کودکان می‌توانند همانند بزرگ‌سالان با استفاده از روش‌هایی چاقی شکمی‌شان را کاهش ‌دهند. اولین قدم برای درمان چاقی کودکان، تغییر رژیم غذایی و فعالیت بیشتر آن‌ها‌ است. برای کاهش 500 کیلوگرم چربی، نیاز است تا 3500 کالری از رژیم غذایی کم شود. چربی شکم از اولین چربی‌هایی است که با شروع یک رژیم غذایی سالم شروع به آب شدن می‌کند؛ البته رژیم غذایی سخت برای کودکان پیشنهاد نمی‌شود چون رسیدن مواد مغذی به بدنشان بسیار مهم است. در ابتدا باید مواد غذایی ناسالم و تنقلات مضر را از رژیم غذایی‌شان حذف کنید. این کار باعث می‌شود تا مواد مغذی موردنیاز برای رشد به مغز و بدنشان برسد. البته در کنار این رژیم غذایی بهتر است ورزش را نیز شروع کنند. بر اساس تحقیقات انجام‌شده در مرکز فیتنس و پرزیدنت تنها یک نفر از سه کودک به‌صورت روزانه فعالیت بدنی دارد.

 

درمان چاقی کودکان
  

قدم اولی که باید در کمک به کودکان در حذف چاقی به‌ویژه چاقی شکمشان کنید این است که نوشابه را از رژیم غذایی‌شان حذف کنید. نتایج تحقیقات در سال 2013 نشان داده است که در کودکان 7 تا 15 سال میان مصرف نوشیدنی‌های دارای شکر و چاقی کودکان ارتباط وجود دارد. درواقع این تحقیقات مهر تأییدی بر تحقیقات سال 2007 نشریه سلامت عمومی آمریکا بود که اعلام کرد نوشابه و سایر نوشیدنی‌های قندی با افزایش وزن و خطر ابتلا به مشکلات سلامت رابطه مستقیمی دارد. به‌علاوه کودکانی که نوشیدنی‌های قندی دریافت می‌کنند، کلسیم و مواد مغذی کافی را از شیر دریافت نمی‌کنند. در عوض آب، آب گازدار، چای سرد و حتی نوشیدن شیر به کودکان در کاهش کالری دریافتی و سوزاندن چربی شکم می‌کند.

ورزش راه‌حلی برای کاهش وزن کودکان چاق

کودکان و نوجوانان حداقل به یک ساعت ورزش روزانه نیاز دارند. این ورزش به این معنا نیست که باید روی تردمیل بدوند یا در باشگاه فعالیت‌های سخت انجام دهند. بلکه باید موقعیت‌های ورزشی را که سرگرم‌کننده هستند، پیدا کنند. ممکن است فرزندتان به کلاس ایروبیک یا عضویت در تیم فوتبال مدرسه علاقه داشته باشد. حتی دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی با خانواده یا دویدن در حیاط خانه نیز فعالیت محسوب می‌شود. آن‌ها را به پارک ببرید تا بتوانند ماهیچه‌ها و استخوان‌هایشان را با تمرینات ورزشی و بازی کردن در پارک تقویت کنند. انجام تمرین‌های ورزشی مشترک با بچه‌ها هم راه دیگری برای تشویق کردنشان به ورزش است.

نکته: سعی کنید زمان استفاده از وسایل الکترونیکی مثل زمان بازی‌های ویدیویی، تماشای تلویزیون یا استفاده از تبلت را برای کودکان محدود کنید. تحقیقاتی که در نشریه سلامت جسمی در سال 2014 منتشر شد می‌گوید استفاده بیش از سه ساعت از وسایل الکترونیکی باعث ایجاد چاقی در کودکان می‌شود. هر چه کودکان زمان بیشتری را برای استفاده از این وسایل بگذرانند، زمان کمتری را برای فعالیت جسمانی سپری می‌کنند.

درمان چاقی کودکان

خواب کافی و کاهش استرس مؤثر در کاهش چاقی کودکان

کودکان برای رشد مناسب و جلوگیری از چاقی شکمی به خواب کافی نیاز دارند. کودکان پیش از سن مدرسه باید بین 10 تا 13 ساعت در روز بخوابند. در سن مدرسه این میزان به 9 تا 11 ساعت و در نوجوانی به 8 تا 10 ساعت در شبانه‌روز تغییر می‌کند. یک مقاله چاپ‌شده در نشریه اطفال در سال 2014 رابطه‌ای بین کودکانی که خواب بسیار کمی دارند و چاقی شکمی پیدا کرد. برای کم کردن چاقی، کودکان بهتر است زودتر به رختخواب بروند تا خواب کافی داشته باشند.
استرس همان‌طور که می‌تواند در بزرگ‌سالان باعث چاقی قسمت میانی بدن شود، بر اضافه‌وزن کودکان نیز مؤثر است. مسائل مربوط به مدرسه، فشار گروه‌های دوستی و مسائل خانوادگی می‌تواند منجر به احساس سرکوب و افزایش ترشح هورمون کورتیزول شود. این هورمون کالری اضافی را مستقیماً به شکم می‌فرستد. درواقع بر اساس تحقیقات منتشرشده در رابطه با چاقی در سال 2011 بین استرس و چاقی شکمی در دختران پیش از سن بلوغ رابطه وجود دارد. به یاد داشته باشید که کودک به استراحت نیاز دارد. اگر برنامه روزانه فرزندتان شلوغ است و استرس‌های زیادی در زندگی او وجود دارد زمانی را برای استراحت و تفریح برایش در نظر داشته بگیرید.
 

تمرینات ورزشی قدرتی ویژه کودکان

تمرینات ورزشی قدرتی ویژه کودکان

 تمرینات ورزشی قدرتی ویژه کودکان

زمانی که در حال انجام تمرینات ورزشی در خانه هستید، ممکن است کودکتان بخواهد با شما ورزش کند. پس چه بهتر که این کار را با یکدیگر انجام دهید تا از همین سن پایین او را به ورزش به عنوان بخشی از سبک زندگی عادت دهید و هر دوی شما اندامی زیبا داشته باشید. در ادامه تمرینات ورزشی قدرتی آمده است که هم بزرگ‌سالان و هم کودکان می‌توانند آن را انجام داده و از ورزش کردن لذت ببرند.

هشدار: تمرین‌ها را بعد از گرم کردن بدن انجام دهید. اگر بعضی‌هایشان برایتان سنگین هستند، تا زمانی که آمادگی جسمانی‌تان بالا برود، انجام دادنشان را به تعویق بیندازید و در طول مدت انجام تمرین‌ها، مراقب بچه‌ها باشید.

1. حرکت ورزشی استپ آپ

ابتدا پای راست، سپس پای چپ را روی یک چهارپایه کوتاه یا یک شی پله مانند قرار دهید. سپس اول پای راست و بعد پای چپ را پایین بگذارد. در هر ست پاها را جابه‌جا کند؛ یعنی در دور دوم اول پای چپ و بعد پای راست را روی سطح قرار دهید.

2. حرکت ورزشی ساق پا

از حالت ایستاده روی پنجه پا بروید و برای مدتی در این حالت بمانید؛ به‌طوری‌که کشیدگی را در پاها احساس کنید، سپس به حالت عادی برگردید.

3. حرکت ورزشی بارپی

در این حرکت ابتدا ایستاده باشید و سپس روی زمین به حالت اسکات بنشینید و دست‌ها را روی زمین قرار دهید. با حالت پرتابی پاها را به عقب ببرید. بدنتان را پایین بیاورید. دوباره به حالت اسکات برگردید. بعد با پرش روی پاها بایستید طوری که دست‌ها کشیده در بالای سر قرار بگیرند.

4. تمرین ورزشی خرچنگی

روی زمین بنشینید. زانوها را خم‌کنید و کف پا را صاف روی زمین قرار دهید. بازوها را پشت بدنتان قرار دهید. روی دو دست بدنتان را بالا بیاورید. سپس ران‌ها را از روی زمین جدا کرده و روی دست‌ها کمی به جلو حرکت کنید و دوباره به عقب بیایید. (حالتی شبیه حرکت خرچنگ)

5. حرکت ورزشی لمس پای خرچنگی

در همان حالت قبلی بمانید. پای چپ را بالا بیاورید و سعی کنید تا دست راست را به انگشتان پا برسانید. با پا و دست بعدی نیز این کار را تکرار کنید.

6. حرکت ورزشی پل روی ران‌ها

روی پشتتان دراز بکشید و زانوها را خم کنید. کف پاها را صاف روی زمین بگذارید. بازوها را کنار بدن قرار دهید. به کف پاهایتان طوری فشار بیاورید که ران‌هایتان به‌آرامی از زمین جدا شده و بالا بیاید. برای چند شماره نگه دارید و دوباره پایین بیاورید.

7. تمرین ورزشی حرکت کرم

روی ران‌هایتان به سمت جلو خم شوید و دست‌ها را روی زمین قرار دهید درحالی‌که زانوهایتان کمی خم‌شده است. سپس دست‌ها را به‌آرامی به جلو حرکت دهید تا به حالت صاف شدن کمر برسید. بعد پاها را به‌آرامی به سمت جلو حرکت دهید تا به دست‌ها برسند. در آخر بایستید.

8. حرکت ورزشی تخته‌ای

روی شکمتان دراز بکشید. سینه‌تان جدا از سطح زمین باشد. پاهایتان حالت کشیده داشته باشد. (انگشتان پا روی زمین) پاها را روی یکدیگر قرار دهید و بدنتان را بالا بکشید. تعادلتان را با ساعد و انگشتان پا حفظ کنید. تمامی بدن سفت و محکم و کشیده در راستای شانه‌‌ها و پاشنه پا باشد.

9. حرکت بالا بردن پا

به پهلو دراز بکشید. پا و ران‌هایتان به یکدیگر چسبیده باشند. روی ساعد تکیه کنید. شانه در راستای آرنج باشد. سپس پایی را که بالاتر است به‌صورت صاف بالا ببرید و موازی زمین قرار دهید و کف پایتان کشیده باشد. کمی نگه‌دارید و سپس پایتان را پایین بیاورید.

10. تمرین شنا

روی زمین دراز بکشید. آرنج‌ها را خم‌کنید و سینه را به سمت زمین ببرید؛ سپس با فشار به عقب برگردید.

11. حرکت تخته‌ای به پهلو

روی یک پهلو دراز بکشید و به ساعدتان تکیه کنید. پا و ران‌هایتان را روی هم بسته قرار دهید. ران‌ها را صاف از سطح زمین بالا ببرید. کمی مکث کنید و پایین بیاورید. روی سمت دیگر نیز این تمرین را تکرار کنید.

12. حرکت اسکات پرشی

پاها را به‌اندازه عرض باسن باز کنید. زانوها را خم‌کنید. سپس باسنتان را به عقب و پایین حرکت دهید. سپس به سمت بالا ببرید و به حالت اولیه روی زانوهای خم‌شده فرود بیایید.

13. حالت تخته‌ای با بازوهای کشیده

مانند حرکت شنا قرار بگیرید. پاهایتان را کمی بیشتر از عرض باسن باز کنید. در همین حال آرنج راست را خم‌کنید و صاف در راستای بدن بکشید، دستتان را پایین بیاورید و روی سمت دیگر این تمرین را انجام دهید.

14. سوپرمن

روی صورت دراز بکشید؛ در‌حالی‌که دست‌ها به سمت بالا و پاها کشیده باشند. بازوها و پاها را به آرامی از زمین تا جایی که می‌توانید بلند کنید. در این حالت گردن را ریلکس نگه داشته و به زمین نگاه کنید. کمی در این موقعیت بمانید. سپس پایین بیاورید.

با این روش تشویق کنید، خواهر و برادرش حسادت نمی‌کنند

با این روش تشویق کنید، خواهر و برادرش حسادت نمی‌کنند

با این روش تشویق کنید، خواهر و برادرش حسادت نمی‌کنند

همه پدر و مادرها دوست دارند بچه‌های درس‌خوان و موفقی داشته باشند. حالا فرض کنید که از بین دو فرزند شما یکی‌شان در درس موفق‌تر از دیگری است. طبیعتاً شما تمایل خواهید داشت او را به ادامه این مسیر بیشتر تشویق کنید. چه راهکاری را برای ترغیب کردن هر چه بیشتر او لحاظ می‌کنید آن هم با توجه به اینکه به احساسات فرزند دیگرتان لطمه نخورد؟
تشویق‌هایی که داستان می‌شوند.
وقتی حرف از تشویق فرزندان به میان می‌آید پدر و مادرها به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول کسانی هستند که با تصور برانگیختن انگیزه فرزند دیگرشان، در خلوت و جلوت به تشویق کردن فرزند موفق‌ترشان می‌پردازند و دسته دوم کسانی هستند که فرزند موفق‌ترشان را تشویق نمی‌کنند تا مبادا به بچه دیگرشان بر بخورد و یا حسادت او قلمبه شود! هر دو شکل این کار هم برای فرزندان آنها تبعات منفی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل آگاهی والدین از ریزه‌کاری های تشویق کردن بچه‌ها اهمیت زیادی دارد.

نکات ایمنی در تشویق کردن فرزندان

اگر از بین فرزندان شما یکی از بقیه درس‌خوان‌تر است، مسلماً او این استحقاق را هم دارد که مورد تشویق بیشتر شما بگیرد البته این تشویق نباید طوری باشد که میانه‌ی خواهر و برادرها را شکر آب کند. برای اینکه بتوانید یک تشویق اصولی داشته باشید چند راهکار به شما پیشنهاد می‌شود:

1. به موفقیت‌های خاص هر یک از فرزندانتان توجه کنید

درست است که مثلاً درس دختر شما بهتر از برادر بزرگترش است اما حتماً پسرتان هم موفقیت-هایی داشته که دخترتان به آنها دست نیافته است برای مثال ممکن است او در ورزش یا هنر توانایی‌های بیشتری از خود نشان داده باشد. بنابراین بیشتر از اینکه دخترتان را بی امان تشویق کنید کاری کنید که هر دوی آنها تشویق مناسبی را از طرف شما دریافت کنند.

فرزند حسود

2. هرگز فرزندانتان را با هم مقایسه نکنید

مقایسه خواهر و برادرها فقط موجب ایجاد رقابت منفی، تفرقه و احساس حسادت بین بچه‌های شما می‌شود. بنابراین از گفتن چیزهایی مانند «کاش برادرت هم مثل تو درس‌خوان بود» یا «چرا تو نمی‌توانی مثل خواهرت در ریاضی نمره خوب بیاوری؟» پرهیز کنید.

3. وقتی یکی از فرزندانتان را تشویق می‌کنید بقیه فرزندانتان را هم درگیر کنید

به جای اینکه از ترس ایجاد حسادت در مثلاً پسرتان، دختر شاگرد اولتان را از تشویق محروم کنید سعی کنید پسرتان را هم با خودتان همراه کنید؛ برای مثال وقتی با هر دو فرزندتان دور هم نشسته‌اید به دخترتان بگویید: «من و برادرت از نمرات خوبی که تو گرفتی خیلی خوشحالیم».

4. کُری خوانی‌ها را تقویت نکنید

به فرزندی که موفقیتی کسب کرده یاد بدهید که چگونه باید درباره موفقیت‌هایش صحبت کند. به او یادآوری کنید که آنقدر بزرگ شده که بفهمد ممکن است مثلاً برادر بزرگترش به خاطر اینکه مثل او نمره‌های خوبی نگرفته احساس بدی داشته باشد. البته باید این حق را هم برای او قائل باشید که به خاطر موفقیت‌هایش خرسند باشد اما او بایستی بداند که اجازه ندارد موفقیت‌هایش را به رخ برادرش بکشد و یا به او طعنه بزند.

5. تفاوت‌های فردی را پرورش بدهید

هر یک از بچه‌های شما توانایی‌ها، استعدادها و خصایص فردی خودش را دارد، بنابراین دلیلی ندارد که انتظار داشته باشید موفقیت‌های تحصیلی آنها یک جور باشد. مهم آن است که شما توانایی‌های خاص آنها را بشناسید و تقویت کنید.

حسادت خواهر و برادر

6. متوجه فرزندی که موفقیت‌های کمتری کسب کرده، باشید

لازم است با فرزندی که موفقیت چندانی به دست نیاورده خصوصی صحبت کنید و ببینید که احساس او نسبت به این مسئله چیست. اگر به این نتیجه رسیدید که او از پیشرفت‌های خواهرش ناراحت است، به او یادآوری کنید که او هم توانایی‌های خاص خودش را دارد و اطمینان بدهید که شما به خاطر توانایی‌های خاصش به او افتخار می‌کنید.

7. متعادل باشید

فرزندی که نمرات کمتری گرفته است لزوماً آدم کم هوشی نیست و اگر شما نسبت به کارهای خوب خیلی کوچک او توجه مثبت افراطی نشان بدهید متوجه خواهد شد و در نتیجه بر خلاف نیت شما او احساس حقارت بیشتری خواهد کرد. بنابراین سعی کنید نسبت به موفقیت‌های او واکنش متعادلی نشان بدهید.
آرام باشید و با تأنی برخورد کنید. گذشته از همه اینها ممکن است برای فرزند بزرگتر شما پیشرفت تحصیلی خواهر کوچکترش آزاردهنده نباشد و حتی از موفقیت‌های او و همین‌طور موفقیت‌های خاص خودش خوشحال هم باشد. پس لطفاً تا وقتی از وجود مشکل بین آنها مطمئن نشده‌اید، وارد رابطه خواهر و برادری‌شان نشوید.
 

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان!

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان!

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان!

استعداد بعضی از کودکان کاملا برای اطرافیان قابل مشاهده است اما برخی دیگر ممکن است استعدادهای پنهانی داشته باشند که در قالب پرحرفی، خیال بافی، انرژی زیاد و یا حتی سورفتار خودشان را نشان دهند. به بهانه روز کودک مخترع در این مقاله سعی می کنیم شما را با نشانه های استعداد پنهان کودک و شیوه های پرورش و شکوفایی آنها آشنا کنیم.

کودک به طبقه بندی اشیا علاقه زیادی دارد

جوراب هایش را جفت می کند، ماشین های اسباب بازی را بر اساس رنگ، اندازه یا شکل در یک خط می چیند و یا ممکن است دوست داشته باشد اشیا مرتب و سازمان یافته باشند. در صورت وجود این نشانه ها، کودک شما احتمالا به عنوان یادگیرنده دائمی شنیداری شناخته می شود که به این معنی است که یک متفکر تحلیل گر، بسیار منظم و دقیق در جزئیات است. او ممکن است به دنبال یافتن الگوهای گوناگون باشد که معمولا از نشانه های اولیه استعداد ریاضی و علوم است.

برای پرورش این ویژگی کودک بازی ها و فعالیت هایی را پیدا کنید که شامل الگوها و جفت کردن هستند. انجام فعالیت هایی که مهارت های ریاضی را تقویت می کنند و تجربیاتی که مورد علاقه دانشمند کوچک هستند هم می توانند بسیار مفید باشند. کودک را مسئول انجام کارهایی بکنید که با علاقه کودک به طبقه بندی در ارتباط باشند. برای این دسته از کودکان جمع آوری اشیا بسیار جالب است. بهتر است ظرف های پلاستیکی در اختیار کودک قرار دهید تا بتواند اشیا کوچک مانند سنگ، صدف و هر چیز دیگری که دوست دارد را در آنها جمع آوری کند.

استعداد کودک

کودک بدون وقفه حرف می زند

احتمالا کودک وراج شما توانایی کلامی پیشرفته ای دارد، داستان ها و موضوعات مختلف را به هم ارتباط می دهد و اشکالات مختصر دستوری و تلفظی دارد. علاوه بر این ممکن است بسیار سریع حرف بزند و تا وقتی که به خواب نرفته است از حرف زدن دست نکشد. کودک تمایل دارد کلام آخر را بگوید و شاید اینطور به نظر برسد که تلاش می کند شما را با استدلالش کاملا قانع کند. مهارت کلامی می توانید یکی از نشانه های کودکان بااستعداد و کلید موفقیت در مدرسه و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی باشد. کودکانی که از استعداد بالای قانع کردن و متقاعد کردن برخوردار هستند احتمالا مشاغلی مانند وکالت یا روزنامه نگاری را انتخاب می کنند.

برای تقویت این استعداد کودک، از او بخواهید داستان هایی را برایتان بگوید که بتوانید با کمک همدیگر به یک کتاب تبدیل کنید تا آن را باهم بخوانید. با کودک مصاحبه کنید و افکارش را در فایل تصویری یا صوتی ثبت کنید. به او کمک کنید برای اعضای خانواده یا دوستانش نامه بنویسد. فراموش نکنید به موازات تشویق و تقویت مهارت های نوشتن و حرف زدن، شنونده خوب بودن را هم به او آموزش دهید.

هر چند وقت یکبار از یک کتابخانه یا کتاب فروشی دیدن کنید و کتاب هایی پیدا کنید که کودک را به چالش می کشند. ممکن است کودک بر خلاف همسالانش بیشتر کتاب هایی را ترجیح بدهد که کلمات بیشتری نسبت به تصاویر داشته باشد. به ایده ها و نظرات کودک گوش کنید اما اگر کودک از حرف زدن خسته نمی شود بهتر است برای این کار محدودیت زمانی در نظر بگیرید تا حداقل مدت زمان کوتاهی را در روز به سکوت اختصاص دهید!  

کودک همه چیز را دستکاری می کند

او به شدت دوست دارد کشف کند که اشیا مختلف چگونه کار می کنند و به دلیل ممکن است اجزای وسایل گوناگون را باز کند و تلاش کند تا شیوه کارکرد آن را کشف کند و دوباره آنها را روی هم سوار کند. اوعاشق ساختن برج با بلوک های خانه سازی است و از بازی کردن با ماشین ها لذت می برد. این ویژگی ها نشانگر این است که کودک شما احتمالا یک یادگیرنده دیداری-فضایی است. کودکانی که از سرهم کردن لذت می برند احتمالا در آینده مکانیک، مهندس، معمار، مخترع یا دانشمند می شوند.

در صورت مشاهده این خصوصیات در کودک بهتر است اسباب بازی ها و بلوک های خانه سازی در اختیار کودک قرار دهید تا کودک فرصت خلق، نابودی و خلق مجدد داشته باشد. او را تشویق کنید تا با جعبه های خالی مواد غذایی یا هر چیز دیگری که در خانه پیدا می کند، کاردستی درست کند. او را به مراکز و زمین ها بازی ببرید که امکان اکتشاف از طریق دست ورزی وجود دارد و از هر فرصتی برای نشان دادن و معرفی اشیا مکانیکی مانند چراغ راهنمایی و رانندگی به کودک استفاده کنید. این دسته از کودکان به این دلیل که علاقه زیادی به کشف و دستکاری اشیا دارند ممکن است در معرض خطر قرار بگیرند و به همین دلیل باید همیشه مواظب باشید تا به وسایل برقی یا اشیا تیز نزدیک نشوند.

کودک خیالباف است

احتمال دارد به نظر برسد کودک با دوستان خیالی اش در دنیای خودش غرق شده است. این دسته از کودکان معمولا از بازی های وانمودی لذت می برند و در وقت آزادشان نقاشی می کشند و ایده های زیادی برای قسمت کردن با دیگران دارند. آنها ممکن است از وسایل به شیوه های تازه و غیرمعمول استفاده کنند، نسبت به ایده های مسخره اشتیاق نشان دهند و برای حل مشکلات از راه حل های خلاقانه استفاده کنند.

با وجود این ویژگی های احتمالا کوچولوی رویایی شما بدون تمرکز به نظر برسد اما شاید زمانش را به رویا بافتن در مورد ایده های بزرگش اختصاص می دهد. این گونه رفتارها اغلب نشانگر قدرت خلاقیت زیاد و علامت استعداد کودک است. زندگی روزمره ممکن است به نظر این متفکران خیال پرداز بسیار خسته کننده به نظر برسد و به همین علت و برای گریز از واقعیتی که دوست ندارند به دنیای خیال پناه می برند.

این دسته از کودکان به احتمال زیاد در آیند به کارهای خلاق مانند هنرپیشگی، نویسندگی، فیلم سازی یا طراحی لباس یا طراحی داخلی و به طور کلی فعالیت هایی که با هنر در ارتباط هستند، مشغول خواهند شد و تفکرات خلاقشان را برای حل مسئله در مسیرهای تازه در هنر و علم به کار می گیرند.

خلاقیت کودک را مورد تشویق قرار دهید و برای پرورش این هنرمند کوچولو ابزار لازم را در اختیارش قرار دهید. باهم ساز بزنید و آواز بخوانید و پروژه های علمی ساده ترتیب دهید. او را همراه خودتان به کنسرت موسیقی ببرید، به داستان های خیالی اش گوش کنید و برای نشان دادن عملکرد کودک برایش تماشاچی جمع کنید! بازدید از موزه به همراه سایر اعضای خانواده هم از فعالیت های است که می تواند بسیار مفید و لذت بخش باشد.

کودک به حل پازل علاقه زیادی دارد

او به شکل اغراق آمیزی عاشق حل کردن انواع مختلف پازل ها است. به نظر می رسد که کودک در حین بازی با پازل آزمون و خطای کمی انجام می دهد و قطعه مناسب را تقریبا با تلاش اول در جای مناسب قرار می دهد. این استادان حل کردن پازل یادگیرندگان دیداری-فضایی هستند. آنها بیشتر به صورت تصویری می اندیشند و می توانند به خوبی اجزا مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند. معمولا این کودکان می توانند در آینده کارآگاه، باستان شناس یا محقق شوند

برای بهبود عملکرد این کودکان تا جایی که امکان دارد پازل و جدول، داستان های معمایی در اختیارشان قرار دهید و علاوه بر اینها بازی های مرتبط با چینش منظم اشیا و یا اسباب بازی هایی که برای حل مسائل فضایی ساخته شده اند هم برای کودک از اهمیت زیادی برخوردارند.

کودک خود را در قبال همه چیز مسئول می داند

کودک عقاید محکمی درباره شیوه انجام کارهای مختلف دارد و علاقه دارد خودش را در بازی ها و به طور کلی در هر فعالیتی نشان دهد. این دسته از کودکان معمولا به طور ذاتی رهبر هستند و این ویژگی در مدرسه، ورزش و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی برای آنها پرفایده است. کودک مسئول اغلب برای دیگران الهام بخش است و پیچیدگی ها و مشکلات را از زاویه دید متفاوتی می بیند. این کودکان معمولا بهترین عضو تیم هستند. از آنجا که قدرت رهبری در مشاغلی مانند تجارت، سیاست، نمایندگی و سازمان دهی عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است، این کودکان به احتمال بیشتری به این حرفه های مشغول خواهند شد.

برای تقویت این ویژگی کودک به او اجازه بدهید هدایت مسیر را در دست بگیرد، مثلا ممکن است بخواهد شما را در مسیر پیاده روی هدایت کند. به او فرصت بدهید مسئولیت پروژه های خانگی مانند مرتب کردن خانه یا مرتب کردن کفش ها را به عهده بگیرد. اجازه دهید وسایل اتاقش را به شیوه خودش مرتب کند و از او برای حل مشکلات خانواده کمک بخواهید. مثلا به او بگویید ” ما همیشه برای رسیدن به کلاس ورزش دیر می کنیم، راه حلی به نظرت می رسد که به سروقت رسیدنمان کمک کند؟!”

نیاز کودک به رهبری را اقناع کنید اما در عین حال به او بفهمانید که وقتی نوبت به مسائل بزرگسالان می رسد، این شما هستید که باید تصمیم بگیرید. علاوه بر این کودک را با مفاهیمی از قبیل رعایت نوبت و گوش دادن آشنا کنید.

کودک نمی تواند آرام بگیرد

او دوست دارد همه چیز را با عجله انجام دهد و از هر چیزی که حرکت می دهد، لمس می کند، احساس می کند و به طور کلی با بدنش در ارتباط است لذت می برد. این دسته از کودکان یادگیرنده های فیزیکی یا جنبشی-بدنی هستند که اطلاعات را جذب می کنند و فعالیت هایی را ترجیح می دهند که با حرکت و عمل همراه هستند. آنها ممکن است به فعالیت های ورزشی، رقص یا موسیقی که به مهارت های حرکتی ظریف نیاز دارند، بیشتر تمایل داشته باشند و در آینده به سمت مشاغلی می روند که مجبور نباشند پشت میز بنشینند مانند معلمی یا جنگلبانی و یا ممکن است از مهارت های پیشرفته دست برای مشاغلی مانند سرآشپزی استفاده کنند.

برای پرورش این استعداد کودک باید فعالیت های فیزیکی را در برنامه روزانه او قرار دهید و از آنجا که این کودکان از انجام فعالیت های حرکتی تکراری به آسانی  خسته می شوند، فعالیت ها را به صورت چرخشی انجام دهید تا جذابیتشان را از دست ندهند. چون کودکان جنبشی-حرکتی از کشف موسیقی از خلال حرکت لذت می برند، به آنها فرصت آواز خواندن و رقصیدن بدهید. برای کودکانی که دوست دارند از دستانشان بیشتر استفاده کنند پروژه های نقاشی، مجسمه سازی، نخ کردن مهره و … ترتیب دهید.

یک برنامه خواب منظم و آرامش بخش برای این کودکان از اهمیت ویژه و بالایی برخوردار است. سعی کنید یک تا دو ساعت قبل از خواب یک میان وعده سبک مانند شیر و غلات کامل در نظر بگیرید و بعد از آن یک حمام گرم، یک داستان زیبا می تواند به خوبی کودک را برای خواب آماده کند. گوش دادن به یک موسیقی آرامش بخش در تاریکی هم می تواند به تجدید قوای کودک کمک کند.

قادر به کشف استعداد کودک نیستید!

حتی اگر هیچ کدام از این نشانه ها را در کودک مشاهده نمی کنید، باز هم برای کشف استعدادهای پنهان کودک آماده باشید. احتمال دارد با گذشت زمان ویژگی های منحصر به فرد او توجه شما جلب کند. پرسیدن بازخورد افراد دیگر در خصوص زندگی کودک می تواند بینش تازه ای به شما بدهد. ممکن است مربی مهدکودک هنگام درست کردن کاردستی با کودک، متوجه توانایی خاصی در او شود و یا پرستارش متوجه چالاکی او در پارک و زمین بازی شده باشد و یا حتی پدربزرگ علاقه خاص او به طبیعت را کشف کرده باشد.

با مشاهده و کشف حوزه های استعداد طبیعی کودک می توانید به او کمک کنید تا دیده، شنیده و فهمیده شود اما به یاد داشته باشید در عین حال که برای دستیابی کودک به استعدادهای بالقوه اش تلاش می کنید،هدف نهایی شما باید عشق ورزی بی قید و شرط به کودک به خاطر خودش باشد.

 

آموزش زودهنگام به بچه ها؛ خوب یا بد؟

 آموزش زودهنگام به بچه ها؛ خوب یا بد؟

شنیدن اولین کلمه از زبان کودک لحظه شیرین و به یادماندنی است اما پدر و مادرهای حالا سطح انتظارات بیشتری از بچه‌های عصر رایانه ودوران اوج تکنولوژی مدرن دارند. داخل کتابفروشی‌ یا اسباب فروشی‌ها که شوید انواع و اقسام کتاب‌ها و وسایل کمک آموزشی را مشاهده می‌کنید که گاه رده سنی آن از بدو تولد است. اما تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که سن آموزش به کودکان دقیقا از چه زمانی باید باشد؟

آموزش خواندن به روش مایکروویو

این سال‌ها آموزش الفبا و خواندن کتاب دیگر رده سنی ندارد. سن آموزش خواندن و نوشتن به کودکان پایین آمده است. مادر و پدرها داخل یک بازی رقابتی پرچالش شده‌اند که بچه‌ها تنها شرکت‌کنندگان آن هستند. کودک 3 ساله‌ای که می‌تواند 100 کلمه را فقط بخواند و یا حتی دست به قلم شود و چند جمله ‌ای هم بنویسد دیگر چیز عجیب و غریبی نیست. این بچه‌ها در مقایسه با آن دسته از کودکانی که سیستم عامل اندروید را به خوبی می‌شناسند و تبلت و گوشی لمسی مامان و بابا جای اسباب ‌بازی هایشان را گرفته، کودکان چندان نابغه‌ای نیستند. در این بازی بچه‌ها مانند همان غذای خامی هستند که ظرف یک دقیقه داخل مایکروویو گرم می‌شوند و در ظاهر هیچکس از مضرات و آسیب‌های احتمالی آن اطلاعی ندارد.
هرچند مهارت خواندن و نوشتن در اوایل کودکی به رشد کودک کمک می‌کند اما انجام غیرکارشناسی و بدون در نظر گرفتن ضررهای احتمالی این نوع آموزش تاثیر جدی بر روح و روان کودکان بر جای می‌گذارد.

آموزش خواندن و نوشتن به کودکان

کودکان با یکدیگر متفاوت هستند

برنامه‌های آموزشی خاصی وجود دارد که به طور اختصاصی برای نوزادان طراحی شده است. در این برنامه‌ها والدین حتی نوزادان را به اجبار وارد یک روند آموزشی می‌کنند. در سن 4 و یا 5 سالگی این طبیعی است که خانواده‌ها یک سری آموزش‌هایی را قبل از اینکه فرزند آنها وارد پیش دبستانی یا دبستان شوند انجام دهند برای مثال مهارت‌هایی که قبل از یادگیری کامل خواندن به کمکشان می‌آید و یک‌جورایی روند یادگیری را آسان‌تر می‌کند. نکته اینجاست که این آمادگی قبل از شروع دوره پیش دبستانی یا دبستان برای یک دسته از کودکان عملی چالش برانگیز و سخت به نظر می‌آید و برای عده‌ای دیگر بسیار ساده و گاه حتی شیرین. بنابراین سن آموزش به کودکان با توجه به شناختی که از استعداد و یا توانایی و یا به عبارتی ساده‌تر صبر و حوصله فرزندتان دارید با دیگر کودکان متفاوت است.

یادگیری طبیعی

حال بیایید سن مناسب آموزش کودکان و مفهوم یادگیری طبیعی را با یکدیگر تشریح کنیم. شما به عنوان مادر و پدر به دنبال این هستید که قبل از شروع رسمی آموزش فرزندتان در محیط خانه آموزش‌هایی را در زمینه خواندن و نوشتن به فرزندتان دهید. کتاب‌ها و سی‌دی های آموزشی و بازار تبلیغات داغی که در این زمینه وجود دارد دیگر قدرت تصمیم گیری درست را از والدین گرفته است. هرکسی به دنبال این است که نکند خدای ناکرده فرزند دلبندش از بچه‌های فامیل و دوست و آشنا کم نیاورد.
اما بگذارید به صورت اصولی و درست آموزش خواندن به کودک را شروع کنید. سن آموزش خواندن و نوشتن در کودکان می‌تواند به صورت طبیعی و بدون اجبار هم صورت بگیرد. یعنی از همان دوران نوزادی می‌توانید کودک را به صورت طبیعی و کاملا غیر مستقیم در معرض خواندن قرار دهید تا بعد ها با بالا رفتن سن او با اشتیاق و انگیزه وارد روند خواندن شود و اگر هم دلتان خواست از ابزارهای کمک آموزشی برای کامل‌تر شدن این روند استفاده کنید.

 
آموزش سواد به کودکان
 

روش‌های آموزش خواندن به صورت طبیعی

  • کتاب خواندن والدین در مقابل کودکان
  • بازدید از کتابخانه به اتفاق فرزندتان هرچند هم کوچک باشد
  • قصه گویی شبانه برای بچه‌ها
  • با یکدیگر کتاب خواندن
  • خاموش کردن تلویزیون و پیشنهاد خواندن کتاب

با این راهکارهایی که برایتان نام برده‌ایم به جای اجبار کودکان به خواندن و نوشتن، فقط آنها را در معرض خواندن قرار داده‌اید و این باعث ایجاد انگیزه طبیعی کودکان به خواندن میشود. یادتان باشد پایه و اساس خواندن و نوشتن در کودکان باید قبل از دوران پیش دبستانی و یا دبستان شروع شود و والدین لازم است به صورت کاملا عملی و محسوس به بچه‌ها نشان دهند که خواندن و نوشتن در زندگی چقدر بااهمیت و عین حال لذت بخش و دوست داشتنی است.

خواندن و نوشتن اجباری چیست؟

در سن 4 و 5 سالگی کودک ابتدا باید مفهوم خواندن و یا نوشتن را درک کند در غیر اینصورت بدون آمادگی ذهنی و با استفاده از وسایل کمک آموزشی ذهن او خسته و دلزده از خواندن و نوشتن خواهد شد.
متاسفانه بعضی از والدین در سنین پایین ساعت خاصی را برای آموزش خواندن و نوشتن فرزندشان در نظر میگیرند. در این ساعات کودک همانند سیستم مدرسه مجبور است در یک جای ثابتی بنشیند و تحت آموزشهای سخت والدینش قراربگیرد. یادتان باشد کودک در این سن بیش از هر زمان دیگری به تفریح و بازی در کنار شما نیاز دارد. سن آموزش خواندن و نوشتن در کودکان خصوصا آموزش الفبا در تمام دنیا در 6 سالگی است. با دانستن این موضوع هرگز به دنبال آموزش سریع فرزندتان نباشید.

آموزش الفبا به کودکان

فواید آموزش خواندن و نوشتن در سنین پایین

اگر آموزش خواندن و نوشتن به کودکان به صورت طبیعی و با راهکارهایی که برایتان گفته‌ایم انجام گیرد میشود در کنار آن به صورت محدود و حساب شده از وسایل کمک آموزشی نیز استفاده کرد. اما با اینحال مهارت کودک در خواندن و نوشتن قبل از شروع دوران دبستان فوایدی هم دارد که نمی‌توان از آن به سادگی گذشت. این دسته از کودکان اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دیگر کودکان دارند و سختی ها و مشکلاتی که در آغاز دوره دبستان در ارتباط با خواندن و نوشتن وجود دارد را تجربه نمی‌کنند. علاوه بر این تمرکز این دسته از کودکان بالاست و حافظه قویتری نیز نسبت به دیگر کودکان دارند.
اگر به دنبال این هستید که قبل از شروع دوران دبستان مهارت خواندن و یا نوشتن را به فرزندتان آموزش دهید حتما نکاتی که در این مورد برایتان برشمرده‌ایم را در نظر بگیرید تا به صورت طبیعی و با اراده و میل فرزندتان او را برای خواندن و نوشتن آماده کنید.

10 پیشنهاد به والدینی که فرزند دانش‌آموز دارند

10 پیشنهاد به والدینی که فرزند دانش‌آموز دارند

با آغاز سال تحصیلی، بی مناسبت نیست بدون هیچ مقدمه ای، چند پیشنهاد را با پدر و مادرها در میان بگذاریم:
1. بهترین راه برای درس خوان و مهم تر از آن، کتاب خوان شدن فرزندان تان این است که خودتان هم کتاب بخوانید. همه مطالعات روانشناسی و حتی تجربیات فردی نشان می دهند که کودکان بیشتر از رفتارهای شما الگوبرداری می کنند تا از حرف ها و امر و نهی های شما. حتی اگر اهل مطالعه نیستید، می توانید کتابی را در دست بگیرید و تظاهر به مطالعه کنید. این کار به ویژه برای کودکان پیش دبستانی بسیار اثرگذار است.
2. از باورهای قدیمی دست بکشید. زمانی تمام خوشبختی فرزندان در این تعریف می شد که حتما به دانشگاه بروند و سپس با مدرکی که می گیرند، در یک جای خوب استخدام شوند. اما امروز این الگو دیگر جواب نمی دهد. اولاً دانشگاه رفتن بسیار آسان تر از قبل شده و ثانیاً دانشگاه تضمین کننده آینده نیست. بسیاری از افراد موفق در ایران و جهان، یا دانشگاه نرفته اند، یا دانشگاه را رها کرده اند یا در شغلی غیرمرتبط با رشته تحصیلی شان فعالیت کرده اند. در آینده نیز اهمیت دانشگاه باز هم کمتر خواهد شد؛ بسیار کمتر از آنی فکرش را بکنید.
استخدام ها و کارآفرینی ها، نه بر پایه مدرک تحصیلی که بر اساس مهارت های فردی خواهد بود کما این که هم اکنون نیز در بخش خصوصی، چنین روندی وجود دارد. با این الگوی فکری، دیگر به بچه هایتان برای کسب نمرات بالا فشار نیاورید؛ آینده بچه هایتان الزاماً از میان نمره های بالا نمی گذرد. بگذارید آنها در حد توان خود درس بخوانند و نمره بگیرند. در عوض آنها را با زندگی واقعی و مهارت های کاربردی بیشتر آشنا کنید.

3. به جای فشار بر روی بچه ها برای کسب نمرات بهتر، آنها را به کوشش بیشتر تشویق کنید: “پسرم! دخترم! همین اندازه که می بینم تلاش می کنی برایم ارزشمند است. تو تلاشت را بکن، بعد از آن دیگر مهم نیست چه نمره ای می گیری.” فرزند شما نباید احساس کند دوست داشته شدنش، تابعی از نمراتی است که در مدرسه می گیرد.
4. اگر فرزندتان در امتحانی مثلاً 12 (یا حتی نمره کمتر) گرفت، این ادبیات پیشنهاد می شود:
خب! تو در 12 بخش عملکرد خوبی داشتی؛ آفرین. آن 8 نمره ای که نگرفتی، دارند با تو حرف می زنند که نقطه ضعف کارت کجاست. بهتر است، روی این بخش ها بیشتر کار کنی؛ چه خوب شد که 12 گرفتی و فهمیدیم گیر کار کجاست؟ من هم در دوران دانش آموزی گاهی نمرات پایین می گرفتم؛ اشکالی ندارد.
5. بچه ها را هرگز و هرگز و هرگز با دیگران مقایسه نکنید. این کار تزریق سم در روح آنهاست. بچه ها را با خودشان مقایسه کنید: “تو نسبت به قبل، تلاش کمتری داشتی، یا بیشتر تلاش کردی.”
6. هیچ اشکالی ندارد در طول سال، گاهی به بچه هایتان اجازه دهید مدرسه نروند؛ مثلاً یک بار صبحی که خیلی خسته اند و یک بار هم زمانی که امتحان کلاسی دارند و درس شان را نخوانده اند. باور کنید آسیب اضطرابی که متحمل می شوند، بیشتر از نرفتن شان به مدرسه است؛ البته که قرار نیست این پیشنهاد به یک رویه دائمی تبدیل شود. نکته مهم این است که آنها باید با شما احساس راحتی کنند، حتی در نرفتن به مدرسه.

7.  در انجمن اولیا و مربیان مصوب کنید که از معلمان، به ویژه در مقطع ابتدایی خواسته شود تا حد امکان از دادن تکلیف شب خودداری کنند یا به حداقل بسنده کنند. همچنین برای روزهای تعطیل تکلیف ندهند. کودکان در ساعات غیر مدرسه، باید بیشتر بازی کنند یا به ارتباطات خانوادگی و اجتماعی بپردازند تا تکرار آنچه در مدرسه آموخته اند.
8. کیف بچه ها را تا حد امکان سبک کنید. حتی اگر لازم باشد، کتاب های قطور را به دو یا سه قسمت تقسیم و جدا جدا سیمی کنید. به ستون فقرات بچه ها رحم کنید.
9. بچه ها به ویژه در فصل های مدرسه، بیشتر تحت فشار هستند؛ بنابر این به همدلی و همراهی والدین نیاز بیشتری دارند تا استرس های مدرسه را تخلیه کنند. برایشان وقت بگذارید، حرف بزنید، شوخی کنید و گاهی با هم بیرون بروید. بچه ها باید بدانند که شما پناهگاه شان هستید.

10. و مهم تر از همه: کودکی و نوجوانی، شادترین دوران زندگی هر انسان است که دیگر تکرار نمی شود؛ هر کاری که می کنید، ملاک تان این باشد که شادی کودکی و نوجوانی را تباه نکنید. این سخن، به معنای ولنگاری تربیتی نیست؛ اتفاقاً تأکید بر تربیت اصولی کودکان و نوجوانان است زیرا تربیتی که شادی را از دوران کودکی و نوجوانی بزداید، اساساً تربیت نیست، بلکه نابودی امروز و فردای آنهاست.هیچ کس حق ندارد شادی را از ساحت کودکی و نوجوانی بزداید، حتی پدر و مادرها و معلمان ، حتی پدر و مادرها و معلمان، حتی پدر و مادرها و معلمان.

منبع: عصر ایران

جلوی قلدری را بگیریم

جلوی قلدری را بگیریم

جلوی قلدری را بگیریم

قطعا قلدری از زمان حضور بشر در روی زمین همیشه وجود داشته است. اما اینکه روزی به نام جلوگیری از قلدری در دنیا وجود داشته باشد جالب است. این داستان به سال 2007 باز می گردد زمانی که دو دوست تصمیم گرفتند در برابر قلدری در مدرسه بایستند و البته موفق شدند. بعد از آن به تدریج مقاومت در برابر قلدری همه گیر شد و دوم اکتبر به این روز شناخته می شود.
یکی از اتفاقاتی که می‌تواند یک دانش آموز را از درس و زندگی بیندازد، قربانی قلدریِ هم کلاسی‌ها شدن است. اما قلدری چیست و چگونه می‌شود جلوی آن را گرفت؟

جنگ قدرت در مدرسه

همیشه یک طرف ماجرا دانش آموزی قرار دارد که نه زور بازوی آن‌چنانی دارد و نه سر و زبانِ دفاع کردن از خودش را و طرف دیگر دانش آموز زورگویی است که یا به خاطر گردن کلفتش و یا به خاطر نفوذش در بین بقیه بچه‌ها خوب بلد است چه‌طور همکلاسی‌های ضعیف‌ترش را بِچزاند و از این طریق نیاز به احساس قدرت خود را ارضاء کند.
قلدری یک رفتار پرخاشگرانه است که به منظور اعمال قدرت از سوی کسی که به دلایل مختلف نیاز به این کار دارد، علیه فردی که به دلایل مختلف قدرت محافظت کردن از خودش را ندارد، اتفاق می‌افتد. پس می شود گفت که قلدری یک جور جنگ بر سر قدرت است، البته در یک مقیاس کوچک‌تر!

قلدری‌های یواشکی

اغلب، وقتی صحبت از قلدری در مدرسه می‌شود، تصویر یک مدرسه پسرانه در ذهن‌مان تداعی می‌شود که گروهی از پسرهایش مشغول کوبیدن به سر و کله همدیگر هستند. اما این تصویر کامل نیست چرا که قلدری خاص مدرسه‌های پسرانه نیست و در بین مدارس دخترانه هم وجود دارد که البته چون در اغلب موارد مثل قلدری‌های پسرانه پر سر و صدا نیست، از چشمان والدین و یا معلمان دور می‌ماند. برای مثال ائتلاف کردن علیه یکی از بچه‌ها، بی محلی کردن، تحقیر، به هم زدن رابطه یکی از بچه‌ها با دوست صمیمی‌اش، تهدید کردن و… قلدری‌هایی هستند که در بین دختران بیشتر دیده می‌شوند که اتفاقاً به خاطر پنهان بودن، می توانند به مدت طولانی‌تری فرد قربانی را دچار مشکل کرده و آسیب بیشتری به او وارد کنند.

هر کَلکَلی قلدری نیست!

بچه‌ها در طی دوران تحصیلشان، گاهگاهی با همکلاسی‌هایشان دست به یقه می‌شوند و یا با هم کَلکَل می‌کنند اما این لزوماً به معنای آن نیست که آنها یا قلدرند و یا قربانی قلدری دیگران. برای اینکه قلدری، قلدری بشود لازم است که برای مدتی به شکل مستمر تکرار شده و موجب آزار جسمی و روانی فرد قربانی بشود.

جلوی قلدری را بگیرید

قلدری یک رفتار آسیب‌زا است و در نتیجه باید از آن پیشگیری بشود و به بچه‌هایی که مورد قلدری فرد دیگری قرار گرفته‌اند آموزش داده شود تا بتوانند خودشان را از آن وضعیت خلاص کنند. برای اینکه این اتفاق رقم بخورد، سه گروه باید آستین‌ها را بالا بزنند:

• مدرسه

تصور اغلب ما این است که قلدری بین بچه‌ها، در راه مدرسه تا خانه اتفاق می‌افتد اما تحقیقات نشان می‌دهند که اتفاقاً برعکس است و بیشترِ قلدری‌ها در خود مدرسه به وقوع می‌پیوندند. بنابراین لازم است که معلمان راهکارهایی را بیندیشند. برای مثال آنها می‌توانند:
درباره قلدری کارگاه‌های آموزشی برگزار کنند تا بچه‌ها از این پدیده و راهکارهای مقابله صحیح با آن اطلاعات بیشتری پیدا کنند.
در این مورد برای والدین هم کارگاه‌های آموزشی بگذارند و ضمن آموزش راهکارهای صحیح، به آنها درباره مخاطرات راهکارهای غلط آگاهی بدهند.
به خصوص در ساعات غیر درسی مانند زنگ تفریح نظارت بیشتری روی رفتار دانش‌آموزان داشته باشند.
رابطه‌شان با دانش آموزان را تقویت کنند تا بچه‌ها در موقع لزوم بتوانند مسائلشان را با آنها در میان بگذارند.
با بچه قلدرها فقط برخورد قهری نداشته باشند و برای انداختن آنها و والدین‌شان در مسیر درمان، تلاش کنند.

• والدین قربانی‌ها

بخش دیگری از داستان قلدری به خانواده قربانیان این مشکل بر می‌گردد؛ از شیوه‌های تربیتی و تاریخچه رفتار آنها با فرزندشان بگیرید تا شیوه برخورد فعلی‌شان با مشکلی که الان برای او ایجاد شده است. بنابراین مهم است که این گروه از والدین با شیوه‌های صحیح مواجهه با این مشکل آشنا باشند:
بچه‌هایی که در مدرسه با قلدری روبرو می‌شوند به این سادگی‌ها درباره آن با والدینشان صحبت نمی-کنند؛ بعضی از آنها به خاطر اینکه با والدینشان احساس راحتی نمی‌کنند و بعضی دیگر هم چون می ترسند مورد قضاوت والدین قرار بگیرند. از طرف دیگر بعضی از والدین هم فکر می‌کنند که بهتر است قربانیِ قلدری شدنِ بچه‌شان را به رویش نیاورند و بعضی دیگر هم به دلیل اینکه نمی‌دانند باید چه کار بکنند سکوت می‌کنند. اما در هر حالتی از این مشکل، سکوت جایز نیست و شما موظفید به روی فرزندتان بیاورید که متوجه مشکل او شده‌اید.

قضاوت، سرزنش، سرکوفت، تحقیر، تشویق به مقابله به مثل و رفتارهایی از این قبیل مطلقاً ممنوع است.
خیلی از این بچه‌ها به انزوا روی می‌آورند تا بلکه بتوانند از خودشان در برابر آزارهای دیگران محافظت کنند. این اتفاق، موجب می‌شود فرزند شما در آینده بیشتر مورد قلدری دیگران قرار بگیرد. بنابراین لازم است همین حالا برای درآوردن او از پیله انزوا چاره‌ای بیندیشید. در قدم اول سعی کنید رابطه خودتان را با او تقویت کنید و سپس زمینه لازم برای پیدا کردن دوستان خوب را برای او فراهم کنید.
فرق بین اطاعت سالم و اطاعت ناسالم (زور شنیدن) را به او یاد بدهید و به او بیاموزید که می‌تواند بدون مقابله به مثل و فقط با جرأت‌ورزی بیشتر، جلوی قلدری کردن زورگوها را بگیرد.
از او بخواهید که در چنین مواقعی از اولیای مدرسه کمک بخواهد.

• والدین قلدرها

طرف سوم این معادله والدین بچه قلدرها هستند که می‌توانند در پیشگیری از این اوضاع بسیار تأثیرگذار باشند:
با زبانی مهربان و قاطع با فرزندتان صحبت کنید و به او بگویید که رفتارش را تأیید نمی‌کنید.
سعی کنید علت قلدرمآبی او را بشناسید.
قوانینی را تعیین کنید و در قبال عمل به آنها، به فرزندتان پاداش بدهید.
دوستان او را بشناسید و اگر آنها را مناسب ندیدید، فکری بکنید. اولین کار آن است که رابطه خودتان را با فرزندتان تقویت کنید. و سپس او را با گروه‌های سالم‌تر آشنا کنید.
او را در مسیر شناسایی استعدادهایش بیندازید و در این مسیر از او حمایت کنید.
اگر فرزندتان به طور مداوم رفتارهایی مانند پرخاشگری، مقاومت در برابر انتظارات شما و هر منبع قدرت دیگری، مشکل در تمرکز و رفتارهای بی هدف، کینه‌ورزی و خصومت نسبت به دیگران، دروغگویی مداوم، فرار از مدرسه و… دارد، او را به روانشناس ارجاع بدهید.