شگردهای طب سنتی برای داشتن لب های خوش فرم و زیبا

برای داشتن یک صورت زیبا می توان به چشم های دلفریب، موهای بلند و یک لباس زیبا اشاره کرد که البته لب های خوش فرم و زیبا از این قاعده مستثنا نیستند. بسیاری از خانم ها دوست دارند در کنار تمام زیبایی هایی که دارند، یک لب خوش فرم و پر هم داشته باشند.
به همین دلیل در این مطلب رسپی ها و دستورالعمل هایی را به شما معرفی می کنیم که بتوانید با استفاده از آن ها لب های خوش فرم و پر را تجربه کنید.
این رسپی ها چگونه عمل می کنند؟
راز داشتن لب های خوش فرم این است که به آن ها رسیدگی کنید. البته ممکن است بعضی از این رسپی ها تحریک کننده باشند اما همه آن ها اینگونه نیستند. تحریک ایجاد شده برای افرایش جریان خون در لب ها فقط در حدی است که حجم نهایی آن را افزایش می دهد.
علت آن هم این است که وجود این مواد روی لب ها باعث جریان خون بیشتر در رگ های خونی در نواحی خاصی می شود و لب های شما را درشت تر می کند.
1- اسکراب لب با روغن زیتون و دارچین
مواد لازم:
یک قاشق غذاخوری روغن زیتون برای مرطوب کردن
یک قاشق چای خوری پودر دارچین برای حجم دهی به لب
یک قاشق غذاخوری نمک یا شکر
طرز تهیه و طریقه استفاده:
تمام مواد را داخل یک کاسه ترکیب کنید. اول دارچین و بعد روغن زیتون را اضافه کنید و سپس شکر و نمک را به خوبی با مواد دیگر مخلوط کنید و صبر کنید تا این ترکیب به یک خمیر نرم و ضخیم تبدیل شود.
سپس آن را با استفاده از بالم لب به لب هایتان بزنید. مقداری از آن را اسکراب کنید و به مدت 5 تا 10 دقیقه ماساژ دهید و سپس لب هایتان را با آب بشویید و بعد خشک کنید. بعد از آن از یک بالم لب معمولی استفاده کنید.
2- زنجبیل و فلفل
مواد لازم:
یک سوم قاشق چای خوری پودر زنجبیل
نصف قاشق چای خوری پودر فلفل قرمز
یک سوم قاشق چای خوری پودر دارچین
یک قطره روغن نعنا
یک قاشق چای خوری روغن زیتون
طرز تهیه و طریقه استفاده:
مقداری روغن فلفل قرمز، پودر زنجبیل، پودر دارچین و روغن نعنا را داخل کاسه با یکدیگر ترکیب کنید و خوب هم بزنید و سپس روغن زیتون را اضافه کنید و صبر کنید تا یک خمیر از آن به دست بیاید. سپس آن را به لب هایتان بزنید.
حدود 20 تا 30 ثانیه آن را روی لب ها ماساژ دهید و اجازه دهید 4 الی 5 دقیقه روی لب هایتان باقی بماند. سپس آن را بردارید و بعد، از بالم یا رژ لب مورد علاقه خود استفاده کنید.

3- وازلین و دارچین
مواد لازم:
یک قاشق چای خوری پودر دارچین
یک عدد مسواک
وازلین
طرز تهیه و طریقه استفاده:
دستان خود را به خوبی بشویید. مقداری وازلین به لب هایتان بزنید. سپس پودر دارچین را به لب هایتان بمالید، اکنون باید وازلین را با دارچین داخل یک کاسه مخلوط کنید و بعد به لب هایتان بزنید. سپس این خمیر را با استفاده از مسواک از روی لبتان بردارید تا لب هایتان ماساژ داده شود.
4- روغن دارچین
مواد لازم:
روغن ویتامین e که به جای آن می توانید از روغن زیتون هم استفاده کنید.
روغن دارچین
مسواک
طرز تهیه و طریقه استفاده:
2 الی 3 قطره روغن دارچین را داخل یک کاسه بریزید و مقدار کمی روغن ویتامین e به آن اضافه کنید و آن را خوب هم بزنید و سپس آن را به لب هایتان زده و بعد آن را اسکراب کنید. البته باید کمی روی لبهایتان باقی بماند و بعد آن را بشویید.
5- ادویه و شکر
مواد لازم:
یک عدد مسواک با برس نرم
چند عدد گوش پاک کن تمیز
روغن طبیعی مثل روغن زیتون روغن نارگیل یا حتی روغن آووکادو
شکر برای اسکراب کردن
پودر دارچین، همچنین می توانید از روغن دارچین هم استفاده کنید
طرز تهیه و طریقه استفاده:
یک قاشق چای خوری روغن مورد نظر را را با دارچین ترکیب کنید تا یک خمیر از آن به دست بیاید. سپس آن را به لب هایتان بزنید. با انگشتانتان آن را ماساژ دهید، البته از قبل دستانتان را باید خوب شسته باشید. اجازه دهید که این ترکیب مدتی روی لب هایتان باقی بماند. سپس با استفاده از گوش پاک کن، به آرامی این مواد را از روی لب هایتان بردارید.

9 خصوصیت رفتاری انسان های شاد

همه ما می دانیم یکی از مهم ترین پیش نیازهای افزایش رضایت مان از زندگی، احساس شاد بودن است اما چه تعداد از مردم می توانند ادعا کنند که واقعا شاد هستند؟ به تازگی تحقیقی انجام شده که نشان می دهد از هر سه نفر در دنیا، تنها یک نفر آن ها واقعا شاد است. به گزارش سایت «ucan.ir»، گاهی پیش می آید که ما با دیدن یک فرد شاد به او غبطه می خوریم اما اگر کمی دقیق تر به طرز تفکر و رفتارهای او توجه کنید، درمی یابید که شما هم به طور شگفت انگیزی می توانید این عادات را در خود به وجود آورید. اکنون قصد داریم خصوصیات انسان های شاد را بیان کنیم و ببینیم چه رفتارهایی آن ها را متمایز می کند تا ما هم شاد بودن را بیشتر از گذشته تجربه کنیم.
1- مهربان و دلسوز هستند
 شاید این خصوصیات، کمی کلی به نظر برسد اما انسان های شاد واقعا خوب و مهربان هستند. آن ها در هر جمعی محبوبیت دارند و همه دلشان می خواهد با آن ها وقت بگذرانند.
 این افراد بسیار متواضع، صمیمی، باملاحظه و کمک رسان هستند. اصلا حسود نیستند و وقت خود را با غُر زدن و شایعه پراکنی تلف نمی کنند. آن ها صبر بی پایانی دارند و به آسانی وقت و توجه خود را در اختیار دیگران می گذارند. این خصوصیات باعث می شود در آن ها احساس خشنودی عمیقی ایجاد شود. انسان های خوب، جو اجتماعی مثبتی به وجود می آورند که محیط را برای اطرافیانشان راحت می کند.
2- روحیه همکاری دارند
انسان های شاد به فکر تسلط روی دیگران نیستند.
همچنین موفقیت و پیروزی برای آن ها بدون داشتن هم گروه، بی معناست. این که بعضی افراد وقتی در مسابقه ای پیروز می شوند، درباره کسانی که برای دست یابی به این موفقیت به آن ها کمک کرده اند، در سخنرانی هایشان صحبت می کنند، دلیل خاصی دارد و نشان می دهد هیچ فردی نمی تواند به تنهایی در این مسیر قدم بگذارد و تصور این که تمام امتیازات را تنها یک نفر به دست آورده، برای آن ها ناخوشایند است. واضح است افرادی که زحمات دیگران را در نظر می گیرند و لذت موفقیت را با آن ها تقسیم می کنند، زندگی شادتری دارند.
3- احساسات و افکار متعادلی دارند
افراد شاد جزئی ترین اتفاقات زندگی خود را جشن می گیرند. این رفتار، منبعی شادی بخش در اختیار آن ها قرار می دهد که خیلی از مردم از آن غافل هستند. انسان های شاد به خیلی از موارد بی اهمیت که برای خیلی ها آزاردهنده است، توجه نمی کنند. آن ها به خوبی می دانند چه چیزی ارزش لذت بردن دارد و از چه مواردی باید بگذرند. افراد شاد می توانند میان خوشی ها و ناخوشی های زندگی شان تعادل ایجاد کنند؛ در نتیجه باید با نگرش مثبت به زندگی، هر چالشی را به یک فرصت برای پیشرفت تبدیل کنند.
4- با آدم های شاد ارتباط دارند
انسان های شاد با افرادی همانند خودشان در ارتباط هستند. آن ها به دنبال پیدا کردن دوستان و افرادی با عادت های شبیه به خودشان هستند و قدرت بی نظیری برای تأثیرگذاری مثبت روی دیگران دارند. شادی و نشاط مسری است. بیشتر افراد تمایل دارند یکدیگر را زیر نظر بگیرند و از جذاب ترین رفتارهایی که پیدا می کنند، الگو بگیرند. اگر مردم طوری با اطرافیانشان برخورد کنند که دوست دارند دیگران هم همان طور با آن ها رفتار کنند، نتیجه ای فراگیر به وجود می آید که حتی روی کسانی که تنها شاهد این رفتار هستند نیز تأثیرگذار خواهد بود.
5- همواره لبخند روی لبشان است
لبخند زدن چه تأثیری روی خودتان و اطرافیان تان دارد؟ داشتن لبخند زیبا، از خصوصیات مشترک انسان های شاد است. میان لبخند زدن مقابل دوربین و لبخند زدن از روی شادی، تفاوت قابل توجهی وجود دارد. همه می توانند بخندند و دندان هایشان را نشان دهند اما فقط افراد شاد با تمام وجود و انرژی لبخند می زنند.
6- در زمان حال زندگی می کنند
اهمیت دادن به تمام ثانیه های ارزشمندی که در حال گذر است، در ما احساس شادی به وجود می آورد. اگر زندگی در زمان حال، این قدر ارزشمند است چرا برخی افراد بیشتر وقت خود را صرف فکر کردن درباره گذشته و آینده می کنند؟ افراد شاد از موقعیت خود رضایت دارند. آن ها به زمان حال خود کاملاً آگاه هستند و احساس خشنودی می کنند. این مسئله به آن ها امکان می دهد برخلاف دیگران که درباره هر چیزی وسواس دارند، موقعیت های شاد و خوش زندگی را دریابند. این بخش کوچکی از حضور قدرتمند و پرانرژی انسان های شاد در تمام موقعیت های زندگی است.
7- گوش های خوبی برای شنیدن دارند
انسان های شاد برای کسب اطلاعات جدید، همیشه به دنبال نگرش تازه ای هستند. احساسات دیگران برای آن ها اهمیت دارد زیرا می دانند با کنار گذاشتن تمایلات شخصی شان نتیجه بهتری در انتظارشان خواهد بود. افراد شاد برای یادگیری دایمی با خود تعهد دارند و می دانند سکوت کردن و گوش دادن به دیگران، تنها راه انجام این کار است.
8- کم توقع هستند
وقتی توقع شما از دیگران پایین باشد، به هر چیزی راضی خواهید شد. با این طرز تفکر، رویکرد غیرمادی تری به زندگی خواهید داشت. افرادی که از اطرافیان شان انتظار دارند همیشه در کنار آن ها باشند و از دستوراتشان پیروی کنند، در نهایت، نارضایتی بیشتری خواهند داشت. شادی واقعی از درون فرد سرچشمه می گیرد، نه از اعمال و رفتاری که خارج از ذهن ما رخ می دهد. انسان های شاد به این موضوع واقف اند و بیشتر از این که از دیگران توقع داشته باشند، از خودشان توقع دارند. آن ها دیگران را همان طور که هستند می پذیرند و این پذیرش افراد و موقعیت ها، رفتار سالمی برای آن ها به حساب می آید. به همین دلیل آن ها به جای مقصر دانستن و توقع داشتن از دیگران، با خود در صلح هستند و مشکلات را با ذهنی باز می پذیرند تا بدون هیچ تعصبی، بهترین راه حل را برای مسائل خود پیدا کنند.
9- بی دلیل قضاوت نمی کنند
هیچ فردی دوست ندارد مورد قضاوت قرار گیرد زیرا بعضی قضاوت ها با استناد به اطلاعات اشتباه انجام می شود. انسان های شاد به این درک رسیده اند که زندگی، مسیری طولانی برای یادگیری است و هر موقعیتی می تواند باعث ایجاد تغییراتی در ما شود. با این طرز تفکر، داشتن فکرهای منفی و حسادت ورزیدن به دیگران کاری بی معنا محسوب می شود. انسان های شاد می دانند هر فردی نقطه ضعف هایی دارد. این طرز تفکر، افراد شاد را نسبت به کسانی که همیشه در حال قضاوت دیگران هستند، به همنشین های صبورتر و بهتری تبدیل می کند.

نکات مهم در نصب بخاری گازی که جان شما را نجات می‌دهد

دلتا/ بهترین و ارزان‌ترین سیستم گرمایشی، گرمایش با گاز است. مناسب‌ترین وسیله بخاری گازی است، که هم از نظر ایمنی تایید شده است و هم از نظر گارمایشی بسیار مناسب است.
کم کم با شروع فصل سرما و سرد شدن هوا نیاز به یک سیستم گرمایشی خوب خواهیم داشت. شاید در تمام ساختمان‌ها از موتور خانه استفاده نکنند. شاید هم با توجه به استفاده از موتور خانه بازهم منزلمان به خوبی گرم نمی‌شود. پس نیاز داریم از یک سیستم گرمایشی جداگانه استفاده نماییم. در این مطلب به نکات مهم در نصب بخاری گازی می‌پردازد.

راهنمای نصب بخاری گازی
مهم‌ترین بخش و شاید به جرعت بتوان گفت کلیدی‌ترین و خطرناک‌ترین بخش بخاری گازی، دودکش آن است. پس حتما باید نکات ایمنی در نصب دودکش بخاری را بخوبی بدانیم. لطفا این نکات مهم و کلیدی را هرگز فراموش نکنید.
یکی از مهم‌ترین نکات قابل توجه، طریقه نصب انواع بخاری و وسایل گازسوز و به خصوص دودکش است. نصب صحیح دودکش از این جهت اهمیت دارد که مانع از نشت گاز مونوکسید کربن که حاصل سوختن ناقص گاز است، می‌گردد. این گاز بی‌رنگ و بو است که به سختی قابل تشخیص است. این گاز به شدت سمی و خطرناک است که حتی در مقادیر بسایر اندک و جزئی باعث مرگ انسان می‌شود.
نکات مهم در نحوه استفاده از دودکش
در این بخش می‌خواهیم چند نکته مهم و کاربردی در زمینه دودکش‌ها را با شما در میان بگذاریم.
انتهای دودکش‌های توکار باید حداقل یک متر از سطح پشت بام بالاتر باشد.
حتی الامکان از نصب زانوی اضافی در مسیر دودکش خودداری نمایید. زیرا زانوی کارآیی دودکش را کاهش می‌دهد.
هرگز دودکش وسایل گازسوز و هواکش (فن) را از یک لوله یا کانال مشترک عبور ندهید.
برای دودکش داخل و بیرون دیوار نباید از لوله‌های پلاستیکی و غیرمقاوم در برابر حرارت استفاده نمایید.
دودکش باید از ورق‌های ضد زنگ (گالوانیزه) به نسبت ضخیم انتخاب شود.
آبگرمکن و بخاری حتما مجهز به دودکش باشد. از نصب این وسیله‌ها بدون دودکش در محیط‌های بسته جدا خودداری نمایید.
استفاده از دودکش‌های مشترک باید با نظر متخصصان و مشاوران تاسیساتی انجام شود.
استفاده از دودکش های آکاردئونی آلومینیومی به علت نبود امکان آب بندی در ابتدا و انتها خطرناک هستند.
نصب صحیح دودکش بخاری گازی
برای اطمینان از صحت عملکرد دودکش سه آزمایش آسان ذیل را انجام دهید:
ساده‌ترین آزمایش هر دودکش، دست زدن و لمس آن است. سردی دودکش نشانه عبور نکردن گازهای سمی حاصل از احتراق وسیله گازسوز و زنگ خطری برای شما است. وقتی وسیله گازسوز کار می‌کند باید دودکش داغ باشد.
آزمایش بعدی استفاده از شمع و یا شعله کبریت در محل دریچه و مبدا دودکش در اتاق است. باقرار دادن کبریت روشن در ابتدای دریچه باید شعله به سمت داخل دودکش کشیده شود. این موضوع نشانه کارکردن و مکش مناسب دودکش بوده و در صورتی که تغییری در شعله ایجاد نشود نشان دهنده عدم مکش مناسب دودکش است.
هنگام خرید و یا اجاره خانه و پیش از وصل وسایل گازسوز به دودکش، مسیر دودکش‌ها را با یک وزنه و طناب محکم از پشت بام تا محل دریچه و مبدا دودکش کنترل کنید تا از باز بودن آن طور کامل مطمئن شوید.
نکات پایانی راهنمای نصب بخاری گازی
حتما دور شلنگ اتصال به بخاری و لوله گاز از بست‌های فلزی استفاده نمایید. اما باید این نکته را در نظر داشته باشید که نباید این بسته‌ها بیش از اندازه محکم شوند که باعث پارگی و نشت گازهای سمی به داخل منزل گردد.
فاصله بخاری تا دیوار باید حداقل ۳۰ سانتی‌متر باشد. از سوی دیگر رابط دودکش با دیوار نیز باید ۱۵ سانتی‌متر از دیوار فاصله داشته باشند.
بخاری باید حداقل ۵۰ سانتی‌متر از سایر وسایل قابل اشتعال دور باشد. از لوله اصلی گاز تا بخاری گازی نباید فاصله بیش از ۱۲۰ سانتی‌متر باشد.
از نصب بخاری داخل حمام به شدت پرهیز نمایید.
شعله‌های بخاری گازی باید به صورت آبی بسوزند، اگر به هردلیلی این شلعه‌ها به رنگ دیگری هستند باید سریعا مشکل را برطرف نمایید.
بخاری‌های بدون دودکش اصلا مناسب برای فضاهای بسته نیستند. بخاری‌های بدون دودکش برای مغازه‌ها، مراکز خرید و جاهایی که رفت و آمد وجود دارد و معمولا درب‌ها باز هستند و هوا در حال گردش است مناسب است.
در زمان‌هایی که قصد دارید منزل خود را ترک نمایید حتما بخاری گازی را خاموش نمایید. حتی اگر یک ساعت نمی‌خواهید در منزل باشید.

دختران بیشتر از ازدواج می ترسند یا پسران؟

اختلال «گاموفوبیا» یا همان ترس از ازدواج، در افرادی دیده می شود که عموما دارای برخی خصوصیات مشترک مثل کمبود عزت نفس هستند و  این موضوع در پسران بیشتر دیده می شود. این افراد، عمیقا به ازدواج بی میل نیستند اما از ترس اضطراب گونه ای رنج می برند که موجب مختل شدن عملکردشان می شود. به گزارش بیا نی نی، «شکوفه اویار حسینی» کارشناس ارشد مشاوره، درباره تعریف و علل این ترس توضیحاتی داده که در ادامه خواهید خواند.
 علایم اختلال گاموفوبیا / علایم فردی که دچار گاموفوبیاست با تمام جوانانی که در مرحله ازدواج، اضطراب را تجربه می کنند، تفاوت دارد. فردی که دچار ترس از ازدواج است، زمانی که صحبتی از ازدواج می شود یا موقعیتی پیش می آید از برخورد با موضوع اجتناب و پرخاشگری می کند یا در بسیاری از مواقع، علایم جسمی همچون تپش قلب، سرگیجه، تهوع و … را تجربه می کند.
 دلایل ابتلا به این اختلال/ طلاق یا دعوای شدید والدین، می تواند موجب ترس از ازدواج یک جوان شود. در ضمن علایم ترس از ازدواج بر اثر تجارب رشدی یا محیطی حاصل می شود. افرادی که دچار ترس از ازدواج هستند، این ترس طبیعی شان با تجربه رشدی یا محیطی پیوند می خورد؛ برای مثال، بچه ای که شاهد طلاق یا دعوای شدید و زدوخورد والدینش بوده یا از طرف یک والد، آزار جنسی شده است، تمام این موارد، موجب تشدید یا ایجاد ترس می شود. یکی دیگر از دلایل ترس از ازدواج، ترس از تعهد و مسئولیت پذیری است. این افراد از تصور این که بعد از ازدواج، زندگی شخصی، اموال و حقوق قانونی خود را به اشتراک بگذارند، احساس واهمه و ناامنی دارند. داشتن زمینه های آسیب روانی هم می تواند زمینه ساز ترس از ازدواج شود. داشتن پایه افسردگی، عزت نفس و اعتماد به نفس پایین، می تواند در مسئله ازدواج شدت پیدا کند یا دلایل شخصی چون درون گرا بودن یا ترس از صمیمیت نیز دخیل است.
 زمان مشکل ساز شدن گاموفوبیا/ زمانی که علایم جسمی یا عملکرد اجتماعی فرد را تحت تاثیر قرار  دهد و زندگی را ناکارآمد کند، گاموفوبیا مشکل ساز شده است. اگر طول این ترس ها بیش از شش ماه باشد، فرد باید به فراخور تشخیص روان شناس، رفتار درمانی و دارو درمانی را آغاز کند.
 

عکسی نایاب از فلک کردن خدمتکار زن در زمان قاجار

فلک شیوه‌ای از تنبیه کردن در انظار عمومی بود. برای فلک کردن پاهای فرد مورد شکنجه به چوبی بسته می‌شد. دو نفر دو سر چوب را می‌گرفتند و نفر یا نفراتی دیگر با ترکه کف پای او را می‌زدند. در دوران قاجار و پیش از آن فلک در مکتب خانه‌ها  برای تنبیه کودکان و خدمتکاران به کار می‌رفت، همچنین در خیابان ها برای تنبیه بزهکاران، مخالفین سیاسی  و در مواردی حتی برای تنبیه اعیان و نوکران دولت به کار گرفته می‌شد.

عکسی نایاب از فلک کردن خدمتکار زن در زمان قاجار

حاشیه نشینی زنان در 6 برنامه توسعه

گزارش مرکز پژوهش های مجلس نشان می دهد احکام مربوط به زن و خانواده در 6 برنامه توسعه کشور فاقد چشم انداز، ساز و کار و  شفافیت بوده و نتیجه اش بروز تناقضات در اجرا، فقدان اجماع گفتمانی و برخورد سلیقه ای و شعاری دولت ها شده است؛ چالش هایی که باید منتظر رفع آن در برنامه هفتم بود.  
در کنار اذعان بسیاری از کارشناسان و مسئولان فعلی و سابق و اسبق، حالا مرکز پژوهش‌های مجلس هم در گزارشی تحلیلی، غفلت از حوزه زنان و خانواده در برنامه‌های کلان کشور و به طور خاص، شش برنامه توسعه را تایید کرده است؛ برنامه‌هایی که از نظر کمیت قابل دفاع است اما با نقص‌های بسیاری مواجه بوده است.
مسئله ای که روی میز حکمرانی نیست
فارغ از محکوم کردن جدی اغتشاشات اخیر، اما همه مسئولان، از روسای قوا گرفته تا نمایندگان مجلس و دیگر مسئولان دولت و حاکمیت، شنیده شدن صدای اعتراضات و پاسخ به مطالبات را یک اصل و ضرورت برای کشور برشمرده اند؛ مطالباتی که طبق ارزیابی کارشناسان، بخش عمده آن مربوط به حوزه زنان است و یک مصداقش هم صحبت های «فاطمه قاسم‌پور» رئیس فراکسیون زنان مجلس که گفته است: «زنان، مطالبات حقوقی و اجتماعی متنوعی در سطح جامعه دارند؛ مسائلی که گفتمان اصیل انقلاب برای آن پاسخ‌های جدی دارد البته متأسفانه به طور شایسته‌ای به این مسائل نپرداختیم، مسئله زنان روی میز حکمرانی ما نیست…» (گفت‌وگوی تفصیلی با خبرگزاری مهر-15 آبان 1401).
مهر تایید مرکز پژوهش ها
در کنار این اظهارنظرهای فردی، مرکز پژوهش های مجلس هم بر این دیدگاه مهر تایید زده است تا جای تردیدی نباشد که در کنار همه اقدامات و برنامه‌های حمایتی در حوزه زنان و رشد و ارتقای جامعه بانوان کشور طی دهه های گذشته، نگاه سیاست گذاری و برنامه‌ریزی در این حوزه، مشکلات بسیاری داشته و رضایت بخش نبوده است. این مرکز در گزارش «تحلیل و ارزیابی محتوایی برنامه های شش گانه توسعه در حوزه زنان و خانواده» هم این ادعا را اثبات کرده است. گزارشی که همین هفته گذشته، روی پایگاه اطلاع‌رسانی این مرکز قرار گرفت و بررسی‌اش داده های مهمی را در اختیار ما قرار می دهد.
فراوانی کمی احکام در 6 برنامه
از نگاه آماری، تعداد احکام مربوط به حوزه زنان و خانواده در شش برنامه توسعه کشور کم نبوده است: 8 حکم در برنامه اول، 18 حکم در برنامه دوم، 11 حکم در برنامه سوم، 24 حکم در برنامه چهارم، 12 حکم در برنامه پنجم و 30 حکم در برنامه ششم. نگاهی به جزئیات این برنامه ها هم نشان می دهد که در احکام ابلاغی، به بسیاری از ابعاد حوزه زنان و خانواده توجه شده است، از جمله: تسهیل و حمایت از اشتغال زنان و حرفه آموزی آن‌ها، ورزش و اوقات فراغت بانوان، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر زنان، آموزش دختران، تسهیلات حقوقی قضایی برای زنان و… . اما چه سود که ایرادات جدی در تدوین این احکام، سبب شده امروز بانوان، یعنی حدود نیمی از جمعیت کشور، حمایت‌ها از خود و پاسخ به مطالباتشان را، ناکافی بدانند.
9 چالش احکام حوزه زنان و خانواده
اما پاسخ این سوال را هم  که «چرا احکام حوزه زنان و خانواده در برنامه های توسعه، به نوعی ناکارآمد بوده است؟» می توان در گزارش مرکز پژوهش های مجلس پیدا کرد. این مرکز در گزارش خود، چالش های برنامه های توسعه در این زمینه را این طور فهرست کرده است:
 1. کاربرد واژگان مبهم، سیال و قابل تفسیر، از جمله «عدالت جنسیتی»، «توانمندسازی زنان سرپرست خانوار»، «حفظ قداست خانواده»، «حفظ شئونات خانواده»، «تسهیل امور حقوقی زنان» و …
 2. نبود شفافیت در رویکرد و اقدام‌ها؛ مصداقش در موضوع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار است که فقدان شفافیت در نوع اقدام‌ها و مدل توانمندسازی مدنظر قانون‌گذار در کنار ایرادهای متن قانون، موجب به نتیجه نرسیدن مسئله پس از گذشت 6 سال شده است.
 3. روشن نبودن سازوکار تولی گری و نحوه همکاری دستگاه‌ها؛ علی رغم تعدد ساختارها و نهادهای سیاست‌گذار و تصمیم ساز در حوزه زنان و خانواده در برخی از برنامه‌های توسعه، نهاد و دستگاه مشخصی مکلف به اجرای برنامه ها و اقدامات نشده و از عبارت کلی دولت نام برده شده است.
4. نادیده گرفتن برخی گروه ها و اقشار آسیب پذیر یا موضوعات؛ برخی از موضوعات و گروه‌های اجتماعی مانند زنان روستایی و عشایر، دختران مجرد در سن تجرد قطعی، زنان کارآفرین، مادران شاغل، زنان سالمند، خانواده های دارای چندقلو، در این برنامه ها نادیده گرفته شده اند. علاوه بر آن برخی مسائل نوپدید به مرور زمان از جمله، چالش‌های پیش روی مادران شاغل در زمینه نگهداری فرزندان و هماهنگی مسئله کار و فرزندپروری، مسئله حضانت کودکان پس از طلاق، زنانه شدن سالمندی، گرایش جوانان به زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی، زنان زندانی و … .
و فهرست بلند دیگری از چالش ها:
5. کلی نگری و تکلیف به تدوین برنامه های جامع
6. عدم طراحی اهداف و شاخص‌های عملیاتی و اجرایی مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی
7. عدم انسجام و یکپارچگی  احکام و مواد مرتبط با حوزه زنان و خانواده
8. بی توجهی به چندبعدی بودن حوزه زنان و خانواده
9. فقدان اجماع گفتمانی در حوزه زنان و خانواده و نسبت این دو مفهوم با یکدیگر؛ اهمیت این چالش نیاز به مرور توضیح مربوط به آن در گزارش منتشر شده دارد: این عدم اجماع به بارزترین شکل، خود را در موضوع مشارکت اقتصادی زنان و اشتغال آن‌ها منعکس کرده است، به نحوی که رویکرد دولت از لزوم هماهنگی مشارکت اقتصادی زنان با موضوع تحکیم خانواده، در برنامه اول و دوم توسعه، به «برابری در فضای اشتغال و موقعیت اقتصادی» و تشویق به آن در برنامه چهارم است اما در برنامه پنجم سیاست عدم تشویق اشتغال زنان مدنظر قرار می گیرد و در بر نامه ششم هم به هیچ یک از اشکال اشتغال زنان پرداخته نمی شود که نشان دهنده فقدان رویکرد مستمر و پایدار در این حوزه است .
احکام کلی، برخوردهای سلیقه ای، تناقضات متعدد
تحلیل های مرکز پژوهش های مجلس درباره این مشکلات هم قابل توجه است:
* متأسفانه در حوزه سیاست زنان، چشم انداز دقیق، متقن و تعریف شده ای شکل نگرفته و این مسئله سبب شده هر دولتی بر اساس اهداف و شعارهای خود به حوزه زنان بپردازد.
* در حوزه سیاست زنان فاقد راهبرد، الگوی کلان و نقشه راه مورد اجماع هستیم و همین مسئله منجر به شکل گیری تناقضات متعدد در مسیر اقدام‌ها و برخورد سلیقه ای با حوزه زنان و خانواده شده است.
* در حوزه سیاست خانواده نیز علی رغم پرداختن به این موضوع در تمامی برنامه های توسعه به نظر می رسد اقدام مشخص و عملیاتی چندانی مورد توجه نبوده و بیشتر به احکام کلی در این حوزه بدون توجه به ضرورت سیاست‌گذاری بر محورهای تأثیرگذار برآن پرداخته شده است.
* برنامه های توسعه در حوزه زنان و خانواده فاقد مبانی نظری منسجم و پیوسته بوده و بیشتر برگرفته از رویکرد دولت‌های مستقر و دیدگاه مدیران بخشی سیاسی – اجرایی و برنامه ریز  بوده است. 
 
   انتظارات به حق از تغییر رویکردها در تدوین برنامه هفتم 
شورای فرهنگی و اجتماعی زنان و خانواده دیروز با حضور دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل جلسه داد. جلسه ای که به گزارش بیا نی نی، با موضوع تدوین مواد قانونی در حوزه زنان و خانواده  برای الحاق به برنامه هفتم توسعه تشکیل و مقرر شد کارگروهی در این خصوص تشکیل شود  و پیشنهادهایش را در اسرع وقت ارائه کند. 
انتظار این است که این کارگروه، برای ارائه پیشنهادهای خود، گزارش مرکز پژوهش های مجلس و چالش های شش برنامه توسعه در حوزه زنان را هم مدنظر قرار دهد و امیدواریم پیشنهادهایی را ارائه کند که راهبردهای این مرکز پژوهشی هم در آن لحاظ شود:
– اجماع و تعیین چشم انداز و راهبرد، شاخص‌ها و راهکارهای عملیاتی، تحت عنوان الگوی سوم زن (اشتغال زنان، حقوق زنان، اوقات فراغت زنان، آموزش زنان به ویژه دختران بازمانده از تحصیل و محتوای متناسب با تفاوت های جنسیتی)
– تعیین دقیق اقدامات به همراه شاخص‌های عملیاتی
– توجه به اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و مسائل نوپدید در حوزه زنان و خانواده
– پرهیز از آرمان‌گرایی و خودداری از ارائه شاخص‌های غیرواقع بینانه
– توجه به چندبعدی و فرابخشی بودن ح
وزه زنان و خانواده و پرهیز از نگاه تک‌بعدی
– استفاده از واژگان شفاف و مورد اجماع
 نویسنده: مصطفی عبدالهی

بازدهی مطالعه‌ام با درس‌خواندن گروهی بیشتر می‌شود؟

دانش‌آموزی 17 ساله هستم و باید به زودی در کنکور شرکت کنم. چند نفر از دوستانم هستند که گروهی درس می‌خوانند و در امتحانات هم نمرات خوبی می‌گیرند. من هم تلاش خودم را می‌کنم اما بازدهی مطالعه‌ام پایین است. اگر گروهی درس بخوانم، اوضاع تحصیلی‌ام بهتر می‌شود یا نه؟ خانواده‌ام مخالف گروهی درس‌خواندن هستند. لطفا راهنمایی کنید .

پاسخ مشاور
مخاطب گرامی، هریک از دانش‌آموزان، بنا بر عادات خاص خود و شرایطی که دارد، سبک‌ها و ساعات خاصی را برای مطالعه انتخاب می‌کند. یکی از روش‌هایی که برخی از دانش‌آموزان به منظور بالابردن بازدهی مطالعه‌شان انتخاب‌ می‌کنند، مطالعه با دوستان یا همکلاسی‌های خود است که این روش، محاسن و معایبی دارد.
     از ایجاد انگیزه تا یادگیری بهتر در مطالعه گروهی
معمولا برای بیشتر افراد، بودن در جمع دوستان، لذت‌بخش و توام با شادی است. علاوه بر افزایش انگیزه، به خاطر حضور در جمع دوستان، ایجاد فضای رقابتی و مسابقه‌ای به دلیل وجود رقبا و اطلاع از میزان تلاش و کوشش آن‌ها، دانش‌آموزی که با دوستانش مطالعه‌ می‌کند، رغبت و انگیزه بیشتری برای مطالعه پیدا‌ می‌کند و به این ترتیب، سطح مطالعه بالا‌ می‌رود. همچنین بیشتر مواقع اتفاق‌ می‌افتد که دانش آموز، هنگام مطالعه با اشکالات درسی مواجه‌ می‌شود یا اصلا قادر به یادگیری مبحثی نیست. دانش‌آموزی که پی در پی با اشکال در دروس خود مواجه شود و نتواند آن‌ها را برطرف کند، دلسرد و ناامید‌ می‌شود اما یک راهکار خوب و کم هزینه، این است که مطالعه در بعضی از ساعات در جمع دوستان انجام شود.
    از اتلاف‌وقت تا ناامیدی در مطالعه گروهی
مطالعه گروهی و در جمع دوستان، معایبی هم دارد. علاوه بر صحبت کردن‌های متعدد، هماهنگ نبودن افراد برای مطالعه، رعایت نکردن وقت شروع یا پایان مطالعه، دیر رسیدن و … باعث‌ می‌شود وقت مطالعه تلف شود.
 وقتی دو یا چند دوست تصمیم‌ می‌گیرند به صورت گروهی مطالعه کنند، یکی از مشکلاتی که پیش‌ می‌آید این است که در بین آن‌ها فرد یا افرادی در درس یا دروسی ضعیف و کسانی هم قوی هستند. اگرچه هدف از مطالعه گروهی، رفع همین اشکالات و ضعف‌ها در دروس است اما ممکن است که دانش آموز ضعیف تر احساس ناامیدی کند یا اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. همچنین یکی از مهم‌ترین مشکلات مطالعه جمعی این است که ایجاد هماهنگی برای مطالعه موضوع خاصی در گروه در یک جلسه یا ساعت معین به سختی انجام‌ می‌شود؛ در واقع، ممکن است فردی در آن درس، قوی و فرد دیگری در همین درس، ضعیف باشد؛ به این ترتیب، دانش‌آموز قوی علاقه‌مند است زودتر به مبحث دیگری پرداخته شود؛ در حالی که دانش آموز ضعیف تمایل دارد که آن مبحث را  به خوبی فراگیرد.
    با خانواده‌تان صحبت کنید
با توجه به توضیحات مطرح شده باید متوجه شده باشید که مطالعه گروهی، مزایا و معایبی دارد. این که این نوع مطالعه را بی‌نقص بدانید باعث‌ می‌شود احساس‌تان به مطالعه تک نفره مناسب نباشد. با خانواده‌تان صحبت کنید تا بهترین تصمیم را بگیرید.

برای به دست آوردن آرامش چه‌کار کنیم؟

یک‌ روانشناس گفت:‌ کسی که آرامش دارد به قدرت درونی خود پی برده است. فردی که آرامش دارد تمایل پیدا می‌کند که تحرک داشته باشد و دیگران را نیز به آرامش برساند و به افراد کمک کند.

مهدی اخوان، روانشناس گفت: حال خوب یک واژه کلی است اما اگر بخواهیم از لحاظ علوم شناختی آن را تعریف کنیم به ۴ هورمون‌های شادی می‌گویند که باعث شادی فرد می‌شود.

وی ادامه داد:‌ از طرف دیگر در بحث روانشناسی زمانی که ما با مسئله‌ای مواجه می‌شویم که با خواسته‌های ما تطابق دارد باعث خوب شدن حال ما می‌شود. ثابت شده که انسان‌ها از هاله انرژی برخوردارند که رنگ آن نشان‌دهنده حال انسان هستند. در گذشته زمانی که حال انسان را می‌پرسیدند منظورشان هاله دور بدن فرد بوده است.

اخوان ادامه داد: هاله‌های انرژی با رفتارهای ما تغییر می‌کند و برای مثال دروغ گفتن آن را به هم می‌ریزد. به طور کلی زمانی که ما رفتارهایی مطابق با انرژی مثبت هاله انجام دهیم احساس خوبی خواهیم گرفت و حالمان خوب خواهد شد.

این روانشناس گفت:‌ روایتی هست که در آن خانمی که از لحاظ عرفانی پیشرفت چشمگیری داشت سنگ گران قیمتی در مسیر خود پیدا می‌کند، در ادامه راه خود به نیازمندی برخورد کرد که از او سنگ گران قیمت را خواست؛ این زن بدون دلبستگی مادی به سنگ، آن را در اختیار نیازمند گذاشت. این نیازمند بعد از رفتن خانم به رفتار سخاوتمندانه او فکر کرد و فردای آن روز زن را پیدا کرد و سنگ را به او بازگرداند. وی به آن خانم گفت که محبتی که در رفتار او بود حالش را خوب کرده است و نیازی به آن سنگ ندارد.

وی متذکر شد:‌ حال خوب بسیار مفصل است اما اگر بخواهد به صورت سلامت روانی شکل بگیرد زمانی پدید می‌آید که ما دیگر افسردگی و اضطراب نداشته باشیم. متأسفانه امکان حذف حس‌های بد از زندگی وجود ندارد در نتیجه ما برای داشتن حال خوب باید یاد بگیریم چگونه با حس‌های منفی روبه‌رو شویم و آن‌ها را کنترل کنیم.

وی گفت: از کارهایی که من سعی می‌کنم انجام دهم آن است که در انتهای هر روز یک ترازی از خود می‌گیرم و سنجش می‌کنم. انسان نباید به خود دروغ بگوید، تمامی ما در زمانی احساس حسادت یا بخل می‌کنیم که باید آن‌ها را بپذیریم و سرکوبشان نکنیم.

این روانشناس خاطرنشان کرد:‌ ما باید یاد بگیریم چگونه صفات بد خود را شناسایی کنیم تا بتوانیم آنها را بررسی کرده و کنترل کنیم. حال خوب در واقع بین درجه صفر تا صد همواره در حال تغییر است.

برای به دست آوردن آرامش چه‌کار کنیم؟

اخوان افزود: ما بحثی بین آسایش و آرامش داریم که معانی متفاوتی دارند. آسایش توسط چیزهایی مانند خانه و خودروی خوب به دست می‌آید اما از طرف دیگر آرامش از مسائل درونی شکل می‌گیرد و ربطی به محیط ندارد.

وی بیان داشت:‌انسان‌ها از لحاظ روان‌شناختی دو دسته هستند؛ عده‌ای انرژی خود را از محیط دریافت می‌کنند و دیگران انرژی را از درون خود می‌گیرند. اگر افراد بتوانند به قدرت درونی خود پی ببرند به آن حال خوب مد نظر می‌رسند.

اخوان گفت: ما باید تعریف آسایش و آرامش را در ذهن درست انجام دهیم چرا که ذهن تعریف‌پذیر است. در نتیجه تا زمانی که افراد نتوانند فرق این دو را برای خود تعریف کنند موفق نمی‌شوند که به آرامش دست پیدا کنند.

این روانشناس تصریح کرد:‌ از طرفی تنبلی با آرامش متفاوت است؛ کسی که آرامش دارد به قدرت درونی خود پی برده است و محدود به آرامیدن نمی‌شود. فردی که آرامش دارد تمایل پیدا می‌کند که تحرک داشته باشد و دیگران را نیز به آرامش برساند و به افراد کمک کند.

وی ادامه داد: برای یافتن این قدرت انسان باید به درون خود نگاه کند. اگر شما تمامی قوت‌های درونی خود را حس کنید و به آن توجه کنید می‌توانید به قدرت خود دست پیدا کنید.

این روانشناس متذکر شد:‌در روانشناسی به برقراری ارتباط با قدرت‌های درونی ذهن‌آگاهی می‌گویند که شما را در زمان حال نگه می‌گذارد. حال خوب در زمان حال وجود دارد. حضرت علی (ع) می‌فرمایند بهترین زمان‌ها، زمان حال است. شما همان‌قدر آرامش و حال خوب دارید که در زمان حال هستید. تفکر به آینده و گذشته انسان را مضطرب یا اندوهگین می‌کند.

وی افزود: پیشنهاد می‌شود در هر لحظه به کارهایی که انجام می‌دهید فکر کنید و به آن توجه داشته باشید. برای مثال هنگام میل کردن غذا به جویدن، طعم و قورت دادن آن فکر کنید. این امر نه تنها شما را در زمان حال نگه می‌دارد بلکه به سمت قدرت درونی هدایتتان می‌کند.

این روانشناس گفت: بر همین اساس است که توصیه می‌شود هنگام غذا خوردن تلویزیون نگاه نکنیم چرا که ما را از درک کردن و ارتباط گرفتن با غذای خود دور می‌کند و باعث مشکلاتی مانند چاقی می‌شود.

اخوان افزود:‌ چقدر خوب است که افراد در پایان سال با خود فکر کنند و رفتارشان را مورد بررسی قرار دهند. افراد باید ببیند در کجا حال خود را خوب نکردند و با تراز گرفتن از خود مسیر هدف سال آینده‌شان را مشخص کنند.

 

فرزندان طلاق چه احساسی دارند؟

«چندین‌ ساله که حس می‌کنم یه کمبود بزرگ دارم. مثل آدمایی که یه چشم ندارن. یا آدمایی که یه دست ندارن. منم حس می‌کنم نقص عضو دارم. الان که ۱۸ سالمه هنوز اون حرف دوستام یادم مونده که به من می گفتن: «مامان، بابا، طلاقو». با خودم میگم چرا من نتونستم کاری کنم که پدر و مادرم از هم جدا نشن».

«سه سالم بود. که با واژه طلاق آشنا شدم. وقتی به این فکر می‌کنم که فقط اندازه سه سال پدر و مادر داشتم، غصه‌م می‌گیره. نمی‌دونم چی شد که مادر و پدرم تصمیم گرفتن منو ول کنن و برن دنبال زندگی خودشون. بچه‌تر که بودم فکر می‌کردم من کار بدی کردم که ترکم کردن. اما هرچی که می‌گذشت کمتر می‌فهمیدم. بچه سه‌ساله چه کاری می‌تونه انجام بده که مادر و پدرش حاضر میشن تنهاش بزارن. الان ۱۵ساله که من اون دوتا رو با هم ندارم. کاری از دستم بر نمیاد. خجالت می‌کشم به کسی بگم مادر و پدرم طلاق گرفتن. عین یه راز نگهش داشتم».

این گوشه‌ای از صحبت‌های یک فرزند طلاق است. وقتی حرف‌هایش را می‌شنوم، به سختی خودم را کنترل می‌کنم تا اشک نریزم و او را شرم زده نکنم. سعی می‌کنم با هرچه خواندم و می‌دانم کمی آرامَش کنم که بداند تقصیری در سرنوشت تلخش ندارد. اما افسوس که نمی‌توانم از عذابش کم کنم. ادامه داستان را نمی‌گوید. سرش را می‌گیرد و می‌گوید: « از یاد آوری تلخی‌ها سر درد می‌گیرم.» 

دکتر «سیما فردوسی»روانشناس بالینی

طلاق پایان ماجراست؟ 

«سیما فردوسی» روانشناس بالینی درباره مشکلاتی که با طلاق والدین برای فرزندان شان به وجود می‌آید، می‌گوید: «ممکن است طلاق برای زوجینی که توانمندی حل مسئله زناشویی خود را نداشتند، پایان یک ماجرا باشد. اما پایان همه ماجراها نیست. طلاق آغاز یک ماجراست. هم برای والدین هم برای بچه‌های طلاق. فرزند طلاق زجر خیلی زیادی را تحمل می‌کند. هیچ بچه‌ای دوست ندارد که والدینش از یکدیگر جدا شوند. 

تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است. همگی این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که بچه‌های طلاق حتی تصور می‌کنند که شاید علت طلاق والدین‌شان باشند. احساس گناه می‌کنند که چرا من نتوانستم کاری کنم که پدر و مادرم از هم جدا نشوند.» 

گاهی طلاق والدین حتی از فوت شان هم برای بچه ها سخت‌تر است

به صورتش زل زده‌ام تا به حرف بیاید. انگار در حال حرف زدن با خودش است؛  زمزمه هایش را می‌شنوم: « هفت یا هشت سالم بود. تو کوچه با دختر عموم و بچه ها مشغول بازی بودیم.  یکی از بچه ها که خیلی خوشحال بود، گفت: «مامان و بابام  برام یه تولد بزرگ گرفتن. مامانم برام یه عروسک خوشگل خرید. بابام برام یه وایت بُرد.» دخترعموم که انگار زن‌عموم بهش یاد داده بود، تو عالم بچگی یهو پرید توی حرف آن دختر خوشبخت و گفت: «هیس. دختر عموی من مامان باباش طلاق گرفتن، ناراحت میشه. نباید جلوش از مامان و بابات بگی!» دخترا یکم به من نگاه کردن. بعد یکی یکی بلند شدن و گفتن دلشون نمی‌خواد با من دوست باشن. هنوز صداشون تو گوشمه.« مامان. بابا. طلاقو»!

بعد از اون روز دیگه  پایم را هم در کوچه نگذاشتم! مگر برای رفتن به مدرسه. وقتی هم از مدرسه برمیگشتم خونه، همش اضطراب داشتم که دوستام منو نبینن و به جرم طلاق مامان و بابام منو محکوم نکنن. الان چندین‌ساله که حس می‌کنم یه کمبود بزرگ دارم. مثل آدمایی که یه چشم ندارن. یا آدمایی که یه دست ندارن.منم حس می‌کنم نقص عضو دارم. الان که ۱۸ سالمه هنوز اون حرف دوستامو یادم مونده  که به من می گفتن : «مامان ،بابا، طلاقو». با خودم میگم چرا من نتونستم کاری کنم که پدرو مادرم از هم جدا نشن.»

دکتر فردوسی درباره استرش و اضطرابی که بچه های طلاق تحمل می‌کنند، می‌گوید: «استرس‌هایی که از طلاق والدین به بچه وارد می‌شود، به مراتب بیشتر از استرس زمانی است که یکی از والدینش فوت کنند. چراکه فوت یک استرس ناگهانی بزرگ است که خیلی هم بچه را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ولی بعد از فوت بچه‌ها باید به سازگاری برسند و خودشان را با فقدان آن فرد سازگار کنند. اما در طلاق اختلافات، کشمکش‌ها برخورد ها، استرس‌ها به طور مستمر وجود دارد. 

 بچه بعد از طلاق باید با یکی از والدین زندگی کند. این بچه همواره نگران است که اگر پدرم یا مادرم یا شخصی که از او مراقبت می‌کند، برایش اتفاقی بیفتد، او چیکار کند. خیلی از اوقات اینکه بچه بعد از جدایی پدر و مادرش با چه کسی زندگی کند، بر عهده دادگاه است. تا زمانی که بچه به سن رشد نرسید حق انتخاب ندارد. بنابراین حتی این موضوع هم روی بچه تاثیر می‌گذارد.  حتی برخی از والدین هستند که به هر دلیلی چه مالی چه غیر مالی از حضانت بچه سر باز می‌زنند. در حالی که خود بچه دوست دارد با آن وَلی زندگی کند.» 

طلاق چه تاثیری بر «فرزندان طلاق» می‌گذارد؟ 

طلاق ، فارغ از تاثیرات تلخی که بر زن و مرد می‌گذارد، تاثیرات جبران ناپذیری بر فرزند می‌گذارد. فرزندان طلاق از گفتن اینکه مادر و پدرم از هم جداشدند شرم دارند. به گفته روانشناسان بچه های طلاق گاهی تصور می‌کنند خودشان خطایی نا بخشودنی مرتکب شده‌اند. 

-احساس تنهایی

روانشناس بالینی درباره تاثیرات طلاق بر فرزند طلاق، می‌گوید: «فرزندان طلاق استرس و اضطراب زیادی راتحمل می‌کنند. چراکه احساس تنهایی می‌کنند. همین موضوع باعث می‌شود که رنج زیادی را بر دوش خود بکشند.»

-احساس ترس و کمبود

«فرزندان طلاق می‌ترسند. چراکه حس می‌کنند حامی ندارند و در آنها کمبودی وجود دارد. وقتی به هم سن و سالان خود نگاه می‌کنند و با خودشان مقایسه می‌کنند دلگیر می‌شوند.»

-نگرانی و اضطراب 

«فرزندان طلاق  مدام نگران هستند که کسی نفهمد که او  یک فرزند طلاق است. مدام نگرانند که بقیه با دید منفی به او نگاه نکنند. او را به تمسخر نگیرند.» 

-نا امیدی

«فرزندان طلاق بیشتر از سایر افراد نا امیدی را تجربه می‌کنند.»

-وحشت از آینده

«فرزندان طلاق از آینده خود وحشت دارند. از این جهت گفتیم که طلاق پایان ماجرا نیست که مُهر بچه طلاق تا همیشه بر پیشانی بچه طلاق می‌ماند. این بچه می‌خواهد ازدواج کند و از اینکه بشنود همسر آینده‌اش او را زیر سوال ببرد اِبا دارد.»

-کمبودهای عاطفی

«فرزندان طلاق به خاطر فقدان یکی از والدین‌شان کمبود‌های عاطفی زیادی دارند. به هر حال بچه تا آخر عمر مادر و پدرش را کنار هم نمی‌بیند و همین موضوع بر او تاثیر بدی می‌گذارد.»

-افسردگی و پرخاشگری

«برخی از فرزندان طلاق به قدری از این موضوع رنج می‌کشند که دچار افسردگی می‌شوند. برخی هم پرخاشگری می‌کنند.»

الگو برداری طلاق از والدین

برخی از روانشناس هم معتقدند که ممکن است فرزندان طلاق از والدین خود الگو برداری غلط کنند. یعنی بحث مهارت حل مسئله، سازگاری و تصمیم گیری را نداشته باشند و  وقتی به مشکلی در زندگی بر خورد کردند زود عقب نشینی کنند. ممکن است فرزندان هم وقتی ازدواج کردند همین روش طلاق را انتخاب کنند. یا برای درس خواندن زود کم بیاورند یا نتوانند به درستی در زندگی تصمیم گیری کنند.

تاثیر اطرافیان و محیط زندگی در کم یا زیاد کردن احساسات منفی فرزند طلاق

دکتر فردوسی می‌گوید: «اضطراب رَده بالا در فرزندان طلاق خیلی زیاد است. برخی اوقات به قدری زیاد است که خود وَلی که با بچه زندگی می‌کند یا حتی اولیای مدرسه که از وضعیت بچه اطلاع دارند و می‌بیند که بچه استرس بالایی دارد و توصیه می‌کنند که حتما به مشاور مراجعه کنند. 

البته میزان این تاثیرات در هر فرد متفاوت است. این موضوع به محیطی که بچه در آن رشد کرده و اکنون زندگی می‌کند بستگی دارد. اطرافیان می‌توانند در کم یا زیاد کردن این احساسات نقش زیادی را ایفا کنند. خود والدین باید در وهله اول با فرزندشان در مورد احساسات و کمبود‌هایش صحبت کنند. اگر می‌بینند بچه تمایلی به بازگو کردن احساسات درونی خود با آن‌ها ندارد حتما به مشاور مراجعه کنند. البته در مدارس مشاورهایی هستند اما این بچه به مشاورهای بسیار زُبده‌ای نیاز دارند که در این زمینه کار کرده باشند.» 

همانطور که گفته شد؛ فرزندان طلاق علاوه بر کمبود هایی که در عدم حضور یکی از والدین  یا هردویشان در هنگام طلاق رو به رو می‌شوند، با انواع و اقسام تفکرات و استرس ها و رنج ها که در بالاتر به آن اشار شد، مقابله می‌کنند. این بچه ها که خودشان هیچ تاثیری در سرنوشت شان ندارند، بیش از دیگران نیاز به توجه و مشاوره هستند که در گزارش های بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.