زنان در مشاغل سخت و ناگفته ها

این روزها که شوق فعالیت اجتماعی و کار اقتصادی و پویایی در بانوان افزایش پیدا کرده است باید برای زنان در مشاغل سخت امتیاز و نگاهی ویژه قائل بود
اسلام به زنان این حق را می‌دهد که علاوه‌بر نقش‌های خانوادگی، همسری و مادری، به نقش‌های اجتماعی و فعالیت‌های اقتصادی بپردازند و پابه‌پای مردان کار کنند. درحالی‌که عده‌ای بر این باورند زنان برای خانه و خانه‌داری آفریده شده‌اند، قوانین متعددی بر اشتغال زنان صحه می‌گذارد و حق کار زنان را به رسمیت شناخته است. اصل٢١ قانون اساسی دولت‏ را موظف‏ کرده است‏ حقوق‏ زن‏ را در همه‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏‌اسلامی‏ تضمین‏ کند و بسترهای مساعد برای‏ رشد شخصیت‏ زن‏ و احیای حقوق‏ مادی‏ و معنوی‏ او را فراهم آورد. «همه جهات» در این اصل یک تعبیر عام است و حق اشتغال یکی از مصادیق آن به شمار می‌رود. زنان در صورت تمایل به اشتغال و حضور در محیط‌های اجتماعی، باید سعی کنند با در نظر گرفتن سایر مسئولیت‌ها و وظایف خود در زندگی، همواره مشاغلی متعادل و متناسب با وضعیت جسمی و روحی خود انتخاب کنند. البته نباید مجبور به انجام مشاغلی بشوند که با ایجاد تشویش، مشغله و تنش در زندگی، آرامش و امنیت خاطر و سلامتی‌شان را به خطر بیندازد.

بانوان اولین گروه در تیررس اخراج
به هر گوشه از جامعه که نگاه کنیم، زنان زیادی را می‌بینیم که با تکیه‌ بر بازوی خود بار اقتصادی خانواده را به‌ دوش می‌کشند. برخی از این زنان به‌‌زحمت می‌توانند با حقوق دریافتی خود هزینه‌های جاری خانواده را تا آخر ماه تأمین کنند. این در حالی است که بیشتر این زنان تجربه شغل‌های کم‌درآمد و پرزحمت و مشاغل سخت را دارند و ساعات کار طولانی و غیرقانونی را در این راستا متحمل می‌شوند و البته نخستین گروهی هستند که در صورت نیاز، در تیررس اخراج قرار می‌گیرند. از طرفی، بر حسب نیاز، چون بیشتر در بخش‌های غیررسمی‌ مشغول به کارند، در آمار رسمی ‌نیز به ‌حساب آورده نمی‌شوند. قوانین اشتغال زنان به ‌صورت حداقلی اجرا می‌شوند، طوری که واحدهای تولیدی و صنعتی کمتر به استخدام زنان متأهل رغبت دارند.
طاهره شش سال سابقه کار دارد. او در یکی از مراکز توان‌بخشی اعصاب و روان مددیار است. چهره‌اش خیلی شکسته‌تر از سنش که ۳۵ سال است به نظر می‌رسد. می‌گوید: نظافت بیماران مزمن روانی، مراقبت و جابه‌جایی بیماران کارهایی است که در هر شیفت باید انجام دهیم. الان 99 درصد مددجویان دارو مصرف می‌کنند و ما باید مطمئن شویم بیمار دارو را کامل بخورد چون بعضی بیماران دارو را توی دهان خود پنهان می‌کنند و نمی‌خورند. اگر دارو را نخورند، ممکن است درگیری‌های شدیدی بین بیماران پیش بیاید، همان‌طور که در گذشته پیش می‌آمد. حتی با خود من درگیر شدند و مرا هل دادند و سرم به‌شدت آسیب دید و شکست. البته اینجا هر کسی داروی خاص خود را دارد و اگر دارو جواب ندهد، آمپول تزریق می‌کنند. طاهره معتقد است: پرستارهای بخش مراقبت‌های ویژه هم مجبورند بیماران را حمام و دستشویی ببرند و حتی غذا در دهانشان بگذارند. خیلی وقت‌ها از نظر جانی در خطر هستند و مورد حمله و ضرب و شتم بیماران قرار می‌گیرند.

زنان ارزان ترین نیروی کار در جامعه
بر اساس ماده ۷۵ قانون کارانجام کارهای خطرناک، سخت و زیان‌آور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی، برای کارگران زن ممنوع است. قانون کار برای حمایت از بانوان و پایمال نشدن حقوق آن‌ها به برخی از شرایط و امکاناتی که باید برای زنان کارگر در کارگاه‌ها وکارخانه‌ها از سوی کارفرما رعایت شود اشاره کرده است. البته در این قانون ماده‌ای وجود دارد دارد که ورود زنان به برخی مشاغل را ممنوع کرده است و برخی از صاحب‌نظران مخالف چنین محدودیتی هستند. همه این شرایط دست ‌به ‌دست هم داده است تا وضعیت اشتغال زنان نامناسب‌تر از مردان شود و در عین‌ حال از حمایت‌های قانونی،‌ حقوق و مزایای کمتری نیز برخوردار شوند. در حال حاضر کارگران زن ارزان‌ترین نیروهای کار در جامعه هستند. این در حالی است که دستمزد پایین زنان کارگر حتی به اعتراض همکاران مرد آن‌ها نیز منجر شده است.
مریم ۳۹ سال دارد و دچار اگزمای پوستی شدید در ناحیه دست‌ها، گردن و دور دهان است. تعریف می‌کند تا الان نزدیک ۳ میلیون پول دکتر و دارو داده است. دو سال است که در یک قالی‌شویی مشغول به کار است. درباره وضعیت شغلی زنان در این کارگاه می‌گوید: بیشتر خانم‌هایی که من می‌شناسم و اکثرا هم سرپرست خانوار هستند، با قراردادهایی عجیب‌ و غریب و بعضا سفیدامضا، سفته‌گیری با قیمت‌های بالا، شرایط سخت کاری و حداقل حقوق در قالی‌شویی‌های این شهر مشغول به کار هستند.

زنان و مشکلات و سختی های کار
مهم‌ترین مسئله این است که هنوز به طور کامل مشخص نیست کدام مشاغل به‌واقع برای زنان بحران ایجاد می‌کنند.
با وجود حمایت‌های قانونی از اشتغال زنان و توجه‌های خاص درباره مرخصی زایمان و بارداری، شیردهی و ممنوعیت انجام کارهای خطرناک و زیان‌آور، در عمل می‌بینیم زنان به‌ویژه زنان متأهل از اقبال کمتری برای به دست آوردن شغل برخوردار هستند زیرا کارفرما در پیش‌بینی بلندمدت خود موانع اشتغال یک زن اعم از ازدواج، فرزندآوری و شیردهی را مدنظر قرار می‌دهد و ترجیح می‌دهد یک زن مجرد یا یک نیروی کار مرد استخدام کند.
زکیه که به‌تازگی در اورژانس اجتماعی مشغول به کار شده است می‌گوید: سختی  کار من و همکارانم زیاد است اما احساس رضایتی که از مددجویان بعد از این سختی‌ها دریافت می‌کنیم، موجب ماندگاری ما در اورژانس اجتماعی شده است. در واقع، کار اورژانس اجتماعی در زمان بحران این است که پیش از ورود پرونده به مرحله قضایی، مداخله اجتماعی را انجام دهد.
دربسیاری از مأموریت‌ها به ما توهین‌های زشتی می‌شود یا مورد حمله شدید مددجویان که هرکدام مشکلاتی خاص دارند قرار می‌گیریم. گاهی در برخی موارد خودکشی مددجویان، سختی و درگیری‌های زیادی برای نجات فرد تجربه می‌کنیم یا حتی مواردی داشته ایم که مأموریت در پاتوق معتادان بوده است و مددکاران مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. بارها در دادگاه تهدید و پس از آن تعقیب شده اند. به طور کلی، افرادی که ما با آن‌ها روبه رو هستیم در مقابل اورژانس اجتماعی جبهه می‌گیرند. اگر مددکاران در برخی مأموریت‌ها کارشناسی شده رفتار نکنند، ممکن است آسیب  جانی ببینند. برای نمونه، چند روز پیش در دادگاه با خانواده یکی از مددجویان مواجه شدم و آن‌ها قصد حمله به سمت من را داشتند که سربازان مانع از این کار شدند.
زنانی که با وجود کمبود کار، مجبور به انجام مشاغل سخت هستند
این روزها زنان زیادی وجود دارند که برای امرار معاش مجبور به روی آوردن به مشاغل سخت هستند. زنانی که خود به‌تنهایی بار خانه و خانواده را به دوش می‌کشند و با وجود کمبود کار و شاید تحصیلات نه‌چندان بالا، مجبور به انجام مشاغل سخت هستند. انتخاب شغل برای هر فرد چه زن چه مرد باید با شرایط جسمی، روحی، تحصیلی و اجتماعی او تناسب داشته باشد. بنابراین با توجه به آنکه زنان از نظر خلقت دارای لطافت و ظرافت خاصی هستند، انتخاب برخی از مشاغل برای آن‌ها غیرعادی و سخت است.
نویسنده: اعظم عباس‌پور 

ازدواج‌ گزینی یا ازدواج‌ گریزی؟

در یک گفت‌وگوی خودمانی در هوای پاییزی آبان‌ماه از دختران جوان پرسیدیم چرا ازدواج نمی‌کنند
وسط یک روز سرد پاییزی اگر یک نفر ناگهان جلو شما را بگیرد و بپرسد ازدواج می‌کنی یا نه، چه جوابی می‌دهید؟ شاید در نگاه اول پاسخ به این سؤال آسان به نظر برسد ولی خیلی از دخترهایی که از آن‌ها این سؤال را می‌پرسیدم برایشان یکباره جواب مثبت و منفی دادن سخت بود. همه پاسخ‌های مثبت و منفی مشروطی داشتند که جالب و شنیدنی و البته تأمل‌برانگیز بود.

پدرم قطعا می‌گوید: بنشین سر جایت بچه!
جوان است. شاید حدود 22 سال داشته باشد. شالی زردرنگی دورگردنش انداخته و سرش توی گوشی موبایل است که جلوش را می‌گیرم و می‌گویم: یک سؤال دارم برای تهیه یک گزارش. می‌خواهم بدانم حاضری ازدواج کنی یا نه. دختر خیال می‌کند که همین الان برایش گزینه هم انتخاب کرده‌ام. نگاهی عجیب می‌کند و بلند می‌خندد. می‌گوید: من که می‌خواهم درس بخوانم! می‌گویم: ماجرا جدی است! واقعا به عنوان یک جوان، حاضری ازدواج کنی یا نه؟ صدایش را صاف می‌کند و خیلی جدی می‌گوید: خب، اگر یک خانه و یک ماشین به همراه آقای داماد بهم بدهند، حتما ازدواج می‌کنم! کمی آرام می‌گیرد و باز می‌گوید: ببینید، الان واقعا شرایط ازدواج خیلی خوب نیست و با شروطی که مادر من چهل سال پیش ازدواج کرده است هیچ دختری ازدواج نمی‌کند! شما به جای اینکه از ما بپرسی ازدواج می‌کنی یا نه، از خانواده‌ها بپرس چرا شرایط را این‌قدر سخت گرفته‌اند.

طلاق به دهه‌هشتادی‌ها رسیده، چرا ازدواج کنیم؟
ملیحه را جلوی مترو میبینم چند کتاب در دست دارد می‌گوید اردیبهشت امسال 30 سالش تمام می‌شود اما برنامه‌ای برای ازدواج ندارد. وقتی می‌پرسم چرا می‌گوید: همین دو هفته پیش شنیدم یکی از دوستانم که اول سال عروسی کرده بوده طلاق گرفته است. به‌ش زنگ زدم گفتم: چرا طلاق گرفتی؟ گفت: ما از اول جفت هم نبودیم. آدم اولش نمی‌فهمد! اصلا ازدواج کردن اشتباه است. پسرها خودشان را طور دیگری نشان می‌دهند تا زن بگیرند!

کاش ذهن ما را درباره ازدواج کمی روشن می‌کردند
مهسادختر جوان دیگری که طلاق را در بیست‌وپنج‌سالگی تجربه کرده است می‌گوید: همیشه فکر می‌کردم ازدواج کردن همین کارهایی است که مادرم انجام می‌دهد: خانه‌داری و این‌طور چیزها، ولی وقتی وارد زندگی مشترک شدم، متوجه شدم افکارم با واقعیت تفاوت دارد. یک وقت‌هایی با خودم می‌گویم کاش در دانشگاه‌ها و مدارس به جای این همه درس غیرقابل‌استفاده کمی ذهن ما را درباره ازدواج روشن می‌کردند تا بدانیم در زندگی مشترک چه خبر است. ما را با قوانین و حقوق زنان آشنا می‌کردند و عواقب آن همه امضا را می‌گفتند تا روز عقد به‌راحتی آن‌ها را انجام ندهیم. به او می‌گویم: کلا بی‌خیال ازدواج می‌شوی؟ می‌گوید: من بدون تحقیق ازدواج کردم و نمی‌دانم در آینده چه تصمیمی خواهم گرفت.

من زندگی کردن بلد نیستم
رویا شاید بیست سال داشته باشد. رک و راست بدون هیچ بهانه‌ای می‌گوید: راستش را بخواهید من اصلا زندگی کردن بلد نیستم. چرا یک نفر را بدبخت کنم؟ نه می‌توانم تعاملات درستی داشته باشم، نه توان تحمل سختی را دارم. به قول قدیمی‌ها در خانه از گل کمتر به من نگفته‌اند. برای همین، این چند سال در دانشگاه کلی مشکل داشتم. فکر می‌کردم همه باید مثل پدر و مادرم باشند ولی الان می‌بینم واقعیت متفاوت است. این شرایط برایم خیلی سخت است ولی چاره‌ای ندارم. از یک طرف خانواده‌ای دارم که نمی‌گذارند دست به سیاه و سفید بزنم و از یک طرف جامعه‌ای که در آن باید خودم بار خودم را به دوش بکشم. به همین علت، می‌گویم بهتر است فعلا ازدواج نکنم که یک نفر دیگر هم با تناقضات من درگیر نشود. از او می‌پرسم: فکر می‌کنی در چه سنی به حل این تناقضات رسیده باشی و بتوانی ازدواج کنی؟ می‌گوید: سن و سالم را نمی‌دانم ولی شاید وقتی چهل‌ساله شدم با یکی که هم‌سن خودم باشد ازدواج کنم. احساس می‌کنم در آن سن خیلی تنها خواهم بود.

هزار راه نرفته
دلایل ازدواج و طلاق را نمی‌شود برای همه به یک چشم دید
کاهش تمایل ازدواج جوانان به ازدواج دستمایه عوامل زیادی است که اقتصاد سردمدار آن است و فرهنگ و عوامل اجتماعی در رتبه‌های بعدی خودنمایی می‌کنند. یک جامعه‌شناس دراین‌باره به ما می‌گوید: نباید ‌مشکلات را یک‌طرفه و یک‌سویه به تماشا نشست. وقتی به جوانی می‌گویند ازدواج کند، باید شرایط را هم برایش فراهم کنند. مسئولان ما به آمار کاهش ازدواج نگاه می‌کنند ولی مشکلات سر راه جوانان را نمی‌بینند و دلایل طلاق را کاوش نمی‌کنند.
فائزه اکبری می‌افزاید: براساس مراجعات و تعاملات، آنچه بیشتر از همه در زندگی افراد باعث بر هم خوردن روابط می‌شود مسائل اقتصادی است. بیکار شدن مرد، کارکردن و خرج کردن زن، مشکلات درآمدی و اسکان و مسکن‌های اجاره‌ای که هر سال قیمت آن‌ها بدون هیچ ضابطه‌ای افزایش می‌یابد از دلایل استقبال نکردن جوانان از ازدواج است. مراجعان زیادی داشته‌ام که با یک شغل معمولی و درآمد نسبتا عادی در حد ماهی 7 میلیون تومان به شرط داشتن خانه حاضر به ازدواج بوده‌اند.این جامعه‌شناس می‌گوید: سن ازدواج یک عدد تقریبی است که برای دختران حدود بیست سال و برای پسران 25 سال پیشنهاد می‌شود. این پیشنهاد با توجه به سطح هوش اجتماعی عمومی جامعه مطرح می‌شود و جامعیت ندارد. ممکن است افرادی در سنین بالاتر یا پایین‌تر توان تشکیل خانواده و ازدواج را داشته باشند ولی این توان باید با فاکتورهایی بررسی شود و برداشتی از طرف خانواده‌ها نباشد مبنی بر اینکه اگر در زندگی قرار بگیرد با توجه به شرایط توانش هم افزایش می‌یابد. این جامعه‌شناس خاطرنشان می‌کند: تغییر نوع نگاه جوانان به ازدواج برداشتی از سبک زندگی بیگانه و تغییر نوع نگاه آن‌ها نیست. هنوز هم سبک زندگی در جامعه ما آمیخته با سنت‌هاست و آنچه از ازدواج‌گریزی در جامعه دیده می‌شود حاصل ترس از آینده است. آینده‌ای که جوان امروزی می‌بیند طلاق‌هایی است که رفته‌رفته به گروه‌های سنی پایین نزدیک می‌شود و در کنار همه هشدارهایی که دارد این نکته را هم گوشزد می‌کند که خانواده و همه نهادهای آموزشی برای آموختن به جوان و نوجوان امروزی کم گذاشته‌اند.

27 هزار ازدواج و 10 هزار طلاق در خراسان
در سه ماه نخست سال، 12 هزار و 392 ازدواج در استان خراسان رضوی ثبت شده و در همین مدت، 4 هزار و 775 طلاق انجام شده است. میانگین سن ازدواج در سه ماه اول سال 1401 برای دختران 23 سال و برای پسران 29 سال بوده است. میانگین سن طلاق در این مدت برای دختران 32 سال و برای پسران 37 سال بوده است. متوسط طول‌ مدت زندگی زناشویی در طلاق‌های ثبت‌شده در سه ماه اول سال 1401 برابر با 10 سال است. تعداد سال‌های زندگی مشترک در طلاق‌های صورت‌گرفته در حال افزایش است.
نویسنده: لیلا جان‌قربان

هشدار به والدینی که «نوجوان دبستانی» دارند!

تحقیقات نشان می‌دهد که میانگین سن بلوغ در سراسر جهان کاهش‌یافته است و ازاین‌رو، هر کودکی می‌تواند به بلوغ زودرس مبتلا شود. در حال حاضر با بلوغ زودرس در دانش آموزان کلاس‌های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی، تعداد نوجوانان نسبت به چند دهه گذشته افزایش قابل‌توجهی داشته است. مطالعات نشان می‌دهد که بلوغ زودرس در دختران بیشتر از پسران اتفاق می‌افتد؛ به‌گونه‌ای که از هر 500 تا 100000 دختر، یک نفر دچار بلوغ زودرس می‌شود.

دلایل متعددی برای علت بلوغ زودرس مطرح‌شده است. افزایش آگاهی کودکان و دسترسی آسان آن‌ها به انبوه اطلاعات در اینترنت به‌عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در بلوغ زودرس مطرح می‌شود اما هنوز این موضوع به‌صورت علمی ثابت نشده است. دکتر سپیده شبان، روان‌درمانگر کودک و نوجوان چاقی و مشکلات هورمونی را موجب شروع بلوغ زودرس می‌داند. این روانشناس کودک و نوجوان در گفت‌وگو با خبرنگار بیا نی نی با اشاره به نقش والدین در خطرآفرینی بلوغ زودرس، به بررسی راه‌های شناسایی و نحوه برخورد آن‌ها با این مسئله می‌پردازد.

بلوغ زودرس چه زمانی اتفاق می‌افتد؟

بلوغ از زمانی شروع می‌شود که غده هیپوفیز، هورمون‌هایی را آزاد می‌کند که به بدن سیگنال می‌دهند تا تولید هورمون‌های جنسی استروژن و پروژسترون (در دختران) یا تستوسترون (در پسران) را افزایش دهد و باعث ایجاد ویژگی‌های جنسی ثانویه شود. دکتر شبان با اشاره به سن طبیعی بلوغ می‌گوید: «سن طبیعی بلوغ در دختران و پسران بین 12 تا 14 سالگی است که در این سن کم‌کم علائم بلوغ ظاهر می‌شود. بلوغ زودرس زمانی اتفاق می‌افتد که علائم قبل از سن 8 یا 9 سالگی شروع شود و کودک در سن 10-11 سالگی کاملاً به بلوغ برسد.»

این روانشناس کودک و نوجوان ادامه می‌دهد: «علائم بلوغ زودرس، هم در ظاهر و هم در رفتار اتفاق می‌افتد. علائم ظاهری عبارت از رشد غیرطبیعی استخوان و اندام‌های جنسی، رشد موهای زائد بدن و حالاتی از عدم تمرکز است و علائم رفتاری به‌صورت بی‌قراری، حساس شدن و برانگیخته شدن ظاهر می‌شود. مجموع این علائم (چه به‌صورت ظاهری و چه به‌صورت رفتاری) به والدین هشدار می‌دهد که کودک در معرض بلوغ زودرس قرار دارد.»

بلوغ ‌زودرس تصادفی نیست

شروع بلوغ معمولاً توسط هیپوتالاموس آغاز می‌شود. این ناحیه از مغز به غده هیپوفیز (غده‌ای به‌اندازه نخود در نزدیکی قاعده مغز) سیگنال می‌دهد تا هورمون‌هایی ترشح کند که تخمدان‌ها (در دختران) یا بیضه‌ها (در پسران) را تحریک می‌کند.

به‌طورمعمول، به‌خصوص در دختران، بلوغ زودرس به این دلیل است که مغز سیگنال‌ها را زودتر ازآنچه باید ارسال می‌کند؛ بنابراین، هیچ مشکل پزشکی یا محرک دیگری وجود ندارد؛ بااین‌وجود برخی معتقدند که بسیاری از عوامل اجتماعی که می‌توانند باعث مشکلات سلامت روان شوند، خود با شروع زودهنگام بلوغ مرتبط هستند؛ این عوامل عبارت‌اند از استرس، عدم حضور یکی از والدین در خانه، درگیری‌های خانوادگی زیاد و مشکلات اقتصادی. اگرچه دلایل این ارتباط مشخص نیست اما دانشمندان معتقدند که بلوغ، تصادفی اتفاق نمی‌افتد بلکه یک محیط ناپایدار می‌تواند به بدن سیگنال دهد که در سنین پایین‌تر بالغ شود.

فارغ از این مسائل، برخی سعی دارند برخی عوامل همچون رابطه صمیمی والدین با یکدیگر و طرز لباس پوشیدن آن‌ها در خانه، تک‌فرزندی، تماشای تلویزیون و استفاده مداوم از تلفن همراه را به بلوغ زودرس نسبت دهند؛ دکتر شبان در این خصوص معتقد است: «هیچ‌کدام از این عوامل باعث بلوغ زودرس نمی‌شوند اما زمانی که بچه‌ها دچار بلوغ زودرس می‌شوند، این عوامل و محیطی که کودک در آن قرار می‌گیرد بسیار در پذیرش بلوغ زودرس تأثیرگذار است.»

این روانشناس بابیان اینکه مشکلات هورمونی از عوامل اصلی ایجاد بلوغ زودرس است، می‌گوید: «دو نوع بلوغ زودرس وجود دارد؛ یک نوع بلوغ زودرس، به‌ندرت در اثر مشکلاتی در مغز، غدد یا تومور در بچه‌ها اتفاق می‌افتد و یک نوع دیگر از بلوغ زودرس که رایج است در اثر مشکلات هورمونی در بخش‌هایی مثل تخمدان، بیضه‌ها و غدد هیپوفیز رخ می‌دهد.»

راه‌های شناسایی بلوغ زودرس در کودکان

شبان در پاسخ به این سؤال که والدین از کجا می‌توانند متوجه شوند که فرزندشان به بلوغ جنسی زودرس رسیده است، می‌گوید: «چنانچه والدین علائمی همچون رشد سینه، رشد سریع قد، آکنه‌، قاعدگی و موهای زائد را در کودکشان مشاهده کردند، می‌توانند به پزشک متخصص غدد کودکان مراجعه کرده و با انجام آزمایش خون مطمئن شوند که بلوغ زودرس در فرزندشان اتفاق افتاده یا خیر.»

بلوغ زودرس در رشد جسمی تأثیرگذار است

شبان معتقد است که بلوغ زودرس جلوی رشد را می‌گیرد: «وقتی بلوغ به پایان می‌رسد، رشد قد متوقف می‌شود. کودکان مبتلا به بلوغ زودرس معمولاً به پتانسیل کامل قد بزرگسالان نمی‌رسند. درواقع، جهش رشد اولیه آن‌ها ممکن است در ابتدا آن‌ها را در مقایسه با همسالان خود قد بلند نشان دهد اما پس از رسیدن به بلوغ رشد آن‌ها خیلی زود متوقف می‌شود.»

این روانشناس بابیان اینکه بلوغ زودرس می‌تواند از نظر عاطفی و اجتماعی برای کودکان آسیب‌زا باشد، می‌گوید: «کودکانی که دچار بلوغ زودرس می‌شوند، گاهی به دلیل تفاوت ظاهری با گروه همسالان دچار مشکلاتی مثل افسردگی یا پایین آمدن اعتمادبه‌نفس می‌شوند. این کودکان گاهی از تفاوت با همسالان احساس خجالت می‌کنند و گاهی حتی دچار مشکلات عاطفی و برقراری ارتباط با دیگران می‌شوند اما در چنین شرایطی، مداخلات روان‌پزشکی می‌تواند کمک کند تا کودک با این مسئله کنار بیایید و تغییرات پیش‌آمده را بپذیرد.»

نقش والدین در خطرآفرینی بلوغ زودرس

برخی تصور می کنند که بلوغ زودرس می تواند منجر به  انحرافات جنسی و اخلاقی در کودکان شود و این مسئله باعث نگرانی مضاعف والدین نیز می شود؛ شبان دراین‌باره می‌گوید: «کودکان هنگامی‌که در سنین پایین به بلوغ می‌رسند، متوجه تغییرات بدن می‌شوند و طبیعتاً ترشح هورمون‌ها در بدن باعث می‌شود تا کنجکاوی و میل به دانستن در این بچه‌ها بیشتر شود.»

این روانشناس، بلوغ زودرس را زمانی خطرناک می‌داند که خانواده آگاهی لازم را در اختیار کودک قرار ندهد: «اگر اطلاعات درستی در اختیار کودک قرار داده نشود و محیط مناسبی برای کنار آمدن با این تغییرات وجود نداشته باشد، بلوغ زودرس ممکن است باعث بروز مشکلاتی شود؛ بنابراین، خانواده‌ها باید با آگاهی دادن و فراهم کردن شرایط مناسب برای نوجوانشان مانع از بروز انحرافات اخلاقی و جنسی در آن‌ها شوند.»

شبان با اشاره به اهمیت نظارت خانواده‌ها بر کودکان و نوجوانان می‌گوید: «والدین باید توجه داشته باشند که دادن تلفن همراه به کودک و نوجوان بدون هیچ‌گونه نظارتی، در کنار تمام ضررهایی که دارد، می‌تواند زمینه انحرافات جنسی و اخلاقی را در افرادی که دچار بلوغ زودرس شده‌اند نیز فراهم کند.»

والدین با آگاهی دادن، به کودک کمک کنند

این روانشناس آگاهی دادن و شرایط مناسب فراهم کردن برای کودکانی که دچار بلوغ زودرس شده‌اند را بهتر راه برای کمک به آن‌ها می‌داند: «والدین قبل از سن بلوغ یا در صورت مشاهده علائم در کودکشان باید توضیحات کاملی را در رابطه با تغییراتی که با بلوغ در بدن اتفاق می‌افتد، برای او توضیح دهند. این مسئله باید برای کودک جا انداخته شود که بزرگ شدن اندام جنسی یا تغییرات دیگر در بدن نشانه مشکل خاصی نیست.»

شبان در رابطه با نحوه توضیح بلوغ به کودک می‌گوید: «والدین هم‌جنس کودک، باید برای او توضیح دهد که بخشی از بدن که مربوط به تخمدان و پروستات است مثل قلب و مغز کارکردهایی دارد و از سن بلوغ فعالیت این بخش از بدن آغاز می‌شود. همچنین تغییرات ظاهری و رفتاری که با شروع سن بلوغ در بدن رخ می‌دهد، باید به کودک توضیح داده شود.»

این روانشناس با اشاره به تأثیر نحوه واکنش والدین بر میزان رفتار کودکان تأکید می‌کند: «والدین برای ترویج تصویر بدنی سالم و عزت‌نفس قوی در کودک سعی کنند از اظهارنظر در مورد ظاهر کودک خودداری کنند، برای موفقیت در درس و ورزش او را ستایش کنند و به علائق فرزندشان احترام بگذارند.»

راه‌های پیشگیری و درمان از بلوغ زودرس

شبان تناسب وزن را یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای پیشگیری از بلوغ زودرس می‌داند و می‌گوید: «معمولاً یکی از مواردی که منجر به بلوغ زودرس می شود، وزن بالا در کودکان است که با ایجاد تناسب در وزن می‌توان از بلوغ زودرس در کودک پیشگیری کرد.»

این روانشناس به‌منظور درمان بلوغ زودرس، مراجعه به پزشک را ضروری می‌داند و می‌گوید: «اگر کودک هیچ بیماری زمینه‌ای برای ابتلا به بلوغ زودرس نداشته باشد، بلوغ زودرس با دارو قابل‌کنترل و درمان خواهد بود که با توجه به میزان و سرعت رشد بلوغ، پزشک نحوه تعیین دارو را تعیین خواهد کرد اما اگر بیماری زمینه‌ای در کودک وجود دارد، ابتدا باید آن بیماری درمان شود و سپس در کنار آن به مسئله درمان و کنترل بلوغ زودرس پرداخته شود.»

شبان در پایان تأکید می کند:«والدین به منظور رشد طبیعی استخوان‌ها و عضلات و جلوگیری از مشکلات خلقی، حتماً در صورت مشاهده علائم بلوغ زودرس در کودک به پزشک مراجعه کنند و با توجه به نوع بلوغ زودرس درمان لازم را انجام دهند. همچنین در کنار مراجعه به پزشک لازم است تا به‌منظور جلوگیری از عوارض عاطفی، روحی و روانی بلوغ زودرس، به روانشناس و روان‌پزشک متخصص نیز مراجعه شود.»

زنگ خطر مواد در مدارس

عضو کمیسیون بهداشت مجلس گفته که الان حتی در مقاطع ابتدایی مدارس استفاده از موادروان‌گردان مثل گل و شیشه فزونی پیدا کرده است؛ والدین چه کنند؟
دانش‌آموزان ابتدایی، شما چرا؟!  این سوالی است که برخی  والدین باید به آن پاسخ دهند که چطور در سایه غفلت آن‌ها، گل و شیشه به جیب دانش‌آموزان‌شان راه یافته است. به‌تازگی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به کاهش سن مصرف موادمخدر در کشور، اظهار کرده: «در گذشته سن اعتیاد 50 تا 60 سال بود، بعد از آن به 30 سال رسید. الان حتی در مقاطع ابتدایی استفاده از مواد روان گردان مثل گل و شیشه فزونی پیدا کرده که جای نگرانی دارد»(منبع خبر: شفقنا). این خبر حاکی از یک تهدید جدید است که اگر دانش‌آموزان و خانواده‌ها با این مواد، علایم مصرف‌شان و راه‌های ترک آن‌ها آشنا نباشند، خطرهای جدی‌تری آن‌ها را تهدید خواهد کرد.

در جست‌و‌جوی سرخوشی و ناآگاهی
جوانان و نوجوانان چون دنبال سرخوشی هستند، فکر می‌کنند با مصرف گل یا مواد مخدر دیگر به این حالت دست می‌یابند در حالی که این حس فقط به روزهای اول استفاده از این مواد برمی‌گردد و بعد از آن، دیگر هیچ خبری از سرخوشی نیست. البته نباید از این مسئله چشم‌پوشی کرد که خیلی از دانش‌آموزان به‌خصوص در مقطع ابتدایی واقعا نمی‌دانند که این مواد، مخدر هستند و نباید از آن‌ها استفاده کرد. بنابراین یکی از دلایل رشد بی‌رویه مصرف این مواد، ناآگاهی است. یکی دیگر از علل گرایش نوجوانان به سوء مصرف گل و شیشه، نداشتن مهارت و آموزش درباره فرایند «حل مسئله» و «مهارت نه گفتن» است و از آن جا که در این دوران گروه همسالان برای نوجوانان اهمیت زیادی دارد، لازم است والدین این مهارت‌ها را به فرزندان خود بیاموزند.

 گل، توهم‌زا و شیشه، محرک مرگبار
مواد صنعتی به دسته بزرگی از مواد اطلاق می‌شود که منشأ طبیعی ندارند و طی فرایندهای پیچیده شیمیایی در آزمایشگاه های  صنعتی ساخته می‌شوند. به طور کلی این مواد را می‌توان در سه گروه طبقه‌بندی کرد:

1- توهم‌زاها: این دسته مواد روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می‌گذارند و عملکردهای ادراکی را تغییر می‌دهند مانند LSD، اکستازی، گل و … .

2- محرک‌ها: این دسته از مواد با تحریک سیستم عصبی مرکزی حالت سرخوشی به وجود می‌آورند مانند: شیشه، کریستال و … .

3- نارکوتیک‌ها (کندکننده‌ها): این دسته از مواد سیستم کنترل عصبی را دچار ضعف می‌کنند و می توانند درد را کاهش دهند.

 والدین این نشانه‌ها را جدی بگیرند
گل در رده مواد توهم‌زا قرار دارد و پر واضح است که مهم‌ترین نشانه مصرف این ماده، بروز توهمات گسترده در افراد مصرف‌کننده است. همچنین فرد پس از مصرف ضمن احساس دریافت انرژی بالا، سرخوش می‌شود و  این مواد  پس از آثاری که روی عملکرد مغز می‌گذارد، باعث خنده‌های بی‌دلیل و بروز رفتارهای نامتعارف می‌شود. از دیگر نشانه‌های مصرف می‌توان به قرمزی چشم، اشتهای زیاد، خشکی دهان، فراموشی(حافظه کوتاه‌مدت)، خیره شدن به یک شیء خاص به مدت زیاد، پرخاشگری و در نهایت افسردگی و انزوا اشاره کرد و به تبع این علایم، افت تحصیلی در فرد مصرف کننده هم کاملا مشهود است. واضح است که این نشانه‌ها قطعی نیستند اما می‌توانند تلنگری به والدین برای نظارت بیشتر بر فرزندان‌شان باشند.
 غفلت والدین از آموزش به کودکان دبستانی
همین‌جاست که باید یادآوری کنیم، همان‌طور که از قدیم گفته‌اند پیشگیری از اولویت بالایی در این حوزه برخوردار است. پیشگیری در ابتدا برای کودکان و دانش‌آموزان دبستانی بسیار حائز اهمیت است چرا که کودکان به نسبت بزرگ سالان، راحت‌تر با برنامه‌های تربیتی ارتباط برقرار می‌کنند. برنامه‌های آموزشی در مدارس و برگزاری کلاس‌های آگاه‌سازی برای والدین در خصوص خطرات مواد از جمله اقدامات پیشگیرانه محسوب می‌شود.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر حوزه اعتیاد

با «بانو امین» اولین زن مجتهده آشنا شوید

نبودن نام زنان در بعضی از مدارج بالا حتی در روزگار معاصر برای ما عادی شده است، به‌خصوص اگر این مدارج به علوم دینی و درجه اجتهاد مربوط باشند. با وجود این، یک زن با نام مستعار بانو ایرانی توانست نامش را در چهل‌ودو سالگی بین علمای دین ثبت کند و به عنوان اولین زن مجتهد در تاریخ ایران ماندگار شود. او را به نام بانو امین فقیه، عارف و مفسر معاصر ایرانی، می‌شناسند. بانو امین در 30 خرداد 1274 شمسی در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه در اصفهان متولد شد. او تحصیل را از پنج‌سالگی و در مکتب‌خانه آغاز کرد.

در بیست‌سالگی به طور جدی مشغول تحصیل علوم دینی و صرف و نحو شد. در سی‌ودو سالگی به فراگیری فقه، اصول و حکمت نزد سید علی نجف‌آبادی پرداخت. بیشتر تحصیلات بانو در محضر ایشان بوده است.

بانو امین در چهل‌ودوسالگی و پس از 23 سال تلاش برای آموختن علوم عقلی و نقلی اولین اجازه اجتهاد و اجازه روایت را از محمدکاظم شیرازی و عبدالکریم حائری یزدی دریافت کرد. این اولین اجازه رسمی اجتهاد و روایت است که به یک زن داده شده و در محافل علمی و فقهی از آن سخن رفته است. او از علمای دیگری نیز اجازه اجتهاد دریافت کرده است.

محمدتقی جعفری درباره شخصیت علمی بانو امین گفته است: با توجه به آثار علمی‌ای که از ایشان در دسترس ما قرار گرفته است، به طور قطع می‌توان بانو را یکی از علمای برجسته عالم تشیع معرفی کرد.
سیده نصرت امین در مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز حضور فعال داشت. او با قانون منع حجاب حکومت پهلوی به مبارزه برخاست و مدارسی را تأسیس کرد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان تفسیر مخزن‌العرفان را نام برد. وی در کتاب نفحات‌الرحمانیه مکاشفاتی از خود نقل کرده است.

شخصیت‌های دینی و شاگردانش نیز از حالات عرفانی و کرامات او سخن به میان آورده‌اند. بانو امین در خرداد ۱۳۶۲ شمسی در اصفهان گذشت و در تخت فولاد به خاک سپرده شد.
نویسنده: ریحانه عامل نیک؛ کارشناس الهیات

چگونه «پسر» خوبی تربیت کنیم؟

داشتن فرزند چه پسر و چه دختر حلاوت خاصی برای والدین دارد؛ اما دختران و پسران هرکدام دارای وجه تمایزات رفتاری و اخلاقی خاص خود هستند.

اگر بخواهیم در جامعه مردان موفق تری داشته باشیم، ابتدا باید از تربیت پسر‌ها شروع کنیم؛ با مؤاخذه کمتر و درک بیشتر آنها. امروزه پسر‌ها نسبت به دختر‌ها بیشتر در زندگی دستخوش حوادث می‌شوند؛ مانند اخراج از مدرسه، ارتباط برقرارکردن‌های ناشیانه، استقبال از خشونت، مواد مخدر و هزاران نوع از این دست.

آنچه ما همه خواهان آن هستیم، داشتن مردانی شاد، خلاق، پرانرژی و مهربان است. ما نیازمندیم که پسرانمان مردانی بشوند که برای دیگران اهمیت قائل باشند و در سر و سامان دادن به معضلات سهیم باشند؛ در ضمن در خانه کمک حال مادران خود نیز باشند.

زمانی که فرزندی پا به دنیای پدر و مادر می‌گذارد علاوه بر ارمغان شادی برای آن‌ها بار مسئولیتی بزرگی به همراه دارد. اگر این نوزاد پسر باشد به احتمال قوی تربیت و مسئولیتش سنگین‌تر نیز خواهد بود.

در این گزارش می‌خواهیم شما را با نحوه رشد و تربیت فرزند پسر از بدو تولد تا رسیدن به سن بلوغ آشنا کرده و بیاموزیم که چطور باید با روحیات و خلقیات آن‌ها خود را وفق دهیم.

بدو تولد

مادر آماده‌ترین فرد برای برآورده کردن نیاز‌های کودک است

پسر‌ها چه ویژگی کلی دارند؟

بدو تولد عمدتا دورانی است که نوزاد بیشتر متعلق به مادر است یا به بیان دیگر، مادر آماده‌ترین فرد برای برآورده کردن نیاز‌های کودک است. والدین در این سال‌ها نقش اساسی را در نگهداری و تربیت فرزند خود دارند.

-از همان اوایل خردسالی روحیات و علایق پسر‌ها نسبت به دختر‌ها متفاوت‌تر است و پسر‌ها در این دوران جنب و جوش بیشتری دارند.

-میل به بازی و خراب کردن اسباب بازی‌ها در آن‌ها بیشتر است و پر سر و صداتر هستند.

در نتیجه اصل مهم در تربیت پسر بچه‌ها درک شخصیت و خلق و خوی آنهاست تا بتوانیم استعداد‌ها و تمایلات آن‌ها را بهتر بشناسیم.

سه ساله‌ها اوج قوه تخیل را دارند

سه سالگی ورود از خردسالی به دوران کودکی است.

-کنترل و تربیت پسر در این سن نسبت به دختر کمی مشکل‌تر است.

-پسران در این سن پر انرژی هستند و این بهترین زمان برای تعلیم آنهاست. آن‌ها در این سن شروع به یادگیری مهارت‌های بیشتری می‌کنند.

استفاده از اسباب بازی‌ها و لوازم آموزشی تاثیر بسزایی در یادگیری آن‌ها دارد. تربیت کودک سه ساله پسر نیازمند آگاهی از نکات مهم و آشنایی با تفاوت‌های فردی اوست.

-قوه تخیل در سه سالگی در اوج شکوفایی خود هست و والدین می‌توانند با شناخت استعداد‌ها و قابلیت‌های فرزند خود، آن را در مسیر درست هدایت کنند.

وابستگی کودک در سه سالگی به والدین تا حدودی بیشتر می‌شود و با وجود آن‌ها احساس امنیت می‌کند

پسر بچه‌ها در این سن از شخصیت‌های کارتونی برای خود قهرمان سازی می‌کنند.

کنترل احساسات و مهار هیجانات را می‌توان در این سن به کودک آموزش داد.

-وابستگی کودک در سه سالگی به والدین تا حدودی بیشتر می‌شود و با وجود آن‌ها احساس امنیت می‌کند.

کنترل هیجانات همانند سایر مهارت‌های اجتماعی لازمه یک زندگی سالم است. عدم وجود والدین در این سن و کمتر دیده شدن آنها، باعث عدم اطمینان و پریشانی در آینده کودکان می‌شود.

در نتیجه والدین بایددر گفتگو‌های روزمره خود با فرزندتان از کلمات احساسی استفاده کنید. ساختن دایره لغات عاطفی، نحوه استفاده از این کلمات را برای بیان احساسات فرزندتان آسان‌تر می‌کند. حواستان باشد که کودک سه ساله شما به مرور می‌تواند احساسات شما و دیگران را درک کند؛ پس اگر او کار اشتباهی کرد و شما قصد تنبیه کردن و یا دعوا کردن او را داشتید، سعی کنید متناسب با سن و رشد کودک خود رفتار کنید.

شش سالگی؛ دوره شبیه بودن زیاد به پدر

-در حدود شش سالگی تغییرات زیادی در پسر‌ها رخ می‌دهد. آن‌ها تفاوت‌های چشمگیری از نظر مهارتی و فکری پیدا می‌کنند.

-دقت و تمرکز و یادگیری شان بیشتر می‌شود. پسر‌ها در این سن بیشتر خود را شبیه به پدرانشان یا هر فرد مذکری که در پیرامونشان باشد می‌کنند و مایلند یاد بگیرند چگونه مرد شوند.

-خشمگین می‌شوند، معنی حسادت و نفرت را می‌فهمند، عواطف آن‌ها غلیظ‌تر می‌شود. داشتن رابطه دوستانه و صمیمانه با والدین در این سن بسیار مهم است؛ زیرا این سن در تربیت کودک بخصوص پسر‌ها دوره غلیان احساسات است.

بیشتر تمایل به داشتن دوستان هم سن وسال دارند؛ پسر‌ها معمولا کمتر از دختر‌ها مطیع پدر و مادرند، بیشتر لجبازی می‌کنند؛ برای همین معضلات اجتماعی بیشتر شامل پسران است. والدین باید سعی در کنترل خشم در پسران خود کنند؛ آن‌ها را جلوی جمع تحقیر نکنند، رابطه عمیقی با آن‌ها داشته باشند تا کودک راحت‌تر مسائل روزمره خود را در خانه مطرح کند.

هفت سالگی

هفت سالگی در میانه دوره ابتدایی کودکی و کودک مدرسه‌ای است. کودک در سن هفت سالگی دوران مهد را پشت سر گذاشته و وارد مقطع ابتدایی شده است. رفتار‌های هفت ساله‌ها منعکس کننده دوره گذارشان برای رشد است.

پسران در هفت سالگی دقت و توجه گسترده تری دارند و قادرند تا تمرکز بیشتری نسبت به قبل داشته باشند. آن‌ها مهارت شناختی و فیزیکی بهتری دارند و هر روز کارهایشان را آسان‌تر انجام می‌دهند.

سن ۷ سالگی، سن نق زدن زیاد

در تربیت پسر هفت ساله باید صبوری کرد؛ چون حالت نق زدن در او بیشتر شده است و سطح جدیدی از توانایی در صحبت کردن و قادر بودن برای بیان افکارش را کسب کرده است.

برای جلوگیری از کج خلقی در کودک باید ارتباط خوبی با او برقرار کرده و انتظاراتمان را از او روشن‌تر کنیم؛ از جمله اینکه صحبت کردن با کودک را در اولویت قرار دهیم تا به ما اعتماد کند و در رابطه با مشکلاتش با ما حرف بزند.

محدودیت‌ها و مرز‌های روشن را مشخص کنیم؛ به این معنی که چه کار‌هایی را آزاد است انجام دهد، چه کار‌هایی را نه. با لحن مناسب با او صحبت کنیم. اگر ما انتظار احترام و رفتار دوستانه را از کودک داریم در وحله اول باید الگوی رفتاری خوبی برایش باشیم.

هشت سالگی؛ سرعت بالای مهارت‌های شناختی و حرکتی کودک

کودک در هشت سالگی به اواسط دوران کودکی پا گذاشته و سرشار از توانایی‌های قابل توجه و قدرت یادگیری سریع همراه با یک شخصیت خودکفای در حال رشد است. او هم چنان در حال تغییر و بزرگ شدن است؛ مهارت‌های شناختی و حرکتی کودک در این سن هر روز بهتر از قبل می‌شود؛ در خواندن مهارت و اعتماد به نفس بیشتری دارد.

پسر بچه‌ها در هشت سالگی اعتماد به نفس شان رشد بیشتری دارد تا این حد که فکر می‌کنند توانایی خیلی زیادی دارند و در صورت شکست دچار غم و اندوه می‌شوند. مهارت‌های اجتماعی‌اش رشد کرده و بیشتر دوست دارد که مورد تایید دوستانش باشد.

تغییر مزاج در پسر‌ها در این سن بیشتر از دختر‌ها مشهود است. باید اجازه بروز رفتار‌های منفی را در آن‌ها بدهیم، ولی روی رفتار‌های بدش محدودیت وضع کنیم تا یاد بگیرد در دراز مدت رفتارش را مدیریت کند.

پسر بچه‌ها در هشت سالگی اعتماد به نفس شان رشد بیشتری دارد تا این حد که فکر می‌کنند توانایی خیلی زیادی دارند و در صورت شکست دچار غم و اندوه می‌شوند

برای تربیت درست و کنترل رفتار در پسر بچه‌های هشت ساله بیشتر الگوی خوبی باشیم تا نصیحت کننده. احساسمان از رفتار او را صادقانه به او بگوییم، فرزندمان را تشویق کنیم، نقش یک شنونده خوب را برایش داشته باشیم، به وعده‌هایمان در مورد او عمل کنیم و حد و مرز را در روابط مان با او رعایت کنیم.

نه سالگی؛ دوره نافرمانی و لجبازی

نه ساله‌ها در حال تبدیل شدن به افراد مسقل و قادر به انجام مسئولیت‌های خاص با نظارت بزرگسالان هستند. کودکان نه ساله در مواجهه با دوران نوجوانی و آغاز چالش‌های متعدد فیزیکی و عاطفی هستند.

در این سن مسائل مربوط به تصور آن‌ها از بدنشان شروع به رشد می‌کند. پسر‌ها در این سن مستقل‌تر می‌شوند؛ به همین دلیل صحبت در مورد بلوغ در این محدوده سنی مناسب است. صحبت آشکار در مورد آنچه او از بلوغش انتظار دارد و نمی‌داند که بسیار مفید و ضروری است.

احساس استقلال و آزادی عمل بیشتری دارد و بیشتر با دوستانش وقت می‌گذراند. با توجه به اینکه پسر نه ساله ما در آستانه نوجوانی است، بیشتر از گذشته نا فرمان و لجباز می‌شود؛ در نتیجه باید گا‌ها به او اعتماد کرده و در باره مسائل از او نظر خواهی کنیم.

سرکوب کودک بسیار اشتباه است و باعث می‌شود روحیه جنگجو پیدا کند. برای حل مشکلات رفتاری کودک در این سن ابتدا علت مشکل و رفتار کودک را بفهمیم و سپس با صبر و آرامش سعی در حل آن کنیم.

یازده ساله‌ها؛ حضور در دوره نوجوانی و گریزان از محدود شدن

در یازده سالگی فرزند ما در دوران نوجوانی به سر می‌برد. پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال و پیوستن به گروه هم سالان دارند و این نگرانی‌های بسیاری برای والدین ایجاد می‌کند. پسران در این گروه سنی حاضر جواب، طعنه زننده و به طور کلی بیشتر از حد خودشان صحبت کرده و عمل می‌کنند.

اغلب پسران یازده ساله نمی‌خواهند محدود باشند. برخی زمان‌ها رفتار‌های آنان مغرورانه و بی ادبانه است. توجه داشته باشیم که راهکار محروم کردن می‌تواند یکی از راهکار‌های مفید برای شکل دهی رفتار یازده ساله‌ها باشد.

دوران بلوغ

دوران بلوغ مهم‌ترین مرحله زندگی هر فرد است. فرد به بلوغ رسیده را بالغ می‌نامند. بلوغ زمانی است که بدن از حالت کودکی به بزرگسالی در حال رشد است. تغییرات جسمانی شامل افزایش قد، وزن، رشد عضلات بدن و … در این دوران بسیار واضح است.

بلوغ بیشتر اشاره به تغییرات جسمانی در بدن دارد؛ البته زمان و نشانه‌های بلوغ در دختران و پسران متفاوت است. پسر‌ها در سن بلوغ اکثرا پرخاشگر و بد خلق می‌شوند و از خانواده دورتر و به دوستانشان نزدیکتر می‌شوند؛ در نتیجه والدین باید با صبر و حوصله و درک موقعیت فرزندانشان گذار از این مرحله را تسهیل کنند.

با توجه به موارد مذکور، سن تربیت کودک محدود و مختص به زمان و سن خاصی نیست و هر دوره رشد، با چالش‌ها و نیاز‌های متفاوتی همراه است. شیوه تعامل ما با کودک روی چگونگی شکل گیری توانایی‌ها و شکل گیری شخصیت او تاثیر بسزایی دارد.

منبع: فارس

دیگر دستمال توالت را اشتباه آویزان نکنید!

دنیا به دو گروه متمایز تقسیم می‌شود: کسانی که دستمال‌ توالت را در وضعیت «آویزان از جلو» آویزان می‌کنند و کسانی که آن را در وضعیت «آویزان از پشت» قرار می‌دهند. اما ثبت اختراع سال ۱۸۹۱ برای رول دستمال توالت رسما بیان می‌کند که انتهای رول دستمال باید از بیرون آویزان باشد!

به نقل از ایندیپندنت، شاید تاکنون متوجه نشده باشید، اما دنیا به دو گروه متمایز تقسیم می‌شود: کسانی که دستمال‌ توالت را در وضعیت «آویزان از جلو» آویزان می‌کنند و کسانی که آن را در وضعیت «آویزان از پشت» قرار می‌دهند. و به نظر می‌رسد که هر دو طرف پافشاری زیادی در مورد روش «صحیح» قرار دادن دستمال‌ توالت دارند.

برای نمونه، تحقیقات نشان می‌دهد که تقریبا نیمی از مردم در بریتانیا وقتی می‌بینند دستمال‌ توالت به روش «اشتباه» در جای آن قرار داده شده است، آزرده می‌شوند. این در حالی است که تخمین زده می‌شود از این تعداد، ۹ میلیون نفر در بریتانیا قضیه نصب دستمال‌ توالت را «اشتباه» فهمیده‌اند.

در مطالعه‌ای که شرکت طراحی حمام Bathroom Origins انجام داد، از ۳۰۰ نفر نظرسنجی شد تا نگرش مردم در قبال این پرسش قدیمی که سر دستمال توالت باید به کدام سمت باشد، مشخص شود.

افراد ۴۵ تا ۵۴ ساله با دیدن قرارگیری اشتباه دستمال‌ توالت، بیشترین ناراحتی و آزردگی را از خود نشان می‌دادند و افراد ۲۵ تا ۳۴ ساله کمترین میزان ناراحتی را از این «خطا» داشتند.

دیگر دستمال توالت را اشتباه آویزان نکنید!

طریقه اشتباه قرار دادن دستمال توالت کدام است؟

در این مرحله شایان ذکر است که در واقع یک روش «درست» رسمی برای قرار دادن دستمال توالت روی نگهدارنده وجود دارد و به نظر می‌رسد کسانی که روش «آویزان از پشت» را می‌پسندند، در تمام این مدت دستمال توالت خود را اشتباه آویزان کرده‌اند.

ثبت اختراع سال ۱۸۹۱ برای رول دستمال‌ توالت (بله، چنین چیزی وجود دارد) رسما بیان می‌کند که انتهای رول دستمال باید از بیرون آویزان باشد. به عبارت دیگر، حق ثبت اختراع ست ویلر، مخترع دستمال‌ توالت، نشان می‌دهد که روش صحیح آویزان کردن دستمال‌ توالت روی نگهدارنده، در واقع به شکلی است که انتهای دستمال از بالا آویزان باشد.

بحث‌های زیادی در مورد این دو مدل آویزان کردن دستمال‌ توالت مطرح است، اما دلیل مهم‌تری وجود دارد که چرا رول دستمال‌ توالت باید به درستی، یعنی به روش «آویزان از بالا»، نصب شود.

دیگر دستمال توالت را اشتباه آویزان نکنید!
روش اشتباه: آویزان کردن دستمال توالت از زیر

برای رعایت بهداشت باید دستمال‌ توالت را به روش درست آویزان کنید

گذشته از برخی مشاجره‌های بی‌خطر خانوادگی بین طرفداران این دو روش مختلف، در واقع یک دلیل بسیار مهم وجود دارد که باید به روش معرفی‌شده در ثبت اختراع ویلر، به‌ویژه در سال‌های اخیر، توجه کنیم: بهداشت.

سوفیا چارالامبوس، از بنیانگذاران Bathroom Origins، توضیح می‌دهد: «اینکه رول دستمال‌ توالت باید به چه سمتی آویزان شود، سال‌ها موضوع بحث بین زوج‌ها و همخانه‌ها بوده، اما اینک از زمان شیوع بیماری همه‌گیر، معنای عمیق‌تری یافته است.»

چارالامبوس در ادامه می‌گوید: «مطالعه‌ای که دانشگاه کلرادو در سال ۲۰۱۱ انجام داد، نشان داد که ۱۹ نوع مختلف باکتری بر روی سطوح مختلف حمام و دستشویی یافت می‌شود و می‌دانیم که کووید-۱۹ می‌تواند تا ۷۲ ساعت روی سطوح زنده بماند.»

لحظه‌ای که بیش از هر زمان احتمال دارد دست‌های شخصی که از توالت استفاده می‌کند، حامل باکتری باشد، زمانی است که دست به دستمال‌ توالت می‌برد.

اگر دستمال‌ توالت از رو آویزان شود، دست افراد فقط دستمال‌ توالتی را که استفاده می‌کنند، لمس خواهد کرد و دستشان نیز در ادامه شسته می‌شود.

اما اگر دستمال‌ توالت را زیر آویزان کنید، این احتمال وجود دارد که انگشتان افراد به دیوار نیز برخورد کند و رسوبی بر جای بگذارد.

در این حالت، نه تنها هر شخصی که پس از آن به توالت می‌رود و دستمال‌ توالت استفاده می‌کند، در معرض خطر آلودگی با باکتری‌هایی است که قبلا رسوب کرده‌اند، بلکه او نیز باکتری‌های بیشتری برای نفرات بعدی باقی می‌گذارد.

به این ترتیب، اگر اینقدر بدشانس باشید که پس از فردی مبتلا به کووید-۱۹ به توالت بروید و دستمال‌ توالت از زیر آویزان شده باشد، احتمال آلودگی شما به این ویروس به مراتب افزایش می‌یابد. در واقع، دلیلی وجود دارد که حفاظ و روکش نگهدارنده‌های دستمال‌توالت روکش‌دار، در بالا قرار دارند، نه پایین.

گروهی که در تمام این سال‌ها دستمال‌ توالت را اشتباه آویزان می‌کردند، در دفاع از شیوه خود می‌گویند که این مدل زیباتر و از نظر زیست‌محیطی کمتر آسیب‌زننده است.

آن‌ها بر این باورند که این مدل آویزان کردن باعث کاهش مصرف دستمال‌ توالت می‌شود، زیرا رول دستمال توالت‌ دیگر به آسانی نمی‌چرخد. اما حتی اگر در این مورد حق با آن‌ها باشد، باز هم این گزینه از نظر بهداشتی رد می‌شود.

خاطرات خانم منشی پزشک مشهور ایرانی

فاطمه صلاتش پور منشی دکتر مرتضی شیخ در دهه سی با انبوهی از خاطرات ناگفته مشهد قدیم بود که کمتر از او نوشتیم
مدت‌ها بود به دنبال فاطمه صلاتش‌پور و خاطراتی بودم که هفت سال پیش برایم تعریف کرده بود اما باخبر شدم مدتی پیش در بی‌خبری ما درگذشته است. به همین دلیل، گوشه‌ای از خاطرات ناب او را از دکتر مرتضی شیخ و کوچه سرشور و مشهد قدیم که در مصاحبه‌اش با شهرآرا گفته بود مرور می‌کنم.

منشی دکتر شیخ
شوهرش در داروخانه شمس که یکی از داروخانه‌های معتبر مشهد در دهه سی محسوب می‌شد نسخه خوان بود. به همین دلیل، یک روز به بانو صلاتش‌پور پیشنهاد داده بود یک هفته به مطلب دکتر شیخ که هر روز مراجعان زیادی داشت و در خوش‌نامی شهره خاص و عام بود کمک کند. همین آغاز کار او شده بود. خودش این‌گونه می‌گفت: آن زمان با اینکه خیلی مرسوم نبود خانم‌ها کار خارج خانه انجام دهند، مردم از اینکه من کمک حال دکتر بودم رفتار بسیار خوب و محترمانه‌ای داشتند. آمپول می‌زدم و کارهای جانبی مطب را انجام می‌دادم. کار مریض‌ها را راه می‌انداختم و به همراه دکتر شیخ به خانه بیماران می‌رفتم.

حسابدار دکتر شدم
اگرچه قدیمی‌تر‌های مشهد آن مطب خاص را به یاد دارند که پزشکش برای ویزیت پولی دریافت نمی‌کرد و زندگی ساده دکتر بر کسی پوشیده نیست، بانو صلاتش‌پور پس از مدتی حسابدار دکتر هم می‌شود و با اینکه سواد چندانی نداشته است، کارش را انجام می‌دهد: میزی چوبی وجود داشت که بیماران در کشویش را باز می‌کردند و هر کسی هرقدر دوست داشت داخلش می‌انداخت. این مبلغ می‌توانست یک قران یا 10 شاهی باشد. دکتر یک بشقاب هم داشت که شب‌به‌شب پول‌های خرد را داخلش می‌ریخت و در آب می‌جوشاند و الکل می‌زد زیرا آن زمان بیماری‌های واگیر زیاد بود. بعضی‌ها که پول نداشتند، برای آبروداری سر لیموناد داخل کشو می‌انداختند تا فقط صدا کند. من یا دکتر هرگز به صورت بیماران نگاه نمی‌کردیم. گاهی تعداد سرنوشابه‌ها بیش از سکه‌ها می‌شد!فاطمه صلاتش‌پور بیست سال در کنار دکتر شیخ به بیماران خدمت کرد در حالی که مادر چهار فرزند بود و به گفته خودش از ساعت 6 صبح تا 12 شب در مطب حاضر بود زیرا از شهرهای اطراف نیز بیماران به مشهد می‌آمدند. اهالی قدیم کوچه سرشور او را به‌خوبی به خاطر دارند.دکتر مرتضی شیخ در سال 1355 پس از چند سال بیماری درگذشت و در کنار پنجره فولاد امام رضا(ع) دفن شد و بانو صلاتش‌پور 45 سال بعد با انبوهی از خاطرات ناگفته از دنیا رفت.
نویسنده: حمیده وحیدی

نگاهی به زندگی اولین بانوی دندان‌پزشک ایران

از گذشته تا امروز، خراسان و سرزمین خورشید هم خاستگاه بزرگان بوده هم مأمنی برای بزرگان از جای‌جای کشور. افراد مشهور زیادی از سراسر ایران و جهان در مشهد اقامت کرده و به این شهر خدمات ارزشمندی ارائه کرده‌اند از جمله بانو بدری تیمورتاش که دختر کریمداد نردینی خراسانی، از زمین‌داران بزرگ خراسان، بود و در سال 1287 خورشیدی در نردین زاده شد. اگرچه امروزه نردین از توابع استان سمنان محسوب می‌شود، آن زمان پدرش از خان‌های این منطقه و حاکم سبزوار بود. بانو تیمورتاش برای آموزش ابتدا به تهران و سپس برای تحصیل در رشته دندان‌پزشکی به بلژیک فرستاده شد. در سال 1313 خورشیدی بعد از تبعید خانواده‌اش به کاشمر برای همراهی آنان به ایران بازگشت و همراه مادرش تا سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشمر زندگی کرد. مواجهه با شرایط سخت زندگی در آن دوران، باعث شد عهد ببندد پس از پایان این دوره، به مشهد بیاید و تا پایان عمر به مردم مشهد به‌ویژه قشر محروم خدمت کند. در سال 1319 خورشیدی برای گذراندن دوره تکمیلی دندان‌پزشکی به دانشگاه تهران رفت، مجوز دندان‌پزشکی در ایران را دریافت کرد و همراه مادرش به مشهد بازگشت. در این شهر، ابتدا در یکی از اتاق‌های بیمارستان امام‌رضا(ع) به عنوان مطب شروع به کشیدن دندان می‌کند زیرا آن زمان مرسوم نبود که دندان را ترمیم کنند اما بعدا در مطب خصوصی خود در خیابان خسروی به مردم خدمت می‌کرد. در آن سال‌ها، زمانی‌که از کنار نهر نادری می‌گذشت، غالبا مشاهده می‌کرد افراد غیرتحصیل‌کرده که به کار کشیدن دندان و گذاشتن دست دندان مشغول بودند، ظروف بزرگ حاوی خون و بزاق را در نهر خالی می‌کنند، نهری که در فرودست، آب مورد نیاز زندگی روزمره مردم از آن تأمین می‌شد، برای ظرف یا لباس شستن یا تهیه قوت روزانه. پس با خود عهد بست دانشکده‌ای مانند آنجا که خود در بلژیک تحصیل کرده بود در مشهد بنا کند. یازده سال بعد، با ورود دکتر امیراسماعیل سندوزی به مشهد و پیگیری آن دو، سرانجام در سال ۱۳۴۴ تلاش‌ها به ثمر نشست و دانشکده دندان‌پزشکی مشهد تأسیس شد. دکتر بدری تیمورتاش را به جرئت می‌توان اولین بانوی اثرگذار در دندان‌پزشکی ایران و مادر این رشته لقب داد.
دکتر تیمورتاش در دوران زندگی در مشهد از هیچ کوششی برای خدمت به قشر محروم دریغ نکرد و تا پایان عمر پربار خویش هفته‌ای یک روز صبح‌ها در درمانگاه بیمارستان امام رضا(ع) را ترک نکرد تا اینکه ۱۷ مهرماه ۱۳۷۴ چشم از جهان فرو بست و در قطعه ۱۳۹ صحن آزادی حرم رضوی در مشهد با احترام و بدرقه دانشجویان وفادارش به خاک سپرده شد.
نویسنده: ملیحه کروخی پژوهشگر تاریخ