آموزش دوخت کش مو خوشگل
چگونه لکه های مام و سفیدک آن را روی لباس از بین ببریم؟
بیشتر ما نگران لباس های تیره بعد از استفاده از مام هستیم اما به منظور رفع این نگرانی ترفندی که پیدا کرده ایم را در اختیارتان قرار می دهیم ، اگر می خواهید از لکه مام روی لباس خلاص شوید با این بخش از نکات خانه داری همراه شوید.
راه هایی برای تمیز کردن و رفع لکه مام از روی لباس
ابتدا لباس را پشت و رو کرده سپس یک کاسه کوچک از محلول پاک کننده را با 2 قاشق سوپ خوری صابون پودر شده یا رنده شده و 2 قاشق سوپ خوری آب و کمی جوش شیرین ( حدود 1 / 2 قاشق چای خوری ) را به مخلوط اضافه کنید.
سپس می توانید پیراهن را در کاسه بیاندازید و مطمئن شوید که همه لکه های زیر بغل با مقداری از مخلوط خیس شدند. اگر به اندازه کافی ترکیب را روی لکه نریزید بعد از شستن لک روی لباس باقی خواهد ماند.
پیراهن را 2 ساعت در ترکیب خیس کنید ؛در پایان این دو ساعت می توانید آن ها را بشویید.
رفع لکه مام از روی لباس با صابون و جوش شیرین
حالا نوبت استفاده از لباسشویی است : لباس ها را داخل لباسشویی روی گرمترین چرخه بگذارید .
هر نوع مواد شوینده که به طور معمول داخل لباسشویی استفاده می کنید را اضافه کنید، اگر چرخه آبکشی اضافه در برنامه ماشین لباسشویی داشته باشید ، توصیه می کنم از آن استفاده کنید تا مطمئن شوید که همه صابون از بین رفته است. زمانی که شست و شو به پایان می رسد ، آن ها را بیرون آورید و اجازه دهید تا خشک شوند. دقت کنید که تمام لکه ها پاک شود اگر می توانید قبل و بعد از آن را ببینید.
پیشگیری از بروز لکه مام روی لباس با پودر بچه
یکی دیگر از راههای جلوگیری از بروز لکه مام روی لباس به خصوص زیربغل لباس استفاده از پودر بچه است به این روش که :
بعد از شستشوی لباس آن را پشت و رو کرده و مقداری مناسب از پودر بچه را به قسمت های زیربغل لباس بپاشید ؛ این کار بدون هیچ زحمتی مانع از لک شدن زیربغل لباس شما به دلیل استفاده از مام می شود.
نکته:
از ضد عرق ها یا مام های بدون آلومینیوم استفاده کنید . در حقیقت این گونه لکه ها از واکنش آلومینیوم با عرق بدن بوجود می آیند .
ازدواج چه تاثیری بر سلامت جسمی و روانی دارد؟
ازدواج موفق میتواند تاثیر بسیار مثبتی بر روی جسم و روان و احساس نشاط در افراد داشته باشد و احتمال ابتلا به بیماری های مزمن را کاهش داده و امید به زندگی را افزایش دهد.
با وجودی که ذات ازدواج همراه با درجاتی از ریسک است ولی میتوان با انتخاب درست میزان ریسک ازدواج را به حداقل رساند. یافتن فردی که از نظر خصوصیات مختلف شخصیتی ، فرهنگی ، نیازها و تمایلات جنسی با شما هماهنگ باشد میتواند موفقیت در ازدواجتان را تا حدود زیادی تضمین کند.
داشتن مهارت های لازم برای گفتگو و مذاکره و کنترل تعارضات نیز به همان اندازه موارد بالا برای داشتن یک ازدواج سالم و موفق ضروری است بنابراین با وجودی ما نقشی در ژنتیک یا محیطی که در آن به دنیا آمده ایم نداریم ولی می توانید با کسب مهارت های لازم برای تعامل مناسب ، آینده موفقیت آمیز زندگی خود را تضمین کنیم.
سلامت جسمی و آرامش روانی تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت زندگی می گذارد و باعث افزایش طول عمر و ماندگاری بیشتر جوانی می شود.
براساس بررسی های انجام شده افراد متاهل که ازدواج موفقی دارند به طور متوسط از سلامت روانی بالاتری نسبت به افراد مجرد برخوردارند.
ازدواج موفق میتواند باعث ارتباط سالم میان همسران شده و احتمال ابتلا به افسردگی را تا حدود بسیار زیادی کاهش دهد و از سویی دیگر توانایی مقابله با استرس های روزمره را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد.
تاثیر ازدواج بر سلامت جنسی
بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی ، سلامت جنسی به معنی رفاه ، آسایش فیزیکی ، هیجانی ، روانی و اجتماعی در رابطه با فعالیت جنسی است. به عبارتی دیگر سلامت جنسی به معنی رفتار مثبت همراه با احترام نسبت به رابطه جنسی و امکان برخورداری از تجربه لذت بخش و ایمن جنسی به دور از اجبار ، تبعیض و خشونت است.
در صورتی که دو نفری که با هم ازدواج کرده اند از نظر میل جنسی و توانایی جنسی در یک سطح باشند ، ازدواج میتواند تاثیر بسیار زیادی بر سلامت جنسی در دو نفر داشته باشد.
داشتن فعالیت جنسی در چارچوب ازدواج و رعایت تعهد در روابط جنسی احتمال انتقال بیماریهای عفونی دستگاه تناسلی و بیماریهای جنسی را به حداقل می رساند.
یک ازدواج موفق در اغلب موارد منجر به سبک زندگی و تغذیه سالم تر به خصوص در مردان می شود و با کاهش احتمال بروز بیماری تصلب شرایین منجر به کاهش اختلال نعوظ در مردان می شود.
رابطه جنسی بعد از ازدواج دیگر صرفا پاسخی برای نیاز غریزی نیست بلکه وارد ابعادی فراتر از ارضای فیزیکی می شود که نشان دهنده نهایت تعلق خاطر ، صمیمیت و دلبستگی بین زن و شوهر است.
براساس تحقیقات انجام شده داشتن تعهد و مسئولیت پذیری جنسی ، عاطفی و اجتماعی در قالب خانواده منجر به کاهش رفتارهای پرخطر و غیر مسئولانه از جمله مصرف الکل و روان گردان ها یا بی بند و باری جنسی می شود که مهم ترین نتیجه آن حفظ سلامت و افزایش طول عمر زوجین است.
براساس مطالعه انجام شده 51 درصد زوجین متاهل از زندگی جنسی خود اظهار رضایت دارند در صورتی که این میزان رضایت از زندگی جنسی در افراد مجرد 36 درصد و میزان رضایت از زندگی جنسی در افراد هم خانه 39 درصد است.
تاثیر ازدواج بر سلامت روانی
انسان یک موجود اجتماعی است و آرامش و سلامت روانی او در بستر روابط انسانی تامین می شود. با وجودی که خانواده میتواند در دو دهه اول زندگی عمده نیاز انسان به دلبستگی را تامین کند ولی انسان با ورود به بزرگسالی و احساس نیاز به استقلال نیاز به نوعی دلبستگی دیگر دارد که باید همراه با روابط عاطفی صمیمی و تعهد باشد.
کاهش استرس و افسردگی : ازدواج میتواند تاثیر بسیار موثری بر کاهش استرس و افسردگی داشته باشد. برقراری پیوند عاطفی طولانی مدت باعث کاهش ترشح هورمون استرس در هر دو جنس می شود. ترشح پیوسته هورمون های آرام بخش و شادی آور در اثر لمس فیزیکی ، نوازش و رابطه جنسی منظم باعث می شود تا حدود زیادی روحیه زوجین بهبود پیدا کند و توانایی روحی بهتری در مقابله با عوامل استرس زای زندگی بدست می آورند.
کاهش ابتلا به بیماری های روانی : افراد متاهل به طور قابل توجهی کمتر به بیماری های شدید روانی مبتلا می شوند و توسعه اختلالات روانی در افراد متاهل به اندازه نصف جمعیت مجرد ها است.
بهبود خواب : در یک ازدواج موفق اختلال خواب و کابوس های شبانه تا حدود زیادی از بین می روند و میتوانید خواب آرامی را تجربه کنید.
روحیه شاد تر : ازدواج موفق باعث می شود زوجین احساس رضایت بیشتری از زندگی داشته باشند و احساسات مثبت بیشتری را تجربه کنند در نتیجه به موفقیتهای بیشتری در زندگی برسند.
زندگی زیباتر : یک ازدواج موفق باعث می شود یک همراه و همدل کنار خود داشته باشید کسی که ناراحتی و اندوه تان برایش اهمیت دارد ، به شما توجه میکند و شما را دوست دارد و پای درد دل شما می نشیند و میتواند پشت پناه تان برای گذر از ناملایمات و رسیدن به موفقیت باشد.
احساس عشق واقعی : ازدواج باعث محکم شدن رابطه عاطفی بین دو نفر می شود و باعث می شود بهتر بتوانند عشق واقعی و دوست داشتن را درک کنند. در یک ازدواج موفق ، زوجین برای هم فداکاری میکنند و برای تامین آسایش یکدیگر تلاش می کنند و از بودن کنار هم لذت می برند.
سلامت فکری : افراد متاهل همیشه از حمایت عاطفی همراه زندگیشان برخوردارند و میتوانند از نظر روحی بهتر با مشکلات و موانع زندگی مقابله کنند و در نتیجه از سلامت فکری بالاتری برخوردارند. یک ازدواج موفق میتواند شما را در شرایط فکری با ثبات تر و مناسب تری نسبت به دوران مجردی قرار بدهد.
نبود احساس تنهایی : شاید در دوران جوانی نیاز زیادی به بودن یک همراه و همدم همیشگی احساس نکنید ولی با افزایش سن و پا گذاشتن به دوران میانسالی داشتن یک همراه باعث می شود دیگر ترس از تنهایی نداشته باشید و احساس دلتنگی به زندگی شما راه پیدا نکند.
تاثیر ازدواج بر سلامت جسمی
دوری از رفتار پرخطر : متاهلین به طرز قبل توجهی کمتر به سمت رفتارهای پرخطر از جمله مصرف مواد مخدر ، زیاده روی در مصرف الکل یا رانندگی خطرناک می روند. به عقیده روانشناسان از آن جا که یک فرد متاهل میداند افرادی در این دنیا هستند که زندگیشان وابسته به او است بنابراین برای حفظ جان تصمیمات آگاهانه تری می گیرد.
کاهش خطر حملات قلبی : ازدواج میتواند خطر حملات قلبی متاهل ها را کاهش دهد. زنان متاهل 65 درصد و مردان متاهل 66 درصد کمتر از همتایان مجرد خودشان دچار حملات قلبی می شوند. افراد متاهل به طور کلی سبک زندگی سالم تری دارند و از حمایت اجتماعی بهتری برخوردار هستند.
کاهش خطر سکته : گزارش منتشر شده توسط انجمن سکته آمریکا نشان میدهد که مردان متاهل 64 درصد کمتر از مردان مجرد دچار سکته می شوند. ضمن این که این مطالعه نشان داد که رضایت از ازدواج نقش بسیار مهمی در پیشگیری از سکته مغزی ایفا میکند.
شانس بهبود بالاتر در جراحی های بزرگ : مطالعه ای که در سال 2011 انجام شد نشان داد ، یک همسر حامی کلید بهبود جراحی های تهاجمی بزرگ است. خوشبختانه متاهلانی که تحت عمل جراحی بزرگ قرار می گیرند بیش از سه برابر مجردها میتوانند 15 سال بیشتر عمر کنند.
کاهش احتمال مرگ زودرس : ازدواج موفق میتواند سالهای زیادی به زندگیتان اضافه کند حتی در برخی موارد این عدد به 10 سال می رسد. مطالعه انجام شده روی 5000 نفر نشان داد زوجینی که ازدواجی طولانی و پایدار دارند احتمال مرگ زودرس شان کمتر از 50 درصد افرادی است که در میانسالی ازدواج میکنند یا مجرد می مانند.
کاهش احتمال سرطان : بر اساس مطالعات انجام شده ازدواج موفق باعث می شود ساعت بیولوژیکی زوجین سرعت کمتری داشته باشد ، تلومرهای انتهایی DNA که از کروموزومهای بدن محافظت میکنند در افراد متاهل به خصوص کسانی که از رفاه مالی برخوردارند بلند تر است و در نتیجه میزان آسیب سلولی در این افراد کاهش چشمگیری پیدا میکند و در نتیجه احتمال بروز سرطان در این افراد کاهش پیدا میکند.
محققان هشدار میدهند افراد مجرد در سن بالا و کسانی که درآمد کمتری دارند با سرعت بیشتری دچار پیری سلولی می شوند.
کاهش ابتلا به آلزایمر : آلزایمر تقریبا یک سوم سالمندان را درگیر میکند ولی زنان و مردان متاهل 43 درصد کمتر از مجردها در سنین بالا به آلزایمر مبتلا می شوند.
تمام مسئولیت های خانه روی دوش من است، چه کنم؟
زنی 31 ساله هستم. 13 سال است که خانه دارم. یک دختر شش ساله دارم. شوهرم سر کار نمی رود. همیشه در خانه است. تمام مسئولیت خانه روی دوش من است. اجاره خانه، مخارج دخترم و مخارج خانه هم همین طور. به نظر شما چه باید بکنم؟ راهی به من نشان دهید.
پاسخ مشاور
تجربه احساس تنها ماندن در مسئولیت های زندگی مشترک، تجربه ناخوشایندی است. مسئولیت پذیری یکی از عوامل اصلی تعیین کننده آمادگی برای ازدواج است. در سوالتان اشاره نکرده اید که آیا همسرتان از ابتدای ازدواج این مشکل را داشته است، یا به تازگی درگیر این موضوع شده است. بیکاری می تواند عوامل متعددی داشته باشد. برخی از این عوامل مانند شرایط اقتصادی جامعه مستقیما توسط فرد ایجاد یا تشدید نمی شوند، اما عاملی که می تواند تا حد زیادی مسائل غیر قابل پیش بینی مانند شرایط اقتصادی را پوشش بدهد، ویژگی مسئولیت پذیری در افراد است. اگر مسئولیت پذیری مردی از ابتدا کمتر از حدی باشد که او را برای ازدواج آماده کند، ازدواج با وی، پرخطر و پر چالش محسوب می شود. اما مسئله ای که مسئولیت پذیری پایین یکی از زوجین را تشدید می کند، مسئولیت پذیری بالای فرد مقابل، عجول بودن و سختگیری وی در انجام کارهاست. این عوامل باعث می شود همان میزان پایین مسئولیت پذیری هم از بین برود و فرد با تکیه بر قدرت، مهارت و توان همسرش از انجام امور مربوط به نقش خود طفره برود و این مسئولیت ها را به همسرش بسپارد. بدیهی است عادات رفتاری مانند ایراد گرفتن، انتقاد کردن، غر زدن و …. این شرایط را دشوارتر می کند، چون فردی که مسئولیت پذیری پایینی دارد در مواجهه با انتقادهای بیموقع و ایرادگیری پیاپی، از انجام کارها صرف نظر می کند. فرد انتقادگر در پی این است که با انتقاد یا ایراد گرفتن های خود، رفتار همسرش را اصلاح کند، غافل از این که چنین رفتارهایی کاملا نتیجه عکس می دهد. «پذیرش»؛ شاه کلیدی است که می تواند قفل بسته مشکلات زندگی زناشویی از این قبیل را باز کند. اما توجه داشته باشیم پذیرش به معنای تحمل کردن، تسلیم شدن و سلطه پذیری نیست. پذیرش یعنی پذیرفتن این موضوع که همسری که با او زندگی می کنم به این میزان تا حد ایده آل یا لازم برای ازدواج فاصله دارد؛ بنابراین رویاهایی که در زمان مجردی در این زمینه داشته ام به زودی قابل تحقق نیستند و مسئولیت این موضوع نه فقط با همسر بلکه با خود من نیز هست؛ چون این فرد را برای ازدواج انتخاب کرده ام. پذیرش سهم خویش در یک مسئله به معنای سرزنش خود نیز نیست. به این معناست که لازم است کار موثری انجام دهم. همان طور که اشاره شد ویژگی شخصیتی مثل مسئولیت پذیری پایین با انتقادهای بی موقع، ایراد گیری، غر زدن و مقایسه با دیگران بهبود نمی یابد. ایراد گرفتن از بی مسئولیتی همسر و انتظار بهبود وی، مانند این است که از قد کوتاه کسی ایراد بگیرید و توقع داشته باشید با این کار قد او بلندتر شود. برای بهبود ویژگی های شخصیتی، لازم است صبور بود به این معنا که انتظار نتایج خارق العاده در زمان کوتاه را نداشت. محول کردن مسئولیت های کوچک به همسری که مسئولیت پذیری پایینی دارد و تشویق وی در انجام آن کار سادهای است که می تواند او را به پذیرش مسئولیت های بزرگ تر سوق دهد. زوج هایی که صاحب فرزند هستند لازم است بیش از دیگران روی رفتارهای خود نظارت داشته باشند. چرا که فرزندان روش های مقابله با استرس و مشکلات را از رفتارهای والدین می آموزند. پذیرش و انجام رفتار موثر چیزهایی نیست که بتوان با نصیحت کردن، آن ها را به فرزندان آموخت. فرزندان ما این رفتارها را که عامل موفقیت آنان در زندگی شان است، از رفتارهای ما به هنگام مواجهه با مشکلات می آموزند. فرزندی که شاهد بی مسئولیتی پدر و غرزدن ها و ایرادگیری های پی در پی مادر و یا تحمل و خودخوری و بیمار شدن وی است، می آموزد یا مانند پدر، مسئولیت های شخصی خویش را به عهده دیگران بگذارد و یا مانند مادر رفتارهای غیرموثر و مخرب انجام دهد.
کلاس اولی ها را چگونه برای رفتن به مدرسه آماده کنیم؟
برخی کودکان به دلیل وابستگیهای عاطفی شدید در روز نخست مدرسه، نمیتوانند از مادر جدا شوند و این وضعیت در آن هایی که تجربه رفتن به مهدکودک و پیش دبستانی را ندارند، بیشتر مشاهده میشود، بنابراین در برخی موارد کودک حاضر به جدایی از مادر نیست. به گزارش تسنیم، آماده سازی کلاس اولیها برای رفتن به مدرسه، نقش بسیار مهمی در کاهش اضطراب آن ها دارد و روانشناسان روشهای مختلفی را برای آماده سازی آن ها پیشنهاد میکنند. نسرین امیری درباره آماده سازی کلاس اولیها برای رفتن به مدرسه گفت: مادر باید از چند روز مانده به مدرسه، کودک را برای پذیرش ذهنی این مسئله آماده کند به عنوان مثال صبحها رأس ساعت 7 تا 7:30 کودک را بیدار کند و مسیر خانه تا مدرسه را با یکدیگر بروند تا او به این شرایط عادت کند. وی افزود: اگر این امکان فراهم است، مادر به همراه کودک به فضای مدرسه برود و بخشهای مختلف را به او معرفی کند تا در روز اول مهر، کودک در فضایی قرار بگیرد که برایش آشناست و اضطراب قرار گرفتن در محیط جدید و جدایی از مادر او را آزار ندهد. این روانشناس ادامه داد: مادر باید در رابطه با کلاس درس، معلم و همکلاسیها با فرزندش صحبت کند و به او ارتباطگیری با همسالان را آموزش دهد تا کودک به آسانی بتواند با همسالان خود دوست شود؛ بهتر است در چند روز نخست مدرسه مادر فرزندش را همراهی کند؛ یعنی او را به مدرسه ببرد و پس از تعطیلی نیز به دنبالش بیاید. وی با اشاره به این که تشویق کودک برای حضور در مدرسه میتواند مانع از اضطراب و ترس او شود،افزود: انتخاب کیف،کفش و لوازم تحریر مدرسه با سلیقه کودک و نمایش هر روز آن ها چند روز مانده به شروع مدرسه ، میتواند علاقه کودک را افزایش دهد. این روانشناس تأکید کرد: مادر میتواند با تعریف از مدرسه و فضاسازی مثبت آن در ذهن کودک، از ترس او برای حضور در مدرسه بکاهد.
بعد از کتک زدن فرزندانم پشیمان می شوم
2 پسر دارم. چند سالی است که همسرم فوت کرده و نمی توانم ارتباط خوبی با فرزندانم برقرار کنم. خیلی سرشان داد می زنم و گاهی کتک شان میزنم ولی بلافاصله پشیمان می شوم. نمی دانم باید چه کار کنم، دیگر خسته شده ام.
پاسخ مشاور
متاسفانه به سن فرزندان تان اشاره ای نکرده اید؛ ولی آن طور که به نظر می رسد باید کمتر از 12 سال داشته باشند که کتک شان می زنید. این رفتار یعنی کتک زدن فرزندان تان می تواند تاثیر بدی در تربیت آنان به جا گذارد مخصوصا این که آنان یاد می گیرند که می توانند بعدها دیگران را کتک بزنند. همچنین عزت نفسشان به شدت کاهش پیدا می کند و احتمال رفتارهای ضداجتماعی در پسران و افسردگی در دختران را در آینده افزایش می دهد. به طور کلی کتک زدن نشان دهنده عصبانیت شماست که توانایی کنترل احساسات منفی خود را ندارید. امروزه جایگزین های بسیار بهتری برای تنبیه فیزیکی وجود دارد. پیشنهاد می کنم به نکاتی که در ادامه مطرح می شود، توجه فرمایید. کنترل احساسات ناخوشایند بعد از فوت همسر به دلیل فوت همسرتان، درحال حاضر احساسات ناخوشایندی را تجربه می کنید. داشتن هیجانات منفی می تواند رفتارتان را با فرزندانتان به شدت تحت تاثیر قرار دهد و شما شرایط سختی را تحمل کنید. بهتر است در رابطه با کنترل هیجاناتتان صبر و حوصله بیشتری به خرج دهید. این مسئله تا حدودی ذهنی است یعنی باید این گونه فکر کنید که فرزندانتان کم سن و سال هستند و تا حدودی طبیعی است که تحمل رفتار آن ها سخت باشد. از طرفی شما نیز چون به تنهایی قرار است آن ها را تربیت کنید، مسئولیت دشوارتری در پیش دارید. از تکنیک زمان کیفی بهره ببرید برای داشتن ارتباط بهتر با فرزندانتان می توانید از تکنیک «زمان کیفی» بهره ببرید به این طریق که در طول شبانه روز زمانی حدود یک ربع تا نیم ساعت به فعالیت مورد علاقه آنان بپردازید مانند: نقاشی کشیدن، تماشای برنامه مورد علاقه آن ها، کتاب خواندن، بازی کردن یا هر فعالیتی که دوست دارند. برای هرکدام زمان جداگانه ای اختصاص دهید، تا باعث حسادت هیچ کدام نشود. تلفن تان را خاموش کنیدو تمام توجه تان به فرزندتان باشد. دقت کنید که مدت زمان «زمان کیفی» خیلی مهم نیست بلکه کیفیت آن که شامل تمام توجه شما می شود مهم است. احساسات تان را کلامی و غیر کلامی نشان دهید از تکنیک بیان احساس استفاده کنید: بیان احساس می تواند هم کلامی و هم غیرکلامی باشد. بیان احساس کلامی گفتن جملاتی مانند: «دوستت دارم»، «به داشتن فرزندی چون تو افتخار می کنم»، «دلم برایت تنگ شده بود» و… می شود و بیان غیر کلامی مانند: لبخند زدن، چشمک زدن، دست تکان دادن، نوازش کردن، در آغوش کشیدن و. .. است. این روش ها کمک می کند ارتباط شما با فرزندانتان بهبود یابد و آن ها به حرف شما بیشتر توجه کنند یعنی شما به فرد مهمی در زندگی آنان تبدیل می شوید. وقتی ارتباط تان بهتر شد در گام بعدی می توانید رفتارهای مثبت آنان را تشویق و به آن توجه کنید.
«زنجیر و پیر»؛ آیینی زنانه در اولین جمعه پاییز
«زنجیر و پیر» نام آیینی است که نخستین جمعه پاییز در یکی از شهرستانهای اردبیل برگزار میشود؛ آیینی زنانه که بیشتر براساس اسطورهسازی و باور عامه شکل گرفته و اینک در معرض انقراض است.
روحالله محمدی ـ معان میراث فرهنگی استان اردبیل ـ درباره این آیین به بیا نی نی گفت: مراسم «زنجیر و پیر» مختص شهر گیوی مرکز شهرستان کوثر بوده و هر سال در اولین جمعه مهرماه در این شهر برگزار میشود. این مراسم در گذشته بسیار مورد توجه بوده و هر سال با شور و شوق فراوانی برگزار میشد، ولی متأسفانه در سالهای اخیر به دلیل افزایش مشغلههای فکری و ذهنی جوانان و شیوع بیماری کرونا چندان مورد استقبال واقع نمیشود.
او ادامه داد: این مراسم ذاتا شاد بوده و بر مبنای اسطوره شکل گرفته است. اسطورهای مبنی بر پناه بردن به طبیعت برای حفظ پاکی و معصومیت، مراسم «زنجیر و پیر» به نوعی آیین بختگشایی نیز محسوب میشود.
به گفته معاون میراث فرهنگی اردبیل، مراسم «زنجیر و پیر» قصه پاکدامنی و پناه بردن به طبیعت است. این آیین داستان دختری است که برای حفظ پاکدامنی به طبیعت پناه میبرد و از خداوند میخواهد برای در امان ماندن از تعدی و دست درازی دشمنان و ناپاکان، تبدیل به یکی از عناصر طبیعت شود.
محمدی اضافه کرد: در داستان «زنجیر و پیر» دختران از خدا میخواهند که آنها را به سنگ یا پرنده تبدیل کند و باور عموم بر این است آن دختران به سنگ تبدیل شدهاند. این افسانه در میان مردم میچرخد و به یادبود آن، هر سال مراسمی در محلی با عنوان «زنجیر و پیر» و در زیر درختی خاص برگزار میشود.
او همچنین گفت: این آیین، مراسمی زنانه بوده و به این صورت برگزار میشد که تعدادی از زنان روستا با جمعآوری مواد اولیه آش یا غذایی دیگر مانند آبگوشت، به این محل رفته و پس از خواندن آوازهای شاد و دف زدن و شادی کردن، دو کودک را که گاهی هر دو دختر هستند و یا گاهی یکی پسر و دیگری دختر است، رخت عروسی به تنشان کرده و به صورت تمثیلی جشن برگزار میکنند. در این مراسم دف میزنند و مانند مراسم حنابندان، حنا پخش میکنند. پس از آن آش یا غذایی را با همکاری هم پخته و میل میکنند.
او افزود: در این محل درختان کهن سالی وجود دارد که تعدادی از آنها درخت زغالاخته بوده و زنان قطعهایی از لباس خود را به آن درختان گره میبندند و مطلب و نذر خود را از خداوند میخواهند. این مراسم یک روز طول می کشد و جمعیتی در حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر در آن حضور مییابند. گاهی شخصی که نذر یا مطلب خود را از «زنجیر و پیر» دریافت کرده و در این محل قربانی نیز میکند.
محمدی با بیان اینکه متأسفانه اطلاعات مستند دقیقی در مورد این مراسم وجود ندارد و بیشتر تحتالشعاع باور اولیه است و امروزه مردم صرف تفریح بدون توجه به افسانه پشت این مراسم به اجرای آن میپردازند، گفت: آیین «زنجیر و پیر» که در معرض فراموشی قرار گرفته بود در سال ۱۴۰۰ در فهرست آثار میراث ناملموس به ثبت رسیده است.




چگونه بعد از طلاق به زندگی معنا دهیم؟
برای بعضی از افرادی که طلاق گرفتهاند، زندگی معنای خود را از دست میدهد. این فکرها مدام در سر آنها میچرخد: «آیا زندگی مشترک همین بود که تلاش کنم و آن را به جایی برسانم و بعد طلاق بگیرم و همه چیز تمام شود؟» عموما هم جوابی برای این سوال پیدا نمیکنند. ماهنامه «سپیده دانایی» می نویسد: اگر شما هم با چنین سوالهایی درگیری ذهنی دارید، این نوشته به دردتان میخورد. تفاوت معنا و هدف در زندگی احتمالاً شما هم این جمله آشنا را شنیدهاید که «برای زندگیات معنایی پیدا کن، وگرنه رنج میکشی». ولی «معنا» یعنی چه؟ بعضیها فکر میکنند، «معنا» همان «هدف» است. یعنی من اگر هدفی در زندگی داشته باشم و تلاش کنم که به آن برسم، در واقع به زندگی معنا داده ام. این لزوماً نمیتواند درست باشد. اجازه دهید من فرق این دو را برای شما تشریح کنم. هدف به «مقصود»، «منظور»، «پیامد» و «نتیجه» اشاره دارد، این در حالی است که «معنا» به «جریان» یا «سیالی» اشاره دارد. در یافتن معنای زندگی، شما در پی «نتیجه» و «پیامد» نیستید، بلکه معنای زندگی به «زندگی پرشور» اشاره دارد، به زندگی که در هر لحظه از آن، احساس رضایت به شما دست میدهد، فارغ از این که «نتیجه» چه باشد یا به «مقصودی» که داشتید رسیده باشید یا نه. برای همین اهدافی همچون «رسیدن به فلان مقام شغلی»، «کسب مدرک تحصیلی»، «داشتن اندام جذاب» یا «خریدن خانه در منطقهای خوش آب و هوا» نمیتواند «معنای زندگی» باشد، چرا که امکان دارد شما به این اهداف دست پیدا کنید، ولی احساس رضایت نکنید. چگونه به زندگی بعد از طلاق «معنا» دهیم؟ موقعیتی که شما در آن قرار دارید، موقعیت دشواری است. احتمالاً چیزهایی خوانده اید یا شنیده اید که بهتر است بعد از طلاق به آن عمل کنید؛ برای مثال این که ابتدا «دست از انکار بردارید و باور کنید که زندگی مشترک شما تمام شده است»، بعد «به اندازه کافی برای رابطه از دست رفته، سوگواری کنید»، سپس «حمایتهای اجتماعیتان را گسترش دهید». این روند، سالمترین روند سپری کردن فرآیند بعد از طلاق است. حالا باید مواردی را پیدا کنیم که زندگیمان را پرشور کند. من پیشنهادهایی برای شما دارم.
1-ارتباط با آدم های جدید را تجربه کنید: «ارتباط اجتماعی» یکی از مهمترین شیوه های معنا بخشیدن به زندگی است. مواردی مثل «پول»، «سلامتی» و «احساسهای خوب»، شادی را به زندگی هدیه میدهند ولی هیچکدام لزوما زندگی را معنادار نمیکنند و این خبر غم انگیزی است که آدمهای شاد، الزاماً زندگی پرمعنایی ندارند. ولی از بین این موارد، «ارتباط اجتماعی» هم شادی میآورد و هم به زندگی معنا میبخشد. ارتباط اجتماعی میتواند شامل رابطه با دوستان، خانواده، گروههای جدید یا حتی برقراری ارتباط عاطفی با یک فرد جدید باشد.
2-مسئولانه زندگی کنید: بسیاری از آدم ها در دوره های سنی خاصی، دچار یکجور احساس گناه نسبت به زندگی خودشان میشوند که اصطلاحاً به آن «احساس گناه وجودی» گفته میشود؛ مثلاً به این فکر میکنند که چه کارهایی میتوانستند بکنند ولی نکردند، چه ظرفیتهایی داشتند ولی به فعلیت نرساندند، چه توانمندی ها و استعدادهایی داشتند ولی شکوفا نکردند. احتمالاً شما بعد از طلاق خیلی به این مسائل فکر کردهاید. بهواقع «طلاق» یکی از موقعیتهایی است که انسان ها را با این احساس گناه مواجه میکند. مسئولانه زندگی کردن، یعنی شما مسئول تمام اتفاقهای زندگیتان هستید؛ بنابراین، مسئولیت زندگیتان را بپذیرید و به شیوه ای زندگی کنید که بعدها دچار احساس گناه وجودی نشوید، یعنی حالا فرصت خوبی است که از تمام توانمندی هایی که دارید استفاده کنید.
3-پروژههای جدیدی برای زندگی ترتیب دهید: یکی از روشهایی که موجب میشود زندگی پرشورتر و معنادارتر دنبال شود، این است که پروژههای جدیدی در زندگی داشته باشید. برخی از افرادی که طلاق میگیرند، «منفعل» میشوند و اختیار زندگیشان را به دست «تقدیر» میسپارند و کنترل کمی روی زندگیشان دارند. برنامهریزی کنید، علایق و سلیقههای فراموش شدهتان را بازیابی کنید و به زندگیتان «موج» بیندازید، یعنی کارهایی را انجام دهید که مثل موج به تمام زندگی (یا احیاناً فرزندانتان) سرایت کند.
4-نوعدوستی را فراموش نکنید: افراد نوعدوست، دیدگاه خوبی نسبت به دنیا و آدم ها و تمام موجودات زنده دنیا دارند. آن ها تمایل دارند به هر شکل ممکن، نسبت به «حال خوب» دیگران حساس باشند. لزومی ندارد که حتماً کمک های مالی بکنید یا عضو «موسسه ها» یا «خیریه ها» باشید تا نوع دوستی کنید. همین که «مهربانیتان» را نسبت به دیگران گسترش دهید، همین که «عاطفه تان» را به دیگران هدیه کنید، همین که دیگران را دوست داشته باشید، شما آدم بخشندهای هستید. نوعدوستی و بخشندگی به زندگی آدمها معنا میدهد. حتی میتوانید تجربههای بعد از طلاقتان را در اختیار افرادی که تازه طلاق گرفتهاند، قرار دهید تا آن ها نیز دوره بعد از طلاق را به خوبی سپری کنند.
5-خلق کنید و عشق بورزید: «آفرینش» نیز یکی از آن مواردی است که به زندگی آدمها معنا میدهد. پرورش گل در یک گلدان کوچک یا اگر فرزندی دارید، تلاش برای رشد و شکوفایی فرزندتان، همه انواعی از «خلق کردن» و «آفرینش» هستند. «عشق ورزی» نیز نوعی خلق به حساب میآید. به آدم ها عشق بورزید و هیجان را در آنها زنده کنید. در واقع قصد دارم بگویم که بهانه هایی برای «بودن» در زندگی بسازید. بهانه هایی هرچند کوچک، ولی «لذتبخش». یادتان باشد که زندگی صرفاً «به دست آوردن» چیزها نیست، زندگی لذت بردن از همین لحظهای است که در آن هستید. زندگی یک هدیه است، که حداقل در این دنیا یک بار نصیب هر فردی میشود، این هدیه را دریافت کنید، قدرش را بدانید و از آن نهایت استفاده را ببرید تا از زندگی لذت ببرید.
با ترس فرزندانمان از تاریکی چه کنیم؟
مفهوم تاریکی از اون دست چیزهایی هست که بچهها نیاز به زمان دارن تا بتونن درکش کنن و معمولا ازش میترسن. اما با راهکارهایی مثل داشتن چراغ قوه کوچیک و امنیت و اطمینان دادن بهشون قابل کنترله.
آموزش شنیون ساده با بافت تیغ ماهی
آموزش شنیون ساده با بافت تیغ ماهی