با حاضرجوابی کودکان چه کنیم؟

با حاضرجوابی کودکان چه کنیم؟

سواد زندگی/ کودکان درگذر از سنین مختلف واکنش‌های رفتاری متفاوتی از خود بروز می‌دهند. حاضرجواب یا زبان‌درازی یکی از این واکنش‌های رفتاری است که معمولاً با گذر کودک از سن 7 سالگی به بعد رخ می‌دهد. یعنی سنی که کودکان نیاز به استقلال و خودرایی را تجربه می‌کنند. 
رفتار حاضرجوابی تا زمانی که با کلمات بی‌ادبانه و توهین‌آمیز همراه نشده باشد رفتاری طبیعی و خوشایند است که استقلال و شکل گرفتن شخصیت کودک را نشان می‌دهد. اما اگر حاضرجوابی با توهین و بی‌ادبی همراه باشد لازم است تا والدین برای اصلاح آن اقدام کنند. در این درس ضمن تعریف حاضرجوابی و بررسی دلایل آن 4 راهکار برای اصلاح و مدیریت آن ارائه می‌شود. 

حاضرجوابی در کودکان
حاضرجوابی در کودکان یک عادت رفتاری و اکتسابی در واکنش و پاسخگویی به یک موضوع است که گاهی با لحن بی‌ادبانه و شرورانه همراه است.
حاضرجوابی در سنین پایین ابزاری برای خودشیرینی کودک است؛ متأسفانه والدین به این رفتار پاسخ مثبت می‌دهند و در بسیاری از مواقع بعد از گذشتن دوران کودکی والدین نمی‌توانند حاضرجوابی را در کودکشان کنترل کنند.
البته باید به این نکته توجه کرد که «نه گفتن» گاهی اوقات یک شجاعت محسوب می‌شود و والدین در موقع حاضرجوابی فرزندانشان بر سر دوراهی قرار می‌گیرند؛ از طرفی دوست دارند کودک مستقلی داشته باشند که در برابر خواسته‌های نابجای دیگران بایستد و از طرفی هم هیچ خانواده‌ای گستاخی و بی‌ادبی را نمی‌پسندد، بنابراین لازم است والدین دلایل حاضرجوابی کودکان خود را شناسایی کنند و متناسب با این دلایل بهترین شیوه را برای تربیت خود به کار بگیرند.

دلایل حاضرجوابی در کودکان
• ازآنجاکه کودک با شروع دوسالگی، خودمختاری خویش را به حیطه آزمایش می‌گذارد که یکی از راه‌های انجام این کار، حاضرجوابی به بزرگ‌سالان است، ممکن است کودک خردسال با گفتن «نمی‌خواهم» یا «نه» می‌خواهد نشان دهد که از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می‌خواهد.
• ممکن است که کودکان، این خصیصه را تحت تأثیر محیط رفتاری پیرامون خود بیاموزند. زیرا کودکان در محیطی که زندگی می‌کنند یا درس می‌خوانند، اگر این‌گونه حرف زدن‌ها، عادی باشد و یا بچه‌های دیگر هم نسبت به بزرگ‌ترهای خود بی‌احترامی کنند، این کار را به‌سادگی یاد می‌گیرند.
• ممکن است که کودک، متوجه نباشد که این‌طور جواب دادن او زبان‌درازی و بی‌ادبی محسوب می‌شود. شاید فکر می‌کند فقط دارد عقیده خود را در مورد یک موقعیت خاص بیان می‌کند. گاهی اوقات، بچه‌ها دلیل خوبی برای این‌گونه رفتارها دارند اما راه مناسبی برای ابراز آن بلد نیستند.
• حاضرجوابی معمولاً روشی عادی برای کسب اعتمادبه‌نفس در کودکان است. آن‌ها به تجربه زبانی و شناخت محدودیت‌های آن به‌منظور یادگیری زبان و مهم‌تر از آن روش به‌کارگیری مهارت‌های زبانی نیاز دارند.
• ممکن است حاضرجوابی نشانه اضطراب، احساس دلسردی یا ناراحتی کودک باشد.
• درصورتی‌که کودک با والدین یا بزرگ‌ترهای خود احساس امنیت و راحتی کند، ممکن است که آن‌ها را با رفتارهایی مانند حاضرجوابی آزمایش کند. گاه، حاضرجوابی کودک نشان‌دهنده این است که کودک اطمینان دارد که بزرگ‌ترها علیرغم رفتارهای او، وی را دوست دارند.

حاضرجوابی کودکان را چگونه اصلاح کنیم؟
پس‌ازآنکه توانستیم علت حاضرجوابی را در فرزندمان شناسایی کنیم نوبت به در پیش گرفتن راهی برای اصلاح آن می‌رسد. در این بخش 4 گام اساسی را برای مواجهه با حاضرجوابی کودکان و اصلاح آن توصیه می‌کنیم.

گام نخست: از واکنش با همان لحن خودداری کنید
درست است که گاهی حفظ کنترل بر خود در برابر فرزندی که دچار تغییرات کلامی و رفتاری شده و خصوصاً در حضور دیگران نسبت به ما با حاضرجوابی بی‌ادبانه پاسخ می‌دهد، سخت و دشوار است، اما به‌عنوان والدینی مسئول باید بر رفتار خود کنترل داشته باشیم و در چنین مواقعی به‌هیچ‌عنوان با همان لحن و زبان و یا با عصبانیت با فرزند خود صحبت نکنیم. درواقع شما باید سعی کنید که خودتان الگوی روشنی از بیان و رفتار مناسب و صحیح باشید. بروز خشم، فریاد زدن و کاربرد واژه‌های زشت به‌هیچ‌عنوان نمی‌تواند الگوی جالبی برای فرزندان باشد.
البته والدین نباید اجازه ادامه حاضرجوابی را به فرزند خود بدهند. برای این منظور باید از یک سری دستورالعمل‌های رفتاری استفاده کنیم. به‌عنوان‌مثال یکی از بهترین رویکردهای والدین در این مواقع، استفاده از کلمات مثبتی مانند “خوب”، “بله” و یا “حق با تو است” است. اگر حاضرجوابی‌ها حالتی لجباز گونه به خود گرفته است، به او بگویید که باید متوقف شود و به خودش و شما چند دقیقه استراحت کنید. لازم به ذکر است که نباید از عباراتی نظیر “حرف نزن یا بس کن” استفاده کنید و هنگام گفت‌وگو نیز خود را با او ازنظر فیزیکی در یک سطح قرار دهید تا بتوانید در چشمانش نگاه کنید.


گام دوم: سعی کنید به مشکل فرزندتان از دیدگاهی متفاوت نگاه کنید
هیچ‌گاه فراموش نکنید که فرزندتان همچنان در حال یادگیری اصول زندگی است و در مراحل ابتدایی یادگیری کنترل بر خود قرار دارد. دقیقاً به همین علت است که آن‌ها در بسیار از موقعیت‌ها نمی‌دانند که رویکرد درست چیست و قابلیت خودتنظیمی بالایی ندارند. بنابراین کاملاً عادی است که نتوانند با مشکلات کنار بیایند و صبر و تحمل زیادی نیز نداشته باشند. پس‌ازآن که لحن خود را در گفت‌وگو با کودکتان به‌خوبی مدیریت کردید، حالا نوبت به درک مشکل می‌رسد. در بیشتر مواقعی که یک کودک در مسیر حاضرجوابی قرار می‌گیرد، شما با نمایشی از عصبانیت نهفته، اضطراب، آسیب و یا ترس در کودک روبه‌رو هستید.
ازاین‌رو والدین باید هرروز حداقل به مدت 15 دقیقه با فرزند خود تنها باشند و به او توجه روانی ویژه‌ای نشان دهند. پدر و مادر در این بازه زمانی هرچند کوتاه می‌توانند به درک بهتری از نیازها، آرزوها و دغدغه‌های کودک دست یابند. شاید فرزندتان عاشق کشف جهان هستی باشد و شما تاکنون وی را به یک موزه ستاره‌شناسی یا منابع طبیعی نبرده باشید. به همین سادگی!

گام سوم: به کودک خود بگویید که از ناراحتی وی اطلاع دارید
باید اجازه دهید فرزندتان از آگاهی شما نسبت به شرایط مطلع شود. برای مثال می‌توانید از جمله‌ای راهگشا با این مفهوم استفاده کنید: “کاملاً مایلم حرفای تو رو بشنوم اما تا وقتی‌که این‌جوری با من حرف می‌زنی نمی‌توانم کمکت کنم”.
در ادامه توضیح دهید که برای یک گفت‌وگوی مؤثر باید هر دو طرف به آرامشی نسبی رسیده باشند، در غیر این صورت همه‌چیز بی‌فایده خواهد بود.

گام چهارم: عواقب را یادآوری کنید و انتظار احترام داشته باشید
کودک باید به‌وضوح ببیند که رعایت ادب و احترام تا چه اندازه به نفع او است. والدین نباید از هر واژه ناخوشایند و یا تغییر حالات چهره مانند همان چرخش چشم‌ها به‌سادگی گذر کنند. کودکان بسیار هوشمند هستند و به همین علت بهتر است با قوانین رفتاری مشخصی روبه‌رو شوند. حتی اگر تمایل به استمرار حاضرجوابی خود داشته باشند، بازهم باید بدانند که شما تحت هیچ شرایطی با بی‌احترامی، تندخویی و بی‌ادبی موافق نیستید.
در این‌گونه موارد، والدین باید از استراتژی تشریح عواقب استفاده کنند. بدین معنا که شما به‌عنوان پدر و یا مادری دلسوز، باید بتوانید پیامدهای رفتار نادرست و حاضرجوابی بدون مرز را به فرزندتان نشان دهید. برای نمونه مسئولیت‌های بیشتری در کمک به کارهای خانه تعریف کنید یا زمان تماشای تلویزیون، بازی‌های کامپیوتری و حضور در کنار دوستان را کاهش دهید. گفتنی است که ثبات در این امر اهمیت بسیار زیادی دارد و اصلاً نباید بی‌خیال چهارچوب‌های رفتاری و گفتاری تنظیم‌شده در محیط خانواده خود شوید.

چرا و چگونه عصبانیت خود را کنترل کنیم؟

چرا و چگونه عصبانیت خود را کنترل کنیم؟

سواد زندگی/ آیا شما تندخو و عصبانی هستید؟ آیا این عصبانیت بر زندگی و روابط شما تأثیر منفی گذاشته است؟ آیا از این عصبانیت خود عصبانی هستید و می‌خواهید آن را تغییر دهید؟ این درس به شما کمک می‌کند تا بتوانید بر عصبانیت و خشم خود را مدیریت کنید و احساساتتان را به شیوه سالم‌تری بیان کنید و روابطتان را با این توانمندی فردی توسعه دهید.

خشم چیست؟
خشم، احساسی سالم و طبیعی است که نه خوب است و نه بد و مانند هر احساس دیگری، حاوی پیامی است که به شما هشدار می‌دهد وضعیت موجود نگران‌کننده، ناعادلانه یا تهدیدآمیز است. برخلاف این باور غلط که باید خشم خود را سرکوب کنید یا اجازه ندهید که عصبانی شوید، بروز خشم مثل دفع سموم از بدن است، اما اگر عصبانیت، شما را زمین‌گیر کند و کنترلتان را از دست بدهید آنگاه روابط و حیثیتتان آسیب می‌بیند و همه‌چیز علیه شما رقم می‌خورد. بنابراین، هرچند زمانی که ظلمی به شما روا شده یا با شما بدرفتاری شده است، عصبانیت امری بسیار طبیعی است، اما اگر آن را به شیوه‌ای ابراز کنید که به خود یا دیگران آسیب برسانید آنگاه این احساس طبیعی به معضلی تبدیل می‌شود که ممکن است زندگی شما را کاملاً تغییر دهد.

عدم مدیریت خشم چه مشکلاتی پدید می‌آورد؟
اگر نتوانید عصبانیت خود را به روشی مناسب مدیریت کنید نه‌تنها روابط اجتماعی و خصوصی شما که سلامتی‌تان نیز به خطر می‌افتد. موارد زیر تنها بخش کوچکی از نتایج تحقیقاتی است که پیامدهای عدم مدیریت خشم و عصبانیت را نشان می‌دهد.
بر اساس مطالعه‌ای از دانشکده پرستاری دانشگاه واشنگتن که مشکلات ناشی از عصبانیت را در روابط زوج‌ها بررسی کرد نشان داد هرچند عصبانیت به‌طور عام با علائم افسردگی همراه است اما در میان زوج‌ها به‌طور خاص بین عصبانیت و علائم افسردگی ارتباط بیشتری وجود دارد. 
طبق مطالعه‌ای از دانشگاه ایالتی اوهایو، در افرادی که کنترل کمتری بر عصبانیت خود داشتند، جراحت و زخم زمان بیشتری برای ترمیم و بهبود لازم داشت.هم‌چنین محققان دریافتند افرادی که کنترل بیشتری روی عصبانیت خود داشتند به درمان بیماری‌ها زودتر واکنش مثبت نشان می‌دادند.
مطالعه دیگری از دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد عصبانیت در مردان را موردبررسی قرار داد و دریافت که افرادی که میزان عصبانیت بالاتری دارند نه‌تنها عملکرد ضعیف‌تر ریوی (مشکلات تنفسی) داشتند بلکه با افزایش سن، نرخ کاهش بالاتری را تجربه کردند.
تحقیقات باکودکان و نوجوانان نشان می‌دهد که مدیریت عصبانیت برای افراد جوان نیز مهم است.یافته‌ها نشان داد جوانانی که با عصبانیت به شیوه‌ای نامناسب کنار می‌آیند هم‌زمان که در معرض خطر روابط بین فردی قرار دارند، سلامتی آن‌ها نیز در معرض خطر است.
این‌ها فقط چند مورد از مطالعات بسیاری است که مشکلات جسمی و روحی ناشی از عصبانیت را نشان می‌دهد.ازآنجاکه ضعف در مدیریت عصبانیت در بسیاری از زمینه‌های زندگی مشکلات مهمی را ایجاد می‌کند، لازم است با یادگیری و استفاده از تکنیک‌های مدیریت عصبانیت و خشم در زندگی روزمره از بروز چنین مشکلاتی اجتناب کنیم.

مهم‌ترین مشکلات ناشی از عصبانیت مزمن
تندخویی و عصبانیت وقتی مدام شعله‌ور شود یا مدام از کنترلتان خارج می‌شود، می‌تواند نتایج بدی برای شما به بار بیاورد:
• عواقب جسمی: کار مداوم تحت‌فشار عصبانیت و خشم بالا، شما را مستعد بیماری‌های قلبی، دیابت، ضعف سیستم ایمنی، بی‌خوابی و فشارخون بالا می‌کند.
• عواقب ذهنی: عدم کنترل خشم و عصبانیت بخش عمده انرژی ذهنی شما را صرف خود می‌کند، بر تفکر شما سایه می‌اندازد، تمرکز ذهنی را دشوار می‌کند و اجازه نمی‌دهد تا از زندگی لذت ببرید. تندخویی و عصبانیت همیشگی همچنین منجر به افسردگی، استرس و دیگر اختلالات روانی می‌شود.
• عواقب شغلی: عصبانیت و عدم کنترل خشم در محیط کاری شما را با همکاران، مدیران یا مراجعین شما بیگانه می‌کند و احترام موردنیاز محیط کاری را در میانتان از بین می‌برد.
• عواقب خانوادگی: عدم کنترل خشم می‌تواند زخم‌هایی ماندگار در قلب کسانی که دوستشان دارید به یادگار بگذارد و به روابط زناشویی شما و همسرتان آسیب جدی وارد کند. کودکان شما شاید تا کودک‌اند از خشم شما بترسند و حساب ببرند اما دیگر به شما احترام نخواهند گذاشت و به شما اعتمادی نخواهند کرد و حرف دلشان را با شما نمی‌زنند.

برای مدیریت خشم و عصبانیت چه‌کار کنیم؟
اکثر افرادی عصبانی مزاج می‌گویند که کنترل خشم و عصبانیت از عهده آنان خارج است و هرچقدر هم که تلاش می‌کنند نمی‌توانند خود را کنترل کنند. اغلب اوقات این باور ناشی از درست نبودن شیوه مدیریت و بی‌اطلاعی از دلایل خشم است. مطالعات بسیاری نشان داده‌اند که اگر تکنیک‌های کنترل خشم را بیاموزید و تمرین کنید می‌توانید تا حد مؤثری خشم و عصبانیت خود را کنترل و مدیریت کنید و از عواقب آن در امان بمانید.
برای تسلط در هنر کنترل خشم باید بیشتر تمرین کنید. هرچه بیشتر تلاش کنید، کنترل خشم آسان‌تر می‌شود و آنچه در انتها به دست می‌آورید، بسیار بیشتر از آن چیزی است که انتظار دارید. فراگیری کنترل خشم و ابراز آن باعث می‌شود بتوانید روابط بهتری بسازید، به اهدافتان دست‌یابید و زندگی را در آرامش و رضایت خاطر تجربه کنید.

دلیل اصلی خشمتان را بیابید
اغلب اوقات که ما به خاطر مسائل ناچیزی عصبانی می‌شویم دلیل اصلی عصبانیتمان را ندیده باقی می‌گذاریم. درواقع عصبانیت ما از جایی دیگر آب می‌خورد و مسائل پیش‌پاافتاده باعث بروز و فوران خشم ما می‌شوند. پس این بار که عصبانی شدید از خود بپرسید که دلیل اصلی عصبانیت شما چیست؟ این واکاوی به شما کمک می‌کند که با شناسایی آن دلیل اصلی و اقدام برای حل و مرتفع ساختن آن از بروز عصبانیت به خاطر مسائل ناچیز جلوگیری کنید.
ببینید آیا احساساتی مانند خجالت، ناامنی، آزار و آسیب‌پذیری در پس خشم شما پنهان‌شده‌اند؟ اگر در اکثر موقعیت‌ها اولین واکنشی که ابراز می‌کنید خشم است، این امکان وجود دارد که خوی عصبانی مزاج شما بر احساس اصلی شما سایه افکنده باشد. این اتفاق زمانی بیشتر رخ می‌دهد که شما در خانواده‌ای پرورش‌یافته باشید که بیان احساسات به‌شدت تقبیح شده است، در بزرگ‌سالی برای شناخت احساسات غیر از خشم زمان زیادی را باید سپری کنید.
همچنین خشم می‌تواند پوششی برای اضطراب باشد. زمانی که احساس می‌کنید مورد تهدید واقع‌شده‌اید (چه واقعی چه در تصورتان)، بدن شما با ترشح هورمون کورتیزول حالت جنگی را در شما فعال می‌کند. درنتیجه در شما حالت خشم و پرخاشگری ظهور می‌کند. برای تغییر این واکنش باید دریابید دلیل احساس ترس و اضطراب شما از چیست.
در بسیاری از ما ممکن است مشکلات خشم از آموخته‌های دوران کودکی نشئت‌گرفته باشد. مثلاً در کودکی با مشاهده دادوفریاد و دعوا و عصبانیت والدین ما نیز عصبانیت و خشم را به‌عنوان نحوه بروز احساساتمان آموخته‌ایم. آگاهی به دلایل بروز خشم می‌تواند در مدیریت و کنترل آن بسیار مفید و مؤثر باشد.

نشانه‌های هشداردهنده خشم را در خودتان بشناسید
شاید تابه‌حال توجه نکرده باشید اما همه ما قبل از خشمگین و عصبانی شدن نشانه‌هایی در خود بروز می‌دهیم که شناخت و آشنایی با آن‌ها می‌تواند ما را در مدیریت و کنترل خشم یاری دهد. شناختن نشانه‌های شخصی در لحظه‌ای که عصبانیت در شما شکل می‌گیرد، به شما امکان می‌دهد تا بتوانید قبل از اینکه خشم غیرقابل‌کنترل شود گام‌هایی برای مدیریت آن بردارید.

پس به حس خشم در بدنتان توجه کنید، به:
 احساس درد در معده
 قفل شدن دست یا فک
 احساس لرز یا تب
 تنفس سریع
 سردرد
 قدم زدن و نیاز به آن
 حواس پرتی
 تپش قلب
 لرزش شانه
مرطوب شدن کف دست
 

عرق کردن زیر بغل
با شناخت و اطلاع از این نشانه‌ها که ممکن است از 30 ثانیه تا 2 دقیقه قبل از بروز عصبانیت در بدن ما فعال شوند می‌توانیم از بروز خشم خود پیش‌آگاهی پیدا کنیم و برای کنترل آن آماده‌باشیم.

فعال کننده‌های خشمتان را بشناسید
معمولاً رویدادها یا محیط‌ها یا رفتارهایی موجب بروز خشم می‌شوند. دانستن این مطلب که چگونه این رویدادها بر شما اثر می‌گذارند می‌تواند به شما کمک کند تا محیط خود را تحت کنترل درآورده و از خشم غیرضروری بپرهیزید. به کارهای روزمره خود نگاهی بیندازید و سعی کنید تا فعالیت‌ها، زمانی در روز، مکان‌ها و موقعیت‌هایی را شناسایی کنید که عصبانیت را در شما برمی‌انگیزاند. ببینید چه چیزهایی “خون شما را به جوش” می‌آورد.
ممکن است هر وقت که مطلب یا واژه یا رفتاری را می‌بینید یا می‌شنوید بیشتر عصبانی شوید، یا شاید ترافیک در مسیر رفت‌وآمد روزانه شما را عصبی می‌کند، یا حتی نوع آرایش همسر یا بازی فرزندتان؟ وقتی فعال‌کننده‌های خشمتان را شناسایی کردید به راه‌هایی برای پرهیز از آن‌ها فکر کنید. می‌توانید موقعیت‌های متفاوتی را بررسی کنید که خون شما را به جوش نمی‌آورد.

الگوهای فکری منفی فعال‌کننده خشم را بشناسید
شاید شما تصور کنید که عوامل خارجی – مانند بی‌تفاوتی دیگران یا موقعیت‌های ناعادلانه و نومیدکننده – علت برانگیختن خشم شماست. اما مشکلات خشم بیش ازآنچه با وقایع و رویدادها در ارتباط باشد، به تعبیر و تفسیر شما از آن واقعه ارتباط دارد. برخی از الگوهای فکری منفی که خشم را برمی‌انگیزند و آتش خشم را شعله‌ور می‌کنند عبارت‌اند از:
• تعمیم دادن بیش‌ازحد: به‌عنوان‌مثال تعمیم دادن یک مورد به همیشه: “همیشه حرف مرا قطع می‌کنید”، “هیچ‌وقت مرا نمی‌بینید”، “هیچ‌وقت احساس مرا در نظر نمی‌گیرید”، “هیچ‌کس به من احترام نمی‌گذارد”، “لیاقت من هیچ‌وقت شناخته نخواهد شد” و … .
• وسواس فکری در مورد انجام کارها: وسواس فکری یعنی این‌که برای انجام هر کار حتماً باید به شیوه‌ای خاص عمل کرد، و اگر نتوانی به آن شیوه عمل کنید، عصبانی و خشمگین می‌شوید.
• ذهن‌خوانی و نتیجه‌گیری فوری: شما فکر می‌کنید می‌دانید دیگران چه فکر و احساسی راجع به شما یا مسائل دارند و بر اساس آن و قبل از آنکه حرف یا رفتار دیگران را بشنوید یا ببینید، قضاوت و نتیجه‌گیری می‌کنید. مثلاً: دیگران عمداً شما را ناراحت می‌کنند، خواسته‌هایتان را نادیده می‌گیرند، یا به شما بی‌احترامی می‌کنند.
• تمرکز (و جستجوی) بر امور منفی: در هر مسئله و رفتار و حرفی تمرکز می‌کنید و می‌گردید تا موردی برای ناراحتی پیدا کنید. در این‌گونه موارد، هر نکته مثبتی را نادیده می‌گیرید.
• سرزنش کردن: قطعاً وقتی اشتباهی رخ می‌دهد یا اتفاق بدی می‌افتد، کسی مقصر است. اما شما به‌جای اینکه مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید، یا زندگی را سرزنش کرده و می‌گویید «زندگی عادلانه نیست» یا دیگران را به خاطر مشکلاتتان مورد شماتت قرار می‌دهید.
وقتی پی بردید که این الگوی فکری است که موجب عصبانیتتان می‌شود، می‌توانید الگوی تفکرتان را درباره امور دوباره بازسازی کنید. از خودتان بپرسید: کدام شواهد و مدارک صحت این طرز فکر را تأیید می‌کنند؟ آیا دیدگاهی مثبت‌تر و واقع‌بینانه‌تر برای این موقعیت وجود ندارد؟ به دوستی که این‌گونه فکر می‌کند چه می‌توانم بگویم؟

تکنیک‌های آرام‌سازی و کنترل خشم
هنگامی‌که توانستید علائم هشداردهنده‌ای که شما را خشمگین می‌کنند، بشناسید، و نیز فعال‌کننده‌های عصبانیت خود را تشخیص دهید، می‌توانید قبل از آنکه عصبانیت از کنترلتان خارج شود برای مدیریت آن وارد عمل شوید. تکنیک‌های فراوانی وجود دارد که می‌توانید به کمک آن‌ها خونسردی خود را حفظ کرده و کنترل خشم خود را به دست بگیرید.
نفس‌های عمیق شکمی بکشید: تنفس عمیق به مقابله با تنش کمک می‌کند. نکته اصلی این است که نفس‌های عمیق شکمی داشته باشید، سعی کنید تا حد ممکن هوای تازه وارد ریه‌های خود کنید.
راه بروید: پیاده‌روی تند در اطراف ساختمان یا حتی داخل اتاق بسیار مؤثر است. فعالیت جسمی انرژی حبس شده را آزاد می‌کند و شما می‌توانید در کمال خونسردی و بافکری آزاد موقعیت را بررسی کنید.
بر حواس پنج‌گانه متمرکز شوید: تمرکز بر حواس و آنچه در لحظه می‌شنوید، می‌بینید، استشمام یا لمس می‌کنید می‌توانید موجب کاهش استرس شود تا شما خونسردی خود را به دست آورده‌اید. گوش دادن به قطعه‌ای موسیقی، نگاه کردن به عکس محبوبتان، نوشیدن لیوانی آب یا فنجانی چای یا نوازش کردن حیوان خانگی به شما در کنترل خشم کمک می‌کند.
عضلات خود را بکشید یا ماساژ دهید: عصبانیت و خشم اغلب موجب انقباض عضلانی در بدن می‌شود. برخی شانه‌ها یا گردن و برخی دست‌ها یا صورتشان به‌سختی منقبض می‌شود. این مناطق را ماساژ یا کشش دهید تا با ریلکس شدت عضلات آرامش به شما بازگردد.
بشمارید: به‌آرامی تا 10، 20 یا 50 بشمارید و با تمرکز برشمارش اجازه دهید تا بخش منطقی ذهنتان نیز با احساساتتان هم مسیر شود.

روش فریز کردن انواع سبزیجات با حفظ خواص

روش فریز کردن انواع سبزیجات با حفظ خواص

خراسان/ گفته می‌شود که سبزیجات خام و پخته‌نشده، مغذی‌ترین شکل سبزیجات است ولی برای همه انواع سبزیجات به این صورت نیست. تحقیقات نشان می دهد خوشبختانه برای آن‌ها که عادت به خرید محصولات فریزشده از فروشگاه دارند، سبزیجات فریز شده به همان میزان سبزیجات تازه موادمغذی در خود دارند.دوست دارید بدانید که بهترین روش پخت سبزیجات برای بهره‌مند شدن از بالاترین سطح موادمغذی در آن‌ها چیست؟ کافی است دما را پایین بیاورید ، مدت پخت را بیشتر کنید و میزان آب مورد استفاده خود را برای پخت سبزیجات حاوی ویتامین‌های B و C محدود کنید.
  در آماده‌سازی و نگهداری سبزیجات حتماً به نکات زیر توجه کنید:
 موادغذایی سرشار از ویتامین‌های B و C بهتر است به صورت تازه مصرف شوند زیرا این ویتامین‌ها محلول در آب هستند و این یعنی در مراحل فراوری از بین می‌روند. فلفل دلمه‌ای، مرکبات، کلم و توت‌ها از جمله این میوه‌ها و سبزیجات هستند.
 تحقیقات نشان می‌دهد که سبزیجات فریزشده به همان اندازه سبزیجات تازه ویتامین و موادمغذی در خود دارند.
   موادغذایی که بهتر است به صورت فریزشده مصرف شوند آن‌هایی هستند که سطح بالایی از ویتامین‌های محلول در چربی مثل ویتامین A، کاروتینوئید و ویتامین E در خود دارند زیرا این ویتامین‌ها حین فراوری موادغذایی (مثل فریزکردن) با ثبات‌تر هستند. هویج، سبزیجات برگدار و بروکلی از جمله این سبزیجات هستند.
  آب‌پز و بخارپز کردن بعضی سبزیجات (مثل بروکلی و هویج) سطح آنتی‌اکسیدان‌ها و فیتوکمیکال‌هایی مثل کاروتینوئید و پلی‌فنول را در آن‌ها افزایش می‌دهد.
 بهترین روش پخت سبزیجات برای بهره‌مند شدن از بالاترین سطح موادمغذی در آن‌ها پایین‌ آوردن دما، افزایش زمان و محدود کردن آب مصرفی برای پخت است.میوه‌ها و سبزیجاتی که بهتر است به‌صورت فریز نگهداری شوند :
   روش فریز کردن
1. کلم بروکلی و دیگر کلم‌ها
 کلم بروکلی را به اندازه دلخواه خرد کنید. سپس آن‌ها را به مدت 3دقیقه در آب در حال جوش بریزید. کلم‌ها را آب کش کنید و یک دقیقه زیر آب سرد بگیرید. بعد آن‌ها را کاملا خشک کنید و در کیسه فریزر قرار دهید. فراموش نکنید نام ماده غذایی و تاریخ شروع زمان انجماد را روی آن‌ها بنویسید. کلم‌های شما سه ماه بدون هیچ صدمه‌ای باقی خواهند ماند.
2. لوبیا سبز
لوبیا سبز‌ها را با آب سرد بشویید و سر و ته آن ها  را کوتاه کنید یا اگر مایل بودید آن‌ها را به طول2 سانتی متر قطعه قطعه کنید سپس به مدت 2دقیقه در آب جوش قرار دهید و یک دقیقه زیر آب سرد نگه دارید. آن‌ها را آبکش و با حوله تمیزی خشک کنید. سپس لوبیا سبزها را در کیسه فریزر قرار دهید و زمان آغاز انجماد را روی بسته‌بندی‌ها بنویسید. زمان نگهداری این سبزیجات سه ماه است.
3. اسفناج
اسفناج‌ها را با آب سرد بشویید و ساقه‌های اضافی آن را جدا کنید. بعد آن‌ها را در آب جوش بریزید و به مدت یک دقیقه با حرارت بالا بجوشانید. سپس بلافاصله آن‌ها را به مدت یک دقیقه زیر آب سرد بگیرید. آب اضافی را کاملا بگیرید. بعد آن‌ها را در یک سینی پهن کنید و به مدت30 دقیقه در فریزر قرار دهید . اسفناج‌های یخ زده را در کیسه فریزر بگذارید و پس از درج نام و زمان شروع انجماد در فریزر قرار دهید و تا سه ماه با خیال راحت نگه دارید.
4. هویج
سطح بیرونی هویج‌ها را با چاقوی تیز بتراشید و با آب سرد بشویید. بعد آن‌ها را داخل آب در حال جوش قرار دهید. این عمل باید برای هویج‌های حلقه‌حلقه شده 2دقیقه و برای هویج‌های کامل5دقیقه طول بکشد. آن‌ها را آبکش کنید و به مدت یک دقیقه زیر آب سرد بگیرید و هویج‌ها را خشک کنید. سپس آن‌ها را در ظروف مخصوص یا کیسه فریزر قرار دهید و نام ماده غذایی و تاریخ شروع انجماد را روی آن بچسبانید. در این حالت هویج‌ها به مدت سه ماه بدون این‌که خواص خود را از دست بدهند سالم خواهند ماند.
می توان نخود فرنگی و ذرت را به همین روش فریز کرد.

لالایی علی اصغر سریال مختارنامه

بیا نی نی/متن کامل لالایی علی اصغر سریال مختارنامه از صدیقه بحرانی

لا لا لا لای عزیزم لا لا لا لا لا لای علی اصغرم لا لا لا لا جونم لا لا لا لای
چرا مادر نمی خوابی عزیزم گمانم تشنه ابی علی رود علی رود
لا لا ی لا لا ی لا لای لا لا مادر چه سر داری علی دودم علی رود
چرا مادر علی اصغر گلوی خون فشان داری
عزیزم چرا چشمان پر آب تبسم بر لبان داری علی رود
عزیزم لا لای لا لا لا لای جونم لا لا رودم لا لا لا لا ی علی لا لا لا لای

خانمم آستانه تحمل پایینی دارد

خانمم آستانه تحمل پایینی دارد

خراسان/ تقریبا چهار سال و نیم پیش بود که ازدواج کردم. خودم 27 ساله هستم با مدرک کارشناسی ارشد و درآمد بالا. خانمم را دوست دارم و او هم عاشق من است اما چون کم تجربه است، آستانه تحمل پایینی دارد و سر هر مسئله کوچکی، بدخلقی می‌کند. چه کنم؟
 پاسخ
 ابراز علاقه‌تان به خانم‌تان که ادعا کرده‌اید دوطرفه است، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های لازم برای یک زندگی‌مشترک موفق است. با این حال، مهم‌ترین عاملی که باید در پیامک‌تان به آن اشاره می‌کردید، سن همسرتان است. آیا واقعا تجربه او کم است یا این برداشت شماست. با این حال، بعضی افراد در طول زندگی بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری که بر آن‌ها غالب است، زود رنج و با کوچک‌ترین مشکلی، سریع برانگیخته می‌شوند. در واقع آن‌ها آستانه تحمل پایینی دارند. آستانه تحمل به عوامل زیادی بستگی دارد. زمانی که آستانه تحمل افراد بیش از حد پایین باشد، عواقب بدی می‌تواند گریبان‌گیر خود فرد و اطرافیان او شود. بنابراین چند توصیه به شما می‌کنیم.
   شاید شرایط باعث حساس شدنش شده
زمانی که همسر شما آستانه تحمل پایینی دارد، گاهی کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین مشکلات برای او تبدیل به یک مشکل بزرگ و غیرقابل حل می‌شود. در بعضی از موقعیت‌های خاص زندگی، آستانه تحمل افراد به صورت طبیعی پایین می‌آید مانند بیماری، امتحان داشتن، مکان‌های استرس‌زا و زمانی که منتظر شنیدن خبری هستیم. پس نمی‌توان آستانه تحمل هر فرد را مشخص کرد زیرا در موقعیت‌های حساس آستانه تحمل افراد تغییر می‌کند. یک نکته مهم این است که شاید همسر شما از نگاه و دید شما آستانه تحمل پایینی دارد و در واقع ریشه اصلی این مشکل در جای دیگری است. پس در مرحله اول ابتدا دلیل و ریشه رفتار همسرتان را پیدا کنید.
   همسر تان را درک کنید
در زمانی که همسر شما طاقتش تمام می‌شود، تنها کاری که باید انجام دهید، این است که او را درک کنید و به احساساتش اهمیت دهید. از او بخواهید   با خونسردی تمام درباره تمام مواردی که باعث آزار او شده، با شما صحبت کند. تمام خاطرات خوبی را که با هم داشتید، مرور کنید. سعی کنید با یادآوری خاطرات خوب زندگی و جایگزین کردن آن‌ها با اتفاقات تلخی که همسر شما را آزرده است، شرایط را تغییر دهید. به همراه همسرتان به پیاده‌روی بروید و قدم زنان از او بخواهید که تمام احساسش را درباره این روزهایش بیان کند.
   این مطلب را به همسرتان بدهید
در ادامه چند مهارت و تکنیک را  برای افزایش آستانه تحمل بیان می‌کنم که اگر بتوانید این مطلب را به همسرتان بدهید، کمک بزرگی به زندگی مشترک تان کرده اید. 1- مهارت حل‌مسئله را بیاموزید تا به وسیله آن یاد بگیرید که  چگونه می‌توانید با مشکلات کنار بیایید و آن‌ها را برطرف کنید. 2- در زمان رویارویی با مشکلات، آموزش تنفس عمیق را فرا بگیرید و از آن بهره ببرید. 3- هر زمان فکر و مشکلی شما را آزرده خاطر می‌کند، آن موضوع را یادداشت کنید و برای آن یک جمله بنویسید. سپس به انتها و عاقبت آن موضوع توجه کنید تا به بی‌اهمیت بودن بعضی از افکار که شما را حساس می‌کنند، پی ببرید. 4- در صورت نیاز به یک روان‌شناس بالینی مراجعه کنید تا مشکل‌تان به صورت ریشه‌ای حل شود.
نویسنده : دکتر سیدعلی ظریفی | مشاور خانواده

چگونه محیط خانه را برای نوجوانان محصل آماده کنیم؟

چگونه محیط خانه را برای نوجوانان محصل آماده کنیم؟

بیا نی نی/ شرایط کنونی ایجاب می‌کند که نوجوانان از راه دور و در خانه به تحصیل بپردازند، بهتر است ما برای آرام و مناسب‌سازی فضای خانه بکوشیم.
در سال تحصیلی پیش دانش‌آموزان روزهای تعطیلی زیادی را به علت هوای آلوده، بارش برف و باران داشتند و در انتها هم که به علت شیوع ویروس کرونا، تدریس تنها از راه دور امکان‌پذیر بود. حالا در سال تحصیلی جدید هنوز هم شرایط تدریس از راه دور ، برای برخی مقاطع، بر قوت خود باقیست. کمکی که ما خانواده‌ها می‌توانیم در این شرایط به فرزندان محصل خود کنیم، آماده کردن محیطی آرام و مناسب برای مطالعه دانش‌آموزان و حتی دانش‌جویان است. در ادامه «بیا نی نی» ۵ نکته کلیدی درباره آماده‌سازی محیط خانه برای دانش‌آموزان را بر می‌شمارد.

۱. تجهیزات تدریس از راه دور
دانش‌آموزان، برای تدریس حضوری نیاز به وسیله‌ی نقلیه، تغذیه و لباس فرم مدرسه داشتند. حالا به جای وسیله نقلیه باید تلفن هوشمند، لپتاپ، کامپیوتر یا تبلت داشته باشیم و به جای لباس فرم باید اینترنت با حجم و سرعت مناسب داشته باشیم. فرزندمان نباید استرسِ عدم وجود تجهیزات تدریس را که ضروری هستند، داشته باشد.

۲. حالت نشستن مناسب
بهترین حالت برای نشستن به هنگام درس خواندن، همان حالتی است که دانش‌آموزان سر کلاس می‎‌نشینند (روی صندلی بنشینند و تکیه دهند).در واقع بهتر است که اندازه میز، صندلی و فاصله‌ی آنها با یکدیگر به گونه‌ای باشد که در طولانی مدت موجب گردن درد نگردد. دراز کشیدن ولم دادن وضعیت مناسبی برای تمرکز حواس و یادگیری درس‌ها مناسب نیست.

۳. محل نگهداری وسایل
بهتر است برای نظم و ترتیب دادن وسایل مدرسه قفسه، کمد یا جایی که دانش‌آموز بتواند وسایل خود را آنجا بگذارد، به آنها اختصاص دهید. در واقع، بهتر است خودتان یا با مشورت با دانش‌آموز فقط جا و مکان این وسایل را مشخص کنید و مرتب‌سازی، نظم و ترتیب دادن به وسایل را به عهده خود دانش‌آموز بسپارید.

۴. دقایقی برای استراحت
بهتر است در بین در کلاس‌های درس (یک‌ روز) و انجام تکالیف، دقیقا همانند زنگ‌های تفریح مدرسه، ساعاتی را برای تفریح اختصاص دهید. بهتر است در این بین دانش‌آموز، تحرک فیزیکی داشته باشد و تغذیه مقوی بخورد. از امر و نهی کردن در این ساعات به شدت پبرهیزید و استقلال نوجوان را زیر سوال نبرید.

۵. شخصی‌سازی موارد
بگذارید درسنامه‌ها و جزوات را آنطور که می‌خواهد برای خود شخصی‌سازی کند. در واقع تنها در این شرایط است که او می‌تواند نظمی که بر افکار خود دارد را بر محیط بیرونی نیز اعمال کند. اگر در ابتدا کمی در مسیر درست حرکت نکردند، با بیانی نرم و دوستانه، پیشنهادهایی درباره نظم دادن به مسایل برای آنها بگویید و اسرار بر عمل آنچه گفتید نکنید. اجازه دهید آزمون و خطا کند.
منبع: هاف پست

دردسرساز شدن یادگیری مشاهده‌ای برای «رضا اسدی»!

دردسرساز شدن یادگیری مشاهده‌ای برای «رضا اسدی»!

خراسان/ هافبک تراکتورسازی در حرکتی عجیب، دقایق 50 و 75 بازی نیمه‌نهایی جام‌حذفی تلاش کرد تا شبیه مارادونا با دست گل بزند و اخراج شد
 کافی است فقط کمی اهل فوتبال باشید تا صحنه گل مارادونا معروف به گل دست خدا را دیده باشید. اما آیا تا به حال فکر کرده‌اید دیدن همین صحنه گل می‌تواند تا سال‌ها بدون این‌که شما بخواهید روی برخی انتخاب‌های شما تاثیر بگذارد؛ شبیه اتفاقی که به نظر می‌رسد برای رضا اسدی، بازیکن تیم تراکتورسازی افتاده است. رضا اسدی در بازی با تیم نفت مسجد سلیمان زمانی که تلاش می کرد تا مشابه مارادونا با دست گل بزند، در دو نوبت مرتکب خطای هند شد و در نهایت 15 دقیقه مانده به پایان بازی، از زمین اخراج شد. اما چه ارتباطی بین تماشای گل  با دست مارادونا و خطاهای اسدی می‌تواند وجود داشته باشد؟ این اتفاق از منظر روان‌شناسی، پیام کمتر شنیده شده‌ای دارد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
 
 ما با صرف مشاهده هم یاد می‌گیریم
یکی از تاثیرگذارترین نظریه‌پردازان در زمینه یادگیری، روان‌شناسی به نام «آلبرت بندورا» است. او برای اولین بار موضوع یادگیری مشاهده‌ای را مطرح کرد و با آزمایش‌هایی نشان داد که صرف تماشای یک رفتار می‌تواند به یادگیری یک رفتار منجر شود. این موضوع زمانی قابل تامل‌تر می‌شود که بدانیم مطالعات نشان داده که حتی زمانی که رفتاری نکوهش می‌شود یا فردی که آن را انجام داده با پیامد ناخوشایندی روبه‌رو می‌شود باز هم تماشای آن رفتار به یادگیری منجر می‌شود. نکوهش یک رفتار توسط دیگران و تنبیه یا محرومیت در نتیجه یک انتخاب، روی میزان یادگیری آن رفتار تاثیر چندانی ندارد و تنها می‌تواند احتمال تکرار آن رفتار آموخته شده را تا حدی کاهش دهد اما هیچ وقت احتمال تکرار را کامل از بین نمی‌برد. اما این موضوع چه ارتباطی با خطاهای اسدی در بازی سه شنبه شب دارد؟
 فشار زیاد و سراغ گرفتن از گزینه‌های نامطلوب
اگر ادعا کنیم وقتی ما صحنه گل زدن با دست مارادونا را دیده‌ایم، گزینه گل زدن با دست توسط همه‌ ما آموخته شده است، خیلی بی‌راه نیست. البته این به آن معنا نیست که ما از قوانین فوتبال اطلاعی نداریم یا نمی‌دانیم گل زدن همراه با خطا، حتی وقتی که داور هم متوجه نشود، باز هم کار درستی نیست. با توجه به همه این نکات باز هم، گل زدن با دست، انتخاب اول ما نخواهد بود، مگر این‌که در شرایطی آن‌قدر برنده شدن اهمیت پیدا کند که فکر کنیم شاید بهتر باشد شانسی به این گزینه بدهیم. بازی سه شنبه شب تراکتورسازی با نفت مسجد سلیمان اهمیت زیادی داشت؛ فینال جام حذفی را مشخص می‌کرد و همین می‌تواند نشان دهد که چرا اسدی در دو نوبت سراغ گزینه‌ای رفت که احتمالا سال‌ها قبل با دیدن گل معروف مارادونا بدون این که متوجه باشد، یاد گرفته بود.
 موضوع محدود به فوتبال نیست
بسیاری از ما بدون توجه به موضوع یادگیری مشاهده‌ای، به تماشای فیلم‌های مختلف می‌نشینیم و از آن قابل تامل‌تر به فرزندمان اجازه می‌دهیم هر فیلمی را تماشا کند. اما آیا تا به حال فکر کرده‌اید با تماشای هر فیلمی، در حال آموختن نکاتی از آن هستید. نکاتی که حتی با دانستن این‌که ناشایست هستند اما ممکن است وقتی تحت فشار هستید، سراغ آن بروید؟ این مطلب، فقط   تلنگری است برای داشتن نگاهی آگاهانه‌تر به چنین رفتارهایی.
نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس ارشد مشاوره

روانشناسی علاقه مندان به رنگ آبی

روانشناسی علاقه مندان به رنگ آبی

بیا نی نی/ رنگ آبی ثابت، آرام، خنک، خونسرد، ساکت، قابل اعتماد به عنوان نمادی از ثبات در زندگی ما جا دارد، چون رنگ آبی به شدت با آب و آسمان در ارتباط است !
چون اقیانوس هرگز ناپدید نمی شود و آسمان هیچ گاه فرو نمی افتد، آبی به عنوان رنگی قابل اعتماد، مورد اطمینان و متعهد شناخته می شود. این رنگ را می توان رنگ نظم و ترتیب دانست.
برای آشتی دادن، استفاده از رنگ آبی بسیار موثر است، زیرا آرام، منظم و تسکین دهنده است. این رنگ از اطمینان و اعتقاد الهام می گیرد، به همین دلیل از آن برای طراحی وب سایت، شناسایی ID محصولات و یا شرکت هایی که پیام مهمی دارند، بهره می گیرند.
حتما تاکنون چندین بانک و موسسه مالی را مشاهده کردید که از آبی برای رنگ سازمانی بهره گرفته اند. شواهدی وجود دارد که وقتی به رنگ آبی نگاه می کنیم، مغز سیگنال های شیمیایی ارسال می کند که آرامش بخش هستند.
از این رو امروزه بسیاری از بیمارستان ها از این رنگ برای بخش جراحی و لباس های دکتر ها و پرستارها استفاده می کنند. همچنین رنگ آبی برای درمان تب موثر است. در زمان های قدیم بیماران تب دار را با پارچه های آبی می پوشاندند.
شما می توانید زمانی که در عضوی از بدن احساس درد کردید، با تصور آن عضو به رنگ آبی درد را کاهش دهید.
آبی رنگی بسیار مناسبی برای محیط هایی است که نیازمند تمرکز هستند. قرار گرفتن در میان اشیای آبی نیز تمایل به فکر کردن را بالا می برد. معمولا برای دکور دفاتر از رنگ آبی استفاده می شود، زیرا افراد در این اتاق ها کارایی و تمرکز بیشتری دارند.

شخصیت علاقمندان به رنگ آبی
آبی ها مراقب ترین، تقویت کننده ترین و حمایت گرترین شخصیت ها هستند. آنها با قلب و عاطفه شان زندگی می کنند. هدف زندگی آنها، کمک و دوست داشتن دیگران است.
آنها به بشریت می آموزند که بی عشق، هیچ چیز مفهوم ندارد. آبی ها در این سیاره، برای خدمتگزاری به بشریت آمده اند. آبی درستکار، به بشریت، سر سپردگی، ایثار، از خود گذشتگی و ارزش های والا عرضه می دارد.
آبی ها دوستانه و مهربان هستند. آنها برای آرامش قلب گشاده شان احتیاج دارند تا اوقات زیادی را برای خود داشته باشند. انگیزه آنان خدمت رسانی و کمک به دیگران و ابراز عشق و محبت است.
آنها ایده ها و اندیشه هاشان را بیشتر بر اساس احساس و فطرت پردازش می کنند، تا از دیدگاه ذهنشان. بنابراین ممکن است در مباحث هوشمندانه، احساس کنند که در آن موضع حاضر نیستند.
رفتارهای شهودی و عاطفی، ممکن است به سرعت تفکرات هوشمندانه یا حقایق علمی پذیرفته شود. اما برای آبی ها، هیچ حقیقتی جز آنچه از قلب و روحشان نشأت می گیرد وجود ندارد.
آبی ها دانش و خردی درونی و طبیعی دارند. آنها بدون نیاز به حقایق یا اطلاعات برای اثبات مطلب، آنها را احساس می کنند و می دانند. آنها در دنیای درون خود با صداهایی که آنها را رهنمود می شود، هماهنگ می شوند.
آنها بسیار با دیگران هم احساس می شوند و عواطف و افکار دیگران را درک می کنند. چالش آنها این است که خودشان را محافظت کنند، تا از احساسات اطرافیان صدمه نبینند. آبی ها عاطفی ترین شخصیت ها در بین رنگها هستند و نیاز دارند که دائماً خود را شفاف و متمرکز سازند.
کارهای مفید آنان، صحبت با دوستان در مورد مشی درونی شان، نوشتن مطلب در یک مجله، یا حتی سکوت است. ایشان از این طریق عواطف شدیدشان را تسکین می بخشند.
برخی آبی ها، دیگران را بیشتر از خودشان دوست دارند. آنها پرستار و مادر زاده شده اند. آنها تاریخ تولدها را به خاطر دارند، مراقب بیماران هستند و همیشه شانه ای گرم برای کسانی هستند که می خواهند گریه کنند. آنها ناصح، مشاور و شفاگرند.
بسیاری از افراد از بودن با آبی ها لذت می برند، زیرا آنها عشق، اعتقاد و بخشایش را بروز می دهند. آبی ها به آسانی می گریند و عواطف قوی لذت، حزن، شفقت و فروتنی را بدین ترتیب تسکین می بخشند.
دیگر رنگها غالباً به سختی عواطف شدید آبی ها را درک می کنند. به هر تقدیر، این عمق عاطفی به آنان گرما، بخشندگی و حمایت گری را نسبت به دیگران بخشیده است.
موهبت عمده ی آبی ها، توانایی ابراز عشق بلاشرط، شهود قدرتمند و “دانش درونشان” می باشد. مهم نیست چه می شود، آنان همواره می بخشند. آنها “بسیارنجیب” هستند و از آن ویژگی نیز بهره مند می شوند. بنابراین باید در تمام موفقیت ها مراقب خود باشند، تا کسی به آنها توهین نکند.
آبی ها، معمولاً حق دیگران را بدون کمترین مقاومت می پذیرند. سازش و مدارا شعار آنان است. برای آنان، تشخیص و تمیز صحیح، ماندن در موضع قدرت و “نه” گفتن در مواقع لزوم، مشکل است.

درستکاری در راس همه ی امور قرار می گیرد، ولو در اغلب موارد آنان به دیگران اجازه می دهند تا از آنها سودجویی کنند و آنها را منزجر، مضطرب و ناامید سازند.

برخی از آبی ها بیش از هر چیز دیگر به علایق دیگران اهمیت می دهند. آنها از شنیدن مشکلات دیگران لذت می برند، و نیز گنجایش آن را دارند که مشکلات آنان را درک کنند، بدون آن که بر وقایع، قضاوتی داشته باشند.

از آن جا که وقت زیادی را صرف علایق دیگران می کنند، بعضاً خودشان را فراموش می کنند. آنچه برای آبی ها بیش از هر چیز اهمیت دارد، این است که باید وقت بیشتری را برای رشد و تکامل خودشان اختصاص دهند، تا کمک به اطرافیان.
بعضی از آبی ها ترسی ریشه ای از این دارند که اگر به زندگی خودشان ارجحیت دهند، دیگران آنان را طرد کنند، از خود برانند و دیگر دوستشان نداشته باشند. آنان از صدمه زدن به دیگران می ترسند، چراکه خود از صدمه دیدن می ترسند.
آنها فوق العاده نیازمند این هستند که عشق به خود را تشخیص دهند و بفهمند که “نه” گفتن به مفهوم “دوستت ندارم” نیست. آنها باید مرزهاشان را با دیگران تعیین سازند، زیرا آمادگی این را دارند که به دوستان و حتی غریبه ها اجازه دهند که وارد میدان انرژی شان شوند که در این صورت ایشان ابزار محافظت لازم را در خود ندارند.

زندگی اجتماعی آبی ها
آبی ها از بودن با مردم لذت می برند. آنها بسیار اجتماعی هستند و همیشه به فکر نیازهای آنان می باشند. آبی ها در تمام حیطه های اجتماع، که نیاز به ارایه ی خدمات و حمایت است، حاضر می شوند. آنها این کارها را بی هیچ چشم داشتی می کنند و در واقع نیروی قدرت مند عشق و شفقتشان را آزاد می سازند.
دوستی آبی ها، مدوام و پابرجاست. آن ها با دوستدارانشان قویاً متصل هستند، هرچند تماس نزدیک نداشته باشند. آنها در تمام ابعاد، از قبیل شیوه های رایجی چون نامه نوشتن یا مکالمه ی تلفنی با دوستدارانشان با عشق و محبت ارتباط برقرار می کنند.
آبی ها نمود مؤنث یا طبیعت مادر تقویت کننده را دارند. آنها جنبه ی فعال مردانه را متعادل می کنند، و به ما کمک می کنند تا هر دو انرژی را در درون خودمان و در جامعه مان همگرا کنیم.
آبی ها باید در یک خویشاوندی هماهنگ باشند، تا بتوانند سالم زندگی کنند. آنها می خواهند دوست بدارند و نیز دوست داشته شوند. آنها تزویج شگفت انگیزی دارند، زیرا دوست دارند معشوقشان را مورد حمایت و مراقبت قرار دهند.
سبک زندگی آبی ها زندگی خانوادگی است که از دل، شاد و هماهنگ باشد. آنها از همسرشان توقع دارند که قدرتمند و آزاد پاسخ عشقشان را بدهد و نیز حمایتگر و مراقب آنان باشد. برای آنان سخت است که بفهمند که دیگران عمق عواطف قوی آنها را درک نمیکنند و رفتارهای عاطفی و ذهنی متفاوتی دارند.

ازدواج طرفداران رنگ آبی
آبی ها خواهان ازدواج و زندگی در یک خانواده ی مستحکم هستند. عشق و محبت، برای آنان از رابطه ی جنسی، مهم تر است. نوازش و احساس محبت و عاطفه همسرشان مهمتر از هیجان تحریک جنسی است.
رابطه جنسی برای آنان یک تجربه ی عاطفی و روحی است و برای آنان که زوج هایی روحی هستند، رشته های قوی ایجاد می نماید.
آبی ها وفادار هستند و یک زوج بیشتر اختیار نمی کنند. اگر آنها از همسرشان توقع عاطفی زیادی داشته باشند، ممکن است آنها را از خود برانند. در خویشاوندی های نامتعادل، آنها وابسته می شوند. روابط خویشاوندی برای آبی ها زمینه ی وابستگی را بوجود می آورد.
آبی ها دوستدار شخصیت قدرت قرمزهای پررنگ، امنیت نارنجی – زردها و استقلال سبزهای پررنگ هستند. آنها باید مطمئن شوند که متضرر نیستند و اساس روابط بر آگاهی و عشق است.
نارنجی ها و آبی ها در طیف متضاد هم هستند، بنابراین فوق العاده می توانند برای یکدیگر آموزنده باشند. آبی ها و آبی ها رابطه ای بیش از حد عاطفی خواهند داشت، مضاف بر این که هیچ یک قادر به هدایت رابطه نخواهند بود.
آبی ها اشتیاق و روحانیت بنفش ها و ارغوانی ها را دوست دارند. سفید ها و آبی ها، خداوند و روحانیت را در رابطه شان به طرز باورنکردنی دارا هستند.
برای آبی ایجاد یک زندگی روحانی هماهنگ به همراه همسری مهربان و آگاه بسیار مهم است و آنگاه آنها زندگی رضایت بخش و شاد توأم با صلح و صفا خواهند داشت.


امور مالی و شغلی طرفداران رنگ آبی
ارزش های عاطفی و روحی برای آبی فوق العاده برتر از پول است و نقشی عمده تر از مسایل مالی دارد. آبی ها با پول محتاطانه و مراقب عمل می کنند. آنان باید مطمئن شوند که تمام مخارج و نیازهایشان را تحت پوشش قرار داده اند و در شرایط طبیعی، هرگز خود را در مخاطرات مالی نمی اندازند.
آبی ها مشاوران و تراپیست های فوق العاده ای هستند. شنوندگانی عالی هستند و به راحتی می توانند خود را با احساسات و افکار دیگران هماهنگ سازند. آنها دوست دارند در خدمت دیگران باشند، خصوصاً اگر این امر به صورت دسته های تک نفره باشد.
اگر آبی ها شغلی را انتخاب کنند، که به آنان زمینه ی ابراز وجودشان را ندهد، آنها غمگین می شوند. در گذشته آبی ها، اساساً در مشاغل خصوصی یا اجتماعی یا در منازل به عنوان مادر یا خانه دار مشغول می شدند.
در چند دهه اخیر، موقعیت های بیشتری در دسترس است و بسیاری از آبی ها، افق هایشان را گسترانیده اند و تا مشاغل تجاری نیز پیش رفته اند. آنها وفادار، حمایت گر و گروه محورند.
آنها روح جمع را با ذکر مثال، رهبری می کنند؛ آنها به دیگران نشان می دهند که کار کردن و ایجاد محیطی حمایت کننده، گروه را شکوفا می کند و آنها را به حصول موفقیت های حیرت آمیز و قدرتمند مفتخر می کنند.
آبی ها مشکلاتشان را با حفظ آرامش و نفوذ به آن حل می کنند. آنها به شهودشان گوش فرا می دهند و به آن اعتماد می کنند، و با موقعیت از موضع قدرت برخورد می کنند. آنها دانشی درونی دارند، بنابراین می دانند باید چه کنند.
چالش آنها عملکرد لازم و ایجاد تغییرات است. بهتر است عادات و الگوهای کهنه را کنار بگذارند و با آغوش باز موقعیت های جدید را بپذیرند.
آبی ها معمولاً برای تصمیم گیری احتیاج به فرصت دارند. اما با توجه به الهامات درونی که دارند، قادرند تصمیمات محکمی اتخاذ نمایند که نه تنها برای خود که برای عموم جامعه ارزشمند است.
وقتی آبی ها با توجه به شهودشان وارد عمل می شوند، رشد و تعالی فوق العاده ای می کنند و اهداف شخصی شان را از عشق به خود و تقویت شخصی تا خدمت به بشریت گسترش می دهند.

برخی مشاغل آبی ها، عبارتند از:
شفاگر
پرستار
کشیش
راهبه
خانه دار
مادر
پرستار بچه
خدمات شخصی
کارگزار اجتماعی
مشاور
معلم
تراپیست
مشاور فنی
درمانگر
منشی
حسابدار
مدیر شخصی
داوطلب 

با اصول دکوراسیون کلاسیک آشنا شوید

با اصول دکوراسیون کلاسیک آشنا شوید

منودلیار/ دکوراسیون کلاسیک ویژگی های مخصوص به خود را دارد که خیلی از ما با اصول آن به طور کلی آشنایی داریم. سنگ مرمر، طاقچه های دیواری، گچبری های سقف و دیوار، آینه کاری، پوشش چوبی پنجره ها و… همه ما را به یاد دکوراسیون خانه های شیک و قدیمی می اندازند. با این حال دکوراسیون کلاسیک هنوز هم طرفداران خاص خود را دارد و برای ما یادآور خاطرات دلنشینی است. ترکیب بندی، نکته مهمی است که در دکوراسیون کلاسیک باید حتماً به آن توجه کنی. من در این مقاله ۷ اصل دکوراسیون کلاسیک را به تو معرفی می کنم. اگر دوست داری می توانی از تمام این عوامل در دکوراسیون شیک خانه ات استفاده کنی و یا تنها به استفاده از تعدادی از آنها اکتفا کنی.

۱. گچبری:
هیچ چیز در دکوراسیون کلاسیک حس از مد افتادگی را به تو منتقل نمی کند. همه اجزا و تزئینات کلاسیک، سنتی و بدون تاریخ انقضا هستند و زمانی برای پایان دوران آنها وجود ندارد. یکی از جذاب ترین تزئینات منزل در دکوراسیون کلاسیک، گچبری های ساده، گیاهی و ترکیبی است که گاهی همرنگ دیوارها و گاهی طلایی یا رنگی هستند. انتخاب تابلوها و قاب عکس هایی با سبک کلاسیک برای دیوارهای گچبری شده و استفاده از مدال ها و اکسسوری های کوچک و قدیمی برای تزئین طاقچه های طرح دار دیواری باعث ایجاد ترکیبی موزون و برازنده در دکوراسیون شیک تو می شود.

۲. آینه کاری های طلایی:
برای افرادی که در آپارتمان های اجاره ای زندگی می کنند، این آینه های طلایی که به دیوار وصل می شوند یا صرفاً به آن تکیه می کنند، انتخاب مناسبی است؛ چرا که از سویی باعث ایجاد تنوع در ظاهر خانه می شود و از سوی دیگر دیوارهای ساده را جذاب می کند و با دیوارهای گچبری شده هم هماهنگ است. همچنین مثل آینه های کنسول دار بزرگ و جادار نیست و می تواند یک دیوار خالی را پوشش دهد. این آینه های طلایی حسی لوکس و شیک را به فضای تو منتقل می کنند.

۳. پرده ها:
فرقی نمی کند تو از چه طرحی برای پارچه پرده ها استفاده کنی؛ طرح های ساده با زمینه خنثی، نقش گلگلی یا حتی طرح های ساده اسلیمی، همه و همه در دکوراسیون کلاسیک جا دارند. تنها نکته مهم این است که پرده ها بلند باشند و فضا را با رنگ، طرح و ابعاد خودشان تحت تأثیر قرار دهند. استفاده از پرده های بلند که از سقف تا کف زمین امتداد دارند، چشم را از بالا به پایین اتاق به حرکت در می آورد و به این ترتیب سقف بلندتر و فضا بزرگتر و اشرافی تر به نظر می رسد.

۴. لوسترهای کریستالی:
لوسترهای کریستالی علاوه بر اینکه نور مناسب و لازم برای فضای ورودی یا اتاق نشیمن را فراهم می کنند، جلوه باشکوهی به فضا می بخشند و به خوبی با دیوارهای گچبری شده یا آینه های طلایی هم نشینی دارند. این روزها مدل های بی شماری از لوسترها و چلچراغ های کریستالی طراحی شده اند که سایزهای مختلف و فرم های به روزی دارند و تو می توانی مطابق با فضایی که داری، هر نوعی را که بخواهی انتخاب کنی.

۵. عتیقه جات و وسایل آنتیک:
در خانه هایی که دکوراسیون کلاسیک دارند، عتیقه جات و وسایل آنتیک حرف مهمی برای گفتن دارند و به خوبی می توانند فضا را تغییر دهند. قفسه های سبک نئوکلاسیک، مجسمه های نیم تنه مرمری، گلدان ها و بشقاب های سرامیکی و چینی و همه وسایل کوچک و بزرگی که حسی فراتر از زمان حال را به فضا منتقل کنند، برای دکوراسیون کلاسیک مناسب و جذابند.

۶. صندلی های انحنا دار:
این صندلی ها به خوبی می توانند به نقطه تمرکز اتاق نشیمن و دکوراسیون کلاسیک تبدیل شوند و در یک دکور شیک و جذاب، به عنوان پس زمینه تزئینات و عتیقه جات یا پیش زمینه دیوارهای گچبری شده و آینه های طلایی قرار بگیرند. این صندلی ها نه تنها زیبا هستند، بلکه به خاطر پشتی منحنی که دارند برای نشستن هم مناسبند.

۷. طاقچه های مرمری:
نقطه اصلی هر اتاق کلاسیک که چشم را به خود خیره می کند، این طاقچه های مرمری هستند که یادآور خاطرات، علائق یا چیزهای الهام بخش و دوست داشتنی زندگی خیلی از ما هستند. بعضی از این طاقچه ها گچبری شده اند؛ اما بسیاری از آنها ساده و مرمری اند و می توانی از آنها به عنوان محل قرارگیری مجسمه ها، شمعدان ها و چیزهای کوچک و بزرگ تزئینی استفاده کنی. این طاقچه ها فضا را کمی شخصی تر می کنند و با توجه به آنچه که به نمایش می گذارند، هویت دکوراسیون را تعیین می کنند.
کدام اصول دکوراسیون کلاسیک برایت آشنا بود؟ فکر می کنی بیشتر طرفدار دکوراسیون کلاسیک هستی یا دکور مدرن را ترجیح می دهی؟ دوست داری در مقاله ای در مورد دکوراسیون مدرن و اصول آن با هم صحبت کنیم؟